WEBVTT

00:00:04.921 --> 00:00:08.074
اسم من پیر مولر هست، من
در دانشگاه کوپنگهام کار می

00:00:08.099 --> 00:00:11.312
کنم، دانشگاهی که درباره
حواس انسان آنجا تحصیل می کنم

00:00:11.793 --> 00:00:16.798
ما تلاش می کنیم بفهمیم
حواس انسان چطور کار می کنند

00:00:16.823 --> 00:00:23.575
که واقعا مربوط به این است که
در مغز چه اتفاقاتی رخ میدهد

00:00:23.600 --> 00:00:30.438
پس روانشناسی است و از
آنجایی که روانشناسی است، می

00:00:30.463 --> 00:00:36.753
توانیم از آن تحت عنوان
روانشناسی حسی یاد کنیم

00:00:36.778 --> 00:00:44.183
مرز بین اینکه چه چیزی فیزیولوژی
است و چه چیزی روانشناسی

00:00:44.208 --> 00:00:51.853
شفاف نیست، ولی یک چیز که دوست
دارم بگویم این است که کاملا

00:00:51.885 --> 00:00:59.222
بی معنی است که مطالعات
فیزیولوژی انجام بدهیم بدون اینکه

00:00:59.247 --> 00:01:06.190
از تاثیرات روانشناسی پرونده
خود در آزمایش مطلع باشیم

00:01:06.215 --> 00:01:11.050
پس شما باید از فرایند مغز خود آگاه باشید

00:01:11.075 --> 00:01:16.817
و اینکه بدانید قادر به چه کارهایی است، پیش
از آنکه بپرسید چطور اینکار را انجام میدهد

00:01:16.842 --> 00:01:24.070
پس یا روانشناسی است یا روانشناختی که روابط
روابط درست را عملی و پایه ریزی می کند

00:01:24.095 --> 00:01:31.250
و بعد اگر شما علاقه مند به علم
انسان شناسی یا مردم هستید، می توانید

00:01:31.275 --> 00:01:38.113
در این زمینه تحصیل کنید که ذهن
انسان چطور این مشکلات را حل می کند

00:01:38.138 --> 00:01:41.982
پس روانشناسی حسی یا
فیزیولوژی حواس انسان همه مربوط

00:01:42.007 --> 00:01:45.555
به این است که بفهمیم حواس
انسان چطور عمل می کنند

00:01:45.580 --> 00:01:54.166
در این دوره، امروز ما درباره حس بویایی
صحبت میکنیم، یعنی حس بویایی انسان

00:01:54.191 --> 00:01:59.343
و حس بویایی واقعا از جهات زیادی جالب است

00:01:59.368 --> 00:02:06.677
نه تنها حس بویایی به صورت یک پدیده
ای متفاوت با سایر حواس است، درسته؟

00:02:06.702 --> 00:02:12.532
بو کشیدن چیزی نسب به دیدن آن یک
تجربه کاملا متفاوت است، درسته؟

00:02:12.557 --> 00:02:16.690
نکته دیگری که وجود دارد
این است که گویا برای

00:02:16.715 --> 00:02:20.846
برآورده کردن اهداف دیگری
است که تعجب آور نیست

00:02:20.871 --> 00:02:28.323
و این اهداف در معماری
این سیستم بازتاب شده اند

00:02:28.348 --> 00:02:32.825
یک نکته که وجود دارد این
است که تمام حواس انسان به

00:02:32.850 --> 00:02:38.361
غیر از بویایی به صورت
متقابل افقی هماهنگ شده اند

00:02:38.386 --> 00:02:41.841
که یعنی آنچه شما ...

00:02:41.866 --> 00:02:51.042
مثلا در بینایی، آنچه در سمت چپ محیط اطراف
قرار دارد، در قسمت راست مغز شما منعکس می شود

00:02:51.067 --> 00:02:57.204
در حس بویایی این موضوع
متفاوت است و مستقیم است

00:02:57.229 --> 00:03:02.323
که این باعث به وجود آمدن مفاهیم مختلفی
می شود، که شاید نباید الان درباره

00:03:02.348 --> 00:03:07.510
آنها صحبت کنم، ولی فقط در همین حد
بدانید که به صورت متفاوتی هماهنگ شده است

00:03:07.535 --> 00:03:11.960
آنچه مهمتر است در نظر من، این است که ...

