WEBVTT

00:00:10.270 --> 00:00:12.279
ما اوقات زیادی از زندگی خود را صرف

00:00:12.428 --> 00:00:16.723
گشتن با نوعی شابلون از
آنچه می خواهیم ببینیم، می کنیم

00:00:18.510 --> 00:00:20.715
راه های مختلف گشتن به دنبال نور

00:00:22.370 --> 00:00:24.440
سوراخ کردن سطح برای پیدا کردن عمق

00:00:33.130 --> 00:00:34.908
در هر صورت

00:00:34.933 --> 00:00:40.734
گونه ای تازه، نقطه ورودی تازه
دیافراگمی دایره ای

00:00:43.735 --> 00:00:48.284
دیافراگمی مثلثی، دیافراگمی مستقیم

00:00:50.439 --> 00:00:51.879
راه های ورود مختلف

00:00:52.800 --> 00:00:54.375
در جستجوی دائم

00:00:58.340 --> 00:01:03.877
در سال 2016 ازم دعوت شد تا در
گالری سرپنتین در لندن سخنرانی کنم

00:01:04.280 --> 00:01:08.943
در حین سخنرانی در حال ساختن
یک مجسمه جلوی مخاطمان بودم

00:01:08.968 --> 00:01:11.033
که اسمش را گذاشتم جعبه جادو

00:01:11.660 --> 00:01:17.329
در هر سمت این جعبه روزنه
یا ورودی ای با شکلی متفاوت بود

00:01:21.150 --> 00:01:26.291
این جعبه جادو به نوعی،
پرتره ای از کار من بود

00:01:27.150 --> 00:01:29.558
راه هایی که از طریق آن ها جستجو می کردیم

00:01:30.345 --> 00:01:33.730
روش های متفاوت برای پیدا
کردن نور و رسیدن به مرکز

00:01:33.730 --> 00:01:38.043
روش های مختلف سوراخ و
پاره کردن و شکستن به داخل

00:01:40.262 --> 00:01:46.258
همیشه برای چیزهایی که دیگر
نیازی نیست بگوییم، کلمه پیدا می کنیم

00:01:47.160 --> 00:01:49.838
و این به واقع معنای این اثر است

00:01:50.710 --> 00:01:54.247
نوعی پرتره خود نگاره از کار خودم

00:01:55.966 --> 00:02:00.686
هر سمت آن تلاشی تازه برای
گفتن چیزی به زبانی تازه است

00:02:01.640 --> 00:02:04.060
در هر سمت این مکعب گردان جستجویی متفاوت است

00:02:14.506 --> 00:02:19.027
روزنه و مکعب

00:02:19.200 --> 00:02:23.700
کلمه روزنه (دیافراگم) که استفاده
می کنم تنها به معنای گشایش است

00:02:23.700 --> 00:02:26.340
اما همچنین به عنوان ابزار قالب
بندی نیز از آن استفاده می کنیم

00:02:26.340 --> 00:02:28.230
مثل دیافراگم دوربین عکاسی

00:02:28.230 --> 00:02:34.269
که میزان نور یا تصویر که وارد لنز
دوربین می شود را مشخص می کند

00:02:34.560 --> 00:02:40.320
بنابراین می توان در واقع از هر
چیزی برای مسدود کردن نور استفاده کرد

00:02:40.320 --> 00:02:42.210
می تونه یه برگ کاغذ باشه

00:02:42.210 --> 00:02:44.040
ممکنه دو قطعه ابزار صحنه پردازی بزرگ باشه

00:02:44.040 --> 00:02:45.930
می تونه یه چیز مکانیکی باشه

00:02:45.930 --> 00:02:50.520
یکی از محدودیت های کار
کردن در محیط سالن تئاتری

00:02:50.520 --> 00:02:53.940
یا محیط استادیومی، انسان است

00:02:53.940 --> 00:02:56.100
اندازه انسان

00:02:56.100 --> 00:02:57.900
و گرچه در فیلم می توان زوم کرد

00:02:57.900 --> 00:03:01.410
و می توان آن ها را در قاب بزرگتر جلوه داد

00:03:01.410 --> 00:03:02.880
این کار رو نمی توان در سالن کرد

00:03:02.880 --> 00:03:04.722
انسان ها همیشه به شکلی که هستند می مانند

00:03:04.747 --> 00:03:09.942
در حالی که اگر از یک روزنه یا
فریم استفاده کنید... اگر برای مثال

