WEBVTT

00:00:22.036 --> 00:00:27.485
تا حالا به شکل کلی در
مورد روابط عرضه و تقاضا

00:00:27.573 --> 00:00:30.543
و فهم چگونگی کارکرد بازارها صحبت کردیم

00:00:30.670 --> 00:00:36.242
حالا میخواهیم یک قدم عقب تر برویم و
به عقبه منحنی های عرضه و تقاضا برسیم

00:00:36.267 --> 00:00:39.495
و ببینیم که خود این منحنی
ها از کجا نشات میگیرند

00:00:39.520 --> 00:00:42.080
بنابراین در مورد این صحبت کردیم که با
در نظر داشتن منحنی های عرضه و تقاضا

00:00:42.143 --> 00:00:43.658
این منحنی ها چه رابطه ای با یکدیگر دارند

00:00:43.730 --> 00:00:47.375
حالا میخواهیم به عقبه آن ها بپردازیم و بگوییم
این منحنی ها در واقغ از کجا نشات میگیرند

00:00:47.400 --> 00:00:48.550
راستی ممنون که آمدید

00:00:48.550 --> 00:00:49.800
برام ارزشمنده

00:00:51.730 --> 00:00:54.636
خوب حالا کاری که میکنیم اینه
که با منحنی تقاضا شروع میکنیم

00:00:54.834 --> 00:00:56.410
و چند کلاس بعدی را صرف

00:00:56.410 --> 00:00:58.150
صحبت در مورد مصرف کنندگان

00:00:58.175 --> 00:01:03.355
و چگونگی ساخت نهایی منحنی تقاضا بر
اساس اولویت های مصرف کنندگان، خواهیم کرد

00:01:03.380 --> 00:01:07.570
و بعد از آن پس از نیم
ترم، بعد از امتحان نیم ترم

00:01:07.595 --> 00:01:10.934
این مورد در امتحان میان ترم پوشش داده میشود

00:01:10.959 --> 00:01:13.555
بعد از امتحان میان ترم شروع
میکنیم به صحبت در مورد شرکت ها

00:01:13.580 --> 00:01:16.220
و مسائلی که منحنی عرضه
شرکت ها را مشخص میکند

00:01:16.380 --> 00:01:18.631
بنابراین امروز قرار است در
مورد مصرف کنندگان صحبت کنیم

00:01:18.656 --> 00:01:21.580
و در مورد این صحبت خواهیم کرد
که منحنی تقاضا از کجا نشات میگیرد

00:01:21.580 --> 00:01:23.149
و جایی که از آن نشات میگیرد

00:01:23.174 --> 00:01:26.277
و تمام رفتار مصرف کنندگان در
علم اقتصاد از آنجا کجا نشات میگیرد

00:01:26.302 --> 00:01:29.157
از حداکثرسازی مطلوبیت است

00:01:33.490 --> 00:01:35.980
تمام مسائل مرتبط با مصرف کنندگان با

00:01:35.980 --> 00:01:37.790
حداکثرسازی مطلوبیت شروع میشود

00:01:37.790 --> 00:01:44.030
این سنگ بنای اصلی رفتار مصرف کنندگان است

00:01:44.030 --> 00:01:48.050
و اساسا حداکثرسازی مطلوبیت

00:01:48.050 --> 00:01:50.330
و توضیح آن موضوع این جلسه از کلاس است

00:01:50.330 --> 00:01:52.606
اما در اساس کلیت اش این است که

00:01:52.631 --> 00:01:56.870
چند نوعی از اولویت‌ها را فرض قرار میدهیم

00:01:56.895 --> 00:02:00.384
اولویت‌ها مصرف کنندگان را فرض قرار میدهیم

00:02:00.518 --> 00:02:02.828
این که مصرف کنندگان چه
چیزی را دوست خواهند داشت

00:02:03.070 --> 00:02:06.869
نوعی محدودیت بودجه را فرض قرار میدهیم

00:02:09.338 --> 00:02:12.955
مصرف کنندگان چه منابعی برای بدست
آوردن چیزی که دوست دارند، در دست دارند

00:02:12.980 --> 00:02:16.149
و بعد یک مساله حداکثر
سازی مقید را حل میکنیم

00:02:16.185 --> 00:02:19.637
که میگوید که با توجه به
اولویت‌ها و چیزی که دوست دارید

00:02:19.816 --> 00:02:22.454
تحت تقید منابعی که در دست دارید

00:02:22.559 --> 00:02:25.075
چه انتخاب هایی انجام خواهید داد

00:02:25.870 --> 00:02:27.253
و به خصوص این سوال را مطرح خواهیم کرد

00:02:27.278 --> 00:02:32.428
این است که چه دسته از محصولاتی
به بهترین وجه شما را راضی خواهد کرد

00:02:32.860 --> 00:02:34.020
با توجه به اولویتتان
با توجه به تقیدهایتان

00:02:34.020 --> 00:02:35.510
چه دسته از محصولاتی را انتخاب کنید ؟

00:02:35.510 --> 00:02:38.135
بنابراین مصرف کنندگانی را در نظر بگیرید
که از میان دسته ای از محصولات انتخاب میکنند

00:02:38.160 --> 00:02:40.000
معمولا در مورد دو محصول فکر میکنیم

00:02:40.095 --> 00:02:43.386
چراکه نمودارهای دو بعدی ساده تر هستند

00:02:43.458 --> 00:02:45.928
بنابراین معمولا مبادله دو
محصول را در نظر میگیریم

00:02:46.230 --> 00:02:49.140
بنابراین مصرف کنندگانی
با اولویتیی در دو محصول

00:02:49.140 --> 00:02:51.088
بودجه ای که میتوانند اختصاص بدهند

00:02:51.113 --> 00:02:53.080
و چگونگی تصمیم گیریشان را در نظر بگیرید

00:02:53.080 --> 00:02:57.415
اما در واقع همین چارچوب اساسی در بازه
وسیعی از تصمیماتی که همه میگیریم وجود دارد

00:02:57.440 --> 00:02:59.575
در تعداد بسیاری از وجوه

00:02:59.600 --> 00:03:02.015
بنابراین روی دو بعد به
عنوان فرض های ساده کننده

00:03:02.040 --> 00:03:04.535
کار میکنیم که در مورد صحبت خواهم کرد

00:03:04.560 --> 00:03:07.590
اما باید بدانید که این تنها
یک فرض ساده کننده است

00:03:07.590 --> 00:03:11.670
خوب در کل کاری که میخواهیم بکنیم
این است که در سه قدم به موضوع بپردازیم

00:03:11.974 --> 00:03:15.165
نه تنها در طول این جلسه
بلکه در چند جلسه آینده

00:03:15.732 --> 00:03:18.521
قدم اول جایی است که در
مورد این صحبت میکنم که

00:03:18.546 --> 00:03:21.275
چه فرض هایی را در مورد
اولویت ها در نظر میگیریم

00:03:21.300 --> 00:03:24.135
بنابراین امروز در مورد
فرضیات اولویتی صحبت میکنیم

00:03:27.540 --> 00:03:33.808
در واقع قاعده کلی در پس چگونگی الگوسازی
اولویت‌های مصرف کنندگان از جانب اقتصاددان ها

00:03:34.600 --> 00:03:39.799
بعد در مورد این صحبت میکنیم
که چگونه این فرضیات اولویتی را

00:03:39.824 --> 00:03:42.101
به زبان منعطف ریاضیاتی

00:03:42.126 --> 00:03:44.960
 از طریق تابع مطلوبیت

00:03:46.633 --> 00:03:52.665
که در واقع نماینده ای ریاضیاتی از بن مایه
اولویت های مصرف کنندگان است، ترجمه میکنیم

00:03:52.979 --> 00:03:55.216
بنابراین در مورد این صحبت خواهیم کرد
که در اساس چگونه این اولویت ها را میگیریم

00:03:55.249 --> 00:03:57.898
و به چیزی ترجمه اش کنیم که
بتوانیم اینجا در دانشگاه ام آی تی

00:03:58.034 --> 00:04:01.093
با ریاضیاتی کردن آن، با تبدیلش
به تابع مطلوبیت، رویش کار کنیم

00:04:01.420 --> 00:04:06.560
و در نهایت در مورد تقید
بودجه ای صحبت خواهیم کرد

00:04:06.560 --> 00:04:10.135
و با در دست داشتن این
دانش ها قادر خواهیم بود که

00:04:10.160 --> 00:04:12.610
چگونگی تصمیم گیری مصرف
کنندگان را الگوسازی کنیم

00:04:12.610 --> 00:04:15.954
حالا مساله مورد اهمیت برای جلسه امروز

00:04:16.018 --> 00:04:19.420
این است که به تقیدهای
بودجه ای نخواهیم پرداخت

00:04:19.420 --> 00:04:22.690
بنابراین این مرحله امروز اتفاق نمی افتد

00:04:22.690 --> 00:04:24.505
بنابراین امروز به تقیدهای
بودجه ای نخواهیم پرداخت

00:04:24.530 --> 00:04:27.440
امروز در جهانی هستیم که تنها میخواهیم
در مورد خواسته مردم صحبت کنیم

00:04:27.465 --> 00:04:31.090
و به این فکر نخواهیم کرد که
میتوانند از پس هزینه آن بربیایند یا خیر

00:04:31.140 --> 00:04:32.317
بنابراین این هفته تنها در مورد
خواسته های مردم صحبت میکنیم

00:04:32.342 --> 00:04:35.259
امروز در مورد توانایی برآمدن از هزینه ها
فکر نخواهیم کرد و میگذاریمش برای جلسه بعد

00:04:35.340 --> 00:04:40.479
برای جلسه امروز تنها در مورد
اولویت های بدون تقید صحبت خواهیم کرد

00:04:40.927 --> 00:04:45.667
حالا بیایید درمورد فرضیات اولویتی صحبت کنیم

00:04:47.310 --> 00:04:53.180
خوب برای الگوسازی الویت های
مصرف کنندگان از میان محصولات

00:04:53.180 --> 00:04:55.869
سه فرض اولویتی را قرار میدهیم

00:05:02.340 --> 00:05:05.160
سه فرض اولویتی

00:05:05.160 --> 00:05:06.260
فرض اول :

00:05:06.260 --> 00:05:08.990
یک بار دیگر بگذارید از
جلسه اول برایتان یادآوری کنم

00:05:08.990 --> 00:05:11.260
اینجا داریم میرسیم به مسائل غامض تر

00:05:11.260 --> 00:05:13.595
میخواهم تخته را پر کنم و سریع صحبت کنم

00:05:13.620 --> 00:05:16.520
بنابراین اگر چیزی واضح
و روشن نبود متوقفم کنید

00:05:16.520 --> 00:05:18.450
اگر متوقفم نکنید سرعتم زیاد و زیادتر میشود

00:05:18.450 --> 00:05:19.860
تا جایی که منفجر میشوم

00:05:19.860 --> 00:05:24.141
بنابراین راحت باشید و منو با
سوال و این چیزا متوقف کنید

00:05:24.260 --> 00:05:26.400
سه فرض در اولویت ها وجود دارد

00:05:26.400 --> 00:05:28.694
اولین فرض تمامیت است

00:05:32.000 --> 00:05:34.140
اولین فرض، فرض تمامیت است

00:05:34.140 --> 00:05:36.893
زمانی که دو دسته محصول را مقایسه میکنم

00:05:37.655 --> 00:05:43.898
یکی از آن ها را ترجیه میدهید و
به هر دو به یک اندازه ارزش نمیدهید

00:05:44.180 --> 00:05:45.996
پس زمانی که دو دسته محصول را مقایسه میکنیم

00:05:46.021 --> 00:05:48.845
یکی از آن ها را ترجیه میدهیم و
اینطور نیست که برایمان فرقی نداشته باشد

00:05:48.870 --> 00:05:51.860
تمامیت برابر است با نداشتن بی تفاوتی

00:05:51.860 --> 00:05:54.920
بنابراین حرفمان این است که هر زمان
که من دو دسته محصول به شما ارائه میدهم

00:05:54.945 --> 00:05:56.170
همیشه میتوانید به من بگویید که

00:05:56.170 --> 00:05:57.090
کدام دسته را ترجیه میدهید

00:05:57.090 --> 00:05:59.490
حالا ممکن است به اندازه
بینهایت کمی بهتر باشد

00:05:59.490 --> 00:06:01.440
نمیگویم که این ترجیه قوی و مبرهن است

00:06:01.440 --> 00:06:04.330
اما امکان ندارد که
بگویید برایم تفاوتی نمیکند

00:06:04.330 --> 00:06:05.991
هرگز نمیتوان به کلی بی تفاوت بود

00:06:06.016 --> 00:06:08.965
همیشه یک ترجیه کمی

00:06:09.048 --> 00:06:10.748
در مورد یک دسته از دو دسته محصول وجود دارد

00:06:11.090 --> 00:06:13.340
این فرض تمامیت است

00:06:13.340 --> 00:06:14.800
این فرضی است که میگیریم

00:06:14.800 --> 00:06:17.640
حالا در واقعیت ما معمولا بی تفاوت هستیم

00:06:17.665 --> 00:06:20.650
اما به خاطر داشته باشید که این فرضیات ساده
کننده هستند که باعث جواب دادن الگو میشود

00:06:20.650 --> 00:06:22.484
و در حقیقت، در زندگی
واقعی اگر مجبور باشید همیشه

00:06:22.509 --> 00:06:24.580
میتوانید تصمیم بگیرید که کدام
دسته محصول را ترجیه میدهید

00:06:24.636 --> 00:06:28.073
فقط معمولا رهیافت آنی را دنبال
میکنیم و میگوییم تقریبا بی تفاوت هستیم

00:06:28.098 --> 00:06:31.857
میگوییم که اگر دقیق تر بشویم،
انسان هیچوقت کاملا بی تفاوت نیست

00:06:32.300 --> 00:06:35.100
بنابراین «مطمئن نیستم»
اینجا در گزینه ها نیست

00:06:35.100 --> 00:06:39.445
هرگز نمیتوانید بگویید نمیدانم، نمیدانم
کدام را ترجیه میدهم، برام تفاوتی ندارد

