WEBVTT

00:00:23.410 --> 00:00:29.610
خوب بیاید امروز به بحثمان در
مورد مساوات و بهره وری ادامه بدهیم

00:00:29.610 --> 00:00:33.270
جلسه پیش در مورد داد و
ستد میان مساوات و بهره وری

00:00:33.270 --> 00:00:35.800
و مشکل سطل سوراخ صحبت کردیم

00:00:35.800 --> 00:00:41.881
و جامعه چطور اننقال از یک گروه
به گروه دیگر را ارزشگذاری میکند

00:00:41.906 --> 00:00:45.095
و منشاهای نشتی در سطل چه میتواند باشد

00:00:45.120 --> 00:00:49.740
 حالا در جلسه امروز میخواهید در مورد

00:00:49.740 --> 00:00:54.300
عملکرد دولت ها در جهت
انتقال منابع میان گروه ها

00:00:54.325 --> 00:00:56.890
و تاثیراتی که این عملکرد
دارد، صحبت خواهیم کرد

00:00:56.890 --> 00:00:58.300
مسلما این موضوع بسیار بزرگی است

00:00:58.300 --> 00:00:59.893
یکجورایی میخواهم در یک جلسه مباحثی که

00:00:59.918 --> 00:01:03.756
تقریبا نیمی از ترم را در کلاسی که

00:01:03.947 --> 00:01:06.280
با موضوع سیاست عمومی درس میدهم
به خود اختصاص میدهد را خلاصه کنم

00:01:06.305 --> 00:01:08.214
اما این جلسه یکجورایی
یک دید کلی نسبت به نوع

00:01:08.238 --> 00:01:10.594
نگاهمان به مسائل انتقال
در ایالات متحده به شما میدهد

00:01:11.130 --> 00:01:13.480
و قطعا اگر بخواهید بیشتر
در موردش بدانید، میتوانید

00:01:13.480 --> 00:01:15.650
بیشتر در این مورد در کلاس 1441 بیاموزید

00:01:15.650 --> 00:01:19.794
خوب میخواهم با اولین
طرف معادله انتقال شروع کنم

00:01:19.819 --> 00:01:21.322
گذاشتن پول در سطل

00:01:21.420 --> 00:01:22.670
که میشود مالیات گذاری

00:01:27.640 --> 00:01:33.020
در مورد مالیات گذاری که گذاشتن
پول در سطل است، صحبت کنیم

00:01:33.020 --> 00:01:35.320
ما چندین منبع مالیاتی در ایالات متحده داریم

00:01:35.320 --> 00:01:37.300
یعنی اگر به صفحه اول جزوه نگاه کنید

00:01:37.300 --> 00:01:39.477
این چارت تحلیلی از
منابعی است که ما به عنوان

00:01:39.501 --> 00:01:42.035
دولت ایالات متحده از آن
پولمان را به دست می آوریم

00:01:42.060 --> 00:01:43.895
برای اینکه بخواهید بازتوزیع
انجام دهیم باید اول تامین مالی کنیم

00:01:43.920 --> 00:01:45.300
چطور تامین مالی میکنیم؟

00:01:45.300 --> 00:01:48.480
خوب اساسا بیشتر پولی که به دست می آوریم

00:01:48.480 --> 00:01:51.470
از طریق مالیات بر درآمد است

00:01:51.470 --> 00:01:54.367
مالیات بر درآمد، مالیاتی
بر درآمد خانوارها است

00:01:54.760 --> 00:01:58.026
و مهم این است که این مالیات تصاعدی است

00:01:58.051 --> 00:02:00.595
بنابراین بیشتری تامین مالی از
طریق مالیات بر درآمد صورت میپذیرد

00:02:00.620 --> 00:02:04.560
مالیات بر درآمد، از انواع مالیاتی
است که به آن میگوییم مالیات تصاعدی

00:02:04.560 --> 00:02:07.608
این به این معناست که هرچه ثروتمند تر باشید

00:02:07.633 --> 00:02:11.190
بخش بیشتری از درآمدتان
را به شکل مالیات میپردازید

00:02:11.740 --> 00:02:12.300
تصاعدی است

00:02:12.300 --> 00:02:14.119
برخلاف مالیات تنازلی

00:02:14.202 --> 00:02:18.955
که در آن هرچه ثروتمندتر باشید،
درصد کمتری از درآمدتان را مالیات میدهید

00:02:18.980 --> 00:02:23.125
و دوباره واژگان تصاعدی و
تنازلی در خود حسی هنجاری دارند

00:02:23.150 --> 00:02:26.792
و منطق حاکم اش این است که
دوباره تحت اکثر توابع رفاه اجتماعی

00:02:26.817 --> 00:02:30.655
به تابعی تمایل داریم که منابع را
از ثروتمند به فقیر بازتوزیع میکند

00:02:30.680 --> 00:02:33.600
و این کاری است که نظام
مالیاتی تصاعدی ممکن میکند

00:02:33.600 --> 00:02:36.046
خوب اگر به صفحه بعدی جزوه بروید

00:02:36.099 --> 00:02:43.177
این نشان میدهد که برای سال حاضر...
فکر میکنم برای 2010 یا شاید 2009 باشد

00:02:43.210 --> 00:02:46.180
نرخ های مالیات در ایالات
متحده به چه شکل هستند

00:02:46.180 --> 00:02:51.420
حالا، مهم است که تمایز
میان نرخ های مالیات حاشیه ای

00:02:51.445 --> 00:02:53.420
و مالیاتی که در عمل پرداخت
میشود را به خاطر داشته باشیم

00:02:53.557 --> 00:02:56.130
این نمودار نرخ مالیات
حاشیه ای را نشان میدهد

00:02:56.396 --> 00:02:59.970
این به این معناست که به ازای 1
دلار بعدی ای که به دست می آورید

00:03:00.254 --> 00:03:01.990
چه درصدی را به عنوان مالیات میپردازید

00:03:01.990 --> 00:03:08.440
برای مثال، فردی که کمتر
16700 دلار درآمد دارد

00:03:08.440 --> 00:03:13.210
برای هر 1 دلاری که کسب میکند، 10
سنت به عنوان مالیات پرداخت خواهد کرد

00:03:13.210 --> 00:03:16.300
در واقع مالیات همه در 16700
دلار ابتدایی به همین اندازه است

00:03:16.300 --> 00:03:21.590
بنابراین بیل گیتس روی 16700 دلار ابتدایی
ای که به دست می آورد، دلاری 10 سنت میپردازد

00:03:21.590 --> 00:03:26.146
بعد روی هر دلاری که فراتر از این
مبلغ به دست می آورید 15 سنت میپردازید

00:03:26.282 --> 00:03:28.512
تا جایی که 67900 به دست آورید

00:03:28.600 --> 00:03:30.952
بعد 25 سنت میپردازید و به
همین صورت ادامه پیدا میکند

00:03:30.977 --> 00:03:38.670
تا جایی که روی هر دلاری که فراتر از 372950
دلار به دست می آورید، 35 سنت میپردازید

00:03:38.700 --> 00:03:40.290
و نکته کلیدی در اینجا
نرخ های حاشیه ای هستند

00:03:40.290 --> 00:03:46.506
بنابراین اگر درآمدتان 350 هزار دلار است

00:03:46.640 --> 00:03:48.996
در آن صورت نرخ حاشیه ای شما 33 درصد است

00:03:49.070 --> 00:03:51.210
در بازه یکی مانده به آخر هستید

00:03:51.210 --> 00:03:53.330
اما در راه رسیدن به این مبلغ،
نرخ های کمتری پرداخت کرده اید

00:03:53.330 --> 00:03:59.000
روی 16700 دلار ابتدایی 10 درصد پرداخته
اید و به همین صورت ادامه پیدا کرده است

00:03:59.000 --> 00:04:01.539
اما در نهایت میتوان گفت
که این نظامی تصاعدی است

00:04:01.564 --> 00:04:05.847
با درآمد بیشتر، مالیات بیشتری روی
دلار بعدی که به دست می آورید میپردازید

00:04:06.170 --> 00:04:07.660
این نوع عملکرد مالیات بر درآمد است

00:04:07.660 --> 00:04:10.585
و ویژگی های پیچیده بسیار دیگری
نیز دارد که میتوانیم واردش شویم

00:04:10.610 --> 00:04:13.353
اما به طور کلی درآمدتان را در نظر میگیرید

00:04:13.449 --> 00:04:14.920
و به شکل تصاعدی روی آن مالیات مقرر میکنید

00:04:14.920 --> 00:04:18.730
و این مشخص میکنید که
چقدر باید به دولت بپردازید

00:04:18.730 --> 00:04:22.410
حالا اگر به صفحه اول برگردید

00:04:22.897 --> 00:04:26.607
دومین منبع بزرگ درآمدی
برای دولت ایالات متحده

00:04:26.632 --> 00:04:29.185
مالیات بر حقوق است

00:04:29.740 --> 00:04:33.692
این با مالیات بر درآمد فرق میکند

00:04:33.914 --> 00:04:39.409
در اینکه مالیاتی با درصد ثابت است

00:04:39.440 --> 00:04:42.050
بنابراین نه تصاعدی و نه تنازلی است
خنثی است

00:04:42.050 --> 00:04:46.673
درصدی ثابتی از درآمدتان است که
به عنوان مالیات بر حقوق میپردازید

00:04:46.700 --> 00:04:50.785
بنابراین برخلاف مالیات بر درآمد که
هرچه ثروتمندتر باشید بیشتر مالیات میدهید

00:04:50.810 --> 00:04:53.740
در اینجا درصد ثابت خاصی را میپردازید

00:04:53.740 --> 00:04:54.990
بدون توجه به درآمد

00:04:54.990 --> 00:04:59.220
و از این پول برای تامین مالی

00:04:59.220 --> 00:05:01.550
چیزی استفاده میشود که به آن
برنامه بیمه اجتماعی ملت میگویند

00:05:01.550 --> 00:05:03.580
دوشنبه بیشتر روی این موضوع متمرکز خواهیم شد

00:05:03.580 --> 00:05:06.463
اما اساسا برای تامین مالی
برنامه هایی استفاده میشود که

00:05:06.519 --> 00:05:10.150
به مردم در صورتی که با
مخاطرات منفی ای مثل بیکار شدن یا

00:05:10.174 --> 00:05:13.805
نیاز داشتن به خدمات درمانی
و غیره مواجه شوند، کمک میکند

00:05:13.830 --> 00:05:18.016
این موارد از طریق مالیات
بر حقوق تامین مالی میشود

00:05:18.790 --> 00:05:24.985
سومین منبع مالیات، مالیات بر مصرف است

00:05:26.455 --> 00:05:29.225
مالیات بر مصرف

00:05:29.250 --> 00:05:33.930
همانطور که میبینیم در ایالات متحده
این سومین منبع بزرگ درآمدی است

00:05:33.955 --> 00:05:36.615
تقریبا 15.7 درصد از درآمدهای دولت

00:05:36.750 --> 00:05:38.630
از مالیات بر مصرف حاصل میشود

00:05:38.920 --> 00:05:40.898
حالا این مالیات دو نوع دارد

00:05:40.923 --> 00:05:42.996
مالیات بر مصرف هستند

00:05:43.102 --> 00:05:44.022
و دو نوع دارند

00:05:44.256 --> 00:05:46.790
یک نوعش مالیات بر فروش است

00:05:46.790 --> 00:05:49.550
در ایالت ماساچوست مقادیرش 6.25 درصد است

00:05:49.550 --> 00:05:53.079
در برخی دسته ها هر خریدی که انجام
میدهید باید 6.25 درصد بیشتر بدهید

00:05:53.104 --> 00:05:55.850
که به دست ایالت میرسد

00:05:55.875 --> 00:05:58.554
نوع دیگر آن مالیات بر تولید است

00:05:59.664 --> 00:06:03.466
که مالیات های خاصی هستند که
روی کالاهایی خاص گذاشته میشوند

00:06:03.516 --> 00:06:07.728
مثلا بر روی سیگار مالیات بر تولید وجود دارد

00:06:08.030 --> 00:06:11.270
مقادیری پول روی یک پاکت سیگار

00:06:11.270 --> 00:06:12.400
به عنوان مالیات بر تولید میپردازید

00:06:12.400 --> 00:06:14.010
مالیات بر تولید الکل

00:06:14.010 --> 00:06:16.410
مالیات بر تولید بنزین

00:06:16.410 --> 00:06:21.180
بنابراین این ها مالیات هایی
خاص روی کالاهایی خاص هستند

00:06:21.180 --> 00:06:24.990
و نکته مهم این است که
این مالیات های بر مصرف

00:06:25.015 --> 00:06:28.663
معمولا به عنوان مالیات های
غیر مستقیم شناخته میشوند

00:06:30.460 --> 00:06:32.803
چون برخلاف مالیات های بر درآمد و بر حقوق

00:06:32.828 --> 00:06:35.190
که در آن ها به معنای واقعی کلمه روی
هر دلاری که کسب میکنید مالیات میدهید

00:06:35.190 --> 00:06:38.020
در اینجا تا زمانی که پول را
خرج نکنید مالیاتی پرداخت نمیکنید

00:06:38.020 --> 00:06:41.065
بنابراین مالیات های بر مصرف،
مستقیما روی درآمدتان مالیات نمیگیرند

00:06:41.360 --> 00:06:44.200
بلکه به مراتبی که از درآمد خود برای خرید
اجناس استفاده میکنید از شما مالیات میگیرند

00:06:44.200 --> 00:06:48.239
بنابراین معمولا به آن
مالیات غیرمستقیم میگویند

00:06:49.793 --> 00:06:54.823
چهارمین منبع بزرگ درآمد مالیاتی
مالیات بر دارایی است

00:06:59.565 --> 00:07:02.772
مالیاتی است که روی
ثروت واقعی خود میپردازید

00:07:02.820 --> 00:07:04.790
بنابراین نوع سومی از مالیات است

00:07:04.790 --> 00:07:08.110
بنابراین در نوع اول مالیات،
از درآمدتان مالیات میگیریم

00:07:08.110 --> 00:07:09.990
یا از طریق مالیات بر
درآمد یا مالیات بر حقوق

00:07:09.990 --> 00:07:13.120
دومین نوع مالیات، مالیاتی است
که روی مصرفتان گرفته میشود

00:07:13.120 --> 00:07:15.385
سومین نوع مالیات، مالیاتی
است که از داراییتان گرفته میشود

00:07:15.469 --> 00:07:17.199
بنابراین به معنای واقعی کلمه، سالانه

00:07:17.223 --> 00:07:23.352
برای مثال بخش خاصی از ارزش خانه خود را

00:07:23.377 --> 00:07:25.747
به عنوان مالیات بر دارایی
به دولت محلی خود میپردازید

00:07:25.772 --> 00:07:26.900
پس این هم نوع دیگری از مالیات است

00:07:26.900 --> 00:07:30.300
از این طریق تقریبا 10 درصد
از درآمدهای دولت تامین میشود

00:07:30.300 --> 00:07:36.081
و در آخر مالیات بر شرکت را داریم

00:07:36.106 --> 00:07:37.860
که مالیاتی است که...

