WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:07.245
راهنمای حفظ سلامت روانی

00:00:08.481 --> 00:00:13.254
بررسی واقعیات

00:00:13.942 --> 00:00:17.078
مفهم ساختن یک حرفه

00:00:17.111 --> 00:00:19.828
به شکلی آرام، تدریجی و محتاطانه

00:00:20.360 --> 00:00:22.907
به این خاطر به وجود آمده است
که مردم سریع و فوری می خواهندش

00:00:22.932 --> 00:00:24.441
میخواهند که در تلوزیون باشند

00:00:24.466 --> 00:00:28.341
یک مکتب فکری هست که میگویند باید هرچیزی

00:00:28.366 --> 00:00:30.031
و هر کاری که از راه میرسد را قبول کنید

00:00:30.056 --> 00:00:31.826
هرچی که هست، قبولش کن

00:00:31.851 --> 00:00:36.413
من چند نماینده داشته ام
که همچنین فلسفه ای داشتند

00:00:36.499 --> 00:00:38.373
من همچنین فلسفه ای نداشتم

00:00:39.524 --> 00:00:40.667
من یک فلسفه دیگری داشتم

00:00:40.692 --> 00:00:43.277
که این بود که نمیخواستم کارهایی
که نمیتوانستم با آن ها کنار بیایم را بکنم

00:00:43.302 --> 00:00:49.370
نمیخواستم کارهایی را انجام دهم که
احساس میکردم که این خیلی مزخرف است

00:00:49.395 --> 00:00:52.662
احتمالا نمیخواهم که شب همچنین چیزی ببینم

00:00:53.717 --> 00:00:57.320
بنابراین اوایل کارم خیلی
کارها را رد کردم و این باعث شد

00:00:57.936 --> 00:01:02.436
که باعث مقادیر نسبی خشم
و دل رزه در نماینده هایم میشد

00:01:02.461 --> 00:01:05.470
که میگفتند، تو فکر کردی کی هستی

00:01:05.918 --> 00:01:08.426
و میدانید، دیگر الان نماینده من نیستند

00:01:08.522 --> 00:01:10.498
من هیچ پشیمانی ای ندارم

00:01:10.645 --> 00:01:15.060
و خیلی خوب میخوابم چون
وجدان خیلی خیلی راحتی دارم

00:01:15.759 --> 00:01:17.528
آدری هپرون یک بار این حرف را زد

00:01:17.615 --> 00:01:20.001
فکر میکنم دیک کوت از او
پرسید، چطور انقدر خوب میخوابی

00:01:20.026 --> 00:01:22.346
گفت: وجدان آسوده

00:01:25.484 --> 00:01:28.033
هر تجربه ای که داشته ام

00:01:28.383 --> 00:01:29.383
شخصی

00:01:29.408 --> 00:01:30.408
حرفه ای

00:01:31.165 --> 00:01:32.165
خوب

00:01:32.562 --> 00:01:33.562
بد

00:01:33.803 --> 00:01:37.444
آنهایی که دوباره انجام میدهم
آنهایی که دیگر هرگز انجام نمیدهم

00:01:38.135 --> 00:01:41.943
بعث شده اند که من مردی که اکنون
هستم و بازیگری که اکنون هستم بشوم

00:01:42.670 --> 00:01:43.670
و

00:01:45.061 --> 00:01:46.867
میتوانم با تمامش کنار بیایم

00:01:47.197 --> 00:01:48.197
آن انتخاب را کردم

00:01:48.222 --> 00:01:49.222
آن کار را کردم

00:01:49.812 --> 00:01:50.812
به آن چیز بله گفتم

00:01:52.265 --> 00:01:53.265
آن در را باز کردم

00:01:55.194 --> 00:01:56.194
باهاش کنار بیایید

00:01:57.020 --> 00:01:59.877
بعضی وقت ها غریزی است و بعضی وقتها همچنین..

00:02:00.507 --> 00:02:02.117
خوب اگر این کار را بکنم

00:02:02.142 --> 00:02:05.678
و این چیز بهم این شانس رو
میده که فلان قدر پول در بیارم

00:02:05.703 --> 00:02:09.819
که بعد میتوانم روی این چیز دیگری که
واقعا میخوام انجام بدم سرمایه گذاری کنم

00:02:09.898 --> 00:02:13.569
آیا فردا صبحش میتونم با خودم کنار بیام؟

00:02:13.609 --> 00:02:17.377
به شوخی میگفتم باید صبح ها ریشم رو بدون
اینکه بخوام رگم رو با تیغ بزنم، اصلاح کنم

00:02:17.528 --> 00:02:21.566
تنها میتوانم کارهایی را انجام دهم که
بتوانم صبح خودم را در آینه نگاه کنم و

00:02:21.638 --> 00:02:22.842
خوب، بسیار خوب ...

