WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:06.280
[MUSIC PLAYING]

00:00:06.280 --> 00:00:09.280
اینجوری جا افتاده که توی عکاسی از صورت

00:00:09.280 --> 00:00:12.205
وظیفهء عکاس هست که خیال سوژه رو راحت کنه

00:00:12.205 --> 00:00:14.250
که من اعتقادی بهش ندارم

00:00:14.250 --> 00:00:18.160
من معتقدم که, من

00:00:18.160 --> 00:00:21.130
عکاسی مخفیانه انجام نمیدم

00:00:21.130 --> 00:00:23.980
من پشت یه ساختمون با یه لنز بلند نه ایستادم

00:00:23.980 --> 00:00:26.260
کار سختیه موضوع عکاسی بودن

00:00:26.260 --> 00:00:30.000
اما میدونی, من فکر میکنم یه چیزی هست

00:00:30.000 --> 00:00:32.380
اما میدونی, من فکر میکنم یه چیزی هست

00:00:32.380 --> 00:00:35.350
من میدونم خودم احساس راحتیه بیشتری دارم وقتی
با عکاسی هستم

00:00:35.350 --> 00:00:40.635
که میدونم از پس کار نسبتن خوبی بر میاد

00:00:40.635 --> 00:00:43.340
و اعتمادی توی کارش وجود داره

00:00:43.340 --> 00:00:45.652
منظورم اینه,که ازم پرسیده شده

00:00:45.652 --> 00:00:47.110
بارها و بارهای زیادی

00:00:47.110 --> 00:00:48.010
که چطور به مردم اطمینان خاطر بدم؟

00:00:48.010 --> 00:00:49.759
من به این اعتقاد ندارم که به مردم اینچنید اطمینان خاطری بدم

00:00:49.759 --> 00:00:55.870
من معتقدم که اونا به این نشست میان
با هر چیزی که

00:00:55.870 --> 00:01:00.000
میتونن که خودشونو ارائه بدن

00:01:00.000 --> 00:01:01.120
میتونن که خودشونو ارائه بدن

00:01:01.120 --> 00:01:02.320
که اون کار توی لیگ مجزای خودشه

00:01:02.320 --> 00:01:04.750
شمارء یک,شمارهء دو و معمولا

00:01:04.750 --> 00:01:07.600
توی یک نشست عکاسی,
من به وضوح

00:01:07.600 --> 00:01:12.120
میشنوم که مردم بعد از پنج یا ده دقیقه ملاقات با من
آهی ب

00:01:12.120 --> 00:01:16.320
خاطر راحت شدن خیالشون میکشن
چون فکر میکنم توش اوکی میشن

00:01:16.320 --> 00:01:19.830
چون میبینن که قرار نیست

00:01:19.830 --> 00:01:21.210
اتفاق خیلی بزرگی باشه, میدونی؟

00:01:21.210 --> 00:01:22.890
و به هر حال اون زندگی واقعی نیست

00:01:22.890 --> 00:01:24.274
 فقط یه عکس هست

00:01:24.274 --> 00:01:24.774
[LAUGH]

00:01:24.774 --> 00:01:30.000
[MUSIC PLAYING]

00:01:30.000 --> 00:01:30.498
[MUSIC PLAYING]

00:01:31.460 --> 00:01:32.270
من چک میکنم

00:01:32.270 --> 00:01:32.840
انجام میدم

00:01:32.840 --> 00:01:34.490
خوشم نمیاد

00:01:34.490 --> 00:01:36.630
فکر میکنم که مداخله داشته باشه

00:01:36.630 --> 00:01:38.960
فکر میکنم یکم بی ادبانه باشه برای شخص سوژه عکاسی
تقریبا

00:01:38.960 --> 00:01:41.310
حقیقتا, که مثل...  اوه.ه.ه

00:01:41.310 --> 00:01:42.860
[LAUGH]

