WEBVTT

00:00:22.606 --> 00:00:24.530
خوب کاری میخوایم امروز بکنیم

00:00:24.530 --> 00:00:28.520
اینه که بر اساس چیزایی
که جمعه یاد گرفتیم پیش میریم

00:00:28.520 --> 00:00:32.913
جمعه یاد گرفتید که چطور عرضه و تقاضا

00:00:32.938 --> 00:00:36.910
با یکدیگر تعامل میکنند تا به تعادل برسند

00:00:36.910 --> 00:00:40.319
اون مفهوم اساسی ای که از آدام اسمیت

00:00:40.344 --> 00:00:42.334
و پارادوک آب و الماسش گرفتیم

00:00:42.359 --> 00:00:46.915
این بود که عرضه و تقاضا با یکدیگر
تعامل میکنند تا به بهای بازار و کمیت برسند

00:00:46.940 --> 00:00:50.058
و امروز میخوایم اینطور روی
فهم شما از این موضوع پیش بریم

00:00:50.083 --> 00:00:54.415
که ببینیم اگر این تعادل عرضه و
تقاضا را بهم بزنیم چه اتفاقی می افتد

00:00:54.440 --> 00:00:59.035
وقتی که چیزها تغییر میکنند چطور این
اتفاق تعادل عرضه و تقاضا را تغییر میدهد

00:00:59.110 --> 00:01:01.809
و این به درک عمیقتر مسائلی
که یاد گرفتیم کمک میکند

00:01:02.106 --> 00:01:05.925
خوب برای دوره کردنش بیاید بریم
سراغ گراف اساسی عرضه و تقاضامون

00:01:05.950 --> 00:01:08.029
شکل 2-1 جزوه

00:01:08.459 --> 00:01:11.125
تا حدودی در مورد بازار گوشت خوک صحبت شد

00:01:11.150 --> 00:01:13.535
این بازاری است که پرلوف
استفاده میکند و مثل همه است

00:01:13.623 --> 00:01:15.521
پس بر اساس همون ادامه میدیم

00:01:15.619 --> 00:01:16.799
بازار گوشت خوک

00:01:16.880 --> 00:01:19.965
در این بازار گوشت خوک

00:01:20.731 --> 00:01:24.095
یک منحنی تقاضا و یک منحنی عرضه داریم

00:01:24.620 --> 00:01:29.500
خوب الان خیلی مهمه که به یاد داشته
باشیم که این منحنی ها از چی نمایندگی میکنند

00:01:29.500 --> 00:01:35.907
یک بار دیگر میگم شما به شکل ایدئال
تمام مفاهیم را در سه سطح فهم میکنید

00:01:35.932 --> 00:01:38.955
شهودی، گرافیکی و ریاضیاتی

00:01:39.046 --> 00:01:41.612
اما مهمترین سطح، سطح شهودی است

00:01:41.637 --> 00:01:45.017
مخصوصا برای بعضی از شما
که قرار نیست زیاد اقتصاد بخونید

00:01:45.049 --> 00:01:48.389
و این یکی از چند کلاس های کم
اقتصادی است که شرکت میکنید

00:01:48.531 --> 00:01:51.045
خیلی برای زندگی روزمره
و استفاده از اقتصاد مهم هست

00:01:51.070 --> 00:01:52.420
که این رو به شکل شهودی فهم کنید

00:01:52.420 --> 00:01:55.826
پس بیاید از نقطه نظر شهودی بحث
کنیم که منحنی تقاضا از چی نمایندگی میکنه

00:01:56.018 --> 00:01:58.357
میتونید بهم بگید که منحنی
تقاضا از چی نمایندگی میکنه ؟

00:01:58.382 --> 00:02:00.520
با توجه به چیزی که جمعه یاد گرفتید

00:02:00.626 --> 00:02:03.705
کسی هست بخواد صحبت کنه ؟

00:02:03.730 --> 00:02:04.842
بله شما بگید

00:02:04.842 --> 00:02:07.072
تمایل مصرف کننده به خرید محصولی خاص

00:02:07.514 --> 00:02:09.490
دقیقا، تمایل مصرف کنندگان

00:02:09.490 --> 00:02:11.660
یکم کلماتتون رو عوض
میکنم چون کلمات مهم هستند

00:02:11.685 --> 00:02:13.930
تمایل مصرف کنندگان به پرداخت پول

00:02:13.930 --> 00:02:15.540
تمایل به پرداخت پول

00:02:15.540 --> 00:02:18.001
تفاوتش با خرید اینه که

00:02:18.026 --> 00:02:19.340
مقادیر متفاوتی وجود دارد

00:02:19.340 --> 00:02:21.580
اینه که تمایل دارند مقادیر
متفاوتی پول پرداخت کنند

00:02:21.580 --> 00:02:26.763
پس شد تمایل مصرف کنندگان
برای پرداخت پول برای محصول

00:02:26.788 --> 00:02:29.205
صحیح ؟ تمایل مصرف کنندگان
برای پرداخت برای محصول

00:02:29.230 --> 00:02:34.260
چیزی که اینجا داریم اینه
که هر نقطه در منحنی تقاضا

00:02:34.260 --> 00:02:39.215
نمایانگر بهایی است که مصرف کنندگان
تمایل به پرداخت برای آن مقدار دارند

00:02:39.240 --> 00:02:41.126
و به سمت پایین است

00:02:41.151 --> 00:02:45.352
منحنی تقاضا به سمت پایین است
چون به مراتب اینکه بها بالا میرود

00:02:45.377 --> 00:02:53.932
تمایل مصرف کنندگان به خرید
میزان کمتری از محصول میرود

00:02:54.680 --> 00:03:00.910
بنابراین تمایلشان به پرداخت تغییر میکند

00:03:00.910 --> 00:03:02.990
پس این شد منحنی تقاضا

00:03:02.990 --> 00:03:04.090
خوب منحنی عرضه چطور ؟

00:03:04.090 --> 00:03:06.680
منحنی عرضه نمایانگر چیست ؟

00:03:06.680 --> 00:03:07.500
کسی هست ؟

00:03:07.500 --> 00:03:07.960
بله ؟

00:03:07.960 --> 00:03:10.260
تقریبا برعکس منحنی تقاضا

00:03:10.260 --> 00:03:15.587
تمایل تولیدکنندگان به اینکه
چقدر میخوان طلب کنند

00:03:15.612 --> 00:03:18.668
بله تمایل تولیدکنندگان برای عرضه محصول

00:03:18.720 --> 00:03:21.375
چقدر میخوان برای مقادیر
خاصی از محصول طلب کنند

00:03:21.400 --> 00:03:24.345
و دوباره میبینیم که این منحنی به سمت بالاست

00:03:24.370 --> 00:03:27.675
چون به مراتب افزایش بها

00:03:27.930 --> 00:03:29.866
تمایل دارند که بیشتر عرضه کنند

00:03:30.480 --> 00:03:34.290
بنابراین با افزایش بها مصرف
کنندگان تقاضای کمتری میکنند

00:03:34.290 --> 00:03:38.270
و با افزایش بها تولیدکنندگان
بیشتر تولید میکنند

00:03:38.270 --> 00:03:42.514
و تعادل آن نقطه ای است که
عرضه با تقاضا برابر میشود

00:03:42.620 --> 00:03:45.560
تعادل برابر میشود با رضایت

00:03:45.680 --> 00:03:50.280
نقطه ای است که تولیدکنندگان و
مصرف کنندگان هر دو رضایت دارند

00:03:50.280 --> 00:03:53.739
از این جهت رضایت دارند
که در نقطه ای مثل نقطه E

00:03:54.855 --> 00:03:55.855
مقداری که

00:03:57.152 --> 00:04:00.185
مصرف کنندگان در آن بها تقاضا میکنند

00:04:00.240 --> 00:04:03.257
برابر با مقادیری است که تولیدکنندگان
در آن بها تمایل به عرضه دارند

00:04:04.330 --> 00:04:05.680
بنابراین با رضایت هر دو

00:04:05.680 --> 00:04:09.183
به نقطه ای رسیدیم که مصرف کنندگان
مقادیری خاص در بهایی خاص تقاضا میکنند

00:04:09.310 --> 00:04:11.356
در این نقطه است که تولید
کننده میگوید عالی شد تو مقدار

00:04:11.380 --> 00:04:13.425
e رو میخوای منم رضایت
دارم با اون نرخ e رو تولید کنم

00:04:13.450 --> 00:04:16.339
و به تعادل میرسیم

00:04:16.339 --> 00:04:20.864
حالا بیاید در مورد این صحبت کنیم که
وقتی تعادل رو بهم میزنیم چه اتفاقی میافتد

00:04:21.775 --> 00:04:24.315
این بازار گوشت خوک است

00:04:24.340 --> 00:04:30.680
تصور کنید که بهای بیف افزایش پیدا کند

00:04:30.680 --> 00:04:33.060
بهای بیف افزایش پیدا کند

00:04:33.108 --> 00:04:36.464
کسی میتونه بگه این موضوع
با بازار خوک چه میکند ؟

00:04:36.861 --> 00:04:37.955
بهای گوشت گاو افزایش پیدا کند

00:04:37.980 --> 00:04:40.200
با بازار خوک چه میکند ؟

00:04:40.200 --> 00:04:40.515
بله

00:04:40.515 --> 00:04:42.111
تقاضا رو کاهش میده

00:04:42.136 --> 00:04:42.380
چیکار میکنه ؟

00:04:42.380 --> 00:04:43.750
تقاضا رو کاهش میده

00:04:43.750 --> 00:04:45.300
چرا باید تقاضا برای گوشت خوک رو کاهش بده ؟

00:04:45.300 --> 00:04:48.793
چون بهای گوشت گاو بالا میره و تقاضا کم میشه

00:04:48.818 --> 00:04:50.520
اما نگفتم که بهای گوشت
خوک افزایش پیدا میکنه

00:04:50.520 --> 00:04:52.290
بهای گوشت گاو افزایش پیدا کند

00:04:52.290 --> 00:04:54.032
و چطور گوشت گاو با گوشت خوک ارتباط داره ؟

00:04:54.032 --> 00:04:55.298
جایگزین هستند

00:04:55.298 --> 00:04:57.080
جایگزین هستند

00:04:57.080 --> 00:04:57.820
دقیقا

00:04:57.820 --> 00:05:00.031
بنابراین وقتی که بهای
گوشت گاو افزایش پیدا میکند

00:05:00.059 --> 00:05:02.994
چه تاثیری روی تقاضای مردم
برای گوشت خوک میگذارد ؟

00:05:03.380 --> 00:05:04.610
افزایشش میده

00:05:04.610 --> 00:05:05.360
دقیقا

00:05:05.360 --> 00:05:06.580
چون جایگزین هم هستند

00:05:06.692 --> 00:05:08.650
میخوایم با گفتگوی
انتقادی در ادامه یاد بگیریم

00:05:08.650 --> 00:05:11.871
اینه که چیزی که روی این
منحنی های تقاضا رو تعیین کند

00:05:11.896 --> 00:05:14.420
جایگزین پذیری میان محصولات است

00:05:14.420 --> 00:05:18.500
اینجا وضعیتی داریم که درش جایگزین گوشت خوک

00:05:18.500 --> 00:05:20.440
گران تر شده است

00:05:20.440 --> 00:05:22.926
در نتیجه مردم بیشتر گوشت خوک میخواهند

00:05:23.940 --> 00:05:27.039
این تغییر به بیرون برای منحنی تقاضا است

00:05:27.172 --> 00:05:29.671
یا تغییر جهت به بالا در منحنی تقاضا

00:05:29.696 --> 00:05:34.348
بسته به اینکه چطور میبینیدش
به بیرون یا عمودی به بالا میرود

00:05:34.400 --> 00:05:35.800
منحنی تقاضا

00:05:35.800 --> 00:05:39.960
بنابراین اتفاقی که اینجا می افتد اینه که
مردم به سمت مصرف گوشت خوک میروند

00:05:40.187 --> 00:05:42.425
بنابراین مقادیر بیشتری ازش میخواهند

00:05:42.450 --> 00:05:43.950
خوب تعادل اولیه

00:05:43.950 --> 00:05:45.040
اعداد اینجا فرضی هستند

00:05:45.065 --> 00:05:51.390
تعادل ابتدایی ما اینجا 22 میلیون
کیلوگرم گوشت خوک در سال است

00:05:51.936 --> 00:05:54.172
و بهای 3 دلار برای هر کیلوگرم

00:05:54.285 --> 00:05:55.885
این تعادل اولیه بود

00:05:56.100 --> 00:05:58.749
اینجا نقطه رضایت مصرف
کنندگان و تولیدکنندگان بود

00:05:59.260 --> 00:06:02.800
حالا بهای گوشت گاو بالا رفته است بخاطر...

00:06:02.951 --> 00:06:04.470
نمیدوم

00:06:04.470 --> 00:06:06.452
جنون گاوی یا همچین چیزی

00:06:06.479 --> 00:06:08.303
باعث افزایش بهای گوشت گاو شده است

00:06:08.955 --> 00:06:12.185
حالا مردم میگن ما گوشت خوک بیشتری میخواهیم

00:06:12.210 --> 00:06:13.908
این منحنی تقاضا را بالا میبرد

00:06:13.933 --> 00:06:17.635
اگر در ابتدا بها در 3 دلار باقی بماند

00:06:18.238 --> 00:06:21.530
اگر دلار در 3 دلار باقی
بماند چه اتفاقی میافتد ؟

00:06:21.719 --> 00:06:23.750
اتفاقی که میافتد این است که حالا مردم ...

00:06:23.775 --> 00:06:25.110
بازم میگم اعداد فرضی هستند

00:06:25.110 --> 00:06:27.657
این فقط یه مثال است

00:06:27.700 --> 00:06:33.668
مردم میگن خدایا، در بهای 3
دلار و با این قوسی که بالاتر رفته

00:06:33.693 --> 00:06:35.998
اگر متوجه نشدید در شکل 2-2 هستم

00:06:36.950 --> 00:06:40.580
من 232 میلیون کیلوگرم
گوشت خوک در سال میخواهم

00:06:40.580 --> 00:06:42.066
نه من به شخصه اینطوری میشم
مثل هومر تو کارتون سیمپسون ها

00:06:42.091 --> 00:06:43.400
منظورم اینه که میدونید...

