WEBVTT

00:00:00.246 --> 00:00:04.992
داستان: اوبونتو

00:00:05.180 --> 00:00:10.080
بذارید یه داستان درباره جیمز کاساگا
آرینتوی بهتون بگم،

00:00:10.080 --> 00:00:11.700
یکی از محشرترین کسایی که میشناسم،

00:00:11.700 --> 00:00:13.170
و یه شیر واقعی،

00:00:13.170 --> 00:00:19.380
جیمز حدود 300مایل دورتر از کامپالا،

00:00:19.380 --> 00:00:21.510
پایتخت اوگاندا، توی یه

00:00:21.510 --> 00:00:23.835
روستای کوچیک رعیتی به دنیا اومد.

00:00:23.835 --> 00:00:25.665
اون زمان 12 سالش بود که

00:00:25.665 --> 00:00:27.150
پدر و مادرش فوت کردن.

00:00:27.150 --> 00:00:29.370
خیلی از مردم اون رو یتیم ایدزی صدا میزدن،

00:00:29.370 --> 00:00:31.920
هرچند فکر نمیکنم که از اون
اصطلاح خوشش میومد.

00:00:31.920 --> 00:00:33.480
ولی به عنوان یه یتیم ایدزی،

00:00:33.480 --> 00:00:36.360
تقریبا هیچکس رو بجز مادربزرگش نداشت.

00:00:36.360 --> 00:00:38.610
مادربزرگش گفت " من میخوام پای پیاده

00:00:38.610 --> 00:00:41.899
با تو تا کامپالا برم،

00:00:41.899 --> 00:00:44.105
و قراره از نخست وزیر بخوایم که

00:00:44.105 --> 00:00:46.129
بهت آموزش بدن.

00:00:46.129 --> 00:00:48.590
پس اونا عملآ 300 مایل رو پیاده رفتن

00:00:48.590 --> 00:00:52.190
وقتی که جیمز فقط 12 سالش بود،

00:00:52.190 --> 00:00:53.630
و در خونه نخست وزیر رو زدن،

00:00:53.630 --> 00:00:55.440
میتونین تصورش کنید؟

00:00:55.440 --> 00:00:56.600
اونا در کاخ نخست وزیر رو

00:00:56.600 --> 00:00:59.570
زدن و مادربزرگ گفت،

00:00:59.570 --> 00:01:02.140
میخوام با نخست وزیر صحبت کنم.

00:01:02.140 --> 00:01:04.785
اونا گفتن، "خب نخست وزیر اینجا نیست،

00:01:04.785 --> 00:01:06.930
داخل نیست و نمیتونه با شما صحبت کنه.

00:01:06.930 --> 00:01:08.690
بعد از یه مدت،

00:01:08.690 --> 00:01:10.595
مادربزرگ مجبور بود به روستاش برگرده.

00:01:10.595 --> 00:01:13.730
جیمز هرروز کنار کاخ پرسه میزد،

00:01:13.730 --> 00:01:16.125
و هرروز در میزد و میگفت،

00:01:16.125 --> 00:01:18.465
میخوام با نخست وزیر صحبت کنم.

00:01:18.465 --> 00:01:19.905
اونا میگفتن، "نه نمیتونی.

00:01:19.905 --> 00:01:22.005
محافظ ها همش اون رو دور میکردن.

00:01:22.005 --> 00:01:23.615
بعد از حدود یه ماه،

00:01:23.615 --> 00:01:26.240
بالاخره گفتن باشه.

00:01:26.240 --> 00:01:28.370
جیمز کوچولو، میتونی بیای داخل.

00:01:28.370 --> 00:01:29.870
همسر نخست وزیر اینجاست و

00:01:29.870 --> 00:01:31.565
میتونه باهات حرف بزنه،

00:01:31.565 --> 00:01:33.275
ولی فقط 5 دقیقه وقت داری.

00:01:33.275 --> 00:01:36.050
جیمز کاساگا آرینتوی میدونست که

00:01:36.050 --> 00:01:38.810
5دقیقه وقت داشت که کاملا زندگیش رو

00:01:38.810 --> 00:01:41.810
تغییر بده، بسازه یا نابود کنه.

00:01:41.810 --> 00:01:44.630
بالا رفت و موقعیتش رو توضیح داد،

00:01:44.630 --> 00:01:47.530
و گفت " اینجام تا آموزش بهتری ببینم.

00:01:47.530 --> 00:01:50.130
همسر نخست وزیر گفت "باشه.

00:01:50.130 --> 00:01:51.885
ما بهت یه آموزش میدیم.

00:01:51.885 --> 00:01:53.850
اونا جیمز رو توی یه مدرسه خصوصی

00:01:53.850 --> 00:01:56.130
توی کامپالا گذاشتن.

00:01:56.130 --> 00:01:58.520
و بخاطر همین، میخواست جبران
کنه، به همین دلیل بود

00:01:58.520 --> 00:02:01.920
که اون تدریس برای اوگاندا رو
ساخت، اینم یه داستان.

00:02:01.920 --> 00:02:03.980
وقتی شروع کردم با جیمز درباره

00:02:03.980 --> 00:02:06.125
مادربزرگش صحبت کردم، خیلی محشره،

00:02:06.125 --> 00:02:07.640
گفت " مادربزرگم،

00:02:07.640 --> 00:02:10.055
که بعد از مرگ والدینم منو بزرگ کرد،

00:02:10.055 --> 00:02:12.380
کاملا زندگیش رو وقف این کرد که

00:02:12.380 --> 00:02:15.160
یه میراث واسه دنیا به جا بذاره.

00:02:15.160 --> 00:02:18.769
اون بدون هیچ آموزش رسمی
یه قابله (ماما) هست."

00:02:18.769 --> 00:02:21.229
به عبارت دیگه، اون یه مامای غیررسمی بود.

00:02:21.229 --> 00:02:22.760
نصف شب از خواب بیدار میشد تا

00:02:22.760 --> 00:02:25.370
به زنها واسه زایمان کمک کنه.

00:02:25.370 --> 00:02:27.065
یبار ازش پرسیدم،

00:02:27.065 --> 00:02:28.540
چرا این کار رو میکنی؟

00:02:28.540 --> 00:02:32.265
اون گفت: "اوبونتو، انسانیت.

00:02:32.265 --> 00:02:35.330
اون گفت" باور دارم که هربچه ای که

00:02:35.330 --> 00:02:38.630
من به دنیا میارم میتونه زندگی
یه نفر دیگه رو نجات بده.

00:02:38.630 --> 00:02:41.464
درباره یه هدف متعالی صحبت میکنی،

00:02:41.464 --> 00:02:44.855
اون مادربزرگ جیمز کاساگا آرینتوی و

00:02:44.855 --> 00:02:47.280
خود جیمز هستن.

