WEBVTT

00:00:04.432 --> 00:00:08.851
قدرت مذاکره

00:00:08.876 --> 00:00:12.140
من امیدوارم میراث من به عنوان استاد مذاکره

00:00:12.165 --> 00:00:15.562
اینطور یاد بشه که به آدم های زیادی کمک کرد

00:00:15.592 --> 00:00:17.750
تا زندگی ساده تری داشته باشند

00:00:17.775 --> 00:00:20.742
زندگی لذت بخش تری داشته باشن و بیشتر بهره ببرند

00:00:20.782 --> 00:00:23.273
هر کاری که دوست دارن انجام بدند

00:00:23.298 --> 00:00:25.984
شاید میخوان تمام مدت برن موج سواری، مهم نیست

00:00:26.009 --> 00:00:28.390
کمکشون کرد جرئت کنن پیش برن

00:00:28.415 --> 00:00:32.960
و اون بیرون یک زندگی فوق العاده داشته باشن

00:00:32.985 --> 00:00:35.851
به زندگی نگاه کنند و یک داستان فوق العاده داشته باشند

00:00:35.876 --> 00:00:40.312
یکی از دلایلی که دوست دارم به مردم مذاکره درس بدم

00:00:40.337 --> 00:00:43.984
اینه که از قلدری متنفرم

00:00:44.009 --> 00:00:49.601
و این به مردم قدرت میده در مقابل قلدری ها

00:00:49.641 --> 00:00:51.569
چرا از قلدری متنفرم ؟

00:00:51.594 --> 00:00:55.429
من خیلی بهش فکر کردم من واقعا واکنش بدی به قلدری دارم

00:00:55.454 --> 00:00:58.296
یعنی دوست دارم ازشون انتقام بگیرم

00:00:58.321 --> 00:01:04.585
شاید بخاطر اینکه وقتی ۹ سالم یود یک محله پر قلدر بود که خیلی منو میترسوند

00:01:04.610 --> 00:01:09.140
چند باری هم دامن منو گرفت، زنگ میزدن خونمون و منو تا سر حد مرگ میترسوندند

00:01:09.165 --> 00:01:12.288
یادم میاد واقعا خیلی میترسیدم

00:01:12.313 --> 00:01:17.187
وقتی توی استخر محله بودم چند روز بعد باز بهم زنگ زدند

00:01:17.212 --> 00:01:18.632
منو خیلی میترسوندند

00:01:18.657 --> 00:01:23.366
اولین باری که بهم زنگ زد..داشتیم بازی میکردیم

00:01:23.391 --> 00:01:25.391
جایی که همه بچه ها بازی میکنند

00:01:25.416 --> 00:01:30.179
و از خودش یک داستان سرهم کرد که من قانون شکنی کردم

00:01:30.204 --> 00:01:33.366
و منو نگه داشت و دوچرخمو گرفت

00:01:33.341 --> 00:01:36.679
و توضیح داد که چطور قراره برای قانون شکنی برم زندان

00:01:36.704 --> 00:01:39.585
و بعد اعدام و کشته میشدم

00:01:39.649 --> 00:01:42.148
و این منو وحشت زده کرد

00:01:42.173 --> 00:01:43.952
و بعد زمانی که داشت اینکارو میکرد

00:01:43.977 --> 00:01:47.843
طوری که مامانم بهم گفته بود

00:01:47.842 --> 00:01:48.944
وقتش بود برم خونه

00:01:48.924 --> 00:01:51.241
مامانم خونه منتظرم بود و وقت شام بود

00:01:51.266 --> 00:01:54.280
و تو یک محله بودیم و اون یک سوت داشت که میزد

00:01:54.305 --> 00:01:56.921
اون سوت زد و فهمیدیم وقتشه بریم خونه

00:01:56.946 --> 00:01:59.624
مامانم سوت زد ولی اون نمیذاشت من برم

00:01:59.649 --> 00:02:06.109
و حس میکردم هیچوقت نمیتونم برگردم

00:02:06.134 --> 00:02:15.585
و واقعا تو زندگیم بیشترین وقتی بود که ترسیده بودم

00:02:15.610 --> 00:02:18.865
چرا خیلی منو احساسی میکنه که دوباره برم اونجا؟

00:02:18.890 --> 00:02:24.755
نمیدونم چون محافظت از مردم همیشه مهمه

00:02:24.780 --> 00:02:31.240
همیشه برام مهم بود که فرصت داشته باشم مردمو نجات بدم

00:02:31.265 --> 00:02:34.310
محافظت بخشی از قانونه

00:02:34.335 --> 00:02:39.497
همیشه برای من مهم بود من همیشه میخواستم یجورایی

00:02:39.522 --> 00:02:45.029
گرفتن آدم بدا همیشه خیلی برام مهم بود

00:02:47.287 --> 00:02:49.974
تو میدونی که بهم اعتماد داری

00:02:49.999 --> 00:02:52.208
میتونی درک کنی که باهات صادقم

00:02:52.233 --> 00:02:54.802
نمیخوای منو بیرون ببینی؟

00:02:54.827 --> 00:02:56.896
میخوای الان بیای بیرون؟

00:02:56.921 --> 00:02:59.188
آره من میخوام این جریانو تموم کنم

