WEBVTT

00:00:02.072 --> 00:00:06.476
منتشر کردن رازها

00:00:06.501 --> 00:00:14.156
با شکاکیت تعامل داشته باشید

00:00:14.181 --> 00:00:17.914
واقعیت این است که از روزنامه نگارها همیشه استفاده می شود

00:00:18.312 --> 00:00:28.073
چون وظیفه ماست که گوش بدهیم و تعامل داشته
باشیم ولی همیشه با شکاکیت و سوال گوش بدهیم

00:00:28.098 --> 00:00:37.514
و اگر مطلبی گفته می شود که حقیقت ندارد یا
جور در نمی آید، آنها را تشخیص بدهیم، ولی

00:00:37.539 --> 00:00:44.000
ولی مخصوصا در زمینه شخصیت های سیاسی باید این را بگوییم که

00:00:44.025 --> 00:00:50.515
در دوران دونالد ترامپ، او استاد استفاده کردن از رسانه ها است

00:00:50.540 --> 00:00:54.585
با گفتن مطالب و سخنرانی ها و توئیت کردن

00:00:54.610 --> 00:00:59.973
او هر پایگاه خبری را ۵ یا
۶ بار اینور و آنور می فرستد

00:00:59.998 --> 00:01:04.938
تا مطلب جدیدی را گزارش
کنند و می گوید که باید این

00:01:04.963 --> 00:01:10.570
موضوع را گزارش کنید یا با این
موضوع کنار بیایید، همانطور

00:01:10.595 --> 00:01:15.513
که ترامپ از پایگاه خبری
نیویورک تبلوت استفاده کرد

00:01:15.538 --> 00:01:20.710
درباره کسب و کارش و کازینوهایش و زندگی عاشقانه اش

00:01:20.735 --> 00:01:25.706
و اینکه چطور اکنون به واشنگتن
نقل مکان کرده، فقط اینکه او دیگر

00:01:25.731 --> 00:01:30.465
کازینو اداره نمی کند، بلکه دولت
ایالات متحده را اداره می کند

00:01:30.490 --> 00:01:37.507
در جستجو و آرزوی واقعیت باشید

00:01:37.601 --> 00:01:45.218
به نظر من خیلی هم است که یک روزنامه نگار
به دنیال واقعی باشد، قسمتی از آن بستگی

00:01:45.243 --> 00:01:52.764
به ارائه و حقیقت هایی که او ارائه می کند
دارد و بخشی هم مربوط به تن صدای او است

00:01:52.789 --> 00:02:07.902
شما این موضوع را بسیار در خبرهای جدید و به
ویژه تلویزیون مشاهده می کنید که شخصی خبری را

00:02:07.927 --> 00:02:22.696
گزارش می کند که مثلا اتفاق جدیدی در کاخ سفید
رخ داده ولی لحن صدای او شکاک و حمایتی است

00:02:22.761 --> 00:02:31.596
ولی من فکر نمی کنم این درست باشد،
چون این تفکر را در مردم به وجود می

00:02:31.621 --> 00:02:40.326
آورد که: من الان به چی گوش می دهم؟
حقیقتی که توسط سیاست دستکاری شده؟

00:02:40.685 --> 00:02:48.172
شما باید واقعیت باور
کنندگان اصلی را نگاه کنید،

00:02:48.197 --> 00:02:54.879
همیشه عده ای معتقد
راست گرا و عده ای معتقد

00:02:54.904 --> 00:03:08.005
چپ گرا وجود دارند، ولی باید عقب بایستید و
با عشق تمام به باورکنندگان واقعی نگاه کنید

00:03:08.030 --> 00:03:18.675
آنها هیچوقت از حرف خود عقب نمی کشند، شما
باید به حقیقت های موجود مثل یک دانشمند نگاه

00:03:18.700 --> 00:03:29.720
کنید و آنها را از ه تفکیک کنید، دوباره می گویم
که منبع خبر انسانی ناجی روزنامه نگاری است

00:03:29.745 --> 00:03:36.705
داستان ها را رد و بدل نکنید

00:03:36.795 --> 00:03:42.749
چند سال قبل بود که من روی یک
داستان جاسوسی فوق سری کار می

00:03:42.774 --> 00:03:48.394
کردم و پیش رئیس سازمان جاسوسی
رفتم و گفتم چنین داستانی

