WEBVTT

00:00:02.718 --> 00:00:04.990
با ایده هایتان هر کاری که
می خواهی می توانید بکنید

00:00:04.990 --> 00:00:07.150
اگر می خواهید می توانید آن ها تغییر بدهید

00:00:07.150 --> 00:00:10.720
می توانید به اشکال مختلف
مقیاسشان را تغییر دهید

00:00:10.720 --> 00:00:13.930
می توانید به شکلی خیلی
خیلی دقیق انجامشان بدهید

00:00:13.930 --> 00:00:17.320
و فناوری می تواند به
روشن کردن این ایده کمک کنید

00:00:17.320 --> 00:00:18.700
و در تحقق آن به شما کمک کند

00:00:19.187 --> 00:00:21.562
ابتکار هنری

00:00:21.730 --> 00:00:25.990
من در اواخر دهه 90
شروع به کار با رایانه ها کردم

00:00:25.990 --> 00:00:28.600
و به خاطر دارم که اثری با نام فیل ساختم

00:00:28.600 --> 00:00:34.015
و فرم فلز را با لیزر بریدیم
و توانستیم آن را بسازیم

00:00:34.120 --> 00:00:38.938
از آن زمان شروع به
کار با اشیاء چند بعدی کردم

00:00:38.963 --> 00:00:40.489
اسکن کردمشان

00:00:40.667 --> 00:00:43.000
توانستم اندازه آن ها را به دست بیاورم

00:00:43.000 --> 00:00:45.321
و با به دست آوردن اندازه آن ها

00:00:45.346 --> 00:00:48.440
تمام جزئیات شیئ

00:00:48.440 --> 00:00:52.270
تمام جزئیات شیئ از جمله تا
خوردگی و سطوحش به دست می آمد

00:00:52.270 --> 00:00:54.367
اما وقتی که چیزی را اسکن می کنید

00:00:54.456 --> 00:00:56.860
با داده هایی که به دست می آورید
می توانید هر کاری که می خواهید بکنید

00:00:56.860 --> 00:00:58.090
می توانید مقیاس آن را بزرگتر کنید

00:00:58.090 --> 00:01:02.115
می توانید چیزی را که در
اصل یک فوت قد داشته است را

00:01:02.140 --> 00:01:04.168
تبدیل به چیزی 100 فوتی کنید

00:01:04.287 --> 00:01:07.067
یا می توانید به اشکال مختلف تغییرش بدهید

00:01:07.200 --> 00:01:11.090
و زیبایی اش این است که
همه این ها در دسترس ما هستند

00:01:11.090 --> 00:01:13.810
و می دانم که به شکل و روشی

00:01:13.810 --> 00:01:16.588
احتمالا برخی از این ها
را وارد جریان خواهیم کرد

00:01:16.834 --> 00:01:20.325
چون ارائه ایده هایمان
را برای ما آسانتر می کنند

00:01:20.350 --> 00:01:23.731
اما باور به اینکه فناوری

00:01:23.781 --> 00:01:28.390
اثر شما را معاصر و تازه
می کند، به واقع یک تله است

00:01:28.810 --> 00:01:30.915
این پاسخی خیلی لحظه ای است

00:01:30.940 --> 00:01:35.020
چرا که آنچه ما به دنبال
آن هستیم، اطلاعاتی است

00:01:35.020 --> 00:01:38.542
که به ما به عنوان شخص خیلی ربط دارد

00:01:39.198 --> 00:01:43.620
چیزی که معنای بسیار بیشتری
از چیزی تنها در لحظه داشته باشد

00:01:43.645 --> 00:01:47.021
بنابراین اگر دلیلی برایش
وجود داشته باشد هیجان

00:01:47.045 --> 00:01:50.195
زده هستم که با تمام
این فناوری ها کار کنم

00:01:51.625 --> 00:01:56.286
مطالعه موردی: ونوس متالیک

00:01:56.990 --> 00:01:59.461
اگر بخواهیم در مورد این
صحبت کنیم که چطور از

00:01:59.485 --> 00:02:02.360
فناوری های مختلف برای
آثار مختلف استفاده کرده ام

00:02:02.385 --> 00:02:06.685
ونوس متالیک که درست اینجا
پشت سر من است به ذهن می رسد

