WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:07.000
ادامه مطالعه موردی :
خلق کاراکتر

00:00:08.250 --> 00:00:12.204
کاراکتر را از آن خود کنید :
ریچارد دوم

00:00:12.512 --> 00:00:15.790
تقریبا حتی اهمیتی ندارد
که تک تک کلمات را بفهمید

00:00:15.815 --> 00:00:19.418
چراکه فکر نمیکنم که مخاطب
هم لزوما تک تک کلمات را بفهمد

00:00:19.997 --> 00:00:22.152
اما احساسش را دریافت میکنند

00:00:22.246 --> 00:00:26.057
سیری که کاراکتر از سر
می گذراند را درک میکنید

00:00:27.673 --> 00:00:29.109
و، میدانید

00:00:29.633 --> 00:00:31.628
زمانی که من برای مثال بعدها

00:00:31.653 --> 00:00:34.032
ریچارد دوم را در اولد ویک کار کردم

00:00:34.057 --> 00:00:35.704
که ترور نان کارگردانی اش میکرد

00:00:35.729 --> 00:00:37.467
تجربه حدودا وحشتناکی بود

00:00:37.492 --> 00:00:39.976
چراکه او به قطع

00:00:40.170 --> 00:00:43.058
میخواست که من آوای یک
پادشاه انگلیسی را داشته باشم

00:00:43.808 --> 00:00:44.808
و

00:00:45.006 --> 00:00:47.121
و میدانید من بچه نیوجرسی هستم

00:00:47.146 --> 00:00:50.640
منظورم این است که خیلی
رعب آور بود که سعی کنم

00:00:50.665 --> 00:00:53.192
با اصالت آوای یک پادشاه
انگلیسی را داشته باشم

00:00:53.217 --> 00:00:57.258
با بازیگران بریتانیایی ای که تمام زندگی
این لهجه را داشته اند روی صحنه میرفتم

00:00:57.283 --> 00:00:58.283
و

00:00:58.667 --> 00:01:01.501
تکلیف بزرگی برایم بود که آن

00:01:02.458 --> 00:01:05.188
فرآیند را بیاموزم که قدر کفایت

00:01:05.351 --> 00:01:06.820
با آوای صدای خودم احساس راحتی کنم

00:01:06.845 --> 00:01:09.979
با آوای شکل بیرون آمدن
کلمات از دهانم احساس راحتی کنم

00:01:11.505 --> 00:01:14.385
و من همچنین در آن کار عزمم را جزم کرده بودم

00:01:16.229 --> 00:01:18.337
میدانید ریچارد دوم از آن نمایش هایی است

00:01:18.362 --> 00:01:21.665
که مشهور به زبانش است و به ...

00:01:23.064 --> 00:01:25.947
بازیگرانی که ریچارد دوم را بازی کرده اند

00:01:26.239 --> 00:01:28.442
مشهور به داشتن آوای مخملینی

00:01:28.467 --> 00:01:31.972
در نوع ادای کلمات، بودند

00:01:32.266 --> 00:01:36.298
و من یادم می آید که گفتگوها و حتی
بحث های زیادی با ترور

00:01:36.323 --> 00:01:38.958
در مورد این داشتم که
نمیخواستم ریچارد دوم را به شکل

00:01:38.983 --> 00:01:41.951
کاراکتری که عاشق آوای
صدای خودش است بازی کنم

00:01:42.003 --> 00:01:43.895
اینکه در واقع او برای چیزی میجنگیده است

00:01:43.920 --> 00:01:45.040
برای زندگی خود میجنگیده است

00:01:45.065 --> 00:01:48.185
و برای موقعیت خودش میجنگیده است

00:01:49.693 --> 00:01:51.541
و در نهایت

00:01:51.637 --> 00:01:53.882
در پایان نمایش انسانی است که تغییر کرده است

00:01:54.380 --> 00:01:59.001
پذیراشدن یک شخصیت :
ریچارد نیکسون

00:01:59.361 --> 00:02:01.120
به تازگی یک کاری کرده ام

00:02:01.145 --> 00:02:02.398
که یک قطعه بازیگری است

00:02:02.423 --> 00:02:06.554
اما همچنین تاحدودی نیاز به توانایی ای در

00:02:07.883 --> 00:02:08.811
شنیدن داشت

00:02:08.836 --> 00:02:11.194
و سعی به دست به گریبان شدن با

00:02:12.278 --> 00:02:13.098
یک نوع اخلاق داشت

00:02:13.123 --> 00:02:15.510
و این ریچارد نیکسون بود که بازی کردم

00:02:15.985 --> 00:02:18.000
در فیلمی در مورد ریچارد نیکسون

00:02:18.064 --> 00:02:20.403
و ملاقات مشهوری که با الویس پریسلی داشت

00:02:20.610 --> 00:02:22.283
خوب تصمیم بر این بود که

00:02:22.308 --> 00:02:26.227
نمیتوانستم یک تقلید یر به یر
از ریچارد نیکسون ارائه دهم