00:03:48.419 --> 00:03:54.013
دارم و آنها گفتند نباید آن
را منتشر کنم و گفتم با وکیل

00:03:54.038 --> 00:03:59.733
ها و سردبیرها مشورت می کنم
و درباره این موضوع فکر میکنم

00:03:59.758 --> 00:04:07.466
یادم می آید وقتی داشتم جلسه سازمان
جاسوسی را ترک می کردم، یکی از افراد کلیدی

00:04:07.491 --> 00:04:15.474
سازمان مرا کنار کشید و گفت معامله می کنی؟
گفتم یعنی چه؟ گفت اگر قول بدهی که این

00:04:15.499 --> 00:04:23.655
داستان را منتشر نکنی، داستان بهتری به تو
خواهیم داد تا منتشر کنی و من گفتم به هیچ

00:04:23.680 --> 00:04:31.437
عنوان و با خود فکر کردم امکان دارد دوربین
یا صدا ضبط کن های مخفی در اتاق باشد

00:04:31.462 --> 00:04:41.182
شما نباید داستان ها را معامله کنید، خصوصا
داستان های حساس فوق سری جاسوسی، کلا نباید

00:04:41.207 --> 00:04:51.132
هیچ داستانی را معامله کنید، این کار غیر
اخلاقی است، من هر چند وقت یکبار به این شخص که

00:04:51.157 --> 00:05:00.819
گفتم برخورد می کنم ولی از آن رابطه هایی
است که ارتباط چشمی برقرار نمی کنم چون او هم

00:05:00.844 --> 00:05:10.619
ارتباط چشمی برقرار نمی کند، چون خودش می داند
که پیشنهادی که به من داد غیر اخلاقی بود

00:05:10.644 --> 00:05:17.816
آن چیزی را منشتر کنید که عموم مردم می پسندند

00:05:17.841 --> 00:05:23.362
این اصطلاح «آنچه مردم می
پسندند» گاهی خیلی پیچانده

00:05:23.387 --> 00:05:28.666
می شود، البته که روزنامه
نگار ها و همه مردم باید

00:05:28.691 --> 00:05:34.048
این اصطلاح را در نظر بگیرند
و بر طبق آن عمل کنند،

00:05:34.073 --> 00:05:39.322
ولی گاهی بعضی خبرها و
حقیقت ها برای مردم سخت است

00:05:39.347 --> 00:05:42.441
مثل عملکردهای دولت یا چیزهایی مشابه

00:05:42.466 --> 00:05:50.547
ممکن است شخصی به شما بگوید اگر چنین
چیزی را منتشر کنی ممکن است به یک بچه

00:05:50.572 --> 00:05:58.763
صدمه بزنی یا چنان واکنش احساسی را در
فرد به وجود آوری که به آنها صدمه بزند

00:05:58.788 --> 00:06:06.503
به خاطر دارم وقتی در متروپولین کار
می کردم یکبار خانمی با من تماس گرفت

00:06:06.528 --> 00:06:14.219
که خیلی حالت هیستریکی داشت و گفت که
من نمی خواهم داستانی درباره پسر من

00:06:14.244 --> 00:06:22.228
منتشر کنی، این برای خانواده ما خیلی
شرم آور خواهد بود و همه مردم از شنیدن

00:06:22.253 --> 00:06:29.480
آن ناراحت می شوند و خیلی ناعادلانه
است و من گفتم اسم پسر شما چیست؟

00:06:29.505 --> 00:06:34.934
او اسم پسرش را گفت و گفتم
داستان چی هست؟ گفت فقط

00:06:34.959 --> 00:06:39.809
نمی خواهم منتشر شود،
پس من پرسیدم که چه کسی

00:06:39.834 --> 00:06:45.029
روی داستانی کار می کند
که این شخص درگیر آن است

00:06:45.054 --> 00:06:50.224
و مشخص شد که این فرد که
پسر آن خانم بود، محکوم

00:06:50.249 --> 00:06:54.987
به کشتن ۲ بچه شده بود
و ما داستان را منتشر

00:06:55.012 --> 00:07:00.165
کردیم چون حکم قضایی صادر
شده بود، ولی جالب بود

00:07:00.190 --> 00:07:04.927
که این خانم که مادر
این فرد محکوم شده بود،

00:07:04.952 --> 00:07:10.239
درباره تاثیر این خبر روی
خانواده اش صحبت می کرد

00:07:10.264 --> 00:07:15.484
شما البته باید تاثیر خبر را
در نظر بگیرید ولی اگر داستانی

