WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:07.267
مطالعه موردی :
خلق کاراکترها

00:00:08.468 --> 00:00:12.408
پرورش کیفیت های فیزیکی :
ریچارد سوم

00:00:12.746 --> 00:00:13.166
جالب است

00:00:13.190 --> 00:00:16.730
در مورد کیفیت فیزیکی در
ریچارد سوم صحبت خواهم کرد

00:00:17.691 --> 00:00:21.875
چراکه تعدادی چیز بود که
باید درک میکردم و میدانستم

00:00:21.900 --> 00:00:24.288
پیش از اینکه شروع به تصمیم گیری کنم

00:00:25.322 --> 00:00:29.450
خوب اولین چیزی که وقتی شروع
به کار کردیم از سم مندز پرسیدم

00:00:30.252 --> 00:00:34.321
حدود دو سال گفتگو داشتیم
که چه نوع نمایشی باید کار کنیم

00:00:34.685 --> 00:00:37.412
گفتم که آیا قرار است روی
صحنه شیب دار کار کنیم؟

00:00:38.164 --> 00:00:40.410
خوب ممکن است مردم ندانند
صحنه شیب دار چطور است

00:00:40.435 --> 00:00:42.429
خوب صحنه معمول به این شکل است

00:00:42.454 --> 00:00:44.615
اما صحنه شیب دار اینطور است

00:00:45.340 --> 00:00:49.471
که به این معناست که از نقطه
دید مخاطبان همه چیز رو به بالاست

00:00:49.900 --> 00:00:52.472
این کار را به دلایل طراحی انجام میدهند

00:00:54.078 --> 00:00:55.078
بنابراین وقتی که

00:00:55.998 --> 00:00:58.499
بهم گفتند که بله روی
صحنه شیب دار خواهیم بود

00:00:58.524 --> 00:00:59.524
من گفتم بسیار خوب

00:01:02.298 --> 00:01:07.660
و بعد شروع به صحبت کردیم که خوب
حالا من چکار میتوانم از لحاظ فیزیکی بکنم

00:01:08.362 --> 00:01:11.427
که به خودم آسیب نزنم

00:01:12.125 --> 00:01:14.571
چراکه مشکل صحنه شیب دار
این است که به این معناست که

00:01:14.596 --> 00:01:18.344
که شما همیشه و دائما در عدم توازن هستید

00:01:19.397 --> 00:01:20.707
هیچوقت توازن ندارید

00:01:21.186 --> 00:01:23.256
چراکه اگر به این شکل روی صحنه بایستید

00:01:23.343 --> 00:01:25.052
یکی از پاهایتان بالاتر از دیگری است

00:01:25.270 --> 00:01:28.056
اگر به این شکل بایستید به جلو تمایل دارید

00:01:28.922 --> 00:01:31.083
اما در موردی که من باهاش روبه رو بودم

00:01:31.314 --> 00:01:35.122
با خودم میگفتم چطور کار
کنم که به خودم آسیب نزنم

00:01:35.147 --> 00:01:37.626
چزا که وقتی روی صحنه شیب دار هستید

00:01:37.651 --> 00:01:39.792
میتوانید به معنای واقعی
کلمه روی یک صندلی بایستید

00:01:39.925 --> 00:01:41.257
که یکبار در نمایشی برای من اتفاق افتاد

00:01:41.282 --> 00:01:42.282
و به کمرتان آُسیب بزنید

00:01:44.281 --> 00:01:46.061
به خاطر شرایط فیزیکی که دارید

00:01:46.086 --> 00:01:48.425
خوب مثل دیروز میخواهم بایستم

00:01:48.450 --> 00:01:50.048
میخواهم بایستم

00:01:51.285 --> 00:01:52.285
خوب

00:01:52.906 --> 00:01:53.615
اساسا

00:01:54.329 --> 00:01:55.329
همه میتونید بگیریدم؟

00:01:57.955 --> 00:02:01.511
خوب اساسا چیزی که تصمیمی که در نهایت گرفتم

00:02:01.536 --> 00:02:06.419
که فکر خیلی خیلی خوبی برای من بود

00:02:07.070 --> 00:02:10.693
این بود که میخواستم کاراکتر
تقریبا شبیه عنکبوت باشد