00:03:09.967 --> 00:03:14.530
سالن اپرای سلطنتی رو به این شکل داشته
باشم و شخص مورد نظرم تنها انقدر باشه

00:03:14.555 --> 00:03:17.005
اما تنها چیزی که می خواهم
به آن نگاه کنید این شخص باشه

00:03:17.030 --> 00:03:21.110
می تونم یک پارچه آویزان کنم

00:03:21.110 --> 00:03:24.620
و می تونم چند تا تخته مثل این قرار بدم

00:03:24.620 --> 00:03:26.900
و می تونم اینجا یکم نور بتابانم

00:03:26.900 --> 00:03:30.170
و می تونم به شما به عنوان مخاطب بگم که لطفا

00:03:30.170 --> 00:03:31.760
اهمیتی به این ها ندید

00:03:31.760 --> 00:03:33.390
به هیچکدومشون نگاه نکنید

00:03:33.390 --> 00:03:38.995
لطفا تمام انرژی و توجهتون
رو روی این نقطه متمرکز کنید

00:03:39.020 --> 00:03:41.780
و این یک استفاده ساده از روزنه است

00:03:41.780 --> 00:03:44.090
این کار از دوران کودکی
شروع میشه، اینطور نیست؟

00:03:44.090 --> 00:03:47.300
تقریبا به تمام بچه ها یکی از
این ها می دهند تا باهاش بازی کنه

00:03:47.300 --> 00:03:49.160
یکی از این جعبه هاست

00:03:49.160 --> 00:03:54.020
و در یک سمتش روزنه ای مثلثی شکل داره

00:03:54.020 --> 00:03:56.060
در سمت دیگر روزنه دایره ای داره

00:03:56.060 --> 00:03:58.430
و ممکنه در طرف دیگر روزنه
مستطیلی شکل داشته باشه

00:03:58.430 --> 00:04:00.995
و بعد بچه که ممکنه 2 ساله باشه

00:04:00.995 --> 00:04:02.120
یا اینکه یک ساله باشه

00:04:02.120 --> 00:04:04.460
بهشون چندتا شکل آجری میدن

00:04:04.460 --> 00:04:09.260
که به شکل سه گوش یا
دایره ای یا مستطیلی هستند

00:04:09.260 --> 00:04:12.565
و به ها... می تونید در
یوتوب ویدیوهاشون رو نگاه کنید

00:04:12.590 --> 00:04:15.470
توصیه میکنم ببینید چون واقعا زیباست

00:04:15.470 --> 00:04:24.004
اون لذتی که بچه از پیدا کردن روزنه و
سوراخ هماهنگ با این شئی ملموس پیدا می کنه

00:04:24.029 --> 00:04:25.612
چیز خیلی ساده ای است

00:04:25.788 --> 00:04:27.691
اما به مردم لذت زیادی میده

00:04:27.763 --> 00:04:29.180
به بچه ها لذت بالایی میده

00:04:29.180 --> 00:04:32.300
و در واقع چیزی است که در طول زندگیتان

00:04:32.300 --> 00:04:34.162
اگر بهش فکر کنید، متوجه میشید که

00:04:34.187 --> 00:04:38.695
در هر موقعیتی با نوعی قالب ذهنی
از آنچه به دنبالش هستیم وارد می شویم

00:04:38.720 --> 00:04:39.855
و سعی می کنیم اون قالب ذهنی رو پر کنیم

00:04:41.768 --> 00:04:46.228
یافتن روزنه ها

00:04:46.517 --> 00:04:50.253
یکی از کارهایی که من هر روز
صبح که بیدار میشم، تمرین می کنم

00:04:50.278 --> 00:04:52.840
این است که متوجه یک خط نوری در اتاقم میشم

00:04:52.840 --> 00:04:57.190
و از همه شما دعوت می کنم
که به دنبالش بگردید، چون احتمالا

00:04:57.190 --> 00:05:01.586
یک خط نوری به عنوان حیوان خانگی خودتون
دارید که هر روز صبح به اتاقتان می آید

00:05:01.611 --> 00:05:03.250
اگر که متوجه اش شوید

00:05:03.250 --> 00:05:07.030
خط نوری من میان پرده های اتاق خوابم است

00:05:07.030 --> 00:05:12.640
و وقتی که سفر می کنم به نظرم از این
به عنوان نوعی قطب نما استفاده می کنم

