WEBVTT

00:00:06.492 --> 00:00:09.630
مدیریت مصاحبه‌های چالشی

00:00:11.907 --> 00:00:15.911
: مطالعه موردی
پاول فاسل، فیلم جنگ

00:00:16.094 --> 00:00:20.126
باید صادقانه بگیم که ما
در اکثر مصاحبه ها به دنبال

00:00:20.151 --> 00:00:22.030
چیزی هستیم که اسمشو
میتونید چیزهای سنگین بگذاریم

00:00:22.030 --> 00:00:23.890
چیزهای سخت
چیزهای دردناک

00:00:23.890 --> 00:00:27.010
چیزهایی که خاطرات مرگ و فقدان را

00:00:27.010 --> 00:00:30.255
یا دهشت هایی که هیچ انسانی
نباید ببیند را به یاد می آورند

00:00:30.280 --> 00:00:33.040
و اینطور نیست که قرار باشد
مستقیم با این مسائل مواجه شان کنید

00:00:33.040 --> 00:00:37.506
اما باید راهی پیدا کنید تا به آن وسیله

00:00:37.531 --> 00:00:39.558
که انقدر به آن ها احساس راحتی دهید

00:00:39.583 --> 00:00:42.201
که انقدر احساس راحتی کنند
که این مسائل را بازگو کنند

00:00:42.226 --> 00:00:43.490
و راهش هم همین است

00:00:43.490 --> 00:00:45.850
خوب، داشتیم روی فیلم خود در
مورد جنگ جهانی دوم کار میکردیم

00:00:45.850 --> 00:00:46.999
که اسمش «جنگ» بود

00:00:46.999 --> 00:00:49.043
در آن داستان جنگ جهانی دوم

00:00:49.068 --> 00:00:51.326
بزرگترین فاجعه در تاریخ انسانی را

00:00:51.351 --> 00:00:56.085
بیشتر به واسطه تجربیات افرادی از چهار
گوشه جغرافیایی ایالات متحده، تعریف میکنیم

00:00:56.110 --> 00:00:58.060
اما همچنین چند تجمیع گر هم در فیلم داریم

00:00:58.060 --> 00:01:00.279
یک تاریخدان با نام پاول فاسل

00:01:00.310 --> 00:01:02.950
که خودش در واقع به عنوان
پیاده نظام جنگ را دیده بود

00:01:02.950 --> 00:01:07.107
او در سال 1944 و 1945 در فرانسه بوده است

00:01:07.107 --> 00:01:11.566
جایی که امید به زندگی یک ستوان
دوم، که درجه او در 19 سالگی بود

00:01:11.591 --> 00:01:13.090
چیزی حدود 17 روز بود

00:01:13.090 --> 00:01:15.700
در 17 روز یا کشته میشدید
یا به شدت زخمی میشدید

00:01:15.700 --> 00:01:17.380
یا دیوانه میشدید

00:01:17.380 --> 00:01:21.070
اما او شش ماه را بدون حتی مسواک زدن

00:01:21.070 --> 00:01:22.604
بدون اینکه هرگز دوش بگیرد

00:01:22.629 --> 00:01:24.257
بدون اینکه هرگز لباسش را عوض کند، گذروند

00:01:24.282 --> 00:01:27.520
چراکه در کارش خیلی خوب بود

00:01:27.520 --> 00:01:29.760
و کاری که میکرد این بود که زخمی نشود

00:01:30.125 --> 00:01:32.770
نمیرد، دیوانه نشود
و مهمتر از همه

00:01:32.770 --> 00:01:37.600
بلد بود چگونه دیگری را، دشمن را بکشد
و این کار را خیلی حرفه ای انجام میداد

