WEBVTT

00:00:00.023 --> 00:00:07.436
تمرین فعالیت خانگی

00:00:07.722 --> 00:00:12.618
 آلی اسپنسر
گربه روی شیروانی حلبی داغ

00:00:12.744 --> 00:00:16.671
من الی هستم 
و میخواهم نقش مگی

00:00:17.277 --> 00:00:20.983
از فیلم گربه روی شیروانی
حلبی داع را بازی کنم

00:00:30.496 --> 00:00:33.409
همیشه باید با آدمایی که حالم
ازشون بهم میخورده کنار میومدم

00:00:33.946 --> 00:00:36.017
چون پول داشتند

00:00:36.277 --> 00:00:38.515
و من مفلس و فقیر بودم

00:00:40.511 --> 00:00:42.266
نمیدونی چه حسی داره

00:00:42.798 --> 00:00:43.798
خوب بهت میگم

00:00:43.823 --> 00:00:45.357
انگار که احساس کنی

00:00:45.673 --> 00:00:48.363
هزار مایل از اکو اسپرینگ دوری

00:00:48.495 --> 00:00:51.729
و مجبور باشی با اون پای شکسته
بدون عصا برگردی بهش

00:00:54.328 --> 00:00:57.619
فقیر و مفلس بودن همچین حسی داره

00:00:57.794 --> 00:01:01.394
اینطوری مجبور میشی با فامیل
هایی که ازشون متنفری کنار بیای

00:01:01.706 --> 00:01:03.238
چون اونا پول داشتن

00:01:03.426 --> 00:01:06.388
و تمام دارایی تو چندتا لباس دست دوم

00:01:06.413 --> 00:01:10.714
و چند تا اوراق قرضه
گندیده 3 درصدی دولتی بود

00:01:12.539 --> 00:01:14.093
بابام عاشق می نوشی بود

00:01:14.792 --> 00:01:18.684
مثل تو که عاشق اکو اسپرینگ هستی
عاشق می نوشی بود

00:01:19.765 --> 00:01:21.549
و مامان بیچاره ام

00:01:21.574 --> 00:01:26.049
در حالی که مجبور بود یجورایی
موقعیت اجتماعیش رو حفظ کنه

00:01:26.561 --> 00:01:30.675
باید سعی میکرد با ماهی 150 دلار

00:01:30.700 --> 00:01:33.475
از اون اوراق قرضه دولتی، ابرو داری میکرد

00:01:34.195 --> 00:01:35.679
وقتی من از خونه آمدم بیرون

00:01:36.237 --> 00:01:40.587
سالی که برای اولین بار به جهان
وارد شدم فقط دوتا لباس شب داشتم

00:01:41.245 --> 00:01:42.245
یکیش رو

00:01:42.763 --> 00:01:44.843
مامانم از روی یه الگو تو
مجله ووگ برام دوخته بود

00:01:45.104 --> 00:01:48.438
دومیش هم لباس دست دوم یکی از
عموزاده های گنده دماغ پولدار بود

00:01:48.463 --> 00:01:50.920
که ازش متنفر بودم

00:01:53.674 --> 00:01:56.523
لباسی که تو عروسیمون پوشیدم
لباس عروسی مادربزرگم بود

00:01:56.548 --> 00:02:00.501
به همین خاطر مثل یه گربه
روی شیروونی حلبی داغ هستم

00:02:06.083 --> 00:02:06.669
به ما بگو

00:02:06.701 --> 00:02:08.422
البته خیلی ها این نمایش را میشناسند

00:02:08.447 --> 00:02:10.162
ولی بهمون از شرایط

00:02:10.321 --> 00:02:11.321
و کسی که داری باهاش حرف میزنی بگو

00:02:11.968 --> 00:02:14.499
دارم با شوهرم بریک صحبت میکنم

00:02:14.713 --> 00:02:17.999
و شرایط به این شکل هست که

00:02:18.644 --> 00:02:22.524
تازه متوجه شده اند که
پدرشوهرش دارد از سرطان میمیرد

00:02:23.058 --> 00:02:26.860
و مگی

00:02:28.130 --> 00:02:31.031
بیشتر از بریک به ارثیه اهمیت میدهد

00:02:31.904 --> 00:02:36.509
و همچنین، مرد، عاشق زن نیست

00:02:38.636 --> 00:02:39.291
و زن این را میداند

00:02:39.316 --> 00:02:41.025
و زن این را میداند

00:02:41.985 --> 00:02:45.709
اما زن فکر میکند که میتواند با او بسازد

00:02:46.349 --> 00:02:49.377
و با او بچه دار شود که
بتواند سرمایه شان را حفظ کند

