WEBVTT

00:00:25.602 --> 00:00:27.830
دوباره برای اینکه ببینم کجا هستیم

00:00:27.830 --> 00:00:30.530
بحثمان در مورد نظریه تولیدکنندگان است

00:00:30.555 --> 00:00:33.230
و در مورد چگونگی تصمیم گیری شرکت
ها درباره مقادیر تولیدشان صحبت میکنیم

00:00:33.230 --> 00:00:36.024
با رقابت کامل شروع کردیم

00:00:36.049 --> 00:00:39.119
و به این نتیجه رسیدیم که در رقابت کامل

00:00:39.144 --> 00:00:44.895
منحنی عرضه کاملا کشسان
و سود صفر در بلند مدت داریم

00:00:44.920 --> 00:00:49.063
بعد جلسه پیش در مورد انحصار به
عنوان حد نهایتی دیگر، صحبت کردیم

00:00:49.088 --> 00:00:52.705
و در مورد این صحبت کردیم که چطور شرکت انحصاری
قیمت و مقادیر تولیدشان را انتخاب میکند

00:00:53.141 --> 00:00:55.491
درآمد حاشیه ای را برابر با
هزینه حاشیه ای قرار میدهند

00:00:55.539 --> 00:00:56.790
این معادله کمیت را به آن ها میدهد

00:00:56.790 --> 00:00:59.023
و بعد قیمت را با توجه به
منحنی تقاضا انتخاب میکنند

00:00:59.048 --> 00:01:01.789
و چطور این به سودآوری می انجامد

00:01:01.889 --> 00:01:05.960
و چطور این باعث میشود که شرکت های
انحصاری کمتر از سطح رقابتی تولید کنند

00:01:05.960 --> 00:01:10.087
و همچنین در انتها در مورد شرکت های
انحصاری با تبعیض کامل قیمتی صحبت کردیم

00:01:10.112 --> 00:01:14.313
شرکتی که در واقع میتواند از تک تک مصرف
کنندگان مبلغ تمایلشان به پرداخت را طلب کند

00:01:14.338 --> 00:01:17.405
و در نتیجه تمام مازاد اجتماعی را جذب کند

00:01:17.430 --> 00:01:20.367
حالا میخواهم برگردم و امروز را

00:01:20.392 --> 00:01:22.860
دوباره با صحبت در مورد تبعیض قیمتی شروع کنم

00:01:22.885 --> 00:01:25.695
و تاکید کنم که به منطقی، میدانیم که

00:01:25.720 --> 00:01:27.680
چیزی مانند تبعیض کامل قیمتی وجود ندارد

00:01:27.680 --> 00:01:31.625
هیچ شرکت انحصاری ای نیست که به معنای واقعی
کلمه دقیقا تمایل ما به پرداخت را طلب کند

00:01:31.650 --> 00:01:35.315
اما مثال های بسیاری از تبعیض
قیمتی در دنیای واقعی وجود دارد

00:01:35.340 --> 00:01:38.150
و گاهی این تبعیضات یکجورایی واضح هستند

00:01:38.150 --> 00:01:39.670
و گاهی هم نیستند

00:01:39.670 --> 00:01:42.575
اما چیزی که میانشان مشترک است، مفهوم

00:01:42.631 --> 00:01:45.715
این است که تلاش میکنند نشانه ای
از تمایلمان به پرداخت را پیدا کنند

00:01:45.881 --> 00:01:47.651
و برای قیمت گذاری از آن استفاده کنند

00:01:48.200 --> 00:01:50.871
بنابراین به جای اینکه شرکت انحصاری اولی
که داشتیم باشند و تنها یک قیمت مقرر کنند

00:01:51.122 --> 00:01:56.429
شرکت های انحصاری همیشه در تلاش برای پیدا کردن
نشانه ای زیرپوستی از تمایلمان به پرداخت هستند

00:01:56.529 --> 00:01:58.079
و از آن برای قیمتگذاری استفاده میکنند

00:01:58.420 --> 00:01:58.930
بسیار خوب

00:01:58.930 --> 00:02:02.970
مثلا، مثالی کلاسیک که داریم
شرکت های هواپیمایی هستند

00:02:03.642 --> 00:02:05.000
کاری که شرکت های هواپیمایی میکنند...

00:02:05.025 --> 00:02:09.481
برای مثال اگر بلیط را در لحظه آخر
رزرو کنید، بهای بیشتری از شما طلب میکنند

00:02:10.370 --> 00:02:13.300
یا در حول و حوش دقایق آخر...

00:02:13.300 --> 00:02:15.370
در لحظه آخر ممکن است بهای کمتری طلب کنند

00:02:15.370 --> 00:02:17.740
اما به مراتب اینکه به تاریخی که
میخواهید سفر کنید نزدیک میشوید

00:02:17.740 --> 00:02:19.900
قیمت بالا میرود

00:02:19.900 --> 00:02:25.770
نکته این است که مسلما کسی که میخواهد
بلیط را نزدیک به تاریخ سفرش بخرد

00:02:25.890 --> 00:02:29.012
اغلب کسی است که سفر کاری میکند

00:02:29.037 --> 00:02:31.400
نه کسانی که برای تفریح سفر میکنند

00:02:31.400 --> 00:02:34.090
مسافر تفریحی از قبل برنامه
ریزی میکند و از پیش بلیط را میخرد

00:02:34.336 --> 00:02:38.435
کسی که یک هفته قبل بلیط میخرد،
تاجری است که برنامه جلسه ای دارد

00:02:38.460 --> 00:02:41.830
تجار نسبت به قیمت حساسیت کمتری خواهند داشت

00:02:41.830 --> 00:02:43.100
تمایل بیشتری به پرداخت خواهند داشت

00:02:43.100 --> 00:02:44.920
باید به جلسه شان برسند

00:02:44.920 --> 00:02:45.750
از اینها گذشته این آن ها
نیستند که پرداخت را انجام میدهند

00:02:45.750 --> 00:02:47.230
شرکت پرداخت را انجام میدهد

00:02:47.230 --> 00:02:50.055
و انها کاری را که باید
میکنند تا به جلسه برسند

00:02:50.080 --> 00:02:52.250
بنابراین این جماعتی با
حساسیت کمتر به قیمت است

00:02:52.250 --> 00:02:55.976
این جماعتی است که باید
قیمت بیشتری از آن طلب کرد

00:02:56.061 --> 00:02:59.972
بنابراین باید قیمت بلیط های که حول و
حوش لحظه آخر خریده میشوند را بالا برد

00:03:00.040 --> 00:03:04.415
چون در این صورت احتمالش بیشتر است که
افرادی با حساسیت کمتر به قیمت را درگیر کند

00:03:04.440 --> 00:03:07.360
حالا بیاید سوال دیگری را مطرح کنیم

00:03:07.360 --> 00:03:12.424
یکی به من بگه چرا سینماها قیمت کمتری
برای سانس های روز نسبت به شب طلب میکنند؟

00:03:13.220 --> 00:03:14.540
چرا سینماها قیمت کمتری طلب میکنند؟

00:03:14.565 --> 00:03:15.955
اگر بروید و اولین فیلم را در روز ببینید

00:03:15.980 --> 00:03:17.288
شما دیگر در روز فیلم نمیبینید

00:03:17.313 --> 00:03:19.000
اما زمانی که بچه بودید این کار را میکردید

00:03:19.000 --> 00:03:21.170
و من زمانی که بچه هایم
را میبرم این کار را میکند

00:03:21.170 --> 00:03:24.230
فیلمی که بعد از ظهر پخش
میشود هزینه کمتری دارد

00:03:24.230 --> 00:03:25.480
چرا اینگونه است؟

00:03:27.730 --> 00:03:28.822
بله؟

00:03:29.410 --> 00:03:30.590
کسی میخواهد شانسش را امتحان کند؟

00:03:30.590 --> 00:03:33.130
و در ارتباط با این موضوع همچنین
میتوان این پرسش را مطرح کرد

00:03:33.130 --> 00:03:35.570
که چرا رستوران ها فروش ویژه سرشب دارند

00:03:35.570 --> 00:03:37.992
چرا معمولا وقتی در ساعات ابتدایی به رستوران

00:03:38.016 --> 00:03:40.755
میروید، نسبت به اواخر شب
بهای کمتری ازتون میگیرند؟

00:03:40.780 --> 00:03:41.560
داستانش چیه؟

00:03:41.560 --> 00:03:43.029
یکی بهم بگه

00:03:43.054 --> 00:03:43.511
بله؟

00:03:43.511 --> 00:03:46.365
بعد از ظهرها تمام صندلی ها پر نیستند

00:03:46.390 --> 00:03:48.440
پس میتوانند با قیمت کمتری سرویس بدهند

00:03:48.736 --> 00:03:49.960
در بعد از ظهر صندلی ها پر نیستند

00:03:49.960 --> 00:03:52.390
گرچه حقیقت این است که بسیاری از اوقات...

00:03:52.390 --> 00:03:55.106
اگر این روزها به سالن ها سینما
نگاه کنید تقریبا هیچوقت پر نیستند

00:03:55.148 --> 00:03:58.418
بجز مثلا وقتی که شب
اکران یک فیلم مشهور باشد

00:03:58.615 --> 00:03:59.505
پس تا حدودی این دلیلش هست

00:03:59.530 --> 00:04:00.800
اما بیاید در مورد طرف تقاضا صحبت کنیم

00:04:00.800 --> 00:04:03.560
ویژگی نوع افرادی که
شب به سینما میروند چیست؟

00:04:03.585 --> 00:04:07.597
به این فکر کنیم که افرادی که
در زمان های دیگر به سینما میروند

00:04:07.622 --> 00:04:09.435
یا به رستوران میروند

00:04:09.460 --> 00:04:10.741
تمایل ندارند به اندازه بلیط شب پرداخت کنند

00:04:11.094 --> 00:04:14.375
بله، در واقع افرادی هستند
که وقت آزاد زیادی دارند

00:04:14.400 --> 00:04:14.940
درسته؟

00:04:14.940 --> 00:04:17.872
افرادی که زود برای شام به رستوران میروند

00:04:17.897 --> 00:04:19.191
افرادی که بعد از ظهر به سینما میروند

00:04:19.216 --> 00:04:22.089
اینها افرادی هستند که یا
شغلی ندارند یا بچه کوچک دارند

00:04:22.089 --> 00:04:23.990
و فقط دنبال وقت تلف کردن هستند

00:04:23.990 --> 00:04:27.565
پس اساسا این ها افرادی
هستند که تمایل به خرید دارند

00:04:27.590 --> 00:04:31.245
این ها افرادی هستند که میگویند،
ببینید من میخواهم وقتم را پر کنم

00:04:31.340 --> 00:04:32.310
نیازی نیست که همین الان به سینما بروم

00:04:32.310 --> 00:04:33.480
هر زمانی که بخواهم میتوانم بروم

00:04:33.480 --> 00:04:36.070
بنابراین حساسیت بیشتری
نسبت به قیمت خواهم داشت

00:04:36.095 --> 00:04:38.589
افرادی که دیرتر برای شام
میروند و شب به سینما میروند

00:04:38.614 --> 00:04:39.410
کل روز را کار میکنند

00:04:39.410 --> 00:04:40.230
انتخاب دیگری ندارند

00:04:40.230 --> 00:04:42.180
باید فیلم را شب ببینند

00:04:42.180 --> 00:04:43.050
یا اینکه تحصیل میکنند

00:04:43.050 --> 00:04:44.410
باید شب فیلم را ببینند

00:04:44.410 --> 00:04:47.280
کشسانی قیمتیشان کمتر است

00:04:47.280 --> 00:04:50.715
پس به همین خاطر است که باید
قیمت سینما را در شب بالاتر مقرر کنیم

00:04:50.740 --> 00:04:54.470
از جهت دیگر دلیلش ممکن است این باشد که...

00:04:54.470 --> 00:04:56.270
یکی از نشانه های تمایل به
پرداخت حساسیت به قیمت است

00:04:56.270 --> 00:04:57.520
نشانه دیگرش چیست ؟

00:04:57.520 --> 00:04:59.000
نشانه بعدی درآمد خواهد بود

00:04:59.000 --> 00:05:03.495
چه کسی در طول روز به سینما میرود و
سر شب برای شام به رستوران میرود؟

00:05:03.520 --> 00:05:06.396
افراد مسن و خانواده هایی که
بچه های کوچک دارند، هستند

00:05:06.421 --> 00:05:09.221
که منابع مالی کمتری از دیگران دارند

00:05:09.320 --> 00:05:11.515
افرادی که درآمد قابل مصرف
زیادی دارند، شب به سینما میروند

00:05:11.540 --> 00:05:11.980
شاغل هستند

00:05:11.980 --> 00:05:12.500
جوان هستند

00:05:12.641 --> 00:05:13.920
مجرد هستند یا زوج های جوانی هستند

00:05:13.920 --> 00:05:15.120
تمام روز کار میکنند یا تمام
روز مشغول تحصیل هستند

00:05:15.120 --> 00:05:15.920
بنابراین شب به سینما میروند

00:05:15.920 --> 00:05:17.710
درآمد قابل مصرف بیشتری دارند

00:05:17.710 --> 00:05:19.354
افرادی که در طول روز به سینما میروند

00:05:19.394 --> 00:05:22.640
سالمندان و افرادی با بچه های کوچک
هستند که درآمد قابل مصرف کمتری دارند

00:05:22.640 --> 00:05:24.750
و در نتیجه حساسیت بیشتری
نسبت به قیمت خواهند داشت

00:05:24.750 --> 00:05:26.690
بنابراین بهتر است بهای
کمتری را از آن ها طلب کرد

00:05:26.690 --> 00:05:29.240
خوب این هم شد مثالی دیگر از تبعیض قیمتی

00:05:29.240 --> 00:05:32.765
چرا دیزنی ورلد اگر که در
منطقه شهربازی زندگی کنید بهای

00:05:32.789 --> 00:05:36.915
کمتری نسبت به افرادی که خارج
از محله زندگی میکنند طلب میکند؟

00:05:37.360 --> 00:05:38.310
این حقیقت دارد

00:05:38.310 --> 00:05:40.281
اگر ساکن اورلاندو باشید،
دیزنی ورلد نسبت به افرادی

00:05:40.305 --> 00:05:42.275
که ساکن اولاندو نیستند
بهای کمتری از شما طلب میکند

00:05:42.300 --> 00:05:43.550
چرا اینگونه است؟

00:05:45.520 --> 00:05:46.830
یکی بهم بگه

00:05:46.830 --> 00:05:47.060
بله؟

00:05:47.060 --> 00:05:49.445
به نظم به این خاطر است که در آن صورت
هر زمانی بخواهید میتوانید به دیزنی بروید

00:05:49.445 --> 00:05:56.419
بنابراین ممکن است به نظرتان بهتر
باشد که بچه را به جاهای دیگری بروید

00:05:56.496 --> 00:05:59.360
در اصل اینگونه است که میگویند
ببینید اگر کسی هزار دلار هزینه

00:05:59.384 --> 00:06:02.739
کند تا بلیط هواپیمایی بخرد که بچه
اش را به اورلاندو و دیزنی ورلد ببرد

