WEBVTT

00:00:03.664 --> 00:00:07.921
رمان و شن‌های روان ژانر

00:00:08.133 --> 00:00:12.063
مگه رمان چیه بجز داستان؟

00:00:12.516 --> 00:00:15.617
اگه فقط ایده بودن، دیگه رمان نمی‌شدن

00:00:15.680 --> 00:00:19.601
می‌شدن اثر فلسفی یا یه چیز دیگه مثل این

00:00:19.805 --> 00:00:21.633
ولی رمان نمی‌شدن

00:00:21.789 --> 00:00:29.843
و رمان همیشه درباره‌ی مردمه حتی اگه 
مثل کتاب تپه‌ی واترشیپ مردم خرگوش باشن

00:00:29.868 --> 00:00:31.148
باز هم رمانه

00:00:31.375 --> 00:00:35.320
کاراکترهامون خرگوش ان
ولی در واقع آدم ان

00:00:35.345 --> 00:00:42.289
احساساتی مثل آدم‌ها دارن، مکالمه می‌کنن
و فعالیت‌هایی مثل آدم‌ها دارن

00:00:42.672 --> 00:00:50.414
ارباب حلقه‌ها انسان هم داره، ولی بقیه‌ی
کاراکترها چیزایی هستن مثل درخت‌های سخنگو

00:00:51.141 --> 00:00:55.000
ارک‌ها، نازگول‌ها و اینجور چیزها

00:00:55.156 --> 00:01:01.328
ولی اساسا کاراکترهای توی داستان هستن
و رمان هم همینه

00:01:01.555 --> 00:01:07.445
از زمان پیدایش فرم رمان، خاصیت این فرم این
بوده که بی‌نهایت انعطاف‌پذیره

00:01:07.773 --> 00:01:11.492
اینه که چندریختیه
شکل‌های مختلفی به خودش گرفته

00:01:11.625 --> 00:01:15.359
مردم همیشه نظریه‌های جدیدی درباره‌ی رمان
ارائه می‌دن

00:01:15.484 --> 00:01:18.313
یا نظریه‌های جدیدی درباره‌ی انواع جدیدی از
رمان

00:01:18.477 --> 00:01:24.320
یا کارایی مثل نوشتن رمانی که توش حرف
a وجود نداره

00:01:25.914 --> 00:01:30.258
مردم همیشه به این سمت می‌کشنش
به اون سمت می‌کشنش

00:01:30.283 --> 00:01:34.367
از هم جداش می‌کنن، باهاش آزمایش می‌کنن
اعلام می‌کنن مرده

00:01:34.461 --> 00:01:41.672
اینقدر شکلش رو عوض کرده که دیگه نمی‌دونیم
چه فرم جدیدی ممکنه پیدا بشه

00:01:42.070 --> 00:01:47.242
و این یکی از خصوصیات خوب درباره‌ی این
چیزیه که ما بهش می‌گیم رمان

00:01:47.267 --> 00:01:49.828
یعنی روایت‌های نثر طولانی

00:01:50.086 --> 00:01:55.641
که اشعار حماسی قرون وسطی نیست

00:01:55.727 --> 00:01:59.063
یا هر چیزی که قبل از رمان بوده

00:01:59.140 --> 00:02:01.296
باید کاراکتر داشته باشن و رخداد

00:02:01.641 --> 00:02:07.102
و تو این فرم تقریبا هر چیزی ممکنه

00:02:07.680 --> 00:02:09.719
ولی قانون اصلی اینه

00:02:10.750 --> 00:02:13.344
توجه من رو جلب کن

00:02:14.797 --> 00:02:20.937
بیخیال ژانر
کاری کنین باور کنم

00:02:21.391 --> 00:02:27.953
ارزش اینکه ژانر یا نوع رمانی که دارین
می‌نویسین رو قبل از نوشتن بدونین چیه؟

00:02:27.978 --> 00:02:30.570
ممکنه تو ندونستن‌ش ارزشی وجود داشته باشه

00:02:31.617 --> 00:02:40.086
و ارزش ندونستن اینه که ممکنه بتونین
مرز ژانرها رو جابجا کنین

00:02:40.453 --> 00:02:47.594
کاری که اگه خودتون رو تو یه جبعه‌ی از پیش
درک‌شده زندانی کنین نمی‌تونین انجام بدین

00:02:47.703 --> 00:02:51.781
کار شما اینه که کتاب‌تون رو 
هر چیزی  که باشه

00:02:52.063 --> 00:02:56.617
تا جای ممکن باورپذیر و پذیرفتنی کنین

00:02:56.789 --> 00:02:59.719
اگه بتونین کاری کنین که کتاب بچه‌ی رزماری
رو باور کنیم

