WEBVTT

00:00:26.530 --> 00:00:28.935
الگوسازی تصمیماتی که در شرایط عدم قطعیت

00:00:28.999 --> 00:00:31.535
در واقع بخش مهمی از کار ما در اقتصاد است

00:00:31.560 --> 00:00:34.569
و من جلسه امروز را به این بحث اختصاص میدهم

00:00:35.340 --> 00:00:37.880
بحث در مورد مجموعه این مسائل

00:00:37.880 --> 00:00:41.382
و اجازه دهید بگویم که عدم قطعیتی
که امروز با آن مواجه هستید، اصلا

00:00:41.407 --> 00:00:43.750
در مقایسه با عدم قطعیت هایی که در آینده
در زندگی با آن مواجه میشوید، چیزی نیست

00:00:43.775 --> 00:00:45.805
عدم قطعیتی که الان با آن مواجه هستید
مثلا درس خواندن برای امتحانات است

00:00:45.830 --> 00:00:48.975
یا همراه بردن چتر، یا رفتن
سر قرار با شخص خاصی است

00:00:49.000 --> 00:00:51.485
عدم قطعیتی که من دارم این است که
آیا باید روی خانه ام دوباره وام بگیرم

00:00:51.510 --> 00:00:53.818
یا اینکه بچه هایم را به کدام دانشگاه بفرستم

00:00:53.843 --> 00:00:56.140
یا اینکه چه بیمه عمری باید بخرم، است

00:00:56.140 --> 00:00:59.585
هرچه بیشتر در زندگی جلو میرویم
عدم قطعیت اهمیت بیشتری پیدا میکند

00:00:59.610 --> 00:01:01.070
مسئله مهمی است

00:01:01.070 --> 00:01:02.900
حالا، عدم قطعیت را جطور در نظر میگیریم؟

00:01:02.900 --> 00:01:07.438
خوب، ابزاری که برای در نظر
گرفتن عدم قطعیت استفاده میکنیم...

00:01:07.533 --> 00:01:10.293
دوباره، برای اینکه فرضیه
ساده سازی داشته باشیم

00:01:10.317 --> 00:01:12.453
که از طریق آن بتوانیم
الگوهایی منطقی بنویسیم

00:01:12.478 --> 00:01:14.938
که عناصر کلیدی آنچه
در نظر داریم را نشان دهد

00:01:15.261 --> 00:01:16.769
و فرض ساده ساز اینجا این است که

00:01:16.794 --> 00:01:21.324
از ابزاری استفاده میکنیم که به
آن میگوییم نظریه مطلوبیت انتظاری

00:01:24.142 --> 00:01:27.871
نظریه مطلوبیت انتظاری

00:01:29.130 --> 00:01:34.565
و بنابراین اساسا باید به این شکل
نظریه مطلوبیت انتظاری را در نظر گرفت

00:01:34.590 --> 00:01:39.160
تصور کنید که من به شما که در
این کلاس هستید یک گزینه ارائه دهم

00:01:39.185 --> 00:01:42.105
و همین الان بگویم که اینجا
هیچ پاسخ درستی وجود ندارد

00:01:42.130 --> 00:01:43.890
اما از شما میخواهم که پاسخ دهید

00:01:43.890 --> 00:01:44.580
پاسخ درستی وجود ندارد

00:01:44.580 --> 00:01:45.250
سوال این است

00:01:45.250 --> 00:01:46.320
به شما یک گزینه میدهم

00:01:46.320 --> 00:01:47.190
شیر یا خط می اندازند

00:01:47.190 --> 00:01:49.120
یک سکه در جیبم دارم و می اندازمش

00:01:49.120 --> 00:01:51.645
و به شما امکان این را میدهم که شرط ببندید

00:01:51.670 --> 00:01:56.020
اگر شیر آمد شما 125 دلار برنده میشوید

00:01:56.020 --> 00:01:59.080
اگر خط آمد، 100 دلار میبازید

00:01:59.080 --> 00:02:00.450
شیر بیاید 125 دلار میبرید

00:02:00.450 --> 00:02:02.270
خط بیاید 100 دلار میبازید

00:02:02.270 --> 00:02:03.470
هیچ پاسخ درستی وجود ندارد

00:02:03.470 --> 00:02:07.440
چند نفر از شما این شرط را قبول میکنید؟

00:02:07.440 --> 00:02:09.726
چند نفر از شما شرط را قبول نمیکند؟

00:02:09.831 --> 00:02:12.120
خوب، خیلی خوب بود

00:02:12.120 --> 00:02:14.770
این مجموعه معمول پاسخی ای
است که به این سوال دریافت میکنم

00:02:14.770 --> 00:02:18.096
حالا مسئله جالب، در نظر
گرفتن پارامتر های این شرط است

00:02:18.121 --> 00:02:21.651
و برای در نظر گرفتنش برگردیم به مسئله ای که
پیش از این در این ترم در موردش صحبت کردیم

00:02:21.794 --> 00:02:23.660
مفهوم ارزش انتظاری

00:02:27.190 --> 00:02:30.100
اررش انتظاری این قمار چقدر است؟

00:02:30.100 --> 00:02:34.265
اگر خاطرتان باشد ارزش
انتظاری، احتمال یک برآیند

00:02:34.290 --> 00:02:36.274
ضرب در ارزش آن برآیند است

00:02:36.347 --> 00:02:38.906
احتمال هر برآیند ضرب در ارزش آن برآیند

00:02:38.930 --> 00:02:41.286
در نتیجه اگر خاطرتان باشد، ارزش
انتظاری که پیش از این تعریف کردیم

00:02:41.311 --> 00:02:45.316
میشود احتمال باخت، ضرب در ارزش باخت

00:02:45.341 --> 00:02:47.582
بعلاوه احتمال برد

00:02:47.607 --> 00:02:49.762
ضرب در ارزش برد

00:02:49.844 --> 00:02:53.621
این میشود ارزش انتظاری یک قمار

00:02:53.860 --> 00:02:58.627
در این مورد ارزش انتظاری
میشود 50 درصد احتمال باخت

00:02:58.652 --> 00:03:00.400
پس 0.5

00:03:00.400 --> 00:03:04.138
و اگر ببازید، -100 دلار میبازید

00:03:04.559 --> 00:03:07.290
بعلاوه 50 درصد ارزش برد

00:03:07.290 --> 00:03:09.060
بالاخره شیر یا خط است

00:03:09.060 --> 00:03:12.229
و اگر ببرید، 125 دلار میبرید

00:03:12.254 --> 00:03:16.170
بنابراین ارزش انتظاری
این قمار 12.50 دلار است

00:03:16.170 --> 00:03:18.594
به شکل میانگین اگر به
اندازه کافی شیر یا خط بیاندازم

00:03:18.689 --> 00:03:21.164
12.50 دلار در هر بار برنده میشوید

00:03:21.910 --> 00:03:23.730
از لحاظ آماری اگر به
اندازه کافی شیر یا خط بیاندازم

00:03:23.755 --> 00:03:25.505
به ازای هر بار 12.50 دلار خواهید برد

00:03:25.750 --> 00:03:29.945
به عبارت دیگر میگوییم که این
فراتر از یک شرط منصفانه است

00:03:29.970 --> 00:03:33.496
شرط منصفانه شرطی است که
در آن ارزش انتظاری 0 است

00:03:33.793 --> 00:03:37.380
ارزش انتظاری شرطی منصفانه، 0 است

00:03:37.380 --> 00:03:40.985
بنابراین این شرط اگر عادلانه بود
میگفت اگر خط بیاید 100 دلار میبازید

00:03:40.985 --> 00:03:42.290
و اگر شیر بیاید 100 دلار میبرید

00:03:42.290 --> 00:03:44.080
این فراتر از شرطی منصفانه است

00:03:45.660 --> 00:03:49.443
شرطی فراتر از منصفانه است چون
ارزش انتظاری در آن بیش از 0 است

00:03:49.504 --> 00:03:54.118
با اینحال اکثر شما تمایل
ندارید این شرط را قبول کنید

00:03:54.827 --> 00:03:57.515
در واقع اکثریت مردم تمایل
ندارند در این شرط شرکت کنند

00:03:57.938 --> 00:04:00.480
چرا اینگونه است؟

00:04:00.480 --> 00:04:03.664
چرا در صورتی که شرطی را پیش
گذاشته ام که ارزش انتظاری مثبتی دارد

00:04:03.689 --> 00:04:04.750
با اینحال مردم در آن شرکت نمیکنند

00:04:04.750 --> 00:04:05.120
بله؟

00:04:05.120 --> 00:04:08.315
بستگی به پولی که در حال
حاضر در اختیار داریم، ندارد؟

00:04:08.340 --> 00:04:10.075
کاملا به پولی که الان در
اختیار دارید بستگی دارد

00:04:10.100 --> 00:04:10.573
درسته

00:04:10.573 --> 00:04:14.102
بنابراین اگر من فرد
ثروتمندتری بودم در آن صورت

00:04:14.126 --> 00:04:17.655
باختن 100 دلار به اهمیت
شانس برنده شدن 125 دلار نبود

00:04:17.693 --> 00:04:18.679
خوب همین را بسط بده

00:04:18.720 --> 00:04:20.040
چرا اینگونه است؟

00:04:20.110 --> 00:04:24.002
چرا اساسا میزان دارایی ای که دارید مهم است؟

00:04:24.027 --> 00:04:25.230
چون، هرچقدر که دارایی داشته باشید

00:04:25.255 --> 00:04:27.205
این محاسباتی که اینجا داریم غیر قابل رد است

00:04:27.355 --> 00:04:29.345
این شرط همیشه به نفع است

00:04:29.370 --> 00:04:32.576
چرا در شرایطی که شما
دارید و ثروت زیادی ندارید

00:04:32.601 --> 00:04:34.470
شرایطتتان به عنوان دانشجو
که در آن دارایی زیادی ندارید

00:04:34.509 --> 00:04:39.605
چه شرایطی دارید که باعث میشود این شرطی
را که فراتر از منصفانه هم هست را قبول نکنید؟

00:04:40.535 --> 00:04:45.073
برای من در اصل ریسک باخت است

00:04:45.098 --> 00:04:49.775
شرایطی که در صورت باخت
خواهم داشت خیلی مهم تر از

00:04:49.800 --> 00:04:53.915
شرایطی است که در صورت برد خواهم داشت

00:04:53.940 --> 00:04:54.850
دقیقا

00:04:54.850 --> 00:04:57.130
و برای این موضوع دو دلیل محتمل وجود دارد

00:04:57.130 --> 00:05:00.310
یکی از این دلایل را موکول
میکنیم به آخر ساعت کلاس

00:05:00.310 --> 00:05:02.354
اما دلیل اصلی ای که
میخواهیم روی آن متمرکز شویم

00:05:02.379 --> 00:05:05.556
به این خاطر است که افراد
ارزش انتظاری را در نظر نمیگیرند

00:05:05.581 --> 00:05:07.190
مطلوبیت انتظاری را در نظر میگیرند

00:05:07.215 --> 00:05:10.195
و افراد ریسک گریز هستند

00:05:12.468 --> 00:05:15.663
مطلوبیت انتظاری افراد

00:05:16.147 --> 00:05:19.752
زمانی که افراد ریسک گریز باشند
با ارزش انتظاری تفاوت خواهد کرد

00:05:19.880 --> 00:05:23.345
مطلوبیت انتظاری احتمال
ضرب در ارزش باخت نیست

00:05:23.370 --> 00:05:27.830
مطلوبیت انتظاری میشود احتمال باخت

00:05:27.855 --> 00:05:30.747
ضرب در مطلوبیت در صورت باخت

00:05:31.017 --> 00:05:35.007
بعلاوه احتمال برد ضرب
در مطلوبیت در صورت برد

00:05:36.190 --> 00:05:38.955
و مطلوبیت مشابه ارزش نیست

00:05:38.980 --> 00:05:44.727
مخصوصا به این خاطر که توابع مطلوبیت
شامل مطلوبیت حاشیه ای نزولی میشود

00:05:44.846 --> 00:05:46.961
توابع مطلوبیت خطی نیستند

00:05:47.065 --> 00:05:47.950
توابع مطلوبیت غیر خطی هستند

00:05:47.950 --> 00:05:50.970
و بویژه شامل مطلوبیت حاشیه ای نزولی میشود

00:05:51.235 --> 00:05:58.585
و با مطلوبیت حاشیه ای نزولی،
تمایل به شرط هایی نخواهید داشت

00:05:58.610 --> 00:06:06.625
که در آن احتمال باختتان برابر یا کمی کمتر
از ارزشی است که در صورت برد به دست می آورید

00:06:06.650 --> 00:06:09.971
و لب کلام این است که لذت پیروزی

00:06:10.219 --> 00:06:14.035
با وجود مطلوبیت حاشیه ای نزولی،
کمتر از اندوه باخت است

00:06:14.060 --> 00:06:14.558
بله؟

00:06:14.558 --> 00:06:18.260
این مورد جنبه ای آماری هم ندارد؟

00:06:18.285 --> 00:06:21.412
چون نمیدانیم که چند بار
قرار است شما شرط ببندید

00:06:21.437 --> 00:06:23.296
ممکن است تنها یک بار باشد

00:06:23.321 --> 00:06:26.956
خیلی راحت تر میبودیم اگر که مثلا
از قانون اعداد بزرگ استفاده میشد

00:06:26.981 --> 00:06:30.812
با خودمان میگفتیم که خوب در نهایت سر به
سر میشویم و در هر بازی 12.50 دلار میبریم

