WEBVTT

00:00:25.180 --> 00:00:29.276
دو سوم اول کلاس را صرف آن چیزی میکنیم

00:00:29.342 --> 00:00:33.350
که باید در مورد اصول
پایه ای اقتصاد خرد بدانید

00:00:33.350 --> 00:00:35.420
نظریه مصرف کنندگان
و نظریه تولیدکنندگان

00:00:35.420 --> 00:00:37.730
و حالا اگر آن مواد درسی را درک کرده باشید

00:00:37.730 --> 00:00:40.970
میتوانید به عنوان یک اقتصاددان
خرد کاردان به کار خود ادامه دهید

00:00:40.970 --> 00:00:45.596
برای ادامه ترم میخواهیم
آنچه آموخته ایم را به کار ببندیم

00:00:45.621 --> 00:00:48.116
و نشان بدهیم که چطور
میتوانید از ابزارهایی که

00:00:48.141 --> 00:00:51.184
که از نظریه های پایه ای مصرف کنندگان
و تولیدکنندگان آموختیم، استفاده کنید

00:00:51.220 --> 00:00:54.130
تا بازه وسیع تری از پدیده ها را درک کنید

00:00:54.130 --> 00:00:55.560
میتوانید اینطور در نظرش بگیرید که...

00:00:55.560 --> 00:00:57.327
همانطور که در اولین جلسه گفتم

00:00:57.352 --> 00:00:59.320
ما فرضیات ساده سازی را در نظر میگیرم

00:00:59.320 --> 00:01:02.460
حالا آن فرضیات ساده ساز را کمی رها میکنیم

00:01:02.460 --> 00:01:05.695
و کاربست های واقعی تر
این الگوها را در نظر میگیریم

00:01:05.720 --> 00:01:09.549
و یکجورایی چشمه ای از آن چیزی است که

00:01:09.619 --> 00:01:13.225
به مراتب اینکه در اقتصاد جلو میروید و به سمت دیگر
دروس فراتر از اقتصاد خرد میروید، شاه خواهید بود

00:01:13.740 --> 00:01:15.524
خوب موضوعی که امروز
میخواهیم با آن کلاس را شروع کنیم...

00:01:15.549 --> 00:01:18.381
و البته متاسفانه از آنجایی که قرار
است سرفصل های زیادی را پوشش بدهم

00:01:18.406 --> 00:01:20.536
زمان خیلی کمی را صرف هر سرفصل خواهم کرد

00:01:20.700 --> 00:01:23.992
از جمله امروز که تنها یک جلسه
مختص به تجارت بین الملل خواهد بود

00:01:24.126 --> 00:01:26.875
در صورتی که میتوان چندین
واحد درسی را صرف آن کنید

00:01:26.900 --> 00:01:28.303
یک واحد درسی دوره لیسانس
خیلی خوبی در موردش داریم

00:01:28.328 --> 00:01:31.425
کلاس 1454 در مورد تجارت بین الملل

00:01:31.450 --> 00:01:34.801
و قرار است که در یک جلسه

00:01:34.826 --> 00:01:37.575
مسائل کلیدی ای که در مورد
تجارت بین الملل باید بدانید را بگویم

00:01:37.600 --> 00:01:41.285
اما اگر برایتان جالب بود
تشویقتان میکنم که دنبالش کنید

00:01:41.310 --> 00:01:45.030
خوب برای در نظر گرفتنش...

00:01:45.030 --> 00:01:46.233
یک راه خوب برای در
نظر گرفتن تجارت بین الملل

00:01:46.258 --> 00:01:47.533
در نظر گرفتن یک مثال است

00:01:47.560 --> 00:01:50.490
خوب بیاید روز ولنتاین را در نظر بگیریم

00:01:50.490 --> 00:01:53.435
روز ولنتاین یک مسئله جالبی را در بر دارد

00:01:53.460 --> 00:01:56.360
چون ولنتاین در زمستان است

00:01:56.360 --> 00:01:58.920
و با اینحال عرف این است
که گل رز هدیه داده شود

00:01:58.920 --> 00:02:01.060
که در زمستان در ایالات متحده رشد نمیکند

00:02:01.060 --> 00:02:04.180
حداقل به آسانی در بسیاری
از جاها به دست نمی آید

00:02:04.180 --> 00:02:05.462
بنابراین با این مسئله دشوار مواجه هستیم

00:02:05.487 --> 00:02:07.925
که اساسا در این روز باید چیزی را هدیه بدهیم

00:02:07.925 --> 00:02:10.550
که در این وقت سال به
شکل طبیعی به دست نمی آید

00:02:10.550 --> 00:02:13.568
بنابراین از لحاظ تاریخی
این به این معنا بود که

00:02:13.593 --> 00:02:15.750
اگر میخواستند برای ولنتاین رز داشته باشند

00:02:15.775 --> 00:02:19.300
باید از گلخانه هایی که به شکل
مخصوص گرم میشد، میخریدندش

00:02:19.300 --> 00:02:22.995
گلخانه هایی که در اصل برای
تامین گل رز روز ولنتاین میساختند

00:02:23.020 --> 00:02:26.420
در غیر این صورت دلیل وجودی دیگری نداشتند

00:02:26.420 --> 00:02:28.785
با اینحال در یکی دو دهه گذشته

00:02:28.810 --> 00:02:33.296
به جای پرورش این گل ها در گلخانه های مخصوص

00:02:33.321 --> 00:02:35.538
گل ها را از خارج وارد کردیم

00:02:35.563 --> 00:02:37.065
بویژه از کلمبیا

00:02:37.487 --> 00:02:40.090
واضح است که کلمبیا در سمت دیگر خط استوا است

00:02:40.090 --> 00:02:43.375
بنابراین ماه فوریه زمان خیلی مناسبی
برای پرورش رز در کلمبیا است

00:02:43.400 --> 00:02:47.867
و در نتیجه شروع کردیم به
وارد کردن گل ها از مسیر هوایی

00:02:47.910 --> 00:02:51.293
و امسال به طور معمول گل رزی
که برای ولنتاین به دستتان میرسد

00:02:51.318 --> 00:02:53.490
از کلمبیا خواهد آمد

00:02:53.490 --> 00:02:58.090
حالا مسئله این است که آیا
این موضوع خوبی است یا بد؟

00:02:58.090 --> 00:03:01.580
خوب از یک طرف گل رز ارزانی به دستمان میرسد

00:03:01.580 --> 00:03:02.240
این خوب است

00:03:02.240 --> 00:03:05.422
مخصوصا برای دانشجویان فقیر که میخواهند

00:03:05.460 --> 00:03:08.180
با فرستان یک دسته گل رز،
معشوقه‌ی خود را تحت تاثیر قرار دهند

00:03:08.180 --> 00:03:09.220
خوب است که گل ها ارزان هستند

00:03:09.220 --> 00:03:11.820
گل رز امروز از زمان من
خیلی، خیلی ارزان تر هستند

00:03:11.820 --> 00:03:15.043
حتی اگر بهای دلاری اش را حساب کنیم
از زمانی که من دانشجو بودم ارزان تر است

00:03:15.098 --> 00:03:18.969
گل های رز امروزه نسبت به 20 یا
30 سال پیش بسیار ارزان تر هستند

00:03:19.010 --> 00:03:21.460
از طرف دیگر بسیاری از تولیدکنندگان گل رز

00:03:21.460 --> 00:03:22.990
کار خود را از دست داده اند

00:03:22.990 --> 00:03:26.392
بسیاری از افرادی که معاش و زندگیشان

00:03:26.417 --> 00:03:29.080
بسته به پرورش گل رز بوده
است، حالا کارشان را از داده اند

00:03:29.080 --> 00:03:31.700
این ها افرادی هستند که
معمولا مهارت زیادی ندارند

00:03:31.700 --> 00:03:33.800
افرادی نیستند که به آسانی
بتوانند شغل دیگری پیدا کنند

00:03:33.800 --> 00:03:37.273
افرادی هستند که شغلشان که مهارت
مخصوصی میطلبیده است، جایگزین شده است

00:03:37.471 --> 00:03:40.105
مهارتی که نمیتوانند به آسانی
در جای دیگری استفاده کنند

00:03:40.130 --> 00:03:44.749
و اساسا این تبادلی که صورت
گرفته است، یکجورایی نمونه کوچکی

00:03:44.812 --> 00:03:47.355
از بحثی است که هر روز
در مورد تجارت بین الملل داریم

00:03:47.380 --> 00:03:48.615
بحثی که همچنان وجود دارد

00:03:48.708 --> 00:03:51.520
اوباما به تازگی از اجلاس جی20 برگشته است

00:03:51.520 --> 00:03:54.465
که درش بحث بزرگی در مورد مسائل
تجارت بین الملل در جریان بوده است

00:03:54.490 --> 00:03:56.370
بحثی است که هنوز به نتیجه نرسیده است

00:03:56.370 --> 00:04:01.130
و به شکل اخص امروزه در ایالات
متحده، موضوع بحث مهمی است

00:04:01.155 --> 00:04:05.715
چون امروزه در ایالات متحده مسئله
بزرگی به نام تراز منفی تجاری داریم

00:04:05.740 --> 00:04:11.088
تراز منفی تجاری، ما به تفاوت
میان میزانی است که ما صادر میکنیم

00:04:11.113 --> 00:04:14.660
یعنی میزان کالایی که ما
به دیگر کشورها میفروشیم

00:04:14.685 --> 00:04:16.860
منهای آنچه وارد میکنیم

00:04:16.860 --> 00:04:19.934
که یعنی میزان کالایی که
از دیگر کشورها میخریم

00:04:19.959 --> 00:04:26.255
در حال حاضر ماهانه کالاهایی به
ارزش 160 میلیارد دلار صادر میکنیم

00:04:26.280 --> 00:04:31.233
بنابراین ماهانه 160 میلیارد
دلار کالا به سراسر جهان میفرستیم

00:04:31.290 --> 00:04:36.460
ماهانه تقریبا 200 میلیارد
دلار کالا وارد میکنیم

00:04:36.460 --> 00:04:41.824
پس به این معناست که ماهانه تراز
منفی تجاری 40 میلیارد دلاری داریم

00:04:41.860 --> 00:04:44.710
حالا سوال این است که آیا این یک مشکل است؟

00:04:44.710 --> 00:04:49.256
آیا این مشکل است که ایالات متحده به شکل
نظاممند از دیگر نقاط جهان کالاهای بیشتری

00:04:49.281 --> 00:04:51.891
نسبت به آنچه میفروشد، میخرد؟

00:04:51.990 --> 00:04:55.050
و پاسخ این است که این لزوما مشکلی نیست

00:04:55.050 --> 00:04:58.116
و به واقع ممکن است برآیندی طبیعی باشد

00:04:58.141 --> 00:05:01.390
به جهت اصلی که امروز
روی آن متمرکز خواهیم شد

00:05:01.415 --> 00:05:10.704
اصل مزیت نسبی

00:05:10.910 --> 00:05:12.630
مزیت نسبی میگوید که

00:05:12.655 --> 00:05:16.685
اگر مکانی دیگر در ماه فوریه عملا
عملکرد خوبی در تولید گل رز دارد

00:05:16.916 --> 00:05:21.755
در اینصورت نباید نگران تراز
منفی تجاری در گل رز باشیم

00:05:21.780 --> 00:05:26.000
این موضوع به مفهوم بهره وری کل مشکلی ندارد

00:05:26.000 --> 00:05:29.450
برای درک موضوع بیاید روی همین مثال رز

00:05:29.497 --> 00:05:32.027
به شکلی ساده سازی شده، متمرکز شویم

00:05:32.210 --> 00:05:34.390
تصور کنید دو کشور وجود دارد

00:05:34.390 --> 00:05:36.420
ایالات متحده و کلمبیا

00:05:36.420 --> 00:05:38.080
و تنها دو کالا در جهان وجود دارد

00:05:38.080 --> 00:05:40.730
گل رز و رایانه

00:05:40.730 --> 00:05:41.840
الگوی دو کشور و دو کالا

00:05:41.840 --> 00:05:44.040
این الگوی استانداردی است که در
تجارت بین الملل روی آن کار میکنیم

00:05:44.040 --> 00:05:47.285
با الگوهای دو کشور و دو کالا تقریبا هر
آنچه نیاز است بدانید را میتوانید توسعه دهید

00:05:47.310 --> 00:05:50.430
نیازی نیست پیچیده تر بکنیمش

00:05:50.455 --> 00:05:55.015
حالا، همانطور که اشاره کردم پرورش گل رز در
ماه فوریه در ایالات متحده بسیار دشوار است

00:05:55.040 --> 00:05:56.930
در کلمبیا خیلی راحت تر است

00:05:56.963 --> 00:06:00.800
از طرف دیگر تولید رایانه در ایالات
متحده نسبت به کلمبیا بسیار راحت تر است

00:06:00.825 --> 00:06:03.895
چون نیروی کار با مهارت بالایی در
اختیار داریم که میتوانند رایانه تولید کنند

00:06:04.281 --> 00:06:08.166
بنابراین شرایطی داریم که در آن ایالات متحده
در تولید گل رز در ماه فوریه خیلی بد است

00:06:08.200 --> 00:06:12.880
کلمبیا هم در تولید رایانه نسبتا بد است

00:06:12.880 --> 00:06:17.460
نکته کلیدی این است که این به
این معناست که هزینه فرصت...