00:03:12.065 --> 00:03:19.102
حس بویایی خیلی زودتر از
سایر حواس به روی قسمتی

00:03:19.127 --> 00:03:25.565
از مغز که مربوط به
عاطفه است تاثیر می گذارد

00:03:25.596 --> 00:03:32.976
پس، حس بویایی یک حس با عاطفه بسیار بالاست

00:03:33.001 --> 00:03:39.225
و یک سیستم حافظه کاملا متفاوتی
دارد که به آن متصل شده است

00:03:39.250 --> 00:03:43.317
با همکاری تعدادی از همکارانم
ما پیشنهاد یک تئوری را داده ایم

00:03:43.786 --> 00:03:48.010
که به نوعی سعی دارد توضیح دهد

00:03:52.250 --> 00:04:00.808
که حافظه بویایی در چه جهتی خوب است،
در ارتباط با یادآوری آگاهانه بو

00:04:00.833 --> 00:04:09.178
و فرایند این راه فکری
شامل این می شود که بفهمیم

00:04:09.203 --> 00:04:16.156
که حس بویایی در حقیقت
یک سیستم اخطار است

00:04:16.181 --> 00:04:20.694
اکثر وقت ها در محیط هایی
که برای ما آشنا هستند،

00:04:20.719 --> 00:04:24.478
توجهی به بویی که آنجا
وجود دارد نمی کنیم

00:04:24.503 --> 00:04:30.564
ولی اگر بویی را احساس
کنیم که جدید است، خیلی

00:04:30.589 --> 00:04:36.244
سریع پرچم بالا میاریم
(توجه ما جلب می شود)

00:04:39.618 --> 00:04:47.700
اینطور هم می توانم بیان کنم که به صورت خیلی
نادر، حس بویایی در مرکز توجه ما قرار دارد

00:04:47.725 --> 00:04:54.850
ما معمولا به آن توجهی نمی کنیم
مگر اینکه خارج از قاعده باشد

00:04:54.875 --> 00:05:03.545
پس یک سیستم اخطار است، خیلی بیشتر
از یم سیستم برای شناختن چیزها

00:05:03.570 --> 00:05:10.758
و همچنین خیلی منطقی است این
موضوع که حس بویایی ما بسیار

00:05:10.783 --> 00:05:17.329
مهم است برای سلامت ما و
احساس اینکه «در خانه هستیم»

00:05:17.354 --> 00:05:19.971
و به نوعی برای ما امنیت را تداعی می کند

00:05:19.996 --> 00:05:25.905
و تنها در صورتی که این امنیت
شکسته شود، ما متوجه بو خواهیم شد

00:05:25.930 --> 00:05:30.476
ولی خیلی مهم است که وقتی چیزی
خارج از قاعده یا مکان اصلی

00:05:30.501 --> 00:05:34.727
خود باشد، ما بتوانیم خیلی
سریع به آن واکنش نشان بدهیم

00:05:34.752 --> 00:05:37.135
و این منطقی است که

00:05:37.160 --> 00:05:43.580
یک ارتباط مستقیم بین بینی و
بخش عاطفی مغز وجود داشته باشد

00:05:44.049 --> 00:05:49.090
حس بویایی بسیار عاطفی است، و ...

00:05:49.524 --> 00:05:59.086
و خاطرات زیادی از سال های دور ... مثلا ۲۰ یا
۳۰ سال پیش می توانند با حس بویایی برگردند

00:05:59.111 --> 00:06:07.437
یک پدیده ای وجود دارد
تحت عنوان پدیده پروستان

00:06:08.478 --> 00:06:12.571
که این می تواند باشد که شما
یک کتاب قدیمی را باز می کنید

00:06:12.596 --> 00:06:19.092
و ناگهان شما برگردانده می شود به خانه
مادربزرگ خود یا اتاق زیرشیروانی یا چنین چیزی