00:02:49.941 --> 00:02:52.155
اما فکر میکنم همچنین این موضوع هم هست که زن

00:02:52.986 --> 00:02:55.812
کلا و اساسا تنهاست

00:02:56.904 --> 00:02:58.357
و میخواهد که دوست داشته شود

00:02:58.923 --> 00:03:02.804
خوب جالب است
از این نظر که نوع ایفای نقشت

00:03:03.647 --> 00:03:06.394
به نظر میرسید که داری پیش خودت صحبت میکنی

00:03:06.419 --> 00:03:08.365
من اصلا متوجه کس دیگری نشدم

00:03:09.731 --> 00:03:11.271
انگار داشتی یک مونولوگ اجرا میکنی

00:03:11.296 --> 00:03:13.996
اما اصلا این حس را نداشتم که سعی کنی

00:03:14.315 --> 00:03:17.339
این شخص را برای چیزی متقاعد کنی

00:03:17.649 --> 00:03:19.189
چون انتخاب کردی که

00:03:19.687 --> 00:03:21.457
مبهوت باشی

00:03:21.949 --> 00:03:22.699
یعنی چی ؟

00:03:23.386 --> 00:03:25.378
مسئله رو پیش خودت حل کرده بودی

00:03:25.607 --> 00:03:29.012
بنظر نمیرسید که هیچ ریسکی داشته باشی

00:03:29.204 --> 00:03:31.307
بنظر خیلی

00:03:32.634 --> 00:03:34.697
راحت و

00:03:35.405 --> 00:03:37.262
بی خیال و...

00:03:38.544 --> 00:03:41.488
بعد با خودم فکر کردم این یعنی چه

00:03:41.513 --> 00:03:45.368
یک گربه روی شیروانی حلبی داغ

00:03:46.844 --> 00:03:47.844
برای تو چه معنایی دارد؟

00:03:48.511 --> 00:03:49.845
بله این موضوع جالبی است

00:03:49.870 --> 00:03:52.937
آیا منظور نویسنده این است که

00:03:53.178 --> 00:03:55.242
مثل گربه ای هستش که اینطوری میشود ؟

00:03:55.518 --> 00:03:56.518
معنایش این است ؟

00:03:56.692 --> 00:04:00.787
خوب معنی غیر ضمنی جمله

00:04:01.329 --> 00:04:03.353
گربه روی شیروانی حلبی
داغ را میتوانیم در نظر بگیریم

