WEBVTT

00:00:03.445 --> 00:00:07.976
کار و کاسبی نویسنده‌بودن

00:00:08.211 --> 00:00:13.968
چاپ شدن کتاب

00:00:14.063 --> 00:00:20.133
چیزی که واقعا می‌خواین بدونین اینه که
چجوری نسخه‌ی دست‌نویس درخشان‌تون رو

00:00:20.812 --> 00:00:22.703
تبدیل به یک کتاب کنین

00:00:23.016 --> 00:00:28.750
بقیه از طریق اون کتاب برای شما درآمدی
کسب کنن

00:00:28.775 --> 00:00:31.227
تا بتونین کتاب دیگه‌ای بنویسین

00:00:32.000 --> 00:00:38.109
و تو دنیایی که امروز زندگی می‌کنیم
راه‌های مختلفی برای این کار هست

00:00:38.500 --> 00:00:41.328
می‌تونین مدیر برنامه بگیرین

00:00:41.422 --> 00:00:43.617
مثل رابطه‌ی مرغ و تخم‌مرغه

00:00:44.188 --> 00:00:46.906
اگه کتاب چاپ‌شده داشته باشین مدیر برنامه
گیر میارین

00:00:46.984 --> 00:00:51.671
اگه مدیر برنامه داشته باشین
می‌تونین کتاب‌تون رو چاپ کنین

00:00:51.719 --> 00:00:57.047
ولی اگه نقطه‌ی ورودی برای شما وجود نداشته
باشه چی؟

00:00:57.297 --> 00:01:03.016
البته همیشه گزینه‌ی انتشار کار خود
از طریق اینترنت وجود داره

00:01:03.211 --> 00:01:08.664
راه دیگه هم فرستادن نسخه‌ی دست‌نویس‌تون
برای مجله‌های ادبیه

00:01:08.689 --> 00:01:12.133
هرچند همیشه غرق در نوشته‌هایی هستن
که براشون فرستاده شده

00:01:12.438 --> 00:01:17.555
پس آسون نیست و بیاین روراست باشیم
بخشیش به شانس بستگی داره

00:01:18.695 --> 00:01:23.133
اتفاقی توی زمان و مکان درستی قرار دارین

00:01:23.250 --> 00:01:29.328
کتاب‌تون اتفاقا دست روی موضوعی گذاشته
که مردم بهش واکنش نشون می‌دن

00:01:29.547 --> 00:01:33.484
شاید مطلبی که اخیرا تو مجله‌ی نیویورکر
منتشر کردین باعث چاپ کتاب‌تون بشه

00:01:34.313 --> 00:01:37.898
و یهو قرارداد چاپ کتاب می‌گیرین

00:01:37.961 --> 00:01:43.602
مسئله‌ی مدیر برنامه‌ها

00:01:44.039 --> 00:01:46.445
چجوری مدیر برنامه پیدا کنیم؟

00:01:47.250 --> 00:01:51.883
خب
مدیر برنامه‌های پیر هستن

00:01:52.477 --> 00:01:55.266
مدیر برنامه‌های مسن
و مدیر برنامه‌های جوون

00:01:55.461 --> 00:01:59.602
ولی بین اینا باید اونی رو انتخاب کنین
که شما رو دوست داره

00:01:59.852 --> 00:02:04.945
شاید یکی بخواد با شما کار کنه که به قول
خودشون شما رو به کلکسیون اسطبل‌شون اضافه کنه

00:02:05.156 --> 00:02:08.172
شاید الزاما اونی نباشه که شما می‌خواین

00:02:08.422 --> 00:02:11.945
یکی ممکنه بخواد با شما کار کنه که به فروش
سریع برسه

00:02:11.970 --> 00:02:14.976
و وقتی به اون فروش سریع نرسه

00:02:15.242 --> 00:02:20.266
می‌بینین که دیگه خیلی سریع به ایمیل‌هاتون
جواب نمی‌ده

00:02:20.727 --> 00:02:23.555
احتمالا این یکی رو هم نمی‌خواین

00:02:24.156 --> 00:02:29.555
از کجا می‌فهمین اون آدم خاص کیه؟

00:02:31.086 --> 00:02:33.492
یه جورایی مثل داستان فیلم وردها

00:02:33.883 --> 00:02:37.203
اونا باید شما رو دوست داشته باشن
شما باید اونا رو دوست داشته باشین

