WEBVTT

00:00:23.375 --> 00:00:25.722
بخش موضوعی کلاسمان را

00:00:25.747 --> 00:00:33.405
با بازبینی یک موضوع
مهم دیگر ادامه میدهیم که...

00:00:33.430 --> 00:00:36.750
یکی از مهمترین موضوعات
علم اقتصاد که این است که

00:00:36.750 --> 00:00:39.460
سرمایه از کجا می آید

00:00:39.460 --> 00:00:41.950
ای موضوعی پایه ای در علم اقتصاد است

00:00:41.950 --> 00:00:45.095
و همچنین نقش مرکزی در بحث مالی دارد

00:00:45.120 --> 00:00:47.704
بنابراین بخش اعظم بحثمان امروز...

00:00:47.729 --> 00:00:49.597
اگر میخواهید بیشتر در موردش بدانید
میتوانید کلاس های اقتصاد بیشتری بگذرانید

00:00:49.622 --> 00:00:51.935
اما همچنین کلاس های بیشتری در
دوره کلاسهای 15 هم میتوانید بگذرانید

00:00:51.960 --> 00:00:56.900
خوب در اصل در این ترم زمان
زیادی را صرف بحث در مورد

00:00:56.900 --> 00:00:58.536
یک ورودی به تابع تولید کردیم

00:00:58.561 --> 00:01:00.780
که نیروی کار بود

00:01:00.780 --> 00:01:03.931
در مورد عرضه نیروی کار، تقاضای نیروی کار

00:01:04.051 --> 00:01:06.171
الگوهای انحصار خرید و غیره صحبت کردیم

00:01:06.832 --> 00:01:11.385
اما زیاد در مورد ورودی دیگری به
تابع تولید که سرمایه است، صحبت نکردیم

00:01:11.410 --> 00:01:13.820
خوب تا حدودی به این خاطر
بوده است که مفهوم غامضی است

00:01:13.820 --> 00:01:15.640
چیستی نیروی کار واضح است

00:01:15.640 --> 00:01:18.900
نیروی کار، کارگرانی هستند
که در روند تولید کار میکنند

00:01:18.900 --> 00:01:21.423
موضوع سرمایه کمی دشوارتر است، چون
سرمایه همه چیزهای دیگر در روند تولید است

00:01:21.448 --> 00:01:26.347
دستگاه ها، زمین، ساختمان ها

00:01:26.372 --> 00:01:28.227
و دیگر ورودی های فیزیکی

00:01:28.480 --> 00:01:29.870
و میدانیم که نیروی کار از کجا می آید

00:01:29.870 --> 00:01:31.780
نیروی کار از کار کردن ما تامین میشود

00:01:31.780 --> 00:01:36.305
اما کمتر مشخص است که در
مفهومی تجمیعی، سرمایه از کجا می آید

00:01:36.330 --> 00:01:40.900
خوب، اساسا، نکته کلیدی
این است که تمام اشکال سرمایه

00:01:40.900 --> 00:01:42.880
ویژگی ای مشترک دارند

00:01:42.880 --> 00:01:45.244
تمامی اشکال سرمایه، ویژگی ای مشترک دارند که

00:01:45.269 --> 00:01:50.206
این است که آنچه سرمایه از آن
نمایندگی میکند، هدایت مصرف کنونی

00:01:50.231 --> 00:01:53.870
به سمت تولید و مصرف آینده است

00:01:53.870 --> 00:01:56.995
بنابراین موضوع سرمایه، هدایت مصرف کنونی

00:01:57.195 --> 00:02:00.005
به سمت تولید و مصرف آینده است

00:02:00.370 --> 00:02:03.492
خوب، مفهوم اصلی سرمایه
از کشاورزی نشات گرفته است

00:02:03.571 --> 00:02:07.316
در آنجا مفهوم این بود که کشاورزان
هرساله بخشی از دانه های خود را برمیداشتند

00:02:07.579 --> 00:02:09.066
و به جای آنکه بخورنش

00:02:09.093 --> 00:02:12.983
کنار میگذاشتنش تا تبدیل به
بذر برای کاشت سال بعد شود

00:02:13.190 --> 00:02:14.530
این میشد سرمایه شان

00:02:14.530 --> 00:02:16.620
بنابراین مصرف امسالشان را

00:02:16.626 --> 00:02:18.799
که خوردن دانه هایی بود که
پرورش داده اند، هدایت میکردند

00:02:18.824 --> 00:02:20.671
تا مصرف آینده را

00:02:20.696 --> 00:02:23.092
از طریق کاشت آن بذرها

00:02:23.117 --> 00:02:25.457
و تامین مصرف سال آینده، تولید کنند

00:02:26.070 --> 00:02:30.390
اساسا در اقتصاد نوین هم ایده اش همان است

00:02:30.390 --> 00:02:32.312
و بنابراین زمانی که ما
سرمایه را در نظر میگیریم

00:02:32.396 --> 00:02:40.497
چیزی که میخواهم در نظر بگیرید این است که
اساسا سرمایه را به عنوان پول در نظر بگیرید

00:02:40.530 --> 00:02:43.892
سرمایه را در تابع تولید به
عنوان پولی در نظر بگیرید

00:02:43.917 --> 00:02:46.708
که در تمام دیگر چیزهایی که نیروی
کار نیستند، سرمایه گذاری میکنیم

00:02:46.733 --> 00:02:50.995
روی دستگاه ها، ساختمان ها
و زمین، سرمایه گذاری میکنیم

00:02:51.020 --> 00:02:54.565
بنابراین میخواهیم سرمایه را
نه به عنوان سرمایه ای فیزیکی

00:02:54.590 --> 00:02:56.360
بلکه به عنوان سرمایه مالی در نظر بگیریم

00:02:56.360 --> 00:02:59.933
به این شکل میتوان آن حرف
K تجمیعی را در نظر گرفت

00:02:59.989 --> 00:03:01.160
سرمایه مالی است

00:03:01.160 --> 00:03:04.541
پولی است که در تولید
کالاها سرمایه گذاری شده است

00:03:04.566 --> 00:03:06.786
در ساخت ماشین، ساخت ساختمان ها

00:03:06.940 --> 00:03:08.510
و همچنین چیزهایی

00:03:08.510 --> 00:03:09.550
خوب؟

00:03:09.550 --> 00:03:13.550
حالا، در اصل شرکت ها این
پول را از کجا به دست می آورند؟

00:03:13.550 --> 00:03:14.410
خوب فرض کنیم که شما یک شرکت هستید

00:03:14.410 --> 00:03:18.595
میخواهید ساختمانی بسازید یا
دستگاه جدیدی بسازید یا همچنین چیزی

00:03:18.620 --> 00:03:20.440
شرکت ها پولش را از کجا می آورند؟

00:03:20.440 --> 00:03:23.500
پول را از بازارهای سرمایه به دست می آورند

00:03:23.500 --> 00:03:26.420
بازارهای سرمایه در اصل منابع پولی ای هستند

00:03:26.586 --> 00:03:31.300
که شرکت ها از آن برای سرمایه
گذاری و تولید سرمایه استفاده میکنند

00:03:31.300 --> 00:03:32.900
بنابراین یک بازار مالی...

00:03:32.900 --> 00:03:34.777
به معنای واقعی کلمه آن را به
عنوان استخری از پول در نظر بگیرید

00:03:34.857 --> 00:03:37.111
که وجود دارد و شرکت
ها میتوانند به آن وصل شوند

00:03:37.147 --> 00:03:41.930
اگر بخواهند ساختمانی بسازند یا
دستگاهی بسازند یا زمینی بخرند

00:03:41.930 --> 00:03:45.890
برای این سرمایه گذاری ها به
بازارهای سرمایه وصل میشوند

00:03:45.890 --> 00:03:51.224
بنابراین در حالی که سرمایه از لحاظ
فیزیکی نماینده بسیار چیزهای متفاوتی است

00:03:51.249 --> 00:03:53.116
از لحاظ مالی یک چیز را نمایندگی میکند

00:03:53.342 --> 00:03:58.063
که استخری از پول است که
شرکت ها برای سرمایه گذاری،

00:03:58.170 --> 00:04:02.310
برای هدایت مصرف کنونی به
مصرف آینده، به آن وصل میشوند

00:04:03.566 --> 00:04:05.508
منبع پولی است که شرکت ها برای
سرمایه گذاری به آن وصل میشوند

00:04:05.539 --> 00:04:06.909
منظورمان از سرمایه این است

00:04:07.060 --> 00:04:10.170
با بازار سرمایه از آن
منبع پول نمایندگی میکنیم

00:04:10.170 --> 00:04:12.847
بنابراین سرمایه را
سرمایه مالی در نظر بگیرید

00:04:12.878 --> 00:04:16.715
و بازار سرمایه که در آن این
سرمایه را به دست می آورید را

00:04:16.740 --> 00:04:19.721
به عنوان یک استخر پول در نظر
بگیرید که شرکت ها به آن وصل میشوند

00:04:19.746 --> 00:04:23.397
تا سرمایه گذاری کرده و
به سمت آینده هدایت کنند

00:04:23.730 --> 00:04:27.420
حالا این عرضه پول از کجا می آید؟

00:04:27.420 --> 00:04:28.800
این عرضه پول از کجا می آید؟

00:04:28.800 --> 00:04:34.045
خوب از تصمیم خانوارها مبنی بر
میزانی که میخواهند پس انداز کنند، می آید

00:04:34.070 --> 00:04:36.760
بنابراین منبع پول در بازارهای سرمایه

00:04:36.888 --> 00:04:39.901
منبع پولی که شرکت ها برای
ساخت سرمایه به آن متصل میشوند

00:04:40.075 --> 00:04:45.410
از تصمیم خانوارها مبنی بر میزانی که
میخواهند پس انداز کنند، نشات میگیرد

00:04:45.410 --> 00:04:49.665
پس حالا ارتباطش را با نیروی کار که
ورودی دیگر در تابع تولید بود را میبینیم

00:04:49.690 --> 00:04:53.174
درست همانطور که تصمیمی
خانوارها مبنی بر میزان کارشان

00:04:53.378 --> 00:04:56.163
ورودی نیروی کار را
در تابع تولید، تعیین میکند

00:04:56.750 --> 00:04:59.313
تصمیم خانوارها مبنی بر میزان پس اندازشان

00:04:59.526 --> 00:05:04.020
ورودی سرمایه را در تابع تولید، تعیین میکند

00:05:04.045 --> 00:05:06.628
بنابراین همانطور که تصمیم من
مبنی بر میزان کاری که میخواهم بکنم

00:05:06.653 --> 00:05:09.516
تعیین گر میزان نیروی کار
در دسترس شرکت ها است

00:05:09.610 --> 00:05:13.835
تصمیم من مبنی بر میزانی که میخواهم پس
انداز کنم، چیزی است که این منبع را پر میکند

00:05:13.860 --> 00:05:16.872
بنابراین این منبع سرمایه مالی

00:05:16.945 --> 00:05:19.144
از طریق پس انداز خانوارها پر میشود

00:05:19.169 --> 00:05:23.410
و از طریق تقاضای شرکت ها
برای سرمایه گذاری، تخلیه میشود

00:05:23.410 --> 00:05:27.015
و بازارهای سرمایه به این شکل عمل میکنند

00:05:28.050 --> 00:05:31.275
بنابراین اگر تعادل در بازار
سرمایه را در نظر بگیریم...

00:05:31.300 --> 00:05:35.750
اگر به شکل 21-1 بروید

00:05:35.750 --> 00:05:37.600
در بازارهای سرمایه تعادل داریم

00:05:37.600 --> 00:05:39.358
درست مانند چیزی است که
در موردش صحبت کردیم...

