WEBVTT

00:00:01.080 --> 00:00:06.330
دیوید لینچ: من گاهی اوقات فکر میکنم
که بازیگرا آدمای خیلی حساسی‌اند

00:00:06.330 --> 00:00:09.450
و همچنین کنجکاو هستند

00:00:09.450 --> 00:00:12.930
در رابطه با زندگی کنجکاو هستند
مثل کاراگاهان پلیس در زندگی

00:00:12.930 --> 00:00:15.074
در رابطه با فیلمی که درش هستند کنجکاوند

00:00:15.074 --> 00:00:17.732
♫ پخش موسیقی ♫

00:00:17.917 --> 00:00:20.917
[کار با بازیگران]

00:00:21.010 --> 00:00:23.680
بازیگران باید یه چیزی را
کاملاً بفهمند تا بتونند

00:00:23.680 --> 00:00:25.900
.نقش اون را کاملاً طبیعی
از اعماق وجود بازی کنند

00:00:25.900 --> 00:00:31.720
پس شما باید اون چیز را که نیاز است در یه

00:00:31.720 --> 00:00:33.670
.صحنه‌ی خاص درک بشه را معرفی کنید

00:00:33.670 --> 00:00:35.935
وقتی که شما دارید به یه صحنه نگاه میکنید

00:00:35.935 --> 00:00:39.800
یا در مرحله‌ی تمرین هستید یا
اینکه دارید تازه حدست به کار میشید

00:00:39.800 --> 00:00:43.180
و اگر این مسئله درست به نظر نرسید

00:00:43.180 --> 00:00:45.760
دراین حالت بصیرت و بینش به کار آدم میاد

00:00:48.890 --> 00:00:52.240
این مسئله یه جورایی واضح به نظر میرسه

00:00:52.240 --> 00:00:56.650
اما از کجا باید بدونید که درسته؟

00:00:56.650 --> 00:01:00.310
و مهم‌تر از همه

00:01:00.310 --> 00:01:05.060
از کجا میدونید که باید چی
بگید که درست به نظر برسه؟

00:01:05.060 --> 00:01:07.770
.این یه سوال انحرافیه

00:01:07.770 --> 00:01:13.130
یه چیزی باید نظارت و ارزیابی بشه

00:01:13.130 --> 00:01:18.360
و باید یه چیزی باشه که به شما بگه

00:01:18.360 --> 00:01:19.860
این کار عملی نیست

00:01:19.860 --> 00:01:21.930
میتونه طرز ایستادن بازیگر باشه

00:01:21.930 --> 00:01:25.770
میتونه بلندی یا آرامی صداشون باشه

00:01:25.770 --> 00:01:28.320
میتونه سرعت یه کار باشه مثلاً

00:01:28.320 --> 00:01:31.020
به اندازه‌ی کافی زمان به فکر کردن
در مورد مسئله‌ای اختصاص نمیدند

00:01:31.020 --> 00:01:33.090
کلی چیز مختلف وجود داره

00:01:33.090 --> 00:01:36.360
که شما میتونید اون را انالیز کنید

00:01:36.360 --> 00:01:40.880
و سپس راه‌حل از راه میرسه
و شما باهاش حرف میزنید

00:01:40.880 --> 00:01:45.860
که گاهی اوقات بی‌عیب و نقص از آب در میاد

00:01:45.860 --> 00:01:48.660
این دسته از بازیگران از
ابتدا متوجه اون چیز شدند

00:01:48.660 --> 00:01:51.290
بعضی وقت‌ها کارای اولیه از

00:01:51.290 --> 00:01:53.780
جایی که باید باشه خیلی فاصله داره

00:01:53.780 --> 00:01:59.420
کلی باید صحبت کرد و تو چشماشون نگاه کرد تا

00:01:59.420 --> 00:02:06.080
تا متوجه شوید که حرف
شما را آیا درک کرده‌اند

00:02:06.080 --> 00:02:08.180
حلوای تن تنانی تا نخوری ندانی
(تا امتحانش نکنید نمیتونید قضاوتش کنید)