00:06:17.460 --> 00:06:20.775
هزینه فرصت را به خاطر داشته باشید، مفهوم
کلیدی است که چندباری به آن بازخواهیم گشت

00:06:20.800 --> 00:06:23.661
هزینه فرصت تولید یک گل رز

00:06:23.686 --> 00:06:27.596
به نسبت تولید رایانه،
در ایالات متحده بالا است

00:06:28.230 --> 00:06:31.000
به این معنا که برای تولید گل
رز باید کلی منابع استفاده کنیم

00:06:31.000 --> 00:06:34.855
و این منابع اگر برای تولید
رایانه کارآمدتر صرف شود

00:06:34.880 --> 00:06:37.209
به همین صورت در کلمبیا برای تولید یک رایانه

00:06:37.234 --> 00:06:42.015
کلی منابع استفاده میکنیم که برای تولید
گل رز میتواند خیلی کارآمدتر صرف شود

00:06:42.040 --> 00:06:47.595
در نتیجه میگوییم که کلمبیا در
مورد گل رز مزیت نسبی دارد

00:06:47.620 --> 00:06:51.360
و ایالات متحده در مورد
رایانه مزیت نسبی دارد

00:06:51.360 --> 00:06:56.524
نکته این است که اگر کشوری
به نسبت در کارای خوب است

00:06:56.549 --> 00:06:57.990
در این صورت مزیت نسبی دارد

00:06:57.990 --> 00:07:00.540
مسئله تماما نسبی است

00:07:00.540 --> 00:07:02.210
چون مردم هر دو را میخواهند

00:07:02.398 --> 00:07:05.925
اما مسئله کلیدی این است که کدام به
نسبت در تولید کدام کالا از دیگری بهتر است

00:07:05.950 --> 00:07:08.210
برای دیدن این موضوع به شکل 19-1 نگاه کنید

00:07:08.453 --> 00:07:13.317
برای اینکه ببینیم چطور نمودارش
را ترسیم میکنیم بریم به شکل 19-1

00:07:13.467 --> 00:07:17.365
شکل 19-1 حدود امکان تولید را نشان میدهد

00:07:17.390 --> 00:07:20.556
کمی پیشتر این موضوع را یاد گرفتید
اجازه بدهید یادآوری کنم

00:07:20.587 --> 00:07:24.170
در بستر یک شرکت در مورد
منحنی امکان تولید صحبت کردیم

00:07:24.629 --> 00:07:29.015
تبادل میان توانایی تولید یک کالا در برابر
یک کالای دیگر را در یک شرکت نشان میدهد

00:07:29.040 --> 00:07:32.436
پس زمانی که یک شرکت دو کالا تولید میکند
منحنی امکان تولید

00:07:32.461 --> 00:07:39.465
ترکیب دو کالایی است که میتواند
در سطح خاصی از ورودی، تولید کند

00:07:39.490 --> 00:07:44.259
پس در بستر شرکت ها در موردش صحبت کردیم

00:07:44.284 --> 00:07:47.034
همچنین میتوانیم در بستر
کشورها در موردش صحبت کنیم

00:07:47.480 --> 00:07:50.975
به این معنا که میتوانیم منحنی امکان
تولید ایالات متحده را ترسیم کنیم

00:07:51.000 --> 00:07:54.349
که میگوید با توجه به
منابعی که ایالات متحده دارد

00:07:54.410 --> 00:07:58.955
میتواند تا 2 هزار رایانه
و هیچ گل رزی تولید کند

00:07:58.980 --> 00:08:04.770
یا هزار جعبه گل رز و
هیچ رایانه ای تولید کند

00:08:04.770 --> 00:08:06.910
و فرض کنیم که در میان
این دو نسبت تولید، خطی است

00:08:06.910 --> 00:08:08.790
بنابراین منحنی امکان تولید
ایالات متحده این است که

00:08:08.815 --> 00:08:10.048
با توجه به منابعی که در دست داریم

00:08:10.073 --> 00:08:13.188
بازم میگویم که این مثال خیلی ساده
سازی شده است اما اجازه بدهید جلو بروم

00:08:13.341 --> 00:08:14.633
با توجه به منابعی که در دست داریم

00:08:14.658 --> 00:08:19.372
میتوانیم 2 هزار رایانه و هیچ گل رزی یا
هزار جعبه گل رز و هیچ رایانه ای تولید کنیم

00:08:19.440 --> 00:08:22.460
یا هر ترکیبی که در این میان وجود دارد

00:08:22.730 --> 00:08:25.940
این منحنی امکان تولید ما است

00:08:25.940 --> 00:08:29.750
کلمبیا هم یک منحنی امکان تولید دارد

00:08:29.750 --> 00:08:31.510
که در شکل دوم نشان داده شده است

00:08:31.510 --> 00:08:35.500
آن ها میتوانند هزار رایانه
و هیچ گل رزی تولید کنند

00:08:35.500 --> 00:08:39.110
یا 2 هزار جعبه گل رز
و هیچ رایانه ای تولید کنند

00:08:39.110 --> 00:08:44.845
یعنی کلمبیا مزیت نسبی در تولید گل رز دارد

00:08:44.870 --> 00:08:49.241
به این معنا که منحنی امکان تولیدشان
از مال ما بسیار مسطح تر است

00:08:49.760 --> 00:08:52.480
ما در تولید رایانه مزیت نسبی داریم

00:08:52.480 --> 00:08:56.882
به این معنا که منحنی امکان تولیدما
از کلمبیا بسیار پرشیب تر است

00:08:56.907 --> 00:09:00.057
فعلا شکل سوم را در نظر نگیرید

00:09:00.490 --> 00:09:05.645
حالا شیب منحنی امکان
تولید را به خاطر بیاورید

00:09:05.670 --> 00:09:09.570
نرخ حاشیه ای جایگزینی فنی است

00:09:09.720 --> 00:09:13.616
نرخ حاشیه ای است که در آن تولید کننده

00:09:13.747 --> 00:09:17.865
میتواند یک کالا را با
کالایی دیگر جایگزین کند

00:09:19.030 --> 00:09:22.245
بنابراین اساسا برای ایالات متحده

00:09:22.364 --> 00:09:26.955
نرخ حاشیه ای جایگزینی گل
رز برای رایانه، منفی 2 است

00:09:26.980 --> 00:09:29.260
به این معنا که باید از
2 رایانه صرف نظر کنید

00:09:29.285 --> 00:09:31.715
تا به یک جعبه گل رز برسید

00:09:32.068 --> 00:09:34.710
در کلمبیا منفی 1/2 است

00:09:34.710 --> 00:09:37.296
باید از نصف یک رایانه صرف نظر کنید

00:09:37.321 --> 00:09:39.461
تا به یک جعبه گل رز برسید

00:09:39.580 --> 00:09:43.462
بنابراین از آنجایی که نرخ حاشیه ای
جایگزینی در ایالات متحده خیلی بالاتر است

00:09:43.487 --> 00:09:48.726
میگوییم که کلمبیا در تولید
گل رز مزیت نسبی دارد

00:09:50.692 --> 00:09:55.725
حالا پا را فراتر بگذاریم و سلیقه را در هر
کشور برای مصرف کنندگان مشخص کنیم

00:09:55.750 --> 00:09:59.558
فرض کنیم که سلیقه مصرف کنندگان به شکلی است

00:09:59.693 --> 00:10:04.009
که با توجه به این منحنی های امکان تولید

00:10:04.085 --> 00:10:08.610
مصرف کنندگان در کلمبیا هزار
رایانه و 500 جعبه گل رز انتخاب کنند

00:10:08.610 --> 00:10:11.260
ما به تولید بیشتر از عشق اهمیت دهیم

00:10:11.260 --> 00:10:14.130
کلمبیا به عشق بیشتر از تولید اهمیت دهد

00:10:14.130 --> 00:10:15.849
با توجه به منحنی امکان تولیدشان

00:10:15.874 --> 00:10:18.030
این فی حد ذاته لزوما در مورد سلیقه نیست

00:10:18.030 --> 00:10:20.080
چون شیب های بسیار متفاوتی در اینجا داریم

00:10:20.080 --> 00:10:22.493
اما با توجه به سلیقه و منحنی امکان تولیدشان

00:10:22.518 --> 00:10:27.850
آنها 500 رایانه و هزار
جعبه گل رز انتخاب میکنند

00:10:28.740 --> 00:10:30.630
حالا، ما به این برآیند...

00:10:30.630 --> 00:10:34.940
ما به این برآیند میگوییم برآیند خودبسندگی

00:10:34.940 --> 00:10:36.280
خودبسندگی

00:10:36.280 --> 00:10:37.957
که کلمه ای است که...

00:10:37.982 --> 00:10:38.817
نمیدانم معنی لغوی اش چه هست

00:10:38.842 --> 00:10:40.590
اما در اصل یعنی تجارتی در کار نیست

00:10:40.620 --> 00:10:41.287
اوتارکی (خودبسندگی)

00:10:41.312 --> 00:10:42.073
نمیدانم ریشه اش چه هست

00:10:42.098 --> 00:10:44.088
باید واژه ای روسی یا همچنین چیزی باشد

00:10:44.320 --> 00:10:45.330
خودبسندگی

00:10:45.330 --> 00:10:48.130
که یعنی عدم تجارت

00:10:48.130 --> 00:10:49.820
بنابراین برآیند عدم تجارت

00:10:50.011 --> 00:10:54.625
این است که مصرف کنندگان در ایالات متحده
هزار رایانه و 500 جعبه گل رز مصرف کنند

00:10:54.650 --> 00:10:59.983
مصرف کنندگان در کلمبیا 500
رایانه و هزار جعبه گل رز مصرف کنند

00:11:00.430 --> 00:11:05.600
حالا نکته کلیدی این است که
هر دو کشور آمریکا و کلمبیا

00:11:05.625 --> 00:11:10.025
اگر که تجارت را وارد
معادله کنیم به نفعشان خواهد بود

00:11:10.440 --> 00:11:11.820
و این چگونه اتفاق می افتد؟

00:11:12.119 --> 00:11:14.455
خوب اگر تجارت را وارد معادله کنیم

00:11:14.480 --> 00:11:20.396
هر کشور میتواند در مزیت
نسبی خود تخصصی عمل کند

00:11:20.650 --> 00:11:25.110
تجارت اجازه تخصصی سازی را میدهد

00:11:25.110 --> 00:11:27.400
این مزیت کلیدی تجارت است

00:11:27.425 --> 00:11:32.964
مزیت نسبی به شکل طبیعی
باعث تخصص سازی میشود

00:11:35.232 --> 00:11:37.006
مزیت نسبی به شکل طبیعی
باعث تخصص سازی میشود

00:11:37.031 --> 00:11:39.832
منطقی است که ایالات
متحده تولید کننده رایانه

00:11:39.857 --> 00:11:41.600
و کلمبیا تولید کننده گل رز باشد

00:11:41.600 --> 00:11:44.520
منطقی نیست که دو کشور
هر دو کالا را تولید کنند

00:11:44.520 --> 00:11:48.100
اما اگر تجارت بین الملل نباشد
مجبور هستند که هر دو را تولید کنند

00:11:48.100 --> 00:11:50.210
چون مصرف کنندگان هر دو را میخواهند

00:11:50.210 --> 00:11:52.043
بنابراین اگر از باقی جهان جدا بیافتیم

00:11:52.068 --> 00:11:53.860
و کلمبیا هم از باقی جهان، جدا بیافتد

00:11:53.885 --> 00:11:57.511
در آن صورت شرایطمان
مانند شکل اول و دوم خواهد شد

00:11:57.536 --> 00:12:00.296
اما به محض اینکه تجارت را وارد معادله کنیم

00:12:00.321 --> 00:12:03.870
در آن صورت میتوانیم از
تخصص نسبی خود، بهره ببریم

00:12:03.870 --> 00:12:06.433
و به یک منحنی امکان تولیدی دست پیدا میکنیم

00:12:06.547 --> 00:12:09.867
که شبیه شکل سوم است

00:12:10.090 --> 00:12:16.720
به این معنا که اگر 2
هزار رایانه میخواهید...