00:06:02.764 --> 00:06:05.150
دیگر روی 10 دلار چونه نمیزند

00:06:05.150 --> 00:06:06.980
در هر صورت مسئله این
است یا بلیط میگیرد یا نمیگیرد

00:06:06.980 --> 00:06:09.550
اما اگر شخص در منطقه شهربازی
باشد ممکن است برود یا نرود

00:06:09.550 --> 00:06:10.620
به جایش میتواند به پارک برود

00:06:10.620 --> 00:06:11.820
میتواند برود و کار دیگری بکند

00:06:11.820 --> 00:06:14.110
دیزنی لند برای شخص تنها
گزینه ای از میان تمام گزینه هاست

00:06:14.110 --> 00:06:16.800
نکته اینجاست که شخص با پرداخت
هزینه ثابت برای رسیدن به اورلاندو

00:06:16.848 --> 00:06:20.821
شخص نسبت به دیگر افرادی که
در منطقه زندگی میکنند و گزینه های

00:06:20.845 --> 00:06:25.425
بسیار دیگری دارند، حساسیت قیمتی
در مورد ورود به شهربازی خواهد داشت

00:06:25.450 --> 00:06:26.974
به همین صورت با پرداخت
بها برای رفتن به اورلاندو

00:06:26.999 --> 00:06:29.955
شخص نشان داده است که درآمد قابل مصرف بیشتری دارد
چون پول را برای رسیدن به اورلاندو پرداخته است

00:06:29.980 --> 00:06:31.660
نشان دادم که آنقدر درآمد قابل مصرف دارد

00:06:31.660 --> 00:06:34.315
که تمایل دارد که کلی پول صرف بلیط
هواپیما کند و بچه اش را به دیزنی ورلد ببرد

00:06:34.340 --> 00:06:37.305
بنابراین درآمد بیشتری
دارد و تمایل به پرداخت دارد

00:06:37.330 --> 00:06:42.485
پس اساسا نکته اینجاست که
شرکت ها همیشه این کار را میکنند

00:06:42.510 --> 00:06:49.445
مثال نهایی اش سایت آمازون بود که بر اساس
نشانی آی پی کاربران شروع به قیمت گذاری کرد

00:06:49.470 --> 00:06:51.820
برای مدتی این سنت شکنی ای از سوی آمازون بود

00:06:51.820 --> 00:06:55.940
که به معنای واقعی کلمه شروع
کرد به جمع آوری نشانی آی پی مردم

00:06:55.940 --> 00:06:57.702
و به معنای واقعی کلمه قیمت ها
را بر اساس این بازتنظیم میکرد که

00:06:57.727 --> 00:06:59.660
مثلا فلانی از کتابخانه دانشگاه است

00:06:59.660 --> 00:07:01.200
کتابخانه های دانشگاهی حساسیت قیمتی ندارند

00:07:01.200 --> 00:07:03.440
بنابراین بهای بیشتری طلب میکنیم، و غیره...

00:07:03.440 --> 00:07:05.490
این نوع قیمت گذاری متوقف شد

00:07:05.490 --> 00:07:08.955
اما میتوان گفت که این شکل نهایی
تلاش در جهت تبعیض قیمتی بود

00:07:08.980 --> 00:07:11.095
این حد نهایتی بود که به
تبعیض کامل قیمتی نزدیک شدیم

00:07:11.120 --> 00:07:14.020
نکته این است که در اصل
افرادی که قدرت بازار دارند

00:07:14.020 --> 00:07:16.477
افرادی که قیمت را فراتر از
هزینه حاشیه ای قرار میدهند

00:07:16.561 --> 00:07:21.641
عموما به دنبال طرف هایی با
درآمد بالا و کشسانی کم میگردند

00:07:21.673 --> 00:07:23.705
تا بتوانند از آن ها بهای بالاتری طلب کنند

00:07:23.730 --> 00:07:24.010
بله؟

00:07:24.010 --> 00:07:27.233
مثال دیگرش دانشگاه ام آی تی
است که اظهاریه درآمد میخواهد

00:07:27.258 --> 00:07:29.632
و بر اساس آن قیمت را مقرر میکنند

00:07:29.657 --> 00:07:31.420
خوب ببینید این خیلی جالب است

00:07:31.420 --> 00:07:32.060
این خیلی جالب است

00:07:32.060 --> 00:07:33.480
دانشگاه ام آی تی...

00:07:33.480 --> 00:07:35.509
نکته این مساله این است که...

00:07:35.534 --> 00:07:37.660
آیا این کار به هدف استفاده
از حساسیت قیمتی است؟

00:07:37.660 --> 00:07:39.990
یا اینکه هدفش مساوات است؟

00:07:39.990 --> 00:07:42.810
این کمی دشوارتر است
چون ام آی تی ادعا خواهد کرد که...

00:07:42.810 --> 00:07:44.770
و احتمالا در واقع این ادعا صحت داشته باشد

00:07:44.770 --> 00:07:45.500
که از حساسیت قیمتی استفاده نمیکنند

00:07:45.500 --> 00:07:47.505
چون حقیقت این است که ام آی تی
میتواند هرچقدر که میخواهد طلب کند

00:07:47.530 --> 00:07:48.400
همچنان میتواند کلاس هایش را پر کند

00:07:48.400 --> 00:07:49.020
صحیح ؟

00:07:49.020 --> 00:07:50.570
بنابراین مساله این نیست که...

00:07:50.570 --> 00:07:53.425
فکر میکنم که در مورد ام آی
تی مساله حساسیت قیمتی نیست

00:07:53.450 --> 00:07:55.543
مساله بازتولید درآمدی است

00:07:55.568 --> 00:07:57.030
اینکه کاری کنند که
افرادی با درآمد پایینتر هم

00:07:57.054 --> 00:07:58.515
بتوانند از پس هزینه ها بر
بیایند و بتوانند به اینجا بر بیایند

00:07:58.540 --> 00:07:59.700
اما این نکته خوبی بود

00:07:59.700 --> 00:08:01.789
دشواری اقتصاد تجربی

00:08:01.814 --> 00:08:04.480
معمولا مساله , همبستگی در برابر علّیت است

00:08:04.480 --> 00:08:07.262
حقیقتی مشابه میتواند
توصیفات متفاوتی داشته باشد

00:08:07.287 --> 00:08:10.334
میتواند توضیحات مختلف بسیاری داشته باشد

00:08:10.420 --> 00:08:13.926
پس فقط میخواستم چند مثال مختصر
ارائه بدهم که این حقیقت را در نظر بگیرید

00:08:13.951 --> 00:08:16.565
که ما همیشه در واقعیت
شاهد تبعیض قیمتی هستیم

00:08:16.590 --> 00:08:19.060
از اینها گذشته الگوی کلاسیک
انحصاریمان را انجام میدهیم

00:08:19.060 --> 00:08:21.010
فرض میکنیم که تنها یک قیمت وجود دارد

00:08:21.010 --> 00:08:23.370
و حقیقت این است که شرکت
انحصاری با یک قیمت احتمالا

00:08:23.370 --> 00:08:26.095
نسبت به شرکتی انحصاری با تبعیض
کامل قیمتی، به واقعیت نزدیک تر باشد

00:08:26.120 --> 00:08:29.764
اما حقیقت همانطور که به شکل معمول در این
کلاس دیده میشود میتواند حد وسط این دو باشد

00:08:29.800 --> 00:08:32.580
بسیار خوب، سوالی در این مورد هست؟

00:08:32.580 --> 00:08:35.230
چیزی که میخواهم تمرکز اصلی ام
را برای این جلسه روی آن بگذارم

00:08:35.230 --> 00:08:39.299
این است که شرکت های
انحصاری از کجا نشات میگیرند

00:08:39.299 --> 00:08:40.539
شرکت های انحصاری از کجا میرسند؟

00:08:40.539 --> 00:08:43.095
چطور در نهایت به این شرایط میرسیم

00:08:43.296 --> 00:08:47.317
که در آن به جای اینکه شرکت های بسیاری
کالایی را بفروشند، تنها یک شرکت داریم

00:08:47.810 --> 00:08:51.460
و اساسا دو منشا برای شرکت
های انحصاری وجود دارد

00:08:51.516 --> 00:08:57.235
دو منشا که در جوامع نوین به
شرکت های انحصاری حیات میبخشند

00:08:57.260 --> 00:09:02.585
اولین منشا، برتری های هزینه ای است

00:09:08.140 --> 00:09:10.260
اولین منشا برتری های هزینه ای است

00:09:10.285 --> 00:09:15.101
برخی بازارها با برتری های
طبیعی هزینه ای همراه هستند

00:09:15.126 --> 00:09:17.536
دلایلی طبیعی که چرا

00:09:17.574 --> 00:09:21.950
تک بازیگر بودن در بازار سودمند است

00:09:21.975 --> 00:09:28.235
برای مثال میتواند در اصل تنها یک
ورودی قابل استفاده وجود داشته باشد

00:09:28.260 --> 00:09:30.940
به فرض تنها یک معدن سنگ در شهر باشد

00:09:30.940 --> 00:09:32.130
که باید از آن سنگ بگیریم

00:09:32.130 --> 00:09:33.720
و تنها یک معدن سنگ وجود دارد

00:09:33.720 --> 00:09:36.360
و هزینه حمل و نقل سنگ بسیار گران است

00:09:36.360 --> 00:09:38.385
بنابراین اساسا اگر در آن شهر زندگی کنید

00:09:38.410 --> 00:09:40.870
شخصی که صاحب آن معدن سنگ
است، انحصار را در دست خواهد داشت

00:09:41.146 --> 00:09:42.402
کس دیگری نمیتواند رقابت داشته باشد

00:09:42.427 --> 00:09:47.185
چون بسیار هزینه بر است که از معدن
سنگی از شهر دیگری سنگ انتقال داد

00:09:48.270 --> 00:09:50.080
در اصل نکته این است که

00:09:50.080 --> 00:09:53.340
گاهی هزینه های ثابتی وجود دارد

00:09:53.340 --> 00:09:55.741
و هر کسی که هزینه ثابت را پرداخته باشد

00:09:55.864 --> 00:09:58.484
برتری طبیعی بسیار بالایی

00:09:58.509 --> 00:10:01.740
نسبت به دیگر بازیگران و
ورودی های به بازار دارد

00:10:01.740 --> 00:10:05.944
و ما به این ها میگوییم
شرکت های انحصاری طبیعی

00:10:11.010 --> 00:10:12.470
شرکت های انحصاری طبیعی

00:10:12.470 --> 00:10:20.255
انحصارگر طبیعی شرکتی است
که در آن در تمام کمیت های منطقی

00:10:20.286 --> 00:10:22.001
در تمام بازه های منطقی

00:10:22.026 --> 00:10:27.636
هزینه میانگین برای یک شرکت همیشه کمتر از
هزینه میانگین (شرکت) ورودی ای جدید است

00:10:29.190 --> 00:10:31.911
هزینه میانگین شرکتی که در بازار است

00:10:32.095 --> 00:10:36.645
از پیش همیشه کمتر از هزینه
میانگین (شرکت) ورودی ای جدید است

00:10:36.670 --> 00:10:39.131
و این در بازارهایی

00:10:39.239 --> 00:10:44.406
با هزینه های ثابت بسیار بالا و هزینه
های بسیار پایین حاشیه ای، صدق میکند

00:10:45.123 --> 00:10:49.415
انحصار طبیعی زمانی به وجود
می آید که هزینه ثابت بسیار بالا

00:10:49.457 --> 00:10:52.496
و هزینه حاشیه ای بسیار پایینی وجود دارد

00:10:52.521 --> 00:10:58.810
در این مورد چیزی که میبینیم این است که
هزینه میانگین در همه جا در همه حال نزولی است

00:10:59.650 --> 00:11:03.655
شرکت های انحصاری طبیعی زمانی پا به عرصه
میگذارند که هزینه میانگین همیشه نزولی است

00:11:03.680 --> 00:11:10.305
اگر هزینه میانگین همیشه نزولی باشد، منطقی
نیست که شرکت تازه ای به بازار ورود کند

00:11:10.330 --> 00:11:13.400
و مثالی که میتوانیم در نظر آوریم...

00:11:13.400 --> 00:11:16.306
بهترین مثالی که من میتوانم
در نظر بیاورم، آب رسانی است

00:11:16.331 --> 00:11:19.141
افرادی که آب را به خانه های ما تحویل میدهند

00:11:19.210 --> 00:11:21.570
هزینه ثابت انتقال آب بسیار بالا است

00:11:21.570 --> 00:11:25.765
باید برای تحویل آب در
تمام شهر لوله گذاری کنید

00:11:25.790 --> 00:11:27.890
این شامل هزینه های بسیار بالا میشود

00:11:27.890 --> 00:11:28.965
هزینه حاشیه ای ناچیز است

00:11:28.965 --> 00:11:29.930
خوب، آب ارزان است

00:11:29.930 --> 00:11:30.440
آب را میگیریم

00:11:30.440 --> 00:11:32.380
و از طریق لوله ها انتقال میدهیم

00:11:33.256 --> 00:11:37.847
اصلا منطقی نیست که دو شرکت
آب رسانی در شهر داشته باشیم

00:11:38.247 --> 00:11:40.589
منطقی نیست که بگوییم یک شرکت دیگر بیاید

00:11:40.614 --> 00:11:45.672
خیابان ها را بکند و یک مجموعه
لوله رقابتی در تمام طول شهر بخواباند

00:11:46.062 --> 00:11:46.816
تا رقابت کند

00:11:46.840 --> 00:11:50.965
منطقی نیست چون هزینه های ثابت به
نسبت هزینه های حاشیه ای آنقدر بالا هستند

00:11:50.990 --> 00:11:52.350
که شرکت هیچگاه نمیتواند پول در بیاورد

00:11:52.350 --> 00:11:53.700
شرکت اولی...

00:11:53.700 --> 00:11:56.277
اگر شرکت دومی بیاید و تهدید به این کار بکند

00:11:56.302 --> 00:11:59.012
شرکت اول همیشه میتواند
آنقدر قیمت را پایین نگه دارد

00:11:59.100 --> 00:12:02.233
که شرکت دوم هیچگاه نتواند
هزینه های ثابتش را بازگرداند

00:12:02.510 --> 00:12:04.740
چون شرکت اول از پیش
هزینه ثابت را پرداخته است

00:12:04.740 --> 00:12:06.350
از پیش وارد بازار شده اند

00:12:06.350 --> 00:12:09.225
شرکت دومی هیچگاه نمیتواند وارد
شود و هزینه های ثابت را پوشش دهد

00:12:09.250 --> 00:12:13.350
بنابراین اگر شکل 15-1 را ببینیم

00:12:13.380 --> 00:12:18.003
اینجا مثالی از شرکت آب رسانی را داریم

00:12:18.124 --> 00:12:19.850
هزینه حاشیه ای پایینی دارد

00:12:19.875 --> 00:12:23.410
هزینه ثابت خیلی بالایی وجود داشته است
بنابراین هزینه میانگین اولیه بسیار بالا است

00:12:23.410 --> 00:12:25.699
اما هزینه میانگین دائما نزولی است

00:12:25.724 --> 00:12:28.814
چراکه هزینه های حاشیه ای به
نسبت هزینه های ثابت پایین است

00:12:30.925 --> 00:12:33.933
بنابراین اگر تقاضای محصولی بالا برود

00:12:34.017 --> 00:12:35.315
در بازه ای منطقی

00:12:35.340 --> 00:12:38.805
اگر تقاضا بی انتها باشد شاید منطقی باشد
که مجموعه لوله های دیگری کار گذاشت

00:12:39.172 --> 00:12:41.350
مثلا لوله های اولیه ممکن
است نتواند جوابگو باشد

00:12:41.350 --> 00:12:45.811
اما تا زمانی که لوله هایی که از ابتدا
کار گذاشته شده است از پس تقاضا بر بیایند

00:12:45.836 --> 00:12:48.130
اصلا دلیلی وجود ندارد

00:12:48.265 --> 00:12:50.510
که شرکت دیگری وارد بازار شود

00:12:50.510 --> 00:12:52.463
اگر شرکت دیگری تهدید به این کار کند

00:12:52.606 --> 00:12:54.789
شرکت ابتدایی تنها قیمت را
پایین می آورد و میگوید ببینید

00:12:54.814 --> 00:12:58.670
مجبور خواهید بود که برای کارگذاشتن
لوله های تازه در شهر آنقدر هزینه کنید

00:12:58.695 --> 00:13:00.590
که هرگز قادر نخواهید
بود که هزینه را برگردانید

00:13:00.590 --> 00:13:02.500
چون از آنجایی که از
قبل لوله گذاری کرده ام...

