WEBVTT

00:00:00.429 --> 00:00:05.135
به هفته دوم خوش اومدید

00:00:05.330 --> 00:00:08.040
خب هفته اول رو پشت سر گذاشتید.

00:00:08.040 --> 00:00:09.465
عالیه.

00:00:09.465 --> 00:00:11.250
همونطور که میدونید، توی هفته اول، درباره

00:00:11.250 --> 00:00:13.395
اینکه هدف چیه، و تعریف هدف

00:00:13.395 --> 00:00:14.900
خیلی زیاد ،صحبت کردیم.

00:00:14.900 --> 00:00:17.490
درباره این صحبت میکنیم که چطور
این موضوع با، من کی

00:00:17.490 --> 00:00:21.030
هستم، و همچنین کی برام ارزشمنده، مرتبطه.

00:00:21.030 --> 00:00:24.570
این رو با تعدادی علم عصب شناسی،
خصوصآ با اینکه چطور، من

00:00:24.570 --> 00:00:27.225
کی هستم و چی برام با ارزشه، توی یه بخش.

00:00:27.225 --> 00:00:29.070
از مغز به اسم قشر پیش پیشانی بطنی

00:00:29.070 --> 00:00:31.190
که به هم متصل هستن، مرتبط کردیم.

00:00:31.190 --> 00:00:33.660
بخش واقعا جادویی مغز ما،گورو (مرشد) هست

00:00:33.660 --> 00:00:36.825
که کمک میکنه تصمیمات بهتری بگیریم.

00:00:36.825 --> 00:00:39.810
توی این هفته یکم بیشتر به
این موضوع میپردازیم،

00:00:39.810 --> 00:00:41.850
ولی توی هفته سوم خیلی بیشتر.

00:00:41.850 --> 00:00:44.960
اما فقط واسه اینکه بدونین،
این مثل یه کلید میمونه،

00:00:44.960 --> 00:00:47.570
که این مفهوم فلسفی از

00:00:47.570 --> 00:00:50.510
هدف در زندگی، با این دوتا عامل مرتبطه،

00:00:50.510 --> 00:00:52.880
و این دوتا عامل با یه بخش معین از مغز

00:00:52.880 --> 00:00:55.670
که فعال میشن مرتبطه، و

00:00:55.670 --> 00:00:57.995
وقتی اون بخش از مغز فعال میشه،

00:00:57.995 --> 00:01:00.580
ناگهان کلی تغییر اتفاق می افته.

00:01:00.580 --> 00:01:02.560
بهتر میتونیم زندگیمون رو ساماندهی کنیم،

00:01:02.560 --> 00:01:04.639
بهتر میتونیم رفتارهامون رو مدیریت کنیم

00:01:04.639 --> 00:01:07.250
و تغییرشون بدیم که این عالیه.

00:01:07.250 --> 00:01:09.290
این هفته، میخوایم راجع به این صحبت کنیم که

00:01:09.290 --> 00:01:11.800
چطور هدف، زندگی ما رو ساماندهی میکنه.

00:01:11.800 --> 00:01:14.120
واسه این هفته یه چندتایی هدف داریم.

00:01:14.120 --> 00:01:17.920
اول اینکه یه دیدگاه تاریخی ازهدف رو بفهمیم.

00:01:17.920 --> 00:01:19.100
پس قراره که 500 سال به عقب

00:01:19.100 --> 00:01:21.910
برگردیم و از اونجا شروع کنیم،

00:01:21.910 --> 00:01:24.290
و این سوال رو بپرسیم: مردم همون نوع

00:01:24.290 --> 00:01:27.170
هدف هایی که ما الان داریم رو داشتن؟

00:01:27.170 --> 00:01:31.100
بعد همونطور که بیشتر به سمت
شاید 150 سال پیش میریم،

00:01:31.100 --> 00:01:33.005
شروع میکنیم به صحبت راجع به

00:01:33.005 --> 00:01:36.290
دیدگاه اگزیستانسیالیستی هدف،

00:01:36.290 --> 00:01:38.660
که خیلی جالب و شدیدآ مرتبط با

00:01:38.660 --> 00:01:41.465
چیزیه که دربارش صحبت خواهیم کرد.

