WEBVTT

00:00:03.928 --> 00:00:09.520
به نمونه هایی از رفتار نگاه کردید که

00:00:09.520 --> 00:00:15.090
نه درباره همه مردم، اما درباره خیلی ها

00:00:15.090 --> 00:00:21.520
احتمالا در مقابل ضرر رفتار های ریسک پذیر
از خود نشان بدهید

00:00:21.520 --> 00:00:25.460
این اولین تفاوت بزرگ با چیزی که
در تئوری مطلوبیت انتظاری می بینیم است

00:00:25.460 --> 00:00:32.070
دومین چیزی که شما احتمالا در نمونه های
ضرر دیدید این است که

00:00:32.070 --> 00:00:37.390
ضرر ها در یک اندازه خاص بزرگتر از سودها
در همان اندازه به نظر میرسند

00:00:38.530 --> 00:00:41.960
در یک جمله ما بیشتر ناراحت میشویم برای

00:00:41.960 --> 00:00:47.460
ازدست دادن یک مقدار خاص دلار تا اینکه
به دست آوردن همان مقدار دلار خوشحالمان کند

00:00:47.460 --> 00:00:52.700
و این دو دیدگاه عظیم همان چیزی است که
ما به وسیله آن

00:00:52.700 --> 00:00:58.020
نظریه دورنما را که توسط
کانمن و توورسکی مطرح شده به دست آوردیم

00:00:58.020 --> 00:01:00.270
که من قبلا به آنها اشاره کرده ام

00:01:00.270 --> 00:01:05.760
ما باید به کانمن و توورسکی به عنوان
پدرخوانده های اقتصاد رفتاری بیاندیشیم

00:01:05.760 --> 00:01:11.200
آنها اولین کسانی بودند که واقعا یک مدل
نوشتند که بهتر

00:01:11.200 --> 00:01:16.360
روشی را منعکس میکند که طبق آن
ما بر پایه ترجیحات خود رفتار میکنیم

00:01:16.360 --> 00:01:18.280
خب حالا بیایید نگاهی به این دو جدول
بیاندازیم

00:01:18.280 --> 00:01:23.050
در سمت چپ ما همان مدل مطلوبیت استاندارد
را داریم که

00:01:23.050 --> 00:01:25.020
در اقتصاد کلاسیک دیده اید

00:01:25.020 --> 00:01:26.110
این بزرگه است

00:01:26.110 --> 00:01:28.920
در سمت راست، نظریه دورنما را داریم

00:01:29.980 --> 00:01:32.720
این از چه نظر با
نظریه مطلوبیت انتظاری تفاوت دارد؟

00:01:32.720 --> 00:01:37.440
ریسک گریزی در مقابل سود هنوز وجود دارد

00:01:37.440 --> 00:01:40.900
آن را در گوشه بالای سمت راست
میبینید اما

00:01:40.900 --> 00:01:44.900
ما معمولا را در برابر ضررها ریسک طلب هستیم

00:01:44.900 --> 00:01:48.950
و این خمیدگی است که د
 گوشه سمت چپ پایین می بینیم

00:01:48.950 --> 00:01:53.484
و این با چیزی که اقتصاددان های منطقی
فرض میکنند متفاوت است

00:01:53.484 --> 00:01:58.337
یک قطعه سوم اینجا وجود دارد که
کمتر مشهود است تا قبل از اینکه

00:01:58.337 --> 00:02:03.193
واقعا روی آن تاکید کنیم و
آن این است که در نظریه دورنما

00:02:03.193 --> 00:02:07.673
همه چیز را
نسبت به یک نقطه مرجع نگاه می کنیم

00:02:07.673 --> 00:02:12.736
آن نقطه مرجع به راحتی روی
تقاطع خط های

00:02:12.736 --> 00:02:17.060
عمودی و افقی روی جدول سمت راست واقع شده

00:02:18.220 --> 00:02:21.550
و زمانی که به بالای آن میرویم
ریسک معکوس می شود

00:02:21.550 --> 00:02:26.280
وقتی که ما از ناحیه باخت پایینتر میرویم
ریسک پذیر می شویم