00:02:37.367 --> 00:02:42.031
حداقل به اندازه‌ای که رابطه‌ی کاری
خوبی بین‌تون شکل بگیره

00:02:42.555 --> 00:02:46.195
پس نباید برای اونا فقط یه کالا باشین

00:02:46.633 --> 00:02:50.313
ولی دوست صمیمی‌شون هم نباید باشین

00:02:51.086 --> 00:02:58.055
فکر می‌کنم الان به نحوی از وقتی من بیست و چند
ساله بودم و می‌خواستم شروع کنم سخت‌تر شده

00:02:58.080 --> 00:03:01.805
چون اون زمان افراد زیادی نمی‌خواستن
نویسنده بشن

00:03:02.234 --> 00:03:07.719
در حالی که الان عده‌ی زیادی می‌خوان
و حتی می‌تونن برن کلاس نویسندگی

00:03:07.766 --> 00:03:13.742
یا دوره‌های آنلاین شرکت کنن که
بهشون کمک کنه این کار رو بکنن

00:03:14.203 --> 00:03:19.813
به نظر من یک فرمول مخفی واحد وجود نداره
که باعث بشه این اتفاق براتون بیافته

00:03:19.945 --> 00:03:23.016
زمان و مکان، لحظه‌ی درستش، شانس

00:03:25.016 --> 00:03:28.305
ارتباط برقرار کردن با کسی که واقعا
بفهمه چه کار کردین

00:03:28.930 --> 00:03:31.852
بتونه ارزش کاری که کردین رو ببینه

00:03:32.398 --> 00:03:36.484
این‌ها همه متغیر هستن

00:03:37.445 --> 00:03:43.977
و هیچ راه مطمئنی برای اینکه حتما
این اتفاق بیافته وجود نداره

00:03:44.219 --> 00:03:50.125
بدونین چطور درباره‌ی کتاب‌تون
صحبت کنین

00:03:50.312 --> 00:03:56.640
چقدر مهمه که بتونین به طرز هوشمندانه‌ای
درباره‌ی کتاب‌تون صحبت کنین؟

00:03:58.820 --> 00:04:01.922
من اول این جریان تو چنین موقعیتی بودم

00:04:02.172 --> 00:04:06.367
پس برمی‌گردم به جایی که به خودتون میاین
و می‌بینین مهمون یه برنامه‌ی رادیویی شدین

00:04:06.563 --> 00:04:10.172
و مجری به شما می‌گه هنوز کتابت رو نخوندم
نمی‌خوام هم که بخونم

00:04:10.719 --> 00:04:13.617
اصلا چرا باید کسی زحمت خوندن کتابت رو
به خودش بده؟

00:04:14.148 --> 00:04:15.531
شما بودین چی می‌گفتین؟

00:04:17.344 --> 00:04:22.578
احتمالا دیگه تو همچین موقعیتی 
قرار نمی‌گیرین

00:04:22.603 --> 00:04:26.766
چون فکر نمی‌کنم مردم دیگه اینقدر نسبت به
نویسنده‌ها پرخاشگر باشن

00:04:26.791 --> 00:04:30.586
اگه اصلا به برنامه‌شون دعوتش کنن
اونقدر بی‌ادبانه باهاش صحبت نمی‌کنن

00:04:30.797 --> 00:04:35.922
ولی تا مدتی اینجوری بود به خصوص اگه
خیلی ببخشید، زن بودین

00:04:36.555 --> 00:04:41.211
خیلی پیش میاد که مجری وقت نکرده باشه
کتاب شما رو بخونه

00:04:41.430 --> 00:04:44.750
و اگه حرفه‌ای باشن خودشون به این موضوع
اعتراف می‌کنن

00:04:44.820 --> 00:04:46.313
سعی نمی‌کنن پنهانش کنن

00:04:46.422 --> 00:04:52.766
و شما بهشون می‌گین فقط همین سه چهار تا
سؤال رو از من بپرس، مشکلی پیش نمیاد

00:04:53.141 --> 00:04:55.883
کارگاه‌هایی هم وجود داره که یاد می‌دن
چجوری اثرتون رو ارائه بدین