00:06:43.400 --> 00:06:47.920
مردم در جمع 232 کیلوگرم
گوشت خوک در سال میخواهند

00:06:47.920 --> 00:06:50.046
امیدوارم از رفرنس دادنم به
کارتون سیمپسون ها خسته نشید

00:06:50.220 --> 00:06:55.080
بنابراین اساسا کاری که میکنید...

00:06:55.080 --> 00:06:58.645
پس معنایش این است که مصرف کننده میگه که
خدایا من گوشت خوک بیشتری در آن قیمت میخوام

00:06:58.670 --> 00:07:01.886
اگر 3 دلار باشه و بهای گوشت
گاو هم تازه افزایش پیدا کرده باشه

00:07:01.911 --> 00:07:04.110
پس من گوشت خوک بیشتری خواهم خواست

00:07:04.110 --> 00:07:07.750
بنابرای در ابتدا افراط در تقاضا خواهیم داشت

00:07:07.750 --> 00:07:14.615
چون در آن قیمت 3 دلاری تولیدکنندگان تنها
تمایل به عرضه 220 میلیون کیلو دارند درسته ؟

00:07:14.640 --> 00:07:16.020
رضایت داشتند درسته ؟

00:07:16.020 --> 00:07:18.590
در نقطه e1 رضایت داشتند

00:07:18.590 --> 00:07:21.200
وقتی که میاید و میگید که مصرف
کنندگان حالا بیشتر میخواهند

00:07:21.200 --> 00:07:25.255
اون ها میگن که خوب ما با عرضه
بیشتر در آن قیمت رضایت نداریم

00:07:25.280 --> 00:07:27.045
اگر بیشتر میخواهید

00:07:27.070 --> 00:07:29.560
ما باید بهای بیشتری طلب کنیم

00:07:30.050 --> 00:07:33.992
بنابراین میگویند که اگر
گوشت خوک بیشتری میخواهید

00:07:34.219 --> 00:07:35.750
ما باید بیشتر تولید کنیم

00:07:35.750 --> 00:07:39.060
بنابراین منحنی عرضه را به بالا میکشیم

00:07:39.060 --> 00:07:46.527
بنابراین اگر از نقطه ای مانند e1 شروع کنید

00:07:46.787 --> 00:07:48.555
میگویند، گوشت خوک بیشتری میخواهید ؟

00:07:48.835 --> 00:07:51.542
پس ما منحنی عرضه رو بالا میکشیم

00:07:51.567 --> 00:07:54.095
ما منحنی عرضه رو بالا میکشیم

00:07:54.139 --> 00:07:58.929
و میگویند که اگر بیشتر میخواهید
باید پول بیشتری از شما طلب کنیم

00:07:59.636 --> 00:08:01.979
خوب به مراتب اینکه بها بالا میرود

00:08:02.118 --> 00:08:03.330
مصرف کنندگان میگویند صبر کن ببینم

00:08:03.330 --> 00:08:07.160
اگر بها بالا برود دیگه اونقدر بیشتر نمیخوام

00:08:07.160 --> 00:08:11.390
و در نقطه تعادل جدید
e2 باهم تلاقی پیدا میکنند

00:08:11.390 --> 00:08:13.835
بنابراین اتفاقی که میافتد این است که
تولید کنند میگوید اگر بیشتر میخواهید

00:08:13.835 --> 00:08:15.970
باید بهای بیشتری ازتون طلب کنم

00:08:15.970 --> 00:08:17.783
مصرف کننده میگوید اگر
میخوای بهای بیشتری طلب کنی

00:08:17.808 --> 00:08:21.480
من منحنی تقاضا رو پایین تر میارم

00:08:21.480 --> 00:08:24.120
با بهای بیشتر به اون اندازه بیشتر نمیخوام

00:08:24.120 --> 00:08:26.150
و تعادل تازه e2 میشود

00:08:26.150 --> 00:08:30.525
اینجاست که تولید کننده و مصرف کننده با
منحنی تقاضا رضایت بیشتری خواهند داشت

00:08:30.873 --> 00:08:33.174
اما مسئله کلیدی این است
که مصرف کنندگان به اون

00:08:33.198 --> 00:08:35.911
اندازه ای که میخواستند در
بهای اولیه محصول نمیگیرند

00:08:36.047 --> 00:08:38.360
چرا که بهای اولیه باقی نمیماند

00:08:38.360 --> 00:08:39.620
بها تغییر میکند

00:08:39.620 --> 00:08:41.178
با توجه به اینکه بها تغییر خواهد کرد

00:08:41.203 --> 00:08:42.794
کمیت تغییر خواهد کرد

00:08:42.890 --> 00:08:46.826
و در نهایت با بهای بالا و کمیت
بالا برای گوشت خوک مواجه میشوید

00:08:46.980 --> 00:08:47.640
فکرش رو بکنید

00:08:47.640 --> 00:08:48.500
خیلی جالبه

00:08:48.500 --> 00:08:51.840
افزایش بهای گوشت گاو، بهای
گوشت خوک را افزایش میدهد

00:08:51.840 --> 00:08:53.691
تنها تقاضا برای گوشت خوک رو افزایش نداد

00:08:53.716 --> 00:08:55.945
بلکه از طریق افزایش
تقاضا، بها را هم افزایش داد

00:08:55.970 --> 00:08:59.170
بنابراین بها در یک بازار روی
بها در بازاری دیگر تاثیر میگذارد

00:08:59.170 --> 00:09:00.770
نه تنها کمیت بلکه روی بهای بازار

00:09:00.770 --> 00:09:02.400
و این تعادل جدید است

00:09:02.400 --> 00:09:04.670
این تغییر در منحنی تقاضا است

00:09:04.670 --> 00:09:07.390
و بار دیگر عرضه کنندگان و
تقاضا کنندگان رضایت دارند

00:09:07.415 --> 00:09:09.865
در این نقطه e2 که تعادل
جدید است رضایت دارند

00:09:09.890 --> 00:09:12.523
بدلیل اینکه با توجه به منحنی تازه تقاضا

00:09:12.704 --> 00:09:16.368
در بهای 3 دلار و 50 سنتی برای هر کیلوگرم

00:09:17.087 --> 00:09:23.612
تولیدکنندگان با تولید 232 میلیون کیلوگرم
که مصرف کنندگان میخواهند راضی هستند

00:09:23.860 --> 00:09:26.050
و در این بها این مقداری است
که مصرف کنندگان میخواهند

00:09:26.050 --> 00:09:28.250
اگر بگن بها 3 دلار و 50 سنت
است من 228 میلیون کیلو میخوام

00:09:28.250 --> 00:09:32.147
من بیش از پیش میخواهم چون گوشت گاو گرون شده

00:09:32.172 --> 00:09:34.925
اما نه به اون اندازه ای که اگر
افزایش بها نداده بودی میخواستم

00:09:34.950 --> 00:09:37.000
و این تعادل جدید در نقطه e2 است

00:09:37.000 --> 00:09:37.470
بله ؟

00:09:37.470 --> 00:09:40.490
ممکنه که تغییر در بهای گوشت خوک

00:09:40.525 --> 00:09:42.980
روی بهای گوشت گاو تاثیر بگذارد ؟

00:09:43.293 --> 00:09:45.285
بسیار خوب

00:09:45.310 --> 00:09:48.130
سوال اینه که ممکنه تاثیر
بازخوردی وجود داشته باشه ؟

00:09:48.130 --> 00:09:51.814
یعنی اساسا تغییر در بازار گوشت خوک میتونه
برگرده و روی بازار گوشت گاو تاثیر بگذارد ؟

00:09:52.770 --> 00:09:54.640
قاعدتا بله

00:09:54.640 --> 00:09:57.218
اما عملا راحتتون میکنم و میگم نه

00:09:57.700 --> 00:09:59.180
در قاعده میتونه اینکار رو بکنه

00:09:59.180 --> 00:10:02.390
و این وارد بحثی به
نام تعادل عمومی میشود

00:10:02.390 --> 00:10:04.757
و این بحث برای این کلاس خیلی پیچیده است

00:10:04.782 --> 00:10:08.575
بنابراین از این تاثیرات بازخوردی
در حال حاضر چشم پوشی میکنیم

00:10:08.600 --> 00:10:11.220
این بحثی است که در کلاس
های آینده میتونید یاد بگیرید

00:10:11.220 --> 00:10:11.990
اما درست میگید

00:10:11.990 --> 00:10:16.350
در قاعده میتواند روی تقاضا
برای همه چیز تاثیر گذار باشد

00:10:16.350 --> 00:10:18.703
میتونید تصور کنید که با
افزایش بهای گوشت گاو

00:10:19.272 --> 00:10:22.695
به این معناست که بهای غذای
رستوران به طور مثال افزایش پیدا میکند

00:10:22.720 --> 00:10:24.175
بنابراین دیگه مثل قبل به رستوران نمیرم

00:10:24.175 --> 00:10:25.940
ممکنه بیشتر سینما برم

00:10:25.940 --> 00:10:28.566
بنابراین در قاعده افزای بهای گوشت گاو
میتواند تقاضا برای سینما را افزایش دهد

00:10:28.591 --> 00:10:29.960
دیوانه کنندست

00:10:29.960 --> 00:10:31.290
سخته که بدونیم کجا باید متوقف بشیم

00:10:31.290 --> 00:10:35.225
بنابراین راحتتون میکنیم و
اینجا در سطح یک متوقف میشیم

00:10:35.250 --> 00:10:35.650
اما درست میگید

00:10:35.650 --> 00:10:38.450
در قاعده این بازه وسیع بازخورد
ها ممکن است وجود داشته باشد

00:10:41.460 --> 00:10:45.235
و اگر خاطرتون باشه در جلسه اول در
مورد ساده سازی فرضیات صحبت کردم

00:10:45.260 --> 00:10:47.233
سعی میکنیم مفاهیم اولیه را

00:10:47.258 --> 00:10:49.705
با تلاش برای ساده سازی فرضیات تدریس کنیم

00:10:49.730 --> 00:10:53.075
این از انواع ساده سازی فرضیات در الگوسازی
هایی است که در این کلاس انجام میدهیم

00:10:54.310 --> 00:10:56.190
پس این شد تغییر در منحنی تقاضا

00:10:56.190 --> 00:10:56.470
بله ؟

00:10:56.470 --> 00:10:59.434
چطور تغییر در منحنی تقاضا رو کمی میکنند ؟

00:10:59.459 --> 00:11:00.060
بسیار خوب

00:11:00.060 --> 00:11:02.919
و این دقیقا...

00:11:02.944 --> 00:11:06.190
اساسا در این کلاس
میخوایم کارها رو چندبار بکنیم

00:11:06.373 --> 00:11:07.490
در ادامه بحث

00:11:07.490 --> 00:11:09.507
در مورد نظریه تولید کنند صحبت خواهیم کرد

00:11:09.600 --> 00:11:12.465
بهتون یاد میدیم که منحنی
تقاضا از کجا ناشی میشود

00:11:12.490 --> 00:11:15.370
در اصل تصمیمات بیشینه ساز سودآوری محکم

00:11:15.370 --> 00:11:17.340
منحنی عرضه و میزان تغییرش را تعیین میکند

00:11:17.340 --> 00:11:19.630
و زمانی که نظریه تولید کننده را
تدریس کردیم این رو بهتون یاد میدیم

00:11:19.630 --> 00:11:22.090
پس این یکجورایی شد شمای کلی

00:11:22.090 --> 00:11:23.140
شما دانشجوهای زرنگ ام آی تی

00:11:23.140 --> 00:11:25.885
سریعا به این فکر میکنید که این
منحنی های عرضه و تقاضا از کجا میان

00:11:25.910 --> 00:11:26.790
این چیزی است که قرار است بهش برسیم

00:11:26.790 --> 00:11:28.530
این کل بحث است، نظریه مصرف کننده

00:11:28.530 --> 00:11:29.585
به ما منحنی تقاضا را میدهد

00:11:29.585 --> 00:11:32.320
نظریه تولید کننده به ما منحنی عرضه را میدهد

00:11:32.320 --> 00:11:32.710
بسیار خوب

00:11:32.710 --> 00:11:34.750
سوالات خوبی هستند

00:11:34.750 --> 00:11:36.100
خوب حالا بیاید در مورد
یک مورد دیگر صحبت کنیم

00:11:36.100 --> 00:11:39.230
بیاید در مورد تغییر در منحنی عرضه صحبت کنیم

00:11:39.230 --> 00:11:42.950
حالا بیاید فرض کنیم که خشکسالی شده است

00:11:42.950 --> 00:11:46.095
و فرض کنیم که خشکسالی ای است که
تنها بر روی گوشت خوک تاثیر گذار است

00:11:46.120 --> 00:11:48.915
چون اگر روی گوشت گاو هم تاثیر
میگذاشت کلی تاثیرات بازخوردی دیگر داشتیم

00:11:48.940 --> 00:11:50.910
بیاید فرض کنیم که خشکسالی گوشت خوک است

00:11:50.910 --> 00:11:52.100
نمیدونم این یعنی چی اما

00:11:52.100 --> 00:11:53.920
تصور کنید که اتفاق بیافتد

00:11:53.920 --> 00:11:56.830
بنابراین ناگهان گران تر میشود

00:11:56.830 --> 00:11:58.520
بیاید بگیم جنون خوکی میشود

00:11:58.520 --> 00:12:00.650
بیاید تصور کنیم که جنون خوکی آمده است

00:12:00.650 --> 00:12:05.890
بنابراین ناگهان تولید گوشت
خوک هزینه بر تر میشود

00:12:05.890 --> 00:12:08.584
چون خوک کمتر میشود هزینه
تولید گوشت خوک بیشتر میشود

00:12:09.500 --> 00:12:16.987
این باعث تغییری در منحنی عرضه میشود

00:12:17.012 --> 00:12:21.863
منحنی عرضه به داخل یا به بالا میرود

00:12:22.080 --> 00:12:24.906
ناگهان این حقیقت را درمیابید

00:12:24.931 --> 00:12:29.238
با توجه به اینکه تولید
گوشت خوک هزینه بر تر است

00:12:29.494 --> 00:12:33.113
عرضه کننده میگوید که آهان برای
تولید مقدار مشخصی گوشت خوک

