WEBVTT

00:00:03.695 --> 00:00:08.078
چه کسی داستان را تعریف می‌کند:
نظرگاه روایی

00:00:08.477 --> 00:00:13.945
انتخاب نظرگاه

00:00:14.547 --> 00:00:21.046
این کتاب رو برای کی دارین می‌نویسین
و می‌خواین به‌شون چی بگین؟

00:00:23.133 --> 00:00:27.484
به‌نظرم نظریه‌های زیادی در این مورد تو دنیا
داریم

00:00:27.594 --> 00:00:30.266
باید اینجوری باشه
باید اونجوری باشه

00:00:30.305 --> 00:00:33.961
ولی اولین نکته اینه که
نوشتن یک صداست

00:00:34.156 --> 00:00:38.063
راهی برای ضبط کردن صدای انسانه

00:00:38.265 --> 00:00:41.468
صدای کی صحبت می‌کنه؟

00:00:41.508 --> 00:00:45.133
و با کی دارن صحبت می‌کنن؟

00:00:45.158 --> 00:00:47.445
چون همیشه کسی هست

00:00:47.539 --> 00:00:54.242
یه زمانی راوی یا سوم شخص دانای کل بود

00:00:54.484 --> 00:00:58.047
که برای شما از کاراکترها می‌گفت
و می‌گفت دارن چه کار می‌کنن

00:00:58.072 --> 00:01:00.367
تو بعضی موارد می‌گفت به چی دارن 
فکر می‌کنن

00:01:00.392 --> 00:01:05.992
موقع روایت سوم شخص یا می‌تونین راوی‌ای
باشین که با حدس و گمان حرف می‌زنه

00:01:06.017 --> 00:01:09.328
یا راوی دانای کل که همه‌چیز رو می‌دونه

00:01:09.414 --> 00:01:12.000
راوی دانای کل می‌تونه بگه

00:01:12.078 --> 00:01:19.500
شنل قرمزی روحش هم خبر نداشت اما
پشت درخت گرگی پنهان شده بود

00:01:19.633 --> 00:01:22.453
و هیچ چیز او را بیش از
این خوشحال نمی‌کرد که

00:01:22.478 --> 00:01:25.422
نه تنها شنل قرمزی را، که
مادربزرگش را هم بخورد

00:01:25.447 --> 00:01:28.328
و نقشه‌ی همین کار را هم کشیده بود

00:01:28.719 --> 00:01:33.945
در جایگاه راوی دانای کل می‌تونین این حرف‌ها
رو بزنین

00:01:34.023 --> 00:01:40.047
ولی اگه اون راوی دانای کل نیستین
می‌تونین برین پیش شنل قرمزی

00:01:40.133 --> 00:01:46.930
او داشت شادمانه گل می‌چیید که از پشت
درخت‌ها آقایی بیرون آمد

00:01:47.578 --> 00:01:51.523
ملبس به کت و شلواری پشمی و پر از پشم

00:01:52.313 --> 00:01:55.391
شنل قرمزی گفت وای خدای من

00:01:56.148 --> 00:01:57.883
و غیره

00:01:58.258 --> 00:02:06.218
پس الزاما همه‌چیز رو نمی‌گین بلکه اون
رویارویی رو از چشم یک نفر می‌بینین

00:02:08.023 --> 00:02:13.500
می‌تونین هر جوری می‌خواین جابجاش کنین

00:02:13.617 --> 00:02:16.508
تا داستان‌تون رو تعریف کنین

00:02:16.711 --> 00:02:21.289
همچنین روایت جریان سیال ذهن رو داریم
که جدیدتره

00:02:21.314 --> 00:02:23.586
دقیقا همون روایت اول شخص نیست

00:02:23.611 --> 00:02:29.039
بلکه جریان افکاریه که از سر کاراکترها
می‌گذره

00:02:29.430 --> 00:02:34.492
پس جواب‌های زیادی برای این سؤال وجود داره
که کی داره حرف می‌زنه؟

