WEBVTT

00:00:26.156 --> 00:00:31.080
خوب امروز به بحثمان راجع
به چندانحصاری ادامه میدهیم

00:00:31.105 --> 00:00:33.280
بحثی که جلسه پیش شروع کردیم

00:00:33.280 --> 00:00:36.908
میخواهم به مثالی که جلسه
پیش استفاده کردیم، برگردم

00:00:36.933 --> 00:00:41.760
تا در مورد مثال رقابت کورنو بحث کنیم

00:00:41.760 --> 00:00:44.820
جلسه پیش با صحبت در
مورد نظریه بازی‌های عمومی

00:00:44.845 --> 00:00:47.975
و دوراهی زندانی و مفهوم
تعادل نش، شروع کردیم

00:00:48.000 --> 00:00:51.775
بعد رفتیم سراغ یک مثال خاص از رقابت کورنو

00:00:51.847 --> 00:00:56.395
روشی که میتوانیم مشخصا رقابت
دو شرکت در بازار را الگوسازی کنیم

00:00:56.420 --> 00:00:59.945
خوب، اگر مثال جلسه
پیش را به خاطر داشته باشید

00:01:00.266 --> 00:01:06.266
منحنی تقاضا به شکل p برابر
با 339 منهای Q را داشتیم

00:01:06.906 --> 00:01:08.913
p برابر با 339 منهای Q

00:01:09.171 --> 00:01:13.195
این هزاران مسافر در ماه است

00:01:13.220 --> 00:01:17.430
و یک هزینه حاشیه ای
برابر با 147 دلار داشتیم

00:01:17.455 --> 00:01:20.326
و هزینه حاشیه ای مسطح بود پس
هزینه میانگین برابر بود با هزینه حاشیه ای

00:01:20.351 --> 00:01:24.577
پس میشد برابر با 147
دلار برابر با هزینه میانگین

00:01:24.602 --> 00:01:27.517
پس هزینه حاشیه ای مسطح بود

00:01:28.070 --> 00:01:32.406
و بنابراین گفتیم که اگر شرکت انحصاری بود

00:01:32.431 --> 00:01:35.617
اگر هواپیمایی آمریکن شرکتی انحصاری بود

00:01:35.738 --> 00:01:39.008
درآمد حاشیه ای را برابر با
هزینه حاشیه ای قرار میدادند

00:01:39.033 --> 00:01:44.963
که میشد 339 منهای 2q برابر با 147

00:01:45.630 --> 00:01:49.475
و بنابراین شرکت انحصاری
مقادیری برابر با 96 را مقرر میکرد

00:01:49.555 --> 00:01:53.505
این مقادیر شرکت انحصاری با قیمت...

00:01:53.720 --> 00:02:00.475
بنابراین مقادیر شرکت انحصاری 96 و قیمتی
که شرکت انحصاری طلب میکند 243 دلار است

00:02:00.500 --> 00:02:04.140
پس این شد مورد شرکت انحصاری

00:02:04.140 --> 00:02:10.901
حل همچنین مسائل انحصاری چیزی است که برای
امتحان فردا شب باید خیلی باهاش آشنا باشید

00:02:10.926 --> 00:02:12.909
و بعد گفتیم که خوب، اما

00:02:12.934 --> 00:02:16.035
اگر که قبول کند که انحصاری
در کار نیست چه میشود؟

00:02:16.060 --> 00:02:17.160
یک شرکت دیگر در بازار وجود دارد

00:02:17.160 --> 00:02:19.450
یونایتد هم در بازار است

00:02:19.450 --> 00:02:23.110
در این صورت آمریکن باید
تقاضای رسوبی اش را در نظر بگیرد

00:02:23.110 --> 00:02:28.717
پس در این صورت میگوییم که
qA که تقاضای رسوبی آمریکن است

00:02:28.742 --> 00:02:30.953
برابر بود با مقادیر کل بازار که Q است

00:02:30.978 --> 00:02:34.678
منهای مقادیر جذب شده از
جانب یونایتد که qU است

00:02:35.270 --> 00:02:38.820
و جلسه پیش از لحاظ نموداری
نشان دادیم که این به چه می انجامد

00:02:38.820 --> 00:02:42.870
این جلسه هم باز شکل 16-3
را برای مرور بهتان دادیم

00:02:42.870 --> 00:02:47.821
مخلص کلام این بود که هر شرکت
یک منحنی بهترین پاسخ تشکیل میدهد

00:02:47.880 --> 00:02:52.030
هر شرکت میگوید که بر اساس عملکرد شرکت دیگر

00:02:52.060 --> 00:02:54.000
فلان قدر میشود بهترین سطح تولید من

00:02:54.000 --> 00:02:56.950
فلان قدر میشود سطح حداکثرساز تولید من

00:02:56.950 --> 00:02:59.498
و هر شرکت که منحنی خود را تشکیل دهد

00:02:59.619 --> 00:03:02.438
یک نقطه تعادلی به وجود می آید که
جایی است که دو منحنی تلاقی پیدا میکند

00:03:02.560 --> 00:03:04.505
چون در آن نقطه هر دو شرکت رضایت دارند

00:03:04.530 --> 00:03:06.632
به تعادل نش دست پیدا کرده ایم

00:03:06.702 --> 00:03:11.407
چون در آن نقطه هر دو شرکت
با راهبردی که بازی میکنند

00:03:11.432 --> 00:03:13.350
با توجه به نوع بازی شرکت دیگر، رضایت دارند

00:03:13.350 --> 00:03:19.473
بنابراین در آن نقطه تلاقی بهترین پاسخ
هر دو شرکت با یکدیگر در هماهنگی هستند

00:03:19.770 --> 00:03:22.410
و این چیزی بود که جلسه پیش
به شکل نموداری به آن رسیدم

00:03:22.410 --> 00:03:25.690
از لحاظ شهودی فکر میکنم
از همین منطق پیروی کند

00:03:25.690 --> 00:03:27.441
ایده آن این است که داریم
نوعی بازی انجام میدهیم

00:03:27.504 --> 00:03:30.535
و تنها برآیند پایدار بازی زمانی است که
هر دو شرکت از برآیند رضایت داشته باشند

00:03:30.560 --> 00:03:32.999
اگر از برآیند رضایت نداشته
باشیم به تغییر رفتار ادامه میدهیم

00:03:33.024 --> 00:03:34.670
و برآیند پایدار نخواهد بود

00:03:34.670 --> 00:03:38.895
پس حالا میخواهم توضیح دهم که چطور
میتوانیم از لحاظ ریاضیاتی حل اش کنیم

00:03:38.920 --> 00:03:43.901
پس بیاید در مورد ریاضیات حل این مورد
برای رسیدن به تعادل کورنو صحبت کنیم

00:03:44.530 --> 00:03:48.550
خوب، حالا ریاضیاتش این میشود که...

00:03:48.550 --> 00:03:52.130
تابغ تقاضای رسوبی هواپیمایی
آمریکن چه مقدار است؟

00:03:52.130 --> 00:04:00.384
خوب قیمتشان که pA است برابر
است با کل تقاضا که 339 است

00:04:00.409 --> 00:04:04.140
منهای عرضه خود آمریکن، منهای عرضه یونایتد

00:04:04.165 --> 00:04:06.924
بنابراین قیمتی که میگیرند...

00:04:06.949 --> 00:04:09.845
یا قیمت در بازار... قیمت
های مختص به خود ندارند

00:04:09.870 --> 00:04:14.350
قیمت بازار برابر خواهد بود با 339

00:04:14.350 --> 00:04:17.730
منهای میزان عرضه هر کدام

00:04:17.730 --> 00:04:20.962
حالا، آمریکن نمیتواند qU را کنترل کند

00:04:21.126 --> 00:04:25.080
آمریکن باید این مقادیر را به عنوان یک
فاکتور داده شده خارجی در نظر بگیرد

00:04:25.080 --> 00:04:26.950
این مقادیری است که به آن پاسخ میدند

00:04:26.950 --> 00:04:32.135
پس آمریکن میگوید، من باید بر اساس آنچه
میتوانم کنترل کنم که qA است، بهینه سازی کنم

00:04:32.264 --> 00:04:33.172
چطور این کار را میکند؟

00:04:33.197 --> 00:04:35.580
خوب، درآمد حاشیه ای را محاسبه میکند

00:04:35.580 --> 00:04:38.390
درآمد حاشیه ای p ضرب در qA است

00:04:38.390 --> 00:04:43.342
پس میشود 339qA منهای مجذور qA

00:04:43.476 --> 00:04:46.557
منهای qUqA

00:04:46.590 --> 00:04:47.840
فقط ضرب انجام میدهیم

00:04:48.280 --> 00:04:50.422
این درآمد حاشیه ای ...

00:04:50.546 --> 00:04:54.660
ببخشید این تابع درآمد آمریکن است

00:04:54.660 --> 00:04:57.215
و درآمد حاشیه ای

00:04:57.466 --> 00:05:01.258
با توجه به qA که تمام آنچه است که
میتوانند کنترل کنند، دیفرانسل میگیریم

00:05:01.361 --> 00:05:07.832
میشود 339 منهای 2qA منهای qU

00:05:07.920 --> 00:05:12.641
این میشود تابع رسوبی درآمد حاشیه ای آمریکن

00:05:13.250 --> 00:05:16.758
و این را برابر با هزینه
حاشیه ای قرار میدهند

00:05:17.042 --> 00:05:21.162
پس درآمد حاشیه ای را برابر
با هزینه حاشیه ای قرار میدهند

00:05:21.187 --> 00:05:25.347
پس این را برابر با 147 قرار خواهند داد

00:05:25.971 --> 00:05:27.762
که هزینه حاشیه ای است

00:05:27.935 --> 00:05:29.055
و با حل معادله

00:05:29.140 --> 00:05:38.499
به این میرسیم که qA برابر
است با 96 منهای 1/2qU

00:05:40.221 --> 00:05:42.265
qA برابر میشود با 96 منهای 1/2qU

00:05:42.290 --> 00:05:45.058
دوباره مرور کنیم
کاری که میکنیم این است که میگوییم...

00:05:45.321 --> 00:05:48.171
تابع تقاضای رسوبی شرکت را میسازیم

00:05:48.434 --> 00:05:50.980
محاسبه میکنیم که در مورد
درآمد این به چه معناست

00:05:50.980 --> 00:05:53.279
با توجه به متغیر کنترل
شرکت دیفرانسیل میگیریم

00:05:53.304 --> 00:05:54.453
که qA است

00:05:54.477 --> 00:05:56.110
تا به تابع درآمد حاشیه ای برسیم

00:05:56.110 --> 00:06:02.990
آن را برابر با هزینه حاشیه
ای قرار میدهیم و از آن جا

00:06:02.990 --> 00:06:04.450
تابع را برای رسیدن به
منحنی بهترین پاسخ، حل میکنیم

00:06:04.450 --> 00:06:08.135
در اساس از لحاظ ریاضیاتی به منحنی ای
که اینجا از لحاظ نموداری میبینیم، رسیدیم

00:06:08.160 --> 00:06:13.045
به نمودار بروید و به منحنی
بهترین پاسخ آمریکن نگاه کنید

00:06:13.070 --> 00:06:14.360
این دقیقا همین خط است

00:06:14.360 --> 00:06:17.970
زمانی که qU صفر است با 96 تلاقی میکند

00:06:17.970 --> 00:06:21.570
زمانی که qU برابر است
با 192، qA برابر است با 0

00:06:21.570 --> 00:06:23.445
بنابراین میبینید که از لحاظ
ریاضیاتی به این رسیدیم

00:06:23.470 --> 00:06:26.985
که این منحنی بهترین پاسخ از کجا می آید

00:06:27.010 --> 00:06:28.869
از لحاظ ریاضیاتی

00:06:28.894 --> 00:06:33.945
از ظریق عوامل ریاضیاتی مشابه با
حداکثرسازی سود انحصاری، حل اش کردیم

00:06:33.977 --> 00:06:35.947
در این مورد در اساس میگوییم که

00:06:35.972 --> 00:06:38.882
تصور کنید که شرکتی انحصاری هستید، بجز
مقادیری که از جانب شرکت دیگر تولید میشود

00:06:39.300 --> 00:06:40.140
به این شکل هم میتوان در نظرش گرفت

00:06:40.140 --> 00:06:42.308
تصور کنید که شرکتی انحصاری
هستید، بجز عملکرد شرکت دیگر

00:06:42.333 --> 00:06:44.780
و به این تابع بهترین پاسخ میرسیم

00:06:44.780 --> 00:06:47.600
حالا، از آنجایی که این مسئله را
به فرض متوازن بودن مطرح کردیم

00:06:47.600 --> 00:06:51.520
یعنی اینکه گفتیم هزینه حاشیه ای
برای هر دو شرکت دقیقا مشابه است

00:06:51.520 --> 00:06:54.880
و تقاضای بازار برای هر دو شرکت صادق است

00:06:54.880 --> 00:06:58.016
از آنجایی که مسئله را
متوازن مطرح کردیم، میدانیم

00:06:58.064 --> 00:07:03.371
که همچنین میتوانیم یک تابع متوازن
بهترین پاسخ برای یونایتد بنویسیم

00:07:03.404 --> 00:07:07.285
که میشود qU برابر با 96

00:07:07.310 --> 00:07:09.390
منهای 1/2qA

00:07:09.390 --> 00:07:11.859
میتوان این را حل کرد
اما یک راه میانبر هم هست

00:07:11.884 --> 00:07:16.885
اگر متوازن باشد، تابع بهترین
پاسخ متوازن خواهند داشت

