WEBVTT

00:00:21.640 --> 00:00:26.393
خوب امروز قرار است که به بحثمان در مورد

00:00:26.418 --> 00:00:28.632
انتخاب مصرف کنندگان ادامه دهیم

00:00:28.797 --> 00:00:31.965
اگر بحث پیش زمینه ای جلسه
پیش را به خاطر داشته باشید

00:00:32.386 --> 00:00:36.529
هدف اصلی ما تلاش برای
فهم منحنی های تقاضا است

00:00:36.554 --> 00:00:41.552
چگونه مصرف کنندگان در نهایت تصمیم میگیرند
که بها و کمیت محصولات را مبادله کنند

00:00:41.860 --> 00:00:45.817
گفتیم که این موضوع در نهایت از
اصل حداکثرسازی مطلوبیت می آید

00:00:46.023 --> 00:00:50.496
و اینکه مطلوبیت زمانی
به حداکثر میرسد که افراد

00:00:51.572 --> 00:00:53.401
تابع مطلوبیت را حداکثرسازی میکنید

00:00:53.426 --> 00:00:56.580
که نمایانگر ریاضیاتی اولویت ها است

00:00:56.580 --> 00:01:00.530
و جلسه پیش در این مورد صحبت
کردیم که اگر افراد تقیدی نداشته باشند

00:01:00.555 --> 00:01:03.777
چطور چیزهایی که میخواهند را انتخاب میکنند
به سادگی بیشتر از همه چیز را میخواهند

00:01:03.802 --> 00:01:06.698
و رده بندی ای که از دسته
محصولات مختلف انجام میدهند

00:01:06.723 --> 00:01:09.480
وابسته به آن تابع زمینه
ای مطلوبیت خواهد بود

00:01:09.520 --> 00:01:12.454
حالا مسلما آنچه افراد را از
مصرف هرچه میخواهند باز میدارد

00:01:12.479 --> 00:01:14.300
تقید بودجه ای آن هاست

00:01:14.300 --> 00:01:17.467
و امروز به سراغ دومین بخش مساله میرویم

00:01:17.496 --> 00:01:19.930
که بحث در مورد محدودیت بودجه است

00:01:19.930 --> 00:01:25.127
حالا میخواهیم برای اکثر جلسات این
ترم یک فرض بسیار ساده کننده انجام دهیم

00:01:25.152 --> 00:01:26.880
که این است که فرض خواهیم کرد

00:01:26.905 --> 00:01:28.920
که درآمد برابر با بودجه است

00:01:28.920 --> 00:01:31.010
که تمام درآمد را هزینه میکنید

00:01:31.010 --> 00:01:33.600
در اینجا میخواهیم از امکان
پس انداز چشم پوشی کنیم

00:01:33.600 --> 00:01:36.370
تا تقریبا سه جلسه مانده به آخر ترم

00:01:36.370 --> 00:01:39.205
خوب این به نظر نمیاد که فرض
خیلی بدی برای یک آمریکایی معمول باشد

00:01:39.230 --> 00:01:41.124
آمریکایی های معمول پس انداز نمیکنند

00:01:41.195 --> 00:01:46.314
بنابراین اگر مصرف کنندگان معمول را
در نظر بگیریم، فرض خیلی بدی نیست

00:01:46.480 --> 00:01:52.193
در عمل پس انداز قرار است
بخش خیلی مهمی از کارمان

00:01:52.292 --> 00:01:54.380
در اقتصاد باشد، بنابراین به
این موضوع رجوع خواهیم کرد

00:01:54.405 --> 00:01:57.554
اما الان از پس انداز چشم
پوشی میکنیم و فرض میکنیم که

00:01:57.579 --> 00:01:58.680
بودجه برابر با درآمد است

00:01:58.680 --> 00:02:02.522
خوب بگوییم که والدینتان هم مثل شما هستند

00:02:02.547 --> 00:02:04.020
شما احتمالا در قید پس انداز نیستید

00:02:04.020 --> 00:02:06.589
بودجه ای پس انداز شده
از جانب والدینتان دارید

00:02:06.692 --> 00:02:08.912
بیاید اسمش را Y بگذاریم

00:02:09.000 --> 00:02:12.670
و در نظر بگیریم که در ابتدای
ترم والدینتان Y بودجه به شما بدهند

00:02:12.695 --> 00:02:14.244
و بگویند این پولی است که باید خرج کنید

00:02:14.269 --> 00:02:15.520
مثلا در هر ماه

00:02:15.520 --> 00:02:16.770
یا برای تمام ترم

00:02:18.670 --> 00:02:23.483
و بگوییم که باید این بودجه را
به دو محصول اختصاص بدهید

00:02:23.508 --> 00:02:24.840
پیتزا و فیلم

00:02:24.840 --> 00:02:28.560
بازم میگویم واقعی نیست اما این از
انواع فرضیات ساده کننده ای هستند

00:02:28.585 --> 00:02:31.235
که به فهم ما از چگونگی
تصمیم گیری افراد کمک میکند

00:02:31.260 --> 00:02:34.548
پس این به شما محدودیت بودجه میدهد

00:02:34.573 --> 00:02:38.826
درآمدی دارید به اندازه Y
که والدینتان به شما داده اند

00:02:39.590 --> 00:02:42.750
و میتواند آن را به پیتزا
و فیلم اختصاص بدهید

00:02:42.750 --> 00:02:46.100
خوب چطور بودجه را اختصاص میدهید؟

00:02:46.100 --> 00:02:49.770
میتوانید فیلم بخرید، تعداد
فیلم هایی که میتوانید بگیرید

00:02:49.770 --> 00:02:52.130
بعلاوه تعداد پیتزاها

00:02:52.130 --> 00:02:55.075
اینکه چندتا از هرکدام میتوانید
بگیرید به قیمت بستگی دارد

00:02:55.100 --> 00:02:59.689
در اصل محدودیت بودجه برابر است
با تعداد فیلم ها ضرب در قیمت آن ها

00:03:00.530 --> 00:03:02.830
بعلاوه تعداد پیتزاها

00:03:03.220 --> 00:03:07.310
بعلاوه تعداد پیتزاها ضرب در قیمت هر پیتزا

00:03:07.310 --> 00:03:08.960
این میشود محدودیت بودجه ای

00:03:08.960 --> 00:03:11.686
میشود تعداد فیلم ها ضرب در قیمت فیلم

00:03:11.784 --> 00:03:13.534
و تعداد پیتزاها ضرب در قیمت هر پیتزا

00:03:13.559 --> 00:03:15.829
راحترین راه دیدنش به شکل نموداری است

00:03:15.900 --> 00:03:21.516
اگر به شکل 5-1 بروید نمایش
نموداری محدودیت بودجه را خواهید دید

00:03:22.630 --> 00:03:25.242
بیاید در موردش به دقت صحبت کنیم

00:03:25.267 --> 00:03:28.705
چون قرار است در رابطه با
محدودیت بودجه خیلی خوب باشید

00:03:28.730 --> 00:03:29.930
باید در این ترم در این
موضوع خیلی حرفه ای شوید

00:03:29.930 --> 00:03:33.410
پس بیاید به دقت در مورد منشا آن صحبت کنیم

00:03:33.410 --> 00:03:38.050
خوب، بردار X تعداد
فیلم هایی است که میتوانید

00:03:38.050 --> 00:03:40.850
که اگر تمام درآمدتان را
صرف فیلم کنید، داشته باشید

00:03:41.184 --> 00:03:42.898
اگر تمام درآمد را صرف فیلم کنید

00:03:42.931 --> 00:03:46.052
میتوانید تعداد فیلم برابر با Y روی
P (قیمت) مربوط به فیلم، داشته باشید

00:03:49.340 --> 00:03:52.250
اگر تصمیم بگیرید که درآمد
خود را تنها وقف فیلم کنید

00:03:52.337 --> 00:03:59.037
میتوانید تعداد فیلم برابر با Y روی
P (قیمت) مربوط به فیلم، داشته باشید

00:03:59.340 --> 00:04:04.386
در عوض که اگر تصمیم بگیرید
تمام درآمدتان را صرف پیتزا کنید

00:04:04.411 --> 00:04:07.104
میتوانید تعداد فیلم برابر با Y روی
P (قیمت) مربوط به پیتزا، داشته باشید

00:04:07.129 --> 00:04:10.759
در این صورت بردار Y جایی میشود که در آن

00:04:10.990 --> 00:04:12.730
صفر فیلم و کلی پیتزا دارید

00:04:12.845 --> 00:04:15.940
جایی است که تمام بودجه
خود را وقف پیتزا میکنید

00:04:15.940 --> 00:04:19.296
حالا ترکیباتی در این بین
داریم که میشود خط بودجه

00:04:20.220 --> 00:04:24.074
که ترکیب پیتزا و فیلم هایی است که میتوانید

00:04:24.099 --> 00:04:26.277
با توجه به درآمد کلی (Y) خود مصرف کنید

00:04:28.106 --> 00:04:29.270
بنابراین اساسا...

00:04:29.270 --> 00:04:32.040
و شیب این خط میتواند نسبت قیمت باشد

00:04:32.040 --> 00:04:33.870
یا منفی نسبت قیمت

00:04:33.895 --> 00:04:48.341
شیب این خط میشود، منفی قیمت
فیلم (Pm) روی قیمت پیتزا (Pp)

00:04:49.908 --> 00:04:55.185
ببخشید اشتباه شد

00:04:55.523 --> 00:04:58.984
منفی Pp روی Pm

00:04:59.063 --> 00:05:05.783
شیب این خط میشود تغییر نسبت قیمت پیتزا

00:05:05.808 --> 00:05:09.515
روی قیمت فیلم

00:05:09.540 --> 00:05:11.030
کجا دارم اشتباه میکنم ؟

00:05:13.920 --> 00:05:15.260
منفی نسبت قیمت

00:05:15.260 --> 00:05:16.400
درست نوشتم؟

00:05:16.400 --> 00:05:17.493
قاعده شیب

00:05:17.493 --> 00:05:18.743
بله

00:05:25.244 --> 00:05:26.947
درست نوشتم ؟

00:05:27.914 --> 00:05:28.405
بله

00:05:28.405 --> 00:05:31.351
من فکر میکنم Pp و Pm در مخرج هستند

00:05:31.351 --> 00:05:32.993
چون y  رو Pp است

00:05:33.018 --> 00:05:38.128
(صدا شنیده نمیشود)

00:05:38.225 --> 00:05:38.716
درسته

00:05:38.716 --> 00:05:40.189
در مخرج هستند، اینجا را اشتباه کرده بودم

00:05:40.189 --> 00:05:43.109
بنابراین Pm روی Pp قرار میگیرد

00:05:44.150 --> 00:05:45.050
ببخشید من اشتباه کردم

00:05:45.050 --> 00:05:46.130
خوب درسته

00:05:46.130 --> 00:05:46.830
چون در مخرج هستند

00:05:46.830 --> 00:05:48.300
چون قاعده شیب در مفهوم کمیت است

00:05:48.300 --> 00:05:49.290
اینجا بود که اشتباه کردم

00:05:49.290 --> 00:05:51.980
خوب پس اساسا منفی نسبت قیمت

00:05:51.980 --> 00:05:53.863
منفی قیمت فیلم ها روی قیمت پیتزاها

00:05:53.888 --> 00:05:55.323
چون در مخرج هستند به
خاطر اینکه همانطور که گفتید

00:05:55.348 --> 00:05:57.765
به فراخور بالا رفتن
قیمت، کمیت کاهش پیدا میکند

00:05:57.790 --> 00:06:01.320
بنابراین منفی نسبت قیمت، قیمت فیلم ها

00:06:01.320 --> 00:06:02.850
روی قیمت پیتزاها میشود شیب

00:06:02.850 --> 00:06:04.820
خوب بیاید یک مثال ساده را حل کنیم

00:06:04.820 --> 00:06:09.490
تصور کنید که درآمد برابر با 96 دلار است

00:06:09.490 --> 00:06:11.099
تصور کنید که درآمد برابر با 96 دلار است

00:06:11.124 --> 00:06:15.340
مثلا برای یک ماه یا یک ترم

00:06:15.340 --> 00:06:20.868
تصور کنید که بهای فیلم ها 8 دلار است

00:06:20.893 --> 00:06:23.953
و تصور کنید که بهای پیتزاها 16 دلار است

00:06:24.480 --> 00:06:27.420
پیتزای خوبیه

00:06:27.420 --> 00:06:32.052
بنابراین معنایش این است
که با درآمد 96 دلاری

00:06:32.077 --> 00:06:38.057
میتوانید 8 پیتزا یا 12 فیلم بدست بیاورید

00:06:38.220 --> 00:06:42.599
این به این معناست که نسبت
قیمتی شیب محدودیت بودجه شما

