WEBVTT

00:00:00.859 --> 00:00:04.851
طراحی مجلات تاثیرگذار

00:00:06.462 --> 00:00:11.435
میدونید کار مطبوعاتی مزایای خودش رو داره

00:00:11.460 --> 00:00:15.150
من در ابتدای کار به طراحی
مجلات علاقه پیدا کردم

00:00:15.150 --> 00:00:17.752
که در واقع طراحی گرافیک است

00:00:19.392 --> 00:00:21.152
چه تصویر باشد 
چه تایپ

00:00:21.230 --> 00:00:23.870
چه فضای سفید
چه کل چارچوب طرح

00:00:23.870 --> 00:00:27.245
چطور میتونم اون چیزی که خوانده ام رو

00:00:27.313 --> 00:00:29.575
از طریق رنگ، بافت، اشکال

00:00:29.600 --> 00:00:32.330
و از طریق تصمیماتم تقویت کنم؟

00:00:32.330 --> 00:00:34.721
اینجاست که طرح میتواند خیلی قدرتمند شود

00:00:38.333 --> 00:00:43.348
مطالعه موردی:
نظر خواننده را با متن اصلی جلب کنید

00:00:43.690 --> 00:00:50.903
همیشه و امروزه بیش از پیش سخت شده که کاری کنیم
شخصی رو ترغیب به خواندن مجله و روزنامه کنیم

00:00:51.000 --> 00:00:54.600
و بخشی از کار شما به عنوان
طراح اینه که به این موضوع کمک کنید

00:00:54.600 --> 00:00:56.370
کمک کنید که وارد خواندن بشن

00:00:56.370 --> 00:00:58.680
در غیر این صورت ممکنه یه مقاله خیلی خوب

00:00:58.680 --> 00:01:00.300
یا اطلاعاتی مهم رو از دست بدن

00:01:00.300 --> 00:01:05.160
بنابراین اگر در متن اصلی به تایپ نپردازید

00:01:05.160 --> 00:01:08.100
در اون صورت ممکنه واقعا
برای خواننده کم گذاشته باشید

00:01:08.100 --> 00:01:10.170
چون اطلاعاتی که ارائه داده خوانده نمیشه

00:01:10.170 --> 00:01:14.040
و همچنین برای خواننده هم کم گذاشته اید،
چون این اطلاعات مهم رو از دست میده

00:01:14.040 --> 00:01:17.400
این مقاله در مورد رقص تکنو بود

00:01:17.400 --> 00:01:22.789
و این تصاویری بود که
در اختیار من گذاشته بودند

00:01:22.814 --> 00:01:30.255
و گویا خود را به تجربه تحرک یا
اشکال این ستون ها هماهنگ میکند

00:01:30.280 --> 00:01:32.800
دوتا از ستون ها در سمت راست بهم چسبیدن

00:01:32.800 --> 00:01:35.210
یا تقریبا متصل شدند
چیز مهمی نیست

00:01:35.210 --> 00:01:37.890
فقط فضای سفید و تحرک رو در اینجا حس میکنم

00:01:37.890 --> 00:01:39.870
و هیچ دلیلی نمیبینم که چرا

00:01:39.870 --> 00:01:44.662
باید این رو برداریم و بذاریم
کامپیوتر این سه ستون رو یکدست کنه

00:01:44.687 --> 00:01:46.890
چپ چین کنه و فواصل رو یکی کنه

00:01:46.890 --> 00:01:48.570
همه میگن این مقاله خسته کننده است

00:01:48.570 --> 00:01:52.177
فریاد میزنه که منو نخونید

00:01:52.177 --> 00:01:54.010
خب، در این یکی داریم با حروف بازی میکنیم

00:01:54.010 --> 00:01:57.010
اینجا در واقع فونت خیلی ساده ای داریم

00:01:57.010 --> 00:01:59.382
کلمه ودج در ودج پیپل

00:01:59.410 --> 00:02:00.885
آخرش حرف «ای» رو داریم

00:02:01.010 --> 00:02:03.940
اما آوردمش پایین تا تبدیل
به «ای» در کلمه «پیپل» بشه

