WEBVTT

00:00:21.900 --> 00:00:27.690
خوب امروز به بحث عرضه و تقاضا ادامه میدهیم

00:00:28.620 --> 00:00:31.430
این هفته یکجورایی هفته مقدماتی است

00:00:31.430 --> 00:00:33.179
یکجورایی در مورد عرضه و تقاضا صحبت کردیم

00:00:33.204 --> 00:00:36.111
و شما به درستی سریعا به این سوال
رسیدید که این منحنی ها از کجا ناشی میشوند

00:00:36.136 --> 00:00:37.730
و این موضوعی است که هفته آینده شروع میکنیم

00:00:37.928 --> 00:00:40.976
اما امروز میخواهم که کمی بیشتر

00:00:41.082 --> 00:00:44.130
اینکه چه چیزی شکل منحنی های عرضه
و تقاضا را مشخص میکند، صحبت کنم

00:00:44.199 --> 00:00:46.923
و در مورد یک شمای کلی از چگونگی اندیشیدمان

00:00:46.948 --> 00:00:48.699
تعامل عرضه و تقاضا در بازار

00:00:48.732 --> 00:00:55.317
و اینکه چه چیزی میزان پاسخ دهی افراد و
شرکت ها به قیمت ها را مشخص میکند، تفکر کنیم

00:00:55.544 --> 00:00:57.330
خوب چیزی که دفعه پیش در موردش صحبت کردیم...

00:00:57.330 --> 00:00:58.805
و حواستون باشه که همه باید جزوه داشته باشید

00:00:58.805 --> 00:01:00.530
که وقتی وارد شدید باید
از انتهای کلاس بر میداشتید

00:01:00.530 --> 00:01:01.975
پس همه باید جزوه داشته باشند

00:01:02.753 --> 00:01:06.728
ما دفعه پیش در مورد
یکجورایی تاثیرات کیفی...

00:01:06.753 --> 00:01:09.335
نسخه کیفی الگوی عرضه و تقاضا صحبت کردیم

00:01:09.560 --> 00:01:11.745
در مورد این صحبت کردیم که اگر
منحنی عرضه تغییر کند چه اتفاقی میافتد

00:01:11.770 --> 00:01:13.590
اگر منحنی تقاضا تغییر کند چه اتفاقی میافتد

00:01:13.590 --> 00:01:18.165
در این مورد صحبت کردیم که هردو شوک به
عرضه و تقاضا میتواند به افزایش بها بیانجامد

00:01:18.190 --> 00:01:20.927
اما میتواند تاثیرات متفاوتی روی
کمیت و دیگر چیزها داشته باشد

00:01:21.564 --> 00:01:24.104
چیزی که در موردش صحبت
نکردیم گستره ی این تاثیرات است

00:01:24.194 --> 00:01:25.230
من اعدادی از خودم در آوردم

00:01:25.230 --> 00:01:26.380
روی گراف ها گذاشتمشان

00:01:26.380 --> 00:01:30.000
اما در مورد منشا اندازه
این تاثیرات صحبت نکردیم

00:01:30.050 --> 00:01:34.155
و منشا آنها شکل منحنی عرضه و تقاضا است

00:01:34.180 --> 00:01:35.805
و این چیزی است که امروز
در موردش صحبت میکنیم

00:01:35.858 --> 00:01:39.658
اینکه چه چیزی شکل منحنی
عرضه و تقاضا را تعیین میکند

00:01:40.245 --> 00:01:42.535
این موضوع اصلی بحث جلسه امروز است

00:01:42.790 --> 00:01:46.719
امروز هم از نقطه نظر نظری
چیزی که شکل منحنی ها را تعیین میکند

00:01:46.744 --> 00:01:49.688
و از نقطه نظر تجربی هم در مورد
چگونگی پیدا کردن آنچه منحنی عرضه

00:01:49.712 --> 00:01:52.656
و تقاضا را تعیین میکند، از جانب
اقتصاددان ها صحبت خواهم کرد

00:01:52.990 --> 00:01:58.088
خوب برای بحث در موردش
بیاید با شکل 3-1 شروع کنیم

00:01:58.113 --> 00:02:02.033
که یکجورایی دیاگرام بازار
استانداردی است که دفعه پیش داشتیم

00:02:02.058 --> 00:02:05.274
که درش در نقطه e1 یک تعادل ابتدایی داریم

00:02:05.485 --> 00:02:08.315
با بهای ابتدایی P1 و مقادیر ابتدایی Q1

00:02:08.990 --> 00:02:10.600
تعادل در اینجا به ثبوت رسیده است

00:02:10.600 --> 00:02:15.963
چون در آن بهای P1 مصرف
کنندگان Q1 واحد تقاضا دارند

00:02:16.145 --> 00:02:19.295
و عرضه کنندگان نیز تمایل
به عرضه Q1 واحد دارند

00:02:19.430 --> 00:02:21.620
پس این یک تعادل به ثبوت رسیده است

00:02:21.620 --> 00:02:23.040
حالا در عرضه تغییر داریم

00:02:23.040 --> 00:02:26.055
جلسه پیش در مورد کمیابی گوشت خوک صحبت کردیم

00:02:28.310 --> 00:02:32.120
این باعث تغییر منحنی عرضه به داخل میشود

00:02:32.120 --> 00:02:35.600
پس منحنی عرضه تا S2 بالا میاید

00:02:35.600 --> 00:02:39.920
در این بهای جدید در ابتدای
فزونی تقاضا خواهیم داشت

00:02:39.920 --> 00:02:41.847
اما به سرعت بها افزایش پیدا میکند

00:02:41.926 --> 00:02:43.750
تا آن فزونی تقاضا را خنثی کند

00:02:43.750 --> 00:02:47.382
و در نهایت به تعادل
جدیدی با بهای بالاتر در P2

00:02:47.407 --> 00:02:50.906
و مقادیر کمتر در Q2 میرسیم که به
نقطه تعادل جدیدی در e2 به دست میدهد

00:02:51.460 --> 00:02:53.340
و جلسه پیش در مورد این مفصل صحبت کردیم

00:02:53.586 --> 00:02:56.360
این بار میخوام در مورد
این صحبت کنم که چه چیزی

00:02:56.360 --> 00:02:59.233
اندازه این تغییر از Q1 به Q2

00:02:59.400 --> 00:03:02.040
و آن افزایش بها از P1 به P2 را تعیین میکند

00:03:02.040 --> 00:03:05.803
تعیین کننده است کشسانی ...

00:03:10.981 --> 00:03:12.516
عرضه و تقاضا است

00:03:13.160 --> 00:03:18.765
کشسانی عرضه و تقاضا یعنی به چه
میزان عرضه و تقاضا پاسخدهی دارند ؟

00:03:18.790 --> 00:03:22.500
چه میزان مقادیر عرضه شده و مقادیر تقاضا شده

00:03:22.500 --> 00:03:24.715
در زمان تغییر بها پاسخدهی دارند

00:03:24.985 --> 00:03:28.488
زمانی که میگوییم تقاضا چقدر کشسانی دارد

00:03:28.597 --> 00:03:33.295
منظورمان این است که مقادیر تقاضا
شده به چه میزان حساس به بها است

00:03:33.449 --> 00:03:38.052
یا اینکه شیب آن منحنی تقاضا چیست ؟

00:03:39.190 --> 00:03:43.050
بنابراین شیب منحنی تقاضا حساسیت

00:03:43.050 --> 00:03:46.290
مقادیر تقاضا شده به بهایی است که
مصرف کنندگان با آن روبرو میشوند، است

00:03:46.290 --> 00:03:49.338
و این میزان پاسخدهی بازار را تعیین میکند

00:03:49.497 --> 00:03:51.016
خوب بهترین روش دیدن این موضوع...

00:03:51.040 --> 00:03:54.945
در اقتصاد بهترین راه تفکر در
مورد چیزها رفتن به بیشینه هاست

00:03:55.239 --> 00:03:57.848
باید به خاطر داشته باشید که که
بیشینه ها در دنیای واقعی وجود ندارند

00:03:58.740 --> 00:04:01.070
اما ابزار آموزشی مفیدی است

00:04:01.070 --> 00:04:01.740
که بیشینه ها را در نظر بگیریم

00:04:01.740 --> 00:04:05.260
خوب بیاید یک مورد بیشینه
را در شکل 3-2 در نظر بگیریم

00:04:05.260 --> 00:04:10.380
بیاید یک تقاضای کاملا
غیرکشسانی را در نظر بگیریم

00:04:10.380 --> 00:04:12.291
تقاضای کاملا غیرکشسان

00:04:12.386 --> 00:04:14.150
که درش هیچ کشسانی تقاضایی وجود ندارد

00:04:14.150 --> 00:04:18.120
این به این معناست که تقاضای محصول

00:04:18.120 --> 00:04:20.720
هرچه که بها باشد، تغییر نمیکند

00:04:20.720 --> 00:04:22.742
بنابراین تقاضای کاملا غیرکشسان

00:04:22.800 --> 00:04:25.872
یعنی جایی که تقاضا برای محصول
بدون هرچه که بها باشد تغییر نمیکند

00:04:25.906 --> 00:04:29.855
این باعث میشود که در مقادیری مشخص
یک منحنی تقاضای عمودی داشته باشیم

00:04:30.239 --> 00:04:32.436
این نشان میدهد که بدون توجه به بها

00:04:32.461 --> 00:04:35.057
مردم همیشه مقادیر Q را تقاضا میکنند

00:04:36.430 --> 00:04:40.820
کسی میتونه بهم بگه که چه
چیزی باعث میشود که تقاضا

00:04:40.820 --> 00:04:42.120
کاملا غیرکشسان شود ؟

00:04:42.120 --> 00:04:44.163
در چه نوع شرایطی

00:04:44.258 --> 00:04:46.770
تقاضا... هیچوقت کاملا غیرکشسان نمیشود...

00:04:46.770 --> 00:04:49.030
نسبتا عیر کشسان شود

00:04:49.030 --> 00:04:49.754
بله ؟

00:04:51.450 --> 00:04:53.310
تماما به جایگزینان ارتباط دارد

00:04:53.628 --> 00:04:56.952
زمانی که جایگزینی وجود نداشته باشد
وقتی به جای دیگری نتوان رفت

00:04:57.025 --> 00:04:59.205
مهم نیست که بها چقدر است

00:04:59.713 --> 00:05:01.429
زمانی که جایگزینی وجود نداشته باشد

00:05:01.454 --> 00:05:03.370
تقاضا کاملا غیر کشسان میشود

00:05:03.515 --> 00:05:05.285
چون باید مقادیر Q را داشته باشید

00:05:05.333 --> 00:05:07.900
مهم نیست که بها چقدر است

00:05:07.974 --> 00:05:12.180
چون جایگزینی برای آن محصول وجود ندارد

00:05:12.180 --> 00:05:14.860
بنابراین بنابر هر دلیلی اگر
مقادیر Q را از آن محصول بخواهید

00:05:14.860 --> 00:05:17.554
بدون توجه به بها همیشه
مقادیر Q را خواهید خواست

00:05:17.590 --> 00:05:19.806
بنابراین محصول کاملا غیر
کشسان داریم که هیچ جایگزینی ندارد

00:05:19.831 --> 00:05:21.810
و درش هرچه که شود
همیشه مقادیر Q را میخواهید

00:05:21.810 --> 00:05:23.050
کسی میتونه یه مثال بزنه ؟

00:05:23.050 --> 00:05:24.750
هیچ محصول کاملا غیر
کشسانی در جهان وجود ندارد

00:05:24.775 --> 00:05:25.955
اما چه نوع محصولاتی هستند که ...

