WEBVTT

00:00:00.001 --> 00:00:04.199
به ادامه دوره نوروساینس
مشتری و نورومارکتینگ خوش آمدید

00:00:04.311 --> 00:00:07.977
امروز درباره توجه و خودآگاهی صحبت خواهیم کرد

00:00:08.002 --> 00:00:11.779
که درباره که چه چیزی
توجه ما را هدایت می کند،

00:00:11.804 --> 00:00:15.455
چطور به صورت عمدی تمرکز
می کنیم، توجه اتوماتیک

00:00:15.480 --> 00:00:18.577
و همچنین هر آنچه تجربه می
کنیم، یا تجربه نمی کنیم،

00:00:18.602 --> 00:00:21.391
هنگامی که ذهن ما با
نهایت سرعت در حال کار است

00:00:21.416 --> 00:00:25.542
در ابتدا می خواهیم معنی
توجه را بررسی کنیم، اگر

00:00:25.567 --> 00:00:29.434
به کار ویلیام جیمز در
حدود یک قرن پیش برگردیم

00:00:29.459 --> 00:00:34.423
که معنی توجه را بررسی کرد
و پرسید: توجه یعنی چه؟

00:00:34.448 --> 00:00:39.363
توجه همان نمرکز ذهن ما
در حالت شفاف و تار است

00:00:39.388 --> 00:00:42.293
و همچنین یک فرایند انتخابی است

00:00:42.318 --> 00:00:45.926
پس برای اینکه روی یک چیز تمرکز
کنیم، باید موارد دیگر را حذف

00:00:45.951 --> 00:00:49.378
کنیم، چرا که نمی توانیم در یک
لحظه روی همه چیز تمرکز کنیم

00:00:49.403 --> 00:00:54.188
او همچنین می گوید برای اینکه
بتوانیم موردی که روی آن تمرکز کردیم

00:00:54.213 --> 00:00:58.628
را خیلی بهتر و بیشتر بررسی کنیم،
باید موارد دیگر را حذف کنیم

00:00:58.653 --> 00:01:00.788
پس بیایید یک حقه کارت بازی انجام دهیم

00:01:00.813 --> 00:01:04.981
من از شما میخواهم که یک کارت
انتخاب کنید، تعدادی کارت که برای

00:01:05.006 --> 00:01:08.837
لحظه ای کوتاه روی صفحه ظاهر
می شوند را به شما نشان می دهم

00:01:08.862 --> 00:01:13.919
پس یکی از کارت ها را انتخاب کنید
و آن را به خاطر بسپارید، شروع

00:01:13.944 --> 00:01:18.664
یک کارت را انتخاب کنید و آن را به خاطر بسپارید، حالا پاک شد

00:01:19.029 --> 00:01:25.886
به اون کارت فکر کنید، چون الان میخواهم همان کارت را حذف کنم!
درست بود؟

00:01:25.911 --> 00:01:30.256
بیاید دوباره تکرار کنیم و اینبار کارت دیگری انتخاب کنید

00:01:30.546 --> 00:01:36.597
یک سری کارت دیگر نشان می دهم، پس یک کارت را انتخاب کنید و آن را به خاطر داشته باشید

00:01:38.536 --> 00:01:46.098
خب، بریم!
کارت را به خاطر داشته باشید، حالا دوباره آنها را نمایش میدهم

00:01:48.094 --> 00:01:51.920
حالا متوجه می شوید که حقه کارت ها فقط یک حقه است

00:01:52.759 --> 00:01:57.850
کاری که من در این حقه انجام
میدهم، این است که تمام کارت ها را

00:01:57.875 --> 00:02:02.718
عوض میکنم، ولی چیزی که میفهمیم
این است که توجه ما محدود است

00:02:03.051 --> 00:02:08.518
وقتی روی یکی از کارت ها تمرکز می کنید،
نمیتونید روی تمام کارت های دیگر تمرکز کنید