00:02:08.180 --> 00:02:11.000
،پس در تمرین بعدی
دفعه‌ی بعدی که امتحانش کردید

00:02:11.000 --> 00:02:14.510
نزدیک‌تر خواهد بود اگر
که حرف درست را زده باشید

00:02:14.510 --> 00:02:17.720
من همیشه یه چیز را پشت
سر هم بارها و بارها گفتم

00:02:17.720 --> 00:02:23.260
از یه جایی به بعد بعد از
اینکه این چیزا را گفتید

00:02:23.260 --> 00:02:27.740
وارد ذهنشون میشه و شروع میکنند به درک کردنش

00:02:27.740 --> 00:02:29.420
و بعد میگند که آها، فهمیدم

00:02:29.420 --> 00:02:32.240
و سپس شما به چیزی که میخواستید میرسید

00:02:32.240 --> 00:02:35.965
و اون بازیگرا سپس به اون
شخصیت‌ها چیرگی پیدا میکنند

00:02:35.965 --> 00:02:37.375
♫ پخش موسیقی ♫

00:02:37.399 --> 00:02:39.399
[تمرینات ]

00:02:42.270 --> 00:02:45.360
اگر نقش به درستی به یه نفر واگذار شده باشه

00:02:45.360 --> 00:02:47.730
شاید نیاز به رد و بدل کردن
اطلاعات به صورت بی‌پرده باشه

00:02:47.730 --> 00:02:50.430
شاید نیاز به تمرین باشه

00:02:50.430 --> 00:02:55.500
و این برداشت اولِ که همه چیز را به ما میگه

00:02:55.500 --> 00:02:57.030
تمرین اولی که دارید یا

00:02:57.030 --> 00:03:01.270
کاملاًدرست و صحیح انجام میشه
 (یا تقریباً درست)

00:03:01.270 --> 00:03:02.820
یا راه درازی در پیش دارید
(تا اینکه تمرین به شکل درست انجام بشه)

00:03:02.820 --> 00:03:04.250
یکی از این حالت‌ها بیشتر نبست

00:03:04.250 --> 00:03:07.040
ایده (تصورات) به اونا
میگه که باید چی کار کنند

00:03:07.040 --> 00:03:10.760
ایده شکل گرفته تا این شخصیت خاص و جوری که

00:03:10.760 --> 00:03:12.530
هست را مشخص کنه

00:03:12.530 --> 00:03:16.160
به اونا یه نقش واگذار شده چون
اونا احساس میکنند که بهترین

00:03:16.160 --> 00:03:19.520
فردی هستند که میتونند یه شخصیت را درک کنند

00:03:19.520 --> 00:03:22.340
شما با اونا صحبت میکنید
تا یه شخصیت را همونجوری

00:03:22.340 --> 00:03:25.950
درک کنند که شما درک کرده‌اید

00:03:25.950 --> 00:03:27.800
و بازیگرا میگند: آهان، خیلی خوب

00:03:27.800 --> 00:03:30.590
شما این کار را از طریق تمرین‌ها انجام میدید

00:03:30.590 --> 00:03:35.560
من همیشه گفتم که در تمرین اول عملکرد بازیگران
از چیزی که مدنظر شماست، ممکنه خیلی دور باشه

00:03:35.560 --> 00:03:36.833
و بعد شما میرید باهاشون صحبت میکنید

00:03:36.833 --> 00:03:38.500
و بهشون میگید که وقتی فلان چیزو میگند

00:03:38.500 --> 00:03:39.610
ممکنه فلان معنا را داشته باشه

00:03:39.610 --> 00:03:40.902
فلان چیز، فلان معنی را میده

00:03:40.902 --> 00:03:41.500
نه، نه، نه

00:03:41.500 --> 00:03:43.020
این کار باید اینجوری انجام شه

00:03:43.020 --> 00:03:44.650
اونا هم میگند

00:03:44.650 --> 00:03:45.880
آهان، فهمیدم

00:03:45.880 --> 00:03:47.770
سپس شما یه تمرین دیگه انجام میدید

00:03:47.770 --> 00:03:51.100
حالا به جای اینکه (اجراشون) اینقدر از
چیزی که مد نظر دور باشه میرسه به اینجا

