﻿WEBVTT

00:00:00.250 --> 00:00:05.519
[MUSIC]

00:00:05.519 --> 00:00:08.059
حالا می خواییم حرفای لوسی هون رو بشنویم

00:00:08.059 --> 00:00:12.397
دکتر هون یه محقق درباره مقاومته

00:00:12.397 --> 00:00:15.902
اون همچنین یکی از
دانشجوهام در برنامه کارشناسی

00:00:15.902 --> 00:00:19.970
روانشناسی مثبت کاربردی اینجا در پن بود

00:00:19.970 --> 00:00:23.453
اون اهل نیوزیلنده و

00:00:23.453 --> 00:00:29.592
می خواد باهاتون
درباره اندوهگینی مقاوم حرف بزنه

00:00:29.592 --> 00:00:36.398
چند سال پیش دخترش ابی، به طور غم انگیز
در یه تصادف رانندگی کشته شد

00:00:36.398 --> 00:00:41.877
و از طریق اون از دست دادن ویران کننده

00:00:41.877 --> 00:00:49.660
لوسی کشف کرده که چه چیزی می طلبه
تا بتونیم بطور مقاوم اندوهگین باشیم

00:00:50.810 --> 00:00:55.770
اون به عمق همه چیزایی که
درباره اندوه شناخته شده رفت و

00:00:55.770 --> 00:01:00.731
و فهمید که برای اون،
چیزایی که شناخته شده است چند

00:01:00.731 --> 00:01:05.370
کمبود مهم در فرایند اندوه خودش داره

00:01:05.370 --> 00:01:09.450
و خب لوسی یه کتاب نوشته به اسم،
چیزی که ابی به ما یاد داد

00:01:09.450 --> 00:01:13.410
اگه کتاب رو در نیوزیلند بخرید اسمش اینه

00:01:13.410 --> 00:01:20.123
اگه کتابو اینجا در آمریکا بخرید
اسمش اندوهگینی مقاوم هست

00:01:20.123 --> 00:01:24.776
چطور با از دست دادنی که
همه چیزو تغییر میده کنار بیایم

00:01:24.776 --> 00:01:31.908
و در این کتاب لوسی درباره تجربه خودش
اندوه از دست دادن ابی می نویسه

00:01:31.908 --> 00:01:36.542
و تجربه خانوادش در از دست دادن ابی

00:01:36.542 --> 00:01:41.516
و بهمون یه راهنمایی عملی میده که فکر کنیم

00:01:41.516 --> 00:01:46.016
اندوهگینی مقاوم چه شکلیه

00:01:46.016 --> 00:01:52.245
پس در این قسمت
می شنوید دکتر هون درباره اهمیت

00:01:52.245 --> 00:01:57.910
تشخیص چیزایی که می تونیم در مقابل
چیزایی که نمی تونیم کنترل کنیم حرف می زنه

00:02:01.094 --> 00:02:02.658
از نیوزیلند سلام به همه

00:02:02.658 --> 00:02:05.795
خب، اسم من دکتر لوسی هون هست و

00:02:05.795 --> 00:02:11.624
من در یک مرکز توانبخشی انسانی
خارج از ای یو تی در اوکلند کار می کنم

00:02:11.624 --> 00:02:13.114
من در واقع در کرایتستچرچ زندگی می کنم

00:02:13.114 --> 00:02:18.220
و من اینجا با شما حرف می زنم چون
دو سال و نیم پیش

00:02:18.220 --> 00:02:25.080
یه تماس وحشتناک از پلیس داشتم که
گفتن دارن میان مارو ببینن

00:02:25.080 --> 00:02:30.539
که بهمون بگن دخترمون، دختر 12 ساله

00:02:30.539 --> 00:02:35.514
ابی خوشگل،
در یه حادثه اسف بار جاده ای کشته شده

00:02:35.514 --> 00:02:40.537
که یه راننده
مستقیم از علامت ایست عبور کرده و

00:02:40.537 --> 00:02:45.658
ابی رو همراه بهترین دوستش
و مادر الا، سولی رو کشته

00:02:45.658 --> 00:02:49.460
که همچنین یه دوست خیلی عزیز برام بود

00:02:49.460 --> 00:02:54.010
پس در اون کسری از ثانیه
سه عزیز رو از دست دادیم

00:02:54.010 --> 00:02:59.250
پس به عنوان هرکسی که
اون تماسو تجربه کرده باشه

00:03:00.400 --> 00:03:06.690
زندگیتون متوقف میشه و می چرخه و اون همه
احساس های جسمی  رو تجربه می کنید

00:03:06.690 --> 00:03:13.490
و من به یاد دارم تو اون لحضه
فکر می کردم حیاتم کامل گیر کرده

00:03:13.490 --> 00:03:17.910
و می تونستم ببینم زندگیم به چه سمتی میره و

00:03:17.910 --> 00:03:21.822
می تونستم راه جدید زندگیمو ببینم

00:03:21.822 --> 00:03:28.770
پس واقعا
از اون روز به بعد واقعا برای این ایده

00:03:29.810 --> 00:03:35.010
اندوهگینی مقاوم که
در حال پرورشش بودم مشتاق شدم

00:03:35.010 --> 00:03:39.490
من و همسرم ترور از همون اول تصمیم گرفتیم

00:03:39.490 --> 00:03:42.950
تصمیم گرفتیم که راننده رو مقصر ندونیم

00:03:42.950 --> 00:03:49.310
که هیچ سودی از
مقصر دونستن راننده نصیبمون نمیشه

00:03:49.310 --> 00:03:54.820
چند هفته اول ماموریتمون
واقعا فقط زنده موندن بود و

00:03:54.820 --> 00:03:59.945
به طور غریزی می دونستم که
مقصر دونستن راننده طبیعیه

