WEBVTT

00:00:03.546 --> 00:00:07.010
نگارش شعر

00:00:07.550 --> 00:00:12.773
از زندگی خودتون بنویسید

00:00:21.812 --> 00:00:24.260
بیشتر کار نگارش شعر با منه

00:00:24.260 --> 00:00:27.920
و سابقه من در مورد این موضوع اینه که

00:00:27.920 --> 00:00:29.651
در درس انگلیسی خیلی خوب نبودم

00:00:29.676 --> 00:00:32.549
اصلا ادبیات نخوندم

00:00:32.549 --> 00:00:36.401
بیشتر اینطور بود که اشعار
دیگران رو میخوندم و یاد می گرفتم

00:00:36.426 --> 00:00:41.215
مثلا شعرهای لئونارد
کوهن یا نام ویتز یا نیک کیو

00:01:00.810 --> 00:01:03.870
در مورد موضوع شعر باید بگم که
من باهاش رشد کردم

00:01:03.870 --> 00:01:05.040
و اون هم با من رشد کرده

00:01:05.040 --> 00:01:07.145
من در طول سال ها تغییر کرده ام

00:01:07.362 --> 00:01:10.752
در مورد چیزی که برام مهم بوده می نویسم

00:01:10.777 --> 00:01:12.487
این عرقه

00:01:12.875 --> 00:01:14.856
در روزهای جوانی موضوع
این بود که بریم روی صحنه

00:01:14.972 --> 00:01:19.307
موسیقی بنوازیم، دیوانه بازی
دربیاریم، چیزها رو خراب کنیم

00:01:19.332 --> 00:01:20.682
با مردم وقت بگذرونیم

00:01:21.240 --> 00:01:22.350
این مهم بود

00:01:22.350 --> 00:01:27.362
و به مراتب اینکه زندگی یکم
بازتر و شاید یکم پیچیده تر شد

00:01:27.542 --> 00:01:29.370
شروع به درک این کردم که

00:01:29.370 --> 00:01:30.715
نظرم در مورد چیزهای دیگه چیه

00:01:30.804 --> 00:01:35.159
در مورد چیزهای واقعا تاثیرگذار و ترسناک

00:01:35.203 --> 00:01:36.246
مثلا تحت کنترل بودن

00:01:36.270 --> 00:01:39.198
مثلا «عروسک گردان» آهنگ خاصی در مورد

00:01:39.284 --> 00:01:42.713
تحت کنترل بودن و کنترل دنیا

00:01:42.738 --> 00:01:45.690
و قدرت ها و مسلما اعتیاد است

00:01:45.715 --> 00:01:49.250
«عروسک گردان» اون حسی
تحت کنترل بودن رو دنبال میکنه

00:01:49.275 --> 00:01:53.390
عروسک گردان، نخ ها رو می کشه

00:01:53.390 --> 00:01:57.764
ذهنتو درگیر می کنه و آرزوهات رو له می کنه

00:01:57.764 --> 00:02:01.260
کورت کردم، چیزی نمی بینی

00:02:01.260 --> 00:02:04.820
فقط اسممو صدا کن چون دارم فریادت رو می شنوم

00:02:04.820 --> 00:02:06.862
این ته مایه خیلی مهمی برای من بود

00:02:06.990 --> 00:02:10.469
مخصوصا در سال های
نوجوانی ام یجورایی باقی ماند

00:02:10.759 --> 00:02:13.430
خیلی از موضوعات از زمان کودکی ام است

00:02:13.430 --> 00:02:15.375
هنوز دارم حلشون میکنم

00:02:15.726 --> 00:02:20.540
میگن 40 سال اول زندگیت یه کارایی می کنی

00:02:20.540 --> 00:02:23.930
و 40 سال بعدی زندگیت داری این رو
حل می کنی که چرا این کارها رو کردی

00:02:23.930 --> 00:02:28.218
و چطور میشه دیگه انجامش ندی یا جبرانش کنی

00:02:28.374 --> 00:02:31.464
پس این موضوع هم خیلی در نگارش من هست

00:02:31.489 --> 00:02:33.459
فقط نسبت به خودم صادقم

00:02:33.560 --> 00:02:37.620
میدونم که نقد شدن برام گاهی سخته

00:02:37.620 --> 00:02:39.140
اما اگر از دلم بنویسم

00:02:39.140 --> 00:02:40.688
واقعا نمیتونه اشتباه باشه

00:02:40.688 --> 00:02:43.018
اگر هنرمندید و کاری می
کنید که حس می کنید درسته

00:02:43.050 --> 00:02:44.250
اشتباه نیست

00:02:44.320 --> 00:02:45.018
واقعا نیست

00:02:46.479 --> 00:02:50.942
جاهای خالی رو پر کنید

00:02:51.130 --> 00:02:58.150
نوع نگارش من احتمالا به شدت غیر سنتی است

00:02:58.150 --> 00:03:01.729
اساسا فضاهایی دارم

00:03:02.222 --> 00:03:08.827
اینجا یه فضایی هست که باید یه
مصوت یا صامت یا هرچی قرار بگیره

