WEBVTT

00:00:02.140 --> 00:00:03.890
رویای آمریکا را می دیدند

00:00:06.015 --> 00:00:07.562
تا برادر باشند

00:00:09.523 --> 00:00:11.605
مسافر، مهاجر

00:00:12.889 --> 00:00:16.270
با هیچ آمدند و جهانی تازه ساختند

00:00:24.747 --> 00:00:27.230
سه‌گانه لیمن

00:00:27.479 --> 00:00:28.760
سه‌گانه لیمن

00:00:28.760 --> 00:00:35.180
نمایشنامه ای است که به این منظور نوشته
شده تا اوج گیری و افول سرمایه داری غربی را

00:00:35.205 --> 00:00:39.057
با سه بازیگر در سه ساعت
به همراه پیانو روایت کند

00:00:40.100 --> 00:00:43.070
وقتی که سه ساعت از وقت
مخاطب را در نظر می گیرید

00:00:43.070 --> 00:00:46.130
اولین فکرتون ممکنه این
باشه که چطور سرگرم کنم

00:00:46.130 --> 00:00:52.285
چطور به اون ترشح دائم دوپامین تازگی
که همه انسان ها به آن معتاد هستند برسم؟

00:00:52.310 --> 00:00:54.560
چطور برای این صحنه به
مخاطب چیز تازه ای بدم؟

00:00:54.560 --> 00:00:56.780
و یه چیز تازه دیگر
برای صحنه بعد و بعد

00:00:56.780 --> 00:00:58.674
اما بعد متوجه می شوید که در واقع

00:00:58.853 --> 00:01:02.510
اگر توقع تازگی و تازگی
و تازگی رو برقرار کنید

00:01:02.510 --> 00:01:07.294
ممکن است به سرعت فرصت آن میزان که می توانید
آن توقع را برآورده کنید، را تمام کنید

00:01:07.653 --> 00:01:11.270
بنابراین بهتر است از ابتدا
دستور زبانی برقرار کنید

00:01:11.295 --> 00:01:12.981
که نیازی به تازگی ندارد

00:01:13.216 --> 00:01:14.679
و میگوید، میدونی چیه؟

00:01:14.704 --> 00:01:19.495
بهت یه چیز برای نگاه کردن میدم و
میخوام که با من تمام زوایای آن را کنکاش کنی

00:01:19.520 --> 00:01:21.312
و این کاری است که قراره با هم بکنیم

00:01:21.312 --> 00:01:23.150
اگر این قواعد روابط را برقرار کنید

00:01:23.150 --> 00:01:26.900
در عرض ده دقیقه ابتدایی اجرا

00:01:26.900 --> 00:01:28.740
مخاطب با شما می ماند

00:01:28.939 --> 00:01:31.700
و شما توجه مخاطب را به
این جلب می کنید که چطور

00:01:31.700 --> 00:01:35.210
یک شیئ گردان می تواند
برای حتی 3 ساعت جالب باشد

00:01:37.688 --> 00:01:41.758
جعبه گردان

00:01:42.100 --> 00:01:44.050
در مورد سه‌گانه لیمن

00:01:44.050 --> 00:01:47.920
خود متن تقریبا جریان آگاه است

00:01:47.920 --> 00:01:57.993
سه ساعت که شما را از رسیدن سه
برادر در قرن نوزدهم از باواریا به آمریکا

00:01:58.018 --> 00:02:00.558
و اوج گیری آن ها از تاجران پنبه

00:02:00.627 --> 00:02:03.777
تا گرداندن یکی از بزرگترین بانک
های جهان، با خود همراه می کند

00:02:04.090 --> 00:02:06.310
و اینکه چطور اجناسی که با آن کار می کردند

00:02:06.310 --> 00:02:09.160
از چیزهایی ملموس شروع

00:02:09.160 --> 00:02:15.220
ابزارها، پنبه بعد ذغال سنگ و راه آهن

00:02:15.220 --> 00:02:18.580
و در آخر رسید به فقط اعداد

00:02:18.580 --> 00:02:22.120
و انگیزه پشت سیستمی

00:02:22.120 --> 00:02:24.181
که برای روایت داستان درست کردیم

00:02:25.020 --> 00:02:29.397
توصیفی بود که هنری لیمن به ما می دهد

00:02:29.422 --> 00:02:31.732
وقتی که با قایق به منهتن می رسد

00:02:31.920 --> 00:02:39.986
می گوید: و اینجا نیویورک بود، در حالی
که  مانند جعبه ای جادو به دورم می گشت