00:12:16.720 --> 00:12:21.270
اگر که 2 هزار رایانه و
2 هزار گل رز میخواهید

00:12:21.270 --> 00:12:24.835
در آن صورت به سادگی میگوییم
که ایالات متحده تنها رایانه تولید کند

00:12:25.008 --> 00:12:27.538
و کلمبیا هم تنها گل رز تولید کند

00:12:27.800 --> 00:12:30.121
و در این صورت 2 هزار
عدد از هر دو به دست می آید

00:12:30.165 --> 00:12:34.765
حالا اگر به هر دو بگوییم تنها رایانه تولید
کنند، به 3 هزار رایانه و هیچ گل رز میرسیم

00:12:34.790 --> 00:12:38.965
یا اینکه اگر به هر دو بگوییم گل رز تولید
کنند، 3 هزار گل رز و هیچ رایانه خواهیم داشت

00:12:38.990 --> 00:12:42.724
پس میبینیم که منحنی امکان
تولید یکجورایی نقطه شکاف دارد

00:12:42.749 --> 00:12:45.055
که آن نقطه تلاقی 2 هزار و 2 هزار است

00:12:45.437 --> 00:12:47.890
آن نقطه را میتوان نقطه ای تخصصی سازی نامید

00:12:47.890 --> 00:12:49.940
جایی که آن دو خط مقطع
به خط ممتد برخورد میکنند

00:12:49.940 --> 00:12:51.343
آن نقطه تخصصی سازی است

00:12:51.368 --> 00:12:52.645
تخصصی سازی خالص

00:12:52.670 --> 00:12:56.280
نقطه ای است که در آن ایالات متحده
تنها کاری را میکند که در آن خوب است

00:12:56.280 --> 00:12:59.170
و کلمبیا هم فقط کاری را
میکند که در آن خوب است

00:12:59.170 --> 00:13:01.260
البته که میتوان ترکیبات دیگری هم داشت

00:13:01.260 --> 00:13:04.275
و آن هم عامل این منحنی
امکان تولید خمیده است

00:13:04.443 --> 00:13:07.763
اما نکته کلیدی این است که
این منحنی امکان تولیدی مشترک

00:13:07.788 --> 00:13:12.449
بالاتر از آن چیزی است که هر
کشور میتوانست به تنهایی تولید کند

00:13:13.310 --> 00:13:15.550
در اینجا مجموعه فرصت را افزایش داده ایم

00:13:15.550 --> 00:13:20.774
تخصصی سازی به مجموعه
فرصت بزرگتری انجامیده است

00:13:22.650 --> 00:13:23.697
مجموعه فرصتی بزرگتر

00:13:23.722 --> 00:13:28.403
با اجازه دادن به تخصصی سازی کشورها،
مجموعه فرصت جهان را افزایش داده ایم

00:13:30.370 --> 00:13:35.500
و نتیجه آن را میتوانید در شکل بعدی ببینید

00:13:35.500 --> 00:13:40.690
در شکل 19-2 که منافع تجارت را نشان میدهد

00:13:40.690 --> 00:13:42.320
خوب چیزی که این شکل نشان میدهد...

00:13:42.320 --> 00:13:45.945
این همان نمودار خودبسندگی
نمودار اول و دوم شکل پیش است

00:13:45.970 --> 00:13:48.952
فقط چند برچست دیگر به آن اضافه کرده ام

00:13:50.130 --> 00:13:52.933
چیزی که میبینم این است که در خودبسندگی

00:13:53.100 --> 00:13:55.220
در نقطه Cus

00:13:55.760 --> 00:14:01.909
در شرایطی که ایالات متحده 1 هزار
رایانه و 500 جعبه گل رز مصرف میکند

00:14:02.253 --> 00:14:05.893
اگر به سمت تخصصی سازی برویم
و به سمت تحارت بین المللی برویم

00:14:06.251 --> 00:14:11.217
اتفاقی که میافتد این است که ایالات
متحده به سمت تولید 2 هزار رایانه میرود

00:14:11.436 --> 00:14:13.015
در نقطه Q-us

00:14:13.040 --> 00:14:15.021
و به همین صورت اگر به شکل دوم نگاه کنیم

00:14:15.068 --> 00:14:18.305
کلمبیا به سمت تولید 2 هزار جعبه گل رز میرود

00:14:18.330 --> 00:14:20.484
در نقطه Q-co

00:14:21.642 --> 00:14:28.735
و حالا مصرف کنندگان آمریکای حالا مصرف هر
دو کالای رایانه و گل رز را افزایش داده اند

00:14:28.760 --> 00:14:31.350
و مصرف کنندگان کلمبیایی هم به همین صورت

00:14:31.350 --> 00:14:35.462
و در نهایت میرسیم به مصرف کلی برابر با

00:14:35.732 --> 00:14:37.980
2 هزار رایانه و 2 هزار گل رز

00:14:37.980 --> 00:14:42.815
ایالات متحده 1250 رایانه و
کلمبیا 750 رایانه مصرف کرد

00:14:42.840 --> 00:14:44.440
و در مورد گل رز هم برعکس همین اعداد

00:14:44.440 --> 00:14:45.837
پس اینجا میبینیم که

00:14:45.862 --> 00:14:49.056
حتی در بهایی برادر عشق
را نسبت به تولید ترجیح دادند

00:14:49.442 --> 00:14:54.567
اما از این ها گذشته، در نهایت میبینیم که
هر دو گروه مصرف کنندگان نفع بیشتری بردند

00:14:54.600 --> 00:14:57.610
هر دو گروه مصرف کنندگان در نقطه ای بالاتر

00:14:57.610 --> 00:14:59.870
از آنچه در صورت عدم
تجارت ممکن بود، مصرف میکنند

00:14:59.870 --> 00:15:02.420
شگفت آور است

00:15:02.420 --> 00:15:05.092
نکته شگفت آور این است که
تنها با اجازه ی تجارت دادن

00:15:05.278 --> 00:15:07.868
کاری کرده ایم که به نفع هر دو کشور شده است

00:15:08.210 --> 00:15:11.633
و کلید این اثر جادویی، تخصصی سازی

00:15:11.658 --> 00:15:12.978
و مزیت نسبی است

00:15:13.110 --> 00:15:18.632
اگر ایالات متحده و کلمبیا در حوزه
منحنی امکان تولید خود کاملا مشابه بودند

00:15:19.296 --> 00:15:23.336
در آن صورت باید شاهد این میبودیم
که نفعی از تجارت حاصل نشده است

00:15:23.940 --> 00:15:25.709
اگر منحنی امکان تولید کاملا مشابهی داشتند

00:15:25.734 --> 00:15:28.869
اگر شیب منحنی های شکل اول و دوم مشابه بودند

00:15:28.941 --> 00:15:32.595
در آن صورت منحنی امکان تولید مشترک با
چیزی که در هر دو کشور بود، کاملا مشابه میشد

00:15:32.620 --> 00:15:34.500
از تجارت نفعی حاصل نمیشد

00:15:34.500 --> 00:15:39.345
منافع از تجارت از این حقیقت حاصل میشوند
که این توابع تولید شیب های متفاوتی دارند

00:15:39.370 --> 00:15:42.037
که در یک کشور مزیت نسبی
وجود دارد و در دیگری وجود ندارد

00:15:42.070 --> 00:15:44.123
که اجازه تخصصی سازی را میدهد

00:15:45.560 --> 00:15:49.470
بنابراین در اساس لب کلام تجارت بین الملل...

00:15:49.470 --> 00:15:54.585
بازم میگم دارم تمام مطالبی که به درستی باید
در 12 جلسه مطرح شود را در 50 دقیقه میگویم

00:15:54.610 --> 00:15:58.812
اما تقریبا لب کلام این است که مزیت نسبی

00:15:59.231 --> 00:16:02.081
باعث تخصصی سازی و از آن جا
باعث حصول منافع از تجارت میشود

00:16:02.303 --> 00:16:06.698
این سلسله منطقی است که
باید در این مورد در نظر گرفت

00:16:07.310 --> 00:16:08.346
سوالی در این مورد هست؟

00:16:08.371 --> 00:16:08.942
بله؟

00:16:08.967 --> 00:16:15.382
آیا اگر بر طبق تجارت بین الملل فکر کنیم آیا
میتوان تخصصی سازی میان دو شرکت داشت؟

00:16:15.407 --> 00:16:17.060
هر نوع تخصصی سازی ای میان دو شرکت

00:16:17.060 --> 00:16:20.315
ما این موضوع را اول در
بستر شرکت ها یاد گرفتیم

00:16:20.340 --> 00:16:21.262
همان مسئله مطرح است

00:16:21.312 --> 00:16:23.730
در دنیای کسب و کار برایش یک اسم دارند

00:16:23.730 --> 00:16:24.530
بهش چی میگویند؟

00:16:24.530 --> 00:16:25.717
هم‌افزایی

00:16:25.850 --> 00:16:27.465
اگر به مدرسه اقتصاد رفته
باشید باید این کلمه را بشناسید

00:16:27.490 --> 00:16:29.070
هم‌افزایی

00:16:29.070 --> 00:16:31.589
هم‌افزایی یعنی به شکلی دو شرکت
را در کنار یکدیگر قرار میدهیم

00:16:31.614 --> 00:16:34.274
و میتوانند کالایی مشابه را بهتر تولید کنند

00:16:34.440 --> 00:16:36.920
هم‌افزایی اسم پرطمطراقی برای این موضوع است

00:16:36.920 --> 00:16:42.088
حرفش این است که حتی ممکن است درون یک
شرکت هم منافعی از تخصصی سازی بدست بیاید

00:16:42.264 --> 00:16:48.807
اما اگر آن مثال پیشین دو شرکت
تولید کفش را در نظر بگیرید

00:16:48.832 --> 00:16:51.335
که هر دو لنگه چپ و راست
را با بهره وری کم تولید میکنند

00:16:51.360 --> 00:16:52.220
و بتوانند تخصصی سازی کنند

00:16:52.220 --> 00:16:54.585
و یکی بتواند در تولید لنگه چپ بهتر
عمل کند و دیگری در تولید لنگه راست

00:16:54.610 --> 00:16:57.025
در کنار هم قرارشان میدهیم و
میتوان کفش های بیشتری داشت

00:16:57.050 --> 00:16:58.610
اصلا مثال خیلی احمقانه ای بود

00:16:58.610 --> 00:16:59.883
اما منظورم را متوجه شدید

00:16:59.908 --> 00:17:04.768
در اساس همین اصل میتواند هر زمانی که

00:17:04.872 --> 00:17:06.459
نفعی از تجارت به دست بیاید، صورت بپذیرد

00:17:06.616 --> 00:17:09.054
هر زمانی که مزیت نسبی از
تخصصی سازی وجود داشته باشد

00:17:09.079 --> 00:17:10.790
از تجارت نفع حاصل میشود

00:17:10.790 --> 00:17:11.514
سوال خوبی بود

00:17:11.539 --> 00:17:12.789
سوال دیگری هست؟

00:17:14.750 --> 00:17:17.440
حالا این پرسش جالب مطرح میشود که خوب...

