WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.206
♫ پخش موسیقی ♫

00:00:05.040 --> 00:00:09.000
دیوید لینچ: اگر شما بخواید که یه
فیلم بلندمدت بسازید

00:00:09.000 --> 00:00:16.920
تنها کاری که باید بکنید این است
که 70 ایده برای 70 صحنه بدست آورید

00:00:16.920 --> 00:00:21.587
و این 70 صحنه را روی
کارت‌های 3 در 5 یادداشت کنید

00:00:21.587 --> 00:00:22.420
و آن‌ها را کنار هم قرار بدید

00:00:22.420 --> 00:00:25.260
وقتی که 70 تا از این کارت‌ها را کنار
هم قرار بدید یه فیلم بلند بدست میارید

00:00:31.068 --> 00:00:34.456
♫ پخش موسیقی ♫

00:00:43.710 --> 00:00:47.340
من هیچوقت خودم را یک نویسنده در نظر نگرفتم

00:00:47.340 --> 00:00:50.823
من بلد نیستم که چجوری
باید چیزی را توضیح بدم

00:00:50.823 --> 00:00:51.865
من بلد نیستم که چجوری تایپ کنم

00:00:55.200 --> 00:01:00.720
نویسنگی برای من یه جور
روش به خاطر سپردن ایده‌هاست

00:01:00.720 --> 00:01:08.390
مکاتب یک فرمول ساختن

00:01:08.390 --> 00:01:17.560
لغت «فرمول» در حیطه‌ی نویسندگی

00:01:17.560 --> 00:01:26.200
مانندِ جرمی‌ست که حکم اعدام دارد

00:01:26.200 --> 00:01:29.170
به نظر من ایده باید یه جورایی

00:01:29.170 --> 00:01:36.980
به صورت طبیعی شکل بگیره
و احساس خوبی به آدم بده

00:01:36.980 --> 00:01:40.780
و تمام این ایده‌ها یه
جورایی با شما حرف خواهد زد

00:01:40.780 --> 00:01:51.460
تجدیدنظر کردن متن
قسمتی از فرایند میباشد

00:01:51.460 --> 00:01:54.510
نیازی نیست که نگران این باشید
که ایده‌تون چطوری به نظر

00:01:54.510 --> 00:01:57.160
میرسد وقتی که ایده‌ها به ذهنتون میرسند

00:01:57.160 --> 00:02:03.530
اما بعداً که دارید متن را از اول بررسی میکنید یعنی
وقتی که ایده‌های بیشتر و بیشتری به ذهنتون رسید

00:02:03.530 --> 00:02:09.800
خواهید دید که یکی از ایده‌ها داره بیش
از حد صحبت میکند (داره زار میزنه)‌0

00:02:09.800 --> 00:02:11.270
و داره ضعیف میشه

00:02:11.270 --> 00:02:14.250
این چیز ها را باید از
کار تان بیرون بیاندازید

00:02:14.250 --> 00:02:17.810
تا بهتر از آب دربیاد

00:02:17.810 --> 00:02:22.390
این اولین چیز در رابطه با فرمول
است0 درحالی که مکاتب میگند که

00:02:22.390 --> 00:02:26.450
این یه فرمول سه مرحله‌ای میباشد
یا یه چیزی تو اون مایه‌ها

00:02:26.450 --> 00:02:28.670
من نمیدونم که جدیدترین فرمول دقیقاً چیه

00:02:28.670 --> 00:02:34.910
اما یه اتفاقی میافته و سپس
وارد مرحله‌ی اصلی و جزئیات میشه

00:02:34.910 --> 00:02:37.470
و پس از آن مرحله‌ی رفع اشکال میباشد

00:02:37.470 --> 00:02:46.600
تمام داستان‌ها به
یک شروع نیاز دارند

00:02:46.600 --> 00:02:54.430
جایی که میانه‌ی داستان در آن قرار داره به
جایی که پایان در آن قرار میگیره بستگی داره

00:02:54.430 --> 00:02:58.990
اما در یک داستان ادامه‌دار

00:02:58.990 --> 00:03:00.267
میتونه پایانی وجود نداشته باشه

00:03:00.267 --> 00:03:03.746
♫ پخش موسیقی ♫

00:03:06.240 --> 00:03:10.810
وقتی که نوبت نگارش فرا میرسه
من دوست دارم که بنویسم0

00:03:15.260 --> 00:03:16.210
چیزی که منظورمه اینه که000

00:03:19.250 --> 00:03:24.100
آخرین باری که واقعاً مشغول نوشتن شدم

00:03:24.100 --> 00:03:30.170
همراه با مارک فراست و در رابطه
با سریال «توئین پیکس» بود

00:03:30.170 --> 00:03:34.640
که ما شب‌ها از طریق
اسکایپ، کار نویسندگی را با هم انجام میدادیم

00:03:34.640 --> 00:03:42.270
مارک در شهر اوهایو در ایالت کالیفرنیا
و من در لس آنجلس بودم