00:02:06.710 --> 00:02:10.762
ونوس متالیک، مجسمه ای در مقیاس
بزرگ و از جنس فولاد ضدزنگ است

00:02:11.530 --> 00:02:14.830
سطح آن خیلی صیغلی و آینه‌ای است

00:02:14.830 --> 00:02:20.445
بعد یک لعاب رنگ شفاف دارد
که می توانید آن طرفش را ببینید

00:02:20.590 --> 00:02:26.295
بنابراین در اینجا کلی رنگ و
همزمان قابلیت بازتابی سطح را داریم

00:02:26.320 --> 00:02:30.828
اما در اصل ونوس متالیک
یک مجسمه سرامیکی کوچک بود

00:02:31.000 --> 00:02:34.390
و من از طریق فناوری
توانستم اندازه اش را افزایش دهم

00:02:34.390 --> 00:02:38.950
و توانستم که آن را به اندازه 100
اینچی ای که الان می بینیم تبدیلش کنم

00:02:38.950 --> 00:02:42.160
و همچنین توانستم به جای قالب گیری آن

00:02:42.160 --> 00:02:45.280
با فلز چکش خورده کار کنم

00:02:45.280 --> 00:02:48.735
کار با فلز چکش خورده
همچنین من را قادر می کند

00:02:48.760 --> 00:02:52.360
تا هیچ نقصی در فلزم نداشته باشم

00:02:52.360 --> 00:02:56.706
وقتی که فلز را قالب گیری می
کنید خیلی ناخالصی وارد آن می شود

00:02:56.770 --> 00:03:01.935
بخش های مختلف یکدستی فلز
به خود ساختار دوباره می دهد

00:03:01.960 --> 00:03:05.260
ممکن است پوسته سرامیکی وارد فلز شود

00:03:05.260 --> 00:03:09.710
این ناخالصی ها در نهایت
سطحی بی نقص به دست نمی دهد

00:03:09.710 --> 00:03:11.710
مخصوصا وقتی که صیغلی اش می کنید

00:03:11.710 --> 00:03:13.976
اما اگر فلز را چکش کاری کنم

00:03:14.001 --> 00:03:19.150
فلزی که روی آن چکش خورده
باشد هیچ نقصی نخواهد داشت

00:03:19.150 --> 00:03:21.250
بنابراین میشه به تمام مجسمه نگاه کرد

00:03:21.250 --> 00:03:23.740
و هیچ ناخالصی ای پیدا نکرد

00:03:23.740 --> 00:03:27.580
زمانی که تصمیم گرفته شد
تا با فلز چکش خورده کار کنم

00:03:27.580 --> 00:03:32.325
محدودیت هایی در زمینه حداکثر
بزرگی قطعه فلز پیش می آید

00:03:32.350 --> 00:03:34.692
بنابراین اثری مانند ونوس متالیک

00:03:34.717 --> 00:03:37.171
نمی تواند به کلی از یک
قطعه فلز به دست بیاید

00:03:37.196 --> 00:03:42.135
بنابراین ممکنه شاید از 17
قطعه مختلف تشکیل شده باشد

00:03:42.160 --> 00:03:45.786
و حالا باید این قطعات را بهم جوش بدهید

00:03:46.220 --> 00:03:49.030
بنابراین حالا یک فناوری
تازه دیگری را به کار می گیریم

00:03:49.030 --> 00:03:51.223
که جوشکاری لیزری است

00:03:51.248 --> 00:03:55.399
در اینجا نتنها می توان با
اتصال قطعات فلزی از درون در

00:03:55.423 --> 00:03:59.975
کنار یکدیگر قرار گرفته اند،
از مفاصل مکانیکی استفاده کرد

