WEBVTT

00:00:04.055 --> 00:00:08.047
بررسی‌های موردی نظرگاه

00:00:08.516 --> 00:00:13.732
نظرگاه در گریس دیگر

00:00:13.920 --> 00:00:19.538
رمان «گریس دیگر» براساس قتل دوگانه‌ای است
که در سال ۱۸۴۳ اتفاق افتاده بود

00:00:19.563 --> 00:00:25.522
که طی اون خدمتکار مردی به جرم قتل
صاحب‌کارش توماس کنیر به دار آویخته شد

00:00:25.647 --> 00:00:30.467
سرایدار هم به قتل رسیده بود اما محاکمه‌ای
برای قتل اون برگزار نشده بود

00:00:30.553 --> 00:00:36.577
خدمتکار زن یعنی گریس مارکس به جرم همکاری
در قتل اول محکوم شده بود

00:00:36.639 --> 00:00:39.280
هرچند می‌دونیم که اون به توماس کنیر شلیک
نکرده بود

00:00:39.326 --> 00:00:43.359
به این خاطر محکوم شده بود
که فرصت لو دادن خدمتکار

00:00:43.392 --> 00:00:47.343
مرد یعنی مک‌درموت رو داشت
و این کار رو نکرده بود

00:00:47.498 --> 00:00:50.944
به همین دلیل محکوم به مرگ می‌شه

00:00:50.969 --> 00:00:58.241
اما عده‌ی زیادی درخواست عفوش رو می‌دن و
حکمش به حبس ابد کاهش پیدا می‌کنه

00:00:58.553 --> 00:01:06.084
درست قبل از اعدامش مک‌درموت گفت گریس مارکس
کمک کرده نانسی مونت گومری رو خفه کنه

00:01:06.217 --> 00:01:08.881
هر چند همه می‌دونستن آدم دروغگوییه

00:01:09.038 --> 00:01:14.452
ولی صرف اینکه آدمی به دروغگویی معروف باشه
دلیل نمی‌شه هر حرفش دروغ باشه

00:01:14.811 --> 00:01:19.467
مک‌درموت به دار آویخته شد. گریس مارکس تنها
کسی بود که زنده گذاشته شد و هرگز حرف نزد

00:01:19.694 --> 00:01:22.459
اصل داستان اینه

00:01:22.639 --> 00:01:30.061
و رمان درباره‌ی تلاش برای کشف حقیقته

00:01:30.217 --> 00:01:36.006
توسط روانپزشک پیش از دوران فرویدی

00:01:36.031 --> 00:01:39.163
که مسئول شده تا بی‌گناهی اون زن رو ثابت کنه

00:01:39.200 --> 00:01:47.600
توسط آدم اصلاح‌طلبی که فکر می‌کنه گریس زن 
جوانی بوده که به اشتباه محکوم به حبس ابد شده

00:01:48.029 --> 00:01:50.130
گریس ادعا می‌کنه که حافظه‌ش رو از دست داده

00:01:50.155 --> 00:01:52.107
یاد نمیاد چه اتفاقی افتاده

00:01:52.349 --> 00:02:00.435
و دکتر سعی می‌کنه بفهمه اون بخش از حافظه
کجا ممکنه رفته باشه

00:02:00.982 --> 00:02:02.818
پس داستان از طریق گریس تعریف می‌شه

00:02:02.966 --> 00:02:06.841
گریس داستان رو برای دکتر تعریف می‌کنه

00:02:07.021 --> 00:02:10.115
و افکار خودش رو هم بیان می‌کنه

00:02:10.365 --> 00:02:18.443
و داستان دکتر رو به صورت سوم شخص می‌خونیم
که سعی می‌کنه حقیقت رو بفهمه

00:02:18.800 --> 00:02:25.050
و نامه‌های مادر سایمون جردن به پسرش رو هم
داریم

00:02:25.152 --> 00:02:30.378
ما مکالمات سایمون جردن با افراد دیگه‌ای که
درگیر ماجرا بودن رو هم می‌خونیم