00:03:42.270 --> 00:03:44.900
و ما در طول روز با هم کار میکردیم

00:03:44.900 --> 00:03:51.400
چونکه من شب‌ها سیگار میکشم

00:03:51.400 --> 00:03:55.690
.و همسرم امیلی من را از خانه مینداخت بیرون

00:03:55.690 --> 00:03:58.720
و من رو به شرق می‌ایستادم

00:03:58.720 --> 00:04:03.400
یه خودکار سیاه و دفترچه‌ی زرد

00:04:03.400 --> 00:04:11.480
به علاوه‌ی سیگار و شرابِ بوردو داشتم

00:04:11.480 --> 00:04:19.430
و روی صندلی سبکِ بیرون از خانه
میشستم و اینجوری مشغول کار میشدم

00:04:19.430 --> 00:04:26.920
اگر که شما هم یه دفترچه‌ی
زرد و یه خودکار دارید

00:04:26.920 --> 00:04:32.890
خیلی زود اون خودکار شروع به حرکت
کردن میکنه و کلمات ظاهر میشند

00:04:32.890 --> 00:04:35.160
و شما یه چیزی بدست میارید

00:04:35.160 --> 00:04:44.800
من میگم که شاید 90 درصد
آن،چیزهای وحشتناک بی ارزش باشد

00:04:44.800 --> 00:04:49.930
اما شاید وقتی دارید چیزی را که میبینید
یا بهش فکر میکنید را یادداشت میکنید

00:04:49.930 --> 00:04:54.850
یه رگه‌ی طلا بدست بیارید و
یه چیزی شروع به پدیدار شدن میکنه

00:04:54.850 --> 00:04:58.060
فرایند به همین منوال است

00:04:58.060 --> 00:05:00.340
شما یه رگه بدست میارید

00:05:00.340 --> 00:05:01.450
میتونه یه شخصیت باشه

00:05:01.450 --> 00:05:03.340
میتونه کل یه داستان باشه

00:05:03.340 --> 00:05:05.950
میتونه یه صحنه باشه

00:05:05.950 --> 00:05:08.260
اما شما باید صبور باشید

00:05:08.260 --> 00:05:11.320
درست مثل وقتی که دارید ماهی میگیرید

00:05:11.320 --> 00:05:15.100
شما همچنین باید یک قلاب
و طعمه نیز داشته باشید

00:05:15.100 --> 00:05:21.060
و برای بدست آوردنشون هم باید حاضر باشید

00:05:21.060 --> 00:05:24.490
♫ پخش موسیقی ♫

00:05:27.920 --> 00:05:35.550
شخصیت از یک ایده بدست میاد

00:05:35.550 --> 00:05:43.250
یک شخصیت تحت تاثیرِ چیزی است که ما میبینیم

00:05:43.250 --> 00:05:47.840
چیزی که میتونه در رویاپردازی اتفاق بیافته

00:05:47.840 --> 00:05:50.000
یعنی جایی که یه شخصیت پدیدار میشه

00:05:50.000 --> 00:06:00.000
هرگاه یه شخصیت پدیدار میشه، جوری
پدیدار میشه انگار که همیشه آن را میشناسید

00:06:00.000 --> 00:06:02.500
اون‌ها جوری ظاهر میشن
که گویا از آسمان افتادند

00:06:02.500 --> 00:06:05.290
و دوباره میگم که یه
شخصیت مثل یه ایده میمونه

00:06:05.290 --> 00:06:07.300
دراصل این خود یه ایده است

00:06:07.300 --> 00:06:10.360
و شما میشنوید که آن‌ها حرف میزنند

00:06:10.360 --> 00:06:15.770
شما جوری اون‌ها را میشناسید که
انگار خیلی وقتِ که میشناسیدشون

00:06:15.770 --> 00:06:17.750
شما میدونید که شخصیت‌ها شبیه به چی هستند

00:06:17.750 --> 00:06:19.340
میدونید که چی به تن دارند

00:06:19.340 --> 00:06:24.180
میدونید که چجوری حرف میزنند...
مثلاً آرام صحبت میکنند یا تند

00:06:24.180 --> 00:06:27.410
آهنگِ صداشون را، همه چیزیشون را

00:06:27.410 --> 00:06:28.370
شما بلدید

00:06:28.370 --> 00:06:32.270
و روی یه تکه کاغذ یادداشت میکنید

00:06:32.270 --> 00:06:37.730
و لغات پدیدار میشوند

00:06:37.730 --> 00:06:38.810
به همین راحتی پدیدار میشوند

00:06:38.810 --> 00:06:40.760
کلمات به یه شکل خاصی پدیدار میشند

00:06:40.760 --> 00:06:43.760
بر اساس شخصیتی که شما میشناسید

00:06:43.760 --> 00:06:45.470
و کسانی که او با آن‌ها در ارتباط است

00:06:45.470 --> 00:06:51.020
یک شخصیت یه ایده محسوب میشود درست مثل
محل فیلم‌برداری که یه ایده محسوب میشود