00:12:33.296 --> 00:12:35.576
باید بهم بهای بیشتری پرداخت شود

00:12:35.680 --> 00:12:39.184
بنابراین دوباره اگر بها تغییر نکند

00:12:39.209 --> 00:12:41.280
روی شکل 2-3 هستم

00:12:41.280 --> 00:12:43.293
اگر بها تغییری نکند

00:12:43.339 --> 00:12:45.685
با  فزونی تقاضا مواجه میشویم

00:12:45.710 --> 00:12:49.822
چراکه اگر بها تغییر نکند، مصرف کنندگان

00:12:50.802 --> 00:12:57.262
مصرف کنندگان 220
میلیون کیلوگرم خواهند خواست

00:12:57.287 --> 00:12:58.100
که مقداری است که پیش از این میخواستند

00:12:58.100 --> 00:12:59.960
از نقطه نظر آن ها چیزی تغییر نکرده است

00:12:59.960 --> 00:13:01.922
اما تولید کنندگان خواهند
گفت که ببینید با اون

00:13:01.946 --> 00:13:03.908
بها من فقط میتونم 205
میلیون کیلو تولید کنم

00:13:03.933 --> 00:13:06.210
چون منحنی عرضه من به بالا تغییر کرده است

00:13:06.210 --> 00:13:09.390
بنابراین دوباره باید به یک تعادل دیگر برویم

00:13:09.390 --> 00:13:12.550
که درش تولید کنندگان و
مصرف کنندگان راضی باشند

00:13:12.550 --> 00:13:17.520
این اتفاق در نقطه ای
مانند e2 اتفاق خواهد افتاد

00:13:17.520 --> 00:13:21.136
چون در نقطه e2 با توجه به
هزینه بیشتر تولید گوشت خوک

00:13:21.898 --> 00:13:26.686
تولید کنندگان میگویند که باشه من
رضایت دارم که 215 میلیون کیلوگرم

00:13:26.711 --> 00:13:28.730
با قیمت 3 دلار و 55 سنت تولید کنم

00:13:28.730 --> 00:13:32.236
و مصرف کننده میگوید که خوب با بهای 3
دلار و 55 سنت من به مقدار قبل نمیخواهمش

00:13:32.261 --> 00:13:33.950
فقط 215 میلیون کیلوگرم میخوام

00:13:33.950 --> 00:13:35.610
و راضی میشوند

00:13:35.610 --> 00:13:37.530
نکته قابل توجه اینجاست

00:13:37.530 --> 00:13:40.160
ما دو پدیده خیلی متفاوت داشتیم

00:13:40.160 --> 00:13:43.010
تغییر تقاضا داشتیم و تغییر عرضه داشتیم

00:13:43.010 --> 00:13:46.436
اما هر دو یک نتیجه را حاصل کردند

00:13:47.440 --> 00:13:49.815
ببخشید، هر دو به بهای بالاتر انجامیدند

00:13:49.840 --> 00:13:50.770
ببخشید به نتیجه مشابه نرسیدند

00:13:50.920 --> 00:13:51.755
هر دو به بهای بالاتر انجامیدند

00:13:51.780 --> 00:13:53.251
یکی به تقاضای بالاتر

00:13:53.314 --> 00:13:55.090
مقادیر بالاتر فروخته شده در بازار منجر شد

00:13:55.090 --> 00:13:57.270
برید به شکل 2-2

00:13:57.270 --> 00:13:59.600
بها بالاتر رفت و مقادیر
در بازار نیز بالاتر رفت

00:13:59.600 --> 00:14:02.210
 از 220 به 228

00:14:02.210 --> 00:14:04.543
در شکل 2-3 زمانی که
تغییر در عرضه اتفاق افتاد

00:14:04.568 --> 00:14:06.336
اینجا هم بها بالا رفت

00:14:06.361 --> 00:14:08.106
تقریبا به همان میزان شکل قبل

00:14:08.130 --> 00:14:10.940
اما اینجا مقدار کاهش پیدا کرد

00:14:10.940 --> 00:14:14.250
بنابراین از افزایش بها نمیتوانید
بگویید که چه اتفاقی افتاده است

00:14:14.250 --> 00:14:18.285
اگر بهای گوشت خوک افزایش پیدا کند نمیتوانید
بگویید که تغییر منحنی عرضه بوده است یا تقاضا

00:14:18.310 --> 00:14:20.323
به هر دو عامل بها و مقدار نیاز دارید

00:14:20.348 --> 00:14:22.439
تا بتوانیم بگویید کدام بوده است

00:14:22.820 --> 00:14:28.729
هر دو تغییر از نظر بها
به نتیجه مشابهی رسیدند

00:14:29.480 --> 00:14:30.730
سوالی نیست ؟

00:14:33.220 --> 00:14:34.470
حالا بیاید جالبش کنیم

00:14:35.211 --> 00:14:37.640
حالا بیاید این سوال را
مطرح کنیم که چه اتفاقی میافتد

00:14:37.640 --> 00:14:39.750
الان تعادل عرضه و تقاضا را داریم

00:14:39.750 --> 00:14:41.656
عرضه تغییر میکند، تقاضا تغییر
پیدا میکند، نقطه را حرکت میدهید

00:14:41.681 --> 00:14:45.019
اگر هنوز از لحاظ شهودی نمیتوانید
میتوانید به شکل تصویری انجامش بدهید

00:14:45.970 --> 00:14:47.921
حالا بیاید این سوال را
مطرح کنیم که اگر دولت

00:14:47.945 --> 00:14:49.895
وارد جریان شود و بازار
را بهم بزند چه میشود

00:14:49.920 --> 00:14:52.040
بریم سراغ نقش دیگر من

00:14:52.040 --> 00:14:54.340
یک کلاس دیگری دارم که درش
اقتصاد دولتی تدریس میکنم

00:14:54.499 --> 00:14:56.872
که کلا در مورد نقش دولت در اقتصاد است

00:14:58.346 --> 00:15:02.070
اون کلاس...

00:15:02.070 --> 00:15:06.120
در این کلاس یاد میگیرید که
دولت نقش روشنی در اقتصاد دارد

00:15:06.145 --> 00:15:08.650
و او خراب کردنش است

00:15:08.650 --> 00:15:13.570
اقتصاد اساسا علمی دست راستی است

00:15:13.570 --> 00:15:14.963
اکثر همکاران من دموکرات هستند

00:15:14.988 --> 00:15:17.336
اما این موضوع این حقیقت را تغییر
نمیدهد که چیزی که ما تدریس میکنیم

00:15:17.361 --> 00:15:18.986
در اساس محافظه کارانه است

00:15:19.011 --> 00:15:20.843
موضوعی که بازار بهتر از همه میداند

00:15:20.868 --> 00:15:23.118
و دولت ها بازار را خراب میکنند

00:15:23.280 --> 00:15:26.645
در ادامه این ترم در مورد این صحبت
میکنیم که چرا این ممکن است درست نباشد

00:15:26.670 --> 00:15:28.970
و کل هدف کلاس دیگرم

00:15:28.970 --> 00:15:30.362
این است که در مورد این بحث کنیم
که چرا این ممکن است درست نباشد

00:15:30.387 --> 00:15:32.720
و دولت ها کجاها میتوانند
اوضاع را بدتر یا بهتر کنند

00:15:32.832 --> 00:15:34.568
اما از نقطه نظر ابتدایی شما

00:15:34.593 --> 00:15:37.029
باید این دیدگاه اساسی در ذهنتان نقش ببندد

00:15:37.054 --> 00:15:39.300
که بازار کار را درست میکند

00:15:39.300 --> 00:15:40.310
بازار تعادل برقرار میکند

00:15:40.310 --> 00:15:42.250
دولت ها خرابش میکنند

00:15:42.250 --> 00:15:43.750
و این جایی است که ما وارد ماجرا میشویم

00:15:43.750 --> 00:15:46.101
خوب بیاید در مورد مثال کلاسیک خراب
کردن بازار از جانب دولت ها صحبت کنیم

00:15:46.126 --> 00:15:47.852
حداقل حقوق

00:15:48.080 --> 00:15:50.027
همه حداقل حقوق به گوشتان خورده است

00:15:50.052 --> 00:15:51.240
چیز خوبیه، کارگرها بیشتر حقوق میگیرند

00:15:51.240 --> 00:15:52.190
به نظر چیز خوبی میاد

00:15:52.190 --> 00:15:54.700
اما در حقیقت در نظر اقتصاد
دان ها این چیز بدی است

00:15:54.700 --> 00:15:56.650
و بیاید در مورد چراییش صحبت کنیم

00:15:56.650 --> 00:15:58.985
برای بسیاری از اقتصاد دان ها
حداقل این تحلیل ابتدایی چیز بدی است

00:15:59.010 --> 00:16:01.670
بعدا برمیگردیم به اینکه چرا
ممکن است چیز بدی نباشد

00:16:01.670 --> 00:16:06.750
برای اینکار بیاید در مورد تعادل نه
در بازار محصولات مثل گوشت خوک

00:16:06.775 --> 00:16:08.656
بلکه در بازار ورودی

00:16:08.703 --> 00:16:09.960
مانند کارگری صحبت کنیم

00:16:09.960 --> 00:16:12.260
کارگری ورودی ای در روند تولید است

00:16:12.260 --> 00:16:15.440
بعدها در این ترم مفصل در موردش صحبت میکنیم

00:16:15.440 --> 00:16:18.890
اما نکته کلیدی این است که درست مثل
اینکه بازاری برای گوشت خوک وجود دارد

00:16:18.890 --> 00:16:20.693
که درش خروجی تعادل
برابر با هزینه ای که برای

00:16:20.720 --> 00:16:22.519
گوشت میپردازید و مقداری
که فروخته میشود، است

00:16:22.544 --> 00:16:24.670
بازاری برای کارگری هم هست

00:16:24.670 --> 00:16:28.020
و در آن بازار مسائل برعکس هستند

00:16:28.020 --> 00:16:29.610
حالا مصرف کنند کیست ؟

00:16:29.610 --> 00:16:33.520
خوب مصرف کننده شرکت ها هستند
شرکت ها تقاضای کارگر دارند

00:16:33.520 --> 00:16:34.790
عرضه کنندگان چه کسانی هستند ؟

00:16:34.790 --> 00:16:35.710
خوب شما هستید

00:16:35.710 --> 00:16:36.910
مردم هستند

00:16:36.910 --> 00:16:38.530
مردم کارگر تامین میکنند

00:16:38.530 --> 00:16:40.390
پس الان مسائل برعکس شده اند

00:16:40.390 --> 00:16:42.620
عرضه کنندگان مردم هستند

00:16:42.620 --> 00:16:47.500
متقاضیان شرکت ها هستند اما تحلیل همان است

00:16:47.500 --> 00:16:49.201
این چارچوب عرضه و تقاضا

00:16:49.226 --> 00:16:51.300
که در این ترم خیلی قدرتمند نمایان میشود

00:16:51.879 --> 00:16:54.590
اگر جای افراد را عوض کنیم
هم میتواند مورد استفاده قرار گیرد

00:16:54.834 --> 00:16:56.641
در شکل 2-4 میبینید

00:16:56.670 --> 00:16:59.414
یک بازار کار داریم که منحنی
عرضه به سمت بالایی دارد

00:16:59.630 --> 00:17:00.820
این به چه معناست ؟

00:17:00.820 --> 00:17:02.690
چرا منحنی عرضه رو به بالاست ؟

00:17:02.690 --> 00:17:04.403
به این خاطر که هرچه حقوق بیشتر باشد

00:17:04.428 --> 00:17:05.678
بیشتر تمایل به کار دارید

00:17:08.108 --> 00:17:09.899
و یک منحنی تقاضای رو به پایین داریم

00:17:09.900 --> 00:17:11.348
چرا به سمت پایین است ؟

00:17:11.348 --> 00:17:15.115
چونکه هرچه حقوق بیشتر باشد کارگرانی
که شرکت میخواهد استخدام کند کمتر میشوند

00:17:15.140 --> 00:17:17.366
ترجیح میدهند به جای آن
از ماشین ها استفاده کنند

00:17:18.250 --> 00:17:21.790
بنابراین در اصل همان منحنی
های عرضه و تقاضا را دارید

00:17:21.790 --> 00:17:24.375
منشا آن ها متفاوت است

00:17:24.400 --> 00:17:27.796
اما در تعیین تعادل همان تاثیر را دارند

00:17:27.910 --> 00:17:31.014
در w1 و l* به تعادل میرسیم

00:17:31.793 --> 00:17:35.601
که در آن در حقوق w1 کارگران l*

00:17:35.626 --> 00:17:37.895
تمایل به کار دارند

00:17:38.215 --> 00:17:41.445
یا l*ساعت عرضه ی کار

00:17:41.470 --> 00:17:43.760
در مورد ساعات کار فکر میکنیم

00:17:43.760 --> 00:17:45.360
و نه لزوما تعداد کارگرها

00:17:45.360 --> 00:17:48.680
l* ساعت کار عرضه میشود

00:17:48.680 --> 00:17:52.510
و در w1 کارگران تمایل
دارند l*ساعت عرضه کنند

00:17:52.510 --> 00:17:54.823
و در w1 کارگران l*  ساعت تقاضا میکنند

00:17:54.848 --> 00:17:56.434
و این نقطه تعادل است

00:17:57.100 --> 00:18:00.393
همان تحلیل گذشته است اما
مورد پشت منحنی ها متفاوت است

00:18:00.735 --> 00:18:03.762
حالا بیاید بگیم که دولت وارد شود

00:18:03.952 --> 00:18:06.219
و همونطور که در شکل 2-5 دیده میشود

00:18:06.334 --> 00:18:07.576
یک حداقل حقوق تعیین کند

00:18:07.600 --> 00:18:11.314
دولت بگوید ببینید اون حقوق w1 خیلی کم است

00:18:11.390 --> 00:18:13.690
در این شکل w* خیلی پایین است

00:18:13.810 --> 00:18:16.820
در نقطه تعادل به اندازه کافی
به کارگران حقوق داده نمیشود

00:18:16.938 --> 00:18:20.390
باید اطمینان حاصل کنیم که یک میزان
حداقلی ای به آن ها پرداخت میشود

00:18:20.390 --> 00:18:26.020
بنابراین قانون گذاری میکنیم که نمیتوان به
کارگران پایین تر از خط W پرادخت کرد

00:18:26.045 --> 00:18:30.015
که خیلی بالاتر از w* است

00:18:30.551 --> 00:18:31.900
در این مورد چه اتفاقی می افتد ؟

00:18:32.106 --> 00:18:37.910
خود در این مورد و در این حقوق
کارگران خیلی خوشحال میشوند