00:06:19.855 --> 00:06:23.516
و این نشان دهنده این است که

00:06:23.541 --> 00:06:30.007
شما بگویید بویایی یک حس موقعیتی است

00:06:30.032 --> 00:06:36.291
که شما سایر اتفاقاتی که برایتان رخ داده را در آن ذخیره می کنید

00:06:36.316 --> 00:06:41.055
همراه با حس بویایی و اگر
شما دوباره به چنین بوی

00:06:41.080 --> 00:06:45.696
به خصوصی برخورد کنید،
همانند یک کلید عمل خواهد

00:06:45.721 --> 00:06:54.310
کرد و خاطراتی را خواهد گشود که اگر بخاطر این
بو نبود، هیچگاه انها را به خاطر نمی آوردید

00:06:54.335 --> 00:07:01.603
اگر من یک پرتقال را قاچ کنم و به شما بدهم تا بو کنید

00:07:01.628 --> 00:07:06.332
شما می گویید یک میوه از خانواده
مرکبات است ولی ممکن است نتوانید

00:07:06.357 --> 00:07:10.619
تشخیص دهید که آیا پرتقال است
یا لیمو یا یکی از مرکبات دیگر

00:07:10.644 --> 00:07:14.089
ولی می توانید دسته آن را درست بفهمید

00:07:14.114 --> 00:07:24.656
هیچوقت پرتقالی وجود نخواهد داشت که بوی
قهوه بدهد مثلا، یا بنزین یا همچنین چیزی

00:07:24.681 --> 00:07:33.969
درباره تاثیر سریع یک بو ما همه می توانیم یک اتفاق نظر داشته باشیم

00:07:33.994 --> 00:07:38.730
البته این به این معنی نیست
که شما نمی توانید آن را

00:07:38.755 --> 00:07:43.676
تغییر دهید یا تحت تاثیر محرک
های کل به جزء قرارش دهید

00:07:43.701 --> 00:07:58.018
مثلا اگر من بتوانم کاری کنم شما باور کنید
که مثلا یک بویی متعلق به پنیر چدار است

00:07:58.043 --> 00:08:05.088
شما احتمالا با من موافق خواهید بود، یا
حتی اگر من کاری کنم شما باور کنید که

00:08:05.113 --> 00:08:12.085
چنین بویی متعلق به پنیر چدار نیست و بوی
بدن شماست، باز شما ممکن است باور کنید

00:08:12.110 --> 00:08:24.715
و این مثال پنیر چدار یا بوی بدن مثالی
است که واقعا ۱۰ سال پیش انجام شده است

00:08:24.740 --> 00:08:30.110
و خیلی جالب است که بدانید،
دقیقا همین ماده شیمیایی

00:08:30.135 --> 00:08:35.781
تحت این داستان های مختلف

00:08:35.806 --> 00:08:40.661
باعث فعالیت و تحرک قسمت ها
و پترن های مختلفی از مغز شد

00:08:40.686 --> 00:08:44.942
که نشان دهنده این است که

00:08:44.967 --> 00:08:53.469
اینکه چه چیزی به شما تلقین می شود تا باور
کنید، واقعا تاثیر دارد روی آنچه شما میبینید

00:08:53.494 --> 00:08:58.657
ولی من همچنان پیشنهاد میکنم که
این یک تاثیر رتبه دومی در مقایسه

00:08:58.682 --> 00:09:03.602
با آنچه قبلا درباره آن صحبت کردم
است، مثلا مثال پرتقال و قهوه

00:09:03.627 --> 00:09:08.743
ولی هر چقدر کسی تلقین
کننده باشد، بعید می توانم

00:09:08.768 --> 00:09:14.416
بتواند مرا گول بزند تا پرتقال
را با قهوه اشتباه بگیرم

00:09:14.441 --> 00:09:19.534
ولی می توانم یک پرتقال را
با لیمو اشتباه بگیرم، درسته؟

00:09:19.559 --> 00:09:27.128
وقتی درباره بو یا هر حس دیگری
در این زمینه مطالعه می کنیم،

