WEBVTT

00:00:04.184 --> 00:00:10.907
به هفته چهارم خوش آمدید، این هفته ما درباره
احساسات، عواطف و انگیزه صحبت خواهیم کرد

00:00:11.315 --> 00:00:16.544
اینبار در این باره صحبت می کنیم که
احساسات چی هستند و عواطف چی هستند

00:00:16.569 --> 00:00:20.332
ما درباره این صحبت خواهیم کرد
که عواطف چیکار می کنند ...

00:00:20.357 --> 00:00:24.186
درباره این صحبت خواهیم کرد که
خواستن یعنی چه و انگیزه چیست

00:00:24.211 --> 00:00:27.286
همچنین درباره روش های مختلفی
صحبت خواهیم کرد که از طریق آن می

00:00:27.311 --> 00:00:30.386
توانیم احساسات، عواطف و انگیزه
را دسته بندی و اندازه گیری کنیم

00:00:30.411 --> 00:00:33.511
و بعد نگاهی به چندین
مثال خواهیم داشت که چطور

00:00:33.536 --> 00:00:36.563
می توان از این بحث در
زندگی واقعی استفاده کرد

00:00:36.588 --> 00:00:40.677
اجازه بدهید با ذکر چند معنی از احساسات و عواطف شروع کنیم

00:00:40.702 --> 00:00:44.155
عواطف را اینطور معنی می
کنیم که یک بیان ارگانیسم

00:00:44.180 --> 00:00:46.928
از یک حالت درونی بدن
یا حالت جسمانی است

00:00:46.953 --> 00:00:51.521
یک پاسخ جسمانی به یک اتفاق توسط
یک واکنش محرک و مکانیکی پایه

00:00:51.546 --> 00:00:56.605
و معمولا قبل از آگاهی یا حتی
بدون داشتن آگاهی اتفاق می افتد

00:00:57.135 --> 00:01:01.362
متقابلا، احساسات اینطور
معنا می شوند که یک تجربه

00:01:01.387 --> 00:01:04.922
ارگانیسم از بودن در
یک حالت عاطفی خاص هست

00:01:04.947 --> 00:01:10.645
که همیشه با آگاهی همراه است و می
توانیم آن را درونگرایی هم بنامیم

00:01:10.670 --> 00:01:15.759
یک روش برای فهمیدن رابطه بین
احساسات و عواطف این است که به آن به

00:01:15.784 --> 00:01:20.558
چشم یک دماسنج نگاه کنیم، آنچه
ما آن را دماسنج عواطفی می نامیم

00:01:20.583 --> 00:01:22.576
بیایید نگاهی به این مدل بیاندازیم

00:01:22.601 --> 00:01:25.701
شما می توانید عواطف بدون
احساسات داشته باشید،

00:01:25.726 --> 00:01:29.155
ولی نمی توانید احساسان
بدون عواطف داشته باشید

00:01:29.180 --> 00:01:34.320
این یعنی همیشه قبل از داشتن
احساس، عواطف باید حضور داشته باشند

00:01:34.345 --> 00:01:40.215
این دماسنج فرض می کند که
عواطف همیشه حاضر هستند

00:01:40.240 --> 00:01:45.079
و تا یک نقطه مشخصی واکنش های
عواطفی ما کاملا ناخودآگاه است

00:01:45.104 --> 00:01:51.917
ولی در یک نقطه مشخصی، واکنش های عاطفی ما به
قدری قوی می شوند که تبدیل به احساس می شوند

00:01:51.942 --> 00:01:58.755
یک جنبه بسیار مهم از عواطف، این است
که به برانگیختگی و ظرفیت فکر کنیم

00:01:58.937 --> 00:02:06.310
برانگیختگی چیزی هست که ما آن را قدرت
یا تقویت یا محرک احساسات می نامیم