00:07:37.860 --> 00:07:41.130
یکجورایی به مالیات بر درآمد نزدیک است

00:07:41.130 --> 00:07:42.684
ولی به جای اینکه روی اشخاص گذاشته شود

00:07:42.709 --> 00:07:43.930
روی شرکت ها گذاشته شده است

00:07:43.930 --> 00:07:50.035
پولی است که شرکت ها به مراتب
اینکه سود بیشتری کسب میکنند، میپردازند

00:07:50.060 --> 00:07:53.740
بنابراین بر روی بسیاری از
منابع درآمدی مالیات میگذاریم

00:07:53.740 --> 00:07:56.921
به بسیار انواع مختلفی در
ایالات متحده مالیات میگیریم

00:07:57.143 --> 00:07:59.905
اگر همه را با هم جمع کنیم

00:07:59.929 --> 00:08:03.725
تقریبا 20 درصد از درآمد
خود را به عنوان مالیات میپردازیم

00:08:03.750 --> 00:08:06.052
به این معنا که به ازای هر دلاری
که در ایالات متحده به دست می آید

00:08:06.077 --> 00:08:09.515
به طور میانگین تقریبا 20
سنت به دولت پرداخت میشود

00:08:09.829 --> 00:08:10.465
خوب البته در مورد اشخاص مختلف متفاوت است

00:08:10.465 --> 00:08:11.440
اگر ثروتمندتر باشید درصد بالاتری است

00:08:11.440 --> 00:08:12.691
اگر فقیرتر باشید کمتر است

00:08:12.716 --> 00:08:15.400
به میزان مصرفتان و
داراییتان و غیره بستگی دارد...

00:08:15.567 --> 00:08:22.988
اما در مجموع به طور میانگین تقریبا 20
درصد از درآمدمان صرف مالیات میشود

00:08:23.030 --> 00:08:25.850
تقریبا یک پنجم تولید ناخالص داخلی

00:08:25.850 --> 00:08:30.589
مشکلی که الان داریم این است
که اگر به مصارف دولت نگاه کنید

00:08:30.614 --> 00:08:32.429
بیشتر یک چهارم به نظر میرسد

00:08:32.429 --> 00:08:35.032
24 درصد از تولید ناخالص داخلی

00:08:35.057 --> 00:08:38.475
بنابراین تقریبا یک پنجم درآمد
ملی خود را به شکل مالیات میگیریم

00:08:38.500 --> 00:08:40.610
اما تقریبا یک چهارم هزینه میکنیم

00:08:40.610 --> 00:08:44.405
بنابراین کسری ملی بیش
از 1 تریلیون دلاری داریم

00:08:44.463 --> 00:08:46.153
بنابراین مشکلی که در حال حاضر داریم

00:08:46.177 --> 00:08:51.245
این است که به عنوان یک دولت بیش
از آنکه مالیات میگیریم، خرج میکنیم

00:08:51.270 --> 00:08:54.170
حالا نمیخواهیم وارد دلایل این موضوع شویم

00:08:54.170 --> 00:08:56.610
این هم منشا ساختاری دارید

00:08:56.610 --> 00:08:57.640
که در موردش صحبت خواهیم کرد

00:08:57.640 --> 00:09:01.490
قابل توجه ترینش افزایش وحشتناک
در هزینه های خدمات درمانی است

00:09:01.490 --> 00:09:04.859
و منشاهای دوره ای هم
دارد، اینکه در شرایط رکود

00:09:04.884 --> 00:09:08.873
طبیعتا بیشتر هزینه میشود
چون مردم به کمک بیشتری از دولت نیاز دارند

00:09:08.898 --> 00:09:09.969
و کمتر مالیات گرفته میشود

00:09:09.994 --> 00:09:11.854
چون درآمد کمتری برای مالیات گرفتن وجود دارد

00:09:12.180 --> 00:09:13.991
بنابراین بخشی از دلایل اینکه چرا کسری داریم

00:09:14.016 --> 00:09:15.640
این است که همچنان در شرایط رکود هستیم

00:09:15.640 --> 00:09:17.810
هنوز از رکود خارج نشده ایم

00:09:17.835 --> 00:09:19.735
بخشی از دلایلش هم بیشتر
ساختاری است به این معنا که

00:09:19.759 --> 00:09:23.585
به شکل پایه ای نظامی داریم
که بیش از توانمان هزینه میکند

00:09:23.610 --> 00:09:27.094
و کمی بیشتر در موردش صحبت خواهیم کرد

00:09:28.180 --> 00:09:30.234
چیزی که الان میخواهم روی آن تمرکز کنم

00:09:30.259 --> 00:09:35.787
این است که با توجه به این مجموعه بزرگ
چیزهای مختلفی که باید از آن مالیات بگیریم

00:09:35.825 --> 00:09:37.520
میخواهم روی یک پرسش خاص تمرکز کنم

00:09:37.545 --> 00:09:39.240
پرسش های زیادی وجود دارد
که میتوانیم روی آن تمرکز کنیم

00:09:39.240 --> 00:09:41.770
و بازم میگویم در کلاس 1441 در
مورد خیلی از آن ها صحبت خواهیم کرد

00:09:41.770 --> 00:09:44.517
اما میخواهم روی یک پرسش
با جذابیت خاص تمرکز کنم

00:09:44.542 --> 00:09:46.840
اینکه باید از چه چیزی مالیات بگیریم؟

00:09:46.840 --> 00:09:50.780
اینجا پنج چیز مختلف که میتوانیم
روی آن مالیات بگیریم را نوشتم

00:09:50.780 --> 00:09:52.103
روی درآمدتان مالیات میگیریم

00:09:52.268 --> 00:09:54.785
یا به شکل تصاعدی یا با نرخی ثابت

00:09:54.810 --> 00:09:55.930
میتوانیم بر روی مصرفتان مالیات بگیریم

00:09:55.930 --> 00:09:57.280
میتوانیم روی داراییتان مالیات بگیریم

00:09:57.462 --> 00:09:59.262
میتوانیم مالیات بر شرکت بگیریم

00:09:59.384 --> 00:10:01.000
چکار باید بکنیم؟

00:10:01.000 --> 00:10:05.435
اگر قرار است 20 درصد درآمد زایی
کنیم چرا به این انواع مختلف انجامش میدهیم؟

00:10:05.460 --> 00:10:09.230
برای مثال در اروپا مالیات
گیری بسیار متفاوت است

00:10:09.230 --> 00:10:13.170
در اروپا خیلی درآمدزایی کمتری
از طریق مالیات بر درآمد دارند

00:10:13.170 --> 00:10:16.280
و درآمدزایی خیلی بیشتری از
طریق مالیات بر مصرف دارند

00:10:16.280 --> 00:10:18.990
مالیاتی در اروپا دارند که به آن
میگویند مالیات بر ارزش افزوده

00:10:18.990 --> 00:10:20.910
اگر به اروپا سفر کرده باشید ممکن
است با این سر و کار داشته بوده باشید

00:10:20.910 --> 00:10:22.790
در مسافرت های خارجی،
VAT (مالیات بر ارزش افزوده)

00:10:22.790 --> 00:10:26.505
مالیات بر ارزش افزوده اساسا
نسخه اروپایی مالیات بر فروش است

00:10:26.530 --> 00:10:28.172
در اصل مالیات بر فروشی است

00:10:28.196 --> 00:10:33.635
که در آن هر سطح از تولیدکنندگان بر اساس
ارزشی که به تولید اضافه میکنند مالیات میدهند

00:10:33.660 --> 00:10:36.140
بنابراین در اروپا خیلی بیشتر روی مصرف

00:10:36.140 --> 00:10:37.390
و خیلی کمتر روی درآمد مالیات میگیرند

00:10:38.582 --> 00:10:40.680
حالا این ایده خوبی است یا بد؟

00:10:40.680 --> 00:10:44.080
برای مثال یکی از دو کارگروه
اصلی در رابطه با کسری بودجه

00:10:44.080 --> 00:10:47.634
که در چند هفته گذشته گزارش هایی در
رابطه با راه های کاهش کسری، داده است

00:10:47.659 --> 00:10:51.478
پیشنهاد داده است که در واقع نوعی
مالیات ملی بر فروش را معرفی کنیم

00:10:51.503 --> 00:10:52.876
تا بیشتر به سمت مدل اروپایی حرکت کنیم

00:10:52.901 --> 00:10:55.160
و بیشتر نظام مالیاتیمان را بر اساس مصرف

00:10:55.160 --> 00:10:57.570
و بخش کمتری از آن را
بر اساس درآمد مقرر کنیم

00:10:57.886 --> 00:11:00.250
دلیل منطقی اصلی این موضوع چیست؟

00:11:00.764 --> 00:11:05.504
خوب منطق اصلی برای مالیات
بر مصرف به جای مالیات بر درآمد

00:11:05.529 --> 00:11:07.925
برمیگردد به بحثمان در چند جلسه پیش

00:11:07.950 --> 00:11:11.540
اینکه مشوق پس انداز کردن است

00:11:11.540 --> 00:11:15.245
خاطرتان است که درآمد میتوان به
شکل مصرف بعلاوه پس انداز تعریف شود

00:11:15.270 --> 00:11:19.019
درآمدتان را برمیدارید و یا
مصرف میکنید یا پس انداز

00:11:19.123 --> 00:11:27.975
زمانی که از درآمدتان مالیات میگیریم، مالیات
را هم از مصرف و هم از پس اندازتان میگیریم

00:11:28.144 --> 00:11:33.730
زمانی که تنها از مصرف مالیات میگیریم
دیگر از پس انداز مالیاتی نمیگیریم

00:11:33.730 --> 00:11:36.920
با فرض غلبه اثر جایگزینی

00:11:36.960 --> 00:11:39.540
این موضوع در نتیجه باعث
تشویق به پس انداز میشود

00:11:39.540 --> 00:11:42.620
مالیات بر مصرف به جای مالیات بر درآمد

00:11:42.760 --> 00:11:44.455
مشوق پس انداز خواهد بود

00:11:44.484 --> 00:11:48.404
البته دوباره با فرض غلبه اثر جایگزینی

00:11:48.690 --> 00:11:52.000
و منطق بحث این است که جانب ساز و کارهایی
که جلسه پیش در موردش صحبت کردیم، میدانیم

00:11:52.025 --> 00:11:55.855
که پس انداز به عنوان موتور محرکه
رشد اقتصادی چقدر اهمیت دارد

00:11:56.006 --> 00:11:59.663
بنابراین مفهومی که مطرح میشود این
است که با تغییر جهت از نظام مالیات بر درآمد

00:11:59.688 --> 00:12:01.982
به سمت نظامی بر اساس مالیات بر مصرف

00:12:02.040 --> 00:12:06.465
میتوانیم به افراد بگوییم
که از پس انداز کردن

00:12:06.490 --> 00:12:08.690
به جای مصرف کردن، نفع مالیاتی میبرید

00:12:08.690 --> 00:12:10.918
و نفع مالیاتی که از پس
انداز به دست می آورید

00:12:10.943 --> 00:12:14.663
باعث خواهد شد که بیشتر پس انداز کنید

00:12:14.860 --> 00:12:17.015
و در نتیجه‌ی آن پس انداز
در جامعه افزایش پیدا میکند

00:12:17.040 --> 00:12:19.736
و به این خاطر است که بسیاری
از اقتصاددان ها طرفدار دور شدن

00:12:19.767 --> 00:12:22.772
از مالیات بر درآمد و رفتن به
سمت مالیات بر مصرف هستند

00:12:22.797 --> 00:12:27.114
در واقع این موضوع برای اولین بار از جانب
فیلسوفی افسردگی آور به نام توماس هابز مطرح شد

00:12:27.139 --> 00:12:28.996
در سال های هزار و ششصد و خورده ای

00:12:29.021 --> 00:12:31.060
او میگوید که مالیات یک مرد...