00:07:16.910 --> 00:07:20.875
بنابراین میتوان تابع بهترین
پاسخ متوازن را نوشت

00:07:20.900 --> 00:07:22.580
و بعد میتوانیم تعادل را پیدا کنیم

00:07:22.580 --> 00:07:24.390
قدم هایی که جلسه پیش
طی کردم را به خاطر بیاورید

00:07:24.390 --> 00:07:26.200
حالا n معادله و n نامعلوم داریم

00:07:26.200 --> 00:07:28.820
دو معادله و دو نامعلوم داریم

00:07:28.928 --> 00:07:32.880
میتوانیم با وارد کردن یکی در دیگری حل کنیم

00:07:32.880 --> 00:07:41.900
و به این میرسیم که qA*
برابر است با qU* برابر با 64

00:07:41.900 --> 00:07:45.000
که در واقع جایی است که
این منحنی ها تلاقی میکنند

00:07:45.000 --> 00:07:46.950
پس به این شکل بود که نقطه
تلاقی در این منحنی ها را پیدا کردم

00:07:46.950 --> 00:07:50.768
اینطور بود که از لحاظ ریاضیاتی
حل کردیم و به سطح تولید بهینه

00:07:50.793 --> 00:07:53.020
با توجه به عملکرد شرکت دیگر، رسیدیم

00:07:53.020 --> 00:07:55.780
و قیمت به چه شکل میشود؟

00:07:55.780 --> 00:08:01.820
خوب قیمت میشود 339 منهای qA منهای qU

00:08:01.820 --> 00:08:07.890
پس میشود 339 منهای 128
برابر با 211

00:08:07.890 --> 00:08:17.905
بنابراین در نهایت به این میرسیم که هر شرکت
64 هزار واحد به قیمت 211 دلار تولید میکند

00:08:17.930 --> 00:08:20.260
و این تعادل کورنو است

00:08:20.260 --> 00:08:22.580
چون در تابع بهترین پاسخ
هر دو شرکت قرار دارد

00:08:22.580 --> 00:08:25.780
هر دو شرکت حداکثرسازی سود میکنند

00:08:25.780 --> 00:08:28.872
و در حداکثرسازی سود هر دو نقطه
ای مشابه برای تولید را انتخاب کرده اند

00:08:28.897 --> 00:08:29.470
پس کار تمام است

00:08:29.470 --> 00:08:30.110
رضایت دارند

00:08:30.110 --> 00:08:31.750
این تعادل نش است

00:08:31.750 --> 00:08:32.000
بله؟

00:08:32.000 --> 00:08:35.095
جلسه پیش جعبه نظریه بازی‌ها را داشتیم

00:08:35.135 --> 00:08:38.848
این جعبه پایین سمت راست است، درسته؟

00:08:43.285 --> 00:08:45.375
نکته خیلی خوبی بود، بله

00:08:45.400 --> 00:08:50.445
این مثل نظریه بازی‌ها است اما با توزیع

00:08:50.470 --> 00:08:52.433
اما به مفهومی گویا در هر نقطه

00:08:52.458 --> 00:08:53.580
به آن نقطه رسیده ایم

00:08:53.580 --> 00:08:56.540
اما در واقع من ترجیح میدهم
این موازات را نداشته باشم

00:08:56.540 --> 00:08:59.875
موازاتی که در اینجا مهم است مفهوم تعادل است

00:08:59.900 --> 00:09:03.435
دلیل اینکه دوراهی زندانی را به
جای مفهوم تعادل انتخاب میکنیم ...

00:09:03.460 --> 00:09:07.191
مفهوم تعادل به این شکل
است که زمانی در تعادل هستیم

00:09:07.215 --> 00:09:10.945
که راهبرد غالب هر شرکت
برآیند تعادلی را به دست دهد

00:09:10.970 --> 00:09:13.032
اینجا تنها آن منطق شهودی را استفاده کردیم

00:09:13.057 --> 00:09:15.980
و از لحاظ ریاضیاتی راهبرد
غالب هر شرکت را به دست آوردیم

00:09:15.980 --> 00:09:18.092
و آن برآیندی تعادلی به دست میدهد

00:09:18.092 --> 00:09:20.695
پس این میشود جعبه بالا سمت چپ؟

00:09:20.720 --> 00:09:22.962
نباید اصلا این را در نظر بگیریم؟

00:09:22.987 --> 00:09:25.328
نه، در واقع این مدخل خوبی برای موضوعی
است که در ادامه میخواهم در موردش صحبت کنم

00:09:25.353 --> 00:09:27.930
که تعادل تعاملی است

00:09:27.930 --> 00:09:32.375
خوب، چیزی که حل کردیم
برای تعادل غیر تعاملی بود

00:09:32.400 --> 00:09:33.470
حالتی که شرکت ها در آن تعامل نمیکنند

00:09:33.470 --> 00:09:38.725
پس به این معنا که در گوشه پایین
قرار میگیرند، مانند دوراهی زندانی است

00:09:38.750 --> 00:09:40.589
اما این موازات به منطقی

00:09:40.614 --> 00:09:46.535
نمیدانم بجز در نظر گرفتن راهبرد و در نظر
گرفتن غیرتعاملی بودنش، چقدر کمک میکند

00:09:46.560 --> 00:09:50.560
میخواهیم برویم سراغ مسئله بعد، که در مورد
اتفاقی است که اگر بتوانند تعامل کنند می افتد

00:09:50.560 --> 00:09:52.510
اما پیش از آن به دو نکته اشاره کنم

00:09:52.510 --> 00:09:56.910
اول اینکه این مسائل لزوما
نیازی نیست متوازن باشند

00:09:56.910 --> 00:09:58.581
من معمولا مسائل متوازن را حل میکنم

00:09:58.606 --> 00:10:00.620
شما مسائل متوازن را میبینید
که ریاضیاتش را آسانتر میکند

00:10:00.620 --> 00:10:01.740
اما لزومی ندارد که متوازن باشند

00:10:01.740 --> 00:10:03.436
آمریکن و یونایتد میتوانند متفاوت باشند

00:10:03.484 --> 00:10:04.575
و شما میتوانید ریاضیات مشابهی را حل کنید

00:10:04.600 --> 00:10:08.480
و پرلاف هم مثالی به این
شکل را انجام داده است

00:10:08.480 --> 00:10:10.101
توازن در این مسائل حتمی نیست

00:10:10.126 --> 00:10:12.455
تنها ویژگی ای در مثالی است که مطرح کردم

00:10:12.480 --> 00:10:15.196
این پرسش مدخل بسیار خوبی
به موضوع بحث بعدی است

00:10:15.277 --> 00:10:17.607
که در مورد تعادل تعاملی است

00:10:17.790 --> 00:10:24.061
آیا آمریکن و یونایتد نمیتوانند به
هم بپیوندند و یک کارتل تشکیل دهند؟

00:10:24.700 --> 00:10:28.368
یادتان هست که در دوراهی زندانی در مورد
این صحبت کردیم که این بهترین برآیند است

00:10:28.393 --> 00:10:30.560
تنها اگر که دو طرف
بتوانند به یکدیگر اعتماد کنند

00:10:30.678 --> 00:10:33.490
خوب آیا اینجا آمریکن و یونایتد
نمیتوانند به یکدیگر اعتماد کنند

00:10:33.490 --> 00:10:35.680
و یک کارتل تشکیل دهند؟

00:10:35.680 --> 00:10:39.080
و کاری که اینجا از لحاظ
ریاضیاتی میکنند خیلی ساده است

00:10:39.080 --> 00:10:41.782
میگویند که ببین بیا با هم جمع شویم

00:10:41.993 --> 00:10:44.473
و وانمود کنیم که یک شرکت هستیم

00:10:45.060 --> 00:10:48.719
و بعد به شکلی رفتار کنیم که
یک شرکت انحصاری رفتار میکند

00:10:48.811 --> 00:10:50.671
و سود را تقسیم کنیم

00:10:50.751 --> 00:10:52.750
کارتل به این شکل عمل میکند

00:10:52.944 --> 00:10:54.436
میگویند بیاید با هم جمع شویم

00:10:54.515 --> 00:10:57.766
به شکلی که گویا شرکتی انحصاری
هستیم تولید میکنیم و سود را تقسیم میکنیم

00:10:57.960 --> 00:10:59.670
خوب اگر این کار را بکنند چه اتفاقی می افتد؟

00:10:59.913 --> 00:11:03.820
خوب میدانیم که تولید کل شرکت انحصاری

00:11:03.845 --> 00:11:08.715
اگر که شرکتی انحصاری بودند، 96 است

00:11:08.740 --> 00:11:12.170
حرف بزرگ Q است، مقادیر برای بازار 96 است

00:11:12.210 --> 00:11:16.574
و اگر شرکتی انحصاری
باشند، قیمت 243 دلار است

00:11:17.201 --> 00:11:19.005
حالا تصور کنید که با هم ...

00:11:19.030 --> 00:11:22.909
کاری که کردند این بود که گفتند
هر کدام 48 پرواز انجام میدهیم

00:11:23.885 --> 00:11:28.147
هر کدام 48 پرواز و مجموع 96 پرواز
انجام میدهیم و 243 دلار طلب میکنیم

00:11:28.172 --> 00:11:29.832
روی این عملکرد توافق میکنیم

00:11:30.030 --> 00:11:31.020
اما در این صورت چه اتفاقی می افتد؟

00:11:31.020 --> 00:11:39.269
خوب سود هر شرکت میشود
48 پروازی که انجام میدهند

00:11:39.294 --> 00:11:44.181
ضربدر قیمتی که میگیرند منهای هزینه حاشیه ای

00:11:44.247 --> 00:11:46.927
خاطرتان هست که هزینه حاشیه
ای برابر است با هزینه میانگین

00:11:47.190 --> 00:11:53.188
قیمتی که میگیرند منهای
هزینه حاشیه ای که ...

00:11:54.262 --> 00:12:00.702
این به این معناست که سود به
ازای هر شرکت میشود 4608 دلار

00:12:01.490 --> 00:12:04.075
بنابراین سود هز شرکت میشود 4608 دلار

00:12:04.100 --> 00:12:05.070
در واقع 4 میلیون است

00:12:05.070 --> 00:12:06.060
ارقام به هزار است، درسته؟

00:12:06.060 --> 00:12:09.400
پس میشود 4,608,000 دلار

00:12:09.400 --> 00:12:13.665
بیاید این را با سود زمانی که
رقبای کورنو بودند، مقایسه کنیم

00:12:13.704 --> 00:12:15.713
دوباره داریم جعبه بالا را
با جعبه پایین مقایسه میکنیم

00:12:15.738 --> 00:12:16.770
برمیگردیم به دوراهی زندانی

00:12:16.770 --> 00:12:19.830
فکر میکنم در نظر گرفتنش در واقع مفید باشد

00:12:19.830 --> 00:12:22.299
بیاید این را با اتفاقی که زمانی که
رقبای کورنو بودند افتاد، مقایسه کنیم

00:12:22.460 --> 00:12:26.650
وقتی در شرایط کورنو بودند
هرکدام 64 پرواز را به عهده گرفتند

00:12:26.650 --> 00:12:30.312
زمانی که رقابت میکردند هر دو
پروازهای بیشتری داشتند، درسته؟

00:12:30.337 --> 00:12:36.890
اما با همان هزینه حاشیه ای تنها
میتوانستند 211 دلار طلب کنند

00:12:36.890 --> 00:12:39.840
بنابراین سودشان به عنوان رقبای کورنو

00:12:39.840 --> 00:12:45.865
4,096,000 دلار به ازای هر کدام بود

00:12:46.007 --> 00:12:48.616
پس سودشان در واقع 12 درصد...