00:02:26.280 --> 00:02:31.920
خب یک چیز جالب اینجا هست که
من و شما ممکن است

00:02:31.920 --> 00:02:37.190
نقاط مرجع متفاوتی برای
یک نتیجه یکسان داشته باشیم

00:02:37.190 --> 00:02:38.810
بیایید دوباره یک مثال در این مورد بزنیم

00:02:38.810 --> 00:02:44.530
بیایید فرض کنیم من و شما هردو در مایکروسافت
سهام خریده ایم

00:02:45.710 --> 00:02:49.024
من سهامم را 25 دلار خریده ام

00:02:50.150 --> 00:02:57.600
پس اگر سهام مایکروسافت حالا 35 دلار
معامله شود من در محدوده سود هستم،خوشحالم

00:02:57.600 --> 00:03:00.420
از سهامم 10 دلار کسب کردم

00:03:00.420 --> 00:03:04.813
ممکن است بخاطر تحلیل ریسک تصمیم بگیرم
حتی با اینکه فکر میکنم

00:03:04.813 --> 00:03:08.277
که مایروسافت همچنان خوب
پیش میرود اما

00:03:08.277 --> 00:03:12.856
به اندازه کافی ریسک گریز هستم که می خواهم
این 10 دلار را نقد کنم

00:03:12.856 --> 00:03:14.381
این چیزی است که من را خوشحال میکند

00:03:14.381 --> 00:03:19.081
حالا باز فرض می کنیم
ارزش سهم مایکروسافت حالا 35 دلار است

00:03:19.081 --> 00:03:25.371
شما سهام مایکروسافت را 45 دلار خریده اید

00:03:25.371 --> 00:03:26.152
حدس بزنید چه می شود؟

00:03:26.152 --> 00:03:29.920
شما در محدوده ضرر هستید، خب؟

00:03:29.920 --> 00:03:35.569
شما نمیخواهید آن سهام ها را بفروشید چون
اگر آن سهام ها را بفروشید

00:03:35.569 --> 00:03:37.890
شما ضرر را نقد کرده اید

00:03:37.890 --> 00:03:40.750
شما قبول خواهید کرد، نه فقط روی کاغذ بلکه

00:03:40.750 --> 00:03:44.929
با دلارهای واقعی که 10 دلار سهام ازدست
داده اید

00:03:46.060 --> 00:03:47.687
شما ریسک طلب خواهید شد

00:03:47.687 --> 00:03:51.204
حتی اگر هنوز نگران باشید که
مایکروسافت بیشتر سقوط خواهد کرد

00:03:51.204 --> 00:03:55.555
اگر بتوانید خودتان را متقاعد کنید
دلایل خوبی هست که دوباره بالا برود

00:03:55.555 --> 00:03:59.030
 آن 45 دلار نقطه ای است که
سهام ها را خریداری کرده اید

00:03:59.030 --> 00:04:01.924
میخواهید به 45 برسد

00:04:01.924 --> 00:04:03.178
برای مایکروسافت مهم نیست

00:04:03.178 --> 00:04:07.347
سهام مایکروسافت اهمیت نمیدهد که 45
برای شما عدد خاصی است و

00:04:07.347 --> 00:04:09.360
.بقیه دنیا هم همینطور

00:04:09.360 --> 00:04:13.300
اما برای شما این یک عدد خاص است که میخواهید
به بالاتر از این سطح برسید

00:04:13.300 --> 00:04:20.056
این نمیتواند یک روش معقول برای فکر کردن به
این باشد که چه زمان سهامتان را بفروشید

00:04:20.056 --> 00:04:24.874
باید برای فروش سهامتان به این بیاندیشید که

00:04:24.874 --> 00:04:29.238
عملکرد مایکروسافت در آینده بهتر یا
بدتر خواهد بود

00:04:29.238 --> 00:04:34.866
نه به اینکه آیا فروش شامل سود یا ضرر
شما نسبت به آن نقطه قراردادی