00:02:08.634 --> 00:02:11.264
طوری که ما درباره توجه فکر
می کنیم این است که توجه

00:02:11.289 --> 00:02:13.791
همانند یک بطری شیشه ای
است، شما نمی توانید در یک

00:02:13.816 --> 00:02:16.470
لحظه مقدار زیادی از اطلاعات
مختلف را داخل آن بریزید

00:02:16.495 --> 00:02:19.133
و توقع داشته باشید ذهن
شما تمام اطلاعات را ببلعد

00:02:19.158 --> 00:02:25.786
توجه یعنی تمرکز روی یک موضوع خاص در یک لحظه به قیمت اینکه موضوعات دیگر فراموش شود

00:02:26.154 --> 00:02:30.550
وقتی درباره توجه صحبت می
کنیم، باید دو روش را مجزا از

00:02:30.575 --> 00:02:35.132
یکدیگر نگه داریم: اول روش
جزء به کل و دوم روش کل به جزء

00:02:35.157 --> 00:02:39.617
اینطور بهش فکر کنید، مثلا
شما می خواهید وارد یک مغازه

00:02:39.642 --> 00:02:43.499
شوید و دنبال چیز مشخصی،
مثلا یک آبمیوه بگردید!

00:02:43.524 --> 00:02:46.568
این روش کل به جزء است

00:02:46.593 --> 00:02:49.809
اما وقتی وارد مغازه می شود که
آبمیوه بخرید، ممکن است به طور

00:02:49.834 --> 00:02:53.454
ناخودآگاه توجه شما به یک شکلات جذب
شود، شما نمی خواستید شکلات بخرید

00:02:53.479 --> 00:02:57.041
و برنامه ای برای خرید شکلات نداشتید
ولی به طور ناگهان به این شکلات

00:02:57.066 --> 00:03:00.454
برخورد می کنید و به آن نگاه می
کنید، این توجه جزء به کل است

00:03:00.479 --> 00:03:04.390
و امروز قرار است درباره توجه جزء به کل در مقایسه با کل به جزء صحبت کنیم

00:03:04.415 --> 00:03:09.615
در توجه جزء به کل، این نکاتی هستند که به طور ناخودآگاه توجه شما را جلب می کنند

00:03:09.640 --> 00:03:16.667
عواملی در جهان نظیر تضاد، تراکم،
روشنی، تحرک و غیره که به طور ناخودآگاه

00:03:16.692 --> 00:03:23.524
توجه چشم شما را جلب می کنند و شما
به طور اتوماتیک به آنها نگاه می کنید

00:03:23.549 --> 00:03:31.393
همونطور که در این تصویر مشاهده می
کنید، چیزهایی مثل رنگ، شکل، تضاد توجه

00:03:31.418 --> 00:03:38.608
چشم شما را جلب می کنند و شما به
طور ناخودآگاه به آنها نگاه می کنید

00:03:38.633 --> 00:03:42.701
اتفاقی که می افتد این است که گیرنده
های مشخصی در چشم شما وجود دارند

00:03:42.726 --> 00:03:47.993
که نسبت به عوامل خاصی مثل تضاد یا تراکم، بیشتر از سایر عوامل واکنش نشان می دهند

00:03:48.018 --> 00:03:56.543
و بر اساس سیگنال دهی این ساختار
عمیق مغز، توجه شما جلب می شود

00:03:56.568 --> 00:04:02.191
سپس تالاموس به قشر بینایی اولیه که
در پشت سر شما قرار دارد باز می گردد

00:04:02.216 --> 00:04:06.099
و اتفاقی که می افتد این است که چشمان
شما یک سری تغییرات را مشاهده می کنند

00:04:06.124 --> 00:04:11.934
تفاوت یا تحرک یا تغییرات و همه آن را به مغز ارسال می کند

00:04:11.959 --> 00:04:15.109
ولی در ابتدا آن قسمت از
مغز که سیگنال را دریافت می

00:04:15.134 --> 00:04:18.282
کند، تالاموس نام دارد و یک
ساختار خیلی عمیق مغز است

