WEBVTT

00:00:03.720 --> 00:00:07.870
خیلی خب، حالا برای شما وقت این رسیده که

00:00:07.870 --> 00:00:11.839
خیلی از چیزایی که
دربارشون حرف زدیمو به عمل در بیارید

00:00:11.839 --> 00:00:16.449
پس اولین چالشی که براتون دارم اینه که

00:00:16.449 --> 00:00:22.445
چطور می تونید از قدرت های شخصیتی
اصلیتون استفاده کنید

00:00:22.445 --> 00:00:25.704
به صورت عمدی از بهترین
نسخه ای که از خودتون می شناسید

00:00:25.704 --> 00:00:32.854
و ازش استفاده کنید تا به خودتون کمک کنید
به چالشی که پیش رو هست غلبه کنید

00:00:32.854 --> 00:00:34.854
این چیزیه که قراره ازتون بخوام انجام بدید

00:00:34.854 --> 00:00:37.299
حالا برای اینکه یه مثال ازش بهتون بدم

00:00:37.299 --> 00:00:40.969
قراره جودی رو داشته باشیم که
درباره اون دفعه ای که

00:00:40.969 --> 00:00:45.219
از یکی از قدرت های اصلیش
استفاده کرد حرف بزنه

00:00:45.219 --> 00:00:46.780
که قدرت تفکر عقلانی است

00:00:46.780 --> 00:00:49.780
تا با چیزی رو به رو بشه که
براش خیلی استرس زا بود

00:00:49.780 --> 00:00:54.076
بردن پسرش نوح
به یه سری بازبینی های دانشگاهی

00:00:54.076 --> 00:00:59.420
پس به این دقت کنید که چطور جودی
از قدرت اصلیش استفاده می کنه

00:00:59.420 --> 00:01:04.424
قدرت تفکر عقلانی،
تا این شرایط استرس زا رو حل کنه

00:01:04.424 --> 00:01:10.239
خب، چندسال پیش من و پسرم نوح
در یک پروسه دانشگاهی بودیم

00:01:10.239 --> 00:01:12.885
و در حالی که خیلی براش هیجان زده بودم

00:01:12.885 --> 00:01:15.390
همچنین یه مقدار غمگین و نگران بودم

00:01:15.390 --> 00:01:19.405
درباره اینکه شاید نتونه
به محیط جدید عادت کنه

00:01:19.405 --> 00:01:21.655
می دونید، قبلا گفتم
که اون دیابت نوع یک داره

00:01:21.655 --> 00:01:23.170
من دربارش نگران بودم

00:01:23.170 --> 00:01:25.799
و اگه راستشو بخواید
من بیشتر برای خودم غمگین بودم

00:01:25.799 --> 00:01:30.650
پیش اون بودن خیلی خوش می گذره
و می دونستم دلم براش تنگ میشه

00:01:30.650 --> 00:01:34.500
پس داشتم خیلی غمگین
و مضطرب می شدم و انتظار این

00:01:34.500 --> 00:01:39.534
با این حس از دست دادن
انرژی زیادی برام باقی نمونده بود

00:01:39.534 --> 00:01:42.135
و درنتیجه برنامه ریزی برای ملاقات بهاری

00:01:42.135 --> 00:01:45.950
از دانشگاهو که همه انجام میدن
پشت گوش انداختم

00:01:45.950 --> 00:01:49.140
و من احتمالا حتی آگاه هم نبودم که چطور غم و

00:01:49.140 --> 00:01:52.045
اضطرابم خودشونو نشون میدن،
تا یه روز که بهم گفت

00:01:52.045 --> 00:01:53.400
می دونید، "مامان، حالت چطوره؟

00:01:53.400 --> 00:01:56.640
به نظر برای این سفر هیجان زده نیستی

00:01:56.640 --> 00:02:01.275
و تنها چیزی که برای اون نمی خواستم این بود
که احساس گناه کنه یا نگران من باشه

00:02:01.275 --> 00:02:04.750
پس من خودمو به چالش کشیدم
تا به آموزه های خودم عمل کنم

00:02:04.750 --> 00:02:06.134
و به خودم گفتم

00:02:06.134 --> 00:02:11.474
چطور می تونم از یه قدرت شخصیتی
استفاده کنم، چیزی که توش خوبم، بهترین من