00:04:34.866 --> 00:04:40.328
که شخصا به طور اتفاقی
اقدام به خرید سهام کرده اید

00:04:40.328 --> 00:04:45.111
و این یک بینش عظیم در
نظریه دورنما است که در

00:04:45.111 --> 00:04:47.600
تئوری مطلوبیت انتظاری نمی بینیم

00:04:48.880 --> 00:04:52.990
حالا سومین چیز،
ببخشید چهارمین چیز درمورد

00:04:52.990 --> 00:04:58.260
بند نظریه دورنما، دوباره، که با تئوری
مطلوبیت انتظاری متفاوت است

00:04:58.260 --> 00:05:02.743
به یاد بیاورید که در مثالهای قبلی شما
به زیان گریزی نگاه کردید

00:05:02.743 --> 00:05:08.171
و در مورد خیلی از شماها
شما انتخاب میکنید که

00:05:08.171 --> 00:05:13.853
بازی را انجام ندهید که شانس 50 درصدی

00:05:13.853 --> 00:05:19.157
از یک نتیجه با دلار زیاد، مثلا 2000دلار و

00:05:19.157 --> 00:05:25.105
شانس 50 درصدی نتیجه منفی 1000دلاری
داشته باشد

00:05:25.105 --> 00:05:28.963
و اگر کسی به ما شانس بازی بدون گذاشتن
پول را پیشنهاد دهد

00:05:28.963 --> 00:05:30.490
ما شیر یا خط میاندازیم

00:05:30.490 --> 00:05:34.789
اگر شیر بیاید شما 2000تا بدست میاورید
اگر خط بیاید شما 1000 تا پرداخت می کنید

00:05:34.789 --> 00:05:38.980
خیلی از شماها به این بازی نه میگویند،چرا؟

00:05:38.980 --> 00:05:42.786
چون میزان ضرر بزرگتر از سود است

00:05:42.786 --> 00:05:47.851
چون از دست دادن 1000 تا برای ما خود به خود
منفی تر است از

00:05:47.851 --> 00:05:53.650
حس خوبی که به 2000تا داریم، بنابراین
ما انتخاب میکنیم که آن را بازی نکنیم

00:05:53.650 --> 00:05:56.267
ما حتی نمیخواهیم آن ضرر را ریسک کنیم

00:05:56.267 --> 00:06:00.846
یک ثانیه در ذهن داشته باشید
اگر کسی به شماپیشنهاد دهد که بتوانید این را

00:06:00.846 --> 00:06:03.765
صد بار بازی کنید
شما تقریبا به احتمال زیاد این کار را میکنید

00:06:03.765 --> 00:06:07.066
در برابر 100 نتیجه
شما میتوانید کاملا مطمئن باشید

00:06:07.066 --> 00:06:12.740
ارزش مورد انتظار آن بازی 500 دلار است
شما مطمئن خواهید بود که آن را بدست میاورید

00:06:12.740 --> 00:06:19.130
اما برای یکبار بازی و خطر از دست دادن1000
دلار شما این کار را نمیکنید

00:06:19.130 --> 00:06:22.720
ما آن را کجای جدول نظریه دورنما می بینیم؟

00:06:22.720 --> 00:06:27.460
این کمی ظریف تر است روی این جدول،
چیزی که جدول به شما نشان میدهد

00:06:27.460 --> 00:06:34.070
این است که شیب منحنی پایین سمت راست
این اسلاید نسبت به

00:06:34.070 --> 00:06:39.650
منحنی وارونه (منحنی بالایی) تندتر است

00:06:39.650 --> 00:06:42.120
بنابر این نه تنها انحنا متفاوت است
بلکه

00:06:42.120 --> 00:06:46.480
تندی این شیب به سمت پایین بیشتر می شود

00:06:46.480 --> 00:06:50.770
باخت آن 1000 دلار

00:06:50.770 --> 00:06:55.820
ارزش منفی بیشتری برای شما
روی محور عمودی دارد

00:06:55.820 --> 00:07:02.360
نسبت به بدست آوردن آن 2000 دلار
این زیان گریزی است، خب؟

00:07:02.360 --> 00:07:07.695
خب به طور خلاصه
ما ریسک گریزی، و ریسک پذیری را داریم

00:07:07.695 --> 00:07:13.760
که در انحنا منعکس شده، و
زیان گریزی که در شیب ها منعکس شده