00:05:26.176 --> 00:05:26.658
بله ؟

00:05:26.891 --> 00:05:27.879
داروها

00:05:28.268 --> 00:05:29.158
داروها

00:05:29.183 --> 00:05:31.543
خوب، لزوما نه تمام داروها

00:05:31.590 --> 00:05:35.365
مثالی از داروها بزنید که
کم و بیش غیر کشسان هستند

00:05:39.850 --> 00:05:42.630
اسم تخصصی پزشکی اش رو نمیخوام

00:05:42.630 --> 00:05:44.030
چه نوع درمان هایی هستند ؟

00:05:44.030 --> 00:05:46.130
مثلا شاید سکته قلبی ؟

00:05:46.130 --> 00:05:48.440
بله، چیزی که به شکلی
زندگی را نجات میدهد

00:05:48.440 --> 00:05:51.220
بهترین چیزی که معمولا استفاده
میکنیم، انسولین برای دیابتی هاست

00:05:51.220 --> 00:05:55.075
دیابتی ها بدون گرفتن انسولینی که
دیابتشان را مدیریت میکند، میمیرند

00:05:55.100 --> 00:05:57.782
این به نظر چیزی میاید که
جایگزین زیادی برایش وجود ندارد

00:05:57.807 --> 00:05:59.890
جایگزینش مرگ است

00:05:59.890 --> 00:06:02.825
بنابراین اساسا اینجا جایی است
که تقاضا نسبتا غیر کشسان است

00:06:02.850 --> 00:06:03.959
یا پیوند قلب

00:06:04.042 --> 00:06:07.622
وقتی که پیوند قلب یا هر نوع پیوندی
دارید باید داروهایی مصرف کنید

00:06:07.739 --> 00:06:10.390
تا عضو پیوند زده شده را پس نزنید

00:06:10.390 --> 00:06:13.770
اینگونه تقاضای دارویی
باید خیلی غیرکشسان باشد

00:06:13.770 --> 00:06:16.309
مثال داروهای کشسان،
میریم سراغ مثال مورد علاقمان

00:06:16.334 --> 00:06:17.540
ویاگرا

00:06:17.540 --> 00:06:21.795
چیزی است که فکر میکنید احتمالا
بتونید بدون وجودش به بقا ادامه دهید

00:06:21.820 --> 00:06:24.220
و در اساس

00:06:24.220 --> 00:06:27.018
اگر هزینه زیادی بطلبد مردم
ویاگرای کمتری خواهند خواست

00:06:27.043 --> 00:06:28.720
در مقایسه با بهای کمتر

00:06:28.720 --> 00:06:32.273
بنابراین کشسانی با جایگزینی در ارتباط است

00:06:33.010 --> 00:06:35.640
و این تعیین کنند تقاضای غیر کشسان است

00:06:35.640 --> 00:06:40.685
خوب حالا زمانی که به عرضه شوک وارد میشود
چه اتفاقی برای تقاضای غیر کشسان میافتد؟

00:06:40.710 --> 00:06:43.535
زمانی که عرضه کاهش
پیدا میکند چه اتفاقی میافتد ؟

00:06:43.570 --> 00:06:47.910
خوب در این مورد هیچوقت فزونی
تقاضا نمیتواند وجود داشته باشد

00:06:47.910 --> 00:06:50.040
چون تقاضا تغییر نمیکند

00:06:50.040 --> 00:06:53.253
بنابراین تنها اتفاقی که
میافتد افزایش بها است

00:06:53.670 --> 00:06:57.415
زمانی که تقاضای غیرکشسان
داریم و عرضه با شوک مواجه میشود

00:06:58.050 --> 00:07:01.032
تنها اتفاقی که میافتد افزایش بها

00:07:01.169 --> 00:07:04.609
و هیچ تغییری در مقادیر است

00:07:05.022 --> 00:07:08.255
بنابراین در تقاضای غیرکشسان
مقادیر در برابر افزایش بها تغییر نمیکند

00:07:08.280 --> 00:07:09.540
تنها بها بالا میرود

00:07:09.540 --> 00:07:11.990
شوک در عرضه تنها بها را بالا میبرد

00:07:11.990 --> 00:07:14.710
حالا بیاید برعکسش را در نظر بگیریم

00:07:14.710 --> 00:07:16.515
بیاید به شکل 3-3 نگاه کنیم

00:07:16.540 --> 00:07:18.420
و تقاضای کاملا کشسان

00:07:21.870 --> 00:07:27.390
تقاضای کاملا کشسان تقاضایی
است که درش مصرف کنندگان

00:07:27.390 --> 00:07:29.730
اساسا اهمیتی به مقادیر نمیدهند

00:07:29.730 --> 00:07:31.440
و تنها متوجه بها هستند

00:07:31.440 --> 00:07:34.805
به این معنا که جایگزین
نامتناهی برای محصول وجود دارد

00:07:34.805 --> 00:07:37.210
محصولی با تقاضای کاملا کشسان

00:07:37.329 --> 00:07:39.794
محصولی است که در اساس جایگزین
های بی نقصی برای آن وجود دارد

00:07:40.080 --> 00:07:42.060
محصول غیرکشسان محصولی
است که هیچ جایگزینی ندارد

00:07:42.060 --> 00:07:45.486
محصول کاملا کشسان محصولی است
که جایگزینهای بی نقصی برایش وجود دارد

00:07:45.511 --> 00:07:47.200
به معنای واقعی کلمه...

00:07:47.200 --> 00:07:51.263
از لحاظ فنی اگر محصولی
کاملا به شکل کشسان تقاضا شود

00:07:51.288 --> 00:07:56.521
آن محصول و جایگزینش کاملا
برای شما فرقی نخواهد کرد

00:07:56.954 --> 00:07:59.061
اگر کاملا برایتان فرقی نکند

00:08:00.558 --> 00:08:03.195
اگر بها کوچکترین تغییری کند

00:08:03.520 --> 00:08:05.727
به سرعت محصول را عوض خواهید کرد

00:08:05.760 --> 00:08:08.660
پس بها نمیتواند تغییر کند

00:08:08.802 --> 00:08:09.889
مثالش چیست ؟

00:08:09.914 --> 00:08:14.395
دوباره میگویم هیچ مثال بی نقضی
از محصولی کاملا کشسان وجود ندارد

00:08:14.420 --> 00:08:15.273
بله ؟

00:08:15.273 --> 00:08:16.100
آبنبات

00:08:16.100 --> 00:08:16.790
چی ؟

00:08:16.790 --> 00:08:17.140
آبنبات

00:08:17.140 --> 00:08:17.990
آبنبات

00:08:17.990 --> 00:08:18.500
باشه

00:08:18.500 --> 00:08:20.751
آدامس ریگلیز را داریم

00:08:20.776 --> 00:08:22.930
من از آدامس نعنای بدون قند خوشم میاد

00:08:22.930 --> 00:08:24.875
اربین و اکلیپس هم داریم

00:08:25.555 --> 00:08:27.565
میرم به مغازه و همه تقریبا به یک قیمت هستند

00:08:27.590 --> 00:08:30.210
اگر اربیت گرانتر از اکلیپس
بود من اکلیپس را میخرم

00:08:30.210 --> 00:08:30.660
مشابه هم هستند

00:08:30.660 --> 00:08:31.910
آدامس نعنایی هستند

00:08:31.910 --> 00:08:34.340
تفاوتی ایجاد نمیکند

00:08:34.340 --> 00:08:36.395
بنابراین تقریبا بها مشابه است

00:08:36.735 --> 00:08:39.159
بنابراین اساسا اگر اکلیپس بخواهد...

00:08:39.159 --> 00:08:40.315
اما اگر بر عرضه شوک وارد شود

00:08:40.340 --> 00:08:41.890
مثلا بگیم... نمیدونم
مواد اولیه یکسانی دارند

00:08:41.890 --> 00:08:45.110
اما بیاید مثلا بگیم اکلیپس
مواد اولیه جادویی ای دارد

00:08:45.110 --> 00:08:47.763
و مثلا بگیم که مواد اولیه
جادویی اکلیپس گرانتر شود

00:08:47.788 --> 00:08:49.932
بنابراین منحنی عرضه به بالا تغییر میکند

00:08:50.540 --> 00:08:54.320
خوب اکلیپس نمیتواند با
افزایش بهای خود پاسخ دهد

00:08:54.320 --> 00:08:56.105
چون آدامسم را به اربیت تغییر دادم

00:08:56.590 --> 00:08:58.430
یا معمولا به مکدونالد و برگرکینگ فکر میکنیم

00:08:58.430 --> 00:08:59.718
جایگزینی بی نفص کمتری دارند

00:08:59.743 --> 00:09:00.750
اما تقریبا بی نقص هستند

00:09:00.750 --> 00:09:02.544
اگر مکدونالد برای هر همبرگر 10 دلار بخواهد

00:09:02.569 --> 00:09:03.969
دیگر به آنجا نخواهید رفت

00:09:04.130 --> 00:09:05.380
به برگر کینگ خواهید رفت

00:09:08.545 --> 00:09:11.321
بنابراین اگر برای یک تامین
کننده شوک عرضه رخ دهد

00:09:11.346 --> 00:09:16.042
برای تامین کننده ای که با منحنی
تقاضای کاملا کشسانی روبرو است

00:09:16.067 --> 00:09:18.051
نمیتوانند بهای خود را افزایش دهند

00:09:18.083 --> 00:09:19.160
چون مردم تغییر محصول میدهند

00:09:19.160 --> 00:09:21.690
بنابراین کمیت بسیار سقوط میکند

00:09:21.690 --> 00:09:24.694
چون اگر من آدامس اکلیپس عرضه میکنم

00:09:24.900 --> 00:09:27.521
و ناگهان تولید آدامس
اکلیپس بسیار هزینه بر شود

00:09:27.546 --> 00:09:31.375
و من نتوانم بهای خود را افزایش دهم چون
تمام بازار خودم را به اربیت خواهم باخت

00:09:31.423 --> 00:09:34.510
میزان خیلی کمتری اکلیپس تولید خواهم کرد

00:09:34.510 --> 00:09:36.459
چون الان دارم پول از دست میدهم

00:09:37.690 --> 00:09:39.630
بنابراین در تقاضای کاملا غیرکشسانی

00:09:39.630 --> 00:09:41.080
کمیت تغییری نکرد

00:09:41.234 --> 00:09:45.440
اما در مورد تقاضای کاملا کشسان
تغییر بزرگی در کمیت مشاهده کردیم

00:09:45.440 --> 00:09:47.349
بنابراین در کل

00:09:47.374 --> 00:09:51.898
چیزی که تغییر در مقادیر را در
پاسخ به تغییر در بها تعیین میکند

00:09:51.923 --> 00:09:53.406
کشسانی است

00:09:53.430 --> 00:09:55.406
عموما جایی بین این دو مورد هستیم

00:09:55.481 --> 00:09:57.741
کسشانی کامل و غیرکشسانی کامل

00:09:58.020 --> 00:10:03.339
و چیزی که تغییر در بها را تعیین میکند

00:10:03.364 --> 00:10:06.806
کشسانی بهای تقاضا با نماد اپسیلون است

00:10:06.973 --> 00:10:11.738
 که برابر خواهد بود با درصد تغییر در مقادیر

00:10:12.364 --> 00:10:15.872
بر روی هر درصد تغییر در بها

00:10:15.943 --> 00:10:20.918
یا به بیان ریاضیاتی dQ/dP

00:10:22.830 --> 00:10:25.570
بنابراین اساسا تغییر درصد در مقادیر

00:10:25.570 --> 00:10:26.940
بر روی درصد تغییر در بها

00:10:26.940 --> 00:10:32.382
پس برای مثال اگر برای
هر 1 درصد تغییر در بها

00:10:33.125 --> 00:10:36.140
کمیت 2 درصد افت کند

00:10:36.243 --> 00:10:40.408
میرسیم به کشسانی بهای تقاضای منفی 2

00:10:41.770 --> 00:10:45.122
کشسانی بهای تقاضا برابر
است با تغییر درصد کمیت

00:10:45.250 --> 00:10:47.680
بر روی تغییر درصد بها

00:10:48.525 --> 00:10:54.235
بنابرای تقاضای غیرکشسان
برابر است با اپسیلون 0

00:10:54.260 --> 00:10:58.057
زمانی که بها تغییر میکند
تغییری در کمیت ایجاد نمیشود

00:10:58.082 --> 00:11:03.324
تقاضای کاملا کشسان برابر
است با اپسیلون منفی بی نهایت

00:11:03.454 --> 00:11:07.149
هر اپسیلون تغییری در بها به تغییر
بینهایت منفی ای در مقادیر خواهد انجامید

00:11:07.190 --> 00:11:10.072
اگر سعی کنید بها را افزایش دهید
کمیت به سرعت به سمت صفر میرود

00:11:10.250 --> 00:11:13.927
بنابراین کشسانی بهای تقاضا
معمولا بین 0 و منفی بینهایت است

00:11:14.270 --> 00:11:15.798
و هرچه بیشتر باشد

00:11:15.852 --> 00:11:20.590
کمیت در زمان تغییر بها
بیشتر تغییر خواهد کرد

00:11:25.240 --> 00:11:26.611
سوالی هست ؟

00:11:26.611 --> 00:11:27.593
بله ؟

00:11:27.593 --> 00:11:31.607
اون فرمول نبایل dQ/dP ضرب در P/Q باشد ؟

00:11:31.632 --> 00:11:36.759
چون dQ/dP فقط به تغییر
کمیت در قبال تغییر بها اشاره دارد

00:11:36.784 --> 00:11:39.400
و نه لزوما درصد تغییر

00:11:42.553 --> 00:11:43.075
بله درست میگید

00:11:43.075 --> 00:11:44.520
میخواستم به محاسباتم خیلی زرق و ورق بردم

00:11:44.520 --> 00:11:45.010
درست میگید

00:11:45.010 --> 00:11:48.500
بیاید با فرمول غیرمحاسباتی جلو بریم

00:11:48.500 --> 00:11:50.303
هیچوقت نباید از یادداشت هایم منحرف بشم

00:11:50.740 --> 00:11:52.980
پس بیاید با فرمول غیرمحاسباتی جلو بریم

00:11:52.980 --> 00:11:56.310
خوب، سوالی دیگری هست ؟

00:11:56.310 --> 00:11:56.950
بسیار خوب

00:11:56.950 --> 00:12:00.480
بنابراین این اساسا کشسانی است

00:12:00.480 --> 00:12:03.700
این کشسانی خواهد بود

00:12:03.700 --> 00:12:06.003
یک نکته جالب در مورد کشسانی

00:12:06.028 --> 00:12:08.965
قرار نیست تا چند جلسه بعد
به نظریه تولیدکنندگان بپردازیم

00:12:08.990 --> 00:12:12.595
اما به عنوان یک چشمه
ای از نظریه تولیدکنندگان

00:12:12.810 --> 00:12:15.084
بیاید به این مورد بپردازیم
که کشسانی چطور پولی که

00:12:15.108 --> 00:12:17.905
تولیدکنندگان از فروش محصولشان
بدست میاورند را تعیین میکند

00:12:17.930 --> 00:12:23.233
خوب اگر تولید کنند مقدار
Q محصول با بهای P بفروشد

00:12:23.399 --> 00:12:29.859
بنابراین درآمد با نماد R
میشود بها ضرب در کمیت

00:12:30.280 --> 00:12:36.942
میزان پولی که تولیدکننده ای زمان
فروش محصولاتش بدست میاورد

