WEBVTT

00:00:03.773 --> 00:00:08.007
نوشتن از میان موانع

00:00:08.258 --> 00:00:13.968
آماده‌ی مزاحمت باشین

00:00:14.421 --> 00:00:16.632
با نوشتن نویسنده می‌شین

00:00:16.758 --> 00:00:18.227
هیچ راه دیگه‌ای وجود نداره

00:00:18.320 --> 00:00:20.500
پس بنویسین و بیشتر بنویسین

00:00:20.938 --> 00:00:22.039
دوباره بنویسین

00:00:22.094 --> 00:00:23.188
بهتر بنویسین

00:00:23.289 --> 00:00:25.297
شکست بخورین
بهتر شکست بخورین

00:00:25.601 --> 00:00:33.617
فکر می‌کنم فکر خوبیه، به خصوص وقتی جوون‌تر
باشین که دست‌تون رو به هرروز نوشتن عادت بدین

00:00:33.642 --> 00:00:41.477
پس توصیه می‌کنم. ولی این هم یکی دیگه از اون
توصیه‌هاییه که خودم نتونستم بهش عمل کنم

00:00:42.039 --> 00:00:46.609
فکر می‌کنم بحث اینه که بتونین در مورد
برنامه‌ی زمانی‌تون بداهه عمل کنین

00:00:46.976 --> 00:00:53.578
متون زیادی دیدین که توصیف کردن چطور مردم
در عصر طلایی، که همه‌شون مرد بودن

00:00:53.813 --> 00:00:56.406
زمان‌شون رو مدیریت می‌کردن

00:00:56.648 --> 00:01:00.953
صبح بیدار می‌شدن صبحانه‌ی دوست‌داشتنی‌شون 
رو یکی دیگه براشون آماده کرده بود

00:01:01.133 --> 00:01:04.891
می‌رفتن تو اتاق مطالعه‌شون با قفسه‌های
بلوطی

00:01:04.916 --> 00:01:09.125
پشت میز تحریر بزرگ از جنس چوب ماهون‌شون
می‌نشستن و می‌نوشتن

00:01:09.150 --> 00:01:13.141
و بعد یکی با سینی چای نقره‌ای می‌اومد داخل

00:01:13.166 --> 00:01:16.188
که بتونن چایی چیزی بنوشن

00:01:16.484 --> 00:01:19.859
باز یه کم دیگه می‌نوشتن و بعد یه ناهار
دوست‌داشتنی می‌خوردن

00:01:20.094 --> 00:01:21.742
که یکی دیگه آماده کرده بود

00:01:21.820 --> 00:01:25.008
میز ناهار جمع می‌شد و باز می‌رفتن یه کم
می‌نوشتن

00:01:25.039 --> 00:01:28.117
بعد می‌رفتن دور باغ قدمی می‌زدن

00:01:28.414 --> 00:01:30.469
که باغبون‌شون ازش نگه‌داری می‌کنه

00:01:30.602 --> 00:01:37.313
بعد غروب چند نفر از دوستان منتخب‌شون
می‌اومدن

00:01:37.781 --> 00:01:41.570
که شامی رو بخورن
که کس دیگه‌ای آماده کرده بود

00:01:41.617 --> 00:01:43.430
زندگی من که اینجوری نیست

00:01:43.938 --> 00:01:49.359
و احتمالا زندگی هیچ‌کسی که شما بشناسین
اینجوری نیست

00:01:50.672 --> 00:01:55.656
پس به همین دلیل باید آماده باشین رشته‌ی
افکارتون از هم باز بشه

00:01:56.383 --> 00:02:02.046
نوشتن حل مسئله است

00:02:02.180 --> 00:02:06.586
خیلی از چیزهایی که توجه من رو جلب می‌کنه
شامل حل مسئله می‌شه

00:02:06.664 --> 00:02:13.742
هنوز هم خودم رو یه گوشه گیر می‌ندازم و
سعی می‌کنم بفهمم چجوری حلش کنم

00:02:14.859 --> 00:02:17.203
بخش زیادی از نوشتن تا حدودی اینجوریه

00:02:17.438 --> 00:02:25.109
ولی فکر می‌کنم خود روند نوشتن هم تأثیر
داشته. که همیشه من رو خوشحال می‌کنه