00:06:42.624 --> 00:06:45.020
منفی یک دوم است

00:06:45.020 --> 00:06:47.540
نسبت قیمت منفی نیم است

00:06:47.540 --> 00:06:51.550
پس شیب محدودیت بودجه منفی نیم است

00:06:51.550 --> 00:06:53.910
یک اسمی برای این شیب داریم

00:06:53.910 --> 00:06:58.593
اسمش را میگذراریم نرخ حاشیه ای تبدیل

00:06:59.580 --> 00:07:04.064
اسم ما برای این شیب نرخ حاشیه ای تبدیل است

00:07:05.220 --> 00:07:07.460
حالا چرا از این اسم استفاده میکنیم؟

00:07:07.460 --> 00:07:11.624
به این معناست که این نرخ
جایگزینی است که در آن میتوانید

00:07:11.649 --> 00:07:17.170
نرخی است که میتوانید
پیتزا را به فیلم تبدیل کنید

00:07:17.170 --> 00:07:19.320
نرخی که در آن میتوانید
پیتزا را به فیلم تبدیل کنید

00:07:19.320 --> 00:07:22.882
دوباره میگویم، همانطور که
جلسه پیش گفتم شما کیمیاگر نیستید

00:07:22.907 --> 00:07:25.690
در حقیقت اینطور نیست
که پیتزا را به فیلم تبدیل کنید

00:07:25.690 --> 00:07:30.708
اما بازار در اصل به شما نرخی میدهد که
میتوانید با توجه به بودجه این کار را انجام دهید

00:07:30.733 --> 00:07:33.575
با توجه به این که میزان مشخصی پول دارید

00:07:34.410 --> 00:07:38.738
با توجه به این که میزان
مشخصی پول به مبلغ 96 دلار دارید

00:07:38.763 --> 00:07:43.474
و با توجه به قیمت هایی که
در بازار با آن مواجه هستید

00:07:44.042 --> 00:07:47.303
میتوانید پیتزا را به فیلم

00:07:47.328 --> 00:07:49.928
با مبادله یک پیتزا برای
نصف فیلم، تبدیل کنید

00:07:50.770 --> 00:07:53.848
بازم میگویم در حقیقت
تبدیل فیزیکی را انجام نمیدهید

00:07:53.873 --> 00:07:56.471
اما این مبادله ای است که با آن

00:07:56.557 --> 00:07:59.132
زمانی که یکی را به دیگری
تبدیل میکنید، روبرو هستید

00:07:59.300 --> 00:08:02.625
بنابراین در عمل مثل این است
که یکی را برای دیگری تبادل میکنید

00:08:02.650 --> 00:08:04.090
همانطور که جلسه پیش در مورد آن صحبت کردم

00:08:04.090 --> 00:08:06.480
در اصل مشابه مبادله است

00:08:06.505 --> 00:08:08.441
و این به دلیل مفهوم کلیدی اقتصادی ای است

00:08:08.466 --> 00:08:10.540
که در این درس چندباره به آن باز خواهیم گشت

00:08:10.540 --> 00:08:13.698
مفهوم هزینه فرصت

00:08:16.977 --> 00:08:20.135
مفهوم هزینه فرصت

00:08:20.360 --> 00:08:25.885
هزینه فرصت ارزش جایگزینی
است که از آن چشم پوشی شده است

00:08:25.910 --> 00:08:39.740
هزینه فرصت ارزش جایگزینی
است که از آن چشم پوشی شده است

00:08:39.765 --> 00:08:41.527
ارزش جایگزینی است که از آن چشم پوشی شده است

00:08:41.552 --> 00:08:42.985
میشود هزینه فرصت

00:08:43.010 --> 00:08:47.662
اساسا این به این معناست که اگر تصمیم بگیرید

00:08:47.945 --> 00:08:55.150
که از یک پیتزا چشم پوشی کنید

00:08:56.019 --> 00:08:59.796
به مثابه چشم پوشی از دو فیلم است

00:08:59.821 --> 00:09:02.595
به همین صورت اگر تصمیم
بگیرید که از یک فیلم چشم پوشی کنید

00:09:02.620 --> 00:09:05.130
به مثابه چشم پوشی از نصف پیتزا است

00:09:05.660 --> 00:09:08.455
بنابراین هزینه فرصت یک فیلم

00:09:08.480 --> 00:09:11.990
هزینه ای که فیلم در اصل
برای شما دارد، نصف پیتزا است

00:09:12.780 --> 00:09:16.100
در حقیقت فیلم 8 دلار و
پیتزا 16 دلار هزینه دارد

00:09:16.100 --> 00:09:17.850
اما زمانی که در مورد
مبادله محصولات فکر میکنیم

00:09:17.850 --> 00:09:19.726
هزینه فرصت آن فیلم

00:09:19.751 --> 00:09:22.281
به مثابه این است که از خوردن
نصف پیتزا چشم پوشی کرده باشید

00:09:23.300 --> 00:09:27.510
این میشود هزینه فرصت این وضعیت

00:09:27.535 --> 00:09:31.000
بنابراین اساسا به این شکل در
مورد این مبادله فکر خواهیم کرد

00:09:31.025 --> 00:09:33.624
در مورد مبادله محصولات به مفهوم هزینه فرصت

00:09:33.789 --> 00:09:35.900
مصرف یک محصول بجای
محصول دیگر، فکر خواهیم کرد

00:09:35.900 --> 00:09:38.311
هزینه فرصت فیلم این است که

00:09:38.336 --> 00:09:39.613
فرصت نشده است که نصف پیتزا بخورید

00:09:39.638 --> 00:09:41.230
هزینه فرصت پیتزا

00:09:41.255 --> 00:09:43.835
این است که از تماشای
دو فیلم صرف نظر کرده اید

00:09:43.860 --> 00:09:46.640
و دلیلش این است که بودجه ای ثابت دارید

00:09:46.640 --> 00:09:49.818
اگر بودجه لایتناهی داشتید
دیگر هزینه فرصتی وجود نداشت

00:09:49.843 --> 00:09:51.952
اما از آنجایی که بودجه ثابت دارید

00:09:51.966 --> 00:09:53.870
و باید این بودجه را اختصاص دهید

00:09:53.895 --> 00:09:56.479
یک هزینه فرصت با تصمیم بر اینکه...

00:09:56.504 --> 00:10:00.899
اگر تصمیم بگیرید که تصمیم
نگیرید همچنان تصمیم گرفته اید

00:10:00.924 --> 00:10:03.153
نمیدانم این نقل قول از
شکسپیر هست یا گروه راش

00:10:03.178 --> 00:10:05.060
مطمئن نیستم باید چک کنم

00:10:05.060 --> 00:10:09.476
اما اساسا اگر تصمیم بگیرید
که یک چیز را داشته باشید

00:10:09.586 --> 00:10:11.596
بر اساس این تعریف از
محصولی دیگر صرف نظر کرده اید

00:10:11.890 --> 00:10:13.982
حالا برای درک محدودیت بودجه

00:10:14.007 --> 00:10:17.700
بیاید در مورد این صحبت کنیم که اگر به
محدودیت بودجه شوک وارد کنیم چه اتفاقی میافتد

00:10:17.725 --> 00:10:22.210
بیاید تصور کنیم که قیمت پیتزا

00:10:22.210 --> 00:10:29.000
بیاید تصور کنیم که قیمت پیتزا
از 16 دلار به 24 دلار برسد

00:10:29.000 --> 00:10:30.984
پیتزا خیلی گرون بشود

00:10:31.009 --> 00:10:33.519
تصمیم بگیریم که فقط پیتزای
گورمه یا همچنین چیزی میخواهیم

00:10:33.780 --> 00:10:37.930
قیمت پیتزا از 16 دلار به 24 دلار برسد

00:10:37.930 --> 00:10:38.540
این چه تاثیری دارد ؟

00:10:38.540 --> 00:10:40.180
خوب بیاید بریم به شکل 5-2

00:10:40.455 --> 00:10:42.120
این شکل تاثیرش را نشان میدهد

00:10:42.120 --> 00:10:45.474
کاری که میکند این است که
میگوید محدودیت بودجه تازه ما

00:10:45.499 --> 00:10:50.481
به جای اینکه 16p بعلاوه 8m برابر با 96 باشد

00:10:50.605 --> 00:10:53.610
96 که برابر محدودیت بودجه در مثال ماست

00:10:53.766 --> 00:10:57.752
حالا 24p بعلاوه 8m برابر با 96 باشد

00:10:58.370 --> 00:11:00.020
این معادله جدید برای محدودیت بودجه است

00:11:00.020 --> 00:11:02.637
یا واضح تر اینکه شیب محدودیت بودجه

00:11:02.662 --> 00:11:07.092
از منفی 1/2 به منفی 1/3 مسطح شده است

00:11:07.370 --> 00:11:11.240
شیب از منفی1/2 به منفی 1/3 نزول کرده است

00:11:11.240 --> 00:11:18.390
نسبت قیمت از 1/2 به 1/3 کاهش پیدا کرده است

00:11:18.390 --> 00:11:21.530
حالا چند لحظه مطلوبیت را فراموش کنید

00:11:21.530 --> 00:11:23.790
فراموش کنید که در مورد مطلوبیت فکر کرده ایم

00:11:23.790 --> 00:11:27.661
فقط با نگاه کردن به این میتوانید بگویید

00:11:27.882 --> 00:11:32.493
که آیا از این تغییر در قیمت
نفع برده ای یا ضرر کرده اید؟

00:11:33.010 --> 00:11:34.950
شما سرتان را تکان دادید، چرا نه ؟

00:11:34.950 --> 00:11:38.335
چون نمیدانیم که به اندازه کافی برای
گرفتن پیتزا به آن علاقه داریم یا خیر

00:11:38.360 --> 00:11:41.420
خوب، به طور اخص

00:11:41.420 --> 00:11:43.180
تقریبا میتوان گفت

00:11:43.180 --> 00:11:47.564
چه کسی تنها فردی اس که این
تغییر در قیمت برایش اهمیتی ندارد

00:11:47.589 --> 00:11:48.805
- صدا شنیده نمیشود -

00:11:48.830 --> 00:11:51.025
نه، نه، نه

00:11:51.050 --> 00:11:53.935
به مصرف کنندگان و اولویت های مختلف
افراد در خصوص پیتزا و فیلم فکر کنید

00:11:54.180 --> 00:11:56.825
اولویت شما در خصوص
پیتزا و فیلم باید چه باشد

00:11:56.850 --> 00:12:00.610
تا اهمیتی برای تغییر در قیمت قائل نباشید

00:12:00.610 --> 00:12:01.830
اولویت به کلی با فیلم باشد

00:12:01.830 --> 00:12:04.280
تا جایی که پیتزا به هر مقدار
برایتان اهمیت داشته باشد

00:12:04.280 --> 00:12:05.790
به ضررتان خواهد بود

00:12:05.790 --> 00:12:09.296
بنابراین در حقیقت پاسخ
این است که ردیف فرصتتان

00:12:09.538 --> 00:12:10.598
با محدودیت مواجه شده است

00:12:10.940 --> 00:12:12.960
بنابراین اگر به ردیف فرصت فکر کنید

00:12:17.290 --> 00:12:22.754
ردیف فرصت شما، مجموعه تصمیماتی
است که با توجه به بودجه خود میتوانید بگیرید

00:12:23.666 --> 00:12:25.874
با توجه به بودجه خود پیش
از اینکه بتوانید تصمیماتی

00:12:25.899 --> 00:12:27.499
تا خط بالایی بگیرید

00:12:28.070 --> 00:12:31.615
حالا مجموعه تصمیماتی که در
دسترس هستند نزول کرده است

00:12:31.640 --> 00:12:34.865
اینطور نیست که والدینتان پول
دادن بهتان را قطع کرده باشند