00:02:22.881 --> 00:02:24.867
هیچ اشکالی

00:02:25.168 --> 00:02:27.621
در گرفتن تصمیمات پولی وجود ندارد

00:02:27.931 --> 00:02:29.906
هیچ اشکالی در خواست موفقیت نیست

00:02:29.931 --> 00:02:33.491
هیچ اشکالی در استفاده از
چیزی به عنوان قدم اولیه نیست

00:02:33.745 --> 00:02:38.421
همیشه این گفتگو را با بازیگران جوان
در ابتدای کار دارم که میگویند میدونی

00:02:38.446 --> 00:02:41.289
برم نیویورک ؟
برم لس آنجلس؟

00:02:41.314 --> 00:02:45.721
و بحث من این است که میدونید بین لس و
آنجلس و نیویورک یه بیابون بی آب و علف نیست

00:02:46.388 --> 00:02:50.647
تئاترهای محلی خارق العاده ای تو کشور هست

00:02:50.937 --> 00:02:53.517
از خداشونه که یکی مثل تو رو داشته باشن

00:02:54.112 --> 00:02:58.471
جاهایی که میتونی بری و
کار کنی و سه تا نمایش کار کنی

00:02:58.677 --> 00:03:00.059
بعد بری یه جای دیگه کار کنی

00:03:00.147 --> 00:03:01.686
شیکاگو، سیاتل

00:03:01.782 --> 00:03:04.470
میامی، واشنگتن دی سی

00:03:05.209 --> 00:03:06.136
عالی هستند

00:03:06.161 --> 00:03:07.161
هیوستون

00:03:07.541 --> 00:03:09.075
شهرهای تئاتری عالی

00:03:09.855 --> 00:03:12.103
جاهایی که میتوانی سه یا چهار سال صرف کنی

00:03:12.341 --> 00:03:13.804
که یک بدنه کاری بسازی

00:03:13.829 --> 00:03:15.721
با کارگردان ها ارتباط بگیری

00:03:15.759 --> 00:03:16.759
و کار کنی

00:03:17.441 --> 00:03:22.062
بلند مدت فکر کنید

00:03:22.824 --> 00:03:24.486
اگر به فکر بلند مدت هستید

00:03:24.511 --> 00:03:27.756
بلند مدت را در نظر بگیرید
و نه کوتاه مدت را و بگویید

00:03:27.851 --> 00:03:29.408
نه اینکه در 6 ماه میخواهم کجا باشم

00:03:29.433 --> 00:03:32.596
بلکه بگویید در 6 سال یا 10
سال آینده میخواهم کجا باشم

00:03:32.781 --> 00:03:34.582
و شروع به رفتن به سمت آن هدف کنید

00:03:34.607 --> 00:03:37.800
و همچنین این فهم را به دست بیاورید که اکثر

00:03:38.014 --> 00:03:41.046
بازیگرانی که تحسین میکنید
همینقدر کارشان طول کشیده است

00:03:41.348 --> 00:03:42.348
و واقعا هم همینطور است

00:03:43.171 --> 00:03:46.543
هنری فاندا زمانی که اولین فیلم
اش را بازی کرد 31 ساله بود

00:03:47.048 --> 00:03:50.190
داستین هافمن وقتی فیلم فارغ
التحصیل را بازی کرد 31 ساله بود

00:03:51.293 --> 00:03:54.903
جک نیکلسون وقتی ایزی
رایدر را بازی کرد 34 ساله بود

00:03:55.768 --> 00:03:57.144
برای خانوم ها متفاوت است

00:03:57.321 --> 00:03:59.439
برای خانوم ها کار دشوارتری است

00:04:00.544 --> 00:04:04.405
خانوم ها باید یکجورایی زود خود را وارد کنند

00:04:04.604 --> 00:04:06.178
چرا که صنعت جوان طلبی داریم

00:04:06.203 --> 00:04:08.561
مخصوصا در مورد رفتار با خانوم ها

00:04:09.371 --> 00:04:11.265
اما اکثر مردهایی که من تحسین میکردم

00:04:11.297 --> 00:04:14.866
واقعا تا دهه سوم زندگی خود شکوفا نشدند، پس

00:04:15.765 --> 00:04:18.379
یکم برایم طول کشید تا

00:04:19.275 --> 00:04:20.734
که متوجه شوم

00:04:20.759 --> 00:04:26.421
که کشتی من به زودی برخی دوستان
و همکلاسی هایم در جولیارد سر نمیرسد

