WEBVTT

00:00:00.750 --> 00:00:06.833
روان‌درمانی شبانه

00:00:07.187 --> 00:00:09.369
خیلی از ما این احساس را داریم که

00:00:09.422 --> 00:00:14.606
خواب و احساسات به شکلی
معنادار با یکدیگر رابطه دارند

00:00:15.097 --> 00:00:18.542
شاید از اینجا بیاید که پدر و
مادر یک بچه را گرفته است

00:00:18.712 --> 00:00:20.131
و بچه دارد گریه می کند

00:00:20.345 --> 00:00:23.968
و پدر و مادر به شما نگاه می کنند و می
گویند، بچه فقط دیشب خوب نخوابیده است

00:00:24.407 --> 00:00:27.723
گویی که والدین یک فهم جهانی دارند

00:00:27.837 --> 00:00:34.244
که خواب بد در شب گذشته برابر است با
اخلاق بد و کنش پذیری احساسی در روز بعد

00:00:35.027 --> 00:00:40.696
اما دقیقا به شکل کمبود
خواب روی مغز احساسی ما

00:00:40.811 --> 00:00:44.215
و در نتیجه روی یکپارچگی
احساسی ما تاثیر می گذارد؟

00:00:44.872 --> 00:00:46.669
خب ما چند سال پیش

00:00:46.803 --> 00:00:50.716
خواستیم تحقیقی در راستای
فهم بیشتر این ارتباط انجام دهیم

00:00:51.250 --> 00:00:53.173
پس یک دسته از بزرگسالان سالم را آوردیم

00:00:53.558 --> 00:00:58.630
و به بعضی از آن ها یک شب خواب کامل دادیم
و بعضی از آن ها را از خواب محروم کردیم

00:00:58.863 --> 00:01:01.447
و بعد آن ها را در دستگاه
اسکن مغز قرار دادیم

00:01:01.899 --> 00:01:05.964
و تصمیم گرفتیم که روی یک
قسمت خاص مغز متمرکز شویم

00:01:06.177 --> 00:01:09.991
مرکز احساسی عمیقی با نام آمیگدیلا

00:01:10.717 --> 00:01:14.493
آمیگدیلا یکی از نواحی مرکزی

00:01:14.518 --> 00:01:20.080
برای تولید واکنش های احساسی قوی و دفعتی

00:01:20.350 --> 00:01:22.749
از جمله واکنش های منفی است

00:01:23.542 --> 00:01:27.314
وقتی که به این مرکز احساسی
عمیق، آمیگدیلا، نگاه کردیم

00:01:27.418 --> 00:01:31.202
دریافتیم که در افرادی که
شب را کامل خوابیده بودند

00:01:31.636 --> 00:01:36.576
یک درجه خوب، تحت کنترل و
میانه ای از واکنش پذیری وجود داشت

00:01:36.877 --> 00:01:39.779
اینطور نبود که هیچ نوع واکنش
پذیری ای وجود نداشته باشد

00:01:40.024 --> 00:01:43.250
اما درجه پاسخ دهی مناسب بود

00:01:43.869 --> 00:01:46.464
اما در افرادی که از خواب محروم شده بودند

00:01:46.585 --> 00:01:49.571
آمیگدیلا به شدت واکنش پذیر شده بود

00:01:50.046 --> 00:01:57.586
در واقع آمیگدیلا تحت شرایط کمبود خواب
به میزان 60 درصد پاسخدهی بیشتر داشت

00:01:57.890 --> 00:02:01.383
اما چرا مرکز احساسی عمیق

00:02:01.523 --> 00:02:05.278
بدون خواب انقدر افراطی و حساس شده بود؟

00:02:06.133 --> 00:02:10.635
و در ادامه دریافتیم که یک بخش دیگری
از مغز نیز در این معادله حضور دارد