00:06:51.020 --> 00:06:56.120
فضا یه ایده است، صدا یه ایده است
موسیقی یه ایده است

00:06:56.120 --> 00:06:59.330
جوری که اون شخصیت نیاز داره باشه
براساسه ایده‌هایی است که شکل میگیرند

00:06:59.330 --> 00:07:02.613
♫ پخش موسیقی ♫

00:07:06.370 --> 00:07:16.200
راز و کاراگاه‌ها و سینما
صد درصد به زنگی ربط دارد

00:07:16.200 --> 00:07:23.730
بیشتر ماها نمیدونیم که قبل از
اینکه به دنیا بیایم کجا بوده‌ایم

00:07:23.730 --> 00:07:27.410
و نمیتونیم با قاطعیت بگیم
که بعد از مرگ کجا میریم

00:07:27.410 --> 00:07:29.780
نمی‌دونیم که چرا اینجا هستیم

00:07:29.780 --> 00:07:32.690
در مورد هیچ چیزی اطلاعات زیادی نداریم

00:07:32.690 --> 00:07:36.380
ما بر روی یک کره در چیزی که بهش

00:07:36.380 --> 00:07:41.510
کیهان میگند در گوشه ‌ای
از یک کهکشان با 100 تا 200

00:07:41.510 --> 00:07:47.330
میلیارد خورشید شناوریم و با این
حال ما به تماشای بازی فوتبال میریم

00:07:47.330 --> 00:07:48.500
و تلویزیون تماشا میکنیم

00:07:48.500 --> 00:07:51.410
این کار کاملاً غیرعاقلانه است

00:07:51.410 --> 00:07:54.590
ولی چیزیه که هست

00:07:54.590 --> 00:07:56.630
ولی همه‌ی ما کاراگاهیم

00:07:56.630 --> 00:08:01.070
زمانیکه که وقتش را داریم یه
نگاهی به دور و برمان میاندازیم

00:08:01.070 --> 00:08:03.380
بعضی وقت‌ها این زمان
دقیقاً قبل از اینکه بخوابیم

00:08:03.380 --> 00:08:08.220
و شروع به فکر کردن درموردِ سوالاتی
مثل چرا من اینجا هستم میکنیم

00:08:08.220 --> 00:08:09.890
یا سوالی مثل چه اتفاقی داره میافته؟

00:08:09.890 --> 00:08:12.860
یا چیزهایی در زندگی میبینیم و میگیم عجب

00:08:12.860 --> 00:08:16.990
یا یه چیزایی میشنویم و میگیم اصلاً
چنین چیزی با عقل جور در میاد؟

00:08:16.990 --> 00:08:18.350
فکر میکنی این مسئله درسته

00:08:18.350 --> 00:08:22.610
به عنوان یه کاراگاه ما از درک و فهم
خود استفاده میکنیم تا بفهمیم چی درسته

00:08:22.610 --> 00:08:28.220
و چی غلطِ و تلاش میکنیم تا
بفهمیم چه اتفاقی داره میافته

00:08:28.220 --> 00:08:32.860
و فکر میکنم که این یکی از عالی‌ترین چیزها
در رابطه با داستان‌های پلیسی (کاراگاهی) است

00:08:32.860 --> 00:08:38.500
این داستان‌ها به چیزی که زندگی
درمورد ما داره میگه مربوطِ

00:08:38.500 --> 00:08:44.300
ایده‌ها به تو همه چیز را میگند

00:08:44.300 --> 00:08:47.510
و اگه فکر میکنید که قوه‌ی تخیله

00:08:47.510 --> 00:08:51.330
وقتی که میگید من خیال میکنم

00:08:51.330 --> 00:08:54.080
قبل از اینکه لغت خیال را به زبان بیارید

00:08:54.080 --> 00:08:56.960
ایده‌ها وارد ذهن شما شده

00:08:56.960 --> 00:08:59.120
اینجوری نیست که شما در رابطه با
چیزی خیال پردازی دارید میکنید

00:08:59.120 --> 00:09:01.920
بلکه با یک جریانی از ایده‌ها سر و کار دارید

00:09:01.920 --> 00:09:04.070
و این جایی که رویاپردازی وارد صحنه میشه

00:09:04.070 --> 00:09:07.580
فرض کنید که یه صحنه در
یه رستوران کوچک داریم

00:09:07.580 --> 00:09:12.230
و این رستوران تمامه این
پنجره‌ها را داره و زمان هم روزه

00:09:12.230 --> 00:09:18.380
و بوی شیرینی و قهوه همه جا را گرفته

00:09:18.380 --> 00:09:25.100
سپس صدای دستگاه‌های مختلف، یخچال فریز

00:09:25.100 --> 00:09:29.090
کار کردن پرسنل و دستگاه تحویل
کوکاکولا هر از چندگاهی به گوش میخوره

