WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:02.796
♫ پخش موسیقی ♫
[طراحی فیلم: ساخت دنیایی بی‌همتا]

00:00:06.530 --> 00:00:10.610
وقتی میخواید کسی اون چیزی را که
به همراه ایده اومده را درک کنه

00:00:10.610 --> 00:00:15.290
این کار را با صحبت کردن یا استفاده
از تکنیک نشان دادن و معرفی کردن

00:00:15.290 --> 00:00:17.600
انجام میدهید. (در این تکنیک آموزشی معلم از یه دانش‌آموز میخواهد
(که یه چیزی را به کلاس بیاورد و درمورد آن صحبت کند

00:00:17.600 --> 00:00:22.580
شما از اونا میخواید که در همون
مسیری قرار بگیرند که شما هستید

00:00:22.580 --> 00:00:25.850
و اون مسیر براساس ایده میباشد

00:00:25.850 --> 00:00:31.460
پس برای هر گروه، شما نیاز دارید که
جداگانه اطلاعات در اختیارشان قرار دهید

00:00:31.460 --> 00:00:36.620
و به آن‌ها توضیح دهید که

00:00:36.620 --> 00:00:41.040
به دنبال چی هستید تا اون
ایده‌ها را به واقعیت تبدیل کنید

00:00:41.040 --> 00:00:44.060
به عنوان مثال اگه دارید درمورد
طراحی در فیلم صحبت میکنید

00:00:44.060 --> 00:00:48.230
میتونید درمورد میز
و صندلی صحبت کنید

00:00:48.230 --> 00:00:55.520
و شما درمورد اتاق‌ها، پنجره‌ها
و نور میتونید صحبت کنید

00:00:55.520 --> 00:01:00.000
در مورد چیزهایی که باید در یه
مکان قرار گیرد میتونید صحبت کنید

00:01:00.000 --> 00:01:02.660
در مورد چیزهایی که باید در یه
مکان قرار گیرد میتونید صحبت کنید

00:01:02.660 --> 00:01:07.570
و نحوه‌ی قرار‌گیری آن‌ها و
احساسی که منتقل میکند مثلاً

00:01:07.570 --> 00:01:11.690
آیا در دهه‌ی 40 داستان
داره اتفاق میافته یا 50

00:01:11.690 --> 00:01:14.570
یا خارج از هر بازه‌ی زمانی
مثل فیلم‌های علمی تخیلی

00:01:14.570 --> 00:01:16.880
یا شایدم توی یه مکان عجیب
داره این اتفاق میافته

00:01:16.880 --> 00:01:18.840
و شما این مسئله را
برای اونا وصف می‌کنید

00:01:18.840 --> 00:01:20.730
سپس اونا درکش می‌کنند

00:01:20.730 --> 00:01:22.280
و ممکنه که یه نقشه بکشند

00:01:22.280 --> 00:01:24.740
سپس شما میگید که این نقشه تقریباً درستِ ولی

00:01:24.740 --> 00:01:26.900
این چیز توی نقشه کاملاً درست نیست و

00:01:26.900 --> 00:01:27.920
همچنین این و این

00:01:27.920 --> 00:01:30.530
و سپس اونا بالاخره توی همون مسیری
که شما قرار دارید قرار میگیرند

00:01:30.530 --> 00:01:32.240
این روشی برای هر گروهی صدق می‌کنه

00:01:32.240 --> 00:01:34.280
این روشی برای هر بازیگری صدق می‌کنه

00:01:34.280 --> 00:01:37.880
شما به توضیح دادن ادامه میدید تا
زمانیکه همه منظور شما را کاملاً بفهمند

00:01:37.880 --> 00:01:42.830
«این کار به خاطر این نیست که «<b>من</b>
میخوام که اونا این شکلی باشند

00:01:42.830 --> 00:01:46.250
بلکه به این خاطر که ایده میخواد
که همه‌چیز به این شکل باشه

00:01:47.194 --> 00:01:49.194
[تصور کردن ایده در ذهن]

00:01:51.820 --> 00:01:53.960
وقتی که شما یه ایده بدست
میارید اون را تصور می‌کنید

00:01:53.960 --> 00:01:57.550
پس میدونید که اون ایده چه شکلیه

00:01:57.550 --> 00:02:03.190
و اگه بتونید شروع کنید
به ساخت و بررسی ایده‌ها

00:02:03.190 --> 00:02:06.220
میتونید بر اساس چیزی که در ذهنتون
است یا جوری که ایده به نظر میرسد