00:06:30.837 --> 00:06:34.535
اما برای مثلا 10 بار اول
ممکن است واقعا بدشانسی بیاوریم

00:06:34.560 --> 00:06:36.936
و 8 بار خط بیاید و 2 بار شیر بیاید

00:06:36.974 --> 00:06:39.464
بازم اگر ریسک گریز نبودید،
اهمیتی به این موضوع نمیدادید

00:06:39.489 --> 00:06:41.220
این را پیش خودتون نگه دارید

00:06:41.220 --> 00:06:43.305
توضیح خواهم داد که چرا این موضوع صدق نمیکند

00:06:43.369 --> 00:06:45.320
پس بذاریدش برای بعد

00:06:45.320 --> 00:06:50.296
خوب فرض کنیم که تابع مطلوبیتمان همان شکل
معمولی است که پیش از این با آن کار کردیم

00:06:50.321 --> 00:06:53.049
همان مطلوبیت حاشیه ای نزولی
ای که پیش از این با آن کار کرده ایم

00:06:53.074 --> 00:06:56.130
که در آن مطلوبیت جذر مصرف است

00:06:56.130 --> 00:06:58.614
اینجا داریم برمیگردیم به نظریه مصرف کنندگان

00:06:58.670 --> 00:07:00.615
دیگر باید مطالب درس را در هم بیامیزید

00:07:00.640 --> 00:07:02.300
هر دو نظریه مصرف کنندگان
و تولیدکنندگان را استفاده کنید

00:07:02.300 --> 00:07:07.588
بنابراین به خاطر بیاورید که تابع مطلوبیت
حاشیه ای نزولی معمولی که با آن کار میکردیم

00:07:07.613 --> 00:07:11.181
میشد U برابر با جذر C

00:07:12.340 --> 00:07:15.992
حالا فرض کنیم که با مصرف
100 دلار شروع میکنید

00:07:16.017 --> 00:07:17.220
تصور کنید که درآمد خودتان را مصرف میکنید

00:07:17.220 --> 00:07:19.560
فرض کنیم که مصرف 100 دلار را داریم

00:07:19.560 --> 00:07:21.916
خوب در این صورت مطلوبیت برابر است با 10

00:07:21.941 --> 00:07:24.130
اگر با مصرف 100 دلار شروع کنید

00:07:24.130 --> 00:07:26.530
مطلوبیت برابر است با 10

00:07:26.563 --> 00:07:30.137
حالا بیاید مطلوبیت انتطاری
این قمار را حساب کنیم

00:07:30.425 --> 00:07:33.098
خوب مطلوبیت انتطاری این قمار این است که

00:07:33.123 --> 00:07:35.850
50 درصد شانس پیروزی ...

00:07:35.875 --> 00:07:37.240
شانس باخت وجود دارد

00:07:37.240 --> 00:07:39.250
و اگر ببازید مقدار مطلوبیتتان چقدر است؟

00:07:39.250 --> 00:07:40.860
خوب 100 دلار میبازید

00:07:40.860 --> 00:07:43.230
بنابراین مصرف 0 میشود

00:07:43.230 --> 00:07:46.959
بنابراین مطلوبیت 0 است

00:07:47.105 --> 00:07:49.965
بعلاوه 50 درصد شانس پیروزی

00:07:49.990 --> 00:07:51.172
اگر ببرید چه بدست می آورید؟

00:07:51.197 --> 00:07:54.317
خوب اگر ببرید از 100
دلار به 225 دلار میرسید

00:07:54.811 --> 00:07:59.600
بنابراین مطلوبیتتان میشود
جذر 225 یا به عبارتی 15

00:07:59.600 --> 00:08:04.079
مطلوبیتتان میشود جذر 225 یا به عبارتی 15

00:08:04.104 --> 00:08:07.584
بنابراین 50 درصد شانس
رسیدن به مطلوبیت 15 وجود دارد

00:08:07.671 --> 00:08:09.000
پس... ببخشید

00:08:09.000 --> 00:08:10.780
این منفی است

00:08:10.780 --> 00:08:11.480
بله، ببخشید

00:08:11.480 --> 00:08:16.785
بنابراین اگر در این قمار
شرکت کنید، مطلوبیت میشود 7.5

00:08:16.810 --> 00:08:18.000
بنابراین مطلوبیت کاهش پیدا میکند

00:08:18.000 --> 00:08:20.813
از مطلوبیت 10 بدون شرکت در قمار

00:08:20.872 --> 00:08:23.605
به مطلوبیت 7.5 با شرکت در قمار، میرسید

00:08:23.730 --> 00:08:25.470
مطلوبیتتان در صورت
شرکت در قمار پایین تر است

00:08:25.495 --> 00:08:29.080
و به این خاطر است که مردم تصمیم
میگیرند در این قمار شرکت نکنند

00:08:29.080 --> 00:08:31.630
مطلوبیت پایین تر است

00:08:31.630 --> 00:08:36.110
و دلیلش این است که با توجه
به تابع مطلوبیتی به این شکل

00:08:36.135 --> 00:08:41.285
از باخت بیش از آنکه از برد
شاد میشوید، ناراحت میشوید

00:08:41.347 --> 00:08:46.655
و این را میتوانیم در شکل
20-1 به شکل نموداری ببینیم

00:08:46.680 --> 00:08:49.748
این شکل نمودار مطلوبیت
در برابر ثروت را نشان میدهد

00:08:49.773 --> 00:08:52.370
معمولا مطلوبیت را به شکل نمودار
در نمی آوریم چون عدد اصلی نیست

00:08:52.370 --> 00:08:53.110
خاطرتان هست که ترتیبی است

00:08:53.110 --> 00:08:55.050
اما این نمودار یک شمائی از
منطق شهودی را نشان میدهد

00:08:55.050 --> 00:08:59.020
این شکل نمودار مطلوبیت در
برابر سطوح ثروت را نشان میدهد

00:08:59.020 --> 00:09:05.808
پس از نقطه A با 100 دلار ثروت

00:09:06.321 --> 00:09:07.611
که مقادیر مصرفی است

00:09:07.636 --> 00:09:10.026
و مطلوبیت 10 شروع میکنید

00:09:10.365 --> 00:09:14.085
حالا من گزینه یک قمار را
پیش روی شما قرار میدهم

00:09:14.118 --> 00:09:17.726
این قمار 50 درضد احتمال بردن شما به نقطه 0

00:09:17.818 --> 00:09:21.139
و 50 درصد احتمال بردنتان به نقطه B را دارد

00:09:21.497 --> 00:09:23.298
بنابراین مطلوبیتتان...

00:09:23.332 --> 00:09:27.751
ارزش انتطاری در میانه آن
قوسی که از 0 تا B کشیده شده است

00:09:27.776 --> 00:09:28.946
یا به عبارتی نقطه C

00:09:29.803 --> 00:09:34.251
مطلوبیت انتطاریتان پایین
تر از مطلوبیت ابتداییتان است

00:09:35.370 --> 00:09:36.004
چرا؟

00:09:36.029 --> 00:09:37.722
چون مطلوبیت قوس مقعر دارد

00:09:37.843 --> 00:09:41.724
آنقدر از رسیدن به 0 ناراحت شده اید

00:09:41.748 --> 00:09:46.414
که این ناراحتی به شکل گسترده ای
خوشحالیتان از رفتن به 225 را میپوشاند

00:09:47.126 --> 00:09:49.910
به خاطر مطلوبیت حاشیه ای نزولی

00:09:49.910 --> 00:09:51.610
چون اساسا... اینطور در نظرش بگیرید

00:09:51.610 --> 00:09:53.290
تصور کنید درآمدتان است

00:09:53.290 --> 00:09:56.315
بیاید این نکته که اندازه قمار به اندازه
ی کل درآمدتان هست را جدی بگیریم

00:09:56.340 --> 00:09:59.795
تصور کنید به معنای واقعی کلمه از شما
بخواهم که درآمد کل سالتان را قمار کنید

00:09:59.820 --> 00:10:02.150
و اگر ببازید از گرسنگی خواهید مرد

00:10:02.150 --> 00:10:04.070
و اگر ببرید میتوانید غذاهای بهتری بخورید

00:10:04.453 --> 00:10:07.551
خوب به وضوح عدم مطلوبیت از گرسنگی مردن

00:10:07.685 --> 00:10:11.565
به شکل گسترده از مطلوبیت افزوده ی
غذای خوب خوردن، اهمیت بیشتری دارد

00:10:11.590 --> 00:10:14.160
بنابراین در این مثال حداکثری،
وقتی کل دارایی در میان است

00:10:14.185 --> 00:10:17.027
میتوانید ببینید که چرا در شرایطی هستید

00:10:17.110 --> 00:10:18.740
که تمایل به شرکت در این قمار ندارید

00:10:19.261 --> 00:10:21.760
چون اگر ببازید، میمیرید

00:10:21.760 --> 00:10:27.110
و ریسک گریزی از این
جهت به میان می آید که اساسا

00:10:27.110 --> 00:10:29.277
با وجود مطلوبیت حاشیه ای نزولی

00:10:29.302 --> 00:10:30.622
آنقدر ناراحت تر میشوید که...

00:10:30.730 --> 00:10:32.429
آن شیب تند پایین نمودار...

00:10:32.879 --> 00:10:36.398
به مراتب آنکه به سمت 0
میروید آنقدر ناراحتتر میشوید

00:10:36.648 --> 00:10:43.005
که به شکل گسترده آن بخش مسطح تر را، به مراتب
اینکه فراتر از نقطه ابتدایی میروید، پوشش میدهد

00:10:43.085 --> 00:10:44.178
بنابراین، همانطور که میبینید

00:10:44.203 --> 00:10:48.085
در نهایت به جایی میرسید که حتی اگر که قمار
منصفانه هم باشد، تمایل به شرکت در آن ندارید

00:10:48.110 --> 00:10:52.857
قمارهایی که منصفانه هستند
و ارزش انتطاری مثبتی دارند هم

00:10:52.882 --> 00:10:57.512
همچنان ممکن است به کاهش
مطلوبیت انتطاریتان بیانجامد

00:10:57.860 --> 00:10:59.760
در واقع، اجازه بدهید جلوتر بروم

00:10:59.760 --> 00:11:02.531
آنقدر علاقه کمی به این قمار دارید

00:11:02.603 --> 00:11:04.482
که اگر به شما بگویم که

00:11:04.681 --> 00:11:07.236
من به عنوان استادتان مجبورتان
میکنم که این قمار را قبول کنید

00:11:07.261 --> 00:11:11.805
تصور کنید که 100 سال پیش است که اساتید
میتوانستند دانشجویان را بزنند و این چیزها...

00:11:11.830 --> 00:11:17.170
مجبورتان خواهم کرد که در این قمار شرکت کنید
مگر اینکه مبلغی به من پول بدهید

00:11:17.170 --> 00:11:20.047
شما در واقع تمایل خواهید
داشت تا مبلغی را به من بپردازید

00:11:20.072 --> 00:11:23.142
تا از شرکت در این قمار اجتناب کنید

00:11:23.310 --> 00:11:24.560
چقدر تمایل خواهید داشت که به من بپردازید؟

00:11:28.110 --> 00:11:30.124
مطلوبیت را به مفهوم دلاری در نظر بگیرید

00:11:30.149 --> 00:11:32.788
تصور کنید که مطلوبیت را به
مفهوم دلاری اندازه گیری میکنیم

00:11:32.813 --> 00:11:36.253
برای اجتناب از شرکت در این
قمار تمایل دارید چقدر به من بپردازید؟

00:11:37.160 --> 00:11:41.790
اگر گفته باشم که یا در این قمار شرکت میکنید
یا مبلغی را به من میپردازید

00:11:41.790 --> 00:11:44.300
مطلوبیت را در نقطه 100 دلاری شروع میکنید

00:11:44.300 --> 00:11:44.800
بله؟

00:11:44.800 --> 00:11:47.693
ما به تفاوت میان دو نقطه مطلوبیت

00:11:47.718 --> 00:11:49.530
خوب، ما به تفاوت میان دو نقطه مطلوبیت

00:11:49.530 --> 00:11:52.250
پس مطلوبیت اینجا 100 دلار است

00:11:52.250 --> 00:11:56.740
این جا 7.5 به توان دو
است، پس میشود 56.25 دلار

00:11:56.740 --> 00:12:00.745
بنابراین شما در واقع به من
43.75 دلار به من خواهید پرداخت

00:12:00.851 --> 00:12:02.090
تا از شرکت در این قمار اجتناب کنید

00:12:02.090 --> 00:12:03.120
فکرش را بکنید

00:12:03.120 --> 00:12:08.230
من به شما یک شرط فراتر از منصفانه
را پیشنهاد دادم، شرطی که خیلی خوب بود

00:12:08.230 --> 00:12:11.220
که به شکل میانگین یک تراز
مثبت 12.5 دلاری به دست میدهد

00:12:11.220 --> 00:12:14.720
با اینحال شما راضی هستید که به
من 43.75 دلار به من پرداخت کنید

00:12:14.720 --> 00:12:17.920
تقریبا نیمی از تمام دارایی
خود را پرداخت خواهید کرد

00:12:17.945 --> 00:12:19.765
تا از شرکت در این قمار اجتناب کنید

00:12:20.210 --> 00:12:22.300
اگر فکرش را بکنید، خیلی خارق العاده است

00:12:22.325 --> 00:12:24.447
اینکه من به شما شرطی
فراتر از منصفانه پیشنهاد دادم

00:12:24.472 --> 00:12:28.222
و با اینحال شما به من تقریبا نیمی
از داراییتان را به من میپردازید