00:02:11.474 --> 00:02:16.389
تا با چیزی رو به رو بشم که برام
به یه چالش سخت تبدیل شده

00:02:16.389 --> 00:02:19.189
خب، من خیلی عقلانی فکر می کنم

00:02:19.189 --> 00:02:20.974
این یکی از قدرت های شخصیتیمه

00:02:20.974 --> 00:02:24.085
من دوست دارم چیزارو از زوایای مختلف ببینم و

00:02:24.085 --> 00:02:28.330
و سعی می کنم همه آپشن هایی که
یه نفر می تونه داشته باشه رو ببینم

00:02:28.330 --> 00:02:31.689
پس شروع کردم این سفر رو مثل یه پازل دیدم

00:02:31.689 --> 00:02:36.740
پس چطور یه نفر می تونه
همه ساحل شرقی کشورو به راحتی طی کنه؟

00:02:36.740 --> 00:02:38.844
و برای خودم این هدفو گذاشتم که بگم

00:02:38.844 --> 00:02:41.110
چطوری شش دانشگاهو در پنج روز ویزیت می کنی

00:02:41.110 --> 00:02:44.120
و همچنان اطلاعاتی که نیاز داری به دست میاری

00:02:44.120 --> 00:02:46.900
با فشردن خودت در چند توقف برای استراحت

00:02:46.900 --> 00:02:50.400
جاهایی برای غذا خوردن و ملاقات با
خانواده طی مسیر؟

00:02:50.400 --> 00:02:54.264
پس، این برنامه رنگی برای سفرو آماده کردم

00:02:54.264 --> 00:02:56.740
که در اون هتل ها با رنگ زرد

00:02:56.740 --> 00:03:00.645
دانشگاه ها با آبی و محل های استراحت
با سبز نشون داده شده بود

00:03:00.645 --> 00:03:03.460
و من نمی خوام بگم انجام این کار باعث شد

00:03:03.460 --> 00:03:06.299
فورا هیجان زده بشم و موفق بشم
به موقعیت غلبه کنم

00:03:06.299 --> 00:03:08.530
ولی حداقل از این حقیقت فرار نمی کردم که

00:03:08.530 --> 00:03:12.294
این سفر داشت نزدیک می شد و
زمان رفتن اون برای دانشگاه هم همینطور

00:03:12.294 --> 00:03:16.060
و به مرور زمان یه مقداری
برای سفر هیجان زده هم شدم

00:03:16.060 --> 00:03:17.754
و بعد وقتی شروع شد

00:03:17.754 --> 00:03:19.960
شروع کردم حقیقتا ازش لذت بردم

00:03:19.960 --> 00:03:23.289
و فکر می کنم اونم لذت برد، که مهمترین بخش

00:03:23.289 --> 00:03:27.534
پس این موردی بود که فکر می کنم
با استفاده از بهترینی که در من هست

00:03:27.534 --> 00:03:30.550
استفاده از یه قدرت شخصیتی باعث شد
بتونم به یه چالش

00:03:30.550 --> 00:03:37.219
شخصی غلبه کنم و جوری برای پسرم
حضورداشته باشم که خوشحال باشم

00:03:37.219 --> 00:03:46.129
خیلی خب می خوام به باب گوش کنید
تا زمانی رو تعریف کنه که از یکی از

00:03:46.129 --> 00:03:50.509
قدرت های شخصیتیش استفاده کرد تا احساس مثبت

00:03:50.509 --> 00:03:53.449
بیشتری به وجود بیاره در زمانی که

00:03:53.449 --> 00:03:56.870
موقعیت سختی در کار براش پیش اومده بود

00:03:56.870 --> 00:03:59.389
چیزی که در مورد این مهمه
اینه که، یادتون باشه

00:03:59.389 --> 00:04:03.469
می دونیم احساس مثبت کمکمون می کنه

00:04:03.469 --> 00:04:08.389
تا اضطراب رو کاهش بدیم و چیزی که
قراره بشنوید باب انجام داده

00:04:08.389 --> 00:04:11.479
اینه که اون خیلی با تفکر و عمدی

00:04:11.479 --> 00:04:15.620
درباره این فکر کرده که چطور از بهترین حالتی
که در خودش داره