00:02:40.175 --> 00:02:46.306
و آن یک عبارت متنی ما را در این مسیر به
سمت یک جعبه شیشه ای گردان رهنمون کرد

00:02:46.837 --> 00:02:49.289
که به نوعی تبدیل به شخصیتی چهارم شد

00:02:49.716 --> 00:02:52.436
طراح ویدیویی، لوک هالز و تیمش

00:02:52.530 --> 00:02:54.876
تصاویری پانورامیک خلق کردند

00:02:54.904 --> 00:02:58.144
که ما را قادر ساخت در
مکان ها و زمان سفر کنیم

00:02:58.347 --> 00:03:02.247
یک چیزی شبیه این ماکت
اولیه که می توانست گردش کند

00:03:02.302 --> 00:03:06.774
که می توانست به ما نه تنها سه اتاق

00:03:06.898 --> 00:03:10.609
و اتاقی دائما به شدت در حال گسترش بدهد

00:03:10.988 --> 00:03:15.660
اتاق کوچک اینجاست که در اینجا با فروش
چیزهایی در مغازه کوچکشانش شروع می کنند

00:03:15.660 --> 00:03:19.260
اتاق بزرگتر و بعد دفتر کار

00:03:19.260 --> 00:03:24.150
که در آن تلفن در نهایت در سال
2008 زنگ می خورد تا به آن ها بگوید

00:03:24.150 --> 00:03:25.950
که بانک ورشکسته شده

00:03:25.950 --> 00:03:31.588
بنابراین به شکلی تمام داستان
در دفتر کاری معاصر رخ می دهد

00:03:31.799 --> 00:03:34.905
دفتر کار لیمن که تلفن در آن زنگ خورد

00:03:34.930 --> 00:03:36.270
 به شکلی دیگر

00:03:36.270 --> 00:03:41.187
سیستمی است که می تواند
ما را به صدها سال تاریخ ببرد

00:03:42.140 --> 00:03:44.540
در طول سه ساعت نمایش

00:03:44.540 --> 00:03:47.480
شما سیر این سه برادر را دنبال می کنید

00:03:47.480 --> 00:03:53.405
و آن ها نقش تمام نسل هایی که در طول
مسیر ملاقات می کنند را بازی می کنند

00:03:53.790 --> 00:03:58.617
و بعد در نهایت پس از سه ساعت،
وقتی که مجذوب داستان می شوید

00:03:58.970 --> 00:04:00.690
و این داستان ماست

00:04:00.715 --> 00:04:04.220
داستان نظام سرمایه داری است
که ما همه در آن حضور داریم

00:04:04.390 --> 00:04:06.620
بنابر این مجذوب آن می شویم، چون داستان ماست

00:04:06.620 --> 00:04:09.634
و در نهایت جعبه گردش می کند و پر است

00:04:10.400 --> 00:04:11.836
همه ما در آن هستیم

00:04:12.125 --> 00:04:17.600
و افرادی که این جعبه را در
آخر پر کرده اند، کارمندان هستند

00:04:17.600 --> 00:04:21.140
کارمندان بانک لیمن در روزی که تلفن زنگ خورد

00:04:21.140 --> 00:04:25.050
تا به آن ها بگوید که آن ها
همه کار خود را از دست داده اند

00:04:25.050 --> 00:04:32.529
این احتمالا لحظه ای است که وسیله چیزی را
برآورده می کند که با همه در اتاق هم آهنگ است

00:04:33.220 --> 00:04:36.631
هر کارگردان و تیم طراحی
به شکلی متفاوت کار می کند

00:04:36.779 --> 00:04:42.009
در این مورد سم مندز در طول کل
روند ماجرا  با موسیقی کار می کند

00:04:42.270 --> 00:04:45.030
و او در کنار کارگردانی
تئاتر، کارگردان فیلم هم هست

00:04:45.460 --> 00:04:51.863
او موسیقی متن را در اتاق تمرین اجرا می کرد،
بنابراین در طول صحنه پیانیست و موسیقی ساز بودند

