WEBVTT

00:00:01.125 --> 00:00:06.957
تاریخ هنر: دیالوگی در زمان

00:00:07.080 --> 00:00:11.280
زمانی که به مدرسه هنر رفتم
هیچ ایده ای نسبت به تاریخ هنر نداشتم

00:00:11.280 --> 00:00:13.351
اما روز اول دانشگاه

00:00:13.401 --> 00:00:18.360
تمام دانشجویان را سوار اتوبوس
کردند و به موزه هنر بالتیمور رفتیم

00:00:22.180 --> 00:00:24.660
وقتی که داشتم در موزه قدم میزدم

00:00:24.660 --> 00:00:26.610
فشارهایی را احساس می کردم

00:00:26.610 --> 00:00:30.920
تنش و فشار ندانستن تاریخ
هنر را احساس می کردم

00:00:30.945 --> 00:00:33.990
اینکه بعضی از مثلا قوانین را ندانم

00:00:33.990 --> 00:00:37.830
یا هر چیزی که احساس می کردم شاید باید بدانم

00:00:37.830 --> 00:00:43.471
و احساس کردم که اگر می خواهم به جلو حرکت
کنم به شکلی باید از این لحظه جان به در ببرم

00:00:43.740 --> 00:00:46.050
به دانشگاه برگشتم

00:00:46.050 --> 00:00:49.740
سوار اتوبوس شدیم و برگشیم به مدرسه هنر

00:00:49.740 --> 00:00:51.730
و در اولین کلاس تاریخ هنر شرکت کردم

00:00:51.730 --> 00:00:54.630
اسلاید تابلوی المپیای مانه را به خاطر دارم

00:00:54.630 --> 00:00:56.790
که روی صفحه به نمایش در آمد

00:00:56.790 --> 00:00:59.825
در تابلوی المپیا یک زن را داریم
که روی تخت دراز کشیده است

00:00:59.850 --> 00:01:03.095
و یک زن دیگر را داریم
که گل بهش ارائه می کند

00:01:03.120 --> 00:01:08.225
و پایین تخت در دست راست
تابلو یک گربه سیاه کوچک است

00:01:08.250 --> 00:01:11.790
و وقتی که استاد تاریخ هنرم
در مورد نقاشی صحبت کرد

00:01:11.790 --> 00:01:14.903
شروع به صحبت در مورد معانی مختلف

00:01:14.928 --> 00:01:17.456
و نمادهای مختلفی که در جریان بود، کرد

00:01:17.481 --> 00:01:22.468
و من در آن زمان متوجه شدم که
چطور هنر بدون تلاش مثل یک مجمع است

00:01:22.770 --> 00:01:29.225
و شما را به جامعه شناسی،
فلسفه و روانشناسی ارتباط می دهد

00:01:29.250 --> 00:01:32.430
تمامی رشته های انسان گرد هم می آیند

00:01:32.430 --> 00:01:34.380
و من خیلی احساس آژادی کردم

00:01:34.380 --> 00:01:35.910
احساس بی قید و بندی کردم

00:01:35.910 --> 00:01:38.520
متوجه شدم که واو هنر چیزیه که

00:01:38.520 --> 00:01:41.940
بجای تولید فشار و اضطراب

00:01:41.940 --> 00:01:45.210
چیزیه که می تواند زندگی من را بسط بدهد

00:01:45.210 --> 00:01:47.653
و من هیچوقت این علاقه را از دست ندادم و

00:01:47.678 --> 00:01:52.215
هنر به بسط زندگی من و بالابردن
درک من به شکل روزانه ادامه داد

00:02:04.630 --> 00:02:09.393
خیلی مهم است که هروقت که
شخصی با هنر مواجه می شود

00:02:09.418 --> 00:02:11.020
متوجه میشویم که

00:02:11.020 --> 00:02:16.834
نیازی نیست که هیچ چیزی را
بجز خودمان وارد این لحظه کنیم