00:01:37.600 --> 00:01:41.376
بنابراین گنجی در دستانمان داشتیم

00:01:41.439 --> 00:01:43.794
اما او همچنین دانشگاهی است

00:01:43.819 --> 00:01:47.020
و بنابرین با اندازه‌ای
خودآگاهی به مصاحبه آمد

00:01:47.020 --> 00:01:51.070
او در سه نوار اول به شکلی متشنجانه

00:01:51.070 --> 00:01:53.154
متشنجانه، مضطرب بود

00:01:53.179 --> 00:01:55.810
و او این را به این شکل نشان داد که دهانش

00:01:55.810 --> 00:01:57.080
کاملا خشک شد

00:01:57.080 --> 00:01:59.140
ما همیشه کمی آب کنار اشخاص میگذاریم

00:01:59.165 --> 00:02:04.540
که بتوانند یک قلپ آب
بخورند و گلویی تازه کنند

00:02:04.630 --> 00:02:06.010
اما این برای او جواب نمیداد

00:02:06.010 --> 00:02:08.667
تقریبا میشد صدای کوبش قلب اش را شنید

00:02:08.692 --> 00:02:10.176
و یک حالت معذبانه ای وجود داشت

00:02:10.201 --> 00:02:12.730
بنابراین نوارهای اول یه
چیزی در این مایه ها بود

00:02:12.730 --> 00:02:14.479
اینطور نبود که مواد مطرح شده خیلی بد باشد

00:02:14.504 --> 00:02:17.614
اما متوجه میشدید که آنطور که میلرزید

00:02:17.639 --> 00:02:19.199
خوب جواب نمیداد

00:02:19.240 --> 00:02:20.342
بنابراین

00:02:20.367 --> 00:02:23.625
فضای کشور درست پس از
بمباران پرل هاربر چگونه بود؟

00:02:23.650 --> 00:02:26.645
آیا تمام جوانان هجوم بردند
تا برای جنگ نام نویسی کنند؟

00:02:26.670 --> 00:02:28.454
منظورم اینه که فضای کلی چگونه بود ؟

00:02:28.479 --> 00:02:29.766
خوب، دو دو

00:02:29.791 --> 00:02:33.920
دوستانم که با من فرق
داشتند، ورزشکار معاب

00:02:33.920 --> 00:02:34.420
من اینطور نبودم

00:02:34.420 --> 00:02:36.460
من بیشتر روحیه هنری داشتم

00:02:36.460 --> 00:02:39.490
دوستانم همه هجوم بردند که
به تفنگداران دریایی بپیوندند

00:02:39.490 --> 00:02:41.530
به عنوان وطن پرست

00:02:41.530 --> 00:02:43.560
و همه ای آن ها به سرعت پذیرش شدند

00:02:43.560 --> 00:02:47.131
و در عرض دو هفته به آموزشی
تفنگداران دریایی فرستاده شدند

00:02:47.190 --> 00:02:49.030
خوب اینجا هیچ مشکلی نیست

00:02:49.140 --> 00:02:50.170
دارد توضیح میدهد

00:02:50.170 --> 00:02:52.184
اما میشود دید که بسیار مضطرب است

00:02:52.240 --> 00:02:56.244
و احساس نیاز میکند که یکجورایی
جرئیات بیشتری اضافه کند

00:02:56.290 --> 00:02:57.500
آنها ورزشکار معاب بودند

00:02:57.500 --> 00:02:59.059
من روحیه هنری داشتم

00:02:59.084 --> 00:02:59.975
این دیالوگ عالی ای بود

00:03:00.000 --> 00:03:02.620
میتوست عالی باشد اما نوعی
حس غیرطبیعی در خود دارد

00:03:02.620 --> 00:03:05.050
و او خودش هم اطمینان نداشت
که باید بیانش میکرد یا خیر

00:03:05.050 --> 00:03:08.260
من چند نوار اول را نومیدانه صرف تلاش

00:03:08.260 --> 00:03:10.360
برای راحت کردنش کردم و هیچی جواب نمیداد

00:03:10.360 --> 00:03:12.940
و در واقع کار را متوقف
کردم و گفتم پاول میدونی

00:03:12.965 --> 00:03:13.690
مسئله ای نیست

00:03:13.690 --> 00:03:15.100
یکم آب بنوش

00:03:15.100 --> 00:03:15.700
کار داره عالی پیش میره

00:03:15.700 --> 00:03:16.810
کارت فوق العاده است

00:03:16.810 --> 00:03:21.040
و برای لحظاتی در نظر گرفتم
که کار را «فرانسوی» انجام دهم