00:01:41.465 --> 00:01:44.900
بعد شروع به حرکت به سمت روشی میکنیم که

00:01:44.900 --> 00:01:48.350
رفتارمون رو به هدفمون پیوند بزنیم.

00:01:48.350 --> 00:01:51.530
به عبارت دیگه، دلیل رفتارمون چیه؟

00:01:51.530 --> 00:01:53.720
بعد همون موقع، شروع به پیوند زدن

00:01:53.720 --> 00:01:55.690
هدفمون با رفتارمون میکنیم.

00:01:55.690 --> 00:01:59.015
به عبارت دیگه، چگونگی هدف،

00:01:59.015 --> 00:02:02.240
و بعد اینکه چطور این وسط گیر نکنیم.

00:02:02.240 --> 00:02:05.270
بیایید از 500 سال پیش شروع کنیم.

00:02:05.270 --> 00:02:07.045
زمان خیلی متفاوتیه.

00:02:07.045 --> 00:02:09.135
در اون زمان،

00:02:09.135 --> 00:02:11.369
ما توی یه جامعه روستایی بودیم،

00:02:11.369 --> 00:02:13.565
ممکن بود قصاب باشیم،

00:02:13.565 --> 00:02:15.695
یا شاید باغبون بودیم،

00:02:15.695 --> 00:02:18.230
یا ممکن بود رستوران دار باشیم،

00:02:18.230 --> 00:02:21.005
ممکن بود دارو فروش باشیم،

00:02:21.005 --> 00:02:24.380
همچنین ممکن بود بازیگوش باشیم.

00:02:24.380 --> 00:02:26.075
حقیقتآ ، بازیگوش بودیم.

00:02:26.075 --> 00:02:28.160
اگه همه اون کارها رو خوب انجام میدادیم،

00:02:28.160 --> 00:02:30.320
بعد اساسآ، هممون باید میرقصیدیم.

00:02:30.320 --> 00:02:33.410
هممون شانس اینو داشتیم که جشن
بگیریم و اوقات خوشی داشته باشیم.

00:02:33.410 --> 00:02:36.965
اینا نقاشیای قدیمی بروگل دی الدر هستن،

00:02:36.965 --> 00:02:39.425
حدودآ 500 سال پیش،

00:02:39.425 --> 00:02:43.070
و این نقاشی اینکه زندگی روستایی
اونموقع چطور بوده رو توصیف کرده.

00:02:43.070 --> 00:02:46.180
همچنین اغلب بیرون و توی مزارع بودیم.

00:02:46.180 --> 00:02:49.910
بیاید سراغ این سه تا زن توی مزرعه بریم،

00:02:49.910 --> 00:02:51.900
و بگیم که اونی جوان تره و

00:02:51.900 --> 00:02:54.140
وسط هست، داره با زن های مسن تر

00:02:54.140 --> 00:02:56.090
همونطور که به سمت مزرعه قدم میزنن

00:02:56.090 --> 00:02:58.490
تا علوفه خشک جمع کنن، صحبت میکنه

00:02:58.490 --> 00:02:59.780
و میگه، بله من دارم به یه

00:02:59.780 --> 00:03:01.460
هدف جدید توی زندگیم فکر میکنم.

00:03:01.460 --> 00:03:02.780
فرض کنید که اون

00:03:02.780 --> 00:03:04.565
با هدف فعلی خودش خوشحال نبوده.