00:04:03.378 --> 00:04:06.271
به این معنی که شیروانی خیلی ذاغ است

00:04:06.296 --> 00:04:09.775
و نمیشود برای مدت زیادی
پنجه ها را رویش نگه داشت

00:04:09.800 --> 00:04:11.651
باید سریع از روی شیروانی بیای پایین

00:04:12.011 --> 00:04:13.693
درسته ؟ 
پس یک نوع انرژی درش است

00:04:14.143 --> 00:04:17.995
با این حال یکی از بزرگترین
داستان های تئاتر هم هست

00:04:19.353 --> 00:04:21.668
که وقتی که الیزابت اشلی

00:04:21.983 --> 00:04:24.656
داشت گربه روی شیروانی
داغ را در برادوی کار میکرد

00:04:26.553 --> 00:04:28.315
در میانه پرده اول

00:04:29.552 --> 00:04:32.726
یک صدایی از تماشاچی ها آمد

00:04:33.024 --> 00:04:34.802
که دیوانه اش کرد

00:04:35.200 --> 00:04:36.765
و یک نوع صدایی بود که

00:04:37.593 --> 00:04:39.796
هیچکس متوجه نمیشد که چه است

00:04:39.821 --> 00:04:40.776
و دیوانه اش میکرد

00:04:40.801 --> 00:04:43.606
در وقت تنفس رفت پیش مدیر تئاتر

00:04:43.638 --> 00:04:49.942
هر خری که در تماشاچیان
است و این صدا را در می آورد

00:04:50.023 --> 00:04:51.371
بیرونش کن

00:04:54.435 --> 00:04:55.716
بعدها پشیمان شد

00:04:56.086 --> 00:04:59.051
چون که فردای آن روز یک یادداشتی

00:04:59.712 --> 00:05:00.712
از مردی دریافت کرد

00:05:01.477 --> 00:05:03.501
که از او معذرت خواهی کرد

00:05:04.618 --> 00:05:07.383
گفت که من دیروز به تئاتر آمدم

00:05:08.645 --> 00:05:09.645
من نابینا هستم

00:05:10.886 --> 00:05:13.348
و تنها زمانی سگ من این صدا را در می آورد

00:05:13.373 --> 00:05:15.438
که گربه در اتاق باشد

00:05:18.079 --> 00:05:21.531
و این سگ او بود که دائم
آن صدا را در می آورد

00:05:21.630 --> 00:05:24.463
بعدها الزابت گفت که این بهترین
نقدی بود که در زندگی اش گرفته است

00:05:26.677 --> 00:05:27.677
پس

00:05:28.219 --> 00:05:31.438
من احساس میکنم که این از آن
نوع مونولوگ های خطرناکی است

00:05:31.463 --> 00:05:33.522
که آدم را وارد نوعی

00:05:34.905 --> 00:05:36.746
احساس راحتی

00:05:37.005 --> 00:05:39.291
و اینکه میتوانی یک نوشیدنی مز مزه کنی

00:05:39.316 --> 00:05:41.343
و سیگار بکشی و کلا طوری رفتار کنی

00:05:41.678 --> 00:05:43.265
که اصلا هیچی برات اهمیت ندارد

00:05:43.427 --> 00:05:46.502
من نمیداتم که چالش ات چیست

00:05:46.964 --> 00:05:47.964
پس دوباره با خودم فکر کردم

00:05:47.989 --> 00:05:50.597
این یکی از آن نوع کارهایی
است که اگر تکلیفی داشته باشی

00:05:51.359 --> 00:05:53.601
اگر در حال انجام کاری باشی...

00:05:54.316 --> 00:05:58.347
و مسلما از آنجایی که
موضوع صحبت مادیات است

00:05:59.656 --> 00:06:01.886
مثلا شاید داری یک لباس انتخاب میکنی

00:06:01.911 --> 00:06:03.472
شاید داری سعی میکنی یک لباسی را پیدا کنی

00:06:03.497 --> 00:06:05.251
حالا چندتا لباس داری؟

00:06:07.552 --> 00:06:09.390
تا حالا این سوال را از خودت پرسیدی؟

00:06:09.734 --> 00:06:10.734
نه

00:06:10.900 --> 00:06:13.695
این سوال خوبی است برای
کاراکتری که داد در مورد

00:06:14.032 --> 00:06:16.107
این صخبت میکند که چرا
لباس انقدر برایش مهم است

00:06:16.132 --> 00:06:19.879
و اینکه وقتی که از خونه بیرون
آمده است دو لباس داشته است

00:06:19.904 --> 00:06:22.252
ظاهرا این تعداد لباس کافی نیست

00:06:23.964 --> 00:06:24.649
پس

00:06:24.807 --> 00:06:26.624
اینها سوالات پایه ای هستند

00:06:26.649 --> 00:06:27.892
که باید از خودت بپرسی

00:06:27.917 --> 00:06:30.508
خوب الان چه تعداد لباس دارد؟

00:06:31.877 --> 00:06:33.418
نگران ارثیه است

00:06:33.443 --> 00:06:35.275
نگران نداشتن پول کافی است

00:06:35.300 --> 00:06:40.050
همچنان نگران همان چیزهایی است
که در تمام زندگی اش دنبالش بوده است

00:06:41.265 --> 00:06:44.615
این به نظر من یک گفتگویی معمول

00:06:44.640 --> 00:06:46.419
با همسر همجنسگرایش نیست

00:06:48.098 --> 00:06:48.855
پس

00:06:48.935 --> 00:06:50.660
نکته این است که اگر

00:06:50.767 --> 00:06:52.743
سعی میکردی که یک لباس را پیدا کنی

00:06:52.768 --> 00:06:55.041
سعی میکردی که چیزی برای پوشیدن پیدا کنی

00:06:56.041 --> 00:06:57.571
وقتی که میروی طبقه پایین

00:06:57.596 --> 00:07:00.849
و یا اینکه در نهایت با پدرت گفتگو
میکنی و سعی میکنی که متقاعدش کنی