00:05:12.640 --> 00:05:14.836
چون ممکن است در اتاق هتلی بیدار شوم

00:05:15.483 --> 00:05:16.913
که پرده هایی مثل این داره

00:05:16.960 --> 00:05:19.900
و ممکن است در اتاق هتلی بیدار
شوم که پرده هایی مثل این داره

00:05:19.900 --> 00:05:22.740
اما این خط نوری همیشه وجود داره

00:05:22.740 --> 00:05:23.970
و من مستندش می کنم

00:05:23.970 --> 00:05:27.275
هر روز عکسی از خط نوری متفاوتی می گیرم

00:05:27.300 --> 00:05:29.370
و گاهی هم می بینم که از پنجره وارد می شود

00:05:29.370 --> 00:05:31.290
گاهی می بینم که می شینه روی یک کارتن

00:05:31.290 --> 00:05:35.555
یا روی صندلی ای میشینه که
شب گذشته کاپشنم رو روش گذاشتم

00:05:35.580 --> 00:05:37.260
ممکنه مخشوش شده باشه

00:05:37.260 --> 00:05:39.870
ممکنه خیلی تمیز باشه و نشسته باشه روی دیوار

00:05:39.870 --> 00:05:42.990
این روزنه ای است که خواهید داشت

00:05:42.990 --> 00:05:45.394
فقط متوجه اش بشید و به خاطر داشته باشید که

00:05:45.419 --> 00:05:48.360
ارتباطی میان شما و نزدیک
ترین ستاره به ما وجود داره

00:05:51.463 --> 00:05:55.345
مکعب به عنوان قالب

00:05:55.490 --> 00:06:00.380
من معمولا از یک مکعب به عنوان
ابزار قالب بندی استفاده می کنم

00:06:00.380 --> 00:06:07.820
برای مثال ممکنه از یک جعبه
خیلی ساده مثل این استفاده کنم

00:06:07.820 --> 00:06:12.146
با این بازی می کنم که
چی داخلشه، چی بیرونشه؟

00:06:12.510 --> 00:06:13.642
جدود آن چیست؟

00:06:13.667 --> 00:06:16.042
بخش زیادی از کار ما چه طراح مبلمان باشید

00:06:16.067 --> 00:06:18.942
چه فیلمساز باشید و چه کسی باشید که

00:06:18.967 --> 00:06:23.709
با پارچه یا نور یا سنگ
کار می کند، اهمیت ندارد

00:06:23.734 --> 00:06:27.489
فقط این تمرین رو داشته باشید که

00:06:27.633 --> 00:06:30.115
چی داخل قالبه و چی خارج از قالبه

00:06:30.140 --> 00:06:32.720
کی قالب رو میشکنم؟

00:06:32.720 --> 00:06:34.675
کی حدود رو میشکنم؟

00:06:34.700 --> 00:06:37.430
و در واقع خیلی از افرادی که
از کار کردن در تئاتر لذت می برند

00:06:37.430 --> 00:06:40.620
بخاطر این دوستش دارند که
به آنها چند پارامتر داده میشود

00:06:40.620 --> 00:06:43.520
و به نظرم این مفیدترین چیز است

00:06:43.520 --> 00:06:46.708
این میتونه طاق صحنه باشه

00:06:46.708 --> 00:06:47.750
این ها پارامترها هستند

00:06:47.750 --> 00:06:49.580
و البته که اولین فکری که به ذهن فرد میرسه

00:06:49.580 --> 00:06:50.750
اینه که چطور می تونم بشکنمش؟

00:06:50.750 --> 00:06:52.280
چطور می تونم اینجا رو بشکنم و عبور کنم؟

00:06:52.280 --> 00:06:54.720
یا اینکه چطور چیزها رو درونش حفظ کنم

00:06:54.720 --> 00:06:57.336
برای مثال ممکنه طراح گرافیک باشید

00:06:57.499 --> 00:06:59.769
 ممکنه فردی باشید که در دو بعد کار می کنه

00:06:59.840 --> 00:07:04.499
ممکنه بخواهید کنکاش کنید
و دو بعد رو برون یابی کنید

00:07:04.524 --> 00:07:08.214
ببینید که وقتی که از چندین زاویه
به آن نگاه می کنید چه اتفاقی می افتد

00:07:08.600 --> 00:07:11.389
وقتی که بازی نور روی آن ها
را می بینید، چه اتفاقی می افتد

