WEBVTT

00:00:03.836 --> 00:00:08.092
داستان و طرح

00:00:08.350 --> 00:00:13.962
داستان‌ها الگوهایی قطع‌شده‌اند

00:00:14.431 --> 00:00:16.767
روزی روزگاری

00:00:16.892 --> 00:00:21.486
زمانی که بچه‌م و دوستاش پنج ساله بودن

00:00:21.564 --> 00:00:24.666
گفتن می‌خوایم یه نمایش اجرا کنیم

00:00:24.814 --> 00:00:27.275
و می‌خوایم بلیط بفروشیم

00:00:27.300 --> 00:00:29.611
هر بلیط ۲۵ سنت

00:00:29.636 --> 00:00:32.009
البته که ما هم باید چند تا بلیط می‌خریدیم

00:00:32.034 --> 00:00:34.603
نشستیم تا نمایش‌شون رو تماشا کنیم

00:00:34.681 --> 00:00:37.298
نمایش‌شون درباره‌ی صبحانه بود

00:00:37.384 --> 00:00:41.111
و شامل این جملات می‌شد که
آب‌پرتقال می‌خوای؟

00:00:41.158 --> 00:00:42.533
بله ممنون

00:00:42.558 --> 00:00:44.767
باشه این هم آب‌پرتقالت

00:00:44.792 --> 00:00:47.697
من غلات صبحانه می‌خورم
تو هم غلات صبحانه می‌خوای؟

00:00:47.722 --> 00:00:48.689
آره

00:00:48.752 --> 00:00:50.408
با غلاتت شیر هم می‌خوای؟

00:00:50.433 --> 00:00:52.503
آره من هم شیر با غلاتم می‌خوام

00:00:52.528 --> 00:00:55.027
نمایش یه مدت همین‌جوری ادامه داشت

00:00:55.667 --> 00:00:59.417
بالاخره گفتیم اتفاق دیگه‌ای هم 
می‌خواد بیافته؟

00:00:59.448 --> 00:01:01.425
گفتن نه

00:01:01.464 --> 00:01:04.511
گفتیم پس ما می‌ریم

00:01:04.536 --> 00:01:08.386
وقتی اتفاق دیگه‌ای می‌خواست بیافته
برمی‌گردیم

00:01:08.425 --> 00:01:10.941
داستان باید رخداد داشته باشه

00:01:11.027 --> 00:01:13.573
و باید کاراکتر داشته باشه

00:01:13.745 --> 00:01:19.855
و هر داستانی حتی ابتدایی‌ترین داستان‌ها 
مثل افسانه‌های ازوپ

00:01:20.144 --> 00:01:22.214
یا جوک‌ها

00:01:22.245 --> 00:01:25.714
کاراکتر و رخداد دارن

00:01:25.784 --> 00:01:30.113
داستان نیاز به شکستن الگو داره

00:01:30.277 --> 00:01:32.339
تا ادامه داشته باشه

00:01:32.441 --> 00:01:38.652
الگوشکنی می‌تونه این باشه که یه روز «مت
میوس» که باغبان حریصی بوده

00:01:39.253 --> 00:01:43.159
رفت به بوته‌ی رزش سر بزنه و یه دست
قطع‌شده زیرش پیدا کرد

00:01:43.184 --> 00:01:46.386
اگه همه‌چیز همیشه بی‌نقص باشه

00:01:46.411 --> 00:01:48.214
داستانی به وجود نمیاد

00:01:48.239 --> 00:01:51.777
زندگی هرروز فوق‌العاده است

00:01:51.933 --> 00:01:57.800
پس تبدیل به داستان نمی‌شه تا اینکه
یه نفر «روبرت سگه» رو می‌دزده

00:01:58.331 --> 00:02:02.831
یه رخداد به نحوی الگو رو قطع می‌کنه

00:02:02.886 --> 00:02:06.425
و با همین قطع‌شدن داستان شروع می‌شه

00:02:06.995 --> 00:02:12.464
چه چیزی باعث قوی‌شدن طرح می‌شه

00:02:12.667 --> 00:02:16.144
تو یه طرح داستان خوب باید اتفاقی بیافته

00:02:16.777 --> 00:02:20.433
که هم برای خواننده جالب باشه و امیدواریم
برای کاراکتر هم جالب باشه