00:13:02.500 --> 00:13:05.730
خاطرتان هست که شرایط تعطیلی چی بود

00:13:05.730 --> 00:13:11.035
تا زمانی که شرکت اولی بتواند قیمت
را فراتر از هزینه متغیر میانگین قرار دهد

00:13:11.060 --> 00:13:13.460
که در این مورد هزینه حاشیه ای است

00:13:13.460 --> 00:13:15.060
تا زمانی که شرکت بتواند قیمت را
فراتر از هزینه حاشیه ای قرار دهد

00:13:15.060 --> 00:13:17.760
همیشه میتواند به کار ادامه دهد

00:13:17.760 --> 00:13:21.297
و شرکت دوم نمیتواند در قیمتی
نزدیک به هزینه حاشیه ای، پولی در بیاورد

00:13:21.322 --> 00:13:23.075
چون نمیتواند هزینه ثابتش را پوشش دهد

00:13:23.100 --> 00:13:25.470
بنابراین شرکت اول در واقع
شرکت دوم را فراری میدهد

00:13:25.470 --> 00:13:28.682
بنابراین در اصل، این حقیقت که
لوله ها از پیش کار گذاشته شده اند

00:13:28.707 --> 00:13:32.910
به شرکت دست بالایی قابل اعتنا میدهد

00:13:33.077 --> 00:13:37.270
که شرکت دوم نمیتواند وارد شود

00:13:37.270 --> 00:13:40.380
پس از این جهت محیط شرکت های
انحصاری طبیعی را جایی عنوان میکنیم

00:13:40.380 --> 00:13:43.920
که دیگر شرکت ها در آن
با موانع ورود مواجه میشوند

00:13:43.920 --> 00:13:46.630
محیط شرکت های انحصاری جایی
است که در آن موانع ورود وجود دارد

00:13:46.630 --> 00:13:49.622
محیطی که دیگر شرکت
ها نمیتوانند در آن ورود کنند

00:13:49.701 --> 00:13:51.930
چون باید آن هزینه های
سرسام آور ثابت را بپردازند

00:13:51.930 --> 00:13:56.180
و انجام این کار اصلا از
لحاظ اقتصادی منطقی نیست

00:13:56.660 --> 00:14:00.050
و در این شرایط شرکتی انحصاری به دست می آید

00:14:00.075 --> 00:14:02.558
و از آنجایی به آن انحصار
طبیعی میگوییم که...

00:14:02.660 --> 00:14:04.910
با منطقی، انحصار در مورد آن کار درستی است

00:14:04.910 --> 00:14:07.751
در حقیقت از لحاظ اقتضادی بهینه است

00:14:07.776 --> 00:14:11.235
که تنها یک تامین کننده آب در شهر باشد

00:14:11.260 --> 00:14:12.380
خروجی بهینه اقتصادی است

00:14:12.380 --> 00:14:17.905
از لحاظ اقتصادی بهینه نیست که دوباره
یک سری هزینه سرسام آور صورت پذیرد

00:14:17.930 --> 00:14:21.093
حالا شما میگویید خوب این حقیقت چه
میشود که در این صورت شرکت انحصاری

00:14:21.118 --> 00:14:23.220
میتواند تولید آب را کم
کند و بهای بالایی طلب کند

00:14:23.220 --> 00:14:25.360
چند دقیقه دیگر به این مساله خواهیم پرداخت

00:14:25.360 --> 00:14:28.164
اما زمانی که موضوع انحصار طبیعی است

00:14:28.189 --> 00:14:30.080
کالا باید از جانب شرکت انحصاری تامین شود

00:14:30.080 --> 00:14:32.050
این کار درست است

00:14:32.050 --> 00:14:35.917
اما یک دلیل دیگر هم وجود دارد
که چرا انحصار بوجود می آید

00:14:36.036 --> 00:14:37.772
که کمی مضر تر است

00:14:37.797 --> 00:14:39.997
که اعمال دولت است

00:14:44.830 --> 00:14:47.542
گاهی انحصارها غیرطبیعی

00:14:47.887 --> 00:14:50.645
و ساخته ی دولت ها هستند

00:14:50.940 --> 00:14:54.510
مثال کلاسیکش زمانی است که
دولت ها در واقع تصمیم میگیرند

00:14:54.510 --> 00:14:57.049
که کالایی را عرضه کنند
و تنها خودشان کالا را عرضه کنند

00:14:57.074 --> 00:14:59.980
مثل خدمات پست

00:14:59.980 --> 00:15:02.024
زمانی که دولت تصمیم
میگیرد و میگوید که ببینید

00:15:02.175 --> 00:15:04.040
این ما هستیم که قرار
است این کالا را عرضه کنیم

00:15:04.040 --> 00:15:05.040
خدمات پست خواهیم داشت

00:15:05.040 --> 00:15:10.195
و برای سالیان سال اگر میخواستید که
بسته ای را از جایی به جایی ارسال کنید

00:15:10.220 --> 00:15:12.955
باید از طریق خدمات پست
(دولتی) این کار را میکردید

00:15:13.038 --> 00:15:15.870
خوب مشخص شد که مسلما این انحصار طبیعی نیست

00:15:15.870 --> 00:15:18.812
همانطور که رشد فداکس و
دیگر شرکت ها این را نشان داد

00:15:18.998 --> 00:15:21.795
در واقع فضای رقابتی بسیار
خوبی در این بازار وجود داشت

00:15:21.820 --> 00:15:24.784
و در نهایت دیگر شرکت
های تحویل بسته از راه رسیدند

00:15:24.809 --> 00:15:27.420
و در آن بازار به رقابت پرداختند

00:15:27.420 --> 00:15:34.558
و در واقع در ایالات متحده به ندرت
کالایی با عرضه دولتی پیدا میشود

00:15:34.583 --> 00:15:35.630
کالا که خاصه از طریق دولت عرضه شود

00:15:35.630 --> 00:15:37.900
خیلی نادر است

00:15:37.900 --> 00:15:39.300
از لحاظ تاریخی اینگونه نبود

00:15:39.300 --> 00:15:41.100
و در بسیاری از نقاط جهان هم اینگونه نیست

00:15:41.100 --> 00:15:46.835
در بسیاری از نقاط جهان دولت ها بانک ها،
خطوط هوایی و آب و برق و گاز را تامین میکنند

00:15:46.860 --> 00:15:50.458
پس در بسیاری از نقاط دیگر جهان دولت
ها در واقع این انحصارها را برقرار میکنند

00:15:50.552 --> 00:15:52.902
از طریق اعمال دولتی

00:15:53.180 --> 00:15:58.732
و اساسا این چیزی است که در ایالات متحده
زیاد وجود ندارد اما در نقاط دیگر انجام میشود

00:15:59.080 --> 00:16:02.520
اما با این حال یک جایی است که در
ایالات متحده انحصار برقرار میکنیم

00:16:02.520 --> 00:16:03.887
که خیلی مهم است

00:16:03.912 --> 00:16:07.156
از طریق صدور اوراق ثبت اختراع

00:16:09.570 --> 00:16:16.220
اگر مثلا داروی جدیدی
اخراع کنید و ثبت اختراعش کنید

00:16:16.220 --> 00:16:22.085
در آن صورت به مدت 17 سال حق
انحصار فروش آن ترکیب شیمیایی دارید

00:16:22.110 --> 00:16:26.978
بنابراین اگر ترکیب شیمیایی ای
برای درمان هرچیزی را بدست بیاورید

00:16:27.003 --> 00:16:32.805
حق انحصار فروش آن ترکیب
را برای 17 سال خواهید داشت

00:16:32.830 --> 00:16:36.797
این میشود انحصار با مجوز دولتی

00:16:39.240 --> 00:16:43.480
حالا این چیز خوبی است یا بد؟

00:16:43.480 --> 00:16:44.168
آیا حق ثبت اختراع...

00:16:44.193 --> 00:16:46.403
دولت انحصار خلق میکند

00:16:46.820 --> 00:16:50.107
کسی میتواند بگوید چرا این در واقع
کار درستی از جانب دولت است؟

00:16:50.206 --> 00:16:50.600
بله؟

00:16:50.600 --> 00:16:53.221
شومپنتر بحث میکند که این روش
خوبی برای تشویق به خلاقیت است

00:16:53.246 --> 00:16:57.335
چون اگر نتوانند پول در بیاورند، هیچکس تمایل
نخواهد داشت که آنقدر پول هزینه تحقیق برای دارو کند

00:16:57.360 --> 00:17:00.082
چون هزینه حاشیه آنقدر
پایین است که دیگر افراد...

00:17:00.082 --> 00:17:03.993
هزینه ساختن شرکت دارویی بسیار
بالا و هزینه حاشیه ای بسیار پایین است

00:17:04.018 --> 00:17:06.945
بنابراین دیگران میتوانند بیایند و
تمام سود شرکت اول را کاهش دهند

00:17:07.496 --> 00:17:10.502
 دقیقا، اگر کلی پول صرف اختراع دارویی کنید

00:17:10.527 --> 00:17:12.550
مثل لوله گذاری نیست

00:17:12.550 --> 00:17:14.929
به محض اینکه اختراع کردید یک
کس دیگر میتواند روز بعد کپی اش کند

00:17:14.954 --> 00:17:17.069
و به همان هزینه ای که شما
میتوانید تولید کنید، تولیدش کند

00:17:17.069 --> 00:17:18.930
پس چرا اصلا باید این کار را بکنید؟

00:17:18.930 --> 00:17:21.197
چرا شما به عنوان شخصی
که حتی اگر نفع جهان برایتان

00:17:21.221 --> 00:17:23.772
اهمیت داشته باشد همچنان
میخواهید پولی به دست بیاورید

00:17:24.004 --> 00:17:27.205
چرا باید میلیاردها و میلیون ها دلار
هزینه اختراع داروهای تازه کنید؟

00:17:27.230 --> 00:17:29.235
اگر که روز بعد یک کسی دیگر
بتواند بگوید خوب چه ایده خوبی بود

00:17:29.260 --> 00:17:32.190
منم مثل شما با هزینه 0.47 دلار
به ازای هر قرص تولیدش میکنم

00:17:32.190 --> 00:17:33.300
هیچ پولی از آن به دست نخواهید آورد

00:17:33.300 --> 00:17:35.550
و تمام پولی که سرمایه گذاری
کرده اید هم از دست میدهید

00:17:35.550 --> 00:17:39.839
بنابراین توجیه ثبت اخراع این است
که برای نوآوری به انگیزه نیاز داریم

00:17:39.864 --> 00:17:42.040
که نشان میدهد که اینجا
یک مبادله ای انجام داده ایم

00:17:42.040 --> 00:17:45.170
از یک سو انگیزه ای برای نوآوری میخواهیم

00:17:45.170 --> 00:17:47.781
از سوی دیگر به محض
اینکه انحصار را خلق کردیم

00:17:47.806 --> 00:17:50.485
میتوانند قیمت های سرسام
آور روی محصول بگذارند

00:17:50.510 --> 00:17:52.270
داروهایی وجود دارند

00:17:52.270 --> 00:17:55.290
جنزایم که شرکت بسیار بزرگی است
اینجا در ماساچوست شروع به کار کرد

00:17:55.290 --> 00:17:57.733
و تنها دلیل وجودیشان

00:17:57.773 --> 00:18:01.250
خلق داروهایی برای بیماری
هایی بسیار بسیار نادر است

00:18:01.250 --> 00:18:02.950
بیماری هایی که حدود 100
هزار نفر در سال را بیمار میکنند

00:18:02.950 --> 00:18:05.410
اما کشنده هستند

00:18:05.410 --> 00:18:08.100
مثلا بیماری گوشه یک مثال معروفش است

00:18:08.100 --> 00:18:09.270
بنابراین این داروها را میسازند

00:18:09.270 --> 00:18:11.190
میلیاردها دلار هزینه تحقیق میکنند

00:18:11.190 --> 00:18:12.960
این داروها را میسازند

00:18:12.960 --> 00:18:18.059
و با ساخت و ثبت اختراع آن ها برای استفاده
از دارو سالانه تا 100 هزار دلار طلب میکنند

00:18:18.350 --> 00:18:22.310
داروهایی که سالانه
500 دلار هزینه تولید دارند

00:18:22.310 --> 00:18:25.585
حالا از یک طرف اگر این داروها وجود نداشتند

00:18:25.610 --> 00:18:26.749
بیمارانش میمردند

00:18:26.774 --> 00:18:29.035
به معنای واقعی کلمه داروهایی حیاتی هستند

00:18:29.060 --> 00:18:33.784
افرادی هستند که در گذشته میمردند
ولی حالا به خاطر این داروها زنده میمانند

00:18:34.060 --> 00:18:38.635
و اگر جنزایم نمیتوانست از آن ها پول در
بیاورد، این داروها هیچگاه اختراع نمیشدند

00:18:38.660 --> 00:18:41.260
از طرف دیگر محصولی داریم که
تولیدش سالانه 500 دلار هزینه دارد

00:18:41.285 --> 00:18:46.175
و از مردم سالانه برای مصرفش
100 هزار دلار طلب میکنند

00:18:46.200 --> 00:18:49.089
و به خصوص زمانی که بحث
داروهای درمانی ایدز مطرح میشود

00:18:49.114 --> 00:18:54.215
در کشورهای در حال توسعه که مردم
نمیتوانند از پس همچنین هزینه برآیند

00:18:54.240 --> 00:18:55.030
مشکل به وجود می آید

00:18:55.030 --> 00:18:55.529
بله ؟

00:18:55.529 --> 00:19:01.405
اما اینطور نیست که فقط هزینه تولید را
نمیدهیم بلکه هزینه تحقیق را هم میدهیم؟

00:19:01.430 --> 00:19:02.860
دقیقا، درست است

00:19:02.860 --> 00:19:03.690
هزینه تحقیق را میدهیم

00:19:03.690 --> 00:19:05.735
به همین خاطر است که اگر نمیتوانستند
هزینه اش را جبران کنند اصلا اختراع نمیکردند

00:19:05.760 --> 00:19:07.350
بنابراین هزینه تحقیق را میدهیم

00:19:07.350 --> 00:19:10.325
گرچه همچنین در نهایت
سود خیلی زیادی میبرند

00:19:10.350 --> 00:19:11.480
اما این درست است

00:19:11.480 --> 00:19:13.390
داریم هزینه تحقیقی که شده است را هم میدهیم

00:19:13.390 --> 00:19:15.120
و مردم هم از قبل این پول را نمیدهند

00:19:15.120 --> 00:19:17.090
سرمایه گذاران، تحقیق را تامین سرمایه میکنند

00:19:17.090 --> 00:19:21.565
و سرمایه گذاران اگر که قرار باشد پولشان
برنگردد، به جنزایم برای تحقیق پول نخواهند داد

00:19:21.590 --> 00:19:22.660
بنابراین اگر جنزایم...