00:02:06.398 --> 00:02:09.235
که می تواند کم یا زیاد باشد

00:02:09.260 --> 00:02:12.379
و اینها مواردی هستند که
آنها را دو ظرفیتی می نامیم

00:02:12.404 --> 00:02:15.752
یعنی شما نمی توانید فقط به
برانگیختگی نگاه کنید و تشخیص

00:02:15.777 --> 00:02:18.944
دهید که آیا افراد در حال
لذت بردن هستند یا ترسیده اند

00:02:18.977 --> 00:02:23.765
متقابلا، ظرفیت چیزی هست که ان
را جهت دهنده عواطف می نامیم

00:02:23.790 --> 00:02:27.601
که یعنی آیا این عاطفه
ایجاد شده مثبت است یا

00:02:27.626 --> 00:02:31.610
منفی، ولی درباره قدرت
عاطفه چیز زیادی نمی گوید

00:02:31.635 --> 00:02:36.582
پس وقتی درباره احساسات
صحبت می کنیم، دو بعد داریم

00:02:36.607 --> 00:02:40.523
درباره برانگیختگی و ظرفیت صحبت می کنیم

00:02:40.548 --> 00:02:43.041
و این در مدل نشان داده
شده، قابل نشان دادن است

00:02:43.066 --> 00:02:48.888
همانطور که در سمت راست مشاهده می کنید،
برانگیختگی از کم به زیاد حرکت می کند

00:02:49.382 --> 00:02:52.900
و ظرفیت از منفی به مثبت حرکت می کند

00:02:52.925 --> 00:02:56.844
و آنچه ما تمایل داریم
مشاهده کنیم این است که مواقع

00:02:56.869 --> 00:03:00.248
قوی و مثبت و قوی و منفی،
برانگیختگی زیاد است

00:03:00.273 --> 00:03:07.192
متقابلا، وقتی چیزی خشک و خسته کننده
است، ظرفت برانگیختگی تمایل دارد کم باشد

00:03:07.217 --> 00:03:11.485
در مدل سمت چپ، چیزی که ما نشان
می دهیم تاثیر داده های خام

00:03:11.510 --> 00:03:17.720
که می توانید ببینید که رابطه بین برانگیختگی
و ظرفیت دقیقا نموداری به صورت منحنی دارد

00:03:17.745 --> 00:03:20.692
عواطف حداقل ۴ کار مختلف انجام میدهند

00:03:20.717 --> 00:03:23.163
نخست اینکه موجب عمل می شوند

00:03:23.188 --> 00:03:27.853
هر وقت شما یک واکنش عاطفی دارید،
تمایل دارید که یک تغییری در

00:03:27.878 --> 00:03:32.236
رفتار خود ایجاد کنید یا متوجه
تغییری در رفتار خود می شوید

00:03:32.261 --> 00:03:36.464
دوم اینکه عواطف اعصاب شما را تغییر می دهد

00:03:36.489 --> 00:03:39.022
یعنی ادراک شما از جهان را تغییر می دهد

00:03:39.177 --> 00:03:42.939
سوم اینکه عواطف وسایلی
نقلیه ای اجتماعی برای ارتباط

00:03:42.964 --> 00:03:46.798
درباره اینکه چطور با افراد
دیگر ارتباط برقرار می کنیم

00:03:46.823 --> 00:03:52.783
و نهایتا اینکه عواطف همیشه
واکنش های ابتکاری و خودکار هستند

00:03:52.808 --> 00:03:57.900
بیایید نگاهی به مدل تجربی رابطه
بین عواطف و احساسات بیاندازیم

00:03:57.925 --> 00:04:01.879
همانطور که در این مدل مشاهده
می کنید، یک اتفاق رخ می دهد

00:04:01.904 --> 00:04:04.963
و شما یک واکنش عاطفی به آن دارید

00:04:04.988 --> 00:04:10.588
و به مرور زمان که احساس در شما رخ میدهد و
درباره چیزی احساس همراه با خودآگاهی دارید