00:05:39.383 --> 00:05:40.835
این بازار عامل دیگر است

00:05:40.860 --> 00:05:42.962
همانطور که در مورد بازار
نیروی کار صحبت کردیم

00:05:43.003 --> 00:05:47.344
و اینکه چه چیزی نرخ حقوق را در سطح
بهینه استخدام نیروی کار را تعیین میکند

00:05:47.369 --> 00:05:48.530
در مورد بازارهای سرمایه
هم همین موضوع صادق است

00:05:48.530 --> 00:05:50.950
تقاضایی برای سرمایه وجود دارد

00:05:50.950 --> 00:05:53.550
این از تقاضای شرکت ها
برای سرمایه گذاری می آید

00:05:53.550 --> 00:05:54.740
شرکت ها دستگاه های جدید میخواهند

00:05:54.740 --> 00:05:56.530
ساختمان های جدید میخواهند

00:05:56.530 --> 00:06:00.137
شیب آن رو به پایین است چون در ابتدا

00:06:00.263 --> 00:06:02.583
تقاضای بسیار بالایی برای سرمایه وجود دارد

00:06:02.750 --> 00:06:07.220
اما تولید حاشیه ای نزولی وجود دارد

00:06:07.220 --> 00:06:10.009
هرچه سرمایه بیشتری داشته
باشم، در حاشیه کم ارزش تر میشود

00:06:10.034 --> 00:06:12.060
و کمتر تمایل به پرداخت برای آن را دارم

00:06:12.060 --> 00:06:15.036
بنابراین منحنی سرمایه شیب رو به پایین دارد

00:06:15.136 --> 00:06:17.731
و منحنی عرضه شیب رو به بالا دارد

00:06:17.810 --> 00:06:22.120
و قیمت در این بازار، نرخ بهره است

00:06:22.120 --> 00:06:23.460
نرخ بهره چیست؟

00:06:23.460 --> 00:06:26.584
نرخ بهره، نرخی است
که باید به خانوارها بپردازید

00:06:26.609 --> 00:06:28.939
تا تمایل داشته باشند به شما پول وام بدهند

00:06:29.050 --> 00:06:30.683
بنابراین نرخ بهره با حرف i

00:06:30.708 --> 00:06:35.590
نرخی است که باید به خانوارها بدهید
تا راضی شوند به شما پول وام بدهند

00:06:35.590 --> 00:06:42.214
بنابراین اگر این نرخ بهره خیلی بالا باشد

00:06:42.298 --> 00:06:44.587
شرکت ها سرمایه گذاری زیادی تقاضا نمیکنند

00:06:44.644 --> 00:06:46.214
چون باید پول زیادی بپردازند

00:06:46.239 --> 00:06:49.485
تا سرمایه مالی را راضی کنند که
آن سرمایه گذاری را تامین مالی کند

00:06:49.510 --> 00:06:52.941
اما خانوارها خوشحال خواهند بود
که مقادیر زیادی پس انداز عرضه کنند

00:06:53.023 --> 00:06:57.445
چون بهای بالایی برای
آن به ایشان پرداخت میشود

00:06:57.493 --> 00:06:58.999
بنابراین در اساس

00:07:00.155 --> 00:07:03.290
نرخ بهره به عنوان قیمتی
تعادل بخش در این بازار عمل میکند

00:07:03.290 --> 00:07:07.288
درست همانطور که حقوق در بازار نیروی
کار به عنوان بهایی تعادل بخش عمل میکند

00:07:07.313 --> 00:07:08.470
نرخ بهره

00:07:08.613 --> 00:07:11.650
نرخ بهره به عنوان قیمتی تعادل
بخش در بازار سرمایه عمل میکند

00:07:11.650 --> 00:07:16.060
به مراتب اینکه نرخ بهره افزایش یابد
مردم خواهند خواست که بیشتر پس انداز کنند

00:07:16.172 --> 00:07:18.705
پول بیشتری در آن منبع سرمایه میریزند

00:07:18.730 --> 00:07:20.616
و شرکت ها وام کمتری خواهند خواست

00:07:20.687 --> 00:07:23.260
و پول کمتری از آن منبع سرمایه بیرون میکشند

00:07:23.260 --> 00:07:27.763
و زمانی که عرضه و تقاضا
در نقطه e به تعادل برسد

00:07:27.788 --> 00:07:31.375
جایی است که بیرون کشیدن سرمایه
از منبع از جانب شرکت ها دقیقا

00:07:31.400 --> 00:07:34.660
به همان نرخی است که
مردم پول در آن منبع میریزند

00:07:34.660 --> 00:07:37.320
و اینجا تعادل حاصل خواهد شد

00:07:37.320 --> 00:07:39.910
خوب، بنابراین میخواهیم روی...

00:07:39.910 --> 00:07:42.440
برای جلسه امروز و همچنین جلسه بعدی...

00:07:42.440 --> 00:07:46.155
میخواهیم روی این تمرکز کنیم که چه چیزی میزان
پولی که وارد آن منبع میشود را مشخص میکند

00:07:46.180 --> 00:07:49.895
میدانیم که چه چیزی نرخ بیرون کشیدن سرمایه
از آن منبع را از جانب شرکت ها تعیین میکند

00:07:49.920 --> 00:07:54.804
از طریق تابع تولید و تمام دیگر چیزهایی که
در جلسات نظریه تولید یاد گرفتیم، تعیین میشود

00:07:55.003 --> 00:07:58.310
از طریق آن ها میتوانید به تقاضای
بهینه خود برای سرمایه برسید

00:07:58.310 --> 00:08:01.060
ایزوکاست ها ایزوکوانت ها تعیین میشود

00:08:01.060 --> 00:08:03.310
و به مقادیر K* میرسیم

00:08:03.310 --> 00:08:06.730
اما چه چیزی آنچه وارد
منبع میشود را تعیین میکند؟

00:08:06.755 --> 00:08:09.511
این تصمیم خانوارها مبنی
بر پس انداز، خواهد بود

00:08:09.536 --> 00:08:13.782
و ما میگوییم که تصمیم خانوارها مبنی
بر پس انداز از طریق روندی تعیین میشود

00:08:13.807 --> 00:08:17.180
که به آن میگوییم انتخاب بینازمانی

00:08:20.968 --> 00:08:26.348
انتخاب بینازمانی

00:08:26.863 --> 00:08:28.863
انتخاب بینازمانی

00:08:29.094 --> 00:08:35.748
که میگوید در اصل به جای اینکه در نظر
بگیریم که شخصی بین سیب و موز انتخاب میکند

00:08:36.094 --> 00:08:41.125
اینطور در نظر میگیریم که بین مصرف
امروز و مصرف فردا، انتخاب میکند

00:08:41.150 --> 00:08:45.040
بنابراین برهه های زمانی مختلف را
مانند کالاهای مختلف در نظر بگیرید

00:08:45.040 --> 00:08:47.719
و من دارم بین مصرف در امروز

00:08:47.745 --> 00:08:49.505
و مصرف در فردا، انتخاب میکنم

00:08:49.680 --> 00:08:51.720
این انتخاب بینازمانی من است

00:08:51.720 --> 00:08:55.709
نرخی که در آن من انتخاب میکنم که

00:08:55.982 --> 00:08:59.215
مصرف را در برهه های
زمانی مختلف داد و ستد کنم

00:08:59.240 --> 00:09:01.710
برای مثال، بیاید نشان بدهیم چطور عمل میکند

00:09:01.710 --> 00:09:06.555
بیاید فرض کنیم که من دارم انتخاب
میکنم که آیا به ام آی تی بگویم که ببینید

00:09:06.580 --> 00:09:08.410
من نمیخواهم سال آینده کار کنم

00:09:08.410 --> 00:09:09.600
میخواهم خانه بمانم و از بچه هایم مراقبت کنم

00:09:09.600 --> 00:09:10.730
قرار نیست پولی به من بپردازید

00:09:10.730 --> 00:09:14.000
یک مرخصی بدون حقوق یک ساله میگیرم

00:09:14.108 --> 00:09:18.725
این کاری است که اساتید میتوانند
با اعلام قبلی به مدیر انجام دهند

00:09:18.750 --> 00:09:20.300
بنابراین برای سال دیگر یک
مرخصی بدون حقوق میگیرم

00:09:20.300 --> 00:09:22.574
دارم به انجامش فکر میکنم

00:09:23.308 --> 00:09:26.650
حالا باید بگویم که خوب باشه

00:09:26.650 --> 00:09:28.211
سال دیگر قرار است این
مرخصی بدون حقوق را بگیرم

00:09:28.236 --> 00:09:32.840
بعد از یک سال هم برمیگردم و همه
چیز از آنجا به بعد مثل قبل خواهد بود

00:09:32.840 --> 00:09:35.627
پس فقط موضوع این است که سال
آینده قرار است مرخصی بدون حقوق بگیرم

00:09:35.652 --> 00:09:38.319
باید تصمیم بگیرم که چطور مصرف ام را

00:09:38.344 --> 00:09:40.387
بین امسال که در حال کار هستم

00:09:40.412 --> 00:09:43.360
و سال آینده که مرخصی
بدون حقوق میگیرم، توزیع کنم

00:09:43.360 --> 00:09:47.930
و فرض کنیم که حقوق من
80 هزار دلار در سال است

00:09:47.955 --> 00:09:49.772
حالا یک کاری که میتوانم بکنم

00:09:49.797 --> 00:09:53.781
این است که میتوانم تمام 80
هزار دلار را امسال مصرف کنم

00:09:53.806 --> 00:09:56.870
و سال آینده هیچ مصرفی نداشته باشم

00:09:56.870 --> 00:10:00.518
این برآیند خیلی راضی کننده
ای نخواهد بود چون خواهم مرد

00:10:00.673 --> 00:10:04.883
این مسلما برآیند خیلی
راضی کننده ای نخواهد بود

00:10:05.541 --> 00:10:07.237
اما جایگزینش چیست؟

00:10:07.262 --> 00:10:09.487
ام آی تی امسال به من حقوق میدهد

00:10:09.617 --> 00:10:11.455
و سال آینده به من حقوق نمیدهند

00:10:11.480 --> 00:10:12.750
جایگزینش چیست؟

00:10:12.750 --> 00:10:15.571
خوب گزینه جایگزین این
است که میتوانم پس انداز کنم

00:10:16.174 --> 00:10:17.877
و منظورمان از پس انداز کردن

00:10:17.902 --> 00:10:22.845
این است که میتوانم بخشی از پولی که
در می آورم را به شرکت ها وام دهم

00:10:22.885 --> 00:10:25.140
تا روی سرمایه فیزیکی خود سرمایه گذاری کنند

00:10:25.165 --> 00:10:29.177
و در ازای آن به من بهره دهند

00:10:29.202 --> 00:10:35.435
و سال آینده میتوانم با بهره ای
که از آن وام میگیرم، زندگی کنم

00:10:35.460 --> 00:10:40.982
حالا من به معنای واقعی کلمه پیش
شرکت جنزایم، مایکروساف یا اپل نمیروم

00:10:41.007 --> 00:10:43.695
که بگویم که میخواهم به شما
وام دهم و با آن ها مذاکره کنم

00:10:43.720 --> 00:10:45.350
این مسلما غیرممکن است

00:10:45.595 --> 00:10:53.845
کاری که میکنم این است که به شکل نامحصوص از
طریق جوانب مختلف باراز مالی به شرکت وام میدهم

00:10:53.870 --> 00:10:57.510
خوب کسی میداند چطور میتوانم
نامحصوص به شرکتی وام دهم؟

00:10:57.510 --> 00:10:58.190
فرض کنیم که میخواهم...

00:10:58.190 --> 00:10:58.460
بله؟

00:10:58.460 --> 00:10:59.389
بانک ها

00:10:59.560 --> 00:10:59.960
بانک ها

00:10:59.960 --> 00:11:00.940
توضیح دهید منظورتان چیست

00:11:00.940 --> 00:11:04.548
پول را به حساب پس
اندازی در بانک قرار میدهید

00:11:04.573 --> 00:11:08.145
بانک به شما یک نرخ بهره ای میدهد تا بتواند

00:11:08.170 --> 00:11:11.019
از پول شما برای وام دادن به شرکت های بزرگتر

00:11:11.044 --> 00:11:13.010
که میخواهند پول از بانک
بیرون بکشند، استفاده کند

00:11:13.010 --> 00:11:16.547
و بانک ها هم در عوض از دیگر شرکت هایی

00:11:16.572 --> 00:11:20.080
که روی آنچه بیرون کشیده
اند، بهره میدهند، پول میگیرند

00:11:20.080 --> 00:11:20.620
دقیقا

00:11:20.620 --> 00:11:23.260
ما به بانک ها میگوییم واسط های مالی

00:11:23.386 --> 00:11:26.140
این به این معناست که آن
ها در واقع افرادی هستند

00:11:26.140 --> 00:11:29.060
که میتوانند با شرکت ها
ارتباط گرفته این وام ها را بدهند

00:11:29.060 --> 00:11:32.640
به عبارت دیگر من
مستقیما به جنزایم وام نمیدهم

00:11:32.640 --> 00:11:34.920
من به بانک ...

00:11:34.920 --> 00:11:36.850
بانک سیتیزن که در آن حساب دارم، وام میدهم

00:11:36.850 --> 00:11:38.650
و بانک سیتیزن به جنزایم وام میدهد

00:11:38.650 --> 00:11:43.240
بانک سیتیزن به من بهره
ای روی پس اندازم میدهد

00:11:43.240 --> 00:11:44.986
البته الان نزدیک به صفر
است، بعدا بهش میپردازیم

00:11:45.011 --> 00:11:48.110
اما اساسا به من مبلغی نرخ بهره میدهد

00:11:48.110 --> 00:11:51.854
جنزایم نرخ بهره ای
برای وام از بانک میپردازد

00:11:52.032 --> 00:11:53.772
که بالاتر از آنچه است که به من میپردازند

00:11:53.898 --> 00:11:56.868
و ما به تفاوتش میشود سود بانک

00:11:57.210 --> 00:12:00.877
بنابراین یک راهی که از
طریق آن میتوانم وام بدهم

00:12:01.038 --> 00:12:03.135
این است که میتوانم پول را
در بانک بگذارم و بهره بگیرم

00:12:03.160 --> 00:12:06.010
ما پول گذاشتن در بانک را وام دادن به حساب
نمی آوریم، اما در اصل همین کار را میکنیم

00:12:06.010 --> 00:12:08.640
داریم به بانک وام میدهیم

00:12:08.640 --> 00:12:11.465
و آن ها برای آن وام به ما
نرخ بهره ای به مقدار i میدهند

00:12:11.490 --> 00:12:12.850
دیگر چه کاری میتوان کرد؟

00:12:12.850 --> 00:12:13.580
دیگر از چه راهی میشود...

00:12:13.580 --> 00:12:13.915
بله؟

00:12:13.915 --> 00:12:15.559
میتوان سهام خرید

00:12:15.730 --> 00:12:17.200
میتوان سهام خرید

00:12:17.200 --> 00:12:20.903
پس به عبارت دیگر من میتوان
مستقیما پیش یک شرکت سهامی عام بروم

00:12:20.928 --> 00:12:23.990
و میتوانم قسمتی از 80 هزار دلارم را بردارم

00:12:23.990 --> 00:12:25.730
و سهام آن شرکت را بخرم

00:12:25.730 --> 00:12:28.690
در این صورت در اصل
دارم مستقیما به آن ها وام میدهم

00:12:28.690 --> 00:12:29.590
مستقیما دارم به آن ها پول میدهم

00:12:29.590 --> 00:12:33.620
وامی نیست که مانند وام بانکی بازپرداخت شود

00:12:33.620 --> 00:12:37.905
وامی است که بازپرداختش از طریق
امید به این است که سهامم ارزشمندتر شود

00:12:37.930 --> 00:12:41.405
یا از طریق تقسیم سود

00:12:41.430 --> 00:12:42.770
خوب چطور میتوان وام دهم

00:12:42.770 --> 00:12:43.940
یکی این بود که میتوانستم
سرمایه گذاری...