00:19:22.660 --> 00:19:27.529
از آن 99 هزار و 500 دلاری که
جنزایم از داروی بیماری گوشه سود میبرد

00:19:27.554 --> 00:19:31.015
بیشترش بر میگردد به افرادی
که تحقیق را تامین سرمایه کرده اند

00:19:31.040 --> 00:19:32.170
اما قسمت زیادی اش هم برای خودش باقی میماند

00:19:32.575 --> 00:19:35.750
قسمت زیادی از آن سود شرکت
انحصاری با قدرت بازار است

00:19:35.750 --> 00:19:36.070
بله؟

00:19:36.070 --> 00:19:40.813
در این صورت دولت نمیتواند یارانه
روی نوعی مجوزدهی داشته باشد

00:19:40.838 --> 00:19:43.276
که اطمینان حاصل کند که مصرف
کنندگان تحت تاثیر قرار نگیرند؟

00:19:43.301 --> 00:19:45.865
چون همه بدون یارانه نمیتوانند
از پس هزینه دارو بر بیایند

00:19:45.890 --> 00:19:48.500
کمی بعد به این موضوع بر خواهم گشت

00:19:48.500 --> 00:19:50.770
اجازه بدهید این موضوع را فعلا کنار بگذاریم

00:19:50.770 --> 00:19:54.465
چون میخواهم نشان بدهم چطور خوبی
و بدی ثبت اختراع را در نظر میگیریم

00:19:54.490 --> 00:19:56.295
برویم به شکل 15-2

00:19:56.607 --> 00:20:00.751
میخواهم نشان بدهم که چطور چیزی که به
نظر می آید از لحاظ شهودی متوجه آن هستید را

00:20:00.776 --> 00:20:03.825
میتوانیم در نمودارهای
مورد استفاده مان نشان دهیم

00:20:03.850 --> 00:20:05.580
بازم میگویم میخواهیم بین تفکر شهودی

00:20:05.580 --> 00:20:10.025
نموداری و ریاضیاتی این
مسائل در رفت و آمد باشیم

00:20:10.050 --> 00:20:11.690
خوب اینجا یک شرکت انحصاری داریم

00:20:11.865 --> 00:20:18.332
تصور کنید که کالایی با منحنی
تقاضای ابتدایی برابر با D1 داریم

00:20:18.700 --> 00:20:21.168
کالایی با تقاضای اولیه برابر با D1

00:20:21.248 --> 00:20:24.284
و مازاد مصرف کننده ابتدایی

00:20:24.309 --> 00:20:27.965
آن محیط نقطه نقطه C بعلاوه 1
بعلاوه آن مثلث هاشور خورده است

00:20:27.990 --> 00:20:31.960
بنابراین در اصل محیط Pc بالای قیمت رقابتی

00:20:31.960 --> 00:20:33.900
و زیر منحنی تقاضای D1 است

00:20:33.900 --> 00:20:35.050
بنابراین کالایی داریم

00:20:35.050 --> 00:20:37.480
دارویی است که مردم دوست دارند

00:20:37.480 --> 00:20:38.910
و تقاضایی برایش وجود دارد

00:20:38.910 --> 00:20:41.865
و به شکل رقابتی به قیمت Pc تولید میشود

00:20:41.890 --> 00:20:44.340
و مازاد مصرف کننده اش هم آن مثلث است

00:20:44.340 --> 00:20:47.234
حالا فرض کنیم که یک شرکت
انحصاری وارد شود و بگوید

00:20:47.259 --> 00:20:50.290
ما میتوانیم این دارو را خیلی بهتر کنیم

00:20:50.290 --> 00:20:53.228
میتوانیم داروی خیلی بهتری
بسازیم اما حق ثبت اختراع میخواهیم

00:20:53.521 --> 00:20:54.510
خوب دو اتفاق رخ میدهد

00:20:54.510 --> 00:20:58.530
از یک سو منحنی تقاضا
خیلی به بیرون سوق پیدا میکند

00:20:58.530 --> 00:21:01.360
حالا چیزی داریم که مردم ارزش
خیلی بیشتری برایش قائل هستند

00:21:01.360 --> 00:21:04.430
تمایل خیلی بیشتری برای
پرداخت برای این داروی بهتر دارند

00:21:04.430 --> 00:21:05.240
خوب؟

00:21:05.348 --> 00:21:06.540
و این میشود تاثیر مثبت

00:21:06.540 --> 00:21:10.100
این تاثیر نوآوری روی تقاضا است

00:21:10.100 --> 00:21:14.071
از دیگر سو قیمت به بهایی که شرکت
انحصاری تعیین میکند افزایش پیدا میکند

00:21:14.548 --> 00:21:17.004
جایی که درآمد حاشیه ای با
هزینه حاشیه ای برابر میشود

00:21:17.227 --> 00:21:21.771
کمیتی برابر با Qm تولید میکنند و
بهایی بالاتر برابر با Pm طلب میکنند

00:21:22.050 --> 00:21:23.770
در صورتی که اگر این شرکت رقابتی بود

00:21:23.770 --> 00:21:27.758
خیلی بیشتر در سطحی که D2 با
هزینه حاشیه ای تلاقی میکند، تولید میکنند

00:21:27.794 --> 00:21:30.803
و مازاد مصرف کننده بسیار بزرگ تر میشد

00:21:30.828 --> 00:21:34.072
بنابراین مبادله ای که صورت
میگیرد این است که از یک سو

00:21:34.178 --> 00:21:37.412
اینجا، در این موردی که من طرح کرده ام

00:21:37.448 --> 00:21:41.419
حتی با انحصار نیز به مازاد
مصرف کننده بزرگ تری میرسیم

00:21:41.485 --> 00:21:44.666
اما میتوان طرح نموداری مشابه را تصور کرد

00:21:44.807 --> 00:21:47.085
در موردی که مازاد مصرف کننده سقوط میکند

00:21:47.110 --> 00:21:49.540
میتوان تصور کرد که تقاضا
آن قدرها افزایش پیدا نکند

00:21:49.835 --> 00:21:52.705
اما شرکت انحصاری به بهای انحصاری میرسد

00:21:52.730 --> 00:21:54.280
میتوان طرح این نمودار
را به گونه ای تصور کرد

00:21:54.305 --> 00:21:59.055
که در آن مثلث مازاد مصرف کننده جدید از
مثلث مازاد مصرف کننده پیشین کوچکتر باشد

00:21:59.080 --> 00:22:00.790
بنابراین واضح نیست که چگونه پیش برود

00:22:00.790 --> 00:22:01.580
دو اثر را داریم

00:22:01.580 --> 00:22:04.900
از یک سو اثری داریم که
تقاضا به بیرون سوق پیدا میکند

00:22:04.900 --> 00:22:08.110
این پتانسیلی برای مازاد مصرف
کننده بیشتر بوجود می آورد

00:22:08.110 --> 00:22:10.400
از دیگر سو موردی را داریم
که در آن شرکت انحصاری

00:22:10.400 --> 00:22:12.500
به شکل غیر طبیعی قیمت
را بسیار بالا تعیین میکند

00:22:12.500 --> 00:22:14.670
این باعث کاهش مازاد اجتماعی میشود

00:22:14.670 --> 00:22:17.120
در این مورد اولی بر دومی غالب شده است

00:22:17.153 --> 00:22:20.711
اما امیدوارم که بدانید که میتوان نمودار را
در مواردی طرح کرد که این موضوع صدق نکند

00:22:20.750 --> 00:22:23.520
و نکته ای که باید به آن در حق
ثبت اختراع دقت کرد، این است

00:22:23.520 --> 00:22:24.800
بستگی دارد

00:22:24.800 --> 00:22:28.455
اگر چیزی را ثبت اختراع کنید که واقعا
باعث افزایش تقاضا باشد، عالی است

00:22:28.480 --> 00:22:32.148
اما اگر چیزی را ثبت اختراع کنید که دقیقا
کپی چیزی باشد که قبلا وجود داشته است

00:22:32.386 --> 00:22:34.105
در این صورت تنها کاری که کردید این
است که یک بازار رقابتی را تبدیل به...

00:22:34.130 --> 00:22:37.199
تصور کنید که من دولت را گول بزنم

00:22:37.224 --> 00:22:42.665
که حق ثبت اختراع چیزی را به من بدهد که هیچ
فرقی با چیزی که از پیش وجود داشته است نکند

00:22:42.690 --> 00:22:44.830
ولی یکجورایی بتوانم گولشان بزنم...

00:22:44.830 --> 00:22:47.441
در این مورد باید یکمی بهتر
باشد وگرنه مردم خریدش نمیکنند

00:22:47.466 --> 00:22:48.945
یکم بهتر از چیزی باشد
که قبلا وجود داشته است

00:22:49.249 --> 00:22:50.350
تقاضا را آن قدر ها افزایش نخواهد داد

00:22:50.350 --> 00:22:57.830
اما حقوق انحصاری را خواهم داشت

00:22:58.405 --> 00:23:02.225
بنابراین این شد مبادله ای که در
مورد حقوق ثبت اختراع وجود دارد

00:23:02.250 --> 00:23:05.430
بسیار خوب
سوالی در این مورد هست؟

00:23:05.430 --> 00:23:07.830
حالا اجازه بدهید جلوتر بروم و در مورد...

00:23:07.830 --> 00:23:09.030
سوالی که مطرح شد...

00:23:09.030 --> 00:23:11.872
دولت نمیتواند کاری در مورد این شرایط بکند؟

00:23:11.908 --> 00:23:13.889
به این شکل که تلاش کند به این مشکل بپردازد

00:23:13.914 --> 00:23:15.956
خوب الان در مورد دولت
بعنوان عاملی بد صحبت کردیم

00:23:15.981 --> 00:23:17.180
که این مشکل را به وجود می آورد

00:23:17.205 --> 00:23:19.715
گرچه حقوق ثبت اختراع لزوما مشکل نیست

00:23:19.740 --> 00:23:22.670
اما همچنین نقش دولت بعنوان
عامل خوب بالقوه را داریم

00:23:22.695 --> 00:23:27.455
که میگوید، آیا دولت میتواند در این
مورد انحصار طبیعی کمک کننده باشد؟

00:23:27.480 --> 00:23:30.575
خوب در انحصار طبیعی
شرایط نامطلوبی را داریم

00:23:30.600 --> 00:23:32.125
که در آن انحصار به وضوح منطقی به نظر میرسد

00:23:32.150 --> 00:23:35.305
منطقی نیست که شرکت های رقابتی
ای برای توزیع آب در شهر داشته باشیم

00:23:35.346 --> 00:23:37.859
اما وقتی که یک شرکت آب رسان به وجود می آید

00:23:37.884 --> 00:23:41.107
مبلغ بسیاری خیلی بالاتر از
هزینه حاشیه ای طلب میکند

00:23:41.258 --> 00:23:42.090
و این بهینه نیست

00:23:42.090 --> 00:23:47.625
این مازاد اجتماعی را به نسبت
سطح بهینه عرضه کاهش میدهد

00:23:47.650 --> 00:23:50.600
خوب، آیا دولت میتواند این مساله را حل کند؟

00:23:50.600 --> 00:23:53.979
آیا برای مثال دولت
میتواند بیاید و بگوید، ببینید

00:23:54.092 --> 00:23:56.340
قبول میکنیم که انحصار طبیعی در کار است

00:23:56.340 --> 00:24:00.665
قبول میکنیم که تو، روبریکو، تنها شرکتی
هستی که منطقی است آب رسانی کنی

00:24:01.043 --> 00:24:04.254
اما به شکلی قانونمندت میکنیم

00:24:04.353 --> 00:24:07.865
که با توجه به انحصار طبیعی ای که
وجود دارد مازاد اجتماعی حداکثرسازی شود

00:24:07.890 --> 00:24:11.485
برای اینکه این را ببینیم بیاید به
شکل خیلی پیچیده 15-3 برویم

00:24:11.510 --> 00:24:12.870
باید آرام حلاجی اش کنیم

00:24:12.870 --> 00:24:15.040
اینجا خیلی چیزها با هم آورده شده است

00:24:17.340 --> 00:24:17.800
15-3.

00:24:17.800 --> 00:24:20.750
برگشتیم به منحنی های معمولی
که پیش از این استفاده میکردیم

00:24:20.750 --> 00:24:24.080
منحنی تقاضا P برابر با 24 منهای Q است

00:24:24.080 --> 00:24:27.510
منحنی هزینه برابر است با 12 بعلاوه مجذور Q

00:24:27.510 --> 00:24:30.160
بنابراین هزینه حاشیه ای تنها 2Q است

00:24:30.160 --> 00:24:33.980
برآیند رقابتی تولید 8 واحد

00:24:33.980 --> 00:24:37.170
به قیمت 16 دلار بود

00:24:37.170 --> 00:24:39.206
برآیند انحصاری تولید 6 واحد

00:24:39.231 --> 00:24:41.991
به قیمت 18 دلار بود

00:24:43.210 --> 00:24:48.264
و در نهایت به اینجا رسیدیم که شرکت
انحصاری باعث از دست رفتن مازادی

00:24:48.289 --> 00:24:50.706
برابر با C بعلاوه E شد

00:24:50.804 --> 00:24:53.242
دفعه پیش در این مثال به اینجا رسیدیم

00:24:53.725 --> 00:24:55.980
فرض کنیم که این مورد انحصار طبیعی است

00:24:55.980 --> 00:24:58.610
به این خاطر است که اینجا
یک شرکت انحصاری داریم

00:24:58.610 --> 00:25:03.926
خوب حالا چه میشود که
دولت وارد شود و اجبار کند

00:25:04.118 --> 00:25:09.198
که شرکت انحصاری نمیتواند
مبلغی بیش از قیمت رقابتی طلب کند

00:25:09.540 --> 00:25:11.275
فرض کنیم که دولت میدانسته
که قیمت رقابتی چقدر است

00:25:11.300 --> 00:25:13.490
دولت میگوید که من در کلاس 1401 شرکت کرده ام

00:25:13.490 --> 00:25:14.320
این نمودار را دیده ام

00:25:14.320 --> 00:25:16.560
میدانم که قیمت رقابتی 16 دلار است

00:25:16.560 --> 00:25:18.000
بنابراین میگویم که شرکت انحصاری...