00:07:15.509 --> 00:07:20.794
هست که فرد در آن محکوم شده یا
حکم قضایی وجود دارد یا شواهد

00:07:20.819 --> 00:07:25.725
عینی وجود دارد، باید آن را
منتشر کنید چون باید مردم را

00:07:25.750 --> 00:07:30.922
مطلع نگه دارید از اینکه چه
اتفاقی دارد در جامعه رخ می دهد

00:07:30.947 --> 00:07:38.014
موضواعاتی که به امنیت ملی مربوط هستند نیازمند
احتیاط فراوان هستند: بررسی پرونده پادشاه حسین

00:07:38.116 --> 00:07:44.588
در سال ۱۹۹۷ بود و جیمی کارتر تازه
رئیس جمهور شده بود و اولین ماه ریاست

00:07:44.613 --> 00:07:51.176
او بود که شخصی به من گفت پادشاه حسین
از جانب سی آی ای رشوه دریافت می کند

00:07:51.374 --> 00:07:59.292
تقریبا ۱ یا ۲ هفته برای من طول کشید
تا تائیدیه سایر منابع خبری را بگیرم

00:07:59.317 --> 00:08:05.437
من با جودی پاول که منشی
رسانه ای کارتر بود و او هم

00:08:05.462 --> 00:08:12.037
تاره به واشنگتن اومده بود
تماس گرفتم و گفتم من می دانم

00:08:12.062 --> 00:08:18.360
که پادشان حسین جردن از سی
آی ای رشوه دریافت می کند و

00:08:18.385 --> 00:08:24.326
کد این عملیات هم «نوبیف»
است و او گفت: جلل الخالق

00:08:24.387 --> 00:08:31.302
او کمی بعد تماس گرفت و گفت کارتر می
خواهد فردا صبح راس ساعت ۹ صبح شما

00:08:31.327 --> 00:08:38.217
و بن بردلی را در دفتر کاخ سفید ببیند
و ما به دفتر رفتیم و کارتر با یک

00:08:38.242 --> 00:08:45.206
کت و شلوار خیلی زیبا و رفتار فوق
العاده آمد و گفت این مکالمه نباید ضبط

00:08:45.231 --> 00:08:51.997
شود و بردلی گفت باشه و من دفترم را
بیرون کشیدم تا یادداشت برداری کنم

00:08:52.022 --> 00:08:55.340
 کارتر گفت حتی یادداشت هم نکنید لطفا

00:08:55.456 --> 00:09:03.022
و ما گفتیم بسیار خب، اینجا شما رئیس
هستی و بعد او داستان را برای ما تائید

00:09:03.047 --> 00:09:10.792
کرد و گفت که وقتی رئیس جمهور شده فهمیده
که به پادشاه حسین از جردن رشوه داده

00:09:10.817 --> 00:09:18.330
می شده و او وقتی این موضوع را فهمیده
دستور لغو ان را داده ولی از ما خواست

00:09:18.355 --> 00:09:25.664
این داستان را منتشر نکنیم، چون باعث
ضربه به مذاکرات با آسیا میانه می شد

00:09:25.738 --> 00:09:33.635
بن گفت آیا اینکار به امنیت ملی صدمه
میزند؟ چون این در دستور کار ما است. کارتر

00:09:33.660 --> 00:09:41.633
گفت نه! ولی به عنوان رئیس جمهور از شما
می خواهم اینکار را نکنید، ما بازگشتیم و

00:09:41.658 --> 00:09:49.806
بن مت که سردبیر دیگر بود با چند نفر صحبت
کرد و قانع شد که باید داستان را چتپ کند

00:09:49.831 --> 00:09:57.475
چون به امنیت ملی ضربه ای نمی زد و داستان
با یک اسم بزرگ روی صفحه اول چاپ شد

00:09:57.500 --> 00:10:06.245
دقیقا صبح روزی که منشی جدید ایالات
متحده رسیده بود تا پادشاه حسین را ببیند

00:10:06.270 --> 00:10:12.522
و این خیلی لحضه سختی بود و
کارتر خیلی ناراحت شده بود و گفت

00:10:12.547 --> 00:10:19.956
ما باید می دانستیم این منشی
امروز می رسد و ما نمی دانستیم