00:12:43.940 --> 00:12:46.480
میتوانم پول در بانک بگذارم

00:12:46.480 --> 00:12:48.100
راه دیگر این است که میتوانم سهام بخرم

00:12:48.100 --> 00:12:52.151
میتوان پول در بانک بگذارم
و بانک به من بهره میدهد

00:12:52.522 --> 00:12:56.062
میتوانم سهام بخرم و این سهام
به دو طریق بازپرداخت میکند

00:12:56.150 --> 00:13:00.108
یکی اینکه بسیاری از شرکت ها مبلغی
که ما به آن میگوییم سود سهام، میپردازند

00:13:00.154 --> 00:13:01.644
اسمش سود سهام است

00:13:01.669 --> 00:13:07.545
که پرداخت دوره ای چهارماهه ای است
که شرکت ها به سهامدارانشان میپردازند

00:13:07.578 --> 00:13:09.601
بنابراین اگر در شرکتی که سود
سهام میدهد سرمایه گذاری کنم

00:13:09.626 --> 00:13:12.036
هر چهارماه از آن شرکت یک چک میگیرم

00:13:12.076 --> 00:13:13.896
که به نسبت سرمایه گذاری ام است

00:13:13.956 --> 00:13:17.103
راه دیگرش چیزی است
که به آن میگوییم سود سرمایه

00:13:17.473 --> 00:13:20.790
که به این معناست که
ارزش سهم میتواند بالاتر برود

00:13:20.790 --> 00:13:22.339
بنابراین اگر سال آینده سهام بالا برود

00:13:22.364 --> 00:13:24.224
اگر بازار سهام با ثبات حرکت کند...

00:13:24.249 --> 00:13:25.392
البته اینطور نیست، بالا و پایین میشود

00:13:25.416 --> 00:13:26.270
بعدا بهش میپردازیم

00:13:26.316 --> 00:13:27.315
اما اگر با ثبات به بالا حرکت کند

00:13:27.339 --> 00:13:32.433
میتوان بخشی از آن سهام را سال
آینده بفروشم و پول اضافه ای داشته باشم

00:13:32.590 --> 00:13:35.070
بنابراین این همه کار دیگری است
که میتوانم با 80 هزار دلارم بکنم

00:13:35.070 --> 00:13:37.670
میتوانم با خرید سهام به شرکتی وام دهم

00:13:37.670 --> 00:13:38.890
دیگر از چه راهی میتوانم به شرکتی وام بدهم؟

00:13:38.890 --> 00:13:39.645
بله؟

00:13:39.645 --> 00:13:42.270
دقیق نمیدانم تفاوتش در چیست

00:13:42.295 --> 00:13:45.301
نمیتوان همچنین پول را در صندوق های
سرمایه گذاری مشترک، سرمایه گذاری کرد؟

00:13:45.326 --> 00:13:47.100
صندوق سرمایه گذاری مشترک...
نکته خوبی است

00:13:47.100 --> 00:13:49.120
این میشود وام دادن ...

00:13:49.120 --> 00:13:56.165
صندوق سرمایه گذاری مشترک در واقع
وام دادن به مجموعه ای از شرکت هاست

00:13:56.190 --> 00:13:58.500
بنابراین از راه های متفاوتی
میتوانم با سهام کار کنم

00:13:58.500 --> 00:14:01.190
میتوانم در صندوق سرمایه گذاری
مشترک وارد شوم، میتوانم سهام فردی بگیرم

00:14:01.190 --> 00:14:01.941
راه های متفاوت بسیاری وجود دارد

00:14:01.966 --> 00:14:03.720
اما همه اشکال متفاوت خرید سهام هستند

00:14:03.830 --> 00:14:04.150
بله؟

00:14:04.150 --> 00:14:04.731
میتوانید اوراق قرضه بخرید

00:14:04.786 --> 00:14:05.640
میتوان اوراق قرضه خرید

00:14:05.640 --> 00:14:09.040
میتوان اوراق قرضه شرکت ها را خرید که در آن
صورت به معنای واقعی کلمه به شرکت وام میدهیم

00:14:09.110 --> 00:14:10.090
سهام در حقیقت وام نیستند

00:14:10.090 --> 00:14:12.875
به معنای واقعی کلمه مالکیت شرکتی
را میخرم و بهم بازپرداخت میکنند

00:14:12.900 --> 00:14:17.274
میتوانم اوراق قرضه شرکتی بخرم

00:14:19.220 --> 00:14:21.290
میتوانم اوراق قرضه شرکتی بخرم

00:14:21.358 --> 00:14:25.310
و نوع عملکردشان این است
که واسطه را حذف میکنند

00:14:25.310 --> 00:14:28.310
من به بانک سیتیزن وام نمیدهم
که آن ها به شرکت وام بدهند

00:14:28.310 --> 00:14:30.950
خودم به شرکت وام میدهم و
آن ها به من بازپرداخت میکنند

00:14:30.950 --> 00:14:32.050
این میشود اوراق قرضه شرکتی

00:14:32.050 --> 00:14:37.110
از اینها گذشته همچنین میتوانم
اوراق قرضه دولتی بخرم

00:14:37.360 --> 00:14:40.595
احتمالا میدانید که دولت در حال حاضر
تراز منفی بیش از یک تریلیون دلاری دارد

00:14:40.620 --> 00:14:42.068
کسی باید تامین مالی اش کند

00:14:42.093 --> 00:14:45.244
بنابراین میتوانید به دولت وام
دهید و از دولت بازپرداخت بگیرید

00:14:45.500 --> 00:14:46.880
بیاید دولت را فعلا کنار بگذاریم

00:14:46.880 --> 00:14:48.097
تمرکز کنیم به بحثی که تا حالا داشتیم

00:14:48.265 --> 00:14:50.490
چون در الگوهایمان بخش دولتی نداشته ایم

00:14:50.490 --> 00:14:52.550
فعلا فقط ما و شرکت ها هستیم

00:14:52.550 --> 00:14:54.220
پس بیاید کانال دولتی را کنار بگذاریم

00:14:54.220 --> 00:14:58.735
اما کار دیگری که میتوانم با پولم بکنم این
است که میتوانم از طریق اوراق قرضه وام بدم

00:14:58.760 --> 00:15:00.780
نکته این است که آن 80 هزار دلار...

00:15:00.780 --> 00:15:01.800
بله، ببخشید...

00:15:01.800 --> 00:15:04.456
در مورد سهام، اگر سهمی از شرکتی را بخرم

00:15:04.481 --> 00:15:08.975
اینطور نیست که معمولا از
طریق بازارهای ثانویه باشد؟

00:15:09.000 --> 00:15:10.880
پولی به شرکت نمیدهم

00:15:10.880 --> 00:15:13.949
پول را به سهامدار قبلی میدهم

00:15:14.480 --> 00:15:15.320
درست است

00:15:15.320 --> 00:15:19.709
این اساسا به این بستگی دارد که آیا سهام
حاشیه ای از صدور سهم جدید از طریق شرکت می آید

00:15:19.871 --> 00:15:22.907
یا آنکه سهامی است که از پیش
در بازار ثانویه در جریان است

00:15:23.010 --> 00:15:23.880
نکته خوبی است

00:15:23.880 --> 00:15:26.540
بنابراین در منطقی...

00:15:26.540 --> 00:15:27.615
در مورد اوراق قرضه هم به همین صورت است

00:15:27.650 --> 00:15:29.370
اوراق قرضه زیادی در
بازارهای ثانویه داد و ستد میشوند

00:15:29.370 --> 00:15:31.071
من الگوی ساده ای را در
نظر گرفته ام که در آن اساسا

00:15:31.096 --> 00:15:33.270
سهام های تازه از جانب شرکت
صادر میشوند و من آن ها را میخرم

00:15:33.270 --> 00:15:34.470
از لحاظ فنی تر حق با شماست

00:15:34.470 --> 00:15:36.355
بین مردم داد و ستد میشود

00:15:36.522 --> 00:15:38.670
اما این موضوع را پیچیده میکند

00:15:38.670 --> 00:15:41.630
بیاید این را فعلا کنار بگذاریم

00:15:41.630 --> 00:15:44.480
بنابراین اساسا، نکته این
است که با 80 هزار دلارم

00:15:44.480 --> 00:15:47.720
میتوانم کارهای زیادی انجام دهم

00:15:47.720 --> 00:15:50.520
تمام آن ها نرخی را به دست من میدهند...

00:15:50.520 --> 00:15:53.787
نکته کلیدی این است که
تمام آن ها این ویژگی را دارند

00:15:53.867 --> 00:15:58.492
که من دارم مصرف امروز را
به مصرف فردا، هدایت میکنم

00:15:58.890 --> 00:16:03.120
بخشی از پولم را بر میدارم و بجای
اینکه امسال که دارم کار میکنم آن را بخورم

00:16:03.146 --> 00:16:06.633
به نوع و شکلی آن را وام میدهم

00:16:06.658 --> 00:16:12.116
و سال آینده وقتی کار
نمیکنم، بازپرداختش را میگیرم

00:16:12.150 --> 00:16:14.090
و میتوانم به این شکل خلاصه اش کنیم...

00:16:14.090 --> 00:16:16.345
حالا این مجموعه سازوکارهای
خیلی پیچیده ای است

00:16:16.370 --> 00:16:18.190
حتی اگر مسائل بازارهای
ثانویه را در نظر نگیریم

00:16:18.190 --> 00:16:23.060
و این یک ترم از کلاس 15401 را شامل میشود

00:16:23.060 --> 00:16:25.280
این در اصل یک ترم از نظریه مالی است

00:16:25.280 --> 00:16:27.835
اما اساسا کاری که میخواهیم بکنیم
این است که همه اینها را فشرده کنیم

00:16:27.897 --> 00:16:31.250
و بگوییم که من مقادیری
نرخ بهره روی پولم میگیرم

00:16:31.250 --> 00:16:32.834
به هر طریقی که این کار را بکنم

00:16:32.913 --> 00:16:36.864
فرض کنیم که به شکلی پولم را از
طریق یکی از این ساز و کارها هدایت کنم

00:16:37.075 --> 00:16:40.425
و پولم مقادیری نرخ بهره
برابر با i را به دست دهد

00:16:40.450 --> 00:16:43.400
متوجه هستید که پشت این موضوع راه های
متفاوت بسیاری برای رسیدن به نرخ بهره است

00:16:43.425 --> 00:16:45.140
اما فعلا ساده سازی اش میکنیم و میگوییم

00:16:45.140 --> 00:16:48.540
موضوع اصلی است که
مصرفم را اکنون هدایت میکنم

00:16:48.540 --> 00:16:54.205
و این نفع بهره ای روی آن مصرف
هدایت شده به میزان i به دست میدهد

00:16:54.237 --> 00:16:58.495
این به این معناست که به
ازای هر دلاری که هدایت میکنم

00:16:58.550 --> 00:17:02.325
سال آینده 1 بعلاوه i دلار به دست می آورم

00:17:02.350 --> 00:17:06.120
بنابراین به ازای هر 1 دلار مصرفی که
از طریق یکی از این اشکال هدایت میکنم

00:17:06.145 --> 00:17:11.895
سال آینده 1 بعلاوه i دلار به دست می آورم

00:17:11.920 --> 00:17:14.878
بنابراین اساسا، به معنای
واقعی کلمه اگر بخواهم، میتوانم...

00:17:14.903 --> 00:17:18.564
برای مثال فرض کنیم که نرخ بهره 10 درصد باشد

00:17:18.589 --> 00:17:20.853
حالا این به این معناست
که به معنای واقعی کلمه به

00:17:20.877 --> 00:17:23.140
جای مصرف 80 هزار دلار
در امسال و هیچی در سال آینده

00:17:23.165 --> 00:17:24.740
میتوانم امسال هیچی مصرف نکنم

00:17:24.740 --> 00:17:28.259
و سال آینده 88 هزار دلار مصرف کنم

00:17:28.368 --> 00:17:31.363
مسلما این هم زیاد رضایت بخش نیست

00:17:31.570 --> 00:17:33.520
بنابراین چطور در نظرش میگیریم؟

00:17:33.520 --> 00:17:37.485
اینطور در نظرش میگیریم که
شکل 21-2 نشان میدهد که...

