WEBVTT

00:00:05.928 --> 00:00:12.770
من به عکاس جوانی اهمیت میدم که,
میدونی

00:00:12.770 --> 00:00:15.350
برای شروع نزدیک خونه میمونه

00:00:15.350 --> 00:00:18.920
و از کسانی عکس میگیره که باهاش میسازن
که بتونید

00:00:18.920 --> 00:00:20.382
ببینید چه چیزی امکان پذیره, میدونی؟

00:00:20.382 --> 00:00:22.310
با کاری که میکنید

00:00:22.310 --> 00:00:27.170
فکر میکنم نتیجه عالی بگیرید

00:00:27.170 --> 00:00:30.000
سریعتر از اینکه شروع کنید به عکاسی

00:00:30.000 --> 00:00:30.560
سریعتر از اینکه شروع کنید به عکاسی

00:00:30.560 --> 00:00:35.590
هز صورت کسانی که نمیشناسید

00:00:35.590 --> 00:00:38.690
اینا چندتا عکس از مادربزرگم هستند

00:00:38.690 --> 00:00:41.900
خونه مادر بزرگم رو میبینید توی واتربرگ کنتیکت

00:00:41.900 --> 00:00:44.240
به سبک ویکتوریان ساخته شده

00:00:44.240 --> 00:00:46.190
محله خوبی نبود

00:00:46.190 --> 00:00:49.040
و اون همیشه مشکل داشت

00:00:49.040 --> 00:00:53.680
و این یه عکس از مادربزرگم کنار اجاق هست

00:00:53.680 --> 00:00:57.680
مادرم همیشه داشت فیلم میگرفت
و من دارم باهاش خداحافظی میکنم

00:00:57.680 --> 00:01:00.000
توی فرودگاه دالس و برمیگردم به سواحل غربی

00:01:00.000 --> 00:01:01.570
توی فرودگاه دالس و برمیگردم به سواحل غربی

00:01:01.570 --> 00:01:04.150
این یه عکس کلاسیک هست از مادرم با دوربین

00:01:04.150 --> 00:01:05.379
جلوی خونه اون

00:01:05.379 --> 00:01:07.690
یه دوربین هشت میلیمتری

00:01:07.690 --> 00:01:09.789
و پدرم زیاد با من صحبت نمیکرد

00:01:09.789 --> 00:01:11.830
ولی هروقت باهاش توی ماشین بودم

00:01:11.830 --> 00:01:14.000
شروع میکرد بهم چیزی گفتن

00:01:14.000 --> 00:01:16.160
فکر میکنم از رانندگی لذت میبرد
و اون

00:01:16.160 --> 00:01:20.158
لحظه ای بود که اون باهام صحبت میکرد

00:01:20.158 --> 00:01:22.450
یه موقع های کوچیک عالی بود که با مادرم مینشستم

00:01:22.450 --> 00:01:24.910
وقتی تازه شروع کردم بودم به کار برای 
مجله رولین استون