00:03:04.565 --> 00:03:07.340
بیاید بگیم که اون از یه نفر توی روستاهای

00:03:07.340 --> 00:03:10.490
دیگه درمورد یه زن به اسم ژون اوآرک شنیده،

00:03:10.490 --> 00:03:12.170
و اینکه اون چقدر محشر بوده، و

00:03:12.170 --> 00:03:14.585
میگه که: من یه جورایی دوست
دارم ژون اوآرک باشم.

00:03:14.585 --> 00:03:19.090
این عالیه،زن مسن تر میگه : دیوونه شدی؟

00:03:19.090 --> 00:03:21.605
حتی به اینکه چه اتفاقی واسه
ژون اوآرک افتاد فکر هم نکن.

00:03:21.605 --> 00:03:24.170
وحشتناک بود، تو نمیخوای ژون اوآرک باشی.

00:03:24.170 --> 00:03:25.340
تو اینو نمیخوای.

00:03:25.340 --> 00:03:28.620
بعد شاید بگه که، خب من مبتکر هستم.

00:03:28.620 --> 00:03:30.600
اگه یه چنگک جدید اختراع کنم چی؟

00:03:30.600 --> 00:03:32.675
چون از این نوع چنگک هایی
که داریم خوشم نمیاد.

00:03:32.675 --> 00:03:35.180
شرط میبندم با یه چنگک جدید
خیلی بهتر میتونیم کار کنیم.

00:03:35.180 --> 00:03:37.805
بعد زن مسن تر میگه که، ببین ،بس کن.

00:03:37.805 --> 00:03:39.200
این حرف دیوانگیه.

00:03:39.200 --> 00:03:40.490
تو نمیخوای این کار رو بکنی.

00:03:40.490 --> 00:03:43.220
بذار کمی درباره جهان بهت بگم

00:03:43.220 --> 00:03:44.285
فقط واسه یه ثانیه.

00:03:44.285 --> 00:03:46.670
همونطور که به سمت مزرعه
قدم میزدن، اون توضیح داد که،

00:03:46.670 --> 00:03:49.910
ببین، این تمام جهانه.

00:03:49.910 --> 00:03:52.770
ما روی زمین، روی این سیاره،

00:03:52.770 --> 00:03:55.395
در مرکز این جهان هستیم.

00:03:55.395 --> 00:03:57.255
این خدا رو داریم،

00:03:57.255 --> 00:04:01.150
و این خدا بهمون میگه که هدفمون چیه.

00:04:01.150 --> 00:04:03.030
به همین سادگی.

00:04:03.030 --> 00:04:04.890
ما توی مرکز جهان زندگی میکنیم.

00:04:04.890 --> 00:04:06.710
خدا ما رو با یه هدف خلق میکنه،

00:04:06.710 --> 00:04:09.890
و همین، و این کاریه که باید انجام بدیم.

00:04:09.890 --> 00:04:12.065
اگه از اون اطاعت کنیم،

00:04:12.065 --> 00:04:13.655
بعد میتونیم جشن بگیریم.

00:04:13.655 --> 00:04:16.055
زندگی واقعا خوبه اگه ازش اطاعت کنیم.

00:04:16.055 --> 00:04:19.995
اما اگه نکنیم، اتفاقای بدی می افته.

00:04:19.995 --> 00:04:23.585
مثلا اتفاقای خیلی بدی برامون می افته.

00:04:23.585 --> 00:04:25.270
به این مردم نگاه کن.

00:04:25.270 --> 00:04:28.834
اینا کسایی بودن که فکر میکردن
هدف جدیدی نیاز دارن.

00:04:28.834 --> 00:04:30.685
این واسه تو خوب نیست.

00:04:30.685 --> 00:04:33.975
پس اساسآ، اون به مزرعه میره.

00:04:33.975 --> 00:04:36.480
و میگه من عاشق هدفم هستم.

00:04:36.480 --> 00:04:40.750
حالا بیاید به 150 سال پیش بریم.

00:04:40.750 --> 00:04:42.450
زندگی خیلی متفاوته.