00:09:27.153 --> 00:09:36.992
ما تلاش می کنیم مشکلات
زیست محیطی مهم را پیدا کنیم

00:09:37.017 --> 00:09:41.275
و من معتقدم این به این دلیل
است که بخش زیادی از علم مغز

00:09:41.300 --> 00:09:46.614
مثلا روانشناسی یا فیزیولوژی
حواس، فقط در آزمایشگاه وجود دارد

00:09:46.639 --> 00:09:52.866
فقط تاثیرات آزمایشگاه هستند و از
نظر زیست محیطی مورد قبول نیستند

00:09:52.891 --> 00:10:00.788
پس وقتی ما به یک مشکلی برمیخوریم
که از نظر زیست محیطی مهم است

00:10:00.843 --> 00:10:08.120
در ابتدا سعی می کنیم به آن هویت ببخشیم توسط آنچه شما آزمایش روانشناختی می نامید

00:10:08.145 --> 00:10:11.385
توسط پایه ریزی

00:10:13.010 --> 00:10:17.209
محدودیت های یک توانایی خاص

00:10:17.234 --> 00:10:20.508
و بعد وقتی ان را هویت سازی
کردیم که این خودش ممکن است

00:10:20.533 --> 00:10:24.050
سالها طول بکشد و آزمایشگاه
های زیادی برای آن لازم است

00:10:24.075 --> 00:10:29.665
ما همچنین مطالعات الکتروفیزیولوژی
یا تصویر برداری مغز انجام میدهیم،

00:10:29.690 --> 00:10:35.279
خب، چون شما می توانید به روش های
مختلفی مغز را مورد مطالعه قرار دهید

00:10:35.304 --> 00:10:41.794
ولی اینجا در آزمایشگاه ما، ما از الکتروفیزیولوژی
یا EEG استفاده می کنیم تا دقیق باشیم

00:10:41.819 --> 00:10:44.185
الکتروانسفالوگرافی

00:10:44.210 --> 00:10:49.397
و این روشی است که با کمک آن شما ...

00:10:49.422 --> 00:10:56.624
می توانید سیگنال های الکتریکی داخل جمجمه خود را ضبط کنید

00:10:56.649 --> 00:11:01.077
و بعد اطلاعاتی که در
این سیگنال های الکتریکی

00:11:01.102 --> 00:11:05.332
وجود دارند، توسط بو
کردن چیزی تحریک شده است

00:11:05.716 --> 00:11:10.911
توسط الگوریتم های ریاضی ما می توانیم

00:11:10.936 --> 00:11:17.219
کی و کجا فعالیتی در مغز رخ داده است

00:11:17.244 --> 00:11:23.670
پس این الکتروفیزیولوژی است و فهم
اینکه مغز چطور اینکار را انجام میدهد

00:11:23.695 --> 00:11:29.050
ولی بسیار متفاوت با یک هویت سازی درست است

00:11:29.075 --> 00:11:36.963
ممکن است اینطور باشد که حیوانات مختلف
بتوانند دقیقا چنین کار مشابهی را انجام دهند

00:11:36.988 --> 00:11:45.964
ولی اینکه مغزهای مختلف حیوانات مختلف
چطور اینکار را انجام میدهند، متفاوت است

00:11:46.835 --> 00:11:51.986
چون کاری که آنها نیاز دارند

00:11:52.011 --> 00:11:54.768
یا مشکلی که باید حل کنند

00:11:54.793 --> 00:12:03.139
در طبقه زیست محیطی که
حیوان خودش را پیدا می کند

00:12:03.164 --> 00:12:08.245
پس در یک حیوان ممکن است
سریعتر از دیگری اتفاق

00:12:08.270 --> 00:12:13.239
بیوفتد، چون برای بقای
آن حیوان خاص مهم تر است

00:12:13.264 --> 00:12:20.785
و به همین دلیل است که، وقتی علم در بهترین
حالت خود قرار دارد که با مشکلات موجود در

00:12:20.810 --> 00:12:28.239
زندگی واقعی شروع می شود که دارای اهمیت
زیست محیطی برای یک حیوان خاص یا انسان هستند