00:02:34.820 --> 00:02:36.836
با کی دارن حرف می‌زنن؟

00:02:36.969 --> 00:02:41.046
با خواننده حرف می‌زنن؟
با کس دیگه‌ای تو کتاب حرف می‌زنن؟

00:02:41.625 --> 00:02:47.054
می‌تونین از چند نظرگاه استفاده کنین

00:02:47.203 --> 00:02:50.547
هیچ قانونی نمی‌گه مجبورین از یه نظرگاه
استفاده کنین

00:02:50.742 --> 00:02:55.969
تو خشم و هیاهو اثر ویلیام فاکنر
چهار راوی مختلف داریم

00:02:56.070 --> 00:02:58.258
چهار نظرگاه مختلف

00:02:58.375 --> 00:03:03.000
و بعضی از اون‌ها اول شخص‌ ان

00:03:03.117 --> 00:03:05.797
و بعضی‌هاشون سوم شخص

00:03:06.422 --> 00:03:11.203
و دیدمون دورتر و دورتر می‌شه

00:03:11.228 --> 00:03:17.601
اول شخص دقیقا چسبیده به خود کاراکتر
دقیقا تو ذهن‌شونین

00:03:17.820 --> 00:03:23.383
و یه کم برمی‌گردیم عقب و تا آخر کتاب به یک
نگاه از بالا می‌رسیم

00:03:23.516 --> 00:03:25.375
یا یک نگاه لانگ

00:03:25.594 --> 00:03:30.711
فیلم و دوربین تا حدودی واقعا روی رمان
تأثیر گذاشتن

00:03:30.898 --> 00:03:36.164
اگه این فیلم بود، تو این صحنه از رمان
دوربین می‌رفت عقب

00:03:36.258 --> 00:03:40.469
یعنی دارین به یک چیز نگاه می‌کنین
ولی از دورتر

00:03:41.250 --> 00:03:46.789
همیشه می‌تونین نظرتون رو عوض کنین

00:03:46.938 --> 00:03:49.273
چجوری تصمیم می‌گیرین کی باید
داستان‌تون رو تعریف کنه؟

00:03:49.359 --> 00:03:51.180
با انجام دادن یاد بگیرین

00:03:51.336 --> 00:03:54.313
یه نامزد محتمل رو انتخاب می‌کنین

00:03:54.617 --> 00:03:56.344
و شروع می‌کنین

00:03:56.469 --> 00:04:01.016
و اگه این مورد خوب پیش نمی‌رفت
همیشه می‌تونین نظرتون رو عوض کنین

00:04:01.375 --> 00:04:06.921
پس اگه خوب پیش نمی‌رفت و با سوم شخص شروع
کرده بودین، می‌تونین برین سراغ اول شخص

00:04:07.031 --> 00:04:13.125
اگه با اول شخص شروع کردین و خوب پیش نمي‌ره
برین سراغ سوم شخص

00:04:13.227 --> 00:04:16.727
اگه کلا اون کاراکتر براتون به نتیجه
نمی‌رسه

00:04:16.852 --> 00:04:23.711
شاید بهتر باشه از نظرگاه آدم دیگه‌ای
داستان رو نگاه کنین

00:04:23.742 --> 00:04:26.328
شاید راوی اشتباهی انتخاب کردین

00:04:26.445 --> 00:04:30.273
موقع نوشتن قاتل کور فکر کنم مجبور شدم
سه یا چهار بار از اول بنویسمش

00:04:30.298 --> 00:04:32.758
چون راوی اشتباهی انتخاب کرده بودم

00:04:32.834 --> 00:04:43.045
اولین راوی که انتخاب کرده بودم آدم جوونی
بود که داستان زن پیرتری رو تعریف می‌کرد