00:02:16.859 --> 00:02:18.526
تجربیات خودمان

00:02:18.551 --> 00:02:23.085
نیازی نیست که بدانیم که در آن زمان
زندگی در پاریس به چه شکل بوده است

00:02:23.110 --> 00:02:25.840
نیازی نیست در مورد کوبیسم سنتتیک بدانیم

00:02:25.840 --> 00:02:28.450
نیازی نیست که از نظریه رنگ ها سر در بیاوریم

00:02:28.450 --> 00:02:34.395
فقط باید با تجربیات خودمان در
برابر نقاشی و مجسمه قرار بگیریم

00:02:34.420 --> 00:02:38.414
چون هنر هیچوقت در درون یک شیئ نیست

00:02:38.489 --> 00:02:41.399
هیچوقت در نقاشی که به آن نگاه می کنید

00:02:41.424 --> 00:02:44.429
یا در سطح یک مجسمه نیست

00:02:44.523 --> 00:02:47.000
هنر در درون شماست

00:02:47.000 --> 00:02:53.029
هیچ چیزی در فرم نیست که هیچ گونه موضوعیتی

00:02:53.054 --> 00:02:56.775
بجز ارتباطی که شما با آن میگیرید داشته باشد

00:02:56.800 --> 00:02:59.382
اگر با آن ارتباط نگیرید

00:02:59.554 --> 00:03:01.411
تبدیل به چیزی بی جان می شود

00:03:01.436 --> 00:03:02.786
مرده است

00:03:02.830 --> 00:03:06.400
هیچ موضوعیتی در موجودیت شما ندارد

00:03:06.400 --> 00:03:08.170
چیز زنده ای نیست

00:03:08.170 --> 00:03:09.220
هیچ کاری نمی کند

00:03:09.220 --> 00:03:13.460
وقتی که چراغ های موزه خاموش
می شوند هیچ اتفاقی در آن جا نمی افتد

00:03:13.460 --> 00:03:14.560
خلاء است

00:03:14.560 --> 00:03:16.705
اما در درون شما همه چیز وجود دارد

00:03:19.208 --> 00:03:23.815
آموختن از هنرمندان گذشته

00:03:24.001 --> 00:03:26.701
 یکی از هیجان انگیزترین لحظات زندگی ام

00:03:26.920 --> 00:03:30.506
زمانی بود که متوجه شدم
که هنر چیزی بسیار فراتر از

00:03:30.531 --> 00:03:33.812
تنها دستکاری مواد

00:03:33.851 --> 00:03:35.873
و ابزارهای سنتی هنر

00:03:35.898 --> 00:03:39.310
مثل قلموی نقاشی و مداد شمعی کنته است

00:03:39.310 --> 00:03:41.757
بلکه موضوع هنر ایده هاست

00:03:41.782 --> 00:03:45.350
و این که تمام رشته های انسانی
را به یکدیگر ارتباط می دهد

00:03:45.350 --> 00:03:49.150
و اگر من به موزه بروم
و به نقاشی ها نگاه کنم

00:03:49.150 --> 00:03:54.340
واقعا خودم را نسبت به نقاشی یا مجسمه

00:03:54.340 --> 00:03:57.160
و یا هر تصویری که به
آن نگاه می کنم، پذیرا می کنم

00:03:57.160 --> 00:04:03.643
و سعی می کنم که با این ارتباط بگیرم که این
ها چطور چیستی انسان بودن را معنا می کنند

00:04:03.668 --> 00:04:06.362
تجربه زندگی برای هنرمند چطور بوده است

00:04:06.387 --> 00:04:08.252
علایقش چه بوده است

00:04:08.487 --> 00:04:10.690
قدردانی کردن است

00:04:10.690 --> 00:04:17.403
مثل نشستن در جمع بزرگان یک گروه و جامعه

00:04:17.428 --> 00:04:20.529
و تلاش برای آموختن از پیشکسوتان است

00:04:20.529 --> 00:04:26.915
وقتی که به یک اثر هنری نگاه می
کنم مثل یافتن مداومت عشق است