00:04:10.613 --> 00:04:15.602
شما همچنین عمل یا واکنش
به این اتفاق خواهید داشت

00:04:15.627 --> 00:04:22.640
مثلا اگر شما در حال تماشای یک فیلم ترسناک
باشید و یک اتفاق هیجان انگیز رخ دهد

00:04:22.665 --> 00:04:26.591
خب، در همان زمانی که شما
ترس را تجربه می کنید،

00:04:26.616 --> 00:04:29.957
بدن شما به این اتفاق
واکنش نشان داده است

00:04:29.982 --> 00:04:34.999
بیایید نگاهی به بعضی قسمت ها مغز
بیاندازیم که درگیر احساسات و عواطف هستند

00:04:35.024 --> 00:04:38.490
به طور مثال، آمیگدلا،
این بخش برای مدت طولانی

00:04:38.515 --> 00:04:41.980
است که شناخته شده که
درگیر واکنش های عاطفی است

00:04:42.056 --> 00:04:46.459
برای مدت طولانی تصو می شد که این بخش
تنها درگیر عواطفی نظیر ترس، استرس و دیگر

00:04:46.484 --> 00:04:51.107
احساسات منفی است، اما الان میدانیم که
این بخش مغز درگیر احساسات مثبت هم هست

00:04:51.132 --> 00:04:55.865
دقیقا همچین چیزی برای بخش گانگلیون
پایه و هسته مرکزی مغز هم صدق می کند

00:04:55.890 --> 00:05:00.736
برای مدت های طولانی تصور می شد
که این بخش، بخش پاداش مغز است،

00:05:00.761 --> 00:05:05.289
ولی الان میدانیم که این بخش
مغز درگیر عواطف منفی نیز هست

00:05:05.314 --> 00:05:09.444
قسمت جزیره مغز را مدت ها
است که میدانیم درگیر عواطف

00:05:09.469 --> 00:05:12.963
است، مخصوصا در عواطف
منفی نظیر تنفر و بیزاری

00:05:12.988 --> 00:05:16.786
ولی الان میدانیم که در
عواطف مثبت هم درگیر است

00:05:16.811 --> 00:05:24.792
و نهایتا قشر پیشانی که درگیر عواطف لذت طلبانه
است که یعنی تجربه لذت ما از دنیای اطراف

00:05:24.817 --> 00:05:29.600
که شامل موسیقی، مزه و بو می شود

00:05:29.625 --> 00:05:33.305
اگر بخواهیم این فرایند های مختلف
را ارزیابی و دسته بندی کنیم

00:05:33.330 --> 00:05:36.584
می توانیم آنها را به طور ۳ مرحله مختلف
که باید اندازه گیری شوند، فرض کنیم

00:05:36.609 --> 00:05:41.272
واکنش های احساسی، اعمالی که
مربوط به عواطف ما هستند، و

00:05:41.297 --> 00:05:46.365
نهایتا احساساتی که افراد همراه
این واکنش های عاطفی دارند

00:05:46.458 --> 00:05:51.140
و ما اینجا تعدادی از این موارد اندازه گیری
شده که قابل استفاده هستند را آورده ایم

00:05:51.312 --> 00:05:54.357
بیاید با یک کار برای شما شروع کنیم

00:05:54.397 --> 00:05:59.505
اگر به صفحه نگاه کنید، میبنید که ما یک ماتریکس عواطف تهیه کرده ایم

00:05:59.530 --> 00:06:03.546
این ماتریسی هست که ۳ بعد
دارد و روی آن می توانیم

00:06:03.571 --> 00:06:07.340
رتبه بندی کنیم عواطف
مختلفی را که افراد دارند

00:06:07.365 --> 00:06:11.977
نخستین بعد، بعد ظرفیت
عواطف است که در اینجا عواطف

00:06:12.002 --> 00:06:16.060
انسان ها را از منفی به
مثبت رتبه دهی می کنیم

00:06:17.028 --> 00:06:21.756
دومین بعد، بعد ادراک هست

00:06:21.781 --> 00:06:25.705
اینجا این موضوع را در نظر
می گیریم که آیا افراد واکنش

