WEBVTT

00:00:00.835 --> 00:00:04.968
نمایش های راهرو

00:00:06.090 --> 00:00:08.317
نمایش راهرو خیلی باری من مهمه

00:00:10.954 --> 00:00:14.228
این مجموع همه چیزایه که

00:00:14.631 --> 00:00:17.589
درطول فصل بهشون فکر میکردیم

00:00:17.656 --> 00:00:19.964
این واقعا اون

00:00:21.354 --> 00:00:22.694
جاییه که

00:00:23.952 --> 00:00:26.791
میتونی منتقل کنی نه فقط

00:00:26.994 --> 00:00:29.722
ایده هایی درباره تارو پود و لباس،

00:00:30.263 --> 00:00:32.362
و بخش ها و شکل ها

00:00:32.387 --> 00:00:34.154
ولی همچنین درباره احساس

00:00:34.400 --> 00:00:36.537
درباره سبک و روح

00:00:37.022 --> 00:00:40.473
و همچنین یه تجربه تئاتر گونه است

00:00:40.473 --> 00:00:43.298
که واسه من مثل

00:00:44.361 --> 00:00:46.934
چیزیه که الهامبخش رویاهاست و

00:00:47.318 --> 00:00:48.863
بازهم، طلبیدن

00:00:48.901 --> 00:00:51.218
این یه، میدونی

00:00:51.676 --> 00:00:54.806
نمیدونم، یعنی من هیچوقت نمیخواستم
یه کارگردان بشم

00:00:54.831 --> 00:00:57.584
یا یه نویسنده یا هرچیزی مثل این، اما

00:00:57.889 --> 00:01:00.645
من یه کارگردان رو تصور میکنم که

00:01:01.817 --> 00:01:03.946
بازیگراشو انتخاب میکنه و

00:01:04.017 --> 00:01:06.738
با یه متصدی انتخاب هنرپیشه کار میکنه

00:01:07.042 --> 00:01:08.532
که یه داستانو بگه

00:01:08.759 --> 00:01:11.081
روی موسیقی سوارش میکنه و براش لباس میسازه

00:01:11.113 --> 00:01:15.372
مثل بودن توی اون موقعیه که میتونی

00:01:17.103 --> 00:01:21.899
همه آدمایی که میتونی رو جمع کنی
و باهاشون کارکنی

00:01:21.919 --> 00:01:24.043
برای سرهم کردن کل این انتخاب ها

00:01:24.226 --> 00:01:25.620
که یه داستان رو بگی

00:01:25.831 --> 00:01:28.272
لباس ها اشیای غیر زنده هستن

00:01:28.288 --> 00:01:30.859
متعلقات، اشیای غیرزنده هستن

00:01:30.954 --> 00:01:34.712
بدون زندگی، بدون زنده بودن

00:01:35.181 --> 00:01:37.146
خیلی برای من معنی نمیدن

00:01:37.171 --> 00:01:39.400
یعنی ممکنه چیزای خوشگلی برای دیدن باشن ولی

00:01:39.487 --> 00:01:42.111
بازهم، با حرکت دادن این چیزها

00:01:42.166 --> 00:01:45.092
و در معنای یه محیط

00:01:46.253 --> 00:01:48.219
یا با معنای کلی

00:01:49.852 --> 00:01:50.852
اون ها

00:01:52.145 --> 00:01:53.145
زنده میشن

00:01:53.225 --> 00:01:56.627
و خب کار کردن در جهت نمایش

00:01:59.053 --> 00:02:03.088
باعث میشه انتخاب کردن سخت بشه

00:02:03.113 --> 00:02:07.303
ولی فکر میکنم بهم یه هدف میده
تا در جهتش کار کنم

00:02:08.744 --> 00:02:11.481
اگه یه مجموعه مساختیم فقط برای اینکه
توی یه نمایشگاه آویزون کنیم

00:02:11.657 --> 00:02:13.683
یا اگه فقط لباس بودن روی نرده

00:02:15.113 --> 00:02:17.217
فکر نمیکنم از انجامش خیلی لذت ببرم

00:02:18.194 --> 00:02:22.698
الهام ببخش، خوشحال کن، غافلگیر کن

00:02:23.932 --> 00:02:26.321
چیزی که یه نمایش راهروی
خوب میسازه سورپرایزه

00:02:26.322 --> 00:02:29.408
نشون دادن چیزی که مردم انتظار ندارن ببینن

00:02:29.565 --> 00:02:30.743
این اون نوع از

00:02:30.962 --> 00:02:32.562
میدونی، بازهم، فکر میکنم

00:02:33.532 --> 00:02:35.387
کسانی که بیشتر از همه توی مد تحسینشون میکنم

00:02:35.412 --> 00:02:37.787
کسانی که مرتبا به نمایش های من میان

00:02:38.714 --> 00:02:40.535
چیزی که بیشتر از همه خوشحالشون میکنه

00:02:40.591 --> 00:02:44.060
وقتیه که میان و چیزی میبینن که
حیجان انگیزه انتظارشو نداشتن