00:04:18.307 --> 00:04:24.944
که در نهایت به قشر بینایی باز می گردد

00:04:24.969 --> 00:04:30.485
و این مرحله قسمتی است که توجه جزء به کل، اتفاق می افتد

00:04:30.510 --> 00:04:36.848
تاثیرات توجه جزء به کل که تحت
عنوان برجستگی بینایی هم شناخته می

00:04:36.873 --> 00:04:42.913
شود، در مقاله ای توسط فردی به
اسم میلی (Millie) بررسی شده است

00:04:42.938 --> 00:04:47.495
در این مقاله میلی و همکارانش تحقیقات گسترده ای انجام داده اند

00:04:47.520 --> 00:04:53.052
که نشان می دهد، تغییر در ویژگی های
ظاهری یک محصول، باعث می شود احتمال

00:04:53.077 --> 00:04:58.607
نگاه کردن افراد به محصول و احتمال
خریده شدن محصول توسط افراد بالا برود

00:04:58.632 --> 00:05:05.712
پس اگر شما تغییر برجسته و قابل توجهی
در ظاهر محصول ایجاد کنید، افراد

00:05:05.737 --> 00:05:12.948
بیشتری به آن نگاه خواهند کرد و احتمال
خریده شدن محصول هم بیشتر می شود

00:05:12.973 --> 00:05:16.661
من توصیه می کنم در زودترین زمان ممکن این مقاله را مطالعه کنید

00:05:16.686 --> 00:05:21.639
نکته جالب توجه درباره توجه جزء
به کل این است که پروسه آن را

00:05:21.672 --> 00:05:26.707
به خوبی می شناسیم و از پایه های
ذهنی این روش کاملا مطلع هستیم

00:05:26.732 --> 00:05:32.090
و این به ما اجازه می دهد مدل های ریاضی و محاسباتی برای آن بسازیم

00:05:32.122 --> 00:05:36.716
مثل مدل «دید عصبی»، این
مدل الگوبرداری می کند

00:05:36.741 --> 00:05:41.333
از اینکه قشر ابتدایی
بینایی ما چطور کار می کند

00:05:41.358 --> 00:05:46.367
که چطور این قسمت مغز از چشم سیگنال دریافت
می کند و این اطلاعات را پروسه می کند

00:05:46.392 --> 00:05:50.246
این مدل بر اساس ریاضیات
پیش بینی می کند که چه

00:05:50.271 --> 00:05:55.441
قسمت هایی از صفحه توجه
بصری ما را جلب می کند

00:05:55.466 --> 00:05:58.767
داشتن این ابراز این امکان
را به محققین می دهد تا

00:05:58.792 --> 00:06:01.957
به طور اتوماتیک تصاویر
و ویدئوها را آنالیز کنند

00:06:01.982 --> 00:06:05.625
و تصاویر و ویدئوهایی که
بررسی می شوند، نقاط دقیقی

00:06:05.650 --> 00:06:08.823
که توجه انسان را جلب
می کند را نشان می دهد

00:06:08.848 --> 00:06:12.517
نقاطی را نشان نمی دهد که انسان
تشویق می شود به آنها نگاه کند، بلکه

00:06:12.542 --> 00:06:16.253
نقاطی را نشان می دهد که انسان به
طور اتوماتیک به آن نگاه می کند

00:06:16.286 --> 00:06:22.297
حالا متضاد این روش، توجه کل به
جزء است، اگر توجه جزء به کل را

00:06:22.322 --> 00:06:28.042
توجه اتوماتیک فرض کنیم، توجه
کل به جزء دقیقا برعکس همین است

00:06:28.067 --> 00:06:30.619
این روشی است که باید انرژی ذهنی خود را متمرکز کنید

00:06:30.644 --> 00:06:33.673
باید خیلی دقیق به آنچه
باید نگاه کنید فکر کنید،

00:06:33.698 --> 00:06:36.600
مثلا وقتی یک کتاب خسته
کننده را مطالعه می کنید

00:06:36.625 --> 00:06:41.814
به طور مثال، من میخواهم این پازلی که روی صفحه نمایان شده را حل کنید