00:02:26.314 --> 00:02:30.266
در یک فیلم 2 ساعته پایداری نداشت

00:02:30.321 --> 00:02:32.884
و میدانید من احتمالا میتوانستم یک
تقلید از ریچارد نیکسون فرا بگیرم

00:02:32.909 --> 00:02:35.601
که فورا ریچارد نیکسون را به خاطر بیاورد اما

00:02:36.412 --> 00:02:39.237
احساس نمیشد که این جالب
باشد یا پایداری داشته باشد

00:02:39.324 --> 00:02:41.796
اما به نظرم به اشکال
مختلفی که تقلید انجام داده ام

00:02:41.884 --> 00:02:44.766
و در تمام زندگی ام فرا گرفته
ام که چطور افراد را تقلید کنم

00:02:44.925 --> 00:02:47.649
همچنین تلاش کرده ام که به درون

00:02:47.776 --> 00:02:48.682
شخصیتشان بروم

00:02:48.707 --> 00:02:51.202
تا نوع تفکرشان را فهم کنم

00:02:51.234 --> 00:02:53.923
و اگر بتوانم به جایی برسم که

00:02:54.281 --> 00:02:59.168
به واقع شخصیت کسی را پذیرا شوم

00:02:59.708 --> 00:03:02.020
بنابراین شروع کردم به گوش دادن

00:03:02.028 --> 00:03:06.389
به کلی از نوارها و گفتگوهای
تلفنی ای که نیکسون داشت

00:03:07.437 --> 00:03:10.324
چون علاقه ای به تماشای
سخنرانی های عمومی اش نداشتم

00:03:10.349 --> 00:03:11.432
خیلی از آن ها را دیده بوده ام

00:03:11.457 --> 00:03:14.736
اما هیچ کدام از کارهایم
در فیلم در ملا عام نبود

00:03:14.879 --> 00:03:16.448
تنها ملاقات های خصوصی بود

00:03:16.563 --> 00:03:19.751
که در کاخ سفید و در اتاق
بیضی ریاست جمهوری رخ میداد

00:03:20.622 --> 00:03:26.685
و چیزی که وقتی شروع به گوش دادن ساعت
ها و ساعت ها از این نوارها، کم کم متوجه شدم

00:03:26.884 --> 00:03:29.666
بد دهانی نیکسون بود

00:03:30.546 --> 00:03:32.683
یعنی استفاده اش از زبان

00:03:32.708 --> 00:03:36.952
فکر میکنم در زمان انتشار
نوارها، بیشتر آمریکایی ها را

00:03:37.004 --> 00:03:41.202
در مورد نحوه صحبت کردن رئیس
جمهور ایالات متحده در اتاق بیضی

00:03:41.544 --> 00:03:46.098
نسبت به هرچیز دیگری که در یک
نوار 18 دقیقه ای گفته میشد، شوکه کرد

00:03:46.525 --> 00:03:49.067
و بنابراین من شروع کردم به تلاش در جهت

00:03:49.092 --> 00:03:52.337
تصور شخصی که

00:03:53.338 --> 00:03:56.348
مسلما آن سطح از پارانویایی
که او داشت را داشت

00:03:56.397 --> 00:03:58.359
و راستی چیزی که در ایفای
نقش اش در این فیلم جالب بود

00:03:58.384 --> 00:04:00.080
این بود که زمان فیلم پیش
از رسوایی واترگیت بود

00:04:00.105 --> 00:04:03.939
بنابراین سال 1970 بود و من
بار واترگیت روی دوشم نبود

00:04:04.148 --> 00:04:05.813
اما این بار به دوشم بود

00:04:05.838 --> 00:04:09.643
شخصیت این مرد بود که خیلی عنق بود

00:04:09.834 --> 00:04:15.372
یعنی وقتی در نوارها بهش گوش
میدادید میدیدید که خیلی از اوقات عنق است

00:04:15.566 --> 00:04:21.064
اون پدر سوخته، حرومزاده، مادر
بخطا نمیاد نمیخواد بیاد به این قبرستون...