00:17:37.510 --> 00:17:40.515
شکل 21-2 نمودار پیچیده ای
است که باید به آن عادت کنیم

00:17:40.540 --> 00:17:43.929
این الگوی انتخاب بینازمانی را نشان میدهد

00:17:43.954 --> 00:17:46.194
به آن جایگزینی بینازمانی هم میگوییم

00:17:46.520 --> 00:17:52.782
موضوع این است که به جای اینکه بردار
x پیتزا باشد و بردار y فیلم یا هرچیز دیگر

00:17:52.807 --> 00:17:55.915
حالا بردار x مصرف برهه زمانی اول است

00:17:55.940 --> 00:17:57.610
و بردار y مصرف برهه زمانی دوم است

00:17:57.610 --> 00:17:58.620
ممکنه است بپرسید برهه زمانی چیست

00:17:58.620 --> 00:18:01.788
برهه زمانی هر چیزی است که من
بخواهم، 1 روز، 1 سال، 10 سال، یا هرچی

00:18:01.829 --> 00:18:02.890
گاهی میگویم 1 سال

00:18:02.890 --> 00:18:03.596
گاهی میگویم برهه زمانی

00:18:03.621 --> 00:18:04.880
اما نکته این است که اهمیتی ندارد

00:18:04.880 --> 00:18:07.150
موضوع داد و ستد است

00:18:07.150 --> 00:18:10.400
خود در مثال من c1 مصرف من در امسال است

00:18:10.400 --> 00:18:13.620
c2 مصرف سال آینده است

00:18:13.620 --> 00:18:17.608
و داد و ستدم این است که میتوانم
امسال 80 هزار دلار مصرف کنم

00:18:17.633 --> 00:18:25.810
یا، با توجه به نرخ بهره، میتوانم
سال آینده 88 هزار دلار مصرف کنم

00:18:25.810 --> 00:18:28.150
البته آنجا یک اشتباه تایپی داریم

00:18:28.150 --> 00:18:30.161
باید منفی 1.1 باشد

00:18:30.379 --> 00:18:33.079
نرخ بهره 10 درصد است

00:18:33.230 --> 00:18:38.034
نکته کلیدی این است که
اساسا در این داد و ستد

00:18:38.217 --> 00:18:41.952
میتوانم برای هر 1 دلاری
که امسال مصرف نمیکنم

00:18:42.091 --> 00:18:43.795
میتوانم 1 بعلاوه i

00:18:43.820 --> 00:18:46.830
روی شکل 1 بعلاوه r نوشته
شده است، باید 1 بعلاوه i دلار باشد

00:18:46.855 --> 00:18:49.460
در سال آینده مصرف کنم

00:18:49.460 --> 00:18:53.616
برای نرخ بهره هم از i
استفاده میکنیم، هم از r

00:18:53.646 --> 00:18:58.416
بنابراین سال آینده میشود 1 بعلاوه r یا i

00:18:58.710 --> 00:19:02.420
خوب اساسا نرخ بهره از
چه چیزی نمایندگی میکند؟

00:19:02.420 --> 00:19:03.370
این مهم است

00:19:03.370 --> 00:19:08.160
من نرخ حقوق را به عنوان
بهای فراغت تعریف کردم

00:19:08.160 --> 00:19:10.322
یادتان هست که نرخ حقوق چه بود؟
بهای فراغت بود

00:19:10.347 --> 00:19:21.055
این بود که با کار کردن
من اساسا از توانایی...

00:19:21.080 --> 00:19:25.245
ببخشید... با صرف فراغت از به
دست آوردن حقوق w صرف نظر کرده ام

00:19:25.284 --> 00:19:28.306
بنابراین به معنای واقعی کلمه
این بهای خانه نشینی بوده است

00:19:28.331 --> 00:19:29.740
حقوق برابر با w که میتوانستم به دست بیاورم

00:19:29.740 --> 00:19:34.415
به همین صورت، نرخ بهره، بهای
مصرف برهه ی زمانی اول است

00:19:34.440 --> 00:19:36.324
با مصرف پول در امروز

00:19:36.432 --> 00:19:39.424
از این حقیقت صرف نظر
میکنم که میتوانستم بهره ای

00:19:39.463 --> 00:19:41.512
روی آن پول، اگر که فردا
مصرفش میکردم، به دست بیاورم

00:19:41.615 --> 00:19:42.337
یا سال آینده

00:19:43.060 --> 00:19:46.104
بنابراین نرخ بهره، بهای
مصرف در برهه زمانی اول است

00:19:46.129 --> 00:19:50.570
درست همانطور که حقوق، بهای فراغت است

00:19:50.570 --> 00:19:51.050
بله؟

00:19:51.050 --> 00:19:56.451
گفتید که از هر دو حرف i
و r برای بهره استفاده میشود

00:19:56.476 --> 00:20:01.801
آیا این اصلا در تابع هزینه نقشی دارد؟

00:20:01.826 --> 00:20:05.181
آیا هزینه سرمایه، نرخ بهره خواهد بود؟

00:20:05.286 --> 00:20:06.829
بعدا به این موضوع برخواهم گشت

00:20:06.913 --> 00:20:12.133
این دقیقا موضوع بحث جلسه بعد است

00:20:12.300 --> 00:20:14.200
بنابراین این اساسا نکته کلیدی است

00:20:14.342 --> 00:20:15.747
نکته کلیدی دیگری که در
انتخاب بینازمانی باید درک شود...

00:20:15.772 --> 00:20:18.964
نکته دیگری که درکش اهمیت دارد، در
مورد اینکه چرا دشوارتر از نیروی کار است

00:20:18.989 --> 00:20:20.070
این است که یک...

00:20:20.070 --> 00:20:20.950
خوب دشوارتر نیست

00:20:20.950 --> 00:20:21.500
همان است

00:20:21.500 --> 00:20:23.940
یادتان است که گفتیم در این
کلاس بد ها را الگوسازی نمیکنیم

00:20:23.940 --> 00:20:25.330
کالاها را الگوسازی میکنیم

00:20:25.330 --> 00:20:27.000
بنابراین تصمیمتان مبنی بر اینکه چقدر
سخت کار میکنید را الگوسازی میکنیم

00:20:27.000 --> 00:20:29.280
تبادل میان مصرف و فراغت را الگوسازی میکنیم

00:20:29.280 --> 00:20:33.725
و گفتیم که نیروی کار را به شکل مجموع
ساعات در دسترس منهای فراغت تعریف کنید

00:20:33.750 --> 00:20:34.690
اینجا هم به همین صورت است

00:20:34.690 --> 00:20:36.510
ما پس انداز را الگوسازی نمیکنیم

00:20:36.510 --> 00:20:38.450
یک چیز بد است

00:20:38.450 --> 00:20:40.353
حالا ممکن است فکر کنید
که بعضی اشکالش خوب است

00:20:40.378 --> 00:20:43.079
اما پس انداز به خودی خود واقعا خوب نیست

00:20:43.104 --> 00:20:44.675
مگر اینکه اسکروج مکداک باشید

00:20:44.700 --> 00:20:47.340
کسی اینجا اسکروج مکداک را میشناسد؟

00:20:47.340 --> 00:20:48.583
وای، غم انگیزه

00:20:48.608 --> 00:20:50.516
دوران کودکی من یک شخصیت کارتونی بود

00:20:50.546 --> 00:20:53.465
که استخر را پر از پول
میکرد و در آن شنا میکرد

00:20:53.490 --> 00:20:54.836
در اصل اگر که آنطور نباشید

00:20:54.861 --> 00:20:56.770
خود پس انداز هیچ مطلوبیتی به شما نمیدهد

00:20:56.770 --> 00:20:59.140
در تابع مطلوبیت ورودی پس انداز را نداریم

00:20:59.140 --> 00:21:01.460
در تابع مطلوبیت ورودی مصرف را داریم

00:21:01.460 --> 00:21:02.810
پس انداز بد است

00:21:02.835 --> 00:21:05.767
پس انداز ابزاری است که از طریق
آن مصرف در برهه زمانی اول را

00:21:05.792 --> 00:21:07.545
به مصرف در برهه زمانی دوم منتقل میکنید

00:21:07.570 --> 00:21:09.800
اما اگر امروز ملاک باشد آرزو
میکردید که نیازی نبود پس انداز کنید

00:21:09.800 --> 00:21:12.635
فقط به این خاطر این کار را میکنید که اطمینان
داشته باشید که بتوانید فردا هم غذا بخورید

00:21:12.660 --> 00:21:14.560
بنابراین خوب ها را الگوسازی میکنیم

00:21:14.560 --> 00:21:16.723
خوب، مصرف در برهه زمانی اول است

00:21:16.996 --> 00:21:20.900
و پس انداز ما به تفاوت درآمد و
مصرف در برهه زمانی اول است

00:21:20.900 --> 00:21:22.505
بنابراین پس انداز را الگوسازی نمیکنیم

00:21:22.530 --> 00:21:25.480
پس انداز را به شکل y منهای c1 تعریف میکنیم

00:21:25.550 --> 00:21:31.570
c1 را الگوسازی میکنیم و پس انداز
را به شکل y منهای c1 تعریف میکنیم

00:21:31.570 --> 00:21:34.040
و این را میتوانید در نمودار ببینید

00:21:34.040 --> 00:21:37.310
حالا زمانی که نرخ بهره
تغییر میکند، چه اتفاقی می افتد؟

00:21:37.310 --> 00:21:42.555
بریم به شکل 21-3

00:21:42.779 --> 00:21:44.550
وقتی که نرخ بهره تغییر
میکند، چه اتفاقی می افتد؟

00:21:44.550 --> 00:21:45.935
در واقع بریم به شکل 21-4

00:21:45.960 --> 00:21:46.680
از روی 21-3 عبور کنیم

00:21:46.680 --> 00:21:48.990
برید به 21-4

00:21:48.990 --> 00:21:51.190
وقتی که نرخ بهره تغییر
میکند، چه اتفاقی می افتد؟

00:21:51.215 --> 00:21:54.184
خوب ابتدا در نقطه ای مانند نقطه A هستیم

00:21:54.373 --> 00:22:00.283
و بعد نرخ بهره از r به r2 افزایش پیدا میکند

00:22:00.760 --> 00:22:03.511
نرخ بهره افزایش پیدا میکند

00:22:03.823 --> 00:22:05.260
حالا این چه تاثیری میگذارد؟

00:22:05.260 --> 00:22:08.758
خوب از لحاظ نموداری، به محدودیت
بودجه ای را شیب بیشتری میدهد

00:22:08.783 --> 00:22:15.445
این به این معناست که هزینه فرصت مصرف
در برهه زمانی اول را افزایش داده است

00:22:15.470 --> 00:22:17.550
مصرف برهه زمانی اول
الان عملا هزینه‌بر تر است

00:22:17.550 --> 00:22:22.040
چون من با غذا خوردن در امروز از
نرخ پس‌انداز بهتری چشم پوشی میکنم

00:22:22.040 --> 00:22:24.666
امروز هرچه بیشتر از 80
هزار دلارم را مصرف کنم

00:22:24.691 --> 00:22:26.370
پول کمتری برای پس انداز فردا خواهم داشت

00:22:26.370 --> 00:22:28.269
و حالا پس انداز کردن
برای فردا معامله بهتری است

00:22:28.294 --> 00:22:32.203
چون روی پس انداز نرخ
بهره بالاتری به دست می آورم

00:22:33.660 --> 00:22:34.730
حالا این چکار میکند؟

00:22:34.730 --> 00:22:36.380
خوب دو اثر دارد

00:22:36.380 --> 00:22:38.515
همانطور که تغییر در نرخ حقوق دو اثر دارد

00:22:38.540 --> 00:22:41.820
اثر جایگزینی و اثر درآمدی

00:22:41.920 --> 00:22:45.940
اثر جایگزینی که میتوانیم
به شکل واضح نشانش دهیم

00:22:45.965 --> 00:22:51.487
این حقیقت است که حالا مصرف
برهه زمانی اول هزینه‌بر تر شده است

00:22:51.512 --> 00:22:53.600
بنابراین این مصرف را کمتر میکنیم

00:22:53.600 --> 00:22:56.835
اثرات جایگزینی همیشه اینطور هستند که بها
بالاتر میرود بنابراین فعالیت را کمتر میکنیم

00:22:56.860 --> 00:22:58.832
اثر جایگزینی در اینجا این
است که مصرف برهه زمانی

00:22:58.856 --> 00:23:01.081
اول هزینه‌بر تر شده است
بنابراین کمتر انجامش میدهیم

00:23:01.106 --> 00:23:04.175
حالا اینجا دوباره میگویم، ذهنتان
همچنان به سمت پس انداز نرود

00:23:04.200 --> 00:23:05.530
واقعا به مشکل برخواهید خورد

00:23:05.555 --> 00:23:07.129
و تمایل طبیعی ای هم هست

00:23:07.170 --> 00:23:10.000
مصرف را الگوسازی کنید که پس
انداز را به شکل رسوب در نظر میگیرد

00:23:10.000 --> 00:23:12.605
بنابراین فعالیتی که اینجا داریم الگوسازی
میکنیم، مصرف برهه زمانی اول است

00:23:12.630 --> 00:23:14.542
بهای مصرف در برهه زمانی اول بالا رفته است

00:23:14.567 --> 00:23:15.800
بنابراین کمتر انجامش میدهیم

00:23:15.800 --> 00:23:18.860
این اثر جایگزینی است

00:23:18.860 --> 00:23:22.670
اثر درآمدی این است که حالا ثروتمندتر هستید

00:23:22.670 --> 00:23:23.620
ممکن است بگویید یعنی چی که ثروتمندتر هستم؟

00:23:23.620 --> 00:23:26.860
همچنان همان درآمد 80 هزار دلاری را دارم

00:23:26.860 --> 00:23:29.514
اما هر 1 دلار که پس انداز میشود

00:23:29.751 --> 00:23:32.895
در برهه زمانی دوم درآمد بیشتری به دست میدهد

00:23:32.920 --> 00:23:35.860
بنابراین در کل ثروتمندتر هستیم

00:23:35.860 --> 00:23:39.003
اگر این دیدگاه را در نظر بگیرید و
بگویید دو برهه زمانی در این الگو داریم