00:17:17.440 --> 00:17:19.140
این مزیت های نسبی خیلی خوب به نظر می آید

00:17:19.140 --> 00:17:20.180
چطور میتوان به دستشان آورد؟

00:17:20.180 --> 00:17:22.819
مزیت های نسبی از کجا می آیند؟

00:17:22.819 --> 00:17:25.710
و در واقع دو منبع برای
مزیت های نسبی وجود دارد

00:17:25.710 --> 00:17:27.800
مزیت نسبی در تجارت بین الملل

00:17:27.800 --> 00:17:29.670
پس مزیت نسبی از کجا می آید؟

00:17:29.932 --> 00:17:32.482
یکی تفاوت در برخورداری از عوامل است

00:17:37.510 --> 00:17:39.250
تفاوت در برخورداری از عوامل است

00:17:39.250 --> 00:17:43.300
این به این معناست که برای مثال، کانادا

00:17:43.300 --> 00:17:46.220
کلی درخت دارد

00:17:46.220 --> 00:17:48.040
همه جا درخت است

00:17:48.040 --> 00:17:52.895
کانادا از مقادیر بسیار زیادی
منابع الوار، برخوردار است

00:17:52.920 --> 00:17:54.690
آن عامل را بسیار خوب در اختیار دارد

00:17:54.690 --> 00:17:59.415
بنابراین کانادا صادرکننده بزرگ
الوار و محصولات کاغذی است

00:17:59.440 --> 00:18:01.392
چون در واقع ماده اولیه این محصولات را دارند

00:18:01.417 --> 00:18:05.320
که مقادیر باورنکردنی درخت در همه جا است

00:18:05.320 --> 00:18:11.620
بنابراین میتواند در صادرات
الوار و کاغذ تخصصی سازی کند

00:18:11.620 --> 00:18:16.915
پس این به آن ها مزیت نسبی در این حوزه میدهد

00:18:16.940 --> 00:18:18.270
حالا بذارید یک سوال دیگر مطرح کنم

00:18:18.436 --> 00:18:21.826
چرا امروزه چین بزرگترین
صادرکننده پوشاک است؟

00:18:24.500 --> 00:18:24.873
چی؟

00:18:24.898 --> 00:18:25.980
- صدا شنیده نمیشود-

00:18:25.980 --> 00:18:26.760
نیروی کار ارزان

00:18:26.760 --> 00:18:28.520
اینطور نیست که پارچه ارزان داشته باشند

00:18:28.520 --> 00:18:30.850
خود پارچه موضوعیت ندارد...

00:18:30.850 --> 00:18:32.940
میدانم که در چین کرم ابریشم دارند

00:18:32.940 --> 00:18:35.494
اما اینطور نیست که تولید
پارچه آنقدرها ارزان تر باشد

00:18:35.560 --> 00:18:39.925
موضوع این است که پوشاک،
کالایی وابسته به نیروی کار هستند

00:18:39.950 --> 00:18:42.190
و نیروی کار در چین از
دیگر کشورها ارزان تر است

00:18:42.190 --> 00:18:43.930
بنابراین برخورداری از عوامل دارند

00:18:43.930 --> 00:18:48.029
مزیتی نسبی در کالاهای
وابسته به نیروی کار دارند

00:18:48.570 --> 00:18:51.955
بنابراین چین در شرایط تجارت بین المللی

00:18:51.980 --> 00:18:55.140
سهم به سزایی از کالاهای
وابسته به نیروی کار را تولید میکند

00:18:55.140 --> 00:18:57.580
چون میتوانند که در کالاهای وابسته
به نیروی کار تخصصی سازی کنند

00:18:57.580 --> 00:19:00.070
و این کالاها را برای دیگر
نقاط جهان ارزان تر کنند

00:19:00.070 --> 00:19:05.270
به همین صورت، یک سویتشرت
که امروز ممکن است بخرید

00:19:05.270 --> 00:19:08.172
بویژه اگر آن را از فروشگاه های برند نخرید

00:19:08.197 --> 00:19:11.270
اگر در فروشگاه اولد
نیوی یا حتی کاسکو بخریدش

00:19:11.270 --> 00:19:14.635
به معنای واقعی کلمه ارزش
دلاری اش از آن چه من در اوایل

00:19:14.659 --> 00:19:18.024
دهه هشتاد زمانی که دانشجو
بودم میپرداختم، ارزان تر است

00:19:18.272 --> 00:19:21.007
چون امروزه در چین به قیمتی
خیلی ارزان تر تولید میشود

00:19:21.032 --> 00:19:23.467
واردشان میکنیم و ارزان هستند

00:19:23.789 --> 00:19:25.036
بنابراین در اساس...

00:19:25.060 --> 00:19:32.080
کالاهایی که میتوان در آن
ها تخصصی سازی کرد...

00:19:32.080 --> 00:19:35.220
زمانی که از تخصصی سازی بهره میبریم

00:19:35.220 --> 00:19:37.170
کالاها خیلی ارزان تر خواهند بود

00:19:37.170 --> 00:19:40.761
پس این شد یک دلیل اینکه
چرا شاهد مزیت نسبی هستیم

00:19:42.690 --> 00:19:48.779
دلیل دوم، رهبری فناورانه است

00:19:54.620 --> 00:19:56.340
رهبری فناورانه

00:19:56.340 --> 00:20:03.235
برای مثال، ژاپن هیچ مزیت نسبی
طبیعی ای در تولید خودرو ندارد

00:20:03.260 --> 00:20:07.315
هیچ دلیلی ندارد که ژاپن به نسبت ایالات متحده
مزیت نسبی در خصوص تولید خودرو داشته باشد

00:20:07.340 --> 00:20:10.304
مگر اینکه فناوری ای را توسعه داده اند

00:20:10.329 --> 00:20:14.945
که بتوانند به شکل بهینه تری
خودروهای مدرن را تولید انبوه کنند

00:20:14.970 --> 00:20:18.114
در نتیجه این رهبری فناورانه

00:20:18.169 --> 00:20:21.869
در اصل به خود مزیت نسبی داده اند

00:20:22.830 --> 00:20:25.310
حالا، زمانی که این فناوری عمومی شود

00:20:25.421 --> 00:20:26.600
تولید به جایی دیگر خواهد رفت

00:20:26.600 --> 00:20:29.320
بنابراین حالا چین تولید
کننده اصلی خودرو است

00:20:29.345 --> 00:20:31.930
این کار را در اصل با کپی کردن فناوری
ای که در ژاپن توسعه داده شده است، میکنند

00:20:32.043 --> 00:20:33.513
بنابراین به جاهایی دیگر میرود

00:20:33.640 --> 00:20:35.452
برخلاف برخورداری عوامل که میدانید...

00:20:35.516 --> 00:20:36.796
مثلا اگر ایالات متحده
بخواهد از کانادا کپی کند

00:20:36.821 --> 00:20:39.061
فکر کنم میتوانیم درخت بکاریم و
50 سال آینده بتوانید با آنها رقابت کنیم

00:20:39.345 --> 00:20:41.835
رقابت بر سر برخورداری های عوامل دشوار است

00:20:41.860 --> 00:20:43.812
فناوری بالقوه کمی آسان تر است

00:20:43.922 --> 00:20:47.430
چون میتوان مهندسی معکوس انجام داد

00:20:47.430 --> 00:20:48.191
بنابراین بار دیگر

00:20:48.216 --> 00:20:49.826
فناوری دارد به سمت چین میرود

00:20:49.930 --> 00:20:53.455
بنابراین پاسخ این است که در بلند
مدت همه چیز در چین تولید خواهد شد

00:20:53.480 --> 00:20:55.610
چون اساسا نیروی کار ارزان را دارند

00:20:55.610 --> 00:20:59.200
و در حال فراگیری فناوری هستند

00:20:59.200 --> 00:21:02.925
دوباره میخواهم از بزرگترین
اثر فرهنگیمان نقل قول کنم

00:21:02.950 --> 00:21:04.885
یک قسمتی از کارتون سیمپسون ها هست

00:21:04.910 --> 00:21:06.122
که در آن هومر میگوید

00:21:06.147 --> 00:21:10.240
نگران نباشید اوضاعمان خوب است

00:21:10.240 --> 00:21:11.340
کشورمان بر جهان حکمفرمایی خواهد کرد

00:21:11.340 --> 00:21:11.910
در آینده اوضاعمان خوب خواهد بود

00:21:11.910 --> 00:21:14.610
بعد میگوید: صبر کن ببینم،
کشورمان چین است نه ؟

00:21:14.610 --> 00:21:18.022
بنابراین اساسا اوضاع چین خیلی خوب است

00:21:18.047 --> 00:21:20.549
چون این برخورداری های عوامل را در دست دارند

00:21:20.650 --> 00:21:25.955
این برخورداری های بسیار خوب عوامل را دارند
و به این خاطر که همچنین فناوری را هم فراگیری میکنند

00:21:25.980 --> 00:21:28.187
چیزی که در این مورد جالب است این است که

00:21:28.229 --> 00:21:30.240
این موضوع به مسائل جالب
تری از سیاست گذاری می انجامد

00:21:30.240 --> 00:21:32.795
دوباره میگویم در مورد برخورداری
های عوامل، کار زیادی نمیتوان کرد

00:21:32.820 --> 00:21:36.700
مسائل جالب سیاست گذاری
در مورد پیشرفت فناوری است

00:21:36.700 --> 00:21:39.575
این منطقی است که بسیاری از افراد برای
یارانه دادن به فناوری های جدید مطرح میکنند

00:21:39.600 --> 00:21:41.264
اینطوره که معمولا میشنویم
که رئیس جمهور اوباما میگوید

00:21:41.289 --> 00:21:43.149
باید به فناوری های سبز یارانه بدهیم

00:21:43.370 --> 00:21:44.800
این فناوری موج آینده است

00:21:44.800 --> 00:21:46.651
چیزی که او در لفافه میگوید

00:21:46.676 --> 00:21:48.466
این است که اگر ما رهبری
فناورانه را به دست بگیریم

00:21:48.491 --> 00:21:51.300
میتوانیم کالاهای سبز را
بسازیم که صادر میشوند

00:21:51.300 --> 00:21:51.790
منظورم رنگشان نیست...

00:21:51.790 --> 00:21:53.473
منظورم مسائل محیط زیستی است

00:21:53.549 --> 00:21:55.410
که میتوانند به سراسر جهان صادر شوند

00:21:55.410 --> 00:21:58.438
و این منطقی است که او دارد

00:21:59.483 --> 00:22:00.740
سوالی در این مورد هست؟

00:22:02.920 --> 00:22:06.030
حالا بیاید در مورد موضوعی که
کلاس را با آن شروع کردیم صحبت کنیم

00:22:06.055 --> 00:22:07.560
این که آیا تجارت چیز خوبی است یا بد؟

00:22:07.560 --> 00:22:12.645
گفتم که تجارت چطور میتواند
میزان امکان مصرف را افزایش دهد

00:22:12.670 --> 00:22:16.960
اما در مورد مصرف کنندگان صحبت نکردیم

00:22:16.960 --> 00:22:20.380
رفاه کلی اجتماعی به چه شکل خواهد بود؟

00:22:20.380 --> 00:22:25.445
و پاسخ این است که تجارت به وضوح
سطح رفاه اجتماعی را افزایش میدهد

00:22:25.470 --> 00:22:30.640
انجام تجارت به وضوح کار خوبی است

00:22:30.640 --> 00:22:36.604
برای دیدن این موضوع
بریم به مجموعه اشکال بعدی

00:22:37.056 --> 00:22:39.000
با شکل 19-3 شروع کنیم

00:22:39.000 --> 00:22:41.440
با بازار گل رز شروع کنیم

00:22:41.440 --> 00:22:42.990
و تصور کنیم که ما...

00:22:42.990 --> 00:22:46.237
اوتارکی (خودبسندگی) گاهی با
K و گاهی با Ch نوشته میشود

00:22:46.262 --> 00:22:48.205
نمیدانم دیکته درستش کدام است

00:22:48.230 --> 00:22:50.490
اما به هر جال، خودبسندگی داریم

00:22:50.490 --> 00:22:53.226
ایالات متحده را تصور کنید که در گذشته
تمام گل رز مورد نیازمان را تولید میکردیم

00:22:53.251 --> 00:22:56.453
و نوعی تعادل با مقادیر مازاد مصرف
کننده و مقادیری مازاد تولیدکننده داشتیم

00:22:56.580 --> 00:23:02.050
بنابراین مقادیر QA گل
رز به قیمت PA تولید میکنیم

00:23:02.074 --> 00:23:05.439
حالا در شکل 19-4، تجارت
بین المللی را وارد معادله میکنیم

00:23:05.480 --> 00:23:09.110
یکم گیج کننده است، آروم آروم جلو میرویم

00:23:09.110 --> 00:23:11.450
شکل 19-4

00:23:11.450 --> 00:23:15.745
در این شکل میتوانید عرضه
داخلی و تقاضای داخلی را ببینید

00:23:15.770 --> 00:23:17.807
و در نقطه A تلاقی میکنند

00:23:18.075 --> 00:23:19.821
در شکل 19-4

00:23:19.979 --> 00:23:24.501
عرضه داخلی و تقاضای
داخلی در نقطه A تلاقی میکنند

00:23:24.899 --> 00:23:29.304
که بازم میگویم مقادیر QA و قیمت PA است

00:23:30.110 --> 00:23:35.231
حالا فرض کنیم که اتفاقی
که می افتد این است که

00:23:35.373 --> 00:23:38.715
حالا اجازه ی واردات گل رز را میدهیم

00:23:38.740 --> 00:23:40.510
حالا برای گل رز با کلمبیا داد و ستد میکنیم

00:23:40.535 --> 00:23:45.070
تاثیری که این موضوع دارد این است که
حالا به جای اینکه از عرضه داخلی استفاده کنیم