00:04:26.940 --> 00:04:28.289
عاشق تماشای آثار تیسین هستم

00:04:28.314 --> 00:04:33.072
آثار تیسین برای من تجربه ای متافیزیکی است

00:04:33.510 --> 00:04:37.192
چون با زمان و اسطوره شناسی سر و کار دارد

00:04:37.217 --> 00:04:40.471
عاشق تابلوهای ژستی هستم

00:04:40.596 --> 00:04:44.304
چون در برگیرنده اسطوره شناسی بود و با زمانه
ای سر و کله زده میزند که در آن تلاش میشد

00:04:44.337 --> 00:04:46.911
جهان تعریف شود یا منطقی برای آن پیدا شود

00:04:46.936 --> 00:04:50.735
یا تلاش می شد که به منطق
نوعی شمایل بصری داد

00:04:50.760 --> 00:04:53.778
یا اینکه تلاش میشد که درک کنند
چرا چیزها آنطور که هستند، هستند

00:04:55.020 --> 00:04:57.712
و در عین حال در این آثار لذت
بردن از زندگی نمایش داده می شود

00:04:57.737 --> 00:05:00.000
لذت هایی که ما داریم

00:05:00.000 --> 00:05:02.900
پرورش دادن و لذت بردن از آن ها

00:05:02.900 --> 00:05:08.432
لذت مشاهده کردن، نوعی که تیسین
روی سطح بوم با نور بازی می کند

00:05:08.985 --> 00:05:11.955
نوعی که با بافت بوم بازی می کند

00:05:12.235 --> 00:05:17.095
غنا و مادیت اشیائی که به تصویر می کشد

00:05:17.120 --> 00:05:19.195
احساس

00:05:19.356 --> 00:05:22.236
هنرمند فوق العاده ای است
چرخه زندگی

00:05:22.400 --> 00:05:25.127
همه این ها در تابلوهای تیسین وجود دارد

00:05:25.206 --> 00:05:28.707
بنابراین خودم را پذیرای تجربیات...

00:05:28.792 --> 00:05:35.081
معتقدم که پیش از همه
ادای احترام به تاریخ ما است

00:05:35.507 --> 00:05:39.197
بزرگداشت افرادی که پیش از ما بوده اند

00:05:39.378 --> 00:05:43.345
و چیزهایی که آن ها در
تجربیات زندگی دریافته اند

00:05:43.370 --> 00:05:45.851
و بعد از طریق این فعالیت

00:05:45.883 --> 00:05:48.763
امکان این را پیدا می
کنم که راه خودم را بیابم

00:05:48.788 --> 00:05:51.495
تجربه دیدن یک اثر هنری

00:05:51.604 --> 00:05:53.539
چیزی است که همین اینجا
و همین الان صورت می گیرد

00:05:53.750 --> 00:05:55.160
در همین لحظه است

00:05:55.160 --> 00:05:59.975
بعد باید راهی پیدا کرد که جوهره ای که
می توان در قدرت بالقوه خود وجود دارد

00:06:00.000 --> 00:06:01.698
این آینده است

00:06:01.843 --> 00:06:04.730
این به معنای امید است

00:06:04.730 --> 00:06:13.015
هر چیزی که به تاریخچه ای از افراد
نسل در نسل دلیلی برای بودن داده است

00:06:13.040 --> 00:06:15.140
شما ادامه آن هستید

00:06:15.140 --> 00:06:18.950
امید و جوهره شما، آینده ماست

00:06:22.191 --> 00:06:25.846
مطالعه موردی: گوی بلورین

00:06:32.575 --> 00:06:35.515
با استفاده از سنت حاضر آماده

00:06:35.540 --> 00:06:40.010
می خواستم مجموعه ای از آثار
با استفاده از گوی بلورین خلق کنم

