﻿WEBVTT

00:00:02.101 --> 00:00:05.906
خلق مفاهیم

00:00:06.280 --> 00:00:09.560
رولینگ استون توی روزهای اول

00:00:09.560 --> 00:00:12.530
تا اون موقع که من اونجا شروع به کار کردم. اونا

00:00:12.530 --> 00:00:17.340
اونا هر عنصر اولیه ای که داشتن رو برداشتن

00:00:17.340 --> 00:00:18.690
و اونو تبدیل کردن به کاور

00:00:18.690 --> 00:00:23.013
بریدنش و هیچ تشریفاتی برای کاور نبود

00:00:23.340 --> 00:00:26.070
و من با خودم فکر کردم

00:00:26.070 --> 00:00:26.850
خب چرا؟

00:00:26.850 --> 00:00:30.000
ما این فرصت رو داشتیم که در واقع میتونستیم

00:00:30.180 --> 00:00:32.189
کاور رو نشون بدیم

00:00:32.189 --> 00:00:34.000
راد استوارت پیداش میشد و میگفت خب اوکی

00:00:34.000 --> 00:00:35.170
حالا قراره چکار کنیم ؟

00:00:35.170 --> 00:00:38.790
منظورم اینه که من هیچ ایده
ای نداشتیم که قراره چکار کنیم!

00:00:38.790 --> 00:00:42.690
گریس اسلیک که اولین
کاوری هست که من انجام دادم

00:00:42.690 --> 00:00:45.540
من فقط همراه بن فانگ توریس میرفتم

00:00:45.540 --> 00:00:48.480
به خونشون نزدیک گلدن گیت پارک

00:00:48.480 --> 00:00:52.410
و بن فانگ توریس با اونا مصاحبه
میکرد در حالی که من عکس میگرفتم

00:00:52.410 --> 00:00:55.920
من اون کارو خیلی دوست داشتم چون به روش خودم

00:00:55.920 --> 00:01:00.000
از کسی در حال

00:01:00.000 --> 00:01:01.850
انجام دادن کاری عکاسی میکردم

00:01:01.850 --> 00:01:04.910
و من مجبور نبودم مسئول این باشم که...

00:01:04.910 --> 00:01:08.259
میتونستم فقط نگاه کنم و عکس بگیرم

00:01:08.259 --> 00:01:10.300
این یه عکس خوب از گریس اسلیک

00:01:10.300 --> 00:01:11.920
و پال کنتنر روی یه تخت آبی

00:01:11.920 --> 00:01:14.340
که فقط دارن حرف میزنن و سیگار میکشن

00:01:14.340 --> 00:01:18.490
صفحه جالبی از تاریخ اون موقع هست

00:01:18.490 --> 00:01:20.440
شخص کاملا هنوز راهشو انتخاب نکرده

00:01:20.440 --> 00:01:22.750
و تو باید  برای چیزی که

00:01:22.750 --> 00:01:25.180
ممکنه اتفاق بیوفته جا باز بذاری

00:01:25.180 --> 00:01:29.080
 فکر میکنم یه عکس مفهومی
اولیه که مثل اون باشه

00:01:29.080 --> 00:01:32.835
ووپی گلدبرگ هست توی وان حمام

00:01:32.860 --> 00:01:35.380
او کمدین جوانی در حال معروف شدن بود

00:01:35.380 --> 00:01:36.910
من نمیشناختمش

00:01:36.910 --> 00:01:40.870
نمایشش اینطور بود که  یه دختر
کوچولوی سیاه است که تلاش میکنه