00:02:59.744 --> 00:03:05.469
واقعا مهم نیست تو کدوم قفسه

00:03:06.508 --> 00:03:09.586
کتاب‌تون رو می‌ذارن

00:03:09.789 --> 00:03:13.898
بیشتر برای آدمایی مهمه که نقد ادبی می‌نویسن

00:03:14.031 --> 00:03:17.875
تا اینکه برای خود نویسنده‌ها مهم باشه

00:03:18.258 --> 00:03:21.172
شغل شما در جایگاه نویسنده اینه که
کتاب‌تون رو واقعی کنین

00:03:21.313 --> 00:03:26.211
داستان ادبی یا داستان تجاری
اینا تصمیمیه که انتشارات باید بگیره

00:03:27.335 --> 00:03:33.100
پس در جایگاه نویسنده کار
شما همین می‌مونه که

00:03:33.125 --> 00:03:37.477
کتاب‌تون رو در نوع خودش به
بهترین حالت ممکن بنویسین

00:03:37.563 --> 00:03:40.297
ممکنه بعدا ویراستاری پیدا بشه که بگه

00:03:40.322 --> 00:03:43.328
این کتاب ظرفیت تجاری خیلی بالایی داره

00:03:43.391 --> 00:03:45.625
انرژی زیادی پشت این می‌ذاریم

00:03:45.688 --> 00:03:47.555
کمپین تبلیغاتی اصلی

00:03:47.624 --> 00:03:49.296
این تصمیم با شما نیست

00:03:50.461 --> 00:03:54.414
شما کتاب‌تون رو در نوع خودش بهترین
کتاب ممکن کردین

00:03:54.570 --> 00:03:59.805
و اینکه چجوری می‌فروشن‌ش
هر چقدر هم جیغ و داد کنین و اعتراض کنین

00:03:59.830 --> 00:04:03.492
و بگین به اندازه‌ی کافی تلاش نکردن یا
کار اشتباهی کردن و این چیزا

00:04:03.547 --> 00:04:05.156
این تصمیمات به شما مربوط نیست

00:04:05.242 --> 00:04:08.601
رمان‌های کاراکترمحور
و رمان‌های داستان‌محور

00:04:08.844 --> 00:04:11.391
یک تمایز غلط دیگه

00:04:12.836 --> 00:04:17.797
اگه کتاب‌تون رو تبدیل به بهترین کتابی که
می‌تونه باشه کردین، هر دو حالت رو داره

00:04:18.171 --> 00:04:23.296
که یعنی هم آدم‌هایی داره که

00:04:25.031 --> 00:04:28.969
می‌خوایم ببینیم شخصیت‌شون رشد کنه

00:04:29.445 --> 00:04:32.883
و همچنین رخدادهایی داشته باشه

00:04:32.961 --> 00:04:36.914
که می‌خوایم اتفاق افتادنشون رو ببینیم
می‌خوایم ببینیم بعدش چی می‌شه

00:04:36.992 --> 00:04:39.789
اگه تو کتاب چیزی بجز کاراکتر نباشه

00:04:39.953 --> 00:04:44.843
می‌تونه یه اثر پست‌پست‌مدرنیسیم بشه

00:04:45.070 --> 00:04:48.797
ولی احتمالا مخاطبش خیلی محدود می‌شه

00:04:49.125 --> 00:04:52.406
و احتمالا خیلی زودگذر

00:04:52.546 --> 00:04:57.827
نمی‌دونم یادتون میاد یا نه
نویسنده‌ای فرانسوی به اسم هووا بولیه

00:04:58.180 --> 00:05:01.289
که زمانی قرار بود تیتر خبرها بشه

00:05:01.438 --> 00:05:04.945
ولی تصمیم گرفت هم داستان و هم کاراکتر رو
کنار بذاره

00:05:05.086 --> 00:05:06.695
نتیجه‌ش چی شد؟

00:05:06.742 --> 00:05:11.523
یه جورایی مثل این بود که داریم درباره‌ی یه
سینی کافه‌تریا می‌خونیم

00:05:11.961 --> 00:05:13.695
فقط شی بود

00:05:14.563 --> 00:05:15.727
فقط همین

00:05:16.563 --> 00:05:19.289
چقدر شجاع. نه داستان، نه کاراکتر

00:05:19.406 --> 00:05:23.281
چقدر دووم آورد؟
تا حالا شما اسم این آدم رو شنیدین؟

00:05:23.945 --> 00:05:25.992
نه. فکر نمی‌کنم