00:10:20.534 --> 00:10:24.761
کارتر برای بردلی نامه نوشت که
این از بی مسئولیتی و نالایقی

00:10:24.786 --> 00:10:28.701
شما است که نمی دانستید این
منشی امروز به آمریکا می رسد

00:10:28.726 --> 00:10:33.455
و همین امروز داستان را منتشر
کردید و جودی پاول با من تماس

00:10:33.628 --> 00:10:40.011
گرفت و گفت کارتر به او گفته
به بردلی بگوید که : برو بمیر

00:10:40.510 --> 00:10:43.198
منم پیغامش را به بن رساندم

00:10:43.223 --> 00:10:48.395
وقتی با موضوعات حساس و سری
سرکار دارید باید خیلی مراقب

00:10:48.420 --> 00:10:53.379
باشید، ما سعی کردیم مراقب
باشیم ولی روش کار کارتر را

00:10:53.404 --> 00:10:58.714
خوب نمی شناختیم و اگر او به
ما می گفت منتشر کردن این خبر

00:10:58.739 --> 00:11:03.583
به امنیت ملی صدمه میزند ما
شاید آن را چاپ نمی کردیم

00:11:03.669 --> 00:11:07.834
وقتی وارد این حرفه می
شوید باید بدانید که کمی

00:11:07.859 --> 00:11:11.727
پیچیده است و حتما قبل
از انتشار موضوعات با

00:11:11.752 --> 00:11:15.994
وکیل و سردبیر مشورت کنید
و حتی به غریزه خودتان

00:11:16.019 --> 00:11:19.965
هم رجوع کنید ولی نگذارید
غریزه تان برای شما

00:11:19.990 --> 00:11:24.042
تصمیم بگیرد، عامل تصمیم
گیرنده باید رابط شما

00:11:24.067 --> 00:11:28.184
در سازمان جاسوسی باشد
چون اگر موضوعی به امنیت

00:11:28.209 --> 00:11:32.170
ملی ضربه می زند به طوری
که ممکن است جنگی را

00:11:32.195 --> 00:11:36.605
ببازید که برای من اتفاق
افتاده، باید مراقب باشید

00:11:36.630 --> 00:11:43.935
حساسیت کار را مدارک جاسوسی

00:11:43.960 --> 00:11:48.998
حساس ترین مدارک مدارک
جاسوسی هستند که من آنها را

00:11:49.023 --> 00:11:53.934
پرینت گرفتم و در کتاب
هایم قرار دادم یا از جانب

00:11:53.959 --> 00:11:58.639
آنها نقل قول کردم و
دقیقا این زمان است که کسی

00:11:58.664 --> 00:12:03.751
پیدا می شود و می گوید: تو
همه داستان را نمی دانی!

00:12:03.948 --> 00:12:06.279
باید با او بحث کنید

00:12:06.865 --> 00:12:10.783
اجازه بدهید مثالی بزنم،
در دوره اوباما من روی

00:12:10.808 --> 00:12:14.701
کتابی کار می کردم که
اسم آن در نهایت «جنگ های

00:12:14.726 --> 00:12:19.108
اوباما» شد و درباره تصمیمات
اوباما در جنگ افغانستان

00:12:19.133 --> 00:12:22.671
بود که وقتی رئیس جمهور
شد به ارث برده بود

00:12:22.696 --> 00:12:27.150
در زمان تحقیق برای این
کتاب یک منبع خبری که من به

00:12:27.175 --> 00:12:31.693
خوبی می شناسم گفت که من
می توانم درباره این داستان

00:12:31.718 --> 00:12:35.861
کمکت کنم و آن زمان خبرهایی
درباره جنرال استنلی

00:12:35.886 --> 00:12:40.381
مکریستال بود که فرمانده
نیروهای جنگی افغانستان بود

00:12:40.406 --> 00:12:51.378
که در سال ۲۰۰۹ یک ارزیابی سری درباره اتفاقات جنگ نوشته بود

00:12:51.403 --> 00:12:58.542
بحث های زیادی درباره این ارزیابی در رسانه
ها وجود داشت ولی کسی نمی دانست در آن چی

00:12:58.567 --> 00:13:05.705
نوشته شده بود و کسی گفت من ارزیابی را دارم
و گفتم آیا آن را به من می دهی؟ گفت قطعا

00:13:05.962 --> 00:13:11.382
این ارزیابی ۶۶ صفحه بود و
چیزی که مردم فکر می کردند