00:25:18.000 --> 00:25:19.358
تو انحصار را در اختیار داری
به کارت ادامه بده

00:25:19.390 --> 00:25:21.180
و هیچکس دیگری نمیتواند آب رسانی کند

00:25:21.180 --> 00:25:22.350
منطقی است که تنها تو این کار را بکنی

00:25:22.350 --> 00:25:29.265
اما من قانونگذاری میکنم که نمیتوانی از
مصرف کنندگان قیمتی بیش از 16 دلار طلب کنی

00:25:29.670 --> 00:25:33.134
چیزی که در این مورد
میتوانید ببینید این است که دولت

00:25:33.317 --> 00:25:38.167
شرکت انحصاری را از قیمت
گذار به قیمت پذیر تبدیل میکند

00:25:38.580 --> 00:25:43.960
و با این کار دولت اثر مسمومیت زایی که
جلسه پیش در موردش صحبت کردیم را مرتفع میکند

00:25:44.137 --> 00:25:48.720
و باعث میشود که شرکت انحصاری به
گونه ای رفتار کند که گویی شرکتی رقابتی است

00:25:48.720 --> 00:25:49.793
برای دیدن این موضوع

00:25:51.090 --> 00:25:55.540
باید بپرسیم که حالا منحنی
درآمد حاشیه ای شرکت انحصاری

00:25:56.056 --> 00:26:01.083
با توجه به این اجبار دولتی که نمیتواند
بیش از 16 دلار طلب کند، چه مقدار است

00:26:02.060 --> 00:26:07.815
خوب منحنی درآمد حاشیه
ای تا نقطه ای 6 واحد میفروشد

00:26:07.840 --> 00:26:09.790
همان منحنی درآمد حاشیه ای پیشین است

00:26:09.790 --> 00:26:11.570
پس در طول منحنی درآمد حاشیه ای بررسی میکنیم

00:26:11.570 --> 00:26:15.284
و تا آن نقطه که درآمد حاشیه
ای با هزینه حاشیه ای تلاقی میکند

00:26:15.309 --> 00:26:17.910
منحنی درآمد حاشیه ای میشود

00:26:17.910 --> 00:26:21.480
و این جا، جایی است که
شرکت انحصاری متوقف میشود

00:26:21.627 --> 00:26:26.265
اما مساله اینجاست که شرکت انحصاری
در واقع نمیتواند بیش از 16 دلار طلب کند

00:26:26.290 --> 00:26:29.433
بنابراین حالا اگر که 16 دلار
طلب کند، از خود می پرسد

00:26:29.458 --> 00:26:32.018
آیا باید واحد هفتم را تولید کنم یا خیر؟

00:26:32.130 --> 00:26:34.210
یادتان هست که دفعه پیش
محاسباتش را انجام دادیم

00:26:34.210 --> 00:26:36.770
شرکت انحصاری نباید واحد هفتم را تولید کند

00:26:36.770 --> 00:26:39.820
چراکه دفعه پیش نشان دادیم
که به خاطر اثر مسمومیت زا

00:26:39.845 --> 00:26:42.815
اگر که واحد هفتم را تولید
کند، سودش کاهش پیدا میکند

00:26:42.944 --> 00:26:46.910
اما الان دیگر این صدق نمیکند
چون تنها 16 دلار طلب میکند

00:26:46.910 --> 00:26:52.355
پس اگر که 16 دلار میگیرد و اگر واحد هفتم
را هم تولید کند باز 16 دلار طلب خواهد کرد

00:26:52.380 --> 00:26:55.270
اثر مسمومیت زا از میان رفته است

00:26:55.270 --> 00:26:56.620
دیگر اثر مسمومیت زایی در کار نیست

00:26:56.620 --> 00:26:58.721
تولید واحد هفتم هیچ ضرری
با خود به همراه نمی آورد

00:26:58.791 --> 00:27:00.015
چراکه بیشترین بهایی که
میتواند بگیرد 16 دلار است

00:27:00.040 --> 00:27:01.240
شرکت دوست دارد که
قیمت را خیلی بالاتر مقرر کند

00:27:01.240 --> 00:27:02.470
اما نمیتواند

00:27:02.470 --> 00:27:07.270
از آنجایی که بیشترین قیمتی
که میتواند بگذارد 16 دلار است

00:27:08.443 --> 00:27:10.251
بیشترین قیمتی که میتواند بگذارد 16 دلار است

00:27:10.276 --> 00:27:12.640
شرکت میگوید که خوب اثر
مسمومیت زایی وجود ندارد

00:27:12.640 --> 00:27:17.390
خوب پس در سطح رقابتی تولید میکند

00:27:17.390 --> 00:27:19.395
و اساسا چیزی که میبینید این است که

00:27:19.420 --> 00:27:22.781
اگر به شرکت انحصاری بگویید که
نمیتوانند بیش از بهای رقابتی طلب کنند

00:27:22.806 --> 00:27:25.810
در آن صورت در سطح رقابتی تولید میکنند

00:27:25.810 --> 00:27:29.796
و در نهایت حتی در مورد شرکت
انحصاری، به برآیند رقابتی میرسیم

00:27:29.821 --> 00:27:34.745
چراکه این عمل برای شرکت
انحصاری حداکثرساز سود است

00:27:34.770 --> 00:27:38.130
خوب، به نظر میرسد که
اینجا راه حل خیلی خوبی داریم

00:27:38.130 --> 00:27:38.720
درسته؟

00:27:38.720 --> 00:27:41.928
اگر انحصاری طبیعی است
تنها می آییم و میگوییم

00:27:41.953 --> 00:27:45.403
نمیتوانی بیش از بهای رقابتی طلب کنی

00:27:45.470 --> 00:27:47.520
بنابراین از لحاظ نظری
دولت میتواند مشکل را حل کند

00:27:47.520 --> 00:27:49.250
تا حالا در مورد دولت
بعنوان عامل بد صحبت کردیم

00:27:49.250 --> 00:27:50.590
اینجا دولت عامل خوب است

00:27:50.590 --> 00:27:52.160
دولت وارد میشود و مشکل را حل میکند

00:27:52.160 --> 00:27:54.180
مشکلش چیست؟

00:27:54.180 --> 00:27:58.563
مشکل چیزی که اینجا از لحاظ
نظری گفتم، در عمل چیست؟

00:27:58.588 --> 00:27:59.084
بله؟

00:27:59.084 --> 00:28:01.094
دولت از کجا بداند که قیمت رقابتی چقدر است؟

00:28:01.246 --> 00:28:03.145
دولت از کجا بداند که قیمت رقابتی چقدر است؟

00:28:03.170 --> 00:28:06.590
دولت از کجا بداند که این
منحنی ها به چه صورت هستند؟

00:28:06.590 --> 00:28:08.590
حالا بیاید هر دو منحنی را در نظر بگیریم

00:28:08.590 --> 00:28:10.170
اول دولت باید بداند که...

00:28:10.170 --> 00:28:11.392
اگر بخواهد بداند قیمت رقابتی چقدر است

00:28:11.417 --> 00:28:14.047
باید منحنی تقاضا و منحنی عرضه را بداند

00:28:14.260 --> 00:28:17.345
خوب از لحاظ نظری دولت
میتواند منحنی تقاضا را پیدا کند

00:28:17.370 --> 00:28:19.606
دولت میتواند برود و از مردم نظرسنجی کند

00:28:19.689 --> 00:28:21.410
و یک شمای کلی به دست بیاورد

00:28:21.435 --> 00:28:23.555
میتواند داده جمع آوری کند
میتواند آزمایش کند

00:28:23.580 --> 00:28:25.284
و سعی کند از مردم بدست بیاورد که خوب

00:28:25.332 --> 00:28:28.435
چقدر تمایل دارید که برای واحد
دیگر و دیگر و دیگری پرداخت کنید

00:28:28.460 --> 00:28:33.135
بنابراین در اصل دولت میتواند با انجام
تحقیقات بازار، منحنی تقاضا را اندازه گیری کند

00:28:33.160 --> 00:28:36.020
گرچه در عمل این کار خیلی سخت است

00:28:36.045 --> 00:28:37.925
مشخص شده است که در عمل...

00:28:37.950 --> 00:28:42.645
اولین قانون علم اقتصاد این است که
باید عمل مردم و نه حرفشان را باور کنیم

00:28:42.888 --> 00:28:44.735
مشخص شده است که اگر از مردم
بپرسیم که چقدر تمایل به پرداخت دارند

00:28:44.760 --> 00:28:47.640
نسبت به عملشان در واقعیت، به
پاسخ های خیلی مضحکی میرسیم

00:28:47.640 --> 00:28:49.687
برای مثال این مشکل خیلی

00:28:49.771 --> 00:28:52.905
زمانی که دولت نیاز دارد که تخریب زیست
محیطی را ارزش گذاری کند، به وجود می آید

00:28:52.930 --> 00:28:57.271
اینطور که اگر نیاز باشد که بپرسیم
چقدر باید از شرکت بریتیش پترولیم

00:28:57.382 --> 00:28:59.836
برای آسیبی که به خلیج مکزیک زدند، بگیریم

00:29:00.052 --> 00:29:04.752
باید میزان ناراحتی مردم از نابودی
منطقه وتلند را ارزش گذاری کنیم

00:29:04.820 --> 00:29:07.100
خوب تنها کاری که میتوان
کرد این است که از مردم بپرسیم

00:29:07.100 --> 00:29:07.849
و مشخص شده است که وقتی این کار را میکنیم

00:29:07.874 --> 00:29:09.454
به پاسخ هایی خیلی مسخره میرسیم

00:29:09.510 --> 00:29:13.556
چیزهایی مثل اینکه مثلا اگر از مردم بپرسیم
که چقدر از مرک 10 اردک ناراحت شدید

00:29:13.581 --> 00:29:14.820
میگویند فلان مقدار ناراحت هستم

00:29:14.820 --> 00:29:16.394
بگویید که اگر 1 میلیون اردک
میمردند چقدر ناراحت میشدید؟

00:29:16.419 --> 00:29:18.149
میگویند که به همان مقدار ناراحت میشدم

00:29:18.290 --> 00:29:19.820
خوب این معنا نمیدهد

00:29:19.820 --> 00:29:23.240
اگر از مردم بپرسید که نجات دادن یک اردک

00:29:23.240 --> 00:29:25.790
نسبت به نجات دادن یک نهنگ، چقدر ارزش دارد؟

00:29:25.790 --> 00:29:26.861
و به همین ترتیب بپرسید

00:29:26.886 --> 00:29:30.323
میگویند که نجات اردک 100 دلار ارزش
دارد و نجات نهنگ هم 100 دلار ارزش دارد

00:29:30.404 --> 00:29:31.774
یا 150 دلار ارزش دارد

00:29:31.830 --> 00:29:32.650
اگر ترتیبش را عوض کنید

00:29:32.650 --> 00:29:34.915
بگویید که نجات یک نهنگ و
بعد یک اردک چقدر ارزش دارد؟

00:29:34.940 --> 00:29:36.472
آنوقت میگویند که نجات
نهنگ 300 دلار ارزش دارد

00:29:36.497 --> 00:29:38.068
و اردک ها تنها 50 دلار ارزش دارند

00:29:38.093 --> 00:29:40.615
همان سوال بود فقط ترتیبش عوض شد

00:29:40.640 --> 00:29:43.735
وقتی از مردم در مورد ارزش چیزها
پرسیده میشود، پاسخ عقلانی نمیدهند

00:29:43.760 --> 00:29:46.563
بهترین راه دانستنش این است
که در واقع قیمت ها را تغییر دهیم

00:29:46.588 --> 00:29:50.356
این است که در واقع آزمایش هایی
را انجام دهیم که درش بگوییم خوب

00:29:50.450 --> 00:29:53.046
باید در واقع به مردم قیمت ها متفاوت
بدهیم و ببینیم چطور رفتار میکنند

00:29:53.088 --> 00:29:56.435
در واقع خط منحنی تقاضا را دنبال کنیم

00:29:56.460 --> 00:29:58.565
این از قرار معلوم کار بسیار سختی است

00:29:58.590 --> 00:30:00.960
بویژه برای ارزش گذاری
چیزهایی مانند آسیب به منطقه وتلند

00:30:00.960 --> 00:30:03.380
اما حتی برای چیزهایی مثل ارزش
گذاری داروهای نسخه ای هم همینطور است

00:30:03.380 --> 00:30:04.833
باید به معنای واقعی کلمه...

00:30:04.858 --> 00:30:07.373
دشوار است که آزمایشی انجام
دهیم که در آن به معنای واقعی کلمه

00:30:07.398 --> 00:30:09.865
برای دارویی نسخه ای به شما یک
قیمت و به شما یک قیمت دیگر بدهیم

00:30:09.890 --> 00:30:10.900
یکم نکته دار است

00:30:10.900 --> 00:30:12.080
بنابراین به دست آوردن منحنی تقاضا سخت است

00:30:12.080 --> 00:30:13.870
پس این شد اولین مشکلی
که دولت با آن روبرو است

00:30:13.870 --> 00:30:17.740
اما میتوان گفت که این مشکل دشواری
کمتری نسبت به دیگر مشکلاتش دارد

00:30:17.740 --> 00:30:19.230
دنبال کردن خط منحنی تقاضا است

00:30:19.230 --> 00:30:20.720
از لحاظ نظری راه هایی برای انجامش وجود دارد

00:30:20.720 --> 00:30:23.235
از لحاظ نظری میتواند آزمایش هایی
انجام داد که در آن قیمت را تغییر میدهیم

00:30:23.260 --> 00:30:25.620
و به منحنی تقاضا میرسیم

00:30:25.742 --> 00:30:31.026
در عمل بدست آوردن منحنی
عرضه شرکت ها بسیار سخت تر است

00:30:31.060 --> 00:30:32.520
و چرا اینگونه است؟

00:30:32.520 --> 00:30:34.503
چون، فرض کنیم که دولت بیاید و بگوید، ببینید

00:30:34.528 --> 00:30:35.300
خیلی خوب کار کردم

00:30:35.300 --> 00:30:36.570
منحنی تقاضا را خیلی خوب به دست آوردم

00:30:36.570 --> 00:30:39.185
فقط به منحنی عرضه شما
احتیاج دارم تا قیمتتان را مقرر کنم

00:30:39.210 --> 00:30:41.290
راستی منحنی عرضه تان چی بود؟

00:30:41.290 --> 00:30:42.730
خوب در این صورت شما چه جوابی میدهید؟

00:30:43.758 --> 00:30:45.490
اوه برای ساخت محصولاتم کلی باید هزینه بدم

00:30:45.490 --> 00:30:48.550
باورت نمیشه چقدر باید
برای تولیدشان هزینه کنم

00:30:48.550 --> 00:30:49.450
منحنی عرضه من...