00:03:21.040 --> 00:03:24.658
این علامت ما از ابتدای
شروع کار فیلم های فلورنتین بود

00:03:24.683 --> 00:03:26.778
به این معنا بود که فیلمبردار ضبط نمیکرد

00:03:26.803 --> 00:03:30.437
و اینطور فیلم خام خود را که خیلی با
ارزش و خیلی گرون بود را هدر نمیدادیم

00:03:30.462 --> 00:03:34.360
و یک چیزی ضبط میکردیم
و به سوژه احترام میگذاشتیم

00:03:34.360 --> 00:03:36.880
اما او بسیار مهم بود و من میدانستم
که چیزهای زیادی برای گفتن داشت

00:03:36.880 --> 00:03:39.310
کتابهای فوق العاده ای در مورد جنگ

00:03:39.310 --> 00:03:41.409
و درباره تجربه شخصی اش در جنگ نوشته بود

00:03:41.434 --> 00:03:46.123
بعد در حد فاصل یک تعویض نوار

00:03:46.148 --> 00:03:49.332
داشت در مورد بچه هایی که به عنوان
جایگزین فرستاده شدند صحبت میکرد

00:03:49.357 --> 00:03:50.690
و من گفتم پاول یه لحظه صبر کن

00:03:50.690 --> 00:03:52.400
این بچه هایی که میگی چند ساله بودند؟

00:03:52.400 --> 00:03:56.844
و او گفت، او 18 ساله بودند

00:03:56.844 --> 00:03:58.010
من گفتم تو چند ساله بودی ؟

00:03:58.010 --> 00:04:00.000
گفت 19 ساله بودم

00:04:00.605 --> 00:04:03.767
و من به یک دفعه متوجه شدم

00:04:03.792 --> 00:04:09.330
که هنوز به آن شخص 19 ساله ای

00:04:09.330 --> 00:04:10.740
که روزگاری بوده است، دست نیافته است

00:04:10.740 --> 00:04:13.110
و خوب، گفتم تو چیزهای بدی را دیدی

00:04:13.110 --> 00:04:15.360
و او به کلی تغییر کرد

00:04:15.360 --> 00:04:18.959
ناگهان جنبه دانشگاهی از میان رفت

00:04:18.959 --> 00:04:22.110
و میخواست بگوید
من چیزهای بدی دیدم

00:04:22.110 --> 00:04:24.900
اما در تمام مدت نوعی سد
را پیش روی خود حس میکرد

00:04:24.900 --> 00:04:27.517
که باید نوعی تاریخدان مهربان باشد

00:04:27.542 --> 00:04:30.000
شاید روی آرنج کت پشمی اش وصله داشته باشد

00:04:30.000 --> 00:04:32.300
و گهرهای دانش را ارزانی کند

00:04:32.300 --> 00:04:33.930
و من نمیخواستم این کارها را بکند

00:04:33.930 --> 00:04:37.792
من نیاز داشتم که او پاول
فاسل، ستوان دوم 19 ساله باشد

00:04:37.831 --> 00:04:41.087
که هر ساعت را بیش

00:04:41.112 --> 00:04:45.300
از زمان معمول حیات
برای موقعیتی که در آن بود

00:04:45.300 --> 00:04:46.570
برای نوع کارش، زندگی میکرد

00:04:46.570 --> 00:04:50.760
بنابراین، حالا که رسیدیم به ضبط شماره 145

00:04:50.760 --> 00:04:52.500
این مصاحبه در سال 2003 است

00:04:52.500 --> 00:04:53.490
ماه فوریه است

00:04:53.515 --> 00:04:56.584
و چیزی روی می دهد

00:04:57.829 --> 00:04:58.731
شگفت انگیز است

00:04:58.756 --> 00:05:02.005
به نظرم افکار بسیاری را تغییر داد

00:05:02.056 --> 00:05:04.240
شما چیزهای بدی دیده اید

00:05:04.240 --> 00:05:05.700
چیزهای وحشتناکی دیده اید

00:05:05.725 --> 00:05:06.141
بله

00:05:06.454 --> 00:05:07.723
در مورد آن ها بهم بگویید

00:05:07.748 --> 00:05:09.486
خوب

00:05:12.354 --> 00:05:12.756
فکر میکنم

00:05:12.780 --> 00:05:16.350
وحشتناک ترین چیز یکی از اولین
چیزهای وحشتناکی بود که باهاش روبرو شدم