00:02:06.220 --> 00:02:08.370
 فیلم را بسازید

00:02:08.370 --> 00:02:12.840
تو این دنیا، شما هم
میتونید صحنه بسازید

00:02:12.840 --> 00:02:15.900
هم میتونید محل
فیلم‌برداری پیدا کنید

00:02:15.900 --> 00:02:20.160
و محل فیلم‌برداری میتونه خیلی نزدیک به
ایده‌ای باشه که شما در ذهنتان دارید

00:02:20.160 --> 00:02:24.600
و از شرایط کافی برخوردار باشه وحتی ممکنه که

00:02:24.600 --> 00:02:27.350
اون محل ایده‌های بیشتری به شما بدهد

00:02:27.350 --> 00:02:31.500
در محل ممکنه که بگید به اون چیز
نگاه کن، ممکنه که به کارمون بیاد

00:02:31.500 --> 00:02:34.840
و سپس ایده‌های بیشتری به ذهنتون میرسه به
واسطه‌ی اون چیزای حاظر در محل فیلم‌برداری

00:02:34.840 --> 00:02:36.690
واقعاً عجیبه که

00:02:36.690 --> 00:02:38.850
یه صحنه‌ی فیلم‌برداری، براساس ایده

00:02:38.850 --> 00:02:41.700
دقیقاً همون چیزی باشه
که شما در ذهنتان دارید

00:02:41.700 --> 00:02:45.390
اما گاهی‌اوقات یه محل
فایده‌های بیشتری نیز دارد

00:02:49.557 --> 00:02:51.557
[فیلم کله پاک‌کن محصول 1977]

00:03:03.610 --> 00:03:12.080
اینا تانکر سوخت‌اند که یه
زمانی زیره زمین بورلی‌سنتر

00:03:12.080 --> 00:03:14.100
وجود داشت

00:03:14.100 --> 00:03:19.590
و این دسته از تانکرهای سوخت

00:03:19.590 --> 00:03:21.220
شکل یه دونات را ایجاد کرده بودند

00:03:21.220 --> 00:03:23.670
که البته از داخل خیابون قابل مشاهده نیست

00:03:23.670 --> 00:03:29.370
این شکل دونات ایجاد شده بود
که اگه یه وقت تانکر ترکید

00:03:29.370 --> 00:03:34.030
فضای خالی بین آن‌ها از منتشر شدن بیش‌ازحد

00:03:34.030 --> 00:03:36.340
سوخت جلوگیری کنه

00:03:36.340 --> 00:03:40.460
پس شما در این دنیا از محل‌های
متفاوتی بازدید می‌کنید

00:03:40.460 --> 00:03:42.850
این مسئله کاملاً شگفت‌انگیزه

00:03:42.850 --> 00:03:46.030
این مکان یه مکان به شدت هنریه

00:03:46.030 --> 00:03:49.240
اینجا یکی از زیباترین مکان‌ها بر روی زمین

00:03:49.240 --> 00:03:51.250
که البته الآن از بین رفته

00:03:51.250 --> 00:03:52.760
یادم نمی‌یاد که چجوری پیداش کاردم

00:03:52.760 --> 00:03:54.380
اما اون روزی که پیداش کردم روز شانسم بود

00:04:01.400 --> 00:04:04.340
من نقشه طراحی میکنم

00:04:04.340 --> 00:04:09.350
ولی این نقشه‌ها نقشه‌های غنی‌ای نیستند

00:04:09.350 --> 00:04:13.160
من نقشه طراحی می‌کنم تا نشون بدم
که میز و صندلی‌ها باید کجا باشه

00:04:13.160 --> 00:04:15.300
و کجاها مردم باید حرکت کنند

00:04:15.300 --> 00:04:17.269
اما هم‌زمان که دارم نقشه طراحی می‌کنم

00:04:17.269 --> 00:04:19.500
با افراد درمورد چیزای مختلف صحبت نیز می‌کنم

00:04:19.500 --> 00:04:21.709
اونا میتونند به نقشه نگاه کنند

00:04:21.709 --> 00:04:22.650
درحالی که چیز زیادی اونجا نیست

00:04:22.650 --> 00:04:26.360
اما اگه چیزایی که گفتم را بیاد
آورند میتونند بروند و کارهای