00:02:04.060 --> 00:02:05.870
و همچنان به نظر جواب داده

00:02:05.870 --> 00:02:07.990
این جور چیزا منو جذب میکنند

00:02:08.377 --> 00:02:10.240
امیدوارم که جالب ترش کنه

00:02:10.240 --> 00:02:13.260
و به خواننده نوید میده که این مقاله
ممکنه ارزش وقتتون رو داشته باشه

00:02:13.260 --> 00:02:15.018
اینجا یه خبرایی هست

00:02:15.565 --> 00:02:18.100
این در رابطه با یه گروه
موسیقی دیگه به نام سوپرچانکه

00:02:18.100 --> 00:02:20.950
در اینجا هم فهمیدم که
میتونم کلمه سوپر رو بردارم

00:02:20.950 --> 00:02:23.770
و از داخل متن اصلی بیرونش بکشم

00:02:23.770 --> 00:02:26.110
یه جورایی قطعات کلمات درست کنم

00:02:26.110 --> 00:02:27.590
برام یه جورایی جالب بود

00:02:27.590 --> 00:02:30.100
بنابراین کلمات حول
کلمه سوپر پیچیده نشده اند

00:02:30.100 --> 00:02:32.740
بلکه در کلمه سوپر محو شده

00:02:32.740 --> 00:02:35.950
اصل مطلب رو میرسونه

00:02:35.950 --> 00:02:40.065
این یه چارچوب ساده برای تونی
هاوک در مجله فرهنگ ساحل است

00:02:40.090 --> 00:02:45.128
تضادی با شکل مربع عکس که
تحرک خوبی هم داره درست کردم

00:02:45.153 --> 00:02:48.580
برای اینکار از حرف
«او» در اسمش استفاده کردم

00:02:48.580 --> 00:02:54.583
و امید است که ارجاعی به چرخ،
حرکت و اسکیت بورد در اینجا داشته باشیم

00:02:54.640 --> 00:02:59.170
و خطوطی که اکس ساخته اند در
این ترکیب نقش بسزایی بازی میکنه

00:02:59.170 --> 00:03:01.887
اگر حذفش کنیم دیگه جواب نمیده

00:03:02.000 --> 00:03:03.512
بنابراین این ها همه عناصر طراحی هستند

00:03:03.537 --> 00:03:06.090
و این کاری است که به عنوان طراح انجام میدید

00:03:07.440 --> 00:03:11.298
من معمولا در صفحه فهرست
مجله شماره صفحات رو نمیذارم

00:03:11.323 --> 00:03:13.577
اما در این نسخه از مجله موج
سواری پرتغال تصمیم گرفتم که

00:03:13.577 --> 00:03:14.160
میدونی چیه؟

00:03:14.160 --> 00:03:16.250
اینجا دیگه خیلی از شماره
صفحات استفاده میکنم

00:03:16.250 --> 00:03:17.820
بنابراین اینجا به اندازه
ای خیلی بزرگ داریمشون

00:03:17.820 --> 00:03:21.995
و این شماره ها در صفحات
شروع مقالات هم می بینید

00:03:22.020 --> 00:03:26.070
برای مثال این مقاله در صفحه 92 است

00:03:26.070 --> 00:03:30.090
و شماره صفحه تبدیل به
عنصر گرافیکی خیلی مهمی میشه

00:03:30.090 --> 00:03:34.895
و به نظرم به حس نتها چارچوب صفحه که کل مجله

00:03:34.920 --> 00:03:37.140
و به نوعی مخاطبشان کمک میکنه

00:03:37.140 --> 00:03:39.660
این میشد صفحه 76

00:03:39.660 --> 00:03:45.510
عکس صفحه فهرست اثر آلبرت
واتسون که عکاس خیلی خوبی است

00:03:45.510 --> 00:03:47.100
هیچ عدد صفحاتی نداره

00:03:47.100 --> 00:03:49.800
فقط مقالات رو به ترتیب آوردنشان لیست کردم

00:03:49.800 --> 00:03:54.114
و به نظرم مردم بهرحال
مجلات رو از آخر به اول میخونن