00:02:25.898 --> 00:02:28.133
من رو خیلی عمیق با خودش درگیر می‌کنه

00:02:28.211 --> 00:02:35.555
می‌دونم که تو بعضی حلقه‌های ادبی مد شده
که بگن چقدر نویسنده‌بودن رنج‌آوره

00:02:35.758 --> 00:02:41.125
و واقعا هم رنج‌آوره. به خصوص اگه
در حال کند و کاو عمیق در موضوعی باشین

00:02:41.258 --> 00:02:45.008
که از نظر شما دردناکه
یا از نگاه بی‌طرف هم دردناکه

00:02:46.898 --> 00:02:49.835
ولی احتمالا اون وقت دیگه 
این کار رو نمی‌کردم

00:02:49.860 --> 00:02:55.766
اگه رنجش بیشتر از پاداشش بود

00:02:56.148 --> 00:03:01.656
اگه با مانعی روبرو شدین
نمی‌گم سد، می‌گم مانع

00:03:01.844 --> 00:03:03.875
دو تا کار هست که می‌تونین انجام بدین

00:03:04.039 --> 00:03:06.281
یکی اینه که برین قدم بزنین

00:03:06.773 --> 00:03:10.000
این تسکین‌دهنده‌ی شناخته‌شده‌ایه

00:03:10.125 --> 00:03:13.273
و دومی اینه که برین بخوابین

00:03:13.828 --> 00:03:17.711
پس مشکل رو به خودتون بگین
برین بخوابین

00:03:17.859 --> 00:03:20.719
وقتی بیدار می‌شین ممکنه راه‌حل رو
پیدا کرده باشین

00:03:20.945 --> 00:03:23.813
کار خوب دیگه‌ای که می‌تونین بکنین 
اتو کشیدنه

00:03:26.273 --> 00:03:29.555
اتو کشیدن کار یدی پرتکراریه

00:03:29.580 --> 00:03:34.435
که برای افکاری که از انتهای ذهن‌تون
به ذهن‌تون می‌رسه مفیده، که

00:03:34.460 --> 00:03:36.829
دقیقا همون چیزیه که وقتی به
مانع می‌خورین بهش نیاز دارین

00:03:37.008 --> 00:03:39.570
نظم، چسبیدن به هدف، پشتکار

00:03:39.656 --> 00:03:40.695
استقامت

00:03:41.640 --> 00:03:43.742
دوباره سوار اسبی که شما رو زمین زده بشین
(ضرب‌المثل)

00:03:43.767 --> 00:03:45.086
از اینجور چیزا

00:03:45.266 --> 00:03:47.625
همه‌شون گفتن‌شون آسونه

00:03:47.969 --> 00:03:51.656
ولی اگه مشکل آدم این باشه که این
خصوصیات رو نداره

00:03:51.805 --> 00:03:57.953
چجوری این خصوصیات رو پرورش بدیم
چجوری شیطان شک به خود رو شکست بدیم

00:03:57.978 --> 00:04:02.297
که معمولا همون چیزیه که جلوی کارکردن آدم
رو می‌گیره

00:04:02.453 --> 00:04:06.070
همیشه بهتره که واقعا کاری انجام بدیم

00:04:06.352 --> 00:04:09.492
یعنی پشت کیبورد بنشینین
قلم رو بردارین

00:04:09.586 --> 00:04:12.719
تا اینکه به این فکر کنین که اون کار رو
انجام نمی‌دین

00:04:15.359 --> 00:04:19.156
انجامش بدین حتی اگه فکر می‌کنین نتیجه خیلی
خراب می‌شه

00:04:19.609 --> 00:04:22.000
حداقل دارین حرکت می‌کنین

00:04:22.890 --> 00:04:28.250
نور بخشیدن به تاریکی

00:04:28.391 --> 00:04:31.297
کتابی نوشتم درباره‌ی نوشتن

00:04:31.391 --> 00:04:33.898
نه درباره‌ی چگونه نوشتن یا سبک نوشتن خودم

00:04:33.923 --> 00:04:35.641
بلکه فقط اینکه نوشتن چیه

00:04:35.719 --> 00:04:40.813
چه فرقی با مثلا خوانندگی اپرا
یا رقص باله داره؟

00:04:40.883 --> 00:04:43.914
یا حتی با نقاشی به عنوان یک جلوه‌ی هنری

00:04:44.063 --> 00:04:47.555
و با موضوع انگیزه شروع کردم

00:04:47.875 --> 00:04:51.727
و رفتم سراغ نویسنده‌های قدیمی

00:04:51.930 --> 00:04:54.906
نویسنده‌های متأخر
نویسنده‌هایی که می‌شناختم

00:04:54.931 --> 00:04:59.547
و سؤال این بود که چرا می‌نویسین؟

00:05:00.211 --> 00:05:04.180
ولی جواب‌ها خیلی زیاد و متفاوت بود

00:05:04.414 --> 00:05:09.383
شامل جواب‌های زیادی می‌شد از اینکه
نوشتن راهی برای تصدیق روش خدا برای انسانه