00:04:26.360 --> 00:04:28.250
لازم را انجام دهند

00:04:28.250 --> 00:04:30.920
!بذارید یه چیز رقت‌انگیز نشونتون بدم

00:04:30.920 --> 00:04:35.440
خیلی خوب، اینجا یه مبل

00:04:35.440 --> 00:04:41.785
و اینجا یه خانومه که درست روی این مبل نشسته

00:04:49.600 --> 00:04:54.120
سپس اون قراره که بلند بشه و بره سمت پنجره

00:04:54.120 --> 00:04:56.430
شما اینجا یه پنجره دارید

00:04:56.430 --> 00:05:00.440
سپس اون قراره که پرده‌ها را بکشه

00:05:00.440 --> 00:05:02.720
پرده‌ها در اینجا هستند

00:05:02.720 --> 00:05:05.750
و این محل مثل یه منطقه‌ی
قدیمی و محروم میمونه

00:05:05.750 --> 00:05:08.540
بنابراین قراره که قرنیز داشته باشه

00:05:08.540 --> 00:05:13.140
قراره که یه لامپ ایستاده اینجا باشه

00:05:13.140 --> 00:05:16.040
و سپس قراره که بیرون را نگاه کنه

00:05:16.040 --> 00:05:19.640
و بعد پیت میاد اینجا

00:05:19.640 --> 00:05:26.020
پشتِ پیت یه در وجود داره

00:05:26.020 --> 00:05:28.690
شکل این در به این صورت
که از بالا بیضوی شکل است

00:05:28.690 --> 00:05:33.510
و در امتداد اینجا یه کاغذ
دیواری قدیمی وجود داره

00:05:33.510 --> 00:05:35.830
پیت وارد میشه
و زنه میچرخه و

00:05:35.830 --> 00:05:38.590
میبینه که پیت یه اسلحه داره

00:05:38.590 --> 00:05:43.650
پس اون اینجاست مثل این و با
اسلحه‌اش زنه را نشونه گرفته

00:05:43.650 --> 00:05:45.060
او وارد شدن پیت را ندید

00:05:49.980 --> 00:05:52.620
،اگه بتونید حرفم را بیاد بیارید
دفعه‌ی بعدی که نقشه را دیدید

00:05:52.620 --> 00:05:53.640
میگید که این چه کوفتیه؟

00:05:54.901 --> 00:05:56.901
[طراحی فیلم تلماسه]

00:06:00.410 --> 00:06:04.340
وظیفه‌ی طراحی تولید را
تونی مستر برعهده داشت

00:06:04.340 --> 00:06:08.900
تونی یه طراح خیلی خیلی
عالی اهل بریتانیا می‌باشد

00:06:08.900 --> 00:06:15.560
یه شب در ونیس رفتم برای قایق سواری

00:06:15.560 --> 00:06:22.130
و این عمارت‌های عجیب از دل دریا پدیدار شد

00:06:22.130 --> 00:06:26.570
مثل این بود که تو یه دنیای دیگه هستم

00:06:26.570 --> 00:06:31.760
و شزوع کردم به صحبت با تونی در رابطه با

00:06:31.760 --> 00:06:35.220
برخی از این معماری‌ها ایتالیایی

00:06:35.220 --> 00:06:42.140
و اون تبدیل شد به زاویه‌ی فیلم‌برداری
در بسیاری از فیلم‌هایی که او طراحی کرد

00:06:42.140 --> 00:06:47.120
همچنین به ابزار و وسایل صحنه نیز تبدیل شد

00:06:47.120 --> 00:06:50.040
وقتی مال این دنیا نیست میتونه هرچیزی باشه

00:06:50.040 --> 00:06:52.230
ولی باید به عنوان یه چیز خاص مطرح بشه

00:06:52.230 --> 00:06:55.550
بنابراین شما یه ایده بدست
می‌آورید که اون چیز چی باشه

00:06:55.550 --> 00:06:57.590
و همون را میسازید

00:06:57.590 --> 00:07:01.890
که البته تو این فیلم
ایده این بود که اون چیز یه ملخ گوشتالو باشه