00:02:11.157 --> 00:02:14.913
این بخش از مغز درست بالای چشم ها قرار دارد

00:02:15.177 --> 00:02:17.849
و کورتکس پیش پیشانی نام دارد

00:02:18.431 --> 00:02:23.963
این بخشی از مغز است که شاید در ما
انسان ها بیش از همه تکامل یافته است

00:02:24.472 --> 00:02:28.746
نظر غالب بر این است که
این ناحیه مدیر اجرایی مغز است

00:02:28.975 --> 00:02:34.823
در گرفتن تصمیمات و واکنش های سطح
بالای اجرایی بسیار خوب عمل می کند

00:02:35.471 --> 00:02:37.564
و یکی از چیزهایی که این بخش تنظیم می کند

00:02:37.707 --> 00:02:40.875
همین مرکز احساسی عمیق، آمیگدیلا، است

00:02:41.677 --> 00:02:45.195
حالا وقتی که به افرادی که یک
شب کامل خوابیده بودند نگاه کردیم

00:02:45.557 --> 00:02:52.315
دیدیم که یک مسیر ارتباطی خوب و قوی
میان کورتکس پیش پیشانی و آمیگدیلا وجود دارد

00:02:52.350 --> 00:02:53.912
و به خوبی تنظیمش می کند

00:02:54.182 --> 00:02:56.571
اما در افرادی که از خواب محروم شده بودند

00:02:56.734 --> 00:03:00.835
این مسیر ارتباطی اساسا آسیب دیده بود

00:03:01.318 --> 00:03:03.290
بنابراین حالا بدون خواب

00:03:03.448 --> 00:03:07.330
فقط پا را روی پدال گاز احساس می گذاریم

00:03:07.624 --> 00:03:12.808
و خیلی کم پا روی پدال
ترمز کنترل و تنظیم می گذاریم

00:03:12.944 --> 00:03:15.662
و شاید آنچه بیش از همه
برای من نگران کننده بود

00:03:15.856 --> 00:03:19.333
این بود که این واقعه
نمایانگر ردی نورولوژیک بود

00:03:19.521 --> 00:03:24.170
که نامشابه با بسیاری
از بیماری های روانی نبود

00:03:24.786 --> 00:03:30.258
و در واقع داریم به ارتباطاتی
شاخص میان کمبود خواب

00:03:30.337 --> 00:03:32.654
 و اختلالاتی مانند افسردگی

00:03:33.137 --> 00:03:36.129
اضطراب از جمله اختلال اضطراب پس از حادثه

00:03:36.442 --> 00:03:37.746
اسکیزوفرنی

00:03:37.877 --> 00:03:40.752
و به تازگی و به شکلی تراژیک

00:03:40.867 --> 00:03:42.671
همچنین ارتباط با خودکشی رسیدیم

00:03:43.410 --> 00:03:46.370
به واقع در بیست سال گذشته

00:03:46.500 --> 00:03:52.382
من نتوانسته ام حتی یک
اختلال قابل توجه روانی پیدا کنم

00:03:52.681 --> 00:03:54.721
که در آن خواب نرمال باشد

00:03:55.262 --> 00:03:59.245
بنابراین فکر می کنم که
خواب حرف هایی قابل توجه

00:03:59.349 --> 00:04:05.678
هم در درک و درمان و
حتی در نهایت در پیشگیری ما

00:04:05.889 --> 00:04:08.310
از بیماری های روانی
شدید، برای زدن داشته باشد

00:04:09.799 --> 00:04:14.508
کمک‌های اولیه احساسی

00:04:14.771 --> 00:04:17.211
چیزی که به تازگی یافته ایم این است که

00:04:17.236 --> 00:04:19.701
خواب و به خصوص خواب همراه با حرکات سریع چشم

00:04:20.060 --> 00:04:27.146
به نظر می رسد که تجربیات سخت و حتی
تروماتیکی که در طول روز داشتیم را می گیرد