00:03:54.440 --> 00:03:58.860
یه صفحه فهرست و یه عکس
فوق العاده دیگه از آلبرت واتسون

00:03:58.885 --> 00:04:03.965
همیشه فکرم این بوده که چیزی که
میخوام در طرح روی جلد بهش برسم

00:04:03.990 --> 00:04:07.833
اینه که کاری کنم که یکی مجله رو برداره

00:04:08.190 --> 00:04:11.490
میخوام توجه یکی رو روی
دکه روزنامه فروشی جلب کنم

00:04:11.490 --> 00:04:18.965
نمیخوام هرچیزی که در این نسخه مجله
است رو مودبانه در دو ستون لیست کنم

00:04:18.990 --> 00:04:20.920
میخوام که بهش واکنش نشون بدن

00:04:20.920 --> 00:04:23.640
بگن واو، چخبره اینجا

00:04:23.640 --> 00:04:26.790
خطوط روی جلد نشون میدن
که چی در این نسخه است

00:04:26.790 --> 00:04:29.870
خط چهارم از بالا تونی هاوک است

00:04:29.870 --> 00:04:31.590
که اسکیت بورد بازی مشهور و شناخته شده است

00:04:31.590 --> 00:04:33.660
در آن زمان اوایل کارش بود

00:04:33.660 --> 00:04:35.700
اما اسمش برعکسه

00:04:35.700 --> 00:04:39.540
چیز مهمی نیست اما ممکنه برخی از هوادارانش

00:04:39.540 --> 00:04:41.850
یا کسانی که اسکیت بورد بازی کردنش رو
دنبال میکردند امید است که متوجه اش بشن

00:04:41.850 --> 00:04:44.609
میدونید، به پشتک زدناش معروف بود

00:04:44.634 --> 00:04:49.024
بنابراین مسئله اینه که
همینطوری کارتون رو نکنید

00:04:49.049 --> 00:04:51.649
بلکه به جزئیات دقت کنید

00:04:51.780 --> 00:04:56.585
اینجا بعد از اینکه در نسخه قبلی یه
جلد دیوانه وار داشتیم، تصمیم گرفت که

00:04:56.610 --> 00:04:58.840
کار ساده و تمیزی ارائه بدم

00:04:58.840 --> 00:05:03.575
این عکسی از آنتون کوربن است که
برای مقاله ای در مجله ارائه شده بود

00:05:03.600 --> 00:05:08.165
اما وقتی دیدمش، میدونستم
که این نسخه پایان تابستان است

00:05:08.190 --> 00:05:11.250
با خودم گفتم که این عکس بی
نقصی برای پایان تابستان است

00:05:11.250 --> 00:05:12.540
و تبدیل به جلد شد

00:05:12.540 --> 00:05:15.940
بنابراین هر جلد و هر صفحه
ای پروژه طراحی خاص خودشه

00:05:15.940 --> 00:05:19.385
که هر مجله ای که روش کار
کردم رو به کلی کار بیشتر تبدیل کرده

00:05:19.410 --> 00:05:22.660
اما همچنین کار کردن روی
آن ها رو خیلی باحال تر کرده

00:05:22.660 --> 00:05:26.820
و به نظرم باعث شده
که مجله به جایگاه جالبتری

00:05:26.820 --> 00:05:28.950
نسبت به اینکه همینطوری
منابع رو بریزیم توش، برسه

00:05:29.481 --> 00:05:34.685
مطالعه موردی:
چیزها رو در جاهای واضح و منطقی نذارید

00:05:34.710 --> 00:05:40.648
نباید همیشه کلمه واضح
و مبرهن رو هایلایت کنید

00:05:40.810 --> 00:05:44.580
این برای کتابی با نام «پروژه ترس» بود

00:05:44.580 --> 00:05:48.706
در مورد چیزهایی صحبت میکنه که نویسنده ازش
میترسیده و امتحانشون کرده و بر ترسش غلبه کرده