00:23:45.123 --> 00:23:47.990
میتوانیم از عرضه جهانی گل رز استفاده کنیم

00:23:47.990 --> 00:23:49.420
نیازی نیست تنها روی عرضه داخلی تکیه کنیم

00:23:49.420 --> 00:23:52.110
از لحاظ منطقی حالا منحنی عرضه بالاتر میرود

00:23:52.110 --> 00:23:53.860
و از این جلسه بالاتر رفته است

00:23:53.860 --> 00:23:57.080
که دیگر کشورها میتوانند خیلی
ارزان تر از ما گل رز تولید کنند

00:23:57.080 --> 00:24:00.680
بنابراین میتوانیم روی
عرضه جهانی گل رز تکیه کنیم

00:24:00.680 --> 00:24:01.755
مثالی که از پنبه زدم را به خاطر بیاورید

00:24:01.780 --> 00:24:03.676
که در آن در اصل ابتدا از
ارزان ترین کشور میخریدیم

00:24:03.701 --> 00:24:05.555
و بعد میرفتیم به کشوری ارزان بعد و غیره

00:24:05.580 --> 00:24:08.365
این حرفی است که الان میزنیم... اگر
ایالات متحده ارزانترین جای تولید گل رز بود

00:24:08.390 --> 00:24:09.960
این منحنی بالا نمیرفت

00:24:09.960 --> 00:24:12.180
اما از آنجایی که ایالات متحده
ارزانترین کشور تولیدکننده گل رز نیست

00:24:12.180 --> 00:24:14.150
به سمت عرضه جهانی بالا میرود

00:24:14.150 --> 00:24:16.491
و به نقطه تعادلی جدیدی

00:24:16.516 --> 00:24:20.848
در مقادیر Ct

00:24:21.965 --> 00:24:26.105
که مقادیر جدید گل رزی
است که مصرف میکنیم است

00:24:26.130 --> 00:24:29.379
و قیمتی پایین تر که Pw است

00:24:30.235 --> 00:24:32.405
آن خط افقی کمی حواس پرت کن است

00:24:32.430 --> 00:24:35.145
اما در اصل چیزی که اینجا داریم...

00:24:35.170 --> 00:24:39.165
خط افقی قیمت در شرایط خودبسندگی
و قیمت جهانی را نشان میدهد

00:24:39.190 --> 00:24:40.668
اما نهایتش این است که

00:24:40.693 --> 00:24:43.986
یک نقطه تعادلی جدید به دست می آوریم

00:24:44.011 --> 00:24:48.950
با مقادیر Ct و قیمت Pw

00:24:48.950 --> 00:24:51.783
و بویژه اینجا شاهد این هستیم که

00:24:51.973 --> 00:24:55.190
مجموع مصرف داخلی گل رز افزایش یافته است

00:24:55.190 --> 00:24:56.940
اما تولید داخلی نزول کرده است

00:24:56.940 --> 00:24:57.794
چون میبینید که

00:24:57.819 --> 00:25:04.040
قیمت جدید با منحنی عرضه
در نقطه Qt تلاقی کرده است

00:25:04.040 --> 00:25:07.594
بنابراین اتفاقی که می افتد این
است که در آن قیمت کمتر جدید Pw

00:25:07.619 --> 00:25:10.180
تولیدکنندگان گل رز آمریکایی
در واقعی به اندازه قبل تولید نمیکنند

00:25:10.180 --> 00:25:15.420
بنابراین تولید داخلی ایالات
متحده از QA به Qt نزول میکند

00:25:15.420 --> 00:25:19.310
اما مصرف در ایالات متحده
از QA به Qt افزایش پیدا میکند

00:25:19.310 --> 00:25:22.330
ما به تفاوتش واردات است

00:25:22.330 --> 00:25:25.020
تولید از QA به Qt نزول میکند

00:25:25.020 --> 00:25:27.630
مصرف از QA به Qt افزایش پیدا میکند

00:25:27.630 --> 00:25:30.060
ما به تفاوتش واردات است

00:25:30.060 --> 00:25:33.645
و این اتفاقی است که زمانی که اجازه
واردات گل رز از کلمبیا را میدهیم، می افتد

00:25:33.670 --> 00:25:35.480
خوب تاثیراتش روی رفاه چیست؟

00:25:35.480 --> 00:25:38.300
بریم به شکل 19-5

00:25:38.300 --> 00:25:41.006
و چیزی که میتوانید
ببینید این است که میتوانیم

00:25:41.031 --> 00:25:42.100
تاثیراتش را روی رفاه نشانتان بدهیم

00:25:42.100 --> 00:25:44.858
پیش از این مازاد مصرف کننده W بود

00:25:44.914 --> 00:25:49.554
مازاد تولیدکننده X بعلاوه
آن مثلث سفید زیر X بود

00:25:49.639 --> 00:25:50.980
حالا چه اتفاقی افتاده است؟

00:25:51.040 --> 00:25:55.599
مازاد مصرف کننده به اندازه X بالا
رفته است چون آن را به دست آورده اند

00:25:55.624 --> 00:25:56.750
بعلاوه Z

00:25:56.750 --> 00:26:01.570
بنابراین مصرف کنندگان کل آن
ذوزنقه X بعلاوه Z را بدست آورده اند

00:26:01.570 --> 00:26:06.420
تولیدکنندگان X را از دست داده اند

00:26:06.420 --> 00:26:08.892
تولیدکنندگان آن ذوزنقه X را از دست داده اند

00:26:09.343 --> 00:26:12.900
بنابراین در مجموع کل آن
مثلث Z را به دست آورده ایم

00:26:13.035 --> 00:26:16.194
Z کل آن مثلث در دو طرف خط مقطع است

00:26:16.260 --> 00:26:18.459
بنابراین کل Z  را به دست آورده ایم

00:26:18.527 --> 00:26:20.105
مصرف کنندگان X بعلاوه Z را به دست آورده اند

00:26:20.130 --> 00:26:23.019
تولیدکنندگان X را از دست داده اند
ما Z را به دست آورده ایم

00:26:23.458 --> 00:26:30.550
بنابراین در مجموع رفاه را
در ایالات متحده افزایش داده ایم

00:26:30.550 --> 00:26:35.137
پس در اصل مصرف کنندگان سود
کرده اند و تولیدکنندگان ضرر کرده اند

00:26:35.170 --> 00:26:36.480
و مشکل اینجاست

00:26:36.480 --> 00:26:39.070
مشکل سیاسی ای که با آن مواجه هستیم
و به این موضوع بازخواهم گشت

00:26:39.070 --> 00:26:41.500
چیزی که میبینید این است که مصرف کنندگان
سود میکنند و تولیدکنندگان ضرر میکنند

00:26:41.500 --> 00:26:45.550
اما در این منطق مصرف کنندگان بیش از
آنچه تولیدکنندگان ضرر میکنند، سود میکنند

00:26:45.550 --> 00:26:49.793
بنابراین مجموع مازاد اجتماعی بالا رفته است

00:26:50.255 --> 00:26:53.060
حالا این شد مورد واردات

00:26:53.060 --> 00:26:53.970
صادرات چطور میشود؟

00:26:53.970 --> 00:26:57.045
اگر واردات به نفعمان باشد
آیا صادرات به ضررمان خواهد بود؟

00:26:57.070 --> 00:26:58.800
الان گفتیم که واردات به سودمان خواهد بود

00:26:58.800 --> 00:26:59.470
صادرات چطور؟

00:26:59.470 --> 00:27:03.770
بریم در شکل 19-6 ببینیمش

00:27:03.770 --> 00:27:06.720
شکل 19-6 نشان میدهد که در
شرایط صادرات چه اتفاقی می افتد

00:27:06.720 --> 00:27:09.311
دوباره از نقطه A شروع میکنیم

00:27:09.723 --> 00:27:13.990
نقطه A که برآیند داخلی است

00:27:14.410 --> 00:27:18.352
حالا داریم در مورد رایانه صحبت میکنیم

00:27:18.400 --> 00:27:21.100
پس حالا ایالات متحده
قرار است رایانه صادر کند

00:27:21.100 --> 00:27:26.424
این به این معناست که عرضه رایانه

00:27:26.921 --> 00:27:29.560
به مردم در ایالات متحده کاهش پیدا خواهد کرد

00:27:29.560 --> 00:27:29.890
چرا؟

00:27:29.890 --> 00:27:31.910
چون مقادیری از رایانه ها قرار است صادر شوند

00:27:31.910 --> 00:27:34.419
بنابراین قبلا اینطور بود
که مصرف کنندگان آمریکایی

00:27:34.496 --> 00:27:37.756
میتوانستند از آن عرضه داخلی استفاده کنند...

00:27:37.960 --> 00:27:40.390
تولیدکنندگان آمریکایی از منحنی
عرضه داخلی استفاده میکردند

00:27:40.415 --> 00:27:43.785
و تقاضای داخلی در نقطه A با آن تلاقی میکرد

00:27:43.840 --> 00:27:49.237
تولیدکنندگان داخلی مقادیری از رایانه
ها را به ژاپن، چین و کلمبیا صادر میکنند

00:27:49.380 --> 00:27:52.710
در نتیجه عرضه کاهش پیدا میکند

00:27:52.710 --> 00:27:53.820
چون به اندازه قبل رایانه نداریم

00:27:53.820 --> 00:27:55.410
تا در ایالات متحده بفروش برسانیم

00:27:55.410 --> 00:27:58.070
این یعنی قیمت افزایش پیدا میکند

00:27:58.070 --> 00:28:01.640
بنابراین به دلیل صادرات بهای
بیشتری برای رایانه های خود میپردازیم

00:28:01.640 --> 00:28:02.791
و یکجورایی منطقی است، درسته؟

00:28:02.847 --> 00:28:03.910
مقادیری رایانه تولید میکنند

00:28:03.910 --> 00:28:05.809
اگر تقاضای بالایی در
جای دیگری وجود داشته باشد

00:28:05.834 --> 00:28:08.170
و ما هم رایانه بخواهیم،
باید بهای بیشتری بپردازیم

00:28:08.195 --> 00:28:11.840
چون برای خرید آن رایانه
ها با دیگر افراد رقابت میکنیم

00:28:11.840 --> 00:28:14.940
بنابراین حالا منحنی
عرضه به بالا میل کرده است

00:28:14.940 --> 00:28:20.016
و حالا به اینجا میرسیم که
مصرف کنندگان آمریکایی

00:28:20.143 --> 00:28:26.729
تنها مقادیر Ct رایانه به قیمت
جدید و بالاتر Pw میخواهند

00:28:26.920 --> 00:28:36.981
اما جهان حالا میگوید که ما کل
مقادیر رایانه های موجود را میخواهیم

00:28:37.006 --> 00:28:39.810
ما کل مقادیر رایانه ها را
که Qt است را میخواهیم

00:28:39.810 --> 00:28:43.020
بنابراین در آن قیمت جهانی که Pw است

00:28:43.020 --> 00:28:46.092
تولیدکنندگان داخلی میگویند بسیار
خوب در آن قیمت جدید و بالاتر Pw

00:28:46.150 --> 00:28:49.490
من خوشحال خواهم شد که Qt رایانه تولید کنم

00:28:49.490 --> 00:28:51.588
بنابراین کاری که میکنم این
است که مقادیر Qt تولید میکنم

00:28:51.779 --> 00:28:55.869
مقادیر Qt منهای Ct را
به جاهای دیگر صادر میکنم

00:28:56.035 --> 00:28:58.585
و مصرف کنندگان آمریکایی
مقادیر Ct را مصرف خواهند کرد

00:28:58.610 --> 00:29:01.440
بنابراین به ضرر مصرف کنندگان میشود

00:29:01.440 --> 00:29:03.130
بنابراین برخلاف واردات که
به سود مصرف کنندگان بود

00:29:03.130 --> 00:29:04.010
اینجا به ضرر مصرف کنندگان است

00:29:04.035 --> 00:29:05.355
پس آیا تجارت امر بدی است؟

00:29:05.960 --> 00:29:06.890
خوب، نه

00:29:06.890 --> 00:29:07.890
تجارت امر بدی نیست

00:29:08.052 --> 00:29:09.409
اما در نهایت

00:29:09.434 --> 00:29:13.853
تولیدکنندگان داخلی بیش از ضرر
مصرف کنندگان داخلی، سود خواهند کرد

00:29:14.085 --> 00:29:16.120
در نهایت از صادرات نفع خواهیم برد

00:29:16.120 --> 00:29:20.176
اما در این مورد مصرف کنندگان
ضرر میکنند و تولیدکنندگان سود میکنند