00:01:40.870 --> 00:01:42.731
سعی میکنه که پوستش رو با لیف برداره

00:01:42.756 --> 00:01:45.356
با این تصور که زیر این
پوست سیاه، سفید خواهد بود

00:01:45.586 --> 00:01:47.611
و من اونو توی برکلی ملاقات کردم

00:01:47.636 --> 00:01:48.759
اون توی برکلی زندگی میکرد

00:01:48.759 --> 00:01:50.490
رفتیم به آپارتمان دوستش

00:01:50.490 --> 00:01:52.840
و من این ایده اومد توی سرم که

00:01:52.840 --> 00:01:55.870
پوستشو توی وان بسابه

00:01:55.870 --> 00:01:59.763
مثل ساییدن. بر پایه اجرای کمدیش

00:01:59.806 --> 00:02:01.723
و ما وان رو پر از شیر کردیم

00:02:01.942 --> 00:02:04.150
من نمیخواستم شیر سرد
باشه برای همین گرمش کردیم

00:02:04.150 --> 00:02:04.930
شیر گرم بود

00:02:04.930 --> 00:02:10.538
وقتی وارد وان شد یه جورایی لیز خورد توی شیر

00:02:10.538 --> 00:02:14.262
و یه تصویر خیلی گیرا به وجود آمد

00:02:14.723 --> 00:02:18.630
از این شخص بسیار سیاه توی وان بسیار سفید

00:02:18.630 --> 00:02:20.430
و رسیدیم به این عکس

00:02:20.430 --> 00:02:23.340
اما چیزی نبود که از قبل تصور کردم

00:02:24.722 --> 00:02:29.942
تحقیق

00:02:30.184 --> 00:02:35.138
من همیشه به این میرسم که...
عجیبه که مردم

00:02:35.163 --> 00:02:40.172
فکر میکنن که میشه در مورد موضوعی تحقیق نکرد

00:02:40.197 --> 00:02:41.800
مخصوصا امروزه

00:02:41.800 --> 00:02:49.820
که شما میتونید در مورد هرکسی
توی گوگل تحقیق کنید و این خیلی جالبه

00:02:49.820 --> 00:02:55.290
و من به عکس هایی که از
اون شخص گرفته شده نگاه می کنم

00:02:55.290 --> 00:02:57.480
و خیلی چیزا یاد می گیرم با توجه به کاری که

00:02:57.480 --> 00:03:00.000
انجام دادن کارهایی که حاضرن انجام بدن

00:03:00.000 --> 00:03:02.030
و کارهایی که انجام نگرفته

00:03:02.030 --> 00:03:05.850
و خب کارهایی که انجام
دادنشون جالب خواهد بود

00:03:05.850 --> 00:03:06.780
خیلی مهمه

00:03:06.780 --> 00:03:11.970
منظورم اینه که رابطه
مستقیم داره با شکل نهایی عکس

00:03:11.970 --> 00:03:14.880
من هیچوقت از کسی نمیخوام بپره توی یه استخر

00:03:14.880 --> 00:03:17.190
فقط بخاطر پریدن توی استخر

00:03:17.190 --> 00:03:21.480
من کلی کارهای دیکه رو میبینم
که سعی میکنن کار منو تقلید کنن

00:03:21.480 --> 00:03:24.680
ارتباط معنایی نداره

00:03:24.680 --> 00:03:27.579
شما واقعن سروکاری ندارید با

00:03:27.579 --> 00:03:30.215
خیلی مهمه که روی موضوع بمونید

00:03:30.240 --> 00:03:38.135
در هر کاری که تا الان انجام
دادم، ایده از سوژه برانگیخته شده

00:03:38.160 --> 00:03:40.500
فرصت عکاسی از لویس برجویس رو داشتم

00:03:40.500 --> 00:03:44.040
توی خونش. و ما زمانی معین داشتیم

00:03:44.040 --> 00:03:49.210
و من با دوتا از دستیار هام رسیدم

00:03:49.210 --> 00:03:52.600
و برنامه برای نورپردازی داشتم

00:03:52.600 --> 00:03:56.320
و من میتونستم ببینم که اون آماده است

00:03:56.320 --> 00:03:59.710
و دستیار هامو فرستادم پشت خونه

00:03:59.735 --> 00:04:01.515
که نور رو تنظیم کنن

00:04:01.755 --> 00:04:05.055
و بهشون گفتم که اون قراره
کجا بشینه و چیزای از این قبیل

00:04:05.080 --> 00:04:10.420
و من با اون رفتم اتاق جلوی خونه که

00:04:10.420 --> 00:04:11.750
نور خوبی داشت

00:04:11.750 --> 00:04:14.050
و من میتونستم ببینم که

00:04:14.050 --> 00:04:15.900
خب اون آماده بود

00:04:15.900 --> 00:04:20.769
و من شروع کردم به گرفتن عکس

00:04:20.769 --> 00:04:23.702
تنهایی توی اتاق جلویی

00:04:23.702 --> 00:04:25.660
عکسهایی ازش هست که جوانتره

00:04:25.660 --> 00:04:27.550
موهاش پایینه

00:04:27.550 --> 00:04:29.872
و موهاشو میداد بالا

00:04:30.770 --> 00:04:32.860
و این بارها اتفاق افتاد

00:04:32.860 --> 00:04:36.040
شما از کسی عکس میگیرید که مسن تره

00:04:36.040 --> 00:04:37.730
اونا فکر نمیکنن که مسن تر هستن

00:04:37.730 --> 00:04:39.040
واقعا فکر نمیکنن پیر تر هستن

00:04:39.040 --> 00:04:40.870
یه چیزی دارن مثل...