00:30:49.450 --> 00:30:50.360
12 بعلاوه مجذور Q ؟

00:30:50.360 --> 00:30:50.850
ها ها

00:30:50.850 --> 00:30:51.280
مسخره کردی

00:30:51.280 --> 00:30:53.480
30 بعلاوه مجذور 18Q

00:30:53.581 --> 00:30:54.025
شوخی میکنی؟

00:30:54.050 --> 00:30:56.720
منحنی عرضه من خیلی خیلی بالاست

00:30:56.720 --> 00:31:00.340
و مساله این است که دولت نمیداند

00:31:00.745 --> 00:31:03.455
چون در مورد مصرف کنندگان حداقل میتواند
آزمایش انجام داد و تقاضا را به دست آورد

00:31:03.480 --> 00:31:05.800
اما در مورد شرکت ها نمیتوانم
وارد دفتر حسابرسی شرکت بشم

00:31:05.800 --> 00:31:06.650
نمیتوانم در واقع بدانم

00:31:06.650 --> 00:31:08.650
اگر وارد دفاترشان بشوم، آن
ها هم میتوانند دستکاری اش کنند

00:31:08.744 --> 00:31:10.144
و به شکلی نشان دهند که
محصولات هزینه بیشتری دارند

00:31:10.240 --> 00:31:11.010
از کجا میتوانم در واقع بدانم؟

00:31:11.010 --> 00:31:13.931
درست همانطور است که
برای هیئت مدیره دشوار است که

00:31:13.955 --> 00:31:16.875
بدانند آیا مدیر عامل هواپیمای
شخصی نیاز دارد یا خیر

00:31:16.900 --> 00:31:18.640
برای قانون گذاران دولتی بسیار سخت است

00:31:18.640 --> 00:31:21.359
که بفهمند هزینه حقیقی
تولید فلان دارو چقدر است

00:31:21.627 --> 00:31:26.545
در نتیجه رسیدن به پاسخ صحیح بسیار دشوار است

00:31:26.570 --> 00:31:31.513
و مساله این است که اگر
دولت به پاسخ اشتباه برسد

00:31:31.573 --> 00:31:35.073
ممکن است کاری که میکند از
قانون گذاری نکردن بدتر باشد

00:31:35.200 --> 00:31:39.299
برای مثال اگر دولت وارد شود

00:31:39.671 --> 00:31:41.691
و فرض کنیم که دولت بگوید، ببینید

00:31:41.716 --> 00:31:45.083
من حرف این شرکت را باور نمیکنم
12 بعلاوه مجذور Q خیلی برای هزینه خیلی بالا بنظر می آید

00:31:45.108 --> 00:31:46.905
فکر میکنم که هزینه حاشیه
ای خیلی کمتر از این است

00:31:46.930 --> 00:31:49.804
و فکر میکنم که قیمت
رقابتی باید 10 دلار باشد

00:31:49.876 --> 00:31:51.470
چون میدانم که شرکت به من دروغ خواهد گفت

00:31:51.470 --> 00:31:52.740
میدانم که قرار است اعداد
خیلی بالایی به من بگویند

00:31:52.765 --> 00:31:57.715
بنابراین خواهم گفت که تعادل باید
رقابتی باشد، باید قیمتی برابر با 10 باشد

00:31:57.740 --> 00:31:59.355
و در قیمت 10 دلاری

00:32:00.078 --> 00:32:04.130
شرکت حالا در آن قیمت پایین دارد پایین
تر از منحنی درآمد حاشیه ای فعالیت میکند

00:32:04.130 --> 00:32:05.940
چون زیر 16 دلار است

00:32:05.940 --> 00:32:13.748
بنابراین در قیمت 10 دلاری شرکت درآمد حاشیه
ای را برابر با هزینه حاشیه ای قرار حواهد داد

00:32:13.860 --> 00:32:17.535
خوب درآمد حاشیه ای در
قیمت 10 دلاری، قیمت است

00:32:17.560 --> 00:32:19.490
تنها میتوانند 10 دلار طلب کنند

00:32:19.490 --> 00:32:22.308
بنابراین قیمت را برابر با
هزینه حاشیه ای قرار خواهند داد

00:32:22.402 --> 00:32:26.992
هزینه حاشیه ای با تولید 10...

00:32:27.040 --> 00:32:29.010
هزینه حاشیه ای برابر است با 2Q

00:32:29.010 --> 00:32:31.090
بنابراین قیمت را برابر با 2Q قرار میدهد

00:32:31.090 --> 00:32:33.490
یا 10 برابر با 2Q

00:32:33.490 --> 00:32:35.280
یا Q برابر با 5

00:32:35.280 --> 00:32:37.230
پنج واحد تولید خواهند کرد

00:32:37.230 --> 00:32:40.995
میگویند اگر مجبورم کنید تنها 10 دلار
طلب کنم، تنها پنج واحد تولید خواهم کرد

00:32:41.020 --> 00:32:41.750
این مقادیری است که تولید خواهم کرد

00:32:41.750 --> 00:32:46.450
این مقادیر بهینه برای من
در قیمت 10 دلاری است

00:32:46.673 --> 00:32:48.030
چیزی که میبینیم این است که...

00:32:48.030 --> 00:32:49.488
حالا اگر به این نمودار نگاه کنید

00:32:49.565 --> 00:32:52.910
و به شرکت در تولید پنج واحدی نگاه کنید

00:32:53.906 --> 00:32:56.540
چیزی که میبنیم این است
که شرکت 5 واحد تولید میکند

00:32:56.540 --> 00:32:59.540
حالا مازاد کل نزول کرده است

00:32:59.540 --> 00:33:02.816
تنها A بعلاوه B بعلاوه D است

00:33:02.872 --> 00:33:04.645
مازاد مصرف کننده بسیار بالا است

00:33:04.670 --> 00:33:06.320
اینجا خط افقی 10 دلاری را نداریم

00:33:06.320 --> 00:33:09.183
اما خودتان خط افقی 10 دلاری را بکشید

00:33:09.208 --> 00:33:13.714
که جایی است که خط مقطع 5 با
منحنی هزینه حاشیه ای تلاقی میکند

00:33:13.870 --> 00:33:15.430
میتوانید ببینید که اینجا مازاد
مصرف کننده بزرگی است

00:33:15.430 --> 00:33:17.846
برابر است با A بعلاوه B بعلاوه نصف D

00:33:17.885 --> 00:33:20.680
و یک مازاد تولید کننده کوچک که
میشود آن مثلث که نیمه پایینی D است

00:33:21.498 --> 00:33:23.248
اما ببینید که چه اتفاقی برای
مازاد اجتماعی افتاده است

00:33:23.550 --> 00:33:25.581
پیش از ورود دولت

00:33:25.827 --> 00:33:28.247
رفاه از دست رفته تنها C بعلاوه E بود

00:33:28.388 --> 00:33:31.207
حالا دولت با قانون گذاری اشتباه قیمت

00:33:31.368 --> 00:33:34.998
رفاه از دست رفته ای برابر با C بعلاوه E
بعلاوه F بعلاوه G بعلاوه H، تولید کرده است

00:33:35.681 --> 00:33:40.081
دولت رفاه از دست رفته را بسیار

00:33:40.406 --> 00:33:42.876
با دخالت و قانون گذاری اشتباه، افزایش داد

00:33:43.710 --> 00:33:46.943
و بویژه آن محیطی که افزایشش داده است...

00:33:46.968 --> 00:33:48.968
نکته جالبش اینجاست

00:33:49.150 --> 00:33:52.794
با نزول از 8 به 6 باعث
بوجود آمدن آن مثلث کوچک شد

00:33:52.819 --> 00:33:55.061
نزول از 6 به 5 که تنها یک واحد بیشتر بود

00:33:55.141 --> 00:33:58.771
باعث بوجود آمد ذوزنقه ای میشود
که احتمالا بزرگتر از آن مثلث است

00:33:59.280 --> 00:34:00.250
چرا؟

00:34:00.250 --> 00:34:03.145
چون داریم از نقطه بهینه
دورتر و دورتر میشویم

00:34:03.170 --> 00:34:07.284
داریم بیشتر مبادلاتی را از
دست میدهیم که به نفع جامعه است

00:34:08.199 --> 00:34:10.929
خاطرتان باشد در نقطه بهینه
رفاه از دست رفته بسیار کم است

00:34:10.929 --> 00:34:12.832
اما به مراتب اینکه دورتر و دورتر میشویم

00:34:12.904 --> 00:34:14.190
رفاه از دست رفته بیشتر و بیشتر میشود

00:34:14.190 --> 00:34:16.072
بنابراین این قانون گذاری اشتباه دولت

00:34:17.387 --> 00:34:19.457
بجای اینکه ما را به سمت آنچه بهینه است ببرد

00:34:19.978 --> 00:34:24.567
با کشاندن ما به یک واحد پایین تر از
جایی که به عنوان شرکت انحصاری بودیم

00:34:24.694 --> 00:34:27.944
باعث این مقادیر رفاه از دست
رفته زیاد شده و شرایط را بدتر کرد

00:34:29.120 --> 00:34:31.280
در واقع اوضاع میتوانست بدتر باشد

00:34:31.280 --> 00:34:34.075
تصور کنید دولت بهایی آنقدر پایین انتخاب کند
که شرکت بگوید بیخیال

00:34:34.100 --> 00:34:36.000
تعطیل میکنم

00:34:36.000 --> 00:34:37.699
میتوان در این بازار
تمام مازاد را از دست داد

00:34:38.202 --> 00:34:39.846
دولت آمد و گفت نه، حرفتان را باور نمیکنیم

00:34:39.880 --> 00:34:41.130
بها باید فلان قیمت باشد

00:34:41.130 --> 00:34:45.555
در این مورد نمیتواند اینطور باشد چون در
اینجا قیمت همیشه فراتر از هزینه حاشیه ای است

00:34:45.580 --> 00:34:48.214
اما فرض کنیم که دولت در مورد
دیگری بیاید و آنقدر قیمت را پایین بگذارد

00:34:48.239 --> 00:34:49.650
میتواند باعث شود که شرکت تعطیل کند

00:34:49.650 --> 00:34:53.090
در این صورت تمام مازاد
اجتماعی در بازار از میان میرود

00:34:54.190 --> 00:34:57.354
بنابراین اساسا مشکلاتی
در قانون گذاری وجود دارد

00:34:57.379 --> 00:34:59.720
که دانستن چگونگی قانون گذاری را دشوار میکند

00:34:59.720 --> 00:35:01.984
حالا مسلما در عمل اتفاقی که می افتد

00:35:02.087 --> 00:35:04.545
این است که دولت قیمت
را خیلی بالا مقرر میکند

00:35:04.570 --> 00:35:07.638
در عمل دولت خیلی ترجیح میدهد

00:35:08.287 --> 00:35:10.707
به طرف پول در آوردن شرکت انحصاری تمایل کند

00:35:10.810 --> 00:35:13.693
تا تمایل کند که کالا خیلی کم شود

00:35:13.720 --> 00:35:16.340
بنابراین دولت در مورد سطح درست
قیمت با عدم اطمینان مواجه است

00:35:16.365 --> 00:35:19.367
و در نهایت معمولا به سمت
شرکت انحصاری میل میکند

00:35:19.392 --> 00:35:21.965
بخشی از آن به خاطر طبیعت قانون گذاری است

00:35:21.990 --> 00:35:26.700
فرض کنیم که شما رئیس جمهور فلانی هستید

00:35:26.700 --> 00:35:28.770
و میخواهید یک کالای جدیدی را قانونمند کنید

00:35:28.795 --> 00:35:30.660
کسی کالای جدیدی درست کرده
است و شما میخواهید قانونمندش کنید

00:35:30.660 --> 00:35:33.630
خوب چه کسی را به عنوان
قانون گذار استخدام میکنید؟

00:35:33.630 --> 00:35:36.715
مسلما کسی که چیزی در مورد
بازار میداند را استخدام میکنید

00:35:36.740 --> 00:35:38.930
پس یک کالای جدیدی هست...

00:35:38.930 --> 00:35:42.395
مثال مورد علاقه ام در مورد
فناوری ای تاریخ گذشته، چتر است

00:35:42.420 --> 00:35:44.335
واقعا فکر میکنم باید به فکر راه بهتری
برای انجام کاری که چتر میکند پیدا کنیم

00:35:44.360 --> 00:35:45.030
مزخرف هستند

00:35:45.030 --> 00:35:46.410
در باد برعکس میشوند

00:35:46.410 --> 00:35:47.110
بدرد نخور هستند، درسته.

00:35:47.110 --> 00:35:48.697
باید نوع بهتری از چتر وجود داشته باشد

00:35:48.722 --> 00:35:51.759
پس فرض کنیم که در نهایت
کسی یک چتر بهتر بسازد

00:35:51.784 --> 00:35:54.150
اما روی آن حق ثبت اختراع دارند

00:35:54.150 --> 00:35:54.720
بنابراین میخواهید قانونمندش کنید

00:35:54.720 --> 00:35:56.480
شرکت در تولیدش انحصار طبیعی دارد

00:35:56.480 --> 00:35:57.950
از ماده  دستنیافتنییوم استفاده میکنند

00:35:57.950 --> 00:35:59.750
و تنها در یک جایی مثلا
پاندورا پیدایش میکنند

00:35:59.750 --> 00:36:01.090
پس باید...

00:36:01.090 --> 00:36:02.835
تنها شرکتی هستند که...

00:36:02.835 --> 00:36:04.640
احمقانه ترین اسم ممکن برای یک ماده نیست؟

00:36:04.640 --> 00:36:07.225
چطور نتوانستند به اسم
بهتری از دستنیافتنییوم برسند؟

00:36:07.250 --> 00:36:09.570
بهرحال... پس از
دستنیافتنییوم استفاده میکنند

00:36:09.570 --> 00:36:11.320
و یک انحصار طبیعی رویش دارند

00:36:11.320 --> 00:36:12.950
پس میخواهید قانونمندش کنید

00:36:12.950 --> 00:36:14.770
خوب چه کسی را برای
قانونمند کردنش پیدا خواهید کرد؟

00:36:14.795 --> 00:36:18.485
خوب اگر کسی باشد که متخصص
چتر سازی با ماده دستنیافتنییوم باشد

00:36:18.510 --> 00:36:20.220
آن شخصی است که استخدام خواهید کرد

00:36:20.220 --> 00:36:21.262
او شخص مناسب برای استخدام است

00:36:21.287 --> 00:36:22.630
متاسفانه این احتمالا به
این معناست که احتمالا

00:36:22.655 --> 00:36:25.875
با افرادی که با ماده دستنیافتنییوم
چتر میسازند، دوست است

00:36:25.900 --> 00:36:29.075
و خیلی به رفقایش سخت نخواهد گرفت

00:36:29.100 --> 00:36:32.018
بنابراین شخص مسلم که
قرار است قانونمند کند، طبیعتا

00:36:32.043 --> 00:36:37.045
شخصی است که طرف صنعت را میگیرد

00:36:37.070 --> 00:36:40.025
از این ها گذشته پس از اینکه قانون
گذاری کرد، میخواهد چکار کند؟

00:36:40.050 --> 00:36:42.415
برخواهد گشت به کسب و کار
چتر سازی با ماده دستنیافتنییوم

00:36:42.440 --> 00:36:43.910
بنابراین خیلی به این کسب
و کار سخت نخواهد گرفت

00:36:43.910 --> 00:36:46.525
چون بعدا قرار است از آن
در پنج سال آینده پول در بیاورد

00:36:46.550 --> 00:36:49.202
بنابراین این مساله را داریم که قانون گذاران

00:36:49.252 --> 00:36:52.675
تمایل طبیعی ای نسبت به صنعتی
که قانونمند میکنند خواهد داشت

00:36:52.700 --> 00:36:55.280
و این به جانب داری به
سمت بالا خواهد انجامید

00:36:55.280 --> 00:36:59.970
سوال اینجاست که این
جانبداری به سمت بالا در قیمت

00:36:59.970 --> 00:37:02.160
نسبت به آنچه در واقع شرکت
انحصاری هزینه میکند، چقدر است

00:37:02.160 --> 00:37:03.860
و درست مثل حق ثبت اختراع بستگی دارد

00:37:03.860 --> 00:37:07.217
میتوان مثال هایی را ترسیم کرد که در
آن مقررات دولتی اوضاع را بهبود میبخشد

00:37:07.242 --> 00:37:09.705
و مثال هایی که در آن مقررات
دولتی اوضاع را بدتر میکنند

00:37:09.730 --> 00:37:11.490
میتوان مثال هایی به هر دو صورت داشت

00:37:11.490 --> 00:37:13.895
و چیزی که حداقل اینجا جالب است

00:37:13.920 --> 00:37:15.842
این است که این اولین یا از
معدود مثال هایی است که در آن

00:37:15.867 --> 00:37:18.270
دولت حداقل میتوانست اوضاع را بهبود ببخشد

00:37:18.270 --> 00:37:19.730
هرچند که روشن نیست که این کار را بکنند

00:37:19.730 --> 00:37:21.600
حداقل امکانش است که اوضاع را بهبود ببخشند

00:37:21.600 --> 00:37:22.710
و این به این خاطر است که...

