WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:04.009
ویدیوی اضافه دلبخواهی:
نقطه نظری ارگانیسمی

00:00:04.191 --> 00:00:06.644
همانطور که در جلسه پیش اشاره کردم

00:00:06.669 --> 00:00:11.002
نظریه خودمختاری، نظریه ای وسیع یا
کلان در مورد انگیزه و بهزیستی انسان است

00:00:11.002 --> 00:00:15.230
و سعی می کند پدیده های بسیاری
را تحت یک چارچوب خاص در آورد

00:00:15.230 --> 00:00:18.447
برای شروع کار می توان این سوال را
مطرح کرد که اصلا چرا نظریه داریم؟

00:00:18.472 --> 00:00:21.520
آیا موضوع علم جمع آوری حقایق نیست؟

00:00:21.520 --> 00:00:24.798
خب، یک چیزی که از مطالعات بسیار
در مورد فلسفه علم می داریم این است که

00:00:24.798 --> 00:00:28.469
می توان حقایق بسیاری را جمع آوری
کرد اما این لزوما به دانش نمی انجامد

00:00:28.469 --> 00:00:31.139
برای سازماندهی حقایق به نظریه نیاز داریم

00:00:31.139 --> 00:00:34.734
نظریه کمک می کند تا بدانیم
کدام حقایق به یکدیگر مرتبط هستند

00:00:34.759 --> 00:00:36.390
این ارتباط به چه شکلی است

00:00:36.414 --> 00:00:40.528
و حتی سوالاتی که به عنوان یک دانشمند
احتمال دارد بپرسید را چارچوب بندی می کند

00:00:40.528 --> 00:00:43.811
برای مثال تصور کنید که بسیاری
از افراد فعال در حوزه روانشناسی

00:00:43.836 --> 00:00:46.749
کار نظری خود را با تمثیل

00:00:46.787 --> 00:00:50.191
انسان ها به مثابه دستگاه یا گاهی
انسان به مثابه رایانه، شروع می کنند

00:00:50.191 --> 00:00:53.590
اگر این تمثیل شما و نقطه
آغازین نظریه پردازی باشد

00:00:53.615 --> 00:00:55.271
باعث می شود که سوالات خاصی بپرسید

00:00:55.271 --> 00:00:57.463
مثلا این دستگاه به چه
شکلی برنامه نویسی شده است

00:00:57.463 --> 00:01:00.022
یا چطور می توان این
دستگاه را از بیرون کنترل کرد

00:01:00.022 --> 00:01:04.060
و مشاهده خواهید کرد که این به
نوعی مرکز توجه در روانشناسی

00:01:04.060 --> 00:01:08.860
در مورد وقایع محیطی و تاثیر
آن ها بر افراد  تبدیل می شود

00:01:08.860 --> 00:01:11.719
ما در نظریه خودمختاری کار را
با تمثیلی متفاوت شروع می کنیم

00:01:11.759 --> 00:01:16.008
که تمثیل ارگانیسم یا مردم
به مثابه موجودات زنده است

00:01:16.242 --> 00:01:18.856
و وقتی که برای نظریه پردازی
خود از این ایده استفاده می کنید

00:01:18.881 --> 00:01:21.423
در نتیجه سوالی به کلی متفاوت به دست می دهد

00:01:21.448 --> 00:01:28.143
اول، می دانیم که یک موجود زنده فعال است
و اصول رشد و توسعه درونی خود را دارد

00:01:28.335 --> 00:01:34.545
و می دانیم که موجودات زنده همیشه در
مسیر همگون سازی و ادغام بیشتر حرکت می کند

00:01:34.570 --> 00:01:41.336
در واقع تا زمانی که زنده و سلامتند در
راستای خود نظم دهی و هماهنگی حرکت می کنند

00:01:41.393 --> 00:01:43.506
بنابراین وقتی از تمثیل
موجودات زنده استفاده

00:01:43.530 --> 00:01:45.926
می کنیم اهمیت نمیدهیم که
چطور از بیرون کنترلشان کنیم