00:06:39.470 --> 00:06:40.450
ببخشید یه لحظه صبر کنید

00:06:40.450 --> 00:06:41.780
دارم از کلمه اشتباه استفاده میکنم

00:06:41.780 --> 00:06:44.665
فراموش کنید که گفتم «بی تفاوت» بعد ها
در موضوع دیگری از این کلمه استفاده میکنیم

00:06:44.690 --> 00:06:47.470
نمیتوانید بگویید «مطمئن نیستم»

00:06:47.470 --> 00:06:49.010
نمیتوانید بگویید «مطمئن نیستم»

00:06:52.620 --> 00:06:53.969
نمیتوانید بگویید «مطمئن نیستم»
نمیتوانید بگویید

00:06:53.994 --> 00:06:55.830
«نمیدانم، نمیدانم چه احساسی در موردش دارم»

00:07:02.044 --> 00:07:03.273
ببخشید قاطی کردم

00:07:03.298 --> 00:07:04.867
چیزی که چند دقیقه پیش گفتم را فراموش کنید

00:07:04.892 --> 00:07:06.460
چون میخوام از «بی تفاوتی»
در جای دیگر استفاده کنم

00:07:06.460 --> 00:07:09.465
موضوع تمامیت تفاوت داشتن
نیست، بعدا از آن استفاده میکنیم

00:07:09.490 --> 00:07:11.510
منظورم این است که در
مورد اطمینان نداشتن است

00:07:11.510 --> 00:07:14.480
باید برای تمام دسته های
محصولات ارزش قائل باشید

00:07:14.480 --> 00:07:18.109
باید بخواهید که هر دسته محصولی که
به شما ارائه میشود را ارزش گذاری کنید

00:07:18.578 --> 00:07:21.053
پس نمیتوانید بگویید که نمیدانم،
نمیدانم چه احساسی نسبت به آن دارم

00:07:21.110 --> 00:07:22.570
باید یه احساسی نسبت بهش داشته باشید

00:07:22.570 --> 00:07:23.880
نمیتوانید بگویید مطمئن نیستم

00:07:23.880 --> 00:07:26.137
باید یک تعداد کاملی از
ترجیهات در مورد تمام

00:07:26.162 --> 00:07:28.520
دسته محصولاتی که بهتان
ارائه میشود داشته باشید

00:07:28.680 --> 00:07:31.910
خوب این شد تمامیت

00:07:31.910 --> 00:07:34.744
دومین فرض تعدی است

00:07:37.950 --> 00:07:40.975
تعدی چیزی است که از زمان
مهدکودک داریم می آموزیم درسته ؟

00:07:41.000 --> 00:07:42.570
این جا در طرح مایه متفاوتی قرار میگیرد

00:07:42.570 --> 00:07:45.020
به این معناست که اگر X  را به Y ترجیه میدهید
و Y  را به Z ترجیه میدهید

00:07:45.020 --> 00:07:46.140
در نتیجه باید X را به Z ترجیه بدهید

00:07:46.140 --> 00:07:48.985
دیگه باید در خواب هم بتوانید
معادله تعدی را انجام دهید

00:07:49.010 --> 00:07:52.031
بنابراین تعدی استانداردی که
در کلاس ریاضی فرض میکنیم را

00:07:52.056 --> 00:07:53.870
اینجا هم فرض میکنیم

00:07:53.870 --> 00:07:56.800
نباید مساله خیلی بحث برانگیزی باشد

00:07:56.825 --> 00:08:01.425
و در نهایت و احتمالا پحث برانگیزترین بحث

00:08:01.566 --> 00:08:04.589
این است که سیری ناپذیری را فرض میکنیم

00:08:07.730 --> 00:08:12.095
یا فرض معروف اقتصاد
که میگوید هرچه بیشتر بهتر

00:08:12.120 --> 00:08:13.260
بسیار خوب

00:08:13.260 --> 00:08:14.322
هرچه بیشتر بهتر

00:08:14.347 --> 00:08:18.378
یعنی هیچوقت بیشتر داشتن را رد نمیکنید

00:08:19.000 --> 00:08:21.588
حالا امروز و فردا بیشتر

00:08:21.613 --> 00:08:23.642
در مورد این صحبت خواهیم
کرد که چرا ممکن است واحد

00:08:23.667 --> 00:08:25.836
بعدی را به اندازه واحد
جاری دوست نداشته باشید

00:08:25.861 --> 00:08:28.270
اما همیشه عددی بیش از صفر را ترجیه میدهید

00:08:28.270 --> 00:08:30.640
همیشه با بیشتر داشتن راضی هستید

00:08:30.640 --> 00:08:34.205
هیچگاه نمیگویید به اندازه کافی دارم و
واحد بعدی را صفر ارزش گذاری میکنم

00:08:34.230 --> 00:08:36.269
ممکن است به اندازه یک
اپسیلون ارزش گذاری کنید

00:08:36.294 --> 00:08:38.264
و اما همیشه فراتر از صفر
ارزش گذاری اش میکنید

00:08:38.289 --> 00:08:40.130
این فرض سیری ناپذیری است

00:08:40.130 --> 00:08:41.230
هرچه بیشتر بهتر

00:08:41.230 --> 00:08:42.455
این بحث برانگیزترین فرض است

00:08:42.480 --> 00:08:45.725
و مسلما میتوانید به جاهای بسیاری
فکر کنید که این موضوع صادق نیست

00:08:45.750 --> 00:08:48.662
اما اگر این فرض را به الگو راه ندهید

00:08:48.687 --> 00:08:50.120
الگو بسیار پیچیده تر خواهد شد

00:08:50.120 --> 00:08:51.350
بنابراین بار دیگر بیاید
این را از ذهنمان خارج کنیم

00:08:51.350 --> 00:08:54.910
از لحاظ منطقی میدانیم که اگر به
مقدار مشخصی مثلا غذا بخوریم

00:08:54.910 --> 00:08:57.060
به معنای واقعی کلمه دیگر بیشتر نمیخواهیم

00:08:57.060 --> 00:08:58.680
بنابراین این را کنار میگذاریم

00:08:58.705 --> 00:09:01.759
و فرض میکنیم که همیشه در فضایی
هستیم که همیشه میتوانیم کمی بیشتر بخوریم

00:09:02.190 --> 00:09:04.490
اسمش را میگذاریم فضای مادر یهودی

00:09:04.540 --> 00:09:06.670
همیشه میتوانید کمی بیشتر بخورید

00:09:06.670 --> 00:09:08.430
همیشه میتوانید کمی بیشتر بخورید

00:09:08.430 --> 00:09:10.620
در حال حاضر فرض میکنیم که در این فضا هستیم

00:09:11.220 --> 00:09:12.746
و بنابراین در بازه های بلند

00:09:12.771 --> 00:09:14.170
این فرضی غیر منطقی نیست

00:09:14.170 --> 00:09:17.295
اگر فکر میکنم بتوانید ببینید که
در بیشینه ها غیرمنطقی میشود

00:09:17.320 --> 00:09:19.090
پس این ها فرضیات شدند

00:09:19.090 --> 00:09:21.335
تمامیت که دوباره میگویم در توضیحش قاطی کردم

00:09:21.360 --> 00:09:22.900
برید سراغ دومین شکلی که توضیحش دادم

00:09:22.900 --> 00:09:23.740
نمیتوانید بگویید که مطمئن نیستم

00:09:23.740 --> 00:09:25.970
همیشه روی چیزها ترجیه دارید

00:09:25.970 --> 00:09:27.390
این غیرمنطقی به نظر نمیاید

00:09:27.390 --> 00:09:30.045
تعدی که از زمان مهدکودک با ما بوده است

00:09:30.070 --> 00:09:32.270
و سیری ناپذیری که ممکن
است کمی بحث برانگیز باشد

00:09:32.295 --> 00:09:33.705
اما در حال حاضر باهاش کنار میاییم

00:09:33.820 --> 00:09:37.570
حالا با در نظر گرفتن این
ها در مورد شاخصه‌های

00:09:37.570 --> 00:09:39.820
چیزی که به آن منحنی بی
تفاوتی مینامیم، صحبت خواهیم کرد

00:09:39.820 --> 00:09:41.450
به این خاطر بود که قبلتر قاطی کردم

00:09:41.450 --> 00:09:43.080
البته که نباید بین چیزها تفاوت بگذارید

00:09:43.080 --> 00:09:43.990
تمام موضوع اقتصاد همین است

00:09:43.990 --> 00:09:47.706
نمیدانم چطور اشتباه کردم

00:09:48.189 --> 00:09:51.517
شش سالی است که این کلاس را درس نداده
ام به همین خاطر موضوعات از دستم رفته اند

00:09:52.130 --> 00:09:54.170
شاخصه های منحنی های بی تفاوتی

00:09:54.170 --> 00:09:57.743
منحنی های بی تفاوتی نامی است که ما روی...

00:09:57.768 --> 00:10:01.013
میتونیم آن را نقشه های
اولویتی هم در نظر بگیرید

00:10:02.785 --> 00:10:06.105
در اقتصاد همانطور که گفتم دوست داریم
که همه چیز را به سه نحو توضیح دهیم

00:10:06.130 --> 00:10:08.565
شهودی، نموداری و ریاضیاتی

00:10:08.590 --> 00:10:13.626
نقشه های اولویتی، نمایانگرهای
نموداری اولویت های مردم هستند

00:10:13.651 --> 00:10:16.254
که ما آن را از طریق نمودارهایی که نامش
را منحنی های بی تفاوتی میگذاریم نشان میدهیم

00:10:17.130 --> 00:10:19.421
حالا بیاید بریم سراغ مثال
هایی که میخواهم استفاده کنم

00:10:19.421 --> 00:10:21.480
که میخواهم در چند جلسه بعد

00:10:21.505 --> 00:10:23.295
در مورد تصمیماتی که
باید گرفته شود، استفاده کنم

00:10:23.468 --> 00:10:26.330
دنبال راهی گشتم که این مثال را باحال کنم

00:10:26.330 --> 00:10:26.920
اما نتوانستم

00:10:26.920 --> 00:10:28.630
بنابراین قرار است مثال حوصله سر بری باشد

00:10:28.630 --> 00:10:31.400
این است که فکر کنید والدینتان
به شما مقداری پول میدهد

00:10:31.400 --> 00:10:34.400
و باید تصمیم بگیرید که
پیتزا بخرید یا فیلم ببینید

00:10:34.529 --> 00:10:36.109
سعی کردم یجوری باشه
حداقل باهاش ارتباط بگیرید

00:10:36.134 --> 00:10:37.554
گرچه باحال نباشه

00:10:37.760 --> 00:10:39.950
باید تصمیم بگیرید که
پیتزا بخرید یا فیلم ببینید

00:10:39.950 --> 00:10:41.110
این تصمیم شماست

00:10:41.110 --> 00:10:42.570
این مبادله ای است که انجام میدهید

00:10:42.656 --> 00:10:47.150
در جهانی هستیم که تنها دو محصول وجود دارد
پیتزا و فیلم

00:10:47.150 --> 00:10:50.043
و شما تصمیم میگیرید که
چطور پولی که والدینتان

00:10:50.068 --> 00:10:52.959
به شما میدهند را به پیتزا
و فیلم اختصاص بدهید

00:10:56.450 --> 00:10:59.180
حالا بیاید بگیم که میخواهیم سه انتخاب

00:10:59.227 --> 00:11:00.307
از پیتزا و فیلم ها را در نظر بگیریم

00:11:00.490 --> 00:11:02.387
برید به شکل 4-1 a

00:11:05.290 --> 00:11:11.056
در نظر میگیریم که میتوانید
2 پیتزا و یک فیلم داشته باشید

00:11:12.191 --> 00:11:14.191
این نقطه A است

00:11:14.216 --> 00:11:16.839
میتوانید دو فیلم و یک پیتزا
داشته باشید که میشود نقطه B

00:11:16.864 --> 00:11:19.045
میتوانیم دو تا از هرکدام
داشته باشیم که میشود نقطه C

00:11:20.068 --> 00:11:23.140
این سه انتخاب شما هستند و فراموش
نکنید که پرداخت هزینه را در نظر نداریم

00:11:23.140 --> 00:11:24.860
محدودیت بودجه برای بعد ها است

00:11:24.860 --> 00:11:26.950
حالا فقط میگوییم که سه
انتخاب به ما ارائه شده است

00:11:27.272 --> 00:11:29.210
چه احساسی نسبت به اینها دارید؟

00:11:29.210 --> 00:11:32.010
بیاید فرض کنیم که بی تفاوت هستید

00:11:32.010 --> 00:11:33.571
و به این خاطر است که
میتوانید بی تفاوت باشید

00:11:33.596 --> 00:11:35.070
چیزی که فبلا گفتم را از ذهنتان پاک کنید

00:11:35.070 --> 00:11:37.830
بگیم که نسبت به دو پیتزا و یک فیلم

00:11:37.855 --> 00:11:39.150
و یک پیتزا و دو فیلم بی تفاوت هستید

00:11:39.150 --> 00:11:43.426
بگیم که تقریبا اگر دو پیتزا و یک فیلم

00:11:43.451 --> 00:11:46.056
یا دو فیلم و یک پیتزا داشتید
احساستان یکسان میبود

00:11:46.617 --> 00:11:50.880
اما مسلما دو پیتزا و دو فیلم را بیشتر از

00:11:50.880 --> 00:11:54.200
هر کدام از دو ترکیب پیشین دوست دارید

00:11:54.200 --> 00:11:57.000
بعد کاری که میتوانیم بکنیم این است که
میتوانیم چیزی را بکشیم که بهش میگوییم