00:07:12.460 --> 00:07:15.197
بنابراین مکعب شفاف

00:07:15.358 --> 00:07:18.856
مکعب به عنوان یک ساختار
مکعب به عنوان ابزار حفظ

00:07:19.348 --> 00:07:22.031
چیزی است که من خیلی با آن بازی کرده ام

00:07:22.056 --> 00:07:24.220
و این نوع مکالمه

00:07:24.220 --> 00:07:26.500
بین ارگانیک و هندسی

00:07:26.500 --> 00:07:29.560
این یک مکعب زیبا و تر و تمیز است

00:07:29.560 --> 00:07:35.440
که من در نهایت بهش چاقو زدم و پاره اش کردم

00:07:35.440 --> 00:07:39.190
بنابراین در اینجا یک
مکالمه واقعی میان هندسه

00:07:39.190 --> 00:07:42.720
و چیزی که هندسی نیست، جریان دارد

00:07:42.720 --> 00:07:45.719
چیزی که ارگانیک و طبیعی است

00:07:45.883 --> 00:07:48.387
که به همان شکلی رفتار می کند که
یک قطعه کاغذ می خواهد رفتار کند

00:07:48.418 --> 00:07:51.968
من هیچ کنترل خوبی روی
آنچه می خواهد بکند ندارم

00:07:51.993 --> 00:07:55.125
بنابراین دوباره گفت و گویی است میان کنترل

00:07:55.150 --> 00:07:59.350
حدود، پارامترها و رونمایی

00:07:59.350 --> 00:08:01.630
وقتی این رو میکنم قراره چی پیدا کنم؟

00:08:01.630 --> 00:08:03.492
این واقعا رضایت بخش است

00:08:04.180 --> 00:08:08.170
یکی از اولین ماکت هایی که با
استفاده از این ابزار مکعبی ساختم

00:08:08.170 --> 00:08:09.925
 این یکی بود

00:08:10.661 --> 00:08:13.841
این در سال 2010 که 11 سال پیش است ساخته شد

00:08:14.240 --> 00:08:18.510
و کار با چند طرح اولیه
که اینجا دارم شروع شد

00:08:18.510 --> 00:08:22.880
قبل ساخت ماکت، ایده اش رو داشتم

00:08:22.880 --> 00:08:25.610
و در این مورد دعوتی بود

00:08:25.610 --> 00:08:33.440
برای قرار دادن 8 هنرمند
مختلف پاپ روی یک صحنه

00:08:33.440 --> 00:08:36.679
و در آن زمان به اندازه کافی ساده لوح بودم

00:08:36.679 --> 00:08:38.570
که فکر کنم که کار
واقعا هوشمندانه این است

00:08:38.570 --> 00:08:41.030
که یک صحنه گردان داشته باشیم

00:08:41.030 --> 00:08:45.562
و دعوت کنیم که هر اجرای
پاپ یک سمت مکعب رو بگیره

00:08:45.594 --> 00:08:48.134
مقیاس این ماکت یک به صد است

00:08:48.260 --> 00:08:50.540
صحنه 100برابر بزرگتر از این بود

00:08:50.540 --> 00:08:52.190
خیلی بزرگ بود

00:08:52.190 --> 00:08:55.010
برای جایزه موسیقی ام تی وی سال 2010 بود

00:08:55.010 --> 00:08:57.005
اما البته که یکی بهم گفت که

00:08:57.005 --> 00:08:57.920
که 8 اجرا داریم و یک مکعب

00:08:57.959 --> 00:08:59.990
و یک مکعب قاعدتا

00:08:59.990 --> 00:09:01.640
تنها چهار سمت داره

00:09:01.640 --> 00:09:03.260
من گفتم که خوب نگرانی نداره

00:09:03.260 --> 00:09:07.620
اشکالی نداره میشه هر
سمت دو اجرا داشته باشیم

00:09:07.620 --> 00:09:10.340
ریانا میتونه از این سمت استفاده کنه

00:09:10.340 --> 00:09:12.440
و بعد دوباره میشه برگرده

00:09:12.440 --> 00:09:15.090
و یک هنرمند دیگه می تونه
دوباره ازش استفاده کنه

00:09:15.090 --> 00:09:17.660
و البته چیزی که من متوجه اش نبودم

00:09:17.660 --> 00:09:20.413
این بود که این موضوع برای
اجراهای پاپ کاملا غیر قابل قبوله

