WEBVTT

00:00:01.606 --> 00:00:06.265
بازی صحنه های تخیلی

00:00:06.307 --> 00:00:09.656
بازی صحنه های تخیلی فلان خالص ترین نوع بازیگری در نظر منه

00:00:09.646 --> 00:00:13.703
انگار که یک بچه ام که یک کارتون یخچال داره و میگه

00:00:13.689 --> 00:00:15.022
این سفینه فضایی منه

00:00:15.029 --> 00:00:20.085
چون هم دارین اون چیزی که بیرونه و هم چیزی که درونتونه رو خلق می کنید

00:00:20.110 --> 00:00:20.976
به عنوان یک بازیگر

00:00:20.959 --> 00:00:23.429
همونطور که در حال بازی صحنه ای هستید

00:00:23.406 --> 00:00:29.093
درخواست ابزاری برای ابتکار عمل بکنید

00:00:29.113 --> 00:00:33.046
خیلی مهمه که از کارگردان سوال های زیادی بپرسید

00:00:33.041 --> 00:00:35.992
و از مسئول جلوه های ویزه

00:00:35.983 --> 00:00:37.828
وقتی دارین یک جلوه ویژه رو بازی می کنید

00:00:37.818 --> 00:00:42.804
تا بفهیمد که اونا چی آماده کردن و چه تصویری در ذهن دارن

00:00:42.814 --> 00:00:44.593
و اینکه چه اتفاقی قراره اطرافتون بیوفته

00:00:44.582 --> 00:00:47.992
خیلی وقت ها اونا تصاویری دارند

00:00:47.984 --> 00:00:50.445
که دستی یا توسط کامپیوتر کشیده شده اند

00:00:50.438 --> 00:00:52.648
که دقیقا شبیه صحنه ایه که بازی می کنید

00:00:52.634 --> 00:00:54.742
پس اگر دارید به منظره ی خارج یک شهر نگاه می کنید

00:00:54.724 --> 00:00:57.398
می تونید یک عکس از اون رو نگاه کنید

00:00:57.373 --> 00:00:59.187
حتی اگر دارید با جلوه های ویژه بازی ی کنید

00:00:59.189 --> 00:01:01.195
تا یک ایده ای تو ذهنتون داشته باشید

00:01:01.222 --> 00:01:04.688
بعضی وقت ها منابع تصویری از بقیه فیلم ها وجود دارند

00:01:04.658 --> 00:01:11.437
در فیلم «نابودی» کارگردان به من تصاویری نشون داد

00:01:11.441 --> 00:01:16.046
تا یک حسی از فضا و محیط اطراف بگیرم

00:01:16.052 --> 00:01:19.366
چون داشتیم توی یک موقعیت واقعی فیلم برداری میکردیم و جلوه ی ویژه نبود

00:01:19.367 --> 00:01:24.952
ولی با کامپیوتر منظره رو تغییر میدادند

00:01:24.964 --> 00:01:26.897
تا اون خاص بودن رو داشته باشه

00:01:48.973 --> 00:01:51.655
خیلی مهمه که باهاشون ارتباط برقرار کنید

00:01:51.659 --> 00:01:52.921
با اینکه همه چی چه شکلی هستند

00:01:52.930 --> 00:01:54.921
و برای لحظه های اکشن

00:01:54.915 --> 00:01:57.960
ممکنه یک تصویر ذهنی اولیه ای داشته باشند

00:01:57.945 --> 00:02:01.101
از شخصیتی که ساخته ی کامپیوتر هست

00:02:01.100 --> 00:02:04.796
مثل یک هیولا یا چیزی که باهاش ارتباط برقرار می کنید

00:02:04.791 --> 00:02:10.390
و شما میفهمید وقتی تموم بشه قراره چه شکلی باشه

00:02:10.377 --> 00:02:13.093
و کمک میکنه با صحنه هماهنگ باشید

00:02:13.078 --> 00:02:18.890
حالت ای درونی را فراموش نکنید

00:02:18.880 --> 00:02:22.249
وقتی با محیطی که تخلیه کار می کنید

00:02:22.274 --> 00:02:24.196
همیشه نمیدونید که

00:02:24.179 --> 00:02:29.782
مثلا فاصله سفینه فضایی که داره به سمت شما میاد چقدره

00:02:29.786 --> 00:02:31.453
و چطور باید بهش نگاه کنید

00:02:31.445 --> 00:02:35.266
شما میخواید بدونید که آیا با سرعت درستی حرکت میکنه یا نه

00:02:35.265 --> 00:02:40.110
بعضی وقت ها یک چیزی مثل توپ تنیس رو به چوب وصل میکنن و حرکتش میدن

00:02:40.113 --> 00:02:43.029
تا مطمئن بشن شما حرکت اون رو دنبال می کنید

00:02:43.025 --> 00:02:47.592
مخصوصا وقتی با بازیگر های دیگه کار می کنید و باید به یک چیز نگاه کنید