00:29:20.383 --> 00:29:23.000
پس اساسا جامعه در هر دو صورت سود میکند

00:29:23.000 --> 00:29:24.841
جامعه با واردات سود میکند

00:29:24.866 --> 00:29:27.390
چون مصرف کنندگان بیش از
ضرر تولیدکنندگان، سود میکنند

00:29:27.470 --> 00:29:29.420
جامعه با صادرات سود میکند

00:29:29.420 --> 00:29:36.490
چون تولیدکنندگان بیش از
ضرر مصرف کنندگان، سود میکنند

00:29:36.490 --> 00:29:38.748
پس این به این معناست که

00:29:38.846 --> 00:29:42.630
هر نوع تجارت به نفع ایالات متحده خواهد بود

00:29:42.926 --> 00:29:46.040
اما همچنین لاجرم باعث ضرر عده ای میشود

00:29:46.040 --> 00:29:47.570
 هر نوع تجارت به نفع ایالات متحده خواهد بود

00:29:47.595 --> 00:29:50.755
اما لاجرم باعث ضرر عده ای میشود

00:29:50.953 --> 00:29:56.260
و مشکل اینجاست که صدای آن عده ای که
ضرر میکنند در روند سیاسی، بسیار رسا است

00:29:56.990 --> 00:29:59.940
و آن افرادی که سود
میبرند آنقدرها دخالت نمیکنند

00:29:59.940 --> 00:30:04.415
برای مثال اگر از مصرف
کنندگان آمریکایی نظرسنجی کنیم

00:30:04.463 --> 00:30:07.580
و بگوییم چقدر پول کمتری برای
خرید سویتشرت هایتان میپردازید

00:30:07.580 --> 00:30:10.390
چون پوشاک را از چین وارد میکنیم

00:30:10.390 --> 00:30:11.840
نمیدانند که چقدر است

00:30:11.840 --> 00:30:13.416
شاید بگویند یکی دو دلار

00:30:13.441 --> 00:30:15.155
در صورتی که در واقع شاید خیلی بیشتر باشد

00:30:15.180 --> 00:30:16.973
شاید بگوید نمیدانم 10 درصد
بهای کمتری پرداخت میکنند

00:30:16.998 --> 00:30:18.908
در صورتی در واقع شاید 50 درصد باشد

00:30:19.492 --> 00:30:23.371
اما اگر از تولیدکنندگان پوشاک آمریکا یا آنهایی
که از این کسب و کار خارج شده اند نظرسنجی کنیم

00:30:23.396 --> 00:30:25.587
و از آنها بپرسیم که در اثر واردات
از چین چقدر ضرر کرده اید؟

00:30:25.612 --> 00:30:27.933
دقیقا میزان ضررشان را اعلام میکنند

00:30:27.958 --> 00:30:29.780
در جواب آن را 10 برابر اعلام میکنند

00:30:29.780 --> 00:30:31.372
اما دقیقا میدانند که چقدر ضرر کرده اند

00:30:31.411 --> 00:30:34.980
و میروند سراغ سیاستمداران و میگویند ما
داریم فرصت های شغلی را از دست میدهیم

00:30:34.980 --> 00:30:38.995
و مصرف کنندگان نمیروند بگویند ما داریم
سویتشرت های ارزانتری مصرف میکنیم

00:30:39.020 --> 00:30:44.202
در نتیجه بازخورد منفی بسیاری

00:30:44.277 --> 00:30:48.500
بویژه بر ضد واردات به وجود می آید

00:30:48.500 --> 00:30:55.045
بنابراین این موضوع به
سیاست هایی می انجامد که

00:30:55.102 --> 00:30:58.560
واردات به کشورهایی مانند
ایالات متحده را محدود میکند

00:30:58.560 --> 00:31:02.531
سیاست هایی مانند تعرفه گذاری

00:31:05.254 --> 00:31:08.716
که در اصل مالیاتی هستند

00:31:08.741 --> 00:31:14.761
تعرفه هایی که در اصل مالیات بر کالایی هستند که
روی کالاهای وارداتی به ایالات متحده گذاشته میشود

00:31:15.030 --> 00:31:17.440
که مالیاتی هستند که بر روی کالاهای
وارداتی به ایالات متحده گذاشته میشود

00:31:17.440 --> 00:31:21.055
یا مقررات گمرکی ای که میزان

00:31:21.080 --> 00:31:24.821
کالاهایی که شرکت ها میتوانند به
ایالات متحده صادر کنند را محدود میکند

00:31:25.209 --> 00:31:28.463
برای مثال، فرض کنیم که ایالات متحده

00:31:28.672 --> 00:31:32.715
فکر میکنم تا الان باید
بدانید که با منطقی که داریم

00:31:32.740 --> 00:31:34.471
از آنجایی که گفتم تجارت آزاد امر خوبی است

00:31:34.496 --> 00:31:35.956
این سیاست ها امر خوبی نیستند

00:31:36.355 --> 00:31:37.599
و از آنجایی بد خواهند بود که...

00:31:37.624 --> 00:31:39.225
چیزهایی مانند تعرقه واردات بد هستند

00:31:39.250 --> 00:31:45.085
چون بیش از آنکه به تولیدکنندگان آمریکایی
کمک کند، به مصرف کنندگان آمریکایی ضرر میزند

00:31:45.110 --> 00:31:52.310
برای دیدن این موضوع بریم به شکل 19-8

00:31:52.310 --> 00:31:55.694
بیاید ببینیم با تعرفه
گذاری چه اتفاقی می افتد

00:31:55.860 --> 00:31:59.345
حالا اینجا، ما در ابتدا...

00:31:59.434 --> 00:32:02.384
این میگوید که...

00:32:02.462 --> 00:32:03.976
حالا نقطه شروعمان زمانی
است که تجارت وجود دارد

00:32:04.000 --> 00:32:08.191
بنابراین در شرایطی که تجارت
وجود دارد میزان C1 تولید میکنیم

00:32:08.292 --> 00:32:10.956
که جایی است که تقاضای داخلی
با عرضه جهانی برابری میکند

00:32:11.059 --> 00:32:14.249
در قیمت Pw

00:32:14.440 --> 00:32:16.270
این برای شرایطی است که تجارت صورت میپذیرد

00:32:16.270 --> 00:32:20.090
حالا دولت ایالات متحده
وارد میشود و تعرفه میگذارد

00:32:20.090 --> 00:32:24.875
و میگوید که تعرفه ما به تفاوت
قیمت Pw و Pt خواهد بود

00:32:24.900 --> 00:32:26.120
این میشود مقدار تعرفه

00:32:26.120 --> 00:32:29.725
در واقع قیمت را به Pt افزایش میدهند

00:32:30.142 --> 00:32:33.936
در واقع روی گل های رز
وارداتی از کلمبیا مالیات وضع میکنند

00:32:34.161 --> 00:32:38.114
تاثیری که این موضوع دارد این
است که یعنی حالا مصرف کنندگان

00:32:38.139 --> 00:32:42.369
در آن قیمت بالاتر تنها
مقادیر C2 گل رز میخواهند

00:32:42.690 --> 00:32:44.800
این جاست که عرضه با تقاضا تلاقی میکند

00:32:44.800 --> 00:32:47.610
بنابراین بدون تعرفه مقادیر
C1 گل رز میخواستند

00:32:47.610 --> 00:32:50.426
اما حالا با تعرفه با تقاضا
در نقطه C2 تلاقی میکند

00:32:50.451 --> 00:32:53.878
مصرف کنندگان تنها C2 گل رز میخواهند

00:32:54.360 --> 00:32:58.653
تولیدکنندگان با توجه به
اینکه باید تعرفه را بپردازند

00:32:58.815 --> 00:33:03.086
تنها مقادیر Q2 گل رز تولید خواهند کرد

00:33:03.883 --> 00:33:10.915
ببخشید، اشتباه گفتم، تولیدکنندگان داخلی
حالا مقادیر Q2 گل رز تولید خواهند کرد

00:33:10.940 --> 00:33:12.750
چون الان قیمت بالاتری دریافت میکنند

00:33:12.750 --> 00:33:16.220
بنابراین مصرف کنندگان داخلی
مقادیر کمتری مصرف میکنند

00:33:16.220 --> 00:33:18.750
تولیدکنندگان داخلی بیشتر تولید میکنند

00:33:18.750 --> 00:33:20.060
چون حالا قیمت ها بالاتر هستند

00:33:20.060 --> 00:33:22.310
و الان میتواند دوباره آن گلخانه
های مخصوص را دوباره باز کرد

00:33:22.310 --> 00:33:23.950
الان ارزشش را دارد

00:33:23.950 --> 00:33:26.870
و در نهایت میرسیم به مقادیر
واردات بسیار کمتر از پیش

00:33:26.870 --> 00:33:28.790
بنابراین در این مورد تعرفه جواب داده است

00:33:28.790 --> 00:33:31.735
بنابراین از این نظر که هدف تعرفه
کاهش واردات بوده باشد، جواب داده است

00:33:31.760 --> 00:33:34.820
مصرف کنندگان مقادیر
کمتری از کلمبیا تقاضا میکنند

00:33:34.820 --> 00:33:37.190
تولیدکنندگان خوشحال
خواهند بود که بیشتر تولید کنند

00:33:37.190 --> 00:33:39.270
در نتیجه واردات کاهش پیدا میکند

00:33:39.270 --> 00:33:41.520
بنابراین از این نظر تعرقه جواب داده است

00:33:41.520 --> 00:33:44.110
باعث کاهش واردات شد

00:33:44.110 --> 00:33:45.280
اما چه تاثیری روی رفاه میگذارد؟

00:33:45.280 --> 00:33:50.620
این مورد را در شکل آخرمان، شکل 19-9 میبینیم

00:33:51.090 --> 00:33:52.280
چه تاثیری روی رفاه میگذارد؟

00:33:52.398 --> 00:33:55.968
خوب چیزی که شاهد آن هستیم
این است که تولیدکنندگان داخلی

00:33:56.088 --> 00:33:58.983
ذوزنقه A را به دست آورده اند

00:33:59.182 --> 00:34:05.221
مازاد تولیدکننده که آن
مثلث کوچک سفید زیر A بود

00:34:05.312 --> 00:34:07.040
تبدیل به کل آن مثلث شد

00:34:07.040 --> 00:34:08.921
که شامل A و بخش زیرین آن میشود

00:34:08.946 --> 00:34:12.418
بنابراین مازاد تولیدکننده شان تبدیل به A شد

00:34:12.443 --> 00:34:15.010
میزان A مازاد تولیدکننده به دست آوردند

00:34:15.010 --> 00:34:17.389
اما مصرف کنندگان خیلی از دست داده اند

00:34:17.389 --> 00:34:23.230
کل ذوزنقه ی A بعلاوه B بعلاوه
C بعلاوه D را از دست داده اند

00:34:23.387 --> 00:34:26.687
کل آن ذوزنقه را با بالا
رفتن قیمت از دست داده اند

00:34:26.830 --> 00:34:29.134
و حالا یک بازیگر دیگر داریم که دولت است

00:34:29.159 --> 00:34:30.300
دولت درآمدزایی کرده است درسته؟

00:34:30.300 --> 00:34:31.670
این در واقع مالیات است

00:34:31.670 --> 00:34:32.630
دولت چقدر درآمد خواهد داشت؟

00:34:32.630 --> 00:34:37.045
خوب به اندازه ما به تفاوت Pt منهای
Pw روی تمام واردات مالیات گذاشته ایم

00:34:37.070 --> 00:34:40.242
بنابراین دولت آن مثلث C را کسب کرده است

00:34:40.512 --> 00:34:44.114
دولت مقدار C را به دلیل مالیاتی که
روی تعرفه میگیرد، کسب کرده است

00:34:44.139 --> 00:34:49.820
بنابراین به شکل خالص جامعه به
اندازه B بعلاوه D ضرر کرده است

00:34:49.820 --> 00:34:53.489
مصرف کنندگان کل A بعلاوه B
بعلاوه C بعلاوه D را از دست داده اند

00:34:53.489 --> 00:34:54.650
تولیدکنندگان بخشی از آن را به دست آورده اند

00:34:54.650 --> 00:34:55.770
دولت هم بخشی از آن را به دست آورده است

00:34:55.932 --> 00:34:57.690
اما بخشی از آن تبدیل به رفاه از دست رفته شد

00:34:57.690 --> 00:35:00.080
مبادلاتی که میتوانست به
نفع مصرف کنندگان باشد

00:35:00.367 --> 00:35:04.097
و میتوانست به نفع تولیدکنندگان
جهانی باشد، و اتفاق نمیافتند

