WEBVTT

00:00:00.992 --> 00:00:05.976
دروس هالیوود

00:00:06.480 --> 00:00:11.866
مصاحبه هرگز کسر شأن نیست

00:00:12.259 --> 00:00:14.869
چند درس واقعاً جالب هست که

00:00:14.894 --> 00:00:17.205
یاد گرفتم و باهام مانده است

00:00:18.185 --> 00:00:24.306
اولی 1980 بود که به اولین
مصاحبۀ «رگ تایم»م رفتم

00:00:24.895 --> 00:00:28.255
بیرون نشسته بودم منتظر کارگردان بودم

00:00:28.280 --> 00:00:33.450
جیمز ارل جونز آمد، بازیگر سیاه‌پوست برجستۀ

00:00:33.450 --> 00:00:36.792
زمانمان، اون زمان، 1980

00:00:36.867 --> 00:00:37.867
و

00:00:38.624 --> 00:00:40.375
من کتاب و همه رو خونده بودم

00:00:40.400 --> 00:00:43.510
و آماده شده بودم که به مصاحبه بیایم

00:00:43.510 --> 00:00:46.530
می‌دونستم نقشی به‌نام
بوکر تی واشنگتن درش هست

00:00:46.530 --> 00:00:48.100
پس با خودم گفتم جیمز ارل جونز

00:00:48.100 --> 00:00:50.183
قراره در این فیلم بوکر تی واشنگتن باشد

00:00:51.019 --> 00:00:51.910
و او نشست

00:00:51.910 --> 00:00:52.920
خودم را معرفی کردم

00:00:52.920 --> 00:00:55.003
گفتم چقدر ستایشش می‌کنم فلان

00:00:55.003 --> 00:00:58.089
گفتم پس شما نقش بوکر تی واشنگتن

00:00:58.089 --> 00:00:59.130
را در فیلم بازی می‌کنید

00:00:59.130 --> 00:01:02.684
او گفت، نه من مثل شما برای مصاحبه آمده ام

00:01:02.993 --> 00:01:05.816
من این طوری شدم

00:01:06.824 --> 00:01:07.824
لعنتی

00:01:08.972 --> 00:01:12.410
فرض کردم چون جیمز ارل جونزید و

00:01:12.620 --> 00:01:15.382
 بازیگر امید سفید بزرگ

00:01:16.427 --> 00:01:18.455
کلی نمایشنامه در خانه
تان میفرستند که میخوانید

00:01:18.480 --> 00:01:19.789
اینطور واکنش نشان داد

00:01:21.241 --> 00:01:25.250
به خودم گفتم قراره اینطور بشم؟

00:01:25.250 --> 00:01:26.153
درس اول

00:01:28.770 --> 00:01:33.956
بهترین لحظاتتان ممکن است
در اتاق تدوین از بین برود

00:01:34.409 --> 00:01:37.839
در «زمانی برای کشتن»
وزن چیزی که در فیلم اتفاق افتاد

00:01:37.864 --> 00:01:42.816
منظورم اینه که کلا داستان جالبی دارد

00:01:42.841 --> 00:01:45.740
وقتی آن فیلم رو بازی کردم

00:01:45.740 --> 00:01:49.630
با یک نیت وارد کار شدم

00:01:49.655 --> 00:01:51.072
و انجامش دادم

00:01:52.179 --> 00:01:54.132
این از اولین

00:01:56.414 --> 00:01:59.932
 درس‌های اتاق تدوینم در هالیوود بود

00:01:59.966 --> 00:02:00.966
چون

00:02:02.177 --> 00:02:04.540
در کتاب و در ذهنم

00:02:04.540 --> 00:02:06.224
و در قلبم وقتی که کار را انجام دادم

00:02:07.207 --> 00:02:08.945
فیلم برای من

00:02:08.970 --> 00:02:12.047
دربارۀ پدری بود که به دخترش میفهماند

00:02:12.072 --> 00:02:15.965
که هر اتفاقی تو دنیا برای دختر
بیفتد پدر ازش محافظت خواهد کرد