00:04:27.448 --> 00:04:31.566
و آن خاطرات احساسی را بازپردازش می کند

00:04:32.125 --> 00:04:34.130
و چیزی که یافته ایم این است که

00:04:34.230 --> 00:04:37.806
خواب و بازهم به خصوص خواب
رویا یا خواب همراه با حرکات سریع چشم

00:04:38.105 --> 00:04:41.503
مانند یک سنباده شبانه عمل می کند

00:04:42.028 --> 00:04:47.318
و گوشه های تیز تجربیات
احساسی را از بین می برد

00:04:47.792 --> 00:04:51.083
تقریبا گویی که خواب و خواب رویا

00:04:51.296 --> 00:04:55.154
احساس را از خاطره جدا می کند

00:04:55.893 --> 00:04:58.363
تا آنکه وقتی روز بعد از خواب بیدار می شویم

00:04:58.648 --> 00:05:01.430
در مورد این تجربیات احساس بهتری داشته باشیم

00:05:01.760 --> 00:05:05.363
ما خاطره ای از یک واقعه احساسی داریم

00:05:05.690 --> 00:05:11.628
اما دیگر خودش احساسی نیست یا
حداقل به اندازه قبل احساسی نیست

00:05:12.069 --> 00:05:13.069
پس به عبارت دیگر

00:05:13.459 --> 00:05:17.642
به واقع این زمان نیست که
تمام زخم ها را مرهم می زند

00:05:18.182 --> 00:05:22.222
بلکه زمان در حین خواب و به
خصوص در حین رویا دیدن است

00:05:22.534 --> 00:05:28.085
که این نوع از نقاهت احساسی را به دست می دهد

00:05:28.458 --> 00:05:33.244
این چیزی است که من از آن به عنوان
نوعی از روان‌درمانی شبانه یاد می کنم

00:05:33.863 --> 00:05:38.321
خواب همراه با حرکات سریع چشم و
رویا نوعی کمک اولیه احساسی است

00:05:38.954 --> 00:05:41.684
و به واقع به نظر می رسد
که موضوع آن خواب دیدن

00:05:41.709 --> 00:05:47.052
و باز هم خواب دیدن در
مورد تجربیات دشوار است

00:05:47.517 --> 00:05:52.663
در یک تحقیق به مشاهده گروهی از افراد
که از افسردگی رنج می بردند، پرداختند

00:05:52.862 --> 00:05:58.387
افسردگی این افراد نشات گرفته از تجربیات
سخت مانند طلاق های سخت یا داغداری بود

00:05:58.800 --> 00:06:02.073
و در حین روند روان‌درمانی

00:06:02.098 --> 00:06:07.316
محققان از آن ها خواستند که رویاهایشان را
ثبت کنند، دفتر خاطرات برای رویاهایشان داشتند

00:06:07.616 --> 00:06:11.154
و بعد تا یک سال این بیماران را دنبال کردند

00:06:11.708 --> 00:06:16.437
بعضی از این بیماران در
نهایت با موفقیت درمان شدند

00:06:16.707 --> 00:06:19.005
افسردگی خود را حل کردند

00:06:19.332 --> 00:06:23.413
در صورتی که متاسفانه دیگران
افسردگی خود را حل نکردند

00:06:23.918 --> 00:06:28.833
بنابراین به عقب برگشتند و به
گزارش رویاهای بیماران نگاه کردند

00:06:29.238 --> 00:06:34.785
و به این یافته رسیدند که تنها گروهی از
افراد که از خود وقایع رویا می دیدند

00:06:34.991 --> 00:06:38.091
به شکلی که گویا در حین خواب
وقایع را پردازش می کردند، بودند

00:06:38.430 --> 00:06:41.795
که در ادامه از افسردگی خود درمان شدند

00:06:42.243 --> 00:06:48.535
در حالی که افرادی که رویا می دیدند اما در
مورد ترومای سختی که داشتند رویا نمی دیدند