00:04:00.000 --> 00:04:02.940
بلکه می توانید بیاید و به
نوعی به شکل جراحی زیبایی

00:04:03.002 --> 00:04:04.688
سطوح را به یکدیگر جوش بدهید

00:04:04.713 --> 00:04:08.440
تا مقاومت و قدرت ذاتی اش

00:04:08.440 --> 00:04:10.480
از طریق این ابزارهای مکانیکی تامین شود

00:04:10.480 --> 00:04:12.953
در اینجا جوشکاری لیزری وارد می شود

00:04:12.978 --> 00:04:16.968
و به شکل جراحی زیبایی، صیغلی
بودن سطح را به اتمام می رساند

00:04:18.160 --> 00:04:23.509
همچنین یک گیاه زنده
ارگانیک را نیز وارد اثر کردم

00:04:23.534 --> 00:04:25.600
اما این اثر تنشی

00:04:25.600 --> 00:04:29.440
میان کیفیت غیر زنده که فلز ضدزنگ باشد

00:04:29.465 --> 00:04:31.417
و کیفیت زنده گیاه، دارد

00:04:31.442 --> 00:04:37.257
این تنش... اگر در برابر
اثری مثل ونوس متالیک باشید

00:04:37.401 --> 00:04:43.420
فرم و شکل انحنا دار و باروری اثر

00:04:43.420 --> 00:04:49.000
وجه امیال و حس امکاناتی در آینده

00:04:49.000 --> 00:04:51.160
برای نسل بشر

00:04:51.160 --> 00:04:53.285
همه چیز در این فرم ها جای گرفته است

00:04:56.458 --> 00:05:00.770
با بیننده خود اعتماد سازی کنید

00:05:01.010 --> 00:05:03.530
یکی از دلایلی که من به فناوری رو کردم

00:05:03.530 --> 00:05:08.000
و با کت اسکن و اسکن نور سفید

00:05:08.000 --> 00:05:14.122
و رایانه کار کردم و مدل
هایم را با رایانه ساخته ام

00:05:14.317 --> 00:05:19.880
یکی از مهمترین دلایلش برای من
امکان انتقال حس اعتماد به بیننده بوده است

00:05:19.905 --> 00:05:24.504
یک مثالی که می خواهم به آن
اشاره کنم اثر «قوی بادکنکی» است

00:05:25.040 --> 00:05:28.195
قوی بادکنکی یک حیوان
بادکنکی است و مجسمه است

00:05:28.220 --> 00:05:34.335
یکی از اولین اشیائی که من در کودکی
ساختم یک قوی گچی و سرامیکی بود

00:05:34.360 --> 00:05:36.350
من تقریبا هفت، هشت سال سن داشتم

00:05:36.350 --> 00:05:40.510
و به خاطر دارم که خیلی
سخت روی این قو کار کردم

00:05:40.510 --> 00:05:44.530
معلمم در مدرسه تلاش می کرد تشویقم کند

00:05:44.530 --> 00:05:47.440
و من بالهای کناری را درست می کردم

00:05:47.440 --> 00:05:49.660
و سعی می کردم به گردن قو حالت بدهم

00:05:49.660 --> 00:05:51.100
و سعی می کردم که...

00:05:51.100 --> 00:05:54.700
می خواستم خیلی ضریف و نازک و انحنا دار باشد

00:05:54.700 --> 00:05:58.960
اما همیشه کلف و زمخت میشد و نامتوازن میشد

00:05:58.960 --> 00:06:01.065
توازن نداشت

00:06:01.090 --> 00:06:06.391
و در نهایت بعدها در
مجموعه حیوانات بادکنکی ام

00:06:06.415 --> 00:06:11.715
در بخش جشن ها به آن
برگشتم و دوباره قو را ساختم

00:06:11.740 --> 00:06:14.560
اما تقریبا 10 سال صرف ساخت قو کردم

00:06:14.560 --> 00:06:17.448
چون واقعا می خواستم که گردن بی نقص باشد

00:06:17.473 --> 00:06:19.993
می خواستم که کناره هایش بی نقص باشد

00:06:20.018 --> 00:06:22.418
و زمانی که هفت ساله بودم با آن کلنجار داشتم

00:06:22.455 --> 00:06:25.125
و در نهایت دوباره هم با آن کلنجار رفتم

00:06:25.150 --> 00:06:28.360
اما فناوری ابزاری بود که به وسیله
آن در نهایت توانستم کار را انجام دهم