00:18:37.910 --> 00:18:39.340
میگویند این حقوق رو ببین

00:18:39.488 --> 00:18:41.739
کار کنیم

00:18:41.764 --> 00:18:43.893
خدایا عددها رو نمیبینم دارم پیر میشم

00:18:44.240 --> 00:18:46.544
Ls ساعت کار کنیم

00:18:47.778 --> 00:18:49.830
نسخه عینکم رو دارم

00:18:49.830 --> 00:18:52.796
دو ماه میشه که دارمش ولی
وقت نمیشه برم بگیرمشون

00:18:53.070 --> 00:18:54.150
میرم میگیرمش

00:18:54.150 --> 00:18:55.400
قبول نمیکنم که دارم پیر میشم

00:18:55.400 --> 00:18:57.900
خوب

00:18:57.900 --> 00:18:59.140
کارگران میگویند که عالی شد

00:18:59.140 --> 00:19:02.440
حقوق اینطوره پس ما Ls ساعت عرضه میکنیم

00:19:02.440 --> 00:19:04.000
این برای ما خیلی خوب به نظر میاد

00:19:04.000 --> 00:19:05.450
ما کاملا موافقیم

00:19:05.450 --> 00:19:07.570
اما شرکت میگوید صبر کن ببینم

00:19:07.570 --> 00:19:09.710
نه، ما نمیخواهیم با این
حقوق Ls ساعت استخدام کنیم

00:19:09.710 --> 00:19:10.690
خیلی بالاست

00:19:10.690 --> 00:19:14.625
ما با این حقوق فقط Ld ساعت استخدام میکنیم

00:19:16.020 --> 00:19:20.690
و ناگهان اینجا مورد فزونی عرضه خواهیم داشت

00:19:20.690 --> 00:19:23.100
نه فزونی تقاضا بلکه فزونی عرضه

00:19:23.100 --> 00:19:26.750
کارگران میخواهند ساعات بیشتری از آنچه
شرکت ها میخواهد استخدام کنند عرضه کنند

00:19:26.750 --> 00:19:30.290
حالا در مثال قبلی چه اتفاقی میافتاد ؟

00:19:30.290 --> 00:19:33.300
اتفاقی که میافتاد این بود که
اگر فزونی عرضه وجود داشت

00:19:33.300 --> 00:19:34.100
از شما میپرسم

00:19:34.100 --> 00:19:35.798
اگر فزونی عرضه در بازار وجود داشته باشد

00:19:35.823 --> 00:19:37.095
بازار چطور به تعادل میرسید ؟

00:19:37.120 --> 00:19:39.530
چه اتفاقی می افتاد ؟

00:19:39.530 --> 00:19:39.810
بله ؟

00:19:39.810 --> 00:19:42.321
بها کاهش پیدا میکرد

00:19:42.346 --> 00:19:44.184
بها در این مورد چیه ؟

00:19:45.222 --> 00:19:46.680
حقوق

00:19:46.680 --> 00:19:47.170
حقوق

00:19:47.170 --> 00:19:48.170
دقیقا

00:19:48.170 --> 00:19:50.970
در مثال قبلی حقوق کاهش پیدا میکرد

00:19:50.970 --> 00:19:53.740
کارگرها باهاش کنار می آمدند
و حقوق کمتر را قبول میکردند

00:19:53.740 --> 00:19:55.040
شرکت با پرداخت حقوق کمتر راضی میشد

00:19:55.040 --> 00:19:57.990
به نقطه ای میرسیدید که دوباره
هر دو طرف رضایت پیدا میکردند

00:19:57.990 --> 00:20:00.280
به نقطه ای مثل e میرسیدید

00:20:00.280 --> 00:20:02.630
اما الان نمیتوانید

00:20:02.630 --> 00:20:04.940
نمیتوانید، چون دولت گفته است که نمیتوانید

00:20:04.940 --> 00:20:06.730
کمتر از خط w پرداخت کنید

00:20:06.730 --> 00:20:10.787
بنابراین به فزونی عرضه میرسید

00:20:11.858 --> 00:20:15.278
و ما اسم فزونی عرضه را بیکاری میگذاریم

00:20:15.726 --> 00:20:19.895
به بیکاری میرسیم چون در آن حقوق بالا

00:20:20.889 --> 00:20:25.325
شرکت ها تمایل ندارند به اندازه
کارگرانی که تمایل به کار دارند استخدام کنند

00:20:25.350 --> 00:20:28.470
و به عدم تعادل میرسیم

00:20:28.470 --> 00:20:31.650
به تعادل نمیرسیم و به عدم تعادل میرسیم

00:20:31.650 --> 00:20:34.457
خوب فکر به عدم تعادل یکجورایی سخت است

00:20:34.522 --> 00:20:38.592
چون به مفهومی تمام موضوع این درس تعادل است

00:20:38.870 --> 00:20:42.695
بنابراین در مورد آشوب و زندگی سگ و گربه
کنار هم و شکستن نظام اجتماعی صحبت نمیکنم

00:20:42.720 --> 00:20:44.970
در مورد اینها صحبت نمیکنم

00:20:44.970 --> 00:20:51.114
عدم تعادل... همچنان خروجی بازاری وجود دارد

00:20:51.593 --> 00:20:55.110
بازار همچنان در نقطه ای به توافق میرسد

00:20:55.110 --> 00:20:58.569
در این مورد بازار

00:20:58.848 --> 00:21:01.593
بر حقوقی زیر خط w به توافق
میرسد چون چاره دیگری ندارد

00:21:02.786 --> 00:21:07.968
و در میزان عرضه کاری در Ls

00:21:08.245 --> 00:21:10.054
اون مقدار کم کار عرضه میشود

00:21:10.380 --> 00:21:14.242
چرا که وقتی در این عدم تعادل هستید

00:21:14.472 --> 00:21:19.611
میزان مقداری و بها از
جانب طرف مقید تعیین میگردد

00:21:19.810 --> 00:21:20.640
من دوست دارم اینطور فکر کنم

00:21:20.640 --> 00:21:21.350
شما هر طور که میخواید
میتوانید در مورد فکر کنید

00:21:21.350 --> 00:21:23.000
اما نکته اینجاست

00:21:23.000 --> 00:21:26.110
کارگران اگر شرکت ها
استخدامشان نکنند نمیتوانند کار کنند

00:21:26.110 --> 00:21:28.890
بنابراین اگر بگویید که
ببینید اگر روی خط w  باشیم

00:21:28.915 --> 00:21:31.260
چقدر کار در بازار قرار میگیرد

00:21:31.260 --> 00:21:34.730
خوب این بر عقده شرکت هاست
اونها هستند که میتوانند تصمیم بگیرند

00:21:34.730 --> 00:21:37.430
میگویند که ببینید ما بیش
از Ld ساعت نمیخواهیم

00:21:37.430 --> 00:21:39.543
پس این تعداد موقعیت های شغلی است که میسازند

00:21:39.641 --> 00:21:44.258
بنابراین خروجی تازه در خط w خواهد بود

00:21:44.997 --> 00:21:48.512
و مقدار ساعات روی Ld قرار میگیرد

00:21:49.490 --> 00:21:54.530
بنابراین در اصل با موقعیت
بیکاری مواجه خواهید شد

00:21:54.530 --> 00:21:57.090
که درش تنها میزان Ld کارگر استخدام میشوند

00:21:57.298 --> 00:21:59.503
و حقوق روی خط w است

00:22:02.000 --> 00:22:04.410
حالا یه سوالی میپرسم

00:22:04.410 --> 00:22:09.490
اگر خط w زیر خط w* قرار
میگرفت چه اتفاقی می افتاد ؟

00:22:09.490 --> 00:22:12.845
اگر این دیاگرام را دوباره میگشیدم و w
زیر w* قرار میگرفت چه اتفاقی می افتاد ؟

00:22:12.870 --> 00:22:13.767
بله ؟

00:22:13.767 --> 00:22:17.730
بازار خود را به تعادل میرساند

00:22:18.022 --> 00:22:20.260
بله در نهایت اتفاقی نمی افتاد

00:22:20.260 --> 00:22:21.800
و نکته کلیدی اینجاست

00:22:21.800 --> 00:22:23.600
نکته خیلی مهمی است که باید به خاطر داست

00:22:23.600 --> 00:22:27.697
اینکه بازارها خیلی سفت و سخت هستند

00:22:28.150 --> 00:22:33.115
و اگر بتوانند تاثیر مداخله دولت
را خنثی کنند این کار را میکنند

00:22:33.140 --> 00:22:35.439
بنابراین دولت می آید
و تلاش میکند مداخله کند

00:22:35.572 --> 00:22:37.638
به شکلی که بازارها میتوانند آن را خنثی کنند

00:22:37.663 --> 00:22:39.840
و برش گردانند به جایی که
میخواهند باشد، این کار را میکنند

00:22:39.840 --> 00:22:42.350
آن نقطه اصلی e جایی است
که بازار میخواهد تعادل باشد

00:22:42.350 --> 00:22:44.420
آنجا جایی است که همه در آن رضایت دارند

00:22:44.420 --> 00:22:48.128
نمیتواند با مثالی که اینجا از
خط w بالای w* زدم بهش بزسد

00:22:48.153 --> 00:22:51.250
اگر خط w زیر w* باشد میتواند
بهش برسد و همه راضی خواهند بود

00:22:51.275 --> 00:22:53.685
بنابراین مداخله دولتی تفاوتی ایجاد نمیکند

00:22:55.390 --> 00:22:58.530
این یک مثال از مداخله دولتی است

00:22:58.530 --> 00:22:59.540
بیاید یک مثال دیگر انجام دهیم

00:22:59.540 --> 00:23:01.935
بعد میخوام در مورد مزایا و
معایب این مداخلات دولتی صحبت کنم

00:23:01.960 --> 00:23:03.188
بیاید یک مثال دیگر انجام دهیم

00:23:03.510 --> 00:23:06.160
سقف های نرخ بنزین

00:23:06.342 --> 00:23:08.992
سقف های نرخ بنزین

00:23:08.970 --> 00:23:14.660
خوب بیاید یک سقفی برای
بهای بنزین در نظر بگیریم

00:23:14.660 --> 00:23:15.660
سیاست خیلی قابل قبولی به نظر میاد

00:23:15.660 --> 00:23:16.930
بنزین خیلی گرون است

00:23:16.930 --> 00:23:18.710
ما همه دوست داریم رانندگی کنیم

00:23:18.710 --> 00:23:24.940
پس بیاید یک سقفی برای
بهای بنزین در نظر بگیریم

00:23:24.940 --> 00:23:27.290
برای مثال تصور کنید که در ابتدا در تعادل

00:23:27.315 --> 00:23:29.461
شکل 2-6

00:23:29.486 --> 00:23:33.680
با تقاضای Q2 و بهای P1

00:23:33.680 --> 00:23:36.510
همه رضایت دارند

00:23:36.510 --> 00:23:39.581
حالا بیاید تصور کنیم که بحران نفتی داریم

00:23:39.763 --> 00:23:43.050
چون مثلا بگیم که شرکت های نفتی فکر
کنند که خوبه 8 مایل زیر زمین حفاری کنند

00:23:43.075 --> 00:23:46.175
انفجار صورت بگیره و ناگهان نفت تمام بشود

00:23:46.200 --> 00:23:50.030
بنابراین ناگهان عرضه با محدودیت مواجه میشود

00:23:50.030 --> 00:23:51.859
ناگهان...

00:23:51.884 --> 00:23:53.440
ببخشید اشتباه کردم

00:23:53.440 --> 00:23:55.510
در ابتدا تعادل در نقطه e1 است

00:23:55.510 --> 00:23:56.160
اشتباه من بود

00:23:56.160 --> 00:24:02.110
در ابتدا در e1 با بهای P1 در تعادل هستیم

00:24:02.110 --> 00:24:03.673
اینجا یکم اشتباه وجود دارد

00:24:03.698 --> 00:24:07.728
بهای بالایی روی بردار عمودی باید P2 باشد

00:24:07.882 --> 00:24:10.884
پس روی بردار عمودی P1 برابر با p است

00:24:10.909 --> 00:24:12.260
بعد بالاش دوباره P1 نوشته

00:24:12.260 --> 00:24:14.300
که باید P2 باشد ( روی تصویر صحیح است)

00:24:14.300 --> 00:24:18.321
بنابراین در تعادل ابتدایی در نقطه e1

00:24:18.346 --> 00:24:22.546
با بهای P1 و مقدار Q1

00:24:22.790 --> 00:24:25.902
حالا تانکرهای نفتی در
سراسر جهان منفجر میشود

00:24:26.037 --> 00:24:30.086
ناگهان این باعث محدودیت عرضه ی بنزین میشود

00:24:30.360 --> 00:24:33.600
ناگهان دیگر به اندازه
توانایی تولید بنزین وجود ندارد

00:24:33.600 --> 00:24:36.158
بنابراین در منحنی عرضه تغییر به بالا رخ میدهد

00:24:36.341 --> 00:24:38.471
درست مثل موردی که پیش از صحبتش را کردیم

00:24:38.940 --> 00:24:41.900
و بدون مداخلات دولتی

00:24:42.588 --> 00:24:45.507
منحنی عرضه به نقطه S2 بالا میرود

00:24:46.544 --> 00:24:49.056
مصرف کنندگان بنزین کمتری خواهند خواست

00:24:49.150 --> 00:24:53.040
و در نقطه e2 به تعادل جدیدی میرسیم

00:24:53.040 --> 00:24:55.405
دوباره بیاید به این مفهوم از تعادل صحبت
کنیم که جایی است که همه رضایت دارند

00:24:55.430 --> 00:24:58.815
ممکنه بگید که مردم از پرداخت
بهای بیشتر برای بنزین راضی نیستند

00:24:58.840 --> 00:25:02.130
خوب به این خاطر است که از کلمه
رضایت یکم دارم با فراغ بال استفاده میکنم

00:25:02.155 --> 00:25:06.335
در واقع این نقطه ای است که عرضه کننده
و مصرف کنندگان هر دو تمایل به معامله دارند

00:25:06.360 --> 00:25:09.075
و اینجا در نقطه e2 تمایل به معامله دارند

00:25:09.199 --> 00:25:12.580
تمایل دارند که بگویند خوب با توجه به
تعداد سکوهای نفتی ای که منفجر شدند