00:03:51.100 --> 00:03:53.832
همچنان این اجراها با حد مطلوب فاصله داره

00:03:53.832 --> 00:03:54.540
آهان، باشه باشه باشه

00:03:54.540 --> 00:03:55.300
خیلی خوب

00:03:55.300 --> 00:03:56.240
یه تمرین دیگه

00:03:56.240 --> 00:03:58.070
بعد اجراشون به تقریباً به حد مطلوب میرسه

00:03:58.070 --> 00:04:01.240
و سپس انجام اصلاحات دقیق
انجام این کار و اون کار

00:04:01.240 --> 00:04:03.520
و سپس اونها درکش میکنند

00:04:03.520 --> 00:04:04.780
اونها مهارت لازم را بدست آورده‌اند

00:04:04.780 --> 00:04:07.930
اونها برای این صحنه و احتمالاً
برای بقیه‌ی صحنه‌ها بدستش اوردن

00:04:07.930 --> 00:04:08.980
شاید حتی کل صحنه‌ها

00:04:08.980 --> 00:04:10.150
اونا کاملاً درکش کرده‌اند

00:04:10.150 --> 00:04:14.980
اکنون بازیگران از استعدادشون
میتونند در مسیر درست استفاده کنند

00:04:14.980 --> 00:04:16.899
اونا شخصیت را درک کردند

00:04:16.899 --> 00:04:19.468
و شما کارتون را انجام دادید

00:04:19.468 --> 00:04:21.284
♫ پخش موسیقی ♫

00:04:21.307 --> 00:04:23.307
[با مهربانی کارگردانی کردن]

00:04:25.800 --> 00:04:30.470
همه‌ی ما انسان هستیم پس کار اشتباهی که بگیم

00:04:30.470 --> 00:04:32.120
تویِ کودن

00:04:32.120 --> 00:04:35.250
این احمقانه‌ترین چیزیی
که اونجا به اجرا در آوردی

00:04:35.250 --> 00:04:37.070
این راه درستش نیست

00:04:37.070 --> 00:04:42.020
پس شما باید خوش‌برخورد باشید
و بازیگران را شرمنده نکنید

00:04:42.020 --> 00:04:44.630
و اصلاً، دلتون هم نباید
بخواد که چنین کاری کنید

00:04:44.630 --> 00:04:47.450
اگر میخواید مداخله کنید
و چیزی را توضیح بدهید

00:04:47.450 --> 00:04:53.000
باید از کلمات و همچنین
چشمانتان استفاده کنید

00:04:53.000 --> 00:04:57.950
وقتی یه پیغامی را میخواید منتقل کنید

00:04:57.950 --> 00:05:00.200
از دستانتان استفاده کنید

00:05:00.200 --> 00:05:03.040
.و اونها متوجه منظورتان میشوند

00:05:03.040 --> 00:05:05.530
خیلی وقتا این کار جواب نمیده شاید به خاطر

00:05:05.530 --> 00:05:09.820
اظطراب یا یه جور ترس یا یه جورایی

00:05:09.820 --> 00:05:11.800
آزاد نبودن ذهن و اینکه اجازه بدید

00:05:11.800 --> 00:05:15.820
اون شخصیت کنترل چیزای مختلف را در دست بگیره

00:05:15.820 --> 00:05:17.510
 یا عدم درک

00:05:17.510 --> 00:05:21.550
پس شما باید کاری کنید
که اونا احساس راحتی کنند

00:05:21.550 --> 00:05:23.500
تا بتوانند با هویت خودشون خداحافظی کنند و

00:05:23.500 --> 00:05:25.210
یه هویت جدید به خود بگیرند

00:05:25.210 --> 00:05:28.570
کاری میکنید که احساس کنند که اشکالی نداره

00:05:28.570 --> 00:05:30.670
که شکست بخورند و آن را تجربه کنند

00:05:30.670 --> 00:05:33.040
اصلاً اشکالی نداره

00:05:33.040 --> 00:05:34.360
چنین چیزی خجالت‌آور نیست

00:05:34.360 --> 00:05:38.140
امتحان کردن آن برای عملی کردن آن

00:05:38.140 --> 00:05:40.480
نشانه‌ی شجاعت است و یه کار بزرگ میباشد

00:05:40.480 --> 00:05:42.600
و اشکالی نداره اگه نتیجه‌ی
کار شرم‌آور از آب دراومد

00:05:42.600 --> 00:05:44.470
دفعه‌ی بعد درستش کنید

00:05:44.470 --> 00:05:45.670
حالا هرچی

00:05:45.670 --> 00:05:48.460
و سپس شما یه چیزای مشخصی را توضیح میدید

00:05:48.460 --> 00:05:52.060
و در نهایت، اونا بیشتر و
بیشتر احساس راحتی خواهند کرد