00:02:44.085 --> 00:02:46.241
که تازه است، جدیده و متفاوته

00:02:46.266 --> 00:02:47.714
البته که اونا عاشق مد هستن

00:02:47.823 --> 00:02:50.139
و البته که اونا عاشق، یه جور

00:02:50.998 --> 00:02:53.515
عنصر تئاترگونه کار هستن

00:02:53.523 --> 00:02:55.242
ولی بازم یه چیز

00:02:55.555 --> 00:02:58.536
یه چیز غیرمنتظره

00:02:58.601 --> 00:03:01.338
و چیزی که نمیدونستن قراره ببینن

00:03:01.363 --> 00:03:03.982
و، میدونی

00:03:04.007 --> 00:03:06.419
من به مد به عنوان نوعی سرگرمی فکر میکنم

00:03:06.849 --> 00:03:10.110
من فکر میکنم تیپ زدن نوعی سرگرمیه

00:03:10.135 --> 00:03:13.575
و بازهم، این چیزیه که میخواییم،
نه چیزی که نیاز داریم

00:03:14.129 --> 00:03:18.776
پس باید الهام ببخشی،
باید خوشحال کنی و باید غافلگیر کنی

00:03:19.995 --> 00:03:24.278
انتخاب های راهرو
از طرح های شما نشئت میگیرند

00:03:25.023 --> 00:03:27.137
ما از همون ابتدا درباره راهرو فکر میکنیم

00:03:27.153 --> 00:03:30.756
با اینکه فکر نمیکنم از ابتدا
این مهمترین نگرانی باشه

00:03:35.512 --> 00:03:38.890
درحالی که کار روی پارچه ها
و سایه نماهارو شروع میکنیم

00:03:38.999 --> 00:03:40.992
درحالی که متعلقات مشخص میشن

00:03:41.064 --> 00:03:44.309
در حالی که ظاهر شروع به شکل گرفتن
توی سرمون میکنه

00:03:44.325 --> 00:03:48.087
شروع میکنیم به تنظیم کردن همه قطعات باهم

00:03:49.275 --> 00:03:51.309
بعد اون فکر میاد که

00:03:51.356 --> 00:03:54.692
حالا میخواییم این توی چه محیطی دیده بشه

00:03:54.708 --> 00:03:59.152
یا چطور روح کار رو عمیقتر منتقل کنیم

00:03:59.177 --> 00:04:02.063
و این چطور به نظر میرسه چطور دیده میشه

00:04:02.088 --> 00:04:04.136
چطور میتونیم انجامش بدیم، میدونی

00:04:04.628 --> 00:04:07.547
گاهی توی یه بودجه بزرگتر،
گاهی با یه بودجه کمتر

00:04:07.712 --> 00:04:10.234
گاهی برای آدمای کمتر، گاهی برای خیلی آدما

00:04:10.259 --> 00:04:14.731
ولی چطور میخواییم این پیام رو منتقل کنیم

00:04:14.801 --> 00:04:17.252
و میخواییم مردم ازش چی برداشت کنن

00:04:17.292 --> 00:04:18.292
که نمیتونی

00:04:18.454 --> 00:04:21.793
میدونی، من نمیتونم کنترل کنم
مردم در کار ما چی ببینن

00:04:21.818 --> 00:04:24.361
نمیتونم کنترل کنم مردم چی برداشت کنن

00:04:24.393 --> 00:04:27.111
ولی میتونم کنترل کنم چی تولید کنیم

00:04:27.134 --> 00:04:29.600
و پیامی رو که فکر میکنیم میفرستیم

00:04:29.732 --> 00:04:32.521
پس شروع میکنیم به فکر کردن دربارهش

00:04:32.795 --> 00:04:34.254
فکر میکنم حین کل کار، یعنی

00:04:34.653 --> 00:04:38.112
میدونی بازم گاهی خودشو
به شکل های مختلف نشون میده

00:04:38.597 --> 00:04:42.751
گاهی متعلقات ارتفاع راهرو رو دیکته میکنن

00:04:43.048 --> 00:04:45.892
گاهی متعلقات دیکه میکنن
که راهرویی باشه یا نه

00:04:45.917 --> 00:04:47.108
برای مثال

00:04:47.811 --> 00:04:49.691
فصل گوت که درباره اش حرف زدیم

00:04:49.878 --> 00:04:51.145
اون فصل زمستان کامل

00:04:51.452 --> 00:04:53.972
دخترا کفش هایی با پاشنه اونقدر بلند داشتن

00:04:53.997 --> 00:04:58.031
و فکر میکنم اولین باری بود که پاشنه
 اونقدر بلند به کار میبردیم