00:12:48.640 --> 00:12:51.551
پس با انحصاری سازی و تقسیم بازار

00:12:51.595 --> 00:12:55.145
سودشان را به مقدار 12.5
درصد یا یک هشتم افزایش دادند

00:12:55.360 --> 00:12:58.615
سودشان یک هشتم یا به اندازه
12.5 درصد افزایش یافت

00:12:58.913 --> 00:13:01.774
که افزایش بالایی در سود است

00:13:01.857 --> 00:13:03.940
با بهم پیوستن و تشکیل کارتل

00:13:03.940 --> 00:13:07.169
درست همانطور که دو زندانی بیشتر
به نفعشان بود که یکدیگر را لو ندهند

00:13:07.194 --> 00:13:09.755
به نفع هر دو بود که یکدیگر را لو ندهند

00:13:09.780 --> 00:13:13.658
این دو طرف هم بیشتر به نفعشان است
که به یکدیگر بپیوندند و کارتل تشکیل بدهند

00:13:13.800 --> 00:13:16.282
و سود را تقسیم کنند

00:13:16.307 --> 00:13:19.380
همان منطق حکم فرماست

00:13:19.380 --> 00:13:22.710
خوب حالا چرا همه جا
شاهد این کارتل ها نیستیم؟

00:13:22.710 --> 00:13:24.048
چرا آمریکن و یونایتد داریم؟

00:13:24.073 --> 00:13:25.297
چرا به سادگی این کار را نمیکنند؟

00:13:25.600 --> 00:13:27.790
خوب این به دو دلیل است

00:13:27.790 --> 00:13:31.530
دو دلیل وجود دارد که چرا
همه جا شاهد این کارتل ها نیستیم

00:13:31.919 --> 00:13:35.134
پس چرا کارتل‌ها را نداریم

00:13:40.380 --> 00:13:43.401
اولین دلیلی که چرا شاهد کارتل ها نیستیم

00:13:43.426 --> 00:13:46.506
ناپایداری بنیادی است

00:13:49.220 --> 00:13:52.149
تعادل تعاملی از لحاظ بنیادی ناپایدار است

00:13:52.299 --> 00:13:56.819
چون هر طرف تعامل، انگیزه تقلب دارد

00:13:57.200 --> 00:14:00.950
هر کدام از طرف های حاضر در
کارتل میتواند با تقلب درآمدزایی کند

00:14:00.975 --> 00:14:03.095
چون به شرکت های دیگر در کارتل فشار می آورند

00:14:03.310 --> 00:14:05.850
بیاید یکم در این مورد صحبت کنیم

00:14:05.850 --> 00:14:08.471
تصور کنید که اگر آمریکن تصمیم
به تقلب بگیرد چه اتفاقی می افتد

00:14:08.496 --> 00:14:10.431
تصور کنید که این کارتل را
تشکیل داده اند و دارد کار میکند

00:14:10.456 --> 00:14:13.956
هر دو دارند ماهانه 4,608,000 سود میکنند

00:14:14.060 --> 00:14:16.020
و همه خیلی رضایت دارند

00:14:16.020 --> 00:14:18.352
حالا تصور کنید که آمریکن
بگوید یک لحظه صبر کن ببینم

00:14:18.377 --> 00:14:22.697
اگر مخفیانه تعداد پروازهایم را
از 48 به 50 افزایش بدهم چه؟

00:14:23.530 --> 00:14:27.695
چطوره این کار را بکنم و طوری انجامش بدهم
که به سرعت از جانب یونایتد تشخیص داده نشود

00:14:27.720 --> 00:14:30.536
بنابراین آمریکن qA خودش را میگیرد

00:14:30.665 --> 00:14:33.755
که به تعداد 48 جلو میرفته
است و به 50 افزایشش میدهد

00:14:35.493 --> 00:14:37.010
خوب چه اتفاقی می افتد؟

00:14:37.293 --> 00:14:40.862
خوب اگر این کار را
بکنند، مقادیر کل در بازار

00:14:41.138 --> 00:14:44.978
بجای 96 بودن به 98 افزایش پیدا میکند

00:14:45.320 --> 00:14:48.112
و اگر به 98 افزایش پیدا کند به این
معناست که قیمت باید نزول کند، درسته؟

00:14:48.150 --> 00:14:49.650
اینجا شرکت تبعیض قیمتی ندارد

00:14:49.650 --> 00:14:51.229
شرکت تک قیمتی است

00:14:51.254 --> 00:14:54.801
پس اگر بخواهند 98 پرواز
بفروشند، قیمت باید نزول کند

00:14:54.850 --> 00:14:58.577
بنابراین قیمت به 241 دلار کاهش پیدا میکند

00:14:58.822 --> 00:15:02.032
از سطح کنونی 243 دلاری

00:15:02.270 --> 00:15:04.455
ممکن است بگویید خوب اینطوری
که آمریکن به خودش ضرر میرساند

00:15:04.480 --> 00:15:07.500
با فروش پروازهای بیشتر
قیمت را پایینتر آورده است

00:15:07.500 --> 00:15:10.510
اما ببینید چه اتفاقی
برای سود آمریکن می افتد

00:15:10.510 --> 00:15:18.641
سود آمریکن الان 50 ضرب در 241 منهای 147 است

00:15:18.666 --> 00:15:23.426
که برابر میشود با 4,700,000 دلار

00:15:23.451 --> 00:15:26.706
که بالاتر از مبلغی است که
در کارتل به دست می آورد

00:15:27.390 --> 00:15:30.792
آمریکن اینگونه سود خود را افزایش میدهد

00:15:31.035 --> 00:15:37.945
به بیشتر از سودی که زمانی کارتل سازی کرده
بودند و سود را تقسیم میکردند به دست می آوردند

00:15:37.970 --> 00:15:40.280
و چه اتفاقی برای یونایتد می افتد؟

00:15:40.280 --> 00:15:42.600
پس این سود آمریکن است

00:15:42.625 --> 00:15:45.578
خوب سود یونایتد حالا...

00:15:45.602 --> 00:15:48.307
یونایتد همچنان 48 پرواز انجام میدهد

00:15:48.332 --> 00:15:52.992
اما قیمت حالا به 241 دلار نزول کرده است

00:15:53.910 --> 00:16:04.930
پس سود یونایتد به 4512 کاهش پیدا میکند

00:16:04.930 --> 00:16:06.760
سود یونایتد سقوط میکند

00:16:06.760 --> 00:16:09.520
سود آمریکن بالا میرود

00:16:09.520 --> 00:16:13.175
پس در اصل آمریکن با تقلب
به یونایتد ضرر وارد کرده است

00:16:13.636 --> 00:16:15.445
آمریکن با تقلب به یونایتد ضرر وارد کرده است

00:16:15.470 --> 00:16:17.470
سود خود را به زیان یونایتد افزایش داده است

00:16:17.470 --> 00:16:18.300
و چرا اینگونه است؟

00:16:18.300 --> 00:16:19.360
منطق شهودی اش چیست؟

00:16:19.502 --> 00:16:23.985
خوب برمیگردد به منطق شهودی
ای که در مورد انحصار داشتیم

00:16:24.010 --> 00:16:27.428
چون زمانی که یک شرکت در کارتلی تقلب میکند

00:16:27.522 --> 00:16:30.462
تمام نفع مقادیر عرضه
بیشتر را به دست می آورد

00:16:30.609 --> 00:16:33.734
اما تنها بخشی از اثر
مسمومیت زا را احساس میکند

00:16:34.170 --> 00:16:36.010
خاطرتان هست که زمانی که شرکتی
انحصاری مقادیر عرضه خود را افزایش میدهد

00:16:36.035 --> 00:16:36.855
دو اثر خواهد داشت

00:16:36.880 --> 00:16:39.360
بیشتر فروش میکند اما فروش
های قبلی خود را مسموم میکند

00:16:39.385 --> 00:16:41.586
خوب اینجا زمانی که آمریکن
دو پرواز بیشتر می فروشد

00:16:41.611 --> 00:16:44.391
فروش بیشتری میکند و تمام آن اثری که
شرکت انحصاری داشت را بدست می آورد

00:16:44.713 --> 00:16:48.143
اما اثر مسمومیت زا را با یونایتد شریک میشود

00:16:48.270 --> 00:16:51.210
از کاهش قیمت آنقدرها احساس زیان نمیکند

00:16:51.210 --> 00:16:52.860
چون زیان را با یونایتد شریک شده اند

00:16:52.860 --> 00:16:54.700
تمام نفع بالا رفتن مقادیر عرضه

00:16:54.725 --> 00:16:57.105
و تنها بخشی از زیان پایین
آمدن قیمت را به دست می آورند

00:16:57.195 --> 00:16:59.491
و به همین خاطر است که تقلب کردن منطقی است

00:16:59.516 --> 00:17:01.714
شرکت انحصاری هیچگاه علیه خودش تقلب نمیکند

00:17:01.739 --> 00:17:04.432
منطقی نیست که شرکت انحصار
ناگهان مقادیر را از 48 به 50 برساند

00:17:04.457 --> 00:17:05.992
و بگوید ها ها علیه خودم تقلب کردم

00:17:06.130 --> 00:17:09.859
چون تمام زیان اثر مسمومیت
زا را احساس خواهد کرد

00:17:09.900 --> 00:17:10.910
اما آمریکن تمام زیان را احساس نمیکند

00:17:10.910 --> 00:17:13.119
زیان با یونایتد تقسیم شده است

00:17:13.119 --> 00:17:14.705
پس در واقع تقلب کردن منطقی است

00:17:14.730 --> 00:17:16.397
چون تمام نفع مقادیر
بیشتر را به دست می آورند

00:17:16.422 --> 00:17:18.680
و تنها با بخشی از هزینه‌ی
قیمت کمتر مواجه هستند

00:17:18.780 --> 00:17:24.540
و این یکجورایی منطق شهودی این موضوع است

00:17:24.540 --> 00:17:26.650
سوالی در این مورد هست؟

00:17:27.143 --> 00:17:27.575
بسیار خوب

00:17:27.599 --> 00:17:32.625
حالا با دانستن این موضوع واضح است
که یونایتد میگوید، یک لحظه صبر کن ببینم

00:17:32.746 --> 00:17:35.076
اگر کارتل تشکیل بدهیم آمریکن تقلب خواهد کرد

00:17:35.180 --> 00:17:37.027
پس اول من تقلب خواهم کرد

00:17:37.058 --> 00:17:38.120
و کل تعامل از هم میپاشد

00:17:38.387 --> 00:17:41.455
بر میگردیم به منطق شهودی بازی‌ تکرار شونده
که در جلسه نظریه بازی‌ها در موردش صحبت کردیم

00:17:41.778 --> 00:17:43.929
که درش میگفتیم اگر تعهد
داشته باشند که هیچگاه تقلب نکنند

00:17:43.954 --> 00:17:45.444
اگر تعهد داشته باشند در
صورت تقلب یکدیگر را تنبیه کنند

00:17:45.469 --> 00:17:47.589
ممکن است بتوان در یک بازی
تکرار شونده از آن جواب گرفت

00:17:47.614 --> 00:17:50.334
اما تنها در صورتی که بازی
تکرار شونده هیچگاه تمام نشود

00:17:50.740 --> 00:17:52.706
پس یا یک بازی تکرار شونده نیست

00:17:52.731 --> 00:17:54.473
یا یک بازی تکرار شونده پایان پذیر است

00:17:54.576 --> 00:17:56.140
که به طرفی انگیزه تقلب میدهد

00:17:56.274 --> 00:17:59.423
به محض اینکه به طرفی انگیزه
تقلب دهد کل تعامل از هم میپاشد

00:17:59.571 --> 00:18:03.780
و به این خاطر است که کارتل
ها از لحاظ بنیادی ناپایدار هستند

00:18:03.780 --> 00:18:07.916
حالا یک دلیل دومی هم هست
که چرا شاهد کارتل ها نیستیم

00:18:08.863 --> 00:18:10.830
که اقتصاددان ها همیشه آن
را در مرتبه دوم قرار میدهند

00:18:10.855 --> 00:18:14.065
همیشه مسائل اقتصادی را در مرتبه اول و
مسائل حقوقی را در مرتبه دوم قرار میدهیم

00:18:14.090 --> 00:18:16.303
دومین دلیل این است که این کار غیرقانونی است

00:18:16.423 --> 00:18:19.012
ما به عنوان اقتصاددان عقیده
داریم که این اهمیت کمتری دارد

00:18:19.419 --> 00:18:22.426
چون فکر میکنیم که مردم همیشه به قدر کافی
باهوش هستند که راه دور زدن قانون را پیدا کنند

00:18:22.480 --> 00:18:24.950
معمولا به قدر کافی باهوش هستند
که راه دور زدن قانون را پیدا کنند

00:18:25.090 --> 00:18:26.150
از لحاظ فنی این کار غیرقانونی است

00:18:26.150 --> 00:18:29.145
در واقع در اواخر قرن نوزدم کارتل
ها در ایالات متحده خیلی معمول بودند

00:18:29.170 --> 00:18:30.830
به آن ها میگفتند تراست

00:18:30.830 --> 00:18:33.610
تراست شکر و راه آهن و
در دیگر حوزه ها وجود داشت

00:18:33.610 --> 00:18:35.940
سرمایه داران ظالم قرن
نوزدهمی اینطور پولدار شدند

00:18:35.940 --> 00:18:37.789
خانواده راکفلر و واندربلیتز و غیره

00:18:37.814 --> 00:18:40.568
از طریق ساختن انحصار بود

00:18:40.647 --> 00:18:42.000
و به این شکل بود که پولدار شدند

00:18:42.000 --> 00:18:44.453
و بعد در اوایل قرن بیستم

00:18:44.546 --> 00:18:48.036
کنگره قانونی با عنوان
ضدتراست (ضد انحصار) تصویب کرد

00:18:48.149 --> 00:18:55.079
که به وضوح تشکیل کارتل یا
همچنین تراست هایی را منع میکند

00:18:55.160 --> 00:18:57.160
پس از لحاظ فنی غیرقانونی هستند

00:18:57.160 --> 00:18:59.343
در واقع راه های زیادی وجود دارد

00:18:59.387 --> 00:19:01.305
و پرلاف هم در کتابش در این مورد صحبت میکند

00:19:01.393 --> 00:19:05.130
راه های زیادی وجود دارد که شرکت ها میتوانند
از طریق آن به شکل نامحسوس کارتل سازی کنند

00:19:05.130 --> 00:19:08.968
راه هایی وجود دارد که
شرکت ها میتوانند بگویند، ببین

00:19:08.993 --> 00:19:14.765
نه زیر چتر دولت، به هم
میپیوندیم و توافق میکنیم که

00:19:14.790 --> 00:19:16.772
تو قیمتت را افزایش بده و من
دو هفته بعد این کار را میکنم و به

00:19:16.796 --> 00:19:18.777
نظر میرسد که کارتلی در کار
نیست و من فقط از تو دنباله روی کردم

00:19:18.802 --> 00:19:20.820
اما در واقع توافق کرده
ایم که این کار را بکنیم

00:19:20.820 --> 00:19:26.752
بنابراین کارتل سازی های نامحسوسی وجود دارد

00:19:26.941 --> 00:19:30.830
و اساسا به همین خاطر است
که بخش ضد تراست وجود دارد

00:19:30.830 --> 00:19:31.364
که خیلی هم بزرگ است

00:19:31.389 --> 00:19:38.455
دادگستری در اساس دقیقا زمانی که شرکت ها سعی
میکنند این کار را بکنند، تعقیب قانونی میکند