00:04:15.620 --> 00:04:19.399
استفاده کنه تا احساس مثبتی ایجاد کنه
که برای

00:04:19.399 --> 00:04:23.348
حل کردن مشکلی که سرکارش داره کمک کننده باشه

00:04:23.348 --> 00:04:26.165
به این توجه کنید

00:04:26.165 --> 00:04:31.670
خب، می خوام اون دفعه ایو تعریف کنم که
از قدرت شخصیتیم در اداره استفاده کردم

00:04:31.670 --> 00:04:34.189
تا به کم کردن اضطراب کمک کنم و یه مقدار

00:04:34.189 --> 00:04:37.699
احساس مثبت طی یه زمان مشکل اداری ایجاد کنم

00:04:37.699 --> 00:04:43.250
ما به تازگی یه تعداد اعضای جدید در بخش
مدیریت استخدام کرده بودیم و یه سری

00:04:43.250 --> 00:04:46.310
مخالفت درباره جهت اداره
بین اون دو عضو جدید و

00:04:46.310 --> 00:04:50.464
چندتا از اعضای قدیمی پیش اومده بود

00:04:50.464 --> 00:04:52.550
خب، من یه آدم خیلی کنجکاوم

00:04:52.550 --> 00:04:56.879
به طور طبیعی اینطور هستم،
و همچنین مهربونم، بعضیا میگن

00:04:56.879 --> 00:05:02.149
پس در حین گفت و گوها
از قدرت هام استفاده می کنم

00:05:02.149 --> 00:05:03.860
و این گفت و گوها اجباری نبود

00:05:03.860 --> 00:05:05.555
من یه آدم کنجکاوم، پس

00:05:05.555 --> 00:05:10.990
در مسیر هرچه بیشتر شناختن
هردو اعضای جدید و قدیمی

00:05:10.990 --> 00:05:12.605
دربارشون خیلی یاد گرفتم

00:05:12.605 --> 00:05:15.329
که یک محصول فرعی از کنجکاو بودنه

00:05:15.329 --> 00:05:16.819
و درحالی که داشتم اطلاعات به دست می آوردم

00:05:16.819 --> 00:05:18.410
متوجه شدم پل های زیادی بین دو گروه

00:05:18.410 --> 00:05:22.490
اعضای جدید و اعضای قدیمی وجود داره

00:05:22.490 --> 00:05:25.910
و من این اطلاعاتو به دست می آوردم
و مطمئن میشدم که

00:05:25.910 --> 00:05:29.379
اگه شباهت هایی وجود داره
که براشون شناخته شده نیست

00:05:29.379 --> 00:05:31.185
من اطمینان حاصل می کردم که دربارش می دونن

00:05:31.185 --> 00:05:32.240
برای مثال یکی از

00:05:32.240 --> 00:05:36.634
اعضای قدیمی که خیلی وقته اونجاست،
عاشق کارهای کارول دوئک است

00:05:36.634 --> 00:05:40.279
و سال های زیادیه که از
کارهاش استفاده می کنه و

00:05:40.279 --> 00:05:43.887
یکی از اعضای جدید هم همچنین
عاشق کار کارول دوئک هست

00:05:43.887 --> 00:05:47.870
پس به نظر کار خوبی بود که بتونم این دوتا

00:05:47.870 --> 00:05:52.129
همکار خیلی باهوش رو درباره
کار این محقق به هم وصل کنم

00:05:52.129 --> 00:05:54.040
و درباره اون باهم مرتبط شدن

00:05:54.040 --> 00:05:55.399
و بخاطر اون

00:05:55.399 --> 00:05:59.446
پل هایی به وجود اومد، و این فقط در کار نیست

00:05:59.446 --> 00:06:01.175
ما همچنین می تونیم، می دونی

00:06:01.175 --> 00:06:04.129
ارتباط هایی خارج از کارهم بسازیم

00:06:04.129 --> 00:06:06.345
یکی از کارکنانمون، سم

00:06:06.345 --> 00:06:09.035
اون عاشق شراب قرمزه،
یه طرفدار بزرگ شراب قرمزه

00:06:09.035 --> 00:06:11.329
و اون خیلی وقته اینجاست، و

00:06:11.329 --> 00:06:13.685
من اینو دربارش می دونستم، ولی
یکی از اعضای جدیدترمون