00:12:36.967 --> 00:12:38.219
درآمدش

00:12:38.243 --> 00:12:39.300
این سودش نیست

00:12:39.300 --> 00:12:39.880
سود را نداریم

00:12:39.880 --> 00:12:42.405
تنها پولی است که در میاورد نه
پولی که در نهایت به خانه میبرد

00:12:42.430 --> 00:12:44.400
داریم از هزینه ساخت محصول چشم پوشی میکنیم

00:12:44.400 --> 00:12:47.455
میزان درآمد کلی اش بها ضرب در مقدار است

00:12:48.551 --> 00:12:53.764
خوب بعد میتوانیم که بگوییم
که تغییر در درآمد با توجه به بها

00:12:53.927 --> 00:12:55.585
چیست ؟

00:12:55.610 --> 00:13:01.254
برابر است با Q بعلاوه دلتاQ

00:13:01.279 --> 00:13:03.592
بگذارید اینطور بگم تا محاسباتم روشن شود

00:13:03.657 --> 00:13:08.461
بعلاوه P ضرب در دلتا Q روی دلتا P

00:13:09.413 --> 00:13:12.458
درآمد با توجه به بها اینگونه تغییر میکند

00:13:12.840 --> 00:13:16.238
یا به عبارت دیگر با استفاده از فرمول کشسانی

00:13:16.469 --> 00:13:19.472
دلتا R روی دلتا P

00:13:23.290 --> 00:13:27.095
برابر است با Q ضرب در 1 بعلاوه اپسیلون

00:13:29.785 --> 00:13:33.660
به عبارت دیگر این نشان میدهد که

00:13:33.955 --> 00:13:35.820
اگر تولید کننده باشید

00:13:35.891 --> 00:13:38.272
و دارید تصمیم میگیرید
که اگر بها را افزایش دهید

00:13:38.297 --> 00:13:40.037
باعث افزایش درآمد میشود یا خیر ؟

00:13:40.062 --> 00:13:42.122
این تماما وابسته به کشسانی است

00:13:42.634 --> 00:13:46.595
اگر کشسانی بین 0 و منفی 1 باشد

00:13:47.498 --> 00:13:50.468
بنابراین افزایش بها به
افزایش درآمد می انجامد

00:13:51.231 --> 00:13:54.496
اگر کشسانی بالاتر از منفی 1 باشد

00:13:54.778 --> 00:13:58.212
بالابردن بها باعث کاهش درآمد خواهد شد

00:13:58.265 --> 00:14:01.416
معمولا با مسائلی روبرو میشوید که میگویید

00:14:01.539 --> 00:14:05.245
چرا انقدر برای این محصول طلب میکنند
یا اینکه باید بها را افزایش دهند یا خیر

00:14:05.270 --> 00:14:07.977
این تماما موضوع کشسانی تقاضا است

00:14:08.540 --> 00:14:11.171
کشسانی تقاضا تعیین میکند

00:14:11.266 --> 00:14:13.846
که آیا با افزایش بها پول
بیشتری به دست میاورند

00:14:13.901 --> 00:14:15.431
با با افزایش بها پول از دست میدهند

00:14:15.886 --> 00:14:20.406
برای آدامس اکلیپس کشسانی تقاضا خیلی
بالاتر از منفی 1 در ارزش خالص است

00:14:20.431 --> 00:14:21.940
بنابراین با افزایش بها
پول از دست خواهند داد

00:14:22.091 --> 00:14:26.358
اگر مقادیر حاضر اکلیپس را حفظ کنند با هر
پنی ای که بالا ببرند، پول از دست خواهند داد

00:14:27.260 --> 00:14:30.161
در مورد انسولین با هر پنی ای که
افزایش میدهند پول به دست میاورند

00:14:30.790 --> 00:14:34.551
بعد ممکن است بگویید پس
چرا بهای انسولین نامتناهی نیست

00:14:34.581 --> 00:14:36.240
و بهای آدامس اکلیپس 0 نیست

00:14:36.240 --> 00:14:37.780
خوب این چیزی است که در چند هفته
آینده در موردش صحبت خواهیم کرد

00:14:37.780 --> 00:14:40.768
چون در ارتباط با هزینه تولیدش است

00:14:41.431 --> 00:14:44.569
اما در نهایت این چیزی
است که تعیین خواهد کرد

00:14:44.594 --> 00:14:47.724
تولید کنندگان زمان تغییر
بها چه مقدار پول کسب میکنند

00:14:48.860 --> 00:14:50.110
سوالی هست ؟

00:14:53.797 --> 00:14:56.961
خوب حالا، به این شکل در مورد

00:14:57.324 --> 00:14:59.314
شکل عرضه و تقاضا فکر میکنیم

00:14:59.870 --> 00:15:02.935
شکل عرضه و تقاضا از طریق
این کشسانی ها تعیین میشوند

00:15:03.360 --> 00:15:05.459
حالا به این نکته باید بپردازیم که بسیار خوب

00:15:05.484 --> 00:15:08.815
این کشسانی ها را از کجا بگیریم ؟

00:15:08.860 --> 00:15:16.188
و این موضوع اصلی اقتصاد تجربی است

00:15:20.235 --> 00:15:23.883
و تخمین این نوع کشسانی است

00:15:24.567 --> 00:15:26.620
تخمین اینگونه کشسانی‌ها

00:15:32.120 --> 00:15:36.220
یکی از ابتدایی ترین تمایزاتی که من

00:15:36.220 --> 00:15:39.495
در کلاس ها بین اقتصاد نظری
و اقتصاد تجربی قرار میدهم

00:15:39.520 --> 00:15:44.981
این است که اقتصاد نظری میتواند به
ما بگوید که یک گراف به این شکل است

00:15:45.662 --> 00:15:46.952
و عرضه و تقاضا این است

00:15:47.300 --> 00:15:53.335
اما اقتصاد نظری برای مثال نمیتواند به ما
بگوید که کشسانی به چه میزان خواهد بود

00:15:53.360 --> 00:15:55.809
میتواند به ما بگوید که جایگزین
بیشتر یا کمتری وجود دارد

00:15:55.834 --> 00:15:57.373
تا بتوانیم طبقه بندی انجام دهیم

00:15:57.421 --> 00:16:02.633
میدانیم که کشسانی آدامس اکلیپس
باید بیشتر از کشسانی انسولین باشد

00:16:03.620 --> 00:16:05.916
اما نمیتوانیم از یک الگوی نظری

00:16:05.941 --> 00:16:07.981
نمیتوانیم بگوییم که این
کشسانی در واقع چقدر است

00:16:08.660 --> 00:16:10.512
برای این که بگوییم کشسانی
به واقع به چه میزان است

00:16:10.586 --> 00:16:12.845
باید به مدل تجربی رجوع کنیم

00:16:12.870 --> 00:16:15.940
باید به واقع برای پاسخ
به سوال داده کسب کنیم

00:16:15.940 --> 00:16:17.840
و این بسیار سخت است

00:16:17.840 --> 00:16:22.077
چراکه اینجا با معمای پایه ای که اقتصاددان
های تجربی با آن روبرو هستند مواجه میشویم

00:16:22.102 --> 00:16:24.688
که تمایز دادن بین رابطه علّی

00:16:26.220 --> 00:16:28.348
و همبستگی است

00:16:30.400 --> 00:16:33.223
و کلیت اقتصاد تجربی

00:16:33.426 --> 00:16:35.474
تماما با موضوعیت این سوال است

00:16:35.514 --> 00:16:38.740
تمایز دادن بین رابطه علّی و همبستگی

00:16:40.800 --> 00:16:43.195
داستان کلاسیکی که این را نشان میدهد

00:16:43.457 --> 00:16:46.409
از یکی از همکارانم فرانک فیشر و
یک جزوه ای از سال ها پیش است

00:16:46.434 --> 00:16:49.856
داستان این است که در روسیه قدیم

00:16:50.157 --> 00:16:54.127
شیوع وبا رخ داده و بسیاری
از مردم در حال مرگ بودند

00:16:54.390 --> 00:16:57.388
بنابراین دولت تصمیم گرفت که پزشک بفرستد

00:16:57.459 --> 00:16:59.089
تا مشکل را حل کنند

00:16:59.470 --> 00:17:01.850
و جایی که افراد بیشتری مریض بودند

00:17:01.850 --> 00:17:04.030
پزشکان بیشتری فرستادند

00:17:04.030 --> 00:17:06.190
رعیت ها گفتند یک لحظه صبر کن ببینم

00:17:06.313 --> 00:17:10.485
ما داریم میبینیم که جایی که پزشکان بیشتری
وجود دارد، افراد بیشتری از وبا میمیرند

00:17:10.510 --> 00:17:12.700
بنابراین پزشکان باید عامل وبا باشند

00:17:12.700 --> 00:17:16.190
بنابراین شورش کردند و پزشکان را کشتند

00:17:16.190 --> 00:17:21.250
رعیت ها علیت را با همبستگی اشتباه گرفتند

00:17:21.250 --> 00:17:24.018
فکر کردن که این حقیقت که میبینند جایی که
افراد بیشتری میمیرند پزشکان بیشتری وجود دارد

00:17:24.043 --> 00:17:25.429
به این معنا بود که پزشکان عامل بیماری هستند

00:17:25.454 --> 00:17:26.309
به وضوح این اشتباه بود

00:17:26.310 --> 00:17:27.560
به این دلیل بود که رعیت بودند

00:17:29.565 --> 00:17:31.969
اما این تنها رعیت ها
نیستند که این اشتباه را میکنند

00:17:35.170 --> 00:17:38.288
برای مثال در سال 1988، دانشگاه هاروارد

00:17:38.407 --> 00:17:41.254
همسایه پر زرق و برق جنوبیمان

00:17:41.279 --> 00:17:42.725
یا شرق ؟ نمیدونم هاروارد کدوم طرفه

00:17:42.750 --> 00:17:44.300
جهات را نمیدانم، همین پایین

00:17:46.930 --> 00:17:50.795
یک مدیر دانشگاه هاروارد مصاحبه
هایی با یک سری سال اولی ترتیب داد

00:17:50.820 --> 00:17:55.247
و متوجه شدند که آن هایی که کلاس های
آمادگی آزمون SAT را شرکت کرده بودند

00:17:56.030 --> 00:17:57.890
شما همه کلاس های آمادگی
آزمون SAT را شرکت کردید

00:17:57.890 --> 00:18:00.650
اما در سال 1988 همه شرکت نمیکردند

00:18:00.650 --> 00:18:03.802
آن هایی که کلاس های آمادگی
آزمون SAT را شرکت کرده بودند

00:18:03.834 --> 00:18:06.984
به طور میانگین 63 امتیاز کمتر گرفتند

00:18:07.460 --> 00:18:10.070
این برای زمانی است که SAT
هزار و ششصد امتیاز داشت

00:18:10.095 --> 00:18:14.905
63 امتیاز SAT کمتر از کسانی که
در کلاس های آمادگی شرکت نکرده بودند

00:18:15.620 --> 00:18:18.377
مدیر دانشگاه به این نتیجه
گیری رسید که کلاس های آمادگی

00:18:18.402 --> 00:18:19.754
مفید فایده نبوده اند

00:18:20.692 --> 00:18:24.312
و صنعت آزمون های آکادمیک از
اضطراب دانش آموزان سواستفاده کرده

00:18:24.487 --> 00:18:27.697
و خدماتی بی فایده را ارائه میداده است

00:18:28.058 --> 00:18:31.190
مدیر در اینجا چطور علیت را
با همبستگی اشتباه گرفته بود ؟

00:18:31.190 --> 00:18:33.648
مدیر کجا در این نتیجه گیری
دچار سوتفاهم شده است ؟

00:18:34.099 --> 00:18:34.587
بله ؟

00:18:34.612 --> 00:18:38.919
احتما موضوع این بوده است که دانش
آموزانی که نمرات ضعیف تری داشته اند

00:18:38.944 --> 00:18:42.895
تصمیم بر این گرفته اند که امتیاز خود را با
شرکت در کلاس های آمادگی SAT بهبود ببخشند

00:18:42.920 --> 00:18:45.092
بنابراین به این خاطر
است که امتیاز میانگین برای

00:18:45.116 --> 00:18:47.662
کسانی که کلاس های آمادگی
را گذرانده اند کمتر است

00:18:47.687 --> 00:18:51.635
در کل افرادی که به کمک بیشتری نیاز
داشته اند بیشترین تعداد کلاس را گذرانده اند

00:18:51.660 --> 00:18:55.330
و بنابراین در اساس امتیازات کمتری داشته اند

00:18:55.330 --> 00:18:58.306
بنابراین در حقیقت هیچ نتیجه
ای نمیتوان از این حقیقت گرفت

00:18:58.331 --> 00:19:01.378
که افرادی که کلاس های آمادگی را
گذرانده اند امتیازات پایین تری گرفته اند

00:19:01.877 --> 00:19:05.090
تنها حقیقتی است که ...