00:19:38.480 --> 00:19:42.830
حالا، در واقع دولت هم
کمی در این مورد مقصر است

00:19:42.855 --> 00:19:44.065
چون گاهی اوقات

00:19:44.107 --> 00:19:45.847
دولت در حقیقت از کارتل سازی حمایت میکند

00:19:45.905 --> 00:19:47.485
حتی اگر که قصد اینکار را نداشته باشد

00:19:47.970 --> 00:19:53.250
و بهترین مثالش سیاست محدودیت
صادرات داوطلبانه سال 1981

00:19:53.275 --> 00:19:54.961
در دولت ریگان بود

00:19:55.010 --> 00:19:56.475
سیاست محدودیت صادرات داوطلبانه

00:19:56.500 --> 00:20:00.070
رکود 1981 بدترین رکود
پیش از اینی بود که الان داریم

00:20:00.070 --> 00:20:01.977
در واقع نرخ بیکاری بالاتر
از اینی بود که الان داریم

00:20:02.002 --> 00:20:05.635
رکود الان خیلی بد است اما در واقع
نرخ بیکاری در سال 1981 بالاتر بود

00:20:05.660 --> 00:20:08.430
بالاتر از 10 درصد بود

00:20:08.430 --> 00:20:13.038
و یک جای خاصی که بیکاری
در آن بالا بود در بخش تولیدی بود

00:20:13.063 --> 00:20:14.610
مخصوصا بخش خودروسازی

00:20:14.610 --> 00:20:16.440
ژاپن دمارمان را در آورده بود

00:20:16.440 --> 00:20:20.465
در واقع این اولین موج ساخت ماشین های
خیلی بهتر از ایالات متحده توسط ژاپن بود

00:20:20.490 --> 00:20:24.035
و در نتیجه خودروسازان آمریکایی
خیلی تحت فشار قرار گرفته بودند

00:20:24.060 --> 00:20:30.215
و اساسا دولت ریگان داشت سعی
میکرد ببیند در این مورد چکار میتواند بکند

00:20:30.240 --> 00:20:33.448
یک کاری که میتوان کردن و در چند جلسه دیگر در
موضوع تجارت بین الملل در موردش صحبت خواهیم کرد

00:20:33.473 --> 00:20:35.139
میتوان قانون محدودیت مقرر کرد

00:20:35.164 --> 00:20:38.435
و میتوان به تولیدکنندگان ژاپنی گفت
که نمیتوانید در آمریکا فروش داشته باشید

00:20:38.544 --> 00:20:40.154
اما ریگان جمهوری خواه بود

00:20:40.179 --> 00:20:41.480
و جمهوری خواهان طرفدار تجارت آزاد هستند

00:20:41.480 --> 00:20:43.730
و در حقیقت از لحاظ سیاسی
نمیتوانست این کار را بکند

00:20:43.730 --> 00:20:45.740
بعلاوه اقتصاددان ها معمولا
گفته اند که این ایده خوبی نیست

00:20:45.740 --> 00:20:47.960
و در مورد چرایی اینکه ایده
بدی است صحبت خواهیم کرد

00:20:47.960 --> 00:20:52.801
کاری که ریگان کرد این بود که در
اصل به خودروسازان ژاپنی گفت، ببینید

00:20:52.826 --> 00:20:53.895
من آدم کاریزماتیکی هستم

00:20:53.920 --> 00:20:54.500
من رونالد ریگان هستم

00:20:54.500 --> 00:20:56.570
چرا با هم جلسه ای نداشته
باشیم و متقاعدتان خواهم کرد

00:20:56.570 --> 00:20:58.810
که فقط کمتر به آمریکا صادرات کنید

00:20:58.810 --> 00:21:01.220
بیاید یک توافق محدودیت
صادرات داوطلبانه داشته باشیم

00:21:01.220 --> 00:21:03.537
من قانون محدودیت مقرر
نخواهم کرد چون خوب نیست

00:21:03.562 --> 00:21:04.886
در واقع به شما پیشنهاد میکنم

00:21:04.911 --> 00:21:06.962
یک پیشنهادی بهتان میدهم که نتوانید رد کنید

00:21:06.987 --> 00:21:11.425
که فقط کمتر به ایالات متحده صادرات کنید

00:21:11.450 --> 00:21:14.205
یک جورایی در پشتی مقرر
کردن قانون محدودیت بود

00:21:14.230 --> 00:21:17.855
بدون اینکه از لحاظ
سیاسی جلوه بدی داشته باشد

00:21:17.880 --> 00:21:21.184
و در واقع خودروسازان
ژاپنی این توافق را قبول کردند

00:21:21.255 --> 00:21:24.495
و فروش ماشین هایشان را
در ایالات متحده کاهش دادند

00:21:24.630 --> 00:21:27.550
حالا چرا باید این موضوع را قبول کنند؟

00:21:27.550 --> 00:21:29.680
در اینجا دو توضیح وجود دارد

00:21:29.963 --> 00:21:32.555
یکی اینکه فکر کردند اگر قبول
نکنند قانون محدودیت در پیش بود

00:21:32.914 --> 00:21:38.025
ممکن است به خود گفته باشند که این یکجورایی
شاخه زیتونی پیش از فرود آوردن چکش باشد

00:21:38.050 --> 00:21:39.460
خیلی تمثیل بدی بود

00:21:39.460 --> 00:21:40.740
اما متوجه منظورم هستید

00:21:40.740 --> 00:21:44.815
اساسا گفتند که ببینید اگر این کار را
نکنیم قانون محدودیت را مقرر خواهد کرد

00:21:44.840 --> 00:21:46.890
توضیح دیگر اینکه ممکن است
گفته باشند ممنون رونالد ریگان

00:21:46.890 --> 00:21:49.160
با این کارت برامون کارتل تشکیل دادی

00:21:49.160 --> 00:21:51.690
ما نمیتوانیم به رقابت میان خود پایان بدهیم

00:21:51.690 --> 00:21:53.403
نمیتوانیم در برابر یکدیگر تقلب نکنیم

00:21:53.428 --> 00:21:55.510
همیشه میخواهیم کارتل
تشکیل بدهیم اما نمیتوانیم

00:21:55.693 --> 00:21:57.366
اما بهمان گفتی که باید کارتل سازی کنیم

00:21:57.391 --> 00:21:59.461
چون میزان فروشمان را محدود کردی

00:21:59.680 --> 00:22:03.130
در حقیقت گقتی که نمیتوانید بیش
از فلان میزان فروش داشته باشید

00:22:03.130 --> 00:22:04.410
برای فروش بیشتر باید توافق کنید

00:22:04.410 --> 00:22:06.126
در اصل چارچوبی در اختیار ما قرار دادی

00:22:06.174 --> 00:22:08.515
که در آن میتوانیم بهم بپیوندیم
و نامحسوس کارتل سازی کنیم

00:22:08.595 --> 00:22:09.757
به شکلی که تقلب کردن دشوار است

00:22:09.782 --> 00:22:12.990
چون اگر تقلب کنیم توافقی که
با آمریکا کردیم را نقض میکنیم

00:22:12.990 --> 00:22:17.969
بنابراین در اساس ریگان به
ژاپنی ها ابزار اجرای کارتل را داد

00:22:18.130 --> 00:22:20.161
چیزی که آمریکن و یونایتد احتیاج دارند

00:22:20.186 --> 00:22:22.650
راهی است که از طریق آن آمریکن
و یونایتد بتوانند یکدیگر را نظارت کنند

00:22:22.675 --> 00:22:24.515
تا مطمئن شوند که تقلب نمیکنند

00:22:24.540 --> 00:22:25.820
این چیزی بود که ریگان به ژاپنی ها داد

00:22:25.820 --> 00:22:28.615
گفت من گزارش میکنم که چه مقدار
ماشین در ایالات متحده میفروشید

00:22:28.640 --> 00:22:29.910
و شما هم قبول خواهید کرد
که به این مقدار محدود شوید

00:22:29.910 --> 00:22:31.939
و آن ها هم گفتند عالی
شد، این به ما ابزاری میدهد

00:22:31.964 --> 00:22:34.305
تا کارتلی که از اول هم
میخواستیم را اجرایی کنیم

00:22:34.330 --> 00:22:35.480
خیلی ممنون

00:22:35.480 --> 00:22:36.580
کلی پول در آوردند

00:22:36.580 --> 00:22:38.930
مصرف کنندگان آمریکایی زیان دیدند

00:22:38.930 --> 00:22:41.475
و من در بحث تجارت بین الملل بیشتر در
مورد چرایی این اتفاق صحبت خواهم کرد

00:22:41.500 --> 00:22:44.307
اما نهایت این بود که این موضوع
در آخر مانند قانون محدودیت عمل کرد

00:22:44.332 --> 00:22:46.070
بجای اینکه تنها باعث محدودیت...

00:22:46.070 --> 00:22:48.335
نکته بد در مورد قانون محدودیت
و همچنین چیزهایی این است که

00:22:48.335 --> 00:22:53.750
در حقیقت قیمت ها را افزایش داده و به
مصرف کنندگان آمریکایی زیان وارد میکنند

00:22:53.750 --> 00:22:55.420
و در این مورد برای مصرف کنندگان آمریکایی بد

00:22:55.420 --> 00:22:57.340
و برای تولیدکنندگان ژاپنی خوب بود

00:22:57.340 --> 00:23:00.710
در اصل سود را برای
تولیدکنندگان ژاپنی افزایش دادیم

00:23:00.710 --> 00:23:02.107
سودی که از آن برای طراحی
ماشین های بهتر استفاده کردند

00:23:02.132 --> 00:23:04.412
و بعد بازگشتند و به هر حال در
بازار خودرو دمارمان را درآوردند

00:23:04.810 --> 00:23:08.680
بس از لحاظ دینامیک سیاست خیلی بدی بود

00:23:08.680 --> 00:23:14.100
پس این شد مسائل حقوقی در ارتباط با کارتل ها

00:23:14.100 --> 00:23:16.690
حالا میخواهم کمی به عقب برگردم

00:23:16.731 --> 00:23:24.710
و بگویم که خوب، حالا در مورد سه
نوع متفاوت از اشکال بازار صحبت کردیم

00:23:24.735 --> 00:23:27.300
در مورد رقابت کامل صحبت کردیم

00:23:27.300 --> 00:23:28.810
در مورد انحصار صحبت کردیم

00:23:28.810 --> 00:23:30.070
و در مورد چندانحصاری هم صحبت کردیم

00:23:30.070 --> 00:23:31.692
به خصوص چندانحصاری غیر تعاملی

00:23:31.717 --> 00:23:34.925
که از آنجایی که در کارتل ها پایداریشان
سخت میشود، موردی جالب تر است

00:23:34.950 --> 00:23:36.230
چندانحصاری غیر تعاملی

00:23:36.230 --> 00:23:37.190
در مورد سه نوع بازار صحبت کردیم

00:23:37.190 --> 00:23:38.750
این ها در مقایسه یکدیگر چگونه هستند؟

00:23:38.750 --> 00:23:41.730
بیاید برای خودمان یک جدول بکشیم

00:23:41.730 --> 00:23:42.990
بیاید سه مورد را در نظر بگیریم

00:23:42.990 --> 00:23:52.705
انحصار، چندانحصاری و رقابت کامل را داریم

00:23:52.730 --> 00:23:54.120
سه مورد

00:23:54.120 --> 00:23:56.604
بیاید ببینیم که در کمیت

00:23:56.811 --> 00:23:59.341
و در سود به ازای هر شرکت،
در مقایسه باهم به چه شکل هستند

00:23:59.500 --> 00:24:03.750
کمیت تولیدی در بازار
و سود به ازای هر شرکت

00:24:03.750 --> 00:24:06.840
و بیاید در مثال آمریکن
و یونایتد انجامش بدهیم

00:24:06.840 --> 00:24:09.601
خوب در مورد انحصار میدانیم و گفتیم که

00:24:09.670 --> 00:24:12.940
در مورد انحصار 96 واحد در بازار تولید میشود

00:24:13.210 --> 00:24:20.500
و سود به ازای هر شرکت
برابر است با 4,608,000 دلار

00:24:20.500 --> 00:24:24.185
در مورد چند انحصاری میشود مورد کورنو

00:24:24.210 --> 00:24:26.270
در مورد چندانحصاری کورنو

00:24:26.305 --> 00:24:32.180
گفتیم که جمع کل در بازار 64 واحد به
ازای هر شرکت و 128 در کل بازار است

00:24:32.180 --> 00:24:34.010
و سود به ازای هر شرکت کمتر بود

00:24:34.010 --> 00:24:40.510
سود به ازای هر شرکت 4,096,000 دلار بود

00:24:40.510 --> 00:24:43.313
حالا رقابت کامل چطور؟

00:24:43.405 --> 00:24:45.784
کمیتی که به فروش خواهد رسید چقدر است؟

00:24:45.809 --> 00:24:48.887
قیمت در رقابت کامل به چه شکل خواهد بود؟

00:24:49.199 --> 00:24:50.379
رقابت کامل را حساب نکردیم

00:24:50.404 --> 00:24:51.160
شما میتوانید به من بگویید

00:24:51.160 --> 00:24:51.920
به شکل شهودی میتوانید حسابش کنید

00:24:51.920 --> 00:24:55.065
در این بازار اگر رقابت کامل
باشد قیمت چه مقدار خواهد بود؟

00:24:55.090 --> 00:24:57.090
یکی دستش را بلند کند و به من بگوید

00:24:57.090 --> 00:24:57.870
بله، آخر کلاس...