00:05:48.731 --> 00:05:50.780
و در جایی من متوجه شدم که واو

00:05:50.780 --> 00:05:54.720
ببین وقتی که کلمه ترس رو
خیلی کوچیک میکنم چی میشه

00:05:54.720 --> 00:05:59.070
و شاید، شاید با کوچکتر
کردن کلمه ترس از کلمه «د»

00:05:59.070 --> 00:06:02.280
در واقع به نوعی یکم ترسناکتر بشه

00:06:02.280 --> 00:06:03.280
یه چیزی اینجا داریم

00:06:03.280 --> 00:06:07.650
شاید اونقدرا مستقیم نباشه اما بالاخره

00:06:07.650 --> 00:06:10.530
به چیزی که اینجا میبینید، رسیدم

00:06:10.530 --> 00:06:13.562
و برای من یجورایی شومه

00:06:13.587 --> 00:06:15.981
و یجورایی ترس رو اینجا می‌بینیم

00:06:16.020 --> 00:06:21.485
به نظرم پیام بزرگتر اینجا اینه که
محدود به انتخاب های واضح نشید

00:06:21.510 --> 00:06:24.090
خب مطمئنا ترس باید کلمه بزرگتر باشه

00:06:24.090 --> 00:06:27.750
و احتمالا باید بزرگ و سیاه و ترسناک بکنیدش

00:06:27.750 --> 00:06:29.640
اما نه همینطوری

00:06:30.600 --> 00:06:34.140
مجله موج سواری پرتغال یه
جلدی داشت و موضوع در اینجا

00:06:34.140 --> 00:06:35.680
سالگرد 25 سالگی مجله است

00:06:35.680 --> 00:06:37.530
و در این نوشته این رو نوشته

00:06:37.530 --> 00:06:39.990
در پایین اون دو شکل

00:06:39.990 --> 00:06:42.089
در اصل میذاشتمش وسط

00:06:42.114 --> 00:06:43.840
چون انگار میخواد اینجا باشه

00:06:43.840 --> 00:06:46.090
اما با توجه به مخاطب مجله و موضوعش

00:06:46.090 --> 00:06:48.960
مشکلی نداره که پایین و
زیر اون شکل سیاه باشه

00:06:48.960 --> 00:06:52.360
و کاملا در وسط و بین اون دو شکل نباشه

00:06:52.360 --> 00:06:56.565
تشویقتون میکنم که چیزها رو
در جایی که انتظارش میره نذارید

00:06:56.590 --> 00:06:58.170
در مکان واضح و مبرهن نذاریدشون

00:06:58.170 --> 00:07:00.270
شاید یه جای جالبتری براش باشه

00:07:00.270 --> 00:07:03.930
که تنها شما پیداش میکنید
و اون جای واضح و مبرهن نیست

00:07:04.151 --> 00:07:09.005
مطالعه موردی:
خوانایی موضوعی نظری است

00:07:09.873 --> 00:07:13.115
مردم در مورد نسخه های
اولیه مجله ری گان میگفتند

00:07:13.140 --> 00:07:14.550
نمیشه هیچیش رو خوند

00:07:14.550 --> 00:07:16.010
اوه، ناخواناست

00:07:16.010 --> 00:07:17.660
البته که اینطور نیست

00:07:17.660 --> 00:07:20.755
خوانایی خیلی به اونچه علاقه
به خوندنش دارید ربط داره

00:07:20.780 --> 00:07:25.636
و با این مخاطبان این طرح های افراطی و تجربی

00:07:25.661 --> 00:07:31.195
احتمالا بهشون کمک کرد که با مجله همذات
پنداری کنن یا حتی بیشتر ازش خوششون بیاد

00:07:31.430 --> 00:07:32.480
ناخوانا بود؟

00:07:32.480 --> 00:07:34.820
نه، البته که نه

00:07:34.820 --> 00:07:37.490
آیا مجله علمی و پزشکی بود؟

00:07:37.490 --> 00:07:38.030
نه

00:07:38.030 --> 00:07:42.230
در مورد اسکیت بورد و موج
سواری و راک اند رول بود

00:07:42.230 --> 00:07:46.495
و خوشبختانه فرصت این رو داشتم
که کمی از این نوع تفکر رو بردارم