00:12:28.247 --> 00:12:31.032
تا از شرکت در آن شرط اجتناب کنید

00:12:31.103 --> 00:12:32.688
از زاویه دیگری هم میتوان بهش نگاه کرد

00:12:32.713 --> 00:12:33.930
بیاید به شکل دیگری در نظرش بگیریم

00:12:33.930 --> 00:12:37.366
سود مثبت را باید چقدر بالا ببرم

00:12:37.418 --> 00:12:38.703
تا شما در شرط شرکت کنید؟

00:12:39.243 --> 00:12:41.095
بیاید به این صورت بهش نگاه کنیم

00:12:41.120 --> 00:12:43.700
الان گفته ام که اگر شیر
بیاید 125 دلار میبرید

00:12:43.700 --> 00:12:47.295
برای اینکه شرط را قبول
کنید مبلغ برد باید چقدر باشد؟

00:12:47.320 --> 00:12:48.480
بله؟

00:12:48.480 --> 00:12:49.731
و بگو که از کجا بهش رسیدی

00:12:49.756 --> 00:12:55.709
از آنجایی که باید حداقل همان مطلوبیتی را در
دست داشت که پیش از مطلوبیت غیر انتطاری داشتیم

00:12:55.734 --> 00:12:59.373
بنابراین باید بیش از نیمی
از مطلوبیت سالیانه باشد

00:12:59.398 --> 00:13:01.718
بنابراین باید مطلوبیت در
صورت برنده شدن 20 باشد

00:13:01.718 --> 00:13:03.170
مجذور 20 میشود 400

00:13:03.195 --> 00:13:04.860
-صدا شنیده نمیشود -

00:13:04.860 --> 00:13:05.090
درسته

00:13:05.090 --> 00:13:06.570
باید 300 دلار ببرید

00:13:06.570 --> 00:13:10.170
چون من باید مطلوبیت شما را در
صورت برنده شدن به 20 برسانم

00:13:10.170 --> 00:13:13.150
تنها در این صورت است که تمایل
خواهید داشت که قمار را قبول کنید

00:13:13.150 --> 00:13:17.300
به عبارت دیگر اینطور میتوان
گفت که قمار باید انقدر منصفانه باشد

00:13:17.325 --> 00:13:18.335
تا ابن اندازه باید فراتر از منصفانه باشد

00:13:18.360 --> 00:13:19.380
تا در قبولش کنید

00:13:19.380 --> 00:13:24.057
نیاز دارید که من 3 به 1 در
احتمال 50 درصد با شما شرط ببندم

00:13:24.247 --> 00:13:27.080
تا شرط را قبول کنید

00:13:27.080 --> 00:13:31.485
و این تنها تابع مطلوبیت معمولی از این
نوع است که در اوایل ترم با آن کار کردیم

00:13:31.510 --> 00:13:32.290
اینطور نبود که اوایل
ترم به آن نگاه کنید و بگویید

00:13:32.290 --> 00:13:34.510
واو، چه تابع مطلوبیت عجیب و غریبی است

00:13:34.510 --> 00:13:38.190
پاسخ های منطقی برای مسائل و مجموعه
مسائل و امتحانات و این چیزها را داریم

00:13:38.215 --> 00:13:39.495
مثال هایی از جذر C

00:13:39.520 --> 00:13:41.490
تابع منطقی ای به نظر میرسد

00:13:41.490 --> 00:13:45.580
و با اینحال همچنین پیشبینی‌های
عجیب و غریبی را به دست میدهد

00:13:45.580 --> 00:13:48.047
اینکه راضی هستید که تقریبا
نیمی از ثروت خود را به بدهید

00:13:48.101 --> 00:13:51.473
تا از شرکت در شرطی که فراتر
از منصفانه است، اجتناب کنید

00:13:51.659 --> 00:13:53.866
و اینکه...

00:13:53.890 --> 00:13:57.749
و اینکه باید احتمالات شرط 3 به 1 باشد

00:13:57.774 --> 00:13:59.820
تا اینکه شرکت در شرط را حتی در نظر بگیرید

00:13:59.820 --> 00:14:03.115
این نشان دهنده قدرت عدم
قطعیت و قدرت ریسک گریزی است

00:14:03.140 --> 00:14:08.385
در واقع ریسک گریزی تماما قدرت
مطلوبیت حاشیه ای نزولی است

00:14:08.418 --> 00:14:12.735
قدرت مطلوبیت حاشیه ای نزولی آنقدر
در جهت دهی به تصمیماتمان کلیدی است

00:14:12.760 --> 00:14:17.702
این حقیقت است که پیتزای اول اهمیت
بسیار بیشتری از پیتزای پنجاهم دارد

00:14:18.670 --> 00:14:22.655
که خیلی از برآیندهایی که اجازه
نمیدهند به پیتزای اول برسید، بدتان می آید

00:14:22.680 --> 00:14:26.112
و در نتیجه باید خیلی بهای
بالایی به شما پرداخت شود

00:14:26.205 --> 00:14:29.922
تا مجبور شوید وارد شرایطی شوید
که در آن پیتزایی به دست نیاورید

00:14:29.970 --> 00:14:32.580
باید در وضعیتی که در آن برنده
میشوید بهای بالایی به شما پرداخت شود

00:14:32.580 --> 00:14:35.670
تا با وضعیتی که در آن
برنده نمیشوید، کنار بیایید

00:14:35.670 --> 00:14:36.920
سوالی در این مورد هست؟

00:14:39.310 --> 00:14:42.175
حالا برای فهم موضوع میتوانیم
مثال را به اشکال جالبی تغییر دهیم

00:14:42.200 --> 00:14:44.971
بنابراین بیاید مثال را به گونه
ای تغییر دهیم تا به جای اینکه...

00:14:44.996 --> 00:14:49.586
بیاید در مورد برخی جایگزین ها صحبت کنیم

00:14:49.641 --> 00:14:52.330
جایگزین های این مثال و چگونگی
تاثیرشان بر روی منطق شهودیمان

00:14:52.330 --> 00:14:53.519
اولین جایگزین :

00:14:53.645 --> 00:14:57.629
تصور کنید که تابع مطلوبیتتان
به جای اینکه جذر C باشد...

00:14:57.699 --> 00:15:02.929
تابع مطلوبیت 0.1 ضرب در C باشد

00:15:03.083 --> 00:15:07.880
تابع مطلوبیتی خطی
نه غیر خطی

00:15:09.129 --> 00:15:11.645
در این صورت...

00:15:11.670 --> 00:15:14.704
حالا میتوانیم بگوییم که در این صورت

00:15:14.910 --> 00:15:17.610
شما در واقع قمار را قبول خواهید کرد

00:15:17.876 --> 00:15:20.755
چون مطلوبیت... اگر که شما...

00:15:20.780 --> 00:15:26.635
0.5 درصد احتمال 0 باشد، بعلاوه 0.5 احتمال..

00:15:26.660 --> 00:15:30.013
و من 0.1 ضرب در C انتخاب کردم چون در
آن صورت مطلوبیت ابتداییتان همچنان 10 است

00:15:30.085 --> 00:15:31.865
به شکلی نرمال سازی اش کردم

00:15:31.890 --> 00:15:36.950
که با شروع دسته 100
همچنان از 10 شروع میکنید

00:15:36.950 --> 00:15:40.535
همان نقطه شروع تابع جذر را به دست میدهد

00:15:40.560 --> 00:15:45.200
اما حالا مطلوبیت انتظاریتان
از این قمار 0.5 ضرب در 0

00:15:45.225 --> 00:15:46.734
بعلاوه 0.5 ضرب در

00:15:46.759 --> 00:15:52.524
اگر ببرید 125 دلار میبرید،
پس مطلوبیت 25 است

00:15:53.385 --> 00:15:54.460
ببخشید

00:15:54.460 --> 00:15:59.020
اشتباه کردم، 22.5 است

00:15:59.020 --> 00:16:04.000
بنابراین مطلوبیت انتظاریتان 11.25 است

00:16:04.175 --> 00:16:07.530
که بالاتر از مطلوبیت ابتداییتان است

00:16:07.530 --> 00:16:10.210
بنابراین این قمار را قبول خواهید کرد

00:16:10.210 --> 00:16:12.280
چه چیزی تغییر کرده است؟

00:16:12.280 --> 00:16:13.660
مطلوبیت حاشیه ای نزولی ای در کار نیست

00:16:13.660 --> 00:16:15.880
مطلوبیت حاشیه ای نزولی
ای در کار نیست چون حالا

00:16:15.880 --> 00:16:17.551
دیگر ریسک گریز نیستیم

00:16:17.576 --> 00:16:21.050
حالا بی تفاوت نسبت به ریسک هستیم

00:16:21.050 --> 00:16:26.210
تابع مطلوبیت خطی باعث
بی تفاوتی نسبت به ریسک میشود

00:16:26.210 --> 00:16:33.254
و وقتی که به ریسک بی تفاوت باشید،
تنها ارزش انتطاری برایتان اهمیت پیدا میکند

00:16:33.790 --> 00:16:35.951
مصرف کنندگان بی تفاوت نسبت به ریسک

00:16:36.076 --> 00:16:39.320
تنها به ارزش انتظاری اهمیت میدهند

00:16:39.320 --> 00:16:42.133
تابع مطلوبیت خطی به بی
تفاوتی نسبت به ریسک می انجامد

00:16:42.158 --> 00:16:43.450
چون مطلوبیت حاشیه ای نزولی ای در کار نیست

00:16:43.450 --> 00:16:44.605
در این صورت هر شرطی
که منصفانه باشد را قبول میکنید

00:16:44.605 --> 00:16:45.460
برایتان اهمیتی ندارد

00:16:45.460 --> 00:16:48.935
با این تابع مطلوبیت، نسبت به برد
یا باخت یک دلار بی تفاوت هستید

00:16:49.289 --> 00:16:51.027
اهمیتی ندارد که بالا بروید یا پایین

00:16:51.130 --> 00:16:53.176
منظورم این است که... ببخشید...

00:16:53.200 --> 00:16:56.145
لذتی که از برد به دست می آورید، به میزان
ناراحتی ای است که از باخت خواهید داشت

00:16:56.170 --> 00:16:58.768
در حالی که در این تابع مطلوبیت
ناراحتی ای که از باخت خواهید داشت

00:16:58.793 --> 00:17:01.610
فراتر از لذتی است که از
برد به دست خواهید آورد

00:17:01.610 --> 00:17:05.315
این را به شکل نموداری در شکل بعد میبینیم

00:17:05.403 --> 00:17:07.155
شکل 20-2

00:17:07.180 --> 00:17:09.500
مورد بی تفاوتی نسبت به ریسک

00:17:09.500 --> 00:17:14.183
در اینجا در نقطه A شروع میکنید

00:17:14.357 --> 00:17:19.900
100 دلار دارید و مطلوبیتتان برابر با 10 است

00:17:19.900 --> 00:17:23.672
حالا اگر قماری را به شما پیشنهاد
دهم که 50 درضد احتمال رسیدن به 0

00:17:23.697 --> 00:17:26.232
و 50 درصد احتمال رسیدن به B را دارد

00:17:26.415 --> 00:17:31.275
برآیندی برابر با C را به همراه
دارد که مطلوبیتی بالاتر است

00:17:32.030 --> 00:17:35.005
بنابراین از آنجایی که مطلوبیت خطی است

00:17:35.096 --> 00:17:36.265
نسبت به ریسک بی تفاوت هستید

00:17:36.290 --> 00:17:39.292
و هر شرط منصفانه ای را قبول میکنید

00:17:41.136 --> 00:17:42.440
میتوانیم فراتر برویم

00:17:42.740 --> 00:17:46.940
اگر مطلوبیت به جای این صورت، به شکل

00:17:47.202 --> 00:17:50.065
u برابر با C به توان دو

00:17:50.090 --> 00:17:52.760
روی 1000 باشد، چه؟

00:17:52.760 --> 00:17:54.810
اگر این تابع مطلوبیت بوده
باشد چه اتفاقی می افتد؟

00:17:54.810 --> 00:17:59.622
دوباره مطلوبیت ابتداییتان،مقادیر U
برای 100 دلار، برابر است با 10

00:17:59.647 --> 00:18:02.850
نقطه شروع همان است

00:18:02.850 --> 00:18:06.666
اما این تابع مطلوبیتی
است که حالا با توجه به آن

00:18:06.800 --> 00:18:08.774
اگر در این قمار شرکت کنید

00:18:08.942 --> 00:18:11.996
حالا اگر در این قمار شرکت
کنید، مطلوبیت انتطاریتان

00:18:12.021 --> 00:18:14.677
برابر است با 50 درصد ضرب در 0

00:18:14.702 --> 00:18:25.215
بعلاوه 50 درصد ضرب در
225 به توان دو، روی 1000

00:18:25.776 --> 00:18:30.076
که میشود 25.3

00:18:30.100 --> 00:18:34.460
از این قمار افزایش شدیدی
در مطلوبیت به دست می آید

00:18:34.460 --> 00:18:39.880
بنابراین مطلوبیت انتطاریتان
در این قمار برابر است با 25.3

00:18:40.225 --> 00:18:43.480
افزایش شدیدی در مطلوبیت است

00:18:43.480 --> 00:18:46.134
و این به این خاطر است که این فردی است

00:18:46.362 --> 00:18:49.153
که شکل تابع مطلوبیتش
به گونه ای تغییر کرده است

00:18:49.178 --> 00:18:51.036
که مطلوبیت حاشیه ای نزولی ندارد

00:18:51.061 --> 00:18:53.511
بلکه مطلوبیت حاشیه ای افزایشی دارد

00:18:53.780 --> 00:18:56.352
تا حالا با اینگونه توابع
مطلوبیت کار نکرده ایم

00:18:56.380 --> 00:18:59.919
اینها افرادی هستند که به
آن ها میگوییم ریسک پذیر

00:19:00.041 --> 00:19:04.680
به این معنا که میزان
خوشحالیشان از بردن یک دلار

00:19:04.705 --> 00:19:06.655
بیش از میزان ناراحتیشان
از باختن یک دلار است

00:19:06.760 --> 00:19:09.945
برعکس تمام منطق شهودی ای
است که در این کلاس توسعه داده ایم

00:19:09.970 --> 00:19:12.550
تابع مطلوبیت دیوانه واری است

00:19:12.710 --> 00:19:14.960
اما مفهوم تابع مطلوبیت ریسک پذیر

00:19:14.960 --> 00:19:17.886
به این شکل است که به معنای
واقعی کلمه بالارفتن به میزان یک دلار

00:19:17.911 --> 00:19:20.630
میزان خوشحالی بیشتری نسبت به میزان ناراحتی
از دست دادن یک دلار برای شما به همراه دارد

00:19:20.630 --> 00:19:24.748
این را میتوانید در شکل 20-3 ببینید

00:19:25.207 --> 00:19:27.626
شکل 20-3

00:19:27.650 --> 00:19:30.550
این تابع مطلوبیت ریسک پذیر است

00:19:30.550 --> 00:19:33.912
فرد در نقطه A کار را شروع میکند

00:19:34.000 --> 00:19:39.393
گزینه قماری را در پیش رو دارد

00:19:39.418 --> 00:19:44.149
که در آن 50 درصد احتمال
رسیدن به 0 وجود دارد

00:19:44.252 --> 00:19:45.330
و 50 درصد احتمال...