00:09:29.090 --> 00:09:33.020
صندوق و چیزهای مختلف

00:09:33.020 --> 00:09:37.850
مردمی که اینور و اونور میرند
مردمی که دارند صحبت میکنند

00:09:37.850 --> 00:09:43.370
چاقو و چنگال، بشقاب
فورمیکا، صدای قدم زدن

00:09:43.370 --> 00:09:46.340
از بیرون هم یه سری صدا میاد

00:09:46.340 --> 00:09:48.890
و نور یه حالت خاصی داره

00:09:48.890 --> 00:09:53.540
رستوران در شمال غربی قرار گرفته پس یه جورایی
حال و هوای رستوران‌های شمال غربی را داره

00:09:53.540 --> 00:09:59.460
یه جور رنگ آبیه سرد وارد رستوران میشه

00:09:59.460 --> 00:10:00.620
که میتونه هنوز

00:10:00.620 --> 00:10:02.210
بعضی اوقات میتونه گرم و دوستانه باشه

00:10:02.210 --> 00:10:04.400
ولی بسته به چیزی که در جریانه

00:10:04.400 --> 00:10:08.210
شاید دلتون بخواد که رنگ آبی‌تر و سردتر باشه

00:10:08.210 --> 00:10:13.490
سپس شما ممکنه در جوک‌باکس
یه آهنگی داشته باشید

00:10:13.490 --> 00:10:15.930
که کاملاً متناسب با فضا است

00:10:15.930 --> 00:10:19.820
که همه‌ی این‌ها با یه ایده به ذهنتون مییرسه

00:10:19.820 --> 00:10:24.200
همه‌ی این چیزهای مختلف و یه ترکیب درست

00:10:24.200 --> 00:10:28.162
باعث به دست آوردن فضایی
میشه که با ایده مطابقت داره

00:10:28.162 --> 00:10:31.606
♫ پخش موسیقی ♫

00:10:34.066 --> 00:10:38.630
یه فیلم‌نامه مجموعه‌ای از
ایده‌های سازمان یافته میباشد

00:10:38.630 --> 00:10:45.210
به عنوان مثال، کارگردان آینده فیلم‌نامه را

00:10:45.210 --> 00:10:50.580
برمیداره و بازش میکنه و شروع میکنه به خوندن

00:10:50.580 --> 00:10:55.110
و زمانی که دارند فیلم‌نامه را میخونند

00:10:55.110 --> 00:11:00.180
یه سری چیزها را مجسم میکنند و میشنوند

00:11:00.180 --> 00:11:03.990
چیزی را که شما مجسم میکنید یا میشنوید

00:11:03.990 --> 00:11:09.460
و چیزی که شما احساس میکنید
وقتی دارید فیلم‌نامه را میخونید

00:11:09.460 --> 00:11:15.130
درست مثل گرفتن ایده از ایثر میمونه

00:11:15.130 --> 00:11:20.830
و شما چیزی را که دیده‌اید و
شنیده‌اید را به یاد میارید

00:11:20.830 --> 00:11:23.440
و همینطور احساسات را

00:11:23.440 --> 00:11:28.210
و آنها حالا ایده‌های شما
هستند که باید دنبالشون کنید

00:11:28.210 --> 00:11:31.140
و هر چیزی که در مسیر ساخت فیلم وجود داره

00:11:31.140 --> 00:11:35.230
شما تلاش میکنید که اون احساسات اظهار شده را

00:11:35.230 --> 00:11:39.670
از کلمات، از چیزی که دیدید و احساس
کردید و از حال و هوا بیاد آورید

00:11:39.670 --> 00:11:42.490
و همچینین از رفتار و نحوه‌ی صحبت کردن مردم

00:11:42.490 --> 00:11:44.310
از چیزی که به تن دارند

00:11:44.310 --> 00:11:46.870
و چیزهایی که در اتاق قرار دارد

00:11:46.870 --> 00:11:51.460
تمام این چیزها راهنمای
شما در ساخت فیلم میباشد

00:11:51.460 --> 00:11:53.740
و به تک تکِ قسمت‌هایی که به ذهنتون خطور کرد

00:11:53.740 --> 00:11:56.020
وفادار بمانید چراکه عاشقشون هستید و

00:11:56.020 --> 00:11:58.550
این کاری است که میخواید انجام بدید

00:11:58.550 --> 00:11:59.690
شما ایده را بدست آوردید

00:11:59.690 --> 00:12:01.340
و عاشق آن هستید

00:12:01.340 --> 00:12:04.550
تمام ایده‌های شما به عنوان مثال
در یک فیلم‌نامه قرارگرفته‌اند

00:12:04.550 --> 00:12:09.890
حالا شما باید برید و شروع کنید به قرار
دادن تمام این عناصر در کنار یکدیگر

00:12:09.890 --> 00:12:14.110
تا این ایده را به یه واقعیت
در دنیای مادی تبدیل کنید