00:05:09.453 --> 00:05:15.711
تا اینکه به اون آدمای وحشتناکی که تو 
دبیرستان اذیت‌تون می‌کردن نشون بدن می‌تونن

00:05:16.609 --> 00:05:18.797
که جواب دشمنانم رو بدم

00:05:18.822 --> 00:05:21.453
تا اینکه بشریت رو ارتقا بدم

00:05:21.478 --> 00:05:23.353
یا تا اینکه پول زیادی در بیارم

00:05:24.403 --> 00:05:28.994
یا برای اینکه خلوتگاهی شخصی درست کنم

00:05:29.442 --> 00:05:33.255
تا خواننده بتونه بهش وارد بهش و خوش بگذرونه

00:05:33.434 --> 00:05:36.427
بازه‌ی عظیمی از انگیزه‌ها وجود داره

00:05:36.528 --> 00:05:40.606
اینجوری به جایی نمی‌رسیدیم

00:05:40.661 --> 00:05:43.302
پس سؤال رو عوض کردم

00:05:43.528 --> 00:05:49.669
سؤالی که بعد پرسیدم این بود که
وارد شدن به یک کتاب چه حسی داره؟

00:05:49.841 --> 00:05:53.575
و هر جواب ارتباطی با تاریکی داشت

00:05:54.442 --> 00:05:59.786
حتی جواب آدمایی مثل ویرجینیا وولف که
مرده بودن

00:05:59.981 --> 00:06:03.106
پس مثل رفتن به یه اتاق تاریک می‌مونه

00:06:03.247 --> 00:06:04.981
و بالا گرفتن یه چراغ

00:06:05.130 --> 00:06:08.473
که چیزهایی رو که از قبل اونجا بودن
روشن می‌کنه

00:06:08.637 --> 00:06:14.223
و یکی گفت بود مثل رد شدن از تونلی می‌مونه
که تاریکه

00:06:14.419 --> 00:06:18.020
ولی در انتهای اون می‌تونین نوری ببینین

00:06:18.231 --> 00:06:22.302
پس همه‌ی جوابا به رفتن سراغ چیزی ربط داره
که تاریکه

00:06:22.427 --> 00:06:23.966
نمی‌تونین ببینین

00:06:24.091 --> 00:06:25.872
نمی‌دونین چی اونجاست

00:06:26.005 --> 00:06:29.473
و بعد نوعی روشنایی بیارین

00:06:30.059 --> 00:06:35.239
با انجام دادن کار بهتر بشین

00:06:35.536 --> 00:06:38.731
فکر می‌کنم اگه دارین می‌نویسین مهمه که
یه چیزی بنویسین

00:06:38.942 --> 00:06:40.895
که دست‌تون عادت کنه

00:06:41.106 --> 00:06:44.630
فقط برای اینکه روند رو ادامه بدین

00:06:44.911 --> 00:06:49.059
خیلی از اون نوشته‌ها ممکنه استفاده نشه
یا دور ریخته بشه

00:06:49.192 --> 00:06:56.598
ولی صرف اینکه دارین می‌نویسین ذهن‌تون رو
درگیر نگه می‌داره و روی چیزی دارین کار می‌کنین

00:06:56.916 --> 00:07:00.955
بخشی‌ش برای اینه که موتورتون راه بیافته

00:07:01.306 --> 00:07:04.275
مثل هل دادن ماشین تو برف یا گل

00:07:04.400 --> 00:07:08.025
و همیشه نمی‌دونین کاری که دارین می‌کنین
اینه

00:07:08.173 --> 00:07:13.619
تا وقتی که یک قدم می‌رین عقب و نگاه می‌کنین
و می‌گین به کجا قراره برسه؟