00:04:26.446 --> 00:04:29.580
که داشتن اینطوری مشهور میشدند

00:04:30.382 --> 00:04:32.520
و من حسودی میکردم

00:04:32.838 --> 00:04:34.814
و بلندپرواز بودم

00:04:35.044 --> 00:04:37.266
و نمیفهمیدم چرا کشتی شهرت من نمی رسد

00:04:37.341 --> 00:04:41.091
بجز اینکه فکر میکردم که ظاهرم مثل آدم
هایی که برای سینما انتخاب مشوند نیست

00:04:42.386 --> 00:04:45.951
و برایم زمان برد که با این
قضیه کنار بیایم و متوجه شوم

00:04:45.976 --> 00:04:47.838
که در واقع به شکل عجیبی

00:04:47.863 --> 00:04:51.446
اتفاقی که داشت می افتاد این بود
که من قادر شده بودم که تماشا کنم

00:04:52.081 --> 00:04:53.764
چطور شهرت

00:04:54.185 --> 00:04:55.976
آن افراد را تحت تاثیر قرار داد

00:04:56.421 --> 00:04:58.523
پیش از این که برای من اتفاق بیافتد

00:04:58.895 --> 00:05:02.187
بنابراین در نهایت در
واقع خیلی شکرگذار بودم که

00:05:02.798 --> 00:05:05.278
آتش شهرت من آهسته تر میسوخت

00:05:05.643 --> 00:05:07.582
چون خیلی در مورد شهرت آموختم

00:05:07.607 --> 00:05:09.405
و اینکه چطور میخواستم کنترلش کنم

00:05:09.460 --> 00:05:10.956
اگر که برایم اتفاق می افتاد

00:05:11.449 --> 00:05:14.026
به خاطر مشاهده دیگر افراد

00:05:14.965 --> 00:05:19.955
رویارویی با تردید

00:05:20.210 --> 00:05:22.102
مسئله تردید

00:05:22.174 --> 00:05:23.174
تردید در مورد خود

00:05:23.199 --> 00:05:24.354
تردید در مورد استعداد خود

00:05:25.084 --> 00:05:27.048
تردید در مورد اینکه آیا آماده هستی

00:05:28.121 --> 00:05:30.002
تردید در مورد اینکه آیا
برای نقشی آماده هستی

00:05:30.843 --> 00:05:33.235
تردید در مورد اینکه آیا متوجه اش شده ای

00:05:33.744 --> 00:05:35.788
تردید در مورد کارگردان

00:05:37.235 --> 00:05:39.441
و بامزه اینجاست که

00:05:40.629 --> 00:05:42.695
فکر نمیکنم هیچوفت این تردید از میان برود

00:05:43.671 --> 00:05:45.523
فکر میکنم باقی میماند

00:05:46.284 --> 00:05:48.356
و فکر میکنم مهم است

00:05:49.031 --> 00:05:51.738
و فکر میکنم که بسیار با ارزش است

00:05:52.898 --> 00:05:56.101
میدانید خیلی جالبت است، چون
زمانی که من شروع به کار کردم

00:05:56.728 --> 00:05:58.958
افرادی که با آن ها میگشتم

00:05:58.983 --> 00:06:03.630
میدانید آدم به باری میرود و بازیگرها با
هم صحبت میکنند و یک کم مست میشوید