00:06:48.735 --> 00:06:54.050
در نهایت به بازپروری و
بهبود از افسردگی خود نرسیدند

00:06:54.498 --> 00:06:59.125
بنابراین به واقع به نظر می رسد که ویژگی ای در
مورد خواب همراه با حرکات سریع چشم اما نه تنها آن

00:06:59.429 --> 00:07:03.178
در مورد رویا دیدن و رویا دیدن
در مورد چیزهای خاص وجود دارد

00:07:03.376 --> 00:07:09.101
که در این کمک های اولیه احساسی
زیبای شبانه تفاوت ایجاد می کند

00:07:10.833 --> 00:07:15.456
خوانش احساسات مردم

00:07:15.870 --> 00:07:19.069
یکی دیگر از مزایای احساسی خواب

00:07:19.397 --> 00:07:23.692
این است که گویا مغز
احساسی را بازتنظیم می کند

00:07:24.333 --> 00:07:26.091
و یک مثال خوبش

00:07:26.255 --> 00:07:32.259
توانایی در خوانش حالات
احساسی چهره دیگران است

00:07:32.731 --> 00:07:34.395
چون مشخص شده است که

00:07:34.530 --> 00:07:38.979
راه اصلی ای که از طریق آن
مردم احساسات خود را ابراز می کنند

00:07:39.242 --> 00:07:43.667
لزوما از طریق اعمال یا کلماتشان نیست

00:07:43.937 --> 00:07:45.967
و در واقع از طریق چهره است

00:07:46.408 --> 00:07:48.249
و وقتی که به اندازه کافی نمی خوابید

00:07:48.503 --> 00:07:50.555
دقت مغزتان

00:07:50.580 --> 00:07:55.834
و مدارهای خاص خوانش احساسات چهره مغز

00:07:56.028 --> 00:07:57.973
از کار افتاده می شود

00:07:58.244 --> 00:08:05.321
نمی توانید به دقت یک حالت
احساسی چهره را از دیگری متمایز کنید

00:08:05.607 --> 00:08:08.568
همه در هم تلفیق می شوند

00:08:08.909 --> 00:08:11.978
چیزهایی مانند دقت همذات پنداری شما

00:08:12.229 --> 00:08:18.590
یا تواناییتان در تمیز دادن
احساساتی مانند ترس یا غم

00:08:18.629 --> 00:08:21.688
یا خشم یا شادی و لذت

00:08:21.859 --> 00:08:25.215
به اندازه قبل هوش احساسی ندارید

00:08:25.379 --> 00:08:29.245
تا احساسات دیگر افراد را بخوانید

00:08:29.935 --> 00:08:32.262
بنابراین تنها این نیست که کمبود خواب

00:08:32.311 --> 00:08:38.677
شما را شخصی از لحاظ احساسی ناپایدار کند

00:08:38.958 --> 00:08:41.700
همچنین شما را آسیب پذیر می کند

00:08:41.733 --> 00:08:49.936
چون توانایی این را ندارید که احساسات یا
قصدهای دیگر افراد نسبت به خود را درک کنید

00:08:50.530 --> 00:08:53.937
و این ضروری است چرا که ما به عنوان یک گونه

00:08:54.087 --> 00:08:56.340
به شدت احساسی هستیم

00:08:56.568 --> 00:08:58.243
با یکدیگر ارتباط دو سویه داریم

00:08:58.343 --> 00:09:04.613
به گونه ای طراحی شدیم که خودمان به
شکل احساسی و مناسب واکنش نشان دهیم

00:09:04.955 --> 00:09:11.987
اما همچنین توانایی درک رفتارها و
قصدهای احساسی دیگران را نیز داشته باشیم

00:09:12.371 --> 00:09:15.556
اگر هر کدام از این دو آسیب ببیند

00:09:15.719 --> 00:09:19.000
به عنوان یک فرد در موضع ضعف قرار می گیریم