00:01:42.860 --> 00:01:45.170
اما عادت داشتیم عکسهای کوچیک خود چاپی بگیریم
و ما

00:01:45.170 --> 00:01:50.270
به اون عکس ها نگاه میکردیم و بعد شروع میکردیم
به فیلم برداری

00:01:50.270 --> 00:01:51.620
با فیلم کار میکردیم

00:01:51.620 --> 00:01:54.544
و به ناچار, عکس همیشه تویقطب ها بود

00:01:54.544 --> 00:01:56.210
میدونی, یه جوری برمیگشتین و شما

00:01:56.210 --> 00:01:58.550
دنبال قطب ها میرفتین و میرفتین و میرفتین

00:01:58.550 --> 00:02:00.000
خب در یه حدی برای اینکه دیجیتالشو داشته باشیم و در حال عکاسی باشیم

00:02:00.000 --> 00:02:01.810
خب در یه حدی برای اینکه دیجیتالشو داشته باشیم و در حال عکاسی باشیم

00:02:01.810 --> 00:02:04.532
و شاید شما دارید چکش میکنید اما شما

00:02:04.532 --> 00:02:05.240
همزمان داریدش

00:02:05.240 --> 00:02:08.220
فکر میکنم بهتر باشه زیاد بهش نگاه نکنید

00:02:08.220 --> 00:02:10.090
فکر میکنم یکم بی ادبانه باشه

00:02:10.090 --> 00:02:12.530
من در واقع به نقطه ای رسیده بودم که اینجوری

00:02:12.530 --> 00:02:14.390
و بعد میرفتم و همزمان اونو به شخص نشون میدادم

00:02:14.390 --> 00:02:17.160
چون حس میکردم که اونا باید بدونن شما دارید به چیی نگاه میکنید

00:02:17.160 --> 00:02:22.616
[MUSIC PLAYING]

00:02:23.620 --> 00:02:27.920
یادم میاد که توی ده یا پانزدهسال اولی که
این کارو انجا میدادم

00:02:27.920 --> 00:02:29.470
نمیدونستم که چه موقع باید برم خونه

00:02:29.470 --> 00:02:30.000
منظورم اینه که, نمیدونستم که قراره چه موقع
تموم بشه

00:02:30.000 --> 00:02:31.720
منظورم اینه که, نمیدونستم که قراره چه موقع
تموم بشه

00:02:31.720 --> 00:02:34.930
یادمه که دیوید فلتون, که نویسنده رولین استون بود

00:02:34.930 --> 00:02:36.932
و اون میگفت: اوه میدونی, دیگه کافیه!

00:02:36.932 --> 00:02:38.140
یا اینکه نمیگفت که کافیشه.

00:02:38.140 --> 00:02:39.793
میگفت که به اندازه کافی انجام دادم,
میدونی؟

00:02:39.793 --> 00:02:40.960
و من گفتم که چطور میدونی؟

00:02:40.960 --> 00:02:41.940
چطور میدونی؟

00:02:41.940 --> 00:02:46.482
منظورم اینه که من نمیدونستم چه موقع تمومه!

00:02:46.482 --> 00:02:48.820
توی بعضی از این داستان های طولانی تر

00:02:48.820 --> 00:02:51.579
میدونی, همینجور که دارید بزرگتر میشید
شما همچنین

00:02:51.579 --> 00:02:54.570
متوجه میشید که اصلا برای سوژتون در حدی
عادلانه نیست

00:02:54.570 --> 00:02:56.200
میدونی,شما فقط لازمه که...