00:04:58.312 --> 00:05:01.449
و عملا قادر نبودن چرخش تند داشته باشن

00:05:01.934 --> 00:05:02.934
اون

00:05:03.427 --> 00:05:05.946
و همچنین بزرگی لباس ها

00:05:06.399 --> 00:05:09.170
احساس میشد که میخواییم
توی یه محیط خودمونی باشن

00:05:09.233 --> 00:05:11.124
پس این موضوع رو دیکته کرد که

00:05:11.214 --> 00:05:13.964
یه جورایی انتخابمونو تحت تاثییر گذاشت که

00:05:14.058 --> 00:05:17.236
که توی یه محیط پهن و روی زمین نمایش بدیم

00:05:17.745 --> 00:05:20.386
دخترا باید توی یه دایره
خیلی عریض راه میرفتن

00:05:20.410 --> 00:05:23.717
چون اگه تند میپیچیدن،
پاشون پیچ میخورد و زمین میخوردن

00:05:23.866 --> 00:05:25.694
پس ما متوجه این شدم

00:05:25.866 --> 00:05:28.092
با نگاه کردن و پروب کردن

00:05:29.030 --> 00:05:31.188
پس اون یه جورایی روی تصمیممون اثر گذاشت

00:05:31.213 --> 00:05:32.854
بعضی وقت ها، دوباره

00:05:32.955 --> 00:05:35.226
میخواستیم بیننده هامون روبه بالا نگاه کنن

00:05:35.297 --> 00:05:38.550
من یه فصل بهار و تابستون رو به یاد دارم

00:05:38.575 --> 00:05:40.311
که دخترا لباسای خیلی کوتاه پوشیده بودن

00:05:40.336 --> 00:05:41.783
و بازهم کفش های خیلی بلند

00:05:41.825 --> 00:05:44.658
ولی ما اون نوع از تخیل رو میخواستیم

00:05:44.683 --> 00:05:48.749
که به اون لباس ها به سمت بالا نگاه بشه

00:05:48.804 --> 00:05:50.738
پس باید به راهرو ارتفاع میدادیم

00:05:50.763 --> 00:05:52.639
که تماشاچیا به بالا نگاه کنن

00:05:54.827 --> 00:05:59.207
میدونی درحالی که درباره ظاهر
و پیاممون واضحتر میشیم