00:24:57.870 --> 00:24:59.668
-صدا شنیده نمیشود-

00:24:59.693 --> 00:25:03.105
147، چون قیمت در رقابت
کامل با هزینه حاشیه ای برابر است

00:25:03.130 --> 00:25:08.890
پس کمیت میشود 339 منهای 147 که میشود 192

00:25:08.890 --> 00:25:10.601
192 واحد به فروش میرود

00:25:10.626 --> 00:25:11.970
و سود چه مقدار میشود؟

00:25:11.970 --> 00:25:14.130
صفر

00:25:14.130 --> 00:25:15.420
در رقابت کامل سود 0 است

00:25:15.420 --> 00:25:20.225
هزینه حاشیه ای که مسطح باشد
سود در رقابت کامل 0 میشود

00:25:20.250 --> 00:25:27.580
پس حالا میتوانیم این ها را با
یکدیگر مقایسه کرده و بگوییم اساسا...

00:25:32.357 --> 00:25:35.062
اساسا مورد چندانحصاری

00:25:35.087 --> 00:25:39.605
به نسبت رقابت کامل به خروجی
کمتر و سود بیشتر می انجامد

00:25:39.630 --> 00:25:46.505
و مورد انحصار حتی به خروجی کمتر و
سود بیشتری از چندانحصاری می انجامد

00:25:46.530 --> 00:25:51.360
و اساسا چطور میتوان در این
مورد، رفاه را در نظر گرفت؟

00:25:51.385 --> 00:25:53.774
خوب برای در نظر گرفتن
رفاه در واقع باید نمودار را کشید

00:25:53.799 --> 00:25:57.220
تا مازاد تولیدکننده و
مصرف کننده را محاسبه کرد

00:25:57.354 --> 00:26:01.732
اگر ترسیمش کنم و نشانتان
بدهم این مشود که در اساس، رفاه

00:26:01.757 --> 00:26:05.248
رفاه اجتماعی در مورد رقابت
کامل در بالاترین رتبه است

00:26:06.035 --> 00:26:07.160
کمترین میزان رفاه اجتماعی
در مورد انحصار است

00:26:07.193 --> 00:26:10.213
و چند جلسه قبل در مورد رفاه از
دست رفته انحصار صحبت کردیم

00:26:10.314 --> 00:26:12.610
این شرکت انحصاری تبعیض قیمتی ندارد

00:26:12.610 --> 00:26:15.500
شرکتی انحصاری با قیمت واحد است
بنابراین رفاه از دست رفته وجود دارد

00:26:15.500 --> 00:26:17.743
و مشخص شده است که اگر نمودار را بکشیم

00:26:17.768 --> 00:26:19.948
در مورد چندانحصاری
وضعیتی بینابینی وجود دارد

00:26:20.370 --> 00:26:23.527
چندانحصاری ها باعث مقادیری
رفاه از دست رفته میشوند

00:26:23.636 --> 00:26:28.415
از رقابت کامل بدتر است اما به
مفهوم رفاه تجمیعی از انحصار بهتر است

00:26:28.455 --> 00:26:30.680
و در واقع در نهایت

00:26:30.705 --> 00:26:33.203
میتوانیم به واقع تا حدودی بگوییم
که چه اتفاقی برای رفاه می افتد

00:26:33.228 --> 00:26:37.844
میانبری برای در نظر گرفتن
رفاه، نگاه کردن به کمیت است

00:26:37.890 --> 00:26:41.339
چون به خاطر داشته باشید که موضوع رفاه

00:26:41.409 --> 00:26:44.730
و چیزی که باعث رفاه از دست رفته
میشود، مبادلاتی است که صورت نمیپذیرند

00:26:46.051 --> 00:26:48.306
چیزی که باعث رفاه از دست رفته
میشود، مبادلاتی است که صورت نمیپذیرند

00:26:48.330 --> 00:26:50.959
در رقابت کامل تمامی مبادلات

00:26:51.031 --> 00:26:54.246
که مازاد اجتماعی مثبتی دارند، صورت میپذیرند

00:26:54.620 --> 00:26:58.492
بنابراین هرچه کمیت تولیدی به
سطح رقابت کامل نزدیک تر شود

00:26:58.517 --> 00:27:00.310
رفاه از دست رفته کمتر میشود

00:27:00.310 --> 00:27:01.910
به شکل تقریبی

00:27:01.910 --> 00:27:05.505
درست است که همیشه میتوان
شاهد انحرافات عجیب و غریب بود

00:27:05.530 --> 00:27:08.560
اما قاعده سر انگشتی میگوید که رفاه...

00:27:08.707 --> 00:27:11.561
بالا پایین شدن رقابت
کامل یکجوریایی در تناسب با

00:27:11.586 --> 00:27:15.465
نزول کمیت به نسبت رقابت کامل است

00:27:15.490 --> 00:27:17.332
اگر کمیت به نسبت رقابت
کامل خیلی کاهش پیدا کند

00:27:17.357 --> 00:27:19.502
رفاه زیادی از دست خواهد رفت

00:27:19.527 --> 00:27:20.787
اگر کمیت تنها کمی کاهش پیدا کند

00:27:20.812 --> 00:27:21.740
رفاه کمی از دست خواهد رفت

00:27:21.740 --> 00:27:23.500
و این برمیگردد به مثلث رفاه از دست رفته

00:27:23.500 --> 00:27:26.405
به این حقیقت که درست در حوالی
تعادل رقابت کامل در کوچکترین حالت است

00:27:26.430 --> 00:27:30.395
و هرچه از آن دور میشویم بزرگتر میشود

00:27:30.420 --> 00:27:33.917
پس اساسا رقابت کامل بهترین حالت است

00:27:34.059 --> 00:27:37.843
انحصار بدترین حالت و
چندانحصاری در میانه است

00:27:40.165 --> 00:27:43.355
حالا به اینجا رسیدیم...

00:27:43.380 --> 00:27:44.690
این به این پرسش میرسد که...

00:27:44.690 --> 00:27:46.180
فکر کنم ممکن است به این
جدول نگاه کنید و از خود بپرسید

00:27:46.180 --> 00:27:48.765
خوب آیا این به این معناست که

00:27:48.794 --> 00:27:51.034
تعداد شرکت ها رفاه را تعیین میکنند؟

00:27:51.059 --> 00:27:55.541
اینطور که... اینجا یک شرکت،
دو شرکت و بینهایت شرکت داریم

00:27:55.609 --> 00:27:58.905
آیا میتوان یک بیان عمومی تر
از نقش تعداد شرکت ها داشت؟

00:27:58.930 --> 00:28:02.610
و از قرار معلوم در الگوی
کورنو میتوان این بیان را داشت

00:28:02.610 --> 00:28:04.869
اساسا در الگوی کورنو

00:28:05.012 --> 00:28:10.240
هرچه شرکت بیشتری وجود داشته باشد،
بیشتر به رقابت کامل نزدیک میشویم

00:28:10.240 --> 00:28:12.573
در الگوی کورنو با افزایش n

00:28:12.652 --> 00:28:15.843
به رقابت کامل نزدیک میشویم

00:28:16.040 --> 00:28:17.910
و به شکل اخص، کتاب
محاسباتش را انجام داده است

00:28:17.910 --> 00:28:20.940
نیازی نیست محاسبات ریاضیاتی اش را بدانید
بیشتر شهودی است

00:28:20.940 --> 00:28:24.068
کتاب نشان میدهد که سود خالص در یک بازار

00:28:24.093 --> 00:28:27.744
قیمت منهای هزینه حاشیه ای
روی قیمت در یک بازار کورنو

00:28:27.777 --> 00:28:31.937
برابر است با 1 روی n ضرب در کشسانی تقاضا

00:28:36.250 --> 00:28:38.983
به این معنا که در اصل...

00:28:39.097 --> 00:28:44.329
پیش از این گفتیم که معکوس سود
خالص در تناسب با کشسانی تقاضا است

00:28:44.370 --> 00:28:47.025
باید یک حرف دیگر انتخاب کنم، باید برای
این کشسانی از یک چیز دیگر استفاده کنم

00:28:47.050 --> 00:28:48.150
اما این کشسانی تقاضا است

00:28:48.150 --> 00:28:49.380
یادم رفت دفعه پیش از چه حرفی استفاده کردم

00:28:49.380 --> 00:28:51.600
همان کشسانی است که
پیش از این استفاده میکردم

00:28:51.600 --> 00:28:54.933
پس اساسا، پیش از این
گفتیم که این معادله را داشتیم

00:28:54.988 --> 00:28:58.265
گفتیم که معکوس سود خالص
در تناسب کشسانی تقاضا است

00:28:58.290 --> 00:29:01.810
هرچه کالا غیرکشسان تر بود، شرکت
انحصاری قدرت بازار بیشتری داشت

00:29:01.977 --> 00:29:06.037
خوب اینجا، حالا بر n تقسیمش میکنیم

00:29:06.140 --> 00:29:08.680
بنابراین لب مطلب این شد که
در یک کشسانی تقاضای داده شده

00:29:08.680 --> 00:29:11.260
هرچه شرکت های بیشتری در
بستری چندانحصاری رقابت کنند

00:29:11.260 --> 00:29:19.050
به سود خالص صفر نزدیک و نزدیک تر میشویم

00:29:19.050 --> 00:29:21.750
در تعادل کورنو

00:29:21.750 --> 00:29:24.344
پس همان منطق شهودی ای
است که در این جدول میبنیم

00:29:24.369 --> 00:29:25.565
اینجا یک شرکت داریم

00:29:25.590 --> 00:29:27.663
بعد در چندانحصاری میتوان چند شاخه تصور کرد

00:29:27.688 --> 00:29:28.910
اینجا چندانحصاری ای با دو شرکت داریم

00:29:28.973 --> 00:29:31.365
باید بتوانید خودتان محاسبه
کنید که اگر سه شرکت بود

00:29:31.485 --> 00:29:33.600
میتوانید حل اش کنید، سه
معادله و سه نامعلوم است

00:29:33.600 --> 00:29:36.120
همان محاسباتی را دارد که انجام دادیم

00:29:36.159 --> 00:29:37.520
ریاضیات دبیرستانی است

00:29:37.520 --> 00:29:40.749
اگر سه شرکت... سه معادله و سه
نامعلوم را قرار دهید میتوانید انجامش بدهید

00:29:40.774 --> 00:29:43.575
در آن صورت به کمیت بالاتری
میرسید و به همین صورت ادامه پیدا میکند

00:29:43.600 --> 00:29:47.357
بنابراین به مراتب اینکه تعداد شرکت ها افزایش پیدا
میکند، کمیت را به سمت سطح رقابت کامل بالا می آوریم

00:29:47.423 --> 00:29:52.650
و سود هم به سمت 0 که در
رقابت کامل داریم، نزول میکند

00:29:52.780 --> 00:29:55.650
و این یکجورایی با ایده
اصلی‌مان نیز هماهنگی دارد

00:29:55.650 --> 00:29:56.765
در مورد حدود نهایت صحبت کردیم

00:29:56.790 --> 00:29:59.990
اینکه در رقابت کامل چندین شرکت است
و در انحصار، یک شرکت است

00:29:59.990 --> 00:30:04.665
اما این آن ایده اصلی را که شرکت های بیشتر،
رقابت بیشتری به همراه دارد را تایید میکند

00:30:04.690 --> 00:30:07.263
این منطق شهودی خوب و محکمی است

00:30:08.980 --> 00:30:17.720
حالا این سوال جالبی را بر می انگیزد

00:30:17.720 --> 00:30:19.724
اینکه آیا باید اصلا اجازه دهیم

00:30:19.749 --> 00:30:23.430
که تعداد شرکت های حاضر
در بازار کاهش پیدا کند؟

00:30:23.430 --> 00:30:26.593
اصلا باید اجازه دهیم که تعداد شرکت
های حاضر در بازار کاهش پیدا کند؟

00:30:26.764 --> 00:30:31.214
ما به این میگوییم ادغام

00:30:31.810 --> 00:30:33.030
همه در مورد ادغام شنیده اید

00:30:33.030 --> 00:30:34.990
زمانی که دو شرکت بایکدیگر ادغام میشوند،
یک شرکت را تشکیل میدهند

00:30:34.990 --> 00:30:39.020
خوب با منطقی که الان شرح دادم این خوب نیست

00:30:39.020 --> 00:30:41.549
الان گفتم که هرچه شرکت بیشتری داشته باشیم

00:30:41.574 --> 00:30:42.456
رفاه بیشتر میشود

00:30:42.481 --> 00:30:44.218
بیشتر به سمت رقابت کامل میرویم

00:30:46.400 --> 00:30:47.840
و اما با اینحال همیشه شاه ادغام هایی هستیم

00:30:47.840 --> 00:30:49.870
دولت جلوی ادغام ها را نمیگیرد

00:30:49.870 --> 00:30:54.180
اگر ادغام های بزرگی باشند، دولت
معمولا روی آن ها تحقیقات میکند

00:30:54.205 --> 00:30:56.100
دولت معمولا روی آن ها تحقیقات میکند

00:30:56.100 --> 00:31:00.290
اما اغلب اوقات اجازه
صورت پذیرفتنشان را میدهند

00:31:00.290 --> 00:31:02.370
چرا اینگونه است؟

00:31:02.370 --> 00:31:05.940
چرا دولت نباید جلوی
تمامی ادغام ها را بگیرد؟

00:31:05.940 --> 00:31:07.904
و به شکل اخص اگر کسی دنبال امتیاز

00:31:08.100 --> 00:31:10.657
کسی میتواند چه مفهومی را توضیح دادیم

00:31:10.720 --> 00:31:13.190
که توضیح میدهد که چرا ممکن است
مجوز دادن به ادغام شرکت ها منطقی باشد