00:06:25.730 --> 00:06:30.438
ناخودآگاه یا واکنشی کاملا
آگاهانه از واکنش عاطفی خود دارند

00:06:30.463 --> 00:06:36.319
و در نهایت، بر اساس مدل استفاده شده در علوم
اعصاب، می توانیم ۳ مرحله را در نظر بگیریم

00:06:36.344 --> 00:06:40.359
که آیا این احساسات آیا
مربوط به پیش بینی چیزی

00:06:40.384 --> 00:06:43.962
هستند یا به تجربه چیزی
یا به یادگیری چیزی

00:06:43.987 --> 00:06:46.115
بیاید مثال مشخصی بزنیم

00:06:46.140 --> 00:06:49.842
مثلا به رستوران می روید و غذای
مورد علاقه خود را سفارش می دهید

00:06:49.867 --> 00:06:54.506
وقتی غذا را سفارش دادید،
منتظر دریافت غذا هستید

00:06:54.531 --> 00:06:57.700
این مرحله پیش بینی است
که اولا مثبت است و ضمنا

00:06:57.725 --> 00:07:00.555
می تواند به صورت آگاهانه
یا ناخوداگاه باشد

00:07:00.580 --> 00:07:05.908
وقتی غذا را دریافت می کنید، یا از آن
لذت می برید یا از طعم آن نا امید می شوید

00:07:05.933 --> 00:07:12.992
پس این مرحله تجربه است و می تواند مثبت یا
منفی باشد و می تواند معمولا آگاهانه باشد

00:07:13.017 --> 00:07:17.499
و در نهایت از آن تجربه و
پیش بینی که شما داشتید، که

00:07:17.524 --> 00:07:21.747
تائید یا تکذیب شده اید،
شما چیز جدیدی یاد میگیرید

00:07:21.772 --> 00:07:25.105
و این مرحله یادگیری
است که می تواند مثبت یا

00:07:25.130 --> 00:07:28.613
منفی باشد و می تواند
ناخودآگاه یا آگاهانه باشد

00:07:28.638 --> 00:07:32.758
و وقتی درباره انگیزه صحبت می کنیم، در حقیقت
درباره ۲ سیستم مختلف انگیزه صحبت می کنیم

00:07:32.783 --> 00:07:38.829
خواستن و دوست داشتن، ولی پیش از آن
بیایید روی معنی ترجیح تمرکز کنیم

00:07:38.854 --> 00:07:41.347
ترجیح یعنی چه؟

00:07:41.372 --> 00:07:44.719
یعنی یک رفتار منحصر به فرد
نسبت به یک دسته از اجسام

00:07:44.744 --> 00:07:48.466
که در فرایند تصمیم گیری
ما بازتاب داده می شود

00:07:48.491 --> 00:07:53.584
همچنین می تواند یک قضاوت در بحث دوست
داشتن یا دوست نداشتن یک جسم باشد

00:07:53.609 --> 00:07:57.883
و ترجیح افراد ممکن است در
فرایند تصمیم گیری تغییر کند

00:07:57.908 --> 00:08:01.949
ما باید تفاوت بین خواستن
و دوست داشتن را تشخیص دهیم

00:08:01.974 --> 00:08:06.105
دوست داشتن یک تجربه لذت طلبانه از فرد است

00:08:06.130 --> 00:08:08.830
که می توانیم آن را بر
اساس آنچه افراد می گویند،

00:08:08.855 --> 00:08:11.442
ارزیابی و دسته بندی کنیم
توسط حالت ترجیح افراد

00:08:11.467 --> 00:08:16.506
اما از طرف دیگر خواستن یعنی آنچه
افراد نمی توانند صریحا بیان کنند