00:12:34.890 --> 00:12:37.390
همچنان 96 دلار به شما میدهند

00:12:37.390 --> 00:12:39.990
اما عملا فقر تر شده اید

00:12:39.990 --> 00:12:41.620
مسلما به ضررتان شده است و چرا ؟

00:12:41.620 --> 00:12:44.449
چون مجموعه چیزهایی که
میتوانستید با آن 96 دلار بخرید

00:12:44.474 --> 00:12:45.704
با محدودیت مواجه شده اند

00:12:45.850 --> 00:12:48.540
و مگر اینکه واقعا ارزشی
برای پیتزا قائل نباشید

00:12:48.629 --> 00:12:49.840
مگر اینکه تنها فیلم
برایتان اهمیت داشته باشد

00:12:49.840 --> 00:12:56.464
مگر اینکه به گلوتن و
پنیر حساسیت داشته باشید

00:12:56.536 --> 00:12:57.825
هیچ ارزشی برای پیتزا قائل نباشید

00:13:00.660 --> 00:13:01.790
به ضررتان تمام میشود

00:13:01.790 --> 00:13:02.835
ردیف فرصت هایتان محدود میشود

00:13:02.835 --> 00:13:04.975
و مفهوم کلیدی در اینجا همین است

00:13:05.007 --> 00:13:08.170
این است که ضرر کرده اید
چون هزینه افزایش داشته است

00:13:08.195 --> 00:13:09.852
افزایش هزینه به ضررتان میشود

00:13:09.877 --> 00:13:11.901
ردیف فرصت هایتان را محدود میکند

00:13:12.061 --> 00:13:16.411
چون با مقادیر مشابه درآمد حالا
میتوانید مقادیر کمتری محصول بخرید

00:13:17.300 --> 00:13:21.000
ردیف فرصت هایتان محدود شده است

00:13:21.000 --> 00:13:24.524
به همین صورت حالا بیاید در
مورد کاهش درآمد صحبت کنیم

00:13:24.721 --> 00:13:26.501
این مورد در شکل بعدی است

00:13:26.526 --> 00:13:29.994
حالا بیاید فرض کنیم که والدینتان از شما
عصبانی هستند و درآمد را به 80 دلار کاهش میدهند

00:13:30.216 --> 00:13:32.413
چون کاری که میخواستند را انجام نداده اید

00:13:32.438 --> 00:13:34.779
درآمد را به 80 دلار میرسانند چون به اندازه
کافی برایشان نامه نمینویسید یا زنگ نمیزنید

00:13:34.804 --> 00:13:36.779
بنابراین درآمدتان را به 80 دلار کاهش میدهند

00:13:37.280 --> 00:13:40.440
خوب اینجا شیب محدودیت
بودجه تغییری نکرده است

00:13:40.554 --> 00:13:42.845
چون چه چیزی شیب
محدودیت بودجه را تعیین میکند؟

00:13:42.870 --> 00:13:46.078
قیمت این کار را میکند، و
قیمتی در اینجا تغییر نکرده است

00:13:46.103 --> 00:13:49.118
شیب محدودیت بودجه بی تغییر مانده
است چون قیمت تغییری نکرده است

00:13:49.143 --> 00:13:52.086
اما ردیف فرصت شما
بار دیگر محدود شده است

00:13:52.111 --> 00:13:53.691
چون حالا درآمد کمتری دارید

00:13:53.955 --> 00:13:57.715
بنابراین حالا میتوانید از پس
هزینه پیتزا و فیلم های کمتری برآیید

00:13:57.740 --> 00:14:02.961
بنابراین حالا بجای اینکه بتوانید
تا 6 پیتزا و تا 12 فیلم تهیه کنید

00:14:02.986 --> 00:14:06.512
حالا تنها میتوانید تا 4
پیتزا و 10 فیلم تهیه کنید

00:14:06.670 --> 00:14:08.240
چون درآمدتان نزول کرده است

00:14:08.240 --> 00:14:10.620
بنابراین بار دیگر بی تردید ضرر کرده اید

00:14:10.620 --> 00:14:13.560
و ردیف فرصت هایتان منقبض شده است

00:14:13.560 --> 00:14:17.600
بنابراین ردیف فرصت هایتان
هر بار که درآمدتان نزول میکند

00:14:17.600 --> 00:14:20.230
یا هر بار که قیمت افزایش
پیدا میکند، منقبض میشود

00:14:20.230 --> 00:14:21.962
و چگونگی تاثیرگذاری اش روی نمودار

00:14:21.987 --> 00:14:24.447
مرتبط با این است که روی قیمت
تاثیر میگذارد که روی شیب تاثیر میگذارد

00:14:24.472 --> 00:14:26.952
یا تنها روی درآمد که
روی ّبردارها تاثیر میگذارد

00:14:27.623 --> 00:14:32.787
خوب سوالی در مورد محدودیت های
بودجه و ردیف های فرصت هست ؟

00:14:33.790 --> 00:14:34.450
با در دست داشتن این ها...

00:14:34.450 --> 00:14:35.404
بله، ببخشید، بفرمایید

00:14:35.552 --> 00:14:39.596
آیا محیط زیر منحنی اصلا
نشان دهنده مطلوبیت است؟

00:14:41.690 --> 00:14:44.663
نه نیست چون مطلوبیت از
جانب اولویت ها تعیین میشود

00:14:44.688 --> 00:14:47.170
نشان دهنده مطلوبیت بالقوه است

00:14:47.170 --> 00:14:48.685
چون این ردیف فرصت شماست

00:14:48.886 --> 00:14:53.304
اما همانطور که مثال اینجا نشان داد
اگر اصلا پیتزا دوست نداشته باشید

00:14:53.329 --> 00:14:56.875
احساستان نسبت به زمانی که پیتزا زیاد
دوست داشته باشید، بسیار متفاوت است

00:14:56.900 --> 00:14:59.505
بنابراین یکجورایی نشان
دهنده مطلوبیت بالقوه شماست

00:14:59.530 --> 00:15:01.059
اما نه خود مطلوبیتتان

00:15:01.160 --> 00:15:02.920
این شد پیش زمینه خیلی خوبی برای قدم بعدیمان

00:15:02.920 --> 00:15:07.034
این ها را کنار یکدیگر قرار دهیم و در
مورد انتخاب محدود صحبت کنیم

00:15:11.650 --> 00:15:13.820
که حالا میشود...
بیاید مسائل را کنار هم قرار دهیم

00:15:13.820 --> 00:15:15.289
میدانیم که اولویت هایتان کدام هستند

00:15:15.314 --> 00:15:18.785
از طریق تابع مطلوبیت به
شکل ریاضیاتی نشانشان دادیم

00:15:18.810 --> 00:15:22.782
میدانیم که ردیف بودجه شما
چیست و به شکل ریاضیاتی

00:15:22.817 --> 00:15:24.410
بر اساس درآمد و قیمت ها نشانش دادیم

00:15:24.410 --> 00:15:25.520
حالا بیاید در کنار هم قرارشان دهیم

00:15:25.552 --> 00:15:28.072
و در مورد چگونگی تصمیم گیری صحبت کنیم

00:15:28.580 --> 00:15:31.639
و ایده پایه ای اش این است که

00:15:31.679 --> 00:15:33.499
سوال پایه ای که باید پرسیده شود این است که

00:15:33.524 --> 00:15:37.713
با توجه به محدودیت هایی که
محدودیت بودجه ای برایتان به همراه

00:15:37.737 --> 00:15:41.855
دارد بیشترین مطلوبیتی که
میتوانید به آن دست یابید چیست ؟

00:15:41.880 --> 00:15:43.820
یا از لحاظ نموداری...

00:15:43.820 --> 00:15:46.110
دوباره بگوییم که میخواهید
این موضوع را از لحاظ شهودی

00:15:46.110 --> 00:15:47.530
نموداری و ریاضیاتی، فهم کنید

00:15:47.530 --> 00:15:50.746
فکر میکنم این ایده از لحاظ
شهودی خیلی ساده باشد

00:15:50.771 --> 00:15:53.946
که میشود با توجه به
محدودیت هایی که برایتان وجود

00:15:53.970 --> 00:15:57.145
دارد، بیشترین میزانی که
میتوانید داشته باشید چیست

00:15:57.170 --> 00:15:59.573
از لحاظ نموداری این موضوع
را به شکل این پرسش مطرح میکنیم

00:15:59.598 --> 00:16:02.615
که دورترین منحنی بی تفاوتی از
مبدا که میتوانید به آن برسید کدام است

00:16:02.640 --> 00:16:04.080
چون اگر یادتان باشد هرچه بیشتر بهتر

00:16:04.080 --> 00:16:06.260
منحنی های بی تفاوتی ای که دورتر
از مبدا هستند شما را راضی تر میکنند

00:16:06.260 --> 00:16:11.139
دورترین منحنی بی تفاوتی از مبدا
که میتوانید به آن برسید کدام است

00:16:11.950 --> 00:16:14.260
خوب برای این کار...
بیاید یک مثال را حل کنیم

00:16:14.260 --> 00:16:19.615
بیاید مثل جلسه پیش تصور کنیم که
مطلوبیت جذر پیتزا ضرب در فیلم است

00:16:19.640 --> 00:16:21.904
دوباره میگویم این هیچ معنای اساسی ای ندارد

00:16:21.929 --> 00:16:24.959
تنها نمایانگر ریاضیاتی اولویت ها است

00:16:25.080 --> 00:16:29.425
بنابراین اولویت هایتان با مطلوبیت برابر با
جذر پیتزا ضرب در فیلم نمایش داده شده است

00:16:29.450 --> 00:16:31.330
و بیاید همان محدودیت بودجه را داشته باشیم

00:16:31.330 --> 00:16:32.120
که در این جا داریم

00:16:32.120 --> 00:16:38.660
درآمد 96 دلار است، بهای فیلم
8 دلار و بهای پیتزا 16 دلار است

00:16:38.660 --> 00:16:41.300
حالا بریم به نمودار بعدی

00:16:41.300 --> 00:16:43.410
شکل 5-4

00:16:43.410 --> 00:16:47.392
کاری که این میکند این است
که تحلیل منحنی بی تفاوتی را

00:16:47.417 --> 00:16:49.670
در کنار تحلیل محدودیت بودجه میگذارد

00:16:49.979 --> 00:16:50.680
یکم پیچیده است

00:16:50.680 --> 00:16:58.140
خط محدودیت بودجه خطی عمودی است که از

00:16:58.140 --> 00:17:01.340
تقاطع بردار Y 6 به تقاطع بردار X 12 میرود

00:17:01.826 --> 00:17:04.731
خط مستقیمی است

00:17:04.796 --> 00:17:07.715
که از تقاطع بردار Y 6
به تقاطع بردار X 12 میرود

00:17:07.740 --> 00:17:08.720
این محدودیت بودجه ای است

00:17:08.720 --> 00:17:10.368
که پیش از این دیدیم

00:17:10.368 --> 00:17:13.289
بعد اینجا یک سری منحنی بی تفاوتی داریم

00:17:13.290 --> 00:17:16.512
این منحنی ها کشیده شده
اند و نماینده ریاضیاتی

00:17:16.537 --> 00:17:18.230
این تابع مطلوبیت است

00:17:18.230 --> 00:17:20.649
این ها نقاطی هستند که در
میان آن ها بی تفاوت هستید

00:17:20.851 --> 00:17:22.491
اگر که آن تابع مطلوبیت را داشته باشید

00:17:22.920 --> 00:17:25.579
و چیزی که میتوانیم ببینیم این است که
بهترین کاری که میتوانید بکنید این است که

00:17:25.604 --> 00:17:32.145
که نقطه D را با 6 فیلم
و 3 پیتزا را انتخاب کنید

00:17:32.620 --> 00:17:37.790
روی بردار Y باید p باشد نه C

00:17:38.849 --> 00:17:41.354
فیلم باید روی بردار x و
پیتزا روی بردار y باشد

00:17:41.600 --> 00:17:44.130
روی بردار y باید p باشد

00:17:44.130 --> 00:17:49.170
بهترین کاری که میتوانید بکنید
این است که نقطه D را انتخاب کنید