00:06:28.385 --> 00:06:32.080
وقتی که چیزی را اسکن می کنید

00:06:32.080 --> 00:06:34.180
اینطور نیست که همیشه تمامی
اطلاعات را به دست بیاورید

00:06:34.180 --> 00:06:39.505
اگر اسکن نور سفید بکنید، نور
نمی تواند به بخش های داخلی برسد

00:06:39.530 --> 00:06:41.260
و در نتیجه با خلاء روبرو می شوید

00:06:41.260 --> 00:06:44.170
به همین خاطر است که
همچنین با کت اسکن کار کردم

00:06:44.170 --> 00:06:46.870
وقتی که کت اسکن انجام می دهید
با اشعه ایکس کار می کنید

00:06:46.870 --> 00:06:49.060
و تمام این اطلاعات را به دست می آورید

00:06:49.060 --> 00:06:51.463
من این دو اسکن را با یکدیگر تلفیق می کنم

00:06:51.596 --> 00:06:56.560
چون در آن صورت به کیفیت
بالای اسکن سطوح با نور سفید

00:06:56.560 --> 00:06:59.980
و اطلاعات کت اسکن دسترسی پیدا می کنم

00:06:59.980 --> 00:07:00.000
And it's something
that can be trusted in.

00:07:00.000 --> 00:07:02.950
و این چیزی است که می توان به آن اعتماد کرد

00:07:02.950 --> 00:07:05.559
اگر حیوان بادکنکی ای گره داشته باشد

00:07:05.584 --> 00:07:10.960
و قسمت بالایی گره بچرخد و به زیر برود

00:07:10.960 --> 00:07:14.650
این دقیقا چیزی است که اطلاعات
به دست آمده نشان خواهد داد

00:07:14.650 --> 00:07:16.893
اگر از روی این مدل سازی کنم

00:07:17.068 --> 00:07:19.648
نخواهم توانست که دقیقا این جزئیات را

00:07:19.673 --> 00:07:22.030
با تناسب های دقیق اش را به دست بیاورم

00:07:22.055 --> 00:07:24.553
آزادی این رو نداشتم که مقیاسش را بزرگتر کنم

00:07:24.632 --> 00:07:27.750
و دفعه بعد به هر اندازه ای
که می خواهم درش بیاورم

00:07:27.805 --> 00:07:29.625
بنابراین محدودیت های خیلی
بیشتر وجود خواهد داشت

00:07:29.650 --> 00:07:33.820
که در آن نمی توان چیزی را
دقیقا به آن شکلی که هست در بیاورم

00:07:34.170 --> 00:07:38.520
اما این فناوری های واقعا
بر میگردند به این عنصر

00:07:38.520 --> 00:07:44.196
که این امکان را فراهم کند که بتوانم به
انسانی دیگر بگویم که برایم اهمیت دارد

00:07:44.221 --> 00:07:45.990
و به او احترام می گذارم

00:07:45.990 --> 00:07:49.549
و می خواهم دقیقا به شکلی که می
خواهم با من رفتار شود، با آن ها رفتار کنم

00:07:50.057 --> 00:07:52.910
و بنابراین این جزئیات را
در اختیار آن ها قرار دهم

00:07:52.935 --> 00:07:57.221
تا بتوانند به آن نگاه کنند تا تجربه
ای تا حد امکان غنی داشته باشند

00:07:57.246 --> 00:07:59.940
بجای اینکه احساس کنند
که به نوعی مایوس شده اند

00:08:00.540 --> 00:08:04.987
به خاطر دارم که یکبار زمانی که روی
مجسمه هایم کار می کردم، به ریخته گری رفتم

00:08:06.540 --> 00:08:09.840
و یادم است که اولین اثری که
به من نشان دادند، باب هوپ بود