00:04:40.870 --> 00:04:46.400
گاهی اوقات شما میتونید
جوانی اون شخص رو توش ببینید

00:04:46.400 --> 00:04:52.046
باید خاصه زمانی که می خواهند
ازتون عکس بگیرند، سخت باشه

00:04:52.384 --> 00:04:55.855
فکر میکنم که میخکوب شده بودم

00:04:55.880 --> 00:05:00.115
ولی به نظرم در آن عکس های قبلی
با موهای پایین، خیلی زیبا شده بود

00:05:00.140 --> 00:05:02.180
ازش خواستم که موهاشو پایین بیاره و اون انجام داد

00:05:02.180 --> 00:05:03.606
موهاشو آورد پایین

00:05:05.265 --> 00:05:10.925
و دستهاشو اینطوری آورد بالا

00:05:10.950 --> 00:05:15.310
و من چندتا عکس گرفتم

00:05:15.310 --> 00:05:18.100
با نور خورشید که داشت از پنجره میومد تو

00:05:18.100 --> 00:05:23.740
و اون داشت کاملا همکاری میکرد

00:05:23.740 --> 00:05:26.727
و اون موقع یکی از دستیار هام از پشت اومد

00:05:26.727 --> 00:05:27.810
و گفت اوکی ما آماده هستیم

00:05:27.810 --> 00:05:28.360
نور آمادست

00:05:28.360 --> 00:05:29.830
و من گفتم که کار من تموم شد!

00:05:38.040 --> 00:05:43.007
مفاهیم

00:05:43.740 --> 00:05:47.909
بزرگترین موفقیت و کار مفهومی

00:05:47.909 --> 00:05:52.610
برای کاور ها، مجله رولینگ استون نبود

00:05:52.610 --> 00:05:56.730
بلکه پروژه ای بود که
از مجله لایف گرفته بودم

00:05:56.730 --> 00:05:58.703
تصورش رو بکنید

00:05:59.070 --> 00:06:02.489
من در چه جایگاهی بودم و 
این پروژه رو از مجله لایف گرفتم