00:01:45.951 --> 00:01:49.871
بلکه به این اهمیت می دهیم که چه نیروهای
درونی ای در خود ارگانیسم ها فعال هستند

00:01:49.903 --> 00:01:53.597
و برای خوب و به سلامت
ماندن چه نیازهایی دارند

00:01:54.334 --> 00:01:58.860
حالا این ایده ارگانیسم ها به
عنوان تمثیل مرکزی در نظریه

00:01:58.860 --> 00:02:03.722
نه تنها در روانشناسی که در خود زیست
شناسی ارگانیسمی مورد اقبال قرار گرفته است

00:02:03.722 --> 00:02:08.380
در واقع برخی از افراد
مشهور در زیست شناسی نظری

00:02:08.405 --> 00:02:10.161
خود را نظریه پردازان
ارگانیسمی در نظر می گیرند

00:02:10.161 --> 00:02:15.235
افرادی مانند برتالنفی، جیکوب،
ماچورانا و ورلا، لازلو، میر

00:02:15.235 --> 00:02:20.238
گاتلیب، کافمن، همه زیست شناسان
نظری هستند که پارادایم ارگانیسمی را

00:02:20.238 --> 00:02:23.423
با مفهوم نهادی فعال و
همگون شونده پذیرا شده اند

00:02:23.423 --> 00:02:27.730
حالا، روانشناسی ارگانیسمی نیز
برای این حوزه بسیار با اهمیت بوده است

00:02:27.755 --> 00:02:31.004
در واقع اکثر نظریات شخصیتی در روانشناسی

00:02:31.029 --> 00:02:33.119
سمت و سویی ارگانیسمی داشته اند

00:02:33.176 --> 00:02:37.859
در اینجا منظورمان رشد شناختی
است که کار پیاژه و ورنر است

00:02:37.953 --> 00:02:43.556
این دو این بحث را مطرح کردند که خود
طبیعت زندگی همگون سازی و سازماندهی است

00:02:43.699 --> 00:02:44.730
یا گارل راجرز

00:02:44.730 --> 00:02:48.442
که میل به تحقق را محور
نظریه انسانی خود قرار داد

00:02:48.467 --> 00:02:54.336
یا زیگموند فروید و دیگر
روانگاوان که کار او را دنبال کردند

00:02:54.361 --> 00:02:55.957
که تاکیدشان بر ایگو

00:02:55.997 --> 00:02:59.519
و عملکرد تراریخته آن در
میل به همسان سازی، بود

00:03:00.122 --> 00:03:03.422
تمام این نظریات ارگانیسمی به
واقع عملکرد سالم را به عنوان

00:03:03.447 --> 00:03:05.737
افزایش سازماندهی در طول زمان

00:03:05.816 --> 00:03:10.115
رشد شخص در مسیر شایستگی و تاثیرگذاری

00:03:10.222 --> 00:03:13.165
حرکت به سمت استقلال بیشتر و خود نظم دهی

00:03:13.190 --> 00:03:15.805
و ارتباط بیشتر اجتماعی و همگون سازی

00:03:16.272 --> 00:03:20.829
به واقع این حرکت به دو سو است که
آندریاس انگل، که نظریه پردازی مشهور بود

00:03:20.854 --> 00:03:23.463
در یک جایی از آن با نام
مسیری به سمت استقلال

00:03:23.463 --> 00:03:25.722
و مسیری به سمت هم‌نامی یاد کرد

00:03:25.747 --> 00:03:29.490
همگون سازی هم در درون و هم در بیرون

00:03:29.775 --> 00:03:32.388
این موضوع سوال مرکزی نظریه
خودمختاری را تشکیل می دهد

00:03:32.388 --> 00:03:35.142
در واقع، سوال کانونی ما این است که

00:03:35.142 --> 00:03:37.310
افراد برای شکوفا شدن به
واقع به چه چیزی نیاز دارند؟