00:25:12.645 --> 00:25:16.615
حالا تمایل داریم که با بهای بیشتر و
مقادیر کمتر بازار را به تعادل برسانیم

00:25:17.147 --> 00:25:22.125
اما خوب الان سپتامبر 2010
است و دو ماه دیگر انتخابات است

00:25:22.150 --> 00:25:24.540
رئیس جمهور اوباما خیلی
از این شرایط راضی نیست

00:25:24.540 --> 00:25:25.950
میگه که امکان نداره

00:25:25.950 --> 00:25:28.903
بها را در نقطه P قرار میدهیم

00:25:29.101 --> 00:25:31.400
قبلا به اندازه P پرداخت کردیم
الانم به اندازه P پرداخت میکنیم

00:25:31.400 --> 00:25:33.610
اون شرکت های احمق باید باهاش کنار بیان

00:25:33.610 --> 00:25:35.630
خودشون بودن که 8 مایل زیر زمین حفاری کردند

00:25:35.630 --> 00:25:37.070
خودشون همه چیز رو منفجر کردند

00:25:37.070 --> 00:25:37.850
باید باهاش کنار بیان

00:25:37.850 --> 00:25:41.000
بها را روی P نگه میداریم
به مصرف کننده کمک میکنیم

00:25:41.184 --> 00:25:41.760
بها را ثابت نگه میداریم

00:25:41.760 --> 00:25:43.570
خوب، چه اتفاقی میافتد ؟

00:25:43.687 --> 00:25:49.417
اتفاقی که میافتد این است که حالا
مصرف کنندگان میگویند عالی شد

00:25:49.444 --> 00:25:51.634
ما همچنان مقدار Q1 میخواهیم

00:25:51.880 --> 00:25:53.633
این مقداری بود که قبلا باهاش رضایت داشتیم

00:25:54.860 --> 00:25:57.368
اما تولید کنندگان میگویند خوب رئیس جمهور

00:25:57.393 --> 00:26:00.665
ما نمیتونیم با اون بها آن مقدار عرضه کنیم

00:26:00.690 --> 00:26:03.715
چون الان استخراج نفت
برامون خیلی هزینه بر است

00:26:03.953 --> 00:26:06.968
که اگر مجبورمون کنی که
بها رو روی P1 نگه داریم

00:26:07.058 --> 00:26:09.546
ما فقط مقدار Qd عرضه میکنیم

00:26:10.669 --> 00:26:13.300
چون نمیتوانیم با اون بهای کم عرضه کنیم

00:26:13.575 --> 00:26:15.500
مقدار Qd عرضه میکنیم

00:26:15.500 --> 00:26:18.550
اتفاقی که میافتد این است که
با فزونی تقاضا مواجه میشویم

00:26:18.550 --> 00:26:22.970
مصرف کنندگان Qd گالن میخواهند

00:26:22.970 --> 00:26:26.666
تولید کنندگان تنها Qs گالن تولید خواهند کرد

00:26:26.828 --> 00:26:30.358
و با عدم تعادل مواجه میشوید

00:26:30.660 --> 00:26:33.915
و دوباره در این مورد هم میزان فروخته شده
میزانی است که تولیدکنندگان میخواهد بفروشند

00:26:33.940 --> 00:26:37.085
مهم نیست که مصرف کننده چقدر
میخواهد، تولید کننده تمایل به فروش ندارد

00:26:37.110 --> 00:26:38.484
با عدم تعادل مواجه میشوید

00:26:38.627 --> 00:26:42.217
و با مقادیر خیلی خیلی کمی
بنزین فروخته شده مواجه میشوید

00:26:42.710 --> 00:26:44.387
پس درسته بها پایین می ماند

00:26:44.412 --> 00:26:46.956
اما مقادیر بنزین فروخته شده بسیار کمتر

00:26:46.981 --> 00:26:50.081
از اون چیزی هست که اگر رئیس
جمهور اجازه افزایش بها را میداد، میشد

00:26:51.310 --> 00:26:55.530
پس اینم یک مثال دیگر از مداخله دولت

00:26:55.530 --> 00:26:56.780
و ایجاد عدم تعادل است

00:26:57.916 --> 00:26:59.685
خوب حالا

00:26:59.710 --> 00:27:01.770
سوالی هست ؟

00:27:01.770 --> 00:27:02.160
بله

00:27:02.822 --> 00:27:04.971
در این فصل گذشته در مورد این صحبت کردیم

00:27:05.010 --> 00:27:08.097
که آیا دولت میتواند به
تولیدکنندگان نفت یارانه بدهد

00:27:08.122 --> 00:27:11.996
تا به همان میزان تولید کنند؟

00:27:12.837 --> 00:27:14.370
بسیار خوب

00:27:14.370 --> 00:27:16.300
اون فکر رو برای کلاس 1441 نگه دارد

00:27:16.300 --> 00:27:18.080
اما این دقیقا کاری است
که دولت میتوانست انجام دهد

00:27:18.080 --> 00:27:20.130
دولت ابزارهای زیادی دارد

00:27:20.130 --> 00:27:22.385
میتواند بگوید خوب از یک
طرف سقف قیمتی قرار میدهیم

00:27:22.410 --> 00:27:23.958
اما بعد از طرف دیگر

00:27:24.071 --> 00:27:27.265
با تولیدکنندگان نفت یارانه
میدهیم تا این کار را بکنند

00:27:27.290 --> 00:27:31.320
این دو مشکل ایجاد میکند، یکی
اینکه رای دهندگان را ناراضی میکند

00:27:31.320 --> 00:27:33.370
میگویند، پس حالا میخوایم به
شرکت های نفتی یارانه بدیم ؟

00:27:33.370 --> 00:27:34.930
چه فکر خوبی شد!

00:27:34.930 --> 00:27:36.956
مساله دیگر این است که
باید یجوری پول تامین کنید

00:27:36.981 --> 00:27:38.350
که به معنای افزایش مالیات است

00:27:38.350 --> 00:27:40.030
که این هم رای دهندگان را ناراضی میکند

00:27:40.030 --> 00:27:42.653
بنابراین در کل فکر خوبی نیتس

00:27:42.678 --> 00:27:45.290
چون از یک طرف خراب میکنید که
دوباره از طرف دیگر هم خراب کنید

00:27:45.321 --> 00:27:47.141
دوتا کار غلط، منجر به کار درست نمیشود

00:27:47.174 --> 00:27:48.210
اینو از بچگی یاد گرفتیم

00:27:48.210 --> 00:27:49.830
اگر دولت بازار را از یک طرف خراب کند

00:27:49.830 --> 00:27:53.685
در کل فکر خوبی نیست که دوباره از یه
طرف دیگر خرابش کند تا اولی رو درست کند

00:27:53.710 --> 00:27:56.292
اما این دقیقا از مسائلی است که
در کلاس 1441 روش بحث میکنیم

00:27:56.317 --> 00:27:57.970
یه سوال دیگه دارم

00:27:57.970 --> 00:28:02.609
این به این معناست که فایده هایی
وجود دارد چون این کار میشود

00:28:02.634 --> 00:28:05.277
مقدمه خوبی برای چیزی بود که
میخوام در ادامه در موردش صحبت کنم

00:28:05.381 --> 00:28:09.640
که اینه که هزینه و مزایایی
این مداخلات در بازار چیست

00:28:09.665 --> 00:28:10.620
مداخله در حداقل حقوق

00:28:10.620 --> 00:28:12.450
یا سقف قیمتی بنزین

00:28:12.450 --> 00:28:14.320
چرا اینکار را میکنیم

00:28:14.320 --> 00:28:17.487
خوب افرادی که در دولت
هستند عموما احمق نیستند

00:28:18.290 --> 00:28:20.000
چرا دولت اینچنین کارهایی میکند ؟

00:28:20.000 --> 00:28:22.640
هزینه ها مزایای این کار چیست ؟

00:28:22.640 --> 00:28:26.465
خوب در ادامه این ترم در
مورد اقتصاد رفاه صحبت میکنیم

00:28:26.490 --> 00:28:28.230
رفاه دو معنا دارد

00:28:28.230 --> 00:28:31.245
معمولا رفاه (برابر با یارانه در آمریکا)
را پولی میدونیم که به افراد فقیر میدهیم

00:28:31.270 --> 00:28:31.980
این یک معنای آن است

00:28:31.980 --> 00:28:34.880
اما وقتی میگوییم اقتصاد رفاه
در واقع منظورمان به سامانی است

00:28:34.880 --> 00:28:36.510
به سامانی جامعه

00:28:36.535 --> 00:28:42.955
و بعدها در این ترم در مورد
به سامانی جامعه صحبت خواهیم کرد

00:28:43.375 --> 00:28:45.855
اما بیاید برای چند دقیقه در مورد
این موضوع عمومی صحبت کنیم

00:28:45.880 --> 00:28:49.735
و اینکه چطور در مورد نوع ارتباط این
محدودیت ها با اقتصاد رفاه فکر میکنیم

00:28:49.958 --> 00:28:55.433
خوب دو هزینه و یک فایده
در این محدودیت ها وجود دارد

00:28:56.250 --> 00:29:00.084
اولین هزینه کاهش بهره وری

00:29:00.680 --> 00:29:04.915
هزینه چیزهایی مانند حداقل حقوق

00:29:05.002 --> 00:29:08.908
حداقل حقوق و سقف بهای بنزین

00:29:08.933 --> 00:29:13.110
اولین هزینه کاهش بهره وری است

00:29:13.110 --> 00:29:15.310
و قرار است خیلی دقیق تر باشیم

00:29:15.335 --> 00:29:17.445
این جلسه فرصتی است که در مورد

00:29:17.470 --> 00:29:19.855
چیزهایی که قرار است در طول ترم
روش دقیق تر باشیم، یکم منعطف باشیم

00:29:19.880 --> 00:29:23.345
در طول ترم در مورد منظورمان در
مورد این موضوع دقیق تر خواهیم بود

00:29:23.370 --> 00:29:27.102
اما نکته کلیدی این است که در اقتصاد

00:29:27.375 --> 00:29:30.802
هر زمانی که مبادله ای ممکن باشد

00:29:30.914 --> 00:29:34.676
که موجب رضایت هر دو طرف باشد

00:29:34.830 --> 00:29:38.540
و این مبادله انجام نشود،
این عدم بهره وری است

00:29:38.540 --> 00:29:40.951
در علم اقتصاد ما بهره وری را

00:29:41.167 --> 00:29:44.637
به این معنا عنوان میکنیم که تمام مبادلات
راضی کننده برای دو طرف صورت پذیرد

00:29:45.879 --> 00:29:49.100
و هر زمانی که مسئله ای مداخله گر رخ دهد

00:29:49.100 --> 00:29:52.665
و کاری کند که مبادله ای که موجب
رضایت هر دو طرف میشود، صورت نپذیرد

00:29:52.690 --> 00:29:53.810
این عدم بهره وری است

00:29:53.810 --> 00:29:56.002
کاهش بهره وری رخ میدهد

00:29:56.900 --> 00:29:57.550
و فکرش رو بکنید

00:29:57.550 --> 00:29:58.690
منطقی است

00:29:58.690 --> 00:30:01.160
اگر هر دو طرف از مبادله
ای بتوانند رضایت پیدا کنند

00:30:01.160 --> 00:30:05.091
و اجازه این کار داده نشود، جامعه ضرر میکند

00:30:06.240 --> 00:30:08.520
این ایده کاهش بهره وری در اقتصاد است

00:30:08.520 --> 00:30:11.925
موضوع اقتصاد تماما مبادله
برای بالابردن بهره وری است

00:30:11.950 --> 00:30:15.536
وقتی اجازه این کار را داده
نشود به جامعه آسیب وارد میشود

00:30:15.570 --> 00:30:17.573
کاهش رفاه خواهید داشت

00:30:17.598 --> 00:30:20.621
چون چیزی دارید که میتواند
موجب رضایت دوطرف شود

00:30:20.954 --> 00:30:22.230
این کار خوبی است

00:30:22.230 --> 00:30:24.500
و اجازه این کار را نداده اید

00:30:24.500 --> 00:30:27.804
و اگر فکرش رو بکنید در هر دو مثال در اینجا

00:30:27.829 --> 00:30:29.579
شکل 2-5 و 2-6

00:30:29.762 --> 00:30:33.132
مبادلاتی وجود دارد که
موجب رضایت دوطرف میشود

00:30:33.157 --> 00:30:34.240
و ما اجازه این کار را نداده ایم

00:30:34.265 --> 00:30:36.443
در مورد بازار کار

00:30:37.213 --> 00:30:42.390
حقوقی را در نظر بگیرید که
بالای w* و پایین خط w است

00:30:42.415 --> 00:30:44.915
بنابراین حقوق در آن میانه است

00:30:44.940 --> 00:30:48.685
در این حقوق کارگران رضایت خواهند داشت

00:30:48.995 --> 00:30:51.965
و اینجا بیکاران را در نظر بگیرید

00:30:51.990 --> 00:30:57.435
بیکاران رضایت خواهند داشت که
در حقوقی پایین تر از خط W کار کنند

00:30:57.460 --> 00:30:59.460
شرکت ها راضی به استخدامشان خواهند بود

00:30:59.610 --> 00:31:01.964
در حقوقی در جایی پایین تر از خط w

00:31:02.000 --> 00:31:04.705
اما این اتفاق به جهت
مداخله دولت صورت نمیپذیرد

00:31:04.730 --> 00:31:06.350
این کاهش بهره وری است

00:31:06.350 --> 00:31:09.600
به همین صورت به شکل 2-6 نگاه کنید

00:31:09.600 --> 00:31:14.635
مصرف کنندگان راضی خواهند بود که بهای
حدودی بالاتر بدهند و بنزین بیشتری بگیرند

00:31:15.025 --> 00:31:18.025
تولیدکنندگان به تولید بیشتر

00:31:18.050 --> 00:31:19.340
در آن بهای بالاتر راضی خواهند بود

00:31:19.340 --> 00:31:20.790
اما این اتفاق نمیافتد

00:31:20.790 --> 00:31:23.670
این کاهش بهره وری است

00:31:23.695 --> 00:31:27.319
بنابراین کاهش بهره وری
زمانی است که مبادله ای با قابلت