00:07:01.890 --> 00:07:05.240
شما به یه ملخ نگاه
می‌کنید و بهش جسم می‌بخشید

00:07:05.240 --> 00:07:08.040
و سپس شما به اون چیزی که
میخواید خیلی نزدیک میشوید

00:07:08.040 --> 00:07:10.370
کارلو رمبادی، ملخ را ساخت

00:07:10.370 --> 00:07:12.050
را نیز ساخت ET او

00:07:12.050 --> 00:07:15.890
خیلی از هنرمندان در اصل
خودشان را دارند میسازند

00:07:15.890 --> 00:07:19.640
و Guild Navigator از نظر من
ET

00:07:19.640 --> 00:07:22.715
هر دو شبیه به کارلو رمبادی هستند

00:07:24.914 --> 00:07:26.914
[فیلم تلماسه محصول 1984]

00:07:36.970 --> 00:07:39.605
بستیم IX ما فضا را از نقطه‌ی

00:07:41.155 --> 00:07:43.155
[جک فیسک: طراح تولید]

00:07:46.540 --> 00:07:49.790
جک فیسک بهترین دوستمه

00:07:49.790 --> 00:07:52.250
وقتی کلاس نهمی بودم با جک آشنا شدم

00:07:52.250 --> 00:07:54.900
اولین چیزی که به جک گفتم یه دروغ بود

00:07:54.900 --> 00:07:56.150
ازم پرسید که کلاس چندمی؟

00:07:56.150 --> 00:07:57.410
منم گفتم که کلاس دهمی هستم

00:07:57.410 --> 00:08:02.512
[صدای خنده]
ما تبدیل به دو دوست شدیم به این دلیل که

00:08:02.512 --> 00:08:09.880
از چهار هزار نفری که تو مدرسه‌یمان
بودند جزء معدود افرادی بودیم

00:08:09.880 --> 00:08:12.640
 که میخواستیم نقاش شیم

00:08:12.640 --> 00:08:17.560
ما چهارتا کارگاه نقاشی مختلف داشتیم

00:08:17.560 --> 00:08:20.830
که بعد از دبیرستان در آن کار می‌کردیم

00:08:20.830 --> 00:08:25.450
سپس با هم به فیلادلفیا رفتیم

00:08:25.450 --> 00:08:28.450
و در دانشگاه هنرهای عالی
پنسیلوانیا درس خوندیم

00:08:28.450 --> 00:08:35.659
و یکی از چهار همسر
سابقم، مری خواهر جک بود

00:08:35.659 --> 00:08:39.770
پس جک هم بهترین دوستم و هم فامیلمه

00:08:39.770 --> 00:08:47.470
و ما یه زندگی هنری را با یکدیگر سپری کردیم

00:08:47.470 --> 00:08:50.150
که به شدت مهمه

00:08:50.150 --> 00:08:52.570
ما در فیلم جاده مالهالند
با هم دیگه کار کردیم

00:08:52.570 --> 00:08:55.820
و جک به یه طراح تولید برجسته تبدیل شد

00:08:55.820 --> 00:08:58.970
جک هم در جاده مالهالند
و هم در داستان استرایت

00:08:58.970 --> 00:09:02.190
وظیفه‌ی طراحی تولید را بر عهده داشت

00:09:02.190 --> 00:09:05.740
و خواهرش هم در فیلم داستان
استرایت نقش آفرینی کرد

00:09:05.740 --> 00:09:12.440
کار خاصی نمیشه انجام داد مگر اینکه

00:09:12.440 --> 00:09:16.700
اونا یه ایده‌‍ای به شما
بدهند که باعث شه شما بگید

00:09:16.700 --> 00:09:19.920
این یه ایده‌ی محشره

00:09:19.920 --> 00:09:23.960
و میتونه تبدیل به فیلم شه

00:09:23.960 --> 00:09:28.460
یا اینکه اونا اینقدر زیبا ایده
را به واقعیت تبدیل میکنند که

00:09:28.460 --> 00:09:31.530
که شما نمی‌تونید تصور حتی کنید
که از این بهتر هم میشه درش آورد