00:06:41.839 --> 00:06:47.517
یک قطعه از این پازل گم
شده است و ۵ گزینه مختلف

00:06:47.542 --> 00:06:53.098
برای آن وجود دارد، پازل
گم شده کدام گزینه است؟

00:06:56.420 --> 00:06:59.136
جواب درست گزینه c است

00:06:59.306 --> 00:07:02.111
یک بحث مهم این است که آیا
شما این مسئله را به درستی حل

00:07:02.136 --> 00:07:04.814
کردید یا خیر، ولی یک بحث
دیگر این است که وقتی داشتید

00:07:04.839 --> 00:07:07.566
این مسئله را حل می کردید،
نمی توانستید بطور همزمان به

00:07:07.591 --> 00:07:10.165
این فکر کنید که مثلا فردا
قراره چه کاری انجام دهید

00:07:10.190 --> 00:07:14.077
پس توجهی که به طور مثال
ما برای حل کردن پازل به

00:07:14.102 --> 00:07:17.907
خرج می دهیم، نمونه خوبی
برای توجه کل به جزء است

00:07:17.932 --> 00:07:21.355
وقتی به فرایند مغز در
توجه کل به جزء نگاه می

00:07:21.380 --> 00:07:24.650
کنیم، یک فرایند کاملا
متفاوت مشاهده می کنیم

00:07:24.675 --> 00:07:30.703
می فهمیم که در این نوع توجه
قسمت های پیشانی و جداری مغز

00:07:30.728 --> 00:07:36.648
درگیر هستند و فعالیت قشر
پیشانی بینایی را تعدیل می کنند

00:07:36.673 --> 00:07:41.032
مثلا این مثال را در نظر بگیرید، قدم زدن داخل یک مغازه

00:07:41.057 --> 00:07:44.171
نقاط قرمزی که مشاهده می
کنید، نقاطی هستند که افراد

00:07:44.196 --> 00:07:47.371
وقتی داخل مغازه قدم می زنند
به این نقاط نگاه می کنند

00:07:47.396 --> 00:07:54.081
افراد به قیمت ها، خود محصول و نشانه ها
نگاه می کنند، ولی نکته جالب این است که

00:07:54.106 --> 00:08:00.533
چیزی که از قلم می اندازند این است که
به همه چیز به طور همزمان نگاه نمی کنند

00:08:00.558 --> 00:08:05.668
پس توجه بصیری افراد محدود
است و وقتی به یک چیز

00:08:05.693 --> 00:08:10.585
نگاه می کنند، قسمت های
دیگر را فراموش می کنند

00:08:11.631 --> 00:08:13.849
مثال: توجه داخل مغازه

00:08:14.572 --> 00:08:20.595
اجازه بدهید یک مثال از داخل
مغازه بزنم و همانطور که قبلا

00:08:20.620 --> 00:08:26.007
توضیح دادم، محیط مورد مطالعه
یک محیط خرده فروشی است

00:08:26.198 --> 00:08:31.024
قبل از اینکه افراد وارد
مغازه شوند، یک تبلیغ به

00:08:31.056 --> 00:08:35.580
آنها نشان داده شد که
برای یک برند خاص رنگ بود

00:08:35.700 --> 00:08:38.782
تنها یک گزوه این تبلیغ خاص
را مشاهده کردند و گروه های

00:08:38.807 --> 00:08:41.774
دیگر تبلیغات دیگری بجز این
تبلیغ خاص را مشاهده کردند

00:08:41.799 --> 00:08:46.308
پس از دیدن تبلیغات، افراد
به داخل مغازه فرستاده شدند،