00:05:59.869 --> 00:06:01.407
شروع میکنیم به تمرکز روی اینکه

00:06:02.259 --> 00:06:04.120
محیط واقعیمون چیه

00:06:04.183 --> 00:06:08.110
زاویه دید و تراز چشم تماشاگر کجاست

00:06:08.135 --> 00:06:10.796
میدونی، کلاه های بزرگ پشمی درست کرده بودیم

00:06:10.821 --> 00:06:12.143
و دخترا روی صحنه بودن

00:06:12.316 --> 00:06:15.165
چیزی بود که، میخواستی مثل یه رویا حس بشه

00:06:15.190 --> 00:06:17.398
و نمیخواستی خیلی به لباس ها نزدیک باشن

00:06:17.423 --> 00:06:19.999
میدونی، یه جورایی غیر واقعی نگهش داری

00:06:20.218 --> 00:06:23.267
به خیره کننده بودنش اضافه بشه، میدونی

00:06:23.393 --> 00:06:25.615
و بعد زمان های دیگه ای بوده، مثل فصل گذشته

00:06:25.640 --> 00:06:28.711
که میخواستیم همه حس کنن
لباس ها خیلی واقعی هستن

00:06:28.736 --> 00:06:31.396
که که لباس ها جوری هستن
که میتونن تو خیابون بپوشن

00:06:31.421 --> 00:06:33.522
پس باید تماشاچی هارو اونقدر نزدیک میبردیم

00:06:33.547 --> 00:06:35.006
که بتونن لباسارو لمس کنن

00:06:35.069 --> 00:06:37.299
پس من فکر میکنم همه این فکر کردن ها

00:06:37.698 --> 00:06:40.696
و همه اون یه جورایی تصور کردن ها

00:06:41.036 --> 00:06:44.540
همه کمک میکنن به قوت بخشدن به پیامتون

00:06:44.775 --> 00:06:46.755
و هرچی بیشتر پیش میری

00:06:46.794 --> 00:06:49.337
هرکدوم از اون افکار محکم تر میشن

00:06:49.362 --> 00:06:51.718
و مشخص تر میشن

00:06:52.801 --> 00:06:57.108
انتخاب محلتون

00:06:58.061 --> 00:06:59.821
اولین نمایشم رو توی یه رستوران برگزار کردم

00:06:59.846 --> 00:07:01.076
که در دسترسم بود

00:07:01.101 --> 00:07:02.811
تنها مکانی بود که در دسترسم بود

00:07:02.905 --> 00:07:06.961
چون کسی رو که رو میگردوند میشناختم

00:07:06.986 --> 00:07:09.541
و اون از صاحب رستوران پرسید
که آیا امکانش هست

00:07:09.566 --> 00:07:11.074
یه نمایش خیلی کوچیک بود

00:07:11.099 --> 00:07:13.469
اولین مجموعه ای بود که خودم نمایش میدادم

00:07:13.494 --> 00:07:15.225
و، میدونی، بعد

00:07:15.303 --> 00:07:18.302
مجموعه ای رو به خاطر دارم،
درست بعد از پریلاس که

00:07:18.615 --> 00:07:21.300
پیش کسی رفتیم و ازش خواستیم
اتاق زیر شیروانی رو قرض بگیریم

00:07:21.325 --> 00:07:23.302
یه جایی بود نزدیک دفتر من

00:07:23.326 --> 00:07:24.710
پس مناسب بود

00:07:24.765 --> 00:07:28.668
میتونستیم 100 نفر یا 200 نفرو جا بدیم

00:07:28.918 --> 00:07:31.477
ولی تنها چیزی بود که ازمون برمیومد

00:07:31.504 --> 00:07:34.767
از نظر مکان برامون مناسب بود

00:07:35.002 --> 00:07:38.013
و تمیز بود ازنظر مقدار فضا

00:07:38.038 --> 00:07:40.918
برای سیستم صوتی و این چیزها برق داشت

00:07:41.176 --> 00:07:44.638
پس یه سری انتخاب ها از روی اجبار انجام شد

00:07:44.709 --> 00:07:47.351
یا اساسا چیزی که از عهده مون برمیومد

00:07:47.437 --> 00:07:50.244
و بعد تصمیمات دیگه ای که ما واقعا

00:07:51.635 --> 00:07:54.177
بر اساس چیزی که میخواستیم بگیم گرفتیم

00:07:54.202 --> 00:07:56.341
موقعی که آزادی انتخاب یه مکان رو داشتیم

00:07:57.873 --> 00:07:59.316
جایی که بتونیم یه صحنه بسازیم و

00:07:59.450 --> 00:08:01.153
میدونی، اسلحه خانه یه انتخاب بود

00:08:01.178 --> 00:08:03.038
چون یه فضای عظیم بود

00:08:03.063 --> 00:08:04.926
که میتونستیم به اندازه کافی زود واردش بشیم

00:08:04.951 --> 00:08:06.855
که بتونیم اون صحنه دقیق رو بسازیم

00:08:07.090 --> 00:08:11.135
و بتونیم برای یه اتاق 1000 نفری نمایش بدیم

00:08:11.283 --> 00:08:15.377
پس چیزهای مختلفی روی اون
انتخاب ها تاثییر گذاشت

00:08:15.402 --> 00:08:17.431
و البته بودجه بخشی از کاره

00:08:17.456 --> 00:08:19.777
تعداد آدمایی که باید براشون نمایش بدی

00:08:19.945 --> 00:08:23.554
مقدار صمیمیتی که میخوای و غیره

00:08:25.218 --> 00:08:26.867
پس انتخاب ها

00:08:27.742 --> 00:08:31.569
با داشتن خیلی از این عوامل
توی ذهن انجام میشن

00:08:32.795 --> 00:08:37.184
مدل هایی رو انتخاب کنید
که براتون الهامبخش باشن

00:08:37.653 --> 00:08:41.007
من بیشتر از کسانی الهام میگیرم که

00:08:41.055 --> 00:08:45.128
مدل هایی که میتونم
باهاشون ارتباط برقرار کنم

00:08:45.448 --> 00:08:46.848
پس من متوجه شدم

00:08:46.873 --> 00:08:48.801
وقتی میتونم خلاق ترین حالتم باشم که

00:08:49.379 --> 00:08:53.581
وقتی در برخورد با لباس پوشوندن و آرایش
مدلی هستم که برام الهامبخشه