00:02:30.534 --> 00:02:35.058
صفحاتی از روزنامه رو هم داریم

00:02:35.199 --> 00:02:39.238
و اشعار و آثار ادبی اون زمان رو

00:02:39.456 --> 00:02:43.940
و اعترافات احتمالی گریس مارکس رو هم 
می‌خونیم

00:02:43.965 --> 00:02:46.596
البته نمی‌دونیم واقعا اعتراف اون بوده یا
نه

00:02:46.621 --> 00:02:53.393
چون ببخشید که این حقیقت رو به شما می‌گم
ولی گزارش‌های روزنامه همیشه درست نیست

00:02:53.987 --> 00:02:59.885
پیدا کردن نظرگاهِ درست در اولین دست‌نویس

00:02:59.995 --> 00:03:02.752
این اول گریس دیگره

00:03:02.940 --> 00:03:05.620
این چند صفحه‌ی اوله

00:03:05.645 --> 00:03:10.401
ولی مشکلش اینه که شخص راوی اشتباهه

00:03:10.455 --> 00:03:12.143
راوی سوم شخصه

00:03:12.168 --> 00:03:18.854
و در واقع صد صفحه از گریس دیگر رو
سوم شخص نوشتم

00:03:19.237 --> 00:03:21.862
بعد دو تا اتفاق می‌افته

00:03:21.909 --> 00:03:24.721
کتاب رو تو فرانسه می‌نوشتم

00:03:24.838 --> 00:03:27.784
و سوار قطاری به مقصد پاریس بودم

00:03:27.901 --> 00:03:30.823
و سردرد کورکننده‌ای گرفته بودم

00:03:31.088 --> 00:03:37.666
و وسط اون سردرد کورکننده فهمیدم که باید
صد صفحه‌ی اول رو دور بیاندازم

00:03:38.112 --> 00:03:42.166
و تبدیل‌شون کنم به اول شخص

00:03:42.191 --> 00:03:45.573
چون تو سوم شخص به نتیجه نمی‌رسید

00:03:45.854 --> 00:03:52.151
و این کار معمولا می‌تونه قفل کتاب رو
برای شما باز کنه

00:03:52.176 --> 00:03:58.299
چه شخص راوی رو از اول شخص به سوم شخص
یا از سوم شخص به اول شخص تغییر بدین

00:03:58.324 --> 00:04:01.487
و اگه واقعا جرئتش رو دارین، به دوم شخص

00:04:01.534 --> 00:04:03.581
یا زمان روایت رو عوض کنین

00:04:03.635 --> 00:04:05.745
از حال به گذشته

00:04:05.791 --> 00:04:07.456
از گذشته به حال

00:04:07.495 --> 00:04:09.956
گاهی همه‌چیز رو تغییر می‌ده

00:04:10.049 --> 00:04:14.971
پس اگه شرایط به نتیجه نمی‌رسه
می‌تونین این روش‌ها رو امتحان کنین

00:04:15.088 --> 00:04:23.565
و هر شخص، اول، دوم یا سوم شخص
رابطه‌ی شما با داستان رو عوض می‌کنه

00:04:24.932 --> 00:04:29.409
در جایگاه راوی اول شخص
گریس می‌تونه دروغ بگه

00:04:30.815 --> 00:04:36.221
در جایگاه راوی سوم شخص این کار براش
خیلی سخت‌تر بود

00:04:36.260 --> 00:04:40.588
این همون چند صفحه‌ی اوله ولی با شخص
اشتباه

00:04:40.613 --> 00:04:43.377
اگه خیلی چیزا به نتیجه نمی‌رسه

00:04:43.487 --> 00:04:46.057
سطل کاغذای باطله دوست شماست

00:04:46.166 --> 00:04:48.627
خدا این نعمت رو برای شما آورده

00:04:49.159 --> 00:04:54.689
اول شخص در جایگاه شاهد در سرگذشت ندیمه

00:04:54.823 --> 00:05:01.315
صورتی از روایت وجود داره که می‌تونین اسمش
رو ادبیات شاهد بذارین

00:05:01.385 --> 00:05:04.698
ادبیات شاهد همیشه اول شخصه

00:05:05.002 --> 00:05:07.635
و بعضی از آثار ادبیات شاهد واقعیه

00:05:07.705 --> 00:05:10.166
مثلا اردوگاه کار اجباری گولاگ چجوری بوده

00:05:10.213 --> 00:05:17.596
و بعضی آثار ادبیات شاهد
ادبیات شاهد داستانی‌شده است