00:31:13.190 --> 00:31:13.650
بله؟

00:31:13.650 --> 00:31:14.940
صرفه به مقیاس

00:31:14.940 --> 00:31:16.850
صرفه به مقیاس، دقیقا

00:31:16.937 --> 00:31:18.877
دقیقا این همان عبارتی بود که دنبالش بودم

00:31:18.980 --> 00:31:23.494
ممکن است اینطور باشد
که دو شرکت داشته باشیم که

00:31:23.519 --> 00:31:25.560
به نسبت داشتن تولید
ترکیبی، غیر بهینه تولید کنند

00:31:25.752 --> 00:31:28.001
پس یک کارخانه داریم که
کفش لنگه چپ را تولید میکند

00:31:28.026 --> 00:31:31.776
و یک کارخانه هم داریم که
کفش لنگه راست را تولید میکند

00:31:31.850 --> 00:31:33.745
مثال خوبی نبود، چون در
این صورت با هم رقابت نمیکنند

00:31:33.770 --> 00:31:34.600
اما منظورم را متوجه میشوید

00:31:34.600 --> 00:31:37.284
نکته این است که اگر دو شرکت
داشته باشیم که با هم رقابت میکنند

00:31:37.526 --> 00:31:42.145
بگوییم که دو شرکت با یکدیگر رقابت میکنند و
هر دو نصف ظرفیت تولید خود را تولید میکنند

00:31:42.170 --> 00:31:43.598
دو شرکت جدا هستند که
نصف ظرفیت خود فعالیت میکنند

00:31:43.623 --> 00:31:47.895
خیلی بهینه تر است که ادغام شوند و یک
شرکت داشته باشیم که با تمام ظرفیت تولید کند

00:31:47.920 --> 00:31:51.020
و البته که اگر ادغام شوند،
شرکتی انحصاری میشوند

00:31:51.020 --> 00:31:54.440
اما امکانش هست که بهینگی
های هزینه بتواند انقدر بالا باشد

00:31:54.440 --> 00:31:57.104
کاهش دادن هزینه حاشیه ای از سوی
یک شرکت انحصاری ممکن است بهتر از

00:31:57.129 --> 00:31:59.042
چندانحصاری با هزینه حاشیه ای بالاتر باشد

00:31:59.067 --> 00:32:03.115
یکجورایی مانند مثال حق ثبت اختراعی است
که جلسه پیش یا جلسه پیش از آن، شرح دادم

00:32:03.242 --> 00:32:05.120
در آنجا گفتم که حق ثبت اختراع
ممکن است چیز خوبی باشد

00:32:05.120 --> 00:32:06.210
یا چیز بدی باشد

00:32:06.210 --> 00:32:09.370
به میزان افزایش تقاضا به
دلیل حق ثبت اختراع بستگی دارد

00:32:09.370 --> 00:32:10.940
اینجا هم همان مفهوم حکمفرماست

00:32:10.940 --> 00:32:16.337
بده و بستانش این است که از یک سو با اجازه
دادن به ادغام هزینه حاشیه ای پایین می آوریم

00:32:16.447 --> 00:32:18.382
با اجازه دادن به ادغام، هزینه
حاشیه ای کاهش پیدا میکند

00:32:18.407 --> 00:32:23.995
از دیگر سو با اجازه دادن به ادغام، تعداد
شرکت های موجود در بازار را کاهش میدهیم

00:32:24.020 --> 00:32:25.540
و این بده و بستان را داریم

00:32:25.571 --> 00:32:29.156
قابلیت سود خالص هر
شرکت را افزایش خواهیم داد

00:32:29.181 --> 00:32:34.065
اما با کاهش دادن هزینه حاشیه ای ممکن
است در واقع، در اصل قیمت را پایین بیاوریم

00:32:34.090 --> 00:32:38.225
و این دقیقا کاری است که
دادگستری هر روز انجام میدهد

00:32:38.250 --> 00:32:40.872
این کاری است که صدها اقتصاددانی
که در دادگستری کار میکنند، انجام میدهند

00:32:40.897 --> 00:32:42.410
کار خیلی جالبی دارند

00:32:42.410 --> 00:32:44.410
باید بروند و این ادغام ها را ارزشیابی کنند

00:32:44.410 --> 00:32:46.133
شرکت هایی که میخواهند ادغام انجام بدهند

00:32:46.223 --> 00:32:48.228
باید بگویند که کدام یک از
این دو تاثیر بالاتر خواهد بود

00:32:48.720 --> 00:32:52.274
چطور میتوان تصمیم گرفت که آیا
صرفه جویی حاصله از صرفه جویی مقیاس

00:32:52.299 --> 00:32:54.900
از هزینه عبور کرده و قدرت
بازار را افزایش میدهد یا خیر؟

00:32:54.900 --> 00:32:58.790
و این کار بسیار سختی است

00:32:58.790 --> 00:33:02.060
از قرار معلوم این کار بسیار دشوار است

00:33:02.060 --> 00:33:04.481
و بخشی از دشواری اش دقیقا
برمیگردد به آن موضوعاتی که زمانی که

00:33:04.505 --> 00:33:06.925
در مورد قانونمند کردن انحصارها
بحث میکردیم، در موردش صحبت کردم

00:33:06.950 --> 00:33:10.090
چون داده ها از جانب افراد
حاضر در بازار کنترل میشود

00:33:10.090 --> 00:33:13.415
و لزوما نمیتوان داده های
مناسبی از تاثیرش به دست آورد

00:33:13.440 --> 00:33:17.060
مثال بسیار خوبش بیمارستان ها هستند

00:33:17.060 --> 00:33:21.015
در دو دهه گذشته ادغام های عظیمی
در بخش بیمارستانی صورت گرفته است

00:33:21.040 --> 00:33:22.806
حتی اینجا در بوستون شاهد
ادغام هایی عظیم بوده ایم

00:33:22.831 --> 00:33:25.741
برای مثال ادغام بیمارستان
های بث اسرائیل و دیکنس

00:33:25.781 --> 00:33:28.280
دیگر بیمارستان ها هم ادغام شده اند

00:33:28.280 --> 00:33:30.770
این ادغام ها بزرگ بودند و باید
از نظر ناظران قانونی گذر میکردند

00:33:30.770 --> 00:33:36.095
و بیمارستان ها به درستی این بحث را مطرح کردند که
صرفه جویی مقیاس وسیعی در تولیدات بیمارستانی وجود دارد

00:33:36.120 --> 00:33:39.050
بخشی از آن به این خاطر است که
ظرفیت بیمارستان ها به ندرت تکمیل است

00:33:39.050 --> 00:33:41.740
باید یک ظرفیت مازادی برای افرادی که با
جراحت وارد بیمارستان میشوند داشته باشند

00:33:41.765 --> 00:33:42.890
باید تخت های خالی داشته باشند

00:33:42.890 --> 00:33:45.440
نمیخواهند که مردم در راهرو ها بخوابند

00:33:45.440 --> 00:33:48.040
در نتیجه در شرایطی که به
ندرت ظرفیت تکمیل میشود

00:33:48.040 --> 00:33:49.697
در صورتی که همیشه کمتر
از ظرفیت بیمار وجود دارد

00:33:49.722 --> 00:33:53.302
میتوان صرفه جویی مقیاس وسیعی از تجمیع

00:33:53.362 --> 00:33:56.045
و استفاده موثرتر از
فضای تجمیعی، به دست آورد

00:33:56.070 --> 00:33:57.710
بنابراین دفاع بسیار متقاعد کننده ای بود

00:33:57.710 --> 00:34:00.853
و به این خاطر خیلی مورد پذیرش قرار گرفت

00:34:01.107 --> 00:34:03.490
و اکثر ادغام های بیمارستان ها مجوز گرفتند

00:34:03.490 --> 00:34:06.300
تعداد بسیار کمی از ادغام
های بیمارستان ها رد شد

00:34:06.300 --> 00:34:07.434
خوب چه اتفاقی افتاد؟

00:34:07.511 --> 00:34:10.151
مشخص شد که بیمارستان ها دروغ گفتند

00:34:10.294 --> 00:34:13.787
دقیقا همان روند تولیدی که پیش
از ادغام داشتند را حفظ کردند

00:34:13.828 --> 00:34:15.929
و به سادگی قیمت ها را افزایش دادند

00:34:15.954 --> 00:34:19.532
پس در واقع بث اسرائیل و دیکنس
هر دو، ساختمان های خود را نگه داشتند

00:34:19.557 --> 00:34:21.495
درست به همان شکل که قبل از ادغام وجود داشت

00:34:21.520 --> 00:34:22.980
و تنها بهای بیشتری را طلب کردند

00:34:22.980 --> 00:34:26.050
در اصل کارتل سازی کردند

00:34:26.050 --> 00:34:28.199
اما دولت اجازه ادغام را داد

00:34:28.199 --> 00:34:34.056
و ما در اصل از طریق این نظریه‌های
صرفه جویی مقیاس گول خوردیم

00:34:34.400 --> 00:34:37.791
در صورتی که در واقع هیچ
فشاری روی شرکت ها وجود نداشت

00:34:37.816 --> 00:34:40.505
که لزوما برای تحقق یافتنشان کاری کنند

00:34:40.719 --> 00:34:43.520
تنها اجازه دادیم تا قدرت بازار داشته باشند

00:34:43.520 --> 00:34:47.444
بنابراین این اساسا این مسئله
ای بسیار دشوار و فریبنده است

00:34:47.469 --> 00:34:49.821
در تصمیم گیری برای اینکه
اجازه ادغام داده شود یا خیر

00:34:49.964 --> 00:34:52.856
باید اساسا ارزیابی شود که آیا در عمل

00:34:52.856 --> 00:34:54.778
شاهد صرفه جویی در مقیاسی خواهیم بود

00:34:54.803 --> 00:34:56.208
که افزایش قدرت بازار را توجیه کند یا خیر

00:34:56.310 --> 00:35:00.590
و به این خاطر است که دادگستری کار سختی دارد

00:35:00.590 --> 00:35:01.840
سوالی در این مورد هست؟

00:35:03.278 --> 00:35:04.206
بسیار خوب

00:35:04.230 --> 00:35:07.259
یک نکته دیگری که میخواهم اینجا مطرح کنم

00:35:07.357 --> 00:35:10.341
در مورد اندازه بازار است

00:35:10.444 --> 00:35:14.339
اینکه، من در مورد این صحبت
کردم که چطور از لحاظ ریاضیاتی

00:35:14.490 --> 00:35:16.934
اندازه بازار به رقابت بیشتر می انجامد

00:35:17.009 --> 00:35:19.439
یک دلیل دیگر هم وجود دارد

00:35:19.511 --> 00:35:23.875
اینکه، هرچه بازار بزرگتر باشد،
اجرایی کردن کارتل سخت تر میشود

00:35:23.900 --> 00:35:29.158
اگر دو بازیگر در بازار باشد و یکی تقلب کند

00:35:29.253 --> 00:35:30.973
اون یکی میتواند دخلش را
دربیاورد یا همچنین چیزی

00:35:30.998 --> 00:35:32.883
متوجه منظورم هستید؟
خیلی ساده میشود...

00:35:32.908 --> 00:35:35.630
از اوضاع خبر دارند میتوانند
یکدیگر را زیر نظر بگیرند

00:35:35.630 --> 00:35:37.580
میتوانند بفهمند تقصیر کار کیست

00:35:37.580 --> 00:35:39.920
زمانی که بازیگران بسیاری در بازار باشد...