00:12:31.060 --> 00:12:32.660
چون آن زمان مردها همه کاره بودند

00:12:32.660 --> 00:12:35.194
مالیات یک مرد نه بر اساس درآمدی که دارد

00:12:35.219 --> 00:12:37.650
بلکه باید بر اساس آنچه از طریق
مصرف از جامعه به دست می آورد باشد

00:12:37.838 --> 00:12:39.601
این گزاره زیربنای فلسفی این حرف است

00:12:39.626 --> 00:12:42.627
که از مردم روی درآمدی که دارند مالیات نگیریم،
روی استفاده ای که میکنند مالیات بگیریم

00:12:42.652 --> 00:12:44.100
که میشود میزان مصرفشان

00:12:44.125 --> 00:12:46.712
بنابراین هم از لحاظ فلسفی توجیح شده است

00:12:46.737 --> 00:12:50.137
و هم با تشویق پس انداز کردن،
بحث بهره وری درش مطرح است

00:12:50.290 --> 00:12:51.520
پس چرا اینکار را نمیکنیم؟

00:12:51.760 --> 00:12:55.203
خوب دلیلش دوستی است که در
این دو جلسه در مورد صحبت کرده ایم

00:12:55.228 --> 00:12:57.075
داد و ستد میان مساوات و بهره وری

00:12:57.100 --> 00:13:00.850
که میگوید مالیات بر مصرف بسیار تنازلی است

00:13:01.090 --> 00:13:03.810
برای فقرا خیلی سنگین تر تمام میشود

00:13:03.810 --> 00:13:04.710
و چرا اینگونه است؟

00:13:04.932 --> 00:13:08.042
خوب، رک بگوییم به این خاطر است که فقرا پس
انداز نمیکنند و ثروتمندان این کار را میکنند

00:13:08.270 --> 00:13:11.240
یک فرد آمریکایی معمول
تقریبا سر به سر زندگی میکند

00:13:11.240 --> 00:13:12.820
مردم تقریبا تمام درآمدشان را هزینه میکنند

00:13:12.820 --> 00:13:14.450
مقادیر زیادی پس انداز نمیکنند

00:13:14.450 --> 00:13:18.245
اغلب پس اندازها در جامعه توسط
ثروتمندترین افراد در جامعه انجام میشود

00:13:18.270 --> 00:13:23.418
اکثریت قاطع ثروت تحت
کنترل بخش کمی از جمعیت است

00:13:24.130 --> 00:13:25.938
در نتیجه

00:13:25.963 --> 00:13:29.528
اگر از نظام مالیات بر درآمد که تصاعدی است

00:13:29.576 --> 00:13:31.028
به سمت نظام مالیات بر مصرف برویم

00:13:31.136 --> 00:13:33.366
که درآن تنها از مصرف
مردم مالیات گرفته میشود

00:13:34.271 --> 00:13:36.134
در نهایت

00:13:36.190 --> 00:13:39.790
به شدت به سمت نظامی
بسیار تنازلی تر حرکت میکنیم

00:13:39.790 --> 00:13:43.275
البته تا حدودی میتوان با این موضوع با
مالیات بر مصرف تصاعدی مقابله کرد

00:13:43.300 --> 00:13:46.715
اما در نهایت ثروتمندان مقادیر بسیاری از
آنچه درآمد کسب میکنند را مصرف نمیکنند

00:13:46.740 --> 00:13:49.600
ثروت را به عنوان ارث
به فرزندانشان منتقل میکنند

00:13:49.600 --> 00:13:53.697
بنابراین در نهایت ثروتمندان  مالیات
بسیار کمتری را پرداخت خواهند کرد

00:13:53.722 --> 00:13:56.210
اگر که به سمت نظام مالیات بر مصرف حرکت کنیم

00:13:56.210 --> 00:13:58.040
و مشکل در اینجاست

00:13:58.065 --> 00:14:00.671
حالا کاری که در اروپا میکنند این است که

00:14:00.695 --> 00:14:04.550
اینطور با این مشکل مقابله میکنند که میگویند
بسیار خوب نظام مالیاتی ما تنازلی است

00:14:04.628 --> 00:14:07.145
اما در عوض بخش زیادی از پول
به دست آمده را صرف فقرا میکنیم

00:14:07.170 --> 00:14:09.935
جلسه پیش از نظامی صحبت کردم که در آن اطمینان
حاصل میشود که هیچکس در فقر زندگی نکند

00:14:09.960 --> 00:14:11.250
به همه 10 هزار دلار میرسد

00:14:11.275 --> 00:14:12.560
هیچکس در فقر زندگی نمیکرد

00:14:12.560 --> 00:14:15.390
این نظام بیشتر به نظام اروپایی شباهت دارد

00:14:15.390 --> 00:14:17.825
بنابراین در اروپا میگویند، بله
مالیات بیشتر تنازلی ای داریم

00:14:17.850 --> 00:14:20.520
اما برنامه هزینه کرد بسیار تصاعدی تری داریم

00:14:20.520 --> 00:14:22.660
و این ها در مجموع نظام
منصفانه تری را میسازند

00:14:22.660 --> 00:14:24.530
و این شاید چیزی باشد که بتوان در نظر گرفت

00:14:24.678 --> 00:14:26.765
اما در حوزه مالیات به تنهایی

00:14:26.790 --> 00:14:30.000
حرکت به سمت مالیات بر مصرف
احتمالا بهره وری را افزایش دهد

00:14:30.000 --> 00:14:32.350
اما به ضرر مساوات خواهد بود

00:14:32.350 --> 00:14:33.760
و دوباره آن داد و ستدی را خواهیم داشت

00:14:33.760 --> 00:14:35.010
که همیشه با آن مواجه هستیم

00:14:35.752 --> 00:14:37.875
حالا یک مورد جالبتر...

00:14:37.900 --> 00:14:40.370
سوالی در این مورد هست؟

00:14:40.370 --> 00:14:43.624
یک مورد جالب تر که در آن این داد
و ستد ممکن است انقدرها سخت نباشد

00:14:43.663 --> 00:14:45.911
یا اینکه کمی زیرپوستی تر باشد

00:14:45.936 --> 00:14:49.708
در نظر گرفتن مالیات تولید
بر کالاهای گناه آلود است

00:14:53.731 --> 00:14:56.461
کالاهای گناه آلود

00:14:56.906 --> 00:15:01.420
اگر به این فکر کنیم که روی
چه کالایی مالیات بر تولید می آید

00:15:01.683 --> 00:15:06.653
چیزهایی مانند سیگار، الکل و بنزین هستند

00:15:07.016 --> 00:15:10.500
در اصل کالاهایی که چیزهایی
تولید میکنند که ما به آن میگوییم

00:15:10.655 --> 00:15:12.730
اثرات جانبی منفی

00:15:19.853 --> 00:15:21.341
کالاهایی که در آن ها...

00:15:21.365 --> 00:15:24.994
اثر جانبی منفی فعالیتی است

00:15:25.019 --> 00:15:27.543
که نتایجی به همراه دارد

00:15:27.568 --> 00:15:32.875
که بر دوش فردی که در
فعالیت مشارکت دارد نمی افتد

00:15:32.900 --> 00:15:36.540
بر دوش فردی که در
فعالیت مشارکت دارد، نمی افتد

00:15:36.540 --> 00:15:39.002
اثر جانبی منفی ای وجود دارد

00:15:39.027 --> 00:15:40.770
که در ارتباط با این کالاها میباشند

00:15:40.770 --> 00:15:43.820
برای مثال بیاید سیگار
کشیدن را در نظر بگیریم

00:15:43.820 --> 00:15:49.050
وقتی که من سیگار میکشم
بخشی از کاری که میکنم کشتن خودم است

00:15:49.075 --> 00:15:51.071
و این اثری جانبی نیست

00:15:51.101 --> 00:15:52.040
به این موضوع بازخواهم گشت

00:15:52.040 --> 00:15:54.965
اما اگر با فعالیتی تنها به خود آسیب
بزنید، این اثر جانبی حساب نمیشود

00:15:55.010 --> 00:15:59.795
یک اثر جانبی، هزینه ای
است که بر دوش جامعه می افتد

00:15:59.820 --> 00:16:02.298
مفهوم کلیدی برای علم اقتصاد پایه

00:16:02.323 --> 00:16:08.383
این است که هر کاری که شما بکنید که تنها
به شما ضرر برساند، ربطی به جامعه ندارد

00:16:09.800 --> 00:16:13.033
برای مثال هر سیگاری که شما میکشید

00:16:13.242 --> 00:16:14.948
زندگی شما را 7 دقیقه کوتاه تر میکند

00:16:15.946 --> 00:16:18.466
نه دقیقا، اما به طور میانگین اینگونه است

00:16:18.634 --> 00:16:20.904
هر نخ سیگار زندگی شما
را 7 دقیقه کوتاه تر میکند

00:16:21.721 --> 00:16:22.721
با این حال

00:16:23.339 --> 00:16:25.220
در جهانی با مصرف کنندگان منطقی

00:16:25.245 --> 00:16:27.270
از نوعی که در کلاس 1441 با آن سرکار داریم

00:16:27.352 --> 00:16:28.506
این مسئله ای نیست

00:16:28.530 --> 00:16:30.552
وقتی میروید که یک پاکت سیگار بخرید

00:16:30.653 --> 00:16:33.423
باید با خود بگویید که ببین
بعلاوه 5 دلاری که باید بپردازم

00:16:33.448 --> 00:16:35.678
دارم زندگی خودم را 140 دقیقه کاهش میدهم

00:16:36.090 --> 00:16:39.345
تصمیم خواهم گرفت که آیا
لذتی که از سیگار کشیدن میبرم

00:16:39.580 --> 00:16:42.625
ارزش کاهش زندگی ام بعلاوه
پولی که باید بپردازم را دارد یا نه

00:16:42.650 --> 00:16:43.475
اگر ارزشش را داشته باشد، میخرمش

00:16:43.475 --> 00:16:44.470
اگر ارزشش را نداشته باشد، نمیخرم

00:16:44.705 --> 00:16:46.190
اینکه سیگار بکشم و خودم را بکشم یا نه

00:16:46.190 --> 00:16:48.840
به خودم ربط دارد

00:16:48.840 --> 00:16:51.550
این دیدگاه استاندارد اقتصادی به موضوع است

00:16:51.851 --> 00:16:54.804
که میگوید اساسا چیزی که اهمیت
دارد، ضرری نیست که به خود میزنید

00:16:54.829 --> 00:16:56.389
چون این داد و ستدی است که با خود میکنید

00:16:56.620 --> 00:17:00.860
میان زندگی و سیگار کشیدن
یک منحنی بیتفاوتی دارید

00:17:00.860 --> 00:17:01.750
یک منحنی بی تفاوتی دارید

00:17:01.750 --> 00:17:02.999
و اگر خیلی از سیگار کشیدن خوشتان بیاید

00:17:03.024 --> 00:17:04.304
تصمیم میگیرید برای سیگار
کشیدن زندگی کوتاه تری داشته باشید

00:17:04.329 --> 00:17:05.690
اگر سیگار کشیدن را دوست
نداشته باشید این کار را نمیکنید

00:17:05.690 --> 00:17:10.731
اما در کل این تصمیمی است که شما میگیرید
و دولت هیچ نقشی برای دخالت در آن ندارد

00:17:11.004 --> 00:17:13.408
جایی که دولت نقشی برای دولت دارد وقتی است

00:17:13.450 --> 00:17:14.800
که اثر جانبی منفی ای وجود دارد

00:17:14.800 --> 00:17:17.180
زمانی که نتایج رفتار
من بر دیگران اثر بگذارد

00:17:17.180 --> 00:17:18.416
و هزینه آن به دوش من نباشد

00:17:18.460 --> 00:17:21.880
برای مثال وقتی که من سیگار میکشم

00:17:22.086 --> 00:17:24.633
اگر برای مثال تحت خدمات درمانی باشم

00:17:24.658 --> 00:17:27.966
 بالای 65 سال، اگر سیگار بکشم و بیمار شوم

00:17:27.991 --> 00:17:31.630
در آن صورت هزینه خدمات
درمانی به دوش مالیات پردازان می افتد

00:17:31.630 --> 00:17:33.640
چون من تحت بیمه عمومی هستم

00:17:33.640 --> 00:17:36.701
بنابراین زمانی که 65 ساله هستم
و تحت بیمه عمومی رایگان هستم

00:17:36.726 --> 00:17:38.530
که بسیاری از افراد بالای
65 سال تحت آن نیستند

00:17:38.530 --> 00:17:41.600
در چند جلسه بعد در موردش صحبت خواهم کرد

00:17:41.600 --> 00:17:44.565
و سیگار بکشم، هزینه
هایش به دوش جامعه می افتد

00:17:44.598 --> 00:17:47.818
چون باید هزینه درمانی من را بپردازند

00:17:47.890 --> 00:17:51.320
یا خیلی ملموس تر، استنشاق دود
سیگار توسط اطرافیان را در نظر بگیرید

00:17:51.383 --> 00:17:54.058
اگر در این کلاس سیگار میکشیدم

00:17:54.082 --> 00:17:57.615
و در نتیجه شما همه سرطان ریه میگرفتید

00:17:57.640 --> 00:17:58.849
این میشد اثر جانبی

00:17:58.973 --> 00:18:04.153
چون هزینه این حقیقت که شما به خاطر سیگار
کشیدن من بیمار شده اید را به دوش نمیکشیدم

00:18:04.552 --> 00:18:07.984
این میشود یک اثر جانبی منفی

00:18:08.500 --> 00:18:13.194
تنها هزینه های بالاتر درمانی به خاطر
سیگار تقریبا سالانه 18 میلیارد دلار است

00:18:13.586 --> 00:18:15.746
بدون در نظر گرفتن هزینه
استنشاق دود سیگار توسط اطرافیان

00:18:16.040 --> 00:18:16.935
نوشیدن مشروبات الگلی را در نظر بگیرید

00:18:17.079 --> 00:18:18.690
اثر جانبی نوشیدن مشروبات الکلی چیست؟

00:18:18.949 --> 00:18:22.555
خوب اکثر افراد حاضر در این کلاس

00:18:22.580 --> 00:18:25.210
الکل مصرف کرده اند

00:18:25.210 --> 00:18:26.823
معمولا مصرف اش کرده
ایم و خیلی هم لذت برده ایم

00:18:26.848 --> 00:18:29.172
اما به شکل مسئولانه مصرف اش کرده ایم

00:18:29.470 --> 00:18:33.358
اما یک اثر جانبی منفی بزرگ در
ارتباط با مصرف الکل وجود دارد

00:18:33.383 --> 00:18:36.000
که رانندگی در هنگام مستی است

00:18:36.000 --> 00:18:40.635
سالانه 13 هزار نفر به وسیله
رانندگان مست کشته میشوند

