WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:04.214
تشکیل هویت

00:00:04.714 --> 00:00:08.986
همانطور که در جلسه پیش قولش را داده
بودم، موضوع این جلسه تشکیل هویت است

00:00:09.011 --> 00:00:15.011
و نقش والدین و خود در تشکیل
هویتی مستحکم، یکپارچه و اصیل

00:00:15.708 --> 00:00:18.452
در طول این دوره در مورد خود صحبت کرده ایم

00:00:18.452 --> 00:00:22.497
و همانطور که نظریه خودمختاری
بحث کردیم، «خود» به واقع

00:00:22.497 --> 00:00:24.744
نیرویی فعال و ادغام شده در درون روان است

00:00:24.744 --> 00:00:27.139
می گوییم که «خود» تابعی برساخته است

00:00:27.492 --> 00:00:28.610
بنابراین وقتی که به «خود» فکر می کنیم

00:00:28.635 --> 00:00:31.411
به آن به مثابه تمایلی ادغامی فکر می کنیم

00:00:31.723 --> 00:00:35.731
اما گاهی ما در روانشناسی از عبارت
«خود» به شکلی متفاوت استفاده می کنیم

00:00:35.756 --> 00:00:39.712
در واقع یک نحله فکری با نام
نحله فکری «خودانگاره» وجود دارد

00:00:39.737 --> 00:00:44.061
خود به مثابه برچسب هایی که ما
به خودمان می زنیم تعریف میشود

00:00:44.061 --> 00:00:48.531
من وطن پرستم، من دگرجنس گرا
هستم، من پرستار هستم، من درونگرا هستم

00:00:48.531 --> 00:00:50.996
من طرفدار ورزش هستم،
من دانش آموز ضعیفی هستم

00:00:50.996 --> 00:00:54.378
این ها همه برچسب هایی هستند
که من ممکن است به خودم بزنم

00:00:54.403 --> 00:00:56.442
و این ها هویت خواهند بود

00:00:56.623 --> 00:01:00.740
می توانم بگویم من موسیقیدان
هستم، پدر هستم، روانشناس هستم

00:01:00.765 --> 00:01:03.701
تمام نقش ها و برچسب
هایی که من می توانم هویتم

00:01:03.725 --> 00:01:07.063
را با آن تعریف کنم یا
دیگران با من هم هویتی کنند

00:01:07.088 --> 00:01:12.502
حالا، این برچسب هایی که ما
برای اطلاق به خود استفاده می کنیم

00:01:12.527 --> 00:01:15.541
ممکن است که کم یا بیش اصیل باشند

00:01:15.644 --> 00:01:18.053
ممکن است چیزهایی باشند که
واقعا برای ما جواب می دهند

00:01:18.402 --> 00:01:18.914
در واقع

00:01:18.939 --> 00:01:23.014
دلیل آنکه هویت ها را توسعه می دهیم
این است که نیازها را ارضا می کنند

00:01:23.398 --> 00:01:26.385
هویت من کمک می کند تا
با دیگران رابطه برقرار کنم

00:01:26.419 --> 00:01:29.858
بنابراین اگر به عنوان یکی از هویت
هایم طرفدار تیم نواک جاینتز باشم

00:01:29.883 --> 00:01:33.392
این باعث میشود که با دیگر
طرفداران این تیم ارتباط بگیریم

00:01:33.646 --> 00:01:35.588
اگر روانشناس باشم باعث
می شود که دیگران نقش من

00:01:35.612 --> 00:01:37.554
را بدانند و این کمک می
کند با آن ها ارتباط بگیرم

00:01:37.587 --> 00:01:41.638
بنابراین ارتباط با داشتن هویت
در یک گروه پیشرفت می کند

00:01:41.638 --> 00:01:44.674
ما را با دیگران وارد ارتباط می کند

00:01:45.201 --> 00:01:47.215
هویت ها همچنین به نیاز
ما به شایستگی کمک می کنند

00:01:47.215 --> 00:01:49.487
از نیاز به شایستگی حمایت می کنند

00:01:49.512 --> 00:01:53.280
چون به سمت مهارت هایی کشیده می
شویم که برای نقش هایمان الزامی است