00:19:45.330 --> 00:19:48.520
جسیکا نقطه B باید پایین در
نقطه تقاطع خطوط مقطع باشد

00:19:48.550 --> 00:19:52.745
و 50 درصد احتمال رسیدن به
نقطه B در تقاطع خطوط مقطع

00:19:52.770 --> 00:19:55.220
میانگین این دو را به دست
می آوریم و به نقطه C میرسیم

00:19:55.220 --> 00:20:00.845
در این نقطه مطلوبیت با قمار بسیار
بالاتر از زمانی است که قماری در کار نیست

00:20:00.870 --> 00:20:01.560
در واقع

00:20:01.668 --> 00:20:03.540
میتوانیم جلوتر برویم

00:20:03.540 --> 00:20:05.146
فرد ریسک پذیر

00:20:05.186 --> 00:20:08.650
در واقع شرکت در قماری
غیرمنصفانه را نیز قبول میکنند

00:20:08.650 --> 00:20:10.970
این شرط را در نظر بگیرید

00:20:10.970 --> 00:20:16.230
خط بیاید 100 دلار میبازید
شیر بیاید 75 دلار میبرید

00:20:16.255 --> 00:20:20.018
ارزش انتطاری این شرط منفی است

00:20:20.392 --> 00:20:22.821
ارزش انتظاری منفی

00:20:22.900 --> 00:20:26.142
نه فرد ریسک گریز و نه فرد بی تفاوت
نسبت به ریسک این شرط را قبول نخواهد کرد

00:20:26.167 --> 00:20:27.490
اما فرد ریسک پذیر قبول میکند

00:20:27.490 --> 00:20:33.055
اگر محاسباتش را انجام دهیم این شرط برای
فرد نفع در مطلوبیت انتظاری به همراه دارد

00:20:33.080 --> 00:20:37.284
به این معنا که شرطی با ارزش انتظاری منفی
برای فرد نفع در مطلوبیت انتظاری به همراه دارد

00:20:37.309 --> 00:20:37.845
چرا اینگونه است؟

00:20:38.103 --> 00:20:40.935
چون برعکس منطق شهودی
مطلوبیت حاشیه ای نزولی است

00:20:40.983 --> 00:20:45.364
آنقدر از برد بیشتر خوشحال میشود

00:20:45.481 --> 00:20:47.965
که شرط را حتی در صورتی که ارزش
انتطاری منفی داشته باشد، قبول میکند

00:20:47.990 --> 00:20:51.175
درست همانطور که شخص ریسک
گریز آنقدر از باخت ناراحت خواهد شد

00:20:51.200 --> 00:20:53.975
که شرط را حتی در صورتی که
فراتر از منصفانه باشد، قبول نخواهد کرد

00:20:54.000 --> 00:20:57.650
بنابراین میتوان در واقع
تمام پیشبینی های برعکس را

00:20:57.650 --> 00:20:58.576
از فرد ریسک پذیر به دست آورد

00:20:58.601 --> 00:21:01.871
حتی شرط غیر منصفانه را نیز قبول میکند

00:21:02.150 --> 00:21:04.885
راستی از آن سوالتون در مورد
بی تفاوتی نسبت به ریسک پریدم

00:21:04.910 --> 00:21:09.870
در صورت بی تفاوتی نسبت به ریسک، مهم
نیست که شرط را 100 بار تکرار کرد یا 1 بار

00:21:09.895 --> 00:21:13.835
اگر نسبت به ریسک بی تفاوت
باشید باید همیشه شرط را قبول کنید

00:21:13.860 --> 00:21:16.530
چون ارزش انتظاری همچنان مثبت است

00:21:16.530 --> 00:21:17.819
منظور شما ریسک گریزی است

00:21:17.844 --> 00:21:22.125
در ریسک گریزی چیزی که در ذهن دارید این است که
هرچه شرط بیشتر تکرار شود احساس راحتی بیشتری میکنید

00:21:22.347 --> 00:21:23.880
اما اگر که نسبت به ریسک بی تفاوت باشید

00:21:23.905 --> 00:21:27.065
بدون توجه به تعداد دفعاتی که شرط
را بهتان پیشنهاد میکنم، قبولش میکنید

00:21:27.090 --> 00:21:30.271
خوب برای اینکه بیشتر بازش کنیم
بریم به جایگزین سوم

00:21:30.461 --> 00:21:32.493
حالا تصور کنید

00:21:32.870 --> 00:21:35.460
این مورد منطق شهودیمان را جلوتر میبرد

00:21:35.460 --> 00:21:39.000
حالا تصور کنید که به شما
قمار متفاوتی را پیشنهاد میکنم

00:21:39.000 --> 00:21:40.844
و بازم، واقعا میخواهم که صادقانه جواب دهید

00:21:40.869 --> 00:21:41.743
سعی نکنید با من بازی کنید

00:21:41.768 --> 00:21:42.963
صادقانه جواب بدهید

00:21:43.120 --> 00:21:53.918
حالا قمار این است که اگر شیر یا خط بیاندازم
و خط بیاید 1 دلار میبازید

00:21:54.006 --> 00:21:57.136
و اگر شیر بیاید 1.25 دلار میبرید

00:21:57.485 --> 00:22:00.445
حالا چند نفر از شما قمار را قبول میکنید؟

00:22:00.470 --> 00:22:02.770
چند نفر قما را قبول نخواهید کرد؟

00:22:02.770 --> 00:22:03.750
بسیار خوب

00:22:03.750 --> 00:22:04.940
امیدوارم صادقانه جواب داده باشید

00:22:04.940 --> 00:22:07.459
اما شاید دارید پیشبینی میکنید و متوجه شدید که

00:22:07.522 --> 00:22:08.680
این قمار بسیار دشوار است

00:22:08.680 --> 00:22:11.350
و چرا مردم تمایل بیشتری به
شرکت در این قمار دارند، حتی

00:22:11.350 --> 00:22:13.449
بیشتر از آن که تمایل به
شرکت در قمار قبلی داشتند

00:22:13.480 --> 00:22:14.390
همان افراد ریسک گریز

00:22:14.390 --> 00:22:15.156
بله؟

00:22:15.156 --> 00:22:19.440
- صدا شنیده نمیشود -

00:22:19.440 --> 00:22:19.970
دقیقا

00:22:19.970 --> 00:22:24.186
به شکل اخص، تابع مطلوبیت
از لحاظ منطقه ای خطی است

00:22:24.687 --> 00:22:28.326
در آن منحنی تابع مطلوبیت هرچه نزدیک و نزدیک تر...

00:22:28.350 --> 00:22:31.400
برگردیم به شکل 20-1

00:22:31.400 --> 00:22:34.007
هر چه به A نزدیک و نزدیک تر میشویم

00:22:34.166 --> 00:22:37.300
میتوان در واقع بخشی خطی رسم کرد

00:22:37.300 --> 00:22:42.810
بنابراین در شرطی بسیار
کوچک، مطلوبیت خطی است

00:22:42.810 --> 00:22:45.080
پس در نقطه A خطی است

00:22:45.080 --> 00:22:48.740
بنابراین در شرط کوچک
نسبت به ریسک بی تفاوت میشوید

00:22:48.740 --> 00:22:50.380
حتی فردی ریسک گریز به

00:22:50.515 --> 00:22:55.750
هر چه که شرط نسبت به منابعش کوچک باشد،
به سمت بی تفاوتی نسبت به ریسک حرکت میکند

00:22:55.750 --> 00:22:57.216
این نکته ای بود که شما به آن اشاره داشتید

00:22:57.291 --> 00:22:58.847
اینکه در اصل یک شخص ثروتمند

00:22:58.872 --> 00:23:01.280
احتمالا راضی خواهد بود که شرط
100 به 125 دلاری را قبول کند

00:23:01.280 --> 00:23:02.280
من راضی خواهم بود که انجامش دهم

00:23:02.280 --> 00:23:04.310
من خیلی پولدارم

00:23:04.310 --> 00:23:05.890
من راضی خواهم بود که انجامش دهم

00:23:05.890 --> 00:23:10.550
بنابراین در اصل آنچه میزان تمایل
به شرکت در شرط را تعیین میکند

00:23:10.550 --> 00:23:12.880
میزان پولی است که وسط میگذارید

00:23:12.880 --> 00:23:14.616
نسبت به منابعتان

00:23:15.429 --> 00:23:17.636
چیزی که وسط میگذارید نسبت به منابعتان

00:23:17.660 --> 00:23:21.500
و اگر محاسبات اینجا را انجام
دهیم، میتوانید شاهد این باشید که

00:23:21.500 --> 00:23:25.048
مطلوبیت انتظاری حتی بر مبنای جذر C

00:23:25.073 --> 00:23:30.890
برای قمارهای کوچک، مثبت است

00:23:30.890 --> 00:23:34.941
چون به مراتب اینکه قمار نسبت به 100
دلاری که با آن شروع میکنید، کوچک میشود

00:23:34.966 --> 00:23:36.460
تقریبا نسبت به ریسک بی تفاوت میشوید

00:23:36.460 --> 00:23:39.250
و در ادامه قمار را قبول خواهید کرد

00:23:39.275 --> 00:23:41.260
بنابراین در نهایت ماجرا

00:23:41.310 --> 00:23:45.022
آنچه تعیین خواهد کرد که
قماری را قبول کنید یا خیر

00:23:45.338 --> 00:23:49.479
سطح ریسک گریزیتان

00:23:49.504 --> 00:23:55.115
و اندازه ریسکی که قبول میکنید،
نسبت به منابعتان، خواهد بود

00:23:55.140 --> 00:23:58.956
هرچه ریسک گریز باشید
و هرچه قمار بزرگ تر باشد

00:23:58.982 --> 00:24:04.024
احتمالش کمتر خواهد شد که در
سطح مشخصی از انصاف قبولش کنید

00:24:04.530 --> 00:24:05.780
سوالی در این مورد هست؟

00:24:08.490 --> 00:24:09.210
بسیار خوب

00:24:09.210 --> 00:24:12.640
خوب حالا که متوجه مفهوم
نظریه مطلوبیت انتظاری شدیم

00:24:12.640 --> 00:24:16.315
میخواهیم ببینیم چرا این موضوع در دنیای
واقعی اهمیت دارد و چظور از آن استفاده میکنیم

00:24:16.377 --> 00:24:19.257
و خاصه میخواهم در مورد دو کاربردش صحبت کنم

00:24:19.282 --> 00:24:22.880
بیمه و لاتاری

00:24:22.880 --> 00:24:25.447
بیاید بحث را با بیمه شروع کنیم

00:24:25.472 --> 00:24:27.640
و اینکه چرا مردم بیمه دارند

00:24:27.640 --> 00:24:31.150
چون در واقع، با توجه به
چیزهایی که در این جلسه آموختیم

00:24:31.150 --> 00:24:33.250
دلیلی برای گرفتن بیمه وجود ندارد

00:24:33.250 --> 00:24:36.112
این جلسه به ما میگوید چرا مردم بیمه دارند

00:24:36.382 --> 00:24:37.886
که دلیلش این است که اساسا...