00:35:04.795 --> 00:35:07.001
بنابراین تعرفه اثر خود را گذاشت

00:35:07.051 --> 00:35:10.030
باعث کاهش واردات شد

00:35:10.513 --> 00:35:14.880
اما همزمان مازاد اجتماعی را نیز کاهش داد

00:35:14.880 --> 00:35:21.460
بنابراین محدودیت بر سر
راه تجارت رفاه را کاهش میدهد

00:35:21.460 --> 00:35:24.065
و به این دلیل است که اقتصاددان
ها تجارت آزاد را میپسندند

00:35:24.286 --> 00:35:27.779
چون محدودیت بر سر راه
تجارت رفاه را کاهش میدهد

00:35:28.879 --> 00:35:32.119
خوب سوالی در این مورد هست؟

00:35:32.976 --> 00:35:37.300
از اینها گذشته، این چیزی است
که ما به آن میگوییم تحلیل ایستا

00:35:37.300 --> 00:35:44.095
اگر دولت ایالات متحده رای به تعرفه گذاری روی گل ها رز
وارداتی از کلمبیا بدهد، چه اتفاق دیگری ممکن است بیافتد؟

00:35:44.120 --> 00:35:45.324
چه چیز دیگری ممکن است اتفاق بیافتد؟

00:35:46.121 --> 00:35:46.540
بله؟

00:35:46.540 --> 00:35:49.420
کلمبیا هم ممکن است رای به گذاشتن
تعرفه روی کالاهای آمریکایی بدهد

00:35:49.420 --> 00:35:53.885
ممکن است کلمبیا رای به تعرفه گذاری
روی رایانه های وارداتی از ایالات متحده بدهد

00:35:54.371 --> 00:35:57.320
که مسلما به ضرر مصرف
کنندگان کلمبیایی خواهد بود

00:35:57.320 --> 00:36:00.140
اما همچنین به ضرر تولیدکنندگان
ایالات متحده هم خواهد بود

00:36:00.140 --> 00:36:04.180
بنابراین از نظر ایالات
متحده حتی بدتر هم خواهد بود

00:36:04.180 --> 00:36:05.660
فکرش را بکنید...

00:36:05.660 --> 00:36:08.250
روی رز های کلمبیایی تعرفه
میگذاریم که به ضررمان است

00:36:08.250 --> 00:36:11.927
کلمبیا روی رایانه های آمریکایی تعرفه
میگذارد که بیشتر به ضررمان میشود

00:36:11.952 --> 00:36:13.777
به کلمبیایی ها هم ضرر وارد میکند
ولی آن ها برایمان اهمیتی ندارند

00:36:13.802 --> 00:36:15.040
خودمان برایمان اهمیت داریم

00:36:15.040 --> 00:36:16.790
بیشتر به ما ضرر وارد میکند

00:36:16.790 --> 00:36:18.768
بنابراین به شکل پویا،
محدودیت تجارت میتواند حتی

00:36:18.792 --> 00:36:21.115
بدتر از چیزی باشد که در
این نمودار نشان داده شده است

00:36:21.140 --> 00:36:24.053
اگر باعث جنگ تجاری شود

00:36:24.211 --> 00:36:27.500
در واقع در نهایت میتوان به نتایجی بدتر از
آن چیزی که در این نمودار نشان داده شده، رسید

00:36:27.500 --> 00:36:29.960
بنابراین زمانی که در مورد چرایی علاقه
اقتصاددانان به تجارت آزاد صحبت میکنیم...

00:36:29.960 --> 00:36:34.745
بخشی از آن به این خاطر است که نفع
مصرف کنندگان بیش از ضرر تولید کنندگان است

00:36:34.770 --> 00:36:39.400
اما بخشی از آن به این خاطر است که
تجارت آزاد، تجارت آزاد به همراه می آورد

00:36:39.400 --> 00:36:42.740
و صادرات نیز به نفع ما است

00:36:42.740 --> 00:36:47.516
بنابراین با تجارت آزاد نه تنها رفاه خود
را با اجازه دادن به واردات افزایش میدهیم

00:36:47.684 --> 00:36:49.865
همچنین با اجازه دادن به صادرات
بیشتر نیز رفاهمان را افزایش میدهیم

00:36:49.890 --> 00:36:54.334
و در واقع تولیدکنندگان
به عنوان یک طبقه اجتماعی

00:36:54.397 --> 00:36:57.795
اگر بتوانند دور هم جمع شوند
و تعادلی تعاملی داشته باشند

00:36:57.967 --> 00:36:59.907
ممکن است بدون محدودیت بر
تجارت، اوضاع خوبی داشته باشند

00:37:00.066 --> 00:37:02.158
چون اگر تولیدکنندگان رایانه
و گل رز جمع شوند و بگویند

00:37:02.183 --> 00:37:05.660
صبر کنید ببینم، به شکل خالص
میتوانیم از تجارت آزاد تفع ببریم

00:37:05.660 --> 00:37:06.750
به شکل خالص از تجارت آزاد نفع میبریم

00:37:06.750 --> 00:37:09.320
بیاید جمع شویم و توافق کنیم

00:37:09.525 --> 00:37:13.225
اما البته میدانیم که اجرایی کردن این
تعادل تعاملی بسیار دشوار خواهد بود

00:37:13.250 --> 00:37:15.340
و به این خاطر است که گروه
های مختلفی از تولیدکنندگان را داریم

00:37:15.340 --> 00:37:17.610
گروه تولیدکنندگان گل رز را داریم
که با نمایندگان مجلس لابی میکنند

00:37:17.610 --> 00:37:21.865
بعد آن ها از دفتر نماینده خارج میشوند و
تولیدکنندگان رایانه می آیند و برعکس لابی میکنند

00:37:21.890 --> 00:37:24.760
بنابراین تولیدکنندگانی را داریم
که برای مسائل متفاوت لابی میکنند

00:37:24.760 --> 00:37:28.155
بسته به اینکه با واردات رقابت
میکنند یا اینکه صادرات دارند

00:37:28.180 --> 00:37:31.126
له و علیه محدودیت های
تجارت آزاد لابی میکنند

00:37:33.570 --> 00:37:38.220
از اینحا گذشته، یک چیز
دیگر را هم از قلم انداختیم

00:37:38.220 --> 00:37:39.800
یک چیز دیگر است که از قلم انداخته ایم

00:37:39.800 --> 00:37:42.720
خوب، در مورد رفاه از دست رفته صحبت کردیم

00:37:42.720 --> 00:37:44.150
در مورد جنگ ها تجاری صحبت کردیم

00:37:44.150 --> 00:37:46.205
بیاید مسئله سوم را در نظر بگیریم

00:37:46.230 --> 00:37:48.485
بیاید یک لحظه فرض کنیم که
آمریکایی های خودخواهی نیستیم

00:37:48.510 --> 00:37:51.180
و در واقع بقیه جهان هم برایمان اهمیت دارند

00:37:51.180 --> 00:37:54.583
سومین چیزی که از قلم انداختیم این است
که با اجازه دادن به تجارت آزاد با کلمبیا

00:37:54.608 --> 00:37:58.382
به نفع کلمبیا هم خواهد بود

00:37:58.910 --> 00:38:02.466
بنابراین نه تنها با واردات گل های
رز کلمبیایی رفاه خود را بهبود بخشیدیم

00:38:02.491 --> 00:38:04.750
رفاه آن ها را هم بهبود داده ایم

00:38:04.750 --> 00:38:05.935
و کلمبیا کشور فقیری است

00:38:05.960 --> 00:38:08.660
و باید از بهبود بخشیدن به
رفاه آن ها هم خوشحال باشیم

00:38:08.660 --> 00:38:10.420
وقتی که تجارت آزاد در
ویتنام را در نظر میگیریم

00:38:10.420 --> 00:38:12.620
این به معنای بیشتر کردن
استفاده از کودکان کار است

00:38:12.620 --> 00:38:14.749
با اجازه دادن به واردات برنج از ویتنام

00:38:14.780 --> 00:38:18.247
ما زندگی کودکان ویتنامی را بهبود بخشیده ایم

00:38:18.390 --> 00:38:20.746
بنابراین جدای از اینکه
زندگی خود را بهتر کرده ایم

00:38:20.771 --> 00:38:23.780
زندگی کشورهای دیگر را نیز بهتر کرده ایم

00:38:23.780 --> 00:38:26.270
بنابراین برای چرایی اجازه داده
به تجارت آزاد، سه دلیل وجود دارد

00:38:26.270 --> 00:38:27.506
اول به دست آوردن رفاه است

00:38:27.531 --> 00:38:29.549
بعد به دست آوردن رفاه به شکل پویا است

00:38:29.574 --> 00:38:34.388
و در آخر این حقیقت است که ممکن است
برای رفاه دیگر کشورها هم اهمیت قائل شویم

00:38:35.234 --> 00:38:43.003
بنابراین در نتیجه در طول زمان تاکید زیادی
روی افزایش تجارت آزاد وجود داشته است

00:38:43.145 --> 00:38:46.965
از جانب اقتصاددان هایی که برای سالیان زیادی از
اقتصاددان های ابتدایی تا حال این مسائل را مطرح کرده اند

00:38:47.098 --> 00:38:50.520
اما در 20 سال گذشته
پیشرفت های بسیاری داشته ایم

00:38:50.545 --> 00:38:54.906
و بویژه منشا بزرگی از
این پیشرفت نفتا بوده است

00:38:56.430 --> 00:38:58.790
توافق تجارت آزاد آمریکای شمالی

00:38:58.790 --> 00:39:00.520
که در دوره کلینتون به تصویب رسید

00:39:00.520 --> 00:39:06.695
که اساسا موانع تجارت میان کانادا،
ایالات متحده و مکزیک را از میان برد

00:39:06.720 --> 00:39:08.050
در گذشته موانع بسیاری بر
سر راه تجارت وجود داشت

00:39:08.050 --> 00:39:10.200
ما روی الوار کانادا مالیات میبستیم

00:39:10.200 --> 00:39:11.950
آن ها روی رایانه های ما مالیات میگذاشتند

00:39:11.950 --> 00:39:15.620
ما روی کالاهایی که مکزیک به
ما صادر میکند مالیات میگذاشتیم

00:39:15.620 --> 00:39:17.020
آن ها روی کالاهای ما مالیات میگذاشتند

00:39:17.020 --> 00:39:17.880
اوضاع نابسامانی بود

00:39:18.237 --> 00:39:21.450
در اصل نفتا گفت که همه این ها را حذف میکنیم

00:39:21.450 --> 00:39:24.829
بیاید یک توافع تعاملی داشته باشیم

00:39:24.854 --> 00:39:28.664
بیاید یک توافق تعاملی
داشته باشیم که از طریق آن

00:39:28.712 --> 00:39:30.371
همه روی حذف موانع تجارت توافق میکنیم

00:39:30.396 --> 00:39:33.500
و از طریق آن همه سود میکنیم

00:39:33.500 --> 00:39:35.590
و به نظر می آید که این کار بسیار آسانی باشد

00:39:35.664 --> 00:39:36.970
اما اوضاع بسیار بهم ریخت

00:39:36.970 --> 00:39:38.370
و بسیار دشوار بود

00:39:38.370 --> 00:39:44.605
از این جهت دشوار بود که حالا گروه هایی در
تمام این کشورها داشتیم که مخالف توافق بودند

00:39:44.630 --> 00:39:48.225
تولیدکنندگان رایانه کانادایی
را داشتیم که ناراضی بودند

00:39:48.250 --> 00:39:50.340
تولیدکنندگان رایانه مکزیکی
را داشتیم که ناراضی بودند

00:39:50.340 --> 00:39:53.160
صنعت الوار ایالات متحده
را داشتیم که ناراضی بودند

00:39:53.160 --> 00:40:00.925
و مشکلات و مسائلی بسیاری در میان آمد
چون در هر طرف گروه هایی مخالف وجود داشتند

00:40:00.950 --> 00:40:03.522
و دلیل اینکه توافق های تجارت
آزاد بسیار دشوار هستند...

00:40:03.560 --> 00:40:05.020
البته در نهایت نفتا تصویب شد

00:40:05.020 --> 00:40:10.661
و با توجه به اکثر مقیاس‌ها
موفقیت بزرگی بوده است

00:40:10.686 --> 00:40:13.890
اما در نهایت مشکل اصلی در اینجا

00:40:14.100 --> 00:40:16.420
شکست دیگری در سیاست گذاری دولتی است

00:40:17.150 --> 00:40:20.168
این شکست عدم توانایی موثر دولت در

00:40:20.193 --> 00:40:25.235
گرفتن مالیات از منتفعان و جبران
خسارت متضرران تجارت بین المللی است

00:40:25.260 --> 00:40:26.550
به این معنا که...