00:02:20.511 --> 00:02:24.441
شاید بهتر باشه یه جور دیگه بگم. که هم برای
کاراکتر جالب باشه و امیدواریم برای خواننده

00:02:24.466 --> 00:02:26.316
هم جالب باشه

00:02:26.394 --> 00:02:29.214
باید اتفاقی بیافته

00:02:29.847 --> 00:02:34.503
و این اتفاق می‌تونه هر تعدادی از اتفاقات
باشه

00:02:34.542 --> 00:02:39.738
مثلا جان و مری خوشبخت ان. تو یه خونه با
طرح شکسته و با دو تا ماشین زندگی می‌کنن

00:02:39.777 --> 00:02:42.034
بعد یه روز

00:02:42.113 --> 00:02:46.214
یه نور سبز عجیب تو آسمون دیده می‌شه

00:02:46.433 --> 00:02:50.198
یه قوطی به سمت زمین میاد و درست
پشت خونه‌ی اون‌ها فرود میاد

00:02:50.230 --> 00:02:53.948
و از داخل اون یه هیولای شاخک‌دار بیرون میاد

00:02:53.973 --> 00:02:56.136
این یه جور داستانه

00:02:56.198 --> 00:02:58.847
تهدید از خارج

00:02:59.573 --> 00:03:03.542
جان و مری دارن تو خونه‌شون با طرح شکسته
زندگی می‌کنن

00:03:03.567 --> 00:03:08.206
ولی بعد مری می‌فهمه جان داره بهش 
خیانت می‌کنه

00:03:08.308 --> 00:03:10.355
این هم یه جور داستان دیگه

00:03:10.380 --> 00:03:12.394
تهدید از درون

00:03:12.441 --> 00:03:14.027
این‌ها رو با هم ترکیب کنین

00:03:14.105 --> 00:03:17.105
جان و مری دارن تو خونه‌شون با طرح شکسته
زندگی می‌کنن

00:03:17.130 --> 00:03:18.964
بعد جان می‌فهمه که

00:03:18.995 --> 00:03:24.230
مری به طرز مرموزی ساعاتی از شب
غیبش می‌زنه

00:03:24.769 --> 00:03:29.277
و به طرز نگران‌کننده‌ای علاقه‌مند شده به
خوابیدن تو وان حموم

00:03:29.409 --> 00:03:32.128
و پرده‌ی حموم رو هم می‌کشید

00:03:32.542 --> 00:03:34.573
چه اتفاقی افتاده؟

00:03:34.706 --> 00:03:38.855
اون دندون‌های نیش سفید و عجیب چیه که
ظاهر شده

00:03:40.573 --> 00:03:45.613
ممکنه مری یه خون‌آشام باشه؟

00:03:45.738 --> 00:03:47.167
بله

00:03:47.222 --> 00:03:49.495
حالا جان می‌خواد چه کار کنه؟

00:03:49.652 --> 00:03:55.066
بچه‌هاشون چی؟ این تمایل رو به ارث
بردن یا نه؟

00:03:55.620 --> 00:03:57.691
این هم یه جور داستان دیگه است

00:03:58.456 --> 00:04:01.566
پس بله
همه‌ی این‌ها رخداد به حساب میان

00:04:01.685 --> 00:04:12.464
همه‌ی این‌ها ابزارهای طرح داستانی هستن که
باعث افزایش فشار خون و ایجاد تعلیق می‌شن

00:04:12.545 --> 00:04:16.053
که باعث می‌شن بخوایم بدونیم بعدش قراره 
چی بشه

00:04:16.600 --> 00:04:22.373
از داستان‌هایی الهام بگیرین
که قبلا گفته شدن

00:04:22.576 --> 00:04:25.873
آجرهای سازنده‌ی داستان

00:04:25.951 --> 00:04:31.100
در تمدن غربی قطعا تا حدی با
فرهنگ‌های دیگه فرق داره

00:04:31.125 --> 00:04:34.264
ولی همه‌ی فرهنگ‌ها آجرهای سازنده‌ی داستان
خودشون رو دارن