00:19:05.090 --> 00:19:09.920
این تنها مثال فوق العاده ای از اشتباه
گرفتن رابطه علی و همبستگی است

00:19:11.350 --> 00:19:13.330
و این یک مثال دیگر بود

00:19:13.363 --> 00:19:18.316
مثال دیگری که خیلی دوست دارم مربوط
به مطالعاتی در مورد تغذیه با شیرمادر است

00:19:19.200 --> 00:19:21.796
تعدادی تحقیق در مورد تغذیه با شیرمادر

00:19:22.039 --> 00:19:24.429
مخصوصا در کشورهای در حال توسعه وجود دارد

00:19:24.492 --> 00:19:29.178
که به این یافته رسیده اند که هرچه
بچه ها بیشتر با شیر مادر تغذیه میشدند

00:19:29.203 --> 00:19:31.720
بیماری بیشتری میگرفتند

00:19:31.720 --> 00:19:32.540
بنابراین به این نتیجه گیری رسیدند

00:19:32.540 --> 00:19:35.016
که تغذیه با شیر مادر برای کودکان مضر میباشد

00:19:35.540 --> 00:19:37.140
خوب این واقعیت ندارد

00:19:37.140 --> 00:19:40.650
حقیقت این است که کودکان بیمار
نیاز بیشتری به تغذیه با شیر مادر دارند

00:19:40.650 --> 00:19:43.860
چراکه تغذیه با شیر مادر در
واقع برای کودکان مفید است

00:19:43.860 --> 00:19:46.320
و آن ها در این جا رابطه علی را

00:19:46.320 --> 00:19:47.550
با همبستگی اشتباه گرفته اند

00:19:47.550 --> 00:19:49.040
خوب حالا این ها همه مثال های مفرحی هستند

00:19:49.040 --> 00:19:53.970
حقیقت این است که این اشتباهی رایج از سوی

00:19:53.970 --> 00:19:56.880
شهروندان، سیاستگذاران و به
طور کلی همگان در جهان واقعی است

00:19:56.880 --> 00:20:00.760
دو مسئله که در یک جهت هستند را در نظر
میگیرند و تصور میکنند که یکی علت دیگری است

00:20:01.110 --> 00:20:05.463
و این همان معمای بنیادینی
است که اقتصاد تجربی

00:20:05.488 --> 00:20:10.998
در تلاش برای پرداختن به مسائلی همچون
اندازه گیری کشسانی، با آن مواجه است

00:20:11.170 --> 00:20:13.297
خوب برای فهم این موضوع

00:20:13.322 --> 00:20:19.150
بیاید مسئله تلاش برای تخمین کشسانی
تقاضا برای گوشت خوک را در نظر بگیریم

00:20:19.150 --> 00:20:21.260
در نظر بگیریم که شما وظیفه جذاب

00:20:21.285 --> 00:20:23.465
تخمین کشسانی تقاضا برای
گوشت خوک را بر عهده دارید

00:20:24.130 --> 00:20:26.020
وظیفه شما این است

00:20:26.020 --> 00:20:29.610
خوب شما میگویید یک لحظه صبر کنید ببینم

00:20:29.610 --> 00:20:35.920
چیزی که ما در کلاس یادگرفتیم همانطور که
در شکل 3-4 نشان داده شده است این است که

00:20:35.920 --> 00:20:42.420
بهای گوشت خوک میتواند به
دلایل بسیار متفاوتی افزایش پیدا کند

00:20:42.420 --> 00:20:48.850
در شکل 3-4 ما در نقطه ای مانند
e1 با تعادل ابتدایی کار را شروع میکنیم

00:20:49.802 --> 00:20:52.650
با کمیت Q1 و بهای P1

00:20:54.510 --> 00:20:59.610
حالا تصور کنید که تغییری در تقاضا رخ دهد

00:20:59.872 --> 00:21:01.732
چون اگر یادتان باشد بهای
گوشت گاو افزایش داشته است

00:21:01.757 --> 00:21:02.510
بهای گوشت گاو افزایش یافت

00:21:02.510 --> 00:21:04.750
و این تقاضا را از D1 به D2 تغییر داد

00:21:04.945 --> 00:21:06.665
این موضوع به چه چیزی انجامید ؟

00:21:06.690 --> 00:21:11.050
بهایی بالاتر و کمیتی بالاتر

00:21:11.050 --> 00:21:13.660
بنابراین اگر شما این نمودار را بگیرید

00:21:13.685 --> 00:21:17.017
یک لحظه تغییر عرضه را فراموش کنید
فقط تصور کنید که تغییر تنها همین تقاضا است

00:21:17.100 --> 00:21:18.150
و بعد میگویید آهان !

00:21:18.150 --> 00:21:20.980
میتوانم کشسانی را اندازه گیری کنم

00:21:20.980 --> 00:21:24.160
اینجا میبینم که تغییری در بها رخ داده است

00:21:24.160 --> 00:21:26.280
بعد میتوانم به چگونگی
تغییر در کمیت نگاه کنم

00:21:26.280 --> 00:21:27.864
و میتوانم بلافاصله میزان
کشسانی را به دست بیاورم

00:21:27.889 --> 00:21:30.250
برابر است با دلتا Q روی
Q یا دلتا P بر روی P

00:21:30.250 --> 00:21:35.416
پس نگاه میکنم و Q2 پریم منهای
Q1 بر روی Q1 را در نظر میگیرم

00:21:35.441 --> 00:21:37.549
این درصد تغییر در Q است

00:21:37.668 --> 00:21:39.710
P2بر روی P1 بر روی P1 را در نظر میگریم

00:21:39.710 --> 00:21:40.780
این درصد تغییر در بها است

00:21:40.780 --> 00:21:42.750
و به چه چیزی میرسم

00:21:42.750 --> 00:21:44.980
به یک کشسانی نادرست میرسم

00:21:44.980 --> 00:21:46.826
به کشسانی مثبت میرسم

00:21:46.851 --> 00:21:49.901
چراکه کمیت و بها بالا میرود

00:21:50.930 --> 00:21:51.780
چرا ؟

00:21:51.780 --> 00:21:56.140
چرا که رابطه علی را با
همبستگی اشتباه گرفته ام

00:21:56.140 --> 00:22:01.920
این تغییر در بها نیست که
باعث تغییر در کمیت میشود

00:22:01.920 --> 00:22:03.240
در واقع برعکس این موضوع صادق است

00:22:03.240 --> 00:22:04.957
این تغییر در تمایل است

00:22:06.044 --> 00:22:08.934
که باعث افزایش کمیت
میشود که بها را افزایش میدهد

00:22:10.426 --> 00:22:14.904
افزایش در تقاضا بود که باعث
شد مقادیر تقاضا شده افزایش یابد

00:22:14.953 --> 00:22:16.320
که باعث افزایش بها شد

00:22:16.320 --> 00:22:19.435
بنابراین کمیت است که محرک بها
است نه این که بها محرک کمیت باشد

00:22:19.460 --> 00:22:22.415
بنابراین اگر به شکلی که اکثر
مردم فکر میکنند به این مثال نگاه کنید

00:22:22.440 --> 00:22:23.680
میگویید هی ببینید

00:22:23.680 --> 00:22:26.550
بهای بیشتر باعث کمیت بیشتر میشود

00:22:26.550 --> 00:22:28.220
به پاسخ اشتباه رسیده اید

00:22:28.220 --> 00:22:30.599
چراکه همبستگی را

00:22:30.624 --> 00:22:33.020
که به این معناست که بهای
بالاتر با کمیت بالاتر همبستگی دارد

00:22:33.020 --> 00:22:35.420
چراکه فاکتوری مشابه
باعث هر دو آن ها شده است

00:22:35.420 --> 00:22:37.453
که این فاکتور تغییر در تقاضا است

00:22:38.680 --> 00:22:41.965
و مسئله علّی نیست، بهای بالاتر
باعث کمیت بالاتر نشده است

00:22:43.256 --> 00:22:46.270
بنابراین کاری که باید بکنیم

00:22:46.270 --> 00:22:50.440
این است که باید مشخص
کنیم که چرا بها افزایش پیدا کرد

00:22:50.440 --> 00:22:54.303
برای اندازه گیری کشسانی، مشخص
میکنیم که چرا بها افزایش پیدا کرد

00:22:55.609 --> 00:23:00.992
اگر در عوض به تغییر رویه در عرضه نگاه کنیم

00:23:02.749 --> 00:23:06.069
مانند مورد تغییر از نقطه S1 به S2

00:23:06.179 --> 00:23:09.213
و تغییر نقطه تعادل از e1 به e2

00:23:09.403 --> 00:23:11.213
آنوقت است که به پاسخ صحیح میرسید

00:23:11.960 --> 00:23:13.210
چراکه آنوقت میگویید که ببینید

00:23:13.210 --> 00:23:15.610
چیزی مستقل از مصرف کنندگان

00:23:15.610 --> 00:23:17.290
بها را بالا کشید

00:23:17.290 --> 00:23:19.970
یک شوکی در عرضه گوشت خوک بها را افزایش داد

00:23:19.970 --> 00:23:23.446
و دیدیم که کمیت در نتیجه آن کاهش پیدا کرد

00:23:25.502 --> 00:23:26.610
کلید کار کجاست ؟

00:23:26.610 --> 00:23:30.469
کلید کار اینجاست که برای
اندازه گیری کشانی تقاضا

00:23:30.494 --> 00:23:33.014
شیب منحنی تقاضا را اندازه گیری میکنید

00:23:33.170 --> 00:23:36.016
بنابراین باید در کنار
منحنی تقاضا تغییر پیدا کنید

00:23:36.092 --> 00:23:38.259
نه اینکه خود منحنی تقاضا را تغییر دهید

00:23:38.370 --> 00:23:41.990
پس اگر به این شکل نگاه کنید،
آن مفهومی که نیاز داریم چیست ؟

00:23:41.990 --> 00:23:44.416
ما شیب منحنی تقاضا را میخواهیم

00:23:44.968 --> 00:23:49.336
خوب با تغییر از e1 به
e2 به این نتیجه میرسید

00:23:49.503 --> 00:23:51.483
چونکه در اینجا در راستای
منحنی تقاضا تغییر صورت داده اید

00:23:51.730 --> 00:23:55.869
بنابراین با در نظر گرفتن اتفاقی که با
افزایش بها از e1 به e2 برای کمیت می افتد

00:23:55.894 --> 00:23:57.540
شیب منحنی تقاضا را به دست می آورید

00:23:57.540 --> 00:24:00.105
به آن دلتا Q روی دلتا
P ای که میخواهید میرسید

00:24:00.542 --> 00:24:03.837
اما اگر e1 به e2 پریم را در نظر بگیریم
در راستای منحنی تقاضا حرکت نکرده ایم

00:24:04.038 --> 00:24:08.088
در اینجا در واقع دارید کشسانی
عرضه را اندازه گیری میکنید

00:24:08.383 --> 00:24:09.272
دارید کشسانی عرضه را اندازه گیری میکنید

00:24:09.272 --> 00:24:12.040
در راستای منحنی عرضه حرکت میکنید

00:24:12.040 --> 00:24:14.837
بنابراین دارید در واقع
سوالی متفاوت را پاسخ میدهید

00:24:15.062 --> 00:24:16.988
سوالی درخور توجه ولی متفاوت

00:24:17.020 --> 00:24:20.750
سوال این است که کشسانی عرضه به چه میزان است

00:24:20.750 --> 00:24:26.075
با افزایش نرخ بها تولیدکنندگان گوشت خوک
چقدر تمایل دارند که گوشت خوک عرضه کنند

00:24:26.100 --> 00:24:29.742
پس میشود همان دلتا Q روی دلتا P اما اینجا

00:24:29.893 --> 00:24:32.050
اما اینجا کشسانی تقاضا را اندازه گیری کردیم

00:24:32.050 --> 00:24:35.134
یک کشسانی عرضه در برابر آن قرار دارد

00:24:35.856 --> 00:24:38.946
که به روشی مشابه اندازه گیری میشود

00:24:39.590 --> 00:24:41.227
دلتا Q بر روی دلتا P است

00:24:41.252 --> 00:24:43.460
اما در ارتباط به نوع شوک متفاوتی است

00:24:43.460 --> 00:24:45.780
چیزی است که در حرکت در
راستای منحنی عرضه به آن میرسید

00:24:46.149 --> 00:24:48.736
بنابراین از e1 به e2 پریم

00:24:49.098 --> 00:24:51.698
میتوانیم از این معادله برای
اندازه گیری کشسانی عرضه

00:24:51.857 --> 00:24:54.207
یا شیب منحنی عرضه استفاده کنیم

00:24:54.881 --> 00:24:57.601
و این کار را در صورتی که چیزی
تقاضا را تغییر دهد انجام میدهیم

00:24:57.674 --> 00:24:59.395
در راستای منحنی عرضه حرکت میکنیم

00:24:59.420 --> 00:25:03.200
از e1 به e2 کشسانی تقاضا را

00:25:03.488 --> 00:25:05.685
در حین اینکه چیزی عرضه را تغییر میدهد

00:25:05.710 --> 00:25:09.970
و ما را در راستای منحنی تقاضا
حرکت میدهد، اندازه گیری کردیم

00:25:10.390 --> 00:25:13.827
بنابراین برای اندازه گیری
کشسانی تقاضا نیاز داریم

00:25:14.021 --> 00:25:16.354
چیزی است که عرضه را تغییر دهد

00:25:16.379 --> 00:25:18.624
اما به خودی خود تقاضا
را تحت تاثیر قرار ندهد

00:25:19.930 --> 00:25:21.713
و بهترین مثال این مورد

00:25:22.721 --> 00:25:24.728
که در علم اقتصاد از آن استفاده
میکنیم و مثال فوق العاده ای است

00:25:24.753 --> 00:25:27.494
سیاست دولتی است

00:25:27.625 --> 00:25:30.645
که می آید و شرایط عرضه
برای محصولی را تغییر میدهد

00:25:31.605 --> 00:25:35.395
برای مثال بیاید در مورد
مالیات روی گوشت خوک فکر کنیم

00:25:35.420 --> 00:25:38.412
اگر به شکل 3-5 رجوع کنید

00:25:38.964 --> 00:25:43.945
تصور کنید که دولت بیاید و
روی گوشت خوک مالیات بگذارد