00:05:52.060 --> 00:05:54.670
و درک بیشتر و بیشتری خواهند داشت

00:05:54.670 --> 00:05:56.450
درک کافی برای ایفای نقش

00:05:56.450 --> 00:05:57.530
و بفرماید

00:05:57.530 --> 00:05:58.480
شما بدستش اوردید

00:05:58.480 --> 00:06:00.021
اجرا ظبت شده

00:06:00.021 --> 00:06:02.249
♫ پخش موسیقی ♫

00:06:02.302 --> 00:06:04.302
[کارگردانی کردن احساسات مهم]

00:06:11.866 --> 00:06:13.866
[(داستان استریت (1999]

00:06:21.585 --> 00:06:23.960
کل راه را با این وسیله
اومدی اینجا تا منو ببینی؟

00:06:28.370 --> 00:06:29.040
آره، لایل

00:06:38.470 --> 00:06:42.600
بازیگران خیلی خیلی خوب

00:06:42.600 --> 00:06:44.830
یعنی شانس خیلی بالا

00:06:44.830 --> 00:06:47.990
ریچارد فارسورث و هری دین

00:06:47.990 --> 00:06:51.880
هر دو از بازیگرانی هستند که
نقششون را کاملاً طبیعی بازی میکنند

00:06:51.880 --> 00:06:53.410
ریچارد دود سیگار را جوری میده داخل

00:06:56.600 --> 00:07:00.000
که کلی احساس درش وجود داره

00:07:00.000 --> 00:07:02.100
که کلی احساس درش وجود داره

00:07:02.100 --> 00:07:04.610
...این کارش فوق‌العاده است
درست جلوی دوربین

00:07:04.610 --> 00:07:09.140
دود بلند میشه و میره تو
آسمان و موسیقی آنجلو پخش میشه

00:07:14.540 --> 00:07:16.070
خیلی زیباست

00:07:16.070 --> 00:07:20.960
و یه چیزی در هری دین وجود داره

00:07:20.960 --> 00:07:23.720
فکر کنم که رئیس قبیله‌ی سرخ‌پوستان
گاو نشسته( لقب آن رئیس) بود که

00:07:23.720 --> 00:07:28.880
تعدادی نامه به رئیس جمهور آمریکا

00:07:28.880 --> 00:07:30.000
نوشت

00:07:30.000 --> 00:07:31.230
نوشت

00:07:31.230 --> 00:07:33.810
که اشک هرکسی را در میاره

00:07:33.810 --> 00:07:38.490
وقتی هری دین اینرا میخونه

00:07:38.490 --> 00:07:40.260
شروع میکنه به گریه کردن

00:07:40.260 --> 00:07:42.510
که من فیلمش را دارم

00:07:42.510 --> 00:07:44.760
... وسپس ریچارد

00:07:44.760 --> 00:07:47.430
من اونا را قانع کردم که کم حرف بزنند

00:07:47.430 --> 00:07:52.280
فکر کنم ریچارد یه چیزی تو این مایه‌ها
میگه: دوست دارم، لایل

00:07:52.280 --> 00:07:57.110
این توی فیلمنامه نبود ولی باعث شد یه چیزی

00:07:57.110 --> 00:08:00.000
در ریچارد شکل بگیره

00:08:00.000 --> 00:08:00.680
در ریچارد شکل بگیره

00:08:00.680 --> 00:08:05.150
و این جایی که اون وقفه‌ی کوچک رخ داد

00:08:05.150 --> 00:08:08.240
که خیلی هم زیبا بود

00:08:08.240 --> 00:08:18.670
ایت چیزا درست در زمان صحیح شکل گرفتند

00:08:18.670 --> 00:08:22.980
و این حتماً نشانه‌ی شانس خیلی خوب

00:08:22.980 --> 00:08:26.010
هیچ کاری نیست که شما بتونید انجام
بدید تا این چنین برنامه‌ریزی کنید

00:08:26.010 --> 00:08:30.000
و در آن واحد کار اینقدر واقعی از آب دربیاد

00:08:30.000 --> 00:08:30.600
و در آن واحد کار اینقدر واقعی از آب دربیاد

00:08:34.037 --> 00:08:35.510
[صدای کوبیدن در ماشین]