00:08:46.333 --> 00:08:50.257
در حالی که عینک های ردیاب
دار و eg پوشیده بودند

00:08:50.282 --> 00:08:54.317
این ابزار به ما اجازه داد هم
زاویه دید آنها را مشاهده کنیم،

00:08:54.342 --> 00:08:58.329
هم فرایندهای اعصاب و احساسات
آنها وقتی داخل مغازه بودند

00:08:58.354 --> 00:09:01.063
به آنها دستورالعمل های متفاوتی دادیم

00:09:01.088 --> 00:09:07.906
البته ما فقط به یکی از آن دستورالعمل ها
علاقه داشتیم که قاطی سایر دستورالعمل ها بود

00:09:07.931 --> 00:09:11.891
افراد آزاد بودند تا در
مغازه بچرخند، اما ما

00:09:11.916 --> 00:09:15.874
وقتی به قفسه برند رنگ
می رسیدند کنجکاو بودیم

00:09:15.899 --> 00:09:19.305
دستورالعمل این بود که یک نوع
رنگی را پیدا کنند که دوست

00:09:19.330 --> 00:09:22.611
داشتند برای رنگ آمیزی هال
خانه خود از آن استفاده کنند

00:09:22.636 --> 00:09:29.370
چیزی که مشاهده کردیم این بود که
درصد خرید افرادی که تبلیغ این

00:09:29.395 --> 00:09:35.792
برند رنگ را ندیده بودند، از
همان برند خاص رنگ ۷۵ درصد بود

00:09:35.817 --> 00:09:37.689
که تقریبا خوب است

00:09:37.714 --> 00:09:43.096
و دو گروه بعدی به این صورت بودند که
یکی از گروه ها تنها ۳۰ ثانیه از تبلیغ

00:09:43.121 --> 00:09:48.092
برند رنگ را دیده بودند و گروه بعدی
۵۰ ثانیه از تبلیغ را دیده بودند

00:09:48.117 --> 00:09:53.815
چیزی که مشاهده کردیم این بود که گروهی
که ۵۰ ثانیه از تبلیغ را دیده بودند، درصد

00:09:53.840 --> 00:09:59.536
خرید از این برند را تا ۹۱ درصد بالا بردند،
یعنی ۹۱ درصد خرید از این برند داشتند

00:09:59.561 --> 00:10:05.415
و افرادی که ۳۰ ثانیه از تبلیغ را دیده بودند،
درصد خرید ۱۰۰ درصدی داشتند، یعنی تمام

00:10:05.440 --> 00:10:11.151
افراد گروهی که ۳۰ ثانیه از تبلیغ را دیده
بودند، این برند خاص رنگ را خریداری کردند

00:10:11.176 --> 00:10:15.109
بعد از گشت و گذار در
مغازه، ما از افراد پرسیدیم

00:10:15.134 --> 00:10:18.411
که چرا این برند خاص
رنگ را خریداری کردند

00:10:18.436 --> 00:10:21.549
و جواب های خیلی جالبی شنیدیم

00:10:21.574 --> 00:10:24.195
اما هیچکدام جوابی نبودند که ما به دنبال آن بودیم

00:10:24.220 --> 00:10:29.307
افراد به ما گفتند که نوع رنگ
یا برند رنگ را دوست داشتند،

00:10:29.332 --> 00:10:34.507
ولی هیچکس خرید این برند رنگ
را به دیدن تبلیغ آن مرتبط نکرد

00:10:34.532 --> 00:10:38.669
حتی وقتی تبلیغ و برند را
یکبار دیگر به آنها نشان دادیم،

00:10:38.694 --> 00:10:42.608
گفتند که فکر نمی کنند تبلیغ
تاثیری در خرید آنها داشته

00:10:42.633 --> 00:10:46.310
پس کاری که ما کردیم این بود
که به توجه بصری افراد وقتی

00:10:46.335 --> 00:10:50.133
داخل مغازه بودند و قفسه ها
را نگاه می کردند، نگاه کردیم