00:02:15.990 --> 00:02:17.620
و دنیا را مکانی امن خواهد کرد

00:02:17.620 --> 00:02:19.341
پس وقتی آن افراد را کشت

00:02:19.366 --> 00:02:21.812
آن ها را به این خاطر نکشت

00:02:22.593 --> 00:02:24.005
که به دختر تجاوز کرده بودند

00:02:24.060 --> 00:02:26.190
کشتشون چون می‌خواست دخترشون بداند که

00:02:26.190 --> 00:02:29.942
آن دو نفر دیگر در دنیا نخواهند
بود که دوباره به تو آزار برسانند

00:02:30.190 --> 00:02:31.692
و اگر هرکسی دیگر اون کار رو با تو بکند

00:02:31.717 --> 00:02:34.077
من اینجا خواهم بود تا
این کار رو باز برات بکنم

00:02:34.155 --> 00:02:36.648
من از تو در برابر دنیا محافظت میکنم

00:02:37.465 --> 00:02:41.185
همۀ صحنه‌هایی که اجرا کردم و
شفاهاً این را موضوع را ابراز کردم

00:02:41.210 --> 00:02:43.019
از فیلم بیرون کشیده شدند

00:02:43.604 --> 00:02:45.626
به گونه ای که وقتی به فیلم نگاه میکنید

00:02:45.650 --> 00:02:50.012
کارل لی رو به‌صورت سیاه
پوستی حیله‌گر می‌بینید که

00:02:50.446 --> 00:02:52.340
که از قصد این سفید پوست ها را میکشد و حالا

00:02:52.340 --> 00:02:54.385
و حالا سعی میکند تا راهی پیدا کند

00:02:54.410 --> 00:02:57.283
و با بهونه قرار دادن تجاوز
به دخترش، از زیر آن در برود

00:02:57.595 --> 00:03:02.095
و یکی از بزرگترین اتفاقاتی
که برای من رخ داد این بود که