00:24:37.910 --> 00:24:40.307
از آنجایی که مطلوبیت
حاشیه ای نزولی وجود دارد

00:24:40.332 --> 00:24:42.704
آنقدر از برآیند منفی ناراحت میشوید

00:24:42.893 --> 00:24:44.606
که تمایل دارید برای اجتناب
از آن پول پرداخت کنید

00:24:44.781 --> 00:24:48.233
خاطرتان هست که در این مورد صحبت
کردیم که تمایل دارید 44 دلار بپردازید

00:24:48.258 --> 00:24:50.400
تا از اجبار برای قبول آن شرط اجتناب کنید؟

00:24:50.400 --> 00:24:52.580
این کاری است که بیمه میکند

00:24:52.580 --> 00:24:56.230
بیمه به شما اجازه میدهد
تا از قمار اجتناب کنید

00:24:56.230 --> 00:24:57.390
میتوانید بیمه را اینطور در نظر بگیرید

00:24:57.390 --> 00:24:59.300
راهی برای اجتناب از قبول قمار است

00:24:59.300 --> 00:25:01.130
دارید روی بیمار شدنتان قمار میکنید

00:25:01.130 --> 00:25:03.670
دارید روی اینکه خانه
تان آتش بگیرد، قمار میکنید

00:25:03.670 --> 00:25:07.565
این ها قمارهایی هستند که با آن مواجه
هستید و از جانب طبیعت به شما تحمیل شده اند

00:25:07.590 --> 00:25:10.430
کاری که بیمه میکند این است که به شما اجازه
میدهد که از قبول این قمارها اجتناب کنید

00:25:10.455 --> 00:25:13.885
و درست همانطور که به من پول میپردازید
تا از قمار 100 به 125 دلار اجتناب کنید

00:25:13.960 --> 00:25:19.165
به اتنا ( شرکت بیمه) پول میپردازید تا
از قمار رفتن به بیمارستان اجتناب کنید

00:25:19.190 --> 00:25:21.246
خوب فرض کنیم که یک فرد 25 ساله داریم

00:25:21.437 --> 00:25:23.470
که میخواهد تصمیم بگیرد
که بیمه سلامت بخرد یا خیر

00:25:23.470 --> 00:25:26.262
و فرض کنیم که مرد 25 ساله کاملا سالمی است

00:25:26.306 --> 00:25:28.545
گفتم مرد چون ریسک بچه دار شدن ندارد

00:25:28.570 --> 00:25:30.854
بنابراین اساسا کاملا سالم است

00:25:30.953 --> 00:25:35.445
اساسا احتمال مراجعه به پزشکش 0
است مگر آنکه با ماشین تصادف کند

00:25:35.470 --> 00:25:42.039
بنابراین شرایطی را تصور کنید که یک  مرد
25 ساله با 40 هزار دلار درآمد سالیانه داریم

00:25:42.572 --> 00:25:45.415
درآمد سالیانه 40 هزار دلاری

00:25:45.440 --> 00:25:47.993
و فرض کنیم که 1 درصد احتمال دارد

00:25:48.097 --> 00:25:48.960
که تصادف کند

00:25:48.960 --> 00:25:50.340
بالاخره اینجا کمبریج است

00:25:50.340 --> 00:25:54.094
پس هر بار که از خیابان عبور میکنید
1 درصد احتمال دارد ماشین بهتان بزند

00:25:54.213 --> 00:25:57.355
بنابراین 1 درصد احتمال دارد که تصادف کنید

00:25:57.380 --> 00:26:04.562
و اگر تصادف کنید متحمل هزینه
30 هزار دلاری بیمارستان میشوید

00:26:06.605 --> 00:26:09.456
خوب این به این معناست که...

00:26:09.480 --> 00:26:13.060
و فرض کنیم که تابع مطلوبیت جذر C است

00:26:13.085 --> 00:26:16.833
پس فرد ریسک گریزی هستید

00:26:17.270 --> 00:26:23.428
حالا فرض کنید که من
بیایم و بهتان بگویم ببین

00:26:23.846 --> 00:26:29.856
سالانه یک هزینه انتظاری 300 دلاری

00:26:29.978 --> 00:26:32.250
تصادف با ماشین متوجه شماست

00:26:32.559 --> 00:26:33.160
چطور محاسبه اش کردم؟

00:26:33.160 --> 00:26:36.280
خوب هر سال 1 درصد احتمال
دارد که ماشین به شما بزند

00:26:36.434 --> 00:26:38.020
فرض کنیم که نتایج مستقل هستند

00:26:38.020 --> 00:26:40.676
اگر امسال تصادف کنید به این معنا
نیست که دیگر در امان خواهید بود

00:26:40.783 --> 00:26:41.710
چون تصادفی است

00:26:41.710 --> 00:26:43.140
رانندگان دیوانه ای در خیابان هستند

00:26:43.140 --> 00:26:45.630
بنابراین سالانه 1 درصد
احتمال تصادف وجود دارد

00:26:45.630 --> 00:26:47.580
و اگر تصادف کنید هزینه
30 هزار دلاری در پی دارد

00:26:47.605 --> 00:26:49.791
بنابراین سالانه یک هزینه
انتظاری متوجه شماست

00:26:49.856 --> 00:26:51.846
برعکس ارزش انتظاری، هزینه انتظاری است

00:26:51.870 --> 00:26:53.466
هزینه انتظاری 300 دلاری

00:26:53.518 --> 00:26:56.265
خوب فرض کنیم که من به شما
فروش یک بیمه 300 دلاری پیشنهاد کنم

00:26:56.290 --> 00:27:01.017
به شما پیشنهاد فروش بیمه
ای را داده ام که به شکل میانگین

00:27:01.042 --> 00:27:04.614
اگر سالیان نامتنهاهی زندگی کنید

00:27:04.699 --> 00:27:07.829
با حق بیمه آنچه به عنوان نفع از
بیمه میگیرید را پرداخت خواهید کرد

00:27:08.020 --> 00:27:10.576
اگر سالانه 300 دلار
بپردازید و همیشه زنده بمانید

00:27:10.674 --> 00:27:14.495
یا برای سالیان به اندازه
کافی زیادی زندگی کنید

00:27:14.520 --> 00:27:18.825
در این صورت اساسا آن نفعی که از بیمه به
دست می آورید را به شکل حق بیمه میپردازید

00:27:18.850 --> 00:27:20.830
هر 100 سال یک بار تصادف میکنید

00:27:20.830 --> 00:27:23.850
و هر 100 سال 30 هزار
دلار حق بیمه پرداخت میکنید

00:27:23.850 --> 00:27:26.330
و 30 هزار دلار هم به
عنوان نفع برداشت میکنید

00:27:26.330 --> 00:27:30.880
این چیزی است که ما به آن میگوییم
بیمه ای منصفانه از لحاظ بیم سنجی

00:27:30.880 --> 00:27:37.982
بیمه منصفانه از لحاظ بیم سنجی

00:27:38.109 --> 00:27:41.670
بیمه ای است که در آن شما...

00:27:41.863 --> 00:27:49.393
قیمت بیمه برابر است با احتمال برآیند بد

00:27:50.560 --> 00:27:54.770
ضرب در هزینه برآیند بد

00:27:57.750 --> 00:27:59.408
این بیمه ای منصفانه از لحاظ بیم سنجی

00:27:59.433 --> 00:28:02.525
که در آن بهایی که پرداخت میکنید برابر است
با احتمال برآیند بد، ضرب در هزینه برآیند بد

00:28:02.550 --> 00:28:05.370
از این جهت منصفانه است
که در جمعیتی به قدر کافی بالا

00:28:05.413 --> 00:28:13.095
حق بیمه های پرداختی به شکل
جبران خسارت بازگردانده میشوند

00:28:13.120 --> 00:28:19.165
حالا بیاید این پرسش را مطرح کنیم که اگر بیمه
بخرید یا نخرید مطلوبیتتان به چه شکل میشود؟

00:28:19.190 --> 00:28:20.780
در ابتدا میگویید که من 25 سال سن دارم

00:28:20.780 --> 00:28:21.240
بیخیالش

00:28:21.240 --> 00:28:22.170
هیچوقت تصادف نمیکنم

00:28:22.170 --> 00:28:23.430
بیمه نخواهم خرید

00:28:23.430 --> 00:28:26.680
مطلوبیتتان بدون بیمه به چه شکل خواهد بود؟

00:28:26.680 --> 00:28:32.790
خوب اگر بیمه نداشته باشید
1 درصد احتمال وجود دارد

00:28:32.815 --> 00:28:36.020
0.01 احتمال وجود دارد که
30 هزار دلار از دست بدهید

00:28:36.020 --> 00:28:37.683
ماشین بهتان میزند و 30
هزار دلار از دست میدهید

00:28:37.708 --> 00:28:39.710
درآمدتان 40 هزار دلار است

00:28:39.710 --> 00:28:42.890
بنابراین 1 درصد احتمال
وجود دارد که به مطلوبیتی برسید

00:28:42.890 --> 00:28:47.910
که برابر است با جذر 10 هزار

00:28:47.910 --> 00:28:52.040
و 99 درصد احتمال وجود دارد

00:28:52.517 --> 00:28:55.825
99 درصد احتمال وجود دارد
که در نهایت به مطلوبیتی برسید

00:28:55.850 --> 00:29:00.120
که برابر است با جذر 40 هزار

00:29:00.120 --> 00:29:07.274
اگر حسابش را بکنید به 199 میرسید

00:29:07.469 --> 00:29:11.942
بنابراین مطلوبیت بدون بیمه برابر است با 199

00:29:11.967 --> 00:29:16.510
که نزدیک به مطلوبیتی است که
اگر تصادف نکنید خواهید داشت

00:29:16.510 --> 00:29:18.660
چون تصادف خیلی نادر است

00:29:18.660 --> 00:29:23.160
بنابراین مطلوبیت بدون بیمه برابر است با 199

00:29:23.160 --> 00:29:27.633
حالا بیاید این سوال را مطرح کنیم

00:29:27.844 --> 00:29:33.495
چقدر تمایل دارید برای داشتن بیمه بپردازید؟

00:29:33.520 --> 00:29:34.980
چطور به دستش می آوریم؟

00:29:34.980 --> 00:29:37.560
300 دلار حق بیمه ای
منصفانه از لحاظ بیم سنجی است

00:29:37.560 --> 00:29:38.500
اما حالا بیاید پرسش دیگری را مطرح کنیم

00:29:38.500 --> 00:29:40.367
من یک شرکت بیمه هستم
و میخواهم پول در بیاورم

00:29:40.417 --> 00:29:42.160
نمیخواهم فقط بهای منصفانه
از لحاظ بیم سنجی را طلب کنم

00:29:42.160 --> 00:29:45.375
شرکت بیمه با این حق بیمه
300 دلاری هیچ پولی در نمی آورد

00:29:45.400 --> 00:29:47.337
پس شرکت بیمه میخواهد درآمدزایی کند

00:29:47.377 --> 00:29:50.495
چطور متوجه میشویم که شما
تمایل به پرداخت چقدر پول را دارید

00:29:50.520 --> 00:29:54.775
این فرد 25 ساله تمایل دارد
چقدر برای داشتن بیمه پرداخت کند؟

00:29:54.800 --> 00:29:57.590
چطور به دستش می آوریم؟

00:29:57.590 --> 00:29:58.069
بله؟

00:29:58.094 --> 00:30:02.020
شاید بتوان تابع مطلوبیت را ثابت نگه داشت

00:30:02.020 --> 00:30:03.315
ارزش مطلوبیت را ثابت نگه داریم

00:30:03.315 --> 00:30:04.140
بله ارزشش را

00:30:04.140 --> 00:30:04.730
دقیقا

00:30:04.730 --> 00:30:08.520
باید بپرسید که تمایل دارم چقدر بپردازم

00:30:08.520 --> 00:30:12.165
تا بیمه ای داشته باشم که نجاتم دهد
و در همان سطح مطلوبیت باقی نگه ام دارد

00:30:12.190 --> 00:30:13.320
مسلما باید کمی بالاتر باشد

00:30:13.320 --> 00:30:15.770
اما بیاید برابر قرارش دهیم

00:30:15.770 --> 00:30:17.852
پس به عبارت دیگر اگر بیمه بخرم

00:30:18.136 --> 00:30:21.485
اگر بیمه بخرم، مطلوبیتم با بیمه

00:30:21.842 --> 00:30:28.175
1 درصد احتمال وجود دارد که

00:30:28.200 --> 00:30:29.490
ماشین بهم بزند

00:30:29.490 --> 00:30:30.980
در این صورت چه اتفاقی برایم می افتد؟

00:30:31.236 --> 00:30:36.290
اگر ماشین بهم بزند، 10 هزار دلار میگیرم

00:30:36.290 --> 00:30:37.620
40 هزار دلار درآمد دارم

00:30:37.620 --> 00:30:39.360
30 هزار دلار از دست میدهم

00:30:39.360 --> 00:30:40.740
اجازه بدید بنویسمش

00:30:40.740 --> 00:30:42.900
اگر ماشین بهم بزند چه اتفاقی برایم می افتد؟

00:30:43.087 --> 00:30:46.580
خوب 40 هزار دلار درآمد دارم

00:30:46.580 --> 00:30:48.070
همیشه سالانه 40 هزار دلار درآمد دارم

00:30:48.819 --> 00:30:51.082
10 هزار دلار از دست میدهم

00:30:51.490 --> 00:30:55.970
ببخشید 30 هزار دلار از
دست میدهم چون ماشین بهم میزند

00:30:55.970 --> 00:30:58.760
اما بعد شرکت بیمه به من
30 هزار دلار پرداخت میکند

00:30:58.760 --> 00:31:00.230
قرض هایم را پرداخت میکنند

00:31:00.230 --> 00:31:03.013
پس 30 هزار دلار به دست می آورم

00:31:03.038 --> 00:31:05.250
پس این دوتا یکدیگر را حذف میکنند

00:31:05.421 --> 00:31:07.520
اما باید حق بیمه شرکت بیمه را بپردازم

00:31:07.655 --> 00:31:09.445
بنابراین باید مقادیری
برابر با X را پرداخت کنم

00:31:12.881 --> 00:31:17.022
اگر ماشین بهم نزند

00:31:17.047 --> 00:31:19.885
40 هزار دلار درآمدم را خواهم داشت

00:31:19.977 --> 00:31:22.957
اما همچنان باید حق بیمه
را به شرکت بیمه بپردازم

00:31:23.180 --> 00:31:24.640
چه تصادف کنم چه نکنم باید حق بیمه را بدهم

00:31:24.640 --> 00:31:25.200
بالاخره بیمه است

00:31:25.200 --> 00:31:28.050
در هر صورت پرداخت میکنم

00:31:28.050 --> 00:31:29.800
پس این مطلوبیت من است

00:31:29.800 --> 00:31:34.531
بنابراین مطلوبیت انتظاری من با بیمه

00:31:34.636 --> 00:31:37.941
مجموع این دو تا است

00:31:38.184 --> 00:31:39.246
پس به عبارت دیگر...