00:07:00.874 --> 00:07:03.272
که میخواهی بچه دار بشوی

00:07:03.375 --> 00:07:05.332
باید بهترین لباس را

00:07:05.404 --> 00:07:07.206
برای این واقعه خاص پیدا کنی

00:07:08.247 --> 00:07:09.864
این را به خودت بده

00:07:11.437 --> 00:07:12.851
و ببین به کجا میبردت

00:07:13.634 --> 00:07:14.364
بیا دوباره امتحان کنیم

00:07:25.428 --> 00:07:28.147
همیشه باید با آدمایی که حالم
ازشون بهم میخورده کنار میومدم

00:07:28.172 --> 00:07:30.500
چون پول داشتند

00:07:30.733 --> 00:07:32.971
و من مفلس و فقیر بودم

00:07:33.688 --> 00:07:35.443
نمیدونی چه حسی داره

00:07:35.928 --> 00:07:36.789
خوب بهت میگم

00:07:36.814 --> 00:07:37.650
انگار که احساس کنی

00:07:37.675 --> 00:07:39.617
هزار مایل از اکو اسپرینگ دوری

00:07:39.642 --> 00:07:42.876
و مجبور باشی با اون پای
شکسته بدون عصا برگردی بهش

00:07:44.759 --> 00:07:47.412
فقیر و مفلس بودن همچین حسی داره

00:07:47.437 --> 00:07:50.252
اینطوری مجبور میشی با فامیل
هایی که ازشون متنفری کنار بیای

00:07:50.277 --> 00:07:51.809
چون اونا پول داشتن

00:07:52.159 --> 00:07:55.121
و تمام دارایی تو چندتا لباس دست دوم

00:07:55.146 --> 00:07:58.579
و چند تا اوراق قرضه
گندیده 3 درصدی دولتی بود

00:08:00.175 --> 00:08:02.278
بابام عاشق می نوشی بود

00:08:02.428 --> 00:08:05.414
مثل تو که عاشق اکو اسپرینگ هستی
عاشق می نوشی بود

00:08:05.439 --> 00:08:06.947
و مامان بیچاره ام

00:08:06.972 --> 00:08:11.447
در حالی که مجبور بود یجورایی
موقعیت اجتماعیش رو حفظ کنه

00:08:13.157 --> 00:08:17.271
باید سعی میکرد با ماهی 150 دلار

00:08:17.296 --> 00:08:19.073
از اون اوراق قرضه دولتی، ابرو داری میکرد

00:08:19.752 --> 00:08:21.236
وقتی من از خونه آمدم بیرون

00:08:21.920 --> 00:08:26.270
روزی که برای اولین بار به جهان وارد شدم
فقط دوتا لباس شب داشتم

00:08:27.658 --> 00:08:28.658
یکیش رو

00:08:28.796 --> 00:08:30.876
مامانم از روی یه الگو تو
مجله ووگ برام دوخته بود

00:08:30.901 --> 00:08:33.997
دومیش هم لباس دست دوم یکی از
عموزاده های گنده دماغ پولدار بود

00:08:34.022 --> 00:08:35.142
که ازش متنفر بودم

00:08:35.977 --> 00:08:38.593
لباسی که تو عروسیمون پوشیدم
لباس عروسی مادربزرگم بود

00:08:38.618 --> 00:08:41.595
به همین خاطر مثل یه گربه
روی شیروونی داغ بودم

00:08:42.573 --> 00:08:43.057
خوب بود

00:08:43.267 --> 00:08:44.813
تفاوتش را احساس کردی؟

00:08:44.838 --> 00:08:45.225
بله

00:08:45.828 --> 00:08:48.192
چون مطمئنم که ما تفاوتش را دیدیم

00:08:48.555 --> 00:08:50.786
خیلی جالب است، وقتی

00:08:51.621 --> 00:08:53.424
وقتی از این حس بیرون می آییم

00:08:53.449 --> 00:08:55.627
که من یک بازیگرم و دارم مونولوگ میگم

00:08:55.652 --> 00:08:59.174
و بنابراین باید در یک دنیای
خیالی خودم را قرار بدهم