00:18:40.660 --> 00:18:43.660
و تقریبا 400 هزار نفر صدمه میبینند

00:18:43.784 --> 00:18:45.916
خوب این اثر جانبی منفی بسیار بزرگی است

00:18:45.941 --> 00:18:48.530
چون من الکل میخورم، من
مست میشوم و من یکی را میکشم

00:18:48.530 --> 00:18:51.600
این هزینه ای است که بر دوش
جامعه انداخته ام و خودم به دوش نمیکشم

00:18:51.600 --> 00:18:53.278
محکوم خواهم شد

00:18:53.401 --> 00:18:56.393
اما هزینه اش را به دوش نمیکشم

00:18:56.418 --> 00:18:59.542
این اثر جانبی منفی نوشیدن الکل است

00:19:00.130 --> 00:19:03.890
مصرف بنزین به وضوح اثر جانبی منفی دارد

00:19:03.915 --> 00:19:08.263
و آن این است که هرچه بیشتر رانندگی
کنم، بیشتر کربن به اتمسفر انتقال میدهم

00:19:08.288 --> 00:19:11.080
و بیشتر باعث گرمایش جهانی میشوم

00:19:11.255 --> 00:19:13.838
اثر جانبی اش این است که بر
اساس خوشبینانه ترین تخمین ها

00:19:13.863 --> 00:19:19.826
دمای هوای جهانی به خاطر گرمایش جهانی
که بخش زیادی از آن به دلیل رانندگی است

00:19:20.014 --> 00:19:24.080
تا پایان قرن 5 تا 10 درصد افزایش پیدا میکند

00:19:24.080 --> 00:19:27.735
حالا اگر اهل داکوتای شمالی
باشید، شاید چیز بدی به نظر نیاید

00:19:27.760 --> 00:19:29.004
اما اگر مثلا اهل بنگلادش باشید

00:19:29.029 --> 00:19:30.689
ممکن است چیز بدی باشد
چون سطح آب بالا می آید

00:19:31.020 --> 00:19:32.396
اگر هم احتمالا از دیدن کیپ کات خوشتان بیاید

00:19:32.421 --> 00:19:34.991
آنجا هم ممکن است زیر آب برود

00:19:35.310 --> 00:19:37.222
و این ها جوانب گرمایش جهانی است

00:19:37.247 --> 00:19:39.805
که به شکل گسترده به دلیل فعالیت
هایی مانند رانندگی به وقوع میپیوندند

00:19:39.830 --> 00:19:41.230
اثر جانبی منفی است

00:19:41.230 --> 00:19:43.940
من با رانندگی کردن،
بنگلادش را به زیر آب میبرم

00:19:43.940 --> 00:19:47.130
من هزینه اش را نمیپردازم
بنابراین اثر جانبی منفی محسوب میشود

00:19:47.130 --> 00:19:49.982
و در نهایت به دشوارترین مورد میرسیم

00:19:50.022 --> 00:19:51.352
و جالبترین مورد

00:19:51.701 --> 00:19:55.828
و شاید مهمترین مورد در
ادامه بحث که چاقی مفرط است

00:19:56.030 --> 00:19:57.990
افرادی که بیش از نیاز میخورند

00:19:58.141 --> 00:20:01.530
و در نتیجه چاق میشوند
و اضافه وزن پیدا میکنند

00:20:01.688 --> 00:20:06.845
باعث اثر جانبی میشوند چون هزینه های اضافه
درمانی ای دارند که جامعه باید به دوش بکشد

00:20:06.870 --> 00:20:10.000
در حال حاضر یک سوم مردم ما چاقی مفرط دارند

00:20:10.000 --> 00:20:14.350
و یک کودک از هر سه کودکی که
امروز متولد میشود، دیابت میگیرد

00:20:15.107 --> 00:20:19.020
بیشتر به خاطر زیاده روی
در خوردن و نوع زندگی فقیرانه

00:20:19.020 --> 00:20:21.048
این اثر جانبی ای بر جامعه

00:20:21.073 --> 00:20:23.653
و هزینه درمانی اضافه ای
است که به دوش خواهیم کشید

00:20:24.250 --> 00:20:27.566
از آنجایی که جامعه این
هزینه ها را به دوش میکشد

00:20:27.646 --> 00:20:29.605
جامعه از این نظر این حق را دارد

00:20:29.630 --> 00:20:33.200
که بگوید روی هزینه هایی که به
دوش من می اندازی، مالیات میگیرم

00:20:33.350 --> 00:20:36.410
به این مورد میگوییم مالیات اصلاح گر

00:20:41.620 --> 00:20:44.768
اگر اثر جانبی منفی ای
به دوش جامعه می اندازی

00:20:44.873 --> 00:20:47.395
در آن صورت جامعه حق این را
دارد که بیاید و بگوید بسیار خوب

00:20:47.451 --> 00:20:51.861
ما این مورد را با مالیات بستن

00:20:52.152 --> 00:20:54.722
روی هزینه هایی که بر دوش
جامعه می اندازی، اصلاح میکنیم

00:20:55.310 --> 00:20:57.067
بنابراین، این بحث منطقی ای
برای مالیات های تولید است

00:20:57.092 --> 00:20:59.440
که فراتر از داد و ستد معمول
میان مساوات و بهره وری میرود

00:20:59.440 --> 00:21:01.791
در هر مالیاتی داد و ستد میان
مساوات و بهره وری وجود دارد

00:21:01.939 --> 00:21:03.495
اما مالیات های بر تولید...

00:21:03.850 --> 00:21:07.410
کالاهای گناه آلود در بخش دید مثبت
به مالیات یک بحث منطقی اضافه دارند

00:21:07.410 --> 00:21:09.150
که اثر جانبی منفی است

00:21:09.150 --> 00:21:12.521
اینکه حتی بدون در نظر گرفتن
داد و ستد میان مساوات و بهره وری

00:21:12.546 --> 00:21:17.387
از آنجایی که مصرف کالاهای گناه آلود با خود
اثرات جانبی منفی برای جامعه به همراه دارند

00:21:17.412 --> 00:21:19.430
باید روی آن ها مالیات ببندیم

00:21:19.430 --> 00:21:21.130
به این خاطر است که مالیات تولیدی

00:21:21.155 --> 00:21:24.075
فراتر از مالیات بر فروش داریم

00:21:24.661 --> 00:21:27.201
سوالی در این مورد هست؟

00:21:27.400 --> 00:21:32.445
علم اقتصاد سنتی معمولا در اینجا متوقف میشود
اما من امید دارم

00:21:32.470 --> 00:21:34.758
که صحبت هایم در مورد اینکه
با سیگار کشیدن زندگی خود

00:21:34.782 --> 00:21:37.070
را کوتاه تر میکنید، حداقل
کمی برایتان ناخوشایند بوده باشد

00:21:37.070 --> 00:21:40.220
امیدوارم که وقتی گفتم زندگی خود را با سیگار
کشیدن کوتاه میکنید و این مشکل خودتان است

00:21:40.400 --> 00:21:43.401
ممکن است گفته باشید که خوب
این برایم کمی ناخوشایند بود

00:21:43.500 --> 00:21:44.785
و دلیل اینکه ممکن است
برایتان ناخوشایند باشد

00:21:44.785 --> 00:21:47.840
این است که ممکن است فکر کنید که
مردم شاید متوجه این موضوع نیستند

00:21:47.840 --> 00:21:50.915
شاید مردم متوجه نیستند که به ازای هر
نخ سیگار، 7 دقیقه از عمر کاسته میشود

00:21:50.940 --> 00:21:54.175
شاید به ویژه متوجه نیستند که زمانی که
16 سال دارند و شروع به سیگار کشیدن میکنند

00:21:54.200 --> 00:21:58.320
معتادش میشوند و نخواهند توانست ترکش کنند

00:21:58.320 --> 00:22:03.498
در این صورت، منطقی که برای مالیات بستن
بر این محصولات داشتیم را دست کم گرفته ایم

00:22:03.523 --> 00:22:08.315
چون در این صورت در واقع باید رویشان مالیات
بگذاریم تا کمک کنیم که خودتان را نکشید

00:22:08.340 --> 00:22:14.285
مثالا اگر دانش آموزان سال آخر دبیرستان را
در نظر بگیریم که روزی 1 پاکت سیگار میکشند

00:22:14.310 --> 00:22:17.171
دانش آموزان سال آخر دبیرستان
که روزی 1 پاکت سیگار میکشند

00:22:17.240 --> 00:22:21.926
و از آن ها بپرسیم که آیا در 5
سال آینده سیگار خواهید کشید یا خیر؟

00:22:23.048 --> 00:22:25.968
از میان آن هایی که میگویند بله من
در پنج سال آینده نیز سیگار میکشم

00:22:26.040 --> 00:22:28.354
اگر به واقع 5 سال آینده به سراغ آن ها برویم

00:22:28.379 --> 00:22:30.355
72 درصد از آن ها سیگار میکشند

00:22:30.577 --> 00:22:32.835
بنابراین تقریبا درست برآورد شده است

00:22:32.860 --> 00:22:35.570
از میان آن هایی که میگویند نه در
پنج سال آینده سیگار نخواهم کشید

00:22:35.570 --> 00:22:38.990
زمانی که 5 سال آینده به سراغ آن ها
میرویم 74 درصد از آن ها سیگار میکشند

00:22:38.990 --> 00:22:41.190
کاملا اشتباه برآورد کرده اند

00:22:41.190 --> 00:22:44.744
مسلما فروض منطقی زیربنایی
ای که در این درس داریم

00:22:44.769 --> 00:22:46.379
در برخی شرایط محقق نمیشوند

00:22:46.752 --> 00:22:49.173
در این صورت ممکن است نقشی
برای دولت در جهت مالیات بستن بر

00:22:49.197 --> 00:22:51.965
کالاهای گناه آلود حتی فراتر از
اثرات جانبی منفی وجود داشته بشد

00:22:51.990 --> 00:22:53.940
اساسا ممکن است نقشی برای
دولت در جهت یاری رساندن

00:22:53.964 --> 00:22:55.788
به مردم برای کمک به
خودشان وجود داشته باشد

00:22:55.813 --> 00:22:58.545
بحثی که در علم اقتصاد حوزه ای خطرناک است

00:22:58.652 --> 00:23:00.619
ما معمولا فکر میکنیم که
دولت باید وارد شود و اشکالاتی

00:23:00.643 --> 00:23:02.495
که ممکن است روی جامعه
تاثیر بگذارد را اصلاح کند

00:23:02.520 --> 00:23:04.890
اما کاری که مردم با خود
میکنند به ما ربطی ندارد

00:23:04.890 --> 00:23:08.090
اگر میخواهند کارهای دیوانه
وار بکنند، به خودشان مربوط است

00:23:08.090 --> 00:23:12.283
چیزی که اقتصاد رفتاری و
اینگونه حقایق ما را به سمت آن میبرد

00:23:12.308 --> 00:23:14.216
در نظر گرفتن این است که
خوب اگر مردم اشتباهاتی میکنند

00:23:14.241 --> 00:23:17.083
ممکن است دولت نقشی در
دخالت در این موارد نیز داشته باشد

00:23:17.326 --> 00:23:24.378
و این حوزه جدیدی است که
اقتصاد دارد خود را به آن وارد میکند

00:23:24.703 --> 00:23:26.349
در نظر گرفتن اینکه خوب

00:23:26.405 --> 00:23:31.355
اگر افراد به شکل کاملا منطقی که در کلاس
1441 در موردش می آموزیم، رفتار نمیکنند

00:23:31.380 --> 00:23:34.985
در این صورت نقش تهاجمی تری برای
دولت در اصلاح رفتارشان وجود دارد

00:23:35.010 --> 00:23:37.194
و این موضوع در کلاس 1441
ام خیلی مورد بحث قرار میگیرد

00:23:37.219 --> 00:23:41.090
و همچنین در کلاس 1413 اقتصاد
رفتاری بسیار مورد بحث قرار میگیرد

00:23:41.293 --> 00:23:43.827
که در آن بسیار در مورد این نوع مسائل

00:23:43.852 --> 00:23:47.629
صحبت میشود که چطور فراتر رفتن
از کلاس 1401 ممکن است در واقع

00:23:47.654 --> 00:23:51.245
روی نوع نگاه مان در مورد نقش
مناسب سیاست دولتی تاثیر بگذارد

00:23:51.270 --> 00:23:56.223
بنابراین نهایتش این که به وضوح
باید روی این کالاهای گناه آلود

00:23:56.300 --> 00:23:58.180
به خاطر اثرات جانبی منفی ای که
وارد میکنند، مالیات بیشتری مقرر کنیم

00:23:58.180 --> 00:24:00.869
چون بر جامعه هزینه وارد میکنند

00:24:00.894 --> 00:24:05.835
از طریق هزینه های درمانی بالاتر، یا قتل های
بر اثر رانندگی در حین مستی یا گرمایش جهانی

00:24:05.860 --> 00:24:08.727
و شاید باید حتی بیش از
اینها روی آن ها مالیات بگذاریم

00:24:08.838 --> 00:24:12.419
اگر که مردم در واقع در
تصمیمات مصرفیشان در اشتباه باشند

00:24:12.444 --> 00:24:17.142
و دولت نقشی در جهت ورود و کمک
برای اصلاح این اشتباهات داشته باشد

00:24:17.340 --> 00:24:21.200
سوال یا نکته ای در این مورد هست؟

00:24:21.200 --> 00:24:24.853
حالا، الان در مورد آنچه
باید روی آن مالیات مقرر کنیم

00:24:24.878 --> 00:24:27.790
و برخی مسائلی که در تصمیم گیری در مورد
آنچه باید مالیات بر آن مقرر کنیم صحبت کردم

00:24:27.790 --> 00:24:30.235
مسئله دیگر البته این است
که چقدر باید مالیات مقرر کنیم

00:24:30.260 --> 00:24:33.064
بنابراین نه تنها اینکه
مبنای مالیاتی درست چیست

00:24:33.189 --> 00:24:36.199
درآمد، مصرف یا مالیات تولید یا هر چیز دیگر

00:24:36.224 --> 00:24:38.234
اما نرخ مالیات مناسب چیست؟

00:24:38.670 --> 00:24:41.900
و این البته امروزه مسئله بسیار مهمی است

00:24:41.900 --> 00:24:44.380
سیاست شماره یکی که در
حال حاضر به آن مشغول هستیم

00:24:44.380 --> 00:24:48.139
انقضای کاهش های مالیاتی زمان بوش است

00:24:48.180 --> 00:24:53.767
بنابراین اگر به چارت خود
در صفحه دوم جزوه برگردید

00:24:54.180 --> 00:24:55.980
نرخ های مالیات حاشیه ای

00:24:55.980 --> 00:25:01.680
پیش از سال 2001 این تمام این
نرخ های مالیاتی 5 درصد بالاتر بودند

00:25:01.680 --> 00:25:06.820
فقیرترین اقشار 14 درصد و
ثروتمندترین اقشار 40 درصد میپرداختند

00:25:06.845 --> 00:25:09.563
در سال 2001 و سال 2003

00:25:09.587 --> 00:25:13.053
دولت بوش نرخ های مالیاتی را بسیار کاهش داد

00:25:13.204 --> 00:25:16.516
این نرخ های مالیاتی و دیگر نرخ
های مالیاتی از جمله مالیات های شرکتی

00:25:16.570 --> 00:25:19.685
و مالیات بر دارایی و
دیگر مالیات ها را کاهش داد

00:25:19.970 --> 00:25:23.375
اما در حال حاضر همه روی نرخ
های مالیات فردی متمرکز هستند

00:25:23.400 --> 00:25:25.590
این کار را کردند اما برای اینکه...