00:03:02.213 --> 00:03:04.441
وقتی اون کار رو گرفتم و سر صحنه رفتم

00:03:04.474 --> 00:03:06.570
 اولین صحنه‌ای که تو فیلم بازی کردم

00:03:07.007 --> 00:03:12.837
این بود که به دفتر جیک،
دفتر متیو مک‌کانهی رفتم

00:03:12.900 --> 00:03:15.955
و دقیقاً به او داستانی را که به هیئت منصفه

00:03:17.084 --> 00:03:19.443
در دادگاه در پایان فیلم میگوید را گفتم

00:03:20.580 --> 00:03:22.799
تقریبا همان سخنرانی

00:03:22.873 --> 00:03:25.503
چطور بهش تجاوز کردند، با او چه کردند

00:03:25.528 --> 00:03:27.212
از کامیون بیرون پرتش کردند

00:03:27.241 --> 00:03:27.766
کل خطابه را گفتم

00:03:27.790 --> 00:03:28.854
وقتی تمومش کردم

00:03:29.568 --> 00:03:30.920
همه در اتاق داشتند گریه میکردند

00:03:30.945 --> 00:03:32.130
فیلم‌بردار داشت گریه می‌کرد

00:03:32.130 --> 00:03:33.739
سرپرست فیلمنامه داشت گریه می‌کرد

00:03:33.739 --> 00:03:36.030
جوئل کارگردان این طور بود

00:03:36.030 --> 00:03:36.794
فوق العاده بود

00:03:36.794 --> 00:03:38.440
معرکه می‌شی

00:03:38.440 --> 00:03:40.771
اما بعد وقتی فیلم را دیدم
و آن تکه حذف شده بود

00:03:40.796 --> 00:03:43.224
نابود شدم

00:03:43.930 --> 00:03:46.600
تو دلم ناله میکردم

00:03:46.640 --> 00:03:50.486
چون در آن زمان هنوز

00:03:51.553 --> 00:03:54.845
 اسکار بازیگری در ذهنم بود

00:03:55.622 --> 00:03:58.079
چون به لحظات اسکار میدهند

00:03:58.351 --> 00:03:59.151
این را میدانم

00:04:00.177 --> 00:04:01.177
چون

00:04:01.885 --> 00:04:03.060
من خوره فیلم هستم

00:04:03.084 --> 00:04:03.910
فیلم تماشا می‌کنم

00:04:03.910 --> 00:04:05.240
کاربلدم، فیلم بینم

00:04:05.725 --> 00:04:06.514
اما

00:04:06.740 --> 00:04:08.150
جوایز اسکار گاهی

00:04:08.150 --> 00:04:09.971
 بر مبنای کل اجراها است

00:04:09.996 --> 00:04:12.837
گاهی فقط بر مبنای یک لحظه بمب است

00:04:12.862 --> 00:04:14.649
که در آن فیلم اتفاق افتاد

00:04:15.002 --> 00:04:17.285
و آنها آن لحظه را حذف کردند

00:04:17.310 --> 00:04:21.560
و وقتی آن لحظه از آن نقش
خاص کنار گذاشته شد من گفتم

00:04:21.686 --> 00:04:24.610
تاثیگذاری این فیلم محشره

00:04:25.038 --> 00:04:27.231
عالیه و همه این چیزها

00:04:27.280 --> 00:04:31.041
اما وقتی آن بخش داستان را از من میگیرید

00:04:32.442 --> 00:04:35.827
کیستی من را در دینامیک داستان تغییر می‌دهد

00:04:36.602 --> 00:04:38.370
و این کار را بدون آگاهی من کردید

00:04:38.370 --> 00:04:40.634
چون نقش کاملا متفاوتی را بازی کردم

00:04:41.046 --> 00:04:43.896
ولی وقتی تدوین شد چیز دیگه‌ای شد

00:04:44.794 --> 00:04:50.311
هر بار جلوی کسی قرار بگیرید، قضاوت می‌شوید

00:04:50.679 --> 00:04:52.220
بعد از آن مکالمه با کوئنتین

00:04:52.220 --> 00:04:56.408
و اینکه «پالپ فیکشن» رو با پست دریافت کردم

00:04:56.433 --> 00:04:58.730
و بهم گفتن نقش جولز مال منه

00:04:58.730 --> 00:05:01.871
و قرار بود این فیلم رو
بسازیم من در نیویورکم

00:05:02.012 --> 00:05:06.663
فیلمی با نام «فِرش» را
با لارنس بندر کار میکنم

00:05:06.704 --> 00:05:11.004
تهیه‌کننده‌ای که
 برای «سگ‌های انباری» باهاش خواندم

00:05:11.131 --> 00:05:12.170
پس حالا دارم باهاش کار می‌کنم

00:05:12.170 --> 00:05:14.365
و او همچنین تهیه کنند «پالپ فیکشن» است

00:05:14.522 --> 00:05:16.295
و در حالی که آنجا هستم
مدیر برنامه‌هام باهام تماس میگیرد

00:05:16.320 --> 00:05:19.429
و میگوید یک بازیگری آمده است

00:05:19.454 --> 00:05:22.760
و برای نقش دیگه‌ای در «پالپ
فیکشن» مصاحبه کرده است

00:05:22.760 --> 00:05:26.091
ولی می‌خواست جولز رو بخونه
که واقعا ببینند چکار میتواند بکنند