00:02:47.560 --> 00:02:50.764
که با یک سرعت ثابتی حرکت میکنه یا حرکت چیز رو نگاه کنید

00:02:50.753 --> 00:02:55.990
این معمولا اتفاق میوفته و شما همه باید یک جا رو نگاه کنید

00:02:55.984 --> 00:02:57.842
ولی نکته ی مهم این است که

00:02:57.840 --> 00:03:02.365
وقتی هنگام تصویر سازی محیط اطراف گیرتون میندازن

00:03:02.378 --> 00:03:06.818
یا وقتی دارین تصور می کنین اون توپ تنیس یا اون علامت چیه

00:03:06.805 --> 00:03:08.990
نباید حالات درونیتون رو از دست بدید

00:03:08.971 --> 00:03:13.334
خیلی مهمه که توجه کنید که در درونتون چه اتفاقی داره میوفته

00:03:13.317 --> 00:03:18.139
چطور واکنش نشون میدید...چطور به اونی که دارید بهش نگاه می کنید احساس دارید

00:03:18.164 --> 00:03:20.303
همونطور که دارین تجربش می کنید چونکه

00:03:20.276 --> 00:03:24.068
خیلی راحت ممکنه تو صحنه های بیرونی غرق بشید

00:03:24.093 --> 00:03:32.967
که مثلا من باید این دیوار های سبزی که اطرافم وجود دارند رو در ذهنم به منظره یک شهر تبدیل کنم

00:03:32.992 --> 00:03:35.445
و این میتونه تمام انرژی ذهنی شمارو بگیره

00:03:35.419 --> 00:03:41.250
نبض حرکاتتون رو شناسایی کنید

00:03:41.266 --> 00:03:43.483
اگر چیزی در اطراف شما داره اتفاق میوفته

00:03:43.516 --> 00:03:46.186
خیلی مفیده که یکی باشه در طولش با شما صحبت کنه

00:03:46.163 --> 00:03:52.816
مثلا کارگردان یا دستار کارگردان باشه که داره نبض حرکات شمارو میگه

00:03:52.798 --> 00:04:00.685
مثلا هیولا داره شمارو نگاه میکنه...الان داره تهدیدتون میکنه..الان حواسش پرت شده

00:04:00.667 --> 00:04:04.239
الان داره چیزی رو از رو زمین برمیداره و الان دوباره شمارو میبینه

00:04:04.246 --> 00:04:05.446
و داره میاد سمتتون

00:04:05.419 --> 00:04:09.427
و جوری که اینارو میگن واقعا میتونه به شما کمک کنه که

00:04:09.414 --> 00:04:12.505
این نبض هارو داشته باشید که بهشون واکنش بدید

00:04:12.487 --> 00:04:14.849
به جای ینکه خودتون همشون رو حدس بزنید

00:04:14.874 --> 00:04:19.216
ولی وقتی میفهمید که دوست دارن این نبض ها چی باشن

00:04:19.218 --> 00:04:23.411
بعضی وقت ها بهتره که خودتون زمان بندیش رو تعیین کنید

00:04:23.436 --> 00:04:27.828
و میتونین ازشون بپرسید که کجا به شما اون نبض هارو نمیدن

00:04:27.838 --> 00:04:32.232
بعضی وقت ها آسون تره که خودتون بهش فکر کنید  کشفشون کنید و احساسشون کنید

00:04:32.243 --> 00:04:35.950
و بعد میتونین باهاشون هماهنگ باشید

00:04:35.975 --> 00:04:40.185
و اونا میتونن بعدا توی صحنه قرارش بدن

00:04:40.149 --> 00:04:42.466
برای فیلم «نابودی» مثلا

00:04:42.450 --> 00:04:43.935
در صحنه ی آخر

00:04:43.951 --> 00:04:50.452
من خودم تعیین کردم که کی اون اجسام پرنده دورم پرواز کنند

00:04:50.438 --> 00:04:52.952
و اون پایان احساسی

00:04:52.944 --> 00:04:57.320
و من کاملا داشتم اونو توی سرم نگه میداشتم

00:04:57.321 --> 00:05:01.882
که این اجسام پرنده کجا می رفتند و من باید کجارو نگاه می کردم

00:05:01.907 --> 00:05:03.633
و اینکه اون چه احساسی در من به وجود میاورد

00:05:03.618 --> 00:05:06.821
در این دنیای خارق العاده

00:05:08.798 --> 00:05:12.000
و اونا همه چی رو با من هماهنگ کردن

00:05:11.973 --> 00:05:16.133
تا مجبور نباشم یک توپ تنیس که به چوب وصل شده را دنبال کنم

00:05:16.995 --> 00:05:20.719
و خب این دو روشی هستند که میتونید ازشون استفاده کنید

00:05:20.711 --> 00:05:23.906
که یا شما اونها رو راهنمایی می کنید یا اونها شمارو راهنمایی می کنند