00:25:25.590 --> 00:25:29.133
به جهت کلک های بودجه ای که باید
برای جواب دادن این مسئله باید انجام میدادند

00:25:29.212 --> 00:25:32.214
این کاهش های مالیاتی در واقع
در 1 ماه آینده منقضی میشوند

00:25:32.449 --> 00:25:34.920
این به این معناست که اگر
در 1 ماه آینده کاری انجام نشود

00:25:34.920 --> 00:25:38.550
مالیات بر درآمد همه 5
درصد افزایش پیدا خواهد کرد

00:25:38.550 --> 00:25:41.531
میتوان حدس زد که این
سیاست خوشحال کننده ای نیست

00:25:41.556 --> 00:25:43.560
سیاستمداران بسیار در این مورد نگران هستند

00:25:43.560 --> 00:25:47.000
نمیدانم که مردم زیاد نگران هستند
یا خیر ولی سیاستمداران نگرانند

00:25:47.000 --> 00:25:48.926
و بحث کنونی این است که

00:25:48.951 --> 00:25:50.310
خوب چه کاری باید در اینباره انجام دهیم؟

00:25:50.310 --> 00:25:52.730
آیا باید کاهش های
مالیاتی بوش را تمدید کنیم؟

00:25:52.730 --> 00:25:55.980
آیا باید پایین نگه داشتن نرخ
های مالیاتی را ادامه دهیم؟

00:25:56.195 --> 00:25:58.423
یا اینکه باید اجازه دهیم منقضی شوند

00:25:58.448 --> 00:26:02.150
و درآمد اضافه حاصله را برداریم

00:26:02.150 --> 00:26:07.365
در کنار تصاعد افزایش
یافته که به همراه می آورد

00:26:07.390 --> 00:26:08.400
خوب آیا باید این کار را بکنیم؟

00:26:08.400 --> 00:26:13.070
خوب این به دو مسئله بستگی دارد

00:26:13.227 --> 00:26:14.785
مساوات و بهره وری

00:26:14.810 --> 00:26:16.340
همان مسائلی که تاکنون
در موردشان بحث میکرده ایم

00:26:16.365 --> 00:26:17.904
مسئله بهره وری این است که

00:26:17.928 --> 00:26:25.355
اجازه دادن به افزایش نرخ های
مالیاتی چه تاثیری بر اقتصاد میگذارد

00:26:25.380 --> 00:26:29.935
و به ویژه برخی بحث میکنند که ممکن
است آنچنان تاثیر منفی ای داشته باشد

00:26:29.960 --> 00:26:33.995
که در نهایت ممکن است با اجازه دادن به
افزایش نرخ های مالیاتی، به دولت ضرر برسانیم

00:26:34.020 --> 00:26:38.088
و این منطق با مفهوم مشهوری با
نام منحنی لافر، جور در می آید

00:26:38.113 --> 00:26:40.107
مفهومی منتسب به اقتصاددانی محافظه کار

00:26:40.132 --> 00:26:44.375
به نام آرتور لافر که در اوایل دهه 80 به
رونالد ریگان برای کاهش مالیات مشاوره داد

00:26:44.400 --> 00:26:49.660
منطق منحنی لافر در شکل
24-3 نشان داده شده است

00:26:49.660 --> 00:26:53.110
نکته این است که تصور کنید دو مالیات...

00:26:53.110 --> 00:26:56.449
میخوام سه امکان برای
نرخ مالیات را در نظر بگیرید

00:26:56.567 --> 00:26:59.517
0 و 100 و عددی بین این دو

00:27:00.160 --> 00:27:05.180
نرخ مالیات 0 درصدی،
مسلما درآمد 0 به همراه دارد

00:27:05.180 --> 00:27:09.520
اما نرخ مالیات 100 درصدی
هم درآمد 0 به همرا دارد

00:27:09.706 --> 00:27:10.617
چرا؟

00:27:10.642 --> 00:27:13.900
چون اگر قرار باشد 100 درصد
مالیات بدهید، هیچوقت کار نمیکنید

00:27:13.900 --> 00:27:17.306
اگر به معنای واقعی کلمه هر
درآمدی که داشته باشید به دولت برسد

00:27:17.425 --> 00:27:18.440
مردم کار نخواهند کرد

00:27:18.440 --> 00:27:22.410
تا جایی که اوقات فراغت کالایی
نرمال باشد، چرا باید کار کرد؟

00:27:22.410 --> 00:27:28.265
چرا اگر هیچ افزایشی در مصرف مشاهده نکنید،
چرا باید اوقات فراغت خود را کاهش دهید؟

00:27:28.290 --> 00:27:29.694
بنابراین در نرخ مالیات 0 درصدی

00:27:29.719 --> 00:27:31.459
دولت به هیچ درآمدی نخواهد رسید

00:27:31.510 --> 00:27:35.255
در نرخ مالیات 100 درصدی هم
دولت هیچ درآمدی به دست نخواهد آورد

00:27:35.280 --> 00:27:39.181
و در نرخ مالیات در این میان، دولت
حداقل مقادیری درآمد به دست می آورد

00:27:39.581 --> 00:27:40.835
با توجه به این سه حقیقت باید

00:27:40.951 --> 00:27:45.095
باید نوعی تابع وجود داشته باشد که به
شکل آنچه اینجا کشیده شده است باشد

00:27:45.120 --> 00:27:46.490
نوعی تابع سهمی

00:27:46.490 --> 00:27:47.970
نمیدانیم شکل دقیق آن به چه شکل است

00:27:47.970 --> 00:27:51.094
اما در کل روی 0 و 100
با بردار X برخورد میکند

00:27:51.119 --> 00:27:54.080
و در میان این دو عدد بالاتر
از نمودار X قرار میگیرد

00:27:54.169 --> 00:27:57.280
فقط یک حقیقت مسلم نظری وجود دارد

00:27:57.398 --> 00:27:59.930
که به منحنی ای به این شکل میرسیم

00:27:59.930 --> 00:28:03.660
پرسش این است که در کدام طرف این منحنی هستیم

00:28:03.685 --> 00:28:06.638
اگر بر روی طرفی باشید که من
اسمش را گذاشته ام طرف صحیح

00:28:06.786 --> 00:28:11.036
این به این معناست که با افزایش
مالیات، درآمد را افزایش میدهیم

00:28:11.290 --> 00:28:14.580
اما لاجرم یک طرف ناصحیح یا غلط هم وجود دارد

00:28:14.580 --> 00:28:16.701
که در آن مالیات آنقدر بالاست

00:28:16.726 --> 00:28:19.716
که با افزایش مالیات، پول از دست میدهیم

00:28:20.650 --> 00:28:22.130
این چطور ممکن است؟

00:28:22.130 --> 00:28:23.953
خوب در نظر بگیرید که
درآمدهای مالیاتی چه هستند

00:28:23.978 --> 00:28:30.058
درآمدهای مالیاتی برابر است با
نرخ مالیات ضربدر پایه مالیات

00:28:30.120 --> 00:28:32.566
خوب اگر مالیات را افزایش بدهیم، چه
اتفاقی برای درآمدهای مالیاتی می افتد؟

00:28:32.591 --> 00:28:37.045
dr روی d تاو، برابر میشود با

00:28:37.069 --> 00:28:45.000
B بعلاوه dr روی dتاو، ضربدر تاو

00:28:45.000 --> 00:28:48.230
به این معنا که با افزایش مالیات،
پول بیشتری به دست می آوریم

00:28:48.230 --> 00:28:51.132
چون روی پایه مالیاتی موجود،
پول بیشتری به دست می آوریم

00:28:51.157 --> 00:28:54.230
اما اگر خود پایه مالیاتی کاهش پیدا کند

00:28:54.230 --> 00:28:55.509
اثری منفی است

00:28:55.534 --> 00:28:57.120
اثری منحرف کننده دارد

00:28:57.120 --> 00:28:59.486
پایه مالیاتی ممکن است آنقدر کاهش پیدا کند

00:28:59.511 --> 00:29:00.825
که در نهایت دولت پول از دست بدهد

00:29:00.850 --> 00:29:03.105
و این اتفاقی است که در
طرف غلط منحنی لافر می افتد

00:29:03.130 --> 00:29:06.414
مالیات ها آنقدر بالا میروند که
زمانی که نرخ مالیات را افزایش میدهیم

00:29:06.439 --> 00:29:08.763
مردم آنقدر کمتر کار خواهند کرد

00:29:09.025 --> 00:29:12.020
که مثل اثر مسمومیت زای
شرکت های انحصاری میشود

00:29:12.020 --> 00:29:14.890
اثر مسمومیت زا بر اثر ابتدایی غلبه میکند

00:29:14.890 --> 00:29:17.130
و به واقع با افزایش
مالیات، پول از دست میدهیم

00:29:17.130 --> 00:29:20.410
درست همانطور که یک شرکت انحصاری
ممکن است با افزایش بها پول از دست دهد

00:29:20.448 --> 00:29:24.158
ببخشید با کاهش قیمت ها، شرکت
انحصاری ممکن است پول از دست میدهد

00:29:24.190 --> 00:29:26.720
اینجا دولت ممکن است با
افزایش مالیات ها پول از دست بدهد

00:29:26.720 --> 00:29:28.240
همان اثر مسمومیت زا را دارد

00:29:28.240 --> 00:29:30.591
و به این صورت به این منحنی لافر میرسیم

00:29:31.472 --> 00:29:35.630
مسئله اول این است که ما
کجای این منحنی قرار میگیریم

00:29:35.630 --> 00:29:39.875
و پاسخ این است که در حال حاضر
به وضوح در طرف صحیح هستیم

00:29:39.900 --> 00:29:43.167
به وضوح در نرخ های کنونی و حتی اگر
نرخ ها تحت کاهش های مالیاتی بوش بالاتر برود

00:29:43.377 --> 00:29:44.540
مسلما در طرف صحیح هستیم

00:29:44.540 --> 00:29:46.680
شواهد در این باره واضح و روشن هستند

00:29:46.680 --> 00:29:51.135
به شکلی کلی تر شواهد نشان میدهد
که هزینه بهره وری مالیات امروزی

00:29:51.160 --> 00:29:53.526
در حدود 40 درصد است

00:29:53.560 --> 00:29:56.940
بنابراین رفاه از دست رفته از
طریق مالیات تقریبا 40 درصد است

00:29:56.965 --> 00:30:01.739
به این معنا که به ازای هر 1
دلاری که داخل سطل می اندازیم

00:30:02.153 --> 00:30:04.750
تقریبا 40 سنت تا زمانی که...

00:30:04.750 --> 00:30:06.811
به ازای هر 1 دلاری که سعی
میکنیم از فردی ثروتمند بگیریم

00:30:06.995 --> 00:30:10.755
تقریبا 40 سنت، پیش از آنکه
به شخص فقیر برسد، نشت میکند

00:30:10.780 --> 00:30:14.759
بنابراین یک نشت تقریبا
40 درصدی در سطل داریم

00:30:17.310 --> 00:30:20.455
اگر میخواست منحنی لافر وارد شود باید
بیش از 100 درصد نشتی در سطل میداشتیم

00:30:20.480 --> 00:30:22.626
یعنی اگر 1 دلار از فرد
ثرتمند میگرفتیم در نهایت

00:30:22.650 --> 00:30:24.795
پول منفی به دست می آوردیم
چون در کل ضرر میکردیم

00:30:24.820 --> 00:30:27.929
بنابراین به وضوح خیلی از طرف غلط دور است

00:30:27.960 --> 00:30:31.330
اما به روشنی همچنان مقادیری
نشت در سطل وجود دارد

00:30:31.330 --> 00:30:36.924
و این بازمیگردد به مسئله اینکه خوب
حالا چه احساسی نسبت به این موضوع داریم؟

00:30:37.006 --> 00:30:38.620
این سوالی است که جلسه
پیش را با آن شروع کردیم

00:30:38.620 --> 00:30:41.460
و این به تابع رفاه اجتماعیمان بستگی دارد

00:30:41.460 --> 00:30:44.880
خوب حالا به این شکل میتوان در نظرش گرفت

00:30:44.880 --> 00:30:47.726
در حال حاضر آنچه به طور
مثال دموکرات ها پیشنهاد داده اند

00:30:47.751 --> 00:30:50.791
این است که کاهش مالیاتی
بوش برای افرادی که بیش

00:30:50.815 --> 00:30:53.855
از 250 هزار دلار درآمد
سالانه دارند حذف شود

00:30:54.040 --> 00:30:59.615
اگر این کار را بکنیم مقادیری حول و حوش...