00:07:46.520 --> 00:07:49.364
و به کارهای مرتبط با مشتریان انتقالش بدم

00:07:49.697 --> 00:07:53.707
گس خوانایی صرف تضمین کننده انتقال پیام نیست

00:07:53.815 --> 00:07:55.495
یه ضرب المثلی هست که میگه

00:07:55.520 --> 00:07:57.920
کتاب رو از روی جلدش قضاوت نکنید

00:07:57.920 --> 00:07:59.840
و من میگم که نه، این غلطه

00:07:59.840 --> 00:08:01.910
اگر طراح کارش رو خوب انجام داده باشه

00:08:01.910 --> 00:08:04.040
میشه کتاب رو از روی جلدش قضاوت کرد

00:08:04.040 --> 00:08:05.270
به این معناست که طراح کتاب رو خونده

00:08:05.270 --> 00:08:06.360
بررسی اش کرده

00:08:06.360 --> 00:08:07.250
درکش کرده

00:08:07.250 --> 00:08:09.000
و اون رو روی جلد نشون داده

00:08:09.000 --> 00:08:10.525
پس این کاریه که من میکنم

00:08:10.525 --> 00:08:12.150
نه، کتاب رو از روی جلدش قضاوت نکنید

00:08:12.150 --> 00:08:12.680
نه، نه

00:08:12.680 --> 00:08:15.097
اگر طراح کارش رو درست انجام داده باشه
اگر شما کارتون رو درست انجام داده باشید

00:08:15.097 --> 00:08:16.720
بله

00:08:16.720 --> 00:08:18.760
ساده است که بگیم، اره
به غریزه ات اطمینان کن

00:08:18.760 --> 00:08:19.600
این عالیه

00:08:19.600 --> 00:08:22.210
اما همه غریزه رو دارند

00:08:22.210 --> 00:08:25.570
موضوع اطمینان داشتن و گوش دادن بهشه

00:08:25.570 --> 00:08:28.450
پدر من در آمریکا خلبان پرواز آزمایشی بود

00:08:28.450 --> 00:08:32.710
و در آن زمان که کامپیوتر و چیزی نبود

00:08:32.735 --> 00:08:35.260
دولت یه هواپیمای جدید میساخت

00:08:35.260 --> 00:08:37.979
و میگفتن که برو ببین این پرواز میکنه یا نه

00:08:38.019 --> 00:08:46.837
و یادمه پدرم میگفت متوجه شدند که اغلب
در ارتفاع و زاویه و سرعتی، از هوش میرفتند

00:08:47.590 --> 00:08:51.705
متوجه شده بود که اگر با تمام وجود
شروع به فریاد کشیدن بکنه، از هوش نمیره

00:08:51.730 --> 00:08:54.700
بنابراین به خلبان های دیگه
گفت که در این درجه و این زاویه

00:08:54.700 --> 00:08:55.480
شروع به فریاد کشیدن کنید

00:08:55.480 --> 00:08:56.620
اینطوری از هوش نمیرید

00:08:56.620 --> 00:09:04.375
این شروع صحبت خیلی خوبیه که مردم بهم میگن اه
حالا متوجه شدم چرا در طراحی گرافیک خطر میکنی

00:09:04.400 --> 00:09:06.970
پدرت خلبان پرواز آزمایشی بوده

00:09:06.970 --> 00:09:10.630
من میگم، فکر نمیکنم این همون باشه

00:09:10.630 --> 00:09:16.734
منظورم اینه که بعضی از این تصمیماتی که
مثلا باید بین فونت سریف و سانس سریف بگیرم

00:09:17.475 --> 00:09:20.175
چیزی نیست که جون آدم رو به خطر بندازه

00:09:20.200 --> 00:09:22.340
پس چرا خطر نکنم؟

00:09:22.340 --> 00:09:24.670
چرا یکم از خودم رو وارد کار نکنم

00:09:24.670 --> 00:09:27.030
چرا فراتر از حدود خودم نرم؟