00:06:40.010 --> 00:06:42.440
گوی های بلورین از وسایل تزئینی حیاط هستند

00:06:42.440 --> 00:06:44.990
مردم آن ها را در حیاط خود قرار می دهند

00:06:44.990 --> 00:06:47.450
و فکر می کنم که این کار از بخشندگی می آید

00:06:47.450 --> 00:06:52.190
اینکه کسی همچنین شیئ
زیبایی را در حیاطش بگذارد

00:06:52.190 --> 00:06:55.970
وقتی که از کنارش رد می شوید می
بینید که همه چیز را بازتاب می دهد

00:06:55.995 --> 00:07:01.290
تا جایی که می تواند در مورد جایگاه
شما در هستی در آن لحظه می گوید

00:07:01.430 --> 00:07:06.155
و می دانیم که ذهن وقتی جایگاه
خود را می داند به بدن پاداش می دهد

00:07:06.180 --> 00:07:08.820
آدم همیشه می خواهد
جایگاه خود را در جهان بداند

00:07:08.820 --> 00:07:14.515
و گوی بلورین سعی می کند که تا جای
ممکن شما را از جایگاهتان با خبر کند

00:07:14.555 --> 00:07:20.186
و با گوی بودنش، شکل خیلی زیبا و خالصی دارد

00:07:20.246 --> 00:07:22.666
می خواستم مجسمه سازی کنم

00:07:22.691 --> 00:07:24.260
و مجسمه های گوی بلورین را ساختم

00:07:24.260 --> 00:07:28.700
و از آثار باستانی تا آثار
حال حاضر استفاده کردم

00:07:28.700 --> 00:07:30.000
اشیاء کاربردی

00:07:30.000 --> 00:07:32.270
صندوق های پستی

00:07:32.270 --> 00:07:34.940
یک گلدان به شکل مجسمه تزئینی ساختم

00:07:34.940 --> 00:07:38.420
پسر کوچگی که گوی بلورین به دست داشت

00:07:38.420 --> 00:07:42.530
بعد همچنین با آثار باستانی
مقل اریادنی کار کردم

00:07:42.530 --> 00:07:45.710
مجسمه ای که با جنس سنگ مرمر خود خیلی زیباست

00:07:45.710 --> 00:07:50.168
و هرکول فارنیز، که یکی از گوی
های بلورین را روی شانه اش گذاشتم

00:07:50.690 --> 00:07:54.620
اما پس از اتمام این مجموعه
و حتی در حین کار روی آن

00:07:54.620 --> 00:07:57.530
با خودم فکر کردم که آیا می توانم
نقاشی هایی با گوی بلورین داشته باشم؟

00:07:57.530 --> 00:07:59.150
و با خودم فکر کردم که
نمی توانم این کار را بکنم

00:07:59.175 --> 00:08:02.754
منظورم این است که یک گوی
بلورین جلوی یک نقاشی بگذارم

00:08:03.002 --> 00:08:04.010
نمی داتم

00:08:04.010 --> 00:08:07.850
فکر میکنم به نوعی شاید اضافه کاری باشد

00:08:07.850 --> 00:08:10.340
اما تصمیم گرفتم که یک ماکت کوچک بسازم

00:08:10.340 --> 00:08:14.690
و یک گوی بلورین جلوی مونولیزا گذاشتم

00:08:14.690 --> 00:08:18.950
و با خودم گفتم که واو خیلی عالیه

00:08:18.975 --> 00:08:23.551
خیلی اعجاب برانگیزه، چون بلافاصله می
توانستم ببینم که چه چیزی در حال رخ دادن است

00:08:23.991 --> 00:08:28.675
بعد متوجه شدم که می خواهم نقاشی
هایی با حضور گوی بلورین خلق کنم