00:09:31.530 --> 00:09:35.660
و این اتفاقی که طی همکاری با جک اتفاق افتاد

00:09:35.660 --> 00:09:41.510
:ولی این غلطِ که بگیم

00:09:41.510 --> 00:09:44.210
جک، تو هرکاری که دلت
.بخواد را داری انجام میدی

00:09:44.210 --> 00:09:45.710
و فلان گروه، هر ابزار صحنه‌ای

00:09:45.710 --> 00:09:47.540
که دلتون می‌خواد برام بیارید

00:09:47.540 --> 00:09:49.730
و شما بچه‌ها اون لباسا را بیارید

00:09:49.730 --> 00:09:52.280
همه‌چیز باید با نظر من سازگار باشه

00:09:52.280 --> 00:09:54.510
این کار دوامی نخواهد داشت

00:09:54.510 --> 00:09:58.280
این کار مصالحه‌آمیز نیست

00:09:58.280 --> 00:10:05.330
و یه همکاری دوطرفه محسوب نمی‌شود

00:10:05.330 --> 00:10:08.870
و در حکم عملی برای خودپروری
کارگردان محسوب نمیشود

00:10:08.870 --> 00:10:12.620
این مسئله درمورد این
که به ایده وفادار باشید

00:10:12.620 --> 00:10:15.660
چرا نباید بخواهید که
به ایده وفادار باشید؟

00:10:15.660 --> 00:10:19.348
چرا باید بخواهید که کلی چیز
بی‌ربط تو فیلمتون قرار گیرد

00:10:19.348 --> 00:10:21.140
و چنین چیزی انسجام نخواهد داشت

00:10:28.080 --> 00:10:30.000
وقتی شما دارید دنبال یه
محل فیلم‌برداری می‌گردید

00:10:30.000 --> 00:10:32.430
وقتی شما دارید دنبال یه
محل فیلم‌برداری می‌گردید

00:10:32.430 --> 00:10:37.080
شما قطعاً دنبال محلی میگردید
که کاملاً مطابق با ایده‌ای که

00:10:37.080 --> 00:10:40.350
در ذهنتون دید، باشد

00:10:40.350 --> 00:10:45.600
قبل از اینکه برید بیرون و شروع کنید
به گشتن، کلی عکس را بررسی میکنید

00:10:45.600 --> 00:10:50.040
اگر عکس‌ها دربردارنده‌ی
چیزی باند که شما میخواهید

00:10:50.040 --> 00:10:53.410
اونوقت باید برید به محل
واقعی و آن را ببینید

00:10:53.410 --> 00:10:58.460
و ببینید که آیا با
ایده مطابقت دارد یا خیر؟

00:10:58.460 --> 00:11:01.880
من میتونم خیلی سریع بگم که

00:11:01.880 --> 00:11:03.500
یه محل آیا به کارم میاد یا نه

00:11:03.500 --> 00:11:06.680
اگر ایده بگه فلان چیز باید این جوری باشه

00:11:06.680 --> 00:11:10.280
اون‌وقت شما سعی میکنید که اون چیزی
را پیدا کنید که مطابق با ایده است

00:11:10.280 --> 00:11:14.180
و شما یه چیزی می‌بینید مثل

00:11:14.180 --> 00:11:19.220
خانه‌ی پیت دیتون در فیلم بزرگراه گمشده

00:11:19.220 --> 00:11:20.960
جاده‌ی اختصاصی اونا در سمت چپ بود

00:11:20.960 --> 00:11:21.890
در هم همانجا بود

00:11:21.890 --> 00:11:23.820
اتاق نشیمنی که شما درش وارد میشید

00:11:23.820 --> 00:11:27.380
در سمت راست یه راهرو بود
که به اتاق خواب منتهی میشه

00:11:27.380 --> 00:11:30.000
و آشپزخانه اونجا بود

00:11:30.000 --> 00:11:30.560
و آشپزخانه اونجا بود

00:11:30.560 --> 00:11:33.560
زمانیکه شما ایده‌ای را تصور میکنید

00:11:33.560 --> 00:11:37.160
حرکات نیز قسمتی از آن ایده‌اند

00:11:37.160 --> 00:11:41.120
بنابراین شما سعی میکنید
که مکانی را بدست بیارید

00:11:41.120 --> 00:11:43.520
که مثل ایده‌یتان است

00:12:15.090 --> 00:12:18.750
کُری مجری صحنه است

00:12:18.750 --> 00:12:24.370
با بررسی چهرش در میابید
که چهرش خیلی خیلی زیباست

00:12:24.370 --> 00:12:25.620
پس مار فتیم به این محل

00:12:28.390 --> 00:12:33.730
فکر کنم که اون بالکن را
احتمالاً اون بالا دیدم

00:12:33.730 --> 00:12:36.130
نمیدونم که چی باعث شد ولی

00:12:36.130 --> 00:12:41.120
من گفتم کُری بیا اینجا

00:12:41.120 --> 00:12:44.570
و من تازه شروع کردم به توجه کردن به صورتش

00:12:44.570 --> 00:12:46.070
و اون گفت چیه؟

00:12:46.070 --> 00:12:47.900
بهش گفتم که دلم میخواد تو این فیلم باشی

00:12:47.900 --> 00:12:49.880
گفت: نه، نه، دلم نمی‌خواد بازی کنم

00:12:49.880 --> 00:12:51.830
...و سپس من گفتم: کُری

00:12:51.830 --> 00:12:53.930
و سپس من طراح لباس را گیر آوردم

00:12:53.930 --> 00:12:58.760
و سعی کردم که در مورد این
لباس و بقیه‌ی چیزا صحبت کنم