00:09:20.413 --> 00:09:21.830
چون صحنه مختص به خودشون رو میخوان

00:09:21.830 --> 00:09:23.490
و نمیخوان صحنه رو قسمت کنند

00:09:23.490 --> 00:09:25.910
بنابراین کلی پول خرج یه چیزی می کردیم

00:09:25.910 --> 00:09:28.720
که فقط می تونست نصف کار رو انجام بده

00:09:28.720 --> 00:09:31.440
به نظرم در نهایت، خود ایده

00:09:31.440 --> 00:09:33.150
برای تهیه کنندگان انقدر راضی کننده بود

00:09:33.150 --> 00:09:36.540
که مثل من میخواستند امتحانش کنند

00:09:36.540 --> 00:09:42.912
و یک جوری راهی پیدا کردیم که هشت هنرمند
رو در شئی ای چهار وجهی کنار هم بیاوریم

00:09:48.205 --> 00:09:52.994
مکعب گردان

00:09:55.050 --> 00:09:58.440
مکعب گردان، معمولا چیزی
نیست که کار رو باهاش شروع کنم

00:09:58.440 --> 00:10:00.160
معمولا نمی نشینم و بگم

00:10:00.160 --> 00:10:02.280
میخوام یه مکعب گردان دیگه بسازم

00:10:02.280 --> 00:10:04.210
معمولا اتفاقی که میافتد، به طور مثال

00:10:04.210 --> 00:10:07.644
در مورد «دانه» که حجمی در ابوظبی است

00:10:07.890 --> 00:10:11.889
اینه که وقتی که در مورد داستانی
که میخواستم بگم تحقیق و تفکر کردم

00:10:11.935 --> 00:10:15.270
که داستان کاشتن یک دانه بود

00:10:15.270 --> 00:10:21.647
که بزرگ میشه و میشه ساقه و بعد هم گل میده

00:10:24.520 --> 00:10:36.210
و در نهایت دانه ها فراتر
از دانه اولیه پراکنده میشه

00:10:36.210 --> 00:10:38.970
متوجه شدم که دارم داستانی به شکل خطی میگم

00:10:38.970 --> 00:10:43.569
اگر برگردیم به فیلم خیلی از کاری که
در سالن میکنیم به شکل سلسله وار است

00:10:43.710 --> 00:10:46.897
در فیلم میتونید صحنه ها را
روی یک حلقه فیلم ضبط کنید

00:10:46.897 --> 00:10:49.230
و بعد اون ها رو پشت
سر هم بیارید و میشه سلسله

00:10:49.230 --> 00:10:52.590
چطور میشه یک سلسله ایده را

00:10:52.590 --> 00:10:57.180
در بستری ارائه داد که در آن مخاطب خود را

00:10:57.180 --> 00:10:58.680
از طریق پرسپکتیو دوربین جابجا نمی کنید؟

00:10:58.680 --> 00:11:01.420
دوباره در اینجا، گردش
چیزی است که می تواند کار کند

00:11:01.420 --> 00:11:04.020
بنابراین هر کدام از این حرکات را برداشتیم

00:11:04.020 --> 00:11:08.570
و آن ها را در هر وجه مکعب قرار دادیم

00:11:08.595 --> 00:11:09.720
امکان این را داشتیم که
وجوه مکعب را بگردانیم

00:11:09.720 --> 00:11:12.600
و از طریق ساز و کار بازتابی

00:11:12.600 --> 00:11:16.699
توانستیم در واقع فیلمی مجسمه ای بسازیم

00:11:17.355 --> 00:11:19.310
بنابراین فیلم جلو میرود

00:11:19.310 --> 00:11:23.822
و در هنگام چرخش با هر کدام از این
صورت های مجسمه ای هم کنش می کند

00:11:23.855 --> 00:11:29.090
و بعد وقتی که بهش این رو اضافه می
کنید که می توان این شئی را در دریا داست

00:11:29.115 --> 00:11:31.350
خط ساحلی را در نظر می گیریم

00:11:31.350 --> 00:11:32.600
و آسمان را داریم

00:11:32.600 --> 00:11:36.290
بنابراین گفت و گویی میان آُسمان، ابرها

00:11:36.290 --> 00:11:40.730
خورشید در حال غروب، دریا، امواج، باد

00:11:40.730 --> 00:11:44.690
و این ساعت، قطب نما

00:11:44.690 --> 00:11:45.844
که واقعا...