00:31:39.270 --> 00:31:42.687
و میخواهم این را برابر با 199 قرار دهم

00:31:42.730 --> 00:31:45.855
میخواهم بگویم تمایل به
پرداخت چه مقدار X دارم

00:31:46.093 --> 00:31:48.930
که من را به همان مطلوبیتی
که بدون بیمه داشتم برساند

00:31:49.248 --> 00:31:52.905
که برسد به پاسخ مسئله ای که اینجا نوشتیم

00:31:53.150 --> 00:31:57.055
خوب از قرار معلوم اگر این
کار را بکنید و این را حل کنید

00:31:57.080 --> 00:32:05.040
خواهید دید که X برابر میشود با 399

00:32:05.040 --> 00:32:10.296
به این معنا که تمایل دارید
399 دلار برای بیمه ای بپردازید

00:32:10.505 --> 00:32:13.985
که تنها 300 دلار ارزش دارد

00:32:14.350 --> 00:32:17.011
برای بیمه 399 دلار میپردازید

00:32:17.036 --> 00:32:20.590
حتی در صورتی که قیمت منصفانه
از لحاظ بیم سنجی 300 دلار است

00:32:20.590 --> 00:32:25.375
تمایل دارید 99 دلار بیش از آنچه انتظار
میرود بازگردانده شود به شرکت بیمه بپردازید

00:32:25.400 --> 00:32:25.910
چرا؟

00:32:26.175 --> 00:32:27.610
چون ریسک گریز هستید

00:32:28.287 --> 00:32:33.204
چون آنقدر از رسیدن به تنها
10 هزار دلار ناراحت خواهید بود

00:32:33.244 --> 00:32:35.200
که تمایل دارید 300 دلار بپردازید

00:32:35.200 --> 00:32:36.960
اگر جواب ندهد تنها 300 دلار پرداخته اید

00:32:36.960 --> 00:32:37.370
اهمیتی ندارد

00:32:37.370 --> 00:32:39.050
نسیت به درآمدتان مبلغ کمی است

00:32:39.050 --> 00:32:40.493
اما اگر جواب دهد

00:32:40.613 --> 00:32:43.184
از تلف شدن از گرسنگی نجات پیدا کرده اید

00:32:43.336 --> 00:32:45.171
ببخشید 400 دلار میپردازید

00:32:45.196 --> 00:32:47.415
399 دلار پرداخت میکنید

00:32:47.440 --> 00:32:50.380
با خود میگویید که بله از اینکه باید
400 دلار بپردازم ناراحت میشوم

00:32:50.380 --> 00:32:52.400
درصدی از درآمدم هست

00:32:52.400 --> 00:32:55.185
خیلی بد است که بخشی از درآمدم را
برای چیزی که اتفاق نمی افتد بپردازم

00:32:55.210 --> 00:32:58.618
اما پسر اگر آن 1 درصد احتمال
اینکه ماشین بهم بزند اتفاق بیافتد

00:32:58.643 --> 00:33:01.530
و 30 هزار دلار از دست
ندهم، خیلی خوشحال خواهم شد

00:33:01.530 --> 00:33:07.095
بنابراین 399 دلار برای بیمه ای خواهید
پرداخت که تنها 300 دلار ارزش دارد

00:33:07.120 --> 00:33:12.023
به آن 99 دلار اضافه میگوییم حق بیمه ریسک

00:33:19.620 --> 00:33:22.033
به آن میگوییم حق بیمه ریسک

00:33:22.058 --> 00:33:24.608
به آن 99 دلار اضافه میگوییم حق بیمه ریسک

00:33:24.780 --> 00:33:29.808
مبلغی است که تمایل دارید

00:33:29.968 --> 00:33:34.260
از آنجایی که ریسک گریز هستید،
فراتر از قیمت منصفانه بپردازید

00:33:34.260 --> 00:33:40.384
و چیزی که باید با استفاده از همین
محاسبات در خانه برای خود انجام دهید

00:33:40.409 --> 00:33:42.122
این است که برای مثال

00:33:42.147 --> 00:33:46.873
حق بیمه ریسک هرچه میزان
ضرر بیشتر باشد، افزایش پیدا میکند

00:33:47.265 --> 00:33:48.470
امیدوارم متوجه منظق شهودی اش باشید

00:33:48.470 --> 00:33:51.064
هرچه ضرر برای سطح مشخصی از درآمد بیشتر باشد

00:33:51.136 --> 00:33:52.200
حق بیمه ریسک هم بالاتر است

00:33:52.200 --> 00:33:56.815
و به همین صورت در میزان ضرری مشخص، حق
بیمه ریسک با افزایش درآمد، کاهش پیدا میکند

00:33:56.840 --> 00:33:59.048
بنابراین هرچه ضرر نسبت به درآمد بیشتر باشد

00:33:59.073 --> 00:34:02.825
تمایل خواهید حق بیمه ریسک بیشتری بپردازید

00:34:03.300 --> 00:34:06.700
همینطور باید متوجه باشید
که هرچه ریسک گریز تر باشید

00:34:06.725 --> 00:34:08.830
تمایل به پرداخت حق بیمه بیشتری خواهید داشت

00:34:08.830 --> 00:34:13.560
فردی که نسبت به ریسک بی تفاوت
باشد، حق بیمه ریسک پرداخت نخواهد کرد

00:34:13.560 --> 00:34:15.760
تنها فردی که ریسک
گریز باشد این کار را میکند

00:34:15.760 --> 00:34:18.726
بنابراین هرچه بیشتر ریسک گریز باشید،
حق بیمه ریسک بیشتری پرداخت میکنید

00:34:18.751 --> 00:34:21.162
و هرچه ضرر نسبت به
درآمدتان بیشتر باشد هم همینطور

00:34:21.187 --> 00:34:24.016
همان اصولی است که پیش
از این در مورد آن بحث کردیم

00:34:24.426 --> 00:34:27.280
بنابراین آن 43.75 دلاری که
تمایل داشتید بپردازید تا از آن

00:34:27.304 --> 00:34:30.158
قماری که میخواستم مجبورتان
کنم در آن شرکت کنید، اجتناب کنید

00:34:30.183 --> 00:34:33.050
آن مبلغ، حق بیمه ریسک بود

00:34:33.050 --> 00:34:36.300
راضی هستید که برای اجتناب
از آن قمار 44 دلار بپردازید

00:34:36.345 --> 00:34:38.661
اینجا راضی هستید 99 دلار بپردازید

00:34:38.686 --> 00:34:44.364
تا از ریسک افتادن به شرایط بدی که با
تصادف در آن قرار میگیرید، اجتناب کنید

00:34:44.389 --> 00:34:46.040
و به این خاطر است که مردم بیمه میخرند

00:34:46.040 --> 00:34:49.239
و به این خاطر است که شرکت های بیمه

00:34:49.239 --> 00:34:51.130
مقادیر بسیار زیادی پول در می آورند

00:34:51.130 --> 00:34:58.595
برای مثال در ایالات متحده صنعت بیمه ای داریم
که تقریبا سالانه 800 میلیارد دلار درآمدزایی دارد

00:34:58.620 --> 00:34:59.830
چرا انقدر پول در می آورند؟

00:34:59.830 --> 00:35:01.053
چون مردم ریسک گریز هستند

00:35:01.078 --> 00:35:07.345
و ترجیح میدهند پول بدهند تا فرد دیگری ریسک
جراحات یا بیماری هایشان را بر عهده بگیرید

00:35:07.370 --> 00:35:09.770
سوالی در این مورد هست؟

00:35:09.770 --> 00:35:12.180
حالا منظورم از این حرف ها
این نیست که بیمه چیز بدی است

00:35:12.180 --> 00:35:13.360
و نباید خودمان را بیمه کنیم

00:35:13.360 --> 00:35:15.310
ریسک گریزی طبیعت توابع مطلوبیت ماست

00:35:15.310 --> 00:35:17.260
باید تمایل داشته باشیم
که حق بیمه ریسک بپردازیم

00:35:17.260 --> 00:35:19.170
فقط بخاطر این بود که درک کنید به واقع چرا

00:35:19.170 --> 00:35:23.030
در این صورت داشتن بیمه منطقی است

00:35:23.276 --> 00:35:25.446
دومین کاربرد : لاتاری

00:35:32.300 --> 00:35:35.227
لاتاری کلاهبرداری خالص است

00:35:35.340 --> 00:35:36.885
امیدوارم این را خودتان بدانید

00:35:37.200 --> 00:35:42.205
ارزش انتظاری یک بلیط 1 دلاری
لاتاری، به سختی 50 سنت میشود

00:35:42.230 --> 00:35:44.059
بنابراین برای هر 1 دلاری
که صرف لاتاری میکنید

00:35:44.084 --> 00:35:46.870
انتظارتان باید این باشد که
50 سنت به شما بازگردانده شود

00:35:46.870 --> 00:35:52.746
شرط بسیار بد و غیر منصفانه ای است

00:35:52.803 --> 00:35:55.033
شرطی بسیار غیر منصفانه

00:35:55.058 --> 00:35:58.142
به شکل میانگین به ازای هر 1
دلاری که شرط میبندید 50 سنت میبازید

00:35:58.344 --> 00:35:59.905
به همین خاطر است که ما...

00:35:59.930 --> 00:36:04.700
و اساسا با وجود این موضوع
لاتاری ها به شدت محبوب هستند

00:36:04.700 --> 00:36:07.795
به منبع درآمد بزرگی برای
دولت های ایالتی تبدیل شده اند

00:36:07.820 --> 00:36:12.095
مقادیر زیادی از جذب پول
دولت‌های ایالتی از طریق لاتاری است

00:36:12.478 --> 00:36:16.860
چه عاملی در پس محبوبیت لاتاری هاست؟

00:36:16.860 --> 00:36:21.485
خوب چهار نظریه مختلف برای
چرایی محبوبیت لاتاری ها وجود دارد

00:36:21.510 --> 00:36:24.759
اولین نظریه این است که مردم ریسک پذیر هستند

00:36:24.784 --> 00:36:26.874
اینکه تا الان اشتباه متوجه شده ایم

00:36:27.017 --> 00:36:28.457
اینکه مردم در واقع دوست دارند ریسک کنند

00:36:28.482 --> 00:36:31.365
و لاتاری به این نیاز پاسخ میگوید

00:36:32.300 --> 00:36:33.958
البته که این نظریه را به
سرعت میتوانیم منتفی کنیم

00:36:33.983 --> 00:36:34.863
چطور؟

00:36:34.990 --> 00:36:37.920
چطور میدانیم که این نظریه اشتباه است؟

00:36:37.920 --> 00:36:40.170
اینکه پاسخ این است که مردم لاتاری
بازی میکنند چون ریسک پذیر هستند

00:36:40.566 --> 00:36:41.710
از کجا میدانیم که مردم ریسک پذیر نیستند؟

00:36:41.941 --> 00:36:44.380
همین مردم در آن قمار شرکت نمیکنند

00:36:44.380 --> 00:36:47.893
و سالانه 800 میلیارد دلار
صرف بیمه سلامت میکنند

00:36:47.930 --> 00:36:49.521
اساسا به عنوان یک جامعه

00:36:49.546 --> 00:36:54.000
در مجموع 1.5 تریلیون دلار صرف بیمه ریسک
های متفاوتی میکنیم که با آن مواجه هستیم

00:36:54.000 --> 00:36:56.080
ما ریسک پذیر نیستیم

00:36:56.367 --> 00:36:59.620
بنابراین به وضوح جوابش این نیست

00:36:59.620 --> 00:37:01.374
با اینحال یک جایگزینی وجود دارد

00:37:01.399 --> 00:37:09.280
که میگوید مردم اساسا
میتوانند بین ریسک پذیری

00:37:09.305 --> 00:37:11.802
و ریسک گریزی در رفت و آمد باشد

00:37:11.887 --> 00:37:14.343
این نظریه ای منتسب به میلتون فریدمن است

00:37:14.368 --> 00:37:16.931
اقتصاددان مشهور از
شیکاگو و همکارش به نام سوج

00:37:16.956 --> 00:37:19.823
ترجیحات فریدمن و سوج

00:37:19.899 --> 00:37:21.986
که میگوید اساسا

00:37:22.010 --> 00:37:26.845
مردم در مورد قمارهای کوچک ریسک گریز هستند

00:37:26.870 --> 00:37:28.900
اما در مورد قمارهای بزرگ ریسک پذیر هستند

00:37:29.060 --> 00:37:31.980
برای اینکه این را ببینیم
بریم به شکل و نمودار آخر

00:37:31.980 --> 00:37:34.580
یکجورایی مورد پیچیده ای است

00:37:35.024 --> 00:37:38.368
اساسا مفهومش این است که
اگر فردی را در نظر بگیریم

00:37:38.499 --> 00:37:41.779
تابع مطلوبیتی دارد که
در ابتدا ریسک گریز است

00:37:41.938 --> 00:37:43.470
و بعد به ریسک پذیر تبدیل میشود

00:37:43.470 --> 00:37:47.466
به این معنا که در قسمت بین W1 و W3

00:37:47.579 --> 00:37:49.679
مثل تابع مطلوبیتی ریسک گریز میماند

00:37:50.140 --> 00:37:52.057
اما وقتی که فراتر از W3 میرویم

00:37:52.082 --> 00:37:54.940
مثل تابع مطلوبیتی ریسک پذیر میشود

00:37:54.940 --> 00:38:03.223
مفهومش این است که برای چیزهایی
که اساسا میتوانند من را خیلی فقیر کنند