00:01:24.910 --> 00:01:30.000
و من رفتم خونه برای دیدن خانوادم توی تابستون

00:01:30.000 --> 00:01:30.970
و من رفتم خونه برای دیدن خانوادم توی تابستون

00:01:30.970 --> 00:01:35.259
و اونا توی کلنی ییلاقی شمال ایالت بودن

00:01:35.259 --> 00:01:39.592
و اونجا یه دیوار بزرگ و قدیمی تنیس وجود داشت

00:01:39.592 --> 00:01:41.800
و من از مادرم پرسیدم که آیا میتونم عکسشو بگیرم

00:01:41.800 --> 00:01:44.110
مادرم رقاص بود و ازش پرسیدم

00:01:44.110 --> 00:01:46.270
که میشه در حال رقص عکسشو بگیرم

00:01:46.270 --> 00:01:49.240
و اون یه ذره رقصید

00:01:49.240 --> 00:01:50.410
کنار دیوار

00:01:50.410 --> 00:01:54.310
نشست خیلی تاثیر گذاری بود
چون برای اولین بار

00:01:54.310 --> 00:02:00.000
مادرم یه رقاص بود و من یک عکاس

00:02:00.000 --> 00:02:01.140
مادرم یه رقاص بود و من یک عکاس

00:02:01.140 --> 00:02:03.990
زیبا بود که مادرمو توی زمینهء دیگه ای میدیدم

00:02:03.990 --> 00:02:07.430
میدونی, بجز مادرم بودن

00:02:07.430 --> 00:02:10.460
والذینم یه جورایی شخصیت های فوق العاده ای بودن

00:02:10.460 --> 00:02:13.600
عکاسی ازشون فوق العاده بود

00:02:13.600 --> 00:02:16.630
نه تنها اذیت نمیشدن
بلکه اهمیت هم نمیدادن

00:02:16.630 --> 00:02:21.160
پس اوکی بود هرموقع عکاسی کردن

00:02:35.800 --> 00:02:38.620
میدونی, بعد از مرگ سوزان سانتگ

00:02:38.620 --> 00:02:42.610
داشتم دنبال عکسی از سوزان میگشتم

00:02:42.610 --> 00:02:45.750
و فکر نمیکردم که عکس خیلی خوبی از سوزان داشته باشم

00:02:45.750 --> 00:02:49.040
و به این کارهای خودم برخوردم

00:02:49.040 --> 00:02:50.910
درطول سالها که

00:02:50.910 --> 00:02:54.910
که به کارم ادامه داده بودم

00:02:54.910 --> 00:02:58.964
و من خیلی درگیر داستان شده بودم

00:02:58.964 --> 00:03:00.000
که داستان هر کسی بود

00:03:00.000 --> 00:03:00.130
که داستان هر کسی بود

00:03:00.130 --> 00:03:02.260
میدونی, چون همزمان

00:03:02.260 --> 00:03:07.390
بچه هام داشتن به دنیا میومدن, و پدرم فوت کرد, میدونی

00:03:07.390 --> 00:03:11.020
من خانوادهء غیرعادی دیوونه ای دارم

00:03:11.020 --> 00:03:13.860
یه جورایی فوق العاده بود که اون عکس ها رو بزاریم

00:03:13.860 --> 00:03:19.260
میدونی, کنار هم و فکر بازی درموردشون داشته باشیم

00:03:25.409 --> 00:03:27.700
میدونی, هیچ چیز نمیتونست منو توی اون لحظه متوقف کنه

00:03:27.700 --> 00:03:30.000
فکر میکنم اون

00:03:30.000 --> 00:03:30.250
فکر میکنم اون

00:03:30.250 --> 00:03:32.790
عکس ها قوس ترین کارهای من هستن

00:03:32.790 --> 00:03:36.190
توی تمام زندگیم

00:03:36.190 --> 00:03:40.350
و فکر میکنم وقتی به مخلوط کردن

00:03:40.350 --> 00:03:43.721
کاری که وظیفه است و کاری که شخصیه نگاه میکنم

00:03:43.721 --> 00:03:45.470
چیزی که عاشقم در مورد زندگی یه عکاس اینه که

00:03:45.470 --> 00:03:48.740
واقعا یک عکاس بودن هست

00:03:48.740 --> 00:03:51.590
میدونی, که جفت اون دوتا جنبه اونجا هستن

00:03:51.590 --> 00:03:57.930
و من عصبانی میشم
وقتی اونجا باید

00:03:57.930 --> 00:04:00.000
این ایده باشه که یک ستیل و ایده هست

00:04:00.000 --> 00:04:00.720
این ایده باشه که یک ستیل و ایده هست

00:04:00.720 --> 00:04:04.170
که از یک عکاس بیرون میاد

00:04:04.170 --> 00:04:08.280
و این برام جالبه که چطور اون دوتا دنیا

00:04:08.280 --> 00:04:10.830
دنیای وظیفه و دنیای شخصی یه جورایی به هم وابسته هستن