00:11:57.000 --> 00:11:58.510
منحنی های بی تفاوتی

00:11:58.510 --> 00:12:01.820
و این میشود شکل 4-1 b

00:12:01.820 --> 00:12:04.330
اینها نقشه های اولویت های شما هستند

00:12:04.330 --> 00:12:10.332
منحنی بی تفاوتی منحنی
است که تمام ترکیبات مصرفی

00:12:10.357 --> 00:12:13.050
که فرد در طول آن بی تفاوت
است را نشان میدهد

00:12:13.050 --> 00:12:14.600
یک بار دیگر میگویم، مفهوم بسیار مهمی است

00:12:14.600 --> 00:12:19.420
منحنی بی تفاوتی منحنی
است که تمام ترکیبات مصرفی

00:12:19.445 --> 00:12:22.490
که فرد در طول آن بی تفاوت
 است را نشان میدهد

00:12:22.490 --> 00:12:23.800
بنابراین یک منحنی بی تفاوتی داریم

00:12:23.800 --> 00:12:26.467
گفتم که بین A و B بی تفاوت هستید

00:12:26.492 --> 00:12:30.120
بنابراین منحنی بی تفاوتی ای
داریم که بین A و B کشیده شده است

00:12:30.145 --> 00:12:33.375
این به این معناست که من
فرض میکنم که در تمام ترکیبات

00:12:33.400 --> 00:12:35.670
در طول این منحنی بی تفاوت هستید

00:12:35.670 --> 00:12:38.096
بنابراین به میزان برابر راضی
هستید که دو پیتزا و یک فیلم بگیرید

00:12:38.121 --> 00:12:39.795
یا یک پیتزا و دو فیلم بگیرید

00:12:40.408 --> 00:12:43.951
اما نقطه C که دو پیتزا و دو فیلم است

00:12:43.976 --> 00:12:45.530
در منحنی بی تفاوتی، متفاوتی است

00:12:45.530 --> 00:12:49.558
بین نقطه C و نقطه B بی تفاوت نیستید

00:12:50.095 --> 00:12:51.315
بین نقطه A و B بی تفاوت هستید

00:12:51.340 --> 00:12:53.009
فقط فرض میکنیم، نمیگویم
که واقعا اینگونه است

00:12:53.034 --> 00:12:55.874
فقط فرض میکنم، تصور میکنیم که اینگونه است

00:12:56.050 --> 00:13:01.010
اما به وضوح دو فیلم و دو پیتزا را بیشتر

00:13:01.010 --> 00:13:03.430
از یکی از آن دو گزینه دیگر دوست دارید

00:13:03.430 --> 00:13:03.927
بله ؟

00:13:03.927 --> 00:13:08.149
قانون تمامیت را نقض نمیکند؟

00:13:08.174 --> 00:13:09.160
نقض اش کند ؟

00:13:09.160 --> 00:13:10.120
چرا باید نقض اش کند ؟

00:13:10.120 --> 00:13:11.411
پیتزا را به فیلم ترجیه میدهید

00:13:11.411 --> 00:13:12.470
یا فیلم را به پیتزا ؟

00:13:12.470 --> 00:13:13.460
نه

00:13:13.460 --> 00:13:14.740
این مساله به خاطر اشتباهم پیش آمد

00:13:14.740 --> 00:13:17.535
تمامیت تنها به این معناست که میدانید
چه احساسی نسبت به همه چیز دارید

00:13:17.844 --> 00:13:21.864
پس توضیحاتی که در ابتدا
دادم را کاملا از ذهنتان پاک کنید

00:13:22.110 --> 00:13:24.595
تمامیت تنها به این معناست که میدانید
چه احساسی نسبت به همه چیز دارید

00:13:24.620 --> 00:13:25.960
اجازه دارید که بی تفاوت باشید

00:13:25.960 --> 00:13:27.307
تمامیت به این معناست
که نمیتوانید بگویید نمیدانم

00:13:27.332 --> 00:13:28.606
نمیدانم چه احساسی نسبت به پیتزا دارم

00:13:28.690 --> 00:13:31.235
باید احساسی نسبت به پیتزا داشته باشید

00:13:31.260 --> 00:13:32.490
باید بدانید چه احساسی نسبت به مسائل دارید

00:13:32.490 --> 00:13:35.750
تمامیت به این معناست

00:13:35.750 --> 00:13:39.345
بنابراین با در دست داشتن این فرضیات

00:13:39.890 --> 00:13:42.640
چهار شاخصه کلیدی در
منحنی بی تفاوتی وجود دارد

00:13:43.093 --> 00:13:44.675
که باید دنبال کنیم

00:13:44.700 --> 00:13:48.010
چهار شاخصه کلیدی منحنی های بی تفاوتی

00:13:48.010 --> 00:13:50.585
اولین آن ها این است که
مصرف کنندگان

00:13:50.610 --> 00:13:53.178
منحنی های بی تفاوتی بالاتر را ترجیه میدهند

00:13:53.440 --> 00:13:59.108
منحنی های بی تفاوتی بالاتر ترجیه داده میشود

00:14:02.140 --> 00:14:03.620
منحنی های بی تفاوتی بالاتر ترجیه داده میشود

00:14:03.620 --> 00:14:04.417
منظورم این است که

00:14:04.442 --> 00:14:06.920
هرچه منحنی بی تفاوتی بیشتر به
سمت بیرون باشد بیشتر ترجیه داده میشود

00:14:06.920 --> 00:14:11.060
و این طبیعتا از فرض سیری ناپذیری می آید

00:14:11.060 --> 00:14:13.363
با توجه به اینکه سیری
ناپذیری را فرض میگیریم

00:14:13.388 --> 00:14:16.690
همیشه باید منحنی بی تفاوتی ای که
دورتر از مبدا است ترجیه داده شود

00:14:16.690 --> 00:14:19.770
به خاطر اینکه بیشتر است و هرچه بیشتر بهتر

00:14:20.653 --> 00:14:22.960
بنابراین با توجه به سیری ناپذیری همیشه

00:14:22.960 --> 00:14:25.703
منحنی های بی تفاوتی ای ترجیه
داده میشود که از مبدا دورتر هستند

00:14:25.728 --> 00:14:30.284
این مستقیما از سیری ناپذیری نشات میگیرد

00:14:31.610 --> 00:14:36.309
دومین نکته این است که منحنی های بی تفاوتی

00:14:39.023 --> 00:14:41.000
همیشه شیب رو به پایین دارند

00:14:45.640 --> 00:14:48.549
منحنی های بی تفاوتی
همیشه شیب رو به پایین دارند

00:14:52.180 --> 00:14:54.050
منحنی های بی تفاوتی
همیشه شیب رو به پایین دارند

00:14:54.050 --> 00:14:56.160
و این بار دیگر از سیری ناپذیری می آید

00:14:56.160 --> 00:14:58.306
برای دیدنش بیایید به شکل بعدی برویم

00:14:58.377 --> 00:15:01.357
منحنی بی تفاوتی با شیب رو به بالا

00:15:02.020 --> 00:15:04.034
چرا این منحنی بی تفاوتی
با شیب رو به بالا است ؟

00:15:04.059 --> 00:15:07.268
یکی بهم بگوید چرا سیری ناپذیری را نقض میکند

00:15:08.079 --> 00:15:08.552
بله ؟

00:15:08.577 --> 00:15:10.229
چون نسبت به دریافت بیشتر بی تفاوت هستید

00:15:10.254 --> 00:15:10.656
بله

00:15:10.681 --> 00:15:13.480
چون این میگوید که بین
1-1 و 2-2 بی تفاوت هستید

00:15:13.480 --> 00:15:14.770
خیلی درست کشیده نشده است

00:15:14.770 --> 00:15:18.010
باید کاری کنیم که از نقطه 2-2 رد شود

00:15:18.010 --> 00:15:19.718
اما در اساس این میگوید که نسبت به

00:15:19.743 --> 00:15:22.210
گرفتن یک پیتزا و یک فیلم

00:15:22.235 --> 00:15:23.870
و دو پیتزا و دو فیلم بی تفاوت هستید

00:15:23.870 --> 00:15:26.880
اینطور نمیتواند باشد چون فرض
هرچه بیشتر بهتر را نقض میکند

00:15:26.880 --> 00:15:29.398
بنابراین منحنی های بی تفاوتی
نمیتوانند با شیب به سمت بالا باشند

00:15:29.423 --> 00:15:33.223
باید از نظر فرض سیری
ناپذیری با شیب رو به پایین باشد

00:15:33.510 --> 00:15:37.890
خوب این شد دومین شاخصه منحنی های بی تفاوتی

00:15:37.890 --> 00:15:40.488
سومین شاخصه منحنی های بی تفاوتی

00:15:40.513 --> 00:15:43.534
این است که منحنی های بی
تفاوتی نمیتوانند یکدیگر را قطع کنند

00:15:46.015 --> 00:15:49.945
این است که منحنی های بی
تفاوتی نمیتوانند یکدیگر را قطع کنند

00:15:50.048 --> 00:15:51.878
چرا منحنی های بی تفاوتی
نمیتوانند یکدیگر را قطع کنند ؟

00:15:51.910 --> 00:15:54.405
اینجا یادم رفت به جسیکا
بگویم یک نمودار قشنگ بکشد

00:15:54.405 --> 00:15:57.840
بنابراین باید اینجا با دستخط بدم کنار بیاید

00:15:57.840 --> 00:16:00.720
خوب چرا منحنی های بی تفاوتی
نمیتوانند یکدیگر را قطع کنند؟

00:16:00.720 --> 00:16:03.194
خوب یک شرایطی را تصور کنید

00:16:03.219 --> 00:16:06.205
که پیتزا و فیلم را داریم

00:16:06.230 --> 00:16:13.324
و یک شرایطی را تضور کنید که یک
منحنی بی تفاوتی به این شکل داریم

00:16:13.349 --> 00:16:15.840
و یک منحنی بی تفاوتی به این شکل

00:16:15.840 --> 00:16:17.480
دو منحنی بی تفاوتی

00:16:17.505 --> 00:16:21.471
و اسم این نقاط را میگذاریم A

00:16:21.653 --> 00:16:22.653
B

00:16:23.573 --> 00:16:24.573
و C

00:16:26.447 --> 00:16:31.103
حالا کسی میتواند بر اساس شاخصه های منحنی
های بی تفاوتی که اینجا در موردشان صحبت کردیم

00:16:31.327 --> 00:16:35.245
با توجه به این سه شاخصه کسی
میتواند به من بگوید چرا این مجاز نیست ؟

00:16:35.440 --> 00:16:35.845
بله ؟

00:16:35.845 --> 00:16:38.081
چون A و B روی یک منحنی هستند

00:16:38.106 --> 00:16:42.103
و بین A و C که همچنین روی
یک منحنی هستند بی تفاوت هستید

00:16:42.128 --> 00:16:44.499
این به این معناست که بین
این دو نقطه بی تفاوت هستید

00:16:44.524 --> 00:16:47.192
اما این به این معناست که
بین B و C هم بی تفاوت هستید

00:16:47.217 --> 00:16:49.030
که نمیتواند درست باشد چون
فرض میگوید هر چه بیشتر بهتر

00:16:49.055 --> 00:16:49.490
دقیقا

00:16:49.490 --> 00:16:54.175
قانون تعدی میگوید که با منطقی که شما الان
شرح دادید باید بین B و C هم بی تفاوت باشیم

00:16:54.200 --> 00:16:55.607
اما نمیتوان بین B و C هم بی تفاوت بود

00:16:55.632 --> 00:16:57.099
چون B، C را تحت تسلط داد

00:16:57.123 --> 00:17:00.255
B همان تعداد فیلم را دارد

00:17:00.280 --> 00:17:02.930
اما پیتزای بیشتری دارد
بنابر این باید B را ترجیه دهم

00:17:03.104 --> 00:17:06.287
بنابراین با ترکیب تعدی و سیری ناپذیری

00:17:06.785 --> 00:17:09.905
منحنی های بی تفاوتی
نمیتوانند یکدیگر را قطع کنند

00:17:09.930 --> 00:17:12.276
و در نهایت تمامیت

00:17:12.301 --> 00:17:14.077
که بدقلق ترین این فرضیات است

00:17:14.102 --> 00:17:18.930
میگوید که نمیتواند از یک نقطه بیش
از یک منحنی بی تفاوتی داشته باشید

00:17:18.930 --> 00:17:24.208
بنابراین اساسا ایده هر دسته محصول ممکنی

00:17:24.315 --> 00:17:25.730
یک منحنی بی تفاوتی دارد

00:17:25.730 --> 00:17:27.147
نمیتوانید از طریق آن دو
منحنی بی تفاوتی داشته باشید

00:17:27.172 --> 00:17:29.250
و بگویید مطمئن نیستم که
روی کدام منحنی بی تفاوتی هستم

00:17:29.250 --> 00:17:30.818
مطمئن نیستم چه احساسی نسبت بهش دارم

00:17:30.843 --> 00:17:31.560
میدانید که چه احساسی دارید

00:17:31.560 --> 00:17:34.120
از طریق هر دسته محصول
یک منحنی بی تفاوتی وجود دارد

00:17:34.120 --> 00:17:37.150
دو منحنی بی تفاوتی از
طریق یک دسته وجود ندارد

00:17:37.150 --> 00:17:40.498
بنابراین به این شکل است که در
مورد نقشه های اولویتی فکر میکنیم

00:17:40.523 --> 00:17:44.073
که یکجورایی سنگ بنای اصلی نظریه مطلوبیت است

00:17:44.350 --> 00:17:48.448
حالا، من اینجا دانشجوی دوره
کارشناسی بودم، این واحد را گذراندم

00:17:48.473 --> 00:17:50.600
اما تا وقتی که یک سال را با
دانشجوی تحصیلات تکمیلی

00:17:50.625 --> 00:17:53.419
نگرفتم هیچگاه منحنی های
بی تفاوتی را درک نکردم

00:17:53.444 --> 00:17:56.078
شخصی که میخواست
تصمیم بگیرد که کجا کار بگیرد

00:17:56.103 --> 00:17:58.875
و این تصمیم را با نشان دادن
یک نقشه بی تفاوتی به من گرفت

00:17:58.900 --> 00:18:00.680
بهم گفت ببین میخوام تصمیم
بگیرم کجا مشغول به کار بشوم

