WEBVTT

00:00:00.132 --> 00:00:01.906
ببینین ما هیچی نداشتیم

00:00:01.931 --> 00:00:04.380
و همه چیز رو باید غریزی پیش می‌بردیم

00:00:04.380 --> 00:00:05.670
شهودیه

00:00:05.670 --> 00:00:07.670
اگه حس درستی داشته باشه
درست هم می‌شه

00:00:07.673 --> 00:00:09.065
ما هیچی نداشتیم

00:00:09.090 --> 00:00:11.500
و می‌خوایم یادتون بدیم چطور
با هیچی چیزی بسازین

00:00:11.578 --> 00:00:15.484
از هیچی چیزی بسازین

00:00:15.652 --> 00:00:17.335
وقتی تازه وارد این کار شده بودیم

00:00:17.360 --> 00:00:18.970
هیچی پول نداشتیم

00:00:18.970 --> 00:00:21.400
مشتری‌هایی که با ما کار می‌کردن هم
هیچی پول نداشتن

00:00:21.400 --> 00:00:24.320
برای همین عملا باید از هیچی چیزی درست
می‌کردیم

00:00:24.320 --> 00:00:27.550
و احتمالا اولین نمونه‌ی این کارمون

00:00:27.550 --> 00:00:29.702
جشنواره فیلم میل ولی بود

00:00:29.968 --> 00:00:33.070
مطالعه‌ی موردی:
جشنواره‌ی فیلم میل ولی

00:00:33.130 --> 00:00:36.565
تصمیم گرفتیم کاری برای جشنواره فیلم
میل ولی انجام بدیم

00:00:36.590 --> 00:00:37.900
باید مجانی انجامش می‌دادیم

00:00:37.900 --> 00:00:40.790
باید دوستان‌مون رو راضی می‌کردیم
با ما این کار رو انجام بدن

00:00:40.793 --> 00:00:42.435
شما هم باید همچین کاری بکنین

00:00:42.460 --> 00:00:45.160
این ایده به ذهن‌مون رسید که نشون بدیم
مردم میل ولی

00:00:45.160 --> 00:00:47.470
که از مردم واقعی استفاده می‌کردیم
چون پول نداشتیم که از بازیگر استفاده کنیم

00:00:47.470 --> 00:00:49.810
جوری صحبت کنن که انگار همه‌چیز رو
درباره‌ی فیلم‌ها می‌دونن

00:00:49.810 --> 00:00:53.800
پارسال هم که پخش اولیه‌ی «پاریس، تگزاس»
بود

00:00:53.800 --> 00:00:55.360
اون خیلی خوب بود

00:00:55.360 --> 00:00:56.300
خوب بود

00:00:56.302 --> 00:00:57.242
خیلی خوب

00:00:57.244 --> 00:00:58.524
خیلی خوب

00:00:58.522 --> 00:00:59.955
گمونم همه‌ی ما منتظر دیدن

00:00:59.980 --> 00:01:02.110
نگاه عطف به ما سبق فیلم نوآر هستیم

00:01:02.110 --> 00:01:03.830
آره از اینجوری تمرکزهای عمیق خوشمون میاد

00:01:03.830 --> 00:01:08.020
قراره اون فیلم جین راسل «نژاد اصیل» رو
بازسازی کنن

00:01:08.020 --> 00:01:11.200
همه همکاری کردن
یه جوری که انگار این شهر کوچیک

00:01:11.200 --> 00:01:12.628
همه‌چیز رو درباره‌ی سینما می‌دونه

00:01:12.653 --> 00:01:16.900
ریچ و بچه‌هاش هم خیلی واضح توی این
تبلیغات هستن

00:01:16.900 --> 00:01:18.580
اون موقع سبیل خفنی داشت

00:01:18.580 --> 00:01:21.370
خب آرون می‌گه فیلم‌های جدید
نیوزلند

00:01:21.370 --> 00:01:23.950
از موج نوی فرانسه بهتره

00:01:23.950 --> 00:01:24.800
همچین حرفی نزدم

00:01:24.800 --> 00:01:26.240
فقط گفتم آدم رو یاد اون فیلم‌ها می‌ندازه

00:01:26.240 --> 00:01:27.870
حرفش احمقانه‌س، بابایی

00:01:27.870 --> 00:01:29.520
اونا که تروفو رو ندارن
(کارگردان فرانسوی)