00:30:59.640 --> 00:31:03.035
تقریبا یک پنجم پولی که از حذف تمام کاهش های
مالیاتی به دست می آید را به دست می آوریم

00:31:03.060 --> 00:31:08.222
به این معنا اگر که کاهش های مالیاتی برای
اقشار پایین تر از ثروتمندترین را تمدید کنیم

00:31:08.247 --> 00:31:10.095
اما کاهش های مالیاتی برای
ثروتمندترین گروه را حذف کنیم

00:31:10.120 --> 00:31:15.153
بنابراین دستورالعمل مالیاتی مانند قبل
میماند و تنها بالاترین نرخ بالاتر میرود

00:31:15.180 --> 00:31:16.936
بنابراین اساسا دو نرخ بالایی

00:31:16.961 --> 00:31:19.121
از میانه بخش یکی مانده به آخر و بخش آخر

00:31:19.146 --> 00:31:22.007
بالا میروند و دیگر قسمت
ها مثل قبل باقی میمانند

00:31:22.271 --> 00:31:26.600
در این صورت دولت کلی درآمد کسب میکند

00:31:26.600 --> 00:31:31.003
تقریبا 700 میلیارد دلار در
یک دهه آینده به دست خواهد آمد

00:31:31.114 --> 00:31:33.780
که خیلی به حل مشکل کسری کمک میکند

00:31:33.780 --> 00:31:37.240
کلا حل اش نمیکند اما تاثیر
خیلی زیادی خواهد داشت

00:31:37.240 --> 00:31:39.247
و این کار را به شکل
خیلی پیشرویی انجام میدهیم

00:31:39.272 --> 00:31:42.145
به این معنا که تنها از ثروتمندترین
افراد مالیات گرفته میشود

00:31:42.170 --> 00:31:44.280
از دیگر سو ضرر بزرگی به بهره وری وارد میشود

00:31:44.280 --> 00:31:46.670
40 سنت به ازای هر 1 دلار درآمد

00:31:46.670 --> 00:31:47.920
پس پرسش این است که
آیا ارزشش را دارد یا خیر؟

00:31:47.920 --> 00:31:50.836
خوب این به تابع رفاه اجتماعی بستگی دارد

00:31:50.981 --> 00:31:54.541
حدس من این است که تابع
رفاه اجتماعی مطلوبیت گرا

00:31:54.566 --> 00:31:56.326
خواهد گفت که ارزشش را دارد

00:31:56.404 --> 00:32:00.489
چون اساسا مطلوبیت حاشیه ای ثروتمندان
خیلی کمتر از مطلوبیت حاشیه ای فقرا میشود

00:32:00.530 --> 00:32:03.310
که حتی با از میان رفتن 40 درصدی
همچنان ارزشش را خواهد داشت

00:32:03.310 --> 00:32:05.080
اما مسلما میتوان توابع رفاه
اجتماعی ای را طرح کرد

00:32:05.080 --> 00:32:06.590
که در آن ها ارزشش را نخواهد داشت

00:32:06.590 --> 00:32:09.769
و اصولا هم بحث باید در این مورد باشد

00:32:09.794 --> 00:32:13.520
بحث باید در این مورد باشد که نظرمان نسبت به

00:32:13.545 --> 00:32:17.707
نفع های بازتوزیع از ثروتمند
به فقیر و به دست آوردن این پول

00:32:17.732 --> 00:32:21.445
در برابر هزینه هایی که به شکل
نشتی در سطل وجود دارد، چیست

00:32:21.470 --> 00:32:23.290
و این اصولا موضوعی است
که باید بر سر آن بحث شود

00:32:23.290 --> 00:32:26.100
اما حالا بحث در واشنگتن
بر سر این موضوع نیست

00:32:26.100 --> 00:32:31.155
بیشتر در مورد عوامل سیاسی
دیگر و نه تنها اقتصادی است

00:32:31.180 --> 00:32:34.550
اما روش ارزیابی درستش به این صورت است

00:32:34.550 --> 00:32:36.970
سوالی در این مورد هست؟

00:32:36.970 --> 00:32:37.555
بله؟

00:32:37.580 --> 00:32:41.916
درک نمیکنم که چطور وقتی میگویید رفاه از
دست رفته 40 درصد است، رفاه کلا از دست میرود

00:32:41.941 --> 00:32:46.142
اگر مردم اوقات فراغت بگذرانند و
از آن اوقات ارزش به دست بیاورند

00:32:46.167 --> 00:32:50.365
این نمیتواند باعث جلوگیری
از رفاه از دست رفته شود؟

00:32:50.390 --> 00:32:51.100
درست است
مردم ارزش به دست می آورند

00:32:51.100 --> 00:32:53.250
اینجا موضوع فراتر از ارزش
به دست آمده از فراغت است

00:32:53.250 --> 00:32:55.900
مثلث رفاه از دست رفته را به خاطر بیاورید

00:32:55.900 --> 00:33:00.095
برای اولین فردی که از کار به فراغت میرود
درست میگویید، رفاه از دست رفته ای وجود ندارد

00:33:00.120 --> 00:33:03.105
چون آن شخص بین کار کردن و
گذراندن اوقات فراغت بیتفاوت بوده است

00:33:03.130 --> 00:33:05.343
اما به مراتب اینکه مثلث
رفاه از دست رفته رشد میکند

00:33:05.368 --> 00:33:07.660
خاطرتان باید حالا موضوع
اشخاصی هستند که دیگر بیتفاوت نیستند

00:33:07.660 --> 00:33:09.950
آن ها کار کردن را به گذراندن
اوقات فراغت ترجیح میدهند

00:33:09.950 --> 00:33:12.894
بنابراین با اجبارشان به کار
نکردن با مالیات گذاشتن بر آن ها

00:33:12.982 --> 00:33:15.966
شکاف میان بهره وریشان در صورت کار کردن

00:33:15.991 --> 00:33:17.370
و میزانی که به فراغت
ارزش میدهند را از دست میدهیم

00:33:17.649 --> 00:33:18.219
بنابراین درست میگویید

00:33:18.243 --> 00:33:22.036
اگر تنها کاری که مالیات میکرد این بود که یک
شخص در جامعه را میگرفت و باعث میشد کار نکند

00:33:22.081 --> 00:33:23.435
در این صورت نگرانی ای نسبت به آن نداشتیم

00:33:23.460 --> 00:33:28.185
بنابراین افرادی جدای این فرد، که سرکار
خیلی بیش از در خانه بودن بهره وری دارند

00:33:28.212 --> 00:33:32.370
منشا ضرر به بهره وری هستند

00:33:32.370 --> 00:33:34.910
سوال یا نکته دیگری هست؟

00:33:34.910 --> 00:33:35.820
خوب این شد یک طرف قضیه

00:33:35.820 --> 00:33:36.910
این طرف انداختن پول در سطل بود

00:33:36.910 --> 00:33:38.740
برداشت پول از سطل چطور؟

00:33:38.740 --> 00:33:43.105
این طرف دیگر قضیه ی بهره وری و مساوات است

00:33:43.130 --> 00:33:45.260
انتقال های درآمدهای پایین
در ایالات متحده چطور؟

00:33:45.260 --> 00:33:48.829
در مورد مالیات بندی صحبت کردیم

00:33:48.984 --> 00:33:51.524
حالا بیاید در مورد انتقال ها صحبت کنیم

00:33:52.040 --> 00:33:58.357
چند نوع تبادل در ایالات متحده داریم

00:33:58.410 --> 00:34:01.730
معروف ترین این تبادل ها،
تبادلی است که به آن میگوییم

00:34:01.730 --> 00:34:09.570
انتقال پول رسته ای

00:34:09.570 --> 00:34:11.800
یا آنچه معمولا به آن
میگوییم رفاه (یارانه رفاهی)

00:34:11.800 --> 00:34:13.604
ما در این کلاس از رفاه در
بسترهای مختلف استفاده میکنیم

00:34:13.629 --> 00:34:14.420
پس گیج کننده است

00:34:14.944 --> 00:34:17.985
وقتی که نام رفاه را میشنویم،
معنایش پولی است که به فقرا میدهند

00:34:18.010 --> 00:34:21.440
بنابراین زمانی که شخصی که متخصص
اقتصاد نیست میگوید رفاه (یارانه رفاهی)

00:34:21.440 --> 00:34:22.900
منظورش بهزیستی اجتماعی نیست

00:34:22.925 --> 00:34:25.975
منظورش پولی است که به فقرا داده میشود

00:34:26.000 --> 00:34:28.469
یک تبادل پول رسته ای

00:34:28.469 --> 00:34:30.200
عبارت رسته ای به این معناست

00:34:30.225 --> 00:34:33.380
که در ایالات متحده تنها به این
خاطر که فقیر هستید به شما پول نمیدهیم

00:34:33.380 --> 00:34:36.654
به این خاطر پول به شما میدهیم که فقیر
هستید و دیگر موارد نیز در موردتان صدق میکند

00:34:36.735 --> 00:34:39.210
پس برای مثال

00:34:39.235 --> 00:34:42.000
ما یک برنامه ای به نام TANF داریم

00:34:42.000 --> 00:34:44.320
کمک موقت به خانواده های نیازمند

00:34:44.320 --> 00:34:51.225
این پولی است که به خانواده
های تک والد با درآمد کم داده میشود

00:34:51.250 --> 00:34:53.697
بنابراین اگر درآمد کمی دارد
و بعلاوه تنها یک والد دارید

00:34:53.730 --> 00:34:57.748
در آن صورت واجد شرایط TANF میشوید

00:34:58.683 --> 00:35:00.556
به همین صورت...

00:35:00.580 --> 00:35:04.046
در واقع بزرگترین برنامه
انتقال پولی که داریم SSI نام دارد

00:35:04.071 --> 00:35:06.300
درآمد تامینی تکمیلی

00:35:06.300 --> 00:35:10.403
این پول به خانواده های
فقیر و معلول داده میشود

00:35:10.528 --> 00:35:13.543
ببخشید به افرادی که فقیر و
معلول هستند پرداخت میشود

00:35:13.830 --> 00:35:17.190
بنابراین اگر تنها فقیر باشید
هیچ پولی دریافت نمیکنید

00:35:17.190 --> 00:35:18.980
اما اگر فقیر و معلول باشید پول میگیرید

00:35:18.980 --> 00:35:22.163
اگر فقیر و مادر مجرد باشید هم پول میگیرید

00:35:22.344 --> 00:35:23.635
چرا؟

00:35:23.635 --> 00:35:25.770
چرا این شرایط را مقرر میکنیم؟

00:35:25.873 --> 00:35:29.105
چرا این کاری که به آن
هدفمندی میگوییم را انجام میدهیم

00:35:33.200 --> 00:35:38.489
چرا به جای اینکه فقط بگوییم اگر فقیر باشید
پول میگیرید، این هدفمندی را انجام میدهیم؟

00:35:39.280 --> 00:35:41.158
اساسا دلیلش

00:35:41.316 --> 00:35:43.810
آن چیزی است که در جلسه پیش دیدیم

00:35:44.007 --> 00:35:48.927
اینکه جلسه پیش مخاطرات پول دادن به
افراد تنها به دلیل فقیر بودنشان را دیدیم

00:35:49.627 --> 00:35:52.338
اینکه اگر تنها به واسطه
فقیر بودن به افراد پول بدهید

00:35:52.371 --> 00:35:56.610
در آن صورت افراد برای اینکه
خود را واجد شرایط کنند، فقیر میشوند

00:35:56.610 --> 00:35:59.056
چیزی که جلسه پیش در آن
نمودار دیدیم این بود که گفتیم هرکس

00:35:59.080 --> 00:36:01.919
پایین تر از 10 هزار دلار به
10 هزار دلار رسانده خواهد شد

00:36:02.119 --> 00:36:03.425
در آن صورت همه استعفا میدهند

00:36:03.449 --> 00:36:07.880
و میگویند که درآمد من 0
است بهم 10 هزار دلار بدهید

00:36:07.880 --> 00:36:12.140
با اینحال اگر برای مثال به قطع میدانستیم...

00:36:12.140 --> 00:36:16.915
فرض کنیم که توانایی درآمدزاییمان وقتی که
به دنیا می آمدیم روی پیشانیمان نوشته میشد

00:36:16.940 --> 00:36:19.620
و من میتوانستم به شما نگاه کنم و
بگویم تو آدم 5 هزار دلاری ای هستی

00:36:19.620 --> 00:36:21.050
بیا این 5 هزار دلار رو بگیر

00:36:21.050 --> 00:36:23.360
تو آدم 20 هزار دلاری
هستی، به تو هیچی نمیرسد

00:36:23.360 --> 00:36:26.300
تو آدم 0 دلاری هستی، بیا
این 10 هزار دلار را بگیر

00:36:26.300 --> 00:36:27.550
اگر میتوانستم این را روی پیشانی مردم بخوانم

00:36:27.575 --> 00:36:31.571
در آن صورت از جانب تبادل ها
هیچ ضرری به بهره وری نمیرسید

00:36:31.595 --> 00:36:31.946
درسته؟

00:36:31.970 --> 00:36:33.960
چون در آن صورت رفتار
مردم را تغییر نخواهم داد

00:36:33.960 --> 00:36:35.731
در آن صورت میدانم که در هر صورت چه میکنند

00:36:35.902 --> 00:36:37.130
و فقط پول را به آن ها میدهم

00:36:37.130 --> 00:36:38.430
اما هیچ ضرری به بهره وری وارد نمیشود

00:36:38.430 --> 00:36:41.572
هیچ فردی که میتوانست پول دربیاورد
به سمت پول در نیاوردن حرکت نمیکرد

00:36:41.660 --> 00:36:45.231
چون من هیچ میزان پول بیشتری از آنچه
میتوانستید به دست بیاورید به شما نمیدادم

00:36:45.980 --> 00:36:47.988
بنابراین اگر میتوانستیم تمام
و کمال هدفمندی انجام دهیم

00:36:48.050 --> 00:36:50.835
میتوانستیم از شر نشتی در سطل
در نتیجه انتقال ها خلاص شویم

00:36:51.260 --> 00:36:53.510
اما مسلما این ممکن نیست

00:36:53.510 --> 00:36:54.470
بنابراین چکار میکنیم؟

00:36:54.470 --> 00:37:00.775
سعی میکنیم مواردی که با داشتن توانایی
درآمدزایی کمتر همبستگی دارند را پیدا کنیم

00:37:00.800 --> 00:37:02.960
برای مثال معلول بودن

00:37:02.960 --> 00:37:05.641
اگر معلول باشید میدانیم
که نسبت به معلول نبودن،

00:37:05.665 --> 00:37:08.228
احتمال کمتری دارد که
خرج زندگی را دربیاورید

00:37:08.800 --> 00:37:11.454
در نتیجه میتوانیم پول به شما انتقال داده

00:37:11.599 --> 00:37:14.119
و باعث رفاه از دست رفته کمتری شویم

00:37:14.960 --> 00:37:17.540
بنابراین اگر کسی را در نظر بگیریم
که به معنای واقعی کلمه به قطع میدانیم...