00:18:00.680 --> 00:18:01.600
و دو چیز برایم مهم است

00:18:01.600 --> 00:18:04.730
برام مهم است که مکانش چقدر خوب است و کجاست

00:18:04.730 --> 00:18:08.808
بنابراین گفت اینجا مکان را داریم

00:18:08.959 --> 00:18:13.665
و اینجا یکجورایی رتبه علمی گذاشت

00:18:13.690 --> 00:18:21.060
و گفت ببین من بین دانشگاه پرینستون

00:18:21.238 --> 00:18:25.723
که مکان مضخرفی دارد اما رتبه علمی عالی دارد

00:18:25.860 --> 00:18:28.410
خودم اهل نیوجرسی هستم اما با
اینحال میگم مکان مضخرفی است

00:18:28.435 --> 00:18:31.995
و سانتا کروز

00:18:32.240 --> 00:18:34.631
و سانتا کروز

00:18:35.980 --> 00:18:39.250
که شهرت علمی خیلی خوبی ندارد اما
مکان فوق العاده ای دارد، بی تفاوت هستم

00:18:39.250 --> 00:18:42.680
و گفت این نقشه بیتفاوتی من است

00:18:42.680 --> 00:18:44.131
و در آخر به کجا رفت ؟

00:18:44.156 --> 00:18:48.486
در نهایت رفت به صندوق بین
المللی پول در واشنگتن دی سی

00:18:48.511 --> 00:18:50.531
که مکان بهتری از پرینستون داشت

00:18:50.697 --> 00:18:52.776
مکانش از پرینستون بهتر
و از سانتا کروز بدتر بود

00:18:52.809 --> 00:18:55.615
 اما شهرت بهتری از سانتا کروز
و پایین تری از پرینستون داشت

00:18:55.640 --> 00:18:57.710
بنابراین تصمیم گرفت که
روی این نقشه بی تفاوت است

00:18:57.710 --> 00:19:00.180
و در نهایت نقطه ای در میانه را انتخاب کرد

00:19:00.180 --> 00:19:02.461
اما منحنی های بی تفاوتی تنها شکلی از نمایش

00:19:02.486 --> 00:19:04.876
انتخاب های دوبعدی هستند

00:19:05.090 --> 00:19:07.110
تصمیمات کمی در زندگی
هستند که کاملا دو بعدی هستند

00:19:07.110 --> 00:19:08.100
اما این مثال خوبی بود

00:19:08.100 --> 00:19:08.865
سوالی در انتهای کلاس است

00:19:08.865 --> 00:19:12.590
به این فکر میکردم که
اگر صندوق بین المللی پول

00:19:12.590 --> 00:19:14.825
در واقع روی منحنی نیست
و دورتر از مبدا بود چی؟

00:19:15.679 --> 00:19:16.573
اگر دورتر بود

00:19:16.598 --> 00:19:17.225
سوال خوبی بود

00:19:17.250 --> 00:19:21.465
تصور کنید که صندوق بین المللی پول اینجا بود

00:19:21.490 --> 00:19:24.054
باید چه کاری میکرد؟

00:19:24.336 --> 00:19:25.380
مسلما به صندوق بین المللی پول میرفت

00:19:25.380 --> 00:19:26.700
این بی تفاوت بود

00:19:26.700 --> 00:19:29.560
میتوانست با انداختن سکه انتخاب کند
و در هر سه به یک اندازه راضی میبود

00:19:29.560 --> 00:19:30.698
اما اگر اینجا بود...

00:19:30.723 --> 00:19:32.520
شاید هم بوده است چون اینجا را انتخاب کرد

00:19:32.520 --> 00:19:33.120
نکته خوبی بود

00:19:33.120 --> 00:19:36.415
نمیدانم که صندوق بین
المللی پول اینجا بود یا اینجا

00:19:36.440 --> 00:19:38.341
این حقیقت که صندوق بین
المللی پول را انتخاب کرد

00:19:38.499 --> 00:19:40.390
نشان میدهد که اینجاها نبوده است

00:19:40.390 --> 00:19:41.760
در واقع نکته خیلی خوبی بود

00:19:41.886 --> 00:19:44.510
نشان میدهد که اینجاها نبوده است

00:19:44.510 --> 00:19:45.510
این را میدانیم

00:19:45.613 --> 00:19:48.646
اما نمیتوانم بگویم که روی
منحنی بوده یا خارج از منحنی

00:19:48.845 --> 00:19:50.385
میتوانسته روی منحنی باشد چون بی تفاوت است

00:19:50.410 --> 00:19:51.720
بنابراین که میداند میتواند سکه بیاندازد

00:19:52.002 --> 00:19:53.445
یا میتوانسته است بیرون
منحنی باشد چون بهتر است

00:19:53.470 --> 00:19:54.221
نمیتوانیم این را بگوییم

00:19:54.246 --> 00:19:56.106
نکته خوبی است

00:19:56.220 --> 00:19:57.110
بسیار خوب

00:19:57.110 --> 00:19:58.590
پس این شد نقشه اولویت

00:19:58.590 --> 00:20:00.081
این شد منحنی های بی تفاوتی

00:20:00.950 --> 00:20:06.054
حالا بیاید از منحنی های بی
تفاوتی که سنگ بنای اولویت ها هستند

00:20:06.174 --> 00:20:10.219
برویم سراغ مطلوبیت

00:20:12.710 --> 00:20:15.180
حالا هرچیزی که باید
در مورد اولویت ها بدانید

00:20:15.180 --> 00:20:17.920
در آن نقشه های بی تفاوتی نشان داده شده است

00:20:17.920 --> 00:20:20.599
مساله اینجاست که کار با این نقشه ها

00:20:20.624 --> 00:20:24.750
زمانی که میخواهیم در
واقع قضیه ای را اثبات کنیم

00:20:24.775 --> 00:20:27.880
و چگونگی تصمیم گیری مردم
را حل و درک کنیم، دشوار است

00:20:27.880 --> 00:20:32.515
اگر نوعی نماینده ریاضیاتی از آن نقشه
های اولویتی داشتیم، کار بسیار آسان تر میشد

00:20:32.540 --> 00:20:35.280
و این میشود تابع مطلوبیت

00:20:35.280 --> 00:20:40.745
تابع مطلوبیت نماینده
ریاضیاتی اولویت ها هستند

00:20:40.770 --> 00:20:41.950
همین است

00:20:41.950 --> 00:20:46.885
تا ترم بعد این عبارت ها
تبدیل به کابوستان خواهد شد

00:20:46.910 --> 00:20:48.060
معادلات مطلوبیت

00:20:48.060 --> 00:20:51.309
اما به یاد داشته باشید که
این تنها نمایانگر ریاضیاتی ای

00:20:51.334 --> 00:20:52.764
از اولویت های ناخودآگاه افراد است

00:20:52.950 --> 00:20:55.890
ازش نترسید

00:20:55.890 --> 00:21:00.719
و نکته کلیدی این است که ما فرض میکنیم که
افراد معادلات مطلوبیت تعریف شده ای دارند

00:21:00.744 --> 00:21:02.759
و با حداکثرسازی این معادلات مطلوبیت

00:21:02.784 --> 00:21:05.035
قادرخواهیم بود که بگوییم
چه انتخابی خواهند کرد

00:21:05.060 --> 00:21:11.501
خوب برای مثال در نظر بگیرید که بگویم
تابع مطلوبیت شما برای پیتزا و فیلم

00:21:11.891 --> 00:21:14.850
جذر پیتزا ضرب در فیلم است

00:21:16.390 --> 00:21:17.360
این تابع مطلوبیت است

00:21:17.360 --> 00:21:18.270
خواهم گفت که این به چه معناست

00:21:18.270 --> 00:21:19.570
خوب، هیچ معنایی ندارد

00:21:19.570 --> 00:21:20.820
تابع مطلوبیت است

00:21:20.820 --> 00:21:21.900
اولویت های شماست

00:21:21.900 --> 00:21:25.585
نمایانگر ریاضیاتی اولویت های شماست

00:21:26.590 --> 00:21:27.730
این به چه معناست ؟

00:21:27.730 --> 00:21:29.440
معنایش این است که

00:21:29.649 --> 00:21:31.091
به خودی خود معنایی ندارد

00:21:31.116 --> 00:21:33.960
اما به ما در مورد اولویت هایمان میگوید

00:21:34.168 --> 00:21:36.446
چیزی که میگوید این است که اولویت های شما

00:21:36.538 --> 00:21:38.108
امکان نمایندگی شدن دارند

00:21:38.450 --> 00:21:41.313
اگر به شکل 4-1 b برگردید

00:21:41.855 --> 00:21:45.426
به ما میگوید که این ها اولویت های شما هستند

00:21:45.451 --> 00:21:49.274
چون بین دو پیتزا و یک فیلم

00:21:49.307 --> 00:21:50.390
و یک پیتزا و دو فیلم بی تفاوت هستید

00:21:50.390 --> 00:21:50.890
مسلما بی تفاوت هستید

00:21:50.890 --> 00:21:53.860
هر دو جذر مطلوبیت 2 را حاصل میکنند

00:21:54.021 --> 00:21:55.815
اما دو پیتزا و دو فیلم را ترجیه میدهید

00:21:55.840 --> 00:21:57.715
چون این مطلوبیت برابر با 2 را بدست میدهد

00:21:58.140 --> 00:22:00.148
این ها نمایانگرهای ریاضیاتی ای

00:22:00.173 --> 00:22:02.110
همگرا با آن منحنی های بی تفاوتی هستند

00:22:02.110 --> 00:22:03.540
تنها نوعشان نیستند

00:22:03.540 --> 00:22:04.784
نمایانگرهای ریاضیاتی دیگری

00:22:04.809 --> 00:22:06.624
همگرا با آن منحنی های وجود دارد

00:22:06.750 --> 00:22:09.760
اما بیایید در نظر بگیریم
که تابع مطلوبیت این است

00:22:09.760 --> 00:22:13.260
این نمایانگر ریاضیاتی مطابق با سلیقه شماست

00:22:13.260 --> 00:22:15.120
حالا مطلوبیت به چه معناست ؟

00:22:15.120 --> 00:22:17.984
مطلوبیت هیچ معنایی ندارد

00:22:18.080 --> 00:22:21.035
با این منطق که این مفهومی اصلی نیست

00:22:21.035 --> 00:22:23.690
تنها مفهومی ترتیبی است

00:22:23.690 --> 00:22:30.716
اگر به شما بگویم که دو مطلوب
از دو پیتزا و دو فیلم بدست می آورید

00:22:30.741 --> 00:22:32.290
این به هیچ معنایی نیست

00:22:32.440 --> 00:22:36.387
تنها نشان میدهد که بیشتر از
یک پیتزا و یک فیلم بدست میاورید

00:22:36.420 --> 00:22:40.651
حتی میتوانیم نسبتش را هم در آورد
شما به اندازه جذر 2 بیشتر

00:22:40.676 --> 00:22:43.214
از یک پیتزا و دو فیلم به دست میاورید

00:22:43.239 --> 00:22:45.772
بعد میتوانیم سطح بندی و ترتیب بندی کنیم

00:22:45.797 --> 00:22:47.560
اما نمیتوانیم اصلیت به آن اطلاق کنیم

00:22:47.560 --> 00:22:50.413
من نمیتوانم بگویم که شما

00:22:50.595 --> 00:22:54.120
در منطقی مجرد و مطلق بگویم چه
میزان از دو پیتزا و یک فیلم راضی هستید

00:22:54.120 --> 00:22:56.270
نمیتوانم اولویت به شکل عدد اصلی ارائه دهم

00:22:56.270 --> 00:22:58.150
اما این سطح بندی ترتیبی اولویت ها است

00:22:58.150 --> 00:23:01.130
میتوانم بگویم که چه چیز را
بیشتر از چه چیز دیگر دوست دارید

00:23:01.130 --> 00:23:04.375
به این خاطر است که تابع مطلوبیت
نماینگر نقشه های بی تفاوتی است

00:23:04.400 --> 00:23:07.340
تنها ابزاری ریاضیاتی برای
مقایسه دسته محصولات هستند

00:23:07.340 --> 00:23:11.225
نوعی پاسخ درونی به ارزش
روحتان یا همچنین چیزی نیستند

00:23:11.250 --> 00:23:12.960
زیاد این ها را آغشته به جادو نکنید

00:23:12.985 --> 00:23:15.375
تنها اشکال ریاضیاتی برای
نمایانگری از اولویت ها هستند

00:23:18.110 --> 00:23:23.739
مفهوم کلیدی و مهمترین
مفهوم نظریه مصرف کنندگان

00:23:23.764 --> 00:23:26.295
برای درک چگونگی تصمیم گیری مصرف کنندگان

00:23:26.320 --> 00:23:29.395
مفهوم مطلوبیت حاشیه ای است

00:23:32.690 --> 00:23:36.076
در این ترم بسیار در مورد چیزهای
مختلف حاشیه ای صحبت خواهیم کرد

00:23:36.203 --> 00:23:37.863
و این اولین مثالمان است

00:23:38.220 --> 00:23:40.840
مطلوبیت حاشیه ای

00:23:40.840 --> 00:23:44.713
این یعنی چطور مطلوبیتتان

00:23:44.738 --> 00:23:46.592
با هر واحد اضافه محصول تغییر میکند

00:23:46.617 --> 00:23:48.764
یا مشتق تابع مطلوبیت

00:23:48.880 --> 00:23:50.755
اگر که بخواهید از عبارات
محاسباتی استفاده کنید

00:23:50.780 --> 00:23:52.790
مطلوبیت حاشیه ای مشتق تابع مطلوبیت

00:23:52.790 --> 00:23:55.080
با توجه به یکی از ورودی ها می باشد

00:23:55.378 --> 00:23:59.466
اما اگر نخواهید از عبارات محاسباتی استفاده
کنید این میشود که به فراخور اینکه هر واحد

00:23:59.491 --> 00:24:01.697
از هر یکی از عناصر تابع
مطلوبیت را اضافه میکنید

00:24:01.722 --> 00:24:05.130
چطور مطلوبیت تغییر میکند

00:24:05.130 --> 00:24:08.380
خوب برای دیدن موضوع بیایید
مثالی از مطلوبیت حاشیه ای را حل کنیم

00:24:08.380 --> 00:24:13.330
تصور کنید که دو پیتزا دارید
P مساوی است با 2

00:24:13.330 --> 00:24:14.730
دو پیتزا دارید و پیشتان هستند

00:24:14.966 --> 00:24:17.568
هم اتاقیتان خریده است یا همچنین چیزی

00:24:17.593 --> 00:24:20.585
حالا میخواهم بپرسم که مطلوبیت شما چطور

00:24:20.623 --> 00:24:22.773
با دیدن فیلم های اضافی تغییر میکند؟

00:24:23.060 --> 00:24:26.779
و برای نمایش این موضوع
بیاید به شکل 4-3 نگاه کنیم

00:24:26.804 --> 00:24:28.310
که اینجا نیست

00:24:29.282 --> 00:24:30.854
اینجا شکل 4-3 نداریم

00:24:31.378 --> 00:24:33.165
شما شکا 4-3 دارید ؟

00:24:34.356 --> 00:24:37.310
شکل 4-3 اصلا نداشتیم
خوب باشه

00:24:37.310 --> 00:24:40.764
پس بریم به شکل 4-5

00:24:43.370 --> 00:24:46.181
پس اساسا...