00:04:43.240 --> 00:04:49.490
بعد سعی کردم از طریق دو ژورنالیست
به داستان نزدیک بشم

00:04:49.515 --> 00:04:53.350
که به رمانی که خواهر مرحوم پیرزن نوشته بود
علاقه‌مند بودن

00:04:53.500 --> 00:04:58.813
هر چند دو ژورنالیست کم‌کم خودشون هم
درگیر شدن

00:04:58.883 --> 00:05:01.040
و داستان رو از خودشون کردن

00:05:01.125 --> 00:05:04.946
و این داستانی نبود که می‌خواستم تعریف کنم

00:05:04.971 --> 00:05:10.250
برای همین از داستان حذف‌شون کردم

00:05:10.275 --> 00:05:12.719
از شرشون راحت شدم

00:05:12.774 --> 00:05:18.797
بعد کاری کردم که زن خودش داستان‌ش رو
تعریف کنه

00:05:18.822 --> 00:05:23.227
و اون موقع بود که داستان تازه شروع به حرکت
کرد

00:05:23.305 --> 00:05:28.891
زمانی می‌فهمین داستان شروع به حرکت کرده
که شروع می‌کنین به تند نوشتن

00:05:29.149 --> 00:05:33.329
چی بگم خب؟ حرکت همینه

00:05:33.625 --> 00:05:38.368
پس به جای اینکه چند صفحه بنویسین و بعد
دور بیاندازین

00:05:38.562 --> 00:05:42.016
شروع می‌کنین به نوشتن صفحاتی که به نظر
می‌رسه واقعا به سمتی حرکت می‌کنه

00:05:42.711 --> 00:05:48.539
راوی شما چی می‌دونه؟

00:05:48.930 --> 00:05:51.446
وقتی در مورد نظرگاه‌تون تصمیم گرفتین

00:05:51.563 --> 00:05:57.055
باید در مورد این هم تصمیم بگیرین که اون
آدم اجازه‌ی دونستن چه چیزهایی رو داره

00:05:57.360 --> 00:06:01.782
منطقا ازش انتظار می‌ره چه چیزهایی بدونه؟

00:06:01.860 --> 00:06:04.336
بذارین یه کم درباره‌ی دراکولا صحبت کنیم

00:06:04.415 --> 00:06:06.368
و اینکه چجوری شروع می‌شه

00:06:06.438 --> 00:06:09.032
دراکولا با مردی که سوار قطاره شروع می‌شه

00:06:09.057 --> 00:06:11.524
یه مرد عادی که به سفر رفته

00:06:11.552 --> 00:06:15.044
به ترانسیلوانیا می‌ره
داره خاطراتش رو می‌نویسه

00:06:15.069 --> 00:06:19.990
همسری داره به اسم مینا
حالا متوجه خرافات احمقانه‌ی دهقان‌ها شده

00:06:20.015 --> 00:06:23.966
دستور پخت خوبی پیدا کرده که می‌خواد به
دست مینا برسونه

00:06:23.991 --> 00:06:26.466
فلان و بهمان
این بخش داره همینجوری حرف می‌زنه

00:06:26.491 --> 00:06:28.419
تا حد زیادی خسته‌کننده است

00:06:28.552 --> 00:06:32.849
چون خیلی داره به اطرافش توجه می‌کنه

00:06:32.950 --> 00:06:35.950
برای خواننده خیلی تعلیق داره

00:06:36.029 --> 00:06:41.693
چون خواننده چیزی رو می‌دونه که کاراکتر 
نمی‌دونه

00:06:41.927 --> 00:06:45.786
خواننده می‌دونه اسم کتاب دراکولا است

00:06:46.849 --> 00:06:53.552
پس مردی که با قطار در سفره روحش هم خبر
نداره چه چیزی در انتظارشه