00:06:04.982 --> 00:06:08.680
خیلی جالب است که یک نوع الگو درش دیدم

00:06:08.705 --> 00:06:11.416
یک نوع شخصیت خاصی بود

00:06:11.924 --> 00:06:14.653
که خیلی پر انرژی بود

00:06:15.192 --> 00:06:16.192
و امیدوار

00:06:16.841 --> 00:06:19.778
به خودشان ایمان داشتند و ایمان داشتند

00:06:19.803 --> 00:06:20.803
به مهارت بازیگری

00:06:21.031 --> 00:06:22.053
و عاشق اش بودند

00:06:22.078 --> 00:06:26.181
و به شکلی خیلی با شور  در موردش حرف میزدند

00:06:26.206 --> 00:06:28.266
که من الهام بخش

00:06:28.496 --> 00:06:29.955
و احساسات برانگیز میافتمشان

00:06:31.223 --> 00:06:33.476
و آن ها را به عنوان انسان دوست داشتم

00:06:35.002 --> 00:06:37.606
و خودم را یافتم که دارم به
سمت آن نوع شخصیت میروم

00:06:37.631 --> 00:06:40.164
چرا که یک نوع شخصیت دیگر نیز بود

00:06:40.340 --> 00:06:43.051
که شخصیت تلخ

00:06:44.178 --> 00:06:45.178
عصبانی

00:06:46.231 --> 00:06:48.867
نا امید بود

00:06:48.892 --> 00:06:52.530
که آمار میداند که چقد کار دشوار است

00:06:52.737 --> 00:06:56.416
که خیلی بازیگر سینما زیاد است
نسبت بین بازیگرها

00:06:56.571 --> 00:06:57.571
و من متوجه شدم که

00:06:58.448 --> 00:06:59.993
آن نوع بینش

00:07:00.058 --> 00:07:01.869
آن نوع تردید

00:07:02.123 --> 00:07:03.918
فکر کردم که خیلی مخرب است

00:07:05.244 --> 00:07:10.462
چرا که در مورد کلیت حرفه مخرب بود

00:07:11.366 --> 00:07:16.034
اینطور نبود که در مورد چیز
خاصی تردید وجود داشته باشد

00:07:16.313 --> 00:07:17.313
و من واقعا به شدت احساس کردم

00:07:19.484 --> 00:07:22.844
که نمیخواهم هرگز کارم به اینجا بکشد

00:07:23.735 --> 00:07:25.267
که روی چهارپایه بار بنشینم

00:07:25.411 --> 00:07:27.284
و بگویم که من باید موفق میشدم

00:07:27.775 --> 00:07:29.236
من باید موفق میشدم

00:07:31.645 --> 00:07:32.645
و

00:07:34.001 --> 00:07:37.369
بنظرم برای کسی که تازه کارش را
شروع کرده است خیلی مهم است که

00:07:37.394 --> 00:07:41.121
که تفاوت میان این دو نوع شخصیت را تشخیص دهد

00:07:42.312 --> 00:07:45.676
ممکن است به سمت این شخصیت
ها کشیده شوید و حتی متوجه نشوید که

00:07:45.990 --> 00:07:46.990
در واقع

00:07:47.983 --> 00:07:50.779
تنها چیزی که یک کسی میدهد منفی بافی است

00:07:51.191 --> 00:07:52.191
و

00:07:52.310 --> 00:07:55.487
فکر میکنم که رفتن به دنبال بازیگر شدن

00:07:55.543 --> 00:07:57.042
هدفی شرافتمندانه است

00:07:57.067 --> 00:08:00.052
فکر میکنم که حرفه مهمی است

00:08:00.077 --> 00:08:01.375
فکر میکنم که معنا دارد

00:08:01.400 --> 00:08:04.264
مردم به بار و رستوران ها میروند

00:08:04.424 --> 00:08:06.241
به صرف شام میروند و دور هم جمع میشوند

00:08:06.282 --> 00:08:08.397
و در مورد آخرین فیلمی
که دیده اند صحبت میکنند

00:08:08.523 --> 00:08:09.282
یا آخرین کتابی که خوانده اند

00:08:09.307 --> 00:08:11.200
یا نمایشی که دیده اند

00:08:11.225 --> 00:08:12.772
یا سریالی که دیده اند

00:08:12.987 --> 00:08:18.095
مردم مجذوب کاراکترها و روایت داستان میشوند

00:08:18.514 --> 00:08:20.000
این چیزی است که در موردش صحبت میکنیم

00:08:20.803 --> 00:08:25.582
کار با تردید

00:08:26.238 --> 00:08:28.621
تردید جزئی از کار است اما تردید

00:08:29.606 --> 00:08:31.615
تردید نباید از پا بیاندازدش

00:08:32.330 --> 00:08:36.569
چراکه از طریق تردید است که بعد
فکر میکنم میتوانید از خود سوالتی در مورد

00:08:37.371 --> 00:08:39.192
اینکه چرا اینگونه احساس میکنم

00:08:39.606 --> 00:08:43.006
چرا فکر میکنم که به آن چیزی که
سعی میکردم برسم، نرسیدم، بپرسید

00:08:43.168 --> 00:08:45.538
چه چیزی باشد که در آن
روز رویش کار میکرده اید

00:08:45.840 --> 00:08:48.120
یا به یک دوره نمایشی که
انجام داده ای نگاه میکنید

00:08:48.145 --> 00:08:49.145
و فکر میکنید، خدای من...