00:04:42.450 --> 00:04:44.140
حالا علم وجود داره.

00:04:44.140 --> 00:04:46.360
یه انقلاب صنعتی وجود داره.

00:04:46.360 --> 00:04:47.500
خیلی چیزا تغییر میکنه.

00:04:47.500 --> 00:04:51.515
حالا با یه روش خیلی جدید
شروع به کاوش میکنیم.

00:04:51.515 --> 00:04:53.845
درحقیقت، حالا فهمیدیم که

00:04:53.845 --> 00:04:56.065
ما مرکز جهان نیستیم.

00:04:56.065 --> 00:04:59.140
وقتی نیچه 150 سال پیش زنده بود،

00:04:59.140 --> 00:05:01.690
اون فهمید که علم شروع به
تسلط پیدا کردن بر این

00:05:01.690 --> 00:05:04.900
دیدگاه کرده که ما مرکز جهان هستیم و

00:05:04.900 --> 00:05:06.970
خدا واسه همه ما برنامه داره.

00:05:06.970 --> 00:05:08.560
حداقل، این چیزی بود که باور داشت.

00:05:08.560 --> 00:05:10.210
اون اساسآ گفته که،

00:05:10.210 --> 00:05:11.410
درحقیقت، این نقل قول اونه،

00:05:11.410 --> 00:05:12.775
اون گفت: خدا مرده،

00:05:12.775 --> 00:05:14.410
و ما اون رو کشتیم.

00:05:14.410 --> 00:05:15.835
منظورش از این جمله اینه که

00:05:15.835 --> 00:05:19.465
در اصل علم خدا رو کشته.

00:05:19.465 --> 00:05:21.575
وقتی این اتفاق افتاد،

00:05:21.575 --> 00:05:22.970
اون داشت به مردمی مثل مردم توی

00:05:22.970 --> 00:05:24.500
این مزرعه فکر میکرد، و میگفت،

00:05:24.500 --> 00:05:26.500
اونا قراره سردرگم بشن.

00:05:26.500 --> 00:05:29.825
چون اگه معنایی وجود نداشته باشه،

00:05:29.825 --> 00:05:31.940
اگه اونا توی این جهان پهناوری که

00:05:31.940 --> 00:05:34.520
فقط یه ذره خیلی کوچیک توی
این جهان هستن، باشن،

00:05:34.520 --> 00:05:36.815
مجبور میشن که هدف خودشون رو پیدا کنن.

00:05:36.815 --> 00:05:39.915
پس توی کتاب "چنین گفت زاراثوسترا،

00:05:39.915 --> 00:05:41.675
این یکی از کتابهایی هست که اون نوشته،

00:05:41.675 --> 00:05:44.105
که نیچه "چنین گفت زاراثوسترا" رو نوشته.

00:05:44.105 --> 00:05:46.280
ضمنآ این یه کتاب خیلی ضخیم هست.

00:05:46.280 --> 00:05:47.900
نمیدونم اگه جای شما بودم میخوندمش یا نه.

00:05:47.900 --> 00:05:49.430
اگه میخواید بخونیدش به خودتون مربوطه.

00:05:49.430 --> 00:05:53.015
اما توی شروعش این استعاره
خیلی فوق العاده هست.

00:05:53.015 --> 00:05:54.995
با یه شتر شروع میشه.

00:05:54.995 --> 00:05:59.170
این شتر میگه "همه چیز رو روی پشتم بار بزن.

00:05:59.170 --> 00:06:03.300
همه لذت ها و همه مصیبت ها
و بیماری ها رو بار بزن.

00:06:03.300 --> 00:06:05.339
من میخوام همه چیز رو تجربه کنم.

00:06:05.339 --> 00:06:07.760
به یه دانشجو فکر کنید.

00:06:07.760 --> 00:06:09.920
من خیلی از دانشجو ها رو نصیحت میکنم،

00:06:09.920 --> 00:06:12.410
و به دانشجوهام به عنوان شتر فکر میکنم.