00:08:28.700 --> 00:08:31.285
پشت سرم تابلوی شکار ببر را داریم

00:08:31.310 --> 00:08:33.980
تابلوی شکار ببر، اثر روبن است

00:08:33.980 --> 00:08:37.039
از مجموعه گوی بلورین است

00:08:37.039 --> 00:08:40.190
جایگذاری گوی بلورین
که شکلی زیبا و خالص دارد

00:08:40.190 --> 00:08:43.159
در برابر یک نقاشی به بیننده اجازه می دهد

00:08:43.159 --> 00:08:46.565
که در آن لحظه در اثر و
محیط خود بازتاب پیدا کنند

00:08:46.590 --> 00:08:50.780
بنابراین با همین جا و
همین حالا سر و کار دارد

00:08:50.780 --> 00:08:52.640
اما در همین حال نقاشی

00:08:52.640 --> 00:08:56.390
در درون گوی بلورین بازتاب پیدا می کند

00:08:56.390 --> 00:08:59.690
و وقتی که نقاشی در گوی
بلورین بازتاب پیدا می کند

00:08:59.690 --> 00:09:01.771
گوی تبدیل به یک چاله خرگوشی می شود

00:09:01.796 --> 00:09:03.440
تا به درون آن برویم

00:09:03.440 --> 00:09:05.870
و وقتی که وارد آن می شویم
به درون نقاشی خواهیم رفت

00:09:05.870 --> 00:09:08.000
و وارد تابلوی شکار ببر می شوید

00:09:08.000 --> 00:09:11.810
و وقتی که وارد نقاشی شکار ببر می
شوید در آن جا در کنار روبن قرار می گیرید

00:09:11.810 --> 00:09:18.445
و نه تنها قادر خواهید بود که در آن جا
باشید و علاقه روبن در آن لحظه را بببیند

00:09:18.470 --> 00:09:22.255
بلکه با تمام آن چیزهایی که روبن به
آن عشق می ورزید ارتباط می گیرید

00:09:22.280 --> 00:09:26.161
روبن در اینجا از لئوناردو
داوینچی ادای احترام می کند

00:09:26.308 --> 00:09:30.376
او تابلوی نبرد انگاهاری
اثر داوینچی را دیده بود

00:09:30.410 --> 00:09:34.080
و این تابلو هم بر اساس آن کشیده شده است

00:09:34.080 --> 00:09:36.907
وقتی که داوینچی نبرد انگاهاری را کشید

00:09:36.932 --> 00:09:39.230
او هم به رفرنس خود فکر می کرد

00:09:39.230 --> 00:09:42.950
 به وروکیو فکر می کرد

00:09:42.950 --> 00:09:45.380
و این نوع عشق و پشتیبانی

00:09:45.380 --> 00:09:50.606
چیزی است که من می خواهم مردم وقتی که با گوی
بلورین ارتباط می گیرند بتوانند احساس کنند

00:09:50.990 --> 00:09:54.470
موضوعش بیش از برخی از اجزای آن است

00:09:54.470 --> 00:09:55.970
موضوع کلیت است

00:09:55.970 --> 00:09:59.531
چیزی بزرگتر از هرکدام از ما است

00:09:59.780 --> 00:10:02.590
بنابراین من امید دارم که وقتی که به
نقاشی همراه با گوی بلورین نگاه می کنید

00:10:02.810 --> 00:10:07.123
بتوانید تمام آن چیزهایی که
هنرمند به آن ها علاقه داشته است