00:04:21.113 --> 00:04:23.181
میدانید یک نوعی

00:04:23.364 --> 00:04:25.226
فرود موسیقیایی و ضرب آهنگی

00:04:25.515 --> 00:04:29.160
اخلاق بدی نسبت به آن بیرونی ها بود

00:04:29.807 --> 00:04:31.871
که سعی میکردند راهشان را به اینجا باز کنند

00:04:32.157 --> 00:04:34.627
و تجربه خیلی جالبی بود که

00:04:34.864 --> 00:04:37.113
سپس سر صحنه رفت و سر صحنه بود

00:04:37.528 --> 00:04:38.745
و سعی شود که

00:04:38.770 --> 00:04:44.014
عصاره این مرد را ضبط کرد

00:04:44.417 --> 00:04:47.844
بدون احساس این نیاز که تقلیدی صورت بگیرد

00:04:47.893 --> 00:04:49.995
آزمایش خیلی جالبی بود

00:04:50.020 --> 00:04:51.890
که ببینم که تا کجا

00:04:52.922 --> 00:04:53.922
میتوانم به جلو بروم

00:04:54.003 --> 00:04:56.489
یا چقدر کم میتوانم به جلو بروم

00:04:56.649 --> 00:05:01.060
بله فکرمیکنم که چیزهای خاصی هستند
که در نقاط خاصی میخواهید بهش برسید

00:05:02.088 --> 00:05:05.155
داشتن کیفیت فیزیکی ای که نیکسونی بود

00:05:05.180 --> 00:05:07.690
یک نوع رفتاری داشت

00:05:07.715 --> 00:05:12.794
شاید کلا 5 یا 6 دیالوگ در کل فیلم بود

00:05:12.905 --> 00:05:16.021
که خیلی آوایش به شکلی بود که
نیکسون ممکن بود چیزی را بگوید

00:05:16.046 --> 00:05:18.330
میدانید نوعی کیفیت فرود موسیقیایی

00:05:18.669 --> 00:05:23.428
و بریده بریده ای که وقتی صحبت میکرد، داشت

00:05:24.219 --> 00:05:30.023
ولی نه یک تقلید سنگین یر به یر که
ممکن است از دیکی نیکسون صورت بگیرد

00:05:30.048 --> 00:05:32.097
این به نظر من

00:05:32.193 --> 00:05:34.715
خیلی خیلی زود از جذابیتش کم میشود

00:05:34.787 --> 00:05:36.991
مسلما من اولین بازیگری نیستم که

00:05:37.062 --> 00:05:38.343
ریچارد نیکسون را کار کرده است

00:05:39.020 --> 00:05:44.845
اما در واقع عجیب بود چون یادم می آید که
برای فراست نیکسون تست جلوی دوربین میدادم

00:05:44.870 --> 00:05:48.745
و این خیلی تجربه جالبی بود
که نیکسون را بازی کنم

00:05:48.770 --> 00:05:49.710
خوب البته نقش را نگرفتم

00:05:49.735 --> 00:05:52.772
اما جالب بود که این
فرصت را داشتم که یاد بگیرم

00:05:52.883 --> 00:05:57.547
وقتی که برمیگشتم و به آن فیلم
تست که همچنان دارمش نگاه کردم

00:05:57.572 --> 00:06:01.240
پیش از این که فیلم الویس
و نیکسون را بازی کنم

00:06:01.497 --> 00:06:03.839
تماشایش برایم خیلی جالب و کمک کننده بود

00:06:03.864 --> 00:06:05.791
کجا احساس کردم که اشتباه کرده ام

00:06:05.881 --> 00:06:07.730
کجا احساس کردم که خیلی آرام صحبت کردم

00:06:07.755 --> 00:06:10.448
کجا حس کردم که بیش از حد ازش تقلید کردم

00:06:10.496 --> 00:06:12.481
و به اندازه کافی خود حقیقی اش را نشان ندادم

00:06:12.561 --> 00:06:16.847
برایم خیلی مفید بود که
آن را این همه سال بعد ببینم

00:06:16.872 --> 00:06:21.202
چراکه این جریان برای سال های 2005 یا 4 بود

00:06:21.227 --> 00:06:24.149
فکر میکنم آن سال ها بود
که برای آن فیلم مصاحبه دادم