00:37:17.540 --> 00:37:23.530
کسی که مشکلات ذهنی دارد یا فلج است

00:37:23.530 --> 00:37:24.980
اساسا نمیتواند عملکرد داشته باشد

00:37:24.980 --> 00:37:28.410
به قطع میدانیم که درآمدش 0 است

00:37:28.410 --> 00:37:31.340
بنابراین در انتقال پول به آن فرد هیچ
رفاه از دست رفته ای به وجود نمی آید

00:37:31.340 --> 00:37:32.850
در به دست آوردن پول
رفاه از دست رفته وجود دارد

00:37:32.850 --> 00:37:35.235
اما در مفهوم رفتار فرد هیچ رفاه
از دست رفته ای در کار نیست

00:37:35.260 --> 00:37:38.063
بنابراین هرچه بتوانیم به
این شکل هدفمندی انجام دهیم

00:37:38.139 --> 00:37:41.343
بیشتر میتوانیم به شکل
ایمن بازتوزیع انجام دهیم

00:37:41.430 --> 00:37:43.712
حالا البته مسئله غامض در این مورد

00:37:43.777 --> 00:37:47.905
یافتن ساز و کار هدفمندی است

00:37:47.930 --> 00:37:53.870
و یک ساز و کار هدفمندی خوب
ملزم به داشتن دو ویژگی است

00:37:53.870 --> 00:37:57.370
اولین ویژگی این است
که باید افراد فقیر را بیابد

00:37:57.370 --> 00:38:00.195
باید چیزی را هدف قرار دهید
که به واقع مانند فقیر بودن باشد

00:38:00.220 --> 00:38:04.370
مثلا میتوانیم بگوییم، میخواهم
بازتوزیع را برای تمام افرادی انجام دهم

00:38:04.395 --> 00:38:09.032
که به شکل طبیعی موی بلوند دارند
و میتوان آزمایش رنگ مو را داشت

00:38:09.114 --> 00:38:10.881
و این موضوع غیر قابل تغییر است

00:38:11.016 --> 00:38:13.225
رنگ طبیعی مو غیر قابل تغییر است

00:38:13.250 --> 00:38:16.829
اما این مورد لزوما بازتوزیع منابع را به
شکلی که ما میخواهیم در جامعه انجام نمیدهد

00:38:17.020 --> 00:38:22.365
افراد با رنگ موی طبیعی بلوند لزوما فقیرتر
از افراد غیر بلوند یا دیگر افراد نیستند

00:38:22.390 --> 00:38:23.920
بنابراین اول باید کسی
را پیدا کرد که فقیر است

00:38:23.920 --> 00:38:30.340
و دومین ویژگی این که ما چیزی را میخواهیم
که به شکل ایدئال غیرقابل تغییر باشد

00:38:32.380 --> 00:38:37.240
به این معنا که میتوانم برای هر
کسی که بلوند از بازتوزیع انجام دهم

00:38:37.240 --> 00:38:39.655
فرض کنیم که افراد بلوند در واقع فقیر باشند

00:38:39.887 --> 00:38:42.064
اما من میتوانم این را با
رنگ کردن موهایم تغییر دهم

00:38:42.089 --> 00:38:44.599
اگر که نتوانید متوجه شوید که
به شکل طبیعی بلوند هستم یا خیر

00:38:45.290 --> 00:38:47.612
بنابراین چیزی را میخواهیم
که پول را به فقیر برساند

00:38:47.656 --> 00:38:49.300
اما همچنین غیرقابل تغییر باشد

00:38:49.815 --> 00:38:51.346
برای مثال

00:38:51.370 --> 00:38:54.765
برای مثال شخصی که به شدت معلولیت دارد

00:38:54.790 --> 00:38:55.680
این مثال خوبی است

00:38:55.680 --> 00:38:57.139
بنابراین فردی که به شدت معلولیت دارد

00:38:57.253 --> 00:39:01.563
هیچ کس خود را به شدت معلول
نمیکند که واجد شرایط دریافت پول شود

00:39:01.769 --> 00:39:03.110
در واقع یک استثنا وجود دارد

00:39:03.110 --> 00:39:05.420
یک جایی در فلوریدا بود به اسم ناب سیتی

00:39:05.445 --> 00:39:08.051
که درش مردم به واقع
اعضای بدن خود را قطع میکردند

00:39:08.076 --> 00:39:10.500
تا واجد شرایط دریافت مزایای پولی شوند

00:39:10.500 --> 00:39:14.265
زمانی در ایالات متحده بود که
یک سوم حوادث منجر به قطع عضو

00:39:14.290 --> 00:39:18.475
در تمام ایالات متحده در یک
شهر در فلوریدا به وقوع میپیوست

00:39:18.500 --> 00:39:21.099
اگر این مثال مشوش کننده را کنار بگذاریم

00:39:21.147 --> 00:39:25.100
فکر نمیکنیم که مردم برای
گرفتن پول خود را معلول کنند

00:39:25.501 --> 00:39:27.225
بعلاوه، این افراد فقیر هستند

00:39:27.250 --> 00:39:29.399
مورد مادران مجرد کمی پیچیده تر است

00:39:29.430 --> 00:39:31.124
والد مجرد بودن...

00:39:31.196 --> 00:39:35.370
آیا امکانش هست که مردم خود را والد
مجرد کنند تا واجد شرایط دریافت پول شوند؟

00:39:35.370 --> 00:39:37.800
فرض کنیم که همسرم و خودم فقیر هستیم

00:39:37.800 --> 00:39:40.075
به هم میگوییم که ببین بیا طلاق بگیریم

00:39:40.599 --> 00:39:42.940
مزدوج نخواهیم بود اما همچنان
میتوانید با یکدیگر رابطه داشته باشیم

00:39:42.940 --> 00:39:45.522
اما از آنجایی که مادر مجرد
میشوی بهت پول انتقال میدهند

00:39:46.080 --> 00:39:48.200
خوب در این صورت این مورد غیرقابل تغییر نیست

00:39:48.200 --> 00:39:50.575
در آن صورت پرسش از لحاظ تجربی این میشود

00:39:50.600 --> 00:39:54.855
تا چه حدودی در نظر گرفتن مادران
مجرد برای مثال ابزار هدفمندی مناسبی هستند

00:39:54.880 --> 00:39:57.030
و پاسخ این است که ابزار خیلی خوبی است

00:39:57.267 --> 00:39:58.990
از قرار معلوم این رفتار بسیار کم رخ میدهد

00:39:58.990 --> 00:40:01.865
راه های هوشمندانه بسیاری برای آزمودن این
وجود دارد که مردم از قصد این کار را میکنند

00:40:01.890 --> 00:40:03.360
از قرار معلوم مردم از
قصد این کار را نمیکنند

00:40:03.360 --> 00:40:05.640
مادر مجرد بودن چیزی
است که مردم واقعا نمیخواهند

00:40:05.640 --> 00:40:07.012
و اساسا اگر کسی مادر مجرد باشد

00:40:07.037 --> 00:40:10.957
این میتواند نشانگر غیرقابل
تغییری از فقرش باشد

00:40:11.280 --> 00:40:13.272
در واقع مشخص شده است

00:40:14.369 --> 00:40:17.510
که بزرگترین مشکلی که در هدفمندی داریم

00:40:17.535 --> 00:40:20.166
هدف قرار دادن افراد فقیر دارای معلولیت نیست

00:40:20.191 --> 00:40:25.372
بلکه برنامه دیگری است که سعی میکند افرادی
که سرکار صدمه میبینند را هدف پرداخت قرار دهد

00:40:25.397 --> 00:40:27.868
برنامه ای با نام بیمه جبران خسارت کارگران

00:40:27.893 --> 00:40:29.896
که بیمه ای برای افرادی
است که سرکار صدمه میبینند

00:40:29.940 --> 00:40:34.824
از قرار معلوم وانمود کردن به
صدمه دیدن سرکار خیلی ساده است

00:40:35.520 --> 00:40:41.445
و در نتیجه این هدف غیرقابل تغییر نیست

00:40:41.470 --> 00:40:46.780
حتی معلولیت نیز کاملا غیرقابل تغییر نیست

00:40:46.780 --> 00:40:51.509
در واقع شواهد بسیاری در این مورد وجود دارد 
چون امروزه اکثر معلولیت ها

00:40:51.534 --> 00:40:56.785
مربوط به افراد فلج یا دیگر موارد
خیلی شدید و ناراحت کننده نیست

00:40:56.810 --> 00:40:58.720
مربوط به افرادی است که معلولیت
های دشوار برای اندازه گیری دارند

00:40:58.720 --> 00:41:01.641
مثل معلولیت های روانی یا درد کمر

00:41:01.666 --> 00:41:05.386
که هیچ آزمایشی برای
ارزیابی آن ها وجود ندارد

00:41:05.690 --> 00:41:07.080
در این صورت

00:41:07.541 --> 00:41:09.497
دانستن این که فردی را
هدف قرار میدهید که واقعا

00:41:09.521 --> 00:41:11.827
نیاز دارد یا کسی که خوب
وانمود میکند، دشوار میشود

00:41:12.350 --> 00:41:17.115
و این دوباره به داد و ستد های دشواری
میان مساوات در برابر بهره وری می انجامد

00:41:17.140 --> 00:41:20.405
از یک سو میخواهیم افراد
واقعا نیازمند را هدف قرار دهیم

00:41:20.430 --> 00:41:22.150
از دیگر سو اگر شخصی تنها در حال وانمود باشد

00:41:22.175 --> 00:41:23.655
نمیخواهیم که به او پول دهیم

00:41:23.720 --> 00:41:28.455
و این دقیقا دشواری هایی است که باید
در این نوع برنامه ها با آن مواجه شویم

00:41:28.480 --> 00:41:30.938
حالا در این شرایط دشواری

00:41:30.963 --> 00:41:33.905
یک برگ برنده واضح ظهور کرده است

00:41:33.930 --> 00:41:37.679
و برگ برنده چیزی است که به آن
میگوییم اعتبار مالیاتی درآمد حاصل شده

00:41:37.704 --> 00:41:40.064
 EITC

00:41:41.910 --> 00:41:44.505
دوباره تکرار میکنیم، اگر
تنها به افراد فقیر پول دهیم

00:41:44.530 --> 00:41:46.600
با مشکلاتی که جلسه پیش دیدیم بر میخوریم

00:41:46.600 --> 00:41:48.629
اگر سعی کنیم گروه های
نیازمند را هدف قرار دهیم

00:41:48.756 --> 00:41:51.607
این مشکل را خواهیم داشت که گاهی
ابزارهای هدفمندی بی نقص نیستند

00:41:51.666 --> 00:41:55.388
و افراد ممکن است برای واجد
شرایط شدن رفتارشان را عوض کنند

00:41:56.250 --> 00:41:58.880
رویکرد سوم چیزی با نام EITC است

00:41:58.880 --> 00:42:01.378
که میگوید به جای آنکه
همینطوری به مردم پول دهیم

00:42:01.403 --> 00:42:05.323
انتقالی با توجه به شرایط کاریشان خواهیم داد

00:42:05.491 --> 00:42:08.873
 میشود یک انتقال پول شرطی

00:42:16.097 --> 00:42:19.680
EITC یارانه بر حقوق است

00:42:19.680 --> 00:42:21.689
به معنای کامل کلمه هرچه بیشتر کار کنید

00:42:21.714 --> 00:42:25.165
تا نقطه خاصی، بیشتر
از دولت پول دریافت میکنید

00:42:25.198 --> 00:42:28.179
برای دیدن این موضوع بریم به شکل آخر جزوه

00:42:28.242 --> 00:42:32.051
شکل 24-4 ساختار اعتبار مالیاتی
درآمد حاصل شده را نشان میدهد

00:42:32.075 --> 00:42:34.285
به این شکل عمل میکند

00:42:34.318 --> 00:42:37.791
اگر درآمدتان زیر 12570 دلار باشد

00:42:37.816 --> 00:42:43.750
فکر میکنم این مورد یک
خانواده با دو بچه باشد

00:42:44.063 --> 00:42:46.775
اگر درآمدشان زیر 12570 دلار باشد

00:42:46.917 --> 00:42:52.055
در آن صورت به ازای هر 1 دلاری که
درآمد کسب میکنند، 40 سنت از دولت میگیرند

00:42:52.080 --> 00:42:53.410
بنابراین مالیاتی منفی است

00:42:53.410 --> 00:42:57.455
به جای مالیات دادن، در واقع به ازای هر 1
دلاری که درآمد کسب میکنند، یارانه میگیرند

00:42:57.487 --> 00:43:00.160
بنابراین به ازای هر 1 دلاری که درآمد
حاصل میکنید، 40 سنت از دولت میگیرید