00:31:27.343 --> 00:31:30.830
رضایت بخشی به هر دو
طرف وجود دارد و اتفاق نمیافتد

00:31:31.120 --> 00:31:32.630
بازم میگم اینجا ساده سازی میکنیم

00:31:32.630 --> 00:31:35.185
در ادامه ترم خیلی دقیق تر میشویم

00:31:35.210 --> 00:31:39.465
اما مهم است که تصویر کلی اینکه منظورمان
از عدم بهره وری در اقتصاد چیست را دریابیم

00:31:39.574 --> 00:31:42.470
که مبادلاتی است که صورت
میگیرند و هر دو طرف را راضی میکند

00:31:42.470 --> 00:31:47.839
دومین هزینه در اینجا چیزی است
که به آن ناکارمدی اختصاص میگوییم

00:31:55.188 --> 00:31:56.772
جلسه اول را به خاطر بیاورید

00:31:56.797 --> 00:32:00.697
در مورد این صحبت کردم که چگونه
قیمت ها سه نقش در بازار بازی میکنند

00:32:01.370 --> 00:32:03.803
تعیین میکنند که چه چیزی تولید شود

00:32:04.489 --> 00:32:06.782
تعیین میکنند که چگونه تولید شود

00:32:06.933 --> 00:32:09.290
و تعیین میکنند که به دست چه کسی برسد

00:32:09.920 --> 00:32:11.887
به این میگویند اختصاص

00:32:12.037 --> 00:32:15.718
بها نقش اساسی ای در اطمینان حاصل کردن

00:32:15.743 --> 00:32:18.485
از این است که مردمی که
محصول را بیشتر از همه میخواهند

00:32:18.510 --> 00:32:19.270
به دستش بیاورند

00:32:19.295 --> 00:32:24.600
چونکه اگر یادتان باشد اون منحنی
تقاضا، منحنی تمایل به پرداخت و خرید است

00:32:25.578 --> 00:32:28.327
این به ما میگوید که هرچه
منحنی تقاضا بالاتر رود

00:32:28.360 --> 00:32:32.350
افراد بیشتری محصول را میخواهند

00:32:32.350 --> 00:32:35.587
و باید اطمینان حاصل کنیم که
به آن افراد اختصاص پیدا کند

00:32:35.815 --> 00:32:38.495
اون محصول به آنها اختصاص یابد

00:32:38.710 --> 00:32:40.371
خوب در دنیای تعادل

00:32:41.141 --> 00:32:43.920
اطمینان حاصل میکنیم که اختصاص صورت پذیرد

00:32:43.945 --> 00:32:47.740
هرکسی که محصول را در بهایی که
تولید کننده تمایل به فروشش دارد را بخواهد

00:32:47.771 --> 00:32:48.790
بدست بیاردش

00:32:48.790 --> 00:32:52.902
کسی که به اون بها نمیخواهدش، به دست نیاوردش

00:32:53.146 --> 00:32:55.776
تعادل از این مسئله را حل میکند

00:32:55.960 --> 00:32:57.560
اما در عدم تعادل این اتفاق نمی افتد

00:32:57.560 --> 00:33:00.410
بیاید مثال بنزین را در نظر بگیریم

00:33:00.410 --> 00:33:04.580
حالا موردی داریم که تعداد بسیار
بسیار زیادی از افراد وجود دارد

00:33:04.605 --> 00:33:09.751
در واقع تمام افرادی که روی بردار
X بین نقطه Qs و Qd قرار دارند

00:33:09.790 --> 00:33:14.231
تمام این افراد در آن بهای کم بنزین میخواهند

00:33:14.950 --> 00:33:17.570
اما به دستشان نمیرسد

00:33:17.570 --> 00:33:19.830
تنها به Qs عرضه میشود

00:33:19.830 --> 00:33:20.900
خوب چه اتفاقی می افتد ؟

00:33:20.900 --> 00:33:22.070
خوب اتفاقی که می افتد...

00:33:22.070 --> 00:33:25.640
شما اون موقع نبودید اما در دهه 1970

00:33:25.640 --> 00:33:28.541
کسی میدونه وقتی همچین سقف
های قیمتی گذاشتیم چه اتفاقی افتاد ؟

00:33:29.590 --> 00:33:30.250
کسی میدونه چه اتفاقی افتاد ؟

00:33:30.250 --> 00:33:32.210
کمبود بنزین

00:33:32.656 --> 00:33:33.610
کمبود بنزین

00:33:33.610 --> 00:33:35.000
و پاسخ مردم چطور بود ؟

00:33:35.000 --> 00:33:36.900
حین کمبود بنزین اختصاص به چه شکل بود

00:33:36.900 --> 00:33:38.233
صف بسته شد

00:33:38.258 --> 00:33:40.120
مردم تو صف های طولانی رفتند

00:33:40.120 --> 00:33:42.890
اساسا نمیتوانستیم از
مکانیسم بها استفاده کنیم

00:33:42.890 --> 00:33:43.770
خوب چیکار کردیم ؟

00:33:43.770 --> 00:33:45.745
از مکانسیم صبر استفاده کردیم

00:33:45.770 --> 00:33:47.809
درست مثل کاری که همیشه در روسیه میکنند

00:33:47.834 --> 00:33:50.368
همچنان این کار رو میکنند

00:33:50.900 --> 00:33:54.430
نکته اینجاست که بنزینی
که محدود است در نقطه Qs

00:33:54.430 --> 00:33:57.190
باید به شکلی اختصاص پیدا کند

00:33:57.190 --> 00:34:00.739
در بازار با افزایش بها اختصاص پیدا میکند

00:34:01.127 --> 00:34:03.827
تا زمانی که بها تا حدی بالا میرود

00:34:03.967 --> 00:34:06.190
که افرادی که به اون بها
میخواهندش بدستش میاورند

00:34:06.190 --> 00:34:08.060
با سقف قیمتی رو بنزین
این اتفاق نمیتواند بیافتد

00:34:08.060 --> 00:34:09.370
خوب چه اتفاقی میافتد ؟

00:34:09.370 --> 00:34:10.630
صف بنزین تشکیل میشود

00:34:10.630 --> 00:34:12.540
صف های بزرگ و چند ساعته

00:34:12.540 --> 00:34:13.650
الان درک این موضوع سخت است

00:34:13.650 --> 00:34:15.546
بعضی وقت ها باید توی پمپ بنزین صف بایستید

00:34:15.848 --> 00:34:18.248
اما اکثر اوقات میرید و بنزین
میزنید و محل رو ترک میکنید

00:34:18.273 --> 00:34:21.092
در دهه 1970 به معنای واقعی
کلمه ساعت ها توی صف بودید

00:34:21.377 --> 00:34:23.877
چند ساعت توی صف بنزین بودید

00:34:24.179 --> 00:34:27.384
با وجود سقف قیمتی بنزین
اینگونه اختصاص پیدا میکرد

00:34:27.768 --> 00:34:29.420
حالا این موضوع...

00:34:29.420 --> 00:34:29.650
بله ؟

00:34:30.917 --> 00:34:34.469
زمانی که دولت میگوید

00:34:34.494 --> 00:34:37.470
که نمیتوانید گاز کسی را در زمستان

00:34:37.495 --> 00:34:39.491
حتی اگر سقف قیمتی هم باشد
نمیتوانید قطع کنید، چطور ؟

00:34:40.409 --> 00:34:43.155
باشه به این موضوع برمیگردم

00:34:43.451 --> 00:34:44.595
چند لحظه صبر کن

00:34:44.620 --> 00:34:45.520
به این مسئله برمیگردم

00:34:45.520 --> 00:34:47.151
اما میخوام روی صف بهای بنزین

00:34:47.212 --> 00:34:48.982
و اینکه چرا بد هستند تمرکز کنم

00:34:49.593 --> 00:34:52.270
خوب این صف های بهای بنزین
خودشان منشا عدم بهره وری هستند

00:34:52.295 --> 00:34:53.485
و چرا ؟

00:34:53.764 --> 00:34:56.780
چرا در صف بنزین بودن مردم ناکارآمد است ؟

00:34:59.027 --> 00:34:59.513
بله ؟

00:34:59.538 --> 00:35:00.995
چون در آن زمان میتوانند
مشغول کارهای دیگر باشند

00:35:01.353 --> 00:35:02.560
میتوانستند کار کنند

00:35:02.585 --> 00:35:06.779
میتوانستند به جایش مبادلاتی که
باعث رضایت همه شود انجام دهند

00:35:06.804 --> 00:35:08.470
به جای در صف بنزین بودن

00:35:08.495 --> 00:35:11.878
میتوانستند سر کار باشند و برای
حقوقی که مورد رضایتشان است

00:35:11.903 --> 00:35:13.425
و کارفرمایشان از پرداختش
رضایت دارد، کار کنند

00:35:13.450 --> 00:35:15.070
بنابراین یک مبادله ای اینجا انجام نمیشود

00:35:15.070 --> 00:35:18.552
مگر اینکه هر دو به میزان برابر از در
صف بنزین بودن رضایت داشته باشند

00:35:18.632 --> 00:35:20.082
که نامحتمل است

00:35:20.115 --> 00:35:24.120
یک مبادله ای که هر دو طرف
را راضی میکند، صورت نمیپذیرد

00:35:24.790 --> 00:35:25.400
دیگه چی ؟

00:35:25.811 --> 00:35:26.723
سوالی داشتم

00:35:26.748 --> 00:35:28.400
دولت از این موضوع خبر داشت ؟

00:35:28.400 --> 00:35:31.440
بله باور کنید که خبر داشتند

00:35:31.440 --> 00:35:35.235
اما گفتند که خوب نمیتوانیم بگذاریم
مردم این بهای بالا را پرداخت کنند

00:35:35.260 --> 00:35:38.015
دولت ها همیشه با این تصمیمات
واقعا سخت روبرو هستند

00:35:38.040 --> 00:35:39.733
مسلما یک مشکل دیگر وجود دارد

00:35:39.758 --> 00:35:42.268
که برای افرادی که در
صف بنزین هستند رخ میدهد

00:35:42.860 --> 00:35:45.259
ماشینشان درجا کار میکرد و بنزین مصرف میکرد

00:35:45.385 --> 00:35:49.601
بنابراین در حقیقت یک عدم بهره
وری مستقیم و مکانیکی هم وجود داشت

00:35:49.662 --> 00:35:53.226
که شامل بنزینی میشد که
مردم در صف بنزین تلف میشد

00:35:53.630 --> 00:35:56.598
این از انواع عدم بهره وری هایی
است که به عنوان مهندس بهش فکر میکنیم

00:35:58.010 --> 00:35:59.780
ناکارمدی مکانیکی وجود دارد

00:35:59.805 --> 00:36:02.815
اما چیز اصلی ای که برای ما مهم
است ناکارمدی در تخصیص است

00:36:03.241 --> 00:36:06.698
اینکه مبادلات در زمانی که

00:36:06.723 --> 00:36:08.597
مردم در صف بنزین در ماشین
نشسته اند، صورت نمیپذیرند

00:36:08.640 --> 00:36:09.325
و این عدم بهره وری است

00:36:09.350 --> 00:36:13.305
و این عدم بهره وری به این خاطر بوجود
میاید که باید به شکلی بنزین اختصاص بدهیم

00:36:14.165 --> 00:36:16.235
نمیشود از این مشکل گذشت

00:36:16.260 --> 00:36:19.050
یادتون باشه ما علم تاریک هستیم

00:36:19.050 --> 00:36:21.630
ما مشکلاتی را نشان میدهیم
که نمیتوان از آن ها گذشت

00:36:21.630 --> 00:36:22.780
نمیتوان از این مشکل گذشت

00:36:22.780 --> 00:36:25.170
بنزین باید به شکلی اختصاص پیدا کند

00:36:25.170 --> 00:36:27.258
و اگر نگذارید که مکانیسم بها تخصیص اش بدهد

00:36:27.283 --> 00:36:29.645
مکانیسم های ناکارآمد دیگری
برای این کار پیش می آیند

00:36:32.400 --> 00:36:34.425
مسلما چیزی که بدست می آوریم
این است که بها را پایین نگه میداریم

00:36:34.450 --> 00:36:35.770
و دولت باید تصمیم بگیرد...

00:36:35.770 --> 00:36:38.565
دوباره این وارد بحث اقتصاد سیاسی
میشود که چگونه دولت این تصمیمات را میگیرد

00:36:38.590 --> 00:36:40.520
و این موضوع بحث این کلاس نیست

00:36:40.520 --> 00:36:42.340
اما این از انواع تصمیماتی
است که باید بگیرند

00:36:42.340 --> 00:36:44.870
حالا بیاید... و این بخشی از سوال شماست

00:36:44.870 --> 00:36:46.038
سوالی در این مورد دارید ؟

00:36:46.038 --> 00:36:49.997
من سوالی در مورد حداقل حقوق دارم

00:36:50.022 --> 00:36:53.010
خوب یکم نامتوازن نیست ؟ چون زمانی که

00:36:53.010 --> 00:36:58.488
مردم نیاز دارند که بیشتر از آنکه
شرکت ها نیاز داشته باشند، کار کنند

00:36:58.488 --> 00:37:01.476
چون به طور مثال، خیلی پیش می آید که

00:37:01.476 --> 00:37:05.056
شرکت ها حقوق بخور نمیر
در حد 1 دلار در روز میدهند

00:37:05.056 --> 00:37:07.852
مردم این پول را قبول میکنند

00:37:07.852 --> 00:37:10.945
اما از آن رضایت ندارند

00:37:10.970 --> 00:37:14.728
بله، اساسا با منطقی...