00:11:45.869 --> 00:11:48.199
به نظرم استون هنج این کار رو یکجورایی کرده

00:11:48.320 --> 00:11:51.811
فقط یک اثر انسانی

00:11:51.836 --> 00:11:56.388
نشان دهنده این است که ما توجه کرده ایم

00:11:56.413 --> 00:11:58.330
این رو ایجا قرار دادیم،
چون متوجه آسمان شدیم

00:11:58.330 --> 00:11:59.250
متوجه دریا شدیم

00:11:59.250 --> 00:12:00.990
و این ساعت ماست که در حال اندازه گیری

00:12:00.990 --> 00:12:02.880
فرصت ما میان دریا و آسمان است

00:12:23.790 --> 00:12:27.930
ما به عنوان یک فرهنگ
خیلی عادت به دیدن فیلم داریم

00:12:27.930 --> 00:12:28.980
به دیدن صفحه های نمایش

00:12:28.980 --> 00:12:31.885
تقریبا تمام اطلاعات ما

00:12:32.166 --> 00:12:36.887
از طریق نوعی صفحه نمایش و از
طریق نوعی فیلمسازی به دستمان میرسد

00:12:37.122 --> 00:12:39.131
و در واقع من وقتی
شروع به ساخت تئاتر کردم

00:12:39.156 --> 00:12:41.977
خیلی ها بهم گفتن چرا وقت
خودت رو برای تئاتر تلف می کنی؟

00:12:41.977 --> 00:12:43.060
چرا فیلم نمیسازی؟

00:12:43.060 --> 00:12:44.170
چرا نمیخواهی فیلم بسازی؟

00:12:44.170 --> 00:12:45.440
چرا با تئاتر بازی می کنی؟

00:12:45.465 --> 00:12:48.310
و در واقع بسیاری از نمایشنامه نویسان جوان

00:12:48.310 --> 00:12:50.710
که من اول باهاشون شروع به کار کردم

00:12:50.710 --> 00:12:54.286
در واقع داشتن فیلمنامه می نوشتند

00:12:54.366 --> 00:12:56.871
اما زمانی که من در دهه 90 شروع به کار کردم

00:12:56.950 --> 00:12:58.720
در واقع زمانه خیلی سختی

00:12:58.720 --> 00:13:01.999
برای فیلم سازی در لندن بود

00:13:02.440 --> 00:13:06.880
بنابراین خیلی از نویسندگان
در نهایت فیلمنامه خودشون رو

00:13:06.880 --> 00:13:08.321
تبدیل به نمایشنامه می کردند

00:13:08.346 --> 00:13:13.646
بنابراین، این برای من به
عنوان برگردان کننده نمایشنامه

00:13:13.720 --> 00:13:16.090
به چیزی که مخاطب بتواند
درک کند، به این معنا بود که

00:13:16.090 --> 00:13:20.708
به نظرم شروع کردم به استفاده
از بخشی از زبان فیلمسازی

00:13:20.950 --> 00:13:24.940
چون گاهی باید شاید 60 صحنه داشته باشم

00:13:24.940 --> 00:13:27.100
چطور میشد از یک صحنه به
صحنه بعد و صحنه بعد رفت

00:13:27.100 --> 00:13:30.400
بدون در دست داشتن زبان فیلم

00:13:30.400 --> 00:13:35.016
کات، زوم، تدوین، دیافراگم

00:13:35.385 --> 00:13:37.635
بنابراین شروع به کار با آن ها کردم

00:13:37.691 --> 00:13:42.073
و خاصه در نمایشی با نام چایمریکا
در سال 2013 شروع به این کار کردم

00:13:42.308 --> 00:13:46.120
شروع کردم به فکر در این
مورد که برابرنهاد تئاتری

00:13:46.120 --> 00:13:51.070
یک کات، وایپ، گسترش دیافراگم

00:13:51.070 --> 00:13:52.870
بستن فریم روی یک فرد، چیست؟

00:13:52.870 --> 00:13:55.420
در تئاتر چطور میشه کلوزآپ کرد؟

00:13:55.420 --> 00:13:58.790
نمیشه مثل حرکت دوربین، مخاطب رو حرکت داد

00:13:58.790 --> 00:14:05.368
و یکی از ابزارهایی که
بهش رسیدیم، مکعب گردان است

00:14:06.160 --> 00:14:13.065
و دلیلش این است که ما به عنوان
مخاطب خیلی به ثابت نبودن عادت کرده ایم