00:08:09.840 --> 00:08:12.360
و به من گفتند که احساس کرده اند که مجسمه

00:08:12.360 --> 00:08:14.150
در این مرحله تکمیل شده است

00:08:14.150 --> 00:08:16.830
اما اثر را بلند کردم و به زیرش نگاه کردم

00:08:16.830 --> 00:08:19.350
و گفتم که زیرش کجاست؟

00:08:19.350 --> 00:08:20.670
و اونها گفتند: زیرش؟

00:08:20.670 --> 00:08:23.520
گفتم که اره زیر این مجسمه کوچیک

00:08:23.520 --> 00:08:24.970
قبلا نمد بود

00:08:24.970 --> 00:08:27.180
گفتن کی قراره زیرش رو ببینه؟

00:08:27.180 --> 00:08:33.125
گفتم شاید کسی که اثر رو نصب می
کنه یا مجموعه دار بالاخره یکی میبینه

00:08:33.150 --> 00:08:35.159
و مایوس میشن

00:08:35.159 --> 00:08:39.559
احساس خواهند کرد که من بهشون اهمیت نداده ام

00:08:39.559 --> 00:08:44.462
بنابراین استفاده از جزئیات،
استفاده از این طیف های کوچک

00:08:44.487 --> 00:08:49.051
از هر فرصتی برای انتقال این حس
استفاده می کنم که بگم به فرد اهمیت می دهم

00:08:49.328 --> 00:08:51.790
من به کمالگرایی اعتقادی ندارم

00:08:51.790 --> 00:08:57.762
من به تلاش برای شفاف کردن چیزی
تا جای ممکن در ایده خود اعتقاد دارم

00:08:57.850 --> 00:09:00.023
اما در نقطه ای خاص باید متوقف بشوید

00:09:00.048 --> 00:09:01.254
و از اثر دور شوید

00:09:01.279 --> 00:09:07.604
بگویید که هرچه ممکن بود را در برهه ای از
زمان برای ارائه بهترین چیز ممکن بکار بردید

00:09:07.629 --> 00:09:16.926
اما در این کار به مخاطب و بیننده
اهمیت داده اید و احترام گذاشته اید

00:09:18.958 --> 00:09:21.792
سنتِ استودیوی هنرمند

00:09:21.877 --> 00:09:27.335
در طول تاریخ سنت طول و درازی از
کارکردن هنرمندان با دیگر هنرمندان وجود دارد

00:09:27.360 --> 00:09:30.000
اگر به استودیوی روبن نگاه کنید

00:09:30.000 --> 00:09:30.030
If you look at the
Ruben's studio,

00:09:30.030 --> 00:09:35.139
اگر حتی به رامبراند و
تیسین و میکل آنژ نگاه کنید

00:09:35.164 --> 00:09:39.137
همه هنرمندان و صنعتگران هنری
ای داشتند که با آن ها کار می کردند

00:09:39.299 --> 00:09:43.750
اشخاصی که به آن ها در به انجام
رساندن کارشان کمک می کردند

00:09:43.750 --> 00:09:47.971
من در استودیوی خودم وظایف
مختلفی دارم که صورت می گیرند

00:09:48.240 --> 00:09:50.910
نقاشی کشیدن را دارم
همچنین مجسمه سازی را دارم

00:09:50.910 --> 00:09:53.550
و یک دپارتمان سه بعدی هم دارم

00:09:53.550 --> 00:09:57.321
بنابراین در ساخت یک شیئ
وظایف مختلفی وجود دارد

00:09:57.346 --> 00:10:00.210
که شامل کار با رایانه می شود

00:10:00.235 --> 00:10:03.955
شامل خلق یک فرم می شود

00:10:03.980 --> 00:10:10.364
اگر این فرم را با استفاده از جهان اشیاء حاضر
آماده خلق کنم شاید نیاز باشد که اسکنش کنیم

00:10:10.440 --> 00:10:12.840
و حالا داده ها درون رایانه است

00:10:12.840 --> 00:10:14.762
بعد باید روی این داده ها کار شود

00:10:14.960 --> 00:10:19.835
من با افرادی کار می کنم که در کار
روی این خدمات خیلی خیلی مهارت دارند