00:04:34.311 --> 00:04:36.686
می‌تونین بگین جعبه ابزار

00:04:36.756 --> 00:04:39.107
جعبه ابزار داستان‌ها

00:04:39.217 --> 00:04:43.217
یا یه مجموعه لگوی خیلی بزرگ در نظر بگیرینش

00:04:43.451 --> 00:04:46.701
که باهاش می‌تونین ساختارهای خودتون رو
بسازین

00:04:46.779 --> 00:04:50.068
چون قطعاتش بهم وصل می‌شن

00:04:50.093 --> 00:04:56.975
برای فرهنگ غربی می‌شه
اساطیر یونانی و رومی

00:04:57.029 --> 00:04:59.764
و داستان‌های فولک

00:04:59.789 --> 00:05:02.647
مثلا مجموعه داستان‌های برادران گریم

00:05:02.709 --> 00:05:10.561
و کسانی که مسیر اون‌ها رو دنبال کردن مثل
مجموعه‌ی افسانه‌ها و داستان‌های فولک اندرو لنگ

00:05:10.637 --> 00:05:19.982
و اخیرا داستان‌های بومی آمریکای شمالی
و جنوبی رو هم اضافه کردیم

00:05:20.075 --> 00:05:22.935
و با این طرف و اون طرف رفتن مردم تو دنیا

00:05:22.960 --> 00:05:27.060
داستان‌های آفریقایی هم به این ترکیب
اضافه شده

00:05:27.107 --> 00:05:31.888
تمام این‌ها آجرهای سازنده‌ی داستان ان

00:05:31.913 --> 00:05:37.060
و انجیل هم بعضی از این داستان‌های اساسی
رو داره

00:05:37.085 --> 00:05:38.872
چقدر از کلمه‌ی اساسی بدم میاد

00:05:40.786 --> 00:05:44.630
داستان‌های مهمی داره که مردم باید بدونن

00:05:44.655 --> 00:05:52.405
چون تقریبا غیرممکنه اثری از ادبیات انگلیسی
رو که قبل از ۱۹۴۰ نوشته شده باشه بخونین

00:05:52.530 --> 00:05:56.741
بدون اینکه به اشارات انجیلی برخورد کنین

00:05:56.835 --> 00:06:01.928
و تفکراتی که از اون‌ها برخاسته

00:06:02.085 --> 00:06:08.710
اگه به نوشتن و داشتن جعبه ابزار داستانی
بزرگی علاقه‌مندین

00:06:08.850 --> 00:06:13.233
این‌ها چند مورد از چیزاییه که
پیشنهاد می‌کنم نگاهی به‌شون بندازین

00:06:13.342 --> 00:06:22.053
چون این داستان‌ها آجر ساخت تعداد زیادی از
نویسنده‌های بزرگ قبل از شما بوده

00:06:22.428 --> 00:06:28.240
داستان‌های مهم رو بلد باشین
تا بتونین برعکس‌شون کنین

00:06:28.522 --> 00:06:34.881
اگه می‌خواین یکی از ابزارهای این جعبه ابزار
رو بردارین

00:06:34.906 --> 00:06:37.678
پیشنهاد می‌کنم فقط بخونینش

00:06:38.006 --> 00:06:43.233
سر کلاس دانشگاه نیستین که مجبور باشین

00:06:43.258 --> 00:06:46.748
آنالیزش کنین، بررسیش کنین، در موردش
نظریه‌پردازی کنین و غیره

00:06:46.803 --> 00:06:52.889
و فکر می‌کنم برای آدم قصه‌گو اینجوری
این داستان‌ها پیش می‌رن

00:06:53.405 --> 00:06:56.436
البته مردم همیشه این مسئله رو دست می‌اندازن

00:06:56.461 --> 00:07:01.350
ولی برای اینکه جوک رو بفهمین
باید اصلش رو بدونین

00:07:01.390 --> 00:07:08.692
مثلا داستان سیندرلا احتمالا قدیمی‌ترین
داستان گسترده‌ایه که در موردش می‌دونیم

00:07:08.801 --> 00:07:14.669
توی همه‌ی فرهنگ‌ها شنیدنش
همه‌جور گوناگونی‌ای داره

00:07:14.754 --> 00:07:20.301
ولی همیشه با موقیت شخصیت سیندرلا
تموم می‌شه

00:07:20.326 --> 00:07:24.075
اگه بخواین این داستان رو به طنز بنویسین

00:07:24.103 --> 00:07:30.767
سیندرلا باید بمونه خونه رو جارو کنه و
یکی از خواهر بدا با شاهزاده می‌ره