00:12:28.264 --> 00:12:31.997
که در علم روانشناختی بازتاب پیدا می کند

00:12:32.022 --> 00:12:38.498
و در نهایت فرود آن در یک سیستم عصبی خاص

00:12:38.523 --> 00:12:42.829
توسط عکس برداری عصبی یا الکتروفیزیولوژی

00:12:42.854 --> 00:12:52.089
پس این یک مثال است، جدای از حس
بویایی، مثالی که نشان میدهد چطور

00:12:52.114 --> 00:13:03.213
یک مشکل از .... شما چطور می
گویید، یک مشکل از نوع زیست محیطی

00:13:03.238 --> 00:13:12.836
از روانشناختی یا فیزیولوژی ممکن
است ربط داشته باشد به جابجایی

00:13:12.861 --> 00:13:19.647
جابجایی یعنی من چطور حرکت میکنم بدون آنکه سرم را به دیوار بکوبم

00:13:19.672 --> 00:13:26.565
و این بر اساس پایه خیلی وسیعی بر اساس

00:13:26.590 --> 00:13:30.777
اطلاعاتی از بحثی به اسم
میدان جریان نوری است

00:13:30.802 --> 00:13:35.081
که درباره ردیابی حرکتی
و ردیابی چشمی حرکتی است

00:13:38.574 --> 00:13:43.587
و این برای ماهی ها خیلی مهم
است که پرواز می کنند و بالا

00:13:43.612 --> 00:13:48.177
می نشینند و ماهی را دنبال
می کنند و به سمتش می روند

00:13:48.202 --> 00:13:55.702
آنها باید بدانند دقیقا کی بال های خود
را باز کنند تا با سر به زمین نخورند

00:13:55.727 --> 00:13:59.342
مردم هم نباید به در و دیوار بخورند

00:13:59.367 --> 00:14:06.656
پس این یک مشکل زیست محیطی
است، جابجایی یا حرکت

00:14:08.481 --> 00:14:10.075
و ...

00:14:10.482 --> 00:14:16.103
و بر اساس آنچه از آزمایشات
روانشناختی بدست آمده

00:14:16.128 --> 00:14:22.881
قسمت میدان جریان نوری که
ممکن است اسمش را شنیده باشید

00:14:22.906 --> 00:14:29.413
به اندازه کافی اطلاعات در خود
دارد تا اجازه ندهد افراد به

00:14:29.438 --> 00:14:35.719
در و دیوار بخورند یا به پرندگان
اجازه دهد ماهی شمار کنند

00:14:38.919 --> 00:14:39.919
و ...

00:14:41.126 --> 00:14:49.823
پس از شناخت این توانایی ها در
انسان ها، در پرندگان و سایر حیوانات

00:14:51.463 --> 00:14:57.403
توسط ابزار عکس برداری عصبی و
الکتروفیزیولوژی مطالعه شده است

00:14:57.428 --> 00:15:03.114
یک بخش مخصوصی از سیستم بینایی به اسم

00:15:03.139 --> 00:15:08.142
منطقه ۵ یا در آمریکا به
اسم MT یا MST شناخته می شود

00:15:08.167 --> 00:15:11.035
بعدا شناخته شده است

00:15:11.060 --> 00:15:20.279
و بعد در قسمتی از مغز است
که این محاسبات قرار دارند

00:15:20.304 --> 00:15:25.669
پس یک مثال خوب از یک مثال زیست محیطی مهم

00:15:25.694 --> 00:15:35.605
در مقابل شناخت روانشناختی
که به درستی متوجه شده است

00:15:35.630 --> 00:15:40.018
توسط روش های عکس برداری
عصبی و الکتروفیزیولوژی

00:15:40.043 --> 00:15:48.021
ولی یک مثال از یک مشکلی که
اهمیت زیست محیطی ندارد این

00:15:48.046 --> 00:15:56.022
است که مثلا من چطور می فهمم
که باید روی پای خود بایستم

00:15:56.047 --> 00:15:58.654
من می توانم این کار را انجام
بدهم، البته خیلی حرفه ای