00:17:49.170 --> 00:17:50.470
حالا برای این که بببینیمش

00:17:50.470 --> 00:17:51.790
و این مطلوبیت را به دست میدهد

00:17:51.790 --> 00:17:53.820
ارزش مطلوبیت در نقطه D چه مقدار است؟

00:17:53.820 --> 00:17:55.473
میدانیم که ارزش ها مفهومی ندارند

00:17:55.498 --> 00:17:59.704
اما تنها برای مقایسه ارزش
نقطه D چه مقدار است؟

00:18:00.415 --> 00:18:02.620
جذر 18

00:18:02.620 --> 00:18:05.760
ارزش مطلوبیت جذر 6 ضرب در 3

00:18:05.760 --> 00:18:13.890
که میشود جذر 18

00:18:13.890 --> 00:18:18.300
که میشود جذر 2 یا 3 ضرب در جذر 2

00:18:18.325 --> 00:18:20.660
اما میذاریم برای مقایسه جذر 18 بماند

00:18:20.764 --> 00:18:22.066
جذر 18

00:18:22.090 --> 00:18:25.990
حالا بیاید در این مورد صحبت
کنیم که چرا این بهترین نقطه است

00:18:25.990 --> 00:18:27.470
بیاید در مورد چند نقطه جایگزین صحبت کنیم

00:18:27.470 --> 00:18:29.950
برای مثال چرا از نقطه E بهتر است؟

00:18:32.667 --> 00:18:36.655
یکی دست بلند کند و به من بگوید
چرا نقطه D بهتر از نثطه E است؟

00:18:36.680 --> 00:18:37.238
بله؟

00:18:37.263 --> 00:18:38.870
نقطه E با توجه به بودجه قابل دستیابی نیست

00:18:38.870 --> 00:18:40.781
نقطه E میتوانست بهتر باشد و عالی میشد

00:18:40.806 --> 00:18:45.166
ما 8 فیلم و 4 پیتزا را دوست داریم

00:18:45.191 --> 00:18:46.481
اما نمیتوانیم به آن دست پیدا کنیم

00:18:46.560 --> 00:18:47.685
بنابراین E غیر قابل دستیابی است

00:18:47.888 --> 00:18:51.170
چرا از نقطه A بهتر است ؟

00:18:51.170 --> 00:18:53.160
از پس هزینه نقطه A میتوان برآمد

00:18:53.160 --> 00:18:55.660
پس چرا نقطه E بهتر از نقطه A است؟

00:18:55.660 --> 00:18:58.660
همانطور که میتوان از پس هزینه نقطه D برآمد
میتوان از هزینه نقطه A هم برآمد

00:18:58.685 --> 00:18:58.960
بله؟

00:18:58.960 --> 00:19:02.180
چون در اینجا مطلوبیت تنها میشود جذر 10

00:19:02.180 --> 00:19:02.980
چرا ؟

00:19:02.980 --> 00:19:04.700
میشود جذر 10

00:19:04.700 --> 00:19:06.350
بله دقیقا چون مطلوبیت تنها میشود

00:19:06.350 --> 00:19:07.592
جذر 10

00:19:07.617 --> 00:19:10.748
در نقطه A روی منحنی بی
تفاوتی پایین تری قرار میگیریم

00:19:10.801 --> 00:19:13.261
بنابراین درست است که میتوان
از پس هزینه نقطه A برآمد

00:19:13.388 --> 00:19:15.040
اما در منحنی بی تفاوتی
پایین تری قرار میگیریم

00:19:15.065 --> 00:19:17.590
مطلوبیت در ارزش پایین تری
و تنها برابر با جذر 10 است

00:19:17.590 --> 00:19:20.698
بنابراین نقطه A تحت شعاع نقطه D قرار میگیرد

00:19:20.793 --> 00:19:22.395
نقطه C چطور؟

00:19:22.420 --> 00:19:28.050
خوب در نقطه C همان...

00:19:28.050 --> 00:19:31.038
نقطه C تنها تغییر به سمت
داخلی از نقطه D است

00:19:31.132 --> 00:19:32.505
اما اینجا تحت شعاع قرار گرفته است

00:19:32.530 --> 00:19:34.480
اینجا هم ارزش مطلوبیت پایین تر است

00:19:34.480 --> 00:19:38.220
جذر 4.5 ضرب در 2.2 است

00:19:38.220 --> 00:19:42.690
و اساسا از این جهت تحت شعاع است
که میتوانید از پس هزینه بیشتری برآیید

00:19:42.690 --> 00:19:46.984
بنابراین اساسا نکته اینجاست که نقطه
ای که شما را بیش از همه راضی میکند

00:19:47.038 --> 00:19:49.040
نقطه ای است که در آن منحنی بی تفاوتی

00:19:49.040 --> 00:19:52.490
مماس محدودیت بودجه است

00:19:52.490 --> 00:19:56.021
چون این نقطه ای در
دورترین منحنی بی تفاوتی است

00:19:56.069 --> 00:19:57.750
که میتوانید با توجه به
محدودیت بودجه به آن برسید

00:19:57.750 --> 00:20:01.391
مماسیت منحنی بی تفاوتی و محدودیت بودجه

00:20:01.416 --> 00:20:06.022
نقطه ای است که با توجه به بودجه و
هزینه های موجود بیشترین نفع را برایتان دارد

00:20:07.630 --> 00:20:11.878
و این جایی است که شیب منحنی بی تفاوتی

00:20:11.903 --> 00:20:14.990
با شیب محدودیت بودجه برابری میکند

00:20:14.990 --> 00:20:18.366
مماسیت نقطه ای است که شیب منحنی بی تفاوتی

00:20:18.597 --> 00:20:20.933
با شیب محدودیت بودجه برابری میکند

00:20:22.110 --> 00:20:25.403
یا به شکلی ملموس تر...

00:20:25.482 --> 00:20:26.255
باشه اجازه بدید ادامه ندم

00:20:26.280 --> 00:20:27.850
این شهودیت نموداری است

00:20:27.850 --> 00:20:30.300
با شیب منحنی بی‌تفاوتی
به دلیل شیب محدودیت بودجه

00:20:30.348 --> 00:20:31.414
محدودیت بودجه حالت بهینه است

00:20:31.500 --> 00:20:33.830
چراکه در تعریف اینجا نقطه ای

00:20:33.855 --> 00:20:36.169
در دورترین منحنی بی تفاوتی
است که میتوانید به آن برسید

00:20:36.194 --> 00:20:37.556
با توجه به بودجه

00:20:37.580 --> 00:20:40.540
نقطه مماسیت نقطه شیب های برابر است

00:20:40.780 --> 00:20:44.520
سوالی در مورد تحلیل نموداری وجود دارد

00:20:44.520 --> 00:20:46.270
این خیلی خیلی مهم است

00:20:46.270 --> 00:20:46.950
بله؟

00:20:46.950 --> 00:20:48.620
این از طریق تحلیل نموداری بود

00:20:48.620 --> 00:20:52.820
اما اگر تنها در مفهوم ارزش
ترتیبی تابع مطلوبیت در نظر بگیریم

00:20:52.845 --> 00:20:55.327
و P و M همیشه مثل باشد

00:20:55.352 --> 00:20:57.230
اهمیتی دارد اگر جذر را کنار بگذاریم؟

00:20:57.230 --> 00:20:59.468
اگر مطلوبیت برابر با pm
بود چیزی تغییر میکرد؟

00:20:59.493 --> 00:21:02.824
به خاطر اینکه نرخ حاشیه ای جایگزینی و تبدیل

00:21:02.849 --> 00:21:04.080
همه این ها همچنان همان میشوند درسته ؟

00:21:08.180 --> 00:21:09.920
در این مثال خاص اینطور نمیشود

00:21:09.920 --> 00:21:11.390
در واقع سوال خیلی خوبی را مطرح کردید

00:21:11.390 --> 00:21:15.720
از آنجایی که ترتیبی است میتوانید برای

00:21:15.720 --> 00:21:18.220
رده بندی دسته محصولات تبدیل انجام دهید

00:21:18.220 --> 00:21:22.235
همیشه میتوان در تبدیل یک نواخت
تابع مطلوبیت، به رده بندی مشابه رسید

00:21:22.260 --> 00:21:23.415
این دقیقا درست است

00:21:23.440 --> 00:21:27.700
با توجه به اینکه...

00:21:27.725 --> 00:21:30.708
در ادامه جلسات این کلاس اشکال متفاوتی که
چرا شکل تابعی اهمیت دارد را نشان خواهیم داد

00:21:30.733 --> 00:21:32.603
و نشان خواهم داد که چرا جذر را انجام دادم

00:21:32.628 --> 00:21:36.905
چراکه مشخص خواهد شد که برای
دیگر موضوعات اهمیت پیدا میکند

00:21:36.930 --> 00:21:40.505
اما در مورد رده بندی دسته
محصولات حرف شما درست است

00:21:40.530 --> 00:21:43.835
رده بندی دسته محصولات با تبدیل تناقضی ندارد

00:21:44.812 --> 00:21:47.170
خوب این شد از لحاظ نموداری

00:21:47.170 --> 00:21:51.055
حالا بریم سراغ شکل ریاضیاتی اش

00:21:51.080 --> 00:21:53.945
پس بیاید در مورد ریاضیات
حداکثرسازی مطلوبیت صحبت کنیم

00:21:53.970 --> 00:21:57.655
میخواهم این کار را طبق
عادتم به شکل ساده انجام دهم

00:21:57.680 --> 00:22:00.730
تا حدودی در روز جمعه روی

00:22:00.730 --> 00:22:06.573
محاسباتی که پشت ریاضیاتی که
اینجا ارائه میدهم کار خواهید کرد

00:22:07.615 --> 00:22:12.133
حالا بیاید در مورد این صحبت کنیم

00:22:12.158 --> 00:22:14.700
که برابری این شیب ها به چه معناست

00:22:14.700 --> 00:22:18.565
کسی به خاطر دارد که شیب
منحنی بی تفاوتی چیست؟

00:22:18.590 --> 00:22:20.150
شیب منحنی بی تفاوتی را چه مینامیم؟

00:22:20.150 --> 00:22:20.430
بله؟

00:22:20.430 --> 00:22:21.490
نرخ حاشیه ای جایگزینی

00:22:21.490 --> 00:22:22.302
نرخ حاشیه ای جایگزینی

00:22:22.327 --> 00:22:25.947
شیب منحنی بی تفاوتی نرخ
حاشیه ای جایگزینی است

00:22:26.810 --> 00:22:30.210
که به عنوان چه چیزی تعریف میشود؟

00:22:30.210 --> 00:22:34.000
نرخ حاشیه ای جایگزینی چیست؟

00:22:34.000 --> 00:22:35.450
نسبت چی ؟

00:22:35.450 --> 00:22:37.090
- صدا شنیده نمیشود -

00:22:37.090 --> 00:22:38.982
نه، نرخ حاشیه ای جایگزینی

00:22:38.982 --> 00:22:41.290
موضوع اینجا تنها اولویت هاست

00:22:41.290 --> 00:22:43.125
نرخ حاشیه ای جایگزینی
به چه عنوان تعریف میشود؟

00:22:43.125 --> 00:22:44.310
نسبت چی به چی ؟

00:22:44.506 --> 00:22:44.897
بله ؟

00:22:44.922 --> 00:22:46.074
مقادیر یک محصول که باید بدهید

00:22:46.074 --> 00:22:47.725
تا به یک واحد از محصول دیگر دست پیدا کنید

00:22:47.750 --> 00:22:48.348
ببخشید چی ؟

00:22:48.373 --> 00:22:49.872
مقادیر یک محصول که باید بدهید

00:22:49.872 --> 00:22:51.310
تا به یک واحد از محصول دیگر دست پیدا کنید

00:22:51.310 --> 00:22:53.640
دقیقا از لحاظ نموداری
به این عنوان تعریف میشود

00:22:53.665 --> 00:22:55.710
شیب منحنی بی تفاوتی است

00:22:55.710 --> 00:22:57.400
از لحاظ ریاضیاتی چه بود؟

00:22:57.400 --> 00:22:59.597
در مفهوم مطلوبیت چه بود؟

00:22:59.653 --> 00:23:00.255
کسی به خاطر دارد؟

00:23:00.280 --> 00:23:00.680
بله

00:23:00.680 --> 00:23:02.190
نسبت جزئیات

00:23:02.190 --> 00:23:05.000
نسبت مطلوبیت های حاشیه ای

00:23:05.000 --> 00:23:09.436
به شکل اخص منفی مطلوبیت حاشیه ای فیلم

00:23:09.461 --> 00:23:11.110
بر روی مطلوبیت حاشیه ای پیتزا است

00:23:11.110 --> 00:23:12.844
یادتان هست، منفی مطلوبیت حاشیه ای بردار x

00:23:12.869 --> 00:23:14.950
روی مطلوبیت حاشیه ای بردار y است

00:23:14.950 --> 00:23:17.069
بنابراین نرخ حاشیه ای جایگزینی

00:23:17.121 --> 00:23:22.683
نرخی است که در آن تمایل به
جایگزینی دو محصول فیلم و پیتزا را دارید