00:02:10.718 --> 00:02:13.641
طوری که بتوانم در لحظه جلوی کسی قرار بگیرم

00:02:14.029 --> 00:02:16.532
بدون اینکه بدانند چطور
انقدر سریع به آن جا رسیدم

00:02:16.557 --> 00:02:20.541
بنابراین چهره کاراکتر

00:02:20.803 --> 00:02:22.330
باید خارج از فرم باشد

00:02:22.355 --> 00:02:29.572
بنابراین یک دستکش چرمی
با دست خارج از فرم داشتم

00:02:30.040 --> 00:02:31.732
که روی این دست بود

00:02:31.995 --> 00:02:34.076
یک عصا داشتم

00:02:34.132 --> 00:02:35.533
که در این دست بود

00:02:35.558 --> 00:02:36.602
که نگه ام میداشت

00:02:36.627 --> 00:02:39.884
و یک پایی داشتم که
یکجورایی به داخل چرخیده بود

00:02:39.909 --> 00:02:41.841
بنابراین اگر به کاراکتر
به این شکل نگاه میکردید

00:02:41.936 --> 00:02:44.417
به این شکل خیلی به سمت پایین بود

00:02:44.750 --> 00:02:47.797
خوب این بسیار ناراحت به نظر می آید، درسته ؟

00:02:48.126 --> 00:02:51.818
خوب ناراحت بود، نمیگم که یکم ناراحت نبود

00:02:51.843 --> 00:02:54.083
اما بهم اجازه میداد که خیلی سریع حرکت کنم

00:02:54.648 --> 00:02:56.883
بهم اجازه میداد که کمی
به شکل عنکبوت حرکت کنم

00:02:56.908 --> 00:02:59.760
اما یک چیز دیگر
حقه اش این است

00:03:01.054 --> 00:03:02.054
این شکل

00:03:02.896 --> 00:03:05.985
به این معناست که من تنها بازیگر
در توازن روی آن صحنه بودم

00:03:06.431 --> 00:03:08.666
چرا که این شکل مثل خمیده بودن است

00:03:08.691 --> 00:03:10.901
مثل استیل تنیس است

00:03:10.926 --> 00:03:12.424
مثل شمشیر بازی می ماند

00:03:12.449 --> 00:03:13.720
میدانید، گویا پایین هستید

00:03:14.101 --> 00:03:15.848
پس میتوانستم حرکت کنم

00:03:16.355 --> 00:03:17.746
اما همیشه تعادل داشتم

00:03:17.981 --> 00:03:18.981
و

00:03:19.575 --> 00:03:22.838
این تصمیم خیلی خوبی بود

00:03:22.863 --> 00:03:23.863
چون

00:03:24.354 --> 00:03:29.164
توانستم روی صحنه های متعددی کار کنم

00:03:30.021 --> 00:03:31.607
در محیط های متفاوت

00:03:33.227 --> 00:03:35.396
چهار صحنه متحرک داشتیم

00:03:35.483 --> 00:03:37.126
 یکی همیشه در سفر بود

00:03:38.000 --> 00:03:40.023
صحنه ها کمی متفاوت بودند

00:03:40.888 --> 00:03:44.182
برخی درها در شهرهایی کار میکردند برخی
درهای دیگر در شهرهایی دیگر کار نمیکردند

00:03:44.413 --> 00:03:47.892
و دائما فراموش میکردیم که کدام
در، در درست برای ورود و خروج بود

00:03:48.607 --> 00:03:49.607
اما آن

00:03:51.074 --> 00:03:52.074
تصمیم

00:03:53.319 --> 00:03:56.011
از لحاظ عملی بهم کمک کرد

00:03:56.218 --> 00:03:57.218
اما همچنین

00:03:57.440 --> 00:04:00.639
شمایلش بسیار تکین بود

00:04:00.987 --> 00:04:01.637
و جواب داد

00:04:01.899 --> 00:04:06.887
کیفیت فیزیکی در فیلم :
لستر برنهام

00:04:07.101 --> 00:04:09.609
میتوانم داستان این را برایتان تعریف کنم

00:04:09.808 --> 00:04:11.774
که چطور من و سم مندز

00:04:11.799 --> 00:04:14.879
در مورد مسیری که جهت
خلق کاراکتر لستر برنهام

00:04:14.904 --> 00:04:17.846
در زیبای آمریکایی در
نهایت تصمیم گیری کردیم

00:04:19.373 --> 00:04:21.625
سم و من هر دو احساس کردیم که

00:04:21.799 --> 00:04:25.363
اجرای جک لمن در فیلم آپارتمان

00:04:25.990 --> 00:04:31.973
نوعی اجرای فوق العاده
بدوی از یک انسان معمولی بود

00:04:33.392 --> 00:04:37.620
که در فیلم تجربیاتی را از سر میگذراند

00:04:38.321 --> 00:04:40.618
و سم در ابتدای کار چیز خیلی جالبی به من گفت

00:04:40.643 --> 00:04:46.660
گفت میمونی، گویا لمن
در فیلم اصلا تغییر نمیکند

00:04:47.232 --> 00:04:49.287
هیچ لحظه ای را نمیبینی که تغییر کند

00:04:49.735 --> 00:04:52.759
فقط دیده میشه که تکامل پیدا میکند

00:04:54.116 --> 00:04:57.947
و این چیزی بود که سم و من هر دو
سعی میکردیم در زیبای آمریکایی بهش برسیم