00:04:51.940 --> 00:04:55.189
هر بار که صحنه ای تمرین می شد
پیانو نواخته میشد

00:04:55.220 --> 00:04:58.960
بنابراین موسیقی برای مموسیقی
متن صحنه ها در اجرا تولید میشد

00:04:58.960 --> 00:05:00.153
که خیلی غیر معمول است

00:05:00.235 --> 00:05:06.255
و جعبه گردان خودش اجراکننده پنجمی شد

00:05:06.280 --> 00:05:09.268
سه مرد، پیانیست و جعبه

00:05:09.268 --> 00:05:10.810
و این رقصی میان همه آن هاست

00:05:10.810 --> 00:05:14.350
و نمیشد بدون خود جعبه تمرینش کرد

00:05:14.350 --> 00:05:16.276
چون پارتنر رقص بود

00:05:18.174 --> 00:05:22.936
منیفستویی برای همکاری

00:05:23.160 --> 00:05:25.120
وقتی به عنوان طراح صحنه کار می کنید

00:05:25.120 --> 00:05:29.430
با طیفی از کارگردانان صحنه کار می کنید

00:05:29.430 --> 00:05:33.240
برخی از کارگردانان خیلی تفکر بصری دارند

00:05:33.240 --> 00:05:37.920
برخی از کارگردانان خیلی
اندیشه مغزی و غیر بصری دارند

00:05:37.920 --> 00:05:40.620
و شما به سرعت توازنی که

00:05:40.620 --> 00:05:46.938
میان کسی که حرکات بصری را در ترکیبی که

00:05:47.160 --> 00:05:48.653
که تبدیل به همکاری می شود ارائه
میدهد و دریافت میکند، پیدا می کنید

00:05:48.808 --> 00:05:52.625
من شانس این رو داشتم که با افرادی که
افکار بصری فوق العاده ای داشته اند کار کنم

00:05:52.650 --> 00:05:56.760
و باید بگویم که خیلی اوقات طراحی در واقع

00:05:56.760 --> 00:06:00.060
از سوی کارگردان راهبری می
شود و گاهی کارگردانی می تواند

00:06:00.060 --> 00:06:01.080
از سوی طراح راهبری شود

00:06:01.080 --> 00:06:04.920
در حقیقت یک هم کاری است

00:06:04.920 --> 00:06:06.750
در مورد سه‌گانه لیمن

00:06:06.750 --> 00:06:09.870
سم مندز، کارگردان، وارد استودیوی من شد

00:06:09.870 --> 00:06:13.870
و یک قطعه بزرگ جعبه فومی آورد

00:06:13.870 --> 00:06:15.690
حالا، اگر در طراحی صحنه کار کنید

00:06:15.690 --> 00:06:17.850
می دونی که جعبه فومی خیلی گرانقیمت است

00:06:17.850 --> 00:06:20.672
و یک ماژیک بزرگ برداشت و
شروع به یادداشت روی آن کرد

00:06:20.713 --> 00:06:24.068
پس من یکم ترسیدم که سم مندز یک ماژیک داشت

00:06:24.138 --> 00:06:28.290
و یک صفحه 10 پوندی فومی داشت

00:06:28.290 --> 00:06:29.880
و از آن برای یادداشت استفاده می کرد

00:06:29.880 --> 00:06:32.310
اما یادداشت هایی که کرد این بود

00:06:32.310 --> 00:06:34.650
شماره یک: ایده را پویا کنید

00:06:34.650 --> 00:06:38.520
شماره دو: شکل تاریخ را ملموس کنید

00:06:38.520 --> 00:06:42.420
شماره سه: نظم حال حاضر را در آشوب درک کنید

00:06:42.420 --> 00:06:44.820
شماره چهار: در ذهن خود درکش کنید

00:06:44.820 --> 00:06:46.530
چون می تونید در دل خود درکش کنید

00:06:46.530 --> 00:06:49.860
و شماره پنج: از نیاز ساده انسان

00:06:49.860 --> 00:06:52.717
پشت خلق نظام های
پیچیده انسانی، رونمایی کنید

00:06:52.761 --> 00:06:55.181
پس من با خودم گفتم که یک قطعه فوم 10 پوندی

00:06:55.235 --> 00:06:58.085
ارزشش را داشت، چون اون
یادداشت ها فوق العاده بودند

00:06:58.110 --> 00:07:01.350
و از آن زمان به بعد روی
دیوار استودیوی من است

00:07:01.350 --> 00:07:04.500
یک توصیه خوب اینه که چرا

00:07:04.500 --> 00:07:07.963
برای همکاری خود یک منیفستو
در ابتدای کار نداشته باشیم؟