00:25:46.900 --> 00:25:49.040
دولت می آید و روی گوشت خوک مالیات میگذارد

00:25:49.040 --> 00:25:53.240
بیاید ببینیم که مالیات روی
گوشت خوک چه کار میکند

00:25:53.240 --> 00:25:59.640
دولت می آید و بیاید بگیم که مثلا در ابتدا
بازار گوشت خوک در 3 دلار و 30 سنت

00:25:59.665 --> 00:26:03.668
با 220 میلیون کیلوگرم
فروش گوشت خوک متعادل است

00:26:04.335 --> 00:26:07.770
حالا دولت می آید و میگوید

00:26:07.795 --> 00:26:14.500
که میخواهد روی هر کیلوگرم گوشت
خوک 1 دلار و 5 سنت مالیات بگذارد

00:26:14.500 --> 00:26:21.965
بنابراین میخواهد 1.05 دلار به
ازای هر کیلوگرم از تولیدکنندگان بگیرد

00:26:21.990 --> 00:26:25.811
بنابراین به تولید کنندگان گوشت خوک میگوید
که به ازای هر کیلوگرمی که فروش میکنید

00:26:25.836 --> 00:26:30.215
باید چکی به مبلغ 1.05 دلار به دولت بفرستید

00:26:31.120 --> 00:26:35.918
به ازای هر کیلوگرمی که فروش میکنید
چکی به مبلغ 1.05 دلار به دولت بفرستید

00:26:36.750 --> 00:26:41.520
حالا یکی مرحله به مرحله به
من بگوید که تولیدکنند چگونه

00:26:41.520 --> 00:26:43.060
در این شرایط فکر میکند ؟

00:26:43.060 --> 00:26:44.390
عرضه کننده چگونه به این
موضوع واکنش نشان میدهد ؟

00:26:44.390 --> 00:26:45.518
چطور فکر میکنند ؟

00:26:45.518 --> 00:26:49.933
اگر یادتون باشه در ابتدا در نقطه e1 با فروش

00:26:49.958 --> 00:26:52.378
220 میلیون گرم در بهای 3.30 دلار راضی هستند

00:26:53.450 --> 00:26:56.150
اگر دولت بیاید و بگوید

00:26:56.150 --> 00:27:00.205
باید 1.05 دلار روی هر کیلوگرمی که
میفروشید باید بپردازید، چه اتفاقی می افتد ؟

00:27:00.230 --> 00:27:02.930
چه اتفاقی می افتد ؟

00:27:02.930 --> 00:27:03.752
بله ؟

00:27:03.752 --> 00:27:06.729
تولیدکنندگان تصمیم میگیرند
که با میزان پول جاری

00:27:06.754 --> 00:27:10.018
نخواهند توانست به میزان
کافی مواد اولیه بخرند

00:27:10.018 --> 00:27:11.106
تا محصول خود را بسازند

00:27:11.131 --> 00:27:12.265
بنابراین ممکن است کمتر تولید کنند

00:27:12.265 --> 00:27:12.570
دقیقا

00:27:12.570 --> 00:27:16.020
بنابراین به عبارت دیگر
هزینه تولید افزایش یافت

00:27:16.020 --> 00:27:19.110
پس چکار میکنند ؟

00:27:19.110 --> 00:27:22.104
پس به عبارت دیگر حرفی که
میزنند این است که ببینید، به شکل موثر

00:27:22.782 --> 00:27:30.243
من قبلا با فروش 220 میلیون
کیلوگرم به بهای 3.30 دلار راضی بودم

00:27:30.391 --> 00:27:34.821
برای اینکه با فروش 220 میلیون
کیلوگرم به همان میزان راضی بمانم

00:27:35.141 --> 00:27:36.340
ناچار خواهم بود که بها را افزایش دهم

00:27:36.340 --> 00:27:38.300
در واقع باید این را به نمودار اضافه کنیم

00:27:38.300 --> 00:27:42.060
اگر برای من یک خط عمودی
به بالا به منحنی s2 بکشی

00:27:42.060 --> 00:27:45.705
یک خط مقطع از e1 به
منحنی S2 و فراتر از آن بکشیم

00:27:45.730 --> 00:27:51.030
آن تقاطع قیمتی 4 دلار و 35 سنت خواهد بود

00:27:51.030 --> 00:27:56.919
بنابراین اگر از من میخواهید به تولید
220 میلیون کیلوگرم گوشت خوک ادامه دهم

00:27:56.944 --> 00:28:00.856
باید 4.35 دلار به ازای هر کیلوگرم بگیرم

00:28:01.225 --> 00:28:03.120
و ممکن است بگویید به چه
حقی این بها را میگیرید ؟

00:28:03.120 --> 00:28:04.110
و موضوع در اینجا حق و حقوق نیست

00:28:04.110 --> 00:28:07.320
موضوع تمایل تولیدکنندگان است

00:28:07.320 --> 00:28:10.923
همان محاسبات
همان منحنی عرضه ای

00:28:11.206 --> 00:28:15.828
که به ما میگوید که آن ها تمایل به فروش
220 میلیون کیلوگرم به بهای 3.30 دلار دارند

00:28:16.025 --> 00:28:18.401
میگوید که اگر میخواهید که به
فروش 220 میلیون کیلوگرم ادامه دهند

00:28:18.460 --> 00:28:20.824
اما همچنین 1 دلار و 5 سنت به دولت بدهند

00:28:20.849 --> 00:28:24.479
باید 4 دلار و 35 سنت به
ازای هر کیلوگرم دریافت کنند

00:28:24.820 --> 00:28:28.160
بنابراین اینجا اتفاقی که
میافتد تغییر در عرضه است

00:28:28.160 --> 00:28:31.547
و به همان بازخوردی که دفعه
پیش در مورد خشکسالی دیدیم

00:28:31.580 --> 00:28:33.900
بها افزایش پیدا میکند، مصرف
کنندگان کمتر تقاضا میکنند

00:28:33.925 --> 00:28:37.655
و در بهای e2 به تعادل تازه ای دست می یابید

00:28:37.955 --> 00:28:44.814
به تعادلی میرسید که در
آن 206 میلیون کیلوگرم

00:28:44.847 --> 00:28:49.140
به بهای 4 دلاری میفروشید

00:28:49.165 --> 00:28:53.278
خوب یکی به من بگه که چطور از این مثال
برای بدست آوردن کشسانی تقاضا استفاده کنم؟

00:28:54.044 --> 00:28:55.275
بله ؟

00:28:55.845 --> 00:28:58.233
به نظرم باید بدانید که تغییر در بها

00:28:58.233 --> 00:29:00.205
در راستای منحنی تقاضا حرکت کرد

00:29:00.205 --> 00:29:05.110
بنابراین نباید متعجب شد که
تغییر در بها به تغییر در ...

00:29:05.135 --> 00:29:06.614
باشه خوب بهم بگو

00:29:06.614 --> 00:29:08.093
نیازی نیست تو ذهنتون محاسبه کنید

00:29:08.093 --> 00:29:09.572
چطور محاسبه اش کنم ؟

00:29:09.572 --> 00:29:12.462
باید e1 و e2 را بگیرید و بعد

00:29:12.462 --> 00:29:14.473
باید بها را روی تغییرات کمی قرار دهید

00:29:14.498 --> 00:29:15.550
بله، دقیقا

00:29:15.550 --> 00:29:21.266
بنابراین شد تغییر کمیت، دلتا Q روی Q

00:29:21.382 --> 00:29:24.657
چقدر میشود ؟ 14 روی 2.20 است

00:29:25.039 --> 00:29:27.321
منفی 14 روی 2.20 است

00:29:27.361 --> 00:29:30.680
اگر کاهش 14 میلیون
کیلوگرم را روی 220 قرار دهیم

00:29:30.680 --> 00:29:35.761
تغییر در بها، دلتا P روی P

00:29:38.030 --> 00:29:41.320
بها از 3.30 به 4.00 افزایش یافت

00:29:41.320 --> 00:29:46.837
بنابراین تغییر در بها 70
سنت روی 330 سنت است

00:29:49.370 --> 00:29:54.698
و با استفاده از این مقادیر به

00:29:54.893 --> 00:29:59.463
کشسانی قیمتی معادل با منفی 0.3 میرسیم

00:29:59.900 --> 00:30:06.790
یا به عبارت دیگر تغییر 6.4 درصدی در کمیت

00:30:06.815 --> 00:30:11.061
این برابر با منفی 6.4 درصد میشود

00:30:11.086 --> 00:30:15.490
برای 21 درصد تغییر در بها

00:30:15.490 --> 00:30:20.350
بنابراین کمیت 6.4 درصد پایین می
آید و بها 21 درصد افزایش پیدا میکند

00:30:20.350 --> 00:30:23.580
این میشود کشسانی قیمتی برابر با منفی 0.3

00:30:23.580 --> 00:30:27.380
و این تقاضایی نسبتا غیرکشسان می باشد

00:30:27.380 --> 00:30:30.197
کاملا غیرکشسان نیست
اما نسبتا غیرکشسان است

00:30:30.222 --> 00:30:35.430
به عبارت دیگر در این نقطه تولیدکنندگان گوشت
خوک میتوانند با افزایش بها درآمدزایی کنند

00:30:35.872 --> 00:30:37.760
حالا ممکن است بگویید
خوب چرا این کار را نکردند؟

00:30:37.760 --> 00:30:41.560
چند هفته بعد در مورد این
موضوع صحبت خواهیم کرد

00:30:41.560 --> 00:30:43.870
اما در این نقطه تقاضا نسبتا غیرکشسان است

00:30:43.870 --> 00:30:45.482
و به تخمینی قانع کننده رسیده اید

00:30:45.507 --> 00:30:47.190
چون در راستای منحنی تقاضا حرکت کردید

00:30:47.190 --> 00:30:49.750
از تغییر در عرضه استفاده کردید

00:30:49.750 --> 00:30:54.192
حالا در طول ترم در مورد مالیات
گذاری خیلی بیشتر صحبت خواهیم کرد

00:30:54.720 --> 00:30:57.525
اجازه بدهید چند لحظه در مورد چیزی
که از این نمودار آموختیم صحبت کنم

00:30:57.790 --> 00:30:58.670
چه اتفاقی افتاد ؟

00:30:58.830 --> 00:31:04.071
خوب آن قسمت رنگی پولی است
که دولت از مالیات بدست می آورد

00:31:04.240 --> 00:31:10.740
دولت یک مالیات 1.05 دلاری در
مقادیر 206 میلیون کیلوگرم دارد

00:31:10.765 --> 00:31:14.810
بنابراین 1.05 دلار ضرب در
206 میلیون کیلوگرم درآمدزایی میکند

00:31:14.810 --> 00:31:16.660
که میشود آن قسمت رنگی

00:31:16.660 --> 00:31:19.849
اینجا دو نکته وجود دارد که
بعدها در این ترم به آن برمیگردیم

00:31:19.874 --> 00:31:23.502
اولین نکته که باید به آن توجه شود این
است که مقادیر پولی که دولت به دست می آورد

00:31:23.527 --> 00:31:27.840
مستقیما وابسته به کشسانی تقاضا است

00:31:27.840 --> 00:31:34.451
کسی میتواند به من بگوید که
دولت چه مقدار درآمدزایی میکند

00:31:34.476 --> 00:31:37.540
اگر که تقاضایی کاملا غیرکشسان داشته باشیم ؟

00:31:40.438 --> 00:31:40.891
بله ؟

00:31:41.043 --> 00:31:45.125
(صدای نامفهوم)

00:31:45.150 --> 00:31:47.640
درسته پس در اساس اگر که...

00:31:47.640 --> 00:31:51.149
اگر این منحنی تقاضا را
کاملا مسطح در نظر بگیریم

00:31:51.281 --> 00:31:53.831
اگر این منحنی تقاضا را
کاملا مسطح در نظر بگیریم

00:31:54.070 --> 00:32:02.705
آن زمان است که در اساس تولید کننده
نمیتواند بهای بیشتری برای محصول خود طلب کند

00:32:03.310 --> 00:32:06.959
بنابراین دولت باید روی این
حساب باز کند که آیا تولید کننده

00:32:07.099 --> 00:32:10.466
با بهای 1.05 دلاری کمتر
تمایل به فروش دارد یا خیر

00:32:10.491 --> 00:32:11.870
و چه مقدار کمتر تمایل به فروش دارند

00:32:11.870 --> 00:32:14.464
اکر تمایل به کاهش فروش داشته
باشند، دولت خیلی کمتر پول در میاورد

00:32:14.489 --> 00:32:15.790
در موقعیتی قرار خواهیم گرفت که

00:32:15.790 --> 00:32:18.763
در موقعیتی قرار خواهیم
گرفت که آن منحنی دوم عرضه

00:32:18.788 --> 00:32:20.820
با تمنحنی تقاضای مسطحی برخورد میکند

00:32:20.820 --> 00:32:22.240
بنابراین کمیت بسیار کمتر خواهد شد

00:32:22.240 --> 00:32:23.580
روی نمودار نداریمش

00:32:23.580 --> 00:32:29.230
اما میبینید که کجا آن خط منقطع
در 3.30 دلار با S2 برخورد میکند

00:32:29.230 --> 00:32:30.500
خیلی متمایل به چپ است

00:32:30.500 --> 00:32:32.690
در این بازار کمیت بسیار سقوط خواهد کرد

00:32:32.690 --> 00:32:35.877
زمانی که کمیت سقوط کند دولت
درآمد بسیار کمتری خواهد داشت

00:32:35.995 --> 00:32:39.460
چون دولت در نهایت 1.05 دلار به ازای
هر واحد فروخته شده به دست می آورد

00:32:39.660 --> 00:32:44.585
بنابراین اگر دولت بر روی محصولاتی
که خیلی کشسان هستند مالیات بگذارد

00:32:44.610 --> 00:32:46.410
پول کمتری بدست خواهد آورد

00:32:46.410 --> 00:32:49.710
اگر روی محصولاتی غیرکشسان
مانند انسولین مالیات بگذارد

00:32:49.710 --> 00:32:52.967
درآمد بیشتری خواهد داشت
چراکه کمیت تغییری نمیکند

00:32:53.270 --> 00:32:53.810
بله ؟

00:32:53.810 --> 00:32:56.194
سیگار هم نسبتا غیرکشسان است؟

00:32:56.219 --> 00:32:57.570
بله دقیقا

00:32:57.570 --> 00:32:58.830
سیگار نسبتا غیرکشسان است

00:32:58.830 --> 00:33:01.790
کشسانی اش در حدود منفی 0.5 است

00:33:01.790 --> 00:33:06.645
بنابراین دولت با افزایش مالیات
سیگار در واقع پول به دست می آورد

00:33:07.152 --> 00:33:12.140
خوب حالا همه اینجا راضی هستند و میگویند...