00:06:12.410 --> 00:06:15.170
اساسآ این شتر ها میگن " من رو تعلیم بده.

00:06:15.170 --> 00:06:17.120
اجازه بده تا اندازه ای که ممکنه جهان

00:06:17.120 --> 00:06:19.280
رو درک کنم، من رو بارگذاری کن.

00:06:19.280 --> 00:06:21.875
زمانی که این شتر کامل بارگیری شد،

00:06:21.875 --> 00:06:25.514
کامل تعلیم داده شد، این شتر

00:06:25.514 --> 00:06:27.885
به یه شیر تغییر شکل میده

00:06:27.885 --> 00:06:29.870
شیر به طبیعت دور افتاده میره

00:06:29.870 --> 00:06:33.360
و این اژدها رو پیدا میکنه.

00:06:33.360 --> 00:06:35.640
پولک هایی روی این اژدها هست،

00:06:35.640 --> 00:06:39.740
و روی هر پولک کلمات "باید انجام
بدی" نوشته شده.

00:06:39.740 --> 00:06:41.120
حالا این یعنی چی؟

00:06:41.120 --> 00:06:43.130
خب، این اژدها برای

00:06:43.130 --> 00:06:46.130
فردریک نیچه، مذهب بود.

00:06:46.130 --> 00:06:48.320
این اژدها چیزی بود که مردم

00:06:48.320 --> 00:06:50.990
توی اون جامعه روستایی میگفتن.

00:06:50.990 --> 00:06:52.175
این هدف تو هست.

00:06:52.175 --> 00:06:54.020
این اژدها ، دولت هست.

00:06:54.020 --> 00:06:56.060
این اژدها ، والدین هستن.

00:06:56.060 --> 00:06:57.560
هرکس دیگه ای هست که میگه،

00:06:57.560 --> 00:06:59.210
تو باید این هدف رو داشته باشی،

00:06:59.210 --> 00:07:00.560
تو باید این کار رو انجام بدی،

00:07:00.560 --> 00:07:02.150
تو باید اینطور رفتار کنی،

00:07:02.150 --> 00:07:05.900
شیر، یادتونه که این شیر از شتری که

00:07:05.900 --> 00:07:10.580
کاملا تعلیم دیده بود، تغییر شکل داده بود.

00:07:10.580 --> 00:07:13.190
شیر به اژدها نگاه میکنه و

00:07:13.190 --> 00:07:15.710
میگه " تو نمایانگر چی هستی؟

00:07:15.710 --> 00:07:19.670
اژدها میگه "من نمایانگر ارزش همه چیز هستم.

00:07:19.670 --> 00:07:24.330
ارزش تمام چیزهایی که روی من برق میزنه.

00:07:24.330 --> 00:07:26.630
درواقع، این یه نقل قول خیلی جالب از

00:07:26.630 --> 00:07:29.150
نیچه در "چنین گفت زاراثوسترا" هست.

00:07:29.150 --> 00:07:30.895
اون گفت " ارزش های هزار سال

00:07:30.895 --> 00:07:33.690
تابیده شده روی اون پولک ها.

00:07:33.690 --> 00:07:36.190
اون میگه که واسه مدت زمان خیلی طولانی،

00:07:36.190 --> 00:07:38.480
ما ارزش های یکسان و

00:07:38.480 --> 00:07:39.710
ساختار یکسانی داشتیم.

00:07:39.710 --> 00:07:41.840
به همه ما گفته شده که هدفمون چیه.

00:07:41.840 --> 00:07:44.340
به عبارت دیگه، ما انتخاب دیگه ای نداریم.

00:07:44.340 --> 00:07:46.200
در کتاب "چنین گفت زاراثوسترا،

00:07:46.200 --> 00:07:49.170
شیر، اژدها رو به قتل میرسونه و بعد

00:07:49.170 --> 00:07:53.655
شیر یه بار دیگه تغییر شکل میده.