00:06:13.685 --> 00:06:16.279
اون هم همچنین عاشق شراب قرمز هست

00:06:16.279 --> 00:06:19.579
پس من موفق شدم اون دوتارو درباره

00:06:19.579 --> 00:06:23.600
شراب قرمز باهم آشنا کنم و صحبت از
یه تست شراب بزرگ شد

00:06:23.600 --> 00:06:25.850
که هیچوقت سر کار اتفاق نیوفتاد

00:06:25.850 --> 00:06:27.189
امیدوارم یه موقعی اتفاق بیوفته

00:06:27.189 --> 00:06:28.925
ولی اون همچنین

00:06:28.925 --> 00:06:33.454
یه موقعیت بزرگ برای اونا بود نه فقط
برای آشنایی درباره چیزی که عاشقش بودن

00:06:33.454 --> 00:06:38.355
بلکه همچنین چیزی که عاشقش بودنو
باهم و با تیم به اشتراک بذارن

00:06:38.355 --> 00:06:41.795
و من حس کردم انجام اون کار
کلی احساس مثبت ایجاد کرد

00:06:41.795 --> 00:06:50.865
یه مقدار بازیگوشی و کمک کرد تا
جابجایی این اعضای جدید آسون تر بشه

00:06:50.865 --> 00:06:57.389
این یه مثال از جودیه که گریس رو هدایت
می کنه درباره اینکه چطور می تونه

00:06:57.389 --> 00:07:04.344
از قدرت های شخصیتیش
برای پیدا کردن شغل استفاده کنه

00:07:04.344 --> 00:07:08.759
پس دقت کنید به روشی که
جودی گریس رو هدایت می کنه

00:07:08.759 --> 00:07:16.180
از طریق استفاده از قدرت های شخصیتیش
تا به چالش غلبه کنه

00:07:16.180 --> 00:07:18.730
خب گریس، من می دونم الآن داری یه دوره

00:07:18.730 --> 00:07:21.466
واقعا استراس زا می گذرونی با گشتن دنبال کار

00:07:21.466 --> 00:07:24.709
استرس زا ترین بخش این موضوع برات چیه؟

00:07:24.709 --> 00:07:27.220
آره، خب همه فرایند فشار زیادی وارد میکنه

00:07:27.220 --> 00:07:30.579
رزومه های زیادی اون بیرون دارم
و منتظرم ازشون خبر بیاد

00:07:30.579 --> 00:07:32.980
این واقعا حالمو بد می کنه

00:07:32.980 --> 00:07:35.665
خیلی خب، کاری که می خوام
امروز سعی کنی انجام بدی

00:07:35.665 --> 00:07:37.300
اینه که ببینیم می تونیم یه مقدار از

00:07:37.300 --> 00:07:41.574
استرس رو با ایجاد احساس مثبت کم کنیم

00:07:41.574 --> 00:07:44.660
و منظورم از احساس مثبت
چیزایی مثل خوشحالی است

00:07:44.660 --> 00:07:50.154
ولی همچنین چیزایی مثل غرور
یا عشق یا فقط اون احساس سرگرمی

00:07:50.154 --> 00:07:52.149
آیا هیچکدوم از اون احساس ها
با شما ارتباط برقرار می کنه

00:07:52.149 --> 00:07:54.899
در رابطه با استرس زدا بودن؟

00:07:54.899 --> 00:07:56.754
آره، فکر می کنم جنبه سرگرمی، یعنی

00:07:56.754 --> 00:08:00.154
من خیلی مضطرب و خشک میشم وقتی استرسی میشم

00:08:00.154 --> 00:08:03.245
و وقتی می خندم احساس می کنم
همه چی آروم میشه

00:08:03.245 --> 00:08:05.410
خیلی خب عالیه، پس حالا بیا

00:08:05.410 --> 00:08:08.209
درباره راه رسیدن
به اون احساس سرگرمی فکر کنیم

00:08:08.209 --> 00:08:11.355
خب یه چند تا از قدرت های شخصیتی تو
چیا هستن؟ بهم بگو

00:08:11.355 --> 00:08:13.430
آره، خب کنجکاوی در من بالا است

00:08:13.430 --> 00:08:13.910
خیلی خب

00:08:13.910 --> 00:08:16.170
و همچنین هوش اجتماعی

00:08:16.170 --> 00:08:18.514
خیلی خب، اگه دنبال بازی هستی
بیا هوش اجتماعی رو امتحان کنیم