00:03:08.900 --> 00:03:10.257
در اینجا صدای خواننده نیاز دارم

00:03:16.531 --> 00:03:21.054
و بعد در تعدادی از شعرهای تک خطیم میگردم

00:03:21.079 --> 00:03:24.869
در طول روز خیلی چیزها می نویسم

00:03:24.955 --> 00:03:28.545
چه روی صدای ضبط شده باشه یا یادداشتی باشه

00:03:28.570 --> 00:03:32.830
یا اینکه واقعا می نویسمشون
مثلا، به سوی ناکجا آباد

00:03:32.830 --> 00:03:34.060
یه چیزی مثل این

00:03:34.060 --> 00:03:37.206
این یه جایی احتمالا در
نهایت در آهنگی قرار میگیره

00:03:37.231 --> 00:03:38.470
یا اینکه قرار نمیگیره

00:03:38.470 --> 00:03:41.110
پس کلی از این شعرهای یک خطی دارم

00:03:41.110 --> 00:03:44.823
و وقتی که یه سلسله
دارم به اونها رجوع می کنم

00:03:45.018 --> 00:03:47.740
و میگم که خب از لحاظ ضرب آهنگ بهش میخوره

00:03:47.740 --> 00:03:49.682
بنابراین در شعر میگنجونمش

00:03:49.879 --> 00:03:53.740
و بعد می بینم که خب
اینجا یه بیان خیلی قوی داریم

00:03:53.810 --> 00:03:55.278
و روی اون بقیه شعر رو میسازم

00:03:56.545 --> 00:04:01.390
اجازه بدید آهنگ بهتون بگه کجا میخواد بره

00:04:01.532 --> 00:04:07.042
یه جایی هست که آهنگ به
من میگه چی میخواد باشه

00:04:07.067 --> 00:04:09.659
بجای اینکه من بهش بگم چی باید باشه

00:04:09.904 --> 00:04:12.694
کار رو با یه ایده که به کجا
میخوام برسم، شروع می کنم

00:04:12.780 --> 00:04:14.580
یک انتظاری دارم

00:04:14.580 --> 00:04:18.779
میخوام در مورد فلان موضوع
بنویسم و به فلان جا ختم میشه

00:04:18.779 --> 00:04:21.240
و شروعش می کنم

00:04:21.240 --> 00:04:27.030
و اینطوریه که اگر نسبت بهش دید بازی
داشته باشم، شروع به شکل گیری می کنه

00:04:27.055 --> 00:04:30.681
و ناگهان می بینم که به
یک مسیر کاملا متفاوت رفتم

00:04:30.750 --> 00:04:32.550
و این مشکلی نداره

00:04:32.550 --> 00:04:34.410
در واقعا از اشکالی نداشتن هم بهتره

00:04:34.410 --> 00:04:38.730
چون در واقع این منم که به آهنگ
اضافه میشم و بهش کمک می کنم

00:04:38.730 --> 00:04:40.660
من فقط ابزاری هستم

00:04:40.660 --> 00:04:42.600
و به نحوی هدایتش می کنم

00:04:42.600 --> 00:04:46.750
چون اگر واقعا خیلی قاطع
باشم که به مسیری خاص بره

00:04:46.750 --> 00:04:50.190
در آن صورت تنها همین میشه

00:04:50.190 --> 00:04:55.800
بنابراین باید دید بازی نسبت به شکل
گیری یا از مسیر خارج شدنش داشته باشیم

00:04:55.800 --> 00:04:59.580
من یه مقصدی دارم اما خب
بجاش این مسیر رو پیش گرفتیم

00:04:59.580 --> 00:05:04.350
به این شکل خیلی چیزهای فوق
العاده ای از نگارش شعر بیرون میاد

00:05:05.693 --> 00:05:10.409
مبهم نگه اش دارید

00:05:14.450 --> 00:05:16.523
من مبهم نویسی رو دوست دارم

00:05:16.817 --> 00:05:21.484
که دیگران بتونند با زندگی
خودشون ارتباطش بدن یا اینکه...