00:08:53.722 --> 00:08:57.381
و اون کسیه که درباره لباسی
که پوشیده حیجان زده است

00:08:57.562 --> 00:09:01.256
نه کسی که مثل یه کت آویز انسانیه

00:09:01.287 --> 00:09:04.289
بلکه کسی که رفتار و شخصیت داره

00:09:04.411 --> 00:09:06.091
که پاسخ میده، که علاقمنده

00:09:06.116 --> 00:09:07.749
که مثلا میگه وووه من عاشق اینم

00:09:07.914 --> 00:09:09.969
و من دنبال چیزی مثل، میدونی

00:09:10.499 --> 00:09:13.319
تعریف و تمجید ساختگی نیستم

00:09:13.344 --> 00:09:14.708
ولی کسی که واقعا

00:09:14.888 --> 00:09:19.992
به عنوان یه مدل به نقشش
توی فرایند علاقمند باشه

00:09:20.017 --> 00:09:21.017
اونقدر که من هستم

00:09:21.112 --> 00:09:23.340
و متوجه شدم که همیشه برای من آسونتره که

00:09:23.419 --> 00:09:26.326
بهشون لباس بپوشم یا مدل بدم

00:09:26.351 --> 00:09:28.842
و، میدونی

00:09:28.889 --> 00:09:31.890
این واقعا بخش حیاتی ای از فراینده

00:09:31.915 --> 00:09:34.268
وقتی که ظواهر رو روی مدل ها سرهم میکنیم

00:09:34.293 --> 00:09:36.566
پس اگه مدل ها الهامبخش نباشن

00:09:36.645 --> 00:09:38.828
تقریبا مثل اینه که لباس ها
درست به نظر نمیرسن

00:09:38.853 --> 00:09:40.187
پس من واقعا

00:09:40.237 --> 00:09:43.071
بازهم همونطور که گفتم درباره همکاری

00:09:43.103 --> 00:09:45.021
همه یه نقشی بازی میکنن

00:09:45.060 --> 00:09:48.776
در محصول نهایی

00:09:48.846 --> 00:09:52.295
پس من به همکاریشون تکیه میکنم

00:09:53.184 --> 00:09:55.206
و اگه فقط اونجا بایستن و هیچ کاری نکنن

00:09:55.231 --> 00:09:56.893
این همکاری زیادی نیست

00:09:57.347 --> 00:09:59.422
من با مدلهای زیادی کار کردم طی سالها

00:09:59.454 --> 00:10:01.482
و مطمئنا بعضیاشون برام محبوبتر هستن

00:10:01.507 --> 00:10:05.410
یعنی یه تعداد از دخترای خیلی مورد علاقه ام

00:10:06.458 --> 00:10:10.406
دخترایی هستن که
در ابتدای کارم باهاشون کار کردم

00:10:10.431 --> 00:10:13.986
کریستی ترلینگتون، کیت ماس، نیومی کمپبل

00:10:14.399 --> 00:10:15.468
یه تعداد از محبوب هام

00:10:15.539 --> 00:10:17.615
کریستین اوون، یه محبوب

00:10:17.982 --> 00:10:19.706
جیمی که مدل پروب ماست

00:10:19.737 --> 00:10:24.138
جیمی بوشرت که مدل پروب و مدلیه که عاشقشم

00:10:25.090 --> 00:10:28.791
ولی چیزی که دنبالشم شخصیته و سبک

00:10:28.816 --> 00:10:32.322
و بازهم من آدماییو دوست دارم که نه فقط

00:10:33.026 --> 00:10:37.129
بازهم، زیبایی در انواع فرم ها
و شکل ها و اندازه های مختلف وجود داره

00:10:37.456 --> 00:10:40.942
ولی زنایی که

00:10:40.982 --> 00:10:44.967
شخصیت دارن و انرژی دارن و استیل دارن

00:10:45.453 --> 00:10:48.151
و یه هویت برای خودشون دارن، که فکر میکنم

00:10:48.339 --> 00:10:51.028
این واقعا چیزیه که
تحریکم میکنه و بهم الهام میده

00:10:51.090 --> 00:10:52.090
و

00:10:52.775 --> 00:10:55.484
اخیرا با یه دختر به اسم اسلیک آشنا شدم

00:10:55.508 --> 00:10:57.482
اون شروع کننده نمایش گذشته بود

00:10:57.506 --> 00:11:01.581
و میدونی، از لحضه ای که
یه عکس ازش تو اینترنت دیدم

00:11:01.613 --> 00:11:03.446
یه عکس از اینستاگرامش دیدم

00:11:03.471 --> 00:11:05.051
و گفتم باید این دخترو ببینم

00:11:05.076 --> 00:11:07.238
پس اومد و من پایین پله ها بودم

00:11:07.280 --> 00:11:10.258
و طراحمون مک کیتی گفت تو باید بیای
و این دخترو ملاقات کنی