00:04:56.102 --> 00:04:58.828
و یه عده برای این کار راهنمایی‌تون می‌کنن

00:04:59.078 --> 00:05:02.703
بهتون یاد می‌دن چجوری جلوی میکروفن 
صحبت کنین

00:05:03.133 --> 00:05:07.906
بهتون یادآوری می‌کنن که باید یه ساعت مچی
با اعداد درشت داشته باشین

00:05:08.172 --> 00:05:12.016
و بیشتر از زمان‌تون صحبت نکنین

00:05:12.531 --> 00:05:15.836
چون اگه این کار رو بکنین وقت نویسنده‌ی
دیگه‌ای رو می‌گیرین

00:05:15.953 --> 00:05:19.305
خیلی وقت‌ها باعث عدم محبوبیت خودتون می‌شین

00:05:21.547 --> 00:05:27.703
پس همه‌ی این چیزا رو می‌شه یاد گرفت
و در موردشون مطالعه کرد

00:05:28.102 --> 00:05:32.781
و اگه نویسنده‌ی زن هستین
با دامن خیلی کوتاه روی صحنه نرین

00:05:33.023 --> 00:05:34.445
فقط محض احتیاط می‌گم

00:05:34.727 --> 00:05:37.523
اگه می‌خواین مردم به اثرتون توجه کنن

00:05:37.750 --> 00:05:43.602
تحمل نقدها

00:05:44.000 --> 00:05:46.039
بیلبوردها رو باور نکنین

00:05:46.711 --> 00:05:48.219
خوب یا بد

00:05:48.586 --> 00:05:51.125
این‌ها فقط نظرات یه عده است

00:05:51.750 --> 00:05:58.547
اگه فکر می‌کنین آدم خاصی از شما بدش میاد
و همیشه نقد بدی برای کتاب‌های شما می‌نویسه

00:06:00.367 --> 00:06:03.266
می‌تونین ازشون بپرسین چرا اینقدر
رو شما کلیک کردن

00:06:05.141 --> 00:06:11.133
نقدهای زیادی خوندم ولی منتقد حرفه‌ای نیستم
برای همین نقد بد نمی‌نویسم

00:06:11.414 --> 00:06:16.258
فقط زمانی برای کتابی نقد می‌نویسم
که اولا ازش لذت برده باشم

00:06:16.283 --> 00:06:18.641
و دوما حرفی درباره‌ش داشته باشم

00:06:18.666 --> 00:06:23.352
چون ممکنه از کتابی خیلی لذت ببرین
ولی حرف خاصی برای زدن نداشته باشین

00:06:23.469 --> 00:06:25.945
چجوری با نقدهای بد مواجه می‌شین؟

00:06:26.125 --> 00:06:32.133
فکر می‌کنم وقتی جوون‌تر باشین این نقدها
مثل خاری به قلب‌تون فرو می‌ره

00:06:32.266 --> 00:06:35.945
چون فکر می‌کنین شاید تا حدی حق با اونا باشه

00:06:36.180 --> 00:06:38.969
یا احساس می‌کنین خیلی بدنام‌تون کردن

00:06:39.414 --> 00:06:46.273
به نظرم یه اپلیکیشن مراقبه‌ی بودایی
تو گوشی‌تون خیلی می‌تونه کمک کنه

00:06:46.719 --> 00:06:48.422
زمان می‌گذرد

00:06:48.609 --> 00:06:50.070
مانند اثر قطره‌ای بر آب

00:06:50.180 --> 00:06:51.773
محو خواهد شد

00:06:51.852 --> 00:06:54.789
یه آدمی تو انگلستان حرف خیلی زیرکانه‌ای
زده بود که می‌گفت

00:06:54.984 --> 00:06:58.539
تنها کسی که تمام نقدهای منفی شما رو می‌بینه
خود شما هستین

00:06:58.648 --> 00:07:01.227
شما و تا حدی ناشر شما

00:07:01.672 --> 00:07:06.867
قانونش اینه که اگه نقد مثبت باشه
ناشر به خودش می‌گیره

00:07:06.892 --> 00:07:09.109
و اگه نقد منفی باشه تقصیر شماست

00:07:09.328 --> 00:07:16.289
کتاب خوبی هست که می‌تونین بخونین به اسم
سرافکندگی: نویسنده‌ها و شرم عمومی‌شان