00:05:21.655 --> 00:05:22.795
مثلا « چیز دیگری اهمیت نداره»

00:05:22.820 --> 00:05:23.750
خیلی خوب

00:05:23.750 --> 00:05:28.252
مصرع « هیچ چیز دیگری اهمیت نداره»
رو می تونید به خیلی چیزها ارتباط بدید

00:05:28.590 --> 00:05:32.810
اما در شعر اگر بیشتر در موردش جزئی بشید

00:05:32.835 --> 00:05:39.392
در آن صورت اون دری که مردم می
تونند از طریقش وارد شعر بشن رو میبنده

00:05:40.100 --> 00:05:43.237
هرچی در بازتر باشه، بیشتر می
تونند با زندگی خودشون ارتباطش بدن

00:05:43.262 --> 00:05:46.018
خیلی دوست دارم وقتی یکی میاد میگه

00:05:46.192 --> 00:05:50.420
وای من عاشق اون آهنگی هستم که
در مورد سرطان یا فلان چیز نوشتی

00:05:50.420 --> 00:05:53.030
و من میگم خب، عالیه

00:05:53.030 --> 00:05:55.093
این معنایی است که برای تو داره

00:05:55.920 --> 00:05:59.790
خیلی دوست دارم که مردم بتونند
زندگی خودشون رو به آهنگ ارتباط بدن

00:05:59.790 --> 00:06:01.560
و مخصوصا از طریق شعر

00:06:01.560 --> 00:06:04.080
یک چیز دیگری که واقعا ازش دور شدم

00:06:04.080 --> 00:06:10.830
موضوعات تاریخی یا
داستان سرایی در مورد نمیدونم

00:06:10.830 --> 00:06:13.920
جنگ داخلی یا یه رویداد بوده

00:06:13.920 --> 00:06:17.760
چند باری بهش پرداختم مثل آهنگ «تک»

00:06:17.760 --> 00:06:19.401
در مورد جنگ جهانی اوله

00:06:19.426 --> 00:06:25.300
مسلما کتاب « جانی تفنگش رو داره» کتاب
خاصی است که در مورد یگی از بزرگترین ترس هام

00:06:25.325 --> 00:06:28.321
که ناتوانی در برقراری ارتباط
با دیگران است، صحبت می کنه

00:06:28.643 --> 00:06:31.740
طرف هیچ دست و پایی نداره

00:06:31.740 --> 00:06:32.520
ناشنواست

00:06:32.520 --> 00:06:33.300
نابیناست

00:06:33.300 --> 00:06:34.740
نمیتونه صحبت کنه

00:06:34.740 --> 00:06:37.380
اما در مغزش هنوز زنده است

00:06:37.380 --> 00:06:39.870
و چطور میشه ارتباط برقرار کرد؟

00:06:39.870 --> 00:06:41.838
نمیتونه بگه که بیداره یا خوابه

00:06:42.545 --> 00:06:44.825
این داستانی بود که برادرم برام تعریف کرد

00:06:44.850 --> 00:06:46.380
در مورد کتابی که داشت میخوند

00:06:46.380 --> 00:06:48.000
خیلی ترسوندم

00:06:48.000 --> 00:06:54.168
بنابراین آهنگی در این مورد نوشتم و
اینطور نبود که ضد جنگ باشه یا به نفع جنگ

00:06:54.193 --> 00:06:58.026
می دونید، گرفتن طرف سیاسی حداقل برای من

00:06:58.051 --> 00:07:00.651
نمیخوام وارد این مسائل بشم

00:07:01.049 --> 00:07:02.910
بله، دیدگاه خودم رو دارم

00:07:02.910 --> 00:07:05.471
اما فقط به خاطر اینکه خواننده یک گروه
راک هستم، این دیدگاه اهمیت بیشتری داره؟

00:07:05.496 --> 00:07:06.167
نه

00:07:06.276 --> 00:07:08.700
دیدگاه شما به همان میزان
دیدگاه من ارزش داره

00:07:08.700 --> 00:07:10.470
ممکنه مخالف هم باشیم و اشکالی نداره

00:07:10.470 --> 00:07:12.098
اما قرار نیست این رو وارد

00:07:12.720 --> 00:07:16.290
شغل و کار و ارتباطاتم کنم

00:07:16.290 --> 00:07:19.410
بنابراین ابهام در اشعار خیلی مهمه

00:07:19.410 --> 00:07:21.536
اینکه خیلی درگیر این نشم

00:07:21.629 --> 00:07:23.790
که این چیزیه که باید بگم

00:07:23.790 --> 00:07:24.630
باید به جهان اعلامش کنم

00:07:24.655 --> 00:07:29.618
این یه موضوع جالبه

00:07:30.120 --> 00:07:32.440
و نقطه نظرهای بسیاری در موردش مطرحه

00:07:32.465 --> 00:07:35.351
بنابراین این رو هم روی میز میگذاریم

00:07:36.588 --> 00:07:41.581
نگارش « ورود مرد شنی»