00:10:07.148 --> 00:10:09.500
و تمام سازوکارها

00:10:09.500 --> 00:10:13.524
و علاقه به ممکنات زندگی را دریابید

00:10:13.549 --> 00:10:14.995
و متوجه شوید که

00:10:15.020 --> 00:10:19.010
که در این لحظه در
برابر این نقاشی ایستاده اید

00:10:19.430 --> 00:10:23.450
و گوی بلورین در اینجاست
تا این لحظه را تایید کند

00:10:23.450 --> 00:10:25.760
و اینکه همه چیز در درون شما است

00:10:25.760 --> 00:10:28.115
این تجربه... شما دارید
این روایت را تمام می کنید

00:10:34.236 --> 00:10:38.398
بینندگانتان روایت را تمام می کنند

00:10:38.675 --> 00:10:42.365
یکی از علایقی که در کار با گوی بلورین داشتم

00:10:42.390 --> 00:10:46.200
داشتن دیالوگی در مورد سهم بیننده است

00:10:46.200 --> 00:10:51.081
الویس ریگل متخصص تاریخ
هنری در میان قرن 19 بود

00:10:51.106 --> 00:10:54.690
که عبارت سهم بیننده را ارائه کرد

00:10:55.020 --> 00:10:57.531
سهم بیننده مفهومی است که می گوید

00:10:57.570 --> 00:11:00.000
که روایت یک اثر هنری

00:11:00.090 --> 00:11:02.250
در درون بیننده به سرانجام می رسد

00:11:02.250 --> 00:11:05.940
همیشه بیننده است که
روایت را به اتمام می رساند

00:11:05.940 --> 00:11:07.980
و پیش از این هیچگاه در تاریخ هنر

00:11:07.980 --> 00:11:12.000
تصور نمیشد که بیننده اثر را به اتمام برساند

00:11:12.000 --> 00:11:13.800
همیشه به این صورت به آن نگاه می شد که

00:11:13.800 --> 00:11:14.880
اثر هنری یک محصولی است

00:11:14.880 --> 00:11:16.770
که توسط هنرمند تکمیل می شود

00:11:16.770 --> 00:11:19.470
در اینجا تنها تصور هنرمند وجود دارد

00:11:19.470 --> 00:11:23.430
و این چیزی است که در اثر قفل شده است

00:11:23.430 --> 00:11:27.240
اما برعکس است، اثر مداومت دارد

00:11:27.240 --> 00:11:30.395
و هنرمند می تواند به
منظوری خاص به آن نگاه کند

00:11:30.420 --> 00:11:32.651
اما هرگاه که شخصی به آن نگاه می کند

00:11:32.676 --> 00:11:35.416
به تکمیل روایت اثر می پردازد

00:11:35.655 --> 00:11:40.565
گوی بلورین به بسامد این
موضوع در پیش بیننده کمک می کند

00:11:40.590 --> 00:11:44.705
اینکه همه چیز به کلی به لحظه بستگی دارد

00:11:44.730 --> 00:11:47.130
بیننده در درون گوی بازتاب می یابد

00:11:47.130 --> 00:11:49.720
گوی آن ها را نسبت به حضورشان هوشیار می کند

00:11:49.720 --> 00:11:51.840
و موضوع از همین لحظه به بعد است

00:11:51.840 --> 00:11:54.330
موضوع همه چیز همین جا و همین حالا

00:11:54.330 --> 00:11:58.230
و نوع معنایی که از این تجربه می یابند است

00:11:58.230 --> 00:12:01.101
داریم در مورد حضور در لحظه صحبت می کنیم

00:12:01.140 --> 00:12:03.660
حتی در اینجا که داریم
این مسترکلاس را می سازیم

00:12:03.660 --> 00:12:07.251
می بینید که گوی بلورین در
حال بازتاب این لحظه است

00:12:07.276 --> 00:12:10.230
صحنه و همه تصویربرداران

00:12:10.230 --> 00:12:12.714
و چیزی که در مورد گوی بلورین جالب است

00:12:12.739 --> 00:12:16.110
این است که در زاویه 360
درجه به بازتاب می پردازد

00:12:16.110 --> 00:12:19.150
هرچه که می تواند را در
مورد محیط به ما می گوید

00:12:19.150 --> 00:12:21.971
تا بتوانیم احساس امنیت کنیم

00:12:22.710 --> 00:12:25.470
باز هم داریم حس اضطراب را حذف می کنیم

00:12:25.495 --> 00:12:27.856
تا راهی برای حرکت به جلو بیابیم

00:12:28.110 --> 00:12:30.245
به واقع تلاش می کند تا دست و دلباز باشد

00:12:30.270 --> 00:12:33.380
و اینجا در اختیار ما است