00:05:17.987 --> 00:05:22.041
سرگذشت ندیمه تقریبا به طور کامل
اول شخص روایت شده

00:05:22.081 --> 00:05:27.713
و تقریبا به طور کامل به عنوان جریان سیال
ذهنی که یادآوری می‌شه

00:05:27.854 --> 00:05:36.697
چون کاراکتر اصلی در اصل داره خاطراتش رو
از اتفاقاتی که افتاده ضبط می‌کنه

00:05:36.815 --> 00:05:39.846
با یه ضبط صوت

00:05:40.674 --> 00:05:47.885
این خاطرات اونه از اینکه بودن تو اون اتاق
چه حسی داره

00:05:47.910 --> 00:05:52.948
اتاقی که می‌فهمه برخلاف خواست خودش
داره توش زندگی می‌کنه

00:05:53.143 --> 00:05:55.846
یک صندلی، یک میز، یک لامپ

00:05:55.871 --> 00:06:00.276
بالا روی سقف یک آویز تزئینی به شکل تاج گل

00:06:00.456 --> 00:06:04.479
و در وسط آن فضایی خالی
روی آن گچ‌کاری شده

00:06:04.627 --> 00:06:08.346
مثل جایی در صورت که چشم آن‌جا بوده و بیرون
کشیده شده است

00:06:08.448 --> 00:06:10.893
حتما زمانی لوستر بوده است

00:06:11.041 --> 00:06:14.846
هر چیزی را که بتوان از آن طنابی آویزان
کرد از اتاق خارج کرده‌اند

00:06:14.940 --> 00:06:17.518
یک پنجره
دو پرده‌ی سفید

00:06:17.651 --> 00:06:21.034
زیر پنجره، یک صندلی مخصوص لب پنجره
با کوسنی کوچک

00:06:21.104 --> 00:06:23.237
و پنجره کمی باز است

00:06:23.262 --> 00:06:25.166
فقط کمی باز می‌شود

00:06:25.331 --> 00:06:28.541
هوا می‌تواند به داخل بیاید و پرده‌ها را
تکان بدهد

00:06:28.643 --> 00:06:32.760
می‌توانم روی صندلی یا صندلی مخصوص لب پنجره
بنشینم، دست‌هایم چلیپا

00:06:32.785 --> 00:06:34.370
و این را تماشا کنم

00:06:34.456 --> 00:06:36.956
آفتاب هم می‌تواند از پنجره وارد شود

00:06:37.096 --> 00:06:41.682
و روی کف اتاق بیافتد که از نوارهای باریک
چوب ساخته شده است

00:06:41.760 --> 00:06:43.276
به شدت برق انداخته شده است

00:06:43.338 --> 00:06:45.159
می‌توانم بوی روغن برقش را حس کنم

00:06:45.245 --> 00:06:48.909
فرشی روی زمین است
بیضی‌شکل، از کهنه‌پارچه‌های نواردوزی‌شده

00:06:48.979 --> 00:06:51.440
این از جمله جزئیاتی است که آن‌ها دوست دارند

00:06:51.471 --> 00:06:53.573
هنر محلی
قدیمی

00:06:53.635 --> 00:06:56.408
ساخته‌شده به دست زنان در اوقات فراغت‌شان

00:06:56.433 --> 00:06:59.291
از چیزهایی که دیگر استفاده‌ای ندارند

00:06:59.316 --> 00:07:01.995
بازگشتی به ارزش‌های سنتی

00:07:02.104 --> 00:07:07.370
تلف نکنید. نخواهید. من تلف نخواهم شد

00:07:07.448 --> 00:07:09.776
چرا من می‌خواهم؟

00:07:10.081 --> 00:07:17.823
پس تو این مورد رژیم گیلیاد واقعی نیست
اگرچه همه‌چیزش بر اساس واقعیته

00:07:17.948 --> 00:07:22.620
شاید کسی این نوار رو پیدا کنه و بفهمه
چه اتفاقی افتاده و اون هدفش همینه

00:07:22.706 --> 00:07:26.284
چون تمام این‌ها رو ضبط می‌کنه و
جایی قایمش می‌کنه

00:07:26.375 --> 00:07:32.156
و بیاید و تماشا کنید که 
چند صد سال بعد کسی اون نوار رو پیدا می‌کنه