00:10:19.860 --> 00:10:25.020
و می توانند تمامی اطلاعاتی که
برای من اهمیت دارند را بیرون بکشند

00:10:25.612 --> 00:10:27.852
بنابراین من به این شکل
با افراد همکاری می کنم که

00:10:27.970 --> 00:10:30.460
من همیشه یکجورایی سکان راهنمای اثر هستم

00:10:30.485 --> 00:10:35.355
همیشه تصور من است که به دنبالش هستیم

00:10:35.390 --> 00:10:38.110
آیا این اثر همچنان یکی از آثار هنری من است؟

00:10:38.110 --> 00:10:40.450
بله، من با افراد همکاری می کنم

00:10:40.450 --> 00:10:43.810
و از توانایی های آنها استفاده می کنم

00:10:43.810 --> 00:10:47.650
اما اثر همیشه در محدوده
کنترل من باقی می ماند

00:10:47.730 --> 00:10:53.994
اطمینان حاصل می کنم که تمام زوایای اثر، آن
چیزی است که من در اثر نهایی به دنبال آن هستم

00:10:54.800 --> 00:10:56.920
من می توانم فاصله بگیریم

00:10:56.920 --> 00:10:59.500
گاهی وقتی با کسی کار می کنم

00:10:59.525 --> 00:11:01.880
و او به انجام پروژه کمک می کند

00:11:01.880 --> 00:11:04.630
و از نزدیک در حال کار بر روی چیزی هستند

00:11:04.630 --> 00:11:08.080
یه جزئیاتی مشابه پشت سر هم نگاه می کند

00:11:08.080 --> 00:11:10.330
و تغییرات کوچکی ایجاد می کند

00:11:10.330 --> 00:11:13.810
اما من امکان این را دارم که از
اتاق خارج شوم و با دیدی تازه برگردم

00:11:13.810 --> 00:11:17.590
و چیزی را یکم روشن تر ببینم

00:11:17.590 --> 00:11:20.620
دلیل این نوع توجه به جزئیات

00:11:20.620 --> 00:11:21.992
و نظارت بر چیزی

00:11:22.024 --> 00:11:25.775
و اطمینان حاصل کردن از اینکه
یک رنگ دقیقا آن رنگ درست است

00:11:25.807 --> 00:11:29.593
یا فرمی دقیقا به شکل درستش کشیده شده است

00:11:29.618 --> 00:11:33.073
این است که بتوانیم به قطع
بگوییم که این تجربه ای اصیل است

00:11:35.500 --> 00:11:39.723
از کمک خواستن نترسید

00:11:39.940 --> 00:11:42.490
در جریان کار روی مجموعه تعادل

00:11:42.490 --> 00:11:44.830
من می خواستم که تعادل خلق کنم

00:11:44.830 --> 00:11:47.170
می خواستم تعادلی دائمی خلق کنم

00:11:47.170 --> 00:11:49.445
یک بار در حال پرواز با هواپیمایی بودم

00:11:49.480 --> 00:11:50.950
و یک مجله تایم داشتم

00:11:50.950 --> 00:11:52.648
در حال مطالعه مقاله ای بودم

00:11:52.734 --> 00:11:57.010
مقاله ای در مورد فیزیکدانی با
نام دکتر ریچارد پی فاینمن خواندم

00:11:57.010 --> 00:11:58.570
در مورد این بود که چقدر عاشق هنر بوده است

00:11:58.570 --> 00:12:00.381
آدم خیلی فوق العاده ای بود

00:12:00.406 --> 00:12:02.140
برنده جایزه نوبل بود

00:12:02.140 --> 00:12:03.670
با خودم گفتم که این فوق العاده است

00:12:03.670 --> 00:12:07.090
با فاینمن تماس می گیریم و در
مورد ایده هایم باهاش صحبت می کنم

00:12:07.090 --> 00:12:10.720
این که می خواهم مخازن تعادلی بسازم

00:12:10.720 --> 00:12:14.500
بنابراین با دکتر فاینمن تماس گرفتم
و او با من صحبت کرد