00:01:53.280 --> 00:01:55.186
معمولا هویتمان با این نقش ها معنا می شود

00:01:55.211 --> 00:01:58.249
بنابراین می تواند احساس
موثر بودنمان را افزایش دهد

00:01:58.663 --> 00:02:01.348
هویت ها همچنین نمودی از استقلال هستند

00:02:01.373 --> 00:02:06.799
چون اگر هویتی داشته باشیم که برایمان جواب
می دهد، نشان گر ارزش ها و علایقمان خواهد بود

00:02:06.824 --> 00:02:12.492
پس به طور خلاصه اگر هویت خوبی داشته
باشیم و هویتی داشته باشیم که برازنده ما است

00:02:12.517 --> 00:02:15.901
این به ما اجازه می دهد که به واقع نیاز به

00:02:15.901 --> 00:02:18.677
ارتباط، استقلال و شایستگی را ارضا کنیم

00:02:19.226 --> 00:02:23.703
موضوع جالب در مورد هویت این است که
تشکیل هویت در واقع از دو منشا ممکن است

00:02:23.729 --> 00:02:26.326
یکی کششی از درون است

00:02:26.378 --> 00:02:31.264
ما به شکل طبیعی علایق، گرایش
ها، مهارت و استعدادهای خاصی داریم

00:02:31.578 --> 00:02:37.633
و این ها ممکن است به نحوی ما به سمت
هویت ها، حرفه و نقش هایی خاص رهنمون کند

00:02:37.959 --> 00:02:39.538
همچنین کشش هایی از بیرون نیز وجود دارد

00:02:39.538 --> 00:02:43.089
والدین و جامعه پیرامون ما
همچنین از ما می خواهند که

00:02:43.114 --> 00:02:45.275
نقش های خاصی را در پیش
بگیریم و درونی سازی کنیم

00:02:45.300 --> 00:02:49.757
برای مثال والدینمان ممکن است
بخواهند ما دینشان را در پیش بگیریم

00:02:49.782 --> 00:02:52.373
یا ممکن است از ما بخواهند
حرفه ای را به عنوان پزشک،

00:02:52.397 --> 00:02:54.975
وکیل، موسیقیدان یا هر
چیز دیگری را در پیش بگیریم

00:02:55.013 --> 00:02:58.975
بنابراین این بازی میان فشارهای درونی و
بیرونی است که باعث می شود تشکیل هویت

00:02:59.000 --> 00:03:03.005
را به موضوع جالبی برای تحقیقات
نظریه خودمختاری تبدیل می کند

00:03:03.315 --> 00:03:06.291
و بخشی از دلیل اینکه ما به این
موضوع علاقه مندیم این است که

00:03:06.339 --> 00:03:08.808
هویت ها همیشه اصیل نیستند

00:03:09.121 --> 00:03:11.825
چون ممکن است بر اثر فشار
وارد یک نقش یا هویتی شوید

00:03:11.850 --> 00:03:14.206
که به واقع برازنده کیستی شما نیست

00:03:14.206 --> 00:03:20.075
به ممکن است نقش های زندگی ای را
پذیرا باشید که برای شما جواب نمی دهند

00:03:20.075 --> 00:03:26.822
برای مثال، مورد کلاسیک دانشجوهای
پزشکی در دانشگاه را در نظر بگیرید

00:03:27.170 --> 00:03:29.198
از آن ها پرسیده می شود که
چه چیزی شما را به پزشکی

00:03:29.222 --> 00:03:31.250
علاقه مند کرده است یا چرا
زیستشناسی را دوست داری؟

00:03:31.291 --> 00:03:33.046
و آن ها پاسخی ندارند

00:03:33.282 --> 00:03:34.993
به واقع به این خاطر دانشجوی
پزشکی شده اند که تمام مدت

00:03:35.017 --> 00:03:36.728
به آن ها گفته شده است که
قرار است دانشجوی پزشکی شوند

00:03:36.753 --> 00:03:40.195
و هیچوقت با خود چک نکرده اند که
آیا واقعا علاقه ای به آن دارند یا نه

00:03:40.220 --> 00:03:45.300
بنابراین بعدها وقتی می بینیم که انرژی
و سرزندگی برای خواندن زیست ندارند

00:03:45.325 --> 00:03:46.285
ممکن است بدانیم چرا اینگونه است

00:03:46.285 --> 00:03:51.917
شاید هویت آن ها به عنوان پزشک
آینده، آنقدرها در آن ها ادغام نشده است

00:03:52.180 --> 00:03:56.689
به همین صورت اخیرا زنی را
دیدم که موسیقیدان خیلی ماهری بود