00:24:46.573 --> 00:24:51.620
نه بیایید...

00:24:52.121 --> 00:24:53.031
نه درسته

00:24:53.110 --> 00:24:53.620
4-4.

00:24:53.620 --> 00:24:55.369
اساسا چیزی که این نشان میدهد

00:24:55.522 --> 00:24:57.640
چیزی که شکل 4-4 نشان میدهد

00:24:57.665 --> 00:24:59.763
نشان میدهد که چطور...

00:24:59.789 --> 00:25:02.885
اصلا بریم به شکل 4-5، بهم ریخته شده اند

00:25:02.910 --> 00:25:03.789
بریم به شکل 4-5

00:25:03.814 --> 00:25:06.114
شکل 4-5 نشان میدهد که...

00:25:06.420 --> 00:25:07.780
نه درست نیست

00:25:07.780 --> 00:25:09.540
باشه برگردیم به 4-4
بسیار خوب

00:25:09.819 --> 00:25:17.157
شکل 4-4 نشان میدهد که چطور مطلوبیت حاشیه
ای در رابطه با فیلم ها فرگشت میکند

00:25:17.182 --> 00:25:20.565
چطور مطلوبیت با فیلم
های بیشتر فرگشت میکند

00:25:20.590 --> 00:25:22.861
با فرض اینکه دو پیتزا دارید

00:25:23.115 --> 00:25:27.660
این فرگشت مطلوبیت شما با بیشتر شدن فیلم است

00:25:28.440 --> 00:25:31.574
پس هر فیلمی که اضافه میشود
مطلوبیت شما را افزایش میدهد

00:25:31.638 --> 00:25:33.128
شیب به سمت مثبت است

00:25:33.390 --> 00:25:35.123
بر اساس فرض هرچه بیشتر بهتر
این را میدانیم

00:25:35.148 --> 00:25:39.958
حتی اگر فیلمی برای قرار عاشقانه باشد

00:25:40.189 --> 00:25:42.279
همچنان مطلوبیت شما را بهبود میبخشد

00:25:42.510 --> 00:25:46.339
پس همچنان مطلوبیت را بهبود میبخشد، اما

00:25:46.396 --> 00:25:47.816
اما به نرخی نزولی

00:25:48.010 --> 00:25:49.497
و نکته همین است

00:25:49.568 --> 00:25:57.945
این که مطلوبیت حاشیه ای نزولی را فرض کنیم

00:25:58.082 --> 00:26:01.747
فرض کلیدی ای که در پس تمام فعالیت
های ما حول محور مصرف کنندگان است

00:26:01.772 --> 00:26:05.110
مطلوبیت حاشیه ای نزولی است

00:26:05.110 --> 00:26:09.190
فرض میگیریم که هر فیلم
اضافی مطلوبیت را افزایش میدهد

00:26:09.190 --> 00:26:13.430
اما به نرخی دائما نزولی

00:26:13.430 --> 00:26:19.670
بنابراین در واقع میتوانیم
حاشیه ها را نموداری کنیم

00:26:19.670 --> 00:26:22.129
و شکل 4-5 هم همین است

00:26:22.154 --> 00:26:24.220
این نموداری از مطلوبیت حاشیه ای است

00:26:24.679 --> 00:26:28.956
به عبارت دیگر زمانی که ...

00:26:28.980 --> 00:26:38.080
بنابراین اساسا زمانی
که دو پیتزا و یک فیلم دارید

00:26:38.080 --> 00:26:40.720
مطلوبیت جذر 2 است درسته ؟

00:26:40.720 --> 00:26:43.888
حالا وقتی بگویم یک فیلم دیگر خواهید داشت

00:26:45.201 --> 00:26:48.461
مطلوبیت از جذر 2 به 2 افزایش پیدا میکند

00:26:49.120 --> 00:26:53.262
پس مطلوبیت حاشیه ای آن فیلم بعدی میشود

00:26:53.262 --> 00:26:54.711
درسته ؟

00:26:54.711 --> 00:26:56.160
دو فیلم

00:26:56.160 --> 00:26:58.740
1.4.

00:26:58.740 --> 00:27:00.840
بله به اندازه جذر 2 افزایش پیدا میکند

00:27:00.840 --> 00:27:03.848
مطلوبیت را باید بعلاوه جذر 2 کنید

00:27:03.873 --> 00:27:05.110
بنابراین مطلوبیت حاشیه ای...

00:27:05.110 --> 00:27:07.999
از مطلوبیت جذر 2 خواهید رفت

00:27:08.024 --> 00:27:09.464
به مطلوبیت 2

00:27:09.580 --> 00:27:13.551
بنابراین مطلوبیت به مقدار
جذر 2 افزایش پیدا میکند

00:27:14.170 --> 00:27:15.400
مطلوبیت افزایش پیدا میکند

00:27:15.400 --> 00:27:16.681
دارم اشتباه میکنم، یک لحظه صبر کنید

00:27:20.762 --> 00:27:22.012
یک لحظه

00:27:24.000 --> 00:27:25.030
از یک فیلم

00:27:25.030 --> 00:27:25.520
فهمیدم

00:27:25.520 --> 00:27:25.850
فهمیدم

00:27:25.850 --> 00:27:26.650
خوب، ببخشید

00:27:26.650 --> 00:27:28.563
ببخشید این دلتا نیست این
سطح مطلوبیت حاشیه ای است

00:27:28.588 --> 00:27:30.010
خود سطح مطلوبیت حاشیه ای را کشیده ام

00:27:30.010 --> 00:27:30.700
بریم عقب

00:27:30.700 --> 00:27:33.632
پس خود سطح مطلوبیت حاشیه ای را کشیده ام

00:27:33.781 --> 00:27:41.006
وقتی که دو پیتزا و یک فیلم داریم

00:27:41.085 --> 00:27:44.730
مطلوبیت حاشیه ای
مطلوبیت اصلی

00:27:44.730 --> 00:27:45.783
فهمیدم همینه

00:27:45.808 --> 00:27:47.268
شکل مطلوبیت اصلی را کشیده ام

00:27:47.480 --> 00:27:50.504
چند دقیقه پیش گفتم که نمیتوانیم مطلوبیت
را به مفهوم اعداد اصلی اندازه گیری کنیم

00:27:50.529 --> 00:27:52.290
ولی اینجا بهرحال انجامش داده ام

00:27:52.290 --> 00:27:54.190
اینکار را برای نشان دادن
مطلوبیت حاشیه ای کرده ام

00:27:54.190 --> 00:27:56.120
بنابراین مطلوبیت

00:27:56.120 --> 00:28:01.250
زمانی که یک فیلم داریم برابر
است با 1.4 که جذر 2 است

00:28:01.250 --> 00:28:02.990
این میشود مطلوبیت

00:28:02.990 --> 00:28:10.527
حالا زمانی که از یک فیلم به دو فیلم برویم

00:28:10.552 --> 00:28:13.356
مطلوبیت از جذر 2 به 2 افزایش پیدا میکند

00:28:13.381 --> 00:28:15.700
مطلوبیت به مقدار 0.6 افزایش پیدا میکند

00:28:15.700 --> 00:28:19.560
بنابراین مطلوبیت حاشیه ای فیلم دوم 0.6 است

00:28:19.560 --> 00:28:23.680
مطلوبیت 1.4 برابر با جذر 2 بود

00:28:23.680 --> 00:28:25.930
حالا به 2 ارتقا پیدا کرده است

00:28:25.930 --> 00:28:28.480
بنابراین مطلوبیت حاشیه ای فیلم دوم 0.6 است

00:28:28.480 --> 00:28:31.390
حالا بگیم که یک فیلم دیگر
را اضافه کنیم و بشود 3 فیلم

00:28:31.390 --> 00:28:32.190
حالا مطلوبیت چند میشود؟

00:28:32.190 --> 00:28:34.280
میشود جذر 6

00:28:34.280 --> 00:28:37.903
حالا از 4 میرود به جذر 6

00:28:37.990 --> 00:28:40.070
که برابر با 2.45 است

00:28:40.070 --> 00:28:44.380
بنابراین مطلوبیت سومین فیلم 0.45 است

00:28:44.380 --> 00:28:46.048
این نمودار بهم ریخته است چون که

00:28:46.073 --> 00:28:48.450
چون اولی سطح مطلوبیت اصلی است

00:28:48.450 --> 00:28:51.605
در اولی گفته ام که برای یک
فیلم سطح مطلوبیت 1.4 را داریم

00:28:51.630 --> 00:28:54.390
و برای دومی مطلوبیت حاشیه ای را داده ام

00:28:54.422 --> 00:28:55.614
و سومین فیلم هم مطلوبیت حاشیه ای است

00:28:55.639 --> 00:28:56.950
پس این نمودار یکجورایی... بله ؟

00:28:56.950 --> 00:29:00.441
مطلوبیت حاشیه ای اولین فیلم را نشان میدهد

00:29:00.844 --> 00:29:04.500
بله فکر میکنم درست باشد

00:29:04.500 --> 00:29:05.200
چون در صفر هستیم

00:29:05.200 --> 00:29:06.390
در صفر فیلم هستیم

00:29:06.390 --> 00:29:07.100
بله صحبح

00:29:07.100 --> 00:29:07.410
درست میگویید

00:29:07.410 --> 00:29:09.205
اولین عدد مطلوبیت حاشیه ای اولین فیلم است

00:29:09.230 --> 00:29:09.980
درست میگویید

00:29:09.980 --> 00:29:12.380
بنابراین اولین فیلم مطلوبیت
حاشیه ای 1.4 را میدهد

00:29:12.380 --> 00:29:13.840
چون از 0 به جذر 2 میرویم

00:29:13.840 --> 00:29:14.420
درست است

00:29:14.420 --> 00:29:15.490
اشتباه من بود

00:29:15.490 --> 00:29:17.123
بنابراین از 0 میرویم به جذر 2

00:29:17.148 --> 00:29:19.467
بنابراین مطلوبیت حاشیه ای 1.4
برای اولین فیلم را بدست میاوریم

00:29:19.655 --> 00:29:22.732
از جذر 2 به 2، 0.6 را برای فیلم بعدی داریم

00:29:22.757 --> 00:29:24.909
از 2 به جذر 6

00:29:24.934 --> 00:29:26.950
0.45 را برای فیلم سوم داریم

00:29:26.950 --> 00:29:28.710
از جذر 6 به جذر 8

00:29:28.735 --> 00:29:31.930
تنها 0.38 را برای فیلم سوم
داریم و به همین منوال به جلو میرود

00:29:31.930 --> 00:29:36.965
بنابراین نکته کلیدی این است که این
مطلوبیت های حاشیه ای دائما نزولی هستند

00:29:36.990 --> 00:29:42.790
هر فیلمی که اضافه میشود
مطلوبیت افزونه کمتری به دست میدهد

00:29:42.790 --> 00:29:44.385
و اگر بهش فکر کنید

00:29:44.385 --> 00:29:45.720
یکجورایی فهم اش شهودی است

00:29:45.745 --> 00:29:48.985
یه لحظه در مورد فیلم هایی
که الان میخواهید ببینید فکر کنید

00:29:49.230 --> 00:29:50.530
چهار فیلمی که میخواهید ببینید

00:29:50.530 --> 00:29:53.473
فرض بر این است که هرکدام
را که در ردیف اول قرار دهید

00:29:53.498 --> 00:29:56.848
دیدنش مطلوبیت بیشتری از هر فیلمی
دارد که در ردیف دوم قرار داده اید

00:29:57.320 --> 00:29:59.951
و اگر مثل من فکر میکنید که فیلم
های این دوره زمانه خیلی آشغال شدند

00:29:59.976 --> 00:30:01.138
وقتی که به فیلم چهارم میرسید

00:30:01.163 --> 00:30:04.456
دیگه آنقدرها از آن مطلوبیت به دست نمی آورید

00:30:04.481 --> 00:30:05.956
اگر به فیلم هایی که
الان اکران دارند فکر کنیم

00:30:05.981 --> 00:30:08.650
مطلوبیت زیادی از اولین فیلمی
که میبینید به دست می آورید

00:30:08.650 --> 00:30:11.040
مطلوبیت افزوده بیشتری از اولین
فیلمی که میبینید به دست می آورید

00:30:11.040 --> 00:30:13.200
اما هر فیلیمی که اضافه میشود
مطلوبیت کمتر و کمتری به شما میدهد

00:30:13.200 --> 00:30:14.920
و ایده مطلوبیت حاشیه ای نزولی است

00:30:14.920 --> 00:30:18.144
در مورد پیتزاها هم اگر
تمام روز را چیزی نخورده باشید

00:30:18.169 --> 00:30:21.050
اولین پیتزا میتواند مطلوبیت
حاشیه ای بسیار بالایی به شما بدهد

00:30:21.050 --> 00:30:23.672
لذتی که از اولین پیتزا میبرید

00:30:23.697 --> 00:30:25.637
میتواند بسیار زیاد باشد

00:30:25.934 --> 00:30:27.790
اما پیتزای دوم نه آنقدرها

00:30:27.815 --> 00:30:29.065
چون دیگر سیر هستید

00:30:29.240 --> 00:30:30.198
سومین پیتزا کمتر

00:30:30.223 --> 00:30:34.005
و چهارمین پیتزا احتمالا فرض
سیری ناپذیری را نقض کند

00:30:34.030 --> 00:30:35.000
بنابراین این شد ایده پایه ای

00:30:35.000 --> 00:30:35.400
بله ؟

00:30:35.400 --> 00:30:37.276
من سوالی دارم

00:30:37.276 --> 00:30:40.090
آیا فرض میکنیم که محصولات همگن هستند ؟

00:30:40.090 --> 00:30:42.910
آیا فیلم مشابه ای است
که چهار بار دیده میشود؟

00:30:42.910 --> 00:30:45.518
یا فیلم های مختلفی هستند؟

00:30:45.543 --> 00:30:47.180
این سوال فوق العاده ای است

00:30:47.180 --> 00:30:49.450
و من نمیتوانم این را اینجا به
عنوان بخشی از مساله مشخص کنم

00:30:49.450 --> 00:30:52.695
اینجا مشخص اش نکرده ام

00:30:53.038 --> 00:30:55.174
مسلما پیتزایی مشابه را
نمیتوان چهار بار خورد

00:30:55.221 --> 00:30:58.060
میتواند یک نوع پیتزای مشابه
باشد که چهار بار خورده میشود

00:30:58.060 --> 00:31:03.340
اما آیا یک فیلم مشابه را میبینید؟

00:31:03.340 --> 00:31:04.940
این را اینجا مشخص نکرده ام

00:31:04.940 --> 00:31:06.615
بنابراین فرض کلی ای در این مورد وجود ندارد

00:31:06.615 --> 00:31:08.775
بسته به نوع تعریف من از فیلم ها است

00:31:09.100 --> 00:31:12.870
آیا فیلم ها را به عنوان ...