00:12:14.500 --> 00:12:16.090
صحبتمان فوق العاده بود

00:12:16.115 --> 00:12:22.975
در مورد فضاها بهش گفتم و اینکه می
خواهم درون اکواریوم تعادل دائمی داشته باشم

00:12:23.000 --> 00:12:24.727
می خواستم تنها یکی دو متر ارتفاع داشته باشد

00:12:24.790 --> 00:12:27.800
و او گفت که خب می تونی این کار رو بکنی

00:12:27.800 --> 00:12:29.990
من گفتم که خب چطور انجامش بدم؟

00:12:30.000 --> 00:12:34.065
گفتش که خب باید به شیب
های تراکمی مختلف نگاه کنی

00:12:34.143 --> 00:12:37.845
و باید ببینی که چه مایعاتی
بیشترین تراکم پذیری را دارند

00:12:37.870 --> 00:12:40.184
بنابراین من شروع به تحقیق در این مورد کردم

00:12:40.209 --> 00:12:43.215
به کتابخانه رفتم و متوجه شدم که

00:12:43.240 --> 00:12:45.100
من می خواهم در آب باشد

00:12:45.100 --> 00:12:48.760
و آب یکی از مایعاتی است
که کمترین تراکم پذیری را دارد

00:12:48.760 --> 00:12:52.210
و یکی از مایعاتی که بیشترین تراکم
پذیری را دارد، روغن سیلیکون است

00:12:52.338 --> 00:12:55.546
تراکم پذیری به این معنا است که

00:12:55.571 --> 00:12:59.440
وزن خودش روی خودش می افتد

00:12:59.465 --> 00:13:01.960
و شیب تراکمی اش سنگین تر می شود

00:13:01.960 --> 00:13:03.820
چون متراکم تر می شود

00:13:03.820 --> 00:13:07.570
هر چه که میزان بیشتری
از خودش روی خودش بیافتد

00:13:07.570 --> 00:13:09.700
اما کاملا میشود از هر چیزی استفاده کرد

00:13:09.700 --> 00:13:11.830
من همیشه با افراد مختلف تماس گرفته ام

00:13:11.830 --> 00:13:15.148
با افرادی که در دوپان هستند تماس
گرفته ام با آن ها صحبت کرده ام

00:13:15.234 --> 00:13:17.814
روی هر پروژه ای که کار می کنم

00:13:18.010 --> 00:13:21.351
یا حتی اگر به دنبال اشیاء مختلفی باشم

00:13:21.737 --> 00:13:23.018
مثلا یه عروسک بادکنکی خاص

00:13:23.043 --> 00:13:26.355
تحقیق می کنم که این عروسک
های بادکنکی کجا هستند

00:13:26.380 --> 00:13:30.000
سری ساخت های مختلف عروسک
بادکنکی ای که می خواهم را میخرم

00:13:30.332 --> 00:13:34.129
به خاطر دارم که یکبار در
اثری که به اسم «نو» داشتم

00:13:34.169 --> 00:13:36.252
که درش از جاروبرقی و وکیوم
خشک مرطوب استفاده شده بود

00:13:36.277 --> 00:13:40.270
ناگهان شرکتی که این جاروبرقی‌ها
را می ساخت ورشکست شد

00:13:40.270 --> 00:13:43.210
و من مجبور شدم که در کشور بگردم

00:13:43.210 --> 00:13:45.700
یک ون اسباب کشی اجاره کردم

00:13:45.725 --> 00:13:50.931
و در کشور رانندگی کردم این جاروبرقی ها
را از فروشگاه های مختلف جمع آوری کردم

00:13:50.956 --> 00:13:52.510
چه در کانزاس بود

00:13:52.510 --> 00:13:55.088
یا در اوماها یا تکزاس

00:13:55.113 --> 00:14:00.768
هرجا که بود میرفتم تا باقی مانده
تعداد این جاروبرقی ها را جمع آوری کنم

00:14:00.940 --> 00:14:04.810
موضوع دنبال کردن و استفاده از اطلاعات است

00:14:04.810 --> 00:14:09.480
و متوجه خواهید شد که اکثر افراد
خیلی خیلی یاریبخش خواهند بود