00:08:59.199 --> 00:09:00.606
بجای دنیای واقعی

00:09:01.099 --> 00:09:02.099
چون ناگهان

00:09:02.192 --> 00:09:03.940
من شخصی که باهاش صحبت میکردی را دیدم

00:09:04.225 --> 00:09:06.564
ناگهان در میانه کاری قرار گرفتی و

00:09:06.699 --> 00:09:09.317
و ما درک کردیم که یک رابطه ای وجود دارد

00:09:09.782 --> 00:09:10.782
چون تو

00:09:12.089 --> 00:09:15.391
در یک فضای آرام و بی خیال قرار نگرفتی

00:09:15.619 --> 00:09:20.069
میدونی من مطمئنم اگر رویش کار کنی

00:09:20.786 --> 00:09:24.825
و مقادیر خردی اعصاب خوردی

00:09:24.850 --> 00:09:26.158
و خشم

00:09:26.183 --> 00:09:27.128
و خاطرات

00:09:27.161 --> 00:09:28.121
و این چیزها بهش اضافه کنی

00:09:28.374 --> 00:09:31.790
دقیقا آنچه میخواهی به شکل
فیزیکی انجام دهی را پیدا خواهی کرد

00:09:31.848 --> 00:09:32.848
اما فورا

00:09:33.029 --> 00:09:34.411
بدون آمادگی

00:09:34.737 --> 00:09:36.526
خیلی قطعه جالب تری

00:09:37.128 --> 00:09:38.596
نسبت به آنچه روی صندلی انجام دادی بود

00:09:38.621 --> 00:09:40.962
بله احساسش کردم

00:09:41.280 --> 00:09:43.610
داشت هی بهش اضافه میشد

00:09:44.354 --> 00:09:47.857
و وقتی چیزی مثل این جمله را میگویی
که من مثل یه گربه روی شیروونی داغ هستم

00:09:47.882 --> 00:09:49.216
متوجه شدیم

00:09:49.241 --> 00:09:51.194
که چیزی شاعرانه

00:09:51.542 --> 00:09:53.479
اثر تنسی ویلیامز را نمیگفتی

00:09:53.980 --> 00:09:55.498
من مثل گربه ای روی شیروانی ذاغی هستم

00:09:55.523 --> 00:09:57.894
نه، تو یه گربه روی یه
شیروونی لعنتی داغ هستی

00:09:57.919 --> 00:09:59.720
من اینطوریم

00:10:01.151 --> 00:10:02.385
این جالب است

00:10:02.539 --> 00:10:03.752
تغییر خوبی بود

00:10:07.961 --> 00:10:12.835
اجرای لحظه به لحظه

00:10:13.087 --> 00:10:14.111
امروز خیلی جالب بود

00:10:14.136 --> 00:10:16.046
به نظرم حتی از دیروز هم بهتر بود

00:10:16.121 --> 00:10:18.106
تغییری که میتوانید ایجاد کنید

00:10:18.983 --> 00:10:21.689
از نوعی که در ابتدا اجرا میشود

00:10:21.714 --> 00:10:23.869
تا پرداختن بهش به شکلی تازه

00:10:23.894 --> 00:10:26.119
دادن تکلیف به خود

00:10:26.663 --> 00:10:28.324
کاری خانگی برای انجام

00:10:28.498 --> 00:10:29.498
ناگهان

00:10:29.932 --> 00:10:30.816
قطعه باز میشود

00:10:30.841 --> 00:10:32.302
ناگهان دلیل وجودی پیدا میکند

00:10:32.327 --> 00:10:34.825
ناگهان حیاتی درش دمیده میشود

00:10:40.041 --> 00:10:41.041
یک داستان فوق العاده ای است

00:10:43.590 --> 00:10:46.115
فکر میکنم استراسبرگ بود

00:10:46.846 --> 00:10:48.693
داشتند کلاسی را اجرا میکردند

00:10:49.093 --> 00:10:51.117
یکی بلند شد و یک صحنه ای را اجرا میکرد

00:10:52.401 --> 00:10:53.401
وسط کارش

00:10:54.063 --> 00:10:55.770
استراسبرگ گفت

00:10:56.473 --> 00:10:58.827
لطفا بنشین روی صندلی

00:10:59.664 --> 00:11:02.809
میخوام به کلاس توضیح بدی

00:11:03.589 --> 00:11:04.589
چطور

00:11:05.869 --> 00:11:07.520
سالاد میوه درست میکنی

00:11:08.921 --> 00:11:10.215
و بازیگر گفت ببخشید چی ؟

00:11:11.421 --> 00:11:14.090
گفت میخوام برای کلاس توضیح
بدی چطور سالاد میوه درست میکنی