00:08:18.514 --> 00:08:21.399
بیا ببینیم می تونیم
از هوش اجمتماعی استفاده کنیم

00:08:21.399 --> 00:08:24.589
و اونو با یه جور فعالیت ترکیب کنیم
تا یه حس سرگرمی ایجاد کنیم

00:08:24.589 --> 00:08:27.194
این داره شبیه بازی حدس زدن میشه،
که وقتی بچه بودم بازی می کردم

00:08:27.194 --> 00:08:32.259
ولی بیا درباره این فکر کنیم که با استفاده
از هوش اجتماعی چه کاری می تونید انجام بدید

00:08:32.259 --> 00:08:35.360
یعنی مثل چیزی که به طور معمول انجام میدم؟

00:08:35.360 --> 00:08:38.904
آره، خب شاید چیزی باشه که همین الآن
به عنوان بخشی از گشتن دنبال کار انجام میدی

00:08:38.904 --> 00:08:41.429
ولی بتونیم یه جورایی تقویتش کنیم

00:08:41.429 --> 00:08:42.610
من زیاد مسافرت می کنم

00:08:42.610 --> 00:08:47.835
زیاد مسافرت می کنی، خب یه لحظه که
اینجا بتونیم روش کار کنیم چی می تونه باشه؟

00:08:47.835 --> 00:08:52.090
کجا می تونیم هوش اجتماعیتو وارد کنیم
تا اون حس سرگرمی ایجاد بشه؟

00:08:52.090 --> 00:08:55.120
بله، من وقت زیادی توی فرودگاهها گذروندم، پس

00:08:55.120 --> 00:08:58.539
من فکر می کنم
شاید بتونیم اونجا کاری انجام بدیم

00:08:58.539 --> 00:09:00.949
شاید موقعی که منتظر هواپیما هستید؟

00:09:00.949 --> 00:09:01.679
بله

00:09:01.679 --> 00:09:03.640
خب، شاید داری اطرافو می گردی

00:09:03.640 --> 00:09:07.950
چیکار می تونیم بکنیم؟ چطور ازش یه بازی
بسازیم؟ چطور سرگرم کننده تر بشه؟

00:09:07.950 --> 00:09:10.210
بله، درواقع دارم فکر می کنم
کاری که می تونم بکنم در واقع

00:09:10.210 --> 00:09:12.189
اینه که، می دونی، می تونم درحالی که منتظرم

00:09:12.189 --> 00:09:15.580
اطرافو بگردم و درباره آدما
داستان های سرگرم کننده بسازم

00:09:15.580 --> 00:09:19.470
درباره اینکه کجا میرن و با کی ملاقات می کنن

00:09:19.470 --> 00:09:22.870
ایده خوبیه، پس می تونی هوش اجتماعی
و دانشتو استفاده کنی

00:09:22.870 --> 00:09:26.529
داستان هایی بسازی که باعث خندیدنت بشه،
داستان های سرگرم کننده

00:09:26.529 --> 00:09:26.840
بله

00:09:26.840 --> 00:09:28.990
و این اون احساس سرگرمیو ایجاد می کنه

00:09:28.990 --> 00:09:33.370
و همونطور که گفتیم، این کمکت میکنه
اون استرس رو به عقب برونی و

00:09:33.370 --> 00:09:35.590
یه نفسی بگیری تا بتونی کارایی
که لازمه برای پیدا کردن کار

00:09:35.590 --> 00:09:38.049
انجام بدی، خب همه اینا چطور به نظر می رسه؟

00:09:38.049 --> 00:09:38.700
واقعا خوب

00:09:38.700 --> 00:09:39.980
خیلی خب عالیه

00:09:39.980 --> 00:09:40.600
ممنونم جودی

00:09:40.600 --> 00:09:43.779
قابلی نداشت، منو در جریان اینکه
چطور پیش رفت بذار

00:09:43.850 --> 00:09:47.431
خیلی خب حالا نوبت توئه

00:09:47.431 --> 00:09:49.360
خب، این کاریه که دوست دارم انجام بدی

00:09:49.360 --> 00:09:52.315
و عجله نکنید، فکر می کنم این فعالیت
به مقدار

00:09:52.315 --> 00:09:54.720
قابل توجهی فکر کردن نیاز داره

00:09:54.720 --> 00:09:57.610
شما نیاز دارید اینو واقعا پردازش کنید
و یه سری

00:09:57.610 --> 00:10:01.639
قدم های عملی ابداع کنید، خب پس
این کاریه که قراره انجام بدید