00:06:02.910 --> 00:06:07.790
خیلی عالی بود که ازت
بخوان برای لایف کار کنی

00:06:07.790 --> 00:06:10.346
و چقدر شاعرانه بود که

00:06:10.372 --> 00:06:13.442
ازم خواستند مجموعه ای
با موضوع شعرا رو کار کنم

00:06:14.130 --> 00:06:17.615
خیلی پروژه عالی ای  بود چون اول از همه

00:06:17.640 --> 00:06:21.470
یک مجموعه بود و یک مجموعه پرتره بود

00:06:21.470 --> 00:06:27.890
و من شعر مربوط به هر سوژه عکاسیم رو میخوندم

00:06:28.776 --> 00:06:32.435
و توی اون مجموعه دو تا عکس وجود داشت

00:06:32.460 --> 00:06:34.247
یه جورایی جون سالم به در بردن

00:06:34.272 --> 00:06:40.530
و برای من تبدیل به
زیربنای کارهای آینده ام شدند

00:06:40.530 --> 00:06:43.340
تس گلگر و رابرت پن وارن

00:06:43.340 --> 00:06:48.980
و رابرت پن وارن داشت در
مورد مردن و مرگ می نوشت

00:06:48.980 --> 00:06:52.822
زمان زیادی پس از گرفتن اون عکس زندگی نکرد

00:06:53.150 --> 00:06:57.290
و من برای اولین بار متوجه شدم

00:06:57.290 --> 00:07:00.000
از اونجایی که اینها

00:07:00.000 --> 00:07:06.340
جلسات رسمی به برداشتن پرتره بودند

00:07:06.340 --> 00:07:12.870
که چیزی که من شروع
کردم به فکر کردن در موردش

00:07:12.870 --> 00:07:18.570
تلاش برای نشان دادن شعر توی عکس بود

00:07:18.570 --> 00:07:22.160
با استفاده از موضوع بصورتی

00:07:22.160 --> 00:07:24.380
که انگار اونا توی یکی از اشعارشون هستن

00:07:24.380 --> 00:07:26.430
مثل انجام دادن همزمان دوتا کار

00:07:26.430 --> 00:07:28.490
نه فقط اینکه شما تصویری از موضوع دارید

00:07:28.490 --> 00:07:30.000
اما شما همچنین

00:07:30.000 --> 00:07:35.500
داستان شعر اونها رو هم دارید می بینید

00:07:35.500 --> 00:07:41.934
و این موفقیت بزرگی بود چون رابرت پن وارن

00:07:44.480 --> 00:07:47.550
اولین باری که رفتم خونش

00:07:47.550 --> 00:07:49.570
موادب تر از اون نمیشد

00:07:49.570 --> 00:07:53.390
و من همه این عکسها رو گرفتم
مث نشستن زیر درخت

00:07:53.390 --> 00:08:00.000
پشت میزش و همه این چیزهای

00:08:00.000 --> 00:08:01.010
عادی در پرتره یه نویسنده

00:08:01.010 --> 00:08:03.590
و وقتی داشتم میرفتم و از پارکینگ خارج میشدم

00:08:03.590 --> 00:08:07.530
طبقه بالا توی اتاق دیدمش

00:08:07.530 --> 00:08:10.150
پرده پنجره رو کنار زد
و داشت به من نگاه میکرد

00:08:10.150 --> 00:08:11.860
همونطور که داشتم خارج میشدم

00:08:11.860 --> 00:08:15.490
برام ترسناک بود اون نگاه یه جوری

00:08:15.490 --> 00:08:17.050
نمیدونم چی بود مثل یک...

00:08:20.029 --> 00:08:21.070
نمیدونم چی بود

00:08:23.315 --> 00:08:28.385
اما بعد یادم میاد که داشتم
میرفتم استودیو و فکر میکردم

00:08:28.410 --> 00:08:30.000
باید باید

00:08:30.000 --> 00:08:31.260
باید برگردم

00:08:31.260 --> 00:08:32.470
واقعا باید برگردم

00:08:32.470 --> 00:08:34.350
یه چیز دیگه اینجا هست

00:08:34.350 --> 00:08:36.799
باید برگردم

00:08:36.799 --> 00:08:39.260
و باهاش تماس گرفتم و گفتم که میخوام

00:08:39.260 --> 00:08:42.440
میخوام برگردم و از شما و همسرتون عکس بگیرم

00:08:42.440 --> 00:08:47.970
و تحت اون بهونه ها یه
وقت دیگه باهاشون گرفتم

00:08:47.970 --> 00:08:52.290
و من برگشتم و رفتم بالا به اون اتاق

00:08:52.290 --> 00:08:55.770
که اون داشت ازش به
بیرون از پنجره نگاه میکرد

00:08:55.770 --> 00:08:57.720
و اونجا اتاق خوابش بود

00:08:57.720 --> 00:08:59.280
و همش...

00:08:59.280 --> 00:09:00.000
تمام خونه یه جوری

00:09:00.000 --> 00:09:09.187
کاملا پر از آنتیک و این چیزا بود

00:09:09.730 --> 00:09:12.790
و پامو گذاشتم توی اتاق
خوابش و همش خاکستری بود

00:09:12.790 --> 00:09:18.190
تخت خواب خاکستری بود ملحفه خاکستری بود

00:09:18.190 --> 00:09:21.310
و من نشوندمش روی تخت

00:09:21.310 --> 00:09:23.140
ازش خواستم لباسشو در بیاره

00:09:23.140 --> 00:09:27.130
اما بیشتر بخاطر این بود
که میخواستم اسکلتشو ببینم

00:09:27.130 --> 00:09:28.240
میخواستم ببینم...