00:08:16.531 --> 00:08:21.398
می توانیم آن را توسط تغییرات یا زیادن
شدن در کار و تلاش اندازه گیری کنیم

00:08:21.423 --> 00:08:28.970
تغییر در نگاه یا رفتار، درگیری
های ذهنی یا تغییر در برانگیخته شدن

00:08:28.995 --> 00:08:31.338
وقتی به مغز نگاه می کنیم
متوجه می شویم که خواستن

00:08:31.363 --> 00:08:33.610
و دوست داشتن دو سیستم
کاملا متفاوت در مغز هستند

00:08:33.635 --> 00:08:37.257
میبینید که سیستم خواستن بازتاب
شده است در تغییراتی که در

00:08:37.282 --> 00:08:40.903
فعالیت گنگلیا پایه یا هسته
مرکزی مغز رخ می دهد، برای مثال

00:08:40.928 --> 00:08:45.408
در حالی که تغییرات در دوست داشتن
و ترجیحات ما، ترجیحات آگاهانه

00:08:45.433 --> 00:08:49.984
ما، بازتاب شده است در تغییراتی
که در فعالیت قشر پیشانی رخ می دهد

00:08:50.009 --> 00:08:52.466
پس دو سیستم متفاوت در مغز هستند

00:08:52.491 --> 00:08:56.259
حالا بیاید مثالی از زندگی
واقعی بزنیم، که در آن ۱۰۰ نفر

00:08:56.284 --> 00:08:59.943
از جمعیت یک شهر از آمریکا
را مورد آزمایش قرار دادیم

00:08:59.968 --> 00:09:02.628
تمام این افراد در معرض
چندین تبلیغ قرار گرفتند، اما

00:09:02.653 --> 00:09:05.084
ما فقط نگاهی به یک تبلیغ
خاص می اندازیم و اینکه

00:09:05.109 --> 00:09:07.487
آنها چطور با انگیزه به
ان واکنش نشان دادند، یا

00:09:07.512 --> 00:09:09.938
به عبارتی با تمایل یا
خواستن واکنش نشان دادند

00:09:09.963 --> 00:09:11.876
حالا بیاید نگاهی به ۲ مقاله مختلف بیاندازیم

00:09:11.901 --> 00:09:15.260
یک تحقیق که توسط برایان کودسن
در دانشگاه استنفورد انجام شده

00:09:15.285 --> 00:09:18.420
و دیگری که در اینجا، مدرسه
بیزینش گوپنگهام انجام شده است

00:09:18.445 --> 00:09:23.117
در مقاله نوشته شده توسط برایان
کودسن و همکارانش، افراد تحت اسکن

00:09:23.142 --> 00:09:27.448
FMRI قرار گفته بودند در حالی
که مشغول گرفتن چند تصمیم بودند

00:09:27.473 --> 00:09:30.385
قبل از اینکه داخل اسکنر بروند،
به آنها پول داده شده بود

00:09:30.410 --> 00:09:33.341
و گزینه های مختلفی برای خرید
محصول به انها داده شده بود

00:09:33.366 --> 00:09:39.117
ابتدا محصول به آنها نشان داده شد، سپس
قیمت محصول به آنها گفته شد و در نهایت این

00:09:39.142 --> 00:09:44.532
گزینه به انها داده شد که می توانستند
محصول را بخرند یا پول خود را نگه دارند

00:09:44.557 --> 00:09:48.880
کاری که محققین بعدا انجام دادند،
این بود که به داده اصلی برگشتند،

00:09:48.905 --> 00:09:52.900
وقتی افراد در حال نگاه کردن به
محصول بودند، و مشاهده کردند که

00:09:52.925 --> 00:09:55.088
آیا می توانند فقط با نگاه
کردن به اسکن مغز آنها، پیش