00:04:10.830 --> 00:04:16.899
و چطور روی هم روکش میزارن
و چه معنی میدن
میدونی

00:04:16.899 --> 00:04:18.140
و این

00:04:18.140 --> 00:04:25.170
برای من, این بهترین کارم هست

00:04:25.170 --> 00:04:28.370
فکر میکنم مسیری که هر عکاس باید طی کنه

00:04:28.370 --> 00:04:30.000
که واقعا از مردمی عکس بگیره
که تحملش میکنن

00:04:30.000 --> 00:04:32.510
که واقعا از مردمی عکس بگیره
که تحملش میکنن

00:04:32.510 --> 00:04:34.420
کسانی که به شما نزدیک هستن

00:04:34.420 --> 00:04:38.590
این بهترین کار شما خواهد بود

00:04:38.590 --> 00:04:42.320
و ممکنه هیچوقت منتشر نشه
اما خود کار هست

00:04:42.320 --> 00:04:44.690
که شما باید بهش اهمیت بدید و عزیز بشمارید

00:04:52.100 --> 00:04:53.530
من مایلز هستم

00:04:53.530 --> 00:04:58.030
من واقعا به ایده فرهنگ عزاداری علاقه دارم

00:04:58.030 --> 00:04:59.650
و چیه که به یک عکس نگاه کنیم

00:04:59.650 --> 00:05:00.000
بعد از اینکه کسی فوت کرده

00:05:00.000 --> 00:05:01.441
بعد از اینکه کسی فوت کرده

00:05:01.441 --> 00:05:02.690
حدس میزنم کسی فوت کرده

00:05:02.690 --> 00:05:04.750
چه معنی میده که یه عکس رو بیارین با علم اینکه

00:05:04.750 --> 00:05:08.958
اون شخص, که اون عکس از اون شخص بیشتر میمونه

00:05:08.958 --> 00:05:12.610
آیا تو, پس تو تجربه داشتی که کسی رو

00:05:12.610 --> 00:05:14.560
از دست دادی

00:05:14.560 --> 00:05:15.380
آره

00:05:15.380 --> 00:05:15.940
کی بوده؟

00:05:15.940 --> 00:05:16.860
مادربزرگم

00:05:16.860 --> 00:05:17.360
آره

00:05:17.360 --> 00:05:17.860
آره

00:05:17.860 --> 00:05:19.840
و چقدر باهاش وقت گذروندی؟

00:05:19.840 --> 00:05:22.832
اون برای چهار سال آلزایمر داشت

00:05:22.832 --> 00:05:24.760
خیلی از لحضات

00:05:24.760 --> 00:05:26.980
خیلی از لحضات ازم دور شد

00:05:26.980 --> 00:05:29.860
حس میکردم که دارم دست درازی میکنم به

00:05:29.860 --> 00:05:30.000
یه لحظه شخصی خصوصی که

00:05:30.000 --> 00:05:33.190
یه لحظه شخصی خصوصی که

00:05:33.190 --> 00:05:36.050
من کلی از این عکس ها دارم,
اما سخته که به اشتراک گذاشتنشون

00:05:36.050 --> 00:05:41.320
من میدونم که توی زندگی یه عکاس,
برای شما سخت هست

00:05:41.320 --> 00:05:42.340
که اون عکس ها رو نشون بدید

00:05:42.340 --> 00:05:45.280
و من کنجکاو بودم که آیا شما برای خودتون ازشون نگه داشتید

00:05:45.280 --> 00:05:47.120
چون من میخوام اون کارو بکنم

00:05:47.120 --> 00:05:52.860
هیچ چیز نمیتونست منو متوقف کنه که اون کارو جمع نکنم