00:08:37.215 --> 00:08:37.965
[شکستن شیشه]

00:08:37.965 --> 00:08:40.363
[صدای جیغ]

00:08:40.863 --> 00:08:42.679
مرد: آه، خدای من

00:08:42.679 --> 00:08:44.360
[صدای مشت خوردن]

00:08:44.360 --> 00:08:46.566
[صدای جیغ]

00:08:46.566 --> 00:08:47.970
مرد: شلیک نکنید

00:08:47.970 --> 00:08:48.570
!نکن

00:08:48.570 --> 00:08:50.554
من نمیتونم تحمل کنم

00:08:50.554 --> 00:08:51.110
!زود باش

00:08:51.110 --> 00:08:52.360
بهش بگو تخته‌ی عقب کامیونو نمیخوای

00:08:52.360 --> 00:08:54.332
.زودباش

00:08:54.332 --> 00:08:57.170
اصلاً میدونی چه مسافتی نیازه برای

00:08:57.170 --> 00:09:00.000
متوقف کردن یه ماشین وقتی‌که
سرعتش 60 کیلومتر بر ساعتِ

00:09:00.000 --> 00:09:00.346
متوقف کردن یه ماشین وقتی‌که
سرعتش 60 کیلومتر بر ساعتِ

00:09:00.346 --> 00:09:01.790
به اندازه‌ی طول 10 تا ماشین

00:09:01.790 --> 00:09:04.530
یعنی بیش از 10 کیلومتر

00:09:04.530 --> 00:09:07.345
اگه یدفعه‌ای وای نستاده بودم
تا الان باهام تصادف کرده بودی

00:09:07.345 --> 00:09:09.500
ازت میخوام یه کتابچه‌ی
راهنمای رانندگی بگیری و

00:09:09.500 --> 00:09:11.730
اون کوفتی را مطالعه کنی

00:09:11.730 --> 00:09:14.230
و از مقررات لعنتی پیروی کنی

00:09:14.230 --> 00:09:18.560
در یه سال گذشته 50 هزار
نفر در بزرگراه‌ها کشته شدند

00:09:18.560 --> 00:09:20.930
در ابتدا، رابرت لوجا

00:09:20.930 --> 00:09:27.130
داشت از همین مکالمات بر
روی همین شخص استفاده میکرد

00:09:27.130 --> 00:09:30.000
که من بهش گفتم میدونی
چیه، من نمیشنوم که چی میگی

00:09:30.000 --> 00:09:31.950
که من بهش گفتم میدونی
چیه، من نمیشنوم که چی میگی

00:09:31.950 --> 00:09:33.220
داری زمزمه میکنی

00:09:33.220 --> 00:09:34.360
اون گفت: چـــی؟

00:09:34.360 --> 00:09:36.520
منم گفتم که نمیشنوم چی میگی

00:09:36.520 --> 00:09:39.070
بعد از اون، شروع کرد به بلند صحبت کردن

00:09:39.070 --> 00:09:41.650
گفتم رابرت خیلی آروم داری صحبت میکنی

00:09:41.650 --> 00:09:43.330
نمی‌تونم صدات را بشنوم

00:09:43.330 --> 00:09:47.650
پنج یا 6 بار اینو بهش گفتم تا
در نهایت اونجوری که میخواستم شد

00:09:47.650 --> 00:09:49.780
اونا خودشون، خودشون را آماده میکنند

00:09:49.780 --> 00:09:54.200
اونا فقط نیاز دارند که بدونند چی لازمه

00:09:54.200 --> 00:09:55.280
این دانش درون انهاست

00:09:55.280 --> 00:09:57.080
این دانش درون انهاست

00:09:57.080 --> 00:09:58.640
این دانش درون انهاست

00:09:58.640 --> 00:10:00.000
فقط باید اونا را متوجه آن کنید

00:10:00.000 --> 00:10:00.950
فقط باید اونا را متوجه آن کنید

00:10:00.950 --> 00:10:06.190
یه رابطه‌ای بین خشونت و طنز قطعاً وجود داره

00:10:06.190 --> 00:10:10.510
و این رابطه همان وسواس عملی میباشد

00:10:10.510 --> 00:10:13.660
که غیر قابل کنترل

00:10:13.660 --> 00:10:17.140
و چنین خشم و عصبانیتی
خشمی غیرقابل وصف

00:10:17.140 --> 00:10:25.940
میتونه به تئاتر پوچ‌گرایی منتهی بشه

00:10:25.940 --> 00:10:30.000
زمانی‌که یه نفر به شدت وسواسیه

00:10:30.000 --> 00:10:36.930
زمانی‌که یه نفر به شدت وسواسیه

00:10:36.930 --> 00:10:39.988
احتمال ایجاد طنز در این حالت وجود داره

00:10:39.988 --> 00:10:41.964
[کارگردانی کردن استعدادهای غیرعادی]