00:23:22.716 --> 00:23:25.674
که تابعی از مطلوبیت های حاشیه ای است

00:23:25.777 --> 00:23:29.753
اگر مطلوبیت حاشیه ای فیلم بسیار بالا باشد

00:23:29.778 --> 00:23:31.560
بنابراین به پیتزاهای زیادی میطلبید

00:23:31.585 --> 00:23:34.425
و از فیلمی چشم پوشی نمیکنید
مگر اینکه بجایش کلی پیتزا بگیرید

00:23:34.450 --> 00:23:36.638
اگر مطلوبیت حاشیه ای
برای فیلم بسیار پایین باشد

00:23:36.739 --> 00:23:40.224
راضی خواهید بود که از فیلمی حتی
برای بخش کوچکی از پیتزا چشم پوشی کنید

00:23:40.970 --> 00:23:42.400
بنابراین این شد نرخ حاشیه ای جایگزینی

00:23:42.400 --> 00:23:44.370
این تنها در رابطه با اولویت هاست

00:23:44.395 --> 00:23:47.042
در همین حین میگوییم که

00:23:47.067 --> 00:23:52.491
نرخ حاشیه ای جایگزینی برابر است با

00:23:53.060 --> 00:23:57.545
این شیب برابر با شیب محدودیت بودجه است

00:23:57.807 --> 00:24:02.247
خوب، شیب محدودیت بودجه که
به آن میگوییم نرخ حاشیه ای تبدیل

00:24:02.272 --> 00:24:03.522
که نسبت قیمت است

00:24:08.960 --> 00:24:12.519
شیب محدودیت بودجه منفی نسبت قیمت است

00:24:12.544 --> 00:24:15.834
اینجاست که شما یکجورایی
یک قدم از ما جلوتر بودید

00:24:15.900 --> 00:24:18.959
بنابراین اولویت ها به ما

00:24:19.038 --> 00:24:21.410
این نرخ حاشیه ای جایگزینی را میدهد

00:24:21.410 --> 00:24:25.285
کارکردهای بازار به ما
نرخ حاشیه ای تبدیل را میدهد

00:24:25.310 --> 00:24:30.545
و حداکثرسازی مطلوبیت به
ما میگوید که اینها برابر هستند

00:24:30.661 --> 00:24:33.898
چرا که در آن مماسیت برابر هستند

00:24:34.547 --> 00:24:36.737
در آن مماسیت

00:24:40.180 --> 00:24:45.342
در آن نقطه مماسیت است که به
بالاترین منحنی بی تفاوتی ممکن میرسید

00:24:46.536 --> 00:24:49.314
بنابراین در حالت بهینه

00:24:49.339 --> 00:24:54.375
به این میرسید که نسبت مطلوبیت
حاشیه ای برابر است با نسب قیمت

00:24:54.400 --> 00:24:57.986
حالا میخواهم که شما این موضوع
را بیشتر از لحاظ شهودی فهم کنید

00:24:58.011 --> 00:25:00.170
حتی با وجود این معادلات ریاضیاتی

00:25:00.170 --> 00:25:01.605
من دوست دارم اینطور در موردش فکر کنم که

00:25:01.630 --> 00:25:07.145
در مورد نسبت مطلوبیت های حاشیه ای
را به عنوان سود حاشیه ای در نظر بگیرید

00:25:07.170 --> 00:25:13.630
بنابراین میشود سود یک
فیلم دیگر در مفهوم پیتزا

00:25:13.630 --> 00:25:16.815
نرخ حاشیه ای جایگزینی سود
یک فیلم دیگر در مفهوم پیتزا است

00:25:16.840 --> 00:25:20.565
میزان تمایلتان به فیلم بعدی به نسبت
میزان تمایلتان به پیتزای بعدی است

00:25:22.113 --> 00:25:23.881
هزینه...

00:25:23.906 --> 00:25:25.799
نرخ حاشیه ای تبدیل یا هزینه

00:25:25.824 --> 00:25:30.325
بهای فیلم بعدی به نسبت بهای پیتزای بعدی است

00:25:30.350 --> 00:25:36.423
بنابراین حرفمان اینجا این
است که سود برابر با هزینه است

00:25:37.251 --> 00:25:41.706
به شکل اخص میگوییم که سود
حاشیه ای برابر با هزینه حاشیه ای است

00:25:41.740 --> 00:25:48.073
سود حاشیه ای، سود فیلم
بعدی در نسبت پیتزای بعدی

00:25:48.098 --> 00:25:50.540
باید برابر با هزینه حاشیه ای باشد

00:25:50.540 --> 00:25:53.205
هزینه فیلم بعدی برای
شما در نسبت پیتزای بعدی

00:25:53.230 --> 00:25:58.070
و این عبارت که حالت بهینه جایی است که
سود حاشیه ای با هزینه حاشیه ای برابر میشود

00:25:58.095 --> 00:25:59.910
در تمام موضوعات این درس جاری خواهد بود

00:25:59.910 --> 00:26:02.539
زمانی که حداکثر سازی در شرکت
ها را هم انجام میدهیم مشابه همین است

00:26:02.564 --> 00:26:06.287
هر حداکثرسازی ای که در این درس انجام میدهیم

00:26:06.312 --> 00:26:10.460
هر بهینه سازی ای به هدف
برابر سازی این حاشیه ها است

00:26:10.460 --> 00:26:14.180
برابر کردن سود حاشیه ای با هزینه حاشیه ای

00:26:14.180 --> 00:26:16.500
این متفاوت از سود برابر با هزینه است، چراکه

00:26:16.500 --> 00:26:18.850
موضوع آن واحد بعدی است

00:26:18.850 --> 00:26:21.983
میگوید که چه احساسی در مورد فیلم بعدی

00:26:22.068 --> 00:26:23.991
در مقایسه با هزینه آن فیلم بعدی است

00:26:24.150 --> 00:26:26.100
حالا قیمت هایی که در
اینجا داریم ثابت هستند

00:26:26.125 --> 00:26:29.025
میتوان تصور کرد که به فراخور اینکه فیلم های
بیشتری تماشا میکنید بهای فیلم تغییر میکند

00:26:29.050 --> 00:26:29.710
اما پیچیده میشود

00:26:29.710 --> 00:26:30.600
بعدها به آن میپردازیم

00:26:30.600 --> 00:26:32.030
در حال حاضر بها ثابت است

00:26:32.030 --> 00:26:34.300
اما مطلوبیت های حاشیه ای ثابت نیستند

00:26:34.300 --> 00:26:38.856
مطلوبیت حاشیه ای مسلما هرچه
فیلم بیشتری ببینید تغییر میکند

00:26:39.709 --> 00:26:41.105
دوست دارم اینطور در موردش فکر کنم که...

00:26:41.130 --> 00:26:44.215
دوباره میگویم در مورد فهم شهودی باید
فهم شهودی مختص به خودتان را درست کنید

00:26:44.240 --> 00:26:46.220
شکلی که من دوست دارم به
شکل شهودی در مورد این فکر کنم

00:26:46.220 --> 00:26:48.395
که در واقع کمی بازنویسی اش کنم

00:26:48.581 --> 00:26:53.690
و به این گونه بازنویسی کنم که
مطلوبیت حاشیه ای فیلم روی قیمت فیلم

00:26:53.715 --> 00:26:57.176
برابر است با مطلوبیت
حاشیه ای پیتزا روی قیمت پیتزا

00:26:57.205 --> 00:26:58.468
در تعادل

00:26:59.350 --> 00:27:03.445
نه ببخشید در حالت بهینه این صحیح است

00:27:03.470 --> 00:27:06.193
این را دوست دارم چون از
نظر من این عبارت میگوید که ببین

00:27:06.221 --> 00:27:10.561
لذتی که از هزینه خود به دست می آورید
باید در تمام محصولات برابر باشد

00:27:10.586 --> 00:27:12.470
این یعنی...

00:27:12.470 --> 00:27:15.291
برای هر دلاری که برای فیلم پرداخت میشود

00:27:15.316 --> 00:27:18.742
چه چیزی میخرد، دلار بعدی ای که
هزینه فیلم میشود چه چیزی میخرد؟

00:27:18.870 --> 00:27:22.205
این میگوید که دلار بعدی ای که
هزینه پیتزا میشود چه چیزی میخرد

00:27:22.230 --> 00:27:23.599
و این ها باید برابر باشند

00:27:23.624 --> 00:27:27.701
اگر دلار بعدی ای که هزینه
فیلم میشود، لذت بسیار بیشتری

00:27:27.726 --> 00:27:29.687
از دلار بعدی ای که هزینه
پیتزا میشود را برای شما میخرد

00:27:29.720 --> 00:27:31.180
بنابراین در وضعیت صحیح نیستید

00:27:31.180 --> 00:27:34.439
باید مسیر پول خود را تغییر دهید و
بیشتر روی فیلم و کمتر روی پیتزا هزینه کنید

00:27:34.655 --> 00:27:37.387
از دلار بعدی ای که هزینه پیتزا میشود

00:27:37.515 --> 00:27:39.610
رضایت بیشتری از دلار بعدی ای که
هزینه فیلم میشود را برای شما میخرد

00:27:39.610 --> 00:27:41.000
بنابراین اینجا هم در وضعیت صحیح نیستید

00:27:41.000 --> 00:27:45.200
باید فیلم کمتری تماشا کنید
و پیتزای بیشتری بخرید

00:27:45.200 --> 00:27:50.720
بنابراین این جایی است که سود حاشیه ای...

00:27:50.720 --> 00:27:52.753
لذت به دست آمده از هزینه برای فیلم بعدی

00:27:52.845 --> 00:27:57.075
برابر است با لذت به دست
آمده از هزینه برای پیتزای بعدی

00:27:57.830 --> 00:28:01.248
برای مشاهده اش بیاید به شکل 5-4 برگردیم

00:28:01.273 --> 00:28:05.897
و در مورد ریاضیات
چندتا از این نقاط تفکر کنیم

00:28:07.083 --> 00:28:12.678
بیاید نقطه A را در نظر بگیریم

00:28:12.702 --> 00:28:18.881
در نقطه A

00:28:18.906 --> 00:28:21.820
دو پیتزا و پنج فیلم داریم

00:28:21.820 --> 00:28:27.572
بنابراین در نقطه A پیتزا برابر
با 2 و فیلم برابر با 5 میشود

00:28:28.513 --> 00:28:34.753
بنابراین در نقطه A مطلوبیت
برابر با جذر 10 میشود

00:28:35.230 --> 00:28:39.136
حالا به شکل اخص مطلوبیت حاشیه ای برای پیتزا

00:28:39.182 --> 00:28:40.524
در این نقطه

00:28:40.549 --> 00:28:41.680
مطلوبیت حاشیه ای برای پیتزا چیست؟

00:28:41.680 --> 00:28:42.760
خوب میتوانیم مشتق گیری کنیم

00:28:42.760 --> 00:28:47.661
میشود مشتق تابع مطلوبیت با توجه به قیمت ها

00:28:47.686 --> 00:28:50.230
 du/dp

00:28:50.230 --> 00:28:54.918
که میشود 0.5 ضرب در تعداد فیلم ها

00:28:54.976 --> 00:28:58.950
روی جذر P ضرب در M

00:28:59.749 --> 00:29:04.100
که با این مقادیر میشود 1 روی جذر 10

00:29:05.538 --> 00:29:08.628
این میشود مطلوبیت حاشیه ای پیتزا

00:29:08.989 --> 00:29:14.350
مطلوبیت حاشیه ای فیلم میشود  du/dm

00:29:14.350 --> 00:29:21.515
که میشود 0.5 ضرب در P روی جذر P ضرب در M

00:29:22.231 --> 00:29:29.165
که میشود 2.5 روی جذر 10

00:29:31.740 --> 00:29:38.439
بنابراین نرخ حاشیه ای جایگزینی بین این دو

00:29:38.464 --> 00:29:40.350
2.5 است

00:29:40.350 --> 00:29:47.130
نرخ حاشیه ای جایگزینی 2.5 است

00:29:47.130 --> 00:29:49.570
این از لحاظ شهودی به چه معناست؟

00:29:49.570 --> 00:29:53.045
کسی میتواند بگوید 2.5 بودن نرخ حاشیه
ای جایگزینی از لحاظ شهودی به چه معناست؟

00:29:53.070 --> 00:29:54.680
این به چه معناست؟

00:29:54.680 --> 00:29:58.305
یکی یکجوری توضیح بدهد که گویا میخواهد
به کسی که انگلیسی صحبت میکند توضیح دهد

00:29:58.330 --> 00:30:02.325
2.5 بودن نرخ حاشیه ای جایگزینی
از لحاظ شهودی به چه معناست؟

00:30:02.350 --> 00:30:02.890
بله؟

00:30:03.123 --> 00:30:06.260
برای 2.5 فیلم از یک پیتزا صرف نظر میشود

00:30:06.260 --> 00:30:06.640
بله

00:30:06.640 --> 00:30:07.820
نه در واقع برعکس است

00:30:07.820 --> 00:30:11.420
از دو نیم پیتزا صرف نظر میکنید...