00:02:56.200 --> 00:03:00.000
میدونی من تلاش میکنم که تا جایی که میشه
کم درد ترش کنم

00:03:00.000 --> 00:03:01.690
میدونی من تلاش میکنم که تا جایی که میشه
کم درد ترش کنم

00:03:01.690 --> 00:03:02.380
برای سوژه

00:03:02.380 --> 00:03:09.840
فکر نمیکنم, بخصوص اگه یه جلسهء رو در رویه
یک نفره باشه

00:03:09.840 --> 00:03:11.940
فکر نمیکنم که میبایست بیشتر از چهار ساعت طول بکشه

00:03:11.940 --> 00:03:18.480
فکر میکنم که باید تلاش کنید که تا جایی که میشه
سریع انجامش بدید

00:03:18.480 --> 00:03:22.640
منظورم اینه که, به عکس گرفتن از ملکه فکر میکنم

00:03:22.640 --> 00:03:24.390
یعنی, اولین باری ازش عکس گفتم

00:03:24.390 --> 00:03:30.000
یه لیست از لباسهاش و جواهراتش بهم دادن

00:03:30.000 --> 00:03:30.460
یه لیست از لباسهاش و جواهراتش بهم دادن

00:03:33.060 --> 00:03:37.170
بهم گفتن که قراره کاخ باکینگهام باشه

00:03:37.170 --> 00:03:38.440
میدونی تویی کاخ قدم میزدم

00:03:38.440 --> 00:03:40.579
باید مشخص میکردم که کجا میخواهم ازشون عکس بگیرم

00:03:40.579 --> 00:03:41.790
من نیم ساعت وقت داشتم

00:03:41.790 --> 00:03:45.310
میدونی ملکه قرار نیست که بیاد تو و از خودش ایده ای داشته باشه

00:03:45.310 --> 00:03:46.220
میدونی؟

00:03:46.220 --> 00:03:49.079
شما باید خودتون تصمیم بگیرید که میخواید چکار کنید

00:03:49.079 --> 00:03:51.650
و شما باید

00:03:51.650 --> 00:03:53.000
از پیش تعیین شده بود

00:03:55.980 --> 00:03:59.130
همه حرکات از پیش تعیین شده بود

00:03:59.130 --> 00:04:00.000
و من قطعا نمیدونستم که مزاج ایشون چه شکلی خواهد بود

00:04:00.000 --> 00:04:03.660
و من قطعا نمیدونستم که مزاج ایشون چه شکلی خواهد بود

00:04:03.660 --> 00:04:07.900
و اون خیلی قوی و تحریک شده اومد داخل

00:04:07.900 --> 00:04:10.290
که من خیلی ازش لذت بردمبه هر حال,
میدونی؟

00:04:10.290 --> 00:04:13.320
مثل, میدونی, اون خیلی مبهم بود

00:04:13.320 --> 00:04:17.160
و اون در طول تمام عکاسی فعال بود و همکاری میکرد

00:04:17.160 --> 00:04:18.120
تا موقع ای که تموم شد

00:04:18.120 --> 00:04:20.649
منظورم اینه که احساس وظیفهء بسیار بالایی داشت

00:04:20.649 --> 00:04:27.420
ایدهء این که شما میتونید زمان زیادی با سوژتون بگذرونید

00:04:27.420 --> 00:04:30.000
این روزها, تقریبا دیگه تموم شده

00:04:30.000 --> 00:04:30.640
این روزها, تقریبا دیگه تموم شده

00:04:30.640 --> 00:04:35.920
[MUSIC PLAYING]

00:04:36.890 --> 00:04:39.840
من یه بار پشت صحنه بودم با بروس اسپرینگ استین

00:04:39.840 --> 00:04:42.840
و چندید بار ازش عکس گررفته بودم

00:04:42.840 --> 00:04:45.530
و بعد از مدتی اولین بار بود میدیدمش

00:04:45.530 --> 00:04:48.380
و من خودم تنها رفته بودم

00:04:48.380 --> 00:04:53.500
و پشت صحنه بودم دقیقا قبل از...
میدونی اون داشت روی این آهنگ ها کار میکرد