00:10:01.639 --> 00:10:05.904
می خوام یه مورد استرس زا یا
چالش در آینده رو شناسایی کنید

00:10:05.904 --> 00:10:08.577
ببینید اگه بتونید موردی پیدا کنید که
قراره اتفاق بیوفته، می دونید

00:10:08.577 --> 00:10:10.254
در چند هفته آینده

00:10:10.254 --> 00:10:14.304
شاید، باید برای پیش دانشگاهی ثبت نام کنید

00:10:14.304 --> 00:10:16.450
شاید قراره یه نوزاد به دنیا بیارید

00:10:16.450 --> 00:10:18.309
و با اینکه نوزادها فوق العاده هستن

00:10:18.309 --> 00:10:20.620
گاهی می تونن یه مقدار استرس زا باشن

00:10:20.620 --> 00:10:25.490
شاید همسرتون قراره به یه مسافرت کاری بره و

00:10:25.490 --> 00:10:28.240
و با اینکه چند هفته نیستش شما باید

00:10:28.240 --> 00:10:31.414
با همه کارها چه در شغلتون و
چه در خونه دست و پنجه نرم کنید

00:10:31.414 --> 00:10:35.135
پس، قدم اول، یه چالش پیش رو شناسایی کنید

00:10:35.135 --> 00:10:36.700
چیزی رو انتخاب کنید که واقعا براتون مهمه

00:10:36.700 --> 00:10:40.700
چون می خوام با موقعیت هایی کار کنید
که براتون معنی داره

00:10:40.700 --> 00:10:42.460
و بعد کار که دوست دارم بکنید

00:10:42.460 --> 00:10:46.105
درست مثل چیزیه که
در بعضی داستان هامون شنیدید

00:10:46.105 --> 00:10:50.230
می خوام تشخیص بدید کدوم یک از

00:10:50.230 --> 00:10:57.629
قدرت های شخصیتی شما می تونه کمک کنه
با به اون چالش غلبه کنید

00:10:57.629 --> 00:11:00.730
و دوباره، نمی خوام فقط لیست کنید که
از شوخ طبعی و بازی گوشی استفاده می کنید

00:11:00.730 --> 00:11:02.884
یا همه، یا از ثابت قدم بودنتون استفاده کنید

00:11:02.884 --> 00:11:10.450
این عالیه ولی کاری که اینجا انجام میدیم
اینه که درباره شناسایی

00:11:10.450 --> 00:11:14.320
رفتارهای بخصوصی که می خواییم استفاده کنیم
عمدی عمل می کنیم

00:11:14.320 --> 00:11:19.095
تا با اون قدرت شخصیتی در هم آمیخته بشه

00:11:19.095 --> 00:11:21.129
پس کدوم قدرت های شخصیتی رو می خوای
به کار بگیری

00:11:21.129 --> 00:11:24.279
چطور می خوای اونارو به کار بگیری؟

00:11:24.279 --> 00:11:27.429
چه چیزایی بخصوصی از طریق
اون قدرت شخصیتی انجام میدی

00:11:27.429 --> 00:11:32.259
تا بهت کمک کنه به اون چالش غلبه کنی

00:11:32.259 --> 00:11:34.899
تا برای خودتون احساس مثبت بسازید در حین

00:11:34.899 --> 00:11:38.304
اون شرایط سخت، تا بتونید
استرس رو بهتر کنترل کنید

00:11:38.304 --> 00:11:40.774
این کاریه که الآن باید انجام بدید

00:11:40.774 --> 00:11:46.090
این سوال که، چطور قدرت های شخصیتیمون با

00:11:46.090 --> 00:11:52.835
اندوهگین شدنمون در ارتباط هستن
خیلی سوال جذابیه

00:11:52.835 --> 00:11:56.559
پس، بخشی از اینکه منو متحیر می کنه از طریق

00:11:56.559 --> 00:12:00.230
کل این تجربه بود، چون اولین باری که
تست وی آی ای رو انجام دادم