00:30:11.420 --> 00:30:15.701
نرخ حاشیه ای جایگزینی 2.5 است

00:30:18.031 --> 00:30:19.620
نه درسته

00:30:19.620 --> 00:30:23.320
از 2.5 تا صرف نظر میکنید...

00:30:23.644 --> 00:30:25.440
یک لحظه ببینم که درست باشد

00:30:29.510 --> 00:30:36.305
بنابراین از یک پیتزا صرف
نظر میکنید تا 2 و نیم فیلم...

00:30:36.737 --> 00:30:37.580
نه برعکس است

00:30:43.040 --> 00:30:45.060
کلی پیتزا دارید و فیلم کافی ندارید

00:30:45.060 --> 00:30:47.640
بنابراین 2 و نیم پیتزا میدهید

00:30:47.640 --> 00:30:50.890
تا یک فیلم دیگر داشته باشید

00:30:50.890 --> 00:30:52.310
گیج کننده است

00:30:52.310 --> 00:30:55.000
دو و نیم پیتزا میدهید تا یک فیلم بگیرید

00:30:55.000 --> 00:30:57.070
به همین معنی است

00:30:57.070 --> 00:30:59.700
دو و نیم پیتزا میدهید تا
یک فیلم به دست بیاورید

00:30:59.700 --> 00:31:01.100
و چرا به این شکل است؟

00:31:01.100 --> 00:31:04.095
چرا در نقطه A دو و نیم پیتزا
میدهید تا یک فیلم دیگر ببینید؟

00:31:04.120 --> 00:31:04.597
بله ؟

00:31:04.597 --> 00:31:09.206
خوب به مماسیت خط با منحنی
بی تفاوتی در نقطه A نگاه میکنیم

00:31:09.231 --> 00:31:11.280
و شیب رو به پایینی ندارد

00:31:11.280 --> 00:31:12.970
خیلی شیب تندی دارد که به چه معنا است؟

00:31:13.311 --> 00:31:15.154
به این معناست که سود زیادی...

00:31:15.179 --> 00:31:17.326
به این شکل است که برایتان
مهم نیست که برای تماشای

00:31:17.350 --> 00:31:19.496
یک فیلم دیگر از تعداد
زیادی پیتزا صرف نظر کنید

00:31:19.521 --> 00:31:20.795
دقیقا

00:31:20.820 --> 00:31:23.572
در واقع این راه بسیار خوبی برای کنار
هم قرار دادن نمودارها و فهم شهودی است

00:31:23.830 --> 00:31:26.648
تقکر شهودی اش به این شکل است

00:31:26.759 --> 00:31:29.251
پیتزاهای زیادی در نقطه A دارم

00:31:29.276 --> 00:31:31.576
و فیلم های زیادی ندارم

00:31:31.970 --> 00:31:34.990
بنابراین با کمال میل کلی پیتزا میدهم

00:31:34.990 --> 00:31:36.751
 تا فیلم بعدی را داشته باشم

00:31:36.790 --> 00:31:39.210
چیزی که شما گفتید با
نمودارهای اینجا گره اش میزند

00:31:39.210 --> 00:31:43.940
منحنی بی تفاوتی اینجا از طریق
نقطه A شیب بسیار تندی دارد

00:31:43.940 --> 00:31:47.500
منحنی بی تفاوتی با شیب تندی
به این شکل به این معناست که

00:31:47.763 --> 00:31:53.150
که من در این نقطه زیاد برایم اهمیتی
ندارد که چند پیتزا به دست می آورم

00:31:53.276 --> 00:31:56.650
اما اهمیتی بالایی به بدست
آوردن فیلم های بیشتر میدهم

00:31:56.675 --> 00:32:00.377
بنابراین در نقطه A که خیلی شیب بالایی دارد

00:32:00.402 --> 00:32:05.960
تمایل دارید که دو و نیم پیتزا
بدهید تا یک فیلم تماشا کنید

00:32:05.960 --> 00:32:07.050
اما از چه چیزی باید صرف نظر کنید؟

00:32:07.050 --> 00:32:10.482
بازار میگوید که باید از چه چیزی
برای تماشای فیلم چشم پوشی کنید؟

00:32:10.859 --> 00:32:14.315
در عمل چه تعداد پیتزا
باید برای دیدن فیلم بدهید؟

00:32:14.340 --> 00:32:16.720
تمایل دارید که دو و نیم پیتزا
بدهید تا یک فیلم تماشا کنید

00:32:16.720 --> 00:32:18.420
اما در واقع چند پیتزا باید بدهید؟

00:32:18.420 --> 00:32:19.350
نصف پیتزا

00:32:19.350 --> 00:32:21.330
نصف پیتزا باید بدهید تا یک فیلم ببینید

00:32:21.330 --> 00:32:23.140
بنابراین این نمیتواند حالت بهینه باشد

00:32:23.140 --> 00:32:25.160
تمایل دارید که دو و نیم
پیتزا بدهید تا یک فیلم ببینید

00:32:25.160 --> 00:32:27.710
اما تنها نیاز است که نصف
پیتزا بدهید تا یک فیلم ببینید

00:32:27.710 --> 00:32:29.890
بنابراین این نمیتواند وضعیت صحیح باشد

00:32:29.890 --> 00:32:33.260
باید دسته محصولات مصرفی خود را تغییر دهید

00:32:33.260 --> 00:32:35.258
باید دسته محصولات مصرفی خود را تغییر دهید

00:32:35.283 --> 00:32:38.505
چون بازار تنها برای یک
فیلم نصف پیتزا میخواهد

00:32:38.530 --> 00:32:41.065
اما شما تمایل دارید که دو و
نیم پیتزا بدهید تا یک فیلم ببینید

00:32:41.090 --> 00:32:45.470
بنابراین در نقطه ای مانند A
به وضوح در حالت بهینه نیستید

00:32:45.799 --> 00:32:48.550
چون که در اینجا تمایل به تبادلی دارید

00:32:48.550 --> 00:32:51.904
یادتان باشد که در این مورد صحبت کردیم که...
میتونیم برگردیم به جلسه اول

00:32:52.362 --> 00:32:55.690
در جلسه اول یا دوم نکته کلیدی این بود که

00:32:55.690 --> 00:33:00.398
عدم بهینگی زمانی اتفاق می افتد که مبادلاتی
که مردم به آن ارزش میدهند انجام نمیشود

00:33:01.020 --> 00:33:03.300
اینجا مبادله ای است که به آن ارزش میدهید

00:33:03.300 --> 00:33:06.030
تمایل دارید که دو و نیم
پیتزا بدهید تا یک فیلم ببینید

00:33:06.030 --> 00:33:08.590
بازار تنها نصف پیتزا برای یک فیلم میخواهد

00:33:08.590 --> 00:33:12.175
مبادله ای که به آن ارزش میدهید را انجام
نمیدهید، بنابراین این برآمدی بهینه نیست

00:33:12.200 --> 00:33:15.560
به همین صورت بیاید همین
محاسبات را در نقطه B انجام دهیم

00:33:15.585 --> 00:33:18.860
خوب در نقطه B اگر محاسبات را انجام دهید

00:33:18.885 --> 00:33:21.427
میبینید که مطلوبیت حاشیه ای پیتزا

00:33:21.452 --> 00:33:23.602
5 روی جذر 10 است

00:33:24.331 --> 00:33:27.326
مطلوبیت حاشیه ای فیلم 0.5 روی جذر 10 است

00:33:27.360 --> 00:33:30.250
بنابراین نرخ حاشیه ای جایگزینی 0.1 است

00:33:30.250 --> 00:33:34.705
در این نقطه تنها تمایل به دادن
0.1 پیتزا برای دیدن یک فیلم دارید

00:33:34.730 --> 00:33:36.367
در نقطه ای مانند B

00:33:36.509 --> 00:33:38.394
منحنی بی تفاوتی بسیار مسطح است

00:33:38.720 --> 00:33:41.340
تنها تمایل به دادن 0.1
پیتزا برای دیدن یک فیلم دارید

00:33:43.417 --> 00:33:44.590
با توجه به این موضوع...

00:33:44.590 --> 00:33:49.060
اما یادتان باشد که بازار همچنان
تمایل به این دارد که بگوید ببینید...

00:33:49.085 --> 00:33:51.700
میتوان برعکس اش کرد
بازار تمایل دارد که بگوید ببینید

00:33:51.810 --> 00:33:53.060
میتوانید یک فیلم بگیرید

00:33:54.957 --> 00:33:57.424
تمایل دارید که از ...

00:33:57.449 --> 00:33:59.670
تنها تمایل دارید که 0.1
پیتزا بدهید تا یک فیلم تماشا کنید

00:33:59.867 --> 00:34:04.165
خوب این به وضوع به این معناست که
فیلم های زیادی دارید و پیتزای کافی ندارید

00:34:04.190 --> 00:34:12.010
مسلما در این نقطه خوشحال میشوید
و میگویید واو یعنی میگویید که...

00:34:12.010 --> 00:34:15.730
من میتونم با دادن تنها دو
فیلم یک پیتزای کامل بگیرم؟

00:34:15.730 --> 00:34:19.850
اصلا من حتی تمایل دارم که
10 فیلم بدهم تا یک پیتزا بگیرم

00:34:19.850 --> 00:34:23.455
در نقطه ای که آنجا هستم
تمایل دارم که 10 پیتزا بدهم

00:34:23.520 --> 00:34:26.214
به من میگویید که تنها نیاز است
که دو فیلم بدهم تا یک پیتزا بگیرم؟

00:34:26.239 --> 00:34:26.960
عالیه

00:34:26.960 --> 00:34:28.280
این مبادله را انجام میدهم

00:34:28.280 --> 00:34:30.895
برمیگردم به سمت نقطه D

00:34:30.920 --> 00:34:33.644
به همین خاطر است که
این ایده که کاری که تمایل

00:34:33.668 --> 00:34:36.392
دارید انجام دهید که میشود
نرخ حاشیه ای جایگزینی

00:34:36.496 --> 00:34:39.379
و کاری که بازار
مجبورتان میکند که انجام دهید

00:34:39.463 --> 00:34:43.628
باید این ها را بازتنظیم کنید تا تصمیم
بگیرید که چه چیزی را میخواهید مصرف کنید

00:34:44.489 --> 00:34:47.570
حالا، مسلما در نقطه ای مثل...