00:05:26.199 --> 00:05:29.760
و به ناگاه خیلی از کارش متاثر شده بودند

00:05:29.904 --> 00:05:32.511
چون من رفته بودم و جولز را خوانده بودم

00:05:32.552 --> 00:05:33.980
چون گفتند فقط می‌خواستند بشنوند

00:05:33.980 --> 00:05:34.980
جولز چطور به نظر میاید

00:05:34.980 --> 00:05:38.510
پس رفتم و با کوئنتین

00:05:38.510 --> 00:05:41.132
با بعضی تهیه‌کننده‌ها و هر کی، سرسری خوندم

00:05:41.195 --> 00:05:42.929
و عازم شدم که «فِرش» را کار کنم

00:05:42.954 --> 00:05:46.404
و گفتند که طرف انقدر عالی بوده که

00:05:46.520 --> 00:05:49.902
شاید باید بازنگری کنن و بهش کار را بدهند

00:05:50.660 --> 00:05:52.040
می‌دونیم تو آمدی و خواندی

00:05:52.040 --> 00:05:53.571
خوب بود ولی این طرف عالی بود

00:05:53.596 --> 00:05:55.926
و من گفتم، داشتم فقط میخوندم

00:05:56.060 --> 00:05:56.810
وایسا ببینم

00:05:56.810 --> 00:05:59.450
به هاروی واینستین زنگ زدند

00:05:59.450 --> 00:06:03.230
هاروی گفت، خوب باید
مسابقۀ بازیگری داشته باشید

00:06:03.230 --> 00:06:07.160
به طرف بگویید برگردد
و به سم هم بگویید بیاید

00:06:07.160 --> 00:06:10.223
خوب حالا من عصبانی‌ام

00:06:10.909 --> 00:06:12.918
چون باید جمعه کار میکردم

00:06:13.661 --> 00:06:16.695
سوار هواپیما بشوم، شب بیخوابی بکشم

00:06:16.720 --> 00:06:17.940
فیلمنامه را برداشتم

00:06:17.940 --> 00:06:23.330
در هواپیما هستم با عصبانیت
در حاشیه‌ها یادداشت می‌ذارم

00:06:23.330 --> 00:06:27.227
صحبت‌ها را تجزیه میکنم،
لحظات کلیدی را یادداشت میکردم

00:06:27.670 --> 00:06:30.112
زیر فلان چیز را خط
می‌کشیدم، فلان کار را میکردم

00:06:30.198 --> 00:06:31.525
می‌خوام به چی برسم؟

00:06:31.635 --> 00:06:34.225
همۀ آموخته‌هام از تئاتر را

00:06:34.250 --> 00:06:36.257
وقتی نقشی را تجزیه می‌کنم را پیاده می‌کنم

00:06:36.282 --> 00:06:38.731
چون هنوز آماده نبودم

00:06:38.785 --> 00:06:41.965
یک ماه و نیم دیگه ای پیش از

00:06:42.020 --> 00:06:44.120
زمانی که قرار بود فیلم
شروع بشود، وقت داشتیم

00:06:44.120 --> 00:06:45.330
پس روش کار نکرده بودم

00:06:45.330 --> 00:06:47.268
روی «فِرش» متمرکز شده بودم

00:06:47.870 --> 00:06:50.570
و آن هم نقشی بود که خیلی فکر میطلبید

00:06:50.570 --> 00:06:54.078
پس در هواپیما هستم و دارم هر کاری رو که

00:06:54.103 --> 00:06:57.170
در یک دورۀ یکی دو هفته ای

00:06:57.170 --> 00:07:01.502
پیش از اینکه به واقع شروع به رفتن به
عمق فیلمنامه، انجام میدهم، را پیاده میکنم

00:07:01.555 --> 00:07:04.735
پس صبح روز بعد به مصاحبه میروم

00:07:04.760 --> 00:07:07.094
و هیچکس آنجا نیست

00:07:07.600 --> 00:07:09.082
آنجا تنها هستم

00:07:09.260 --> 00:07:11.330
 گفتند خوب طرف دیگر الان اینجا بوده

00:07:11.330 --> 00:07:12.700
رفته اند ناهار بخورند

00:07:12.827 --> 00:07:14.744
بعد برگشتن

00:07:14.863 --> 00:07:16.416
و گفتند خوب آماده‌ایم

00:07:16.440 --> 00:07:19.080
من رو به همۀ این کسانی که قبلا
ملاقات نکرده بودم معرفی میکنند

00:07:19.105 --> 00:07:23.702
یکی هست که می‌گه اوه شما ...

00:07:23.919 --> 00:07:25.310
نیازی نیست من را به او معرفی کنید

00:07:25.310 --> 00:07:26.020
میدانم که او کیست

00:07:26.020 --> 00:07:28.480
آقای فیشبرن کارتون رو دوست دارم

00:07:29.180 --> 00:07:34.464
و حالا دیگه داغ کردم

00:07:34.631 --> 00:07:36.995
و همبرگری در کیسه ای دارم
چون دارم از گرسنگی میمیرم

00:07:37.020 --> 00:07:38.355
پس داخل اتاق میشوم

00:07:39.020 --> 00:07:44.564
و همبرگر میخورم و همزمان مصاحبه میدهم

00:07:44.615 --> 00:07:45.887
شروع می‌کنیم

00:07:45.947 --> 00:07:50.227
من و یک فردی که به عنوان خواننده همراه استخدام
کرده اند صحنه ای در ماشین را بازی میکنیم

00:07:50.719 --> 00:07:52.377
داریم صحنه را بازی می‌کنیم

00:07:52.627 --> 00:07:54.283
و من فوق العاده ام

00:07:54.775 --> 00:07:58.815
و اون بیشعور دیالوگ ها را قاطی کرد

00:07:58.925 --> 00:07:59.838
من هم ...