00:12:00.230 --> 00:12:03.934
قبلا در 2009 بخشندگی

00:12:03.934 --> 00:12:07.759
مطمئنم که پایین ترین قدرت شخصیتی من بود

00:12:07.759 --> 00:12:13.250
پس واقعا چیزی نبود که بتونم اسمشو بذارم
یه قدرت شخصیتی

00:12:13.250 --> 00:12:17.169
ولی با این وجود وقتی ابی مرد

00:12:17.169 --> 00:12:24.490
بخشیدن راننده برام حتی
نیازی به فکر کردن هم نداشت

00:12:24.490 --> 00:12:27.622
و نه فقط من

00:12:27.622 --> 00:12:32.075
و واقعا یادم نمیاد شوهرم بود
یا یکی از پسرام بود

00:12:32.075 --> 00:12:34.975
ولی در مسیر برگشت به خونه توی ماشین پلیس

00:12:34.975 --> 00:12:39.134
پس پلیس بعد از اینکه بهمون گفت،
مارو به خونه رسوند

00:12:39.134 --> 00:12:42.470
و یکی از مردای توی زندگیم گفت

00:12:42.470 --> 00:12:45.399
ما قرار نیست راننده رو مقصر بدونیم؟ آره؟

00:12:45.399 --> 00:12:49.894
و یادمه فکر کردم، آره می دونی

00:12:49.894 --> 00:12:50.960
بخاطر این از خدا ممنونم

00:12:50.960 --> 00:12:53.595
نه، تو درست میگی، قرار نیست
راننده رو مقصر بدونیم چون

00:12:53.595 --> 00:12:57.695
بخشندگی قراره اینجا خیلی بهمون کمک کنه

00:12:57.695 --> 00:13:03.080
و فکر می کنم واقعا خیلی بهمون کمک کرد

00:13:03.080 --> 00:13:06.664
چون باعث شد بتونیم از اون

00:13:06.664 --> 00:13:11.059
مراحل اولیه اندوهمون به راحتی
و به سرعت عبور کنیم

00:13:11.059 --> 00:13:15.004
عشق و عشق ورزیدن همیشه قدرت
شخصیتی شماره یک من بوده

00:13:15.004 --> 00:13:23.149
و فکر می کنم این یه جورایی منو
توی اندوهم راهنمایی کرد

00:13:23.149 --> 00:13:29.320
و وقتی خودمو می بینم که به حسادت کشیده میشم

00:13:29.320 --> 00:13:36.240
و به مادرهای دیگه با دختراشون نگاه می کنم
به دوستای ابی و فکر می کنم می دونی

00:13:36.240 --> 00:13:43.919
سخته، و موضوع بزرگیه، و
یه چالش دائمیه برای حل کردن

00:13:43.919 --> 00:13:47.889
من عاشق اون دخترا هستم و می تونم
انتخاب کنم که بهشون عشق بورزم

00:13:47.889 --> 00:13:52.394
و باهاشون وقت بگذرونم و اونا واقعا
باهام خوبن و مواظبم هستن

00:13:52.394 --> 00:13:53.679
و خب، من دوباره فکر می کنم، می دونی

00:13:53.679 --> 00:14:01.600
می تونی پا پس بکشی و
به احساسات منفی عقب نشینی کنی

00:14:01.600 --> 00:14:02.995
ولی درواقع، من خوبم

00:14:02.995 --> 00:14:07.690
می تونم از اون احساس های مثبت و
اون قدرت استفاده کنم تا قادر بشم

00:14:07.690 --> 00:14:13.070
در زندگی شرکت کنم و به جلو حرکت کنم

00:14:13.070 --> 00:14:17.825
می دونی، این خلاف جهت رفتنه که بتونی
کارآمد باشی وقتی یه مانع داری

00:14:17.825 --> 00:14:21.090
چون اساسا حرکتمو متوقف نکردم

00:14:21.090 --> 00:14:23.429
نرم افزار دیکته کردن رو دارم

00:14:23.429 --> 00:14:26.052
داشتم روی اون کار می کردم، هنوز می تونم
از پشت تلفن مصاحبه انجام بدم