00:09:28.240 --> 00:09:30.000
نه اینکه یه مرد بدون لباس باشه

00:09:30.040 --> 00:09:35.080
بیشتر اینطور بود که نشون
میداد چقدر راحت و در صلح

00:09:35.080 --> 00:09:39.130
و کاملا آماده برای مردن بود

00:09:39.130 --> 00:09:41.180
و با خودش کاملا کنار اومده بود

00:09:41.180 --> 00:09:46.260
هیچ دفاعی یا هیچ گاردی نداشت

00:09:46.260 --> 00:09:51.290
اون یه جوری کاملا راحت بود

00:09:51.290 --> 00:09:53.510
که همه ما آرزو میکنیم اونجوری باشیم

00:09:53.510 --> 00:09:56.166
وقتی که قراره بمیریم

00:09:56.479 --> 00:09:59.609
یا اینکه به این صورت برای
مرحله بعدی زندگی آماده باشیم

00:10:01.047 --> 00:10:04.367
و این همون عکسه

00:10:04.430 --> 00:10:06.950
که تصویری خیلی متقاعد کننده بود برای من

00:10:06.950 --> 00:10:09.345
البته برای همه هچنین معنی نداره

00:10:09.345 --> 00:10:10.220
وقتی که نگاهش میکنن

00:10:10.220 --> 00:10:14.570
اما برای من واقعا دستیابی به چیز بزرگی بود

00:10:16.240 --> 00:10:18.360
تس گلگر یکم بیشتر وسواس بود

00:10:18.360 --> 00:10:19.820
یکم بیشتر میدونی اون یجوری

00:10:19.820 --> 00:10:24.650
یکم مسخره بازی درمیورد

00:10:24.650 --> 00:10:27.550
کلی لباس تو کمدش داشت

00:10:27.550 --> 00:10:28.610
و میخواست لباس خوب بپوشه

00:10:28.610 --> 00:10:30.000
و تس گلگر در مورد اسب ها مینوشت

00:10:30.000 --> 00:10:31.520
و تس گلگر در مورد اسب ها مینوشت

00:10:31.520 --> 00:10:34.700
و اون یه فیلم خونگی بهم نشون
داد که از پشت اسب گرفته بود

00:10:34.700 --> 00:10:37.700
خونش پر بود از ماسک و

00:10:37.700 --> 00:10:39.560
قفسه های پر از لباس بود

00:10:39.560 --> 00:10:40.850
میخواست لباس بپوشه

00:10:40.850 --> 00:10:44.210
و اون یه قفسه دنباله دار
رو از کمد لباسش کشید بیرون

00:10:44.210 --> 00:10:47.590
پس وقتی شما با گلگر بودید
شما توی دنیای اون بودین

00:10:47.590 --> 00:10:50.730
و میتونستید ببینید که
تخیل اون چطور کار میکنه

00:10:50.730 --> 00:10:52.760
پرتره تس گلگر شروع

00:10:52.760 --> 00:10:56.052
گذاشتن سوژه خودم وسط یه ایده بود

00:10:59.456 --> 00:11:04.632
داشتن نقشی برای بازی

00:11:05.190 --> 00:11:08.562
در یه حدی وقتی شما ایده
ای داشتید. اون تقریبا...

00:11:08.748 --> 00:11:14.928
اگه ایدهء خوبی بود میتونست
کمکی باشه برای سوژه

00:11:15.210 --> 00:11:17.900
مرل استریپ که واقعا نمیخواست

00:11:17.900 --> 00:11:18.900
با خودش سر و گله بزنه

00:11:18.900 --> 00:11:20.327
اون حالش از خودش به هم میخورد

00:11:20.327 --> 00:11:22.410
و من فکر میکنم واسه اینکه
بتونه از خودش خارج بشه

00:11:22.410 --> 00:11:25.320
و نقشی بازی کنه و صورتی سفید داشته باشه

00:11:25.320 --> 00:11:27.773
و این ها همه از نتایج
تحقیق در مورد سوژه است

00:11:27.847 --> 00:11:29.975
شما باید آماده باشید

00:11:30.000 --> 00:11:31.140
شما باید آماده باشید

00:11:31.140 --> 00:11:34.510
ایده ای از این داشته باشید که دارید
از کی عکس میگیرید و اون چکاره است

00:11:34.510 --> 00:11:39.664
ریشه هنری او در تئاتر و تئاتر بی کلام است

00:11:40.123 --> 00:11:48.296
اینکه بتواند آنچه فکر می کند
نقشش ممکن است باشد، را نشان دهد

00:11:48.390 --> 00:11:50.370
به نظرم براش تسکینی بود

00:11:50.370 --> 00:11:53.250
و بخاطر این ازش لذت برد

00:11:53.250 --> 00:11:59.590
شما میتونید خود واقعیش
رو توی اون نقشها ببینید

00:11:59.615 --> 00:12:03.475
به نظرم در این نقش ها، خود واقعی
حتی خودش را بیشتر نشان می دهد