00:01:29.545 --> 00:01:31.695
اونا که گدار رو ندارن
(کارگردان فرانسوی

00:01:31.720 --> 00:01:33.790
با اینکه این اولین کارمون بود

00:01:33.790 --> 00:01:36.580
هنوز هم بازتابی از سبک ما رو داره

00:01:36.580 --> 00:01:38.410
خیلی حرفه‌ای به‌نظر نمی‌رسه

00:01:38.410 --> 00:01:40.510
ما پشت وانت تو شهر می‌گشتیم

00:01:40.510 --> 00:01:43.570
و از خیابون‌های شهر تصویر می‌گرفتیم

00:01:43.570 --> 00:01:47.820
خیلی مزخرفه
ولی اون موقع

00:01:47.820 --> 00:01:49.130
هنوز کسی این کار رو نکرده بود

00:01:49.130 --> 00:01:49.350
نه

00:01:49.350 --> 00:01:50.820
مردم همچین کارایی نمی‌کردن

00:01:50.820 --> 00:01:51.330
نه

00:01:51.330 --> 00:01:52.650
و برای همین جدای از بقیه بود

00:01:52.650 --> 00:01:55.290
بلافاصله انواع جوایز رو به خاطرش بردیم

00:01:55.290 --> 00:01:57.870
از جشنواره فیلم کن شیر طلایی بردیم

00:01:57.870 --> 00:02:00.210
من می‌گفتم چی هست اصلا؟

00:02:00.210 --> 00:02:02.730
حالا حاضریم خودمون رو بکشیم تا اون
جایزه رو بگیریم

00:02:02.730 --> 00:02:05.400
حالا می‌دونین که
آدم ساده‌لوح کارش رو می‌کنه

00:02:05.400 --> 00:02:08.963
وقتی می‌خواین کاری رو شروع کنین
چون واقعا چیزی نمی‌دونین

00:02:08.988 --> 00:02:10.528
نمی‌دونین چی رو نمی‌دونین

00:02:10.530 --> 00:02:11.820
و به نتیجه می‌رسین

00:02:11.820 --> 00:02:13.880
مشکل زمانی شروع می‌شه که
زیاد از حد بهش فکر می‌کنین

00:02:13.905 --> 00:02:14.915
آره

00:02:14.940 --> 00:02:16.955
مشکل زمانی شروع می‌شه که پول
به دست‌تون می‌رسه

00:02:16.980 --> 00:02:19.500
شروع می‌کنین به پول دادن به بقیه
تا یه کاری رو انجام بدن

00:02:19.502 --> 00:02:20.082
تو این مورد

00:02:20.107 --> 00:02:20.555
درسته

00:02:20.580 --> 00:02:21.660
باید همه‌ رو 
خودمون انجام می‌دادیم

00:02:21.660 --> 00:02:23.160
خودتون باید درموردش فکر کنین

00:02:23.160 --> 00:02:24.390
از صفر شروع به ساختنش می‌کنین

00:02:24.390 --> 00:02:26.580
فکر می‌کنین که طرف چی باید بگه

00:02:26.580 --> 00:02:28.350
فکر می‌کنین که از کدوم دوست‌تون
می‌خواین کمک بگیرین

00:02:28.350 --> 00:02:30.960
به این فکر می‌کنین که آخرش چجوری می‌خواین
تدوینش کنین