00:34:47.570 --> 00:34:51.710
بیاید در مورد نقطه C صحبت
کنیم، نقطه C جالب است

00:34:51.710 --> 00:34:55.070
چون در نقطه C چه چیزی صدق میکند؟

00:34:55.095 --> 00:34:59.883
در نقطه C نرخ حاشیه ای جایگزینی
با نرخ حاشیه ای تبدیل برابر است

00:35:00.364 --> 00:35:05.123
شیب منحنی بی تفاوتی و
محدودیت بودجه برابر است

00:35:05.980 --> 00:35:09.305
به همین دلیل است که برای بهینه
سازی باید دو وضعیت را بررسی کنید

00:35:09.330 --> 00:35:11.620
اول از همه اینکه این
شیب ها باید برابر باشند

00:35:11.620 --> 00:35:14.660
دوما باید تمام پول خود را خرج کنید

00:35:14.660 --> 00:35:16.627
بنابراین درست است که
مجموعه ای از نقاط هستند که...

00:35:16.652 --> 00:35:20.335
در واقع برداری وجود دارد که
از نقاط C،D و E عبور میکند

00:35:20.599 --> 00:35:25.325
که همه نقاطی هستند که در
آن نرخ حاشیه ای جایگزینی

00:35:25.350 --> 00:35:26.710
برابر با نرخ حاشیه ای تبدیل است

00:35:27.171 --> 00:35:29.246
اما تنها D بهینه است

00:35:29.317 --> 00:35:31.770
چراکه همچنین باید به خاطر
داشته باشید که هرچه بیشتر بهتر

00:35:31.770 --> 00:35:33.700
اصلا نمیخواهید که پولی در دست باقی بماند

00:35:33.725 --> 00:35:37.149
بنابراین دو وضعیتی که
باید برآورده کنید این است که

00:35:37.230 --> 00:35:41.266
در نقطه ای هستید که مبادله مورد نظرتان

00:35:41.444 --> 00:35:44.186
بین پیتزا و فیلم با نظر بازار یکی باشد

00:35:44.320 --> 00:35:47.399
و جایی باشد که تمام بودجه
خود را در آن خرج کنید

00:35:47.843 --> 00:35:49.683
و این حالت بهینه است

00:35:49.890 --> 00:35:51.140
خوب سوالی در این مورد است؟

00:35:53.830 --> 00:35:56.820
بنابراین این اساسا نوع
نگرش ما به بهینه سازی است

00:35:56.820 --> 00:35:59.332
به این شکل در مورد تصمیم گیری مصرف کنندگان

00:35:59.357 --> 00:36:02.940
در تصمیم بین مصرف پیتزا و فیلم فکر میکنیم

00:36:02.940 --> 00:36:04.294
بیاید برگردیم به...

00:36:04.319 --> 00:36:07.190
با این حال این مورد خاصی
است که بهش نگاه کردیم

00:36:07.190 --> 00:36:08.692
این موردی است که به طور اخص که درش

00:36:08.717 --> 00:36:11.307
از پیش گفته ایم که راه حلی درونی وجود دارد

00:36:12.120 --> 00:36:16.707
در واقع در عمل میتوان در این نوع از تصمیمات

00:36:16.732 --> 00:36:18.560
به راه حل های گوشه ای رسید

00:36:18.560 --> 00:36:24.500
بنابراین بیاید به شکل
آخر، شکل 5-5 نگاه کنیم

00:36:25.512 --> 00:36:29.562
موردی را انتخاب کرده ایم
که درش دسته محصولات بهینه

00:36:29.985 --> 00:36:33.555
شامل هر دو مورد پیتزا و فیلم میشود

00:36:34.267 --> 00:36:37.080
موردی را انتخاب کرده ایم که دسته محصولات
بهینه شامل هر دو مورد پیتزا و فیلم میشود

00:36:37.080 --> 00:36:38.920
اما میتوان شرایطی را تصور کرد

00:36:38.920 --> 00:36:40.370
که درش دسته محصولات بهینه

00:36:40.370 --> 00:36:43.945
و دوباره میگویم که در شکل
5-5 باید بجای C حرف P  باشد

00:36:43.945 --> 00:36:46.420
باید روی بردار Y حرف P باشد

00:36:46.420 --> 00:36:49.960
که درش دسته محصول بهینه شامل

00:36:49.960 --> 00:36:51.470
تنها یکی از دو محصول میشود

00:36:51.470 --> 00:36:55.801
بنابراین این موردی است که ما
همان خط بودجه پیشین را داریم

00:36:55.826 --> 00:36:59.560
همان خط بودجه پیشین را داریم
که درش پیتزا و فیلم را مبادله میکنیم

00:36:59.560 --> 00:37:02.860
درآمدی برابر با 96
دلار دارید، بهای پیتزا 16

00:37:02.860 --> 00:37:04.460
و بهای فیلم 8 دلار است

00:37:04.460 --> 00:37:06.400
بنابراین همان خط بودجه پیشین است

00:37:06.400 --> 00:37:09.040
اما حالا منحنی بی تفاوتی
خیلی تغییر کرده است

00:37:09.040 --> 00:37:11.716
حالا اولویت هایتان به شکلی است که

00:37:11.741 --> 00:37:16.028
درش منحنی های بی تفاوتی خطی
ای به شکل I1 و I2 و I3 وجود دارد

00:37:17.720 --> 00:37:19.030
منحنی های بی تفاوتی خطی داریم

00:37:19.030 --> 00:37:21.780
این به این معناست که...

00:37:21.780 --> 00:37:25.930
این منحنی های بی تفاوتی به
این معناست که نرخ پایداری دارید

00:37:25.930 --> 00:37:28.580
که درش تمایل به مبادله
پیتزا برای فیلم را دارید

00:37:28.580 --> 00:37:30.343
اگر به شکل 5-4 برگردید

00:37:30.368 --> 00:37:33.425
نرخی که درش تمایل به مبادله
پیتزا برای فیلم را دارید تغییر میکند

00:37:33.450 --> 00:37:35.390
اولویت هایتان به شکلی است که...

00:37:35.390 --> 00:37:37.790
چراکه تابع جذر همانطور که گفته شد...

00:37:37.790 --> 00:37:39.952
اولویت هایتان به شکلی است که

00:37:39.977 --> 00:37:44.040
تمایل به انجام نرخ های متفاوت
مبادله در مقادیر متفاوت دارید

00:37:44.040 --> 00:37:47.304
در شکل 5-5 اولویت هایتان ثابت هستند

00:37:47.329 --> 00:37:49.543
بدون توجه به هر تعداد
پیتزا یا فیلمی که دارید

00:37:49.618 --> 00:37:56.468
همیشه تمایل به مبادله در همان نرخ را دارید

00:37:56.850 --> 00:38:00.230
خوب در این مورد میتوان
به راه حلی گوشه ای رسید

00:38:00.230 --> 00:38:10.980
در جایی که در واقع تنها
خواهید خواست که شش پیتزا

00:38:11.005 --> 00:38:12.540
و هیچ فیلمی مصرف کنید

00:38:12.540 --> 00:38:13.580
و چرا به این شکل است؟

00:38:13.580 --> 00:38:17.930
به این خاطر است که این
شخصی است که عاشق پیتزا است

00:38:17.930 --> 00:38:18.630
به نسبت فیلم

00:38:18.630 --> 00:38:21.460
منحنی بی تفاوتی بسیار مسطحی است

00:38:21.460 --> 00:38:24.520
به نسبت فیلم عاشق پیتزا است

00:38:24.520 --> 00:38:28.252
و آنقدر به نسبت فیلم عاشق پیتزا هستند

00:38:28.277 --> 00:38:30.741
که با توجه به قیمتی که با آن روبرو هستند

00:38:30.766 --> 00:38:34.196
تنها شش پیتزا و صفر فیلم را انتخاب میکنند

00:38:35.458 --> 00:38:37.330
بنابراین این شد راه حل گوشه ای

00:38:37.330 --> 00:38:41.097
بنابراین از لحاظ ریاضیاتی به فراخور
اینکه قسمتی از آن را در روز جمعه خواهید دید

00:38:41.122 --> 00:38:44.360
باید موضوع را برای راه
حل های گوشه ای بررسی کنید

00:38:44.360 --> 00:38:46.968
ممکن است این مسائل را حل
کنید و به کمیت های منفی برسید

00:38:46.993 --> 00:38:48.978
و گیج شوید که چه اتفاقی می افتد

00:38:49.003 --> 00:38:52.030
اگر پاسخی اشتباه به نظر برسد اشتباه است

00:38:52.030 --> 00:38:53.181
اگر مسائلی را حل کنید و
به کمیت های منفی برسید

00:38:53.206 --> 00:38:56.600
احتمالا به این خاطر است که راه
حل گوشه ای برای مسئله وجود دارد

00:38:56.625 --> 00:38:58.712
و در واقع کمیت بهینه

00:38:58.737 --> 00:39:02.679
این است که صفر مقدار از یک محصول داشته
باشیم و کل بودجه را هزینه محصول دیگر کنیم

00:39:04.240 --> 00:39:05.490
سوالی در این مورد هست ؟

00:39:07.870 --> 00:39:12.567
حالا بیاید در مورد اطلاق این موضوع...

00:39:12.615 --> 00:39:15.057
بیاید در مورد اطلاق این موضوع

00:39:15.161 --> 00:39:18.680
به انواع تصمیماتی که همه
شما باید بگیرید، فکر کنیم

00:39:18.680 --> 00:39:22.392
خوب در مورد این مثال خاص
از پیتزا و فیلم صحبت کردم

00:39:23.270 --> 00:39:29.125
و در واقع ممکن است که
بگویید خوب این واقعگرایانه نیست

00:39:29.150 --> 00:39:33.120
بگویید که من بودجه ام را
روی خیلی چیزها هزینه میکنم

00:39:33.120 --> 00:39:33.960
حالا چطور معادله را به این موضوع اطلاق دهم؟

00:39:33.960 --> 00:39:35.460
خوب در عمل کاری که
باید بکنید این است که باید

00:39:35.460 --> 00:39:36.707
نموداری چند بعدی بکشید

00:39:36.732 --> 00:39:38.512
و مسئله ای چند وجهی را حل کنید

00:39:38.840 --> 00:39:41.241
و این دشوار است

00:39:41.270 --> 00:39:46.652
اما در واقع در عمل همیشه میتوانیم به انتخاب
هایمان را به انتخاب های دوتایی تقسیم کنیم

00:39:47.220 --> 00:39:50.920
در عمل میتوانید اینطور بهش فکر کنید که ...

00:39:50.920 --> 00:39:57.417
بسیاری از افراد کاری میکنند که بسیاری
از روانشناسان به آن حسابگری ذهنی میگویند

00:40:02.733 --> 00:40:06.034
حسابگری ذهنی این است
که در اساس میگویند ببینید، بله

00:40:06.130 --> 00:40:08.485
من یک بودجه ای دارم و بسیاری
از چیزها هست که میتوانم بخرم

00:40:08.533 --> 00:40:11.286
اما دوست دارم که به شکل
زیرمجموعه ای به بودجه ام نگاه کنم

00:40:11.311 --> 00:40:13.957
به مقدار پول مشخصی که تمایل
دارم روی سرگرمی خرج کنم فکر میکنم

00:40:13.982 --> 00:40:16.175
و مقدار پول مشخصی که تمایل
دارم روی غذا خرج کنم فکر میکنم

00:40:16.200 --> 00:40:20.293
و بودجه ام را در نظر میگیرم
و به شکل ذهنی حسابگری میکنم

00:40:20.318 --> 00:40:22.418
و در ظرف های متفاوتی تقسیمش میکنم

00:40:22.710 --> 00:40:24.227
و درون هر کدام از آن ظرف ها

00:40:24.259 --> 00:40:29.215
میتوانیم همین نوع بهینه سازی
ای که اینجا انجام دادیم را انجام دهید

00:40:29.240 --> 00:40:34.341
بنابراین هرچند که در واقعیت از میان
مجموعه ای از محصولات انتخاب میکنیم

00:40:34.366 --> 00:40:40.591
در عمل خواهید دید که مردم همچنین
حسابگری های ذهنی را انجام میدهند

00:40:40.616 --> 00:40:45.771
که در قالب آن محصولات را
در ظروف مختلف تقسیم میکنند

00:40:45.859 --> 00:40:49.375
و در درون هر کدام از آن
ظروف بهینه سازی میکنند

00:40:51.700 --> 00:40:56.094
در عمل این به این معناست که در حقیقت

00:40:56.221 --> 00:41:00.441
اگر درنگ کنیم و به این فکر کنیم که دولت
چطور بر روی فرضیات مصرفی ما تاثیر میگذارد

00:41:00.686 --> 00:41:02.383
این به این معناست که در عمل

00:41:02.408 --> 00:41:03.870
دولت میتواند...