00:12:14.110 --> 00:12:18.870
یه فیلم از تعداد بسیار
بسیار زیادی عنصر تشکیل شده

00:12:18.870 --> 00:12:24.770
و شما باید به تک تکِ اون
عناصر وفادار باشید تا

00:12:24.770 --> 00:12:31.230
شاید کل این ایده‌ها منسجم از آب دربیاد

00:12:31.230 --> 00:12:36.780
و اگر به تک تکِ عناصر وفادار باشید و

00:12:36.780 --> 00:12:41.910
و از کنارشون تا زمانی که بر اساس
ایده درست به نظر نرسیده‌اند رد نشید

00:12:41.910 --> 00:12:44.390
میتونید یه کار جادویی بدست بیارید
همانجوری که شنییده‌اید

00:12:44.390 --> 00:12:47.240
نتیجه‌ی کلی کار از جمع
تک تکِ اعضایش مهم‌تر است

00:12:47.240 --> 00:12:51.830
یه کار جادویی شکل میگیره وقتی که
این عناصر در کنار هم قرار میگیرند

00:12:51.830 --> 00:12:56.000
این جادوی هنر سینماست

00:12:56.000 --> 00:13:00.550
هرکس که فیلم‌نامه را
بخونه همین اتفاقات رخ میده

00:13:00.550 --> 00:13:04.920
اما حالا این شخصی است
قراره که فیلم را بسازه

00:13:04.920 --> 00:13:09.570
پس این شخص عناصر را میشنوه و مجسم میکنه

00:13:09.570 --> 00:13:13.880
برای خودش چون آن را دوست داره

00:13:13.880 --> 00:13:19.430
وضیفه‌ی یه فیلم‌ساز اینه که
تمام افراد را دور هم جمع کنه

00:13:19.430 --> 00:13:27.350
افرادی که قراره کمکش کنند تا
یه ایده را از ذهنش خارج کنه و

00:13:27.350 --> 00:13:29.600
بر روی پرده‌ی سینما ببره

00:13:29.600 --> 00:13:31.820
این کار شامل صحبت کردن با

00:13:31.820 --> 00:13:34.930
بخش‌های مختلف میشود. صحبت برای

00:13:34.930 --> 00:13:38.100
بدست آوردن لباس درست،
ابزارالات نورپردازی درست

00:13:38.100 --> 00:13:40.610
ولی چیز دیگه

00:13:40.610 --> 00:13:46.030
پس این در اینجا بود و

00:13:46.030 --> 00:13:48.602
قراره که بره بر روی پرده

00:13:48.602 --> 00:13:51.969
♫ پخش موسیقی ♫

00:13:55.340 --> 00:13:59.980
اگر یه ایده برای شما تازگی
داره پس اون یه ایده‌ی جدیده

00:13:59.980 --> 00:14:03.400
بعضی‌ها هستند که میگند
زندگی کاملاً یک نواخت

00:14:03.400 --> 00:14:10.960
اگر برای شما جدیده و شما عاشق مردم
هستید در این حالت کارتون را شروع میکنید

00:14:10.960 --> 00:14:13.780
قرض گرفتن در چه مواردی ایراد ندارد؟

00:14:13.780 --> 00:14:23.300
خب این بستگی داره به اینکه شما
دارید قرض میگیرید یا میدزدید

00:14:23.300 --> 00:14:31.670
در فیلم از ته دل
وحشی، سیلور و لولا

00:14:31.670 --> 00:14:33.770
فیلم اینجوری شروع میشه که آن‌ها

00:14:33.770 --> 00:14:37.160
عاشق فیلم جادوگر شهر آز
هستند و بهش اشاره هم میکنند

00:14:37.160 --> 00:14:42.560
چونکه اونا مانندِ بسیاری
از مردم عاشقش بودند

00:14:42.560 --> 00:14:47.180
اما اینکه سیلور ازش خوشش
میومد یه جورایی عجیب بود

00:14:47.180 --> 00:14:49.160
اما این مسئله از نظر من منطقیه

00:14:49.160 --> 00:14:52.850
فکر کنم که ایده‌ی فیلم
یه ذره دزدی محسوب میشد

00:14:52.850 --> 00:14:55.850
اما برای این شخصیت‌ها منطقی بود

00:14:55.850 --> 00:15:00.020
و از نظر من این فیلم داره از
فیلم جادوگر شهر آز تجلیل میکنه

00:15:00.020 --> 00:15:05.060
فیلم جادوگر شهر آز فیلمیه
که باعث میشه مردم تا

00:15:05.060 --> 00:15:08.730
دهه‌ها رویاپردازی کنند

00:15:08.730 --> 00:15:13.760
جادوگر شهر آز فیلم پرعظمتیه

00:15:13.760 --> 00:15:21.813
و به شکله عمیقی با
ما انسان‌ها حرف میزنه

00:15:21.813 --> 00:15:22.480
[پخش قسمت‌هایی از فیلم]