00:06:53.577 --> 00:06:56.536
ولی خواننده می‌دونه

00:06:56.802 --> 00:07:00.935
پس تا حدودی مثل همون حرف معروف
آلفرد هیچکاکه

00:07:00.960 --> 00:07:06.029
که یکی پرسید آلفرد هیچکاک
چه مدت می‌شه یه بوسه رو به تصویر کشید؟

00:07:06.130 --> 00:07:09.943
حرف نامعقولی زد مثل دو دقیقه

00:07:10.083 --> 00:07:14.278
گفتن این خیلی زمان زیادی برای نمایش بوسه
روی پرده‌ی سینماست

00:07:14.303 --> 00:07:18.982
آره ولی من قبلش یه بمب زیر تخت می‌ذارم

00:07:19.115 --> 00:07:25.349
پس تو خیلی موقعیت‌ها خواننده بیشتر از
کاراکتر چیزی می‌دونه

00:07:25.450 --> 00:07:28.310
اینه که تعلیق رو به وجود می‌آره

00:07:28.622 --> 00:07:33.115
تو موقعیت‌های دیگه کاراکتر بیشتر از خواننده
چیزی می‌دونه

00:07:33.224 --> 00:07:36.388
این موقعیت متفاوتیه

00:07:36.450 --> 00:07:40.435
آگاتا کریستی یه جا تو کارنامه‌ی کاریش
همه رو عصبانی کرد

00:07:40.460 --> 00:07:44.911
وقتی معلوم شد راوی اول شخص قاتل بوده

00:07:46.318 --> 00:07:48.599
چطور جرئت کرده؟

00:07:48.825 --> 00:07:55.544
پس تمام مدت راوی اول شخص چیزی می‌دونسته
که خواننده نمی‌دونسته

00:07:55.794 --> 00:07:58.138
یعنی اون بوده که مرتکب قتل شده بود

00:07:58.163 --> 00:08:03.137
پس تو داستان راهنمایی‌های غلط زیادی وجود
داره

00:08:03.294 --> 00:08:07.388
پس اگه دارین می‌نویسین یه سوالی که
می‌تونین از خودتون بپرسین

00:08:07.583 --> 00:08:10.138
اینه که آیا خواننده بیشتر از کاراکتر 
می‌دونه

00:08:10.163 --> 00:08:13.380
یا کاراکتر بیشتر از خواننده می‌دونه

00:08:13.724 --> 00:08:16.325
یا اینکه هر دو به یک اندازه می‌دونن

00:08:16.591 --> 00:08:18.583
باید یکی از این سه تا باشه

00:08:19.052 --> 00:08:24.153
تمرین در نظرگاه

00:08:24.904 --> 00:08:33.552
نوشتن یک رخداد از چند نظرگاه به عنوان 
تمرین فواید زیادی داره

00:08:33.763 --> 00:08:35.341
بیاین این کار رو بکنیم

00:08:35.366 --> 00:08:42.935
بگیم منگنه رویارویی رمانتیکی با این جعبه
داره

00:08:43.052 --> 00:08:45.357
اگه از آدما خوشتون نمی‌آد

00:08:45.685 --> 00:08:52.349
بعد مادر جعبه میاد تو داستان

00:08:54.013 --> 00:08:55.700
نظرگاه منگنه

00:08:55.857 --> 00:08:57.490
نظرگاه این جعبه‌ی کوچیک

00:08:57.515 --> 00:08:59.818
و نظرگاه این جعبه

00:08:59.843 --> 00:09:02.154
تمومش کنین

00:09:02.560 --> 00:09:04.271
سلام عزیزم

00:09:04.349 --> 00:09:05.857
برو گمشو

00:09:06.372 --> 00:09:10.771
حالا داستان‌تون از نظرگاه منگنه بهتر می‌شه؟

00:09:10.904 --> 00:09:15.794
یا از نظرگاه جعبه‌ی بزرگ که دسته‌ی
بزرگی روی درش داره

00:09:15.961 --> 00:09:18.570
به نظر من که منگنه