00:12:04.297 --> 00:12:09.947
مطالعه موردی: سالنامه پیرلی

00:12:10.192 --> 00:12:13.500
کمپانی تایر سازی پیرلی
برای بیش از پنجاه سال

00:12:13.500 --> 00:12:16.200
در حال تولید یه جور تقویم محدود

00:12:16.200 --> 00:12:18.440
برای مشتری هاش کرده

00:12:18.440 --> 00:12:21.990
فکر میکنم کلا حدود ده هزار
از این تقویم ها منتشر می کنند

00:12:21.990 --> 00:12:25.380
برای دهه ها چیزی مثل چیز کیک بوده

00:12:25.380 --> 00:12:28.860
پر از تصاویر زن ها بدون لباس زیادی

00:12:28.860 --> 00:12:33.692
با اینحال، پروژه خیلی پرطمطراقی
برای یک عکاس به حساب می آمد

00:12:33.840 --> 00:12:36.900
برای سال دو هزار از من
خواسته شد عکاس تقویم باشم

00:12:36.900 --> 00:12:40.980
و در سال 2016 اونا دوباره اومدن سراغم

00:12:40.980 --> 00:12:43.920
ایدهء اونا بود که زنهای برجسته عکاسی بشه

00:12:43.920 --> 00:12:45.930
در مورد زنهایی که میخواسم
ازشون عکاسی کنم فکر کردم

00:12:45.930 --> 00:12:47.850
خیلی ها رو که بهشون اهمیت میدادم کشیدم داخل

00:12:47.850 --> 00:12:53.170
مثل یاکو اونو و پتی اسمیث و انگوس گاند

00:12:53.170 --> 00:12:56.670
به شو امی شومر نگاه کردم و فهمیدم

00:12:56.670 --> 00:13:00.000
کلی قسمت های خاص توشون هست

00:13:00.960 --> 00:13:05.800
و مشکلات زیادی که داشت با آن ها
دست و پنجه نرم میکرد توی شو امی شومر

00:13:05.800 --> 00:13:10.060
شویی که من واقعا تحت تاثیر
قرار گرفتم با کسی که اون بود

00:13:10.060 --> 00:13:15.700
و من ازش خواستم که برای
عکاسی بیاد و اون قبول کرد

00:13:15.700 --> 00:13:17.598
و من تا اون موقع ملاقاتش نکرده بودم

00:13:17.653 --> 00:13:20.440
و اون اومد و من براش توضیح دادم

00:13:20.440 --> 00:13:23.870
که این ایدهء تقویم پیرلی هست

00:13:23.870 --> 00:13:25.550
همه لباس هاشونو پوشیده بودن

00:13:25.550 --> 00:13:30.000
و تو باید جوری به نظر بیایی که
انگار یادداشت رو دریافت نکردی

00:13:30.000 --> 00:13:30.550
و تو باید جوری به نظر بیایی که
انگار یادداشت رو دریافت نکردی