00:43:00.470 --> 00:43:04.475
تا اینکه به سطح حداکثر 5028 دلاری برسید

00:43:04.666 --> 00:43:08.196
اما آنوقت وقتی که حقوقتان
فراتر از 16400 دلار رسید

00:43:08.221 --> 00:43:11.612
آنوقت به نرخ 21 سنت از یارانه کاسته میشود

00:43:11.637 --> 00:43:15.590
بنابراین حالا مالیات اضافه 21 سنتی به
ازای هر 1 دلاری که کسب میکنید، مقرر میشود

00:43:15.590 --> 00:43:19.145
تا جایی که وقتی به درآمد 40295
دلاری میرسید، برنامه لغو میشود

00:43:19.559 --> 00:43:24.745
این چیزی است که ما به آن
میگوییم انتقال پول شرطی هدفمند

00:43:24.770 --> 00:43:27.447
در آن گروه های کم درآمد
هدف قرار گرفته شده اند

00:43:27.549 --> 00:43:29.960
و بعد با افزایش درآمد کم کم از میان میرود

00:43:30.093 --> 00:43:36.511
اما با گفتن اینکه هرچه بیشتر درآمد کسب کنید

00:43:36.536 --> 00:43:41.560
تا حد مشخصی بیشتر پول از دولت
میگیرید، کارکردن را تشویق میکند

00:43:41.560 --> 00:43:43.870
حالا تاثیرات برنامه
EITC تا حدودی پیچیده است

00:43:43.870 --> 00:43:45.360
امیدوارم بلافاصله متوجه اش شده باشید

00:43:45.360 --> 00:43:46.790
ممکن است بگوید، صبر کن ببینم

00:43:46.790 --> 00:43:48.380
این یکم پیچیده است

00:43:48.380 --> 00:43:54.956
چون از یک سو در مورد هر فردی که
کمتر از 16400 دلار درآمد کسب میکند

00:43:54.981 --> 00:43:56.673
به کارشان یارانه داده میشود

00:43:56.702 --> 00:43:59.842
یا ببخشید، به هر کسی که
کمتر از 12570 دلار درآمد دارد

00:43:59.867 --> 00:44:01.637
میگوییم که هرچه بیشتر کار کنی
بیشتر یارانه میگیری

00:44:02.177 --> 00:44:05.453
اما به محض آنکه درآمد
فراتر از 16400 دلار برود

00:44:05.543 --> 00:44:07.293
به واقع مالیات باید بدهید

00:44:07.476 --> 00:44:09.915
بهت پول میدادیم و حالا داریم پس میگیریمش

00:44:09.940 --> 00:44:12.300
این تفاوتی با مالیات بستن ندارد

00:44:12.300 --> 00:44:16.174
برای مثال شخصی را در نظر
بگیرید که 16400 دلار درآمد دارد

00:44:16.199 --> 00:44:21.689
و به این فکر میکند که 100
دلار بیشتر درآمد کسب کند

00:44:21.825 --> 00:44:23.075
یا شخصی را تصور کنید که درآمدش...

00:44:26.610 --> 00:44:29.822
بله، پس شد شخصی که 16400 دلار درآمد دارد

00:44:30.151 --> 00:44:32.210
و دارد به این فکر میکند که
100 دلار درآمد بیشتر کسب کند

00:44:32.210 --> 00:44:36.715
بنابراین در حال حاضر درآمدش 16400 دلار

00:44:36.740 --> 00:44:40.831
بعلاوه یک چک 5028 دلاری
است که از دولت میگیرد

00:44:42.460 --> 00:44:49.320
بنابراین درآمدش حالا 21248 دلار است

00:44:50.710 --> 00:44:52.150
ببخشید 428

00:44:52.150 --> 00:44:52.850
اشتباه کردم

00:44:52.963 --> 00:44:54.555
یکم در خوانش مشکل دارم

00:44:54.580 --> 00:44:58.730
درآمدش 21428 است

00:44:58.730 --> 00:45:02.640
حالا فرض کنیم که تصمیم میگیرید
100 دلار بیشتر درآمد کسب کند

00:45:02.640 --> 00:45:08.438
اگر 100 دلار بیشتر کسب کند،
درآمد حقوقی اش به 16500 دلار میرسد

00:45:08.756 --> 00:45:11.586
درآمد حقوقی اش به
16500 دلار افزایش پیدا میکند

00:45:11.880 --> 00:45:18.630
اما EITC اش 21 دلار کاهش
پیدا کرده و به 5007 دلار میرسد

00:45:18.630 --> 00:45:23.620
بنابراین درآمد کل او تنها تا
21507 دلار افزایش پیدا میکند

00:45:23.810 --> 00:45:30.340
وقتی که 100 دلار درآمد کسب میکند،
درآمد کلش کمتر از 100 دلار بالا میرود

00:45:30.340 --> 00:45:34.973
بنابراین در حالی که EITC وقتی
که درآمد کمی دارد، انگیزه کار میدهد

00:45:34.998 --> 00:45:40.410
وقتی که درآمدتان افزایش پیدا
میکند، انگیزه کار را کاهش میدهد

00:45:40.410 --> 00:45:44.760
این دوباره نشان میدهد که چرا
سیاست عمومی مفرح و دشوار است

00:45:44.760 --> 00:45:45.970
اینکه همیشه یک داد و ستد وجود دارد

00:45:45.970 --> 00:45:47.350
در این درس همیشه یک داد و ستد وجود دارد

00:45:47.350 --> 00:45:49.250
واقعا اعصاب خرد کن است

00:45:49.250 --> 00:45:51.551
یک داد و ستد وجود دارد
و آن این است که از یک سو

00:45:51.681 --> 00:45:56.565
میخواهیم برنامه را به شکلی هدف گذاری کنیم
که به گروه های با پایین ترین درآمد پول بدهیم

00:45:57.570 --> 00:46:02.145
از دیگر سو وقتی چیزی را مورد هدف قرار
میدهیم، این به این معناست که باید سلبش کنیم

00:46:02.170 --> 00:46:05.370
هدفمندی برابر است با سلب

00:46:05.370 --> 00:46:08.096
این به آن معناست که با هدف قرار
دادن گروه های با پایین ترین درآمد

00:46:08.180 --> 00:46:10.674
مزایا را از افرادی با
درآمد متوسط سلب میکنیم

00:46:11.823 --> 00:46:15.195
و همانطور که به کار گروه
های با پایین ترین درآمد یارانه

00:46:15.219 --> 00:46:18.528
میدهیم، از کار گروه های با
درآمد متوسط مالیات بگیریم

00:46:19.330 --> 00:46:22.540
حالا باید چطور در نظرش بگیریم؟

00:46:22.540 --> 00:46:26.155
کاری که در این مورد میکنیم این
است که به شواهد تجربی رجوع میکنیم

00:46:26.180 --> 00:46:29.380
برنامه EITC در طول زمان بسیار رشد کرده است

00:46:29.380 --> 00:46:31.855
و به شکل خوبی برای گروه های
مختلف به شکل متفاوت رشد کرده است

00:46:31.880 --> 00:46:37.032
برای مثال نسبت به خانواده های بدون فرزند،
برای خانواده های با فرزند زیاد رشد کرده است

00:46:37.080 --> 00:46:39.621
بنابراین کاری که میتوانیم بکنیم
این است که میتوانیم بررسی کنیم که

00:46:39.645 --> 00:46:42.425
با رشد EITC چه اتفاقی در طول
زمان برای این نوع خانواده ها افتاده است

00:46:42.450 --> 00:46:45.260
چه تاثیری روی عرضه نیروی کارشان داشته است

00:46:45.260 --> 00:46:47.370
و نتیجه خیلی شوکه کننده است

00:46:47.370 --> 00:46:49.956
اینکه افزایش بسیار زیادی

00:46:50.019 --> 00:46:52.591
در سهم کار، مخصوصا
مادران مجرد بوجود آمده است

00:46:52.631 --> 00:46:56.495
که به خاطر EITC از عدم کار
کردن به سمت کار کردن رفته اند

00:46:56.520 --> 00:46:59.160
اما دیده نمیشود که به خاطر
EITC کمتر کار کرده باشند

00:46:59.160 --> 00:47:00.957
به این معنا که افراد زیادی خود را از...

00:47:00.982 --> 00:47:02.640
اگر به نمودار برگردید

00:47:02.640 --> 00:47:05.650
میبینیم که افراد بسیاری
خود را از نقطه درآمدی 0

00:47:05.650 --> 00:47:08.060
به بازه درآمدی مثبت کشانده اند

00:47:08.060 --> 00:47:11.795
اما افراد زیادی دیده نمیشوند که از بازه
درآمدی مثبت به درآمد کمتر حرکت کرده باشند

00:47:11.820 --> 00:47:16.321
بنابرین بخش خوب EITC جواب داده است
و بخش بدش هزینه زیادی برایمان نداشته است

00:47:16.870 --> 00:47:17.650
چرا اینگونه است؟

00:47:17.650 --> 00:47:19.950
خوب دو دلیل محتمل است

00:47:19.950 --> 00:47:22.035
یکی میتواند این باشد که ممکن
است افراد در تصمیمشان مبنی

00:47:22.059 --> 00:47:24.455
برکار کردن نسبت به تصمیم در
مورد میزان کارشان، پاسخگوتر باشند

00:47:24.480 --> 00:47:27.240
برای مثال ممکن است اصلا انتخابی
نسبت به میزان کارتان نداشته باشید

00:47:27.240 --> 00:47:30.610
شاید اینطور باشد که یا 40 ساعت در مکدونالد
کار میکنید یا اینکه اصلا کار نمیکنید

00:47:30.635 --> 00:47:33.091
بنابراین پاسخ اول این است که
شاید تصمیم مبنی بر کار کردن یا

00:47:33.115 --> 00:47:35.826
نکردن کشسانی بیشتری نسبت به
تصمیم در مورد میزان کار داشته باشد

00:47:36.511 --> 00:47:38.871
دومین دلیل ممکن است این باشد که
مردم از این برنامه سر در نمی آورند

00:47:38.905 --> 00:47:41.885
و میدانند که چکی بهشان داده میشود
اما این معادلات را در اختیار ندارند

00:47:41.910 --> 00:47:43.370
بنابراین میگویند اگر که اینطور است
که وقتی سرکار بروم پول بهم میدهند

00:47:43.370 --> 00:47:44.150
بنابراین کار میکنم

00:47:44.318 --> 00:47:46.100
اما این حساب را نمیکنند
که اگر 1 ساعت کار کنم

00:47:46.100 --> 00:47:50.290
شاید بتوانم قبض مالیاتی
ام را 21 دلار کاهش دهم

00:47:50.290 --> 00:47:54.230
هر دلیلی که داشته باشد،
برنامه EITC جواب داده است

00:47:54.230 --> 00:47:57.370
مشکل سطل سوراخ را حل کرده است

00:47:57.370 --> 00:47:59.940
در واقع در کف سطل پول گذاشته است

00:47:59.940 --> 00:48:03.100
به این معنا که زمانی که
دولت 1 دلار به شما انتقال میدهد

00:48:03.100 --> 00:48:06.440
در واقع به جای اینکه کمتر پول کسب کنید
بیشتر پول کسب میکنید

00:48:06.440 --> 00:48:10.004
بنابراین نه تنها نشتی در کف
سطل بازتوزیع درآمد را پایان داده ایم

00:48:10.139 --> 00:48:11.282
در واقع بهبود میبخشیم

00:48:11.307 --> 00:48:14.238
بخشی از آن نشتی 40
درصدی که از بالا می آید را

00:48:14.263 --> 00:48:18.150
با تشویق مردم به کار بیشتر تحت
برنامه EITC منحرف کرده ایم

00:48:18.150 --> 00:48:22.175
انتقال را به شکلی انجام میدهیم که
در حقیقت بهره وری را بهبود میبخشد

00:48:22.200 --> 00:48:26.435
بنابراین اساسا میتوانیم برنامه EITC
را به عنوان درزگیر سطل در نظر بگیریم

00:48:26.460 --> 00:48:27.470
درزگیر سطل است

00:48:27.470 --> 00:48:31.095
در واقع با انجام این برنامه به
حل نشتی سطل کمک میکنیم

00:48:31.120 --> 00:48:33.100
حالا ممکن است بگویید که این خیلی خوب است

00:48:33.100 --> 00:48:35.944
این به این معناست که مشکل خود را حل کردیم

00:48:35.969 --> 00:48:38.075
از طریق EITC به فقرا پول پرداخت کرده ایم

00:48:38.232 --> 00:48:40.100
و دیگر در کف سطل نشتی ای وجود ندارد

00:48:40.100 --> 00:48:42.327
اما مسئله دوباره این است
که موضوع به این آسانی نیست

00:48:42.379 --> 00:48:45.449
چون برخی از مردم واقعا نمیتوانند کار کنند

00:48:45.680 --> 00:48:46.890
برخی از مردم واقعا نمیتوانند کار کنند

00:48:46.890 --> 00:48:49.495
بنابراین به برنامه ای برای افرادی
که واقعا نمیتوانند کار کنند نیاز داریم

00:48:49.520 --> 00:48:53.735
بنابراین نظام ایدئال، نظامی است که اگر
واقعا نتوانید کار کنید به شما پول داده شود

00:48:53.760 --> 00:48:56.330
و اگر بتوانید کار کنید
برنامه EITC شامل شما شود

00:48:56.330 --> 00:48:58.741
باز مسئله تصمیم گیری بر
سر این است که چه کسی

00:48:58.765 --> 00:49:01.515
واقعا نمیتواند کار کند و
چه کسی میتواند کار کند

00:49:01.540 --> 00:49:05.410
و بنابراین اساسا میزان نشتی کف سطل

00:49:05.410 --> 00:49:08.333
بستگی به مهارت ما در تشخیص

00:49:08.412 --> 00:49:11.100
افرادی که میتوانند کار کنند و
افرادی که نمیتوانند کار کنند، دارد