00:05:52.860 --> 00:05:53.610
و منتشرش کنم

00:05:53.610 --> 00:05:54.630
هیچ چیز

00:05:54.630 --> 00:05:56.850
منظورم اینه که غرق شده بودم
میدونی؟

00:05:56.850 --> 00:05:59.190
و اشک آلود کلشو انجام دادم

00:05:59.190 --> 00:06:00.000
وقتی زندگی عکاس منتشر شد

00:06:00.000 --> 00:06:00.690
وقتی زندگی عکاس منتشر شد

00:06:00.690 --> 00:06:02.970
خیلی ها اومدن پیش من

00:06:02.970 --> 00:06:05.850
عکاس ها, و گفتن, میدونی

00:06:05.850 --> 00:06:09.810
من واقعا از عکاسی میترسیدم

00:06:09.810 --> 00:06:12.750
مثل مادرم یا پدرم یا

00:06:12.750 --> 00:06:18.677
و زندگی یک عکاس بهشون قدرت داد

00:06:18.677 --> 00:06:20.510
که حس کنن باید برن و انجامش بدن

00:06:20.510 --> 00:06:22.270
به عنوان عکاس ما تمایل داریم, میدونی؟

00:06:22.270 --> 00:06:24.220
ما فقط باید عکس بگیریم, میدونی؟

00:06:24.220 --> 00:06:27.340
این کاریه که ما میکنیم

00:06:27.340 --> 00:06:29.360
امیدوارم, میدونی؟

00:06:29.360 --> 00:06:30.000
این بهترین چیز در مورد این بخش از زندگیتونه

00:06:30.000 --> 00:06:34.790
این بهترین چیز در مورد این بخش از زندگیتونه

00:06:34.790 --> 00:06:39.540
که از کسانی عکس بگیرید که باهاتون هستن

00:06:39.540 --> 00:06:43.880
دوستانتون و خانوادتون

00:06:43.880 --> 00:06:47.100
و این دلیلی هست که مادربزرگت خیلی مهمه

00:06:47.100 --> 00:06:50.970
گاهی حس میکنم میتونستم

00:06:50.970 --> 00:06:53.909
کارم میتونست اون باشه, میدونی؟

00:06:53.909 --> 00:06:57.840
چون من عاشق خانوادم هستم و عاشق

00:06:57.840 --> 00:07:00.000
اون کارم چون خیلی شخصی و صمیمی هست

00:07:00.000 --> 00:07:01.740
اون کارم چون خیلی شخصی و صمیمی هست

00:07:01.740 --> 00:07:04.320
عکسی که برای من اون مرز رو بلند کرد

00:07:04.320 --> 00:07:10.280
که میدونم مرز بلند و غیر ممکن خواهد بود

00:07:10.280 --> 00:07:13.160
برای رسیدن توی نوع کاری که من میکنم

00:07:13.160 --> 00:07:16.490
یجوری وارد و خارج شدن سریع به زندگی مردم هست

00:07:16.490 --> 00:07:19.220
عکس مادرم هست

00:07:19.220 --> 00:07:21.140
تصویر صورت مادرم

00:07:21.140 --> 00:07:25.600
و من بهش نگاه میکنم و متوجه میشم مثل

00:07:25.600 --> 00:07:29.300
مثل اینکه دوربین اصلا اونجا نیست

00:07:29.300 --> 00:07:30.000
چون داره مستقیم به من نگاه میکنه

00:07:30.000 --> 00:07:31.290
چون داره مستقیم به من نگاه میکنه

00:07:31.290 --> 00:07:32.437
اون نمیبینه...

00:07:32.437 --> 00:07:34.270
من نمیدونم چطور اون دوربین رو نمیبینه

00:07:34.270 --> 00:07:37.260
اما مثل اینه که دوربین اونجا نیست

00:07:37.260 --> 00:07:42.960
اون به من نگاه کرد و گفت میخوام پیر به نظر برسم

00:07:42.960 --> 00:07:46.620
و من داشتم پشت دوبین گریه میکردم

00:07:46.620 --> 00:07:51.170
چون این مشخص میکرد که اون باید سن خودش به نظر برسه

00:07:51.170 --> 00:07:53.557
چون اون همیشه به عکس هاش لبخند میزد

00:07:53.557 --> 00:07:54.890
که من نمیخواستم لبخند بزنه

00:08:04.583 --> 00:08:07.520
فکر میکنم یه تمرین خوب عکاسی از کسانی هست

00:08:07.520 --> 00:08:09.685
که به شما نزدیک هستن
و شما میتونید توی خونه شروع کنید

00:08:09.685 --> 00:08:12.310
با کسانی که من همیشه میگم حاضرن شما رو تحمل کنن

00:08:12.310 --> 00:08:15.890
یا, میدونی, واقعا اهمیت نمیدن که به چه روشی انجام میدید

00:08:15.890 --> 00:08:20.110
خب, شما چه کسی رو از همه نزدیک تر میدونید به
خودتون توی زندگی

00:08:20.110 --> 00:08:21.790
میدونی, از اونا عکس بگیرید

00:08:21.790 --> 00:08:27.430
و قبل از اینکه به عکسهایی که گرفتید نگاه کنید

00:08:27.430 --> 00:08:30.000
چرا دفتر وقایع نگاری تونو نمیگیرید و انعکاس نمیدید

00:08:30.000 --> 00:08:31.040
چرا دفتر وقایع نگاری تونو نمیگیرید و انعکاس نمیدید

00:08:31.040 --> 00:08:35.500
که چه معنی میده که از این اشخاص عکاسی کنید که شما واقعا

00:08:35.500 --> 00:08:38.070
بهشون اهمیت میدید و

00:08:38.070 --> 00:08:42.240
چه چیزی چالش برانگیز هست نسبت به اون موقعیت