00:04:53.500 --> 00:04:55.250
و فقط ما توی اتاق بودیم

00:04:55.250 --> 00:04:56.840
و من داشتم ازش عکس میگرفتم

00:04:56.840 --> 00:04:58.298
روی ست کار میکرد

00:04:58.298 --> 00:05:00.000
و من بالاخره ازش پرسیدم
من اینجا هستم؟

00:05:00.000 --> 00:05:01.455
و من بالاخره ازش پرسیدم
من اینجا هستم؟

00:05:01.455 --> 00:05:04.310
میدونی, آیا من اینجا هستم, همچین حسی بود

00:05:04.310 --> 00:05:06.680
میدونی چون که من تعجب زده بودم
نسبت به تجربهء اون

00:05:06.680 --> 00:05:09.890
چون اگرچه من رفتارم جوری بود که انگار اونجا نیستم

00:05:09.890 --> 00:05:11.030
من میدونستم که اونجا هستم

00:05:11.030 --> 00:05:11.870
[LAUGH]

00:05:11.870 --> 00:05:14.420
مثل این بود که من یجوری داشتم...

00:05:14.420 --> 00:05:15.410
و اون گفت: نه نه

00:05:15.410 --> 00:05:17.480
من میدونم که تو اینجا هستی, میدونی

00:05:17.480 --> 00:05:19.310
من میدونم که تو اینجا هستی, میدونی

00:05:19.310 --> 00:05:21.020
آره میدونی آره این جوریه

00:05:21.020 --> 00:05:23.514
میدونی نه اینکه شما ناپدید بشید

00:05:23.514 --> 00:05:24.680
همه میدونن که شما اونجا هستید

00:05:24.680 --> 00:05:29.110
موضوع اینه که چطور رفتار میکنید و چکار میکنید

00:05:29.110 --> 00:05:30.000
میدونی من دوست دارم تنهایی عکاسی کنم
اما میترسم

00:05:30.000 --> 00:05:34.640
میدونی من دوست دارم تنهایی عکاسی کنم
اما میترسم

00:05:34.640 --> 00:05:35.990
میدونی؟

00:05:35.990 --> 00:05:39.860
میترستم که باید برم داخل و گاهی

00:05:39.860 --> 00:05:43.310
تنها اونجا باشم وقتی همه چیز در جریان هست

00:05:43.310 --> 00:05:47.570
و بهتون میگم که کاری که انجام میدم گاهی

00:05:47.570 --> 00:05:50.840
میرم داخل و با شخص ملاقات میکنم و 
صحبت میکنیم

00:05:50.840 --> 00:05:53.540
برای مدت زیادی توی خونه

00:05:53.540 --> 00:05:56.794
قبل از اینکه بگم قراره چه اتفاقی بیوفته

00:05:56.794 --> 00:05:58.460
فکر میکنم بعضی از عکس ها خوب من

00:05:58.460 --> 00:06:00.000
موقعی گرفته شدن که کسی دیگه اونجا نبوده

00:06:00.000 --> 00:06:01.040
موقعی گرفته شدن که کسی دیگه اونجا نبوده

00:06:01.040 --> 00:06:05.790
من فکر میکنم که قطعا فایده خوبی داره

00:06:05.790 --> 00:06:09.820
ولی گاهی خودمو توی تجهیزات مخفی میکنم

00:06:09.820 --> 00:06:13.270
احساس راحتی بیشتری میکنم که تجهیزاتم باشه
چون احساس میکنم من