00:05:25.790 --> 00:05:31.938
ریشه ی احساسات

00:05:31.921 --> 00:05:38.086
کاری که من دوست دارم با اجسامی انجام بدم که دردنیای تخیلی هستند

00:05:38.092 --> 00:05:41.656
شما باید فکر کنید که اونها از نظر احساسی چی به شما می دهند

00:05:41.623 --> 00:05:43.406
مثلا اگر با یک آدم فضایی کار می کنید

00:05:43.389 --> 00:05:45.813
آیا درواقع قسمتی از وجود شماست

00:05:45.814 --> 00:05:51.039
که دارین باهاش دست و پنجه نرم می کنین یا میجنگید یا قبولش می کنید و بهش خوش آمد میگید یا دربارش کنجکاوید

00:05:51.064 --> 00:05:52.289
یا مخالفش هستید

00:05:52.274 --> 00:05:56.227
چطور به اون چیزی که در ذهن شما میگذره مربوطه؟

00:05:56.237 --> 00:05:58.367
اینکار همیشه هم ممکن نیست

00:05:58.349 --> 00:06:01.625
بعضی وقت ها اصلا اونقدر عمیق نیست

00:06:01.620 --> 00:06:05.508
که با هیولایی بجنگی و بعضی وقت ها فقط فانه

00:06:05.491 --> 00:06:08.367
بعضی وقت ها..مثلا در همین فیلم

00:06:08.388 --> 00:06:13.125
من حس کردم که یک احساسی وجود داره این وسط

00:06:13.101 --> 00:06:16.446
که در دنیای بیرون وجود داشت و داشتم باهاش می جنگیدم

00:06:16.431 --> 00:06:18.414
پس من سعی کردم که هی بهش رجوع کنم

00:06:18.404 --> 00:06:21.688
که چه چیزی داخل من بود

00:06:21.700 --> 00:06:23.836
که در دنیای بیرون داشتم باهاش می جنگیدم

00:06:23.821 --> 00:06:29.047
من فکر میکنم که این خیلی مفیده اگر کمی احساس میکنید گم شدید در

00:06:29.047 --> 00:06:36.902
این دنیای غیر واقعی و عجیب و غریب که ازش سر در نمیارید

00:06:36.905 --> 00:06:41.543
اگر بتونید ربطش بدید به چیزی که شخصیتتون از درون باهاش می جنگه

00:06:41.534 --> 00:06:43.285
یک چیز خیلی مشخص

00:06:43.292 --> 00:06:50.801
و بعد جنگتون با اون آدم فضایی یا ارتباطتون با اون رو بر اساس این چیز بچینید

00:06:50.774 --> 00:06:53.895
خب در فیلم «نابودی» شخصیت من

00:06:53.900 --> 00:07:04.897
با این آدم فضایی انسان نما ارتباط برقرار می کنه که انگار یک کپی از شخصیت نقش منه

00:07:04.893 --> 00:07:10.194
ولی خب یک نسخه ی خیلی عجیب و غریب از شخصیت نقش منه

00:07:10.184 --> 00:07:16.983
و خیلی خوب بود که یک بازیگر خیلی فوق العاده شخصیت اون ادم فضایی رو بازی میکرد

00:07:16.967 --> 00:07:19.616
و من داشتم تمام مدت با این آدم کار میکردم

00:07:19.578 --> 00:07:24.366
و من همچنین شریک رقص خیلی فوق العاده ای داشتم

00:07:24.357 --> 00:07:30.405
که طراحی رقصمون رو بابی جین انجام داد که یک طراح رقص خارق العاده است

00:07:30.387 --> 00:07:35.358
به جای اینکه از یک بدلکار استفاده بشه

00:07:35.362 --> 00:07:38.726
و ما یجورایی همه باهم کار کردیم تا

00:07:38.718 --> 00:07:43.858
تا واقعا روی هسته ی احساس شخصیت ها تمرکز کنیم

00:07:43.850 --> 00:07:49.351
و اینکه چطور میتونیم این شخصیت هارو در صحنه های دعوا پیدا کنیم

00:08:06.068 --> 00:08:09.726
این درباره این دختره که با خودش مواجه میشه یجورایی

00:08:09.726 --> 00:08:14.702
اینکه با رفتار خاص خودش مواجه میشه که اونو به آدم دیگه ای تبدیل می کنه

00:08:14.701 --> 00:08:17.991
که انگار خودشو در وجود شخص دیگه ای میبینه

00:08:17.999 --> 00:08:21.483
و اینکه چطور باید این دو شخص رو هم متفاوت هم یک جور ساخت

00:08:21.466 --> 00:08:24.936
که شبیه منه و مثل من حس میکنه ولی من نیست

00:08:24.931 --> 00:08:28.811
و اینکه من کدوم یک ازین شخصیت ها دوست دارم باشم

00:08:28.788 --> 00:08:31.655
و خب همیشه این هسته احساسی وجود داشت

00:08:31.642 --> 00:08:37.070
حتی وقتی محیط کاملا تخیلی است