00:03:38.695 --> 00:03:41.913
از نظر ما و به شکل کلی تر از نظر ارگانیسمی

00:03:41.938 --> 00:03:46.362
افراد از قبل در طبیعت خود تمام مواد
اولیه مورد نیاز برای شکوفایی را دارند

00:03:46.362 --> 00:03:50.080
به عبارت دیگر از پیش از جانب
فرگشت خود به این سمت و سو را دارند

00:03:50.105 --> 00:03:53.245
تا وقتی که زنده هستند
و عملکرد دارند در مسیر

00:03:53.269 --> 00:03:56.922
بیشتر متمایز کردن خود و
همگون سازی خود حرکت کنند

00:03:57.298 --> 00:03:59.112
و زمانی که شکوفا شوند همیشه سرزندگی هست

00:03:59.137 --> 00:04:01.106
همیشه رشد و همیشه کمال وجود دارد

00:04:01.150 --> 00:04:05.291
اما این حرکت به سمت
استقلال، خود نظم دهی و کمال

00:04:05.291 --> 00:04:07.371
اصلا به شکل خودکار صورت نمی گیرد

00:04:07.371 --> 00:04:11.077
به نوعی حمایت و مواد
مغذی از محیط خود نیاز دارد

00:04:11.077 --> 00:04:15.358
به همان صورت که یک نهاد
فیزیکی مانند یک درخت بلوط

00:04:15.383 --> 00:04:18.704
که با یک دانه بلوط کار را
شروع می کند برای بلوغ و

00:04:18.728 --> 00:04:22.465
رسیدن به شکل محقق شده
اش به نیازهای فیزیکی نیاز دارد

00:04:22.490 --> 00:04:26.008
به همین صورت روان انسان نیازهایی دارد که

00:04:26.033 --> 00:04:29.518
وقتی ارضا شود به رشد کامل خود می رسد

00:04:30.170 --> 00:04:33.211
ما از عبارت «نیاز» به
عنوان چیزی ضروری برای

00:04:33.235 --> 00:04:36.857
رشد، کمال و بهزیستی نهاد
زیستی خود استفاده می کنیم

00:04:36.882 --> 00:04:39.957
برای مثال می دانیم که گیاهان به آب

00:04:39.982 --> 00:04:43.224
به آفتاب، به مواد مغذی
در خاک برای رشد نیاز دارند

00:04:43.249 --> 00:04:45.620
و اگر آن ها را از هر کدام
از این مواد اولیه محروم کنید

00:04:45.645 --> 00:04:49.579
خواهید دید که گیاه نمی تواند شکوفا شود

00:04:49.604 --> 00:04:52.182
به همین شکل وقتی در مورد
نیازهای روانی اساسی صحبت می کنیم

00:04:52.207 --> 00:04:59.424
منظورمان چیزهایی است که در کمال،
بهزیستی و رشد روانی فرد الزامی هستند

00:04:59.449 --> 00:05:00.797
و در اینجا

00:05:00.797 --> 00:05:05.952
ما این ها را به همان صورت به عنوان چیزهایی
که به شکل عینی مورد نیاز هستند می بینیم

00:05:05.952 --> 00:05:09.343
چه استقلال برای افراد مهم باشد یا خیر، چه
برای احساس ارتباط داشتن ارزش قائل باشند یا خیر

00:05:09.343 --> 00:05:11.410
چه روی شایستگی سرمایه
گذاری کرده باشند یا نه

00:05:11.410 --> 00:05:17.330
اگر ارضا روانی ای که با هر یک از این
ساختارها در ارتباط هستند را نداشته باشند

00:05:17.355 --> 00:05:18.903
شکوفا نخواهند شد

00:05:18.903 --> 00:05:23.685
بنابراین تعریف ما از نیازها چیزهایی
است که طبیعی هستند و اکتسابی نیستند

00:05:23.710 --> 00:05:26.243
ما یاد نمیگیریم که نیاز داشته باشیم
از پیش در ساختار ما وجود دارند

00:05:26.425 --> 00:05:28.860
جهانی هستند و مختص به فرهنگ خاصی نیستند

00:05:28.885 --> 00:05:31.990
چون چیزهایی که بر آن ها برچسب
نیازهای روانی اساسی می زنیم