00:07:13.760 --> 00:07:18.903
و مفهموم یک نقطه مرجع در جایی که

00:07:18.903 --> 00:07:26.326
منحنی از ریسک گریزی به
 ریسک پذیری تغییر میکند

00:07:26.326 --> 00:07:31.730
عملکرد ریسک گریزی اقتصاد کلاسیک
مانند جدول سمت چپ به نظر میرسد

00:07:31.730 --> 00:07:35.730
اما برای بیشتر این کلاس با

00:07:35.730 --> 00:07:40.690
ریسک گریزی نظریه دورنما در سمت راست
کار خواهیم کرد

00:07:40.690 --> 00:07:43.715
برگردیم به کل موضوع نقطه مرجع

00:07:44.970 --> 00:07:50.340
در مطلوبیت انتظاری
ما همیشه درمورد ثروت کلی کسی فکر می کنیم

00:07:50.340 --> 00:07:55.010
و اینکه چقدر کمک اضافی به آن میشود

00:07:56.600 --> 00:08:04.370
به هرحال بیایید نگاهی به ضررها و سودها
در رابطه با ثروت خالص بیاندازیم

00:08:04.370 --> 00:08:09.049
به جدول قسمت بالایی این اسلاید
نگاهی بیاندازید

00:08:09.049 --> 00:08:13.960
اگر من الان کلی پول داشته باشم
.پنجاه هزار دلار یا هرمقدار

00:08:13.960 --> 00:08:19.846
صد دلار بعدی از دیدگاه، یا
بگوییم 200 دلار

00:08:19.846 --> 00:08:24.876
از دیدگاه مطلوبیت انتظاری
خیلی، خیلی

00:08:24.876 --> 00:08:28.850
کمتر از آن است که حتی متوجه آن شویم

00:08:28.850 --> 00:08:34.367
ببینید چقدر تاثیر کمی روی محور عمودی
در جدول دارد

00:08:34.367 --> 00:08:36.908
حالا بیایید به واقعیت برگردیم

00:08:36.908 --> 00:08:41.900
پنجاه هزاردلار مقدارپول خوبی برای داشتن است
اما فکر میکنید کسی که

00:08:41.900 --> 00:08:47.049
پنجاه هزار دلار دارد درباره آن 200 دلار
کاملا کوچک انگاری میکند؟

00:08:47.049 --> 00:08:49.870
نه، من هم اینطور فکر نمیکنم

00:08:49.870 --> 00:08:52.190
ما عاشق پول درآوردن هستیم

00:08:52.190 --> 00:08:56.270
وقتی که ما به برنده شدن 200 دلار فکر میکنیم

00:08:56.270 --> 00:09:01.799
شاید به وگاس برویم،یا در بازی با دوستانمان
سعی کنیم پول برنده شویم

00:09:01.799 --> 00:09:06.317
به این فکر نمی کنیم که هی رفیق
ارزش کل دارایی من ایکس هزار دلار است پس

00:09:06.317 --> 00:09:08.624
چرا باید به 200 دلار بعدی اهمیت بدهم

00:09:08.624 --> 00:09:12.669
ما به این رویداد خاص فکر می کنیم
به این سفر وگاس، برای

00:09:12.669 --> 00:09:14.600
این بازی پوکر (قمار) با دوستانمان

00:09:14.600 --> 00:09:16.297
از صفر شروع میکنیم

00:09:16.297 --> 00:09:18.820
ما هنوز هیچ پولی به دست نیاورده یا از دست
نداده ایم

00:09:18.820 --> 00:09:21.170
با سطح پایین کلی خودم مقایسه نمی کنم

00:09:21.170 --> 00:09:27.934
من فقط اینجا ایستاده ام و میگویم هی
من الان 200دلار دراورده ام و حس خوبی دارم

00:09:27.934 --> 00:09:32.501
اینجاست که نقطه مرجع در
نظریه دورنما مهم می شود

00:09:32.501 --> 00:09:37.099
ما برای هرکدارم از ملاحظات
بزرگ جدید از صفر شروع میکنیم

00:09:37.099 --> 00:09:43.280
یا حتی ملاحضات کوچک درباره به دست آوردن
یا از دست دادن پول اضافی