00:09:55.113 --> 00:09:57.152
بینی کنند که فرد قرار است
چه محصولی را خریداری کند

00:09:57.177 --> 00:10:01.336
چیزی که آنها یافتند این بود
که بخشی از مغز به اسم هسته

00:10:01.361 --> 00:10:05.519
مرکزی، بخشی است که قابلیت
پیش بینی انتخاب نهایی را دارد

00:10:05.544 --> 00:10:09.109
فعالیت بیشتر مشاهده شده در
این قسمت مغز پیش بینی می کرد

00:10:09.134 --> 00:10:13.487
که احتمال اینکه افراد این
محصول را خریداری کنند بیشتر است

00:10:13.512 --> 00:10:20.102
فاز دوم، فاز قیمت بود، در این فاز
یافتند که قیمت بالاتر، فعالیت بیشتری در

00:10:20.127 --> 00:10:26.450
قسمتی از مغز به اسم جزیره را موجب
میشد که احتمال خرید محصول را کم میکرد

00:10:26.475 --> 00:10:31.052
و این هنوز ۴ تا ۸ ثانیه پیش از
گرفتن تصمیم نهایی توسط افراد بود

00:10:31.077 --> 00:10:36.479
پس بر اساس این مدل محققین قادر
بودند انتخاب نهایی را پیش بینی کنند

00:10:36.504 --> 00:10:41.437
چند ثانیه قبل از آنکه خود افراد این
احساس را بکنند و تصمیم نهایی را بگیرند

00:10:41.462 --> 00:10:44.637
به جای نگاه کردن به فعالیت
جسم مخطط شکمی، ما به

00:10:44.662 --> 00:10:47.967
بخشی که شاخص عدم تقارن
پیشانی نام دارد، نگاه کردیم

00:10:47.992 --> 00:10:54.172
که درگیری مربوط به پیشانی چپ
مغز در مقابل پیشانی راست مغز است

00:10:54.197 --> 00:11:00.757
این یک اندازه گیزی از انگیزه یا
حتی خواستن یا نزدیک شدن به دوری است

00:11:00.782 --> 00:11:04.542
در این تحقیقُ افراد در
معرض محصولات هم قرار گرفتند

00:11:04.567 --> 00:11:06.964
چند ثانیه قبل از اینکه
تصمیم نهایی را بگیرند

00:11:06.989 --> 00:11:11.341
و پولی به انها داده شد که می توانستند
در حین آزمایش از آن استفاده کنند

00:11:11.366 --> 00:11:16.467
آنچه یافتیم این بود که در لحظه ای
که افراد محصولات را مشاهده می کردند

00:11:16.492 --> 00:11:22.676
هر چه قسمت انگیزه درگیری بیشتری داشت، مردم
بیشتر تمایل داشتند پول بابت محصول بدهند

00:11:22.701 --> 00:11:26.644
پس در اینجا انگار که مغز تصمیم
نهایی خود می گرفتند، چند ثانیه

00:11:26.669 --> 00:11:30.357
قبل از آنکه افراد به طور آگاهانه
تصمیم نهایی خود را بگیرند

00:11:30.382 --> 00:11:34.795
و این زمینه این است که چرا ما
انتخاب مشتری را بررسی می کنیم

00:11:34.820 --> 00:11:39.965
و این جلسه ما درباره عواطف و
احساسات و انگیزه را پایان میدهد

00:11:39.990 --> 00:11:44.143
و همانطور که میبینید ما الان کمی
بیشتر میدانیم درباره اینکه چه چیزی

00:11:44.168 --> 00:11:47.896
تصمیم مصرف کننده را جهت میدهد هم
به صورت آگاهانه و هم ناخودآگاه

00:11:47.921 --> 00:11:55.623
هفته بعد درباره یادگیری و حافظه صحبت
خواهیم کرد و منتظر دیدار شما هستم!