00:11:14.776 --> 00:11:16.091
گفت، چطور سالاد میوه درست میکنم ؟

00:11:16.465 --> 00:11:18.770
گفت : بله

00:11:19.421 --> 00:11:20.421
دختره گفت

00:11:21.980 --> 00:11:23.570
یکم موز میذارم تو کاسه

00:11:23.595 --> 00:11:24.491
یکم پرتقال میزیزم

00:11:24.516 --> 00:11:26.256
استراسبرگ گفت، نه، نه 
صبر کن

00:11:26.913 --> 00:11:28.777
میخوام به کلاس

00:11:28.936 --> 00:11:30.466
مرحله به مرحله توضیح بدهی

00:11:31.331 --> 00:11:32.847
چطور سالاد میوه درست میکنی

00:11:36.616 --> 00:11:37.941
میرم مغازه

00:11:40.655 --> 00:11:42.112
میرم قسمت میوه ها

00:11:43.798 --> 00:11:45.678
بازیگر شروع کرد به شرح

00:11:45.971 --> 00:11:46.971
میوه را میخرد

00:11:47.005 --> 00:11:48.433
وزنشان میکند

00:11:48.830 --> 00:11:50.188
برمیگردد به آشپزخانه

00:11:50.204 --> 00:11:51.204
یک کاسه برمیدارد

00:11:51.229 --> 00:11:52.229
کاسه را تمیز میکند

00:11:52.528 --> 00:11:53.659
میوه را میشوید

00:11:53.873 --> 00:11:55.127
موز را خورد میکند

00:11:55.427 --> 00:11:57.078
تا نصف راه رفت و استراسبرگ گفت درسته

00:11:57.422 --> 00:11:58.898
این دقیقا درسته

00:11:59.389 --> 00:12:01.400
دقیقا اینطوری سالاد میوه درست میکنی

00:12:02.061 --> 00:12:04.531
یه مشت میوه رو نمیندازن روی قلطک

00:12:05.712 --> 00:12:07.893
و عزیزم همینطور باید بازی کنی

00:12:09.583 --> 00:12:11.812
کلیدت را در قفل میکنی

00:12:12.590 --> 00:12:14.247
قفل در را باز میکنی

00:12:14.970 --> 00:12:16.422
در را باز میکنی

00:12:16.802 --> 00:12:18.089
وارد اتاق میشوی

00:12:18.604 --> 00:12:19.604
در را میبندی

00:12:20.176 --> 00:12:21.792
میچرخی و چراغ را روشن میکنی

00:12:22.142 --> 00:12:24.091
و بعد او را روی صندلی میبینی

00:12:24.908 --> 00:12:27.877
وقتی که کلید را در قفل میکنی
نمیدونی که روی صندلی نشسته

00:12:28.672 --> 00:12:31.283
لحظه به لحظه به لحظه است

00:12:31.308 --> 00:12:33.218
و وقتی که این لحظات را تجزیه میکنیم

00:12:34.163 --> 00:12:36.560
و سوالاتی میپرسیم که
فکر میکنیم ابتدایی هستند

00:12:37.114 --> 00:12:38.518
فکر میکنیم که البته که این رو میدونیم

00:12:39.237 --> 00:12:40.237
اما در واقع

00:12:40.739 --> 00:12:42.392
اینها جزئیاتی هستند

00:12:42.829 --> 00:12:44.084
که اگر نپرسید

00:12:44.494 --> 00:12:46.333
و سعی نکنید که پاسخ بدهید

00:12:47.239 --> 00:12:48.575
و همانطور که دیروز در موردش صحبت کردیم

00:12:49.377 --> 00:12:52.107
سوالات بسیار بسیار زیادی هستند
که میتوانند ما را به سوالات دیگر بکشند

00:12:52.393 --> 00:12:53.766
که ما را به کوچه های ناشناس دیگری میکشند

00:12:53.791 --> 00:12:55.351
که ما را به روابط سردتری میکشند

00:12:57.300 --> 00:12:59.029
گاهی پاسخ ها یافت نمیشوند

00:12:59.054 --> 00:13:01.607
گاهی پاسخ ها در رمز و راز هستند

00:13:03.792 --> 00:13:05.679
اما چیزی که ما میتوانیم بیان کنیم

00:13:06.481 --> 00:13:09.555
چیزی که فرصتش را داریم که به مخاطب بگوییم

00:13:10.375 --> 00:13:12.017
اگر دقت کنید شبی
از پس شب دیگر است

00:13:14.191 --> 00:13:16.180
این باز همان خدمت به متن است

00:13:18.005 --> 00:13:19.211
و وقتی که به متن خدمت میکنیم

00:13:19.732 --> 00:13:20.732
بازیگران بهتری میشویم