00:07:41.780 --> 00:07:44.510
فکر نمی کردم ورود مرد شنی
خیلی آهنگ فوق العاده ای باشه

00:07:44.510 --> 00:07:47.270
فکر کنم لارس و باب راک بودن که گفتن برگرد

00:07:47.270 --> 00:07:50.750
ما به چالش میکشیمت که
برگردی و بیشتر روش کار کنی

00:07:50.750 --> 00:07:51.432
و من این کار رو کردم

00:07:51.457 --> 00:07:55.034
و اون جمله تکرار شونده:
«به سوی ناکجا آباد»

00:07:56.549 --> 00:07:57.935
به ذهنم رسید و تبدیل شد

00:07:57.960 --> 00:08:00.755
و گفتیم که خب کمتر در
مورد مرگ در گهواره است

00:08:00.780 --> 00:08:02.968
شاید در مورد یه بچه
بزرگتر باشه که کابوس می بینه

00:08:03.088 --> 00:08:04.950
چیزی که در خواب اتفاق می افته

00:08:04.950 --> 00:08:06.690
چرا این نوع کابوس ها رو می بینیم

00:08:06.690 --> 00:08:12.924
و خیلی واضح شد که بسیاری از
افراد تونستن باهاش همذات پنداری کنند

00:08:13.018 --> 00:08:14.770
همه کابوس هایی دارند

00:08:14.770 --> 00:08:15.990
و باهاشون چکار می کنید

00:08:15.990 --> 00:08:17.340
چرا اتفاق می افتند؟

00:08:17.340 --> 00:08:18.970
ازشون چیزی فهمیده میشه؟

00:08:19.682 --> 00:08:23.550
بنابراین بله... به سوی ناکجا آباد

00:08:23.550 --> 00:08:26.370
مرد شنی وارد میشه و باعث رویا دیدن شما میشه

00:08:26.370 --> 00:08:29.410
یه جورایی موضوع چندش آوریه

00:08:29.577 --> 00:08:35.218
صبر کن ببینم من نمیخوام وقتی یه بچه
کوچیکم، یه پیرمرد چندش آور بیاد تو آتاقم

00:08:35.444 --> 00:08:38.340
بنابراین یه وجه یکم ترسناکی داره

00:08:38.365 --> 00:08:40.470
و بعد در وسطش دعا خوندن رو داریم

00:08:40.470 --> 00:08:42.079
حالا دراز میکشم تا بخوابم

00:08:42.358 --> 00:08:44.719
حالا دراز میکشم تا بخوابم

00:08:44.790 --> 00:08:46.815
دعا میکنم که خدا حافظم باشه

00:08:47.120 --> 00:08:48.840
دعا میکنم که خدا حافظم باشه

00:08:48.840 --> 00:08:51.390
این بخش مسلما به نظرم یه ریسک بود

00:08:51.390 --> 00:08:53.700
اینکه دعا رو وارد آهنگ کنیم

00:08:53.700 --> 00:08:56.307
به سادگی میشد لغوش کرد

00:08:56.332 --> 00:08:59.414
اینکه به صورتی یک دین رو وارد داستان کنیم

00:08:59.439 --> 00:09:01.680
اما خیلی ها باهاش همذات پنداری کردند

00:09:01.680 --> 00:09:03.600
اما در درون آهنگ جا میگیره

00:09:03.600 --> 00:09:05.050
میخواید به رختخواب برید

00:09:05.050 --> 00:09:05.970
لطفا بهم کمک کن

00:09:05.970 --> 00:09:06.990
لطفا حفظم کن

00:09:06.990 --> 00:09:10.153
دوباره میگم، یه شعری مثل این

00:09:10.536 --> 00:09:12.780
اینطوریه که هیچوقت نمیشه
فکرش رو کرد که من...

00:09:12.780 --> 00:09:16.620
من از آهنگی از جترو تول الهام گرفته بودم

00:09:16.620 --> 00:09:21.510
که در مورد بچه ای بود که در
خوابش با هیولاها مبارزه میکرد

00:09:21.510 --> 00:09:24.840
و من از این آهنگ الهام گرفتم

00:09:24.840 --> 00:09:31.500
و یکم اینطور شد که تبدیل به
یک موضوع کار برای من شد

00:09:31.800 --> 00:09:35.270
بنابراین آهنگ ها از همه
جا می تونن نشات بگیرند