00:15:22.480 --> 00:15:25.050
جادوگر خوب: سیلور

00:15:25.050 --> 00:15:25.550
سیلور

00:15:28.852 --> 00:15:30.860
جادوگر خوب

00:15:30.860 --> 00:15:35.890
سیلور ریپلی، لولا تو را دوست داره

00:15:35.890 --> 00:15:37.570
اما من یه دزدم

00:15:37.570 --> 00:15:40.000
من یه آدم‌کُشم

00:15:40.000 --> 00:15:42.900
و از راهنمایی والدین هیچوقت برخوردار نبودم

00:15:42.900 --> 00:15:47.190
جادوگر خوب: او تو را به
خاطر همه‌ی این چیزا بخشیده

00:15:47.190 --> 00:15:48.370
تو اون را دوست داری

00:15:51.090 --> 00:15:54.399
نترس سیلور

00:15:54.399 --> 00:15:57.970
اما من از ته دلم وحشی‌ام

00:15:57.970 --> 00:16:03.115
اگر واقعاً از تهِ دل وحشی
باشی برای رویاهات خواهی جنگید

00:16:08.260 --> 00:16:14.850
از عشقت رو برنگردان سیلور

00:16:14.850 --> 00:16:18.010
[پایان پخش فیلم]

00:16:18.010 --> 00:16:21.940
اون شریل لی بود که نقش لارا
پالمر را نیز بازی کرده است

00:16:21.940 --> 00:16:23.950
این عالیه که اون غرق در نقشش میشه

00:16:23.950 --> 00:16:26.500
ازش پرسیدم که از ارتفاع میترسه

00:16:26.500 --> 00:16:30.440
و اون گفت نه چون دلش
نمیخواست که حقیقت را بگه

00:16:30.440 --> 00:16:32.260
شریل بی‌نهایت از ارتفاع میترسه

00:16:32.260 --> 00:16:34.720
ما ارتفاع اونو خیلی بالا بردیم

00:16:34.720 --> 00:16:36.790
کار فِرد اِلمس تو نورانی
کردنش واقعاً عالی بود

00:16:36.790 --> 00:16:41.890
فِرد یه استخر آب روی یه شیشه و

00:16:41.890 --> 00:16:43.960
رقص نور داشت

00:16:43.960 --> 00:16:47.830
و خیلی خیلی زیبا بود

00:16:47.830 --> 00:16:54.480
و سیلور و جادوگر خوب یه
کار واقعاً قشنگ ارائه دادند

00:16:54.480 --> 00:16:59.490
کتاب بری گیفورد پایان خوبی نداشت

00:16:59.490 --> 00:17:07.060
و هیچکس دوست نداشت که
داستان پایان بد داشته باشه

00:17:07.060 --> 00:17:09.000
واسه‌ی همین جادوگر خوب وارد صحنه شد و

00:17:09.000 --> 00:17:11.460
از اتفاقات بد جلوگیری کرد

00:17:11.460 --> 00:17:17.339
کار کردن با بری واقعاً خوب بود

00:17:17.339 --> 00:17:19.050
چونکه اهمیت نمیداد که000

00:17:19.050 --> 00:17:23.490
من همیشه گفتم که عاشق کتاب‌های بری هستم

00:17:23.490 --> 00:17:26.950
کتاب‌هاش خیلی مینیمال هستند

00:17:26.950 --> 00:17:30.650
فصل‌هاش کوتاه هستند و مینیمال

00:17:30.650 --> 00:17:34.580
و به یه شیوه‌ی خاصی مینویسه

00:17:34.580 --> 00:17:38.750
سبک نویسندگی اون مثل این میمونه که یه سری

00:17:38.750 --> 00:17:42.770
دانه داره که جوانه میزنه و در تمام
جهت‌های مختلف سر و صدا به پا میکنه

00:17:45.350 --> 00:17:49.450
بری بهم گفت که دیوید، هرکاری
 که دوست داری انجام بده

00:17:49.450 --> 00:17:51.750
و از فیلم وحشی از قلب یه ورژن
دیوید لینچ وجود خواهد داشت

00:17:51.750 --> 00:17:53.250
و یه ورژنِ بری گیفورد

00:17:53.250 --> 00:17:59.460
و از این جهت آدم خیلی سخاوتمندی بود

00:17:59.460 --> 00:18:06.526
به هر جهت، کتاب او که عاشقش بودم
الهام بخشه کار منتشر شده است

00:18:06.526 --> 00:18:09.998
♫ پخش موسیقی ♫

00:18:13.480 --> 00:18:17.200
زمانیکه شما تازه دارید شروع میکنید
نوشتن فیلمنامه کاره خیلی سختیه

00:18:17.200 --> 00:18:19.150
مگر اینکه از یه خانواده‌ی ثروتمند باشید

00:18:19.150 --> 00:18:25.180
خیلی سخته که زمان و
مصالح لازم را داشته باشید

00:18:25.180 --> 00:18:27.650
تا به زندگی هنری ادامه بدید

00:18:27.650 --> 00:18:35.680
پس شما باید زندگی هنریتون را حول محور هر

00:18:35.680 --> 00:18:38.800
شغلی که دارید بگردونید تا پول برای
خوراک و اجاره‌ی یه مکان برای زندگی و