00:07:30.837 --> 00:07:37.540
یا تو عصر مدرن شاهزاده پیداش می‌شه و
سیندرلا می‌فهمه اصلا همچین چیزی نمی‌خواد

00:07:37.587 --> 00:07:44.439
ولی تا اصل داستان رو ندونین
نمی‌فهمین چرا این تغییر جالبه

00:07:44.665 --> 00:07:48.470
بیاین درباره‌ی فیلم مالفیسنت صحبت کنیم

00:07:48.619 --> 00:07:52.110
همون داستان زیبای خفته است

00:07:52.376 --> 00:07:57.681
تو داستان اصلی زیببای خفته یه جادوگر بدذات
هست که

00:07:57.706 --> 00:08:01.312
زمان تولد زیبای خفته پیداش می‌شه

00:08:01.337 --> 00:08:05.281
و پیش‌بینی می‌کنه که انگشتش رو با سوزن
چرخ نخ‌ریسی زخمی می‌کنه

00:08:05.306 --> 00:08:07.508
و بعد تا صد سال می‌خوابه

00:08:07.570 --> 00:08:12.109
و فقط با بوسه‌ی عشق حقیقی می‌تونه از خواب
بیدار بشه

00:08:12.289 --> 00:08:16.953
تو داستان اصلی بوسه‌ی عشق حقیقی از طرف
شاهزاده‌ایه که پیداش می‌شه

00:08:17.039 --> 00:08:21.172
اتفاقی که تو فیلم مالفیسنت می‌افته

00:08:21.679 --> 00:08:25.008
شاهزاده پیداش می‌شه
ولی آدم بیخودیه

00:08:25.265 --> 00:08:28.117
هیچ اتفاقی نمی‌افته چون آدمیه که خودش رو
در مرکز همه‌چیز می‌دونه

00:08:28.187 --> 00:08:35.273
آدمی که معلوم می‌شه واقعا اون رو دوست داره
همون مادرخوانده‌شه

00:08:35.476 --> 00:08:40.320
که معلوم می‌شه همون جادوگریه که اول بدذات
بود

00:08:40.345 --> 00:08:42.883
که تجربه‌ی تغییر رو از سر گذرونده

00:08:42.961 --> 00:08:45.289
ولی اگه داستان اصلی رو ندونین

00:08:45.773 --> 00:08:47.906
چه اتفاقی داره می‌افته؟

00:08:48.047 --> 00:08:51.133
به خودتون می‌گین چقدر عجیبه

00:08:51.242 --> 00:08:57.172
البته کسایی هستن که با همین موضوع
به خوبی بازی کردن

00:08:57.633 --> 00:09:00.734
یکی‌شون ساموئل بکت

00:09:00.812 --> 00:09:06.883
توی نمایشنامه‌ش «روزهای خوش» زنی هست
که داره بیشتر و بیشتر تو شن فرو می‌ره

00:09:07.529 --> 00:09:11.474
و تو کیف دستی‌ش یه تفنگه

00:09:11.623 --> 00:09:17.200
معروفه که چخوف گفته اگه تو پرده‌ی اول تفنگی
روی میز بذارین، باید تو پرده‌ی سوم شلیک بشه

00:09:17.318 --> 00:09:22.459
ولی تو پرده‌ی سوم زن اینقدر توی شن فرو رفته
که دیگه دستش به تفنگ نمی‌رسه

00:09:22.795 --> 00:09:26.162
برای همین مدام انتظار دارین دستش رو به
تفنگ برسونه و به خودش شلیک کنه

00:09:26.187 --> 00:09:27.584
چون اوضاع خیلی خرابه

00:09:27.763 --> 00:09:30.615
ولی تا آخر نمایش دیگه دستش بهش نمی‌رسه

00:09:30.685 --> 00:09:34.060
پس اگه حرف چخوف رو نشنیده بودین

00:09:34.085 --> 00:09:36.115
کمتر براتون معنی پیدا می‌کرد

00:09:36.140 --> 00:09:38.732
پس بهتون می‌گم چارچوب منابع‌تون رو
گسترش بدین

00:09:38.757 --> 00:09:44.396
چون وقتی دارین به داستان‌تون فکر می‌کنین
عمق بیشتر به افکارتون می‌ده