00:06:24.276 --> 00:06:25.877
بنابراین جالب است که

00:06:26.012 --> 00:06:29.048
که حتی در طول این سال ها یکجورایی با

00:06:29.499 --> 00:06:32.355
با آموختن چگونگی ایفای نقش نیکسون
به اشکال مختلف دست به گریبان بوده ام

00:06:32.704 --> 00:06:37.566
پالایش کاراکتر:
عمو لویی در نمایش گمشده در یانکرز
اثر نیل سایمون

00:06:37.827 --> 00:06:40.864
 تجربه ای در بازی

00:06:42.004 --> 00:06:43.775
در نمایشی بسیار موفق در برادوی را داشتم

00:06:45.036 --> 00:06:46.450
بهه نام گمشده در یانکرز

00:06:46.475 --> 00:06:48.060
که نوشته نیل سایمون بود

00:06:48.085 --> 00:06:49.201
جین ساکس کارگردانی اش میکرد

00:06:49.257 --> 00:06:52.050
که هر دو مردان فوق العاده‌ی تئاتر بودند

00:06:52.194 --> 00:06:53.194
و

00:06:54.326 --> 00:06:57.301
نمیتوانم دقیق بگویم که چه اتفاقی افتاد

00:06:57.412 --> 00:06:58.412
اما

00:06:59.399 --> 00:07:02.344
جایی در طول تمرین ها، من

00:07:03.544 --> 00:07:04.843
چند قدم را جا انداختم

00:07:04.923 --> 00:07:11.076
حتی نمیتوانم دقیق بگویم که آن
چه بود که بهش نرسیدم یا انجام ندادم

00:07:11.101 --> 00:07:14.709
اما از خود بی خود شدم

00:07:14.796 --> 00:07:17.625
و گاهی این اتفاق میتواند
بیافتد که ناگهان در اجرا هستید

00:07:17.650 --> 00:07:21.477
نمایش بالا آمده است دارید اجرا میکنید

00:07:21.502 --> 00:07:24.633
و با این حال احساس میکردم که گویا

00:07:25.837 --> 00:07:27.422
کاراکترم اصالت نداشت

00:07:27.447 --> 00:07:29.092
فکر نمیکردم که

00:07:29.282 --> 00:07:31.501
میدانید، کمدی اش

00:07:31.684 --> 00:07:33.391
در سطحی بود که میخواستم

00:07:33.416 --> 00:07:35.426
که این بود که همچنین میخواستم حقیقی باشد

00:07:35.451 --> 00:07:37.518
به اضافه اینکه تنها خنده بگیرم

00:07:37.816 --> 00:07:42.291
همه در تیم تولید طوری بهم
نگاه میکردند که گویا دیوانه شده ام

00:07:42.316 --> 00:07:44.390
داری خنده ات را میگیری، مشکلت چیه؟

00:07:44.669 --> 00:07:46.037
فوق العاده است

00:07:46.109 --> 00:07:47.196
مردم عاشقت هستند

00:07:47.221 --> 00:07:48.221
و من میگفتم

00:07:48.664 --> 00:07:49.875
آره میدونم خنده ام را میگیرم

00:07:49.915 --> 00:07:53.185
اما برای خنده گرفتن میتونم شلوارم
رو پایین بکشم و اردک از شلوارم دربیارم

00:07:53.210 --> 00:07:54.667
اما این مناسب نیست

00:07:54.833 --> 00:07:58.369
بنابراین وقتی به واشنگتن
دی سی رفتیم تصمیم گرفتم که

00:07:58.585 --> 00:08:01.946
با یک کارگردان خیلی خوب
و دوست قدیمی ام تماس گرفتم

00:08:01.979 --> 00:08:05.208
ازش خواستم که اگر میتواند به واشنگتن بیاید

00:08:05.233 --> 00:08:08.525
و هرچقدر که زمان نیاز داشتیم را

00:08:08.681 --> 00:08:09.681
بی سر و صدا صرف کند

00:08:10.574 --> 00:08:14.243
و سعی کند که روی اجرایی که در
این نمایش ارائه میدادم دوباره فکر کند

00:08:14.950 --> 00:08:17.584
شکل دوباره دهد و حتی دوباره صحنه سازی کند

00:08:17.744 --> 00:08:22.707
دوست کارگردانم آمد و اولین
اجرایی که توانست را تماشا کرد