00:38:03.248 --> 00:38:04.060
ریسک گریز هستند

00:38:04.060 --> 00:38:09.355
میخواهم خود را در برابر وقایعی بیمه کنم
که میتوانند من را به آن قسمت پایینی برسانند

00:38:09.380 --> 00:38:12.162
اما زمانی که بالاتر از W3 قرار بگیرم

00:38:12.187 --> 00:38:14.880
در آن صورت، بسیار خوب،
راضی خواهم بود که ریسک کنم

00:38:14.880 --> 00:38:17.322
آنوقت ریسک پذیر میشوم

00:38:18.160 --> 00:38:23.812
حالا این ایده زیاد غیر منطقی ای نیست

00:38:23.837 --> 00:38:26.997
در اصل ایده ای که اینجا از لحاظ
نموداری نشانتان میدهم این است که

00:38:27.082 --> 00:38:30.610
b* مطلوبیت بدون قمار است
و b مطلوبیت با قمار است

00:38:30.610 --> 00:38:33.795
میبینید که زمانی که درآمدتان
پایین است بدون قمار رضایت دارید

00:38:33.820 --> 00:38:35.594
زمانی که درآمدتان خیلی بالاتر میرود

00:38:35.681 --> 00:38:40.370
با قمار در نقطه d رضایت بیشتری
نسبت به نقط d* که بدون قمار است، دارید

00:38:40.395 --> 00:38:42.268
و این نظریه ای خیلی غیر منطقی ای نیست

00:38:42.293 --> 00:38:44.326
چیزی که میگوید این است که
زمانی که به اندازه کافی ثروتمند شوم

00:38:44.469 --> 00:38:46.110
ریسک پذیر خواهم شد

00:38:46.110 --> 00:38:49.840
اما زمانی که ثروتمند نیستم
اینگونه نیست و ریسک نمیکنم

00:38:49.883 --> 00:38:51.056
مسئله این است

00:38:51.081 --> 00:38:54.375
که این نظریه با رفتار مرتبط با لاتاری در
مفهومی که در ادامه میگویم جور در نمی آید

00:38:54.400 --> 00:38:56.352
اکثر افرادی که در لاتاری شرکت میکنند

00:38:56.377 --> 00:38:58.740
بازی مگا میلیون را بازی نمیکنند

00:38:58.740 --> 00:39:00.666
لاتاری های کوچک کارتی را بازی میکنند

00:39:00.691 --> 00:39:03.619
که درش 1 دلار شرط میبندید تا 10 دلار ببرید

00:39:03.697 --> 00:39:04.697
یا اینکه شرط میبندید که...

00:39:04.722 --> 00:39:06.919
و مردم مقادیر بسیار بالایی پول

00:39:07.000 --> 00:39:09.420
صرف لاتاری هایی میکنند
که جایزه خیلی خیلی کمی دارند

00:39:10.000 --> 00:39:12.950
این نظریه با این موضوع جور در نمی آید

00:39:12.950 --> 00:39:15.945
چون این نظریه می گوید که مردم تنها در
لاتاری هایی شرکت میکنند که جایزه بزرگی دارند

00:39:15.970 --> 00:39:17.570
لاتاری هایی که جایزه کوچکی دارند

00:39:17.683 --> 00:39:21.460
دوباره، دلیلی وجود ندارد که در آن
ها شرکت کرد و همچنان بیمه هم خرید

00:39:21.460 --> 00:39:24.212
بنابراین اگر برای مقابله
با درآمد کم بیمه میخرید

00:39:24.237 --> 00:39:26.165
پس چرا در این لاتاری های کوچک
که کلاه برداری هستند، شرکت میکنید؟

00:39:26.190 --> 00:39:28.290
لاتاری های کوچک هم کلاهبرداری هستند

00:39:28.290 --> 00:39:32.107
بنابراین وجود این حقیقت که محبوب ترین
لاتاری ها در واقع لاتاری های کوچک هستند

00:39:32.159 --> 00:39:34.009
با توضیح این نظریه جور در نمی آید

00:39:34.200 --> 00:39:34.543
بله؟

00:39:35.000 --> 00:39:36.680
من گیج شدم

00:39:36.680 --> 00:39:39.191
ریسک پذیری بر سر قمارهای بزرگ است؟

00:39:39.230 --> 00:39:40.695
بله ریسک پذیری روی قمارهای بزرگ

00:39:42.263 --> 00:39:46.390
در اصل موضوع اندازه قمار نیست

00:39:46.390 --> 00:39:50.214
روی قمارهایی ریسک پذیر هستید که
شما را به موقعیت ثروتی بالایی می رساند

00:39:50.382 --> 00:39:52.345
بنابراین اساسا نکته این است که

00:39:52.416 --> 00:39:55.035
اگر روی برد لاتاری مگا میلیون قمار کنم

00:39:55.035 --> 00:39:56.320
بله، کمی ریسک گریز هستم

00:39:56.320 --> 00:39:59.235
اما حقیقت این است که بردن
مگا میلیون آنقدر خوشحال میکند

00:39:59.260 --> 00:40:02.285
که میتوانم به سمت بخش ریسک
پذیر تابع مطلوبیتم حرکت کنم

00:40:02.310 --> 00:40:06.648
اما این توجیح نمیکند که چرا مردم در شرطی
شرکت میکنند که تنها 100 دلار جایزه دارد

00:40:06.986 --> 00:40:09.669
توضیح پر زرق و برقی از درک
شهودی ای است که احتمالا خودتان دارید

00:40:09.694 --> 00:40:12.278
اینکه خوب چیزی که میتواند
کاملا زندگی‌ام را تغییر دهد

00:40:12.303 --> 00:40:13.765
و تبدیل به مولتی میلیاردرم
میکند را به شکل دیگری میبینم

00:40:13.790 --> 00:40:17.535
این شرطی است که من را در شرایط بهتری از
شرطی که قبلا به شما ارائه دادم قرار میدهد

00:40:17.560 --> 00:40:19.419
مردم به شکل نظاممند معمولا شرط های خیلی بدی

00:40:19.444 --> 00:40:21.200
مثل شرطی که پیش از این
بهتان پیشنهاد کردم را قبول میکنند

00:40:21.200 --> 00:40:24.725
و این موضوع با این ترجیحات جور در نمی آید

00:40:25.002 --> 00:40:29.394
توضیح سوم، سرگرمی است

00:40:31.058 --> 00:40:33.899
که میگوید که تابع مطلوبیت

00:40:33.982 --> 00:40:36.382
هیجان ریسک کردن را در خود دارد

00:40:37.510 --> 00:40:40.228
ما تنها توابع مطلوبیتی را تا حالا
نوشته ایم که تابعی از مصرف بوده اند

00:40:40.253 --> 00:40:41.980
چه تعداد پیتزا میخورید و فیلم میبینید

00:40:41.980 --> 00:40:44.780
اما مطلوبیت مردم شامل چیزهای بسیاری میشود

00:40:44.780 --> 00:40:47.142
یک چیزی که میتواند برای
شما مطلوبیت داشته باشد، هیجان

00:40:47.166 --> 00:40:49.985
خراشیدن یک کارت بخت آزمایی
و دیدن این است که برده اید یا خیر

00:40:50.010 --> 00:40:55.466
این در واقع با این حقیقت که مردم پول زیادی
را خرج لاتاری های کوچک میکنند، جور در می آید

00:40:55.491 --> 00:40:57.248
اینجا هیجان بردن اهمیت دارد

00:40:57.273 --> 00:40:58.986
هیجان خراشیدن کارت های
بخت آزمایی است که اهمیت دارد

00:40:59.083 --> 00:41:01.558
در اینصورت دیگر کار بهینه
در واقع این است که در مگا

00:41:01.582 --> 00:41:04.505
میلیون شرکت نکرد و به جای آن
در چندین لاتاری کوچک شرکت کرد

00:41:04.530 --> 00:41:06.490
و این نظریه با این رفتار جور در می آید

00:41:06.490 --> 00:41:08.550
بنابراین یک توضیحی که با
آنچه اینجا میبینیم جور در می آید

00:41:08.550 --> 00:41:10.651
این است که مردم در واقع به
لاتاری به عنوان سرگرمی نگاه میکنند

00:41:10.679 --> 00:41:13.195
از طرف دیگر، خوب باز هم
سرگرمی بسیار گرانی است

00:41:13.539 --> 00:41:17.380
چون دارید 50 سنت از
هر 1 دلار را دور میریزید

00:41:17.380 --> 00:41:22.035
بنابراین باید به نسبت رفتن به سینما از
خراشیدن کارت کلی لذت بیشتری ببرید

00:41:22.060 --> 00:41:24.900
پس این هم شد یک نظریه دیگر

00:41:26.939 --> 00:41:28.661
در واقع پنج نظریه هست

00:41:28.755 --> 00:41:30.390
نظریه ی چهارم

00:41:30.477 --> 00:41:36.282
یکجورایی، نسخه دیگری...

00:41:36.380 --> 00:41:37.260
اینجا مینویسمش

00:41:37.260 --> 00:41:39.080
یکجورایی اینجا قرار میگیرید

00:41:39.080 --> 00:41:42.330
درباره ای حقیقت که مردم نمیتوانند
ریسک پذیر باشند صحبت کردیم

00:41:42.330 --> 00:41:45.220
چون بیمه میخرند

00:41:45.220 --> 00:41:48.475
ورفتار تناوبی میان ریسک پذیری و گریزی جواب
نمیدهد، چون در لاتاری های کوچک شرکت میکنند

00:41:48.500 --> 00:41:50.465
اما یک نظریه دیگر که
ممکن است اینجا جا بگیرد

00:41:50.714 --> 00:41:53.400
نظریه ای است که به آن میگوییم ضرر گریزی

00:41:53.657 --> 00:41:58.075
که یکجورایی نسخه متفاوتی از
ترجیحات فریدمن و سوج است

00:41:58.100 --> 00:42:03.825
میگوید که مردم عموما ریسک گریز هستند

00:42:03.850 --> 00:42:08.120
اما، در حقیقت، در حرکت رو
به پایین واقعا ریسک گریز هستند

00:42:08.120 --> 00:42:10.850
و اهمیت زیادی در شرایط
حرکت رو به بالا نمیدهند

00:42:10.850 --> 00:42:13.036
به عبارت دیگر، نکته این است که

00:42:13.061 --> 00:42:18.901
زمانی که من در ابتدا آن شرط برد 125
دلاری و باخت 100 دلاری را پیشنهاد دادم

00:42:19.474 --> 00:42:21.950
بخشی از واکنشی که نشان
دادید به جهت ریسک گریزی بود

00:42:21.950 --> 00:42:25.145
اما بسیاری از شما با خود فکر میکردید که
خوب اگر 100 دلار ببازم خیلی ناراحت خواهم شد

00:42:25.454 --> 00:42:26.581
نه اینکه نتوانم از خیر 100 دلار بگذرم

00:42:26.607 --> 00:42:28.700
فقط اینطور بود که فکر میکردیم خدایا اگر
ببازم خیلی از دست خودم عصبانی خواهم شد

00:42:28.700 --> 00:42:30.085
یک شیر یا خط بوده است

00:42:30.110 --> 00:42:32.990
چطور میتونم انقدر احمق باشم

00:42:33.076 --> 00:42:34.195
درحالی که اگر میبردید خوشحال میشدید

00:42:34.220 --> 00:42:36.900
و بعد هم میرفتید سر کلاس بعدی ای که دارید

00:42:37.010 --> 00:42:40.613
چیزی که میگوید این است که این
اساسا نسخه افراطی ریسک گریزی است

00:42:41.153 --> 00:42:42.619
اینکه نه تنها ریسک گریز هستید

00:42:42.644 --> 00:42:43.760
بلکه فراتر از آن هم میرود

00:42:43.925 --> 00:42:46.266
به نسبت نقطه شروع

00:42:46.360 --> 00:42:49.645
هر مقدار ضرری واقعا باعث عصبانیتتان میشود

00:42:49.686 --> 00:42:52.833
بنابراین، در حقیقت حتی اگر
قمار کوچکی به شما پیشنهاد دادم

00:42:52.978 --> 00:42:56.560
اگر ببرید 1.25 دلار میگیرید و با باخت 1 دلار
از دست میدهید، همچنان ممکن است قبول نکنید

00:42:56.560 --> 00:42:58.850
برخی از شما همچنان ممکن است قبول نکنید

00:42:58.850 --> 00:43:00.130
و دلیل اینکه قبول نمیکنید

00:43:00.130 --> 00:43:01.635
نمیتواند ریسک گریزی باشد

00:43:01.962 --> 00:43:04.245
چون خیلی کوچکتر از آن است
که ریسک گریزی منطقا کار کنند

00:43:04.335 --> 00:43:06.505
به این دلیل است که واقعا از کارتان

00:43:06.505 --> 00:43:07.710
از اینکه آن احتمال را قبول
کرده اید،  ناراحت خواهید شد

00:43:07.710 --> 00:43:13.495
از بردتان به آن اندازه که از باختتان
ناراحت میشوید، خوشحال نخواهید شد

00:43:13.520 --> 00:43:17.165
در این صورت، این میتواند
توضیح دهد که چرا مردم

00:43:17.190 --> 00:43:19.110
کلی پول صرف خرید بیمه میکنند

00:43:19.389 --> 00:43:23.100
چون اگر شرایط بدی رخ
دهد خیلی ناراحت خواهند شد

00:43:23.100 --> 00:43:28.068
اما ممکن است که در لاتاری
شرکت کنند چرا که یکجورایی...