00:05:16.350 --> 00:05:20.560
روز پس از شکست محاصره

00:05:20.560 --> 00:05:24.667
برای دسته ای از لشگر 33 بود

00:05:24.692 --> 00:05:26.900
اولین چیز پسران آلمانی مرده بود

00:05:26.900 --> 00:05:28.570
که در کل زمین جنگ افتاده بودند

00:05:28.570 --> 00:05:31.125
و رنگشان داشت زرد میشد و این مسائل

00:05:31.150 --> 00:05:33.010
چشمانشان باز بود

00:05:33.010 --> 00:05:35.740
من هیچگاه جنازه ای با چشمان باز ندیده بودم

00:05:35.740 --> 00:05:38.680
من اقوام درگذشته را در تابوت دیده بودم

00:05:38.680 --> 00:05:41.745
اما چشمانشان همیشه به درستی بسته بود

00:05:41.770 --> 00:05:44.860
و وقتی که انسان افرادی که
به خشونت کشته شده اند را

00:05:44.885 --> 00:05:47.715
با سوراخ هایی درون بدنشان
و اعضای تکه تکه شده، میبیند

00:05:47.747 --> 00:05:51.437
که با چشمان باز به شما
زل زده اند گویا که زنده اند

00:05:51.759 --> 00:05:54.525
به شدت احساس قطع
ارتباط با چیزها پیدا میکنید

00:05:54.550 --> 00:05:56.881
آیا باید چیزی به آن‌ها بگویید؟

00:05:56.906 --> 00:05:59.071
باید بهشون بگویید متاسف هستم ؟

00:05:59.230 --> 00:06:00.445
خیلی درد کشیدی ؟

00:06:00.470 --> 00:06:01.390
و اینطور چیزها

00:06:01.390 --> 00:06:08.340
به دو بچه آلمانی مرده
و دراز افتاده بر خوردم

00:06:08.340 --> 00:06:10.650
آن‌ها روز پیش بوسیله دسته ای

00:06:10.650 --> 00:06:12.873
که ما جایگزینشان شده بودیم، کشته شده بودند

00:06:12.898 --> 00:06:15.325
و آنقدر جوان بودند که من باورم نمیشد

00:06:15.350 --> 00:06:20.190
فکر کنم شاید بین 12 تا 14 ساله بودند

00:06:20.190 --> 00:06:22.370
و در پایان جنگ مسلما

00:06:22.370 --> 00:06:26.152
کفگیر آلمان ها به ته دیگ
خورده بود و از همه استفاده میکردند

00:06:26.180 --> 00:06:30.132
پیرمردانی بودند که به سختی
میتوانستند راه بروند و بچه های کوچکی از