00:12:58.760 --> 00:13:00.290
که خیلی زود کُری ظاهر شد

00:13:00.290 --> 00:13:03.000
و واقعاً زیبا بود

00:13:03.000 --> 00:13:06.550
و اون تو خط نهایی فیلم بود

00:13:10.050 --> 00:13:11.980
ایده یه دفعه‌ای ظاهر شد

00:13:11.980 --> 00:13:15.220
چجوری میشه برای این چیزا
پایان‌بندی پیدا کرد؟

00:13:15.220 --> 00:13:16.890
یه دفعه‌ای اتفاق میافته دیگه

00:13:16.890 --> 00:13:17.890
سیلن‌سیو

00:13:27.678 --> 00:13:29.678
[بزرگراه گمشده محصول 1997]

00:13:31.940 --> 00:13:34.820
طراح تولید پتی نوریس بود

00:13:34.820 --> 00:13:38.240
که اومد پیشم و گفت: دیوید

00:13:38.240 --> 00:13:42.480
اونا میخواند این کلبه را خراب کنند

00:13:42.480 --> 00:13:48.890
اومدم پیشت تا مطمئن شم
کارت با کلبه تمام شده

00:13:48.890 --> 00:13:51.350
و باید خرابش کرد یا نه

00:13:51.350 --> 00:13:56.350
من گفتم که بذار در موردش فکر کنم

00:13:56.350 --> 00:13:59.230
خرابش نکنید

00:13:59.230 --> 00:14:02.960
ولی اون این کار راشروع کرده بود

00:14:02.960 --> 00:14:07.640
منم رفتم دم تریلر گری دی‌امیکو

00:14:07.640 --> 00:14:10.540
گری متخصص جلوه‌های ویژه است

00:14:10.540 --> 00:14:18.760
و گفتم: گری میتونی این کلبه را منفجر کنی

00:14:18.760 --> 00:14:21.880
سپس گری مشغول کار شد

00:14:21.880 --> 00:14:24.630
به پتی گفتم که ما قراره کلبه را منفجر کنیم

00:14:24.630 --> 00:14:27.600
نتنها قرار بود که کلبه را منفجر کنیم

00:14:27.600 --> 00:14:30.150
بلکه قرار بود که به صورت
معکوس ازش فیلم‌برداری کنیم

00:14:30.150 --> 00:14:32.640
که البته این حالت زیباتر بود

00:14:32.640 --> 00:14:38.610
از اون جایی که گری وسایل لازم
برای منفجر کردن کلبه را نداشت

00:14:38.610 --> 00:14:42.960
ایده‌ی استفاده از بالونی که
حامل گازولین و سایر چیزا بود

00:14:42.960 --> 00:14:45.350
به ذهنش رسید

00:14:45.350 --> 00:14:47.540
انفجار ملایم بود

00:14:47.540 --> 00:14:52.690
ملایم و متفاوت از چیزی که
قرار بود باشد، ایجاد شد

00:14:52.690 --> 00:15:00.000
باد و غبار و انفجار ملایم واقعاً زیبا بود

00:15:00.000 --> 00:15:00.140
باد و غبار و انفجار ملایم واقعاً زیبا بود

00:15:00.140 --> 00:15:02.870
فکر کنم که سه تا دوربین داشتند
از انفجار فیلم‌برداری میکردند

00:15:02.870 --> 00:15:08.210
و واقعاً شگفت‌انگیز بود

00:15:08.210 --> 00:15:11.875
و ایده‌ی این کار از سوال میخواید
خرابش کنید یا نه به وجود امد