00:02:30.960 --> 00:02:32.970
اینقدر پول همه‌مون برای این کار کم بود

00:02:32.970 --> 00:02:35.790
که یادمه سوار ماشین اندی شدیم

00:02:35.790 --> 00:02:39.690
و فیلم خام رو با ماشین به لس آنجلس رسوندیم

00:02:39.690 --> 00:02:42.060
که بدیم یکی مجانی تدوین کنه

00:02:42.060 --> 00:02:43.240
پول هواپیما نداشتیم

00:02:43.240 --> 00:02:43.740
نه

00:02:43.740 --> 00:02:45.990
با ماشین تا لس آنجلس رفتیم تا
کارمون رو انجام بدیم

00:02:45.990 --> 00:02:48.840
حرف جف یادم آورد که وقتی پول ندارین

00:02:48.840 --> 00:02:52.680
صحنه‌ی آغازین یه تیکه
هر فیلمی رو می‌خواین ببینین

00:02:52.680 --> 00:02:54.660
ولی اگه اون صحنه‌ی آغازین توجه‌تون رو
جلب نکنه

00:02:54.660 --> 00:02:56.130
فیلم خوبی نیست

00:02:56.130 --> 00:02:58.020
واقعا حرف جالبیه

00:02:58.168 --> 00:03:01.544
مطالعه‌ی موردی:
روزنامه‌ی سان فرانسیسکو اگزمینر

00:03:01.628 --> 00:03:03.658
مثلا کمپین تبلیغاتی «اگزمینر» رو ببین

00:03:03.660 --> 00:03:05.120
«سان فرانسیسکو اگزمینر»

00:03:05.120 --> 00:03:07.950
تو باشگاه تبلیغات سان فرانسیسکو
یه روز بود که

00:03:07.950 --> 00:03:11.633
ده دقیقه به آژانس‌های جدید وقت می‌دادند

00:03:11.658 --> 00:03:13.198
که بیان و درباره‌ی خودشون صحبت کنن

00:03:13.200 --> 00:03:15.330
من با کلی اضطراب اومدم

00:03:15.330 --> 00:03:16.590
درباره‌ی خودمون حرف زدم

00:03:16.590 --> 00:03:18.610
ولی ویلیام رندولف هرست سوم

00:03:18.612 --> 00:03:20.045
که ناشر «اگزمینر» بود

00:03:20.070 --> 00:03:21.260
اتفاقا اونجا بود

00:03:21.285 --> 00:03:23.135
اومد و گفت دوست دارم شما ایده‌هاتون رو

00:03:23.160 --> 00:03:24.680
درباره‌ی تبلیغ کار من بیارین

00:03:24.680 --> 00:03:27.100
و در نهایت ایده‌های ما در مقابل ایده‌های
هال راینی قرار گرفت

00:03:27.100 --> 00:03:29.250
که رییس قبلی ما بود و تو دنیای تبلیغات
خیلی مشهور بود

00:03:29.250 --> 00:03:30.940
بنابراین باید برنده می‌شدیم

00:03:30.940 --> 00:03:33.960
کنپینی که از این جریان بیرون اومد
به قول ریچ

00:03:33.960 --> 00:03:37.280
تصویر سیاه و سفیدی بود که به زیبایی
فیلم‌برداری شده بود

00:03:37.280 --> 00:03:39.030
ولی واقعا پولش رو نداشتیم

00:03:39.030 --> 00:03:40.910
که همه‌ی تصاویر رو گرون بسازیم

00:03:40.910 --> 00:03:42.800
ولی این تصاویر آغازین رو طراحی کردیم

00:03:42.800 --> 00:03:44.820
با یه بوم بزرگ متحرک یا همچین چیزی

00:03:44.820 --> 00:03:45.720
و بعد دیگه تموم

00:03:45.720 --> 00:03:46.703
بوم رو فرستادیم که بره

00:03:46.728 --> 00:03:47.620
تموم شده بود دیگه

00:03:47.645 --> 00:03:49.755
مثل «همشهری کین» اورسون ولز بود

00:03:49.780 --> 00:03:50.280
آره

00:03:50.280 --> 00:03:52.910
ولی نسخه‌ی ارزونش

00:03:52.910 --> 00:03:53.760
آره همین‌جوری بود

00:03:53.760 --> 00:03:56.360
یک ساعت این وسایل رو کرایه کردیم
و فیلم‌برداری کردیم

00:03:56.360 --> 00:03:58.220
ولی فکر می‌کنم نکته این بود که

00:03:58.220 --> 00:04:02.100
ویل هرست واقعا نوه‌ی ویلیام

00:04:02.100 --> 00:04:03.330
رندولف هرست بود

00:04:03.330 --> 00:04:06.793
برای همین ما با همشهری کین بازی کردیم
و اون اجازه‌ی قانونیش رو به ما داد