00:06:30.157 --> 00:06:30.980
میدونید

00:06:30.980 --> 00:06:33.070
به سن دبیرستان

00:06:33.070 --> 00:06:35.490
این بچه ها یونیفرم های کوچکی به تن داشتند

00:06:35.490 --> 00:06:38.150
کلاه نقاب دار به سر داشتند و نه کلاه آهنی

00:06:38.150 --> 00:06:41.330
و هردو به سرشان شلیک شده بود

00:06:41.330 --> 00:06:47.030
و مغز قرمز و آبی گون یکی از آن ها

00:06:47.030 --> 00:06:49.105
از بینی اش بیرون زده بود

00:06:49.130 --> 00:06:51.440
چشمان آن‌ها هم باز بود

00:06:51.440 --> 00:06:54.590
و مغز قرمز آبی گون دیگری

00:06:54.590 --> 00:06:57.100
درست از زیر کلاه نقاب دارش بیرون زده بود

00:06:57.100 --> 00:07:01.761
و یکجورایی نوع به سر
کردن کلاهش را تغییر داده بود

00:07:01.925 --> 00:07:04.559
و این صحنه واقعا من را تکان داد

00:07:05.196 --> 00:07:09.100
نمیتونم تجربه ام را در آن لحظه توصیف کنم

00:07:09.100 --> 00:07:10.300
وحشتناک بود

00:07:10.300 --> 00:07:12.010
و میبینید که او همچنان مضطرب است

00:07:12.010 --> 00:07:13.430
همچنان لبانش را میلیسد

00:07:13.430 --> 00:07:16.891
اما ناگهان دیگر به من نگاه نمیکند

00:07:16.916 --> 00:07:20.745
و گویا در اتاقی که مصاحبه صورت میگیرد نیست

00:07:20.770 --> 00:07:22.180
دارد به جایی دیگر نگاه میکند

00:07:22.180 --> 00:07:23.890
در واقع مهم نیست که من چه پرسشی میکنم

00:07:23.890 --> 00:07:27.310
من تنها میگویم، دیگر چه، یا بله یا میدونید

00:07:27.310 --> 00:07:29.350
شما چیزهای بدی دیده اید
و چه احساسی داشتید

00:07:29.350 --> 00:07:31.052
و او به جایی دیگر

00:07:31.077 --> 00:07:33.250
به جایی که بود، مینگرد

00:07:33.250 --> 00:07:36.550
و این لحظه ای است که یک مصاحبه طلایی میشود

00:07:41.715 --> 00:07:43.555
میتونم یک چیزی بگویم؟

00:07:44.110 --> 00:07:48.160
اطلاق کلمه «طلایی» فوق العاده
 توهین آمیز است

00:07:48.160 --> 00:07:50.950
گویا در کاسبی ای هستیم که در آن، میدانید

00:07:50.950 --> 00:07:57.883
که معیارش موفقیت در کشیدن
کنکاشگرانه چیزی از افراد است

00:07:57.908 --> 00:07:58.951
گویا به آن ها تجاوز میکنیم

00:07:58.976 --> 00:08:01.987
خون آشام هایی هستیم که خونشان را میمکیم

00:08:02.012 --> 00:08:03.379
و موضوع این نیست

00:08:03.404 --> 00:08:05.541
و من هم اینگونه نیستم

00:08:05.590 --> 00:08:10.060
من هدف کارم نوعی مشارکت هست
که در عین حال پاول را ارج مینهد

00:08:10.060 --> 00:08:13.030
و من به پاول ضربه زده ام

00:08:13.030 --> 00:08:15.460
با گفتن اینکه «طلایی» بود

00:08:15.460 --> 00:08:19.900
چیزی که او به ما داد بخشی از روحش بود
و او این کار را سخاوتمندانه کرد

00:08:19.900 --> 00:08:22.255
او ممکن است، هرچند ناخودآگاه

00:08:22.280 --> 00:08:25.120
کاری کرد این بود که بی
اندازه به غنای فیلممان افزود