00:11:10.283 --> 00:11:12.027
پس من اومدم بالا و بازهم

00:11:12.311 --> 00:11:16.849
از لحضه ای که ملاقات کردیم کاملا عاشقش شدم

00:11:16.911 --> 00:11:19.824
و بازهم، نمیدونم چطور توصیفش کنم

00:11:19.996 --> 00:11:23.185
واقعا خیلی، میدونی

00:11:23.810 --> 00:11:25.622
توصیفش غیر ممکنه

00:11:25.653 --> 00:11:27.816
ولی وقتی کسی چیزی داره

00:11:27.840 --> 00:11:31.796
وقتی یه انرژی مخصوص یا هویت و شخصیت داره

00:11:31.984 --> 00:11:34.826
واقعا خیلی حیجان زده تون میکنه

00:11:35.006 --> 00:11:36.303
و خیلی الهامبخشه

00:11:36.693 --> 00:11:38.947
که لباس هارو سرهم کنید

00:11:38.987 --> 00:11:41.772
و این یکی دیگه از اون چیزاییه که

00:11:42.034 --> 00:11:44.940
که یهو ازش زندگی جدید دمیده میشه

00:11:45.213 --> 00:11:47.152
توی همه چیزایی که بهشون فکر میکردی

00:11:47.169 --> 00:11:49.871
باعث میشه بهشون یه جور دیگه نگاه کنی

00:11:49.910 --> 00:11:51.205
همچنین بعضی وقتا

00:11:52.713 --> 00:11:55.017
بهت یه حس امنیت میده
درباره کاری که انجام میدی

00:11:55.050 --> 00:11:57.531
نمیدونم، وقتی با یه دختر ملاقات میکنم

00:11:59.032 --> 00:12:01.303
که چیزیو به تن میکنه و یه جور خاصی میپوشه

00:12:01.328 --> 00:12:03.301
فکر میکنم، آره این خوبه

00:12:03.614 --> 00:12:05.689
به خاطر دارم وقتی توی
دبیرستان هنر و طراحی بودم

00:12:05.714 --> 00:12:07.383
چیزی داشتیم به اسم کلوب مد

00:12:07.508 --> 00:12:10.025
و اونجا هیچ مدل حرفه ای نبود

00:12:10.050 --> 00:12:11.507
فقط دانش آموزای دیگه بودم

00:12:11.623 --> 00:12:15.161
و یادم میاد یه دختری توی دبیرستان باهام بود

00:12:15.993 --> 00:12:18.117
دختری تو دبیرستان
باهام بود به اسم آپریل گور

00:12:18.142 --> 00:12:19.499
و من فکر میکردم اون واقعا خوشگله

00:12:19.524 --> 00:12:20.827
اون توی کلوب مد بود

00:12:20.882 --> 00:12:22.433
دختر خوب و یه دوست بود

00:12:22.449 --> 00:12:24.657
سرزنده بود و کلی انرژی داشت

00:12:24.860 --> 00:12:27.137
و ازش خواستم توی کلوب مد برام مدل بشه

00:12:27.176 --> 00:12:30.437
فکر میکنم لباسی ساختم با سکه های
طلا و نقره که همه جاش بود

00:12:30.476 --> 00:12:32.334
یعنی چیزی دیوونه ای بود، ولی

00:12:33.351 --> 00:12:35.802
گفتم اوه آپریل مدل من میشی

00:12:36.106 --> 00:12:37.705
اون مدل حرفه ای یا چیزی نبود

00:12:37.730 --> 00:12:40.381
ولی اون یه شخص بود که به مد علاقه داشت

00:12:40.406 --> 00:12:45.070
که اون انرژی ای رو داشت
که من همیشه بهش پاسخ میدم

00:12:45.258 --> 00:12:46.681
و از ظاهرش خوشم میومد، پش

00:12:46.908 --> 00:12:50.731
فکر نمیکنم مربوط بشه به یه مدل حرفه ای

00:12:50.903 --> 00:12:53.849
تاجایی که میدونم درباره پیدا کردن
کساییه که بهت الهام میدن