00:18:38.800 --> 00:18:40.670
کارتون بدست بیارید

00:18:40.670 --> 00:18:42.220
و خیلی سخته

00:18:42.220 --> 00:18:46.540
اما در تمام اون زمانی که برای
بدست اوردن پول دارید کار میکنید

00:18:46.540 --> 00:18:48.950
میتونید فکر کنید

00:18:48.950 --> 00:18:55.320
و به مقدار لازم پول ذخیره کنید

00:18:55.320 --> 00:19:00.150
و میتونید اون مصالح را
بدست بیارید به همراهِ

00:19:00.150 --> 00:19:03.015
کلی زمان که به کارتون اختصاص بدید

00:19:03.015 --> 00:19:06.430
یعنی همون کار هنری

00:19:06.430 --> 00:19:12.470
وقتی که من شروع کردم خیلی
دلم میخواست که یه نقاش باشم

00:19:15.040 --> 00:19:20.840
و برای نقاش بودن به پول زیادی نیاز نیست

00:19:20.840 --> 00:19:26.410
من با تحویل دارو پول جمع کردم در

00:19:26.410 --> 00:19:29.950
داروفروشی هدر در شهر
الکساندرا در ایالت ویرجینیا

00:19:29.950 --> 00:19:32.350
و بابام با من یه معامله کرد

00:19:32.350 --> 00:19:34.450
من میخواستم که یه استودیو جور کنم

00:19:34.450 --> 00:19:36.730
که بابام گفت که نصف پول را
میده اگه که من پول جور کنم

00:19:36.730 --> 00:19:38.500
و نصف دیگه‌اش را پرداخت کنم

00:19:38.500 --> 00:19:45.190
پس منم شبا به تحویل دارو با
یه جیپ قرمز و سفید مشغول شدم

00:19:45.190 --> 00:19:48.010
و فقط با کار کردن چند شب در هفته
به اندازه‌ی لازم پول دراوردم

00:19:48.010 --> 00:19:53.530
تا یه استودیو بگیرم
بعد از مدرسه به انجا میرفتم

00:19:53.530 --> 00:19:58.420
و تا دیروقت کار میکردم

00:19:58.420 --> 00:20:04.240
من مجبور بودم یه سری کار
انجام بدم تا پول بدست بیارم

00:20:04.240 --> 00:20:07.690
و من چیزی را که سِت آپ
صداش میکنم بدست آوردم

00:20:07.690 --> 00:20:14.950
ست آپ یعنی یه مکان برای کار
کردن و ابزارآلات و مصالح

00:20:14.950 --> 00:20:17.020
برای انجام کار

00:20:17.020 --> 00:20:20.790
پس اگر به نقاشی کشیدن علاقه دارید

00:20:20.790 --> 00:20:24.510
به یک مکان برای کار کردن و رنگ احتیاج دارید

00:20:24.510 --> 00:20:30.000
شما نیاز دارید که همه‌ی این چیزا
را کنار هم در یک مکان بگذارید

00:20:30.000 --> 00:20:31.470
تا بشه اسمش را گذاشت کارگاه نقاشی

00:20:31.470 --> 00:20:33.390
برای هر کاری که ما انجام میدهیم

00:20:33.390 --> 00:20:37.890
نیاز داریم به یه مکان و ماشین
آلات یا مصالح یا تجهیزات