00:23:39.028 --> 00:23:40.910
برهه زمانی اول و دوم

00:23:40.910 --> 00:23:43.465
هر سطح داده شده ای از پس انداز من
را در برهه زمانی دوم ثروتمندتر میکند

00:23:43.490 --> 00:23:45.443
این به این معناست که ثروتمندتر هستم

00:23:45.641 --> 00:23:48.274
اگر ثروتمندتر باشم  از
همه چیز بیشتر مصرف میکنم

00:23:48.299 --> 00:23:50.655
از جمله مصرف برهه زمانی اول

00:23:50.680 --> 00:23:53.345
بنابراین مصرف برهه زمانی اول،
به تاثیر از اثر درآمدی بالا میرود

00:23:53.370 --> 00:23:54.450
این برای من گیج کننده است

00:23:54.450 --> 00:23:57.495
نمیدانم برای شماهم گیج کننده است یا نه
اما دوباره مرورش میکنیم

00:23:57.520 --> 00:24:00.526
من ثروتمندتر هستم، چون به
ازای هر مقدار مشخص پس انداز

00:24:00.551 --> 00:24:03.481
حالا مجموع کل پول بالاتری
در هر دو برهه زمانی دارم

00:24:03.770 --> 00:24:06.770
وقتی که ثروتمندتر باشم همه
چیز را بیشتر مصرف میکنم

00:24:06.770 --> 00:24:10.045
یکی از چیزهایی که بیشتر مصرف
میکنم، مصرف برهه زمانی اول است

00:24:10.070 --> 00:24:11.753
بنابراین در واقع، مصرف
برهه زمانی اول بالا میرود

00:24:11.778 --> 00:24:12.870
و من کمتر پس انداز میکنم

00:24:12.870 --> 00:24:15.160
یکجورایی عجیب غریب است

00:24:15.160 --> 00:24:19.455
چون بازگشت پول بیشتر روی پس
اندازهایم میگیرم، کمتر پس انداز میکنم

00:24:19.480 --> 00:24:22.013
من دوست دارم اینطور به
منطق شهودی اش فکر کنم

00:24:22.038 --> 00:24:24.080
تا ساده تر شود

00:24:24.080 --> 00:24:28.299
من اینطور دوست دارم به منطق شهودی اش فکر
کنم که فرض کنید هدفی برای پس انداز دارید

00:24:28.324 --> 00:24:30.595
چیزی که من بهش میگویم سطح پس انداز هدف

00:24:30.620 --> 00:24:33.280
فرض کنید که بگویید، ببینید...

00:24:33.280 --> 00:24:36.686
تصور کنید که بگویید، من واقعا میخواهم

00:24:36.892 --> 00:24:41.950
که اطمینان داشته باشم که سطح خاصی پس انداز
داشته باشم که سال آینده با آن زندگی کنم

00:24:41.950 --> 00:24:43.753
خوب اگر نرخ بهره بالا برود

00:24:43.864 --> 00:24:47.030
میتوانم برای رسیدن به
آن هدف کمتر پس انداز کنم

00:24:47.030 --> 00:24:47.350
صحیح؟

00:24:47.350 --> 00:24:50.782
اگر من هدفی برابر با C2 داشته باشم
و نرخ بهره بالاتر باشد

00:24:50.874 --> 00:24:54.434
بیشتر میتوانم C1 مصرف
کنم و همچنان به هدف C2 برسم

00:24:54.490 --> 00:24:56.150
این میشود اثر درآمدی

00:24:56.150 --> 00:24:58.920
عملا بیشتر میتوانم C1 مصرف کنم
چون ثروتمندتر شده ام

00:24:58.920 --> 00:25:01.005
چون در هر سطح مشخص پس اندازی ای

00:25:01.042 --> 00:25:03.270
به من اجازه میدهد که در برهه
زمانی دوم بیشتر مصرف کنم

00:25:03.270 --> 00:25:08.215
البته هدف، مورد حداکثری ای است،
اما برای درک موضوع به کارش میبرم

00:25:08.240 --> 00:25:11.190
و این اثر درآمدی است

00:25:11.190 --> 00:25:14.240
حالا، مسلما، مانند دیگر
موردها، این موضوع واضح نیست

00:25:14.240 --> 00:25:16.677
اگر حالا به شکل 21-3 بروید

00:25:16.748 --> 00:25:20.070
اینجا موردی را داریم که
در آن اثر درآمدی غالب است

00:25:20.070 --> 00:25:21.360
اصلا بیاید برگردیم به 21-4

00:25:21.360 --> 00:25:22.710
بیاید این مثال را تمام کنیم

00:25:22.710 --> 00:25:24.910
خوب اینجا در حالی که اثر جایگزینی غالب است

00:25:24.970 --> 00:25:28.570
زمانی که نرخ بهره بالا میرود من
در برهه زمانی اول کمتر مصرف میکنم

00:25:28.570 --> 00:25:30.000
که به این معناست که بیشتر پس انداز میکنم

00:25:30.000 --> 00:25:31.220
و این منطق شهودی پیشین بود

00:25:31.220 --> 00:25:32.890
نرخ بهره بالاتر به این معناست
که بیشتر پس انداز میکنید

00:25:32.890 --> 00:25:35.270
اما ساز و کار اینکه چطور به
اینجا میرسیم را بررسی خواهیم کرد

00:25:35.270 --> 00:25:39.595
و دلیل اینکه ساز و کارها مهم
هستند به دلیل شکل 21-3 است

00:25:39.620 --> 00:25:45.950
اینطور که در شکل 21-3 نرخ بهره بالا میرود
اما من کمتر پس انداز میکنم

00:25:45.950 --> 00:25:50.070
نرخ بهره بالا میرود اما در برهه
زمانی اول بیشتر مصرف میکنم

00:25:50.110 --> 00:25:53.620
و در نتیجه کمتر پس انداز میکنم

00:25:53.620 --> 00:25:56.270
و این با مفهوم هدف جور در می آید

00:25:56.270 --> 00:25:57.520
که در واقع آنقدر...

00:25:57.520 --> 00:25:59.861
هر آنچه برای من اهمیت دارد...
فرض کنیم در محدوده

00:26:00.144 --> 00:26:03.937
اگر در محدوده دقیقا همان چیزی برایم اهمیت
داشته باشد که در برهه زمانی دوم مصرف میکنم

00:26:04.587 --> 00:26:08.122
بنابراین اساسا مصرفم در
برهه زمانی اول بالا خواهد رفت

00:26:08.164 --> 00:26:09.213
در نتیجه افزایش در نرخ بهره

00:26:09.238 --> 00:26:10.661
چون در واقع میگویم که ببینید

00:26:10.740 --> 00:26:11.950
فقط آنچه در برهه زمانی دوم به
دست می آورم برایم اهمیت دارد

00:26:11.950 --> 00:26:14.390
حالا میتوانم کمتر پس
انداز کنم و به آن هدف برسم

00:26:14.390 --> 00:26:16.410
بنابراین مصرفم در برهه زمانی اول بالا میرود

00:26:16.410 --> 00:26:19.580
اثر درآمدی غالب میشود

00:26:19.580 --> 00:26:21.664
بنابراین نهایتش این است که
درست مانند مورد عرضه نیروی کار

00:26:21.689 --> 00:26:23.035
نمیتوانیم به قطع بگوییم

00:26:23.088 --> 00:26:26.638
برعکس کالاهای که به ندرت پیش
می آید که شاهد کالای گیفن باشیم

00:26:26.900 --> 00:26:28.696
اینجا صادقانه نمیدانیم

00:26:28.797 --> 00:26:31.870
که آیا افزایش نرخ بهره باعث افزایش
پس انداز میشود یا کاهش پس انداز

00:26:31.870 --> 00:26:37.950
همه به قدرت اثر جایگزینی
و اثر درآمدی بستگی دارد

00:26:38.040 --> 00:26:41.307
و در واقع اجازه بدهید بگویم که یکی
از آشفته ترین چیزها در اقتصاد کاربردی

00:26:41.332 --> 00:26:44.480
این است که در واقع هیچ ایده ای نداریم

00:26:44.480 --> 00:26:46.830
به معنای واقعی کلمه هیچ تحقیقی وجود ندارد

00:26:46.830 --> 00:26:49.842
که به ما حتی بگوید افزایش نرخ
بهره کدام تاثیر را بر پس انداز میگذارد

00:26:49.890 --> 00:26:52.380
فکر میکنیم که اثر جایگزینی غالب میشود

00:26:52.380 --> 00:26:56.065
اما پیدا کردن تخمین قانع کننده ای از
این موضوع بسیار دشوار بوده است

00:26:56.090 --> 00:26:58.345
پس کمی برای اقتصاد کاربردی باعث آشفتگی است

00:26:58.370 --> 00:27:00.359
معمولا فرض میکنیم که
اثر جایگزینی غالب میشود

00:27:00.412 --> 00:27:03.660
اما لزوما در دنیای واقعی این فرض را نداریم

00:27:03.660 --> 00:27:05.700
خوب، سوالی در این مورد هست؟

00:27:05.700 --> 00:27:07.186
چارچوب انتخاب بینازمانی

00:27:07.324 --> 00:27:10.164
خوب حالا با در نظر گرفتن این موضوع

00:27:10.291 --> 00:27:13.400
حالا بیاید در مورد چگونگی
عملکرد بازارهای سرمایه صحبت کنیم

00:27:17.660 --> 00:27:19.600
بازارهای سرمایه چطور عمل میکنند؟

00:27:19.600 --> 00:27:22.050
و مفهوم کلیدی برای در
نظر گرفتن بازارهای سرمایه

00:27:22.050 --> 00:27:25.738
مفهوم ارزش کنونی است

00:27:28.582 --> 00:27:30.155
مفهوم ارزش کنونی است

00:27:30.180 --> 00:27:32.480
و مفهوم ارزش کنونی ساده است

00:27:32.480 --> 00:27:38.360
این است که 1 دلار در فردا، ارزش
کمتری نسبت به 1 دلار در امروز دارد

00:27:38.360 --> 00:27:42.660
1 دلار در فردا، ارزش کمتری
نسبت به 1 دلار در امروز دارد

00:27:42.660 --> 00:27:43.880
و چرا اینگونه است؟

00:27:43.880 --> 00:27:46.207
به این خاطر است که اگر امروز 1 دلار داشتم

00:27:46.332 --> 00:27:48.444
میتوانستم روی چیزی
تولیدی سرمایه گذاری اش کنم

00:27:48.477 --> 00:27:50.997
و فردا 1 بعلاوه i دلار داشته باشم

00:27:52.174 --> 00:27:54.969
بنابراین اگر امروز 1 دلار به من بدهید،
میتوانم فردا 1 بعلاوه i دلار داشته باشم

00:27:55.010 --> 00:27:57.740
اگر فردا به من بدهیدش،
تنها 1 دلار خواهم داشت

00:27:57.740 --> 00:28:00.000
بنابراین با توجه به تعریف 1
دلار در امروز ارزش بیشتری دارد

00:28:00.025 --> 00:28:02.335
چون فرصت پس انداز کردم را دارم

00:28:02.911 --> 00:28:04.746
در حالی که با 1 دلار در
فردا، فرصت پس انداز ندارم

00:28:04.780 --> 00:28:07.770
دیگر دیر شده است

00:28:07.770 --> 00:28:12.029
نکته کلیدی این است که
نمیتوان دلارهایی که در برهه

00:28:12.053 --> 00:28:16.135
های زمانی مختلف به
دست می آورید را جمع ببندید

00:28:16.160 --> 00:28:17.920
به عبارت دیگر اگر به شما گفته باشم...

00:28:17.920 --> 00:28:21.572
اگر این انتخاب بینازمانی را
به مسئله پیتزا و فیلم برگردانیم

00:28:21.597 --> 00:28:25.570
و بگویم که 9 پیتزا بعلاوه فیلم خواهید داشت

00:28:25.570 --> 00:28:26.490
مجموع 9 عدد را خواهید داشت

00:28:26.490 --> 00:28:28.280
خواهید گفت که این به چه معناست؟

00:28:28.280 --> 00:28:30.678
9 پیتزا و 0 فیلم است

00:28:30.703 --> 00:28:32.580
یا 5 فیلم و 4 پیتزا است؟

00:28:32.580 --> 00:28:33.370
نمیدانم این به چه معناست

00:28:33.370 --> 00:28:33.910
دو چیز متفاوت هستند

00:28:33.910 --> 00:28:35.800
نمیتوان آن ها را با یکدیگر جمع بست

00:28:35.800 --> 00:28:37.530
نمیتوان تنها گفت 9 عدد دارم

00:28:37.530 --> 00:28:41.360
خوب مصرف در طول زمان هم همان است

00:28:41.360 --> 00:28:44.986
نمیتوان مصرف فردا و مصرف
امروز را با یکدیگر جمع بست

00:28:45.011 --> 00:28:46.840
یا 1 دلار در فردا و 1 دلار در امروز

00:28:46.840 --> 00:28:50.200
دو چیز متفاوت هستند

00:28:50.200 --> 00:28:53.879
و بنابراین باید این حقیقت
را که 1 دلار در فردا

00:28:53.904 --> 00:28:57.335
ارزش کمتری نسبت به 1 دلار در امروز دارد

00:28:57.360 --> 00:28:59.201
زمانی که میخواهید آن ها
را جمع ببندید، در نظر بگیرید

00:28:59.226 --> 00:29:03.620
این کار را از طریق مفهوم
ارزش کنونی انجام میدهیم

00:29:03.620 --> 00:29:10.525
و ایده ارزش کنونی ترجمان تمام
دلارهای آینده، به شکل دلارهای امروز است