00:37:15.109 --> 00:37:19.645
در نهایت تعادل، تمایل کار کردن با حقوقی
است که شرکت ها تمایل به پرداخت دارند، است

00:37:19.670 --> 00:37:23.127
حالا زمانی که میگویید مردم
میخواهند بیش از نیاز شرکت کار کنند

00:37:23.152 --> 00:37:25.820
این نوعی قضاوت سخت و سابژکتیو است

00:37:25.820 --> 00:37:27.822
اما در نهایت اگر مردم تمایل
به کار برای 1 دلار باشند

00:37:27.847 --> 00:37:29.438
و شرکت تمایل به استخدامشان با 1 دلار باشد

00:37:29.463 --> 00:37:32.730
بنابراین این تبادلی است که باید صورت پذیرد

00:37:32.730 --> 00:37:36.342
مگر اینکه... این مثال بسیار خوبی است

00:37:36.370 --> 00:37:39.735
خود شما به من بگید خوب
فایده حداقل حقوق چیه ؟

00:37:43.089 --> 00:37:44.657
مساوات است

00:37:44.682 --> 00:37:47.641
اون چیزی که اقتصاد دان ها دوست
ندارند بهش فکر کنند چون گول زننده است

00:37:48.520 --> 00:37:49.230
عدالت است

00:37:49.230 --> 00:37:50.300
مساوات است

00:37:50.300 --> 00:37:53.995
کار کردن برای 1 دلار در روز عادلانه نیست

00:37:54.020 --> 00:37:55.944
و ممکن است از افراد سواستفاده شود

00:37:56.001 --> 00:37:58.991
و برای حقوق های کم و ناعادلانه کار کنند

00:37:59.500 --> 00:38:03.185
به همین صورت هم پرداخت
بسیار بالا برای بنزین ناعادلانه است

00:38:03.210 --> 00:38:08.185
و بنابراین باید حقوق را بالا
و قیمت ها را پایین نگه داریم

00:38:08.210 --> 00:38:10.090
تا عدالت برقرار شود

00:38:10.090 --> 00:38:12.690
و این مزیت حداقل حقوق است

00:38:12.690 --> 00:38:13.090
بله ؟

00:38:13.090 --> 00:38:16.048
مثال کار را درست متوجه نشدم

00:38:16.048 --> 00:38:19.499
به افراد کمی حقوق
بیشتری داده میشود، درسته ؟

00:38:19.499 --> 00:38:21.964
اما باعث بیکاری میشود، چطور این بهتر است ؟

00:38:22.448 --> 00:38:24.040
نکته خیلی خوبی بود

00:38:24.040 --> 00:38:24.890
نکته خیلی خوبی بود

00:38:24.890 --> 00:38:27.677
به این دلیل است که در علم اقتصاد

00:38:27.749 --> 00:38:31.050
یک تاثیر مستقیم و یک
تاثیر غیر مستقیم وجود دارد

00:38:31.050 --> 00:38:33.440
و تاثیر مستقیم چیزی است
که رای دهندگان درک میکنند

00:38:33.440 --> 00:38:36.478
و تاثیر غیر مستقیم چیزی
است که ما درک میکنیم

00:38:36.597 --> 00:38:38.850
در مورد بنزین مشاهده این تاثیر آسان است

00:38:38.850 --> 00:38:41.600
همون سوالی که چرا دولت متوجه نشد ؟

00:38:41.600 --> 00:38:43.860
همه تاثیر مستقیم که بهای پایین

00:38:43.860 --> 00:38:46.630
و تاثیر غیر مستقیم که صف
های طولانی بود را دیدند

00:38:46.630 --> 00:38:48.243
اما در مورد حداقل حقوق سخت تر است

00:38:48.360 --> 00:38:51.135
چون دلایل بسیاری برای بیکاری
وجود دارد و نه تنها حداقل حقوق

00:38:51.422 --> 00:38:54.110
بنابراین دیدن تاثیر غیر
مستقیم خیلی سخت تر است

00:38:54.110 --> 00:38:56.026
اگر سیاست مدار باشید میگویید که
ببینید من حداقل حقوق را بالا آوردم

00:38:56.051 --> 00:38:56.990
اطمینان حاصل میکنم که حقوق بیشتری بگیرید

00:38:56.990 --> 00:38:58.180
همه میگویند عالی شد

00:38:58.180 --> 00:38:59.830
و بعد اقتصاد دان میگوید خوب باید بدونید که

00:38:59.830 --> 00:39:01.605
بر اساس این دیاگرام این
کار باعث بیکاری میشود

00:39:01.630 --> 00:39:02.270
مردم میگن حالا هرچی

00:39:02.270 --> 00:39:03.630
خفه شو

00:39:03.630 --> 00:39:06.027
بنابراین نکته اینجاست که

00:39:06.070 --> 00:39:07.910
اساسا، بله شما درست میگویید

00:39:07.910 --> 00:39:11.129
اما برای مساواتی که فهم میشود موضوع این است

00:39:11.185 --> 00:39:12.250
اما شما درست میگویید

00:39:12.250 --> 00:39:12.810
اینجا داد و ستد شده است

00:39:12.810 --> 00:39:14.862
درست همانطور که داد و ستد
بین قیمت و صف را متوجه میشوند

00:39:14.887 --> 00:39:17.415
داد و ستدی بین حقوق
بالاتر و بیکاری رخ میدهد

00:39:17.440 --> 00:39:20.097
و این مسئله زمانی که در مورد
اقتصاد تجربی صحبت میکنیم، پیش میاید

00:39:20.122 --> 00:39:21.520
که موضوعش اندازه گیری این داد و ستد است

00:39:21.734 --> 00:39:23.130
خوب این داد و ستد تا چه میزان است ؟

00:39:23.130 --> 00:39:25.790
 حداقل حقوق بالاتر به چه
میزان بیکاری می انجامد ؟

00:39:25.790 --> 00:39:28.144
در واقع در تقریبا 9 جلسه بعد خواهیم آموخت

00:39:28.169 --> 00:39:30.221
که در واقع آن قدرها باعث بیکاری نمیشود

00:39:32.370 --> 00:39:33.310
در واقع این کار را نمیکند

00:39:33.310 --> 00:39:35.120
بنابراین شاید این داد و ستد زیاد هم بد نیست

00:39:35.120 --> 00:39:37.272
اما در اصل داد و ستدی رخ میدهد

00:39:38.742 --> 00:39:42.661
اینجا میرسیم به نکته شما در مورد
قطع کردن آب مردم و این چیزها

00:39:42.694 --> 00:39:44.150
دولت اطمینان حاصل میکند

00:39:44.150 --> 00:39:47.175
که عرضه کنند اطمینان حاصل
کند که آب مردم قطع نشود

00:39:47.200 --> 00:39:51.052
دوباره یک راهش این است که به شرکت آب بگوید

00:39:51.077 --> 00:39:53.855
که نمیتوانی آب مردم را قطع کنی
حتی اگر قبض آب را پرداخت نکنند

00:39:53.880 --> 00:39:57.255
خوب این به این معناست که شرکت
آب به خاطر آن افراد پول از دست میدهد

00:39:57.280 --> 00:39:59.609
این هزینه عرضه آب را افزایش میدهد

00:39:59.634 --> 00:40:02.620
و این موضوع به همان مشکلاتی که
در موردش صحبت کردیم می انجامد

00:40:02.620 --> 00:40:05.045
اما اگر سقف قیمتی گذاشته شود چه میشود ؟

00:40:05.166 --> 00:40:07.059
اما اگر دولت بگوید که
خوب یک سقف قیمتی میگذاریم

00:40:07.093 --> 00:40:09.097
و بعد پولی که افراد به
شما نمیدهند را بهتان میدهیم

00:40:09.207 --> 00:40:10.745
این یکجورایی شبیه ایده
ای است که قبلا داشتیم

00:40:10.770 --> 00:40:13.170
میتوانید این مداخلات جبرانی را داشته باشید

00:40:13.170 --> 00:40:14.590
اما بعد اوضاع بهم میریزد

00:40:14.590 --> 00:40:16.990
باید مالیات را افزایش دهید تا
بتوانید به شرکت پرداخت کنید و غیره

00:40:16.990 --> 00:40:19.280
به همین خاطر است که موضوع مساوات سخت است

00:40:19.280 --> 00:40:21.196
موضوع بهره وری آسان است

00:40:21.670 --> 00:40:23.850
فقط هیچ کاری نمیکنید

00:40:23.850 --> 00:40:26.380
موضوع مساوات خیلی سخت تر است چون دولت باید

00:40:26.380 --> 00:40:29.218
باید برای رسیدن به مساوات مداخله
کند و این باعث دیگر مشکلات میشود

00:40:29.243 --> 00:40:31.973
باعث داد و ستد میان مساوات و بهره وری میشود

00:40:32.150 --> 00:40:34.660
و این مسئله مشکلات بسیاری را بر می انگیزد

00:40:34.660 --> 00:40:37.690
بسیار خوب

00:40:37.690 --> 00:40:41.868
حالا بیاید قبل از پایان جلسه
در مورد مثال آخر صحبت کنیم

00:40:41.978 --> 00:40:44.052
در دیاگرام این بحث نیست

00:40:44.077 --> 00:40:47.035
بیاید در مورد یک مثال واقعی
که خیلی اتفاق میافتد صحبت کنیم

00:40:47.060 --> 00:40:48.753
که کمبود آب است

00:40:50.119 --> 00:40:53.030
چند نفر اینجا از کالیفورنیا هستند ؟

00:40:53.030 --> 00:40:54.530
شما با کمبود آب آشنا هستید

00:40:54.530 --> 00:40:55.820
شما میدانید که این موضوع چطور است

00:40:55.820 --> 00:40:57.230
ساز و کارش را میدانید

00:40:57.230 --> 00:41:00.825
خشکسالی بوجود می آید و دولت میگوید

00:41:00.850 --> 00:41:03.050
فقط میتوانید X گالن آب در روز استفاده کنید

00:41:03.050 --> 00:41:05.660
نمیتوانید چمن های در خانه را آب بدهید یا

00:41:05.685 --> 00:41:07.950
یا اینکه...

00:41:07.950 --> 00:41:09.172
بگذارید از کالیفورنیایی ها بپرسم

00:41:09.197 --> 00:41:12.760
دولت کنتور رو پیمایش
میکنه یا فقط بهتون میگه ؟

00:41:12.760 --> 00:41:13.465
اجباریه ؟

00:41:13.465 --> 00:41:14.789
بهمون میگن

00:41:14.814 --> 00:41:16.040
فقط بهتون میگن

00:41:16.040 --> 00:41:17.350
پس دولت میگوید که
نمیتوانید این کار را بکنید

00:41:17.350 --> 00:41:17.990
نمیتوانید اون کار را بکنید

00:41:17.990 --> 00:41:18.650
شاید اجبار کنند

00:41:18.650 --> 00:41:19.100
شاید نکنند

00:41:19.100 --> 00:41:19.830
هرچی

00:41:19.830 --> 00:41:21.430
اما دولت می آید و میگوید ببینید

00:41:21.455 --> 00:41:23.041
آب به مقدار کافی نیست

00:41:23.637 --> 00:41:26.365
و در نتیجه استفاده از آب را محدود میکنیم

00:41:26.778 --> 00:41:27.233
بله ؟

00:41:27.729 --> 00:41:29.120
قیمت گذاری را هم رده بندی کردند

00:41:29.120 --> 00:41:29.739
باشه، صبر کن

00:41:29.771 --> 00:41:30.540
صبر کنیم

00:41:30.540 --> 00:41:31.380
این به این خاطر است
که دولت هوشمند شده است

00:41:31.380 --> 00:41:34.340
بیاید ده سال بریم عقب

00:41:34.340 --> 00:41:38.910
بنابراین می آیند و کاری که
میکنند این است که میگویند نمیتوانید

00:41:38.910 --> 00:41:40.980
نمیتوانید به مقدار قبل آب مصرف کنید

00:41:40.980 --> 00:41:42.627
حالا این دو مشکل دارد

00:41:42.703 --> 00:41:43.896
درست مثل بحث قبل

00:41:43.920 --> 00:41:46.288
اول اینکه خانوارهایی هستند

00:41:46.313 --> 00:41:49.103
که راضی هستند که بیشتر پرداخت کنند

00:41:49.128 --> 00:41:51.560
که بتوانند به همان مقدار قبل آب مصرف کنند

00:41:51.560 --> 00:41:54.550
و این تبادل ها اتفاق نمی افتند

00:41:54.550 --> 00:41:56.570
این اولین عدم بهره وری است

00:41:56.570 --> 00:42:01.351
بعد این مشکل را دارد که به
درستی تخصیص داده نمیشود

00:42:02.170 --> 00:42:05.170
بعضی ها کثیف هستند و دوست ندارند دوش بگیرند

00:42:05.170 --> 00:42:07.730
بعضی ها تمیز هستند و
دوش گرفتن برایشان مهم است

00:42:07.730 --> 00:42:10.200
من میخواهم آب را به آدمهای تمیز اختصاص بدهم

00:42:10.880 --> 00:42:12.610
اما معمولا دولت این کار را نمیکند

00:42:12.610 --> 00:42:15.236
فقط میگوید بیش از X گالن آب مصرف نکنید

00:42:16.130 --> 00:42:18.828
بنابراین یک عدم بهره وری
در تخصیص هم وجود دارد

00:42:18.934 --> 00:42:22.732
که درش مردمی که بیشتر برای آب
ارزش قائل هستند بدستش نمی آورند

00:42:23.010 --> 00:42:25.530
حالا در مورد قیمت های رده بندی شده بگو

00:42:26.316 --> 00:42:30.185
اینطور است که اگر از
0 تا 80 گالن آب در سال

00:42:30.185 --> 00:42:32.390
یا ماه یا هرچی، استفاده کنید
یک بهایی را پرداخت میکنید

00:42:32.390 --> 00:42:35.670
و اگر از 81 تا 120 گالن استفاده کنید

00:42:35.695 --> 00:42:37.780
برای آن گالن ها اضافه پرداخت میکنید

00:42:37.780 --> 00:42:41.751
و بعد بیشتر و بیشتر پرداخت میکنید

00:42:41.776 --> 00:42:42.200
دقیقا

00:42:42.200 --> 00:42:43.860
بنابراین کاری که دولت میتواند بکند

00:42:43.908 --> 00:42:44.908
پاسخ درست

00:42:45.874 --> 00:42:49.484
این است که دولت میتواند
از مکانیسم قیمتی استفاده کند

00:42:49.509 --> 00:42:51.390
تا با کمبود آب کنار بیاید

00:42:51.415 --> 00:42:53.448
و روشی که این کار را
میتواند بکند با گفتن این است که

00:42:53.683 --> 00:42:55.773
اجازه میدهیم که بها افزایش پیدا کند

00:42:56.521 --> 00:42:58.409
اجازه میدهیم که بها افزایش پیدا کند

00:42:58.472 --> 00:43:02.242
و اجازه خواهیم داد

00:43:02.276 --> 00:43:03.980
که قیمت کارکرد داشته باشد

00:43:03.980 --> 00:43:08.560
این را به شکل قیمت دهی میبینید اما تبدیلش
میکنید به کارکردی در شرایط و تامین آب

00:43:08.796 --> 00:43:10.663
بنابراین اساسا رده بندی قیمتی
را به این صورت داریم که...