00:20:37.890 --> 00:20:39.960
تا کاری انجام‌پذیر بشه

00:20:39.960 --> 00:20:42.930
شما در مورد خانه‌ی ییلاقی کوچکی که تو

00:20:42.930 --> 00:20:47.580
خیابون رزوود داشتم سوال کردید

00:20:47.580 --> 00:20:57.660
من زمانی که گازولین
گالنی 27 سنت بود اونجا بودم

00:20:57.660 --> 00:20:59.100
من شغله تحویل روزنامه داشتم

00:20:59.100 --> 00:21:02.170
روزنامه‌های وال استریت را تحویل میدادم

00:21:02.170 --> 00:21:05.230
روزنامه‌ها را ساعت 11:30 تحویل میگرفتم

00:21:05.230 --> 00:21:11.560
و 200 دلار در ماه در می‌آوردم

00:21:11.560 --> 00:21:20.080
اون کلی پول برای گذراندن زندگی بود

00:21:20.080 --> 00:21:25.360
من یه آلونک کنار خانه‌ی ییلاقی ساختم

00:21:25.360 --> 00:21:29.500
به عنوان یه کارگاه کوچیک

00:21:29.500 --> 00:21:34.470
من آلونک را توی حیات خونم ساختم

00:21:34.470 --> 00:21:42.540
و توانایی این را داشتم
که چیزهای مختلف بسازم

00:21:42.540 --> 00:21:46.290
ولی هنوز اونقدر پول نداشتم که

00:21:46.290 --> 00:21:48.850
اون جوری که دلم میخواست نقاشی کنم

00:21:48.850 --> 00:21:50.730
در اون زمان رفتم به انجمن فیلم آمریکا یا
AFI

00:21:50.730 --> 00:21:52.410
مرکز مطالعات پیشرفته‌ی فیلم

00:21:52.410 --> 00:21:55.980
در عمارت گری اِستون قرار داشت

00:21:55.980 --> 00:22:00.780
یک عمارت 55 اتاقه

00:22:00.780 --> 00:22:04.140
در بهترین نقطه‌ی بورلی هیلز در کالیفرنیا

00:22:04.140 --> 00:22:07.870
شب‌ها هیچکس اونجا نبود

00:22:07.870 --> 00:22:11.130
و من باید مسئولیت اصطبل‌ها
را به عهده میگرفتم

00:22:11.130 --> 00:22:14.580
من یه استودیوی کوچیک به مدت 4 سال داشتم

00:22:14.580 --> 00:22:18.690
از تجهیزاتی برخوردار بودم
که حتی توی خوابم هم نمیدیدم

00:22:18.690 --> 00:22:21.750
کلی فضا داشتم برای نگه داری از تجهیزات

00:22:21.750 --> 00:22:24.840
کلی فضا در بیرون داشتم برای
ساختن دکور صحنه (یا سِت)0

00:22:24.840 --> 00:22:30.900
برای 4 سال تمام یه ست آپ
داشتم که باورتون نمیشه

00:22:30.900 --> 00:22:32.700
و حتی اونجا زندگی میکردم

00:22:32.700 --> 00:22:37.170
من در بورلی هیل زندگی کردم و

00:22:37.170 --> 00:22:38.670
هفته‌ای تقریباً 5 سنت خرجم بود

00:22:38.670 --> 00:22:40.620
خیلی زیبا بود

00:22:40.620 --> 00:22:42.570
و جایی که ما اتاق غذا نامیدیم

00:22:42.570 --> 00:22:47.670
وقتی که یه بسته کبریت را تموم میکردم

00:22:47.670 --> 00:22:49.725
در داخل نقاشی میکردم

00:22:52.260 --> 00:22:59.130
آن‌ها انتزاعی هستند ولی همه‌ی این
نقاشی‌ها به رنسانس ایتالیا مربوط میشند

00:22:59.130 --> 00:23:02.600
اینا پیدا و جمع آوری شدند

00:23:02.600 --> 00:23:03.960
و اندکی پیش مرتب شده‌اند

00:23:03.960 --> 00:23:06.720
واقعاً چیزهای کوچیک و قشنگی هستند

00:23:06.720 --> 00:23:10.100
اینها نقاشی‌های من هستند

00:23:10.100 --> 00:23:11.600
که مربوط به زمانیست که داشتم
فیلم کله پاک‌کن را میساختم

00:23:14.490 --> 00:23:16.440
دوست من بُشنل کیلر که

00:23:16.440 --> 00:23:18.930
در روزای اول کار مایه‌ی الهام من بود

00:23:18.930 --> 00:23:21.900
گفت که یه هنرمند حداقل به چهارساعت

00:23:21.900 --> 00:23:25.710
زمان بی‌وقفه نیاز داره

00:23:25.710 --> 00:23:28.440
تا یک ساعتِ مفید از
نقاشی را به پایان برسونه

00:23:28.440 --> 00:23:30.450
که این حرفش کاملاً درسته

00:23:30.450 --> 00:23:36.720
هر وقفه مثل یه چاقو میمونه که

00:23:36.720 --> 00:23:39.460
به وسط افکارتان زده شده و اونجا مونده

00:23:39.460 --> 00:23:40.710
و دوباره باید از اول شروع کنید

00:23:40.710 --> 00:23:41.670
و دوباره باید شروع کنید

00:23:41.670 --> 00:23:43.050
وحشتناکه

00:23:43.050 --> 00:23:45.120
این روزها در هر گوشه‌ای و

00:23:45.120 --> 00:23:49.190
تقریبا در هر ثانیه‌ای یه
عامل حواس پرتی وجود داره

00:23:49.190 --> 00:23:54.860
من همواره گفتم که شما
باید تا حدی خود خواه باشید

00:23:54.860 --> 00:23:58.070
خودخواهی مثل زیبایی یه چیز سلیقه‌ایه

00:24:00.596 --> 00:24:08.940
اگه با آدم‌های درست باشید
دیگه خیلی خودخواهی به نظر نمیاد

00:24:08.940 --> 00:24:12.420
و به شکل کاری که دارید تو
زندگیتون انجام میدید به نظر میرسد

00:24:12.420 --> 00:24:18.130
شما به زمان و مصالح
برای انجام آن نیاز دارید

00:24:18.130 --> 00:24:24.370
اما شما باید از آن زمان و مکان محافظت کنید

00:24:24.370 --> 00:24:26.679
وگرنه نمیتونید هیچ کاری را تموم کنید