00:33:12.180 --> 00:33:14.670
آنهایی که لیبرال خوب هستند میگویند
مثلا روی کشتی های تفریحی مالیات بگذارید

00:33:14.670 --> 00:33:15.475
بیاید روی کشتی های تفریحی مالیات بگذاریم

00:33:15.475 --> 00:33:17.640
فقط ثروتمندان کشتی تفریحی دارند

00:33:17.640 --> 00:33:20.705
مسئله این است که تقاضای کشتی
های تفریحی بسیار کشسان است

00:33:20.976 --> 00:33:24.130
پس با مالیات بستن روی کشتی های تفریحی خیلی
کمتر از آنچه فکرش را بکنید درآمدزایی میکنید

00:33:24.130 --> 00:33:26.373
چون مردم کشتی های
تفریحی کمتری میخردند و شما

00:33:26.398 --> 00:33:28.615
کمتر از آنچه فکرش را
میکردید درآمدزایی میکنید

00:33:28.640 --> 00:33:31.270
همچنان کمی پول به دست می آورید و
همچنان ممکن است ارزشش را داشته باشد

00:33:31.270 --> 00:33:33.819
اما کمتر از آنچه فکرش
را میکردید درآمدزایی میکنید

00:33:33.844 --> 00:33:39.200
خوب پس این شد یک نکته در مورد این موضوع

00:33:39.200 --> 00:33:41.394
اینکه در اساس میزان درآمدی که دارید

00:33:41.474 --> 00:33:46.994
در ارتباط با کشسانی تقاضا است

00:33:47.320 --> 00:33:50.910
نکته مهم بعدی این است که چرا

00:33:50.910 --> 00:33:53.180
در واقع برای دولت دشوار است که حساب کند

00:33:53.205 --> 00:33:55.625
که چه میزان درآمد از
مالیاتی به دست خواهند آورد

00:33:55.700 --> 00:33:59.375
چراکه برای درک این موضوع
باید این کشسانی ها را بدانند

00:33:59.400 --> 00:34:01.860
ساده انگاری است که مثلا بگوییم

00:34:01.860 --> 00:34:04.790
خوب 220 میلیون کیلوگرم فروش گوشت خوک است

00:34:04.790 --> 00:34:06.080
قرار است 1 دلار و پنج سنت

00:34:06.080 --> 00:34:07.240
روی هر کیلوگرم مالیات بگیریم

00:34:07.240 --> 00:34:08.560
پس میشود 220 میلیون ضرب در 1.05

00:34:08.560 --> 00:34:10.830
و این درآمدی است که خواهیم داشت

00:34:10.830 --> 00:34:14.634
خوب میدانیم که این محاسبه اشتباه است چراکه
تقاضایی غیرکشسان را پیشفرض قرار داده است

00:34:14.659 --> 00:34:16.699
اگر تقاضا کشسان باشد کمتر
از این ها درآمدزایی خواهند کرد

00:34:16.699 --> 00:34:18.550
پس اگر واقعا بخواهند بدانند
که دولت چه میزان از این

00:34:18.575 --> 00:34:20.614
مالیات ها درآمدزایی خواهد
کرد باید این کشسانی ها را بدانند

00:34:20.639 --> 00:34:22.754
و دانستن مقادیر این موارد
در واقع بسیار دشوار است

00:34:23.017 --> 00:34:24.620
به این خاطر است که عدم اطمینان وجود دارد

00:34:24.620 --> 00:34:28.078
به این خاطر است که زمانی که سیاستمداران
میگویند این مالیت مقادری X درآمدزایی میکند

00:34:28.103 --> 00:34:32.526
و در گزارش نیویورک تایمز میبینید که
فلا مالیات مقادیر X درآمدزایی خواهد کرد

00:34:32.551 --> 00:34:35.030
این در واقع یک حدس و گمان است

00:34:35.030 --> 00:34:37.979
حدس و گمان هستند چون
که بر اساس بهترین تخمین های

00:34:38.004 --> 00:34:40.575
کشسانی های کلیدی ای هستند که
چگونگی پاسخ مردم را تعیین میکنند

00:34:40.600 --> 00:34:40.850
بله ؟

00:34:40.850 --> 00:34:43.755
اما در واشنگتن کاهش مالیاتی
هایی را داریم که درآمدزا هستند

00:34:43.780 --> 00:34:46.383
خوب ادعا میکنند اما در واقع اینطور نیست

00:34:46.408 --> 00:34:48.693
اما برخی ادعا میکنند که کاهش
مالیات هایی هستند که درآمدزا هستند

00:34:48.693 --> 00:34:51.810
به این خاطر است که فکر
میکنند که کشسانی بسیار بالا است

00:34:51.810 --> 00:34:53.988
اگر کشسانی به اندازه کافی بالا باشد

00:34:54.013 --> 00:34:56.619
کاهش مالیات میتواند درآمد زا باشد
صحیح ؟

00:34:56.760 --> 00:35:00.625
بنابراین در اساس کل موضوع این است که برخی

00:35:00.680 --> 00:35:03.155
فکر میکنند که کشسانی آنقدر بالا است
که کاهش مالیات ممکن است درآمد زا باشد

00:35:03.180 --> 00:35:04.530
این افراد اشتباه میکنند

00:35:04.530 --> 00:35:07.780
اما ادعایشان این است

00:35:07.780 --> 00:35:08.709
بله

00:35:08.734 --> 00:35:12.381
(صدای نامفهوم)

00:35:12.381 --> 00:35:12.840
بله

00:35:12.840 --> 00:35:13.660
نکته خوبی بود

00:35:13.660 --> 00:35:16.390
روز جمعه به بخشی از این موضوع میپردازیم

00:35:16.390 --> 00:35:19.995
کاری که من کردم این است که مثالی
از منحنی ثابت کشسانی را تهیه کردم

00:35:20.020 --> 00:35:23.875
در واقع اینجا چیزی را آورده
ام که از لحاظ منطقی سازگاری ندارد

00:35:23.900 --> 00:35:27.137
این منحنی خطی است که به این
معناست که نمیتواند کشسانی ثابت باشد

00:35:27.570 --> 00:35:31.171
اگر کشسانی ثابت بود باید قوس برمیداشت

00:35:31.620 --> 00:35:36.100
بنابراین تخمینی که اینجا
زده ام کشسانی منطقه ای است

00:35:36.100 --> 00:35:40.525
کشسانی در حول آن تغییر قیمت را تخمین زده ام

00:35:40.550 --> 00:35:42.960
اما اگر این منحنی درست بود، کشسانی

00:35:42.985 --> 00:35:45.858
باید در نقاط مختلت روی منحنی متفاوت میبود

00:35:46.120 --> 00:35:46.826
درسته ؟

00:35:46.850 --> 00:35:49.179
اگر کشسانی بخواهد در
تمام طول منحنی ثابت باشد

00:35:49.204 --> 00:35:51.271
و بخواهید کشسانی پایداری
تقاضا را محاسبه کنید

00:35:51.296 --> 00:35:55.315
منحنی قوس دار خواهیم داشت و نه یک منحنی خطی

00:35:55.340 --> 00:35:58.365
بنابراین منحنی خطی تقاضا
کشسانی ثابت تقاضا نیست

00:35:58.390 --> 00:36:02.415
معمولا از این مسائله چشم پوشی میکنیم
و روی کشسانی های منطقه ای تمرکز میکنیم

00:36:02.440 --> 00:36:03.440
اما این مساله ای مهم است

00:36:03.465 --> 00:36:04.747
تا حدودی روز جمعه در موردش صحبت خواهیم کرد

00:36:04.772 --> 00:36:07.084
تفاوت میان کشسانی ثابت در منحنی های تقاضا

00:36:07.109 --> 00:36:08.539
و منحنی های خطی تقاضا

00:36:09.020 --> 00:36:11.120
اما معمولا تغییرات منطقه
ای را در نظر میگیریم

00:36:11.120 --> 00:36:13.650
پس اگر به اندازه کافی منطقه
ای باشد در واقع اهمیتی ندارد

00:36:13.650 --> 00:36:16.915
اما برای تغییرات گسترده شکل منحنی مهم است

00:36:16.940 --> 00:36:17.930
نکته خوبی بود

00:36:17.930 --> 00:36:19.040
سوالی هست ؟

00:36:19.236 --> 00:36:20.390
بسیار خوب

00:36:20.390 --> 00:36:23.768
حالا اجازه بدهید برم سراغ مساله دیگری که

00:36:23.793 --> 00:36:26.410
در اقتصاد تجربی با آن روبرو هستیم

00:36:26.410 --> 00:36:28.996
پس این شد یکی از مسائلی که در
اقتصاد تجربی با آن روبرو هستیم

00:36:29.680 --> 00:36:31.272
اجازه بدید برم سراغ یک مساله دیگری که

00:36:31.297 --> 00:36:34.357
که در تخمین کشسانی از سوی
اقتصاد تجربی با آن روبرو هستیم

00:36:34.700 --> 00:36:39.462
و آن این است که افراد معمولا بهایی را
که با آن روبرو میشوند را انتخاب میکنند

00:36:41.610 --> 00:36:46.538
افراد معمولا با بهایی که به آن
ها ارائه میشود روبرو نمیشوند

00:36:46.563 --> 00:36:48.675
که بتوانیم بگیم که خوب یک قیمتی بهشون
ارائه شده، خواهیم دید که چطور پاسخ میدهند

00:36:48.700 --> 00:36:50.513
آنها معمولا بهایی که با آن
روبرو میشوند را انتخاب میکنند

00:36:50.538 --> 00:36:53.628
اجازه بدید منظورم را توضیح دهم

00:36:53.952 --> 00:36:57.002
یک مثال کلاسیک از اهمیت کشسانی در سیاست ها

00:36:57.027 --> 00:36:59.940
کشسانی تقاضا برای مراقبت های پزشکی است

00:36:59.940 --> 00:37:02.250
کشسانی تقاضا برای مراقبت های پزشکی

00:37:02.250 --> 00:37:05.547
یعنی چه مقدار مراقب
های پزشکی استفاده میکنید

00:37:05.572 --> 00:37:07.012
اگر که مجبور باشید برایش پول بپردازید

00:37:07.350 --> 00:37:09.848
برای مثال اکثر ما بیمه داریم

00:37:09.873 --> 00:37:12.065
از طریق دانشگاه یا شاید از طریق والدینمان

00:37:12.090 --> 00:37:16.654
و روش کار بیمه اینگونه است که
شما یا والدینتان بهایی در ماه میپردازید

00:37:16.679 --> 00:37:18.270
و به ازای آن

00:37:18.270 --> 00:37:21.630
این بیمه درمانی هزینه های مراقبت
های پزشکی شما را پوشش میدهد

00:37:21.630 --> 00:37:23.020
البته بیشتر آن را

00:37:23.257 --> 00:37:26.530
اما معمولا باید قسمتی از آن را بپردازید

00:37:26.530 --> 00:37:31.250
حالا، چند نفر از شما در شش ماه
گذشته به پزشک مراجعه کرده اید؟

00:37:31.275 --> 00:37:32.735
شما باید بهایی میپرداختید ؟

00:37:32.988 --> 00:37:33.982
چقدر پرداختید؟

00:37:34.007 --> 00:37:35.245
فرانشیز پرداختید؟

00:37:35.245 --> 00:37:35.742
نه ؟

00:37:35.742 --> 00:37:36.736
هیچکدومتان ؟

00:37:36.736 --> 00:37:37.233
بله ؟

00:37:37.233 --> 00:37:38.227
شما چقدر پرداختید؟

00:37:38.227 --> 00:37:39.930
فکر کنم حدود 20 دلار

00:37:39.930 --> 00:37:41.767
20 دلار، 10 دلار، 5 دلار

00:37:41.792 --> 00:37:43.652
به این میگویند مبلغ فرانشیز، یا صفر دلار

00:37:44.270 --> 00:37:47.760
امروزه اکثر بیمه ها فرانشیز دارند

00:37:47.760 --> 00:37:51.230
مبلغ فرانشیز، مبلغی است که شما
زمانی که به پزشک مراجعه میکنید میپردازید

00:37:51.230 --> 00:37:52.586
بیمه باقی مانده را پرداخت میکند

00:37:52.586 --> 00:37:54.420
شما نمیدانید که مبلغ کامل
ویزیت چه میزان است

00:37:54.420 --> 00:37:55.800
فقط رفتید به مطب و کارتتون را دادید

00:37:55.800 --> 00:37:57.025
بهتون گفتند که مبلغ
فرانشیز 20 دلار است

00:37:57.025 --> 00:37:57.450
شما 20 دلار دادید

00:37:57.616 --> 00:38:00.510
نمیدانید که ویزیت ممکن است 100 یا
200 یا 500 یا 1000 دلار هزینه داشته باشد