00:29:10.550 --> 00:29:12.920
ترجمان تمام دلارهای آینده،
به شکل دلارهای امروز است

00:29:12.920 --> 00:29:17.550
و به رسمیت شناختن اینکه
دلارهای فردایی ارزش کمتری دارند

00:29:17.550 --> 00:29:19.556
بنابراین مفهوم ارزش کنونی

00:29:19.661 --> 00:29:26.500
مفهوم ارزش هر پرداخت
آینده ای از دیدگاه امروز است

00:29:26.500 --> 00:29:30.025
و باید بدانید که هر پرداختی در فردا،
ارزش کمتری از پرداخت امروز دارد

00:29:30.050 --> 00:29:32.820
چقدر ارزش کمتری دارد؟
این چیزی است که ارزش کنونی به شما میگوید

00:29:32.820 --> 00:29:38.050
پرداخت آینده به عبارت امروز چقدر ارزش دارد؟

00:29:38.050 --> 00:29:43.010
خوب فرض کنید که نرخ بهره 10 درصد است

00:29:43.010 --> 00:29:46.462
فرض کنید که نرخ بهره 10 درصد است

00:29:46.487 --> 00:29:50.275
و میخواهید سال آینده 100 دلار داشته باشید

00:29:50.300 --> 00:29:53.170
بنابراین میدانید که سال آینده
چیزی هست که میخواهید بخرید

00:29:53.170 --> 00:29:55.926
و باید تصمیم بگیرید که
چقدر باید امروز پس انداز کنم

00:29:55.989 --> 00:30:02.970
تا 100 دلار در برهه زمانی دوم داشته باشم

00:30:02.970 --> 00:30:04.297
امروز باید چقدر پس انداز کنم

00:30:04.322 --> 00:30:06.832
تا در برهه زمانی دوم 100 دلار داشته باشم؟

00:30:07.000 --> 00:30:11.290
خوب اگر مقادیر PV را در بانک بگذارید

00:30:11.315 --> 00:30:12.830
مقادیر PV را داخل بانک میگذارید

00:30:14.282 --> 00:30:15.726
در این صورت میدانید که سال آینده

00:30:15.751 --> 00:30:18.397
اگر در برهه زمانی اول
مقادیر PV را بانک بگذارید

00:30:18.422 --> 00:30:24.562
سال آینده مقادیر PV ضرب
در 1 بعلاوه i خواهید داشت

00:30:25.114 --> 00:30:29.745
PV خود را بعلاوه سودی که
رویش کرده اید را خواهید داشت

00:30:29.770 --> 00:30:34.730
یا در مثال خودمان PV ضرب در 1.1

00:30:34.730 --> 00:30:37.461
چیزی که این میگوید این است که اساسا

00:30:37.486 --> 00:30:43.285
باید امروز 100 روی 1.1

00:30:43.310 --> 00:30:46.298
یا 90.9 دلار را داخل بانک بگذارید

00:30:46.573 --> 00:30:48.275
90 دلار و 9 سنت

00:30:48.300 --> 00:30:54.459
اگر امروز 90.9 دلار داخل بانک
بگذارید، فردا 100 دلار خواهید داشت

00:30:54.484 --> 00:30:59.020
یا در سال آینده، هرچه که
دوره زمانی نرخ بهره باشد

00:30:59.101 --> 00:31:08.833
بنابراین اساسا و با عمومیت بیشتر،
ارزش کنونی هر جریان پرداختی ای

00:31:08.858 --> 00:31:11.879
برابر است با ارزش آینده آن جریان

00:31:12.570 --> 00:31:15.545
اینجا خواهم نوشت چون بزرگتر است

00:31:15.570 --> 00:31:19.441
ارزش کنونی هر جریان پرداختی
برابر است با ارزش آینده جریان

00:31:19.466 --> 00:31:23.214
روی 1 بعلاوه نرخ بهره به توان t

00:31:23.239 --> 00:31:27.000
t سالی است که پول را میگیرید

00:31:27.000 --> 00:31:31.904
بنابراین هر پول آینده ای که
در سال t به دست می آورید

00:31:31.952 --> 00:31:40.585
برابر است با آن پولی که میگیرید،
روی 1 بعلاوه نرخ بهره به توان t

00:31:40.610 --> 00:31:44.923
بنابراین نکته اساسا این است که باید هر مقدار
پولی که به دست خواهید آورد را باید وزن کنید

00:31:44.948 --> 00:31:47.421
باید بر اساس اینکه چقدر
در آینده است، وزن اش کنید

00:31:47.446 --> 00:31:50.355
درست همانطور که اگر باید
کالاهای مختلف را جمع کنید

00:31:50.380 --> 00:31:54.221
در اصل مثل این میماند که بگوییم بیاید یک
دستگاه تبدیل کننده را به معادله اضافه کنیم

00:31:54.246 --> 00:31:57.770
که میتواند پیتزا را به فیلم تبدیل کند

00:31:57.770 --> 00:31:59.931
در این صورت میتوانم بگویم
که پیتزا را بر میدارم و در

00:31:59.955 --> 00:32:02.414
دستگاه تبدل کننده میگذارم و
بهم میگوید که چقدر فیلم دارم

00:32:02.439 --> 00:32:05.565
این اساسا کاری است که تابع مطلوبیت میکند

00:32:05.590 --> 00:32:09.075
اینجا میگوییم که نرخ بهره
دستگاه تبدیل کننده است

00:32:09.100 --> 00:32:11.376
این فرمول ارزش کنونی
یک تابع تبدیل کننده است

00:32:11.401 --> 00:32:15.325
که از طریق آن دو کالا که با یکدیگر
تفاوت دارند را به یک کالا تبدیل میکنیم

00:32:15.350 --> 00:32:18.980
از طریق این فرمول تبدیلشان میکنیم

00:32:19.890 --> 00:32:24.065
پس، اساسا، فرض کنید که به من بگویید

00:32:24.090 --> 00:32:31.538
به من 30 دلار قرض بده و من در سه
سال آینده هر سال 10 دلار بهت بازمیگردانم

00:32:31.563 --> 00:32:33.450
خوب من باید بگویم، یک لحظه صبر کن ببینم

00:32:33.450 --> 00:32:35.146
ارزشش برای من چقدر است؟

00:32:35.171 --> 00:32:37.813
خوب ارزش کنونی آن بازپرداخت ها

00:32:37.838 --> 00:32:40.189
این است که من قرار است
در یک سال 10 دلار داشته باشم

00:32:40.214 --> 00:32:42.445
پس میشود 10 روی 1 بعلاوه i

00:32:42.470 --> 00:32:45.360
باز فرض کنیم که نرخ بهره 10 درصد است

00:32:45.360 --> 00:32:46.145
سال آینده 10 دلار خواهم داشت

00:32:46.145 --> 00:32:48.510
ارزشش 10 روی 1 بعلاوه 1 است

00:32:48.510 --> 00:32:50.260
سال بعد 10 دلار دیگر به من خواهید داد

00:32:50.260 --> 00:32:53.171
اما ارزش آن تنها 10 روی 1
بعلاوه 1 به توان دو خواهد بود

00:32:53.236 --> 00:32:54.667
چون در دو سال آینده است

00:32:54.766 --> 00:32:56.273
اگر امروز آن پول را داشتم

00:32:56.298 --> 00:33:00.575
میتوانستم سرمایه گذاری کنم و رویش 10
درصد بگیرم و بعد 10 درصد روی مجموعش بگیرم

00:33:00.600 --> 00:33:02.612
و به همین صورت پولی که
سال سوم به من خواهید داد

00:33:02.637 --> 00:33:05.047
ارزشش برابر است با 10 روی 1.1 به توان 3

00:33:05.180 --> 00:33:07.218
اگر امروز پول را به من میدادید، میتوانستم

00:33:07.243 --> 00:33:10.930
سرمایه گذاری اش کنم و
به توان سه رویش سود بگیرم

00:33:10.930 --> 00:33:13.770
بنابراین نهایتش این است که بازپرداخت هایتان

00:33:13.770 --> 00:33:18.110
تنها 24.87 دلار می ارزد

00:33:18.110 --> 00:33:20.946
بنابراین من امروز 30 دلار به شما داده ام

00:33:20.971 --> 00:33:24.740
به ازای جریان بازپرداختی
که تنها 24.87 دلار می ارزد

00:33:24.740 --> 00:33:26.823
به واسطه قرضی که داده پول از دست داده ام

00:33:27.069 --> 00:33:29.299
چون پول را امروز به شما داده ام و شما آینده

00:33:29.324 --> 00:33:31.644
زمانی که پول ارزش کمتری
دارد، به من پس داده اید

00:33:31.780 --> 00:33:34.337
بنابراین، اساسا، فرمول کلی ای که داریم

00:33:34.385 --> 00:33:40.343
این است که ارزش کنونی
هر جریان بازپرداختی در آینده

00:33:40.489 --> 00:33:43.462
مقادیر پرداخت آینده را بگوییم f

00:33:43.487 --> 00:33:45.682
برای هر جریان ثابتی از پرداخت های آینده

00:33:45.707 --> 00:33:48.545
10 دلار برای همیشه یا 50 دلار برای همیشه

00:33:48.570 --> 00:33:55.998
جریان ثابت آن مقادیر f
ضرب در 1 روی 1 بعلاوه i

00:33:56.023 --> 00:33:59.514
1 روی 1 بعلاوه i به توان دو

00:33:59.538 --> 00:34:01.185
بعلاوه سه نقطه

00:34:01.210 --> 00:34:06.825
بعلاوه 1 روی 1 بعلاوه i به توان t

00:34:06.850 --> 00:34:09.949
بنابراین اگر قرار باشد مقادیر ثابت
f را به مدت t سال به من بپردازید

00:34:09.949 --> 00:34:13.210
این مقادیر ارزشش برای من در امروز است

00:34:13.210 --> 00:34:15.137
به من مقادیر ثابت f را برای t سال میپردازید

00:34:15.162 --> 00:34:17.222
امروز انقدر برای من ارزش دارد

00:34:17.830 --> 00:34:21.810
حساب میکنم که در آینده چقدر مبلغ کمتری است

00:34:22.670 --> 00:34:25.232
حالا یک کلک مهمی که قرار است بزنیم

00:34:25.257 --> 00:34:26.977
برای ادامه این ترم

00:34:27.176 --> 00:34:29.540
این است که میخواهیم این کلک
را بزنیم که بگوییم این در واقع...

00:34:29.540 --> 00:34:31.210
خوب این فرمول بهم ریخته ای است

00:34:31.235 --> 00:34:35.844
در واقع اگر جریان پرداخت آینده بی
انتها باشد، میتوان فرمول ساده تری نوشت

00:34:36.087 --> 00:34:39.427
اگر چیزی که به آن میگوییم
اقساط مادام العمر در کار باشد

00:34:40.150 --> 00:34:45.426
اگر چیزی که به آن میگوییم
اقساط مادام العمر در کار باشد

00:34:45.630 --> 00:34:48.503
اقساط مادام العمر جریان پرداخت آینده
ای است که برای همیشه ادامه پیدا میکند

00:34:48.528 --> 00:34:52.610
یا آنقدر طولانی که همیشگی در نظرش میگیریم

00:34:52.610 --> 00:34:55.199
50 سال احتمالا به اندازه کافی طولانی باشد

00:34:55.199 --> 00:34:58.990
اگر اقساط مادام العمر در کار باشد
در آن صورت این فرمول

00:34:58.990 --> 00:35:02.940
میتواند تقلیل پیدا کند به...

00:35:02.940 --> 00:35:05.093
ارزش کنونی هرگونه اقساط مادام العمری

00:35:05.275 --> 00:35:08.855
برابر است با مقادیر آن اقساط
مادام العمر روی نرخ بهره

00:35:09.569 --> 00:35:11.999
تنها مجموع بی نهایت آن...

00:35:12.150 --> 00:35:13.480
تنها مجموع بی نهایت را در نظر میگیرد

00:35:13.480 --> 00:35:15.240
آنهایی که تمایل به ریاضیات
دارند این را از قبل بلد هستند

00:35:15.240 --> 00:35:17.499
اما در اصل اگر مجموع
بی‌نهایت را از اینجا بگیریم

00:35:17.524 --> 00:35:18.994
میتوانیم به این فرمول برسیم

00:35:19.390 --> 00:35:22.792
بنابراین هرگونه اقساط مادام العمری
اگر که برای همیشه بازپرداخت بگیرید

00:35:22.868 --> 00:35:26.237
ارزش آن پرداخت در امروز...
خوب اگر بگویم به شما 10 دلار برای همیشه میدهم

00:35:26.262 --> 00:35:28.135
و نرخ بهره قرار است 10 درصد باشد

00:35:28.159 --> 00:35:31.014
در این صورت میگویید که این 100 دلار می ارزد

00:35:31.150 --> 00:35:33.544
اگر قرار باشد 10 دلار برای همیشه بدهم

00:35:33.631 --> 00:35:35.330
به نرخ بهره 10 درصدی

00:35:35.401 --> 00:35:39.739
خواهید گفت که ارزشش 9.90 دلار در سال آینده

00:35:39.764 --> 00:35:41.320
و 8 و خورده در سال آینده و غیره خواهد بود

00:35:41.320 --> 00:35:43.265
اگر همه این ها را جمع کنم

00:35:43.480 --> 00:35:48.270
تقریبا مقادیر پرداخت روی
نرخ بهره را به دست خواهم آورد

00:35:51.600 --> 00:35:58.490
بنابراین، اساسا، این چیزی است
که ارزش کنونی را تعیین میکند

00:35:58.490 --> 00:36:02.530
حالا میتوانیم این را برعکس
کنیم و بگوییم بسیار خوب

00:36:02.530 --> 00:36:05.560
اگر این ارزش کنونی است
چه چیزی ارزش آینده را تعیین میکند؟

00:36:05.560 --> 00:36:10.510
خوب ارزش آینده‌ی گرفتن یک پرداخت در امروز..