00:12:53.874 --> 00:12:55.852
که دوست داری لباساتو تنشون ببینی

00:12:55.993 --> 00:12:57.900
و میدونی

00:12:59.018 --> 00:13:00.927
کوکو شنل بهترین مدلش بود

00:13:01.521 --> 00:13:03.732
میدونی چی میگم؟ اون خودش
بهترین مدل خودش بود

00:13:03.757 --> 00:13:05.958
پس اگه یه زن جوان هستید و لباس درست میکنید

00:13:05.990 --> 00:13:07.358
میدونی، بپوشیدشون و

00:13:07.425 --> 00:13:08.952
ببینید خودتون چه حسی بهشون دارید

00:13:08.977 --> 00:13:11.198
نمیدونم، راههای زیادی براش هست

00:13:11.223 --> 00:13:12.223
ولی من فکر میکنم

00:13:12.729 --> 00:13:15.510
فکر میکنم شخصیت، واقعا

00:13:15.698 --> 00:13:18.538
واقعا برای من الهامبخشه

00:13:19.634 --> 00:13:24.064
موسیقی، حاشیه صوتی نمایش راهرو شماست

00:13:24.986 --> 00:13:28.674
من بیشتر با دو نفر کار کردم

00:13:29.189 --> 00:13:30.724
توی دوران کاریم برای موسیقی

00:13:30.763 --> 00:13:33.455
یعنی توی خیلی از سالهای گذشته

00:13:33.510 --> 00:13:34.510
استیو مکی بوده

00:13:34.535 --> 00:13:37.173
که شوهر کیتی گرنت هستش

00:13:37.198 --> 00:13:39.418
که همکار دائمیه منه

00:13:39.443 --> 00:13:42.720
و استیو و من و کیتی درباره
موسیقی صحبت میکنیم

00:13:42.759 --> 00:13:44.949
و همیشه، بازم یه فراینده از

00:13:45.074 --> 00:13:47.181
نگاه کردن به لباس ها، نگاه کردن به مجموعه

00:13:47.206 --> 00:13:49.693
رسیدن به یه تصمیم درباره مدل مو و آرایش

00:13:49.936 --> 00:13:51.143
و به محض اینکه

00:13:51.769 --> 00:13:54.792
وقتی یه ایده ای داریم از اینکه ظاهر چیه

00:13:55.004 --> 00:13:57.460
و یه ایده مبهم از اینکه صحنه چیه

00:13:57.578 --> 00:14:00.995
شروع میکنیم به گوش دادن به
صداها و آهنگ های مختلف

00:14:01.104 --> 00:14:02.298
و مدل های موسیقی

00:14:02.477 --> 00:14:05.233
و طی یه فرایند از پخش کردن
و گوش دادن موسیقی

00:14:05.258 --> 00:14:06.258
و صحبت درباره اش

00:14:06.319 --> 00:14:08.747
و بعد با نگاه کردن به دخترا
درحال راه رفتن

00:14:08.798 --> 00:14:11.853
و بعد، بازهم، چیزی در اون فرایند

00:14:12.094 --> 00:14:13.408
بالاخره به دل میشینه

00:14:13.433 --> 00:14:14.812
یه چیزی درست صدا میده

00:14:14.837 --> 00:14:16.728
یا نوعی از صدا درسته

00:14:18.353 --> 00:14:20.613
بازهم، هر نمایش کاملا متفاوته

00:14:20.638 --> 00:14:22.616
ولی فرایند واقعا همونه

00:14:22.882 --> 00:14:24.802
با یه مباحثه با استیو شروع میشه

00:14:24.827 --> 00:14:28.914
بهش نشون میدم چیکار داریم میکنیم

00:14:28.939 --> 00:14:31.449
ما توضییح میدیم اوه اینا پارچه ها هستن

00:14:31.473 --> 00:14:33.195
اینا رنگها هستن، اینا دخترا هستن

00:14:33.220 --> 00:14:35.185
این چیزیه که برای صحنه درنظر داریم

00:14:35.418 --> 00:14:39.028
و چندروز بعد چندتا کار برای پخش کردن میاره

00:14:39.153 --> 00:14:40.474
ما بهشون گوش میدیم

00:14:40.591 --> 00:14:42.863
بعد اونموقع شروع میکنیم به
انجام مدل مو و آرایش

00:14:42.879 --> 00:14:44.447
و به محض اینکه یه سری دخترا لباس پوشیدن

00:14:44.471 --> 00:14:48.470
این بحث ادامه پیدا میکنه میره و میاد

00:14:48.665 --> 00:14:51.809
تا موقعی که یه چیزی داریم که
بهش میگیم موسیقی متن نمایشمون

00:14:52.349 --> 00:14:55.020
و متغیره، هر فصل فرق میکنه، ولی

00:14:58.038 --> 00:15:01.860
آره، گاهی یه سبک متفاوت از موسیقی
که از یه جای دیگه میاد