00:08:22.866 --> 00:08:25.342
در سالن تئاتر ملی واشنگتن دی سی بودیم

00:08:25.747 --> 00:08:28.744
بعد از نمایش به صرف شام رفتیم

00:08:28.769 --> 00:08:30.997
و او بهم گفت که به آن بدی که فکر میکنی نیست

00:08:32.443 --> 00:08:33.302
و من گفتم : جدی ؟

00:08:33.327 --> 00:08:39.899
گفت : نه، نه، در اصل کلی
مروارید داری اما هیچ زنجیری نداری

00:08:40.557 --> 00:08:42.383
بنابراین زنجیر برایت میسازیم

00:08:42.828 --> 00:08:46.703
پس در طول تقریبا 15 روز پس از آن

00:08:46.728 --> 00:08:48.717
خیلی بی سر و صدا

00:08:49.012 --> 00:08:51.152
چیزهای تازه ای را امتحان کردم

00:08:52.303 --> 00:08:55.913
به نیل سایمون زنگ میزدم و میگفتم، میتونم

00:08:55.961 --> 00:08:58.006
میتونم اون دیالوگ در
مورد پنیر سوییسی رو نگم ؟

00:08:58.031 --> 00:08:59.352
میتونم مستقیم برم سراغ اون یکی مسئله؟

00:08:59.377 --> 00:09:00.857
نیل میگفت : آره آره، البته

00:09:00.882 --> 00:09:04.126
و تغییراتی که میدادم انقدر زیرپوستی بود

00:09:04.539 --> 00:09:05.766
که در واقغ

00:09:06.323 --> 00:09:09.430
به چشم کسی نخورد که چه اتفاقی دارد می افتد

00:09:10.508 --> 00:09:12.034
تا اینکه به نیویورک رسیدیم

00:09:12.217 --> 00:09:15.178
و هیچگاه فراموش نمیکنم در پیش نمایش اول

00:09:15.845 --> 00:09:19.238
نیل سایمون پس از پرده
اول دوید و آمد پشت صحنه

00:09:19.309 --> 00:09:20.309
در میان پرده

00:09:21.290 --> 00:09:24.612
تا پدر من را دربیاورد

00:09:24.637 --> 00:09:26.247
فکر میکردم کی هستم؟

00:09:26.272 --> 00:09:28.716
تازه متوجه شده بود چقدر دیالوگ

00:09:28.841 --> 00:09:32.658
در این تماس های تلفنی بی سر و صدایی

00:09:32.683 --> 00:09:35.808
که در طول یک ماه گذشته میگرفتم، حذف کرده ام

00:09:36.284 --> 00:09:37.284
اما در میان پرده بودیم

00:09:37.309 --> 00:09:40.852
و من بهش گفتم که بعد از پرده
دوم میتونیم این گفتگو رو داشته باشیم

00:09:40.877 --> 00:09:41.877
امکانش هست؟

00:09:43.406 --> 00:09:46.556
اما بعدا متوجه شد که من داشتم چکار میکردم

00:09:46.581 --> 00:09:52.558
و به واقع قدردان کاری که کرده بودم شد

00:09:52.583 --> 00:09:54.478
و در نهایت

00:09:54.504 --> 00:09:57.261
من یکی از بهترین نامه هایی که
از یک نمایشنامه نویس گرفته بودم

00:09:57.357 --> 00:09:59.015
را در روز افتتاحیه از نیل گرفتم

00:09:59.364 --> 00:10:02.710
اما این داستان را تعریف
کردم تا فقط بگویم که

00:10:04.063 --> 00:10:05.626
بعضی اوقات

00:10:05.744 --> 00:10:08.150
ممکن است بازیگران با موقعیتی روبرو شوند

00:10:08.175 --> 00:10:11.328
که احساس کنند که هیچ کنترلی ندارند

00:10:11.694 --> 00:10:15.501
و مثل من احساس کنند که حس
میکردم به اندازه کافی خوب نیستم

00:10:15.692 --> 00:10:17.247
و میخواستم که به اندازه کافی خوب باشم

00:10:17.721 --> 00:10:21.317
اما گاهی ممکن است خود
را در موقعیتی بیابید که

00:10:21.411 --> 00:10:23.459
تنها میتوانید انتخاب کنید که کاری کنید

00:10:23.484 --> 00:10:24.831
یا انتخاب کنید که باهاش کنار بیایید

00:10:24.856 --> 00:10:27.601
و من انتخاب کردم که باهاش کنار نیایم