00:36:10.510 --> 00:36:13.030
پس آن شد ارزش کنونی
دریافت پرداخت در فردا است

00:36:13.030 --> 00:36:17.120
مسئله دیگر این است که ارزش آینده چقدر است؟

00:36:17.120 --> 00:36:22.685
ارزش آینده‌ی دریافت جریانی
از پرداخت از امروز چقدر است؟

00:36:22.710 --> 00:36:25.215
بنابراین فرض کنیم که
از امروز 10 دلار میگیرم

00:36:25.240 --> 00:36:26.910
قرار است برای تعداد سال
های مشخصی دریافتش کنم

00:36:27.060 --> 00:36:28.867
در آخر ارزشش چقدر خواهد بود؟

00:36:28.892 --> 00:36:30.742
با توجه به اینکه میتوان در
طول این مدت پس اندازش کنم

00:36:31.087 --> 00:36:34.191
پس به عبارت دیگر اگر
امروز 10 دلار به من بدهید

00:36:36.444 --> 00:36:37.910
در این صورت...

00:36:37.935 --> 00:36:40.879
اگر امروز 10 دلار به من بدهید

00:36:40.904 --> 00:36:45.788
خود در این صورت در سال
آینده 11 دلار خواهم داشت

00:36:46.439 --> 00:36:48.150
چون توانسته ام به نرخ بهره پس اندازش کنم

00:36:48.150 --> 00:36:52.670
بنابراین اگر امروز 10 دلار به من بدهید
سال آینده 11 دلار خواهم داشت

00:36:52.670 --> 00:36:59.435
حالا فرض کنیم که من برای یک
سال دیگر در بانک نگه اش دارم

00:36:59.460 --> 00:37:06.013
خوب سال آینده ارزشش میشود
10 ضرب در 1 بعلاوه i به توان دو

00:37:06.158 --> 00:37:10.885
که میشود 10 ضرب در 1.1 به توان دو

00:37:11.187 --> 00:37:12.964
10 ضرب در 1.1 به توان دو

00:37:12.988 --> 00:37:16.617
یا 12.10 دلار

00:37:19.426 --> 00:37:20.636
و به همین صورت ادامه پیدا میکند

00:37:20.660 --> 00:37:26.198
بنابراین اساسا نکته این
است که در انتهای هر سال

00:37:26.471 --> 00:37:30.454
روی 10 دلار اصلی ام سود به دست می آورم

00:37:30.724 --> 00:37:34.124
بعلاوه روی سودی که در برهه زمانی
قبلی به دست آوردم، سود به دست می آورم

00:37:34.680 --> 00:37:38.139
بنابراین در بلند مدت، در انتهای t سال

00:37:38.258 --> 00:37:41.811
ارزش آینده ای که در دست خواهید داشت برابر
است با مقادیری که سرمایه گذاری کرده اید f

00:37:41.836 --> 00:37:44.806
ضرب در 1 بعلاوه i به توان t

00:37:46.110 --> 00:37:47.600
این ارزش آینده شماست

00:37:47.814 --> 00:37:51.206
بنابراین اگر برای t سال امروز مقادیر
مشخصی پول سرمایه گذاری کرده باشید

00:37:51.239 --> 00:37:54.570
در نهایت به آن مبلغ خواهید رسید

00:37:54.570 --> 00:37:56.459
اگر امروز مقادیر مشخص f
را سرمایه گذاری کرده باشید

00:37:56.484 --> 00:37:57.170
در نهایت به آن مبلغ خواهید رسید

00:37:57.170 --> 00:37:59.869
و نکته و اصل کلیدی

00:38:00.047 --> 00:38:02.377
معجزه سود مرکب است

00:38:03.419 --> 00:38:10.177
معجزه سود مرکب زمانی
است که روی بهره، بهره میگیرید

00:38:10.598 --> 00:38:14.613
و این یعنی هرچه زودتر پس انداز کنید

00:38:14.638 --> 00:38:18.110
در آینده پول بیشتری خواهید داشت

00:38:18.110 --> 00:38:22.420
یک مثالی در کتاب هست که خیلی مهم است

00:38:22.420 --> 00:38:23.980
در واقع این را در نظر میگیریم که...

00:38:23.980 --> 00:38:25.540
بیاید کمی در مورد بازنشستگی فکر کنیم

00:38:25.540 --> 00:38:26.720
ممکن است بگویید یکجورایی دیوانه وار است

00:38:26.720 --> 00:38:28.207
شاید برای آدم مسنی مثل من دیوانه وار نباشد

00:38:28.232 --> 00:38:30.010
اما شما پیش خود میگویید که
تازه حرفه ام را شروع کردم

00:38:30.010 --> 00:38:31.320
چرا باید در مورد بازنشستگی فکر کنم؟

00:38:31.320 --> 00:38:33.340
به این دلیل بهتر است بهش فکر کنید

00:38:33.340 --> 00:38:38.070
برای مثال، فرض کنیم که برنامه ریزی میکنید

00:38:38.070 --> 00:38:40.640
که سن 22 سالگی تا 70
سالگی، به شکل تمام وقت کار کنید

00:38:40.640 --> 00:38:41.990
یک ایده خیلی خوب دارید

00:38:41.990 --> 00:38:43.290
گور پدر دانشگاه

00:38:43.290 --> 00:38:44.583
مستقیما وارد کسب و کار میشوید

00:38:44.675 --> 00:38:46.995
یک ایده خیلی خوب دارید و میدانید که
میخواهید در 70 سالگی بازنشست بشوید

00:38:47.020 --> 00:38:53.640
بنابراین برنامه ریزی میکنید که از سن
22 تا 70 سالگی به شکل تمام وقت کار کنید

00:38:53.640 --> 00:38:57.030
و فرض کنیم که میخواهید برای
زمان بازنشستگی خود پس انداز کنید

00:38:57.030 --> 00:38:58.030
چون قرار است در 70 سالگی بازنشست بشوید

00:38:58.030 --> 00:38:58.840
قرار است برای مدت طولانی ای زندگی کنید

00:38:58.840 --> 00:39:00.140
جوان و سالم هستید

00:39:00.140 --> 00:39:01.736
فکر میکنید که در سن 70 سالگی
برای زمان زیادی زنده خواهید ماند

00:39:01.817 --> 00:39:03.657
بنابراین میخواهید که برای زمانی
که بازنشست میشوید، پول داشته باشید

00:39:03.840 --> 00:39:08.655
و فرض کنیم که نرخ بهره ای که
میتوانید با آن پس انداز کنید، 7 درصد است

00:39:08.680 --> 00:39:12.430
بنابراین میتوانید با نرخ بهره 7 درصدی
برای زمان بازنشستگی خود پس انداز کنید

00:39:12.502 --> 00:39:13.600
و این انتخاب شماست

00:39:13.600 --> 00:39:16.830
حالا بیاید دو برنامه پس
انداز متفاوت را در نظر بگیریم

00:39:16.830 --> 00:39:21.640
برنامه پس انداز 1، این است که من
قرار است 3 هزار دلار پس انداز کنم

00:39:21.640 --> 00:39:24.960
شما قرار است درست بلافاصله
3 هزار دلار پس انداز کنید

00:39:24.960 --> 00:39:27.390
برای 15 سال کاری آینده

00:39:27.390 --> 00:39:29.550
از 22 سالگی تا 37 سالگی

00:39:29.550 --> 00:39:32.450
3 هزار دلار پس انداز خواهید کرد

00:39:32.450 --> 00:39:44.328
قرار است در 15 سال، سالانه
3 هزار دلار پس انداز کنید

00:39:44.475 --> 00:39:45.655
و بعد هم هیچی

00:39:45.870 --> 00:39:47.329
بعد وقتی 37 سالتان شد

00:39:47.354 --> 00:39:51.125
باید به فکر دانشگاه بچه ها و قسط وام
باشید و قرار نیست چیزی پس انداز کنید

00:39:51.150 --> 00:39:55.413
از 22 تا 37 سالگی که زندگی مرفهی دارید
و هیچ مسئولیتی ندارید، پس انداز خواهید کرد

00:39:55.438 --> 00:39:56.415
وقتی 37 ساله بشوید

00:39:56.440 --> 00:39:59.705
خانه و بچه و چیزهای هزینه بر
دارید و قرار نیست چیزی پس انداز کنید

00:39:59.730 --> 00:40:01.600
بنابراین پس از آن پس اندازتان صفر میشود

00:40:01.600 --> 00:40:07.400
مقادیر پس انداز 0 از سن 37 تا 70 سالگی

00:40:07.400 --> 00:40:09.590
برنامه خیلی جسورانه ای است

00:40:09.590 --> 00:40:12.720
قرار است فقط 15 سال پس انداز
کنید و بعد چیزی پس انداز نکنید

00:40:12.720 --> 00:40:14.190
خوب چه چیزی به دست می آورید؟

00:40:14.190 --> 00:40:19.210
خوب پس از 15 سال اگر از
فرمول ارزش آینده ما استفاده کنید

00:40:19.235 --> 00:40:21.291
اگر سالانه 3 هزار دلار پس انداز کنید

00:40:21.528 --> 00:40:26.788
در نهایت 75 هزار و 387
دلار در بانک خواهید داشت

00:40:27.670 --> 00:40:30.876
بیش از 45 هزار دلار است
تنها 3 هزار دلار ضرب در 15 نیست

00:40:30.901 --> 00:40:33.191
چون سود مرکب به شما تعلق میگیرید

00:40:33.216 --> 00:40:34.676
فقط 3 هزار دلار ضرب در 15 نیست

00:40:34.760 --> 00:40:38.912
در حقیقت بیشتر نصیبتان میشود،
چون در این میان سود مرکب را دارید

00:40:38.980 --> 00:40:41.703
بعد اگر بگذارید که در بانک باقی بماند

00:40:41.728 --> 00:40:42.500
هیچ کاری نکنید

00:40:42.500 --> 00:40:43.300
دیگر به شکل فعالانه پس انداز نکنید

00:40:43.300 --> 00:40:44.670
و بگذارید در حساب بماند

00:40:44.695 --> 00:40:49.746
در این صورت در زمان بانشستگی آن
75 هزار و 387 دلار را خواهید داشت

00:40:49.771 --> 00:40:53.623
ضرب در 1.07 به توان 33

00:40:53.788 --> 00:40:56.808
چون پول را برای 33
سال در حساب نگه داشته اید

00:40:57.960 --> 00:40:59.720
گذاشتید پول برای 33 سال در حساب باقی بماند

00:40:59.720 --> 00:41:08.330
پاسخ اش میشود 703هزار و 10 دلار

00:41:08.330 --> 00:41:13.636
پس تنها کاری که کردید این بود که برای 15
سال، سالانه 3 هزار دلار پس انداز کرده اید

00:41:13.681 --> 00:41:15.500
بخش کوچکی از درآمدتان را پس انداز کرده اید

00:41:15.500 --> 00:41:20.730
و در نهایت با 703 هزار دلار بازنشست شدید

00:41:20.730 --> 00:41:23.630
حالا یک برنامه پس انداز جایگزین
را در برابر این برنامه قرار میدهیم

00:41:23.630 --> 00:41:29.843
برنامه جایگزینم این است که برای
15 سال ابتدایی هیچی پس انداز نمیکنم

00:41:29.913 --> 00:41:31.995
چون با خودم فکر میکنم که
جوانم، میخواهم خوش بگذرانم

00:41:32.020 --> 00:41:32.900
میخواهم پولم را حالا استفاده کنم

00:41:32.900 --> 00:41:33.590
بعدا پس انداز خواهم کرد

00:41:33.590 --> 00:41:35.490
اصلا به بازنشستگی حتی نزدیک هم نیستم

00:41:35.490 --> 00:41:36.740
بعد به 37 سالگی میرسم

00:41:36.740 --> 00:41:37.560
با خودم میگویم یک لحظه صبر کن ببینم

00:41:37.560 --> 00:41:38.690
شاهد نرخ مرگ و میر بیشتری هستم

00:41:38.690 --> 00:41:39.910
بهتر است به فکر بازنشستگی باشم

00:41:39.910 --> 00:41:43.700
بعد شروع میکنم به پس انداز کردن
و برای 33 سال آینده پس انداز میکنم

00:41:43.700 --> 00:41:50.979
پس برنامه جدید این است که از 22 تا
37 سالگی، سالانه 0 دلار پس انداز شود

00:41:51.055 --> 00:41:56.765
و بعد 3 هزار دلار سالانه
از 37 سالگی تا 70 سالگی

00:41:56.980 --> 00:41:58.580
خوب این پس انداز بسیار بیشتری است

00:41:58.580 --> 00:42:02.104
داری برای زمان بیش از
دوبرابری پس انداز میکنید

00:42:02.209 --> 00:42:04.989
زمانی بیش از دوبرابری

00:42:05.180 --> 00:42:06.650
در نهایت چه چیزی به دست خواهید آورد؟

00:42:06.650 --> 00:42:13.347
در نهایت 356 هزار و
800 دلار نصیبتان خواهد شد

00:42:13.435 --> 00:42:14.435
نصف شد

00:42:16.046 --> 00:42:20.130
کمی بیش از نصف مبلغی شد
که با برنامه اول نصیبتان شد