00:37:22.710 --> 00:37:23.562
چرا اینگونه است؟

00:37:23.587 --> 00:37:24.910
این نکته خیلی مهمی است

00:37:24.910 --> 00:37:25.740
چرا اینگونه است ؟

00:37:25.740 --> 00:37:27.530
به این خاطر است که تا اینجای
کار با هر مسئله ای که روبرو بودیم

00:37:27.530 --> 00:37:29.710
در آن،بازار همه چیز را به خوبی مدیریت میکند

00:37:29.710 --> 00:37:31.280
به دولت نیازی نداشتیم

00:37:31.280 --> 00:37:34.290
کاری که انحصارهای طبیعی میکنند این
است که میگویند، خوب اینجا یک موردی داریم

00:37:34.290 --> 00:37:36.970
که بهش میگوییم شکست بازار

00:37:36.970 --> 00:37:40.480
بازار در حداکثرسازی مازاد
اجتماعی شکست خورده است

00:37:40.480 --> 00:37:46.049
و این موضوع راه را برای دخالت
های بالقوه مفید دولتی باز میکند

00:37:46.220 --> 00:37:48.945
اساسا تا زمانی که بازارها به خوبی عمل کنند

00:37:48.987 --> 00:37:51.166
به شکلی رقابتی

00:37:51.244 --> 00:37:53.222
فرصتی برای بهبود اوضاع
از جانب دولت وجود ندارد

00:37:53.270 --> 00:37:55.590
دولت تنها اوضاع را بدتر میکند

00:37:55.590 --> 00:37:57.816
این تنها زمانی است که بازارها شکست میخورند

00:37:57.926 --> 00:38:01.596
که انحصار طبیعی یک مثالش است

00:38:01.768 --> 00:38:03.705
که دولت میتواند ورود کند
و بالقوه اوضاع را بهتر کند

00:38:03.730 --> 00:38:06.079
لزوما اوضاع را بهتر نمیکند

00:38:06.104 --> 00:38:09.144
اما حداقل فرصتی برای
بهبود اوضاع بوجود می آید

00:38:09.210 --> 00:38:11.840
سوالی در این مورد هست؟

00:38:11.840 --> 00:38:14.603
خوب آخرین چیزی که میخواهم
امروز در موردش صحبت کنم

00:38:14.745 --> 00:38:21.268
مثالی است که در حد وسط انحصار
طبیعی و عدم انحصار طبیعی قرار میگیرد

00:38:21.390 --> 00:38:23.435
چیزی که ما بهش میگوییم بازار منازع پذیر

00:38:29.890 --> 00:38:31.610
بازار منازع پذیر

00:38:31.610 --> 00:38:35.308
بازار متازع پذیر، بازاری است که میگوید

00:38:35.365 --> 00:38:40.215
انحصار طبیعی وجود دارد
اما آنقدر وسیع نیست

00:38:40.362 --> 00:38:44.042
که اگر سود بسیار بالا رفت، دیگران
نتوانند وارد بازار شده و رقابت کنند

00:38:44.860 --> 00:38:47.099
یا اینطور میتوان گفت که

00:38:47.124 --> 00:38:48.895
تنها به این خاطر که انحصار وجود دارد

00:38:48.920 --> 00:38:51.184
به این معنا نیست که قدرت بازار
بسیار بالایی وجود داشته باشد

00:38:52.020 --> 00:38:53.342
تنها به این خاطر که انحصار وجود دارد

00:38:53.367 --> 00:38:55.871
به این معنا نیست که قدرت بازار
بسیار بالایی وجود داشته باشد

00:38:55.896 --> 00:39:00.374
پس انحصار طبیعی ای را با
هزینه ثابتی نسبتا پایین در نظر بگیرید

00:39:00.399 --> 00:39:05.415
هزینه ثابتی که وجود دارد اما سرسام آور نیست

00:39:05.440 --> 00:39:08.042
تا جایی که شرکت انحصاری
ای که اول وارد بازار شده است

00:39:08.146 --> 00:39:12.386
سود را نزدیک به هزینه حاشیه ای نگه دارد
هیچ کس دیگری ورود نمیکند

00:39:12.940 --> 00:39:14.662
تا جایی که سود را نزدیک
به هزینه حاشیه ای نگه دارد

00:39:14.687 --> 00:39:16.617
هیچ کس دیگری ورود نمیکند،
حتی اگر سود کوچکی بکند

00:39:16.642 --> 00:39:20.018
چون در آن صورت هیچ کس
نمیتواند درآمد بدست بیاورد

00:39:20.393 --> 00:39:21.690
و هزینه ثابت را پوشش دهد

00:39:21.690 --> 00:39:23.340
هیچ کس نمیتواند ورود کند
هزینه ثابت را بپردازد

00:39:23.340 --> 00:39:24.940
و همچنان پول در بیاورد

00:39:24.940 --> 00:39:26.720
هیچ کس هیچگاه ورود نخواهد کرد

00:39:26.901 --> 00:39:29.922
اما اگر قیمت خیلی بالاتر
از هزینه حاشیه ای قرار گیرد

00:39:30.076 --> 00:39:32.183
در آن صورت یکی میگوید که
خوب خیلی سود به دست می آید

00:39:32.210 --> 00:39:33.210
هزینه های ثابتم را پوشش خواهد داد

00:39:33.210 --> 00:39:34.960
ورود میکنم

00:39:34.960 --> 00:39:36.735
منظورمان از بازار نزاع پذیر این است

00:39:36.854 --> 00:39:39.661
بازاری که با انحصار میتواند وجود داشته باشد

00:39:39.995 --> 00:39:41.880
و میتواند با پول در آوردن
یک نفر وجود داشته باشد

00:39:41.880 --> 00:39:47.630
و با اینحال در نهایت
ورود آسان کافی وجود دارد

00:39:47.630 --> 00:39:53.225
در واقع شرکت انحصاری مجبور است
که تقریبا مانند شرکتی رقابتی رفتار کند

00:39:53.250 --> 00:39:56.410
بنابراین یکجورایی فشار بازار
روی شرکت انحصاری وجود دارد

00:39:56.410 --> 00:39:58.893
برآیند عجیبی است که در
آن بازار انحصاری داریم

00:39:58.918 --> 00:40:01.215
اما قیمت گذاری نزدیک به سطوح رقابتی است

00:40:01.293 --> 00:40:03.913
در نتیجه این خطر ورود

00:40:04.290 --> 00:40:07.721
حالا مشهورترین مثال این
شرایط در خطوط هوایی است

00:40:07.782 --> 00:40:10.492
و مقررات زدایی در خصوص خطوط هوایی

00:40:10.620 --> 00:40:14.900
تا دهه 70 میلادی روش کار خطوط
هوایی در ایالات متحده به این شکل بود که

00:40:14.900 --> 00:40:16.400
شرکت های هوایی خصوصی وجود داشت

00:40:16.400 --> 00:40:17.596
بسیاری از آن ها دیگر وجود ندارند

00:40:17.621 --> 00:40:21.038
ایسترن و پن ام از خطوطی هستند
که نمیشناسیدشان و دیگر وجود ندارند

00:40:21.369 --> 00:40:24.010
و آن ها قانونمند بودند

00:40:24.010 --> 00:40:25.650
چندانحصاری قانونمندی بودند

00:40:25.650 --> 00:40:26.940
هنوز در مورد چندانحصاری صحبت نکرده ایم

00:40:26.940 --> 00:40:28.150
تعداد کمی شرکت بودند
که با یکدیگر رقابت میکردند

00:40:28.150 --> 00:40:29.490
اما به شکل انحصاری در نظرش بگیرید

00:40:29.490 --> 00:40:31.540
در واقع انحصاری قانونمند بودند

00:40:31.540 --> 00:40:34.545
بویژه روی مسیرهای هوایی مختلف انحصار داشتند

00:40:34.570 --> 00:40:38.064
بنابراین اتفاقی که می افتاد این بود
که دولت میگفت نیویورک به بوستن

00:40:38.120 --> 00:40:41.740
این مسیر هوایی مال خطوط هوایی ایسترن است

00:40:41.740 --> 00:40:44.930
و آن شرکت در آن خط بدون رقابت پرواز میکرد

00:40:45.123 --> 00:40:46.940
اما به خاطر اینکه اطمینان حاصل
کنیم که سر مشتری کلاه نمیگذارند

00:40:46.940 --> 00:40:49.200
قیمت هایشان را قانونمند خواهیم کرد

00:40:49.200 --> 00:40:51.279
پس ایسترن ایرلاین، تو
بدون رقابت پرواز میکنی

00:40:51.304 --> 00:40:54.725
اما قیمتی که میتوانی از مشتری
طلب کنی را قانونمند خواهیم کرد

00:40:54.750 --> 00:40:58.025
و این به این خاطر بود که دولت خطوط هوایی
را به چشم شرکت های انحصاری طبیعی میدید

00:40:58.050 --> 00:41:01.750
دولت میگفت که ببینید، هواپیماها
خیلی بزرگ و گرانقیمت هستند

00:41:01.750 --> 00:41:04.720
برای تبدیل شدن به خطوط هوایی
هزینه ثابت بسیار زیادی باید پرداخت شود

00:41:04.720 --> 00:41:05.990
بنابراین به عنوان انحصار
طبیعی در نظرش میگیریم

00:41:05.990 --> 00:41:08.650
و قانونمندش خواهیم کرد

00:41:08.650 --> 00:41:11.551
با اینحال اقتصاددان ها و متخصصان
کم کم به این نکته اشاره کردند

00:41:11.576 --> 00:41:16.125
که نه، این در واقع
بازاری خیلی نزاع پذیر است

00:41:16.150 --> 00:41:18.303
که مشخص شده است که تولید
هواپیما آنقدرها هم هزینه بر نیست

00:41:18.360 --> 00:41:22.935
کلی هواپیمای قدیمی تر است
که میتوان بازسازی کرد و غیره...

00:41:22.960 --> 00:41:24.527
و اساسا این بازاری است که در آن

00:41:24.552 --> 00:41:26.676
اگر دولت آن را در معرض رقابت قرار دهد

00:41:26.730 --> 00:41:28.641
میتوان در واقع...

00:41:28.666 --> 00:41:32.496
این خطر ورود میتواند در
نهایت قیمت ها را کاهش دهد

00:41:32.620 --> 00:41:37.596
و اساسا پس از بحث های بسیار دولت در
واقع خطوط هوایی را مقررات زدایی کرد

00:41:37.653 --> 00:41:42.855
یکی از مهمترین تغییرات در سیاست دولت در
سالهای دهه 70 مقررات زدایی از خطوط هوایی بود

00:41:42.880 --> 00:41:44.390
و چه اتفاقی افتاد؟

00:41:44.390 --> 00:41:46.270
خوب سه اتفاق افتاد

00:41:46.270 --> 00:41:49.520
اول از همه قیمت ها بسیار نزول کرد

00:41:49.520 --> 00:41:51.790
قیمت ها تقریبا یک سوم نزول کرد

00:41:51.790 --> 00:41:53.405
قیمت پرواز از نقطه الف
به ب، یک سوم کاهش پیدا کرد

00:41:53.430 --> 00:41:55.050
مورد دیگر جاها شدیدتر بود

00:41:55.050 --> 00:41:57.256
زمانی که دانشجوی ام آی تی بودم

00:41:57.281 --> 00:42:01.975
میتوانستم به ازای هر مسیر 19
دلار از بوستون به نیویورک پرواز کنم

00:42:02.000 --> 00:42:04.268
خط هوایی ای به نام پیپلز اکسپرس وجود داشت

00:42:04.293 --> 00:42:06.683
که در موج مقررات زدایی در
سال های دهه 80 به بازار آمده بود

00:42:06.880 --> 00:42:07.590
پیپلز اکسپرس...