00:31:12.870 --> 00:31:13.630
نمیدانم

00:31:13.630 --> 00:31:14.170
خدایا خیلی تو این مورد ضعیفم

00:31:14.170 --> 00:31:15.990
تنها فیلمی که میشناسم در حال
اکران است نگهبانان گهول است

00:31:15.990 --> 00:31:17.290
چون بچه ام به آن علاقه دارد

00:31:17.290 --> 00:31:18.330
هر فیلمی که در حال اکران است

00:31:18.330 --> 00:31:20.410
آیا من فیلمها را به عنوان
نگهبانان گهول تعریف میکنم

00:31:20.435 --> 00:31:22.720
یا فیلم ها را به عنوان
تماشای یک فیلم تعریف میکنم؟

00:31:23.141 --> 00:31:24.340
و این را مشخص نکرده ام

00:31:24.340 --> 00:31:27.955
به شکل ضمنی در مثال هایم فیلم ها را
به عنوان تماشای یک فیلم مشخص کرده ام

00:31:27.980 --> 00:31:30.454
اما باید این را مشخص کنید
اگر که میخواهید دقیق تر باشید

00:31:30.479 --> 00:31:32.329
اگر در واقع سعی دارید که حساب کنید که...

00:31:32.510 --> 00:31:34.330
به چیزی که دارید روی آن
حداکثرسازی انجام میدهید بستگی دارد

00:31:34.330 --> 00:31:35.697
اگر روی تماشای هر فیلمی حداکثرسازی میکنید

00:31:35.722 --> 00:31:37.970
دارید رو تماشای یک فیلم
مشابه حداکثرسازی میکنید

00:31:37.970 --> 00:31:39.220
و من این را اینجا مشخص نکردم

00:31:39.220 --> 00:31:40.377
در هر دو مورد جواب میدهد؟

00:31:40.402 --> 00:31:41.830
در هر دو مورد جواب خواهد داد

00:31:41.830 --> 00:31:44.055
مسلما میتوانید حدس بزنید که...
این در واقع نکته خوبی است

00:31:44.080 --> 00:31:47.338
که کجا فکر میکنید که مطلوبیت
حاشیه ای نزول بیشتری دارد

00:31:47.590 --> 00:31:48.940
تماشای فیلمی مشابه

00:31:48.940 --> 00:31:52.530
بنابراین چیزی که مثال شما نشان
داد این است که محصولات متفاوت

00:31:52.530 --> 00:31:55.830
نرخ های متفاوتی از
مطلوبیت حاشیه ای نزولی دارند

00:31:55.830 --> 00:31:59.435
بنابراین مطلوبیت حاشیه
همیشه نزولی خواهد بود

00:31:59.521 --> 00:32:02.341
اما در نرخ هایی بسیار
متفاوت برای محصولات متفاوت

00:32:02.545 --> 00:32:04.074
بنابراین اصل کلی

00:32:04.209 --> 00:32:07.321
این است که در کل مطلوبیت
حاشیه ای نزولی در کار خواهد بود

00:32:07.370 --> 00:32:09.530
اما در نرخ هایی بسیار
متفاوت برای محصولات متفاوت

00:32:09.530 --> 00:32:13.390
خوب چون زیاد قاطی
کردم بیاید یک بار دوره کنیم

00:32:13.390 --> 00:32:14.876
مطلوبیت حاشیه ای نزولی است

00:32:14.901 --> 00:32:16.380
چون هر محصول به ترتیب
ارزش کمتری برایتان خواهد داشت

00:32:16.380 --> 00:32:20.240
به خاطر سیری ناپذیری همیشه مثبت است

00:32:20.240 --> 00:32:24.140
و این نمودار مطلوبیت حاشیه ای
که از هر پیتزا به دست می آید...

00:32:24.140 --> 00:32:28.610
هر فیلمی که با وجود داشتن دو
پیتزا تماشا میکنید را نشان میدهد

00:32:28.658 --> 00:32:32.528
مطلوبیت حاشیه ای افزونه ای برای
واحد بعدی ای است که مصرف میکنید

00:32:32.629 --> 00:32:34.750
خوب حالا برگردیم به مسیر اصلی

00:32:34.750 --> 00:32:40.400
حالا بریم سراغ مساله ...

00:32:40.425 --> 00:32:44.755
حالا که مفهوم مطلوبیت و مطلوبیت
حاشیه ای را در اختیار داریم

00:32:44.780 --> 00:32:46.895
حالا بیایید مطلوبیت را برگردانیم

00:32:46.920 --> 00:32:48.570
به نقشه های اولویتی

00:32:48.570 --> 00:32:51.527
بیاید این سوال را مطرح کنیم که با
توجه به چیزی که از مطلوبیت میدانیم

00:32:51.552 --> 00:32:55.720
این چه چیزی میتواند در مورد
شکل نقشه های اولویتی به ما بگوید

00:32:55.720 --> 00:32:59.910
ارتباط میان مطلوبیت و نقشه اولویتی چیست ؟

00:32:59.910 --> 00:33:04.511
و این ارتباط از طریق چیزی
نشان داده میشود که به آن میگوییم

00:33:04.884 --> 00:33:07.606
نرخ حاشیه ای جایگزینی

00:33:09.520 --> 00:33:11.171
نرخ حاشیه ای جایگزینی

00:33:11.196 --> 00:33:18.352
مفهومی ریاضیاتی است که مطلوبیت
اولویتی را با نقشه های اولویتی مرتبط میکند

00:33:19.290 --> 00:33:22.081
از لحاظ فنی نرخ حاشیه ای جایگزینی

00:33:22.106 --> 00:33:24.710
شیب منحنی بی تفاوتی است

00:33:24.710 --> 00:33:27.760
دلتا P روی دلتا M است

00:33:27.888 --> 00:33:32.376
شیب منحتی بی تفاوتی نرخ
حاشیه ای جایگزینی است

00:33:32.880 --> 00:33:35.121
از لحاظ نموداری به این معناست

00:33:35.146 --> 00:33:38.336
اما این چیزی است که باید
در سطحی عمیق تر فهم کنید

00:33:39.120 --> 00:33:41.672
این در واقع نرخی است

00:33:41.697 --> 00:33:45.007
که در آن تمایل به مبادله دارید

00:33:45.900 --> 00:33:49.842
نرخی که در آن تمایل به مبادله

00:33:49.914 --> 00:33:52.084
بردار Y را برای بردار X مبادله کنید

00:33:52.180 --> 00:33:56.288
نرخی که در آن تمایل به
مبادله پیتزا برای فیلم را دارید

00:33:57.510 --> 00:34:00.070
به شکل شهودی به این معناست

00:34:00.070 --> 00:34:04.606
شیب منحنی میگوید که بی تفاوت هستید

00:34:04.631 --> 00:34:07.515
اگر به خاطر داشته باشید در هر نقطه ای
در این منحنی بی تفاوتی، بی تفاوت هستید

00:34:07.540 --> 00:34:12.260
بین چهار پیتزا و یک فیلم بی تفاوت هستید

00:34:12.618 --> 00:34:14.756
بین دو پیتزا و دو فیلم بی تفاوت هستید

00:34:14.795 --> 00:34:16.690
و چهار فیلم و یک پیتزا

00:34:16.715 --> 00:34:20.065
در تمام نسبت به تمام چهار
ترکیب شکل 4-6 بی تفاوت هستید

00:34:20.090 --> 00:34:22.746
نرخ حاشیه ای جایگزینی شیب این منحنی است

00:34:22.842 --> 00:34:28.725
که نرخی که در آن تمایل به مبادله
پیتزا برای فیلم را دارید را بیان میکند

00:34:28.750 --> 00:34:31.964
حالا اینجا یک نکته ای را درکنارش میگویم

00:34:31.989 --> 00:34:34.179
البته که هیچوقت در حقیقت
تبادلی انجام نمیدهید

00:34:34.179 --> 00:34:37.935
بازاری وجود ندارد که
پیتزا ببرید و فیلم بگیرید

00:34:38.011 --> 00:34:39.624
زمانی که میگویم تبادل

00:34:39.719 --> 00:34:42.429
مثل مبادله کارت بیسبال نیست، گفتم مبادله

00:34:42.429 --> 00:34:46.791
منظورم این است که در نهایت بودجه خاصی دارید

00:34:46.865 --> 00:34:48.631
و باید این بودجه را اختصاص بدهید

00:34:49.330 --> 00:34:51.381
بنابراین اگر تصمیم بگیرید
که به پیتزا اختصاصش بدهید

00:34:51.512 --> 00:34:53.165
نمیتوانید به فیلم اختصاصش بدهید

00:34:53.190 --> 00:34:56.214
یا اینکه هرچقدر به پیتزا اختصاصش بدهید
کمتر میتوانید به فیلم اختصاصش بدهید

00:34:56.239 --> 00:34:58.110
بنابراین همیشه مبادله ای در کار است

00:34:58.110 --> 00:35:00.350
اگر یادتان باشد گفتم که تمام
موضوع اقتصاد مبادله است

00:35:00.350 --> 00:35:03.720
با توجه به بودجه محدودی که دارید
همیشه مبادله ای در کار است

00:35:03.720 --> 00:35:06.392
و نرخی که در آن تمایل به مبادله دارید

00:35:06.513 --> 00:35:07.973
میشود نرخ حاشیه ای جایگزینی شما

00:35:08.180 --> 00:35:09.851
با توجه که مجبور خواهید بود که مبادله کنید

00:35:09.881 --> 00:35:11.185
و هنوز تعدادی تقید های
بودجه ای را در نظر نگرفته ایم

00:35:11.210 --> 00:35:12.230
جلسه بعد به آن میپردازیم

00:35:12.400 --> 00:35:14.575
نرخی که در آن تمایل به مبادله دارید
میشود نرخ حاشیه ای جایگزینی شما

00:35:14.600 --> 00:35:14.865
بله ؟

00:35:14.865 --> 00:35:17.755
این نرخ معمولا در ارتباط با بها است؟

00:35:18.047 --> 00:35:19.600
در نهایت نه

00:35:19.600 --> 00:35:20.090
ببخشید

00:35:20.115 --> 00:35:23.285
نرخ حاشیه ای جایگزینی به کلی
از اولویت هایتان نشات میگیرد

00:35:23.310 --> 00:35:26.455
در نهایت برای اینکه مشخص کنید
که چه مقدار در واقع مصرف میکنید

00:35:26.455 --> 00:35:28.250
باید بها را وارد کنید

00:35:28.250 --> 00:35:30.185
بنابراین اگر دقت کنید اینجا
در مورد بها صحبت نکرده ام

00:35:30.210 --> 00:35:31.690
اینجا در موردش صحبت نکرده ایم

00:35:31.690 --> 00:35:33.562
این مفهومی اولویتی است

00:35:33.587 --> 00:35:34.970
این هیچ ربطی به بها ندارد

00:35:34.970 --> 00:35:36.230
اما شما جلوتر از ما رفته اید

00:35:36.230 --> 00:35:39.990
جلسه بعد خواهیم دید، برای مشخص
کردن اینکه چه مقدار در واقع مصرف میکنید

00:35:39.990 --> 00:35:41.570
نرخ حاشیه ای جایگزینی را باید

00:35:41.570 --> 00:35:43.190
به بهاهایی که در بازار با
آن برخورد میکنید، ارتباط دهید

00:35:43.190 --> 00:35:44.905
و این مشخص خواهد کرد که
چه مقدار مصرف خواهید کرد

00:35:45.010 --> 00:35:47.440
این تنها مفهومی اولویتی است

00:35:47.440 --> 00:35:47.720
بله ؟

00:35:47.720 --> 00:35:53.990
گفتید بردار X است یا بردار Y ؟

00:35:53.990 --> 00:35:55.902
این منفی نمیشود؟

00:35:56.154 --> 00:35:56.772
منفی است

00:35:56.797 --> 00:35:57.110
بله

00:35:57.110 --> 00:35:58.740
البته

00:35:58.740 --> 00:36:00.080
صحیح، البته

00:36:00.080 --> 00:36:03.481
نکته این است که تمایل دارید
که از چند فیلم صرف نظر کنید

00:36:03.506 --> 00:36:04.756
تا یک پیتزای دیگر بگیرید

00:36:04.781 --> 00:36:09.985
یا تمایل دارید که از چند پیتزا
صرف نظر کنید تا یک فیلم دیگر بگیرید

00:36:10.010 --> 00:36:13.465
در نرخ حاشیه ای جایگزینی به یاد داشتن اینکه
کدام بالا است و کدام پایین بسیار دشوار است

00:36:13.490 --> 00:36:14.620
خیلی درش مراقب باشید

00:36:14.620 --> 00:36:17.080
به همین خاطر است گفتم یادتان
باشد بردار Y یا بردار X است

00:36:17.080 --> 00:36:21.612
میشود تمایل دارید چند پیتزا را
مبادله کنید تا یک فیلم دیگر بگیرید

00:36:22.837 --> 00:36:25.906
و اساسا یادتان باشد که
زمانی که اینجا میگویم مبادله

00:36:26.037 --> 00:36:29.477
اینطور نیست که به معنای
واقعی کلمه تبادل میکنید

00:36:29.723 --> 00:36:31.334
یعنی در نهایت باید این مبادله را انجام دهید

00:36:31.359 --> 00:36:34.242
در نهایت وقتی که در جلسه بعد
با تقیدهای بودجه ای روبرو میشویم

00:36:34.267 --> 00:36:37.515
باید تصمیم بگیرید که چطور میخواهید
بودجه را بین پیتزا و فیلم اختصاص دهید

00:36:37.540 --> 00:36:42.518
از این طریق رابطه نوع احساستان

00:36:42.543 --> 00:36:45.220
مبادله یکی برای دیگری، تصمیم خواهید گرفت

00:36:45.220 --> 00:36:47.581
حالا این شاخصه کلیدی
نرخ حاشیه ای جایگزینی است

00:36:47.606 --> 00:36:49.545
که میگوید نرخ حاشیه ای جایگزینی...