00:13:30.550 --> 00:13:34.760
و تو تنها کسی خواهی
بود که لباسهاشو تنش نکرده

00:13:34.760 --> 00:13:36.010
اون گفت خیلی خب عالیه

00:13:36.010 --> 00:13:36.620
بیاید شروع کنیم

00:13:36.620 --> 00:13:37.120
عجله کنید

00:13:37.120 --> 00:13:38.210
بیاید انجامش بدیم

00:13:38.210 --> 00:13:40.480
و من بهش گفتم که میدونم تو

00:13:40.480 --> 00:13:41.810
در مورد بدنت خجالتی هستی

00:13:41.810 --> 00:13:45.670
و اون گفت من در مورد بدنم خجالتی نیستم

00:13:45.670 --> 00:13:46.990
منم عاشق بدنم هستم

00:13:46.990 --> 00:13:48.200
اوکیه

00:13:48.200 --> 00:13:50.520
من عالی هستم

00:13:50.520 --> 00:13:54.640
و من کاملا تحت تاثیر قرار گرفته بودم

00:13:54.640 --> 00:13:56.160
و با خودم فکر کردم که اون چقد باحاله

00:13:56.160 --> 00:13:59.460
و ما از اون عکس برای تقویم استفاده کردیم

00:13:59.460 --> 00:14:00.000
اون لحظه واقعا یه لحظه
امی شومر بود برای خودش

00:14:00.000 --> 00:14:02.820
اون لحظه واقعا یه لحظه
امی شومر بود برای خودش

00:14:02.820 --> 00:14:07.380
و کاور ونتی فر کار بعدی بود

00:14:07.380 --> 00:14:10.290
داشتم به کارهایی براش
فکر میکردم که انجام بده

00:14:10.290 --> 00:14:12.106
و ببینم که اون کی هست و کی نیست

00:14:12.131 --> 00:14:14.340
از هیچ چیز خجالت زده نیست

00:14:14.340 --> 00:14:19.520
ایده این بود که بین پاهاش
رو با آتش عوض کنیم

00:14:19.520 --> 00:14:25.290
و چیزی که برای عکس برداری نهایی عجیب بود

00:14:25.290 --> 00:14:30.000
اون اصرار میکرد که برای
عکاسی لباس زیر نپوشه

00:14:30.589 --> 00:14:35.589
و یادمه که مدیر تبلیغاتش اونجا
بود و مات و مبهوت شده بود