00:38:00.510 --> 00:38:01.460
نمیدانید

00:38:01.460 --> 00:38:05.950
بیمه کننده بقیه پول را پرداخت
میکند و شما فرانشیز را پرداخت میکنید

00:38:05.950 --> 00:38:11.040
مبلغ فرانشیز در بیمه درمانی به
سرعت در حال فراگیر شدن است

00:38:11.040 --> 00:38:12.740
فرانشیز به سرعت در حال فراگیر شدن است

00:38:12.740 --> 00:38:17.675
بیشتر و بیشتر بیمه گرها میگویند ببینید
هزینه های درمانی از کنترل خارج شده اند

00:38:18.011 --> 00:38:20.511
یک راهی که میتوانیم از طریق
آن با این هزینه ها مبارزه کنیم

00:38:20.536 --> 00:38:23.675
این است که مردم را مجبور کنیم
که بیش از پیش هزینه بر عهده بگیرند

00:38:23.700 --> 00:38:25.391
میتونم خیلی در این مورد صحبت کنم
چون اقتصاد دان سیستم درمانی هستم

00:38:25.416 --> 00:38:26.300
میتوانم خیلی در مورد نظام درمان صحبت کنم

00:38:26.325 --> 00:38:29.637
اما تنها برای اینکه ذهنتان را متمرکز
کنم که چرا این یک مساله است میگویم

00:38:29.661 --> 00:38:34.129
در سال 1950، اقتصاد ایالات متحده

00:38:34.154 --> 00:38:36.801
پنج درصد از تولید
ناخالص ملی ما را هزینه کرد

00:38:36.826 --> 00:38:39.546
پنج درصد از اندازه اقتصاد
ما صرف خدمات درمانی شد

00:38:40.100 --> 00:38:42.570
امروزه این مبلغ 17 درصد است

00:38:42.570 --> 00:38:45.930
تخمین زده میشود که تا سال
2075 این مبلغ 40 درصد باشد

00:38:45.930 --> 00:38:50.265
این یعنی به ازای هر دلار درآمد در آمریکا
40 سنت صرف نظام درمانی خواهد شد

00:38:50.290 --> 00:38:53.210
100 سال دیگر حدود 100 درصد خواهد شد

00:38:53.235 --> 00:38:56.063
به معنای واقعی کلمه اگر فکری نکنیم
تمام اقتصادمان صرف نظام درمان خواهد شد

00:38:56.088 --> 00:38:57.588
مسلما این اتفاق نمیتواند بیوفتد

00:38:57.831 --> 00:38:58.945
باید باهاش روبرو بشویم

00:38:58.970 --> 00:39:02.562
و یک راهش این است که بیمه گرها و سیاست گذاران
میگویند میتوانیم با این مساله روبرو شویم

00:39:02.610 --> 00:39:04.347
این است که باید مصرف
کنندگان را مجبور کنیم که

00:39:04.372 --> 00:39:06.235
هزینه های بیشتری از خدمات
درمانی را بر عهده بگیرند

00:39:06.260 --> 00:39:09.014
باید کاری کنیم که مصرف کنندگان
زمان مراجعه به پزشک بیشتر بپردازند

00:39:09.039 --> 00:39:12.019
تا برآیند تصمیماتشان را درک کنند

00:39:12.870 --> 00:39:15.415
خوب اگر این کار را بخواهیم بکنیم، سوالی
کلیدی که باید جوابش را بدانیم این است که

00:39:15.440 --> 00:39:17.920
خوب آیا این بر روی رفتارشان
تاثیرگذار خواهد بود یا نه ؟

00:39:18.043 --> 00:39:20.161
اگر مصرف کنندگان را
مجبور به پرداخت بیشتر کنیم

00:39:20.186 --> 00:39:22.747
آیا این مساله اصلا روی تقاضای آن ها
برای خدمات درمانی تاثیر خواهد گذاشت؟

00:39:22.772 --> 00:39:25.235
اگر در حقیقت تنها مالیات باشد

00:39:25.280 --> 00:39:28.340
متفاوت میشود از این که باعث شود
از خدمات درمانی کمتری استفاده کنند

00:39:28.910 --> 00:39:29.770
شاید خوب باشد، شاید هم بد باشد

00:39:29.770 --> 00:39:31.390
به این موضوع برخواهیم گشت

00:39:31.390 --> 00:39:33.535
اما سوال کلیدی تجربی این است که

00:39:33.560 --> 00:39:36.420
کشسانی تقاضا برای مراقبت
های پزشکی به چه میزان است

00:39:36.553 --> 00:39:39.115
اگر شما 20 دلار و شما
هیچ بهایی پرداخت نکنید

00:39:39.140 --> 00:39:42.603
شانس رفتن شما به دکتر چه میزان کمتر میشود ؟

00:39:42.628 --> 00:39:44.730
زمانی که 20 دلار پرداخت
کنید در برابر هیچ پرداختی

00:39:44.730 --> 00:39:46.960
همه میتوانیم در مورد این
موضوع تامل و فکر کنیم

00:39:46.960 --> 00:39:50.351
اما در حقیقت برای پاسخ به این
سوال باید به داده ها رجوع کنیم

00:39:50.443 --> 00:39:53.043
 بپرسیم که خوب تفاوت کجاست؟

00:39:53.170 --> 00:39:55.650
بنابراین افراد برای سالیان
زیاد به داده ها رجوع کردند

00:39:55.650 --> 00:39:58.249
و گفتند که ببینید تفاوت های بسیاری

00:39:58.274 --> 00:39:59.990
در میان مردم و میزان
پرداخت فرانشیزشان وجود دارد

00:39:59.990 --> 00:40:01.635
برخی بیمه هایی دارند که
هیچ پرداختی انجام نمیدهند

00:40:01.660 --> 00:40:02.745
برخی بیمه هایی دارند که
باید 20 دلار پرداخت کنند

00:40:02.785 --> 00:40:05.685
برخی بیمه ای دارند که بهش
میگویند طرح های کاهشی

00:40:05.710 --> 00:40:08.563
در طرح های کاهشی تمام
هزینه ویزیت را پرداخت میکنیم

00:40:08.588 --> 00:40:09.950
تا به حدی میرسید

00:40:09.950 --> 00:40:14.402
بنابراین در طرح کاهشی 2000
دلاری تمام هزینه شما را پرداخت میکنیم

00:40:14.427 --> 00:40:16.790
تا اینکه به حد 2000 دلار میرسید

00:40:16.790 --> 00:40:18.050
بعد فرانشیز بالا میرود

00:40:18.050 --> 00:40:20.867
بنابراین این طرح های مختلف در نظر گرفته
شد و محققان به این نتیجه رسیدند که ببینید

00:40:20.892 --> 00:40:23.185
افرادی که طرح هایی دارند

00:40:23.245 --> 00:40:25.698
که درش بیشتر برای مراقبت
های پزشکی هزینه میکنند

00:40:26.019 --> 00:40:29.729
که درش فرانشیز بیشتری میپردازند
خیلی کمتر از خدمات درمانی استفاده میکنند

00:40:30.078 --> 00:40:31.968
بنابراین دیگر مجبور نیستند چیزی هزینه کنند

00:40:32.270 --> 00:40:36.750
کشسانی تفاضا بسیار بسیار زیاد به نظر می آید

00:40:36.750 --> 00:40:38.589
مشکل این تحقیقات چیست ؟

00:40:38.618 --> 00:40:41.700
مشکل این نتیجه ای که گرفتند چیست ؟

00:40:41.700 --> 00:40:47.937
با در نظر گرفتن افرادی به این نتیجه رسیدند
که پول زیادی برای رفتن به دکتر میپردازند

00:40:47.962 --> 00:40:50.199
و از این نظر خیلی کمتر از
خدمات درمانی استفاده کردند

00:40:50.224 --> 00:40:51.635
در مقایسه با افرادی که هیچ چیزی
برای ویزیت دکتر پرداخت نکردند

00:40:51.635 --> 00:40:53.911
و خدمات درمانی زیادی استفاده کردند

00:40:54.205 --> 00:40:56.872
نفر 20 دلاری جواب بده
چون تا حالا هم اذیتت کردم

00:40:56.897 --> 00:41:00.435
شاید به این خاطر طرح
کاهشی بالا را انتخاب کرده اند

00:41:00.460 --> 00:41:04.120
چون کلا کمتر به پزشک احتیاج دارند

00:41:04.120 --> 00:41:08.389
انتخاب منطقی اگر که جوان و سلامت هستید

00:41:08.414 --> 00:41:10.353
برای تقریبا همه در این اتاق

00:41:10.378 --> 00:41:13.358
طرحی بسیار کاهشی و با فرانشیز بالا است

00:41:13.851 --> 00:41:16.323
چون هزینه کمتری برایتان دارد

00:41:16.348 --> 00:41:18.045
جون بیمه گر پول را به شما انتقال میدهد

00:41:18.045 --> 00:41:19.300
اما بهرحال از پزشک استفاده نمیکنید

00:41:19.300 --> 00:41:21.510
پس چه اهمیتی دارد؟

00:41:21.510 --> 00:41:23.820
بنابراین افراد سالم تر طرخ
هایی را انتخاب خواهند کرد

00:41:23.820 --> 00:41:24.800
که درش پول فرانشیز بیشتری پرداخت میکنند

00:41:24.903 --> 00:41:28.169
بنابراین مسلما در طرح هایی
که مردم بیشتر پول فرانشیز میدهند

00:41:28.194 --> 00:41:32.064
از خدمات درمانی کمتری استفاده میکنند

00:41:32.147 --> 00:41:34.854
اما این به این خاطر است
که پول بیشتری میپردازند

00:41:34.879 --> 00:41:37.044
یا به این خاطر است که افراد سالم
تر این طرح ها را انتخاب میکنند؟

00:41:37.490 --> 00:41:39.820
مساله رابطه علی و وابستگی است

00:41:39.820 --> 00:41:42.120
ما نمیدانیم

00:41:42.120 --> 00:41:44.400
خوب چطور میتوانیم متوجه شویم ؟

00:41:44.878 --> 00:41:49.499
خوب اگر دکتر بودیم کاری که
میکردیم ... البته دکترای واقعی نه مثل من

00:41:49.524 --> 00:41:51.760
دکتر واقعی، پزشک

00:41:51.785 --> 00:41:55.980
کاری که دکتر میکند این است
که آزمون تصادفی انجام میدهد

00:41:55.980 --> 00:42:01.831
بنابراین اگر پزشکان بخواهند بدانند
که آیا دارویی جواب میدهد یا خیر

00:42:02.124 --> 00:42:06.340
تنها به افرادی که دارو را مصرف میکنند در
مقایسه با افرادی که مصرف نمیکنند، نگاه نمیکنند

00:42:06.790 --> 00:42:07.820
آزمایشی تصادفی انحام میدهند

00:42:07.820 --> 00:42:10.942
به شکل تصادفی برخی افراد را
انتخاب میکنند که دارو را مصرف کنند

00:42:10.967 --> 00:42:13.268
و برخی را انتخاب میکنند
که دارو را مصرف نکنند

00:42:13.582 --> 00:42:16.223
خوب در آزمون تصادفی به شکل معنایی

00:42:16.395 --> 00:42:18.722
تاثیری علی به دست می آورید

00:42:18.747 --> 00:42:21.485
چون مثلا بیاید این کلاس را در نظر
بگیریم البته به اندازه کافی بزرگ نیست

00:42:21.510 --> 00:42:22.864
همه قانون اعداد بزرگ را میدانیم

00:42:22.889 --> 00:42:26.975
اما چهار پنج برابر افراد حاضر
در این کلاس را در نظر بگیرید

00:42:27.000 --> 00:42:27.620
خوب؟

00:42:27.620 --> 00:42:30.138
و میگویم بیاید پای تخته و یک سکه بیاندازم

00:42:30.163 --> 00:42:33.484
و بگویم که نیمی از شما دارو را
مصرف میکنید و نیمی مصرف نمیکنید

00:42:33.660 --> 00:42:35.450
به شکل تصادفی با سکه انداختن

00:42:36.260 --> 00:42:40.536
در آن صورت به شکل معنایی
هر تفاوت قابل توجه از نظر آماری ای

00:42:40.561 --> 00:42:43.272
که بین گروهی که دارو را مصرف میکند
و گروهی که مصرف نمیکند به دست آورم

00:42:43.297 --> 00:42:44.740
موثر از دارو است

00:42:44.740 --> 00:42:45.860
و این را از کجا میدانم ؟

00:42:45.860 --> 00:42:49.065
چون میدانم که در غیر این صورت بر اساس
قانون اعداد بزرگ دو گروه تماما مشابه هستند

00:42:49.431 --> 00:42:52.482
با توجه به قانون اعداد بزرگ میدانم
که تا جایی که افراد کافی داشته باشم

00:42:52.507 --> 00:42:54.050
کاملا مشابه میباشند

00:42:54.050 --> 00:42:57.784
بنابراین تنها تفاوت میان آن ها در
مصرف و عدم مصرف دارو است

00:42:57.809 --> 00:42:59.390
به این میگویند آزمون تصادفی

00:42:59.390 --> 00:43:02.829
اینطور میتوان مساله رابطه
علی و همبستگی را حل کرد

00:43:03.248 --> 00:43:08.713
در علم پزشکی روزانه هزاران
آزمون تصادفی صورت میگیرد