00:36:49.629 --> 00:36:50.833
بله ؟ سوالی دارید ؟

00:36:51.047 --> 00:36:51.499
بله ؟

00:36:51.706 --> 00:36:53.559
این نرخ های جایگزینی همیشه

00:36:53.559 --> 00:36:54.870
با توجه به مقادیر تبادل در حال تغییر هستند

00:36:54.870 --> 00:36:55.690
دقیقا

00:36:55.690 --> 00:37:00.010
دقیقا همین را میخواستم بگویم،
نرخ حاشیه ای جایگزینی نزولی است

00:37:00.010 --> 00:37:02.180
از لحاظ فنی وقتی که به مقاطع
بالاتر میروید متوجه میشوید

00:37:02.180 --> 00:37:04.415
که مطلوبیت حاشیه ای در واقع
از لحاظ فنی دائما نزولی نیست

00:37:04.440 --> 00:37:05.010
گفتم که هست

00:37:05.010 --> 00:37:06.210
برای این کلاس اینگونه است

00:37:06.210 --> 00:37:08.168
اما اگر از لحاظ ریاضیاتی
بخواهید درست باشید

00:37:08.193 --> 00:37:13.392
چیزی که میتوان ثابت کرد که دائما
نزولی است، نرخ حاشیه ای جایگزینی است

00:37:14.676 --> 00:37:17.593
بنابراین برای این درس
مطلوبیت حاشیه ای نزولی داریم

00:37:17.627 --> 00:37:19.490
اما مفهوم واقعا مهم

00:37:19.490 --> 00:37:23.320
این است که نرخ حاشیه
ای جایگزینی نزولی داریم

00:37:23.320 --> 00:37:27.759
نرخی که در آن تمایل به
مبادله پیتزا برا فیلم را دارید

00:37:27.784 --> 00:37:33.678
به فراخور اینکه پیتزای کمتر و
فیلم بیشتری دارید نزول پیدا میکند

00:37:34.700 --> 00:37:36.967
برای دیدن این موضوع به این نمودار دقت کنید

00:37:36.992 --> 00:37:40.112
و بیاید نرخ حاشیه ای جایگزینی
را در هر بخش محاسبه کنیم

00:37:41.060 --> 00:37:42.050
بیاید منطقه بندی کنیم

00:37:42.050 --> 00:37:43.459
تصور کنید که بخش ها خطی باشند

00:37:43.484 --> 00:37:45.170
تصور کنید دو بخش خطی بین این نقاط وجود داشت

00:37:45.170 --> 00:37:46.000
اینطور نیست

00:37:46.000 --> 00:37:48.210
ولی یه لحظه تصور کنید خطی است

00:37:48.210 --> 00:37:52.004
حالا نرخ حاشیه ای جایگزینی از اولین نقطه

00:37:52.029 --> 00:37:54.070
که 4 پیتزا و 1 فیلم است

00:37:54.095 --> 00:37:57.214
که دو پیتزا و دو فیلم است

00:37:57.381 --> 00:38:00.011
اینجا نرخ حاشیه ای جایگزینی منفی 2 است

00:38:00.570 --> 00:38:06.380
تمایل به دادن 2 پیتزا برای یک فیلم دارید

00:38:06.380 --> 00:38:08.749
همان نمودار شکل 4-6 است

00:38:08.790 --> 00:38:10.945
روی نمودار نشان داده نشده
است باید روی آن بنویسید

00:38:11.160 --> 00:38:13.080
بنابراین از اولین نقطه به دومین نقطه

00:38:13.105 --> 00:38:18.115
تمایل به دادن دو پیتزا برای یک فیلم دارید

00:38:18.310 --> 00:38:21.330
پس نرخ حاشیه ای جایگزینی منفی 2 است

00:38:21.330 --> 00:38:25.268
با این حال زمانی که
دو فیلم و دو پیتزا دارید

00:38:25.366 --> 00:38:29.195
و من بگویم که خوب چطور
1 پیتزا بدهی و یک فیلم ببینی

00:38:29.220 --> 00:38:30.580
میگویید، یک لحظه صبر کن ببینم

00:38:30.580 --> 00:38:34.420
برای چشم پوشی از یک
پیتزای دیگر من باید دو فیلم ببینم

00:38:34.420 --> 00:38:37.094
نرخ حاشیه ای جایگزینی من در بخش دوم

00:38:37.119 --> 00:38:39.340
منفی 0.5 است

00:38:39.340 --> 00:38:41.965
نرخ حاشیه ای جایگزینی بخش اول منفی 2 است

00:38:42.424 --> 00:38:44.665
نرخ حاشیه ای جایگزینی بخش دوم منفی 0.5 است

00:38:44.690 --> 00:38:47.674
به یاد داشته باشید که فرض بر این است
که خطی نیستند، این همه چیز را عوض میکند

00:38:47.699 --> 00:38:49.436
اما اگر خطی بودند به این شکل میشدند

00:38:49.480 --> 00:38:51.297
کسی میتواند به من بگوید که چرا ؟

00:38:51.322 --> 00:38:54.942
چرا نرخ حاشیه ای جایگزینی در حال نزول است؟

00:38:55.221 --> 00:38:59.925
چرا نرخ حاشیه ای جایگزینی در
بخش دوم از بخش اول کمتر است؟

00:39:00.889 --> 00:39:01.359
بله ؟

00:39:01.510 --> 00:39:05.955
چون مطلوبیت حاشیه ای هرچه چیزی
را کمتر داشته باشید افزایش پیدا میکند

00:39:05.980 --> 00:39:07.484
دقیقا

00:39:07.950 --> 00:39:11.180
خوب ادامه بدید، اضافه کنید
هرچی چیزی را کمتر داشته باشد

00:39:11.180 --> 00:39:13.100
در قالب مبادله ای که تمایل
به انجامش را دارید بگویید

00:39:13.100 --> 00:39:15.374
ارزش بیشتری برایش
قائل هستید بنابراین میخواهید

00:39:15.398 --> 00:39:18.180
مقادیر بیشتری از چیزی
دیگر را برای آن مبادله کنید

00:39:18.205 --> 00:39:22.381
بنابراین نکته این است
که زمانی که 4 پیتزا دارم

00:39:22.448 --> 00:39:26.155
مطلوبیت حاشیه ای آن آخرین
پیتزا برای من زیاد بالا نیست

00:39:26.575 --> 00:39:30.355
بنابراین راضی هستم که دو پیتزا بدهم ...

00:39:30.380 --> 00:39:33.676
و بعلاوه تنها یک فیلم دیده ام و یک فیلم
دومی هم هست که واقعا میخواهم ببینم

00:39:33.820 --> 00:39:36.220
بنابراین میگویید که ببین من 4 پیتزا دارم

00:39:36.220 --> 00:39:37.700
یک فیلم قرار است ببینم

00:39:37.700 --> 00:39:39.420
میگویند که هی یک فیلم دیگری هم هست

00:39:39.420 --> 00:39:40.460
که میدانیم واقعا میخواهی تماشا کنی

00:39:40.460 --> 00:39:42.500
میدانیم که برای 4 پیتزا ارزشی قائل نیستی

00:39:42.500 --> 00:39:43.850
در نهایت کاملا سیر میشوی

00:39:43.928 --> 00:39:45.695
تمایل داری که 2 پیتزا
بدهی تا فیلم دوم را ببینی

00:39:45.720 --> 00:39:47.380
و شما میگویید که بله البته چرا که نه

00:39:47.380 --> 00:39:50.210
اما زمانی که 2 پیتزا دارید
و 2 فیلم تماشا کرده اید

00:39:50.429 --> 00:39:53.965
انقدرها علاقه ندازی که سومین فیلم را ببینی
و اگر کمتر از 2 پیتزا بخوری سیر نمیشوی

00:39:54.010 --> 00:39:55.060
در اینصورت میگویید که یک لحظه صبر کن ببینم

00:39:55.060 --> 00:39:56.717
اگر میخواهی که یک پیتزای دیگر بدهم

00:39:56.742 --> 00:39:59.775
باید 2 فیلم به من بدهی

00:39:59.800 --> 00:40:03.485
چزا که مطلوبیت حاشیه ای پیتزا
برای من در حال افزایش است

00:40:03.719 --> 00:40:06.882
مطلوبیت حاشیه ای فیلم در حال نزول است

00:40:07.570 --> 00:40:09.600
و به این خاطر است که نرخ حاشیه ای جایگزینی

00:40:09.600 --> 00:40:15.490
در طول منحنی بی تفاوتی نزول میکند

00:40:15.515 --> 00:40:19.918
این به ما اجازه میدهد که نرخ حاشیه
ای جایگزینی را به شکل ریاضیاتی بنویسیم

00:40:20.767 --> 00:40:23.238
که میشود منفی

00:40:23.398 --> 00:40:25.544
مطلوبیت حاشیه ای فیلم

00:40:25.569 --> 00:40:28.829
یا به شکل کلی چیزی که روی بردار X است

00:40:29.621 --> 00:40:33.280
روی مطلوبیت حاشیه ای پیتزا یا به
شکل کلی چیزی که روی بردار Y است

00:40:35.980 --> 00:40:37.231
نرخ حاشیه ای جایگزینی

00:40:37.256 --> 00:40:39.578
این اولین فرمول کلیدی ای
است که باید برای این کلاس بدانید

00:40:39.607 --> 00:40:41.060
نرخ حاشیه ای جایگزینی برابر است

00:40:41.060 --> 00:40:43.253
با نسبت مطلوبیت های حاشیه ای

00:40:44.840 --> 00:40:47.361
حالا، این فرمول گول زننده است

00:40:48.750 --> 00:40:50.726
شاید برای شما گول زننده نباشد

00:40:50.814 --> 00:40:51.764
برای من گول زننده است

00:40:52.194 --> 00:40:57.810
به این مفهوم که من آن را به شکل دلتای
بردار Y روی دلتای بردار X تعریف اش کرده ام

00:40:57.810 --> 00:40:59.930
اما زمانی که به عنوان مطلوبیت
های حاشیه ای تعریف اش کردم

00:40:59.930 --> 00:41:01.880
فرمول را برعکس کردم

00:41:01.880 --> 00:41:03.552
تبدیل اش کردم به مطلوبیت
حاشیه ای آنچه روی بردار X است

00:41:03.577 --> 00:41:04.810
روی مطلوبیت حاشیه ای آنچه روی بردار Y است

00:41:04.810 --> 00:41:05.300
چرا؟

00:41:05.300 --> 00:41:06.430
کسی میتواند بگوید چرا اینطور شد؟

00:41:06.635 --> 00:41:09.570
چزا زمانی که در عبارت مطلوبیت های
حاشیه ای تعریف شود، برعکس میشود

00:41:09.595 --> 00:41:09.910
بله ؟

00:41:09.910 --> 00:41:12.518
مقسوم علیه است

00:41:12.518 --> 00:41:17.435
بنابراین زمانی که مطلوبیت فیلم...

00:41:17.460 --> 00:41:20.510
خوب بگذارید یکم بازتر کنم ...

00:41:20.510 --> 00:41:21.320
چطور مطلوبیت حاشیه ای رابطه ایجاد میکند؟

00:41:21.320 --> 00:41:21.899
بله ؟

00:41:22.320 --> 00:41:28.904
مطلوبیت حاشیه ای دلتا P روی P است

00:41:28.929 --> 00:41:30.279
بنابراین برعکس میشود

00:41:30.279 --> 00:41:31.416
بخاطر اینکه...

00:41:31.441 --> 00:41:32.140
بسیار خوب

00:41:32.140 --> 00:41:35.465
دارید همان پاسخ را میدهید
که از لحاظ فنی درست است

00:41:35.490 --> 00:41:38.940
همان چیزی است که دنبالش بودم
ولی خوب نسخه شهودی آن بود

00:41:38.965 --> 00:41:42.380
مطلوبیت حاشیه ای تابع منفی کمیت است

00:41:42.380 --> 00:41:44.810
مطلوبیت حاشیه ای تابع منفی کمیت است

00:41:44.810 --> 00:41:48.586
بنابراین این حقیقت که نسبت
کمیت پیتزا روی کمیت فیلم است

00:41:48.611 --> 00:41:52.340
همان مطلوبیت حاشیه ای فیلم بر
روی مطلوبیت حاشیه ای پیتزا است

00:41:52.340 --> 00:41:54.890
مطلوبیت حاشیه ای تابع منفی کمیت است

00:41:54.890 --> 00:41:57.565
هرچه کمیت بیشتری داشته باشید،
مطلوبیت حاشیه ای کمتری خواهید داشت

00:41:58.440 --> 00:42:01.060
و این کلید درک موضوع است

00:42:01.085 --> 00:42:04.943
بنابراین شیب منحنی بی تفاوتی است

00:42:05.078 --> 00:42:07.103
که نسبت مطلوبیت حاشیه ای است

00:42:07.128 --> 00:42:10.579
اما مطلوبیت حاشیه ای فیلم روی پیتزا است

00:42:10.700 --> 00:42:14.290
چراکه این به ما میگوید که به
فراخور اینکه فیلم های بیشتری میگیرید

00:42:14.290 --> 00:42:16.828
اهمیت کمتری به فیلم های بیشتر میدهید

00:42:16.853 --> 00:42:18.980
و در مورد پیتزا هم به همین صورت است

00:42:19.005 --> 00:42:20.845
بنابراین اساسا نکته کلیدی این است که...