00:07:16.539 --> 00:07:21.093
که توش نویسنده‌ها درباره‌ی اتفاقات وحشتناکی
که جلوی همه سرشون اومده نوشتن

00:07:21.578 --> 00:07:27.867
وقتی اون رو بخونین می‌فهمین هر بلایی سرتون
بیاد نمی‌تونه به بدی اونا باشه

00:07:28.758 --> 00:07:33.688
فکر می‌کنم داستان موردعلاقه‌م مربوط به
شاعری بود که کتاب نازکش تازه چاپ شده بود

00:07:33.713 --> 00:07:37.412
قرار بود تو یه کتاب‌فروشی بخش‌هایی از
کتابش رو برای مردم بخونه

00:07:37.437 --> 00:07:39.670
ولی شاید کلا سه نفر حاضر شده بودن

00:07:40.084 --> 00:07:43.186
تمام مدت احساس می‌کرده که بهش بی‌توجهی شده

00:07:43.295 --> 00:07:47.537
یه دسته کتاب می‌بینه که بالاشون نوشته
حراج کتاب‌های دست دوم

00:07:47.748 --> 00:07:51.577
در کمال تعجبش می‌بینه کتاب تازه منتشرشده‌ی
خودش هم اونجاست

00:07:52.178 --> 00:07:54.920
از روی کنجکاوی کتاب رو برمی‌داره و بازش
می‌کنه

00:07:55.045 --> 00:07:57.256
و روی صفحه‌ی اول نوشته

00:07:57.389 --> 00:08:00.044
تقدیم به مامان و بابا
با عشق

00:08:00.069 --> 00:08:01.045
اسم خودش

00:08:01.866 --> 00:08:04.733
پدر و مادرش کتابش رو داده بودن به حراجی
دست دوم

00:08:07.537 --> 00:08:10.577
پس برای شما به این بدی که نمی‌شه

00:08:10.639 --> 00:08:14.084
و می‌تونین با خوندن این کتاب تا حدی
به خودتون دلگرمی بدین

00:08:14.631 --> 00:08:20.873
نکته‌ای درباره‌ی رمان دوم

00:08:21.022 --> 00:08:27.037
فرض کنین اولین رمان‌تون نسبتا موفق
یا خیلی موفق شده

00:08:27.264 --> 00:08:32.819
کار بعدی‌تون اینه که از مانع رمان دوم
رد بشین

00:08:33.248 --> 00:08:37.030
که معمولا کار سختیه به خصوص وقتی
جوون باشن

00:08:37.584 --> 00:08:45.381
چون منتقدها و ناشرها انتظار دارن
نسخه‌ی دیگه‌ای از همون چیزی که نوشتین بدین

00:08:46.944 --> 00:08:49.209
ممکنه احساس کنین میلی به انجام این کار 
ندارین

00:08:49.365 --> 00:08:53.959
یک بار تو ایرلند به مسافرخونه‌ای 
رفته بودیم که صبحونه هم می‌دادن

00:08:53.984 --> 00:08:55.514
و صبحونه‌ش خیلی خوب بود

00:08:55.539 --> 00:08:57.991
برای همین گفتیم صبحونه‌تون خیلی خوب بود

00:08:58.100 --> 00:09:00.366
مرد صاحب اونجا گفت قبلا سرآشپز بودم

00:09:00.655 --> 00:09:02.881
گفتیم کجا سرآشپز بودی؟

00:09:02.906 --> 00:09:05.038
اسم یک رستوران تو شهر رو آورد

00:09:05.063 --> 00:09:07.233
گفتیم دیشب اونجا شام خوردیم

00:09:07.258 --> 00:09:09.413
گفت شام‌شون چطور بود؟

00:09:09.716 --> 00:09:11.482
گفتیم خوب بود بد نبود

00:09:11.507 --> 00:09:16.397
گفت هر کسی می‌تونه یک بار شام خوب بپزه

00:09:18.006 --> 00:09:22.639
پیام این داستان به نویسنده‌ای که
اولین رمانش موفق بوده اینه که

00:09:22.850 --> 00:09:24.616
حالا دوباره همین کار رو بکن

00:09:24.883 --> 00:09:28.164
و وقتی این کار رو کردی
دوباره بکن