00:07:13.937 --> 00:07:18.624
این داستان چیه؟ داستانی که این شخص تعریف
می‌کنه چیه؟

00:07:18.695 --> 00:07:24.156
هر شکلی از خلاقیت انسانی روند انجام اون کار
و بهتر شدن در اونه

00:07:24.382 --> 00:07:29.007
اگه به دوران شروع هر نویسنده‌ی معروفی نگاه
کنین

00:07:29.234 --> 00:07:30.953
معمولا خیلی بده

00:07:31.288 --> 00:07:33.265
که همیشه نشون‌دهنده‌ی نویده

00:07:34.757 --> 00:07:39.328
ولی هنوز توش خوب نشدن
تا وقتی که مدتی انجامش بدن

00:07:40.163 --> 00:07:44.913
هر چند وقت یک بار نوابغ درخشانی رو می‌بینین
که از همون اول کارشون خوبه

00:07:44.938 --> 00:07:47.773
ولی اونا معمولا نابغه‌ی ریاضی ان

00:07:48.953 --> 00:07:50.757
آدمایی که می‌نویسن

00:07:50.804 --> 00:07:54.061
و خیلی خوش‌شانس ان که می‌نویسن

00:07:55.609 --> 00:07:58.437
معمولا تو بیست و چند سالگی به اوج نمی‌رسن

00:07:59.187 --> 00:08:01.148
معمولا خیلی دیرتره

00:08:01.173 --> 00:08:02.249
چرا؟

00:08:02.274 --> 00:08:06.281
چون نوشتن درباره‌ی آدم‌ها است

00:08:06.367 --> 00:08:08.273
و داستان‌ها درباره‌ی آدم‌ها است

00:08:08.398 --> 00:08:12.804
و هر چی سن‌تون بالاتر می‌ره بیشتر آدم‌ها و
داستان‌شون رو می‌شناسین

00:08:12.882 --> 00:08:16.109
بیشتر یاد می‌گیرین
داستان‌های بیشتری می‌شنوین

00:08:16.312 --> 00:08:19.703
بیشتر می‌بینین
بیشتر تجربه می‌کنین

00:08:20.312 --> 00:08:25.609
پس نویسنده‌ای که مثلا شصت‌وپنج سال داره

00:08:25.640 --> 00:08:28.492
می‌تونه به خاطر بیاره که بیست‌وپنج ساله
بودن چه حسی داره

00:08:28.695 --> 00:08:32.859
ولی نویسنده‌ای که بیست‌وپنج سال داره
باید خیلی سخت کار کنه

00:08:33.023 --> 00:08:36.554
تا اصلا نظری درباره‌ی شصت‌وپنج ساله بودن
داشته باشه

00:08:37.054 --> 00:08:42.686
با خودتون مهربون باشین

00:08:42.757 --> 00:08:44.968
خب. عمل‌گرایی

00:08:45.226 --> 00:08:48.406
کار کردن با کیبورد می‌تونه خیلی گردن‌تون
رو به درد بیاره

00:08:48.788 --> 00:08:51.124
و ممکنه برای چشم‌تون هم خیلی بد باشه

00:08:51.149 --> 00:08:53.617
پس استراحت کنین
قدم بزنین

00:08:54.773 --> 00:09:01.022
در مورد نحوه‌ی درست نشستن یاد بگیرین
قبل از اینکه دیر بشه و مثل من قوز در بیارین

00:09:02.358 --> 00:09:08.077
خیلی راه سالمی برای گذروندن کل روز نیست

00:09:08.148 --> 00:09:10.640
که روی کیبورد خم شده باشین

00:09:10.665 --> 00:09:11.710
قدم بزنین

00:09:11.781 --> 00:09:16.656
همچنین ممکنه ببینین موقع راه رفتن
ایده‌هایی به ذهن‌تون می‌رسه

00:09:16.681 --> 00:09:21.960
که وقتی ماهیچه‌هاتون گرفته و سختی می‌کشین
به ذهن‌تون نمی‌رسه

00:09:23.944 --> 00:09:27.226
پس با خودتون مهربون باشین
یه مدت استراحت کنین

00:09:27.421 --> 00:09:32.796
استراحت کنین
یه کم حرکت کششی انجام بدین

00:09:34.414 --> 00:09:37.625
این توصیه‌ی خوبیه
بعدا از من تشکر می‌کنین