00:42:07.590 --> 00:42:08.680
اعجاب آور بود

00:42:08.680 --> 00:42:11.440
نمیدانم هواپیماهایشان را
چطور سرهم کرده بودند

00:42:11.440 --> 00:42:14.510
و نکته اش این بود که
حتی بلیط هم نمیخریدیم

00:42:14.510 --> 00:42:15.920
میرفتیم و در صف می ایستادیم

00:42:15.920 --> 00:42:16.830
میگذاشتن وارد هواپیما شویم

00:42:16.830 --> 00:42:18.240
و زمانی که هواپیما پر میشد، پرواز میکردند

00:42:18.240 --> 00:42:20.350
و داخل هواپیما پول را میگرفتند

00:42:20.375 --> 00:42:22.288
هنوز نمیدانم که اگر
پول نداشتیم چکار میکردند

00:42:22.313 --> 00:42:24.045
مینداختنمون پایین یا با چتر
بیرون مینداختنمون یا چی ؟

00:42:24.070 --> 00:42:25.320
نمیدانم چکار میکردند

00:42:25.320 --> 00:42:26.880
اما به معنای واقعی کلمه وسط راهرو

00:42:26.880 --> 00:42:28.720
با یک دستگاه کارتخوان می آمدند

00:42:28.720 --> 00:42:29.986
و در داخل هواپیما پول را میگرفتند

00:42:30.030 --> 00:42:33.065
به معنای واقعی کلمه از
سفر با اتوبوس ارزان تر بود

00:42:33.090 --> 00:42:36.425
فوق العاده بود
19 دلار برای هر مسیر

00:42:37.304 --> 00:42:40.144
بنابراین قیمت ها خیلی، خیلی کاهش پیدا کردند

00:42:40.240 --> 00:42:44.137
تاثیر دومش این بود که مسیرهای هوایی
بسیار بیشتری به مصرف کنندگان عرضه شد

00:42:44.200 --> 00:42:47.715
ناگهان مسیرهای هوایی ای که
دولت گفته بود، نه، سوآور نیست

00:42:47.740 --> 00:42:49.140
نباید روی آن مسیر پرواز کنید

00:42:49.140 --> 00:42:51.195
ورودی های جدید گفتند
که نه دولت، سود آور است

00:42:51.220 --> 00:42:53.040
تو ساختار هزینه را غلط برآورد کردی

00:42:53.040 --> 00:42:58.090
و پرواز از پیتزبورگ تا
آکرون یا هرچی، سود آور است

00:42:58.115 --> 00:43:00.670
نمیدانم، هرجایی که الان پرواز میکنند

00:43:00.670 --> 00:43:04.495
الان صدها مقصد بیشتر نسبت به دهه
70 وجود دارد که میتوان به آن ها پرواز کرد

00:43:04.520 --> 00:43:07.072
صدها و صدها مسیر هوایی که وجود نداشتند

00:43:07.097 --> 00:43:09.225
چون قانون گذاران دولتی
فرض میکردند که سودآور نیستند

00:43:09.434 --> 00:43:10.210
اما در حقیقت سودآور بودند

00:43:10.210 --> 00:43:13.180
وقتی که در این بازار
نزاع پذیر رقابت به وجود آمد

00:43:13.180 --> 00:43:14.430
در واقع نشان دادند که سودآور هستند

00:43:16.660 --> 00:43:18.778
و آخرین اتفاقی که افتاد

00:43:19.136 --> 00:43:22.806
این بود که کیفیت سفر
هوایی بسیار کاهش پیدا کرد

00:43:23.845 --> 00:43:25.895
زمانی که من کودک بودم
و با هواپیما سفر میکردیم

00:43:25.920 --> 00:43:27.580
خیلی خوب بود

00:43:27.580 --> 00:43:29.420
یعنی کلی جای دراز کردن پا بود

00:43:29.420 --> 00:43:33.676
کلی خوراک و فیلم و
نوشیدنی رایگان میدادند

00:43:33.701 --> 00:43:34.690
البته من زمان کودکی نوشیدنی الکلی نمیخوردم

00:43:34.690 --> 00:43:35.640
والدینم میخوردند

00:43:35.640 --> 00:43:39.120
در کل تجربه فوق العاده خوبی بود

00:43:39.222 --> 00:43:40.490
حالا زیاد خوب نیست

00:43:40.490 --> 00:43:42.680
فکر میکنم هرکدام از شما که
پرواز کرده باشد میتواند تصدیق کند

00:43:42.680 --> 00:43:43.920
این روزها برای هرچیزی هزینه میگیرند

00:43:43.920 --> 00:43:47.650
و اگر قدتان بلندتر از 160 سانتی متر
باشید به زحمت باید پاهایتان را جا بدهید

00:43:47.650 --> 00:43:51.490
حالا، چرا این اتفاق افتاد؟

00:43:51.490 --> 00:43:52.100
یکی بهم بگه

00:43:52.100 --> 00:43:53.080
چرا این اتفاق افتاد؟

00:43:53.080 --> 00:43:58.328
چرا مقررات زدایی باعث شد که از
دوره ای که سفرهای هوایی بسیار راحت بود

00:43:58.353 --> 00:44:00.890
به دوره ای برسیم که
سفرهای هوایی ناراحت هستند؟

00:44:00.890 --> 00:44:01.155
بله؟

00:44:01.180 --> 00:44:04.881
سودآوری بیشتری دارد که
افراد بیشتری را در هواپیما جا داد

00:44:04.906 --> 00:44:06.490
البته که اینطور است اما
این همیشه صدق میکرده است

00:44:06.696 --> 00:44:08.625
همیشه بیشتر سودآور بوده است که
افراد بیشتری را سوار هواپیما بکنند

00:44:08.650 --> 00:44:11.070
همیشه سودآور بوده است که
به مسافرها چیزهای خوب ندهند

00:44:11.070 --> 00:44:12.080
این موضوع تغییری نکرده است

00:44:12.080 --> 00:44:13.000
چه چیزی تغییر کرده است؟

00:44:13.000 --> 00:44:13.340
بله؟

00:44:13.340 --> 00:44:16.355
رقابت وجود دارد بنابراین مجبور هستند
که بیشتر هزینه هایشان را کاهش دهند

00:44:16.380 --> 00:44:17.253
چی شد؟

00:44:17.253 --> 00:44:18.702
رقابت بیشتری وجود دارد

00:44:18.702 --> 00:44:21.120
بنابراین باید هزینه های خودشان را کاهش دهند

00:44:21.120 --> 00:44:22.300
رقابت بیشتری وجود دارد

00:44:22.300 --> 00:44:24.620
اما پیش از این هم رقابت هایی وجود داشت

00:44:24.620 --> 00:44:25.470
اما شما درست میگویید

00:44:25.470 --> 00:44:26.440
تقریبا بهش رسیدید

00:44:26.440 --> 00:44:27.063
دیگر چه؟

00:44:27.063 --> 00:44:29.945
مصرف کنندگان تمایل به پرداخت هزینه
جای دراز کردن پای بیشتر و دیگر چیزها ندارند

00:44:29.970 --> 00:44:34.705
اساسا قبلا اگر یک مسیر هوایی با
دو شرکت هواپیمایی وجود داشت

00:44:34.730 --> 00:44:35.970
در خیلی از مسیرها گفتم
دو شرکت هوایی وجود داشت

00:44:35.970 --> 00:44:37.320
و میخواستید که رقابت کنید

00:44:37.320 --> 00:44:38.490
چطور رقابت میکردید

00:44:38.490 --> 00:44:40.210
نمیتوانستید از لحاظ قیمتی رقابت کنید

00:44:40.210 --> 00:44:40.668
درسته؟

00:44:40.693 --> 00:44:44.068
اگر ایسترن و پن ام میخواستند روی مسیر
هوای بوستون به نیویورک رقابت میکردند

00:44:44.660 --> 00:44:45.900
نمیتوانستند از لحاظ قیمتی رقابت کنند

00:44:45.900 --> 00:44:46.720
قیمت قانونمند شده بود

00:44:46.720 --> 00:44:50.415
روی تا جای ممکن بهتر کردن چیزهایی
که میتوانستند ارائه کنند رقابت میکردند

00:44:50.487 --> 00:44:53.140
حتی اگر مصرف کنندگان در
واقع ارزشی برایش قائل نبودند

00:44:53.362 --> 00:44:54.681
خوب زمانی که توانستند روی قیمت رقابت کنند

00:44:54.706 --> 00:44:58.625
گفتند که خوب غذای بدرد نخور هواپیمایی
ها برای مصرف کنندگان زیاد اهمیتی ندارد

00:44:58.650 --> 00:45:01.380
حذفش خواهیم کرد و 20
درصد بهای کمتری طلب میکنیم

00:45:01.380 --> 00:45:03.960
و میبینید که این کار را کردند

00:45:03.960 --> 00:45:08.025
جالب اینکه، مسلما همه در مورد
بد بودن هواپیمایی ها غر میزنند

00:45:08.050 --> 00:45:10.394
اما در مورد ارزانیشان غر نمیزنند

00:45:10.419 --> 00:45:13.917
امروزه نسبت به زمانی که من بچه
بودم، پرواز کردن خیلی ارزان است

00:45:13.974 --> 00:45:17.959
در اصل اتفاقی که افتاد این بود که
از رقابت بر سر عوامل غیر قیمتی

00:45:18.000 --> 00:45:19.240
به سمت رقابت بر سر قیمت رفتند

00:45:19.240 --> 00:45:21.392
همیشه فشار رقابتی وجود دارد

00:45:21.570 --> 00:45:22.760
همیشه فشار رقابتی وجود دارد

00:45:22.760 --> 00:45:26.135
فقط قبلا رقابت باید بر سر چیزهایی صورت
میگرفت که مصرف کنندگان دوست نداشتند

00:45:26.160 --> 00:45:28.646
اما به اندازه ای دوست داشتند
که بهتر بود روی آن رقابت کنند

00:45:28.770 --> 00:45:30.130
چون اینطور نبود که اصلا دوستش نداشته باشند

00:45:30.130 --> 00:45:32.725
مسلما کمی دوستش داشتند وگرنه
شرکت ها به خود زحمت نمیدادند

00:45:32.750 --> 00:45:35.250
حالا به سمت نوع بهینه تری از رقابت رفته اند

00:45:35.250 --> 00:45:38.770
که رقابت بر سر قیمت به
جای کمیت ( کیفیت؟) است

00:45:38.770 --> 00:45:39.251
بله؟

00:45:39.251 --> 00:45:41.837
وقتی گفتید که دولت قیمت را قانونمند کرد

00:45:41.862 --> 00:45:44.986
آیا روی سطح بالایی ای نبود که گفتید؟

00:45:45.011 --> 00:45:45.790
نه

00:45:45.790 --> 00:45:48.560
دولت تنها قیمت را قانونمند کرد

00:45:48.560 --> 00:45:51.680
حالا... پس این پیروزی بزرگی برای اقتصاد بود

00:45:51.680 --> 00:45:53.008
باریکلا اقتصاددان ها

00:45:53.033 --> 00:45:54.220
کارمون خیلی خوب بود

00:45:54.220 --> 00:45:57.430
اما روی یک چیز گاف دادیم

00:45:57.430 --> 00:46:00.750
روی یک چیز گاف دادیم که پیشبینی نکردیم

00:46:00.844 --> 00:46:04.839
که باعث شد مقررات زدایی خیلی کمتر
از آنچه فکرش را میکردیم سودمند باشد

00:46:05.287 --> 00:46:08.990
گافی که دادیم روی نظام مرکز و مدار بود

00:46:08.990 --> 00:46:14.432
روی این حقیقت گاف دادیم که
گرچه ساخت هواپیماها نزاع پذیر است

00:46:14.457 --> 00:46:18.200
ساخت جایگاه در فرودگاه ها نزاع پذیر نیست

00:46:18.200 --> 00:46:20.190
که تعداد محدودی جایگاه
در فرودگاه ها وجود دارد

00:46:20.190 --> 00:46:22.840
و ساخت فرودگاهی جدید فوق العاده سخت است

00:46:22.872 --> 00:46:25.172
به جهت مقررات محیط زیستی و دیگر چیزها

00:46:25.351 --> 00:46:29.810
این بدان معنا بود که همچنان انحصاری طبیعی
ای در مورد جایگاه های فرودگاهی وجود داشت

00:46:29.835 --> 00:46:32.945
حتی گرچه انحصار طبیعی زیادی
در خصوص هواپیماها وجود ندارد

00:46:32.970 --> 00:46:36.056
نتیجه اینکه حالا کاری که خطوط هوایی میکنند

00:46:36.081 --> 00:46:41.545
این است که همه را به مرکز فرودگاهی
خود میکشند و بعد به مدار خود پرواز میدهند

00:46:41.570 --> 00:46:46.415
و در نتیجه به خاطر این موضوع
حالا نیمه انحصارهای جدیدی داریم

00:46:46.440 --> 00:46:48.757
بنابراین در مسیرهای الف تا ب
در بسیاری از مسیر های A به B،

00:46:48.782 --> 00:46:50.125
تنها یک شرکت هواپیمایی پرواز میکند

00:46:50.150 --> 00:46:51.670
چون از لحاظ اقتصادی برای آن شرکت توجیه دارد

00:46:51.670 --> 00:46:53.210
چون نقطه الف، مرکز فرودگاهی آن شرکت است

00:46:53.210 --> 00:46:55.460
اما شرکت B نمیتواند وارد
آن مرکز فرودگاهی شود

00:46:55.460 --> 00:46:57.830
نمیتوانند گیتی در آن
مرکز فرودگاهی داشته باشند

00:46:57.830 --> 00:47:01.060
بنابراین در نتیجه عملا نمیتواند
از نقطه الف به ب، پرواز کند

00:47:01.060 --> 00:47:02.940
همسر من اهل مینیاپولیس است

00:47:02.940 --> 00:47:03.960
باید به مینیاپولیس میرفتیم

00:47:03.960 --> 00:47:06.420
شرکت نورث وست انحصار
مسیر مینیاپولیس را در دست داشت

00:47:06.420 --> 00:47:09.420
پس اینطور بود که میتوانستم از
بوستون به لس آنجلس (مسیری دورتر)

00:47:09.444 --> 00:47:12.385
به نصف قیمت بوستون به مینیاپولیس پرواز کنم

00:47:12.519 --> 00:47:16.535
چرا؟ چون شرکت نورث وست کنترل
تمامی جایگاه های مینیاپولیس را در دست داشت

00:47:16.560 --> 00:47:18.790
روی آن منبع انحصار طبیعی داشتند

00:47:18.790 --> 00:47:20.160
و اینجا بود که اقتصاددان
ها به آن دقت نکرده بودند

00:47:20.160 --> 00:47:23.525
بنابراین مقررات زدایی در برخی
بازارها با کلی رقابت، جواب داد

00:47:23.550 --> 00:47:27.180
مثلا بازار مسیر نیویورک به
لس آنجلس خیلی رقابتی است

00:47:27.306 --> 00:47:31.004
در دیگر بازارهایی که در آن مرکز
فرودگاهی طبیعی وجود داشت، جواب نداد

00:47:31.030 --> 00:47:35.590
و بنابراین یک شرکت هواپیمایی
میتوانست کنترل مسیر را به دست بگیرد

00:47:35.590 --> 00:47:37.040
یا چند شرکت هواپیمایی میتوانستند
کنترل مسیر را به دست بگیرند

00:47:37.065 --> 00:47:40.110
و به همین خاطر است که میتوان
اختلافات قیمتی مزحکی را دید

00:47:40.180 --> 00:47:43.485
به همین خاطر است که مثلا میتوانستم
به قمیت 127 دلار تا بالتیمور پرواز کنم

00:47:43.510 --> 00:47:46.420
اما هزینه پرواز به واشنگتن
دی سی، 500 دلار بود

00:47:46.476 --> 00:47:50.640
گرچه با ماشین کمتر از
1 ساعت با هم فاصله دارند

00:47:50.640 --> 00:47:54.425
به این خاطر است که محدودیت جایگاه ها

00:47:54.583 --> 00:47:58.420
میزان رقابتی که میتواند وجود
داشته باشد را محدود کرده است

00:47:58.420 --> 00:48:01.983
بنابراین این یکجورایی مثالی بود از
جاهایی که رقابت میتواند و نمیتواند

00:48:02.008 --> 00:48:04.435
در رابطه با انحصارهای طبیعی، جواب دهد

00:48:04.460 --> 00:48:06.670
بسیارخوب، اجازه بدهید
اینجا بحث را متوقف کنیم

00:48:06.670 --> 00:48:08.690
در روز چهارشنبه بازخواهیم گشت

00:48:08.690 --> 00:48:09.930
و در مورد چندانحصاری صحبت خواهیم کرد

00:48:09.930 --> 00:48:12.550
فرداشب در امتحان موفق باشید

00:48:12.550 --> 00:48:13.400
فرداشب هستش؟

00:48:13.400 --> 00:48:14.430
بله، فردا شب

00:48:14.430 --> 00:48:15.150
موفق باشید

00:48:15.150 --> 00:48:17.030
یه لحظه همه متعجب شدند

00:48:17.030 --> 00:48:18.100
هفته بعد...

00:48:20.750 --> 00:48:23.570
داشتم شوخی میکردم، سرکارتون گذاشتم

00:48:23.570 --> 00:48:24.820
هفته بعد در امتحان موفق باشید

00:48:24.820 --> 00:48:25.880