00:43:28.093 --> 00:43:31.981
یکجورایی این نکته را دور میزنند و پولی که
هزینه میکنند را به عنوان ضرر به حساب نمی آورند

00:43:32.040 --> 00:43:32.710
یکجورایی به شکل متفاوتی به آن نگاه میکنند

00:43:32.710 --> 00:43:36.280
ضرر را به شکل، به طور مثال
آتش گرفتن خانه خود در نظر میگیرند

00:43:36.280 --> 00:43:36.910
این ضرر است

00:43:36.910 --> 00:43:37.650
این من را خیلی ناراحت میکند

00:43:37.650 --> 00:43:39.567
اما 1 دلاری که صرف
هزینه شرکت در لاتاری میکنم

00:43:39.655 --> 00:43:41.835
این در واقع ضرر نیست

00:43:41.860 --> 00:43:44.737
بنابراین با بالا رفتن در نمودار
نسبت به ریسک بی تفاوت هستم

00:43:44.848 --> 00:43:46.885
و با پایین رفتن واقعا ریسک گریز هستم

00:43:46.910 --> 00:43:49.330
بنابراین تمایل دارم که قمارهایی
را قبول کنم که من را به بالا میکشند

00:43:49.330 --> 00:43:52.012
یکجورایی مانند نظریه فریدمن و سوج است

00:43:52.504 --> 00:43:54.635
تمایل به شرکت در قمارهایی دارم که من را
به بالا میکشند نه آنهایی که پایین میکشنم

00:43:54.660 --> 00:43:58.430
اما دوباره این به واقع توضیحی
برای قمارهای کوچک نیست

00:43:58.430 --> 00:44:00.040
به واقع توضیحی برای قمارهای کوچک نیست

00:44:00.040 --> 00:44:02.380
یکجورایی مثل نظریه سرگرمی است

00:44:02.380 --> 00:44:05.920
و در نهایت آخرین نظریه ای که داریم :

00:44:05.920 --> 00:44:09.931
این است که مردم احمق هستند

00:44:09.956 --> 00:44:15.291
از همه این ها گذشته، میدانیم که شعار
لاتاری این است که مالیات احمق ها است

00:44:15.648 --> 00:44:16.710
و واقعا هم این است

00:44:16.710 --> 00:44:17.710
مالیات احمق ها است

00:44:17.710 --> 00:44:21.955
اساسا بودجه بسیاری از مدرسه های دولتی
ای که داریم از مالیات احمق ها تامین میشود

00:44:21.980 --> 00:44:23.930
یکجورایی مضحک است

00:44:23.930 --> 00:44:25.399
اما خوب مردم این را نمیدانند

00:44:25.449 --> 00:44:27.161
منظورم این است که چندتا از شما...

00:44:27.186 --> 00:44:29.373
خوب البته احتمالا به شکل مبهمی میدانسته اید

00:44:29.398 --> 00:44:31.350
که شرکت در لاتاری کار منطقی ای نیست

00:44:31.350 --> 00:44:33.685
اما چند نفر از مردم در واقع
میدانستند انقدر معامله بدی است

00:44:33.717 --> 00:44:36.762
که در واقع تنها 50 درصد انتظار
بازگشت پول در آن وجود دارد

00:44:36.833 --> 00:44:38.073
تعداد کمی از شما این را میدانستید

00:44:38.160 --> 00:44:40.855
اما اکثر شما تا حدودی
میدانستید که شرط بدی است

00:44:40.880 --> 00:44:42.350
فقط نمیدانستید که چقدر بد است

00:44:42.350 --> 00:44:43.671
متوجه شدنش یکجورایی سخت است

00:44:43.696 --> 00:44:46.920
در همین حال در تلوزیون
میبینید که یکی کلی پول برده

00:44:46.920 --> 00:44:50.060
و هیجان خراشیدن کارت
های بخت آزمایی را پیدا میکنید

00:44:50.060 --> 00:44:54.008
بنابراین اساسا اگر تنها مسئله
این است که مردم احمق هستند

00:44:54.394 --> 00:44:55.300
پس این میتواند توضیح رفتارشان باشد

00:44:55.300 --> 00:44:58.464
مشکل این است که برای سیاست
گذاری دولت خیلی مهم است

00:44:58.489 --> 00:45:00.640
که بداند کدام یک از این فرضیات درست هستند

00:45:00.640 --> 00:45:02.306
چون اگر نظریه A تا C درست باشند

00:45:02.331 --> 00:45:05.443
اگر نظریه اول تا سوم درست باشند

00:45:05.822 --> 00:45:07.880
در این صورت دولت باید به کارش
ادامه دهد و مجوز لاتاری را بدهد

00:45:07.880 --> 00:45:10.490
و هیچ دلیلی برای منع دولت های
ایالتی از برگذاری لاتاری وجود ندارد

00:45:10.490 --> 00:45:12.170
در واقع، بیاید نظریه
سرگرمی را در نظر بگیریم

00:45:12.170 --> 00:45:13.729
اگر واقعا سرگرمی باشد

00:45:13.754 --> 00:45:15.800
و ایالت بتواند از سرگرمی من درآمدزایی کند

00:45:15.800 --> 00:45:17.797
پس شرایط برد-برد حاکم است

00:45:17.822 --> 00:45:19.750
من خوشحال هستم چون لاتاری بازی میکنم

00:45:19.750 --> 00:45:21.960
ایالت خوشحال است چون
بودجه مدارس را تامین میکند

00:45:21.960 --> 00:45:23.220
وضعیت برد-برد است

00:45:23.220 --> 00:45:25.253
بنابراین اگر اینها صدق کنند

00:45:25.460 --> 00:45:29.090
باید لاتاری های ایالتی را تشویق کنیم

00:45:29.090 --> 00:45:31.760
اما اگر این یکی صدق کند،
نباید بخواهیم وجود داشته باشد

00:45:31.760 --> 00:45:37.715
چون در اصل مالیات بستن به آدم های احمق
راه بسیار بدی برای درآمدزایی دولت است

00:45:37.740 --> 00:45:39.310
خیلی راه های بهتری برای
درآمدزایی دولت وجود دارد

00:45:39.310 --> 00:45:41.609
چند جلسه بعد در مورد مالیات صحبت خواهیم کرد

00:45:41.634 --> 00:45:43.955
اما به وضوح مالیات بستن به
احمق ها، مالیات بهینه ای نیست

00:45:43.980 --> 00:45:44.568
بله؟

00:45:44.593 --> 00:45:47.444
من شاید یکجورایی درک
کرده باشم که چرا مردم لاتاری

00:45:47.468 --> 00:45:50.141
های کوچک را به لاتاری
های بزرگ ترجیح میدهند

00:45:50.166 --> 00:45:53.050
شاید چون به این دلیل است که
فکر میکنند که لاتاری های کوچک تر

00:45:53.050 --> 00:45:55.755
احتمال برد بیشتری نسبت به
لاتاری های بزرگ، در خود دارند

00:45:55.780 --> 00:46:00.785
بنابراین با این منطق پول
بازگشتی مورد انتظارشان ...

00:46:00.785 --> 00:46:03.719
- صدا شنیده نمیشود -

00:46:03.719 --> 00:46:07.254
خیلی بیش از احتمالات لاتاری های بزرگتر است

00:46:07.279 --> 00:46:10.928
حتی در صورتی که برد لاتاری های
بزرگتر ممکن است در نهایت خیلی سنگین تر باشد

00:46:11.029 --> 00:46:12.895
اما این یکجورایی همان نظریه سرگرمی است

00:46:12.920 --> 00:46:16.080
که میگوید مطلوبیتم از برد، جدا میشود

00:46:16.260 --> 00:46:19.430
شما نظریه ای را در ذهن دارید که در آن
مطلوبیت از برد جدا در نظر گرفته شده است

00:46:19.430 --> 00:46:21.507
چون اگر مسئله پول باشد

00:46:21.532 --> 00:46:22.430
این نظریه توجیهی با
خود به همراه نخواهد داشت

00:46:22.430 --> 00:46:24.284
چون آنقدر بیشتر از لاتاری بزرگتر میبرم

00:46:24.309 --> 00:46:27.735
که تعداد برد های زیادم از
لاتاری کوچکتر را جبران میکند

00:46:27.996 --> 00:46:32.108
اما در واقع در تابع مطلوبیتم،
لذت دیدن آن برد را هم وارد کرده ام

00:46:32.133 --> 00:46:33.240
در این صورت این نظریه،
این رفتار را توضیح میدهد

00:46:33.240 --> 00:46:34.540
این نظریه سرگرمی است

00:46:34.565 --> 00:46:38.252
شما میگویید که، من در تابع مطلوبیتم در واقع از
خراشیدن کارت و دیدن اینکه کارت برنده است لذت میبرم

00:46:38.277 --> 00:46:43.675
لذتی که آنقدر بالا است که 10
درصد شانس برنده شدن مبلغی کم را

00:46:43.700 --> 00:46:45.523
به 1 درصد شانس برنده شدن
مبلغی بسیار بالا، ترجیح میدهم

00:46:45.548 --> 00:46:47.358
چون حداقل در مورد اول، 1 بار در هر 10 مرتبه

00:46:47.383 --> 00:46:49.965
لذت خراشیدن کارت و دیدن اینکه
کارت برنده است را به دست می آورم

00:46:49.990 --> 00:46:51.300
این هم نوعی توضیح است

00:46:51.300 --> 00:46:53.947
و این توضیح این معنا را با خود به همراه
دارد که لاتاری ها چیزهای خوبی هستند

00:46:53.972 --> 00:46:55.795
و ایالات میتوانند از
قبل آن ها درآمدزایی کنند

00:46:55.820 --> 00:46:59.295
اقتصاددان ها اینطور هم میتوانند به
لاتاری نگاه کنند که مالیاتی خودخواسته هستند

00:46:59.320 --> 00:47:02.000
مردم دوست ندارند مالیات بدهند

00:47:02.000 --> 00:47:03.671
و این هم یک مالیات خودخواسته است

00:47:03.696 --> 00:47:07.220
هیچوقت نمیبینیم که سیاست
مداران به پا بخیزند و شروع کنند و

00:47:07.245 --> 00:47:10.875
در مورد شر بودن لاتاری خطابه ایراد کنند

00:47:10.936 --> 00:47:13.000
گاها گروه هایی این کار را میکنند

00:47:13.000 --> 00:47:15.670
گاهی گروه های بیرونی این کارها را میکنند

00:47:15.670 --> 00:47:16.760
اما سیاست مداران این کار را نمیکنند

00:47:16.937 --> 00:47:19.400
اما همین سیاست مداران پشت سر هم
صحبت میکنند که مالیات چقدر بد است

00:47:19.425 --> 00:47:20.220
میگویند، مالیات هایتان را کاهش میدهم

00:47:20.220 --> 00:47:22.118
و میگویند که مالیات چیز خیلی بدی است

00:47:22.143 --> 00:47:24.460
خوب در این منطق لاتاری
ها مالیاتی خودخواسته هستند

00:47:24.460 --> 00:47:26.210
و ممکن است که بگوید که ببینید
دلیلی برای مخالفت با آن وجود ندارد

00:47:26.210 --> 00:47:27.130
مالیاتی خودخواسته است

00:47:27.130 --> 00:47:29.770
مالیات های اجباری هستند که
برای جامعه مشکل ساز هستند

00:47:29.907 --> 00:47:33.524
خوب چه بخواهیم و چه نخواهیم
که این داستان را قبول کنیم

00:47:33.609 --> 00:47:37.280
بستگی به این دارد که چقدر فکر میکنیم که
مردم از روی حماقت در آن شرکت میکنند یا خیر

00:47:37.463 --> 00:47:37.821
بسیار خوب

00:47:37.846 --> 00:47:39.120
اجازه بدهید اینجا کلاس را به پایان ببریم

00:47:39.120 --> 00:47:42.987
این مثال بسیار خوبی بود که ببینیم
چطور کمی بسط دادن الگویی که داریم

00:47:43.193 --> 00:47:47.975
میتواند به واقع درک ما را از بسیاری از
تصمیماتی که در دنیای واقعی میگیریم، تقویت کند

00:47:48.045 --> 00:47:53.500
بازخواهیم گشت و بعدا در مورد مثال
دیگری از این نوع صحبت خواهیم کرد

00:47:53.500 --> 00:47:56.808
و در مورد در نظر گرفتن
تصمیمات در مورد پس انداز است

00:47:56.833 --> 00:47:58.678
و در نظر گرفتن تصمیم گیری
شخصی در مورد مقادیری که

00:47:58.702 --> 00:48:00.547
باید پس انداز شود و
مقادیری که باید هزینه شود