00:03:59.945 --> 00:04:02.350
بالاخره اون توش دخیل بوده

00:04:02.350 --> 00:04:04.800
در واقع همیشه براش احساس تاسف کردم

00:04:04.800 --> 00:04:06.930
این یه اشتباه بوده، ما همه اشتباه می کنیم

00:04:08.377 --> 00:04:10.813
یه استباه خیلی پر هزینه بوده ولی

00:04:10.813 --> 00:04:13.560
مقصر دونستن اون، فقط منو پایین میکشه

00:04:13.560 --> 00:04:16.203
و من می خواستم واقعا همه انرژی و تمرکز و

00:04:16.203 --> 00:04:21.280
حواسمو صرف چیزایی کنم که
می تونم تغییر بدم، نه چیزایی که نمی تونم

00:04:22.320 --> 00:04:25.776
پس شدیدا روی اونم کار کردیم و

00:04:25.776 --> 00:04:30.744
درباره انتخاب هایی که باید
انجام می دادیم فکر کردیم

00:04:30.744 --> 00:04:37.550
چیزایی که می تونستیم انجام بدیم و
فقط بیخیال شدن چیزایی که نمی تونستیم

00:04:37.550 --> 00:04:43.640
ما تلاش زیادی کردیم که قربانی واقع نشیم،
پس تصمیم گرفتیم به دادگاهش نریم

00:04:43.640 --> 00:04:47.260
اون به دادگاه رفت و ما به جاش

00:04:47.260 --> 00:04:50.100
از جلوی دادگاه رد بشیم و بریم

00:04:50.100 --> 00:04:54.010
و الان می تونم تصورش کنم،
دیدن اون همه خبرنگار جلوی دادگاه

00:04:54.010 --> 00:04:58.156
خیلی اتفاق بزرگی بود و اون
متاسفانه یه راننده خارجی بود پس

00:04:58.156 --> 00:05:00.986
توجه مطبوعاتی زیادی بهش شده بود

00:05:00.986 --> 00:05:03.811
و چون ما تصادفات و مرگ و میر
And because we have a few incidents and

00:05:03.811 --> 00:05:09.390
کمی در نیوزیلند با راننده های خارجی داریم
که جاده های مزخرف مارو نمی شناسن

00:05:09.390 --> 00:05:13.590
ولی بجاش از دادگاه رد شدیم و
مستقیما به مدرسه پسرمون رفتیم

00:05:13.590 --> 00:05:18.000
و وقتمون رو،
مخصوصا وقتی رو که اون توی دادگاه بود

00:05:18.000 --> 00:05:22.030
به جاش با
حرف زدن با معلم های پسرمون گذروندیم

00:05:22.030 --> 00:05:25.790
انتخاب کردیم وقتمون رو روی چیزایی بذاریم
که می تونیم تغییر بدیم

00:05:27.330 --> 00:05:33.225
پس فکر می کنم یه صدایی توی سرم دارم
که میگه، زندگی رو انتخاب کن

00:05:33.225 --> 00:05:34.140
نه مرگ

00:05:34.140 --> 00:05:39.702
حس کردم می تونیم توی گردابی از تقصیر و

00:05:39.702 --> 00:05:42.200
عذاب و بدبختی گرفتار بشیم

00:05:42.200 --> 00:05:44.300
و اون به ما
به عنوان یه خانواده کمکی نمی کرد و

00:05:44.300 --> 00:05:47.810
به پسرامون کمکی نمی کرد

00:05:47.810 --> 00:05:52.914
این مسئله انتخاب، من فکر می کنم
در ابتدا انجام نداده بودم

00:05:54.580 --> 00:05:58.742
نه این درست نیست، فکر می کنم
از همون اول انجام دادم، فکر کردم

00:05:58.742 --> 00:06:00.030
ما باید انجامش بدیم

00:06:00.030 --> 00:06:03.700
راهی هست، ما اینجا یه انتخاب داریم

00:06:03.700 --> 00:06:09.680
درسته درواقع الآن که بهش فکر می کنم
از همون لحضات اول

00:06:09.680 --> 00:06:12.770
یادمه با خودم فکر کردم، اوه خدای من

00:06:12.770 --> 00:06:15.920
و واقعا چیزی که داشتم فکر می کردم
این بود که

00:06:15.920 --> 00:06:22.040
ما باید این کار سخت رو
دوباره و دوباره و دوباره انتخاب کنیم

00:06:22.040 --> 00:06:24.030
و این حسیه که میده

00:06:24.030 --> 00:06:27.710
مطمعنا این زندگی ای نیست که
من انتخاب می کردم

00:06:29.280 --> 00:06:34.740
حتی حاضرم بگم این زندگی نیست که

00:06:34.740 --> 00:06:39.810
بخوام زندگیش کنم ولی
انتخابی توی این ندارم و اینجام

00:06:41.150 --> 00:06:45.580
پس تنها کاری که می تونم بکنم اینه که
چیزای کوچیکی که

00:06:45.580 --> 00:06:48.110
می تونن تغییر کمی ایجاد کنن رو انجام بدم
تا هر روز یه ذره بهتر بشه

00:06:49.140 --> 00:06:56.550
پس چه بیرون کشیدن خودم از تخت خواب
و رفتن برای پیاده روی صبحگاهی باشه

00:06:56.550 --> 00:07:02.495
چه تلفن زدن به یه دوست
یا به خواهرم واسه خنده

00:07:02.495 --> 00:07:05.390
اون منو بیشتر هر کسی می خندونه

00:07:05.390 --> 00:07:11.870
و چه استراتژی هایی که
برای کمک به خودم پیدا کردم