00:03:57.004 --> 00:04:03.045
و او توضیح داد که کل زندگی اش با استعداد
قوی موسیقیایی خود تعریف هویتی شده است

00:04:03.070 --> 00:04:05.673
و از همان ابتدا تا جایی که به خاطر دارد

00:04:05.673 --> 00:04:09.667
همیشه این برچسب را داشته است که کسی
است که قرار است موسیقیدان بزرگی شود

00:04:09.667 --> 00:04:12.534
در حقیقت در مطالعات موسیقیایی
خود خیلی خوب عمل کرده است

00:04:12.534 --> 00:04:15.588
اما هیچوقت نتوانسته بود جستجو کند که آیا
واقعا این کاری است که می خواهد بکند یا خیر

00:04:15.842 --> 00:04:17.819
و حالا از خودش می پرسید
که آیا این نقشی است که

00:04:17.843 --> 00:04:20.085
بیشترین ارضای نیاز را در
زندگی برایش دارد یا خیر؟

00:04:20.110 --> 00:04:21.905
آیا واقعا اصیل است؟

00:04:21.905 --> 00:04:25.758
تنها حرفه ها نیستند که هویت تشکیل می
دهند، حتی شکل شخصیتی ماهم اینگونه است

00:04:25.814 --> 00:04:30.742
برای مثال ممکن است مجبور شویم در بستر
اجتماعی خاصی تبدیل به مردی ماچو شویم

00:04:30.767 --> 00:04:33.073
یا در بسترهای دیگر فشار بر
رویمان باشد که حساس باشیم

00:04:33.073 --> 00:04:36.337
ممکن است وقتی که فشار اجتماعی
برای گونه ای های مختلفِ بودن را

00:04:36.361 --> 00:04:39.625
احساس می کنیم، هویت های
مختلف را برای خود انتخاب کنیم

00:04:40.631 --> 00:04:44.398
از آنجایی که می توانیم کم یا بیش
هویت های خود را در خود ادغام کنیم

00:04:44.423 --> 00:04:48.161
می توانیم در نتیجه رفتارهای
مرتبط با هویت را اجرایی کنیم

00:04:48.161 --> 00:04:49.712
چه از جانب قانونمندی های بیرونی

00:04:49.712 --> 00:04:52.761
که ما در این دوره همیشه از آن با
عنوان پیروی از بیرون یاد کرده ایم

00:04:52.862 --> 00:04:55.884
یا انگیزه های ذاتی که شامل علایق
و ارزش های واقعی ما می شوند

00:04:56.314 --> 00:04:57.376
و تحقیقات نشان داده است که

00:04:57.401 --> 00:05:03.648
برای مثال این تحقیق از سوی سوننز،
برزونسکی، دانکل، پاپینی و وانشتنکیش

00:05:03.673 --> 00:05:06.016
نشان داده است که هرچه
ادغام بیشتری وجود داشته باشد،

00:05:06.040 --> 00:05:08.383
هرچه با استقلال بیشتری
پذیرای نقش های هویتی خود باشیم

00:05:08.383 --> 00:05:12.631
در نتیجه آن   بهزیستی بیشتری خواهیم داشت

00:05:13.093 --> 00:05:16.584
هرچه با استقلال بیشتری با
تعهد هویتی خود، هویت یابی کنیم

00:05:16.609 --> 00:05:19.903
وقف روانشناختی ما مثبت تر خواهد بود

00:05:20.546 --> 00:05:24.012
حالا می خواهم یک مثال
کوچک از هویت را بررسی کنم

00:05:24.037 --> 00:05:28.264
چون فکر می کنم که موضوع را روشن می کند
و آن ایده هویت دینی است

00:05:28.623 --> 00:05:34.133
اگر در نظر بگیرید که اکثر آمریکایی ها به
مثابه هویت به خود برچسب مسیحی می زنند

00:05:34.427 --> 00:05:37.734
با اینحال وقتی که به هویت مسیحی
ای که اغلب افراد دارند نگاه کنیم

00:05:37.767 --> 00:05:39.913
و این سوال را بپرسیم که چرا
هویت مسیحی را پذیرا شده اید؟

00:05:39.913 --> 00:05:42.724
پاسخ های متفاوت بسیاری
به این سوال دریافت می کنیم

00:05:42.970 --> 00:05:44.872
در تحقیقی که اوایل دهه نود انجام دادیم

00:05:44.897 --> 00:05:48.011
از افراد پرسیدیم که چرا
هویت دینی خود را پذیرا شده اید؟