00:43:09.503 --> 00:43:11.789
در واقع سازمان غذا و دارو پیش از تایید دارو

00:43:11.814 --> 00:43:13.934
معمولا یک آزمون تصادفی را طلب میکند

00:43:14.249 --> 00:43:16.745
اماا انجام آزمون های تصادفی
برای علوم اجتماعی دشوارتز است

00:43:16.770 --> 00:43:20.220
چون در واقع سعی داریم مواردی مانند

00:43:20.220 --> 00:43:23.365
تقاضای افراد برای خدمات پزشکی و نه
اینکه دارویی جواب میدهد یا خیر را فهم کنیم

00:43:23.390 --> 00:43:27.195
اما در واقع یکی از بزرگترین
آزمون های اجتماعی تصادفی در تاریخ

00:43:27.220 --> 00:43:29.542
آزمایش بیمه درمانی RAND نام داشت

00:43:29.567 --> 00:43:31.820
که در دهه 70 میلادی صورت گرفت

00:43:31.820 --> 00:43:33.296
این زمانی بود که یک
اقتصاددان سیستم درمان مبتکر

00:43:33.321 --> 00:43:35.497
که این مشکلی را که توضیح دادیم در مورد

00:43:35.522 --> 00:43:38.445
اینکه تنها نمیتوان طرح های متفاوت بیمه
درمانی را مقایسه کرد را درک کرده بود

00:43:38.470 --> 00:43:42.285
در واقع طرح های بیمه متفاوت را
میان مردم به شکل تصادفی پخش کرد

00:43:42.310 --> 00:43:46.170
داوطلبانی را جذب کردند
و به معنای واقعی کلمه گفتند

00:43:46.298 --> 00:43:47.538
قرار است آزمون تصادفی انجام دهیم

00:43:47.700 --> 00:43:51.324
برخی طرح هایی را خواهند داشت که
در آن مراقبت های پزشکی رایگان است

00:43:51.349 --> 00:43:54.580
و برخی طرح هایی خواهند داشت که در آن ها

00:43:54.580 --> 00:43:58.840
در واقع باید تمام هزینه
خدمات درمانی را باید بپردازند

00:43:58.840 --> 00:44:02.505
بنابراین بیمه را به شکل تصادفی
میان گروه های مختلف پخش کردند

00:44:02.530 --> 00:44:06.335
و در نتیجه میتوانستند
کشسانی بها را بررسی کنند

00:44:06.360 --> 00:44:09.370
چراکه تفاوت بهایی میان
گروه های مختلف را میدانستند

00:44:09.370 --> 00:44:10.370
برای یک گروه بها 0 بود

00:44:10.370 --> 00:44:11.580
و برای گروهی دیگر بها یک بود

00:44:11.580 --> 00:44:14.710
در واقع یک بازه قیمتی داشتند
که به گروه های مختلف دادند

00:44:14.710 --> 00:44:16.196
میتوانستند به پاسخ کمی نگاه کنند

00:44:16.221 --> 00:44:18.255
و میدانستند که این پاسخ کمی به بها است چون

00:44:18.280 --> 00:44:19.810
مردم بها را انتخاب نمیکردند

00:44:19.810 --> 00:44:22.450
بها به آن ها تعلق گرفته شده بود

00:44:22.607 --> 00:44:23.837
به چه یافته ای رسیدند ؟

00:44:23.862 --> 00:44:26.629
خوب به این نتیجه رسیدند که
تقاضای پزشکی کشسان است

00:44:26.701 --> 00:44:28.665
گرچه به کشسانی مطالعه قبلی نیست

00:44:28.690 --> 00:44:30.375
اما تا حدودی کشسان است

00:44:30.375 --> 00:44:33.200
نه به کشسانی ای که
مطالعات قبلی نشان داده بودند

00:44:33.200 --> 00:44:37.925
به این یافته رسیدند که کشسانی تقاضای
مراقبت های پزشکی منفی 0.2 است

00:44:37.950 --> 00:44:41.710
بنابراین زمانی که بها بالا میرود مردم
مراقبت های پزشکی کمتری استفاده میکنند

00:44:41.710 --> 00:44:45.540
اما نه خیلی کم

00:44:45.540 --> 00:44:46.790
حالا اجازه بدید روشن کنیم

00:44:46.790 --> 00:44:47.770
یادتون باشه که کشسانی چیست

00:44:47.770 --> 00:44:49.585
دلتا Q روی Q  است

00:44:49.680 --> 00:44:53.350
همان مطالعه نشان میدهد که
اگر فردی که هیچی نمیپردازد را

00:44:53.450 --> 00:44:56.408
و مجبورشان کنید که
تقریبا کل هزینه را بپردازند

00:44:56.433 --> 00:45:00.400
استفاده از مراقبت های پزشکیشان
تا 45 درصد کاهش خواهد یافت

00:45:00.400 --> 00:45:01.830
این با آن میزان کم کشسانی جور درمی آید

00:45:01.830 --> 00:45:05.276
چون این درصد دلتا P بالایی است

00:45:06.177 --> 00:45:11.475
بنابراین اینجا اساسا میرسیم به مساله
کشسانی منطقه ای در برابر کشسانی جامع

00:45:11.500 --> 00:45:14.060
بنابراین اگر نگوییم که بها اهمیتی ندارد

00:45:14.060 --> 00:45:18.270
اما در واقع محصول با تقاضای
خیلی خیلی کشسانی هم نیست

00:45:18.270 --> 00:45:20.087
بنابراین اینطور کشسانی بهای
تقاضا را اندازه گیری کردن

00:45:20.112 --> 00:45:22.965
این آزمایش به مرکزیت...

00:45:22.990 --> 00:45:27.199
این آزمایش که اکنون بیش از 35
سال پیش است که صورت گرفته است

00:45:27.224 --> 00:45:30.905
نتایج این آزمایش محرک اکثر
تصمیمات ما در سیاست درمانی است

00:45:30.930 --> 00:45:35.580
بنابراین بسیاری از تخمین هایی که ما در
لایحه های اخیر اصلاحات بهداشتی دیده ایم

00:45:35.605 --> 00:45:37.153
از آن آزمایش مشتق شده اند

00:45:37.178 --> 00:45:38.080
چطور به آن تخمین میرسیم؟

00:45:38.080 --> 00:45:39.650
باید متوجه شویم که مردم چطور قرار است

00:45:39.650 --> 00:45:41.925
زمانی که به آن ها بیمه درمانی میدهیم در
مورد مراقبت های پزشکی شان پاسخ خواهند داد

00:45:41.988 --> 00:45:44.269
لایحه نظام سلامتی که اخیرا تصویب شده است

00:45:44.294 --> 00:45:46.395
به 32 میلیون نفر بیمه درمانی داده است

00:45:46.765 --> 00:45:49.161
خوب چطور قرار است

00:45:49.186 --> 00:45:50.588
رجوع میکنیم به RAND

00:45:50.660 --> 00:45:52.450
رجوع میکنیم به تخمین های RAND و میگوییم خوب

00:45:52.450 --> 00:45:53.510
خوب این کشسانی تقاضا را داریم

00:45:53.510 --> 00:45:54.480
میدانیم که چه تاثیری روی بها خواهد گذاشت

00:45:54.480 --> 00:45:58.840
محاسبه میکنیم که چقدر بهای
خدمات درمانی بالا خواهد رفت

00:45:58.840 --> 00:46:00.370
اما موضوع دیگری وجود دارد

00:46:00.370 --> 00:46:01.420
این سوال این کلاس است که

00:46:01.420 --> 00:46:02.640
کلاس را با آن تمام میکنیم

00:46:02.640 --> 00:46:07.490
این چیز خوبی است یا بدی است که مراقبت
های پزشکی با افزایش بها، کاهش پیدا کرد؟

00:46:07.570 --> 00:46:09.462
و چطور میتوانیم بگوییم

00:46:09.609 --> 00:46:10.829
که این چیز خوبی بوده است یا بد ؟

00:46:11.210 --> 00:46:13.935
میدانیم که وقتی بها را افزایش دهیم مردم
مراقبت های پزشکی کمتری را استفاده میکنند

00:46:13.960 --> 00:46:16.920
چطور میتوانیم بگوییم که
این چیز خوبی است یا بد ؟

00:46:16.920 --> 00:46:18.890
میتوانیم در همان آزمایش به نتیجه برسیم

00:46:18.890 --> 00:46:20.080
چکار میتوانیم بکنیم ؟

00:46:20.211 --> 00:46:20.941
بله ؟

00:46:21.100 --> 00:46:23.590
میتوانیم نرخ مرگ و میر را در نظر بگیریم

00:46:23.590 --> 00:46:25.190
به سلامتشان دقت میکنیم

00:46:25.190 --> 00:46:27.748
میگوییم ببینید، آزمونی مشابه

00:46:27.773 --> 00:46:29.018
میتواند به سوالی متفاوت پاسخ دهد

00:46:29.349 --> 00:46:30.765
میدانیم که اگر هزینه مراقبت
های پزشکی را افزایش دهیم

00:46:30.790 --> 00:46:31.763
کمتر استفاده میکنند

00:46:31.788 --> 00:46:33.345
خوب در این صورت مریض تر میشوند ؟

00:46:33.653 --> 00:46:36.340
پاسخ : به هیچ وجه !

00:46:36.341 --> 00:46:39.611
مردم از مراقبت های پزشکی کمتری
استفاده میکردند و مریض تر هم نبودند

00:46:40.450 --> 00:46:41.200
چرا ؟

00:46:41.200 --> 00:46:45.250
چون ما در ایالات متحده میزان مراقبت
های پزشکی عظیمی را هدر میدهیم

00:46:45.250 --> 00:46:46.710
میزان مراقبت های پزشکی عظیمی را هدر میرودو

00:46:46.710 --> 00:46:50.190
بنابراین میتوانیم خیلی در مورد
مراقبت های پزشکی صرفه جویی کنیم

00:46:50.190 --> 00:46:51.500
و مریض تر نخواهیم بود

00:46:51.500 --> 00:46:52.831
و این چیزی بود که آزمایش RAND نشان داد

00:46:52.856 --> 00:46:56.080
این که میتوانیم برای استفاده از
خدمات درمانی از مردم هزینه بگیریم

00:46:56.080 --> 00:46:59.555
و آن ها مراقبت های پزشکی کمتری استفاده خواهد
کرد و در نتیجه آن هم مریض تر نخواهند بود

00:46:59.580 --> 00:47:01.723
چیزی که نشان میدهد که در
واقع در حالی که تلاش میکنیم

00:47:01.748 --> 00:47:03.745
هزینه های مراقبت های
پزشکی در آمریکا را کنترل کنیم

00:47:03.770 --> 00:47:06.094
مجبور کردن مردم به اینکه زمانی
که به پزشک مراجعه میکنند هزینه بدهند

00:47:06.119 --> 00:47:07.930
مسئله دیوانه واری برای در نظر گرفتن نیست

00:47:07.930 --> 00:47:08.710
چه مقدار ؟

00:47:08.735 --> 00:47:11.220
خوب این در واقع با مساله بهره
وری در برابر مساوات در ارتباط است

00:47:11.220 --> 00:47:15.625
نمیتوانیم فردی را که درآمدی ندارد را مجبور
کنیم برای مراجعه به پزشک 1000 دلار بپردازد

00:47:15.650 --> 00:47:17.590
این به وضوح یک اشتباه است

00:47:17.590 --> 00:47:19.833
اما میتوانیم فرد ثروتمندی
مثل من را در نظر بگیریم

00:47:19.858 --> 00:47:22.031
و مجبورش کنیم برای مراجعه
به پزشک 50 دلار بپردازد

00:47:22.475 --> 00:47:24.693
هیچ دلیلی برای انجام
ندادن این کار وجود ندارد

00:47:25.235 --> 00:47:29.084
بنابراین این شد درسی در مورد
اینکه چطور میتوان از کشسانی تقاضا

00:47:29.109 --> 00:47:31.340
برای داده دادن به سیاست هایی
که باید اتخاذ کنیم، استفاده کرد

00:47:31.340 --> 00:47:32.830
خوب اجازه بدید اینجا متوقف شوم

00:47:32.830 --> 00:47:35.319
راستی اگر این موضوعات برایتان جذاب است

00:47:35.383 --> 00:47:36.930
و هنوز کتاب «اقتصاد ناهنجاری
های اجتماعی» را نخوانده اید

00:47:36.930 --> 00:47:38.740
چند نفر از شما «اقتصاد ناهنجاری
های اجتماعی» را خوانده است ؟

00:47:38.740 --> 00:47:39.980
خدایا فوق العاده است

00:47:39.980 --> 00:47:40.494
بسیار خوب

00:47:40.519 --> 00:47:41.670
اگر «اقتصاد ناهنجاری های
اجتماعی» را نخوانده اید باید بخوانید

00:47:41.670 --> 00:47:42.450
کتاب فوق العاده ای است

00:47:42.450 --> 00:47:44.835
اگر تنبل هستید، فیلمش داره بیرون میاد

00:47:44.860 --> 00:47:48.405
و فیلم «اقتصاد ناهنجاری های اجتماعی»
برای اولین بار جمعه سی ام ماه جاری

00:47:48.430 --> 00:47:50.090
در سالن دانشکده بازرگانی لندن اگران میشود

00:47:50.090 --> 00:47:52.906
بنابراین اگر مشتاق به آموختن در
مورد ابزارهای تجربی در اقتصاد هستید

00:47:52.931 --> 00:47:54.860
میتوانید فیلم «اقتصاد
ناهنجاری های اجتماعی» را

00:47:54.860 --> 00:47:56.880
در جمعه سی ام ماه جاری، تماشا کنید