00:13:11.407 --> 00:13:16.073
در آن نوشته شده با چیزی
که واقعا در آن نوشته

00:13:16.098 --> 00:13:21.359
شده بود، زمین تا آسمان
متفاوت بود و من این ارزیابی

00:13:21.384 --> 00:13:26.232
را خواندم و فهمیدم جنرال
مکریستال چی نوشته بود

00:13:26.257 --> 00:13:33.245
او نوشته بود اگر ما نیروی جنگی نداشته
باشیم، اگر رئیس جمهور اوباما به ما نیروی

00:13:33.270 --> 00:13:39.814
جنگی بیشتر ندهد شکست می خوریم و او
درخواست ۴۰۰۰۰ نیروی جنگی اضافه کرده بود

00:13:40.133 --> 00:13:47.632
معمولا جنرال ها اینکه ممکن است در
جنگی شکست بخورند را روی کاغذ نمی

00:13:47.657 --> 00:13:54.796
نویسند و این یک خبر فوق العاده
بود و من آن زمان آن را به سردبیر

00:13:54.821 --> 00:14:02.320
پست که مارکوس براکلی بود نشان دادم
یک روز شنبه و گفتم باید این خبر

00:14:02.345 --> 00:14:09.507
را منتشر کنیم و او قبول کرد و من
به منبع خبری ام برگشتم و گفتم:

00:14:09.532 --> 00:14:17.682
آیا می توانیم این خبر را منتشر کنیم و او
گفت واقعا؟ گفتم بله! این خبر فوق العاده

00:14:17.707 --> 00:14:25.856
ای است که یک جنرال روی کاغذ نوشته که اگر
نیروی جنگی اضافه نگیریم شکست خواهیم خورد

00:14:25.895 --> 00:14:31.020
او گفت باشه ولی حق نداری
به کسی بگویی من منبع خبری

00:14:31.045 --> 00:14:35.642
تو بودم و باید سوگند
یاد کنی که حتی پس از مرگ

00:14:35.667 --> 00:14:40.440
من اسم من را فاش نمی کنی!
این اولین باری بود که

00:14:40.465 --> 00:14:45.236
کسی می خواست حتی تا بعد
مرگش اسمش محرمانه بماند

00:14:45.261 --> 00:14:50.150
بعد ما با کاخ سفید تماس گرفتیم
و با رئیس دفاع صحبت کردیم و

00:14:50.175 --> 00:14:54.790
او گفت خدای من!
نمی توانید چنین چیزی را منتشر کنید، این

00:14:54.822 --> 00:14:59.585
درباره عملیات های جنگی آینده
است و ما درباره آن بحث کردیم

00:14:59.610 --> 00:15:04.043
و به پنهاگون رفتیم و جلسه
گذاشتیم و به کاخ سفید رفتیم

00:15:04.068 --> 00:15:10.501
و ۳ لغتی که درباره عملیات های آینده بود را حذف کردیم

00:15:10.526 --> 00:15:16.284
منتشرش کردیم و همان شب نیویورک
تایمز آن را کپی کرد، نخستین

00:15:16.309 --> 00:15:22.262
باری بود که من دیدم نیویورک
تایمز خبری را خط به خط کپی می کند

00:15:22.287 --> 00:15:26.415
این منبع خبری می دانست من
داستانی منتشر نمی کنم که باعث

00:15:26.440 --> 00:15:30.493
کشته شدم مردم شود، پس رابطه
ای بر پایه اعتماد وجود داشت

00:15:30.518 --> 00:15:34.797
شما باید این رابطه بر
پایه اعتماد را بسازید که

00:15:34.822 --> 00:15:39.009
زمان زیادی می گیرد، سخت
است و هیچوقت شخصی نیست

00:15:39.485 --> 00:15:46.232
پس در خبرگزاری جنگ ها
وظیفه ما این است که وارد

00:15:46.257 --> 00:15:52.429
جزئیات شویم و واقعا
بگوییم چه اتفاقی افتاده

00:15:52.597 --> 00:15:57.731
خیلی از مردم این کار را
دوست ندارند، ولی من خیلی

00:15:57.756 --> 00:16:02.259
جدی احساس می کنم این
یکی از مهمترین چیزهاست

00:16:02.284 --> 00:16:07.151
یکی از مهمترین کارهای یک گزارشگر توضیح
بیشتر یا تلاش برای توضیح بیشتر است