00:14:13.090 --> 00:14:16.770
عادت به رقصیدن با دوربین داریم

00:14:16.770 --> 00:14:18.820
و خیلی از اوقات وقتی
که در سالن تئاتر می نشینیم

00:14:18.820 --> 00:14:21.970
اعصابمون خرد میشه،
چون هیچ چیز تکان نمیخوره

00:14:21.970 --> 00:14:24.180
بنابراین در حالی که مخاطب
به این بخش نگاه می کند

00:14:24.180 --> 00:14:27.210
می توانم چیزی که در پشت هست
را تغییر دهم و چیز جدیدی بیاورم

00:14:27.210 --> 00:14:30.180
یا اینکه زاویه جدیدی از
یک چیز واحد را نشانشان دهم

00:14:30.180 --> 00:14:34.725
خیلی از من می پرسند که خسته نشدی
انقدر این مکعب گردان رو کنکاش کردی؟

00:14:34.750 --> 00:14:36.305
جواب من بهشون اینه که

00:14:36.346 --> 00:14:40.166
از چرخیدن در صفحات یک کتاب خسته میشی؟

00:14:40.423 --> 00:14:41.553
فقط یک ساز و کاره

00:14:41.640 --> 00:14:44.550
اما چیزی که در درون صفحات
کتاب است، بی نهایت است

00:14:44.550 --> 00:14:47.910
و چیزی که می تواند درون این چارچوب ساده

00:14:47.910 --> 00:14:50.245
یک مکعب گردان باشد هم بی نهایت است

00:14:53.505 --> 00:14:57.835
«چهارگوش»

00:14:57.860 --> 00:15:00.672
یکی از بزرگترین مکعب ها

00:15:00.712 --> 00:15:01.708
مونولیت های گردان

00:15:01.780 --> 00:15:02.780
در اصل مکعب نبود

00:15:02.780 --> 00:15:06.140
بیشتر یه جعبه چهارگوش بود که باهاش کار کردم

00:15:06.140 --> 00:15:10.130
برای تور آلبوم فورمیشن بیانسه ساخته شد

00:15:10.130 --> 00:15:12.486
و در واقع به این خاطر درست شد که

00:15:12.580 --> 00:15:15.330
به چیزی نیاز داشتیم که قرار بود

00:15:15.355 --> 00:15:18.835
هم صمیمی باشه و همه شکوهمند

00:15:19.030 --> 00:15:21.820
صمیمیت در مقیاس بزرگ، عبارتی
است که خیلی استفاده می کنیم

00:15:22.068 --> 00:15:24.495
و یک کاری که نمی توان
در مورد یک انسان انجام داد

00:15:24.520 --> 00:15:26.890
حتی اگر به خارق العادگی بیانسه باشد

00:15:26.890 --> 00:15:28.695
اینه که نمیشه بزرگتر از اندازه واقعیشون کرد

00:15:28.720 --> 00:15:32.483
بنابراین اگر در یک استادیوم ایستاده باشد

00:15:33.820 --> 00:15:34.900
حتی انقدر هم نیست

00:15:34.900 --> 00:15:35.950
انقدر میشه

00:15:36.940 --> 00:15:39.340
و 100 هزار نفر اینجا هستند

00:15:39.340 --> 00:15:41.360
چطور میشه براشون اجرا کرد؟

00:15:41.360 --> 00:15:43.360
و یکی از راه هایی که معمولا اجرا می کنند

00:15:43.360 --> 00:15:45.760
از طریق صفحاتی است که بهش میگیم IMAG

00:15:45.760 --> 00:15:48.220
معمولا دو صفحه کوچک رو داریم

00:15:48.220 --> 00:15:50.650
البته بزرگ هستند ولی نه به اندازه کافی

00:15:50.650 --> 00:15:53.290
در هر دو سمت طراحی صحنه قرار می گیرند

00:15:53.290 --> 00:15:56.380
و معمولا یک دوربین داریم که
کلوزاپ خواننده را نشان می دهد

00:15:56.380 --> 00:15:58.540
اما این برای من رضایت بخش نیست

00:15:58.540 --> 00:16:01.031
چون، در واقع هنرمندی
که اینجا می خواند

00:16:01.056 --> 00:16:03.580
چیزی که واقعا میخواهد، توجه شماست

00:16:03.580 --> 00:16:11.470
از تمام جفت چشم ها، و قلب ها و
ریه های مخاطب، توجه می خواهند