00:04:06.818 --> 00:04:08.608
اولین تبلیغی که ساختیم

00:04:08.610 --> 00:04:10.952
ویل شب توی دفتر کارش نشسته بود و کار می‌کرد

00:04:10.977 --> 00:04:12.410
و عکس پدربزرگش

00:04:12.435 --> 00:04:14.525
روی دیوار زده شده که باهاش حرف می‌زنه

00:04:14.550 --> 00:04:15.720
بیخیال بابابزرگ

00:04:15.720 --> 00:04:16.620
خوشحال باش

00:04:16.620 --> 00:04:19.730
مطمئنی می‌دونی داری چه کار می‌کنی ویل؟

00:04:19.730 --> 00:04:20.860
خیلی عالی بود

00:04:20.860 --> 00:04:21.533
نمی‌دونم

00:04:21.558 --> 00:04:22.348
نمی‌دونم

00:04:22.350 --> 00:04:22.915
خودت می‌دونستی؟

00:04:22.940 --> 00:04:25.050
یه همچین دیالوگی بود

00:04:25.050 --> 00:04:29.250
خیلی جسورانه بود و
همه‌ی کسانی که توش بازی می‌کردندد

00:04:29.250 --> 00:04:31.200
خودشون ناشر، نویسنده و سردبیر بودن

00:04:31.200 --> 00:04:32.700
آره، همه‌شون کارشون اونجا بود

00:04:32.700 --> 00:04:34.000
آره. بازیگر نداشتیم

00:04:34.000 --> 00:04:35.280
چرا که نه؟

00:04:35.282 --> 00:04:37.242
همچون موش آن‌ها را تا آن سوی تندرا تعقیب
می‌کنیم

00:04:40.330 --> 00:04:42.400
و فکر می‌کنم اونی که احتمالا

00:04:42.400 --> 00:04:46.925
بدنام‌ترین تبلیغ‌مون بود اونی بود که
ویل راننده‌ی کامیون پخش اگزمینر بود

00:04:46.950 --> 00:04:47.450
درسته

00:04:47.450 --> 00:04:49.900
و ازش خواسته بودیم با ماشین تو خیابون بره

00:04:49.900 --> 00:04:52.309
و فیلم «بولیت» رو تو خیابون‌های 
سان فرانسیسکو بازسازی کردیم

00:04:52.567 --> 00:04:54.333
۴:۵۸ عصر

00:04:56.870 --> 00:04:59.480
داشت با ماشین تو خیابون می‌رفت
و یه پیرزن کوچیکی

00:04:59.480 --> 00:05:01.450
از یه مغازه میاد بیرون

00:05:01.450 --> 00:05:02.410
ویل از سمت سربالایی میاد

00:05:07.261 --> 00:05:09.043
(رانندگی من چگونه است؟)

00:05:09.330 --> 00:05:13.193
یه سکه از دست پیرزن می‌افته و قل می‌خوره
سمت خیابون

00:05:13.218 --> 00:05:14.921
بعد فکر می‌کنین الان با ماشین زیرش می‌گیره

00:05:24.647 --> 00:05:26.945
برای آخرین اخبار بعدازظهر

00:05:26.970 --> 00:05:29.610
روزنامه‌ای بگیرید که بعدازظهر چاپ بشود

00:05:29.610 --> 00:05:31.590
و به طرز جادویی سکه تو دست ویل دیده می‌شه

00:05:31.590 --> 00:05:33.720
خیلی خنده‌داره

00:05:33.720 --> 00:05:34.760
بامزه است

00:05:34.758 --> 00:05:38.891
مطالعه موردی:
شویز فِرِش مِکس

00:05:38.970 --> 00:05:41.720
وای خدا
شویز فِرش مِکس

00:05:41.720 --> 00:05:45.080
خب، یه رستورانی بود

00:05:45.080 --> 00:05:46.190
زنجیره‌ای بود

00:05:46.190 --> 00:05:49.986
شویز فِرش مِکس غذا رو تازه همون روز درست
می‌کرد

00:05:50.338 --> 00:05:52.005
و روز بعد دوباره تازه درست می‌کرد

00:05:52.030 --> 00:05:54.050
گفتیم خیلی خب
ایده از همین می‌گیریم

00:05:54.050 --> 00:05:57.525
بیاین همون روز تبلیغات تازه درست
کنیم و بدیم بیرون

00:05:57.571 --> 00:05:59.200
هیچ کس تا اون موقع این کار رو نکرده بود

00:05:59.200 --> 00:06:01.340
یعنی دوباره نمی‌دونستیم چی رو نمی‌دونیم

00:06:01.340 --> 00:06:02.780
گفتیم برای چی نتونیم این کار رو انجام بدیم؟

00:06:02.780 --> 00:06:04.580
آره خیلی جالب بود چون

00:06:04.580 --> 00:06:07.100
ساعت ۴ صبح بیدار می‌شدیم
آماده می‌شدیم، شروع می‌کردیم