00:10:50.158 --> 00:10:55.399
آنچه مشاهده کردیم این بود که افرادی
که تبلیغ را دیده بودند، بیشتر

00:10:55.424 --> 00:11:00.585
مجذوب قفسه این برند رنگ شدند،
همانطور که در تصویر مشاهده می کنید

00:11:00.610 --> 00:11:04.901
که افراد بیشتر از گروه دیگر به این قفسه توجه می کنند

00:11:04.926 --> 00:11:09.883
پس این تحقیق به ما نشان می دهد که توجه بصری
می تواند توسط تبلیغ تحت تاثیر قرار گیرد

00:11:09.908 --> 00:11:12.672
حتی وقتی از این تاثیرات بی خبر هستیم

00:11:12.697 --> 00:11:16.465
پس این تحقیق نشان می دهد که
ما به عنوان مشتری می توانیم

00:11:16.490 --> 00:11:19.921
حتی بدون آن که بدانیم تحت
تاثیر تبلیغات قرار بگیریم

00:11:19.946 --> 00:11:24.626
و همچنین می فهمیم که استفاده
از روش ردیابی چشم ها در داخل

00:11:24.651 --> 00:11:29.008
مغازه به ما کمک می کند فرایند
خرید مشتریان را درک کنیم

00:11:30.205 --> 00:11:33.742
حالا به مبحث خودآگاهی می پردازیم

00:11:33.806 --> 00:11:38.320
خودآگاهی مبحثی است که ممکن است در
ابتدا ساده به نظر برسد، ولی وقتی به

00:11:38.345 --> 00:11:41.268
آن فکر می کنید، می فهمید که به اندازه
ای که فکر می کردید هم آسان نیست

00:11:41.293 --> 00:11:45.395
اینطور بهش فکر کنید: اگر از
شما بپرسیم: بیشترین زمانی که

00:11:45.420 --> 00:11:49.641
بیهوش بودید چقدر بوده، شما
ممکن است بگویید برای مدت طولانی

00:11:49.666 --> 00:11:53.768
یا اصلا تا به حال بیهوش نبودم،
ولی این درست نیست، چرا که

00:11:53.793 --> 00:11:57.966
شما هر شب در لایه های عمیق
خواب خود برای مدتی بیهوش هستید

00:11:57.991 --> 00:12:03.329
پس می تونیم خودآگاهی را یک
حالت توصیف کنیم، خودآگاهی

00:12:03.354 --> 00:12:09.599
حالتی از ذهن است که نشان
میدهد، بیدار بودن چه حسی دارد در طول روز

00:12:09.624 --> 00:12:15.653
در مقایسه با خواب عمیق یا حالت کما یا تحت داروی بیهوشی بودن

00:12:15.678 --> 00:12:18.084
این یک روش نگاه کردن به خودآگاهی است

00:12:18.109 --> 00:12:22.501
یک روش دیگر برای نگاه کردن به خودآگاهی چیزی
است که تحت عنوان تجربه از آن یاد می کنیم

00:12:22.526 --> 00:12:28.096
اینکه ما الان بیدار هستیم و خواب
نیستیم و آنچه در حال حاضر به

00:12:28.121 --> 00:12:34.069
آن فکر می کنیم و تجربه می کنیم،
بخشی از تجربه خودآگاهی ما است

00:12:34.094 --> 00:12:36.957
و این دقیقا توضیحی برای
استرس هم هست، چیزی که شما

00:12:36.982 --> 00:12:40.016
تجربه می کنید، باعث می شود
موارد دیگر را از دست بدهید

00:12:40.041 --> 00:12:45.894
پس در این بحث خودآگاهی یعنی محتوای خودآگاه بودن

00:12:45.919 --> 00:12:50.646
اما در این تحقیق خودآگاهی
برای ما یک حالت نیست، چرا که

00:12:50.671 --> 00:12:55.397
میدانیم مشتریان ما در کما
نیستند یا در خواب عمیق نیستند