00:14:35.870 --> 00:14:38.002
ولی خب اون امی شومره

00:14:40.002 --> 00:14:45.093
مطالعه موردی: کیث هرینگ

00:14:45.903 --> 00:14:47.190
همیشه میخواستم از کیث عکاسی کنم

00:14:47.190 --> 00:14:53.470
و فکر میکنم که نهایتا توسط
یه مجله ازم خواسته شد

00:14:53.470 --> 00:14:56.200
که عکسشو بگیرم اونم
از فلوریدا بین این همه جا

00:14:56.200 --> 00:14:59.320
حتی برای ونیتی فیر و ووگ نبود

00:14:59.320 --> 00:15:00.000
یا هرکس دیگه

00:15:00.000 --> 00:15:00.260
یا هرکس دیگه

00:15:00.260 --> 00:15:04.570
من عکسهایی رو دیده بودم که رابرت میپل ثورپ

00:15:04.570 --> 00:15:07.780
از گریس گرفته بود

00:15:07.780 --> 00:15:09.240
گریس جونز

00:15:09.240 --> 00:15:11.680
کیث, گریس جونز رو نقاشی کرده بود

00:15:11.680 --> 00:15:15.230
و من با خودم فکر کردم,
اوه اون گریس رو نقاشی کرده

00:15:15.230 --> 00:15:18.720
شاید بتونه خودشو هم نقاشی کنه

00:15:18.720 --> 00:15:20.190
و من باید بهش یه تصویر زمینه میدادم

00:15:20.190 --> 00:15:23.880
من فکر کردم که خب من یجور اتاق

00:15:23.880 --> 00:15:25.000
براش آماده میکنم یا همچین چیزی

00:15:25.000 --> 00:15:30.000
و من یه ست ساختم با چندتا دیوار

00:15:30.000 --> 00:15:30.260
و من یه ست ساختم با چندتا دیوار

00:15:30.260 --> 00:15:32.820
و ما مقداری اسباب از سلویشن آرمی گرفتیم

00:15:32.820 --> 00:15:35.780
و ما به همه چیز رنگ سفید زدیم

00:15:35.780 --> 00:15:37.730
و من گفتم من دوستم دارم ببینم-

00:15:37.730 --> 00:15:39.170
فکر میکنی بتونی ست رو رنگ کنی

00:15:39.170 --> 00:15:41.150
و بعد بالا تنه خودت رو هم رنگ کنی

00:15:41.150 --> 00:15:43.229
و شلوار سفید بپوشی

00:15:43.229 --> 00:15:44.520
و من میتونم بذارمت توی ست

00:15:44.520 --> 00:15:46.940
و اون ست رو توی 45 دقیقه رنگ کرد

00:15:46.940 --> 00:15:48.070
اون خیلی سریع عمل کرد

00:15:48.070 --> 00:15:50.360
اون خیلی پرکاره

00:15:50.360 --> 00:15:52.500
و بعد بالا تنشو رنگ کرد

00:15:52.500 --> 00:15:55.468
و من بهش نگاه کردم و گفتم

00:15:55.587 --> 00:15:57.257
چرا کل کار رو انجام نمیدی؟

00:15:57.390 --> 00:15:58.950
و اون قبول کرد

00:15:59.140 --> 00:16:00.000
و اون تمام بدنشو رنگ کرد

00:16:00.000 --> 00:16:01.242
و اون تمام بدنشو رنگ کرد

00:16:01.242 --> 00:16:02.700
اما اون فقط جلوی بدنشو زنگ کرده بود

00:16:02.700 --> 00:16:05.070
پشتش رنگ نبود

00:16:05.070 --> 00:16:06.210
خیلی خنده دار شده بود

00:16:06.210 --> 00:16:08.700
و اون توی ست وایساد و ما
این چندتا عکس رو گرفتیم

00:16:08.700 --> 00:16:13.142
و کلش توی چند دقیقه تموم شد

00:16:13.142 --> 00:16:14.850
و خنده دار بود چون اون حس میکرد

00:16:14.850 --> 00:16:17.754
کلی آماده شده و لباس
پوشیده برای اینکه جایی نره

00:16:17.754 --> 00:16:19.170
یه جوری
اون خیلی باحال شده بود

00:16:19.170 --> 00:16:21.870
مثل اینکه لباسی از رنگ تنش کرده باشن

00:16:21.870 --> 00:16:27.860
وقتی کاملا بدنش رنگ شده
بود یه چیز دیگه به سرمون زد

00:16:27.860 --> 00:16:30.000
و من گفتم بیاید برید میدون تایم

00:16:30.000 --> 00:16:30.779
و من گفتم بیاید برید میدون تایم

00:16:30.779 --> 00:16:31.820
بیاید بریم میدون تایم

00:16:31.820 --> 00:16:33.010
بیاید بریم

00:16:33.010 --> 00:16:34.794
ما سریع باید عکس برداری کنیم

00:16:34.794 --> 00:16:35.710
چون پلیس میاد و دستگیرمون میکنه

00:16:35.710 --> 00:16:36.585
ما قراره, میدونی...

00:16:36.585 --> 00:16:38.677
کیث از ماشین بیرون میپره

00:16:38.677 --> 00:16:39.760
و ما ازش عکس میگیریم

00:16:39.760 --> 00:16:42.490
و ما سریع میپریم توی ماشین

00:16:42.490 --> 00:16:44.080
و ما باید خیلی سریع این کارو انجام میدادیم

00:16:44.080 --> 00:16:48.520
و خب ما رسیدیم به میدون
و کیث از ماشین پیاده شد

00:16:48.520 --> 00:16:50.260
ما هم از ماشین پیاده شدیم

00:16:50.260 --> 00:16:51.040
و عکس گرفتیم

00:16:51.040 --> 00:16:52.470
میدونی مثل اینه که...

00:16:52.470 --> 00:16:54.590
و هیچکس بهمون توجهی نمیکرد

00:16:54.590 --> 00:16:55.570
اینجا نیویورکه

00:16:55.570 --> 00:16:56.664
هیچکس اهمیت نمیداد

00:16:57.910 --> 00:16:59.650
و ما اون عکسها رو توی میدون تایم گرفتیم

00:16:59.650 --> 00:17:00.000
و اون عکس ها یه جوری عالی هستن

00:17:00.000 --> 00:17:03.040
و اون عکس ها یه جوری عالی هستن

00:17:03.040 --> 00:17:05.794
و همین

00:17:08.536 --> 00:17:13.713
تکلیف

00:17:14.200 --> 00:17:20.770
من فکر میکنم که یه ایدهء
خوب برای تمرین مفهومی

00:17:20.770 --> 00:17:23.720
میتونه در نظر گرفتن عکاسی

00:17:23.720 --> 00:17:28.660
از شخصی مسن تر توی اجتماع خودتونه

00:17:28.660 --> 00:17:30.000
یا توی زندگی خودتون

00:17:30.000 --> 00:17:31.050
یا توی زندگی خودتون

00:17:31.050 --> 00:17:38.120
و چیزی که شاید در نظر بگیرید اینه
که از شخص بپرسید

00:17:38.120 --> 00:17:41.430
بپرسید که آیا اونا عکسی دارن از

00:17:41.430 --> 00:17:43.130
زمانی که جوان بودن

00:17:43.130 --> 00:17:47.660
و اینکه اون عکس از جوانی

00:17:47.660 --> 00:17:52.090
چطور حین عکاسی از آن
ها به شما الهام می بخشند