00:42:20.870 --> 00:42:23.245
بیاید یک لحظه به این نگاه کنیم
و به شکل شهودی به آن فکر کنیم

00:42:23.270 --> 00:42:25.104
به شکل نموداری دیدیم اش

00:42:25.312 --> 00:42:26.539
به شکل ریاضیاتی میبینیمش

00:42:26.564 --> 00:42:28.174
بیاید ببینیم که به شکل
شهودی درک میکنیمش یا خیر

00:42:29.325 --> 00:42:33.630
چیزی که میگوید این
است که به فراخور اینکه...

00:42:33.630 --> 00:42:36.470
بیاید این را به نمودار ارتباط دهیم

00:42:36.470 --> 00:42:40.658
به فراخور اینکه فیلم های بیشتر و
پیتزاهای کمتری به دست می آورید

00:42:40.759 --> 00:42:44.355
به فراخور اینکه در آن منحتی به سمت
پایین میروید، فیلم های بیشتر و پیتزای کمتر

00:42:44.541 --> 00:42:46.503
به فراخور اینکه در آن
منحنی به سمت پایین میروید

00:42:46.527 --> 00:42:48.625
چه اتفاقی برای مطلوبیت
حاشیه ای فیلم می افتد؟

00:42:48.650 --> 00:42:50.190
به چه سمتی میرود؟

00:42:50.190 --> 00:42:50.979
کاهش پیدا میکند

00:42:51.004 --> 00:42:51.845
چی ؟

00:42:51.870 --> 00:42:52.240
کاهش پیدا میکند

00:42:52.240 --> 00:42:54.270
کاهش پیدا میکند

00:42:54.270 --> 00:42:55.871
چون فیلم های بیشتری میگیرید

00:42:55.983 --> 00:42:58.235
و مطلوبیت حاشیه ای، تابع منفی کمیت است

00:42:58.260 --> 00:43:02.591
به همین صورت مطلوبیت
حاشیه ای پیتزا افزایش پیدا میکند

00:43:02.616 --> 00:43:04.830
از آنجایی که پیتزای کمتری به دست می آورید

00:43:04.921 --> 00:43:07.578
اهمیت بیشتری برای هر پیتزا قائل میشوید

00:43:07.745 --> 00:43:10.900
و به همین خاطر است که نرخ حاشیه ای جایگزینی

00:43:10.900 --> 00:43:12.150
نزول میکند

00:43:13.940 --> 00:43:18.165
به این خاطر است که نزول میکند
چون روی آن منحنی به پایین حرکت میکنید

00:43:18.190 --> 00:43:20.665
مقسوم پایین می آید و
مقسول علیه افزایش پیدا میکند

00:43:20.690 --> 00:43:22.346
و به همین خاطر است که در همه حال

00:43:22.371 --> 00:43:24.800
نرخ حاشیه ای جایگزینی نزولی داریم

00:43:27.765 --> 00:43:35.115
یک راه دیگر نگرش به آن تصور این است که

00:43:35.140 --> 00:43:39.711
اگر نرخ حاشیه ای جایگزینی
نداشتیم، زندگی به چه صورت می بود

00:43:39.990 --> 00:43:41.598
یه بار دیگر سعی خواهم کرد که...

00:43:41.669 --> 00:43:43.675
جسیکا برای سال آینده قشنگش میکنیم

00:43:43.700 --> 00:43:46.450
اما الان سعی میکنم به شکل زمخت اینجا بکشمش

00:43:46.450 --> 00:43:48.990
بیاید دوباره پیتزا و فیلم را در نظر بگیریم

00:43:52.570 --> 00:43:53.980
بیاید دوباره پیتزا و فیلم را در نظر بگیریم

00:43:58.240 --> 00:43:59.570
فیلم و پیتزا

00:43:59.570 --> 00:44:04.036
اینجا یک و دو و سه و چهار را داریم

00:44:05.689 --> 00:44:10.000
یک و دو و سه و چهار

00:44:10.000 --> 00:44:12.894
حالا بیاید تصور کنیم که به جای
نرخ حاشیه ای جایگزینی نزولی

00:44:12.919 --> 00:44:17.878
و به جای اینکه منحنی های بی
تفاوتی نسبت به مبدا محدب باشند

00:44:17.903 --> 00:44:20.728
تصور کنید که منحنی های بی
تفاوتی نسبت به مبدا مقعر بودند

00:44:20.753 --> 00:44:24.330
چیزی که نرخ حاشیه ای جایگزینی
در حال فزونی به دنبال خواهد داشت

00:44:24.620 --> 00:44:30.315
در اینجا بین 4 پیتزا و 1 فیلم

00:44:30.368 --> 00:44:33.764
بین 3 پیتزا و 2 فیلم

00:44:33.789 --> 00:44:36.740
و بین 1 پیتزا و 3 فیلم بی تفاوت خواهیم بود

00:44:36.740 --> 00:44:38.680
بنابراین منحنی بی تفاوتی
به این شکل خواهد بود

00:44:38.680 --> 00:44:40.495
دقیقا در مقیاس درست نیست
اما اصلش را فهم میکنید

00:44:40.875 --> 00:44:44.276
در این صورت نسبت به مبدا
به جای محدب بودن مقعر میشود

00:44:44.320 --> 00:44:47.527
در این مورد نرخ حاشیه ای جایگزینی

00:44:47.628 --> 00:44:49.528
در هر حال در حال فزونی خواهد بود

00:44:49.822 --> 00:44:54.341
به این معنا میشود که اساسا تمایل
خواهم داشت که 1 پیتزا برای 1 فیلم بدهم

00:44:55.390 --> 00:44:58.670
اما برای گرفتن فیلم بعدی 2 پیتزا خواهم داد

00:44:58.865 --> 00:45:02.050
همانطور که میبینید این منطقی نیست

00:45:02.050 --> 00:45:05.998
منطقی نیست که با توجه به اینکه تا
جایی که فیلم ها را رده بندی میکنید

00:45:06.023 --> 00:45:08.422
یا اینکه در مثال بگوییم که یک
فیلم را پشت سر هم تماشا کنیم

00:45:08.447 --> 00:45:10.907
تا مثال را متقاعدکننده تر کنیم

00:45:11.050 --> 00:45:15.117
در این صورت اساسا میبینیم که

00:45:15.301 --> 00:45:18.801
اگر تمایل دارید که 1 پیتزا بدهید
که آن فیلم را برای بار دوم ببینید

00:45:19.016 --> 00:45:22.256
چرا باید برای اینکه برای بار
سوم تماشایش کنید، 2 پیتزا بدهید؟

00:45:22.550 --> 00:45:23.905
این اصلا منطقی نیست

00:45:23.930 --> 00:45:28.415
اگر تنها انقدر دوستش دارید که حاظرید تنها
1 پیتزا بدهید تا برای بار دوم تماشایش کنید

00:45:28.440 --> 00:45:30.845
چرا باید برای اینکه برای بار
سوم تماشایش کنید، 2 پیتزا بدهید؟

00:45:30.870 --> 00:45:32.294
این کار را نخواهید کرد

00:45:32.319 --> 00:45:33.459
منطقی نیست

00:45:33.650 --> 00:45:36.414
و به این خاطر است که نرخ حاشیه ای جایگزینی

00:45:36.439 --> 00:45:39.029
باید در هر حال نزولی باشد
و نمیتواند فزونی کننده باشد

00:45:39.520 --> 00:45:39.795
بله ؟

00:45:39.795 --> 00:45:42.450
امکانش است که بدون تغییر بماند؟

00:45:42.450 --> 00:45:43.858
در واقع میتواند بدون تغییر بماند

00:45:44.085 --> 00:45:45.070
بله این درست است

00:45:45.070 --> 00:45:46.230
میتوان بی تفاوت بود

00:45:46.230 --> 00:45:48.421
منحنی های بی تفاوتی من

00:45:48.520 --> 00:45:51.090
چند نفر از شما داستان
اسباب بازی 3 را دیده اید؟

00:45:51.185 --> 00:45:53.455
جزو 10 فیلم مورد علاقه من است

00:45:53.480 --> 00:45:55.970
بهترین فیلم کودکانه ای است
که تاکنون ساخته شده است

00:45:55.970 --> 00:45:56.900
من سه بار تماشایش کرده ام

00:45:56.900 --> 00:45:58.050
منحنی بی تفاوتی من عملا...

00:45:58.050 --> 00:45:59.625
بار سوم هم به همان اندازه بار اول لذت بردم

00:45:59.625 --> 00:46:02.840
منحنی من در رابطه با داستان
اسباب بازی 3 عملا مسطح است

00:46:02.840 --> 00:46:05.870
میتوانم 10 بار دیگر تماشایش کنم
و تقریبا یک احساس را داشته باشم

00:46:05.870 --> 00:46:08.340
بنابراین مسلما بدون تغییر ماندن ممکن است

00:46:08.340 --> 00:46:12.815
تمایل خواهم داشته که مثلا 10
دلار برای هر بار تماشایش بپردازم

00:46:12.840 --> 00:46:14.180
ممکن است

00:46:14.180 --> 00:46:18.453
بنابراین در اصل همیشه اختلاف در این درس

00:46:18.478 --> 00:46:21.020
بیشتر یا کمتر از برابر خواهد بود

00:46:21.020 --> 00:46:24.155
مفرح تر است که در مورد موارد
غیر برابر و غیر خطی صحبت شود

00:46:24.180 --> 00:46:26.290
اما موارد خطی نیز وجود دارد

00:46:26.290 --> 00:46:28.610
اما نمیتواند شاهدی برای
برعکس کردن تابع باشد

00:46:28.610 --> 00:46:30.998
نمیتوان نرخ حاشیه ای
جایگزینی فزونی کننده داشت

00:46:31.023 --> 00:46:32.358
سوال دیگری هست؟

00:46:32.383 --> 00:46:34.828
در مورد اعتیاد چطور؟

00:46:34.828 --> 00:46:37.270
ممکن است چیزی برای بار دوم بیشتر خواسته شود

00:46:39.450 --> 00:46:40.210
جالب شد

00:46:40.235 --> 00:46:42.590
مورد اعتیاد به چه شکل میشود؟

00:46:43.033 --> 00:46:45.882
در واقع نزولی نیست

00:46:45.907 --> 00:46:48.670
دفعه دوم بیشتر میخواهیدش درسته ؟

00:46:48.670 --> 00:46:49.297
بنابراین باید...

00:46:49.297 --> 00:46:50.051
خیلی جالب است

00:46:50.051 --> 00:46:53.010
خوب در منطقی

00:46:53.010 --> 00:46:58.160
خوب یک پیتزا را برای
اولین تزریق هروئین میدهید

00:46:58.160 --> 00:47:01.491
اما بعد اعتیاد پیدا میکنید

00:47:01.579 --> 00:47:05.573
بنابراین بعد تمایل خواهید داشت که 2
پیتزا برای تزریق بعدی هروئین بدهید

00:47:09.269 --> 00:47:10.700
بله، فکر کنم اینطور باشد

00:47:10.700 --> 00:47:11.610
به نظر درست باشد

00:47:11.610 --> 00:47:15.828
پس بنظرم در این کلاس
باید از اعتیاد دور بمانیم

00:47:16.440 --> 00:47:19.470
به نظرم محصولی اعتیاد
آور بتواند به این شکل باشد

00:47:19.470 --> 00:47:21.380
نکته خیلی خوبی بود

00:47:21.380 --> 00:47:24.490
سوال دیگری هست؟ نظری ؟

00:47:24.490 --> 00:47:27.440
خوب امروز اینجا متوقف میشویم

00:47:27.440 --> 00:47:30.420
با این فهم که در ادامه

00:47:30.420 --> 00:47:32.389
بدون در نظر گرفتن این مثال، نرخ
حاشیه ای جایگزین نزولی خواهیم داشت

00:47:32.414 --> 00:47:33.290
بله سوال دیگری هست ؟

00:47:33.506 --> 00:47:42.776
- صدا نامفهوم است -

00:47:43.311 --> 00:47:47.475
اساسا با فرض سیری ناپذیری فرض
میکنیم که این هیچوقت اتفاق نمی افتد

00:47:47.500 --> 00:47:49.360
بنابراین یکبار دیگر این
سیری ناپذیری را نقض میکند

00:47:49.360 --> 00:47:51.702
مساله مثال اعتیادپذیری این است که

00:47:51.727 --> 00:47:54.014
به این دلیل در این درس جواب نمیدهد که

00:47:54.039 --> 00:47:55.904
در واقع محدودیت بودجه را نقض میکند

00:47:55.929 --> 00:47:58.340
چراکه بیشتر و بیشتر و بیشتر میخواهید

00:47:58.340 --> 00:47:59.810
شایدم نه...

00:47:59.810 --> 00:48:01.452
بهرحال از این مثال چشم پوشی میکنیم

00:48:01.477 --> 00:48:03.595
و نرخ حاشیه ای جایگزینی نزولی را فرض میکنیم

00:48:03.620 --> 00:48:05.659
و براساس برنامه ای که چیدم در
جلسه بعد در مورد تقیدهای بودجه ای

00:48:05.683 --> 00:48:09.595
که در واقع روی تصمیماتتان تاثیر
گذاری میکنند، صحبت خواهیم کرد