00:12:55.422 --> 00:12:59.638
حتی در خواب، وقتی به
فعالیت مغز نگاه می کنیم،

00:12:59.663 --> 00:13:03.419
میبینیم که قسمت بزرگی
از مغز غیر فعال است

00:13:03.444 --> 00:13:08.206
همانطور که در این تصویر میبینید،
قسمت های خالی بخش هایی هستند که

00:13:08.231 --> 00:13:13.065
وقتی ما بیهوش هستیم، فعالیت خیلی
کمی دارند و تقریبا غیر فعال هستند

00:13:13.090 --> 00:13:16.408
و این یک پدیده مشترک
در بین تمام انواع وقت

00:13:16.433 --> 00:13:19.828
هایی است که ما خودآگاهی
خود را از دست میدهیم

00:13:19.853 --> 00:13:24.289
در حدود یک دهه پیش ما تحقیقی انجام
دادیم که در آن بررسی کردیم افراد

00:13:24.314 --> 00:13:28.228
وقتی می دانند مورد آزمایش قرار
گرفته اند، چطور رفتار می کنند

00:13:28.253 --> 00:13:34.356
پس تصاویری به افراد نشان دادیم که خیلی سریع حرکت می کرد

00:13:34.381 --> 00:13:39.142
و سوال کردیم که آیا چیزی
دیدند یا هیچ جیز ندیدند یا

00:13:39.167 --> 00:13:43.950
یک تصویر تاری از آنچه
اتفاق می افتا به دست آوردند

00:13:43.975 --> 00:13:52.035
تفاوت در نتیجه وقتی که افراد نمی
دانستند که چه تصویری به آنها نشان داده

00:13:52.060 --> 00:13:59.448
شده است، با وقتی که می دانستند چه
تصویری به آنها نشان داده شده است

00:13:59.473 --> 00:14:02.440
می توانیم یک فعالیت گسترده در مغز مشاهده کنیم

00:14:02.465 --> 00:14:11.316
می توانیم مشاهده کنیم که بخش پیشانی، بخش جداری، بینایی بصری و غیره همه درگیر بودند

00:14:11.341 --> 00:14:16.375
این به ما نشان می دهد که مغز
انرژی زیادی مصرف می کند و فعالیت

00:14:16.400 --> 00:14:21.270
گسترده ای نیاز دارد، وقتی می
خواهد درباره موضوعی خودآگاه شود

00:14:21.295 --> 00:14:26.504
پس در حقیقت خودآگاه بودن خیلی گران است

00:14:26.529 --> 00:14:31.282
اگر به وزن مغز توجه کنید، تقریبا ۱.۵ کیلوگرم است

00:14:31.307 --> 00:14:38.403
ولی برخلاف اندازه کوچکش، تقریبا ۲۰
درصد انرژی کل بدن را مصرف می کند

00:14:38.624 --> 00:14:44.123
این همچنین نشان میدهد که مغز باید مراقب
باشد که چه مقدار انرژی مصرف می کند

00:14:44.148 --> 00:14:50.408
یعنی اگر بتواند بیهوش باشد یا روی حالت خودکار برود، اینکار را می کند

00:14:50.433 --> 00:14:56.889
مغز به حدی انرژی مصرف می کند که نیاز دارد در زودترین زمان ممکن به حالت خودکار برود

00:14:56.914 --> 00:15:01.770
و اینکار را انجام می دهد،
مثلا یه دوچرخه سواری فکر کنید!