00:15:58.679 --> 00:16:01.189
نیستم، ولی رقاصان باله خیلی
حرفه ای هستند در این کار

00:16:01.214 --> 00:16:04.837
و شما می توانید تا همیشه
درباره ان مطالعه کنید

00:16:06.907 --> 00:16:11.173
ولی من توصیه میکنم اگر شما علاقه
مند به مبحث ایستادن و پا هستید

00:16:11.198 --> 00:16:18.324
که ما قدرت ایستادن روی
پنجه پا خود را نداریم

00:16:18.349 --> 00:16:25.015
ما پا داریم برای راه رفتن، پس اگر
شما در زمینه پا علاقه مند هستید

00:16:25.040 --> 00:16:29.920
به نظر من از نظر زیست محیطی این
مهم تر است که بدانیم ما چطور راه

00:16:29.945 --> 00:16:34.523
می رویم در مقایسه با اینکه ما
چطور روی پنجه پای خود می ایستیم

00:16:34.548 --> 00:16:41.928
امروزه مشکل بزرگی درباره
زیاد خوردن و چاقی وجود دارد

00:16:41.953 --> 00:16:48.446
مثلا در آمریکا از هر ۳
نفر، دو نفر اضافه وزن دارند

00:16:48.471 --> 00:16:53.618
چاق نیستند ولی اضافه وزن دارند،
یعنی BMI آنها بیشتر از ۲۵ است

00:16:53.643 --> 00:16:58.506
و بعد شخصی ممکن است بگوید،
اوه، این مشکل بخاطر غذا است

00:16:58.531 --> 00:17:03.895
ما نمی توانیم مقدار مواد غذایی
خوشمزه را محدود کنیم، غذاها خوش

00:17:03.920 --> 00:17:08.943
طعم هستند و برای همین ما زیاد
میخوریم و چاق می شویم، درسته؟

00:17:08.968 --> 00:17:12.575
پس اگر این تئوری درست باشد، این یعنی

00:17:13.973 --> 00:17:16.579
ما هیچوقت نمی توانیم یک
چیز خوشمزه را زیاد بخوریم

00:17:16.604 --> 00:17:21.131
من فکر میکنم دقیقا برعکس است

00:17:21.229 --> 00:17:25.393
ما می توانیم مقدار زیادی
از یک چیز خوشمزه بخوریم

00:17:27.113 --> 00:17:34.256
مثلا اگر شما از غذایی که
دوست دارید خیلی بخورید

00:17:34.832 --> 00:17:40.187
اگر تا حد رضایت از آن بخورید، یعنی تا زمانی که راضی شوید

00:17:40.212 --> 00:17:45.343
شما متوجه می شوید این غذا
نسبت به قبل طعم بدتری میدهد

00:17:45.368 --> 00:17:48.789
که اسم این حالت احساس سیری است

00:17:52.187 --> 00:17:59.517
در سایر بخش های لذت، به طور مثال لذت جنسی

00:17:59.542 --> 00:18:04.435
همه می دانند که یک بازه سرکشی وجود دارد

00:18:04.460 --> 00:18:11.967
ممکن است شما برای مدتی رابطه های جنسی
پیاپی داشته باشید و حس رضایت کسب کنید

00:18:11.992 --> 00:18:17.316
ولی باید در میان آنها استراحت کنید،
قبل از اینکه بتوانید ادامه بدهید

00:18:17.341 --> 00:18:24.653
و فکر می کنم درباره حس
بویایی هم همین موضوع صادق است

00:18:24.678 --> 00:18:32.443
من فکر نمی کنم که سیستم پاداش
دهی مغز ما به این صورت باشد که

00:18:32.468 --> 00:18:37.791
به صورت یک باکس بی انتها باشد
که بتوانید آن را همواره پر کنید

00:18:37.816 --> 00:18:40.715
این سیستم خودش واکنش نشان میدهد

00:18:40.740 --> 00:18:47.433
توسط چیزی که خیلی از آن دریافت کرده اید

00:18:47.781 --> 00:18:57.233
و برای چنین دلایلی من فکر می کنم شما می
توانید از یک چیز خوب زیاد دریافت کنید