00:11:02.485 --> 00:11:04.185
کله پاک‌کن محصول 1977

00:11:04.194 --> 00:11:06.664
[صدای کشیده شدن کارد و چنگال]

00:11:12.098 --> 00:11:14.074
[آه کشیدن]

00:11:19.557 --> 00:11:20.890
خیلی خوب هنری، چی میدونی؟

00:11:29.697 --> 00:11:30.000
.چیز زیادی نمیدونم

00:11:30.000 --> 00:11:31.030
.چیز زیادی نمیدونم

00:11:38.600 --> 00:11:43.520
این ایده و جوری که ایده
میخواد باشه، می‌باشد

00:11:43.520 --> 00:11:47.120
وقتی شما در روز فیلم‌برداری سر صحنه‌اید

00:11:47.120 --> 00:11:52.700
جوری روش کار میکنید که کار
شبیه ایده از آب در بیاد

00:11:52.700 --> 00:12:00.000
این وقفه‌های ناجور در فیلم
یه مفهومی را در بردارند

00:12:00.000 --> 00:12:01.080
این وقفه‌های ناجور در فیلم
یه مفهومی را در بردارند

00:12:01.080 --> 00:12:09.200
چیز دیگری که فکر میکنم
عجیب باشه اینه که به یه نفر

00:12:09.200 --> 00:12:10.930
بگید از اتاق بیاد بیرون و در را ببنده

00:12:14.050 --> 00:12:17.220
اکثر اوقات، مردم فیلم را با
صداس تق فیلم کات میکنند و

00:12:17.220 --> 00:12:20.000
میرند به صحنه‌ی بعدی

00:12:20.000 --> 00:12:30.000
اما اگر شما در را ببندید و
به فیلم‌برداری ادامه بدید

00:12:30.000 --> 00:12:30.510
اما اگر شما در را ببندید و
به فیلم‌برداری ادامه بدید

00:12:30.510 --> 00:12:35.700
شما ناگهان شروع میکنید به دیدن اتاق

00:12:35.700 --> 00:12:39.990
و یه چیزی در ذهنتان اتفاق میافته

00:12:39.990 --> 00:12:41.040
خیلی جالبه

00:12:41.040 --> 00:12:42.522
[صدای زنگ]

00:12:43.510 --> 00:12:44.992
[در باز میشود]

00:13:05.740 --> 00:13:07.716
[در بسته میشود]

00:13:10.186 --> 00:13:13.150
[سروصدای آسانسور]

00:13:21.560 --> 00:13:25.990
ایده‌ای که هنری داشت این
بود که من جک را میگیرم

00:13:25.990 --> 00:13:29.720
در همون ابتدا از شانه میگیرمش

00:13:29.720 --> 00:13:30.000
و مجبورش میکنم صورتش را به من نشون بده

00:13:30.000 --> 00:13:32.870
و مجبورش میکنم صورتش را به من نشون بده

00:13:32.870 --> 00:13:36.830
و یه چیزایی بهش میگم انجام بده مثل فکر کردن

00:13:36.830 --> 00:13:38.080
یا ناراحتی یا هرچیز دیگه‌ای

00:13:38.080 --> 00:13:40.130
و هیچی کار نکرد

00:13:40.130 --> 00:13:41.510
هیچی

00:13:41.510 --> 00:13:44.750
سپس بهش گفتم
خیلی خوب، تو یه آدم کاملاً بی‌احساسی

00:13:44.750 --> 00:13:46.820
کاملاً بی‌احساس

00:13:46.820 --> 00:13:48.650
و اونم مثل یه آدم بی‌احساس بازی کرد

00:13:48.650 --> 00:13:50.870
منم گفتم: هنری همچین شخصیه

00:13:50.870 --> 00:13:54.520