00:15:19.350 --> 00:15:22.500
در حین کار نیز ممکن است
که ایده به ذهنتون برسه

00:15:22.500 --> 00:15:28.590
و بعد شما میگید که
انجام اون به شدت نیاز

00:15:28.590 --> 00:15:30.002
و این ایده داستان را تغییر میده

00:15:30.002 --> 00:15:31.710
وقتی که انفجار رخ داد

00:15:31.710 --> 00:15:33.850
اونجا یه مکان شگفت‌انگیزه

00:15:33.850 --> 00:15:36.810
ایده بر هر هنری تاثیر میذاره

00:15:36.810 --> 00:15:40.380
و یه حس خاص را منتقل میکنه

00:15:40.380 --> 00:15:45.090
و یه حس خاص و یه نوع
تفکر خاص را منتقل میکنه

00:15:45.090 --> 00:15:50.100
و این یه ایده‌ی شگفت‌انگیز بود

00:15:50.100 --> 00:15:51.760
که شکل گرفت

00:16:13.714 --> 00:16:15.710
جیمز

00:16:15.710 --> 00:16:17.207
اونا دارند سراغت را میگیرند

00:16:17.207 --> 00:16:20.720
بعداً باهاشون صحبت میکنم

00:16:20.720 --> 00:16:24.470
داستان‌های زیادی وجود
دارند که با این صحنه‌ی خاص

00:16:24.470 --> 00:16:25.970
ارتباط دارند

00:16:25.970 --> 00:16:30.950
خیلی سرد بود و من رفتم به یه
فروشگاه ورزشی که در فضای باز بود

00:16:30.950 --> 00:16:32.120
و لباس گرفتم

00:16:32.120 --> 00:16:34.190
فروشنده گفت: با این لباس‌ها

00:16:34.190 --> 00:16:37.670
میتونی حتی در قطب شمال هم گرم بمونی

00:16:37.670 --> 00:16:40.220
من توی اون لباس‌ها داشتم یخ میزدم

00:16:40.220 --> 00:16:43.580
سرما به استخونام رسیده بود

00:16:43.580 --> 00:16:47.090
ما داشتیم این صحنه را فیلم‌برداری میکردیم

00:16:47.090 --> 00:16:54.970
و زمان این بود که بریم سر
فیلم‌برداری از نماهای نزدیک

00:16:54.970 --> 00:16:59.840
و رفتیم به محل

00:16:59.840 --> 00:17:04.670
جیمز و دانا داشتند
میلرزیدند و خیلی سردشون بود

00:17:04.670 --> 00:17:06.560
و داشت آب بینی‌شون پایین می‌آمد

00:17:06.560 --> 00:17:08.990
دماغشون قرمز شده بود

00:17:08.990 --> 00:17:15.020
و مسخره بود که بخوایم
نماهای نزدیک را در این

00:17:15.020 --> 00:17:17.750
شب با این آب و هوا
فیلم‌برداری کنیم

00:17:17.750 --> 00:17:23.079
پس فیلم‌برداری را متوقف
کردیم و رفتیم خونه

00:17:23.079 --> 00:17:26.890
روز بعد، از خواب بیدار شدیم

00:17:26.890 --> 00:17:29.990
دو متر برف رو زمین نشسته بود

00:17:29.990 --> 00:17:34.100
بنابراین تمام کارهایی که قرار
بود اون روز انجام بدیم را

00:17:34.100 --> 00:17:36.470
نتونستیم انجام بدیم

00:17:36.470 --> 00:17:41.540
و بعد پتی با یه ایده به

00:17:41.540 --> 00:17:44.460
محل کارم اومد

00:17:44.460 --> 00:17:49.320
و در طبقه‌ی دوم در کنار
پلکان یه محوطه‌ی بتنی بود

00:17:49.320 --> 00:17:51.330
ما تموم پنجره‌ها را باز کردیم

00:17:51.330 --> 00:17:53.140
و تعدادی درخت آوردیم داخل

00:17:53.140 --> 00:17:56.340
(و ما میتونستیم نماهای نزدیک (کلوزآپ
را اونجا فیلم‌برداری کنیم

00:17:56.340 --> 00:17:58.740
اونقدر سرد بود که میشد
نفس کشیدنشون را دید

00:17:58.740 --> 00:18:00.000
و صحنه‌ی زیبایی میشد

00:18:00.000 --> 00:18:00.150
و صحنه‌ی زیبایی میشد

00:18:00.150 --> 00:18:07.250
و ما همونجا در محیط بسته و در طول روز
در مقابل دو درخت بریده فیلم‌برداری کردیم