00:08:25.120 --> 00:08:28.147
و من برای همیشه مدیون اون هستم

00:08:30.530 --> 00:08:34.149
استفاده از مصاحبه هایی با احساسات قوی

00:08:34.855 --> 00:08:36.820
خوب حال یک مصاحبه خام دارید، صحیح؟

00:08:36.820 --> 00:08:37.740
و چه کاری میخواهید باهاش بکنید؟

00:08:37.740 --> 00:08:38.549
چطور در فیلم جای میگیرد؟

00:08:38.549 --> 00:08:39.960
بسیاری مصاحبه دیگر دارید

00:08:39.960 --> 00:08:40.830
که باید ادغام کنید

00:08:40.830 --> 00:08:41.460
یک فیلمنامه دارید

00:08:41.460 --> 00:08:42.299
خط زمانی دارید

00:08:42.299 --> 00:08:43.710
میدانید، کجا باید برود؟

00:08:43.710 --> 00:08:46.500
و جایگذاری مصاحبه شونده ها

00:08:46.500 --> 00:08:48.120
خیلی مشخص نیست

00:08:48.120 --> 00:08:49.680
ما نرفتیم سراغش و بگوییم پاول

00:08:49.680 --> 00:08:51.330
ما را از اینجا به اینجا در این صفحه

00:08:51.355 --> 00:08:53.179
از فیلمنامه این قسمت، برسان

00:08:53.204 --> 00:08:54.400
ما تنها با او مصاحبه کردیم

00:08:54.400 --> 00:08:56.237
بنابراین جاهای متفاوتی را امتحان میکنیم

00:08:56.237 --> 00:08:57.320
که میتونست در آن جای گیرد

00:08:57.320 --> 00:08:59.847
و در این قسمت، نوعی تکامل وجود دارد

00:08:59.872 --> 00:09:01.770
آن پرورش شخصیت را میطلبیدیم

00:09:01.770 --> 00:09:03.660
که در فیلم‌های درام دیده میشود

00:09:03.660 --> 00:09:05.430
و بنابراین او از روزهای ابتدایی شروع میکند

00:09:05.430 --> 00:09:08.645
دارد در مورد جوانی سربازان صحبت میکند

00:09:08.670 --> 00:09:09.810
خوب، 19 ساله است

00:09:09.810 --> 00:09:10.970
جایگزین هایش 18 ساله بودند

00:09:10.970 --> 00:09:12.120
برای آن ها از لفظ بچه استفاده میکند

00:09:12.120 --> 00:09:16.460
و یکی از آن اظهارنظرها در
مورد چیزهای بد را برمیداریم

00:09:16.460 --> 00:09:17.970
منظورم اینه که نمیتونستیم
همه را استفاده کنیم

00:09:17.970 --> 00:09:20.340
خیلی قوی بود

00:09:20.340 --> 00:09:24.017
خیلی قوی بود، اگر همه اش را استفاده
میکردیم میتونست ثبات فیلم را بهم بزند

00:09:24.042 --> 00:09:26.822
اما این طرح اصلی ...

00:09:26.878 --> 00:09:29.556
منظورم اینه که این آن اظهار نظری است

00:09:29.601 --> 00:09:31.758
در طرح فیلم مان است

00:09:32.693 --> 00:09:34.740
و در پایان جنگ، مسلما

00:09:34.740 --> 00:09:38.925
کفگیر آلمان ها به ته دیگ خورده
بود و از همه استفاده میکردند