00:06:07.100 --> 00:06:10.370
به فیلم‌برداری، بعد از روزنامه‌ی اون روز
فیلم می‌گرفتیم

00:06:10.370 --> 00:06:12.340
و از مردم می‌خواستیم درباره‌ی اون روزها
صحبت کنن

00:06:12.340 --> 00:06:14.910
که بدونین واقعا همون روز فیلم‌برداری 
شده بود

00:06:14.910 --> 00:06:18.110
تست رایگان دروغ‌سنج، فقط امروز
(این تبلیغ امروز درست شده است)

00:06:18.110 --> 00:06:19.810
می‌تونی تاریخ امروز رو بگی؟

00:06:19.810 --> 00:06:21.010
۲۰ ژوئن

00:06:21.012 --> 00:06:22.695
این تبلیغ امروز ساخته شده

00:06:22.720 --> 00:06:23.875
۲۰ ژوئن

00:06:23.900 --> 00:06:25.940
به این می‌گیم تلویزیون تازه

00:06:25.940 --> 00:06:29.340
تا ساعت ۱۰ یا ۱۱ تدوینش می‌کردیم

00:06:29.340 --> 00:06:34.400
نسخه‌های بزرگ و ضایع دو سانتی
درست می‌کردیم

00:06:34.400 --> 00:06:37.580
ولی خودمون دستی تحویل ایستگاه تلویزیون
می‌دادیم

00:06:37.580 --> 00:06:38.690
تو سان فرانسیسکو

00:06:38.690 --> 00:06:40.703
با ماهواره می‌فرستادیم به لس آنجلس

00:06:40.728 --> 00:06:41.268
جدا؟

00:06:41.270 --> 00:06:44.120
آره. تو لس آنجلس هم پخش می‌شد

00:06:44.120 --> 00:06:45.350
و واقعا همین جوری بود

00:06:45.350 --> 00:06:47.330
مردم می‌گفتن
چجوری این کار رو کردن؟

00:06:47.330 --> 00:06:49.580
خیلی داغون بود

00:06:49.580 --> 00:06:51.560
ولی از طرف دیگه خیلی صادقانه بود

00:06:51.560 --> 00:06:52.910
و حقیقت چی بود؟

00:06:52.910 --> 00:06:55.760
ما درباره‌ی حقیقت محصول‌مون صحبت می‌کردیم
که این بود که

00:06:55.760 --> 00:06:57.680
اون روز تازه بود

00:06:57.680 --> 00:07:00.420
در شویز، گواکامول ما همون روز تازه درست
می‌شه

00:07:00.920 --> 00:07:02.920
بهش می‌گیم فِرش مِکس

00:07:02.920 --> 00:07:04.130
و این فیلم‌ها به نظر

00:07:04.130 --> 00:07:04.873
به‌نظر

00:07:04.898 --> 00:07:05.688
خیل آشغالن

00:07:05.690 --> 00:07:07.070
وحشتناک ان

00:07:08.945 --> 00:07:10.105
ولی ایده این نبود

00:07:10.130 --> 00:07:11.018
آره درسته

00:07:11.020 --> 00:07:11.590
واسه کی مهمه؟

00:07:11.615 --> 00:07:12.417
ما همون روز فیلم گرفتیم

00:07:12.420 --> 00:07:14.690
فردا می‌ندازیمش دور

00:07:14.690 --> 00:07:16.020
باید اینجوری بهش فکر کنین

00:07:16.020 --> 00:07:17.810
تا حالا تو گلف تقلب کردی؟

00:07:17.810 --> 00:07:18.470
آره کردم

00:07:19.400 --> 00:07:21.120
شویز فِرش مِکس

00:07:21.145 --> 00:07:22.745
معمولا توی گلف تقلب می‌کنی؟

00:07:22.770 --> 00:07:23.780
نه، به ندرت

00:07:25.140 --> 00:07:27.560
باید مشتاق باشین
و وقتی

00:07:27.560 --> 00:07:29.060
درباره‌ی ایده‌ای مشتاق باشین

00:07:29.060 --> 00:07:31.600
کس دیگه‌ای هم مشتاق می‌شه