00:16:11.495 --> 00:16:13.878
بنابراین واقعا نمی خواهند که توجهتان

00:16:14.336 --> 00:16:15.700
به اطراف آن ها جلب شود

00:16:15.700 --> 00:16:17.050
نمیخوان توجهتون به این بالا باشه

00:16:17.050 --> 00:16:17.925
میخوان روی آن ها باشه

00:16:17.925 --> 00:16:27.855
پس چطور میشه یک تصویر بزرگ از
هنرمند و خود هنرمند را روی هم انداخت؟

00:16:28.820 --> 00:16:30.830
و چطور میشه یه جورایی هنرمند رو مجسم کرد

00:16:30.830 --> 00:16:33.830
چیزی که شروع به صحبت
در موردش کردیم، دو نفر بود

00:16:33.877 --> 00:16:38.991
انیجا بیانسه است که من بهش میگم
موجود پاپتی مثل هر انسان دیگه ای

00:16:39.440 --> 00:16:42.830
و در اینجا هم بیانسه ای
غولپیکر و پوستری رو داریم

00:16:42.830 --> 00:16:47.960
اون بت خارق العاده و شناخته شده ای که هست

00:16:47.960 --> 00:16:55.435
و همچنین میخواستیم در مورد شکنندگی و
آسیب پذیری حتی نسخه غول پیکر او صحبت کنیم

00:16:55.460 --> 00:17:01.600
بنابراین یک مونولیت عظیم الجثه
ساختیم که می تونست دو نیم بشه

00:17:01.600 --> 00:17:07.470
و وقتی که دو نیم میشد، آتش، جرقه، خشم

00:17:07.470 --> 00:17:09.108
می تونست ازش بیرون بزنه

00:17:09.401 --> 00:17:13.444
و وقتی که می چرخید، چیزی که
می تونستیم به مخاطب نشان دهیم

00:17:13.590 --> 00:17:19.260
در یک سمت یک صف بزرگ
و عریض از رقصنده ها بود

00:17:19.440 --> 00:17:24.037
چون اجرای بیانسه خیلی اینطوری
است که انرژی اون از طریق

00:17:24.062 --> 00:17:28.955
18 زنی بسط پیدا می کنه که انرژی اش را
از طریق زنجیره ای از حرکات بسامد میدهند

00:17:28.980 --> 00:17:34.985
چون اون هنرمندی است که خودش رو با
رقص به اندازه موسیقی و شعر ابراز می کنه

00:17:35.010 --> 00:17:37.562
و بعد می تونیم بچرخونیمش و بریم به سمتی که

00:17:37.840 --> 00:17:41.405
که درش یک پرتره تمام قد است

00:17:41.695 --> 00:17:43.320
تا بتوانیم تمام قد باشیم

00:17:43.320 --> 00:17:45.690
با استفاده از روش کار فیلم سازی

00:17:45.690 --> 00:17:51.778
در یک طرف یک شات تمام قد به
یک پرتره کلوزاپ در سمت دیگر

00:17:51.803 --> 00:17:53.970
این ها در واقع چند طرح
اولیه ای از آن زمان است

00:17:53.970 --> 00:17:56.443
این ها خیلی سریع کشیده شدند

00:17:56.560 --> 00:17:59.162
در حالی که به صندلی
های استادیوم تکیه داده بودم

00:17:59.508 --> 00:18:02.178
و سعی می کردم ببینم برای آهنگ های مختلف

00:18:02.807 --> 00:18:05.387
چطور میتونیم از این
چیزی که ساختیم استفاده کنیم

00:18:05.700 --> 00:18:12.257
چطور می توانیم گفت و گویی میان آسیب پذیری،
دو نیم شدن، شکلی که یک انسان دو نیم میشود

00:18:12.282 --> 00:18:16.143
هر چقدر که میخواهد مشهور
و معروف باشد، داشته باشیم

00:18:16.168 --> 00:18:18.629
و دائما موجود پاپتی رو نشون بدیم

00:18:18.654 --> 00:18:20.790
انسان آسیب پذیر

00:18:20.790 --> 00:18:27.010
من در واقع در میان استادیوم استادوفرانس

00:18:27.035 --> 00:18:29.285
یکی از بزرگترین استادیوم های جهان، نشستم

00:18:29.435 --> 00:18:31.675
تقریبا اینجا بودم

00:18:31.700 --> 00:18:38.918
و حس اینکه 100 هزار نفر  همه آهنگ
ها را می خواندند و حرکات رو میکردند

00:18:38.943 --> 00:18:42.970
و اینکه به همه حس انتقال داده شود، بهم این
احساس رو داد که کارم رو درست انجام دادم