00:07:08.160 --> 00:07:12.060
بشینید و اول بنویسید که برای کیست

00:07:12.060 --> 00:07:14.995
چرا میسازیمش و بعد واقعا فکر کنید که

00:07:15.020 --> 00:07:17.739
باید به خودمون زحمتش رو بدیم؟
چون اگر پاسخ منفی باشد

00:07:17.796 --> 00:07:19.507
پس یه کار دیگه بکنید

00:07:21.841 --> 00:07:25.742
متن راهنمای شماست

00:07:26.200 --> 00:07:31.505
معمولا من عباراتی از متن
را دارم که در ذهنم می گردند

00:07:32.364 --> 00:07:34.351
و یک توصیه ای که به شما دارم

00:07:34.392 --> 00:07:36.762
اینه که وقتی متنی را می خوانید

00:07:37.082 --> 00:07:38.506
همه چیز رو خاموش کنید

00:07:38.530 --> 00:07:39.760
جواب در زدن رو ندید

00:07:39.760 --> 00:07:41.200
جواب تلفن رو ندید

00:07:41.200 --> 00:07:42.643
روش تمرکز کنید

00:07:43.540 --> 00:07:47.620
فقط جذبش کنید و بخش های
غالب به سطح خواهند آمد

00:07:47.620 --> 00:07:53.442
بخش هایی که بیشترین ارتباط را با شما برقرار
می کنند بعدها یکجورایی دوباره رخ می دهند

00:07:55.290 --> 00:07:58.710
با هیچ آمدند و یک جهان کامل ساختند

00:07:58.710 --> 00:08:02.430
و حالا 15 سپتامبر 2008 است

00:08:02.430 --> 00:08:08.658
و حالا به اتمام می رسد در حالی که هیچ چیز نیست
بجز سه برادر که باهم زیر آفتاب صبح ایستاده اند

00:08:11.010 --> 00:08:12.750
در رویای آمریکا

00:08:16.170 --> 00:08:17.599
و بعد به این عبارات بچسبید

00:08:17.624 --> 00:08:20.520
چونن اگر به سطح ذهن شما می آیند

00:08:20.520 --> 00:08:23.790
به این معناست که احتمالا با
دیگران نیز هم آهنگ می شوند

00:08:23.790 --> 00:08:25.950
و بعد به آن نکات غالب اجازه دهید

00:08:25.950 --> 00:08:27.580
تا نکات راهنمای شما باشند

00:08:27.580 --> 00:08:31.260
و بعد بکشید، بر اساس
آن چند عبارت نقاشی بکشید

00:08:31.260 --> 00:08:35.049
یادداشتشان کنید و بر اساس آن ها بکشید

00:08:35.049 --> 00:08:38.836
از اینکه اجازه دهید ناخودآگاه
بیشتر اوقات راهنماییتان کند، نترسید

00:08:39.118 --> 00:08:40.830
معمولا زمانی که شما

00:08:40.855 --> 00:08:43.578
در مورد چیزی که باید طراحی کنید،
فکر نمی کنید است که پاسخ از راه می رسد

00:08:43.750 --> 00:08:45.610
بنابراین از میز دور شوید

00:08:45.610 --> 00:08:46.870
برید قدم بزنید

00:08:46.870 --> 00:08:48.220
از در خارج شوید

00:08:48.220 --> 00:08:50.230
چشم از صفحه نمایش بردارید

00:08:50.230 --> 00:08:51.700
برید به جنگل

00:08:51.700 --> 00:08:53.672
با گربتون بازی کنید، هرچی

00:08:53.728 --> 00:08:58.138
فقط برای اینکه این بخش
منطقی جلوی مغز را خاموش کنید

00:08:58.420 --> 00:09:02.370
و به اون مارمولک پشت مغزتون دسترسی بدید