00:08:49.670 --> 00:08:52.278
میدانید ما همه داستان هایی از

00:08:52.664 --> 00:08:55.212
بزرگانی میشنویم که

00:08:55.886 --> 00:08:58.301
شش ماه پس از اجرا رفتن یک نمایش

00:08:58.349 --> 00:09:00.753
در میانه شب از خواب میپرند و میگویند اوه

00:09:02.412 --> 00:09:04.992
اونطوری باید اون لحظه رو بازی کرد

00:09:06.064 --> 00:09:08.575
یک داستان فوق العاده ای در مورد اولیویر است

00:09:08.845 --> 00:09:11.329
در سالن اولد ویک است، دارد روی

00:09:12.916 --> 00:09:14.865
فکر میکنم اتلو کار میکرد

00:09:16.357 --> 00:09:19.732
و یک شب بود که ناگهان

00:09:19.843 --> 00:09:22.208
چیزی روی صحنه رخ داد

00:09:22.233 --> 00:09:23.233
در پرده اول

00:09:23.689 --> 00:09:26.775
بازیگران شروع به جمع
شدن در دو گوش صحنه کردند

00:09:26.800 --> 00:09:31.669
تا این چیز خارق العاده ای
که داشت رخ میداد را ببینند

00:09:31.892 --> 00:09:35.551
اجرایش داشت فرا میرفت به سوی چیزی

00:09:36.138 --> 00:09:37.984
به شدت غیر معمول

00:09:38.334 --> 00:09:40.083
پشت صحنه تلفن میکردند

00:09:40.108 --> 00:09:44.527
و به دوستانشان میگفتند که عجله
کنند و بیایند تا پرده دوم را ببینند

00:09:45.107 --> 00:09:46.461
و در پایان شب

00:09:46.486 --> 00:09:48.842
مجبور شد برای پاسخ به تشویق
تماشاگران 14 بار روی صحنه بیاید

00:09:48.867 --> 00:09:51.641
اعجاب انگیز بود

00:09:52.263 --> 00:09:55.281
تماشاگران نمیگذاشتند صحنه را ترک کند

00:09:56.249 --> 00:09:59.847
و از یک ردیف از بازیگران همکارش
رد شد که داشتند تشویقش میکردند

00:09:59.872 --> 00:10:03.343
در حالی که داشت به اتاق تعویض لباس رفت

00:10:03.515 --> 00:10:06.510
و در را به هم کوبید و در را قفل کرد

00:10:08.028 --> 00:10:10.338
و برای نیم ساعت

00:10:10.799 --> 00:10:14.010
افرادی که میخواستند وارد اتاق شوند چیزی جز

00:10:14.184 --> 00:10:17.226
صدای پرتاب چراغ ها

00:10:17.251 --> 00:10:18.847
شکستن شیشه ها

00:10:18.863 --> 00:10:21.144
به هم خوردن در ها

00:10:21.319 --> 00:10:23.771
چپ شدن میزها، نشنیدند

00:10:26.016 --> 00:10:28.975
و فکر میکنم یک ساعت و خورده ای زمان گذشت

00:10:29.000 --> 00:10:31.570
و در نهایت همه بجز ونسا
ردگریو سالن را ترک کردند

00:10:31.595 --> 00:10:33.827
که پشت در اتاقش بود

00:10:33.852 --> 00:10:35.843
و در نهایت او را به اتاق راه داد

00:10:36.097 --> 00:10:37.741
و ونسا گفت : لری

00:10:38.091 --> 00:10:42.766
مشکل چیه ؟ 
این خارق العاده ترین اجرایی بود

00:10:43.161 --> 00:10:45.598
که همه ما تا جالا دیده ایم

00:10:46.146 --> 00:10:48.198
و او گفت: میدونم

00:10:48.516 --> 00:10:49.516
میدونم

00:10:50.879 --> 00:10:53.925
مسئله اینه که به هیچ وجه
نمیدونم چطور دوباره انجامش بدم

00:10:55.210 --> 00:10:57.095
و اصلا نمیدونم چطور انجامش دادم

00:11:00.605 --> 00:11:01.605
حتی در

00:11:02.454 --> 00:11:04.169
جایگاهی که او به آن رسید

00:11:04.376 --> 00:11:07.343
پر از تردید بود

00:11:08.494 --> 00:11:10.533
و این موضوع نمیتواند چیزی جز

00:11:11.638 --> 00:11:12.638
اعصاب خورد کن

00:11:13.392 --> 00:11:16.020
اما به شدت با ارزش باشد

00:11:16.314 --> 00:11:19.474
چراکه این تردید است که ما را به جلو میبرد

00:11:20.117 --> 00:11:22.895
و باعث میشود که بخواهیم بهتر باشیم