00:09:40.350 --> 00:09:42.574
پیرمردانی بودند که به
سختی میتوانستند راه بروند

00:09:44.481 --> 00:09:47.331
و بچه های کوچکی به سن دبیرستان

00:09:50.208 --> 00:09:52.650
این بچه ها یونیفرم های کوچکی به تن داشتند

00:09:52.650 --> 00:09:55.870
کلاه نقاب دار به سر داشتند و نه کلاه آهنی

00:09:55.870 --> 00:09:59.012
و هردو به سرشان شلیک شده بود

00:09:59.037 --> 00:10:04.680
و مغز قرمز و آبی گون یکی از آن ها

00:10:04.680 --> 00:10:06.840
از بینی اش بیرون زده بود

00:10:06.840 --> 00:10:09.150
چشمانشان هم باز بود

00:10:09.150 --> 00:10:12.300
و مغز قرمز آبی گون دیگری

00:10:12.300 --> 00:10:14.766
درست از زیر کلاه نقاب دارش بیرون زده بود

00:10:14.791 --> 00:10:18.503
و یکجورایی نوع به سر
کردن کلاهش را تغییر داده بود

00:10:19.730 --> 00:10:22.860
و این صحنه واقعا من را تکان داد

00:10:22.885 --> 00:10:25.295
من به ندرت بهش اشاره میکنم

00:10:25.350 --> 00:10:28.120
اما این صحنه من را با
حقایق دردآوری آشنا کرد

00:10:28.120 --> 00:10:30.319
این حقیقت که این جنگ جدی است

00:10:31.643 --> 00:10:35.518
ما قرار است افرادی را
بدون توجه به سن و سالشان

00:10:35.543 --> 00:10:38.543
به صرف پوشیدن یونیفرم آلمانی، بکشیم

00:10:38.590 --> 00:10:40.240
و آن ها هم تلاش خواهند کرد ما را بکشتد

00:10:44.908 --> 00:10:46.565
خوب بگذارید سعی کنم توضیح بدهم

00:10:46.590 --> 00:10:49.719
چگونه تلاش کردم که مواد خامی

00:10:49.744 --> 00:10:52.440
که پاول فاسل در مصاحبه
به ما داد را ارج بنهم

00:10:52.440 --> 00:10:55.140
خوب، واضح است که در سپهر کنش های دیگری هستم

00:10:55.140 --> 00:10:57.300
ما او را از طریق روایت
راوی به آنجا رسانده ایم

00:10:57.300 --> 00:10:59.573
نبرد پر سر و صدایی در جریان است

00:10:59.598 --> 00:11:01.846
و آنجا راوی میگوید

00:11:01.871 --> 00:11:03.960
آنجاست که جای دیگران را بگیرد

00:11:03.960 --> 00:11:06.972
و سربازی را میبیند که
گویا کنار آتش نشسته است

00:11:06.997 --> 00:11:09.139
افکت های صوتی، صداهای جنگ

00:11:09.164 --> 00:11:13.110
که خیلی بلند و گوش خراش و چند بعدی بود

00:11:13.110 --> 00:11:15.579
جای خود را به صدای
بسیار ساده ای از پیانو میدهد

00:11:15.604 --> 00:11:20.700
آنجا شما بدون دیدن پاول،
میبینید که از چه صحبت میکند

00:11:20.700 --> 00:11:24.330
دو جسد متفاوت، هر دو جوان

00:11:24.330 --> 00:11:25.798
تصاویری فجیع

00:11:25.823 --> 00:11:28.061
و بعد برمیگردیم به مصاحبه

00:11:28.086 --> 00:11:30.965
که به همان اندازه که پیش از این با
شما به اشتراک گذاشتم، گزنده است

00:11:30.990 --> 00:11:34.170
و از تصاویر کلی سربازان استفاده میکنیم

00:11:34.170 --> 00:11:36.210
بچه های جوان در ارتش آلمان

00:11:36.210 --> 00:11:38.424
و بر این باورم که این
یکی از معدود دفعاتی است

00:11:38.449 --> 00:11:40.350
که فیلم متوقف میشود و همدردی بر می انگیزد

00:11:40.350 --> 00:11:42.300
و پاول به ما آزادی این کار را داد

00:11:42.300 --> 00:11:44.070
این فیلمی بود که قرار بود به کلی

00:11:44.070 --> 00:11:45.194
از نقطه نظر آمریکایی باشد

00:11:45.194 --> 00:11:46.260
در تمامی جوانب آن

00:11:46.260 --> 00:11:48.025
قرار نبود که سعی کنیم

00:11:48.050 --> 00:11:50.850
و احساس آلمان ها و ژاپنی
ها را حس کنیم و بفهمیم

00:11:50.850 --> 00:11:52.680
ما در آن فیلم علاقه ای به این موضوع نداشتیم

00:11:52.680 --> 00:11:56.685
اما در آن لحظه ناگهان این حس را
میگیرید که این ها همه یکی است

00:11:56.710 --> 00:11:59.727
و بعد روایت به پیش میرود

00:11:59.752 --> 00:12:01.798
و در طول فیلم

00:12:01.823 --> 00:12:05.369
چیزی که در نیمه پشتی
آن مصاحبه با پاول فاسل بود

00:12:05.394 --> 00:12:07.342
هربار که میتوانستیم از آن ها استفاده کنیم

00:12:07.367 --> 00:12:11.800
نوعی قدرت در خود داشت

00:12:11.800 --> 00:12:15.670
مانند یک ویسکی، میدانید

00:12:15.695 --> 00:12:17.445
خیلی درصد بالا بود

00:12:17.470 --> 00:12:18.855
و خیلی باید محتاط میبودیم

00:12:18.880 --> 00:12:24.132
فقط میتوانستیم هر از گاهی از چیزی که پاول
برای گفتن داشت،یک قلپ بخوریم یا لبی تر کنیم