00:05:32.015 --> 00:05:35.596
در تمام فرهنگ ها و دوره های رشدی وجود دارند

00:05:35.621 --> 00:05:41.057
و لزومی هم ندارد که ارزش آگاهانه
یا خاصی برای این نیازها قائل باشید

00:05:41.082 --> 00:05:44.647
این ارضا یا محرومیت از آن هاست که

00:05:44.672 --> 00:05:47.016
برآیند را در افراد پیشبینی می کند

00:05:47.551 --> 00:05:52.238
حالا که یک تعریف محکم از آنچه
یک نیاز را اساسی می کند داریم

00:05:52.272 --> 00:05:54.672
حالا لیستمان خیلی کوتاه می شود
سه نیاز داریم

00:05:54.697 --> 00:05:57.307
میگوییم که نیاز اساسی
به ارتباط داشتن وجود دارد

00:05:57.332 --> 00:06:00.252
احساس اهمیت داشتن، ارتباط داشتن با دیگران

00:06:00.277 --> 00:06:04.349
اون احساس ارتباط داشتن و اینکه
در جهان اجتماعی اهمیت دارید

00:06:04.600 --> 00:06:08.026
احساس شایستگی که به یعنی احساس می
کنید که در کاری که می کنید موثر هستید

00:06:08.061 --> 00:06:11.869
این احساس که می توانید برآیندهایی
که برای زندگیتان مهم است را کنترل کنید

00:06:12.052 --> 00:06:14.025
و در آخر نیاز به استقلال

00:06:14.050 --> 00:06:16.547
که در اینجا بیشتری زمان
را صرف آن خواهیم کرد

00:06:16.572 --> 00:06:19.727
و استقلال نیاز به این است
که رفتارتان را خود نظم دهی کنید

00:06:19.752 --> 00:06:22.620
یا امکان تایید و دفاع از کاری
که می کنید را داشته باشید

00:06:22.620 --> 00:06:26.366
وقتی که خودمختار هستید
کنش هایتان متجانس است و

00:06:26.391 --> 00:06:29.901
و هم از جانب سر و هم از
جانب قلبتان حمایت می شود

00:06:30.275 --> 00:06:34.091
بنابراین موضوعی که در این دوره به
آن می پردازیم در واقع چارچوبی دیالکتی

00:06:34.091 --> 00:06:37.233
از یک ارگانیسم زنده با نیازهایی خیلی خاص

00:06:37.233 --> 00:06:41.080
در همکنش با محیطی که یا این نیازها را
حمایت کرده یا آن ها را سرکوب می کند، است

00:06:41.137 --> 00:06:44.827
که در نتیجه بر روی بهزیستی
و رشد تاثیر گذاری دارد

00:06:46.023 --> 00:06:50.961
درخواهیم یافت که وقتی بسترهای
اجتماعی حمایتگر نیازهای روانی اساسی برای

00:06:50.986 --> 00:06:52.756
استقلال، شایستگی و احساس ارتباط هستند

00:06:52.781 --> 00:06:56.262
شاهد تمامی نشانه های عملکرد ارگانیسمی

00:06:56.287 --> 00:07:00.087
از جمله مشارکت ارادی
بیشتر، رفتار مناسب بیشتر،

00:07:00.112 --> 00:07:04.291
سرزندگی بیشتر، شادی بیشتر
و سلامت روانی بهتر خواهیم بود

00:07:05.151 --> 00:07:07.484
بنابراین به مراتب اینکه
وارد این ماجراجویی در

00:07:07.508 --> 00:07:09.840
میان تحقیقات مرتبط با
نظریه خودمختاری می شویم

00:07:09.865 --> 00:07:13.822
خواهیم دید که نقش نیازهای
روانی اساسی در افزایش

00:07:13.856 --> 00:07:16.650
مشارکت حیاتی و شکوفاییمان
در زندگی، چقدر حائز اهمیت است