00:35:39.920 --> 00:35:42.496
مثلا فرض کنیم که 10
هواپیمایی پرواز داشته باشند

00:35:42.617 --> 00:35:45.365
پیدا کردن اینکه چه کسی تقلب میکند دشوار است

00:35:45.390 --> 00:35:48.703
یا همینطور مهمترین کارتل
جهان را در نظر بگیرید

00:35:48.728 --> 00:35:50.100
که اوپک است

00:35:50.100 --> 00:35:53.210
سازمان کشورهای صادرکننده نفت

00:35:53.210 --> 00:35:55.713
سازمانی متشکل از بیش از 20 کشور است

00:35:55.738 --> 00:35:57.568
که عرضه نفت جهان را کنترل میکنند

00:35:58.341 --> 00:36:01.345
ولی هیچ راه مناسبی برای زیر نظر گرفتن اینکه
چه کشوری چه مقدار نفت میفروشد وجود ندارد

00:36:01.370 --> 00:36:04.160
تنها مجموع مقادیر نفت
به فروش رفته را میدانیم

00:36:04.160 --> 00:36:08.477
بنابراین اگر کشوری مانند ونزوئلا که
رهبرش خل و چل است تصمیم بگیرد تقلب کند

00:36:08.502 --> 00:36:10.285
و مقادیری نفت در بازار بریزد

00:36:10.326 --> 00:36:14.326
برای دیگر اعضای اوپک دشوار
است که به واقع این را ببینند

00:36:14.427 --> 00:36:17.280
در نتیجه کارآمدی اوپک
در طول زمان متناوب است

00:36:17.280 --> 00:36:20.870
گاهی اوپک زیاد در کنترل عرضه
جهانی نفت خوب عمل نکرده است

00:36:20.895 --> 00:36:22.730
گاهی هم خوب عمل کرده است

00:36:22.901 --> 00:36:24.460
اما اساسا هرچه بازیگر بیشتر باشد

00:36:24.460 --> 00:36:26.400
کارتل دشوار تر میشود

00:36:26.425 --> 00:36:30.649
و یک مثال خوبش کارتل تولید جیوه است

00:36:30.733 --> 00:36:32.140
کارتلی بود که وجود داشت

00:36:32.140 --> 00:36:36.445
ایتالیا و اسپانیا اصولا بازار
فروش جیوه را در کنترل خود داشتند

00:36:36.470 --> 00:36:38.010
کارتل فروش جیوه

00:36:38.010 --> 00:36:39.780
کارتل خیلی خوب و کارآمدی داشتند

00:36:39.780 --> 00:36:43.640
دیگر کشورها ورود کردند و کارتل از هم پاشید

00:36:43.640 --> 00:36:44.790
پس میتوانیم این را ببینیم

00:36:44.790 --> 00:36:51.195
و این تبدیل به مسئله بزرگ در راه در
نظر گرفتن فواید فشار برای رقابت، میشود

00:36:51.220 --> 00:36:53.230
و تبدیل به مسئله بزرگی در سیاست دولتی میشود

00:36:53.230 --> 00:36:55.186
این یک مسئله دیگر در سیاست دولتی
است که احتمالا اخیرا دنبال کرده باشید

00:36:55.211 --> 00:36:57.644
که مسئله عناصر خاکی کمیاب است

00:36:57.677 --> 00:37:00.762
شما به عنوان دانشمند بهتر از
من اهمیت عناصر خاکی کمیاب را میدانید

00:37:00.787 --> 00:37:04.905
موادی هستند که برای باتری تلفن های
همراه و دیگر چیزها خیلی اهمیت دارند

00:37:04.930 --> 00:37:08.865
این ها عناصر تازه و مهمی
برای اقتصاد نوین هستند

00:37:08.890 --> 00:37:11.507
ایالات متحده در گذشته تولید
کننده غالب عناصر خاکی کمیاب بود

00:37:11.567 --> 00:37:14.618
و بعد مشخص شد که چین میتواند
با بهینگی بیشتری تولیدشان کند

00:37:14.643 --> 00:37:16.410
بنابراین اجازه دادیم که چین به دستش بگیرد

00:37:16.410 --> 00:37:20.560
بنابراین حالا 97 درصد عناصر
خاکی کمیاب جهان در چین تولید میشود

00:37:20.560 --> 00:37:25.308
چین حالا چیزهایی از این قبیل میگوید که مثلا ژاپن از
دستت عصبانی هستم و دیگر بهت عناصر خاکی کمیاب نمیفروشم

00:37:25.333 --> 00:37:27.285
که مسئله خیلی خیلی بزرگی است

00:37:27.310 --> 00:37:31.066
و اساسا ما به چین اجازه دادیم که اصولا
این بازار را به انحصار خود در بیاورد

00:37:31.143 --> 00:37:33.833
حالا ما در علم اقتصاد
تمایل به این داریم که فکر کنیم

00:37:33.858 --> 00:37:37.874
که ایده بدی است که دولت
به کسب و کارها یارانه بدهد

00:37:38.081 --> 00:37:40.625
دولت باید فقط اجازه دهد که افتصاد کار خودش
را بکند و تصمیم بگیرد چه چیزی جواب میدهد

00:37:40.650 --> 00:37:42.000
اما شاید این موردی باشد
که در آن دولت بخواهد بگوید

00:37:42.000 --> 00:37:45.031
نه، در واقع میخواهیم به تولید عناصر
خاکی کمیاب در آمریکا یارانه بدهیم

00:37:45.056 --> 00:37:46.999
که بر اساس امنیت ملی اطمینان حاصل کنیم

00:37:47.024 --> 00:37:49.650
که در صورتی که چین تصمیم بگیرد تحریممان
کند، به اندازه کافی مواد داشته باشیم

00:37:49.650 --> 00:37:51.732
و این دقیقا از انواع
مسائلی است که دولت باید

00:37:51.757 --> 00:37:55.846
در تلاش برای تصمیم گیری بر سر اینکه
آیا رقابت را تشویق کند یا خیر، مواجه شود

00:37:55.897 --> 00:37:57.987
اینکه فعالانه وارد شود
و رقابت را تشویق کند یا

00:37:58.012 --> 00:38:00.972
اینکه بگذارد بازار کار خودش را بکند

00:38:01.280 --> 00:38:02.530
سوالی در این مورد هست؟

00:38:04.840 --> 00:38:08.660
حالا، پیش از پایان کلاس میخواهم
در مورد یک چیز دیگر هم صحبت کنم

00:38:08.660 --> 00:38:15.905
در مورد اینکه رقابت کورنو،
تنها الگوی رقابت موجود نیست

00:38:15.930 --> 00:38:18.965
در حقیقت ممکن است حتی اولین
الگویی هم نباشد که به ذهن متبادر میشود

00:38:18.990 --> 00:38:24.874
در واقع اگر به شما بگویم که تصور کنید دو
شرکت برای فروش محصولی رقابت میکنند

00:38:24.899 --> 00:38:26.200
اولین چیزی که به ذهنتان متبادر میشود

00:38:26.200 --> 00:38:30.470
احتمالا تابع بهترین پاسخ نباشد

00:38:30.470 --> 00:38:33.060
ممکن است بگویید خوب، به
سادگی روی قیمت رقابت خواهند کرد

00:38:33.060 --> 00:38:35.955
و اگر رقابت واقعا سختی
باشد، قیمت پایین خواهد آمد

00:38:35.980 --> 00:38:39.640
و حدودش، اگر رقبای خیلی خوبی باشند

00:38:39.640 --> 00:38:43.680
این است که قیمت باید تا
نزدیکی هزینه حاشیه ای پایین بیاید

00:38:43.680 --> 00:38:47.889
خوب این یک الگوی رقابت متفاوتی است

00:38:47.914 --> 00:38:50.963
که ما به آن میگوییم رقابت برتراند

00:38:52.572 --> 00:38:55.438
یا رقابت قیمت

00:39:01.260 --> 00:39:03.670
رقابت کورنو، رقابت بر سر کمیت است

00:39:03.670 --> 00:39:07.425
جمع میشویم و تصمیم میگیریم که مقادیر
تولیدی با توجه به تولید رقیب، چقدر باشد

00:39:07.450 --> 00:39:09.860
و بعد بازار، قیمت را به دست میدهد

00:39:09.860 --> 00:39:13.305
رقابت برتراند برعکس این است

00:39:13.330 --> 00:39:15.937
به این شکل که شرکت ها
قیمت خود را مقرر میکنند

00:39:16.205 --> 00:39:19.976
و به میزانی که بازار به آن
قیمت تقاضا میکند، تولید میکنند

00:39:20.201 --> 00:39:24.810
تکرار میکنم، در رقابت کورنو
شرکت ها کمیت خود را مقرر میکنند

00:39:24.835 --> 00:39:27.915
و بعد قیمت خود را از روی
منحنی تقاضا تعیین میکنند

00:39:27.940 --> 00:39:29.100
رقابت برتراند کاملا متفاوت است

00:39:29.100 --> 00:39:30.847
میگویند که فقط روی قیمت رقابت خواهیم کرد

00:39:30.872 --> 00:39:32.860
و به هر میزان کمیتی که در آن
قیمت تقاضا وجود دارد تولید میکنیم

00:39:32.860 --> 00:39:35.472
اهمیتی نمیدهیم که تقاضا چقدر است

00:39:35.497 --> 00:39:38.570
فقط بر روی قیمت رقابت خواهیم کرد

00:39:38.570 --> 00:39:43.216
و اساسا ایده اش این است
که هزینه ای حاشیه ای داریم

00:39:43.669 --> 00:39:46.335
که شرکت ها در بلند مدت
هیچگاه پایین تر از آن نمیروند

00:39:46.360 --> 00:39:49.390
و مسئله این است که چقدر به سمت آن
هزینه حاشیه ای با یکدیگر رقابت میکنند

00:39:49.415 --> 00:39:52.543
در عمل موضوعی که در
مورد رقابت برتراند عجیب است

00:39:52.568 --> 00:39:57.512
این است که ممکن است که با وجود
دو شرکت به برآیند رقابت کامل برسیم

00:39:57.537 --> 00:39:59.070
تنها با دو شرکت

00:39:59.070 --> 00:40:01.699
چون آن دو شرکت در قیمت
گذاری آنقدر رقابت پذیر هستند

00:40:01.724 --> 00:40:03.695
که میتوانند رو به پایین به سمت
هزینه حاشیه ای روی آن رقابت کنند

00:40:03.720 --> 00:40:06.870
به این معنا که اگر تلاش کنم قیمت را برابر
با هزینه حاشیه ای بعلاوه یک دلار قرار دهم

00:40:06.870 --> 00:40:09.200
شما می آیید و قیمت را برابر با هزینه
حاشیه ای بغلاوه 99 سنت قرار میدهید

00:40:09.200 --> 00:40:10.970
چون همچنان میتوانید از آن پول در بیاورید

00:40:10.970 --> 00:40:13.630
حالا من می آیم و قیمت را برابر با
هزینه حاشیه ای بعلاوه 98 سنت قرار میدهم

00:40:13.630 --> 00:40:14.840
چون من میتوانم همچنان پول در بیاورم

00:40:14.840 --> 00:40:16.997
و به سمت پایین رقابت میکنیم تا اینکه

00:40:17.022 --> 00:40:19.810
هر دو قیمتی برابر با هزینه
حاشیه ای بعلاوه یک پنی طلب کنیم

00:40:19.810 --> 00:40:21.513
و اگر کسی بخواهد به بهای بالاتری بفروشد

00:40:21.538 --> 00:40:22.514
نمیتواند محصول خود را بفروشد

00:40:22.539 --> 00:40:24.390
چون مردم تنها کالایی که
قیمت پایینتری دارد را میخرند

00:40:26.480 --> 00:40:30.611
پس اساسا میتوان شرایطی با رقابت برتراند داشت

00:40:30.801 --> 00:40:32.560
که در آن در اصل شرکت
ها روی قیمت رقابت میکنند

00:40:32.560 --> 00:40:35.692
و شرایطی است که برعکس این مورد...
تخته را پوشاندم...

00:40:35.763 --> 00:40:39.705
برخلاف مقایسه ای که داشتیم که درش دو
شرکت همچنان میتوانستند کلی پول در بیاورند

00:40:39.730 --> 00:40:42.622
در رقابت برتراند ممکن است
که دو شرکت کافی باشند

00:40:42.647 --> 00:40:46.475
تنها دو شرکت کفایت میکند
که رقابت کامل به دست بیاید

00:40:46.500 --> 00:40:49.800
به n شرکت احتیاجی نیست
دو شرکت کفایت میکند

00:40:52.381 --> 00:40:54.802
و در منطقی اگر بهش فکر کنیم

00:40:54.827 --> 00:40:56.494
این احتمالا اولین الگویی
است که در ذهنمان داریم

00:40:56.519 --> 00:40:59.345
اگر رقابت شرکت ها را رقابت
بر سر قیمتگذاری در نظر بگیریم

00:40:59.370 --> 00:41:01.820
و این در اساس الگوی برتراند است

00:41:01.820 --> 00:41:04.200
حالا دو پرسش در این مورد مطرح میشود

00:41:04.200 --> 00:41:08.150
اولین پرسش این است که خوب
حالا از کدام الگو استفاده کنیم

00:41:08.150 --> 00:41:10.645
چطور بفهمیم که رقابت برتراند است یا کورنو؟

00:41:10.670 --> 00:41:12.440
از کجا بفهمیم از کدام الگو استفاده کنیم؟

00:41:12.440 --> 00:41:14.171
بازاری با دو شرکت در آن داریم

00:41:14.196 --> 00:41:16.746
بهمان گفتید که الگوها پاسخ های
بسیار متفاوتی به همراه خواهند داشت

00:41:16.833 --> 00:41:18.413
از کجا بدانیم که از کدام استفاده کنیم؟

00:41:18.890 --> 00:41:20.182
و پاسخ این است که

00:41:20.278 --> 00:41:22.640
اساسا با اطمینان نمیدانیم
از کدام استفاده کنیم

00:41:22.665 --> 00:41:24.216
میتوانیم از شرایطی صحبت کنیم

00:41:24.241 --> 00:41:26.330
که تحت آن رقابت کمیتی محتمل تر است

00:41:26.355 --> 00:41:29.372
و تحت آن رقابت قیمتی محتمل تر است

00:41:29.630 --> 00:41:32.540
اساسا رقابت کمیتی زمانی محتمل تر خواهد بود

00:41:32.540 --> 00:41:36.000
که در روند تولید افت وجود دارد

00:41:36.000 --> 00:41:40.315
به شکلی که نتوان به شکل منعطف گفت، این قیمت
من است و هرچقدر که بخواهم تولید خواهم کرد

00:41:40.458 --> 00:41:43.787
اگر شرکتی هواپیمایی بگوید من فلان قدر قیمت
میگذارم و هر تعداد مسافری که بخواهم جابجا میکنم

00:41:43.812 --> 00:41:44.460
نمیتواند این کار را بکند

00:41:44.460 --> 00:41:46.500
تعداد هواپیماهای شرکت محدود است

00:41:46.579 --> 00:41:49.565
شرکت های هواپیمایی نمیتوانند قیمتی بگذارند
و از پس هر تقاضایی که وارد میشود بر بیایند