00:07:59.983 --> 00:08:01.316
مصاحبه را متوقف کردم

00:08:01.341 --> 00:08:02.250
رفتم سراغش

00:08:02.250 --> 00:08:04.224
بهش فحش دادم و گفتم

00:08:04.279 --> 00:08:07.279
اگر تو ... اگر نمی‌تونی انجامش بدی
 خودم می‌تونم هردو نقش رو اجرا کنم

00:08:07.304 --> 00:08:07.994
باشه؟

00:08:08.040 --> 00:08:10.550
پس یا درست انجامش بده یا برو بیرون

00:08:10.550 --> 00:08:12.360
و بوم، انجامش دادیم

00:08:12.682 --> 00:08:14.936
پس تمام مصاحبه را انجام دادم

00:08:15.060 --> 00:08:17.850
هر صحنه‌ای رو که جولز
قراره باشد را اجرا کردم

00:08:17.850 --> 00:08:20.880
خارج شدم، سوار هواپیما شدم، برگشتم نیویورک

00:08:20.880 --> 00:08:22.701
دوشنبه کار را از نو شروع کردم

00:08:22.755 --> 00:08:24.835
لارنس همان روز صبح به
کابین استراحتم آمد و گفت

00:08:24.890 --> 00:08:26.310
خوب کار همچنان برای تو است

00:08:26.310 --> 00:08:26.940
نگران نباش

00:08:26.940 --> 00:08:28.350
همه چیز خوبه

00:08:28.350 --> 00:08:29.578
ولی راستش

00:08:29.603 --> 00:08:31.560
رفته بودیم ناهار تا

00:08:31.585 --> 00:08:35.878
برگردیم و راهی پیدا کنیم که بهت بگیم
که باید آن طرف دیگر را برای نقش بگیریم

00:08:35.903 --> 00:08:40.433
و تنها بعد از آن که صحنه
رستوران را بازی کردی بود

00:08:41.704 --> 00:08:44.455
که یکجورایی

00:08:44.480 --> 00:08:46.191
کولاک کردی و کار را ترکوندی

00:08:46.216 --> 00:08:50.202
چون اصلا ایده ای نداشتیم که
این فیلم چطور قراره تمام شود

00:08:50.227 --> 00:08:53.287
تا دیدیم که تو آن صحنه را اجرا کردی

00:08:53.330 --> 00:08:59.960
پس درسش اینه که هرگز
این را قبول نکنید که کسی

00:08:59.960 --> 00:09:02.000
به شما بگوید که نقشی برای شماست

00:09:02.000 --> 00:09:03.976
و هرگز از انجام

00:09:04.714 --> 00:09:06.503
کارهایی که معمولا انجام میدهید

00:09:07.278 --> 00:09:09.574
که شما را به آدم خلاقی که هستید تبدیل میکند

00:09:09.599 --> 00:09:10.990
وقتی که در اتاق مصاحبه میروید

00:09:11.022 --> 00:09:12.428
هرچه هم که به شما وعده
و عید بدهند، غافل نشوید

00:09:12.710 --> 00:09:15.540
حتی اگر بگن فقط می‌خواهیم
ببینیم چطور به نظر میرسد

00:09:15.920 --> 00:09:18.060
نیازی نیست روی اجرا مسلط باشی

00:09:18.060 --> 00:09:19.650
فقط بذار بشنویم

00:09:19.650 --> 00:09:20.810
این حرفا مزخرف هستند

00:09:20.810 --> 00:09:21.800
همیشه آماده بروید

00:09:21.800 --> 00:09:25.273
هر بار که در برابر کسی قرار
میگیرید، دارید قضاوت میشوید

00:09:25.783 --> 00:09:28.443
پس این درس هم بود