00:43:10.853 --> 00:43:13.320
اگر خشکسالی بشود قیمت ها بالا میرود

00:43:13.345 --> 00:43:15.124
بنابراین دولت قیمت آب را تعیین میکند

00:43:15.181 --> 00:43:18.297
و میگوید که ببینید اگر خشکسالی
بشود قیمت ها امسال بیشتر خواهد بود

00:43:18.370 --> 00:43:21.243
و کاری که این موضوع میکند این است که
هرکسی که آب را میخواهد به دستش برسد

00:43:21.268 --> 00:43:24.064
و اطمینان حاصل میکند که هر کسی که
بیشتر میخواهد بهش اختصاص پیدا کند

00:43:25.236 --> 00:43:27.558
کسی میتونه به راه دیگری
در انجام این کار فکر کند ؟

00:43:29.510 --> 00:43:33.237
هیچوقت در واقعیت جواب نمیدهد
اما فکر کردن بهش خیلی لذت بخشه

00:43:33.262 --> 00:43:37.904
خوب تصور کنید که من
بگویم هر شخص کالیفرنیایی

00:43:39.460 --> 00:43:42.440
مجوز مقدار خاصی آب بگیرد

00:43:42.440 --> 00:43:43.920
هر کالفرنیایی...

00:43:43.920 --> 00:43:45.580
نمیدونم مردم چه مقدار آب مصرف میکنند

00:43:45.580 --> 00:43:45.840
نمیدونم

00:43:45.840 --> 00:43:51.186
مجوز 1000 گالن آب در سال را میگیرد

00:43:52.718 --> 00:43:54.688
مردم چند گالن آب در سال مصرف میکنند ؟

00:43:54.840 --> 00:43:57.940
هیچ ایده ای ندارم

00:43:57.940 --> 00:43:58.402
1,000?

00:43:58.402 --> 00:43:59.779
بگیم 1000 گالن

00:43:59.804 --> 00:44:02.754
مجوز 1000 گالن آب در سال

00:44:03.200 --> 00:44:04.960
بهتون 1000 کاغذ مجوز میدهیم

00:44:04.960 --> 00:44:08.100
هرکدام بهتون اجازه
میده 1 گالن آب استفاده کنید

00:44:08.100 --> 00:44:12.195
حالا بهتون این امکان را میدهیم که این
مجوزها را با همسایه خودتون تبادل کنید

00:44:13.960 --> 00:44:17.040
بنابراین کاری که میکنیم این
است که میگوییم در زمان های عادی

00:44:17.065 --> 00:44:22.049
در اساس میزان کافی آب وجود
دارد، همه 1000 گالن میگیرند

00:44:22.125 --> 00:44:25.335
بعد خواهیم گفت که زمانی که کمبود وجود دارد

00:44:26.065 --> 00:44:31.535
اساسا تنها میتوانید 900 گالن استفاده کنید

00:44:31.710 --> 00:44:36.092
این به این معنا است که شما باید

00:44:36.188 --> 00:44:40.370
باید مجوزی داشته باشید که به شما
اجازه استفاده از آن گالن ها را بدهد

00:44:40.395 --> 00:44:43.245
و مجبور خواهید بود که آن
مجوز ها را از همسایه خود بخرید

00:44:44.300 --> 00:44:46.520
بنابراین اساسا به همسایه
ها اجازه میدهیم که تبادل کنند

00:44:46.520 --> 00:44:49.725
و همسایه ای که میگوید
آنقدرها آب برای من مهم نیست

00:44:49.750 --> 00:44:52.780
بنابراین حالا اتفاقی که میافتد
این است که دولت میگوید امسال

00:44:52.805 --> 00:44:56.178
تنها برای هرکدام از شما
900 مجوز منتشر میکنیم

00:44:56.203 --> 00:44:57.910
بجای 1000 مجوز

00:44:57.935 --> 00:44:59.968
حالا شما که شخص تمیزی هستید میگویید

00:44:59.993 --> 00:45:03.790
صبر کنید ببینم من میخواستم
1000 گالن استفاده کنم

00:45:03.790 --> 00:45:08.040
بنابراین میروید پیش
همسایه و میگویید تو کثیفی

00:45:08.040 --> 00:45:09.700
تو بیشتر از 800 گالن نیاز نداری

00:45:09.700 --> 00:45:12.020
100 تای اضافه ات رو به من بفروش

00:45:12.020 --> 00:45:14.730
دولت به تو 900 تا داده

00:45:14.730 --> 00:45:15.665
من 1000 تای خودمو میخوام

00:45:15.665 --> 00:45:17.500
دولت به من 900 تا داده

00:45:17.500 --> 00:45:20.210
100 تای اضافه ات رو به من بفروش

00:45:20.210 --> 00:45:21.950
همسایه میگوید، حتما

00:45:21.950 --> 00:45:25.410
و یک قیمتی تعیین میکنند و به
شما میفروشند و جواب میدهد

00:45:25.410 --> 00:45:30.084
و دقیقا به همان نتیجه ای میرسیم که اگر دولت
از قیمت گذاری مناسب استفاده میکرد میرسید

00:45:30.159 --> 00:45:31.350
چون آن بازار ثانویه

00:45:31.350 --> 00:45:33.060
یکی در مورد بازار سیاه سوال پرسید

00:45:33.085 --> 00:45:37.899
بازار ثانویه میتواند
قانونگذاری دولت را دور بزند

00:45:38.810 --> 00:45:43.370
بنابراین دوباره میگوییم که
تعادل بازار بسیار قدرتمند است

00:45:43.370 --> 00:45:45.765
و اگر بتوانید راهی برای دور زدن
قانونگذاری دولت پیدا کنید این کار را میکنید

00:45:45.790 --> 00:45:47.231
اگر راهی با مجوز وجود داشته باشد

00:45:47.295 --> 00:45:50.095
اگر راهی برای مبادله وجود داشته
باشد- در واقعیت نمیتوان آب را مبادله کرد

00:45:50.547 --> 00:45:51.903
اما اگر میتوانستید

00:45:52.380 --> 00:45:55.435
بعد برای برآمدن از این مشکل
میتوانید از مکانیسم بازار استفاده کنید

00:45:55.460 --> 00:45:55.860
بله

00:45:55.860 --> 00:46:01.149
مثل همان مورد پیشنهاد
های در مورد گرمایش زمین

00:46:01.174 --> 00:46:02.705
و مجوزهای دی اکسید کربن است ؟

00:46:02.705 --> 00:46:03.505
دقیقا

00:46:03.505 --> 00:46:05.640
گرمایش جهانی

00:46:05.640 --> 00:46:09.020
در واقع من با ال گور در
سال 1997 به کیوتو رفتم

00:46:09.020 --> 00:46:10.460
و در مورد معاهده گرمایش زمین مذاکره کردم

00:46:10.460 --> 00:46:12.240
بنابراین موضوعی است که برایم خیلی مهم است

00:46:12.240 --> 00:46:16.510
و در مورد گرمایش جهانی این دقیقا راه حل است

00:46:16.510 --> 00:46:17.881
این بخشی از پروتکل کیوتو است

00:46:17.906 --> 00:46:19.918
چارچوبی که در آن جلسه برقرار شد

00:46:20.189 --> 00:46:21.485
که در اساس

00:46:21.510 --> 00:46:25.418
حد خاصی روی میزان
انتشار دی اکسید کربن گذاشت

00:46:26.262 --> 00:46:28.957
اما مجوزهایی موجود خواهد بود و کشورها

00:46:28.982 --> 00:46:30.792
میتوانند در میان خود تبادل انجام دهند

00:46:31.530 --> 00:46:36.010
ایده این است که ببینید در
ایالات متحده بسیار هزینه بر است

00:46:36.010 --> 00:46:37.890
که انتشار گازهایی که داریم را کاهش دهیم

00:46:38.327 --> 00:46:40.591
چونکه باید یک کارخانه با
سوخت زغال سنگ را بگیرید

00:46:40.616 --> 00:46:43.172
و تغییرش بدهید تا در
عوض گاز طبیعی استفاده کند

00:46:43.640 --> 00:46:46.530
خوب در چین هنوز کارخانه را نساخته اند

00:46:46.530 --> 00:46:47.471
در حال ساخت کارخانه هستند

00:46:47.496 --> 00:46:50.915
و آنقدر هزینه بر نیست که به شکلی ساخته شود
که به جای زغال سنگ از گاز طبیعی استفاده کند

00:46:50.940 --> 00:46:53.310
بنابراین در چین کاهش
انتشار گاز خیلی ارزان است

00:46:53.310 --> 00:46:55.755
فقط میگید خوب قرار بود زغال سنگی
بسازم بجایش با سوخت گاز طبیعی میسازمش

00:46:55.780 --> 00:46:56.900
تقریبا همان هزینه را دارد

00:46:56.900 --> 00:46:58.500
فقط انتشار دی اکسید کربن را کم کردم

00:46:58.500 --> 00:47:01.173
پس ایده این است که با چین مبادله میکنیم

00:47:01.370 --> 00:47:03.069
که ما بیشتر آلودگی ایجاد میکنیم

00:47:03.632 --> 00:47:07.391
ما بیشتر آلودگی ایجاد میکنیم
و چین کمتر آلودگی ایجاد میکند

00:47:07.443 --> 00:47:09.173
اما مجموع جهانی همان خواهد بود

00:47:09.800 --> 00:47:12.265
حالا وقتی این را میشوید ممکن
است فکر کنید کمی بحث برانگیز است

00:47:12.468 --> 00:47:14.850
اما در واقع کاملا منطقی است

00:47:14.850 --> 00:47:18.415
درست مثل اینکه ممکن است بحث برانگیز باشد
که همسایه کثیف به همسایه تمیز آب بفروشد

00:47:18.440 --> 00:47:21.580
میتوان سرمقاله روزنامه
ها را تصور کرد، آشوب !

00:47:21.580 --> 00:47:26.420
مردم برای دخل و خرج
خود مجبور میشوند کثیف باشند

00:47:26.420 --> 00:47:28.226
اما این درست نیست

00:47:28.357 --> 00:47:32.014
درست این است که باید به مردمی که برایشان

00:47:32.039 --> 00:47:33.650
بهره وری بیشتری دارد اختصاص بدهید

00:47:33.650 --> 00:47:36.614
برای چین بهره وری بیشتری دارد تا
انتشار گازهای گلخانه ای را کاهش دهد

00:47:36.639 --> 00:47:39.945
چون ارزان تر کاهش
انتشار برای ایالات متحده است

00:47:40.181 --> 00:47:43.561
بنابراین سیستم بهینه این است که بگوییم
این مقدار کلی است که میخواهیم کاهش دهیم

00:47:43.870 --> 00:47:48.283
و اجازه میدهیم که چین کاهش بیشتری انجام دهد

00:47:48.308 --> 00:47:49.396
یا کمتر آلودگی ایجاد کند

00:47:49.475 --> 00:47:52.113
و ایالات متحده به راه و
روش شلخته خود ادامه میدهد

00:47:52.138 --> 00:47:53.878
و این برآمد بهینه میشود

00:47:56.000 --> 00:47:57.638
آخرین نکته در این مورد

00:47:57.899 --> 00:47:59.699
خیلی از شما میدانی لری سامرز کی هست

00:47:59.871 --> 00:48:02.679
لری سامرز استاد مشاور تز من بود

00:48:02.870 --> 00:48:04.764
بعد وزیر خزانه داری شد

00:48:04.929 --> 00:48:08.845
یکجورایی به عنوان ریاست هاروارد شکست
خورد و الان مشاور ارشد اقتصادی اوباما است

00:48:09.251 --> 00:48:11.990
خوب لری سامرز دوبار خودش را به مشکل انداخت

00:48:11.990 --> 00:48:13.812
همه در مورد زمانی که گفت
زن ها احمق هستند میدانید

00:48:14.450 --> 00:48:17.733
اما بار دیگری که خودش را به
مشکل انداخت در سال 1990 بود

00:48:17.758 --> 00:48:20.267
زیر تذکره ای را امضا کرد

00:48:20.292 --> 00:48:22.100
خودش تذکره را ننوشته بود

00:48:22.133 --> 00:48:26.550
که میگفت کار بهینه این است که زباله
هایمان را به کشورهای فقیر بفرستیم

00:48:26.680 --> 00:48:29.760
و گفت که بهینه است چون کشورهای فقیر کلی...

00:48:29.785 --> 00:48:30.300
چی دارند ؟

00:48:30.300 --> 00:48:33.030
کلی فضا دارند و پول زیادی ندارند

00:48:33.169 --> 00:48:33.690
ما چی داریم ؟

00:48:33.690 --> 00:48:35.610
کلی پول داریم و فضا نداریم

00:48:35.610 --> 00:48:37.700
بنابراین کار بهینه این
است که زباله را برداریم

00:48:37.700 --> 00:48:40.319
بگذاریمش روی بارج و بفرستیمش به آفریقا

00:48:41.400 --> 00:48:42.550
او درست میگفت

00:48:42.550 --> 00:48:44.140
انجام این کار بهینه است

00:48:44.140 --> 00:48:46.753
آفریقایی ها رضایت خواهند داشت
چون فضای زیادی دارند که استفاده نمیکنند

00:48:46.778 --> 00:48:48.180
و ثروتمند تر میشوند

00:48:48.180 --> 00:48:50.462
آمریکا رضایت خواهد داشت چون
از شر زباله هایمان راحت میشویم

00:48:50.487 --> 00:48:51.520
راضی هستیم برای اینکار پول بپردازیم

00:48:51.520 --> 00:48:53.000
این تبادلی است که رضایت ایجاد میکند

00:48:53.000 --> 00:48:56.210
اما با اینحال با نوشتن آن
تذکره باعث اخراج خودش شد

00:48:56.210 --> 00:48:57.966
به این خاطر است که اقتصاد علم تاریک است

00:48:57.991 --> 00:49:00.321
چون ما اینچنین چیزهایی را میگوییم

00:49:00.521 --> 00:49:03.561
خوب اینجا متوقف میشویم و
در روز چهارشنبه برمیگردیم

00:49:03.595 --> 00:49:06.730
و با جزئیات بیشتری در مورد تقاضای
مصرف کننده صحبت خواهیم کرد