00:41:49.590 --> 00:41:51.220
شرکت های هواپیمایی در
واقع باید کمیتی تعیین کنند

00:41:51.220 --> 00:41:55.040
باید بگویند که فلان تعداد
پرواز میتوانیم انجام دهیم

00:41:55.040 --> 00:41:58.078
بنابراین زمانی که در
روند تولید افت وجود دارد

00:41:58.142 --> 00:42:00.225
رقابت به کلی قیمتی دشوار خواهد شد

00:42:00.250 --> 00:42:03.320
رقابت بیشتر کمیتی خواهد بود

00:42:03.320 --> 00:42:07.920
این در حوزه شرکت های
هواپیمایی و خودروسازی خواهد بود

00:42:07.920 --> 00:42:13.365
از طرف دیگر فروش غلات صبحانه
در سوپرمارکت را در نظر بگیرید

00:42:13.390 --> 00:42:18.786
اگر غلات صبحانه سوپرمارکت تمام شود،
روز بعد میتواند کلی دیگر بیاورد

00:42:18.850 --> 00:42:22.495
سوپرمارکت تقریبا بلافاصله میتواند
کالایی که تمام کرده است را جایگزین کند

00:42:22.640 --> 00:42:25.210
پس در اینجا مشاهده رقابت قیمتی محتمل تر است

00:42:25.210 --> 00:42:27.680
بین مثلا برند های غلات صبحانه در سوپرمارکت

00:42:27.680 --> 00:42:30.810
مردم میتوانند به آسانی مقایسه کنند

00:42:30.835 --> 00:42:32.806
و اگر یکی ارزان تر باشد
میتوانند تمامش را بخرند

00:42:32.831 --> 00:42:36.165
و اگر تمام شود، سوپرمارکت روز بعد آن
برند غلات صبحانه را دوباره پر خواهد کرد

00:42:36.190 --> 00:42:40.360
در اصل برآمدن از پس کمیت بسیار ساده است

00:42:40.360 --> 00:42:43.080
بنابراین تمایز خیلی روشنی نیست

00:42:43.105 --> 00:42:44.248
اما نهایتش این است

00:42:44.273 --> 00:42:49.211
زمانی که تولید کالا به قدر تقاضا
دشوار است، رقابت کمیتی محتمل تر است

00:42:49.820 --> 00:42:53.443
و زمانی که تولید کالا به قدر تقاضا
آسان است، رقابت قیمتی محتمل تر است

00:42:53.485 --> 00:42:58.940
به این شکل میتوانید در نظر بگیرید که
کدام نوع رقابت در کدام زمینه منطقی تر است

00:42:58.990 --> 00:43:02.140
این شد نکته اول

00:43:02.140 --> 00:43:04.220
نکته دوم و آخرین نکته ای
که میخواهم به آن اشاره کنم

00:43:04.450 --> 00:43:08.120
شرکت ها برای اجتناب از رقابت
برتراند چه کار میتوانند بکنند؟

00:43:08.120 --> 00:43:11.140
برای مثال فرض کنیم که شما
تولید کننده علات صبحانه هستید

00:43:11.140 --> 00:43:12.410
در بازار برتراند هستید

00:43:12.410 --> 00:43:14.340
خوب بازار آشغالی هستش

00:43:14.340 --> 00:43:17.930
الان گفتم که دو شرکت
میتوانند سود را به صفر برسانند

00:43:17.930 --> 00:43:19.540
چکار میکنید؟

00:43:19.540 --> 00:43:22.161
تولیدکنندگان غلات صبحانه چکار میکنند؟

00:43:22.724 --> 00:43:23.191
بله؟

00:43:23.216 --> 00:43:23.986
تمایزگذاری

00:43:24.011 --> 00:43:26.240
تمایز محصول ایجاد میکنند

00:43:26.240 --> 00:43:28.634
بنابراین روش کنار زدن رقابت برتراند

00:43:28.659 --> 00:43:30.820
از طریق تمایزگذاری در محصول است

00:43:38.051 --> 00:43:41.456
روش کنار زدن رقابت برتراند از
طریق تمایزگذاری در محصول است

00:43:42.300 --> 00:43:43.805
وقتی که محصولتان متمایز باشد

00:43:43.830 --> 00:43:45.557
میتوانید قیمت را بالاتر از
هزینه حاشیه ای قرار دهید

00:43:45.582 --> 00:43:47.045
دیگر جایگزین های کامل نیستند

00:43:47.070 --> 00:43:48.835
و میتوانید قیمت را فراتر
از هزینه حاشیه ای قرار دهید

00:43:48.860 --> 00:43:52.104
تا حالا از خودتان پرسیده اید که چرا انقدر
انواع متفاوت غلات صبحانه وجود دارد؟

00:43:52.129 --> 00:43:54.130
تاحالا به سوپرمارکت رفتید؟

00:43:54.130 --> 00:43:55.281
دیوانه وار است

00:43:55.306 --> 00:43:57.410
چرا انقدر انواع مختلف
خمیر دندان و شامپو وجود دارد

00:43:57.410 --> 00:43:59.580
همشون یه چیز هستند

00:43:59.580 --> 00:44:00.140
چرا؟

00:44:00.140 --> 00:44:01.960
چون تمایز محصول است

00:44:01.960 --> 00:44:05.130
برای اجتناب از رقابت برتراند است

00:44:05.130 --> 00:44:07.280
چون به محض اینکه بتوانید تمایزگذاری کنید

00:44:07.280 --> 00:44:08.590
قدرت بازار به دست می آورید

00:44:08.590 --> 00:44:11.160
تمایزگذاری، قدرت بازار به دست می دهد

00:44:11.160 --> 00:44:13.143
این موضوع برای درسمان خیلی جزئی است

00:44:13.168 --> 00:44:16.495
اما در کتاب پرلاف از این مورد با
عنوان رقابت انحصاری صحبت میکند

00:44:16.658 --> 00:44:18.290
که یکجورایی نقیضه ی عجیبی است، درسته؟

00:44:18.290 --> 00:44:19.720
رقابت انحصاری

00:44:19.886 --> 00:44:23.857
اما اینها الگوهایی از کالاهای
تمایزگذاری شده هستند

00:44:24.005 --> 00:44:28.302
کالاهای تمایزگذاری شده ای که در اصل میتوانید
درش بگویید، ببینید آنقدر متفاوت هستم

00:44:28.612 --> 00:44:33.321
که در اصل میتوانم قیمت
بالاتری از رقیبم طلب کنم

00:44:33.420 --> 00:44:37.125
بر میگردد به مفهوم بازارهای منازع
پذیر که در موردش صحبت کردیم

00:44:37.150 --> 00:44:42.625
ایده اش این است که اگر متفاوت
باشید میتوانید قیمتی کمی بیشتر طلب کنید

00:44:42.650 --> 00:44:45.495
وقتی که خیلی قیمت بالاتر باشد
مردم برمیگردند به خوراک دیگر

00:44:45.695 --> 00:44:47.150
اما اگر به قدر کفایت متفاوتش کنید

00:44:47.150 --> 00:44:48.362
مردم مبلغی بیشتر خواهد پرداخت

00:44:48.387 --> 00:44:52.327
مشهورترین مثالش چیریوز سیب و دارچین است

00:44:53.010 --> 00:44:55.180
برند چیریوز خیلی وقت است که وجود دارد

00:44:55.205 --> 00:44:56.498
و اتفاقی که افتاد این بود که

00:44:56.544 --> 00:44:57.840
مردم چیریوز میخریدند و خیلی محبوب بود

00:44:57.840 --> 00:45:00.860
اما بعد سوپرمارکت ها شروع
کردند به تولید چیریوزهای بدون برند

00:45:00.860 --> 00:45:03.760
و تولید چیریوز خیلی ساده است

00:45:03.760 --> 00:45:05.480
و از قرار معلوم کاملا مشابه یکدیگر بودند

00:45:05.480 --> 00:45:09.795
و سوپرمارکت ها نصف قیمت، برای این
چیریوز های بدون برند، قیمت گذاری کردند

00:45:09.820 --> 00:45:11.030
و کلاگز...

00:45:11.055 --> 00:45:12.343
نه... کلاگز بود؟

00:45:12.368 --> 00:45:13.610
نه کلاگز نبود، اون یکی بود

00:45:13.610 --> 00:45:14.470
جنرال میلز

00:45:14.470 --> 00:45:16.259
جنرال میلز اینطور بود که...

00:45:16.284 --> 00:45:18.119
اینجا کسی اهل مینسوتا هست؟

00:45:18.565 --> 00:45:21.050
مال اف آمریکا، یک چیز باحالی به
شکل جنرال میلز در مینسوتا دارد

00:45:21.075 --> 00:45:22.310
اینطور به یادم مانده است

00:45:22.310 --> 00:45:25.199
خوب، جنرال میلز گفت

00:45:25.224 --> 00:45:26.330
خوب دارند دمارمان را در می آورند

00:45:26.330 --> 00:45:28.535
این چیریوز های بدون برند
سودمان را نابود خواهند کرد

00:45:28.910 --> 00:45:31.680
بنابراین چیریوز سیب و
دارچین را اختراع کردند

00:45:31.680 --> 00:45:34.134
و این تمایزگذاری محصول بود

00:45:34.263 --> 00:45:36.872
و باعث میشود که همچنان میتوانند بهای
بالاتری برای چیریوز سیب و دارچین طلب کنند

00:45:36.897 --> 00:45:42.095
چون به اندازه کافی با چیریوز بدون برند
که سوپرمارکت ها میساختند، متفاوت بود

00:45:42.120 --> 00:45:43.500
و شرکت میتوانست ثبت اختراعشان کند

00:45:43.500 --> 00:45:45.245
گفتند یک چیز متفاوتی داریم
که میتوانیم ثبت اختراع کنیم

00:45:45.270 --> 00:45:48.370
فرمول سری سیب و دارچینمان

00:45:48.370 --> 00:45:50.910
بنابراین سوپرمارک حالا
دیگر نمیتواند از ما کپی کند

00:45:50.910 --> 00:45:54.050
پس برای مدتی قیمتی بالاتر از
هزینه حاشیه ای را به دست می آوریم

00:45:54.075 --> 00:45:55.729
حتی اگر سوپرمارکت
ها بتوانند از آن ها کپی کند

00:45:55.811 --> 00:45:58.150
حداقل برای مدتی قیمتی بالاتر از
هزینه حاشیه ای به دست می آورند

00:45:58.150 --> 00:46:01.220
تا زمانی که سوپرمارک بتواند
بهشان برسد و محصول را تولید کند

00:46:01.220 --> 00:46:06.325
بنابراین تمایز محصول روشی از که شرکت ها
از طریق آن با رقابت برتراند مقابله میکنند

00:46:06.350 --> 00:46:07.900
آیا این بد است؟

00:46:07.900 --> 00:46:09.350
دوباره، نمیدانیم

00:46:09.350 --> 00:46:12.190
به این بستگی دارد که چقدر از
چیریوز سیب و دارچین خوشتان می آید

00:46:12.190 --> 00:46:16.833
درست مانند مورد حق ثبت اختراع به این بستگی
دارد که آیا کالایی جدیدی که اختراع شده است

00:46:16.858 --> 00:46:19.630
مازاد مصرف کننده بیشتر به دست میدهد

00:46:19.825 --> 00:46:22.535
که ارزشش را داشته باشد که
قیمت را روی آن ها بالاتر ببرند

00:46:22.670 --> 00:46:25.380
در واقع یکی از مشهورترین
تحقیقات در این حوزه

00:46:25.380 --> 00:46:27.239
به وسیله همکارم جری هاوزمن صورت گرفت

00:46:27.422 --> 00:46:31.152
که به واقع منحنی تقاضا
برای چیریوز سیب و دارچین

00:46:31.281 --> 00:46:33.948
و هزینه تولید چیریوز سیب
و دارچین را اندازه گیری کرد

00:46:33.992 --> 00:46:36.971
و به این یافته رسید که
عرضه چیریوز سیب و دارچین

00:46:36.996 --> 00:46:40.710
رفاه مصرف کننده را سالانه
67 میلیون دلار افزایش داد

00:46:41.026 --> 00:46:43.765
اینکه هرچند قیمت ها با
دلیل تمایز محصول بالاتر بود

00:46:43.790 --> 00:46:46.356
مردم انقدر از این طعم
فوق العاده رضایت داشتند

00:46:46.381 --> 00:46:48.778
آنقدر منحنی تقاضا را به بیرون کشید

00:46:48.803 --> 00:46:51.280
که در حقیقت رفاه مصرف کننده بالا رفت

00:46:51.280 --> 00:46:54.134
هرچند که ابزاری ارائه
شده از سوی شرکت ها بود

00:46:54.217 --> 00:46:55.474
تا از رقابت قیمتی اجتناب شود

00:46:55.499 --> 00:46:58.235
چیزی که میبایست به نفع مصرف کنندگان می بود

00:46:58.260 --> 00:47:03.656
پس موضوع تماما در
مورد این بده و بستان ها میان

00:47:03.681 --> 00:47:05.552
میزان نفعی که برای نفع مصرف کنندگان دارد

00:47:05.648 --> 00:47:08.145
در برابر میزان قدرت بازاری
که به تولیدکنندگان میدهد، است

00:47:08.170 --> 00:47:11.910
و تمایز محصول مثالی دیگر از این موضوع است

00:47:11.910 --> 00:47:15.260
اینجا کلاس را به اتمام میرسانیم

00:47:15.260 --> 00:47:17.230
فردا شب موفق باشید

00:47:17.255 --> 00:47:21.531
و چهارشنبه بازمیگردیم و
میریم به بحث بازار عوامل تولید