00:15:02.307 --> 00:15:04.713
یادم میاد یه فصل در زیگفیلد

00:15:04.738 --> 00:15:07.490
یه بند آوردیم که موسیقی رو اجرا کنه

00:15:07.515 --> 00:15:10.266
میدونی، که به تئاتری بودن
اون نمایش اضافه کرد

00:15:10.430 --> 00:15:12.075
یه فصل یه بند موسیقی رژه آوردم

00:15:12.100 --> 00:15:16.000
که یه کاور از "اسملز لایک تینز اسپیریت" رو
اجرا کردن

00:15:16.415 --> 00:15:18.234
از نیروانا و

00:15:20.040 --> 00:15:23.582
و فضا رو مثل یه ژیمنازیوم
دبیرستانی درست کردیم

00:15:24.082 --> 00:15:25.963
میدونی یکی از، نمیدونم

00:15:26.698 --> 00:15:29.054
موسیقی، بازهم مثل همه بخش های دیگه

00:15:29.398 --> 00:15:34.403
خیلی مربوطه به اینکه مجموعه
و پیامی که میخواییم برسونیم چیه

00:15:35.298 --> 00:15:39.785
همه چی درست قبل از نمایش سرهم میشه

00:15:40.575 --> 00:15:43.471
فکر میکنم احتمالا، هرچقدر که پر استرس باشه

00:15:43.519 --> 00:15:45.398
بخش مورد علاقه ام از پروسه طراحی

00:15:45.570 --> 00:15:48.093
زمانیه که فشار خیلی زیاد میشه

00:15:48.312 --> 00:15:50.361
اون چند هفته قبل از نمایش

00:15:50.526 --> 00:15:52.343
وقتی که همه مدت توی اتاق پروب هستیم

00:15:52.368 --> 00:15:53.621
و تا دیر وقت کار میکنیم

00:15:53.723 --> 00:15:56.522
و نمونه ها وارد میشن، نمونه اول و دوم

00:15:56.729 --> 00:15:59.085
و دارن به درست بودن نزدیکتر و نزدیکتر میشن

00:15:59.523 --> 00:16:02.836
و بعد، میدونی، اون چند هفته
آخر قبل از نمایش هستن که

00:16:02.861 --> 00:16:04.519
که شروع میکنی به دیدن نشانه های

00:16:04.754 --> 00:16:07.291
کاری که همه مدت داشتی انجام میدادیو

00:16:07.448 --> 00:16:10.207
یه مقداری با وضوح بیشتری میبینی

00:16:10.614 --> 00:16:14.580
که یه جورایی، یه نوری ته تونل هست

00:16:14.659 --> 00:16:17.457
میبینی که اصلاحات دارن انجام میشن رو میبینی

00:16:17.661 --> 00:16:20.647
شروع میکنی به دیدن، شاید

00:16:20.671 --> 00:16:26.078
چیزایی که در اصل فقط توی
نقاشی بی رنگ میدیدی

00:16:26.485 --> 00:16:28.947
یهو الآن توی پارچه های چاپ شده هستن

00:16:29.127 --> 00:16:32.048
به جای داشتن یه تزیین فوتوکپی شده

00:16:32.068 --> 00:16:33.925
یه تزیین واقعی دارن

00:16:34.106 --> 00:16:36.511
که وصل شده یا دوخته شده

00:16:36.809 --> 00:16:40.966
و بعد، آره اون هفته های آخره که
همه چی داره سرهم میشه

00:16:41.200 --> 00:16:45.894
که بازهم نور ته تونل شروع
میکنه به روشن تر شدن

00:16:46.253 --> 00:16:47.491
و

00:16:49.508 --> 00:16:52.999
و شروع میکنی به دیدن ظهور نتایج

00:16:53.024 --> 00:16:55.661
کل اصلاحاتی رو که واسه
ماهها داشتی انجام میدادی

00:16:55.794 --> 00:16:57.242
و بعد، تمومه

00:16:57.297 --> 00:16:59.564
همیشه منو حیرت زده میکنه، میدونی

00:16:59.620 --> 00:17:02.391
ما نزدیک 5 ماه وقت میذاریم

00:17:02.416 --> 00:17:04.089
چهار پنج ماه روی یه نمایش کار میکنیم

00:17:04.222 --> 00:17:06.296
و بعد توی کمتر از 10 دقیقه تموم میشه

00:17:06.328 --> 00:17:09.200
و هیچوقت دیگه دیده نمیشه،
بجز توی ویدئو یا روی اینترنت