00:07:53.655 --> 00:07:57.525
شیر به یه بچه تغییر شکل میده.

00:07:57.525 --> 00:08:00.180
این چیزیه که نیچه گفته،

00:08:00.180 --> 00:08:02.675
معصومیت، بچه هست،

00:08:02.675 --> 00:08:06.500
و فراموشی و یه شروع جدید و یه بازی،

00:08:06.500 --> 00:08:11.045
یه چرخ خود نورد، یه اولین
حرکت و یه آخ جون.

00:08:11.045 --> 00:08:15.140
پس چیزی که اون داره دربارش حرف
میزنه اینه که چطور این بچه

00:08:15.140 --> 00:08:20.300
حالا ارزش های یکسانی با اونهایی
که والدینش دارن،

00:08:20.300 --> 00:08:21.770
یا جامعه داشته نداره، که

00:08:21.770 --> 00:08:24.875
مذهب به این بچه گفته که چه کاری باید بکنه.

00:08:24.875 --> 00:08:29.120
این بچه کاملا جدیده، یه شروع تازه.

00:08:29.120 --> 00:08:32.390
یه فرصت واسه اینکه هدف خودش
در زندگی رو بسازه.

00:08:32.390 --> 00:08:35.795
این موضوع حالا به جامعه نوین مربوطه، نیست؟

00:08:35.795 --> 00:08:37.400
اون میگفت که در گذشته،

00:08:37.400 --> 00:08:38.945
به همه ما یه هدف داده شده بود،

00:08:38.945 --> 00:08:41.690
اما واسه اینکه هدف خودتون رو پیدا کنید،

00:08:41.690 --> 00:08:43.510
اول لازمه که تعلیم داده بشید.

00:08:43.510 --> 00:08:45.034
وقتی که کاملا تعلیم داده شدین،

00:08:45.034 --> 00:08:47.015
به این شیر تبدیل میشید.

00:08:47.015 --> 00:08:48.860
بعد این شیر هرچیزی که بقیه بهش

00:08:48.860 --> 00:08:51.355
میگن تا انجام بده رو رد میکنه.

00:08:51.355 --> 00:08:53.390
چیزی که نیچه دربارش حرف میزنه،

00:08:53.390 --> 00:08:55.400
در معصومیت یه بچه،

00:08:55.400 --> 00:08:57.695
فراموشی ارزش های قدیمی،

00:08:57.695 --> 00:08:59.780
یه شروع جدید با ارزش های جدید که

00:08:59.780 --> 00:09:03.695
این شخص بچه گونه شروع به ساختنش میکنه،

00:09:03.695 --> 00:09:05.840
دیمن درون خودش رو میسازه،

00:09:05.840 --> 00:09:08.045
مجموعه ارزش های اصلی خودش رو میسازه،

00:09:08.045 --> 00:09:10.325
ولی بر اساس تعلیم و تربیت.

00:09:10.325 --> 00:09:12.860
یادتونه، اون شتر کاملا تعلیم دیده شد،

00:09:12.860 --> 00:09:15.200
بعد شتر تبدیل به شیر شد.

00:09:15.200 --> 00:09:20.000
بعد شیر، اژدهای بایدها رو به
قتل رسوند و گفت،

00:09:20.000 --> 00:09:21.965
".من میخوام زندگی خودم رو بسازم"

00:09:21.965 --> 00:09:23.450
من میخوام رزومه ای که والدینم به من

00:09:23.450 --> 00:09:25.790
دادن رو بگیرم و پارش کنم.

00:09:25.790 --> 00:09:29.240
میخوام به عنوان یه شخص جدید
به این دنیا برم تا

00:09:29.240 --> 00:09:33.110
ارزش ها و هدف خودم در زندگی رو بسازم.

00:09:33.110 --> 00:09:35.710
آخ جون!!