00:42:20.155 --> 00:42:24.995
این حتی در صورتی است که دوبرابر تعداد
سال های برنامه قبل پس انداز کرده اید

00:42:25.020 --> 00:42:29.220
این مثل نصیحت والدین
برای ضرورت پس انداز است

00:42:29.245 --> 00:42:31.874
نکته این است که زود پس انداز کردن

00:42:31.899 --> 00:42:36.065
به شما اجازه میدهد برای سالیان
سال، روی موج سود مرکب باشید

00:42:36.090 --> 00:42:39.304
دیر پس انداز کردن امکان
این کار را به شما نمیدهد

00:42:39.495 --> 00:42:42.747
و در نتیجه در نهایت پول
کمتری نصیبتان خواهد شد

00:42:42.772 --> 00:42:45.000
در واقع من بچه هایم را به موزه علوم میبرم

00:42:45.025 --> 00:42:46.960
در موزه علوم یک تخته های
شیب دار کوچکی وجود دارد

00:42:46.960 --> 00:42:48.010
و میتوان یک توب کوچک روی آن ها انداخت

00:42:48.010 --> 00:42:51.745
یکی اول شیب دار است و بعد مسطح میشود
و یکی اول مسطح است و بعد شیب دار میشود

00:42:51.770 --> 00:42:53.262
و آن یکی که اول شیب دارد
بعد مسطح میشود همیشه میبرد

00:42:53.287 --> 00:42:56.878
چون در شتاب هم سود مرکب
به همین صورت صادق است

00:42:56.903 --> 00:42:59.240
نکته اساسا این است که

00:42:59.265 --> 00:43:05.585
زود شتاب گرفتن و بعد ادامه دادن با سرعت
برداری خیلی بهتر از دیر شروع کردن است

00:43:05.610 --> 00:43:07.520
سوالی در این مورد هست؟

00:43:07.633 --> 00:43:10.098
بنابراین اطمینان حاصل
کنید که وقتی که کار پیدا میکنید

00:43:10.123 --> 00:43:12.118
جلسه بعد در مورد مشوق های
پس انداز صحبت خواهیم کرد

00:43:12.143 --> 00:43:15.128
اگر بسته های پیشنهادی 401K
را بهتان پیشنهاد دادند، قبول کنید

00:43:15.205 --> 00:43:17.785
و نگویید باشه برای بعد

00:43:17.810 --> 00:43:20.580
حالا، موضوع آخر

00:43:20.605 --> 00:43:21.607
آخرین چیزی که میخواهم در موردش صحبت کنم

00:43:21.631 --> 00:43:25.895
این است که تا حالا کلا مسئله
تورم را در نظر نگرفته ایم

00:43:25.920 --> 00:43:28.195
زمانی که در مورد پس انداز
صحبت کردم، فرض کردم

00:43:28.220 --> 00:43:29.660
که پولی را پس انداز میکنید
و در آینده ارزش خواهد داشت

00:43:29.660 --> 00:43:36.155
اما که میداند 703 هزار دلار در 48
سال آینده چه ارزشی خواهد داشت؟

00:43:36.180 --> 00:43:37.305
اصلا چه ارزشی خواهد داشت؟

00:43:37.330 --> 00:43:38.750
چطور میتوانیم در نظرش بگیریم؟

00:43:38.750 --> 00:43:42.855
خوب باید این حقیقت را در نظر بگیریم
که چیزها در آینده گرانتر خواهند بود

00:43:42.880 --> 00:43:46.880
بنابراین در محاسباتمان
تورم را در نظر بگیریم

00:43:46.880 --> 00:43:50.883
و برای این کار باید چیزی را که تاکنون
به آن عمل کرده ایم را بشناسیم

00:43:50.917 --> 00:43:54.894
اینکه تا حال در مورد نرخ
بهره اسمی صحبت کرده ایم

00:43:54.950 --> 00:43:59.595
منظورم از نرخ بهره اسمی، نرخ بهره ای است که
در واقع میبینید که در حساب بانکیتان مینشیند

00:43:59.620 --> 00:44:04.258
اما آنچه در نهایت برای رفاه شما اهمیت دارد

00:44:04.283 --> 00:44:06.835
نرخ بهره واقعی است

00:44:06.986 --> 00:44:12.888
که یعنی در مفهوم خرید کالاهای
واقعی، پولتان چه عملکردی دارد

00:44:13.010 --> 00:44:18.390
بنابراین نباید اهمیتی برایم داشته باشد که
سال آینده در واقع چه مقدار پول خواهم داشت

00:44:18.390 --> 00:44:22.390
باید برایم اهمیت داشته باشد که
سال آینده چه مقدار کالا میتوانم بخرم

00:44:22.390 --> 00:44:23.940
پول چیزی بیش از یک کاغذ نیست

00:44:23.940 --> 00:44:26.530
چیزی که اهمیت دارد این است
که چه چیزی میتوانم با آن بخرم

00:44:26.530 --> 00:44:27.896
این چیزی است که اهمیت دارد

00:44:27.989 --> 00:44:31.975
برای مثال، فرض کنیم که من
میخواهم تمام پولم را صرف اسمارتیز کنم

00:44:32.190 --> 00:44:34.070
این چیزی است که میخواهم پولم را صرف آن کنم

00:44:34.095 --> 00:44:36.179
فرض کنیم که من 100 دلار دارم

00:44:36.203 --> 00:44:40.974
و میخواهم این پول را صرف خرید اسمارتیز کنم

00:44:41.031 --> 00:44:44.394
و فرض کنیم که امروز هر
بسته اسمارتیز 1 دلار قیمت دارد

00:44:46.703 --> 00:44:51.873
و فرض کنیم که نرخ بهره دوباره 10 درصد است

00:44:52.285 --> 00:44:54.865
و فرض کنیم که هیچ تورمی وجود ندارد

00:44:55.080 --> 00:44:56.330
تورم برابر است با 0

00:44:59.990 --> 00:45:05.017
بنابراین انتخابی که دارم این است که میتوانم
امروز 100 دلار صرف خرید اسمارتیز کنم

00:45:05.042 --> 00:45:06.020
و 100 بسته بخرم

00:45:06.020 --> 00:45:07.640
بنابراین امروز میتوانم 100 بسته داشته باشم

00:45:10.630 --> 00:45:14.884
یا میتوان پس اندازش کنم،
فردا 110 دلار داشته باشم

00:45:14.909 --> 00:45:20.559
و 110 بسته اسمارتیز بخرم

00:45:20.584 --> 00:45:21.440
این انتخاب من است

00:45:21.440 --> 00:45:23.966
این داد و ستدی است که من انجام میدهم

00:45:24.620 --> 00:45:27.650
حالا فرض کنیم که تورم وجود دارد

00:45:27.650 --> 00:45:33.450
فرض کنیم که قیمت ها هم سالانه
10 درصد افزایش پیدا میکنند

00:45:33.450 --> 00:45:35.910
پس قیمت ها هم سالانه
10 درصد افزایش پیدا میکند

00:45:35.910 --> 00:45:40.580
این به این معناست که سال آینده هر بسته
اسمارتیز 1 دلار و 10 سنت هزینه خواهد داشت

00:45:40.580 --> 00:45:43.150
حالا داد و ستد من چگونه خواهد بود؟

00:45:43.150 --> 00:45:45.224
این به این معناست که میتوانم
100 بسته امروز داشته باشم

00:45:45.249 --> 00:45:47.940
یا 100 بسته در فردا داشته باشم

00:45:47.940 --> 00:45:50.650
فردا هیچ بسته اسمارتیز
اضافه ای به دست نخواهم آورد

00:45:50.650 --> 00:45:53.820
10 دلار بیشتر در دست خواهم
داشت، اما چه اهمیتی دارد؟

00:45:53.820 --> 00:45:56.230
هزینه همه چیز افزایش پیدا کرده است

00:45:56.230 --> 00:45:59.930
اگر همه چیز 10 درصد هزینه بیشتر داشته باشد
و من هم یک نرخ بهره 10 درصدی بگیرم

00:45:59.930 --> 00:46:03.175
در مفهوم آنچه میتوانم بخرم،
این نرخ بهره عملا 0 است

00:46:03.200 --> 00:46:05.445
نرخ بهره واقعی

00:46:06.433 --> 00:46:11.755
برابر است با نرخ بهره اسمی منهای تورم

00:46:13.426 --> 00:46:15.640
تنها برایم اهمیت دارد
که چه چیزی میتوان بخرم

00:46:15.666 --> 00:46:21.675
بنابراین اتفاقی که برای قیمت ها
می افتد را باید از نرخ بهره منها کنم

00:46:21.700 --> 00:46:26.215
چون اگر قیمت ها افزایشی باشند، آنچه
از بانک به دست می آورم را منحرف میکند

00:46:26.240 --> 00:46:32.765
بنابراین آنچه برای من اهمیت دارد،
سود اعلامی بانک منهای تورم آینده است

00:46:32.790 --> 00:46:33.680
پس یکم پیچیده تر شد، درسته؟

00:46:33.680 --> 00:46:35.685
چون موضوع تورم گذشته نیست
تورم آینده اهمیت دارد

00:46:35.710 --> 00:46:39.310
باید نرخ تورم آینده را حدس بزنید

00:46:39.310 --> 00:46:41.840
بنابراین آنچه برای ما اهمیت
دارد، نرخ بهره واقعی است

00:46:41.840 --> 00:46:44.973
و به این خاطر است که نرخ
بهره ای که بانک پرداخت میکند

00:46:44.998 --> 00:46:47.700
یکی از تعیین گرهای پایه ای آن تورم است

00:46:47.700 --> 00:46:51.164
در حال حاضر ما در برهه زمانی
ای با کمترین نرخ تورمی قرار داریم

00:46:51.189 --> 00:46:54.085
که این کشور از زمان جنگ
جهانی دوم تا حال به خود دیده است

00:46:54.110 --> 00:46:55.380
تورم مبنا

00:46:55.380 --> 00:46:56.793
در این کلاس وارد بحث تورم نمیشویم

00:46:56.818 --> 00:47:01.002
تورم مبنا که یعنی تورم منهای
بعضی چیزها که زیاد نوسان میکنند

00:47:01.027 --> 00:47:04.870
در اساس در ایالات متحده 0 است

00:47:04.870 --> 00:47:07.906
بنابراین در اصل نرخ بهره
اسمی مشابه نرخ بهره واقعی هست

00:47:07.931 --> 00:47:11.703
و به همین خاطر است که نرخ
بهره ای که میبینید بسیار پایین است

00:47:11.804 --> 00:47:13.216
چون هیچ تورمی در کار نیست

00:47:13.241 --> 00:47:18.113
در اواخر دهه 70 که تورم
سالانه 10 تا 15 درصد بود

00:47:18.138 --> 00:47:21.170
نرخ بهره سالانه 15 تا 20 درصد بود

00:47:21.195 --> 00:47:24.475
حالا اینطور نبود که در دهه 70 بتوانید از
پس اندازهایتان چیز زیادی به دست بیاورید

00:47:24.500 --> 00:47:27.010
مسئله تنها این بود که سال
آینده چیزها هزینه بیشتری داشتند

00:47:27.010 --> 00:47:29.235
بنابراین بانک ها اگر میخواستند
قانعتان کنند که پس انداز کنید

00:47:29.260 --> 00:47:30.990
باید نرخ بهره بالاتری میپرداختند

00:47:31.550 --> 00:47:34.825
بنابراین بانک ها لزوما باید به شما پول بدهند
تا کاری کنند که پولتان را وارد بانک کنید

00:47:34.850 --> 00:47:40.230
اگر در سال 1978 که نرخ تورم 15 درصد بود

00:47:40.230 --> 00:47:42.872
بانک ها نرخ بهره 3 درصدی ارائه میکردند

00:47:42.998 --> 00:47:46.545
هیچکس در بانک پول نمیگذاشت

00:47:46.570 --> 00:47:50.285
چون در این صورت عملا ضرر میکردید

00:47:50.310 --> 00:47:52.760
عملا نرخ بهره واقعی منفی 12 درصد میشد

00:47:52.760 --> 00:47:56.020
بنابراین چیزی که اهمیت دارد آن مقدار
پول نقدی است که بانک به شما میپردازد

00:47:56.020 --> 00:47:58.228
منهای مقدار افزایش هزینه چیزها

00:47:58.424 --> 00:47:59.570
و این چیزی است که در نهایت اهمیت دارد

00:47:59.570 --> 00:48:02.223
این تمایزی است که ما زمان
زیادی صرف آن نخواهیم کرد

00:48:02.293 --> 00:48:03.860
بعدها فقط میگویم نرخ بهره

00:48:03.860 --> 00:48:05.370
نخواهم گفت اسمی یا واقعی

00:48:05.370 --> 00:48:07.643
اما باید در ذهنتان باشد
که چیزی که اهمیت دارد

00:48:07.675 --> 00:48:09.045
این است که نرخ بهره آن
نرخ بهره واقعی ای است

00:48:09.070 --> 00:48:12.880
آنچه بانک به شما میپردازد
منهای میزان افزایش بهای کالاها

00:48:12.880 --> 00:48:14.800
سوالی در این مورد هست؟

00:48:14.800 --> 00:48:15.910
بسیار خوب، در جلسه آینده...

00:48:15.910 --> 00:48:16.740
چهارشنبه کلاس داریم

00:48:16.740 --> 00:48:17.940
کلاس مهمی است

00:48:17.940 --> 00:48:21.007
و در چهارشنبه بحث بازارهای سرمایه و تصمیمات
مردم در مورد پس انداز را ادامه خواهیم داد