00:41:03.870 --> 00:41:07.457
یکی از راه هایی که معمولا فکر میکنیم دولت
از طریق آن بر تصمیمات مصرفی تاثیر میگذارد

00:41:07.482 --> 00:41:09.810
از طریق قدرت مالیات بندی است

00:41:09.810 --> 00:41:13.120
بنابراین بیاید برای مثال
بگوییم که دولت تصمیم میگرید

00:41:13.120 --> 00:41:14.790
که پیتزا بد است

00:41:14.790 --> 00:41:17.190
و باعث چاقی مفرط میشوند

00:41:17.190 --> 00:41:20.528
که بخاطر اینکه مردم زیاد پیتزا
میخورند چاقی زیاد شده است

00:41:21.295 --> 00:41:26.053
و باید با آن از طریق
سیاستی دولتی مواجه شویم

00:41:26.078 --> 00:41:28.550
که شامل مالیات گذاری میشود

00:41:28.550 --> 00:41:32.430
یکی به من توضیح بدهد که ما چگونه

00:41:32.455 --> 00:41:36.460
با توجه به این نمودارها میتوانیم
مالیات بر روی پیتزا را تحلیل کنیم

00:41:36.460 --> 00:41:43.236
مثلا بریم به شکل 5-4

00:41:43.480 --> 00:41:48.871
و تصور کنید که من بگویم
میخوام روی پیتزا مالیات بگذاریم

00:41:48.896 --> 00:41:51.920
قرار است یک مالیات 50
درصدی روی پیتزا بگذاریم

00:41:51.920 --> 00:42:00.040
بنابراین میگوییم که با هر
دلاری که هزینه پیتزا میکنید

00:42:00.040 --> 00:42:03.150
باید 50 سنت به دولت بدهید

00:42:03.150 --> 00:42:06.155
چون واقعا نگرانیم که مردم
دارند زیادی پیتزا میخورند

00:42:06.180 --> 00:42:09.210
این موضوع چه کاری با محدودیت بودجه میکند؟

00:42:09.210 --> 00:42:09.640
بله؟

00:42:09.640 --> 00:42:10.464
خوب در عمل

00:42:10.489 --> 00:42:12.207
دارید قیمت پیتزا را افزایش میدهید

00:42:12.364 --> 00:42:14.235
در عمل داریم قیمت پیتزا برای
مصرف کننده را افزایش میدهیم

00:42:14.260 --> 00:42:16.850
محدودیت بودجه به این شکل نزول میکند

00:42:16.875 --> 00:42:18.965
در واقع همان تاثیری را خواهد داشت

00:42:19.095 --> 00:42:20.665
که در شکل 5-2 دیدیم

00:42:20.920 --> 00:42:23.620
در واقع با اینکار شکل 5-2 را بازسازی کردم

00:42:23.620 --> 00:42:32.640
چراکه در شکل 5-2 قیمت
پیتزا 50 درصد بالا رفت

00:42:32.640 --> 00:42:35.410
 از 16 دلار به 24 دلار

00:42:35.474 --> 00:42:40.326
چراکه در شکل 5-2 قیمت پیتزا 50
درصد بالا رفت از 16 دلار به 24 دلار

00:42:40.350 --> 00:42:43.020
دولت هم در اینجا همین کار را کرد

00:42:43.020 --> 00:42:46.476
عملا بهای پیتزا را از 16
دلار به 24 دلار افزایش داد

00:42:46.501 --> 00:42:52.035
بنابراین بجای پرداخت 16 دلار 8 دلار
اضافی هم به شکل مالیات به دولت میپردازید

00:42:52.060 --> 00:42:54.070
خوب این کار چه پیامدی دارد؟

00:42:54.070 --> 00:42:58.440
این عموما مصرف پیتزا را کاهش میدهد

00:42:58.440 --> 00:43:00.879
این نوع افزایش بها در کل

00:43:00.943 --> 00:43:02.485
مصرف پیتزا را کاهش خواهد داد

00:43:02.510 --> 00:43:05.234
بنابراین دولت سعی کرده است که به هدف خود

00:43:05.328 --> 00:43:08.518
با تغییر جهت تمایل مردم
از پیتزا به سمت سینما، برسد

00:43:08.543 --> 00:43:11.133
از پیتزا دور شده و به سمت دیگر چیزها بیرد

00:43:11.315 --> 00:43:13.215
بله؟

00:43:13.240 --> 00:43:17.194
معنادار است که بگوییم که همچنین روی
منحنی های مطلوبیت تاثیرگذار خواهد بود؟

00:43:18.015 --> 00:43:20.113
معنادار نیست چون در واقع

00:43:20.138 --> 00:43:23.131
روی تصمیم بهینه تاثیر میگذارد

00:43:23.324 --> 00:43:27.545
در کل مقادیر متفاوتی پیتزا
و فیلم را انتخاب خواهید کرد

00:43:27.570 --> 00:43:28.895
جلسه بعد در موردش صحبت خواهیم کرد

00:43:29.173 --> 00:43:32.775
اما خیلی مهم است که بدانیم که درست نیست که
بگوییم که روی مطلوبیت تاثیرگذاری خواهد کرد

00:43:32.800 --> 00:43:34.709
مطلوبیت مانند چیزی است که با آن زاده میشوید

00:43:34.734 --> 00:43:38.184
مفهومی ذاتی در مورد اولویت های مبنایی است

00:43:39.350 --> 00:43:41.389
با اینجال، در واقع دارید به نکته من میرسید

00:43:41.414 --> 00:43:44.564
که این است که در حقیقت نوع
نگاه اقتصاددان ها به موضوع

00:43:44.744 --> 00:43:46.205
این است که دولت نمیتواند
روی اولویت ها تاثیرگذاری کند

00:43:46.230 --> 00:43:48.598
اما در حقیقت اگر مردم
حسابگری ذهنی انجام دهند

00:43:48.623 --> 00:43:50.963
دولت شاید بتواند که روی
اولویت ها تاثیرگذاری کند

00:43:51.040 --> 00:43:53.410
پس بیاید بگوییم که اساسا
نوع نگاه من اینگونه است که

00:43:53.410 --> 00:43:56.214
که بگوییم که من فکر میکنم
که بودجه ای برای غذا دارم

00:43:56.298 --> 00:43:58.128
و بودجه ای برای سرگرمی دارم

00:43:58.430 --> 00:44:00.845
و بگوییم که فکر میکنم که بودجه
سرگرمی ام کم است چون درآمد کمی دارم

00:44:00.870 --> 00:44:03.100
باید بودجه ای برای
غذا هم داشته باشم

00:44:03.100 --> 00:44:05.307
و بگوییم که پیتزا را در
بودجه غذایی ام قرار میدهم

00:44:05.332 --> 00:44:08.842
بنابراین مقادیری از بودجه غذایی
ام را به پیتزا اختصاص میدهم

00:44:09.000 --> 00:44:12.654
و بعد دولت میتواند با مالیات بندی
باعث شود که پیتزای کمتری بخورم

00:44:13.110 --> 00:44:16.780
اما اگر دولت به شکلی بتواند کاری کند که
در مورد پیتزا به شکلی متفاوت فکر کنم چه؟

00:44:17.216 --> 00:44:20.235
اگر به نحوی دولت بتواند کاری کند که من به
پیتزا به شکل نوعی سرگرمی نگاه کنم چطور؟

00:44:20.590 --> 00:44:22.579
و ناگهان در ظرف سرگرمی بگذارمش

00:44:22.604 --> 00:44:24.225
جایی که دیگر در با دیگر غذاها مباله اش نکنم

00:44:24.250 --> 00:44:26.401
بلکه با این که میخواهم
فیلمی ببینم یا چیزی از

00:44:26.425 --> 00:44:28.575
آیتونز دانلود کنم یا همچنین
چیزی، مبادله اش کنم

00:44:28.600 --> 00:44:31.211
شاید در این صورت با
همان بها پیتزای کمتری بخرم

00:44:31.236 --> 00:44:34.386
چراکه در ظرفی قرارش داده
ام که پول کمتری درش دارم

00:44:34.693 --> 00:44:38.725
بنابراین به عبارت دیگر جهانی
را با دو محصول تصور کرده ایم

00:44:38.815 --> 00:44:41.359
و تنها راهی که میتوانید تصمیم بین
این دو محصول را تحت تاثیر قرار دهید

00:44:41.384 --> 00:44:42.880
این است که یا درآمد را کاهش
دهید یا قیمت را (افزایش دهد)

00:44:42.880 --> 00:44:46.105
اما در حقیقت مردم دسته های
دوتایی محصول بسیاری دارند

00:44:46.275 --> 00:44:49.838
اگر بتوانم به گونه ای طرز
نگاه ذهنیتان را تغییر دهم

00:44:49.871 --> 00:44:52.351
و در ذهنتان پیتزا را از درون ظرفی
که در آن پول زیادی دارید بیرون بکشم

00:44:52.446 --> 00:44:54.716
و پیتزا را در ظرفی بگذارم
که در آن آنقدرها پول ندارید

00:44:55.060 --> 00:44:56.722
میتوانم میزان مصرف پیتزا را

00:44:56.747 --> 00:45:01.497
بدون هیچ سیاست مداخله گر
مالیاتی دولتی ای، کاهش دهم

00:45:02.240 --> 00:45:03.862
این از انواع چیزهایی است که

00:45:03.908 --> 00:45:05.338
در سیاست اقتصادی به آن میگوییم

00:45:05.863 --> 00:45:08.513
سقلمه

00:45:08.990 --> 00:45:13.404
و کتاب جدیدی به نام سقلمه
اثر ریچارد ثیلر وجود دارد

00:45:13.438 --> 00:45:15.415
که اقتصاددان رفتاری معروفی است

00:45:15.440 --> 00:45:17.585
و در اصل روانشناسی را وارد اقتصاد کرده است

00:45:17.610 --> 00:45:23.488
 اکنون رشته بسیار مهمی در اقتصاد
با نام اقتصاد رفتاری وجود دارد

00:45:25.083 --> 00:45:26.306
اقتصاد رفتاری

00:45:26.396 --> 00:45:30.446
که موضوعش تماما این است که چطور میتوانیم
دانسته های روانشناسی را وارد اقتصاد کنیم

00:45:30.480 --> 00:45:31.816
در کلاس 1401 این کار را نمیکنیم

00:45:31.841 --> 00:45:35.505
در این کلاس کلا فرضمان این
است که همه مردم منطقی هستند

00:45:35.530 --> 00:45:40.195
که هیچگاه به خاطر حرف دولت گول
نمیخورند و پیتزا را به شکل دیگری نمیبینند

00:45:40.386 --> 00:45:42.732
اما در حقیقت در دنیای
واقعی مردم بر اساس اطلاعاتی

00:45:42.756 --> 00:45:46.045
که دارند در مورد چیزها
به انحای متفاوت فکر میکنند

00:45:46.070 --> 00:45:49.510
با وجود اینکه سیاست های
مالیاتی میتواند بسیار مداخله گر باشد

00:45:49.510 --> 00:45:52.448
برخی از شمام میگویید واو میخواهند
بهای پیتزا را به 24 دلار افزایش دهند

00:45:52.473 --> 00:45:53.670
خیلی مداخله گر به نظر می آید

00:45:53.670 --> 00:45:56.553
اگر دولت به گونه ای بتواند با سقلمه
زدن طرز نگاهتان به پیتزا را تغییر دهد

00:45:56.578 --> 00:45:58.187
و میزان مصرف پیتزا را تغییر دهد

00:45:58.220 --> 00:46:02.455
این ممکن است برای بسیاری
سیاستی پذیرفتنی تر باشد

00:46:02.480 --> 00:46:05.728
و این از انواع نقش هایی
است که دولت میتواند بازی کند

00:46:06.110 --> 00:46:09.197
نقش هایی که سیاست گذاران میتوانند بازی کنند
نه تنها با تغییر قیمت ها یا درآمد

00:46:09.222 --> 00:46:11.863
بلکه با تغییر نوع دسته
بندی محصولات در ذهنتان

00:46:11.888 --> 00:46:13.160
میتوانند انتخاب هایی
که میکنید را تغییر دهند