00:06:13.270 --> 00:06:16.140
میتونم توش مخفی بشم و میتونم برگردم به مشاهده کردن

00:06:16.140 --> 00:06:18.994
چون من خیلی خوب ارتباط برقرار نمیکنم

00:06:18.994 --> 00:06:20.410
برام سخته که با اشخاص صحبت کنم

00:06:20.410 --> 00:06:22.580
و همزمان ازشون عکس بگیرم

00:06:22.580 --> 00:06:25.000
و گاهی اوقات هم چیز دیگه ای پیش میاد

00:06:25.000 --> 00:06:27.910
و حواسشونو پرت میکنه
و من مجبور نیستم

00:06:27.910 --> 00:06:30.000
که مسئول ارتباط با اونا باشم

00:06:30.000 --> 00:06:31.420
که مسئول ارتباط با اونا باشم

00:06:31.420 --> 00:06:33.850
اما میدونید همه این راه ها معتبر هستن

00:06:33.850 --> 00:06:34.659
همشون کار میکنن

00:06:34.659 --> 00:06:37.659
منظورم اینه که فکر میکنم هرزچندگاهی

00:06:37.659 --> 00:06:41.960
من همه تولید رو متوقف میکنم

00:06:41.960 --> 00:06:44.840
و خودم تنها میرم,
چون گاهی باید این کارو بکنید

00:06:44.840 --> 00:06:47.240
باید بدونید که خود شما میخوایید چکار کنید

00:06:47.240 --> 00:06:52.443
[MUSIC PLAYING]

00:06:53.870 --> 00:06:58.620
عکاسی لباس بن استیلر
ما توی پاریس بودیم

00:06:58.620 --> 00:07:00.000
و من فکر کردم که موقعیت خوبیه

00:07:00.000 --> 00:07:01.190
و من فکر کردم که موقعیت خوبیه

00:07:01.190 --> 00:07:04.890
که یجوری عکاسی فشن پاریس رو تقلید کنیم

00:07:04.890 --> 00:07:06.950
و ما به کلی عکاسهای

00:07:06.950 --> 00:07:07.770
فشن نگاه کردیم

00:07:07.770 --> 00:07:10.560
میدونی, باحال بود که شاخه گذاشتیم توی موهاش

00:07:10.560 --> 00:07:13.860
مثل بروس وبر که یه سری از عکس مدل ها رو گرفته بود

00:07:13.860 --> 00:07:16.310
با شاخه های درختروی سرشون

00:07:16.310 --> 00:07:19.560
و همچنین, بن همونجور که میدونید قدش کوتا هست

00:07:19.560 --> 00:07:21.960
و این مدل ها همشون بالای یک و هشتاد بودن

00:07:21.960 --> 00:07:24.330
و این خودش خنده دار بود

00:07:24.330 --> 00:07:26.310
منظورم اینه که اون مادرزاد خنده داره

00:07:26.310 --> 00:07:28.340
بصورت فیزیکی خنده داره

00:07:28.340 --> 00:07:30.000
یه عکس بود که دخترها دارن

00:07:30.000 --> 00:07:31.810
یه عکس بود که دخترها دارن

00:07:31.810 --> 00:07:35.930
توی این لباس های مسخرهء جشن باله

00:07:35.930 --> 00:07:45.220
توی این بار توی پاریس
و اون داره پا میزاره روی یکی از لباس هاشون

00:07:45.220 --> 00:07:46.550
[LAUGH]

00:07:46.550 --> 00:07:48.500
جای اون نبود

00:07:48.500 --> 00:07:50.081
خنده دار بود

00:07:50.081 --> 00:07:55.805
[MUSIC PLAYING]

00:07:57.720 --> 00:08:00.000
هر کسی دوست نداره عکس گرفته بشه

00:08:00.000 --> 00:08:00.300
هر کسی دوست نداره عکس گرفته بشه

00:08:00.300 --> 00:08:04.850
در واقع من اعتقاد دارم
بیشتر افراد دوست ندارن

00:08:04.850 --> 00:08:06.330
که عکسشون گرفته بشه

00:08:06.330 --> 00:08:08.780
اما فکر میکنم که چیزی که تمرین خوبی خواهد بود اینه

00:08:08.780 --> 00:08:14.560
که یه دوست یا اعضای خانواده رو

00:08:14.560 --> 00:08:18.310
که احساس میکنید خجالت میکشه

00:08:18.310 --> 00:08:21.250
عکسش گرفته شه و ببینید که اون تجربه چطور هست

00:08:21.250 --> 00:08:25.320
و چه معنی میده که اونارو ازش رد کنید