00:05:48.036 --> 00:05:51.940
دریافتیم که برخی افراد بخاطر ندای
درونی پذیرای هویت دینی می شوند

00:05:51.965 --> 00:05:54.879
بخاطر فشاری که منشا درونی دارد و می گوید که

00:05:54.904 --> 00:05:58.053
باید این کار را بکنند و یا اگر پذیرای
هویت دینی خود نشوند احساس گناه می کنند

00:05:58.698 --> 00:06:02.441
دیگران به خاطر اینکه ارزش زیادی در این
هویت می بینند، هویت دینی را پذیرا می شوند

00:06:02.466 --> 00:06:07.073
در واقع با ارزش های بنیادین
دینی مسیحیت هویت یابی می کنند

00:06:07.526 --> 00:06:09.885
بنابراین وقتی که روی افرادی تحقیق
می کنیم که ندای درون بیشتری دارند

00:06:09.910 --> 00:06:15.975
یا در رویکردشان به درونی سازی یا هویت
یابی از سوی مسیحیت، ادغام بیشتری دارند

00:06:16.000 --> 00:06:18.732
در میابیم که افرادی که
به شدت ندای درون دارند

00:06:18.757 --> 00:06:23.058
نشانه های بیشتر افسردگی،
اضطراب و کاهش حس عزت نفس دارند

00:06:23.058 --> 00:06:25.131
و بهزیستی عینی کلی کمتری دارند

00:06:25.131 --> 00:06:30.263
در حالی که افرادی که ادغام بیشتری داشته یا
در هویت یابی دینی خود استقلال بیشتری داشتند

00:06:30.288 --> 00:06:31.879
از این هویت یابی نفع پیدا می کردند

00:06:31.904 --> 00:06:37.370
آن ها حس عزت نفس بالاتر،
نشانه های افسردگی و اضطراب کمتر

00:06:37.395 --> 00:06:39.731
و بهزیستی عینی کلی بالاتری داشتند

00:06:39.996 --> 00:06:43.379
بنابراین چگونگی درونی
سازی هویت تفاوت ایجاد می کند

00:06:44.499 --> 00:06:48.186
اگر بخواهیم کمی جلوتر برویم،
تحقیقات اخیر حتی نشان داده اند که

00:06:48.211 --> 00:06:51.023
برای اینکه بچه ها به واقع
هویتی را در خود ادغام کنند

00:06:51.048 --> 00:06:54.039
نه تنها والدینشان باید
از استقلال حمایت کنند

00:06:54.064 --> 00:06:56.523
که باعث می شود که در هویت
یابی استقلال بیشتری داشته باشند

00:06:56.548 --> 00:07:01.009
بلکه ارائه و الگو دادن اصیل از
سوی والدین نیز به این کمک می کند

00:07:01.034 --> 00:07:03.086
به آن ارایه های ارزش ذاتی می گوییم

00:07:03.111 --> 00:07:06.282
زمانی که والدین ارزش هایی که می
خواهند انتقال دهند را الگوسازی می کنند

00:07:06.307 --> 00:07:09.585
به احتمال خیلی بالاتری کودکان
آن ها را در خود ادغام می کنند

00:07:09.610 --> 00:07:11.094
و در برابر آن ها استقلال دارند

00:07:11.546 --> 00:07:13.067
بنابراین وقتی که هویت را در نظر می گیریم

00:07:13.067 --> 00:07:16.403
که به واقع درگیری ذهنی اواخر
نوجوانی و اوایل بزرگسالی است

00:07:16.403 --> 00:07:19.251
اما به شکلی می توان گفت که
درگیری ذهنی در تمام زندگی است

00:07:19.276 --> 00:07:21.106
اینکه تعریف کنیم که هستیم

00:07:21.131 --> 00:07:25.459
هویت های ما کم و بیش در
مرکز «خود» قرار می گیرند

00:07:25.484 --> 00:07:29.562
برخی آنجا هستند چون احساس می
کنیم که باید این هویت ها را پذیرا باشیم

00:07:29.562 --> 00:07:31.967
برخی دیگر هم آن جا هستند
چون به واقع ارزش آن ها

00:07:31.991 --> 00:07:34.396
را درک کرده ایم و با
علایق ما هم داستان هستند

00:07:34.500 --> 00:07:37.476
و در واقع مورد دوم است که
محرکه زندگی ای شکوفا است