00:40:26.550 --> 00:40:31.285
اگر دولت بتوانند دقیقا به آن
شکلی که من طراحی میکنم عمل کند

00:40:31.310 --> 00:40:35.184
اتفاقی که می افتد این است که
روی سویتشرت مالیات میگذاریم

00:40:35.335 --> 00:40:37.592
و پولی که از مالیات
سویتشرت به دست می آید را

00:40:37.617 --> 00:40:42.532
صرف جبران خسارت افرادی که
در صنعت پوشاک کار میکنند، میکنیم

00:40:42.794 --> 00:40:45.288
و اگر اینکار را میکردیم

00:40:45.497 --> 00:40:47.920
میتوانیم وضعشان را خیلی بهتر
از زمانی کنیم که تعرفه وضع میشود

00:40:47.920 --> 00:40:49.002
بنابراین اگر دو برآیند را در نظر بگیریم

00:40:49.027 --> 00:40:52.300
یکی اینکه سویتشرت چینی وارد نکنیم

00:40:52.300 --> 00:40:54.948
و دیگری اینکه واردشان کنیم
اما مالیات کمی رویش بگذاریم

00:40:54.973 --> 00:40:59.200
بغذ از آنکه وارد شدند نه تعرفه
ببخشید روی تمام سویتشرت ها نه فقط چینی ها

00:40:59.200 --> 00:41:01.180
روی تمام سویتشرت ها مالیات کمی بگذاریم

00:41:01.180 --> 00:41:04.335
از چین سویتشرت وارد میکنیم و بعد
روی تمام سویتشرت ها مالیات میگذاریم

00:41:04.360 --> 00:41:08.915
و از مالیات سویتشرت ها برای جبران خسارت افرادی که
در صنعت پوشاک کارشان را از دست داده اند استفاده کنیم

00:41:08.940 --> 00:41:11.183
این برای جامعه

00:41:11.433 --> 00:41:14.213
بهتر از شرایطی خواهد بود که از اول
اجازه ندهیم واردات سویتشرت صورت بگیرد

00:41:15.150 --> 00:41:18.971
بنابراین شکست اساسی در سیاست تجارت آزاد

00:41:18.996 --> 00:41:23.965
عدم توانایی دولت در جبران موثر خسارت
متضرران با مالیات گرفتن از منتفعان است

00:41:23.990 --> 00:41:28.620
چون همانطور که متضرران میدانند
چطور بروند و با مجلس لابی کنند

00:41:28.620 --> 00:41:31.545
متنفعان هم از مالیات بستن روی
سویتشرت ها عصبانی خواهند شد

00:41:31.570 --> 00:41:36.971
چون متوجه نیستند که دارند از طریق
واردات کلی پول صرفه جویی میکنند

00:41:36.996 --> 00:41:40.450
و در واقع یک رای دهنده معمول در آمریکا، ترجیح
میدهد رای به بستن راه واردات از چین بدهد

00:41:40.475 --> 00:41:43.622
تا اینکه رای به بستن مالیات
بر روی سویتشرت بدهند

00:41:43.931 --> 00:41:49.521
بنابراین در واقع به منطقی، اگر مجموعه
متمرکزی از متنفعان و متضرران داشته باشیم

00:41:49.555 --> 00:41:52.759
اگر مجموعه بسیار متمرکزی از متضرران

00:41:52.784 --> 00:41:55.111
در برابر مجموعه بسیار
پراکنده ای از متنفعان، ضرر کنند

00:41:55.198 --> 00:41:59.250
به کار انداختن این سیاست بسیار دشوار میشود

00:41:59.250 --> 00:42:00.880
مگر آنکه بتوان راهی پیدا کرد

00:42:00.929 --> 00:42:03.422
تا کاری کنیم که متنفعان،
خسارت متضرران را جبران کنند

00:42:03.630 --> 00:42:06.971
و گره ماجرا در اینجاست

00:42:07.305 --> 00:42:09.534
خوب... حالا...

00:42:10.300 --> 00:42:11.770
خوب سوالی در این مورد هست؟

00:42:11.770 --> 00:42:15.920
در مورد تجارت، توافقات
تجارت آزاد و این مسائل...

00:42:15.920 --> 00:42:21.537
حالا مسئله ای که میخواهم برای
چند دقیقه ای در موردش صحبت کنم

00:42:21.581 --> 00:42:25.400
یک مسئله پوشیده در این
توافقات تجارت آزاد است

00:42:25.400 --> 00:42:27.970
و اینکه چرا توافقاتی
مانند نفتا، دشوار هستند

00:42:27.970 --> 00:42:30.406
و دلیل اینکه دشوار هستند به این خاطر است که

00:42:30.564 --> 00:42:32.940
کلیت موضوع کاملا منطقی است

00:42:32.940 --> 00:42:35.093
توافقات تجارت آزاد بسیار منطقی هستند

00:42:35.177 --> 00:42:38.720
اگر که مزیت های نسبی متقنی، مانند
بیشتر بودن درخت در کانادا، وجود داشته باشد

00:42:38.720 --> 00:42:43.075
اما اگر منشا مزیت نسبی مکزیک،
بدرفتاریشان با کارگرانشان باشد، چه ؟

00:42:43.285 --> 00:42:45.590
اگر منشا مزیت نسبی چین این باشد که

00:42:45.590 --> 00:42:47.940
شرایط کار بسیار بد

00:42:47.940 --> 00:42:50.860
و شرایط محیطی بسیار بدی دارند، چه؟

00:42:50.860 --> 00:42:54.323
چین شرایط محیطی بسیار بدی دارد

00:42:54.348 --> 00:42:58.455
حتی زندگی در شهرهای
بزرگ چین بسیار خطرناک است

00:42:58.480 --> 00:43:00.250
شرایط کاری بسیار بد است

00:43:00.250 --> 00:43:02.690
حقوق ها بسیار بد است

00:43:02.690 --> 00:43:06.340
در نتیجه نیروی کار بسیار بسیار ارزان است

00:43:06.340 --> 00:43:08.610
بعد مسائل کمی بودار تر میشود

00:43:08.642 --> 00:43:12.140
چون اگر که نیروی کار
در چین و مکزیک ارزان است

00:43:12.165 --> 00:43:15.495
چون به شکل سنتی زندگی
در آنجا به این شکل بوده است

00:43:15.520 --> 00:43:18.766
در همان شرایط کاری و همان
شرایط محیطی، ارزان تر بوده اند

00:43:18.791 --> 00:43:19.430
بنابراین مشکلی نیست

00:43:19.430 --> 00:43:21.110
میشود مزیت نسبی

00:43:21.110 --> 00:43:24.004
اما اگر که به این خاطر ارزان است
که جمعیت کشور خود را استثمار میکنند

00:43:24.083 --> 00:43:27.451
آن ها را در شرایط کاری بسیار بد میگذارند
و با شرایط محیطی بسیار بدی مواجه میکنند

00:43:27.520 --> 00:43:29.720
در این صورت مسئله رفاه کمی پیچیده تر میشود

00:43:29.720 --> 00:43:32.400
از نقطه نظر ایالات متحده پیچیده تر نمیشود

00:43:32.400 --> 00:43:33.630
ایالات متحده...

00:43:33.630 --> 00:43:35.640
تحلیل رفاه ما دقیقا همان است که بوده

00:43:35.640 --> 00:43:38.840
از تجارت آزاد نفع ایستا و پویا میبریم

00:43:38.865 --> 00:43:40.491
اما از نقطه نظر جهانی

00:43:40.569 --> 00:43:42.474
حالا دیگر انقدر با اطمینان نمیتوانیم بگوییم

00:43:42.499 --> 00:43:45.189
که میخواهیم تولید بیشتر پوشاک در مکزیک

00:43:45.214 --> 00:43:46.684
یا تولید بیشتر پوشاک در چین را تشویق کنیم

00:43:47.245 --> 00:43:51.330
چون میتواند به استثمار
بیشتر جمعیت کشور بیانجامد

00:43:51.430 --> 00:43:55.855
حالا برمیگردیم به بحثم در مورد تجارت
آزاد با ویتنام و مسئله کودکان کار صحبت کردم

00:43:55.880 --> 00:44:00.693
اینکه اگر تجارت آزاد در واقع به
افزایش کار کودکان در ویتنام بیانجامد

00:44:00.944 --> 00:44:04.545
شاید نگران شویم که خوب
شاید چیز آنچنان خوبی هم نباشد

00:44:04.570 --> 00:44:05.905
بنابراین وقتی به اصل قضیه میرسیم

00:44:05.930 --> 00:44:11.455
نباید تنها مثلث و مربع های ساده ی
رفاه از دست رفته را در نظر بگیریم

00:44:11.480 --> 00:44:13.950
باید به مسائل اجتماعی
گسترده تر نیز فکر کنیم

00:44:13.950 --> 00:44:15.630
و باز هم اینجا پاسخی درست وجود دارد

00:44:15.630 --> 00:44:17.790
و این چیزی است که در مورد
توافق نفتا روی آن بسیار تلاش شد

00:44:17.790 --> 00:44:19.833
اینکه یکی از شرایط توافق نفتا

00:44:20.084 --> 00:44:21.919
این بود که ایالات متحده در حقیقت لابی کرد

00:44:21.944 --> 00:44:26.215
و به استانداردهای محیط کاری ای در مکزیک دست
پیدا کرد که به شکل ملموسی بهبود یافته بودند

00:44:26.240 --> 00:44:28.430
یکجورایی برعکس جنگ تجاری بود

00:44:28.430 --> 00:44:30.030
بجای آنکه دوری شررورانه باشد

00:44:30.111 --> 00:44:31.431
دوری نیکوکارانه بود

00:44:31.525 --> 00:44:34.581
در حقیقت زندگی کارگران
مکزیکی را بهبود بخشیدیم

00:44:34.640 --> 00:44:40.145
چون مکزیک برای رسیدن به نفع تجارت با ایالات
متحده، تمایل به انجام این کار را داشت

00:44:40.170 --> 00:44:48.174
بنابراین همانطور که محدود کردن تجارت با
مکزیک هم به ما و هم به مکزیک ضربه میزند

00:44:48.199 --> 00:44:50.031
گسترش تجارت با مکزیک

00:44:50.056 --> 00:44:53.730
و بعد گره زدن آن به
بهبود شرایط کاری و محیطی

00:44:53.851 --> 00:44:56.591
به واقع میتواند به بسیار
به نفع هر دو کشور باشد

00:44:56.790 --> 00:44:59.565
و اینجاست که دوباره تجارت بسیار جالب میشود

00:44:59.590 --> 00:45:01.180
و به این خاطر است که ادامه
تحصیل در آن ارزشمند است

00:45:01.180 --> 00:45:03.730
چون به سادگی چیزی که در این
نمودارها نشان داده شده است، نیست

00:45:03.730 --> 00:45:06.515
در آن باید منشا مزیت
های نسبی را در نظر گرفت

00:45:06.543 --> 00:45:12.571
و اینکه با توجه به منشا مزیت نسبی کشورها،
باید تجارت با آن ها را تشویق کنیم یا خیر

00:45:12.628 --> 00:45:15.246
و این یکجورایی موضوع بحث تجارت
آزاد در برابر تجارت منصفانه است

00:45:15.280 --> 00:45:16.590
برآیند آن بحث این است که...

00:45:16.590 --> 00:45:19.507
برآیند بحث میان تجارت آزاد در
برابر تجارت منصفانه این است که

00:45:19.532 --> 00:45:22.390
تجارت آزاد همیشه چیز خوبی است

00:45:22.390 --> 00:45:27.045
اما از ملاحظات تجارت منصفانه
میتوان در جهت گرفت جوابی بهتر

00:45:27.070 --> 00:45:31.060
از تنها تجارت آزاد بدون
قید و بند، استفاده کرد

00:45:31.060 --> 00:45:33.730
بنابراین در این بحث هر دو
طرف منطق قابل قبولی دارند

00:45:33.730 --> 00:45:37.200
خوب اجازه بدهید اینجا
کلاس را به اتمام برسانیم

00:45:37.200 --> 00:45:37.720
این شد موضوع تجارت بین الملل

00:45:37.720 --> 00:45:39.222
روز چهارشنبه بازخواهیم گشت

00:45:39.247 --> 00:45:41.976
و در مورد عدم قطعیت و اینکه آیا باید در
لاتاری شرکت کرد یا خیر، صحبت خواهیم کرد