00:15:01.795 --> 00:15:06.310
در ابتدا که شما دوچرخه سواری
می کردید، کار سختی برای

00:15:06.335 --> 00:15:11.242
شما بود چرا که باید تمام
اجزاء پدال را یاد می گرفتید

00:15:11.267 --> 00:15:14.301
ولی الان حتی ممکن است خطرناک
باشد که در حین دوچرخه سواری

00:15:14.326 --> 00:15:17.146
فکر کنید چطور حرکت میکنید
یا تعادل خود را نگه میدارید

00:15:17.187 --> 00:15:21.340
پس حالت خودکار برای ذهن شما از عمد آنجا قرار داده شده است

00:15:21.365 --> 00:15:27.863
اینجا انرژی ذهنی از این کار به خصوص رها می شود، تا به مسائل مهم تر بپردازید

00:15:27.980 --> 00:15:31.091
پس اگر حالت خودآگاهی را
با حالت بیهوشی مقایسه

00:15:31.116 --> 00:15:34.361
کنید، متوجه می شوید که
خودآگاهی یک حالت عمدی است

00:15:34.386 --> 00:15:39.819
که برای رویارویی با موقعیت های چالش برانگیز و انعطاف پذیر است

00:15:39.844 --> 00:15:44.083
در حالی که حالت بیهوشی برای زمانی است
که شما به چنین چیزهایی نیاز ندارید

00:15:44.108 --> 00:15:48.866
می تواند به حالت خودکار برود، مثلا هنگام رانندگی یا دوچرخه سواری

00:15:48.891 --> 00:15:53.569
در یک تحقیقی که توسط مارتین اسکات
و خود من انجام شد، بررسی کردیم

00:15:53.594 --> 00:15:58.470
که آیا ترجیح دادن یک برند می تواند
روی بخش خودآگاه ذهن اثر بگذارد

00:15:58.495 --> 00:16:02.662
این یعنی آیا شما بیشتر به
مواردی که علاقه دارید یا علاقه

00:16:02.687 --> 00:16:06.854
ندارید جذب می شوید، یا مواردی
که توجهی به آنها نداشته اید

00:16:06.879 --> 00:16:09.210
در زندگی روزانه

00:16:09.235 --> 00:16:14.767
آنچه ما با نشان دادن خیلی سریع فقط
اسم های برند فهمیدیم این بود که

00:16:14.792 --> 00:16:18.505
هر چه افراد نسبت به یک
برندی علاقه داشتند یا علاقه

00:16:18.530 --> 00:16:21.660
نداشتند، دیدن آن برند
برای آنها آسان تر بود

00:16:21.685 --> 00:16:25.924
پس این تحقیق نشان میدهد که خودآگاهی یک پدیده ایستایی نیست

00:16:25.949 --> 00:16:30.572
و خیلی تحت تاثیر ترجیحات ما برای برند ها است

00:16:30.597 --> 00:16:36.301
و نشان میدهد که برندها می
توانند آنچنان در افراد رسوخ کنند

00:16:36.326 --> 00:16:41.642
که احتمال دیده شدن آنها در
یک محیط توسط افراد بالا برود

00:16:41.667 --> 00:16:48.754
هدف صحبت درباره خودآگاهی و ناخودآگاهی و بیهوشی
این است که اگر ما همیشه در حالت خودآگاهی

00:16:48.779 --> 00:16:55.221
بودیم و هر آنچه تجربه می کردیم، چه افکار
و احساسات و اعمال ما، همه خودآگاه بودند

00:16:55.246 --> 00:16:59.484
برای مطالعه رفتار مشتری، فقط کافی بود از افراد سوال می کردیم

00:16:59.509 --> 00:17:04.102
اما واقعیت این است که بسیاری از اعمال ما به عنوان مشتری، ناخودآگاه است

00:17:04.127 --> 00:17:08.976
و این یعنی ما به ابزار جدیدی نیاز داریم تا بخش ناخودآگاه ذهن را بفهمیم

00:17:09.001 --> 00:17:11.985
در قسمت بعدی درباره
نورومارکتینگ حسی صحبت خواهیم کرد

00:17:12.010 --> 00:17:16.542
که درباره این است که احساسات
ما چطور جمع می شوند و

00:17:16.567 --> 00:17:20.832
چطور روی رفتار ما به عنوان
مشتری تاثیر می گذارند

00:17:21.135 --> 00:17:23.602
منتظر دیدار شما در قسمت های بعدی هستم