00:14:26.052 --> 00:14:27.705
یه دستیار تحقیق استخدام کردم

00:14:27.705 --> 00:14:31.259
که الآن برام یه دوست خوبه،
یا دانشجوی فارغ التحصیل

00:14:31.259 --> 00:14:33.759
که منو به مصاحبه ها ببره و در همه این کارها

00:14:33.759 --> 00:14:36.389
کمکم کنه و در نهایت خیلی ازش استفاده کردم

00:14:36.389 --> 00:14:39.036
اون حتی بعد از اینکه
استخوان ترقوه ام خوب شد

00:14:39.036 --> 00:14:40.629
خیلی کمک کننده بود

00:14:40.629 --> 00:14:42.205
پس کارآمد بود

00:14:42.205 --> 00:14:46.009
من فقط به رفتن ادامه دادم

00:14:46.009 --> 00:14:48.870
و بعد قدر دانی موضوع دوم بود

00:14:48.870 --> 00:14:50.715
و چیزی که طی این دوره اتفاق افتاد

00:14:50.715 --> 00:14:56.240
شاید نیاز نبود آهسته تر بشه،
که چیزی نیست که با میل انجام بدم

00:14:56.240 --> 00:14:59.440
من حتی در 57 سالگی هم سرعتمو کم نمی کنم

00:14:59.440 --> 00:15:04.144
من شدیدا به این آگاه شدم که
زندگیم چقدر غنیه

00:15:04.144 --> 00:15:05.429
می دونی، من یه شوهر فوق العاده دارم

00:15:05.429 --> 00:15:06.830
یه دخترخونده فوق العاده دارم

00:15:06.830 --> 00:15:08.355
و یه سگ 14 ساله دارم

00:15:08.355 --> 00:15:10.974
اون موقع حدود نمی دونم 12 سالش بود

00:15:10.974 --> 00:15:14.950
یا 11 سال، به اسم سندرا دی،
که یه جورایی مرکز دنیامونه

00:15:14.950 --> 00:15:20.419
ما یه بلوند باهوش میخواستیم ولی هیلاری خیلی
جداگرانه بود پس سندرا دی رو انتخاب کردیم

00:15:20.419 --> 00:15:23.841
و خب من، می دونی یه

00:15:23.841 --> 00:15:26.565
مادرم، همه خانوادم اینجا هستن

00:15:26.565 --> 00:15:29.340
یه شغل پر معنا، دوستای خیلی زیاد

00:15:29.340 --> 00:15:31.154
من واقعا قدردان شدم

00:15:31.154 --> 00:15:34.565
و این کمکم کرد از این دوره عبور کنم

00:15:34.565 --> 00:15:36.929
بعضی وقتا می بینم چشمام خیس میشه

00:15:36.929 --> 00:15:40.210
خیلی جدی با قدردانی،
با اینکه نمی تونم رانندگی کنم

00:15:40.210 --> 00:15:42.509
خب می دونیف شش هفته بعد،
می تونم رانندگی کنم

00:15:42.509 --> 00:15:45.830
من توی یه هواپیما به سمت لوس آنجلسم
تا سفرهای گزارشیمو انجام بدم

00:15:45.830 --> 00:15:47.629
هشت هفته بعد سوار دوچرخه ام میشم

00:15:47.629 --> 00:15:50.100
منظورم اینه که، می دونی، مثل یه سکسکه بود

00:15:50.100 --> 00:15:54.845
ولی درواقع سکسکه ای بود که
بهم کلی دیدگاه درباره زندگی داد

00:15:54.845 --> 00:15:58.649
این یه جورایی واسم مثل یه نشونه بود
که اگه چیز دیگه ای

00:15:58.649 --> 00:16:01.450
یعنی احتمالا ممکنه که
دوباره در یه تصادف دوچرخه قرار بگیرم

00:16:01.450 --> 00:16:03.000
اگه چیز دیگه ای اتفاق بیوفته

00:16:03.000 --> 00:16:04.784
قبلا اینجا بودم، می دونم چیکار کنم

00:16:04.784 --> 00:16:07.695
می دونم چطور به قدرت های شخصیتیم تکیه کنم

00:16:07.695 --> 00:16:10.379
پس ما همه از این قدرت ها داریم
و خیلی خیلی خوبه که

00:16:10.379 --> 00:16:14.659
وقتی به یه مانع برخورد می کنیم
بهشون تکیه کنیم