00:04:57.972 --> 00:05:00.704
اینکه هیچوقت نمیبینید لستر تغییر کند

00:05:01.244 --> 00:05:03.576
فقط میبینید که تکامل پیدا میکند

00:05:04.895 --> 00:05:08.515
و خیلی درباره چگونگی رسیدن
به این موضوع صحبت کردیم

00:05:08.975 --> 00:05:11.660
خوب مسلما بخشی از آن مسئله اجرا است

00:05:12.938 --> 00:05:17.041
و چگونگی پرده برداری از یک کاراکتر

00:05:17.763 --> 00:05:19.865
اما بخشی دیگر از آن مسئله ای فیزیکی بود

00:05:20.317 --> 00:05:25.061
و فکر کردیم که احتمالا میشود کاری که
بهش حقه های فیزیکی میگوییم را انجام دهیم

00:05:25.768 --> 00:05:28.033
که میتوانست به مخاطب در این سیر یاری دهد

00:05:28.303 --> 00:05:30.870
بنابراین کلی کار بود که کردیم که

00:05:31.798 --> 00:05:33.582
مخاطب اصلا نمیتوانست متوجه اش شود

00:05:34.083 --> 00:05:40.578
خوب اولا من باید از ابتدای فیلمبرداری آن
فیلم در بهترین شرایط فیزیکی خودم میبودم

00:05:41.027 --> 00:05:44.888
چون اینطور نبود که لستر آخرای
فیلم را آخر پروژه فیلمبرداری کنیم

00:05:44.913 --> 00:05:47.869
روزهایی را داشتیم که باید
لستر اوایل فیلم را در صبح

00:05:47.894 --> 00:05:50.793
بازی میکردم و بعد در بعد
از ظهر میرفتم ورزش میکردم

00:05:51.373 --> 00:05:52.373
بنابراین

00:05:52.578 --> 00:05:55.800
در کل سلسله ای از کارها را کردیم

00:05:57.118 --> 00:06:00.825
لباسهایم در صبح کمی برایم گشادتر بودند

00:06:01.381 --> 00:06:04.310
بنابراین کمی کیفیت وارفته داشت

00:06:05.281 --> 00:06:07.374
شمایل فیزیکی ام باید کمی بدتر میبود

00:06:08.579 --> 00:06:13.098
گریم کمی خاکستری و بی احساس بود

00:06:13.687 --> 00:06:15.602
سه کلاه گیس داشتیم

00:06:16.014 --> 00:06:19.897
اولی هیچ احساسی درش نداشت

00:06:21.059 --> 00:06:25.281
دومی شروع کرد به داشتن کمی احساس

00:06:25.772 --> 00:06:28.401
سومی یکجورایی هایلات طلایی داشت

00:06:29.141 --> 00:06:30.811
که نور خورشید بهش میتابید

00:06:31.212 --> 00:06:32.949
لباس ها تنگ تر شدند

00:06:32.974 --> 00:06:35.525
گریم، میدا نید

00:06:36.768 --> 00:06:39.271
روشن تر و پرنگین تر شد

00:06:39.660 --> 00:06:40.910
شمایل فیزیکی ام بهتر شد

00:06:40.935 --> 00:06:42.566
روزهایی بود که

00:06:43.249 --> 00:06:45.331
سم میامد و میگفت کوین
من میگفتم چی شده

00:06:45.356 --> 00:06:48.444
میگفت این صحنه رو یکم مثل
والتر مت بازی کردی صاف وایسا

00:06:48.469 --> 00:06:49.469
میگفتم ببخشید

00:06:52.108 --> 00:06:57.496
این چیزهایی که به درجاتی
حقه های فیزیکی بودند

00:06:57.929 --> 00:07:02.817
همه در روایت داستان آن کاراکتر کمک کردند

00:07:02.842 --> 00:07:04.257
به آن شکلی که میخواستیم بگوییمش

00:07:04.282 --> 00:07:06.077
به نحوه ای به شدت زیرپوستی

00:07:06.102 --> 00:07:08.238
که مخاطب اصلا متوجه نمیشد

00:07:08.587 --> 00:07:12.558
اما ما دقیقا میدانستیم که چه وقت فلان
چیز میخواهد تغییر جهت دهد، تغییر کند

00:07:12.583 --> 00:07:14.189
میخواستم فلان کلاه گیس را بگذارم

00:07:14.520 --> 00:07:16.618
بنابراین نوعی

00:07:17.593 --> 00:07:20.404
تکامل نرم درش بود

